برچسب: کشورهای عربی

  • از شریعت اسلام تا شریعت طالبان

    از شریعت اسلام تا شریعت طالبان

    این‌روزها مفهموم «شریعت» در محافل خبری طالبان کاربرد زیادی دارد. طالبان همواره مدعی‌اند «نظامی مطابق با شریعت» در افغانستان ایجاد خواهند کرد. دکتر خواجه بشیراحمد انصاری، نویسنده و پژوهشگر دینی در تفاوت «اصل شریعت» با آنچه که طالبان منظور و برداشت دارند، مطلبی به شرح زیر نوشته است:

    از شریعت اسلام تا شریعت طالبان

    کلیدی ترین واژه ای که در این ربع قرن بر زبان طالبان جاری و این گروه مشروعیت خویش را مدیون تطبیق آن دانسته اند اصطلاح «شریعت» بوده است. نه تنها طالبان که گروه های فراوان دیگری نیز در جهان اسلام و حتی کشور های غربی وجود داشته اند که پیوسته از شریعت یاد نموده اند، بی خبر از اینکه آنچه ایشان “شریعت” دانند، و در راه آن می شکند و کشته می شوند، غیر ازآن چیزی بوده که در فرهنگ قرآنی شریعت خوانده شده است.

    شریعت در زبان عربی از ریشه (ش ر ع) اشتقاق یافته و بمعنی شاهراهی آمده است که به آبی گورا منتهی می شود. اما در زبان قرآن شریعت به تمامی اموری اطلاق می گردد که خداوند نازل فرموده است.

    گفتیم شریعت بمعنی راه آمده و میان “راه” جامعه و “قانون” جامعه تفاوتی است آشکار.

    در تاریخ مسلمانان هیچ گروهی به اندازه فقها نقش نداشته اند؛ و وقتی یک فقیه با قرآن تعامل می نمود، او به جز قانون و احکام فقهی چیز دیگری در آن ندیده و در نتیجه شریعت را در همین احکام خلاصه نمودند.

    اما وقتی به مفهوم اصلی و ژرف این واژه توجه نماییم خواهیم دید که مفهوم “شریعت” خیلی گسترده تر و عمیقتر از آن چیزی است که دانشمندان رشته های مختلف دینی به آن نسبت داده اند. وقتی قرآن می گوید: “سپس تو را در راه و طریقه آبشخوری قرار دادیم [که ناشى] از امر [خداست] پس آن را پیروى کن” و باز در چندین آیت بعدی از ظلم و ستم، و سپس از هدایت و رحمت سخن می گوید، در می یابیم که مقصود قرآن از شریعت چیزی فراتر از قانون و یا احکام فقهی و باید ها و نباید های آن بوده است.

    ما در اینجا با دو مفهوم روبرو هستیم که یکی تطبیق حرفی و خشک قانون است و دیگرش روش و فلسفه زندگی. پرسشی که پیش می آید کدامش مهم است؟ من می گویم راه و روش و فلسفه زندگی مهمتر از قوانین آن می باشد؛ چون همین مسئله بود که عمر بن الخطاب را واداشت تا در سال قحطی و گرسنگی وقتی خودش را از یک طرف با متن قطعی و واضح قرآن روبرو یافت که از بریدن دست دزد حرف می زند و از سوی دیگر خود را در برابر راه و روش و فلسفه زندگی دید که عدالت اصلی ترین عنصر آن به شمار می رود، عدالت را بر حکم قانون ترجیح داد و از بریدن دست دزد صرفنظر نمود. او خوب می دانست که تطبیق حرفی و خشک قانون و فقه در آن شرایط دشوار به معنی مصادره “راه” و “روش” بوده است که قرآن از آن بنام شریعت یاد نموده است؛ و از نظر او هرگاه چنین شد باید در کنار مبادی و اصول و ارزش هایی ایستاد که ستون پایه های این راه و روش به شمار می روند. او “قانون” را در آیینه و میزان “راه” می سنجید نه آنکه راه را قربانی “قانون” سازد. به عبارت دیگر، این همه احکام جزایی بخاطر ارزش هایی تعیین گردیده است نه آنکه ارزش ها باید در خدمت این احکام قرار گیرند. به عبارت دیگر این “راه” با عدالت و رحمت شروع می شود نه با کشتن و بریدن و شکنجه و شلاق.

    دانشمندان مسلمان از گذشته های دور مقاصد پنجگانه شریعت اسلامی را محافظت از دین و جان و عقل و نسل و مال انسان ها دانسته اند. در این باب برخی دانشمندان، حفظ جان را مهمتر از حفظ دین دانسته اند، چون دین حق خدا است و جان حق انسان و حق آدمی بر حق خدا ترجیح دارد؛ و چون انسان ها حقوق شان را نمی بخشند، برخلاف خدا که بخشندگی اش را پایانی نیست؛ و چون اگر حق خدا ضایع گردد ضرری به ذات الهی بر نمی گردد،اما با از میان رفتن جان انسان، بزرگترین ضرری به او وارد می گردد. در این باب نمونه های فراوانی در سیرت پیامبر اکرم هم دیده می شود که بر اهمیت حفظ جان تأکید داشته است.

    به هر حال، شریعت به مجموعه ای از مبادی و تعالیم و ارزش های بزرگی به پهنای اصل دین اطلاق می گردد همان طوری که آیت ۱۳ سوره شورا به آن اشاره نموده است. با در نظرداشت همین اصل بود که امام آجری کتابی بنام شریعت نوشت، در حالی که بخش بزرگ آن کتاب را مفاهیم اخلاقی و معانی تربیتی و آبادی زمین و ساختن جامعه و ایجاد تمدن احتوا نموده است. راغب اصفهانی هم وقتی کتابی در باب فلسفه اخلاق نوشت آن را “الذریعه إلى مکارم الشریعه” نامید که به معنی “اسباب و عوامل دستیابی به بزرگمنشی های شریعت” آمده است. راغب شریعت را عبارت از مفاهیمی چون حکمت و عدالت و بردباری و احسان و فضیلت های انسانی  و صنعت ها و تربیت روحی انسان می دانست که در فرجام، مسیر بهشت را فرا راه انسان می گشاید. به باور او اعمار زمین و ایجاد تمدن در آن و خداگونه زیستن و نیایش نمودن او از پایه های شریعت به شمار می رفت.

    در اینجا لازم بیادآوری است که در تاریخ تمدن اسلامی دو مفهوم دیگر هم بر شریعت اطلاق گردید که از عمق و پهنای معنایی شریعت کاست. یکی از آن دو مفهوم؛ قرار دادن شریعت در برابر طریقت بود و دیگرش قرار دادن شریعت در برابر قانون که هر دو استخدام با مفهوم قرآنی شریعت در تعارض بوده است. در مفهوم اول، بخش ظاهری دین را شریعت خواندند، و در مفهوم دوم، شریعت بمفهوم فقه کاربرد یافت.

    شریعت به مفهوم قرآنی آن تمامی مفاهیم و تعالیم این کتاب را احاطه می کند در حالی که تلقی فقهی از شریعت خیلی آن را محدود می سازد. به عبارت دیگر، از جمله ۶۲۳۶ آیت قرآنی تنها حدود ۲۰۰ آیت آن مربوط به مسایل قانونی و فقهی می گردد که عباداتی چون نماز و روزه و زکات و حج را نیز شامل می شوند. از سوی دیگر، در میان ۶۲۳۶ آیت قرآن تنها ۹  آیت آن مربوط به حدود و قصاص می گردد، در حالی که طالبان و گرو های فراوانی دیگری شریعت را تنها به معنی تطبیق همین ۹ آیت می دانند؛ آیت هایی که ۰.۰۱ درصد قرآن را تشکیل می دهند.

    آنچه را راغب و آجری و دیگران در گذشته و ریسونی و امثال شان در عصر حاضر و پیش از همه قرآن کریم خود آن را شریعت می داند، عبارت از ارزش های اعتقادی و اصول اخلاقی و عدالت و احسان و راستی و نیکویی و ایجاد مدنیت و وفاداری و کرامت و آزادی و امنیت و اعتلای انسان و مهربانی و فروتنی و تلاش در جهت آموختن دانش و رهایی از رذایل اخلاقی و بقیه فضایل میباشد. خلاصه سخن، هر اقدام یا تلاشی که مردم را از بیعدالتی، استبداد، ظلم، خونریزی، تعصب و ستم حتی در حق حیوانات رهایی بخشد، و با هر گونه اصلاح اجتماعی و اعمار تمدنی پیوند داشته باشد، از اهداف شریعت به شمار می رود.

    تو اگر دروازه های کار را بروی نیمی از جامعه ات ببندی؛ اگر هیرویین را ترویج کنی؛ اگر هیچ برنامه اقتصادی نداشته باشی؛ اگر کارشناسان تخنیکی و اقتصادی از نزدت فرار کنند؛ اگر با قضایای عقلی و اخلاقی و فکری و تمدنی بیگانه باشی؛ اگر چرخ سیستم مالی را متوقف سازی؛ اگر فقه موازنات و فقه تدرج و فقه ضرورت ها، و فقه ضرر خفیف و شر کمتر، و فقه واقعیت ها، و فقه تطور و تطبیق، وفقه جامعه و زندگی، و فقه آسانگیری، و فقه تمدن و فقه توسعه و انکشاف، و فقه ممکن، وفقه اقلیات، وفقه اهداف و مقاصد و فقه نتایج و فقه هویتی وغیره را در زباله دان بیندازی، تو لکه ننگی بر جبین درخشان شریعت خواهی بود.

    شریعت اصطلاحی نیست که بر زبان جاری گردد؛ شریعت مبارزه با بیکاری و بهره برداری از ثروت های خدا داد است، زیرا تحقق دین و اخلاق در جامعه ای گرسنه ممکن نیست. قرآن وقتی در آیت ۳۷ سوره ابراهیم از نقش آن پیامبر در ترویج مدنیت و اسکان گزینی در قلب جامعه بدوی آن زمان مکه حرف می زند از دعایی یاد میکند که آن پیامبر بزرگ از خدا خواسته بود تا مردمان آن سرزمین را از میوه ها سیر کند تا آنکه عبادت خدا را بجا آرند. قرآن کریم بازهم وقتی در سوره قریش از امنیت غذایی و امنیت اجتماعی یادمی کند، امنیت غذایی و یا “أطعمهم من جوع” را بر امنیت اجتماعی و یا “آمنهم من خوف” مقدم می شمارد.

    شریعت در مفهوم قرآنی آن سیر در شاهراه رسیدن به چشمه پاکیزه و زلال زندگانی و کرامت است که جوهر آن را عدالت و اخلاق تشکیل می دهد، نه فرو غلتیدن در باتلاق فقر و گرسنگی و تحقیرانسان و انارشی و آدمکشی و تعصب و انحصار طلبی، و خلاصه سخن توجیه هر جنایتی در راه رسیدن به قدرت.

    شفقنا افغانستان

  • پیامدهای به قدرت رسیدن بایدن بر کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس

    پیامدهای به قدرت رسیدن بایدن بر کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس

    یکی از رویدادهای مهم و اثرگذار پیرامون تحولات کشورهای حاشیه خلیج فارس کنار رفتن ترامپ و استقرار دولت بایدن است. گرچه استقرار دولت جدید در آمریکا به دلیل ماهیت ابرقدرتی آمریکا و حضور چشمگیر و فراگیر آن در منطقه غرب آسیا برای همه کشورهای این منطقه حائز اهمیت است اما این جابجایی قدرت برای کشورهای حاشیه خلیج فارس معنا و مفهوم متفاوتی دارد. چرا که کشورهای اصلی این حوزه یعنی عربستان و امارات به لطف روابط شخصی مستحکمی که با ترامپ برقرار کردند و با توجه به نقش موثر قراردادهای چند صد میلیارد دالری که با دولت او امضا کرده بودند در بهترین وضع ممکن طی سال‌های اخیر قرار داشتند و تمامی پروژه‌ها و رویاهای خود را در سطح منطقه دنبال می‌کردند، بدون آن‌که از تهدید یا پیگیری قدرت‌های جهانی، سازمان ملل یا شورای امنیت هراسی داشته باشند. مصادیق این شرایط را می‌توان در جنگ مخرب شش ساله یمن، محاصره قطر، ماجراجویی‌های نظامی و امنیتی در مناطقی مانند شمال آفریقا و … مشاهده نمود.

    اما استقرار بایدن که در مبارزات انتخاباتی خود به صراحت از سیاست ترامپ در قبال این کشورها انتقاد می کرد اوضاع را به یکباره برای این کشورها و حاکمان آن تغییر داد. بر همین اساس دولت بایدن به محض روی کارآمدن طی چند دستور و فرمان اجرایی بخشی ازدستاوردهای این کشورها از دوره زمامداری ترامپ را از بین برد و به صراحت اعلام کرد که شرایط برای این کشورها تغییر کرده و سیاست ایالات متحده در مواجهه با آن‌ها تغییر خواهد کرد. لغو یا توقف قراردادهای فروش سلاح‌های پیشرفته به عربستان و امارات، اعلام پایان حمایت‌های اطلاعاتی و لجستیکی از جنگ یمن، «فاجعه راهبردی» خواندن جنگ یمن و تعیین نماینده ویژه در امور این کشور به منظور پایان دادن فوری به این جنگ فاجعه‌بار از طریق دیپلماتیک، انتشار گزارش «دفتر اداره‌کننده اطلاعات ملی» درباره قتل خاشقچی که به طور مستقیم ولیعهد سعودی را در این قتل فجیع دخیل معرفی کرد، بخشی از پیامدهای حضور دولت جدید آمریکا برای کشورهای خلیج فارس به ویژه عربستان و امارات بوده است.

    از جمله دیگر پیامدهای روی کار آمدن دولت بایدن برای کشورهای خلیج فارس این است که پیش از روی کار آمدن او دولت‌های محاصره کننده قطر (عربستان و امارات) پس از سه سال و نیم مجبور شدند بدون تحقق هیچ یک از شروط خود با قطر توافق آشتی امضا کنند.

    با این اوصاف، نباید انتظار تغییرات جدی در روابط آمریکا با این کشورها را داشت. چرا که آمریکا برای اجرای پروژه‌های خود در منطقه غرب آسیا به توانمندی‌ها و ظرفیت‌های کشوری مانند عربستان نیاز دارد و نمی‌توان انتظار داشت از روابط راهبردی و طولانی مدت خود صرفنظر نماید. ولی پیشاپیش روشن است شرایط و اوضاع برای حاکمان جوان این کشورها تغییر کرده و این کشورها از این پس می‌بایست در قبال موضوعاتی مانند حقوق بشر، سیاست‌های داخلی و کیفیت نقش‌آفرینی‌های خود در منطقه به آمریکا پاسخگو باشند و بر اساس شرایط جدید حرکت نمایند. در این میان، آینده جنگ یمن و سرنوشت کشورهای عربستان و امارات به عنوان کشورهای دخیل در این نزاع حائز اهمیت است. آن چه در این ارتباط می‌توان پیش‌بینی کرد این است که با توجه به رویکردهای دولت جدید آمریکا و وضعیت تحولات میدانی به احتمال زیاد سعودی با کمک آمریکا به «طور رسمی» پای خود را از جنگ یمن بیرون خواهد کشید و به این ترتیب به یکی از زیان‌بار‌ترین اقدامات خود در دهه‌های اخیر پایان خواهد داد.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • سفارت اسرائیل در امارات به طور رسمی بازگشایی شد

    سفارت اسرائیل در امارات به طور رسمی بازگشایی شد

    به گفته وزارت خارجه اسرائیل، این اقدام در پی توافق سال گذشته این کشور با کشورهای حوزه خلیج فارس برای عادی‌سازی روابط و برقراری رابطه دیپلماتیک صورت گرفته است.

    این وزارت‌خانه علاوه کرد در حال حاضر سفارت در یک ساختمان موقت قرار دارد تا یک دفتر دائمی برای آن آماده شود.

    همچنان ایتان نائه، یکی از دیپلمات‌های سابقه‌دار اسرائیل به عنوان سرپرست هیئت سیاسی در سفارت این کشور در امارات گماشته شده است.

    در همین حال گابی اشکنازی، وزیر خارجه اسرائیل گفت گشایش این سفارت امکان گسترش روابط دوستانه میان تل‌آویو و ابوظبی را فراهم می‌کند.

    از سویی هم کابینه دولت امارات متحده عربی نیز روز یک‌شنبه، بیست‌وچهارم جنوری ایجاد سفارت این کشور در تل‌آویو، پایتخت اسرائیل را تصویب کرد.

    این در حال است که پس از برقراری روابط رسمی دو کشور در ماه سپتمبر سال گذشته میلادی، علاوه از ایجاد پروازهای مستقیم، چندین هیئت تجاری نیز مبادله شده است.

    گفتنی است امارات متحده عربی نخستین کشور از چهار کشور عربی بود که در پی میان‌جگری دولت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، روابط خود با اسرائیل را عادی ساخت.

    بحرین، مراکش و سودان سه کشور دیگر عربی هستند که به عادی‌سازی روابط دیپلماتیک خود با اسرائیل اقدام کردند.

    دولت دونالد ترامپ، در بدل عادی‌سازی روابط امارات با اسرائیل، جواز فروش جنگنده‌های فوق پیشرفته‌ای F 35‌ را به ابوظبی صادر کرد.

    پیش از آن ایالات متحده آمریکا با فروش این جنگنده‌ها به امارات متحده عربی به دلیل ابراز نگرانی دولت اسرائیل، مخالفت کرده بود.

  • صحرای غربی را به ما بدهید، با اسرائیل رابطه برقرار می کنیم

    صحرای غربی را به ما بدهید، با اسرائیل رابطه برقرار می کنیم

    دونالد ترامپ ، رئیس جمهور آمریکا روز پنجشنبه در توئیتر اعلام کرد مراکش به چهارمین کشور مسلمان تبدیل شده که روابط خود با اسرائیل را عادی می‌سازد.

    ترامپ با استقبال از این توافق «تاریخی» نوشت که این به معنی «دستیابی به موفقیت بزرگ برای صلح در خاورمیانه» است. او همچنین در توئیتی جداگانه نوشت که ایالات متحده همچنین ادعای مراکش در مورد مالکیت منطقه مورد مناقشه صحرای غربی را به رسمیت می‌شناسد.

    خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از مقامات کاخ سفید گزارش داد محمد ششم، پادشاه مراکش در گفتگو با ترامپ توافق کرده است که کشورش روابط دیپلماتیک با اسرائیل را از سر بگیرد و «برای گسترش ثبات منطقه‌ای، همکاری اقتصادی و فرهنگی (با اسرائیل) را گسترش دهد».

    این توافق نتیجه گفتگوهای مشاور ارشد رئیس جمهوری آمریکا، یعنی جارد کوشنر، داماد دونالد ترامپ بوده است. کوشنر گفت: «این مسئله امنیت اسرائیل را بیشتر تقویت کرده و در همان حال فرصت‌هایی برای مراکش و اسرائیل فراهم می‌کند تا روابط اقتصادی خود را تعمیق و زندگی مردم خود را بهبود ببخشند.»

    کشورهای مسلمان در خاورمیانه و شمال آفریقا به طور بی‌پیشینه‌ای در حال عادی‌سازی روابط خود با اسرائیل هستند، اما هر کدام از آنها دلایل خود را برای این کار دارند.

    پیش از مراکش، امارات، بحرین و سودان نیز عادی‌سازی روابط خود با اسرائیل را آغاز کرده بودند.

    روزنامه جروزالم پست در مقاله‌ای تحلیلی به قلم «ست جی فرانتزمن» نوشت که چندین هفته پیش یک کارشناس خاورمیانه و روابط با اسرائیل به این تحلیل‌گر گفته اگر عربستان سعودی علامت‌های خاصی بفرستد، مراکش احتمالا خیلی سریع با اسرائیل رابطه برقرار می‌کند.

    ملک محمد ششم، پادشاه مراکش به داشتن روحیه باز و میانه‌روی معروف است، اما برای برقراری روابط با اسرائیل به چراغ سبز ریاض و واشنگتن احتیاج داشت. اکنون به نظر می‌رسد که او این اجازه را یافته است.

    مراکش اکنون قرار است با اسرائیل روابط دیپلماتیک کامل برقرار کند و پروازها میان این کشور با اسرائیل، همانند پروازها با دبی از سر گرفته شود. جارد کوشنر، مشاور ریاست جمهوری آمریکا گفته است که اسرائیل دفاتر رابط خود را در رباط بازگشایی می‌کند و مراکش نیز همین کار را در تل آویو انجام می‌دهد.

    دفتر رابط مراکش در اسرائیل در سال ۱۹۹۴ افتتاح شد. در سپتامبر ۱۹۹۴، یعنی یک ماه قبل از امضای پیمان صلح اردن، به نظر می‌رسید این کشور آماده عادی‌سازی روابط با اسرائیل است، اما از آن زمان تا کنون پیشرفت چندانی در این امر حاصل نشد و دولت رباط حتی در سال ۲۰۱۳ علناً علیه سیاست عادی‌سازی موضع گرفت.

    جروزالم پست می‌نویسد که کوشنر تا کنون کلید فشار در معاملات صلح با اسرائیل بوده و اخیراً به منظور پایان دادن به بحران خلیج فارس بین ریاض و دوحه در قطر حضور یافته است.

    جارد کوشنر گفته بود این مسئله امنیت اسرائیل را بیشتر تقویت کرده و در همان حال فرصت‌هایی برای مراکش و اسرائیل فراهم می‌کند تا روابط اقتصادی خود را تعمیق و زندگی مردم خود را بهبود ببخشند.

    در اواسط ماه سپتامبر اخبار مبنی بر عادی‌سازی روابط مراکش با اسرائیل به دلیل راکد ماندن این پرونده تحقق نیافت و پروازهای مستقیم میان دو کشور که قرار بود برقرار شود، انجام نشد.

    در مورد این که پس از امارات و بحرین کدام کشور آماده عادی‌سازی روابط با اسرائیل است، حدس و گمان‌های زیادی مطرح می‌شد. سودان که به نظر می‌رسید در مسیر نزدیک شدن با اسرائیل قرار دارد، برای این کار منتظر ماند تا واشنگتن نام این کشور را از سیاهه حامیان تروریسم خارج کند. بسیاری می‌گفتند عربستان سعودی هم می‌تواند به سمت یک توافق صلح با اسرائیل برود، اما با توجه به نتیجه به دست آمده از انتخابات ایالات متحده و پیروزی جو بایدن، احتمالا این محاسبه تغییر کرده است.

    حساب مراکش در این میان کمی پیچیده‌تر است. این کشور مانند تونس، موریتانی، عمان، قطر و تعداد دیگری از کشورها در گذشته بدون عادی‌سازی روابط با اسرائیل با این کشور پیوندهایی ارتباط داشته است. مراکش به دلیل داشتن جامعه یهودی، با اسرائیل روابط تاریخی داشته است. در حالی که پادشاه مراکش در سال ۲۰۱۹ از اسرائیل به دلیل رفتارش با فلسطینیان انتقاد کرده بود، رئیس جمهور اسرائیل در ماه ژانویه از او به دلیل حمایت از همزیستی با جامعه یهودی تشکر کرد.

    به نوشته تحلیل‌گر جروزالم‌ پست این بخشی از شبکه پیچیده روابط اسرائیل با کشورهای مسلمان است.

    اگرچه برخی از پیوندهای یهودیان مراکش با اسرائیل در گذشته بحث‌برانگیز بوده است، اما این کشور به طور كلی به عنوان یك كشور مثبت‌نگر در مسئله صلح و ازسرگیری روابط شناخته می‌شود.

    «ست جی فرانتزمن» می‌نویسد خوبی مراکش آن است که به دست عناصر طرفدار ایران یا افراط گرایان اخوان المسلمین ربوده نشده است. خاورمیانه که از زمان بهار عربی، ظهور و سقوط داعش و بحران خلیج فارس در سال ۲۰۱۷ و همچنین افزایش نقش ایران در عراق، لبنان، سوریه و یمن اکنون ظاهر جدیدی پیدا کرده، منطقه‌ای است که بیشتر از گذشته دچار پراکندگی شده و همزمان اسرائیل جای خود را در میان کشورهای عربی بیشتر باز کرده است.

    مراکش برای برقراری روابط با اسرائیل، از دولت آمریکا خواسته بود که منطقه صحرای غربی را به عنوان بخشی از این کشور به رسمیت بشناسد. مراکش از دهه ۱۹۷۰ تا کنون این منطقه را به کنترل خود در آورده اما جنبشی مخالف با حکومت مراکش به نام جبهه پولیساریو در آنجا هنوز فعالیت دارد.

    تا پیش از انتخابات آمریکا تصور، غالب در جهان عرب این بود که در صورت پیروزی ترامپ، کشورهایی چون عمان، قطر، مراکش و احتمالا سایر کشورها از الگوی امارات برای نزدیک شدن به اسرائیل پیروی می‌کنند.

  • مدارس دینی پاکستان به طور فزاینده ای با طالبان در ارتباط هستند

    مدارس دینی پاکستان به طور فزاینده ای با طالبان در ارتباط هستند

    صدای آمریکا نوشته است که صدیق صدیقی سخنگوی وزارت داخله کشور گفت “این حمله در مدرسه دینی «مولوی احمد» در ولسوالی چمن در شهر کویته پاکستان طرح ریزی شده بود.”

    این گروه تحقیق افزود که به طور فزاینده ای مدارس دینی در پاکستان با گروه طالبان که با دولت افغانستان و نیروهای بین المللی در افغانستان در حال جنگ است، ارتباط دارند.

    براساس گفته های مقامات اطلاعاتی پاکستان و افغانستان، نزدیک به 30 هزار مدرسه دینی در سطح کشور پاکستان فعالیت دارند که بیشتر آنان قانونی و ثبت شده هستند و آموزه های اسلامی را به محصلان شان تعلیم می دهند. اما هزاران مدرسه دیگر در این کشور ثبت شده نیستند و زمینه آموزش های افراطی و جلب و جذب برای طالبان را فراهم می کنند.

    «سرفراز بگتی» وزیر امور داخله ایالت بلوچستان پاکستان گفته است که بسیاری از فعالیت های شورشیان در این ایالت متمرکز است، زیرا در حدود 5500 مدرسه دینی در این ایالت فعالیت دارند و بسیاری از آنها از نظارت دولت دور می باشند.

    او گفت “مدارس دینی بسیاری در ایالت بلوچستان است که طالبان افغانستان در آن مدارس آموزش می بینند و حتی بسیاری از آنها توسط طالبان افغانستان اداره می شوند.”

    خادم حسین یک تحلیل گر امنیتی پاکستان نیز می گوید “شما به راحتی در هر کوچه و سرکی یک مدرسه دینی می بینید، که در حال گسترش افراط گرایی در تمامی اجتماع ها و روستاهای پاکستان هستند.”

    براساس گفته های مقامات ایالت بلوچستان بیش از 5 هزار دانش آموز افغان در مدارس دینی ایالت بلوچستان در حال فراگیری دروس دینی می باشند. ملا هبت الله آخندزاده رهبر فعلی گروه طالبان نیز پیش از اینکه به عنوان رهبر این گروه انتخاب شود، در یک مدرسه دینی در شهر کچلاک در نزدیکی شهر کویته تدریس می کرده است.

    لازم به ذکر است که واشنگتن و کابل همواره گفته اند که پاکستان برای عناصر مخالف دولت به شمول شورای رهبری طالبان و شبکه حقانی پناهگاه های امن تامین می کند.

    براساس یک گزارش اطلاعاتی آمریکا، گروه های افراط گرا که حامی شورشیان در افغانستان هستند و شبکه های متعددی از مدارس دینی را در سطح پاکستان ارائه می کنند. گرچه این گروه های افراط گرا در پاکستان نیز ممنوع هستند، اما تحت عناوین مختلفی فعالیت دارند و از طالبان حمایت می کنند.

    پیر امین الحسنات شاه وزیر امور مذهبی پاکستان گفته است که بسیاری از مدارس دینی توسط کشورهای عربی حمایت های مالی دریافت می کنند.

    او گفت “دولت پاکستان در حال نظارت این گونه حمایت های مالی است و اینکه این پول ها چگونه توسط مدارس به مصرف می رسد.”