برچسب: پاکستان

  • دخالت هند و پاکستان در افغانستان و بررسی عوامل موجود

    دخالت هند و پاکستان در افغانستان و بررسی عوامل موجود

    اکثر بحث‌ها در رابطه به نوع تعامل هند و پاکستان با افغانستان روی رقابت دو کشور در افغانستان متمرکز است. کارشناسان توصیه می‌کنند یا هند یا پاکستان افغانستان را به دیگری واگذار ‌کند یا اینکه به بهترین وجه اقدامات یکدیگر را مهار کنند. چنین پیشنهاد‌های نیم‌پخته، نه واقعیت‌های تاریخی و موجود را در نظر می‌گیرد و نه جایی برای همکاری سازنده باقی می‌گذارد. شاید تاریخ بتواند چشم ما را باز کند.
    روابط هند – افغانستان
    از زمان استقلال هند، روابط هند و افغانستان به طور کلی صمیمانه بوده است. یکی از دلایل صمیمیت این است که از زمان تأسیس پاکستان، هند و افغانستان مرز مشترک (و بحث برانگیز) ندارند. اگر شبه قاره هند تقسیم نمی‌شد، افغانستان و هند به احتمال زیاد در مسیر برخورد و تصادم قرار می‌گرفتند (به خاطر همان دلایلی که روابط پاکستان – افغانستان را متشنج خواهد کرد، بر علاوه تنفر شدید افراط‌گرایان هندو از افغان‌ها – نسل مهاجمان سابق هند).
    در سال ۱۹۴۴، وقتی هنوز هیچ برنامه‌ای برای تقسیم این شبه قاره نبود، افغانستان مسئله پشتون‌های مرزنشین و مرز دیورند را با بریتانیا مطرح کرد. تصور عام مبنی بر این که افغانستان این مسائل را پس از تأسیس پاکستان برای آسیب‌رساندن به آن مطرح کرد، از نظر تاریخی نادرست است. بنابر این، پس از تقسیم، پاکستان (به خاطر موقعیتش) به جای هند، تمام مسائل استعماری مربوط به جمعیت پشتون و مرز با افغانستان را به ارث برد.
    هند به دلیل نداشتن مرز مشترک با افغانستان برای پناه‌دادن به شورشیان (مجاهدین و طالبان)، طی ۴۳ سال درگیری در افغانستان، از حکومت به رسمیت‌شناخته شده افغانستان جانب‌داری کرد که در نهایت به محبوبیت هند در این کشور کمک کرد.
    هند علاوه بر روابط صمیمانه در سطح دولت، در میان اقشار عادی جامعه افغانستان نیز محبوب است. هند، به ویژه پس از ۲۰۰۱، در ساخت پروژه‌های زیربنایی (مانند بند سلما و شاهراه زرنج-دلارام)، اعطای هزاران بورسیه تحصیلی به دانشجویان افغانستان و آموزش افسران ارتش این کشور در اکادمی نظامی هند در دهرادون به افغانستان کمک کرده است.
    همچنین اعتقاد بر این است که هند به دنبال اهداف خود در افغانستان است. ادعا می‌شود که هند می‌خواهد حواس پاکستان را از تمرکز در مرز شرقی‌اش (از جمله کشمیر) منحرف کند. به این ترتیب، باور بر این است که هند مانند بسیاری ذینفعان در افغانستان، روی دارایی‌های اطلاعاتی سرمایه‌گذاری کرده است. در حالی که اتهام فعالیت‌های ضدپاکستانی در افغانستان ممکن نگران‌کننده باشد، اما هم دخالت هند و هم تهدیدهای مربوط به آن، در پاکستان بزرگ‌نمایی می‌شود.
    روابط پاکستان – افغانستان
    از زمان تأسیس پاکستان، به رغم برخی نکات مهم در روابط افغانستان و پاکستان که اغلب نادیده گرفته می‌شود، روابط دو کشور به دلیل اختلافات در مورد قانونی بودن مرکز مشترک و دخالت در امور پشتون‌های پاکستان (در ابتدا بین دهۀ ۱۹۴۰-۱۹۷۰)، به طور کلی متشنج بوده است. با این وجود، از دهۀ ۱۹۷۰ بدینسو، پاکستان با داشتن دست بالا و به خاطر گرایش به رژیم طرفدار پاکستان در کابل، همواره به مداخله در امور افغانستان متهم شده است.
    همان‌طور که گفته شد، در جریان جنگ‌های هند و پاکستان در سال‌های ۱۹۶۵ و ۱۹۷۱، افغانستان رسماً بی‌طرف ماند، اما با اطمینان دادن از امنیت در مرز غربی پاکستان در اصل به این کشور کمک کرد. در نتیحه، پاکستان توانست با اعزام نیرو در مرز شمال غربی و بلوچستان، از پیشروی هند به داخل خاک پاکستان جلوگیری کند. اتهامات مبنی بر اینکه افغانستان در جنگ‌های هند و پاکستان از هند حمایت کرد، نادرست است. رهبران آن زمان پاکستان (ایوب خان و ذوالفقار علی بوتو) از حمایت افغانستان قدردانی کردند.
    ورود پناهندگان افغان به پاکستان پس از کودتای کمونیستی ۱۹۷۸ در کابل و به دنبال آن حمله شوروی در دسمبر ۱۹۷۹، کمک گسترده‌ای به پاکستان از جانب افغانستان داشت. برای اولین بار در طول تاریخ، پاکستان این فرصت را داشت که هزاران افغان را در خاک خود آموزش دهد. این یک فرصت بی‌سابقه برای پاکستان بود که افغان‌های متمایل را پیدا کند تا بعداً پیشنهادات پاکستان را در افغانستان انجام دهند.
    قبل از ورود افغان‌ها، پاکستان توانایی محدودی در جمع‌آوری اطلاعات در افغانستان داشت. امروز، دارایی‌ها و توانایی پاکستان برای جمع‌آوری اطلاعات در افغانستان بسیار گسترده‌تر از هر قدرت منطقه‌ای است. علاوه بر این، این پناهجویان دوستی و روابط حرفه‌ای و شخصی طولانی‌مدتی در سراسر پاکستان ایجاد کرده‌اند. همان‌طور که اهل خرد در پاکستان نشان می‌دهند، پناهندگان افغانستان سرمایه‌گذاری درازمدت پاکستان را در افغانستان تشکیل می‌دهند.
    جایی که پاکستان از آن بهره‌ای نبرده است، تلاش‌های بیهوده‌اش برای داشتن یک رژیم وابسته در کابل است. توانایی پاکستان برای تأثیرگذاری بر وقایع تحت اداره مجاهدین و طالبان (آن‌هایی که از پاکستان به عنوان عمق استراتژیک استفاده کردند، نه برعکس) محدود بود. سیاست‌گذاران پاکستانی تازه فهمیدند که دوستی واقعی با افغان‌ها، وسیله موثرتر و کم‌هزینه‌تر است تا تلاش برای تأثیرگذاری از طریق نیابتی‌ها؛ امری که تا کنون نتیجه عکس داشته است.
    گیرودار هند و پاکستان با افغانستان
    نخست، از ۱۹۷۸ تا ۲۰۰۱ (یا همان‌طور که برخی ادعا می‌کنند تا کنون)، سیاست پاکستان برعکس آنچه بوده که هند انجام می‌داد (یعنی پشتیبانی از دولت‌های به رسمیت‌شناخته شده افغانستان). در نتیجه، از محبوبیت پاکستان در افغانستان کاسته و به هند افزوده شد. حتی برخی مجاهدینِ که پاکستان در دهۀ ۱۹۸۰ از آن‌ها حمایت کرد، پس از به دست گرفتن قدرت در کابل در سال ۱۹۹۲ به تدریج طرفدار هند شدند.
    با آنکه پاکستان از مجاهدین افغانستان علیه اتحاد شوروی حمایت کرد و حسن‌نیت افغان‌ها را به دست آورد، اما وقتی به جای پشتیبانی کامل از دولت مجاهدین، بازی جانب‌داری از جناح‌های مختلف مجاهدین را آغاز کرد که در سال ۱۹۹۲ به قدرت رسیدند، از محبوبیت‌اش کاسته شد. افغان‌ها به این فکر افتادند که آیا پاکستان واقعاً به آن‌ها در آزادسازی کشورشان کمک کرده یا به عنوان یک ارباب جدید خارجی، فقط سعی کرده جایگزین اتحاد جماهیر شوروی شود.
    اما هند به پشتیبانی خود از دولت افغانستان در سراسر دهۀ ۱۹۹۰ ادامه داد. مجاهدین شورشی به دریافت حمایت از پاکستان راضی بودند. اما مجاهدین حاکم از مداخله پاکستان بیزار شدند. با شدت‌گرفتن جنگ در میان جناح‌های مختلف مجاهدین، محبوبیت پاکستان بیشتر سقوط کرد. بعداً، حمایت پاکستان از طالبان محبوبیت آن را به پایین‌ترین حدش رساند، تا جایی که هنوز هم باید بهبود یابد. این یکی از دلایل بیشتر شدن محبوبیت هند در افغانستان است.
    علاوه بر این، امروز پاکستان نباید از حضور هند در افغانستان هراس داشته باشد. نخست، پاکستان حضور گسترده‌تر و دارایی‌های بیشتر نسبت به هند در افغانستان دارد. دوم، مجاورت با افغانستان به پاکستان دست بالاتر می‌دهد تا نیروها را به اطراف (به داخل یا از مرز افغانستان) منتقل کند و اقدامات قوی‌ علیه عناصر ضدپاکستانی انجام دهد. سوم، روابط بین افغان‌های عادی و پاکستانی‌ها قوی‌تر است و همواره در مقابل روابط پرتنش در سطح دولت مقاومت کرده است.
    هیچ افغان نمی‌خواهد موضعی اتخاذ کند که به پاکستان آسیب برسد؛ تاریخ دوبار این امر را در سال‌های ۱۹۶۵ و ۱۹۷۱ ثابت کرد، وقتی پاکستان برای بقای خود در برابر یک دشمن بسیار بزرگ‌تر می‌جنگید. در سال ۲۰۱۱، رییس جمهور حامد کرزی با تأکید گفت که حتی اگر ایالات متحده به پاکستان حمله کند، افغانستان از پاکستان پشتیبانی می‌کند. افغان‌ها به بقا و سعادت پاکستان علاقمند هستند.
    از این گذشته، در ارتباط به جدایی طلبان بلوچ و تحریک طالبان پاکستان که از خاک افغانستان استفاده می‌کنند، باید یادآوری کرد که پس از سقوط طالبان، دولت افغانستان تمایلی به پناه‌دادن به جدایی طلبان بلوچ نداشت. تنها پس از ظهور دوباره طالبان از پاکستان، افغان‌ها استفاده خاک افغانستان از سوی جدایی طلبان بلوچ و تحریک طالبان پاکستان را نادیده گرفتند. بهبود روابط پاکستان و افغانستان منجر به کاهش اقدامات خشونت‌آمیز در هر دو کشور خواهد شد.
    در کنار آن، نهادها و سیاست‌گذاران پاکستانی نباید افغانستان را به مسئله کشمیر پیوند دهند. گره‌دادن این دو کمکی نمی‌کند و موضوعات را برای پاکستان پیچیده خواهد کرد. این امر افغان‌ها را بیشتر نسبت به پاکستان شکاک می‌کند و احتمالاً هند را به کوشش برای استفاده از افغانستان به عنوان پایگاه بی‌ثبات‌سازی پاکستان تحریک خواهد کرد. افغان‌ها بسیار خوش خواهند شد اگر هند و پاکستان مسائل دوجانبه شان را خود حل کنند و پای افغانستان را به میان نکشند.
    علاوه بر این، به نفع افغانستان است که از هند، قدرت اقتصادی رو به رشد در همسایگی‌اش، کمک اقتصادی دریافت کند. پیش‌بینی می‌شود که هند تا سال ۲۰۳۰ به سومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شود. اشفق کیانی رییس پیشین ستاد ارتش پاکستان بر این باور بود که هند می‌تواند یک نقش اقتصادی در افغانستان داشته باشد. پاکستان خود ۶۰-۷۰ درصد از مواد فعال موجود در داروهایی را که در پاکستان فروخته می‌شود از هند وارد می‌کند.
    هندی و هندو نمی‌تواند مترادف باشد (پاکستانی‌ها هم تا ۱۹۴۷ هندی بودند). تقریباً همان قدر مسلمان که در پاکستان است، در هند نیز وجود دارد. وقتی تنش‌ها بین هند و پاکستان بالا می‌گیرد، زندگی برای مسلمانان هند سخت می‌شود. قرار دادن رقابت بین هند و پاکستان در چوکات مبارزه بین اسلام و هندوییزم به ضرر مسلمانان هند است؛ کسانی که مانند پاکستانی‌ها با افغان‌ها روابط مذهبی، تاریخی و اجدادی دارند. اینکه انتظار داشته باشیم افغان‌ها از مسلمانان هند فاصله بگیرند، عملی‌شدنی نیست.
    به همین ترتیب، این تصور که وقتی طالبان در افغانستان به قدرت برسند، پاکستان در این کشور دست بالا خواهد داشت، غیرواقعی است. وقتی طالبان به قدرت برسند (از طریق توافق تقسیم قدرت)، آن‌ها می‌خواهند روابط دوستانه با هند و پاکستان داشته باشند. طالبان بر این باور هستند که کشمیر یک موضوع داخلی هند است و از پاکستان و هند خواسته‌اند پای افغانستان را به این قضیه نکشانند. این احساس در اکثریت مردم افغانستان وجود دارد.
    به همین منوال، هند نیز باید درک کند که هر گونه تلاش برای استفاده از خاک افغانستان جهت تضعیف پاکستان، پیامد معکوس برای هند خواهد داشت. به عنوان یک مسلمان، برای مردم افغانستان قابل قبول نیست که به پاکستان، کشوری با اکثریت مسلمان، آسیبی برسد. علاوه بر این، بقا و رفاه پاکستان برای بقا و رفاه افغانستان مرتبط و حیاتی است. هند هرگز نباید انتظار داشته باشد كه روابط صمیمانه این كشور با افغانستان بتواند به عنوان وسیله‌ای در برابر پاکستان استفاده شود.
    برای پایان بخشیدن به این مطلب، مثالی از کریکت باید کافی باشد. حضور اخیر بازیکنان افغان در سوپرلیگ پاکستان، اتفاق قابل استقبال است. بازیکنان افغان نباید بین بازی در لیگ برتر هند و سوپرلیگ پاکستان یکی را انتخاب کنند؛ آن‌ها باید در هر دو لیگ بازی کنند. همان‌طور که لیگ برتر هند، لیگ بزرگ‌تر با پول بیشتر است، سوپر لیگ پاکستان نیز در یک کشور همسایه نزدیک بازی می‌شود که به افغان‌ها در بازی و عشق به کریکت الهام داده است.

    منبع: نشنال اینترست

    مترجم: سید طاهر مجاب

  • فرمانده گروه تروریستی البدر از دنیا رفت

    فرمانده گروه تروریستی البدر از دنیا رفت

    منابع بیان می‌دارد كه «بخت‌زمين خان»، فرمانده اعظم تنظیم البدر به دليل ويروس كرونا درگذشته است. او در گورستان رحمان بابا در نزديكي زمين دانشگاه پيشاور به تاریخ دوم مارچ سال ۲۰۲۱ دفن کرده‌اند.
    بخت‌زمین از سال ۱۹۹۸ بدین‌سو رهبر تنظیم البدر بود و مسئولیت جهاد در کشمیر را بر عهده داشت. طی دهه هشتاد گروه البدر تحت فرماندهی گلبدین حکمتیار علیه شوروی در افغانستان و سپس علیه نیروهای آمریکایی پس از سال ۲۰۰۱ جنگید. از دست دادن یک جهادی با ۴۰ سال تجربه جنگ به‌عنوان یک عقب‌گرد بزرگ برای البدر و برنامه‌هایش برای احیای تنظیم در کشمیر تلقی می‌شود.
    البدر که در حال حاضر یک تنظیم فعال تروریستی در جامو و کشمیر است، توسط دولت هند در اول اپریل سال ۲۰۰۲، تحت قانون مصوبه جلوگیری از تروریسم (۲۰۰۱) که در ۲۸ اپریل سال ۲۰۰۲ به قانون جلوگیری از تروریسم تبدیل شد، به‌عنوان یک گروه تروریستی شناخته شد. همچنین از سوی ایلات متحده امریکا به‌عنوان یک سازمان تروریستی خارجی شناخته ‌شده است.

    شکل‌گیری و اهداف البدر
    البدر در ماه جون ۱۹۹۸ با هدف «مبارزات آزادی کشمیر» و «آزادسازی» دولت جامو و کشمیر هند و ادغام آن با پاکستان تشکیل شد. این تنظیم مدعی است که باید طبق تصمیمات سازمان ملل به کشمیری‌ها حق تعیین سرنوشت داده شود. گفته می‌شود که البدر ریشه خود را از سال ۱۹۷۱ می‌داند؛ زمانی که گروهی به همین نام به بنگالی‌ها در منطقه‌ای که در آن زمان پاکستان شرقی شناخته می‌شد حمله کرد.
    هم‌چنان این گروه به‌عنوان بخشی از حزب اسلامی گلبدین حکمتیار در افغانستان طی دهه ۱۹۸۰ فعالیت می‌کرد. ضمن حمایت از ایده کشمیر مستقل، از سازمان‌های میانه‌رو کشمیری، مانند جبهه آزادی‌بخش جامو و کشمیر (JKLF) نیز انتقاد می‌کند.
    رهبری فعلی البدر مخالف ایالات‌متحده، اسرائیل و رژیم عربستان سعودی است. این تنظیم از گذشته‌ها اظهار داشته که کشمیر را «دروازه‌ی هند» می‌داند و هدف خود را «آزادی» مسلمانان در بقیه هند پس از «اشغال» کشمیر توصیف می‌کند.
    به گفته منابع رسمی در جامو و کشمیر، البدر که قبلاً تحت لوای حزب‌المجاهدین (HM) فعالیت می‌کرد، توسط سازمان (ISI) و آژانس اطلاعاتی خارجی پاکستان، تشویق شد که در سال ۱۹۹۸ به‌طور مستقل فعالیت کند. منابع اطلاعاتی هند اظهار داشته است كه نسخه جدیدی از البدر به‌عنوان بخشی از این استراتژی تغییریافته در سال ۱۹۹۸، با القای جنگ‌جویان خارجی كه در چندین تنظیم تروریستی دیگر در كشمیر خدمت می‌کنند، شکل گرفت.

    رهبری، ساختار فرماندهی و کادر در زمان شکل‌گیری تنظیم
    البدر تحت هدایت لقمان بود، فردی که ساکن کشمیر پاکستان بود. بخت‌زمین، ساکن پنجاب در پاکستان، «فرمانده ارشد» تنظیم بود. گزارش شده است که ارفین باهی با اسم‌های مستعار لقمان و جان‌نثار فرمانده ارشد البدر در جامو و کشمیر است. ازجمله رهبران دیگر البدر عبارت‌اند از: «فرمانده راه‌اندازی» عرفان؛ «معاون عالی فرمانده» زاهد بهایی؛ «رییس تبلیغات» جاسم بات؛ ابو موای «مسئول ارتباطات» گزارش شده است که البدر دارای کادری تقریباً ۲۰۰ نفر، ازجمله ۱۲۰ جنگ‌جوی خارجی است.

    ستاد و مناطق عملیاتی
    دفتر مرکزی این تنظیم در مان‌صحرا در پاکستان است. هم‌چنان گزارش شده است که این تنظیم، اردوگاهی در مظفرآباد (کشمیر تحت اداره پاکستان) نیز دارد. گزارش پنج سال گذشته حاکی از آن است که البدر در مناطق آنانتاگ، بارامولا، بودگام، سریناگر و کوپوارا دره کشمیر فعال است. هم‌چنان در مناطق پونچ و راجوری در منطقه جامو حضور دارد.
    البدر بخشی از شورای جهاد متحد (UJC) است (ائتلافی از گروه‌های تروریستی مستقر در پاکستان که در جامو و کشمیر فعال هستند). گزارش شده است که اردوگاه‌های آموزشی در منطقه منشرا در استان مرزی شمال غربی (NWFP) در پاکستان و کوتلی و مظفرآباد در کشمیر تحت اداره پاکستان موقعیت دارد. این تنظیم به تأسیسات حمله و یا تهدید به حمله داده است که تأسیسات نظامی هند و مقامات برجسته دولتی را در جامو و کشمیر هدف قرار می‌دهد.
    گفته می‌شود که کادرهای البدر تحت تعلیم ISI در کارگریل در سال ۱۹۹۹ مشارکت فعال داشته‌اند. فرمانده ارشد این تنظیم، بخت زمین در هنگام نفوذ برای نظارت بر حرکت کادرهایش از پاکستان به اسکاردو و مناطق روبه‌جلو آن مستقر بوده است.
    این تنظیم که برای مدتی از اواخر دهه ۱۹۹۰ از بین رفته بود، با افزایش تعداد، چندین اعمال تروریستی را در سال ۲۰۰۰ در جمو و کشمیر آغاز کرد.
    منابع رسمی نشان داده است که چندین تروریست کشته شده در سال ۲۰۰۰ از کادرهای البدر بودند. در یك واقعه از این دست، هنگام حمله نیروها به مخفیگاه آن‌ها در تورو در نزدیكی گاندربال، پنج تروریست كه گویا بخشی از یك گروه انتحاری البدر بودند، كشته شدند.
    این تنظیم با آتش‌بس در خط کنترل (Loc) اعلام شده توسط هند و پاکستان در نوامبر ۲۰۰۳ مخالفت کرده است. البدر به‌طور مداوم با هرگونه روند گفت‌وگو بین هند و پاکستان مخالف است.
    به‌عنوان مثال؛ رییس تنظیم، بخت‌زمین در مصاحبه‌ای در ۴ سپتامبر ۲۰۰۱ گفت که هند در مورد گفت‌وگو برای حل‌وفصل مسالمت‌آمیز مسئله کشمیر صادق نیست. او ضمن درخواست از پاکستان برای تمرکز بر تقویت جهاد به‌جای «اتلاف وقت بیشتر برای دست‌یابی به یک توافق با مذاکره»، از رژیم نظامی خواست تا از شروع هر اقدامی که سبب تضعیف «جنبش آزادی‌خواهی» در جامو و کشمیر شود خودداری کند.
    هم‌چنان این تنظیم سعی کرده است سبک زندگی اسلام‌گرایانه را در مناطقی که فعالیت می‌کند، اعمال کند. به‌عنوان مثال، گزارش‌های آگوست ۲۰۰۳ نشان می‌دهد که البدر به زنان در مناطق روستایی جمو و کشمیر دستور داده است که شغل پولیسی را کنار بگذارند، حجاب بپوشند، پس از ۱۴ سالگی ترک تحصیل کنند و بدون همراهی یک مرد بیرون نروند. آن‌ها درباره عواقب نامشخص در صورت عدم رعایت قوانین توسط زنان هشدار می‌دادند.
    در ۲۰ دسامبر ۲۰۰۲، در یک اقدام تروریستی بزرگ علیه زنان در سراسر منطقه جامو، تروریست‌ها سه دختر جوان ازجمله دو دانشجوی دانشگاه را در روستای حسیوت در منطقه راجوری کشتند.
    گزارش شده است که حوادث جداگانه توسط گروهی متشکل از سه تروریست پاکستانی متعلق به البدر تحت رهبری «فرمانده منطقه» زبیرگل انجام شده است. این تنظیم در ماه جون ۱۹۹۹ یک مجله ماهانه تحت نام البدر که مطالب آن به زبان اردو بود را از کراچی و راولپندی راه‌اندازی کرد.
    البدر ارتباط نزدیکی با سازمان اطلاعات بین سرویس‌های (ISI) و جماعت اسلامی در پاکستان دارد. روزنامه دیلی‌تایمز مستقر در لاهور در ۲۷ دسامبر ۲۰۰۳ گزارش داد که آژانس‌های امنیتی در حال تحقیق در مورد روابط حزب مجاهدین و البدر با القاعده، طالبان و حزب اسلامی گلبدین حکمتیار هستند.
    گزارش‌هایی مبنی بر این‌که مجاهدین سابق این دو سازمان جهادی را برای طالبان و حزب اسلامی از ولایت مرزی شمال غربی (NWFP) و بلوچستان استخدام می‌کردند، وجود داشت.

  • نظامیان بلندپایه پاکستان و قطر در باره نقش دو کشور در پروسه صلح افغانستان گفت و گو کردند

    نظامیان بلندپایه پاکستان و قطر در باره نقش دو کشور در پروسه صلح افغانستان گفت و گو کردند

    سعید بن حصین الخیارین فرمانده نیروی زمینی قطر روز گذشته به پاکستان سفر با جنرال قمر جاوید باجوا رییس ستاد ارتش آن کشور ملاقات کرده است.
    در این دیدار، دو طرف در مورد روابط دوجانبه، همکاری‌های اقتصادی و امنیتی، وضعیت امنیتی منطقه و نقش پاکستان و قطر در روند صلح افغانستان تبادل نظر کردند.
    بر بنیاد این گزارش، هیئت قطر از تلاش‌های صادقانه ارتش پاکستان برای صلح در منطقه قدردانی کرده است.
    جنرال باجوا نیز گفت ارتش پاکستان به روابط برادرانه خود با قطر ارزش زیاد قائل است.
    سفر فرمانده نیروی زمینی قطر در حالی به قطر صورت گرفته که همزمان با توقف مذاکرات میا‌ن‌افغانی در دوحه، چندی پیش برخی دیپلمات‌های بلندپایه قطر و ایالات متحده نیز به آن کشور سفر کرده بود.

  • یک فرمانده ارشد طالبان در پاکستان کشته شد

    یک فرمانده ارشد طالبان در پاکستان کشته شد

    پولیس پاکستان، می‌گوید یک فرمانده‌ی طالبان در شهر پشاور ایالت خیبرپختون‌خوا این کشور کشته شده است.

    مقام‌های پولیس پاکستان، روز یک‌شنبه (۱۰ حوت)، به رسانه‌های این کشور گفتند مولوی عبدالهادی، یکی از والیان نام‌نهاد پیشین طالبان در افغانستان و از اعضای ارشد این گروه، در حمله‌ی تفنگ‌داران ناشناس در شهر پشاور کشته شده است.

    گفته می‌شود جسد این فرمانده‌ی طالبان، در نزدیکی خانه‌اش پیدا شده و مهاجمان پس از کشتن او، از محل رویداد فرار کرده‌اند.

    فرد یا گروهی مسئولیت این رویداد را به عهده نگرفته است.

    این سومین فرمانده‌ی ارشد گروه طالبان است که در دو ماه گذشته در پاکستان کشته شده است.

    در تاریخ شش دلو سال روان، یک فرمانده‌ی با نفوذ گروه طالبان به نام مولوی عبدالصمد در پشاور کشته شد و دو روز پیش نیز، یک فرمانده‌ی این گروه به نام حسن بابا در وزیرستان جنوبی، از سوی ارتش پاکستان کشته شد.

  • پاکستان و طالبان ببرهای کاغذی اند، خلیلزاد آنها را بزرگ جلوه داده است

    پاکستان و طالبان ببرهای کاغذی اند، خلیلزاد آنها را بزرگ جلوه داده است

    آقای نبیل در یک رشته توییتی امروز (یک‌شنبه، ۱۰ حوت) گفت توافق‌نامه قطر یک ساله شد و زلمی خلیل‌زاد از گروه طالبان و پاکستان برای بازیگران جهانی و کشورهای منطقه یک ببر کاغذی ساخته است.

    به گفته وی: «آن گونه که به نظر می‌رسد، متاسفانه داکتر صاحب خلیل‌زاد از طالبان و پاکستان، چنان یک ببر کاغذى هولناک ساختند که تمام کشورهای منطقه و بازیگران جهانی، به آن باور کنند و آن‌ها را بخشی از بازی حساب کنند.»

    این مقام پیشین امنیت ملی بیان داشته است نه تنها گروه طالبان و پاکستان ببر مورد نظر آقای خلیل‌زاد نیستند که در حقیقت در شکل کاغذی نیز شبیه به گربه‌های صحرایی‌اند.

    رئیس پیشین امنیت ملی کشور اظهار داشته است اکنون دستگاه سیاست‌گذاری پاکستان و طالبان فکر می‌کنند که با کشتن شهروندان بی‌گناه افغانستان می‌توانند خود را ببر ثابت کنند.

    به باور آقای نبیل، دکتران متخصص جمهوریت مورد نظر آقای خلیل‌زاد با معامله و فساد، تمام توان جبهه جمهوریت را از میان برده و دیگر کسی به شعارهای آنان باورد نمی‌کند.

    او تاکید کرده است شعارهای جمهوریت خواهی حکومت دیگر رنگ باخته و کسی به آن باور ندارد، زیرا همواره با این شعارها معامله صورت گرفته است.

    این مقام پیشین امنیت ملی گفته است جمهوریت واقعی شهروندان افغانستان، روشن‌فکران، علما، زنان، کسبه‌کاران و نظامیان هستند که در هر دو طرف صدای‌شان شنیده نمی‌شوند.

    آقای نبیل علاوه کرده است امروز نیز شهروندان کشور از نقاط مختلف افغانستان، متحدانه برای دفاع از فرهنگ، شرف و عزت‌شان ایستاده و به هر دو گروه جعلی و کاذب «نه» می‌گویند.

    گفتنی است در تاریخ ۱۰ حوت سال گذشته، ایالات متحده آمریکا و گروه طالبان پس از ۱۹ سال جنگ و درگیری و نیز ۱۸ ماه مذاکره، سرانجام باهم توافق‌نامه صلح امضا کردند.

    بر اساس این توافق‌نامه، آمریکا تمام نیروهای خود را تا اوایل ماه می سال ۲۰۲۱ میلادی به گونه کامل از افغانستان خارج می‌کند و در عوض گروه طالبان نیز روابط خود را با گروه‌های تروریستی قطع کرده، خشونت‌های خود را کاهش داده و وارد گفت‌وگوهای بین‌الافغانی می‌شود.

    اما با گذشت یک سال از این توافق‌نامه که توسط زلمی خلیل‌زاد، نماینده ویژه وزارت خارجه آمریکا برای صلح افغانستان و ملا برادر، معاون سیاسی طالبان در دوحه قطر به امضا رسید، نه تنها خشونت‌ها از سوی طالبان را کاهش نداد که افازیش نیز داد.

    علاوه از افزایش خشونت‌ها و شدت جنگ در سراسر افغانستان، موج جدیدی از ترورهای هدفمند و کارگذاری ماین‌های مقناطیسی برای هدف قرار دادن کارمندان دولتی، نظامیان، خبرنگاران، اعضای جامعه مدنی و فعالان حقوق زنان نیز آغاز شد.

    اقداماتی که خشم شهروندان افغانستان و جامعه جهانی را برانگیخت. همزمان با موج اعتراض‌های مردم نسبت به این رویکرد گروه طالبان، حکومت جدید ایالات متحده آمریکا به رهبری جو بایدن از بازنگری در توافق‌نامه این کشور با گروه طالبان سخن گفته است.

    همچنان واشنگتن گفته است که سربازان این کشور را تا اوایل ماه می از افغانستان خارج نمی‌سازد، زیرا نمی‌خواهد خروج عجولانه و غیرمسئولانه داشته باشد.

    محمد هاشم سلطانی

  • پاکستان از دولت بایدن خواست بازنگری توافق نامه صلح دوحه را هرچه زودتر تمام کند

    پاکستان از دولت بایدن خواست بازنگری توافق نامه صلح دوحه را هرچه زودتر تمام کند

    سفیر پاکستان در کابل از دولت جو بایدن خواست در مشورت با گروه طالبان هر چه زودتر روند بازنگری توافق‌نامه دوحه را تکمیل کند.
    منصور احمد خان سفیر پاکستان در افغانستان روز گذشته در مراسمی که از سوی انستیتوت تحقیقات سیاست اسلام‌آباد برگزار شده بود، از دولت جدید ایالات متحده خواست هر چه زودتر روند بازنگری توافق‌نامه ۲۹ فبروری را تکمیل کند.
    سفیر پاکستان گفته است: ما می‌دانیم روند بازنگری نهادی در ایالات متحده زمان‌بر است، اما امیدواریم به منظور سوق دادن این روند به سمت نتیجه منطقی، این بازنگری به زودی تکمیل شود.
    وی با اشاره به افزایش خشونت‌ها در افغانستان گفته است که پاکستان به طور جدی به طالبان بیان کرده است تا از ابزارهای نظامی برای به دست گرفتن قدرت خودداری کنند، زیرا این به معنای ادامه خصومت‌های افغانستان است.
    سفیر پاکستان در ادامه افزوده است: توافق‌نامه امریکا-طالبان تعهدات متقابلی در قبال طرفین دارد و … هر نتیجه‌ که ایالات متحده از این بازنگری حاصل کند، باید از طریق تعامل با طالبان به آن پرداخته شود.
    گفتنی است که ارتش پاکستان نیز به تازگی اعلان کرده است از طالبان و جناح‌ خاصی در افغانستان پشتیبانی نمی‌کند.

  • پاکستان از سلطه طالبان در افغانستان حمایت نمی کند

    پاکستان از سلطه طالبان در افغانستان حمایت نمی کند

    ارتش پاکستان می‌گوید اسلام‌آباد هرگز از وضعیتی مانند دهه ۹۰ میلادی و یا سلطه طالبان در کابل حمایت نخواهد کرد.

    بابر افتخار در گفت‌وگو با نمایندگان رسانه‌های خارجی در مقر فرماندهی ارتش در شهر راولپندی آخرین تحولات پیرامون تلاش‌های اسلام‌آباد برای تسهیل روند صلح افغانستان را تشریح کرد.

    وی افزود: پاکستان هر آنچه در توان داشته را انجام داده و اکنون هرگونه موفقیت در امر مذاکرات و تعیین سرنوشت افغانستان برعهده مردم و دولت این کشور است.

    سخنگوی ارتش پاکستان اظهار داشت: پاکستان تا جایی‌که ممکن بود از نفوذ خود میان طالبان افغانستان استفاده و آنان را ملزم به پیروی از نقشه راه مذاکرات صلح کرد، موضوعی که رهبران افغانستان نیز به آن اذعان دارند و مطلع هستند که اسلام‌آباد صادقانه برای تسهیل روند صلح تلاش می‌کند.

    وی تاکید کرد: افغانستان امروز دیگر مانند دهه ۹۰ میلادی نیست و نظام ضعیفی ندارد که بتوان به آسانی بر آن سلطه پیدا کرد و همزمان (مواضع) پاکستان نیز تغییر کرده و این هرگز ممکن نیست که وضعیتی شبیه دهه ۹۰ ایجاد شود و ما بخواهیم از سلطه طالبان بر افغانستان حمایت کنیم.

    وی اظهار داشت: پاکستان طرفدار هیچ گروه خاصی در افغانستان نیست و هدف نهایی ما برقراری صلح در این کشور همسایه است زیرا تحقق این مهم برای پاکستان و تمام کشورهای منطقه سرنوشت ساز تلقی می‌شود.

    روز گذشته نیز محمد عمر داودزی نماینده ویژه ریاست جمهوری افغانستان در امور پاکستان در جریان سفر به اسلام‌آباد با محمد صادق نماینده ویژه پاکستان در امور افغانستان دیدار کرد.

  • احمد ولی مسعود: پاکستان و افغانستان نمی توانند همدیگر را حذف کنند

    احمد ولی مسعود: پاکستان و افغانستان نمی توانند همدیگر را حذف کنند

    او که در این نشست خبری از موضوعات مطرح شده در سفر آخیر به کشورپاکستان، سخن می‌گفت، تاکید کرد که با مقامات پاکستانی در مورد صلح، مهاجرین، مسایل تجاری، روابط آیندۀ دو کشور گفتگو کرده است.

    مسعود هم‌چنان اظهار داشت «به مقامات پاکستانی گفتیم، مشکل کلان شما این است که، شما در بین اقوام افغانستان فرق قایل می‌شوید و یک قوم را به قوم دیگر ترجیح می‌دهید و این سیاست خوبی نبوده است و حتا باعث جنگ‌ها در افغانستان شده است».

    رییس بنیاد شهید مسعود افزود: این سفر به دلایل فراوانی برای ما با اهمیت بوده است. نخستین دلیل این بوده می‌تواند که قهرمان ملی کشور می‌گفت «هر زمانی که استراتیزی پاکستان تغییر کند ما به صلح می رسیم» حالا این فرصت رسیده است و پاکستان آماده همکاری برای صلح در افغانستان است.

    اوهم چنان نقش پاکستان را در صلح افغانستان با اهمیت خواند و گفت که پاکستان یک ضلع اساسی صلح افغانستان است و ما بیش از دوهزار کیلو متر مرزمشترک با این کشور داریم، پیوندها و مشترکات زیادی از قبیل پیوندهای فرهنکی، اقتصادی و امنیتی داریم، بنا بر این تفاهم با پاکستان برای ما اهمیت دارد.

    او تصریح کرد: خواستیم گفتمانی میان دو دولت و مردم دو کشور به وجود بیاید که هر طرف روی موضوعات و مشکلات شان، گفتگو کنند تا مناسبات سیاسی تعریف ناشده در یک سند استراتیژیک باید تعریف شود.

    مسعود تاکید کرد که اگر ما بتوانیم معمای قدرت را در کشور حل کنیم، مطمین که صلح در کشور حاکم می‌شود و هیچ کشوری نمی‌تواند در امور افغانستان مداخله کند.

    احمدولی مسعود هم‌چنان در این نشست به غیر متمرکزسازی قدرت تاکید کرد و گفت که نظر به بافت‌های اجتماعی افغانستان ساختار نامترکز بهترین گزینه می‌تواند باشد تا اقوام افغانستان بتوانند با ارزش‌های خود در هر جایی که هستند زنده‌گی کنند.

    احمدولی مسعود به تاریخ ۲۹ دلو ۱۳۹۹، در یک سفر سه روزه بنابر دعوت رسمی پاکستان، عازم اسلام‌آباد گردیده بود.

    او گفت که در پروسه صلح باید همه طرف ها سهیم باشند، با توافق حکومت و طالبان نمی‌توانیم به صلح برسیم، به خاطر این که با توافق دوتا گروپ افراطی، نمی تواند به صلح رسید.

    مسعود تاکید داشت که صلح افغانستان نه از میله تفنگ طالب به دست میاید و نه از دل حکومت نامشروع موجود. بنا براین ما نیازمند یک میکانیزم جدید هستیم، نسخه جدید هستیم.

    او گفت طرح ما این است که، وقتی جامعه جهانی می‌خواهد در افغانستان صلح بیاید، وقتی مردم افغانستان تشنه صلح هستند، وقتی همه اراده داریم، باید کسی بخاطر امتیاز گیری ایستاد نشود و باید چهره‌های جدیدی را که هم اعتبار مردمی دارند و هم برای کشورهای دیگر قابل قبول هستند در قالب نظام، معرفی کنیم تا همه طرف ها به آن اعتماد کنند و پروسه صلح نیز از مسیرش به بی راه نرود.

    مسعود هم چنان افزود که ما در مرکز این چهار زون امنیتی( زون امنیتی جنوب آسیا، آسیای میانه، خاورمیانه و زون امنیتی چین) قرار داریم و مجبور هستیم که تعادل در روابط میان این کشورها را بر قرار کنیم.

    او افزود که در این سفر، عمران خان صدر اعظم پاکستان از احمد شاه مسعود به عنوان قهرمان ملی افغانستان و قهرمان جهان اسلام یاد کرد و او را رهبر افسانوی و رهبر مقاومت و ایستادگی خواند.

  • صلح افغانستان مورد بحث قرار گرفت

    صلح افغانستان مورد بحث قرار گرفت

     مطلق بن ماجد القحطانی نماینده ویژه وزارت امور خارجه قطر در سفرش به پاکستان با جنرال قمر جاوید باجوا رییس ستاد ارتش آن کشور در راولپندی دیدار کرد. دو طرف در مورد روند صلح افغانستان بحث و تبادل نظر کردند.
    این دیدار که روز گذشته صورت گرفته و جنرال فیض حمید رییس عمومی سازمان آی‌اس‌آی نیز حضور داشت، جوانب پیرامون موضوعات مورد علاقه، وضعیت امنیت منطقه‌ای، همکاری‌ها در سطوح مختلف و تسهیل روند صلح در افغانستان گفت‌وگو کردند.
    بر بنیاد این گزارش، هیئت قطر از تلاش‌های مداوم پاکستان برای صلح و ثبات در منطقه قدردانی کرده است.
    گفتنی است این دیدار پس از سفر ضمیر کابلوف نماینده ویژه روسیه در امور افغانستان به پاکستان صورت گرفته است.

  • حکمتیار را دستگیر می کنم

    حکمتیار را دستگیر می کنم

     مارشال دوستم معاون پیشین رییس جمهور، دوشنبه‌شب(۴حوت) گفت: «تنها-تنها رفتن به پاکستان را ما به نفع صلح نمی‌بینیم. تجربه‌ای که ما داریم تنها تنها رفتن خوب نیست. حکمتیار صاحب که جایش است، می‌رود و می‌آید.»

    این موضوعات را مارشان دوستم در گفت‌وگوی ویژه با طلوع‌نیوز بیان کرده است.

    آقای دوستم در رابطه به روند صلح گفت آرزو دارد صلح بیاید، ولی اگر صلح نشد و جنگ ادامه یافت، آرام نخواهد نشست.

    او افزود مذاکرات صلح در دوحه متوقف است، زیرا طالبان میدان را رها کرده‌اند و در دوحه حضور ندارند.

    مارشال دوستم افزود به طالبان توصیه می‌کند با خود فکر کنند و دست از نابودی مردم و میهن بکشند، زیرا تجربه شخصی او نشان می‌دهد جنگ به سود هیچ کس نیست.

    کسب رتبه مارشالی

    مارشال دوستم می‌گوید که مستحق دریافت رتبه مارشالی بوده و این مسئله برای طرفدارانش خوبی‌های زیادی داشته است.

    دوستم گفت: «مارشالی ما برای طرفداران ما خوبی‌های خود را داشته است. البته برخی‌ها مخالف هم بودند ولی این حق مسلم ما بود.»

    دوستم اما به خاطر این که در هنگام تفویض رتبه مارشالی‌اش رییس جمهور یا معاونانش حضور نداشتند، و او نیز به ارگ یا وزارت دفاع دعوت نشد، از رییس جمهور غنی گلایه دارد.

    مارشال دوستم تاکید کرد: «باید رییس جمهور ما را می‌خواست در ارگ یا حد اقل وزارت دفاع، این حرف مردم ما را هم خوش ساخت هم مایوس.»

    او در پاسخ به این پرسش که رتبه مارشالی برای او یک موضوع سیاسی بود تا استحقاق گفت: «نی بعضی‌ها اینطور … این طور نبوده ببین همی چهل و دو چهل و سه سال جنگ. جنگیدن علیه لشکرهای بزرگ، در آزادی کشور نقش بازی می‌کند، چند بار زخمی می‌شود این عجیب است که چطور دوستم زنده مانده و چه رقم خوده از هر نوع توطئه و دسیسه از انتحاری گرفته تا توطئه‌های داخلی نجات داده.»

    او همچنان می‌گوید خواسته با رییس جمهور غنی دیدار داشته باشد، ولی آقای غنی گفته که فقط با رهبران سیاسی می‌بیند، اما مارشال دوستم به دلیل داشتن سخنان جداگانه، نتوانسته به صورت خصوصی با رییس جمهور دیدار داشته باشد.

    دوستم افزود: «باز ما گفتیم به کابل می‌رویم. اول رییس جمهور را ببینیم بعد از آن بیاییم در خانه و مردم دید و بازدید داشته باشیم. باید یک قطعه تشریفات هم داشته باشیم چون ما مارشال افغانستان هستیم نه والی یا قوماندان قول اردو . رییس جمهور گفته بود که ما با جمعی از رهبران می‌بینیم ولی ما گپ‌های جداگانه داشتیم.»

    گلبدین حکمتیار را دستگیر می‌کنم

    مارشال دوستم در رابطه به گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی گفت حکمتیار صاحب یک دید نشنلستی داشته؛ زیرا فرماندهان حزب اسلامی در شمال همه از حکمتیار بریدند و نزد آقای دوستم آمده‌اند چون از تبار حکمتیار نبودند و حکمتیار نیز آنان را سرکوب می‌کرد.

    معاون پیشین رییس جمهور اما در پیوند به اظهارات اخیر حکمتیار می‌گوید: مردم کابل و ارگ نگران نباشند. حکمتیار صاحب همین طور هوایی هوایی گپ‌ها گفتن خیلی وارد است که ما یک قوت هستیم و اینطور می‌توانیم که برای دوستان خود انعکاس بدهد که ما این کار ها را می‌توانیم. کدام حزب؟ وطنکی گفتیم که لاف و پتاق می‌زند. کجا توانایی دارد بسیاری همین سفید پوشان(افرادی که در همایش حکمتیار حضور داشتند) را ما از حزب نمی‌دانیم.

    او با اشاره به تهدید‌های اخیر حکمتیار گفت: «اگر همین کار را بکند، اولاً مردم کابل کم آزار ندیدند از دست حکمتیار. ما یک آدم قانونی هستیم و بدون قانون کاری کرده نمی‌توانیم. کسی که می‌خواهد نظام را تهدید کند آن را دستگیر می‌کنیم و به پنجه قانون می‌سپاریم. از مار آستین بد تر نیش می‌زند.»

    دوستم مدعی است، زمانی که حکمتیار در پاکستان بود پسر حکمتیار با دوستم در تماس می‌شده و می‌گفته پدرش زیر نظر است و گپ زده نمی‌تواند.

    دوستم می گوید: «در پاکستان نبودم، اووو توبه! کی باور کند که در پاکستان نبود. می‌گوید که ما اولین جنگ را  آغاز کردیم با امریکایی‌ها این خو قرار در پاکستان بود. بچه‌اش با ما گپ می‌زد می‌گفت حکمتیار صاحب گپ زده نمی‌تواند، می‌گفت که زیر کنترول است.»

    به باور جنرال دوستم، تهدیدهای اخیر حکمتیار علیه نظام افغانستان با گروه طالبان و آی اس آی پاکستان هماهنگ شده بود.

    مارشال دوستم افزود یک بار از جنگ‌های داخلی او معذرت خواسته، ولی حکمتیار باید ده – بیست دفعه معذرت بخواهد.

    این رهبر سیاسی در مورد اتهاماتی که در پیوند به دشت لیلی و قندهار و مزار بر او وارد شده، گفت این کارها مربوط به جنرال ملک می‌شود نه او.

    او مدعی شد حتا یک نفر را نیز به قتل نرسانده است.

    این نظامی بلند رتبه تجربه معاونیتش را در حکومت وحدت ملی بد ارزیابی می‌کند و می‌گوید به خواسته‌هایش توجه نشد.

    او در پاسخ به این پرسش که آیا رییس جمهور غنی مانع صلح است یا نه، می‌گوید هنوز زود است که در این مورد قضاوت کنیم.

    دوستم گفت: «ما زیاد وقت شده که تماس نداریم. ما تلاش کردیم که تماس بگیریم، ولی موفق نشدیم. به زمان نیاز است که ببینیم که اشرف غنی مانع صلح است یا نه. حالا که اشرف غنی می‌گوید صلح آمدنی است.»

    رهبر جنبش اسلامی تصریح کرد طرفدار صلح است و آرزو دارد که صلح در کشور تامین شود، زیرا همه مردم از جنگ خسته‌اند و هرکس جنگ طلب و جنگجو باشد، مورد نفرت مردم واقع می‌شود.

    او اما تاکید می‌کند در صورت ادامه جنگ، در پهلوی اردو و پولیس نشسته و مشوره خواهد داد.

    دوستم افزود: «اول خدا کند جنگ نشود، اگر جنگ شود خودت به عنوان یک جوان چی می‌کنی(پرسش از مصاحبه کننده). امکانات داشته باشیم یا نداشته باشیم در پهلوی اردو و پولیس نشسته یگان مشوره داده می‌توانیم. به خارجی نیاز نیست ما امکانات داشته باشیم با طالب یک طرفه می‌کنیم.»

  • صالح: تروریستان از شیوه های تازه برای ماین گذاری استفاده می کنند

    صالح: تروریستان از شیوه های تازه برای ماین گذاری استفاده می کنند

     امرالله صالح، معاون اول ریاست جمهوری می‌گوید «تروریستان» در روزهای اخیر برای بمب‌گذاری‌ها در جاده‌های کابل از روش کاملاً جدید استفاده می‌کنند.

    دفتر صالح روز دوشنبه، چهارم حوت، با نشر تصاویری از این شیوه گفت براساس اسناد ,  مدارک قوی که وجود دارد، طالبان برمه‌های خاص را از پاکستان به دست آورده‌اند که با استفاده از آن یک سوراخ به عمق ۱۰ سانتی متر را ایجاد و ماین را در آن جاسازی می‌کنند.

    به گفته امرالله صالح، این برمه‌ها عمدتاً در موترهای سراچه جابه‌جا می‌شود و با توقف یک تا دو دقیقه می‌تواند یک سوراخ به عمق ۱۰ سانتی‌ متر را در سرک ایجاد کند.

    او افزود پس از حفر این سوراخ، بمب‌های هم‌رنگ جاده جاسازی می‌شود و این روش آدمش‌کشی اکنون افشا شده است.

    امرالله صالح که مسوولیت تأمین امنیت شهر کابل را بر عهده دارد، گفته است برای ناکام‌سازی این روش پولیس و دیگر نیروهای امنیتی مکلف هستند تا تمام موتر‌های سراچه – غرفه‌دار و یا موترهایی را که سیت عقبی‌شان دور شده‌ است، به صورت جدی تلاشی کنند.

    به گفته او، برمه‌های خاص که در اختیار تروریستان قرار گرفته است اگر در نزد کسی پیدا شد دلیلی بر دست داشتن در ترور و ایجاد وحشت است.

    معاون اول ریاست جمهوری افزود این روش ضدانسانی دشمن را مهار و ناکام می‌کند، اما شک ندارد که مراکز آموزشی تروریستان در پاکستان روش دیگری برای کشتار مردم برای‌شان آموزش خواهند داد.

    او از مردم خواسته است متوجه محیط و اطراف‌شان باشند.

    امرالله صالح هم‌چنان گفته است در انفجار چهارراهی بره‌کی در شهر کابل که باعث کشته‌شدن چهار نفر و زخمی شدن پنج نفر دیگر شد، نیز از روش جدید استفاده شده بود.

    انفجار ماین‌های کنار جاده‌ای در این اواخر در شهر کابل افزایش یافته است. مسوولیت بسیاری از این انفجارها را فرد و یا گروهی بر عهده نمی‌گیرد، اما طالبان از سوی دولت مسوول اصلی این بمب‌گذاری‌ها عنوان می‌شود.

  • وزیر داخله پاکستان: حصارکشی مرز با ایران تابستان آینده تکمیل می شود

    وزیر داخله پاکستان: حصارکشی مرز با ایران تابستان آینده تکمیل می شود

    شیخ رشید احمد، وزیر داخله‌ی پاکستان، اعلام کرد حصارکشی مرزهای مشترک میان این کشور با ایران، تا تابستان سال ۱۴۰۰ تمام می‌شود.

    شیخ رشید احمد، پس از دیدار هوایی از مناطق مرزی ایالت بلوچستان پاکستان، به خبرنگاران گفت گرفتن سیم‌خار در مرزهای مشترک با ایران ۴۰ درصد تمکیل شده و این کار تا تابستان سال پیش رو تمام می‌شود.

    وزیر داخله‌ی پاکستان، همچنان گفت حصارکشی خط مرزی دیورند با افغانستان نیز ۹۰ درصد تکمیل شده است.

    آقای احمد افزود: «ما در تلاش برای تبدیل کردن مرزهای خود به مرزهای تجاری با کشورهای همسایه iستیم و در این زمینه با مقامات این کشورها از نزدیک گفت‌وگو کرده‌ایم. حصارکشی سبب تقویت مدیریت مرزی و تامین امنیت و آرامش در مرزها خواهد شد.»

    طول مرز‌های مشترک میان ایران و پاکستان ۹۵۹ کیلومتر است و روند حصارکشی آن از اواخر سال ۱۳۹۷ شروع شد که با استقبال مقام‌های ایران روبه‌رو شد.

    این‌ مرزها سال‌ها است با مشکلات امنیتی و قاچاق مواد مخدر و ورود جنگ‌جویان مخالف ایران، روبه‌رو شده است و ایران در بخش‌هایی از آن خندق حفر کرده است.

  • پاکستان و روسیه برای صلح  افغانستان تلاش می کنند

    پاکستان و روسیه برای صلح افغانستان تلاش می کنند

    فرستاده ی ویژه رئیس جمهور روسیه در امور افغانستان از پشتیبانی کامل این کشور از امنیت منطقه از جمله روند افغانستان خبر داد.

    شاه محمود قریشی وزیر امور خارجه پاکستان در دیدار با ضمیر کابلوف فرستاده ویژه رئیس جمهور روسیه در امور افغانستان اظهار داشت: «اسلام‌آباد متعهد است به پشتیبانی از صلح و توسعه در افغانستان ادامه دهد.»

    وزیر امور خارجه پاکستان از تلاش‌های روسیه در سطح منطقه‌ای و بین المللی برای صلح در افغانستان قدردانی کرد.

    وی افزود: «پاکستان و روسیه به تلاش های مشترک خود برای صلح و ثبات منطقه‌ای از جمله در افغانستان ادامه می دهند.»

    قریشی در ادامه خواستار پایان دادن به خشونت‌ها در افغانستان برای دستیابی به موفقیت در مذاکرات صلح در این کشور شد.

    ضمیر کابلوف فرستاده رئیس جمهور روسیه در امور افغانستان نیز در این دیدار از وزیر امور خارجه پاکستان سپاسگزاری و از پشتیبانی کامل روسیه از امنیت منطقه از ان میان روند افغانستان اطمینان داد.

  • احمد ولی مسعود به پاکستان رفت

    احمد ولی مسعود به پاکستان رفت

     احمد ولی مسعود رییس جریان سیاسی وفاق ملی و هیئت همراهش صبح امروز چهارشنبه(۲۹ دلو) به دعوت رسمی پاکستان، به اسلام‌آباد سفر کرد.
    بنیاد احمد شاه مسعود در اعلامیه‌ای روز گذشته گفت هدف از این سفر، تقویت و تسریع تلاش‌های صلح، اعتمادسازی و گسترش روابط دوستانهٔ دو کشور و مردم در جهت استقرار صلح عادلانه و پایدار می‌باشد.
    در این سفر، احمد ولی مسعود قرار است با عمران خان نخست‌وزیر پاکستان، رؤسای پارلمان و مجلس سنای آن کشور و شاه‌محمود قریشی وزیر امور خارجه ملاقات کند.
    گفتنی است با شروع مذاکرات میان‌افغانی، پاکستان از سیاسیون افغانستان برای سفر به اسلام‌آباد دعوت می کند.

  • وزیر خارجه پاکستان: هند برای ثبات منطقه یک تهدید به شمار می رود

    وزیر خارجه پاکستان: هند برای ثبات منطقه یک تهدید به شمار می رود

    شاه محمود قریشی وزیر امور خارجه پاکستان به تازگی در کنفرانس بین‌المللی دریایی «توسعه اقتصاد آبی تحت یک محیط امن و پایدار؛ آیندۀ مشترک منطقه غرب اقیانوس هند ۲۰۲۱» بیان داشت سیاست‌های جنگ‌طلبانه هند ثبات منطقه را تهدید می‌کند.
    قریشی گفته است: اگرچه اقیانوس هند دارای یک پتانسیل امیدوارکننده برای همکاری متقابل است، اما رقابت جئواستراتژیک و سلطۀ نظامی برخی از کشورها به طور جدی اقیانوس هند را به خطر می‌اندازد.
    وی افزوده است که سیاست‌های جنگ‌طلبانه و تهاجمی هند که در حال حاضر توسط ایدئولوژی افراطی هندوتوا هدایت می‌شود، تهدیدی مستقیم برای صلح و امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی است.
    وزیر خارجه پاکستان تأکید کرده است: پاکستان با در نظر گرفتن این تحولات، اقدامات لازم را برای حفظ امنیت و حفظ حداقل بازدارندگی خود ادامه خواهد داد. جامعه جهانی باید آگاه باشد که هرگونه درگیری نظامی در جنوب آسیا می‌تواند ثبات منطقه‌ای را که برای جریان تجارت جهانی و امنیت حیاتی است به خطر بیندازد.
    گفتنی است که پاکستان و هند همواره از سیاست‌های یک دیگر در منطقه و جهان انتقاد می‌کند.

  • فکاهی سیاسی خنده دار تر است

    فکاهی سیاسی خنده دار تر است

    امرالله صالح، معاون نخست ریاست‌جمهوری بامداد امروز(دوشنبه،۲۷ دلو) در صفحهٔ فیسبوکش در ارتباط با اعلام جنگ حکمت‌یار در برابر حکومت افغانستان، گفت حکمتیار از مرحله راکت زدن به مرحلهٔ حرف زدن تکامل کرده‌است.

    این در حالی‌ست که گلبدین حکمتیار، رهبر حزب سیاسی افغانستان روز گذشته (یکشنبه،۲۶ دلو) در یک نشست خبری در کابل، دولت افغانستان را متهم به عهد شکنی کرده‌است.

    آقای حکمتیار گفته بود حکومت افغانستان مطابق توافقنامهٔ صلح، زندانیان آنان را از زندان‌های افغانستان رها نساخته‌است.

    آقای صالح در واکش به گفته‌های گلبدین حکمتیار گفت: «بیشتر از چهل سال تلاش فرسایشی و افسرده کن توام با بغاوت، کودتا، دسیسه، توطیه، جنگ و کشتار “موصوف” را به ارگ نرسانید.»

    معاون نخست رییس‌جمهور می‌گوید حکمتیار به همهٔ آدرس‌های ضد افغانستان مراجعه کرد؛ اما باز هم به ارگ نرسیده‌است.

    آقای صالح می‌گوید: « وقتی حکمتیار، به بیرق ملی، قانون اساسی و نظام تمکین کرد به ارگ مهمانش کردند تا ساعاتی را در یک جمع بگذراند. آن ساعات را نیز ضایع ساخت و جریحه ایجاد کرد.»

    در همین‌حال، آقای حکمتیار روز گذشته گفته بود اگر دولت افغانستان به زودی ۳۰ هزار زندانی حزب اسلامی را از زندان‌های افغانستان رها نسازد، ارگ را محاصره و اشرف غنی را از قدرت برکنار می‌کنیم.

    امرالله صالح می‌گوید که آقای حکمتیار از برکت ارگ و ارگ‌نشینان از مرحله راکت زدن به حرف زدن تکامل نموده است.

    او تأکید کرده می‌گوید: « بگذارید بگوید. هرچه دلش است بگوید. فکاهی های سیاسی خبر سازترند.»

    این در حالی‌ست که گلبدین حکمتیار، رهبر حزب سیاسی افغانستان، به اساس توافق صلح که با دولت افغانستان به امضا رسانده، ماهانه مبلغ هنگفت پول را از دولت دریافت می‌کند و در تشکیلات حکومتی، وزیر و والی …دارد؛ اما همواره از طالبان حمایت می‌‌کند و خواهان تشکیل حکومت موقت‌است.

  • ملا هبت الله ماه ها پیش کشته شده بود

    ملا هبت الله ماه ها پیش کشته شده بود

    منابع موثق گفته‌اند ملا هبت‌الله آخندزاده، رهبر گروه طالبان، و دو مقام بلندپایه دیگر این گروه ماه‌ها پیش در انفجاری در کویته پاکستان کشته‌اند.

    منابع گفته‌اند ملا مطیع‌الله، رییس استخبارات طالبان و حافظ عبدالمجید، مسوول مالی این گروه، یکجا با ملا هبت‌الله در این انفجار کشته شده‌اند.

    این انفجار ماه‌ها پیش در یک خانه حفاظت‌شده در منطقه‌ی «چالو باوری»، در شهر کویته، رخ داده بود.

    گفته می‌شود این خانه مربوط به حافظ عبدالمجید، مسؤول مالی گروه طالبان، بوده است.

    به نقل از هشت صبح، منابع گفته‌اند ملا هبت‌الله و ملا مطیع‌الله در لحظات نخست انفجار کشته شدند و حافظ عبدالمجید، پس از چند روز در شفاخانه از دنیا رفته بود.

    طالبان هنوز در این بار اظهار نظر نکرده‌اند.

    در ۲۵ حمل ۱۳۹۹، گزارش‌هایی از انفجار در خانه حافظ عبدالمجید منتشر شد.

    رسانه‌های پاکستانی در آن زمان گفته بودند که هدف این انفجار جلسه‌ای 

  • جنگجویان طالبان در حال تمرینات نظامی در پاکستان هستند

    جنگجویان طالبان در حال تمرینات نظامی در پاکستان هستند

    محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان، می‌گوید جنگ‌جویان طالب در حال فراگیری آموزش‌های نظامی در پاکستان به‌سر می‌برند و برای آغاز جنگ در فصل بهار آمادگی می‌گیرند.

    آقای محقق، روز جمعه (۲۴ دلو)، در نشستی در کابل، گفت پاکستان برخلاف حرف‌هایش که گویا همکار روند صلح افغانستان است، همچنان از گروه طالبان حمایت می‌کند.

    او گفت: «آنچه نفرای ما سه سه ماه خواب می‌شوند، نمی‌دانم که چاق می‌شن یا لاغر. ما اینجه دل خود را خوش کنیم که صلح می‌شود، زیاد امیدوارم نیستم. تمام قومندان‌های طالبان که زمستان بود، برای تعلمیات نو به پاکستان رفتند. پاکستان می‌گوید از صلح حمایت می‌کنیم؛ اما همان گپای‌شان را هم سرشان ملاحظه کنیم.»

    به گفته‌ی محمدمحقق، در صورتی که تا فصل بهار روند صلح به نتیجه‌ نرسد، جنگ‌های بی‌سابقه‌ی آغاز خواهد شد، به همین دلیل، دولت باید خود را هم برای برقراری صلح و از سویی برای دفاع از مردم آماده بسازد.

    آقای محقق در بخشی دیگر از صحبت‌های خود گفت که هرچند مخالف زیاد اداره‌ی موقت نیست؛ اما با توجه به این که ما تجربه‌ی حکومت موقت را داشته‌ایم، نباید هر روز آن را تکرار کنیم. «نشود که هر روز هر چیز را از سر بگیریم. د جایی که سبق خود را رسانیدم، باید ادامه بدهیم.»

    او تأکید کرد که قانون اساسی و ارزش‌های دو دهه‌ی گذشته باید حفظ شود و نباید قانون اساسی افغانستان به بهانه‌ی صلح از بین برود.

    این در حالی است که بیش از یک ماه می‌شود که دور دوم گفت‌وگوهای صلح در قطر آغاز شده؛ اما تا هنوز نشست رسمی‌ای میان دو هیئت برگزار نشده است.گروه طالبان به جای گفت‌وگو با هیئت دولت، سفرهای منطقه‌ای و جهانی خود را آغاز کرده است و تمایل برای گفت‌وگو ندارند.

    از سویی این گروه حملات‌شان را علیه نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان در جریان چند ماه گذشته، چندبرابر افزایش داده است.

  • پاکستان، مشکل چند ساله بایدن و واشنگتن

    پاکستان، مشکل چند ساله بایدن و واشنگتن

    یکی از چالش‌های فراوانی که پیش روی دولت بایدن قرار دارد، پرداختن به روابط ناکارآمد ایالات متحده و پاکستان خواهد بود. هر کسی که با چگونگی تعامل اسلام آباد و واشنگتن در طول ۷۴ سال گذشته آشنا باشد به استعاره‌های کهنه و تکراری متوسل می‌شود: سواری بر موج سینوسی، روابط پرتنش بین مادر شوهر و عروسش! چنین کلیشه‌هایی بیانگر این واقعیت هستند که رابطه ایالات متحده و پاکستان به ندرت پایدار بوده‌است و معمولاً یا به شدت کاهش یافته و یا به طور ناپایداری افزایش می‌یابد. چالش دولت جدید یافتن راهی برای ایجاد روابط کارآمدمدآمد با پاکستان خواهد بود، روابطی که عاری از نوسان بین قله‌های اشتیاق و عمق بدگمانی باشد.

    چارچوب این رابطه بسیار تعیین‌کننده خواهد بود. دلیل اصلی بی‌ثباتی در روابط ایالات متحده و پاکستان این است که همیشه تحت سلطه آنچه دیپلمات‌ها «ملاحظات سیاست خارجی» می‌نامند، بوده‌است: این ملاحظات در طول جنگ سرد، مقابله با کمونیسم بود؛ و از ۱۱ سپتمبر، در مورد مقابله با تروریسم و ​​حمایت از جنگ در افغانستان بود و برای پاکستان بیشتر در مورد رقابت سالیانه و تقابل گاه و بیگاهش با هند بوده‌است. اگر یک مشارکت اقتصادی و فرهنگی بنیادین و قوی وجود داشت، این چشم‌اندازهای استراتژیک قطع شده می‌توانست قابل کنترل باشد، اما چنین مشارکتی وجود نداشته‌است. و هر دو طرف با تمرکز بر همپوشانی ناچیزِ منافع ژئوپلیتیک، تمایل به کسب منفعت، حداقل در کوتاه مدت، داشته‌اند.

    در حال حاضر، رابطه ایالات متحده و پاکستان، هنوز هم تا حد زیادی بر اساس افغانستان تنظیم شده‌است، خصوصاً با علم به اینکه واشنگتن وارد مرحله نهاییِ شمول نظامی خود شده‌است. در میان مدت، احتمالاً چین روابط دوجانبه را تعریف می‌کند. سوال مهم این است که آیا پاکستان در استراتژی هند-آرامِ ایالات متحده قرار می‌گیرد و اگر پاسخ این سوال مثبت است، چگونه این اتفاق رخ خواهد داد؟ و آیا پاکستان به عنوان یک عضو زودآسیبسیبآ و یک رقیب بالقوه در بازی جدید با چین دیده خواهد شد؟

    بازی نهایی افغانستان

    در حالی که دولت بایدن سیاست خود را در مورد افغانستان به طور کامل تدوین نکرده‌است، اما نشان داده‌است که احتمالا با تأکید بیشتر بر حفظ دستاوردهای دو دهه گذشته از روند صلح جاری حمایت خواهد کرد. با این حال، بعید به نظر می‌رسد که تیم جدید تعهد خود را برای عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی که در هسته اصلی توافق نامه طالبان و ایالات متحده‌است، کاملاً رد کند. هرچند ممکن است بازی نهایی افغانستان طولانی شود، اما جریان دارد، به این معنا که در نهایت این رابطه دوباره از نو شکل خواهد گرفت.

    پاکستان هنوز هم نقش مهمی، هم در دستیابی به توافق سیاسی و هم در اجرای آن خواهد داشت. اگر دولت بایدن به دنبال به تأخیر انداختن مهلتِ می ۲۰۲۱ برای خروج نهایی و کامل نیروهای آمریکایی باشد، چنانچه گروه مطالعات دوجانبه افغانستان توصیه می‌کند، برای القاء این مفهوم به طالبان، به کمک پاکستان نیاز دارد. اگر ایالات متحده بر کاهش خشونت و امتیازات سیاسی توسط طالبان در مذاکرات دوحه، چیزی که گروه مطالعات افغانستان نیز خواستار آن است، اصرار بورزد، حضور پاکستان نیز ضرورت خواهد داشت.

    در صورت شکست مذاکرات، ایالات متحده با انتخاب انصراف تک جانبه از افغانستان یا حفظ حضور نظامی خود در برابر مخالفت‌های تازه طالبان روبرو خواهد شد. در هر صورت حضور پاکستان حیاتی خواهد بود. ایالات متحده در صورت عقب‌نشینی، اطمینان حاصل خواهد کرد که ملزومات ضد تروریستی‌اش هنوز هم برآورده می‌شوند یا خیر، چیزی که دست کم به استفاده از حریم هوایی پاکستان نیاز دارد. در صورت ادامه جنگ هم ایالات متحده برای تأمین نیروهای خود و دریافت پشتیبانی هوایی که برای بقای رژیم حیاتی است، به همان فضای هوایی نیاز خواهد داشت. به هر روی، پاکستان مانند سال ۲۰۰۱ از قدرت نفوذ بر ایالات متحده برخوردار خواهد بود.

    واشنگتن با هر سرعتی که بخواهد از روابط پرتنش خود با پاکستان دور شود، با دشواری روبرو خواهد بود تا زمانی که یک حل و فصل سیاسی جامع برای مناقشات افغانستان حاصل و حداقل تا حدی اجرایی شود. اما ایالات متحده برای همکاری با پاکستان (که هم اهداف پاکستان و هم اهداف ایالات متحده را برآورده کند) بهای گزافی پرداخت نخواهد کرد، و بعید است که مصارف کورکورانه میلیارد دالریِ پس از ۱۱ سپتمبر برگردد. واشنگتن معتقد است که نتیجه کمی از این سرمایه‌گذاری‌ها به دست آورده‌است و در دوره همه‌گیری کنونی، اولویت‌های بالاتری برای بودجه وجود دارد.

    استراتژی هند- اقیانوس آرام

    با این وجود، بازی آخر افغانستان توسعه می‌یابد، و چارچوب گسترده‌تر برای روابط ایالات متحده با جنوب آسیا توسط استراتژی هند-آرام قالب‌ریزی می‌شود. چنانچه انتصاب کرت کمپبل به عنوان هماهنگ کننده هند و اقیانوس آرام در شورای امنیت ملی نشان می‌دهد، استراتژی هند- اقیانوسیه که توسط دولت ترامپ بارور شد، ادامه خواهد یافت.

    پاکستان یک کشور بسیار مهم در رقابت ژئوپلیتیکی در حال ظهور با چین در آسیای جنوبی است. این کشور یکی از معدود متحدان چین است؛ خانه‌ی اقتصادی چین و پاکستان (CPEC) است، نمونه برجسته طرح یک کمربند و یک جاده (BRI) است؛ هدف سرمایه گذاری عظیم چین (حداقل ۴۰ میلیارد دالر تحت CPEC) است؛ و البته از مزایای حمایت چین در شورای امنیت سازمان ملل متحد برخوردار است. در طول دهه‌های گذشته پاکستان از همسویی قدیمی خود با واشنگتن به یک همسویی بین‌المللی با پکن رسیده‌است، و این بازتاب یک واقعیت اساسی ژئوپلیتیک است: هم پاکستان و هم چین هند را تهدید می‌دانند، در حالی که ایالات متحده هند را یک شریک می‌داند.

    برای دولت بایدن، سوال این خواهد بود که آیا باید به سادگی این واقعیت ناخوشایند را که پاکستان قبلاً به خیمه چین نقل مکان کرده‌است را بپذیرد یا بکوشد با چین در پاکستان رقابت کند؟ گرچه ممکن است گرایش شدید اسلام آباد به سمت پکن از سوی واشنگتن به عنوان راهی آسان برای خروج از یک رابطه ناکارآمد مورد استفاده قرار گیرد، اما هزینه‌هایی وجود دارد: پاکستان یک کشور دارای تسلیحات هسته‌ای است که ششمین ارتش بزرگ جهان را دارد. این قدرت جنگی، بیش از آن است که به سادگی گرفتار شدن در دستان رقیب را توجیه کند. به علاوه، ایالات متحده در طول تاریخ نقش مهمی (هرچند بی‌صدا) در تنش‌زدایی درگیری‌های هند و پاکستان داشته است. اگر ایالات متحده به طور کامل از نفوذ خود در اسلام آباد به نفع ایجاد نفوذ در دهلی صرف نظر کند، توانایی‌اش در ایفای آن نقش کاهش می‌یابد. از آنجایی که چین علاقه چندانی به پذیرش این مسئولیت نشان نمی‌دهد، و با توجه به اینکه چین درگیری‌های مرزی خود را با هند دارد و از سوی دهلی به عنوان یک میانجی صادق درک نخواهد شد، احتمال این که چرخه تنش ها فزاینده خارج از کنترل شود محتمل‌تر است.

    به طور خلاصه، واشنگتن به کسب منافع امنیتی خود در پاکستان ادامه خواهد داد، هم به لحاظ منافع محدود خودش (به عنوان مثال، بازی نهایی افغانستان) و هم به لحاظ منافع عمومی گسترده‌تر برای جلوگیری از جنگ هسته‌ای. و این دلیل قانع‌کننده‌ای برای حفظ حداقل رابطه امنیتی است – حداقل آموزش نظامی حرفه‌ای و شاید کمک امنیتی برای اهداف مشترک واقعی. آموزه‌هایی از دهه از دست رفته روابط ایالات متحده و پاکستان (۱۹۹۰ تا ۲۰۰۱) وجود دارد که در آن ایالات متحده به دلیل نگرانی‌های مشروع در مورد گسترش سلاح‌های هسته‌ای کمک‌های امنیتی را قطع کرد، اما در نهایت از کناره‌گیری کامل و مسیری که پاکستان در واکنش به آن پیش گرفت پشیمان شد؛ مسیری که تا حدی منجر به حملات ۱۱ سپتمبر شد.

    امنیت اقتصادی

    دولت نخست وزیر عمران خان توسعه اقتصادی را به عنوان موضوع محوریِ دولت خود قرار داده‌است و الگوی کلی را از کشوری تحت سلطه نگرانی‌های امنیت ملی به کشوری متمرکز بر موضوع امنیت اقتصادی، تغییر داده‌است. این تغییر روند، تا حدی نشان‌دهنده تمایل روزافزون در سراسر آسیای جنوبی و مرکزی برای افزایش ارتباط اقتصادی است، و پاکستان در این میان برای اتصال شمال به جنوب (به عنوان مثال، چین و آسیای میانه با پاکستان متصل هستند) به جای اتصال شرق به غرب (که مسئله بحث برانگیز تجارت از مرز هند و پاکستان را به میان می‌کشد) تلاش می‌کند.

    هرچند برخی از این استدلال‌ها به وضوح توجیهی عطف به ماسبق برای CPEC است، اما یک شناخت دیرهنگام نیز وجود دارد که پس از نزدیک به دو دهه مقابله با تروریسم، پاکستان باید بر ایجاد فرصت‌های اقتصادی برای رشد طبقه متوسط ​​ و جمعیت جوانان در حال رشد خود تمرکز کند.  CPEC علی رغم موفقیت‌هایی که در تولید انرژی و زیرساخت‌ها به دست آورده، بعید به نظر می‌رسد که فرصت‌های شغلی را به میزان قابل‌توجهی افزایش دهد- چنانچه قسمت‌های دیگر در BRI ، CPEC بیش از تولید شرکت‌های اقتصادی پایدار در مورد صادرات مازاد ظرفیت اضافی (از جمله نیروی کار) هستند. در حقیقت، مفهوم مناطق آزاد اقتصادی CPEC اصلی در حال دفن شدن در سکوت هستند.

    شک و تردید روزافزون در مورد CPEC فرصتی را برای ایالات متحده ایجاد می‌کند، اگرچه کمک‌های گسترده برای توسعه، هم بعید و هم احتمالاً پوچ است. سرمایه‌گذاری خصوصی آمریکایی که توسط برنامه‌های موجود دولتی مانند برنامه‌های توسعه مالی جدید (DFC) و شبکه بلو دات پشتیبانی می‌شود، می‌تواند به پاکستان کمک کند تا اقتصادی را متمرکز بر رشد صادرات هدایت کند. از برخی جهات، اصول این بازار مثبت است: جمعیت جوان رو به رشد؛ نخبگان انگلیسی زبان با گرایش و تحصیلات غربی؛ و یک بخش خصوصی با استعداد و کارآفرین. اما در عین حال، چالش‌های بزرگی وجود دارد که باید بر آنها غلبه شود، از جمله فساد، میراث مداخله‌گرایانه ناپویا، و دیوان‌سالاری که با درگیری‌های سیاسی بی‌پایان متحجر شده‌است. اساسا، اقتصاد پاکستان به اصلاحات عمیق نیاز دارد و اگر پاکستان تصمیم بگیرد که در این مسیر قدم بگذارد، ایالات متحده می‌تواند یک شریک مفید برایش باشد.

    منطقه دیگری که ایالات متحده در آن منابع قدرت دارد، قدرت نرم است. علی‌رغم روابط سیاسی مسئله‌دار سه دهه گذشته، نخبگان مشتاق پاکستانی هنوز به آمریکا گرایش دارند. تمایل به آموزش عالی آمریکا همچنان وجود دارد و حتی دسترسی رسانه‌های اجتماعی دولت آمریکا نیز تحت تأثیر رکودهای سیاسی نیست. واشنگتن به طور چشمگیری در برنامه‌های دیپلماسی عمومی خود در پاکستان سرمایه‌گذاری کرده‌است و این مبادلات آموزشی و فرهنگی زمینه‌ را برای ارتباطی فراهم می‌کند که کمتر بر موضوعات امنیتی متمرکز باشد.

    خلاص شدن از شر روایت‌های تکراری و کهنه

    اگر پاکستان و ایالات متحده بخواهند یک رابطه جدید ایجاد کنند، خلاص شدن از شر برخی از روایت‌های عمومی که روابط را محدود می‌کنند، ضرورت دارد.

    از طرف پاکستان، کنار گذاشتن این ایده که واشنگتن در رویکرد خود نسبت به اسلام آباد کاملا “معامله‌ای” است تا “استراتژیک” مفید خواهد بود. واقعیت این است که همه روابط بین‌الملل درجاتی از معاملات را شامل می‌شوند و همسویی کاملا استراتژیک بسیار نادر است؛ و با توجه به دیدگاه‌های کاملاً متفاوت ایالات متحده و پاکستان درباره هند و چین، یک همسویی کاملا استراتژیک قطعاً بین آنها امکان‌پذیر نیست. اما ممکن است منافع ملی آنها آنقدری هم‌پوشانی داشته باشد که به هر یک از طرفین امکان ایجاد یک رابطه کارآمد را بدهد که نه کاملاً معامله‌ای باشد و نه استراتژیکِ صرف.

    برای واشنگتن تشخیص این نکته مفید است که آنچه اغلب به عنوان دورویی پاکستان برچسب خورده‌است، نتیجه تلاش برای همکاری در غیاب همسویی استراتژیک، به ویژه در مورد افغانستان بوده‌است، جایی که دو کشور غالبِ دو دهه گذشته را از اهداف متناقض برخوردار بوده‌اند. و از نقطه‌نظر پاکستان، به نظر می‌رسد که برخی اقدامات آمریکا، مانند تحسین دموکراسی پاکستان هنگام انجام عملیات‌های یک جانبه ضد تروریسم در خاک پاکستان نیز، بوی ریاکاری دارد.

    روزهای روابط فشرده ایالات متحده و پاکستان، که در آن جنبه‌های نظامی و اطلاعاتیِ همکاری حاکم بود، احتمالاً برای همیشه به پایان رسیده‌است. تصور اسلام آبادی که به طور فزاینده‌ با پکن همسو و در عین حال به واشنگتن نزدیک باشد، دشوار است. اما یک رابطه کارآمد در صورتی که “اصولی ” باشد و بر منافع مشترک، به ویژه منافع اقتصادی و فرهنگی، تمرکز داشته باشد، شدنی و ممکن به نظر می‌رسد.

    خبرنامه

  • سفیر سابق پاکستان در امریکا: توافق نامه صلح امریکا  با طالبان فاقد عنصر صلح می باشد

    سفیر سابق پاکستان در امریکا: توافق نامه صلح امریکا با طالبان فاقد عنصر صلح می باشد

    به نقل از هندو، حسین حقانی سفیر سابق پاکستان در ایالات متحده روز گذشته در برنامه‌ای که از سوی انستیتوت «هودسن» برگزار شده بود، گفت توافق‌نامه ۲۹ فبروری بین ایالات متحده و گروه طالبان فاقد عنصری به نام صلح و اساساً پیمانی برای خروج است.
    وی گفته است: «من به عنوان منتقد دیرینه توافق‌نامه ایالات متحده و طالبان، آن را توافق‌نامه خروج بدون هیچ عنصر صلح می‌دانم. طالبان متعهد شدند که فقط به یک چیز متعهد شوند: وارد شدن در مذاکرات میان‌افغانی، نه اینکه با صلح موافقت کنند.»
    به گفته حقانی، تعریف صلح برای طالبان نسبت به تعریف امریکا بسیار متفاوت است.
    سفیر سابق پاکستان افزود: «تعریف طالبان از صلح نسبت به تعریف امریکا یا حکومت افغانستان بسیار متفاوت است. طالبان معتقدند وقتی امارت اسلامی احیا شود، صلح احیا می‌شود.»
    وی خاطرنشان کرد: وقتی بازیگران دولتی و غیر دولتی مذاكره می‌كنند، معمولاً به عنوان بخشی از توافق، آتش‌بس برقرار می‌شود که در افغانستان انجام نشده است؟ وی تاکید کرد:«من نمی‌فهمم که کاهش خشونت چیست، آیا این به معنای دو نفر است به جای اینکه ۱۰ نفر کشته شوند یا ۱۰ نفر به جای ۲۰ نفر؟»