برچسب: کنفرانس بن

  • پیامد های خروج آمریکا از افغانستان/بررسی سناریوهای پسا خروج

    پیامد های خروج آمریکا از افغانستان/بررسی سناریوهای پسا خروج

    گمانه‌زنی‌ها در مورد خروج نیرو‌های امریکایی از افغانستان وقتی جدی شد که دولت قبلی امریکا قصد خود را برای مذاکره با طالبان اعلام کرد. نشست‌های دوره‌ای هیئت امریکایی به ریاست زلمی خلیل‌زاد، نماینده ویژه امریکا در امور افغانستان، با هیئت سیاسی طالبان باعث برانگیخته شدن سؤال‌های جدی در مورد روند مذاکرات و سرنوشت افغانستان گردید. اکنون این پرسش کماکان مطرح است که پیامد خروج امریکا از افغانستان چیست؟ و سرنوشت این کشور در دوره پسا خروج چه خواهد شد؟ برای پاسخ دادن به این پرسش ها در یک نگاه کلی می توان ادعا کرد که خروج نیرو‌های امریکا از افغانستان را می توان با تجربه مشابهی مقایسه کرد که با خروج نیرو‌های شوروی اتفاق افتاد.

    این مقایسه بر مبنای توقف حمایت شوروی از دولت دکتر نجیب‌الله در اوایل دهه ۱۹۹۰ می باشد که منجر به سقوط این دولت شد. بر مبنای این مقایسه، سه وضعیت متوالی را می توان برای آینده افغانستان پیش‌بینی کرد.

    سناریو نخست این است که با خروج کامل نیروهای آمریکایی و ناتو، روند فروپاشی دولت شروع می‌شود و مقام‌های دولتی در سطوح مختلف ملی و محلی مصونیت خود را در داشتن رابطه با طالبان و گروه‌های شبه‌نظامی کوچک‌تر خواهند دید. این وضعیت بیشتر در حالتی ممکن است که آن‌ها خطر در کنار دولت ماندن را بیشتر از طالبان ببینند و به این دلیل، چاره‌ای جز رو آوردن به سمت طالبان یا گرو‌های شبه‌نظامی دیگر نداشته باشند.

    سناریو دوم، ورود افغانستان به جنگ داخلی است شبیه وضعیتی که بعد از سقوط دولت نجیب‌الله به وجود آمد. باید توجه داشت که این وضعیت با توجه به درگیری‌هایی قبل از این و گاه و بی‌گاه بین نیرو‌های طالبان و داعش و شکل گیری هسته های مقاومت در مناطق مختلف بویژه سطح شمال، چندان دور از انتظار نیست.

    سناریو سوم، حمایت کشور‌های منطقه و فرامنطقه‌ای از گروه‌های مورد نظر خود می باشد. در این سناریو، عملا تجزیه قدرت اتفاق خواهد افتاد. پیش‌بینی این است که در صورت وقوع سناریو سوم، طالبان با حمایت پاکستان و عرب‌های خلیج فارس، برنده نهایی این جنگ خواهد بود. شاید بتوان گفت این سه وضعیت بد‌ترین سناریویی است که می‌تواند بعد از خروج امریکا از افغانستان اتفاق بیفتد، اما باید توجه داشت که طالبان تاکنون حاضر نشده موجودیت سیاسی فعلی افغانستان را تأیید کند و همواره بر تأسیس الگوی مورد نظرش به نام «امارت اسلامی افغانستان» تأکید داشته است. با این حال، هنوز هم باید صبر کرد و دید که ایا کنفرانس استانبول برگزار خواهد شد؟ در صورت برگزار شدن، نتیجه کنفرانس صلح استانبول به کجا خواهد رسید؟ بسیاری از تحلیلگران بین الملل این کنفرانس را با کنفرانس بن مقایسه می کنند که بعد از شکست طالبان و در دسامبر ۲۰۰۱ تشکیل شد. هرچند رهبران افغانستانی حاضر در آن کنفرانس دو هفته پر از بحث و جدل را پشت سر گذاشتند، اما در نهایت و با فشار و حتی تهدید‌های امریکا تن به دولت تحت ریاست حامد کرزی دادند تا نظام سیاسی جدید این کشور شکل بگیرد.

    یکی از تفاوت‌های عمده کنفرانس استانبول با بن حضور طالبان در آن است هرچند طالبان با ابراز بی‌میلی برای شرکت در آن سعی دارد قبل از شرکت در این کنفرانس بیشترین امتیاز ممکن را به دست آورده باشد. آزادی هفت هزار زندانی و خارج شدن نام سران طالبان از فهرست سیاه، مطالبات اصلی طالبان پیش از برگزاری کنفرانس استانبول خواهند بود. به هر حال، کنفرانس استانبول می‌تواند نقش تعیین کننده‌ای در وضعیت افغانستان بعد از خروج نیرو‌های امریکایی داشته باشد به نحوی که با دستیابی به مصالحه‌ای قابل قبول بین تمام طرف‌های افغانی و به خصوص طالبان، این نشست می تواند نظامی جدید بدون جنگ و خونریزی در این کشور ایجاد کند. اما در صورت شکست این کنفرانس، به نظر می رسد همان سناریو هایی اتفاق خواهند افتاد که در فوق، مورد پیش‌بینی قرار گرفت.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • نشست استانبول، کنفرانس بن دیگر!

    نشست استانبول، کنفرانس بن دیگر!

    تا چند روز آینده نشستی برای تسریع روند صلح افغانستان به میزبانی ترکیه در شهر استانبول این کشور برگزار می شود.

    هر چند تاریخ دقیق برگزاری این نشست هنوز اعلام نشده است و حمدالله محب مشاور امنیت ملی کشور روز گذشته در کنفرانس خبری در کابل گفت «بحث روی آجندا و زمان این نشست ادامه دارد» اما گفته می شود قرار است این نشست در تاریخ ۲۷ حمل برگزار شود.

    در حالی که روند صلح افغانستان وارد مرحله حساسی شده، ترکیه در حال آمادگی برای میزبانی کنفرانس صلح در شهر استانبول است. نشست استانبول را با کنفرانس بن (۲۰۰۱) که اساس نظام جدید افغانستان را پایه‌گذاری کرد مقایسه می کنند.

    با بازگشت آمریکا به چندجانبه‌گرایی در روابط بین‌المللی پس از روی کار آمدن جو بایدن، نقش بازیگران منطقه‌ای در صلح افغانستان بیش از گذشته پررنگ‌تر شده، نگاه‌ها بیشتر به سمت انقره دوخته شده که مهمترین کشور اسلامی است که در دو دهه اخیر سربازانش را به افغانستان فرستاده است.

    قرار است در کنفرانس استانبول که “سرنوشت‌ساز” خوانده شده و به گفته منابعی در ۱۶ آپریل (۲۷ حمل) برگزار خواهد شد، برای ده روز مقام‌های ارشد دولت، طالبان و جناح‌های سیاسی درباره “آینده سیاسی” افغانستان تصمیم بگیرند.

    پس از پیشنهاد میزبانی ترکیه توسط آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا، دیپلماسی صلح انقره در افغانستان فعالتر شده، و نقش ترکیه در میزبانی و میانجی‌گری میان طرف‌ها مهم ارزیابی شده است.

    در تحقیق تازه بنیاد فردریش ایبرت آلمان با عنوان “میانجی شدن؟ نقش و پتانسیل ترکیه در روند صلح افغانستان” که توسط دو تحلیلگر مسائل افغانستان؛ تیمور شاران و اندره واتکینز نوشته شده، توصیه شده که اتحادیه اروپا و ترکیه روند “قلب آسیا- استانبول” را از وضعیت نمادین فعلی به یک مکانیسم عملی با یک بستر جدید منطقه‌ای برای شامل کردن کشورهای منطقه در روند صلح افغانستان تبدیل کنند.

    ترکیه، تنها کشور مسلمان و عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) است که در افغانستان نیرو دارد.

    این کشور از ابتدای دوره جدید پس از سال ۲۰۰۱ در قالب ماموریت نظامی نیروهای کمک به امنیت و بازسازی در افغانستان (آیساف) و “ماموریت قاطع” ناتو در افغانستان مشارکت داشته است.

    بخدی در مطلبی پیرامون نقش ترکیه در صلح افغانستان می نویسد: ترکیه جایگاه “هفتم” را در میان نیروهای کشورهای ائتلاف بین‌المللی ناتو و غیرناتو در افغانستان داشته و در دو دهه اخیر، این کشور بیش از یک میلیارد دلار در پروژه‌های زیربنایی و امنیت افغانستان کمک کرده است.

    گفته می‌شود که در طرح آمریکا برای صلح افغانستان حضور نیروهای حافظ صلح برخی کشورهای اسلامی زیر نظر سازمان ملل متحد از جمله نیروهای ترکیه پیشنهاد شده است.

    طالبان در این مورد واکنشی نشان نداده است.

    سخنگویان طالبان در مورد نقش احتمالی ترکیه در افغانستان به صورت رسمی اظهارنظری نکرده‌اند. اما، گفته می‌شود که نمایندگان این گروه گفته‌اند که شهر دوحه را نسبت به ترکیه ترجیح می‌دهند.

    دیپلمات‌های ترکیه در مناسبت‌های مختلف با نمایندگان طالبان دیدارهایی داشته‌اند و در روزهای اخیر هیاتی از ترکیه در دوحه در حال رایزنی با نمایندگان طالبان در مورد کنفرانس استانبول است.

    مارشال عبدالرشید دوستم، رهبر جنبش ملی اسلامی ازبیک‌تبار به ترکیه نزدیک است، امری که گفته می‌شود با حساسیت طالبان روبرو شده است.

    دولت افغانستان چندی پیش پیشنهاد کرده بود که محل گفتگوهای صلح به مکانی در داخل کشور منتقل شود اما طالبان آن را “غیرعملی” دانست.

    مولود چاووش‌اوغلو، وزیر امور خارجه ترکیه در نشست اخیر وزرای امور خارجه کشور‌های عضو کنفرانس “قلب آسیا-روند استانبول” در شهر دوشنبه گفت که “مشکلات منطقه تنها با همکاری منطقه‌ای قابل حل و فصل است. اقدامات اتخاذ شده از مبارزه با تروریسم گرفته تا گسترش تجارت”.

    به گزارش خبرگزاری آناتولی او تصریح کرد که “افغانستان نیز یکی از کشورهایی خواهد بود که بیشترین نفع را از سیاست عدم تعهد موجود در منطقه خواهد برد.”

    وزارت خارجه ترکیه سیاست خارجی آنکارا در قبال افغانستان را در چهار هدف تعریف کرده است: حفظ ثبات سیاسی و وحدت کشور، تقویت ساختارها و نهادهای سیاسی موجود، حمایت از ثبات محیط امنیتی خود و بازگرداندن صلح و رفاه با از بین بردن تروریسم و افراط گرایی.

    بیشتر کارشناسان سیاسی و نظامی نسبت به نشست استانبول خوشبین استند و گفته می شود در این نشست دولت افغانستان و طالبان را برای دستیابی به توافق نزدیک می شوند.

  • افغانستان در قرن چهاردهم، نظام پس از کنفرانس بن

    افغانستان در قرن چهاردهم، نظام پس از کنفرانس بن

    حمله ایالات متحده امریکا به «گورستان امپراتوری‌ها» برابر بود با چهارمین نوبتی که طی صد و شصت سال گذشته یک دولت خارجی سربازانش را به خاک این کشور گسیل می‌کند. بریتانیا در قرن نوزدهم به قصد جابه‌جایی رژیم‌های موجود به افغانستان لشکرکشی کرده بود و بعد از آن روس‌ها در قرن بیستم برای حفظ رژیم مورد حمایت خودشان این کشور را مورد حمله قرار دادند. ایالات متحده امریکا اما زمانی به این کشور حمله کرد که ساختار و تمام نهادهای حکومتی این کشور در هم ریخته بودند و کارکردی نداشتند. در هنگام حمله آنان، نه شاه مستبدی برای حمایت در کابل حاکم بود و نه حزب ایدیولوژیکی. در هنگام حمله ایالات متحده امریکا به افغانستان، هیچ شخص و حزب به تنهایی قادر به کنترل افغانستان و وادار کردن مردم به تبعیت از سیاست‌هایش نبود. افغانستان به جایی رسیده بود که هر گروه و قومی خواستار سهم خودش در حکومت و افغانستان پیش رو بود.

    کابل در جریان جنگ‌های داخلی و حاکمیت طالبان به شهر مرده و ارواح تبدیل شده بود. انسان‌های زیادی در جنگ با شوروی و جنگ‌های داخلی از بین رفته بودند و کسانی که از آن جنگ‌ها جان به سلامت برده بودند، ترسیده و عذاب کشیده بودند. فقر همه‌گیر شده بود. مغازه،‌ سینما، بازار و هرچه کسب و کار در گذشته در این شهر بود، تعطیل و متروک شده بود. این شهر متمدن منطقه که برای خودش پیشینه و گذشته‌ای داشت، تمام هستی خود را در جریان جنگ‌ها از دست داده بود. پس از سرنگونی رژیم سیاه طالبان، جامعه جهانی در پی کمک و به ثبات رساندن افغانستان شد. حضور نیروهای امدادی بین‌المللی و کمک‌های خارجی، منجر به برگشت بخش عظیم مهاجران از ایران و پاکستان شد. قانون اساسی جدید افغانستان تسوید و تدوین شد و برای بار نخست زمینه انتخابات آزاد و سری برای مردم افغانستان فراهم گردید.

    بنیاد نظام کنونی پس از جنگ‌های داخلی و مقاومت مردم در برابر طالبان، خلاف خواست و ایده برهان‌الدین ربانی، رییس دولت اسلامی، ‌در بن آلمان ریخته شد. موانع عمده بر سر راه برگزاری کنفرانس بن، برهان‌الدین ربانی بود که پس از پیروزی ائتلاف شمال، بار دیگر وارد ارگ ریاست جمهوری شده بود. او پس از جابه‌جا شدن دوباره در داخل ارگ ریاست جمهوری، قبول کرد که برای ایجاد حکومت فراگیر ملی کنار برود، مشروط به این‌که کنفرانسی که در بن برگزار می‌شود، در کابل و در سایه دولت او برگزار شود. او به روند بن تا پایان معترض بود. حتا در جریان کنفرانس بن هم خواستار تعلیق آن کنفرانس و برگزاری آن در کابل شد. اما ایالات متحده امریکا خواست او را نپذیرفت و به او گفتند اگر استعفا نکند، افغانستان از دریافت میلیاردها پول کمک برای بازسازی محروم خواهد شد. حتا یک نوبت هواپیمای امریکایی به صورت تصادفی موشکی به سوی نزدیکی خانه او شلیک کرد.

    در روز نخست کنفرانس بن، حامد کرزی از مخفی‌گاهش در ترینکوت برای هیأت حاضر در جلسه بن، از یک اتاق نم‌ناک و با تلفنی که سازمان سیا برایش وصل کرده بود، سخنرانی کرد. او از دهه ۱۹۹۰ میلادی عضو گروه رم بود. اما کار عمده و اساسی‌اش بسیج قبیله‌ای و پشتون‌های سلطنت‌طلب در افغانستان و پاکستان بود. در هنگام رای‌گیری، گروه رم با ۹ رأی ستار سیرت را در برابر ۲ رأی حامد کرزی برگزید که بعدها با فشار قانونی و خلیل‌زاد، سیرت کنار زده شد. کرزی که بر اثر حمله اشتباهی هواپیمای امریکایی زخمی شده بود و داشت خون سرش را پاک می‌کرد، تماسی از بن دریافت کرد و رسماً رییس اداره موقت افغانستان شد.

    چند ساعت پیش از پایان یافتن کنفرانش بن، شورای امنیت سازمان ملل متحد موافقت‌نامه بن را در قطع‌نامه ۱۳۸۳ رسمیت بخشید. کنفرانس بن روند انتقال سیاسی و چارچوب روند سیاسی را مشخص کرد. اداره موقت روی کار آمد. این توافق‌نامه قواعد و رهنمودهای مرتبط با ترکیب رویه‌ها و کارکردهای اداره موقت افغانستان را تعیین کرد. اداره موقت به ریاست کرزی و کابینه‌اش؛ بیست و نُه وزیر، دادگاه عالی و یک کمیسیون ویژه برای برگزاری لویه‌جرگه اضطراری داشت. توافق بن زمینه فعالیت سازمان ملل متحد را در افغانستان فراهم کرد و هم‌چنان طرح اولیه برای تامین امنیت کشور ریخته بود. به این معنا که به تمام گروه‌های مسلح هدایت داده شد که ماموریت خود را به اداره موقت انتقال دهند.

    لویه‌جرگه قانون اساسی در دسامبر ۲۰۰۳ برگزار شد. در همان آغاز شکل‌گیری نظام جدید، بحث اصلی چگونه‌گی نظام سیاسی افغانستان بود که تا هنوز مشکل بزرگ ملی است و ممکن نیست بدون تعدیل و تغییر آن افغانستان در مسیر درست پیش‌رفت و توسعه قرار بگیرد. مسأله اساسی در جرگه  ۲۰۰۳ این بود که حکومت افغانستان متمرکز باشد یا فدرالی. بحث میان دو گروهی بود که یکی نظام ریاستی مقتدر می‌خواست، دیگری نظام پارلمانی. حامیان نظام متمرکز مدعی بودند که تفویض صلاحیت به قدرت خارج از کابل راه را برای تجزیه کشور فراهم می‌کند. هم‌چنین بسیاری از پشتون‌ها ریاست جمهوری قوی کرزی را به معنای بازگرداندن تفوق‌شان در حکومت می‌دانستند. در پیش‌نویس قانون اساسی جدید تلاش شده بود با پیشنهاد یک رییس جمهور و یک نخست‌وزیر، طرفین راضی نگه‌ داشته شوند؛ درست ساختاری شبیه به قانون اساسی ۱۹۶۳ دوران سلطنت ظاهرشاه. اما سِمت نخست‌وزیری به نفع رییس جمهوری قدرتمند به منظور داشتن افغانستان واحد حذف شد. (همان، ۳۹۹) قانون اساسی تازه، رییس جمهور را مسوول تمام امور می‌دانست. از انتصاب والیان تا پرداخت حقوق کلیه کارمندان دولت بر عهده رییس جمهوری بود. در واقع نظام و سیستم به کلی متمرکزی که تمام امور کشور را در دست رییس جمهوری و پایتخت کشور تعریف می‌کرد.

    در شروع هزاره سوم میلادی، مردم افغانستان به صحنه آمدند و وارد تاریخ شدند؛ البته به طور موقتی و گذرا. پس از دهه دموکراسی، بار دیگر در شروع هزاره سوم امیدواری برای داشتن یک جامعه آزاد و دموکراتیک برای مردم افغانستان میسر شد. زیرا افغانستان پس از تجربه یک جمهوری استبدادی، رژیم مداخله‌گر کمونیستی، دولت اسلامی ضعیف که جان و مال مردم برای قوماندان‌سالاری‌های فراوان هیچ وقت در آن مصون نبود و دوره سیاه طالبان، با افق تازه و روشنی مواجه شده بود. مردم افغانستان برای فرصت پیش آمده شگفتی‌زده بودند. زیرا بار اول بود که فرصت یافته بودند برای تعیین سرنوشت خویش رای استعمال کنند، انتقاد کنند، بنویسند و بگویند. افغانستان در ۹ اکتوبر ۲۰۰۴ شاهد و نظاره‌گر اتفاق خجسته‌ای بود. به این معنا که مردم افغانستان پس از شکل‌گیری افغانستان معاصر برای بار نخست می‌توانستند، رییس دولت خود را با رأی انتخاب کنند. هرچند شرکت در نخستین انتخابات افغانستان، شجاعت می‌خواست که مردم افغانستان نشان داده بودند. چون هیچ‌کس مطمین نبود که طالبان روند رأی‌گیری را با خشونت‌ورزی مختل نکنند. داستان‌هایی به بیرون درز کرده بود که گویا عده‌ای از مردم وصیت‌نامه نوشته بودند و آخرین مراسم خود را به جا آورده بودند تا مبادا در محل رأی‌گیری کشته شوند. به رغم همه تهدیدها مردم اشتراک کردند و برای بار نخست زعیم خود را با استعمال رأی خود انتخاب کردند. یکی از رأی دهنده‌گان در توصیف حال و هوای روز انتخابات و تجربه جدید در افغانستان گفته بود: «بالاخره، ما باز هم انسان هستیم.»

    نظام کنونی و هشتمین قانون اساسی افغانستان، همانند نظام‌های پیشین در معرض خطر و فروپاشی است. نظام موجود ضمن این‌که در محاصره طالبان مسلح قرار گرفته است، از فساد گسترده، ‌قوم‌گرایی و تعصب بی‌پیشینه رنج می‌برد. به حدی که اکنون کشورهای منطقه و جهان معقول‌ترین کار را توافق با طالبان، ‌تعدیل یا تغییر قانون و نظام می‌دانند تا طالبان به کابل بیایند و افغانستان از بحران موجود بدون تکرار دهه هفتاد – جنگ داخلی دیگر به سلامت عبور کند. چون گزینه غلبه نظامی بر مخالفان مسلح دولت محتمل نیست و کاملاً منتفی است. اضافه بر این، نیروهای خارجی که بیست سال قبل از امروز به کمک جمهوری و نظام دموکراتیک آمده بودند، کشور را ترک کرده‌اند. در درون کشور اکنون جبهه متحد و قوی وجود ندارد و شکاف‌های قومی و اختلافات سیاسی تا حد براندازی و کشتن یک‌دیگر پیش رفته است.

    نظام کنونی افغانستان که به نام «جمهوری اسلامی» یاد می‌شود، در چهار بُعد «اندیشه‌ای، هنجاری، ساختاری و کارکردی، با چالش مواجه است.» در بُعد اندیشه‌ای، همانند بقیه مفاهیم و ارزش‌ها، چنان که لازم و ضروری است در مورد مفهوم جمهوری و اهمیت آن برای افغانستان اندیشه‌ورزی و نظریه‌پردازی نشده است. در بُعد ساختاری «جمهوری با ضعف قیود قانون اساسی برای استفاده خودسرانه از قدرت تضعیف شده است.» در بُعد کارکردی، «فساد، وابسته‌پروری، جناح‌بندی و غیبت شهروندان فعال، جمهوری را تضعیف کرده‌اند. در نهایت پایه‌های هنجاری جمهوری با ایده‎های غیرلیبرال، فقدان فضیلت مدنی، افراطیت و قوم‌گرایی تضعیف شده‌اند. افزون بر این موارد، حضور جامعه بین‌المللی، نخبه‌گان قوم‌گرا و بنیادگرایان، جمهوری را تهدید می‌کنند.»

    جمهوری در حال حاضر در حد اسم جمهوری باقی مانده است. در عمل و کردار سیاسی، روزانه هیچ رفتار جمهوری‌خواهانه یا احترام به ارزش‌های جمهوری از سوی رهبری خود جمهوری دیده نمی‌شود. در نتیجه، «آن‌چه در حال حاضر داریم یک جمهوری شریر و بی‌مسما است. جمهوری شریر و بی‌مسما به جمهوری‌ای اطلاق می‌شود که با رفتارها و انحراف نخبه‌گان سیاسی و حامیان بین‌المللی‎شان از ارزش‌ها و اصول جمهوری‌خواهی مدنی منحرف شده باشد.» (همان، ۳۳) خلاصه کلام، «نظام موجود از دید قانونی، هنجاری و کارکردی و ساختاری یک جمهوری نیست.» افزون بر مشکلاتی که جمهوری در داخل خودش دارد و همه‌اش هم ناشی از فساد، بی‌باوری به ارزش‌های دموکراتیک و تعصب و تبعیض است، مخالفان سیاسی نیز در جامعه دارد. آن‌چه به وضاحت می‌توان در این مورد گفت، این است که چند حزب کلان سیاسی و تعیین کننده سیاست و امور کشور و سه قوم بزرگ افغانستان خواستار تعدیل و تغییر قانون اساسی و نظام موجود اند؛ البته از راه گفت‌وگو و روش‌های مسالمت‌آمیز.

    گروه طالبان در سال‌های اخیر ساحت زیادی از قلمرو افغانستان را تسخیر کرده است. آنان دولت و جهان را وادار ساخته‌اند که دور میز با آنان گفت‌وگو کنند. طالبان به رهبری ملا عمر پس از مدتی در سال ۲۰۰۳ دوباره سازمان‌دهی شدند و جنگ چریکی را علیه دولت مرکزی افغانستان و نیروهای پشتیبانی امنیت بین‌المللی (آیساف) که متشکل از ایالات متحده امریکا و اکثریت کشورهای ناتو بودند، آغاز کردند. این گروه در اویل با بمب‌گذاری‌ها در جاده‌ها، کمین و حملات چریکی در مناطق روستایی و هم‌چنین انفجارهای انتحاری در شهرها، از سال ۲۰۰۶ بخش‌های مختلف افغانستان را مجدداً تصرف کرده است. نیروهای ائتلاف بین‌المللی مجبور شدند تعداد نیروهای خود را در برابر طالبان افزایش دهند. در سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ میلادی، ۱۴۰ هزار سرباز تحت فرماندهی آیساف حضور داشتند که ۱۰۰ هزار نفر آن‌ها سربازان امریکایی بودند. حضور این سربازان سبب تضعیف و نابودی گروه طالبان نشد.

    جانسون معتقد است که افغانستان در همان وضعیتی است که نظام مورد حمایت ایالات متحده در سال‌های ۱۹۶۹ – ۱۹۷۳ در ویتنام قرار داشت. یعنی فساد مالی و اداری حکومت و دولت کنونی را مثل خوره از دورن خورده و خرد کرده است. برگزاری انتخابات پر از تقلب اعتماد ملی و قومی را از میان برده است. محبوبیت مخالفان مسلح حکومت و دولت و هم‌چنان قلمروی که در اختیار دارند‌، کم از محبوبیت و قلمرو نظام و حکومت نیست. (جانسون: ۱۳۹۸) به نظر او «غربی‌ها در فهم این‌که با چه روشی می‌توان بر رفتار و افکار افغان‌های روستانشین اثر گذاشت، ‌ناکام ماندند. آنان نتوانستند در روستاهای جنوب و شرق نفوذگذاری کنند و رفتار روستایی‌ها را جهت دهند.» هم‌چنان، «غرب نتوانست ذهن یک روستایی عادی و ساده پشتون را بخواند و طالبان از این ناکامی غرب بهره‌ فراوان بردند. به همین دلیل بود که غرب جنگ روایت‌ها را در افغانستان باخت.» بی‌جا نیست که یک تحقیق انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان (۱۳۹۸) نشان می‌دهد که ۵۰.۴۵ درصد پشتون‌های پاسخ دهنده در آن نظرسنجی مخالف شرکت کردن طالبان در روند انتخابات بودند. آنان معتقد بودند که طالب نباید تسلیم دولت کابل شود. این نظرسنجی نشان می‌دهد که همدردی و همدلی و حمایت بعضی از مناطق جنوب کشور که عمدتاً پشتون‌نشین است، کم از همدردی و همدلی و حمایت از نظام جمهوری نیست.

    بارفلید وضعیت پیش آمده و حاکم شده امروز افغانستان را به درستی حدس زده بود. او گفته بود: «…آن‌چه پیش از همه جای تعجب داشت، صبری است که مردم افغانستان در تعامل با بیگانگان نشان دادند؛ بیگانگانی که هیچ فهمی از فرهنگ و ارزش‌های ایشان نداشتند. اکنون نگرانی این است که مبادا بیگانگان پیش از برقراری امنیت، کشور را ترک کنند.» حالا روشن شده است که بیگانگانی که به منظور حمایت و پشتیبانی از افغانستان لشکرکشی کرده بودند، افغانستان را ترک کرده‌اند و قرار است تعداد کمی از نیروهای باقی مانده مطابق توافق دوحه به زودی افغانستان را ترک کنند. اکنون در افغانستان دو نیروی کاملاً متضاد و از لحاظ قوت نظامی تقریباً متوازان و با خواست‌هایی از بنیاد متفاوت وجود دارند. رویدادهای روزهای آینده مشخص می‌کند که کدام یک از این‌ها بر افغانستان حاکم می‌ماند و کدام یکی نابود می‌شود.

    8am

  • جنگ و صلح افغانستان مال دیگران است

    جنگ و صلح افغانستان مال دیگران است

    این روزها که نشست ترکیه و مسکو به موضوع داغ رسانه ها تبدیل شده نگرانی های شهروندان افغانستان در مورد سرنوشت کشورشان نیز افزایش یافته است. مردم از اینکه طالبان به یک باره در قدرت شریک شوند و تاخت و تازهای گذشته خود به ویژه علیه برخی اقوام خاص را از سر بگیرند، نگرانند.

    در این میان آنچه بیش از همه مردم ما را ترسانده است دخالت های خارجی به ویژه امریکا در تمام امور افغانستان است. دیروز که ترامپ برای کسب امتیاز تبلیغاتی چشم به روی تمام عملکردهای طالبان بست و با این گروه توافق صلح امضا نمود هیچ کس جرأت سوال پرسیدن درمورد کم و کیف این توافق نامه را پیدا نکرد و امروز نیز که دولت جو بایدن طرح تشکیل دولت انتقالی با حضور طالبان را داده باز هم کسی سوالی در این مورد نمی پرسد.

    داکتر سید عسکر موسوی، کارشناس ارشد مسائل سیاسی و دارنده دکترای انسان شناسی از دانشگاه آکسفورد، در مصاحبه اخیرش با یکی از رسانه های داخلی می گوید:« ما به صورت عموم دو جنگ داریم و دو صلح. یعنی جنگ دیگران در کشور ما و جنگ خودمان با همدیگر. صلح هم همین طور است. صلح دیگران داریم و صلح خودمان. اما چون خودمان وجود نداریم، می‌خواهم در مورد جنگ و صلح دیگران و یا جنبهٔ خارجی جنگ و صلح، اول صحبت کنم.»

    وی تاکید می کند:«جنگ افغانستان از این نظر فعلا جنگ ما نیست. حوادث ۱۱ سپتامبر اتفاق افتاد و ما در یک جنگ جدید قرار گرفتیم. کنفرانس بن هم کنفرانس ما نبود. دیگران تصمیم گرفتند و آقای کرزی را تحویل‌مان دادند. طالب و داعش هم طالب و داعش ما نیست. تفنگ و پول و اسلحه و مصارف بسیار این‌ها را کی‌ می‌دهد؟ پول دفتر قطر را کی‌ می‌دهد؟ دوربین شب‌بین را کی می‌دهد؟ پاسپورت سفر این‌ها را کی‌ می‌دهد؟ اردو و پولیس ما نیز اردو و پولیس خودمان نیست. پولش را ندهند یک روز تمویل کرده نمی‌توانیم. جامعه مدنی و دموکراسی و فمنیسم و امثالهم هم از خودمان نیست. یک روز پول‌اش را ندهند فلان رییس جامعه مدنی بیکار می‌شود.»

    داکتر موسوی می افزاید صلح ما هم صلح خودمان نیست. شورای صلح هم، شورای صلح ما نیست. بحث صلح اصلاً مربوط دیپلمات‌های کارکشتهٔ وزارت خارجه است. شورای صلح یعنی چه؟ کنفرانس دوحه و کنفرانس مسکو و اسلام آباد هم کنفرانس ما نیست. سهم ما از کنفرانس دوحه شاید همان خریطه‌هایی باشد که هنگام پایین شدن از طیاره دست دوستان بود.

    داکتر سید عسکر موسوی تاکید می کند:«ما اصلاً وجود نداریم. اصلاً حضور نداریم. هیچ چیز ما از خود ما نیست. نه کتاب ما از خود ماست و نه تعلیم ما. نه روشنفکر ما از خود ماست و نه ملای ما. روشنفکر ما یا روشنفکر مسکو است و یا روشنفکر پاریس و لندن. ملای ما هم همین طور. ملای ما یا ملای الازهر شریف است، یا ملای قم و نجف شریف یا ملای دیوبند شریف. ملای ما نیست. ملای خود ما، اونه همو ملا لندَی است.»

  • آیا طرح تازه امریکا برای صلح افغانستان شفا بخش است؟

    آیا طرح تازه امریکا برای صلح افغانستان شفا بخش است؟

    به تازگی وزیر خارجه امریکا با فرستادن نامه ای به رییس جمهور غنی طرحی را برای به موفقیت رساندن روند صلح افغانستان پیشنهاد کرده است. بر بنیاد این طرح به زودی جلسه ای مانند جلسه بن در کشور ترکیه برگزار و در آن از تمامی جناح ها دعوت می شود تا در قدرت در آینده شریک شوند.

    این طرح با مخالفت چهره های سیاسی در کشور روبرو شده است و آن را «صلح آمرانه» یاد کرده اند.

    این طرح درحالی مطرح می شود که گفته می شود مذاکرات میان افغانان در دوحه بی نتیجه بوده و دو طرف به گونه کامل از رسیدن به موفقیت در این گفتگوها ناامید شده اند. حال باید دیده شود نسخه جدید امریکا برای صلح افغانستان چه پایانی را در پی خواهد  داشت.

    از محتوای طرح جدید امریکا و نامه عتاب‌آمیز این کشور به رهبران افغانستان به خوبی پیداست که در هر صورت اداره بایدن تصمیم گرفته است وضعیت افغانستان را یکسره کند. حکومت افغانستان دو راه بیشتر ندارد؛ یا با طرح جدید امریکا همراه می‌شود که در این صورت برپایی حکومت انتقالی صلح، اعلام و اجرای آتش‌بس، تدوین و تصویب قانون اساسی جدید و سرانجام برگزاری انتخابات برای انتخاب یک رییس دولت منتخب تحقق پیدا می‌کند و وضعیت سیاسی و آینده افغانستان کاملا در مسیر جدید قرار می‌گیرد. یا هم با طرح مخالفت می‌کند. پیامد مخالفت با طرح تازه امریکا از محتوای نامه به خوبی پیداست: این‌که بسیار محتمل است امریکا حکومت فعلی افغانستان را به حال خودش بگذارد. در نامه به رییس‌جمهور غنی هشدار داده می‌شود که در صورت امتناع از همکاری نزدیک، با خروج نیروهای امریکایی، طالبان قلمرو بیشتری را تصرف خواهند کرد.

    وضعیت از آنچه پیش‌بینی می‌شد، آشفته‌تر است. از روزی که طرح جدید امریکا و نامه وزارت خارجه این کشور به رهبران حکومت افغانستان رسانه‌ای شده، اختلاف میان نیروهای سیاسی درون و بیرون‌حکومتی بیشتر دهن باز کرده و مواضع‌شان متشتت و پراکنده است. شاخه ارگ و برخی از سیاست‌مداران همسو با رییس‌جمهور غنی با موضع تازه امریکا به‌طور روشن به مخالفت برخاسته‌اند، اما شورای عالی مصالحه از این طرح استقبال و بسیاری از چهره‌های مطرح سیاسی هم سکوت کرده‌اند. مخالفت ارگ، استقبال شورای عالی مصالحه‌ی ملی و سکوت جناح‌های دیگر نشانه‌های پررنگ اختلاف در صف جمهوریت است. ممکن است در روزهای آینده اختلاف‌ها بیشتر شود.

    فراموش نکنیم که اختلاف در صف حوزه جمهوریت از آغاز بر سر روند صلح وجود داشته است. از روز اول نیروهای سیاسی افغانستان، ارگ و سپیدار اجماع و وحدت نظر در مورد صلح با طالبان نداشته‌اند. طالبان از نبود انسجام سیاسی در جمهوری اسلامی افغانستان تا کنون نفعی زیادی برده است. با استفاده از همین ضعف طالبان دو سال پیش و قبل از شروع مذاکرات دوبار با نیروهای سیاسی افغانستان وارد مذاکره شد، فرایندی که افغانستان به‌عنوان یک دولت به کلی کنار زده شد. طالبان به‌دنبال این است که در افغانستان با نیروهای سیاسی پراکنده و متشتت روبه‌رو شوند. چنددستگی در حوزه جمهوریت، سقوط جمهوری اسلامی به کام امارت اسلامی یا دست‌کم نافذشدن طالبان بر جمهوریت در مذاکرات و توافق صلح را به دنبال دارد.

    اگر امریکا در هر حال تصمیم گرفته که از افغانستان خارج شود، با یا بدون صلح، فقط یک چیز می‌تواند از سقوط جمهوری اسلامی در کام امارت طالبان جلوگیری کند؛ عبور از خودخواهی و قدرت‌طلبی. صلح یک مسأله‌ی ملی و مربوط به سرنوشت‌جمعی مردم افغانستان است. برخورد ناسنجیده و احساساتی فقط آشفتگی، پراکندگی و بی‌اعتمادی را بیشتر می‌کند. اگر منافع جمعی و سرنوشت مردم افغانستان برای نیروهای سیاسی مهم است، عقل حکم می‌کند که به‌دور از هیاهوی سیاسی بنشینند و طرح تازه امریکا را موشکافی و هر آنچه به نفع مردم افغانستان و آینده کشور است، روی آن توافق یا موارد اصلاحی‌شان را آرائه کنند. نه نیروهای موافق طرح امریکا و نه هم اردوگاه مخالف به تنهایی قادر است که از پس این وضعیت پیچیده و دشوار بیرون شود. اگر جمهوری اسلامی افغانستان موضع یکدست بگیرند، امریکا نمی‌تواند واقعا آن را نادیده بگیرند.

    سه دهه پیش رفتار ناسنجیده و قدرت‌طلبی برخی جناح‌های سیاسی باعث شد افغانستان سال‌ها شناور در خون باشند. امروز بار ملامتی آن رفتار ناسنجیده را بر دوش می‌کشند. وضعیت امروز بسیار شبیه به همان دوران است. در نامه وزارت خارجه از افتادن یک بار دیگر افغانستان در دامن هرج‌ومرج سیاسی به روشنی هشدار داده شده است. موضع سیاه و سفید ارگ، شورای عالی مصالحه‌ ملی و نیروهای سیاسی دیگر تنها به جنگ، التهاب سیاسی و سراشیبی سقوط شتاب بیشتر می‌دهد.

    فرمول دوحه متأسفانه فراگیر نبود. امریکا تنها کشوری بود که محوریت این فرمول را به دست داشت. بعدتر کشور میزبان، قطر، تنها نقش میانجی را بین طرف‌های مذاکره‌کننده به دست آورد. این فرمول در غیاب حضور و نظارت سایر کشورها و سازمان ملل متحد سرانجام با بن‌بست روبه‌رو شد و شکست خورد.

    طبق فرمول تازه، سازمان ملل متحد اواخر ماه مارچ نشستی را با میزبانی ترکیه برای تسریع و موفقیت روند صلح افغانستان برگزار می‌کند. در این نشست از تمام جناح‌ها و طرف‌های افغانی دعوت شده است که درباره وضعیت موجود و آینده افغانستان با هم گفت‌وگو کنند. از قدرت‌های بزرگ جهانی و منطقه‌ای که با هم تضاد منافع دارند، نیز دعوت شده است تا در این نشست شرکت کنند. این نشست، شبیه نشست بن اول است که در آن اساس دولت پساطالبان گذاشته شد.

    زلمی خلیل‌زاد، نماینده ویژه وزارت امور خارجه امریکا برای صلح افغانستان، در سفرش به کابل، طرحی را به حکومت و سیاسیون سپرد که در آن نقشه راه ایجاد یک حکومت انتقالی پیش‌بینی شده است. در این طرح ده صفحه‌ای چندین سناریوی احتمالی برای ایجاد دولتی زیر نام «دولت انتقالی صلح» در آن پیش‌بینی شده است. در این طرح، ساختار جدید سیاسی دارای سه قوه مستقل و مساوی اجراییه، شورای ملی و مقننه و دادگاه عالی و محلی در نظر گرفته شده است. افزون بر این، یک شورای عالی فقه اسلامی و یک کمیسیون تعدیل قانون اساسی نیز در طرح شامل است. تاکنون گروه طالبان دیدگاه‌شان در مورد این طرح را همگانی نکرده‌اند. گفتنی است که پیش از برگزاری نشست استانبول، یک نشستی در پیوند به روند صلح افغانستان در هژدهم مارچ در مسکو نیز برگزار می‌شود و روسیه از رهبران حکومت، برخی از چهره‌های سیاسی و گروه طالبان برای حضور دراین نشست دعوت کرده است.

    بخدی

  • معصوم استانکزی: دعوت نشدن طالبان در کنفرانس بن بزرگترین اشتباه بود

    معصوم استانکزی: دعوت نشدن طالبان در کنفرانس بن بزرگترین اشتباه بود

    معصوم استانکزی، رییس هیات مذاکره کننده حکومت گفت به دلیل «انحصار» از ۴۳ سال بدین‌سو پنج‌بار نظام‌ها در کشور عوض شده‌اند.

    آقای استانکزی روز (چهارشنبه، ۱۰ جدی) در انستیتوت مطالعات استراتژیک در کابل، مذاکرات جاری را تنها راه برای پایان جنگ در کشور خواند و گفت راه نظامی ۴۳ سال در کشور تجربه شده است. در این مدت، ۵ بار نظام‌ها عوض گردیدند. با تغییر نظام، نهادها و دست‌آوردها نیز از میان رفت. عاملان اصلی تغییر رژیم‌ها، انحصار بود.

    او همچنان گفت دعوت‌نکردن طالبان به کنفرانس بن در سال ۱۳۸۰ بزرگترین اشتباه بود. اگر طالبان در کنفرانس بن دعوت می‌گردیدند، امروز مجبور به گفت‌وگو با آنان نبودیم.

    استانکزی گفت برخلاف سال ۱۳۸۰ در کنفرانس بن، اجماع منطقه‌ای و جهانی دربارۀ گفت‌وگوهای دوحه وجود ندارد. به گفتۀ او، این مسأله نیازمند تلاش بیشتر دستگاه دیپلماسی و دولت برای ایجاد اجماع در سطح جهانی دربارۀ پروسه صلح می‌باشد.

    معصوم استانکزی دربارۀ آجندای مذاکرات صلح جمهوری با طالبان گفت: «امنیت»، «نظام سیاسی» و «حقوق شهروندان» که شامل مشارکت در قدرت، آتش‌بس، آیندۀ قوای امنیتی و نظامی افغانستان و نیروهای طالبان، حقوق شهرندان شامل حق کار، تحصیل، حقوق قربانیان جنگ، معلولان و خانواده‌های شهدا و برگشت داوطلبانۀ مهاجران، از مسایل عمده در گفت‌وگوهای پیش رو خواهد بود.

    به گفتۀ او، به منظور تأمین صلح پایدار و ختم جنگ، باید احساس مالکیت و مشارکت در همه فراهم شود.

    دور دوم مذاکرات ملی در تاریخ پنج جنوری در دوحه آغاز می‌گردد. گروه‌های مذاکراتی جمهوری و طالبان، طرح پیشنهادی‌شان را با همدیگر شریک ساخته‌اند.

  • رئیس جمهور غنی مدال دولتی غازی محمد اکبرخان را به داکتر زلمی رسول، تفویض کرد

    رئیس جمهور غنی مدال دولتی غازی محمد اکبرخان را به داکتر زلمی رسول، تفویض کرد

    محمد اشرف غنی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان قبل از ظهر امروز به منظور تقدیر از خدمات داکتر زلمی رسول سفیر افغانستان در بریتانیا، مدال دولتی غازی محمد اکبرخان را به وی تفویض نمود.

    در فرمان رئیس جمهور در این خصوص آمده است به خاطر تقدیر از نمایندگی برجستۀ موصوف در عرصۀ دیپلوماتیک در خارج از کشور که امور محوله را با بسیار صداقت و شجاعت انجام داده و نتایج خوبی را در قبال داشته است، اعطای مدال دولتی غازی محمد اکبرخان را منظور می نمایم.

    رئیس جمهور غنی در مراسمی که به این مناسبت در قصر گلخانه برگزار شده بود، گفت: «جای افتخار است که امروز از یک فرزند صدیق افغانستان تقدیر به عمل می آید.»

    داکتر زلمی رسول در تمام مراحل زندگی خویش، همانند پدرش عبدالقیوم رسول که وزیر صحت عامه بود، برای نهادینه کردن نظام مشروع در افغانستان، تلاش های خستگی ناپذیر را انجام داده است.

    رئیس جمهور کشور گفت تلاش ها و خدمات داکتر زلمی رسول از جوانی تا این لحظه برای آزادی و ایجاد نهضت سیاسی افغانستان بوده تا افغانستان از طریق دموکراسی به ثبات سیاسی برسد.

    رئیس جمهور غنی گفت نقش داکتر زلمی رسول در ایجاد لویه جرگه به خاطر حل معضله افغانستان پس از تجاوز اتحاد شوروی سابق که بعدها زمینه ساز تدویر کنفرانس بن گردید، برجسته می باشد.

    رئیس جمهور غنی با اشاره به حوصله، تحمل و تفکر داکتر زلمی رسول، گفت موصوف همیشه در بحث های ملی نقش ارزنده را بازی کرده و به همین خاطر حکومت افغانستان تلاش ها و خدمات وی را مورد تقدیر قرار می دهد.

    در مقابل، داکتر زلمی رسول سفیر افغانستان در بریتانیا، از اعتماد رئیس جمهور غنی و تفویض مدال دولتی غازی محمد اکبرخان، تشکر کرده گفت من از جوانی تا این لحظه برای افغانستان تلاش و کار کرده ام و تا زمانی که زنده هستم، برای کشورم خدمت خواهم کرد و آن را وجیبه ملی خویش میدانم.