برچسب: ویتنام

  • سایگونی شدن خروج امریکا از افغانستان

    سایگونی شدن خروج امریکا از افغانستان

    دیروز که ویدیوی تخلیه ی کارمندان سفارت امریکارا توسط هیلیکوپترها از پشت بام سفارت آن کشور در کابل می دیدم، به یاد جریان سقوط سایگون، پایتخت ویتنام جنوبی در 1975 افتادم که هیلیکوپترهای پنتاگون، آخرین سربازان امریکایی را از بالای پشت بام سفارت امریکا در سایگون تخلیه می کردند. طنز تلخ تاریخ این است که این دو حادثه از نظر ماهیت هم شباهت عجیبی دارد. ایالات متحده با ویتکنگ ها موافقتنامه صلح وخروج امضا کرده بودند اما ویتکنگ ها منتظر نماندند و ظرف سه هفته کل ویتنام جنوبی و سایگون پایتخت را زیر نگاه حیرت زده و نگران امریکا فتح کردند و حکومت کمونیستی تشکیل دادند. درحالی که امریکایی ها برای تقویت حکومت ویتنام جنوبی و جلوگیری از پیروزی و استقرار حکومت کمونیستی در ویتنام لشکر کشید و سالها جنگید و 58 هزار سرباز کشته داد!

    ایالات متحده امریکا و متحدانش درسل 2001 رژیم طالبان را سقوط دادند و کرزی را مانند شاه شجاع، از کوههای ارزگان به کابل آوردند و در میان اوج هیجان جمعی شگفت ما، زعیم سیاسی مان ساختند. همگی در هیاهوی شگرفی از امیدهای بزرگ، از ساختن کعبه دمکراسی، درخشان ترین شادمانی تاریخ زندگی سیاسی و اجتماعی مان را پایکوبی کردیم و پریزدنت ” جرج دبلیو بوش” را بعنوان مهدی موعود و منجی عالم بشریت افغانی، شاعرانه ستایش وکرنش نمودیم.

    کاکا بوش برای ما ارتش ساخت. مکتب و پل و جاده ساخت. کمیسیون حقوق بشر ساخت. جامعه مدنی ساخت. دختران و زنان مارا با آیین دمکراسی خواهی و مدنیت ورزی آشنا کرد. صدها ملیارد دلار به جیب دولت دمکراتیک ما ریخت تا رهبران و مدیران و تامی های ما این ویرانستان را تبدیل به گلستان کنند و بدینسان ما فکر کردیم بزودی کابل ما، توکیو خواهد شد و حتا همسایگان غربی ما با حسرت و حیرت از خوشبختی ما غبطه خوردند و با رشک و حیرت ورد زبان شان در روزنامه ها و کوچه و خیابان گردید که:” ایکاش ما هم بجای افغانی ها می بودیم… خوش بحال شون که امریکا کشور شان را ژاپن می سازد و بزودی صدسال از ما جلو میوفتند!”

    در سایه ی این دمکراسی اما بتدریج رهبران و زعمای سیاسی و روسای جمهور ما مثل سگ به جان هم افتادند و مثل گرگ، لاشه ی بی جان ملت را تکه پاره کردند و دهان شان از خوردن گوشت و خون فقیرترین مردم دنیا کف کرد. روسای جمهور ما تا توانستند اعتماد و عزت نفس مارا تخریب کردند، تعصب ورزیدند، تبعیض روا داشتند، یکه تازی و باندبازی نمودند و بانک های خارجی را از حساب دالری خود پر کردند. مدیران و تکنوکرات ها و دو پاسپورتی های ما در دریایی از لجن و فساد و دزدی و رزالت و پلیدی غرق شدند. وزرا و نمایندگان پارلمان ما تا توانستند عصبیت پخش کردند و بساط تفرقه و خیانت و دروغ و تقلب ودزدی و رشوت و چپاول گستردند… و چنین شد که جوانه های امید دمکراسی و جمهوریت و آرمان ملت سازی ما در قحطی خرد و تعهد و صداقت و پاکدامنی رهبران و مدیران وزعمای ما به خشکیدن گرایید.

    یک دهه سرمست از رفاقت و حمایت و سخاوت واشنگتن احساس خوشبختی می کردیم. در نخستین سالهای دهه دوم اما با خروج سربازان امریکا کم کم دلهره های مان شروع شد و درنهایت در پایان دهه دوم، افول رویاهای مان به حقیقت پیوست. پهلوان ترامپ، این افول را با کلید برادر خلیلزاد بر دروزاه بخت سیاسی و تقدیر جمعی مان فرو کرد و عمو بایدن اما آمد و دروزاه ی بخت مان را از بیخ برکند و بدین ترتیب، همان طالبانی که از هیمنه هجوم امریکا به غارهای تورا بورا پناه برده بودند، پس از دو دهه بیابان گردی و انتحار و کشتار، فاتحانه درجوار سفارت امریکا و پیش چشم نظامیان امریکایی، در ارگ ریاست جمهوری افغانستان، بیرق شان را به اهتزاز در آوردند.

    این رویداد، درس های زیادی برای ما و نسل آینده ما باید بیاموزاند: نباید روی کوهِ یخ هیچ قدرت لایزالی، قصر آرزو های مان را بسازیم.

    فریب بزرگیست اگر تصور کنیم جهان، دل شان برای حقوق بشر ما می تپد و دروغ آشکاریست اگر باور کنیم امریکا و انگلیس و فرانسه دغدغه شان دمکراسی و توسعه و ارزشهای مدنی و قانون اساسی ما است.

    اصلا حماقت محض است که خود، قاتل دمکراسی و مدنیت و کثرتگرایی و ارزشهای حقوق بشری خویش باشیم ولی از کاکا بایدن توقع داشته باشیم از دمکراسی و فاسد ترین نظام روی زمین و ریس جمهور متعصب و متقلب ما و جمهوریت دروغین مان محافظت کند.

    بلاهت ترین فکر این است که خود جلاد همدیگر و نابودگر خویشتن خویش و دشمن هویت و موجودیت و کرامت یکدیگر باشیم و تا جان داریم دربرابر همدیگر نفرت و تعصب و بدبینی و زشت خویی و تبعیض و تحقیر و بدگمانی بیگانگی بورزیم، اما از ماما جانسون و خاله مرکل و رفیق پوتین توقع داشته باشیم از شر سیاه طالب نجات مان دهند.

    اگر تاریخ معاصر و حتا دو دهه اخیر را بخوانیم، درخواهیم یافت که امریکا درهیچ جای دنیا برای استقرار دمکراسی هزینه نکرده و هیچ ملتی را به خوشبختی ای که ما دنبال معجزه اش بودیم، نرسانیده است. اگر کره جنوبی را مثال بزنیم. این مدیریت، خلاقیت، سختکوشی و خردورزی و تعهد ملی خود کره ای ها بود که دمکراسی و توسعه و صنعتی شدن را به حد اعلای فرجام رسانیدند. کره ای ها کرزی و اشرف غنی نداشتند تا تعصب و تبعیض و دزدی و پلیدی و درنهایت سقوط را شناسنامه مدیریت و حکومت خویش سازند.

    مثالِ عراق، سوریه، لیبی نزدیکترین و عینی ترین مثال ها هستند. امریکا توسط زور، نظام های شان را سقوط داد تا دمکراسی و آزادی را جایگزین کند اما پس از دو دهه، عراقی هارا در آشوب سیاسی و فقر وفساد و تفرقه مذهبی غرق کردند و بدست ایران سپردند.

    رژیم قذافی را سقوط دادند که دمکراسی را جایگزین دیکتاوری سرهنگ کنند اما لیبی را به مرکز آشوب و جولانگری گروهای افراطی و حوزه نفوذ ترکیه و مصر و روسیه تبدیل کردند.

    درپی سقوط رژیم سوریه برآمدند و از گروههای کرد حمایت کردند اما کردهارا با دنیای از ارزو و امید و پس از دادن هزاران کشته وقربانی در رکاب نیروهای امریکایی، تنها گذاشتن شان و سوریه را به بشاراسد وایران واگذار نمودند. پس از سقوط صدام، کردهای عراق را درمقابل داعش و دولت مرکزی عراق حمایت کردند اما جامعه ی کرد را با داعیه رفراندوم و آرزوی استقلال سرزمین های شان تنها گذاشتند.

    نمی خواهم امریکارا ملامت کنم. آمریکا در هرجای دنیا، دنبال منافع ملی و امنیت خویشتن است. ما هیچ حق و دَینی در گردن آمریکایی ها نداریم که مدیون و ممنون ما باشند و جور جهالت جمعی و خیانت سیاسی و سبعیت اخلاقی وزشتخویی اجتماعی وخشونت و عقب ماندگی فرهنگی و عصبیت قومی مارا نسبت به همدیگر مان بکشد. بقول بایدن، اگر امریکایی ها در افغانستان آمدند، برای متحد کردن ما و ساختن حکومت برای ما نبود، بلکه برای کشتن بن لادن و ازبین بردن القاعده آمده بودند که به هدف خود رسیدند و رفتند.

    ما، خود ملامت هستیم که تقدیر خویش را بدست قدرتها و همسایگان و رهبران فاسد خود می سپاریم و هیچ خرد و درایت و صداقت و تعهد و تلاش و ایثار و راستی برای منافع و سرنوشت جمعی خویش و هیچگونه همپذیری و مهرورزی و وطنداری در مقابل همدیگر از خود نشان نمی دهیم اما انتظار داریم امریکا و غرب منجی ما شوند و طالب برسرنوشت ما مقدر نگردد!

    حمزه واعظی

  • رئیس جمهور  غنی: می دانم تا مرگ تنها یک گلوله فاصله دارم

    رئیس جمهور غنی: می دانم تا مرگ تنها یک گلوله فاصله دارم

    رییس جمهوری در گفتگوی اختصاصی با مجله اشپیگل آلمان گفته‌است: «من می‌دانم که تنها یک گلوله از مرگ فاصله دارم. سوء قصدهای زیادی علیه جان من شده‌است؛ اما افغانستان ویتنام جنوبی نیست و من در پی کودتا به قدرت نرسیده‌ام. من از طرف مردم انتخاب شده‌ام. هرگز محافظ امریکایی نداشته‌ام یا تانک امریکایی از من محافظت نکرده‌است. من پیش از آن‌که رئیس جمهوری شوم، ۲۸ سال در خارج زندگی کردم و کار موفقی داشتم؛ اما راضی نبودم. هیچ قدرتی در جهان نمی‌تواند مرا وادار کند که سوار هواپیما شوم و این کشور را ترک کنم. این کشور من است و دوست‌اش دارم و حاضرم برای دفاع از آن بمیرم.»

    رئیس جمهور با اشاره به توانایی نیروهای امنیتی در نبود نیروهای خارجی در دفاع از کشور گفته است: «تا ابد (توان مقاومت داریم). من یکی از کارهایی که انجام دادم آماده کردن نیروهای ما برای این شرایط بود. ما قبلا توانستیم در برابر اولین موج حملات در ماه مه موثرانه مقاومت کنیم. ما مقاوم هستیم. در این مورد هم بنویسید. مسئله اساسی این بود که آیا امریکایی‌ها می‌مانند یا می‌روند. این ابهام دو سال طول کشید. اکنون شفافیت وجود دارد و فصل جدیدی دارد باز می‌شود و قوانین جدید بازی مطرح می‌شود.»

    آقای غنی با اشاره به نقش پاکستان در ادامه خشونت‌ها در کشور افزوده است: «دیروز مهمانی از پاکستان داشتم که جنرال قمر باجوه؛ رئیس ستاد ارتش این کشور بود. او به من اطمینان داد که بازگشت امارت یا دیکتاتوری طالبان به نفع هیچ‌کس در منطقه به ویژه پاکستان نیست. او گفت که برخی از مقام‌های پایین‌رتبه ارتش پاکستان همچنان در موارد معین نظر مخالف دارند. مسئله به اراده سیاسی برمی‌گردد.»

    غنی تاکید کرده است که روند صلح افغانستان به تصمیم‌گیری منطقه‌ای نیاز دارد و لحظه حساس تصمیم‌گیری فرارسیده است. «مهم‌ترین چیز همراه کردن پاکستان است. نقش امریکا اکنون کوچک شده است. سوال جنگ یا صلح اکنون به پاکستان ارتباط دارد.»

    اشرف غنی همچنین از جامعه جهانی و اروپا خواستار تشویق پاکستان به تصمیم‌گیری‌های مهم در زمینه صلح افغانستان شده است.

    به گفته او، پیام‌ها و مشوق‌های روشن آلمان به پاکستان می‌تواند به بهبود اوضاع کمک کند و اگر پاکستان در تامین امنیت افغانستان اقدام‌های موثر انجام ندهد، تحریم می‌شود.

    آقای غنی درباره خطرهایی که ممکن است از بازگشت طالبان متوجه زنان کشورش شود هم گفته است: «من اطمینان می‌دهم که زنان دیگر هرگز دست از حقوق خود برنخواهند داشت و به مشاوران خارجی هم نیاز ندارند که نماینده آن‌ها باشند. ۳۰ درصد دولت زن هستند. ۵۸ درصد مقام‌های دولتی جوان، آموزش‌دیده و زیر سن ۴۰ سال هستند. ارتش ما داوطلب است. جامعه افغانستان در درون خود به گفتمان پویا رسیده است و تصمیم‌گیری مستقلانه انجام می‌دهد. من فکر می‌کنم این آگاهی اجتماعی غیرقابل بازگشت است.»

    این در حالی است که روند گفتگوهای صلح میان نمایندگان دولت و گروه طالبان از مدت‌ها به این‌سو متوقف شده‌بود و گفته می‌شود که به تازگی از سر گرفته شده است.

    قرار بود نشست صلح استانبول نیز پس از عید فطر در ترکیه برای ده روز برگزار شود، اما هنوز زمان دقیق برگزاری این نشست مشخص نشده است.

  • صلحی که خود سبب جنگ شده است

    صلحی که خود سبب جنگ شده است

    فون کلاوزویتس در کتاب «در باب ماهیت جنگ» می‌نویسد «جنگ صرفا یک عمل سیاسی نیست، در حقیقت ابزاری برای به درازاکشاندن نزاع سیاسی یا چیزی شبیه آن است.» بارها گفت‌‌وگوهای صلح، خلاف ماهیت خود عمل کرده و منجر به ادامه جنگ شده است. تقریبا در همه موارد یا در برخی موارد، گفت‌‌وگو همراه با جنگ، تهدید و ارعاب بیشتر همراه شده و یا این روند، پوششی برای ادامه درگیری‌‌ها به‌کار گرفته شده است.

    بیشتر چنین گفت‌‌وگوهایی ظاهرا «موفق» نتوانسته منجر به ایجاد ثبات در کشور شود و یا از درگیری‌‌های بیشتر جلوگیری کند. شاید گفت‌‌وگو بتواند زمینه‌ی خاتمه جنگ را فراهم کند، اما زمینه‌ی کاهش عوامل جنگ مانند برخورداری از زیرساخت‌‌های موثر سیاسی، امنیتی، اقتصای، عدالت اجتماعی، حکومت‌داری خوب و حاکمیت قانون واقعی را فراهم نمی‌‌کند.

    حتا در مواردی ممکن است گفت‌‌وگو باعث بروز جنگ نشود، اما زمانی که در پایان گفت‌‌وگوها آنچه را که طرفین مد نظر داشته‌اند به‌دست نیاورده باشند، همان صلح ممکن است خود آغازگر جنگی دیگر باشد.

    گفت‌وگوهای صلح؛ پوششی برای خروج از افغانستان؟

    برنامه ترمپ برای ترک افغانستان ماه می ‌‌2021 بود و ممکن است گفت‌‌وگو‌‌های صلح پوششی برای خروج نیروهای امریکایی باشد؟

    از همان آغاز بحث مذاکرات صلح بین‌الافغانی در فبروری 2020 امریکا با موافقت خود این تصور را ایجاد کرد که بیشتر از این‌که به آن به‌عنوان راه حلی برای پایان‌دادن به درگیری‌‌های خونین در افغانستان بنگرد، آمدن صلح را فرصتی برای بیرون‌کشیدن نیروهای نظامی خود می‌دانست. هیچ‌گاه امریکا رسما خروج نیروهای خود را از اهداف اصلی مذاکرات ذکر نکرده است، اما تفاهم با طالبان به‌طور مشخص بایسته‌ها و یا تصویر دقیقی از صلح را ترسیم نکرده است. بیشترین تأکید این تفاهم‌نامه بر خروج 14ماهه نیروهای امریکایی است تا آماده‌سازی شرایط برای یک صلح واقعی.

    امریکا عملا حکومت مرکزی افغانستان را از روند مذاکرات مستقیم صلح این کشور با طالبان کنار گذاشته بود و بدون این‌که شرایط مشخصی برای یک آتش‌بس گسترده و در نهایت صلح پایدار پیش‌بینی کند، از گفت‌‌وگوهای میان افغان‌‌ها حمایت کرد و اما تمرکز خود را بیشتر بر روی خروج نظامیان خود تا زمان پیش‌بینی‌شده، معطوف کرد.

    حتا با توجه به شرایط جنگی و روند صلحی که امریکا در ویتنام با آن سروکار داشت، این کشور نتوانست پیش‌شرط‌هایی وضع کند که طالبان را وادارد تا بیش از یک صلح ظاهری را در پیش بگیرند. امریکا نتوانسته توان نظامی حکومت مرکزی افغانستان را به سطح نیروهای نظامی دولت ویتنام برساند تا با فشار نظامی بیشتر از طرف دولت مرکزی، بتواند طالبان را درحالی‌که نسبت به مخالفان نظامی وقت دولت جمهوری ویتنام در شمال این کشور، میزان اراضی خیلی بیشتری تحت اشغال خود دارند، از موضع‌شان سر میز مذاکره عقب‌نشینی کنند یا دست‌کم پایان درگیری‌‌های نظامی را بپذیرند.

    مهم‌تر از آن، حکومت مرکزی افغانستان نتوانست یک انتخابات موفق در کارنامه خود ثبت کند و حتا در ظاهر هم که شده اتحاد درونی را حفظ کند. از سر درماندگی مجبور شد تا به رقیبان انتخاباتی خود باج دهد. در عین حالی که بخش بزرگی از کشور که اصولا توسط حکومت مرکزی باید اداره شود، توسط گروه‌‌های قدرتمند شبه‌نظامی محلی اداره می‌شود.

    ترک یک کشور شکست‌خورده

    بیش از دو دهه تلاش حکومت نتوانسته چشم‌اندازی از خودکفایی را در افغانستان ترسیم کند. نظام سیاسی دولت افغانستان که با کمک امریکا در سال 2001 شکل گرفت، عمیقا دچار تقسیمات سیاسی میان رقبای جناحی و دولت شده است و بخش‌‌های عمده کشور توسط این سهامداران قدرت و یا طالبان کنترل می‌شود. در نتیجه تعیین تاریخ خروج و تمرکز روی ادامه مذاکرات برای امریکا حتا در صورت شکست سیاست‌هایش، منصفانه به‌نظر می‌‌رسد.

    ارزیابی‌‌های موسسه شفافیت بین‌الملل و بانک جهانی نشان می‌‌دهد که فساد در دولت افغانستان استثنا نیست، بلکه یک قاعده است. مذاکرات بین طالبان و امریکا در حالی برگزار شد که اختلافات شدیدی میان سران دولت وجود داشت و عملا امریکا مجبور به کنارگذاشتن رهبران سیاسی افغانستان در مذاکرات شد.

    در طول دهه اخیر توسعه اجتماعی و اقتصادی کشور مانند بخش سیاسی بسیار محدود بوده است. ادعاهای اغراق‌آمیز بسیاری در زمینه انکشاف حکومت‌داری، خدمات اجتماعی، تعلیم و تربیت، صحت عامه، حاکمیت قانون و حقوق زنان وجود داشته است که بازرس ویژه امریکا در افغانستان (سیگار) در گزارش‌های زیادی بسیاری از این ادعاها را نادرست ارزیابی کرده است.

    نهادهای دیگری چون بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول و شفافیت بین‌الملل به صراحت اظهار کرده‌اند که پس از سال 2008، دولت افغانستان در نقاط بسیاری بی‌تأثیر بوده است و نتوانسته به‌رغم کمک‌‌های مالی دولت امریکا با فقر مبارزه کند. درحالی‌که تا امروز صنعت کوکنار تنها بخش خصوصی است که موفق بوده است.

    کمک‌‌های بی‌پایان نظامی و ملکی

    بانک جهانی به‌وضوح روشن کرده که هیچ دولتی در افغانستان نمی‌‌تواند بدون کمک‌‌های گسترده جامعه جهانی ــ حتا اگر دولت و طالبان بتوانند در مورد نوعی ترکیب اقتصادی به توافقی برسند ــ دوام بیاورد. براساس ارزیابی این نهاد، 75 درصد کل مصارف داخلی افغانستان توسط کمک‌‌های جامعه جهانی فراهم می‌‌شود که امریکا بزرگ‌ترین حامی مالی این کشور به‌شمار می‌‌رود.

    در حال حاضر کل بودجه ملکی و امنیتی حکومت مرکزی افغانستان سالانه بالغ بر 11 میلیارد دالر است، درحالی‌که درآمد داخلی افغانستان تنها 2.5 میلیارد دالر ارزیابی می‌‌شود. بانک جهانی همچنین یادآور می‌‌شود که کمک‌‌های سالانه به افغانستان حدود 8.5 میلیارد دالر می‌‌باشد که برابر با حدود 45 درصد تولید ناخالص داخلی آن کشور است، درحالی‌که برای کشورهای کم‌درآمد تقریبا 10 درصد می‌‌باشد. بنابراین این وابستگی، نشانگر فاصله زیاد بین درآمد و مصارف افغانستان است.

    برآورد نیازهای کشور افغانستان نیز در صورت کنارآمدن با طالبان بسیار دشوار خواهد شد. با این حال، با مطالعه اولیه‌ای که بانک جهانی انجام داده است هشدار می‌‌دهد که دولت افغانستان شدیدا وابسته به کمک‌‌های جهانی است، اما پس از به نتیجه‌رسیدن گفت‌‌وگوهای صلح بیشتر از هر زمانی به این کمک‌‌ها نیاز خواهد داشت. این شامل جذب یا تأمین مالی جنگ‌جویان طالبان و حفظ نیروهای امنیتی فعلی دولت افغانستان به‌طور همزمان نیز است تا با گذشت زمان زمینه ادغام آن‌ها در بدنه جامعه فراهم شود.

    صلح بدون ضمانت یا امنیت

    در گزارش سیگار و بازرس ارشد وزارت دفاع (LIG) در سال 2020، کاملا روشن است که نیروهای امنیتی افغانستان برای حفظ امنیت به‌گونه‌ی مستقل، به کمک‌‌های بیشتری نیاز دارند. دولت مرکزی هنوز هم در حال از دست‌دادن اراضی تحت کنترل خود است و نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان نیز بدون پشتیبانی هوایی و حمایت‌‌های مستشاری ایالات متحده از توان کمتری برخوردارند.

    امریکا در تعیین شرایط و ضمانت‌‌های امنیتی ایالات متحده در صورت عدم موفقیت مذاکرات صلح، یا ادامه جنگ توسط طالبان و یا نقض شرایط صلح که طالبان قبلا با آن موافقت کرده بودند، نیز شکست خواهد خورد. ایالات متحده دیگر گزارشی از این‌که چه مقدار از خاک افغانستان تحت کنترل طالبان است، و یا چه نقاطی از کشور امنیت دارند و تحت حاکمیت قانون یا حاکمیت محلی قرار دارند، ارائه نمی‌‌دهد.

    ادامه جنگ و توقف روند صلح

    با ختم ماه اکتبر 2020 هشت ماه از 14 ماه روند گفت‌‌وگوهای صلح سپری می‌‌شود و در تمام این مدت، هیچ پیشرفتی در راستای تحکیم و رسیدن به یک صلح واقعی و پیشرفتی در جهت پایان جنگ شکل نگرفته است. طالبان فشار خود بر نیروهای امریکایی و ناتو را در قبال قطع حملات بالای این گروه و پس از آزادی پنج‌هزار زندانیان خود از زندان‌‌های دولت افغانستان کاهش داده یا به کلی قطع کرده است. با وجود این، حملات این گروه بر اهداف اردو و دولت افغانستان در 24 ولایت از 34 ولایت افغانستان و گاهی در کابل همچنان ادامه دارد.

    جنگ هنوز به جدیت تمام ادامه دارد. سازمان ملل در 14 اکتبر 2020 گزارش داد که «چندین ولسوالی هلمند، از جمله مناطق نزدیک به لشکرگاه مرکز ولایت و بخش‌هایی از ولایت همسایه آن قندهار تحت تأثیر درگیری‌‌ها قرار گرفته است. شاهراه بین لشکرگاه و قندهار به‌دلیل وجود ماین‌‌های جاسازی‌شده، غیرقابل دسترسی است.»

    در هفته سوم اکتبر 2020، واشنگتن‌پُست گزارش داد که «طالبان 356 حمله، دو بمب‌گذاری انتحاری و 52 انفجار ماین در سراسر کشور انجام داده است که منجر به کشته‌شدن 51 شهروند و زخمی‌شدن 157 نفر شده است. آن‌ها گفتند که بیش از 400 شورشی طالب در این درگیری‌‌ها کشته شده‌اند، اما آمار تلفات نیروهای افغان را اعلام نکردند.»

    تلفات غیرنظامیان کاهش یافته است، اما بیشتر این تغییر در کانون جنگ مشاهده شده تا در مذاکرات صلح امتیاز بیشتری به‌دست آید. سازمان ملل در گزارشی که در 24 اکتبر ارائه می‌‌دهد، چنین اظهار می‌‌دارد:

    «سطح بالای خشونت‌‌ها با تأثیر کشنده‌ای بر غیرنظامیان در افغانستان ادامه دارد، این کشور همچنان در میان کشنده‌ترین مکان‌ها برای غیرنظامیان در جهان باقی مانده است. براساس گزارش جدیدی که توسط (یوناما) منتشر شده، نشان می‌‌دهد که اگرچه از آغاز گفت‌‌وگوهای صلح بین‌الافغانی، تعداد غیرنظامیان افغان که در درگیری‌‌ها کشته و زخمی می‌‌شوند، چندان کاهش نیافته است، با این هم آمار کلی تلفات غیرنظامیان در 9 ماه اول سال 2020 در مقایسه با مدت مشابه در سال 2019 حدود 30 درصد پایین‌تر است. آخرین گزارش سه‌ماهه از یک جنوری تا 30 سپتامبر 2020، پنج‌هزار و 939 تلفات غیرنظامی (دوهزار و 117 کشته و سه‌هزار و 822 زخمی) را ثبت کرده است.

    در بازه زمانی 12 سپتامبر – آغاز مذاکرات صلح بین دولت جمهوری اسلامی افغانستان و طالبان در دوحه – تا 30 سپتامبر، هیچ کاهشی در تعداد تلفات غیرنظامیان ناشی از اجرای عملیات‌‌های نظامی طرفین میز مذاکره، در مقایسه با هفته‌‌های گذشته دیده نمی‌‌شود. نگرانی‌‌های دفتر یوناما از تشدید نبردها در هلمند و همچنین چندین حمله خونبار در ننگرهار، لغمان و غور همراه با حمله هوایی در تخار و حمله انتحاری بر غیرنظامیان در کابل که بیش از 400 نفر کشته و زخمی برجای گذاشت، افزایش یافته است.»

    اخیرا تعداد قابل توجهی از نظامیان امریکایی و نیروهای ائتلاف کاهش یافت و بسیاری از تجهیزات منتقل و بعضی از پایگاه‌‌های نظامی تخریب شد. اما سطح دقیق این کاهش‌‌ها معلوم نیست، زیرا ایالات متحده دیگر گزارش معتبری در مورد سطح حضور نیروهای نظامی، ملکی و پیمانکاران خود ارائه نمی‌‌دهد.

    حضور نظامیان امریکایی از حدود 14هزار نفر در اواخر سال 2019 به 12هزار در اوایل سال 2020 کاهش یافت؛ همچنین هشت‌هزار و 600 سرباز در جولای سال 2020 افغانستان را ترک کردند و با این‌که رییس‌جمهور ترمپ اظهار کرده بود که دوهزار و 500 نفر را تا اوایل سال 2021 حفظ خواهد کرد، او اما در اوایل ماه اکتبر سال جاری فرمان داد تا تعداد نظامیان تا کریسمس به صفر برسد، بدون این‌که مشخص کند منظور او از همه نیروها، تمامی افرادی که دارای توان جنگی است یا قوای تهاجمی این کشور است. در ماه می‌‌2020 نیز امریکا ارائه گزارش‌های غیرمحرمانه از حملات هوایی و معلومات کشفی و نظارتی هوایی خود را متوقف کرد.

    به‌نظر می‌‌رسد که امریکا تا حد قابل توجهی حمایت، پشتیبانی و تلاش برای پیش‌بردن عملیات‌‌ها و همچنین بسیاری از ظرفیت‌‌های هدف‌گیری و حملات هوایی خود را بر علیه اهداف پراکنده طالبان، متوقف و یا کاهش داده است. این کشور بیشتر حضور خود در میدان نبرد، نظارت دقیق و درست بر برنامه‌‌های کمک‌‌های نظامی و ملکی‌اش در یکی از فاسدترین کشورهای جهان و همچنین ظرفیت انسانی استخباراتی خود را تا حد امکان متوقف کرده است. امریکا تا حدی تجهیزات و نیروهای خود را کاهش داده است که در صورت شکست مذاکرات یا پروسه صلح هزینه بازگشت به ظرفیت قبلی، بسیار سنگین باشد. با آغاز سال 2021 امریکا ممکن است در جایگاهی قرار بگیرد که بازگشت دوباره غیرعملی خواهد بود.

    نیازهای صلح واقعی چیست؟

    طالبان، دولت مرکزی و بسیاری از افغان‌‌ها به واقعیت‌‌های صلح واقفند. سوال این است که در این مقطع چه تغییرات اساسی برای ایجاد صلحی موفق باید صورت بگیرد؟ جواب مشخص نیست. برای مذاکره واقعی، زمان در صورت تحقق، بسیار محدود است و بین ایدئولوژی و ارزش‌های حکومت مرکزی افغانستان و طالبان فاصله بسیار زیادی نیز وجود دارد.

    ایالات متحده همچنین با دو انتقال مهم خارجی روبه‌روست که تمرکز بر افغانستان را دشوار می‌‌کند. یکی کنارآمدن با نتیجه‌ی انتخابات ایالات متحده است. مورد دیگر مقابله با تأثیرات سیاسی، اقتصادی و امنیتی ویروس کرونا و همچنین نیاز آینده برای تخصیص کمک‌‌های امریکا و کمک‌‌های امنیتی این کشور در سطح جهانی است.

    رسیدن به صلح واقعی برای افغانستان به معنای پرداختن و حل و فصل مسائل کلیدی است که متأسفانه حکومت مرکزی افغانستان را تضعیف کرده است و این بدین معناست که روند صلح باید با اختلافات عمیق‌تر بین دولت و طالبان مقابله کند. این اختلافات که در آن هیچ نشانه‌ای از پرداختن بر سر یک موضوع واحد دیده نمی‌‌شود، عملا بر هر بخش از هر نوع دولت جدیدی که در نتیجه توافق صلح به‌دست آید، تأثیر می‌‌گذارد.

    با چند ماهی که در پیش داریم، دولت مرکزی و طالبان باید برای ایجاد موارد ذیل تلاش کنند:

    • یک ساختار سیاسی که به‌صورت یک دولت یکپارچه یا نوعی فدرالیسم با رویکرد جدید منطبق با سطوح مختلف حکومتداری، خدمات دولتی، امنیت و توسعه اقتصادی، شکل بگیرد؛

    • تمهیدات جدید برای ایجاد و تخصیص درآمد داخلی و کمک‌‌های خارجی به بودجه‌بندی ملی و مدیریت پلان‌‌های انکشافی و مالی در سطوح مختلف دولت؛

    • مدیریت ساختارها و تقسیم قدرت برای توسعه اقتصادی، سرمایه‌گذاری و توسعه زیرساخت‌ها، خدمات بانکی و مالی، تجارت، قانون تجارت و قانون استخدام و حمایت از کارگران منطبق با مسائل اسلامی؛

    • برای یکپارچه‌سازی یا ایجاد سیستم‌‌های امنیتی موازی و همچنین آمادگی پذیرش هرگونه حمایت و پشتیبانی نظامی خارجی باید گزینه‌هایی در نظر گرفته شود. سازوکارهایی نیز باید برای مقابله با حوادث احتمالی، درگیری‌ها، اختلافات و اختصاص منابع برای بازنشستگی و خدمات اجتماعی، ایجاد شود؛

    • برنامه‌هایی برای مقابله با نگهداری سلاح و تنظیم پلان‌هایی برای کاهش نیروهای نظامی با در نظرداشت راهکارهایی برای انتقال و فرصت‌‌های شغلی، روی دست گرفته شود؛

    • بر سر سیستم حقوقی، حقوق بشر، اجرای حاکمیت قانون، پولیس و امنیت محلی باید توافق صورت گیرد. با توجه به اهمیت مواد مخدر در اقتصاد افغانستان، باید در مورد درآمد و اجرای قانونی محدودیت‌‌های تولید و صادرات آن توافق حاصل شود؛

    • در مورد موضوع‌های مورد مناقشه ایدئولوژیکی مانند معارف، آزادی بیان، محدودیت در رفتارهای اجتماعی، سرگرمی‌‌ها و حقوق زنان باید از توجه ویژه برخوردار باشند و دیدگاه‌‌های دو طرف در نظر گرفته شود؛

    • دولت مرکزی باید نقشی را که زورمندان قومی بازی می‌‌کنند مد نظر داشته باشند و طالبان نیز باید این مسأله را برای گروه‌‌های خود مورد توجه قرار دهند.

    در حال حاضر، نشانه‌‌های اندکی وجود دارد که طالبان و دولت مرکزی می‌‌توانند به نوعی سازش اولیه برسند. بسیاری از موضوع‌های مورد اختلاف در دیگر مذاکرات ممکن است دلایل اصلی به‌شمار نروند، اما برعکس در افغانستان همان‌‌ها می‌‌تواند جرقه آغاز جنگی دوباره باشد.

    تلاشی دیگر از سوی امریکا برای شکست احتمالی مذاکرات صلح محتمل خواهد بود؟

    با نگاهی به تلاش‌‌های صلح از گذشته تا به امروز، آیا راهی برای دانستن این‌که رویکردی غیرمنتظره از سوی ایالات متحده در روند صلح وجود دارد؟ با توجه به روشی که در برخورد با طالبان در پیش گرفته بود و درحالی‌که نیاز دولت افغانستان به امریکا برای اتحاد و اصلاحات واقعی، بیشتر احساس می‌‌شد، دیدن عقب‌نشینی ایالات متحده نسبت به نقش دولت برای همه دور از انتظار بود.

    هنوز امکان ارائه کمک، اگرچه محدود، از سوی ایالات متحده با متحدان خود برای ایجاد کمک موثر بین‌المللی وجود دارد. در صورت عدم موفقیت در رسیدن به توافق صلح، امکان دارد ضمانت‌هایی به‌صورت پشتیبانی هوایی در جنگ مجدد با طالبان و سایر کمک‌‌ها به دولت افغانستان، فراهم شود.

    از طرفی ممکن است برای اعتماد به این امید که روند صلح به‌رغم تلاش طالبان برای بهره‌برداری از مذاکرات و همچنین استفاده مستمر از خشونت، به نتیجه‌ای برسد، دیر باشد.

    • نشانه‌‌های اندکی از این‌که حکومت مرکزی افغانستان در حال دستیابی به اثربخشی، اتحاد و توانایی کافی برای استفاده صادقانه از کمک‌‌ها برای انتقال به نوعی دولت مشترک یا فدرالیسم با طالبان است، وجود دارد. از طرفی هم وعده‌‌های بیشتر مرهم شکست سیاست‌‌ها در 20 سال گذشته نخواهد بود.

    • با این‌که قوای امنیتی افغان بهبود یافته، اما هنوز هم به بیش از حمایتی که امریکا می‌‌تواند در عدم کمک‌‌های آموزشی و پشتیبانی از نظامیان افغانستان، فراهم کند، نیاز است.

    • ویروس کرونا، مشکلات اقتصادی افغانستان و همچنین بسیاری از شرکای استراتژیک دیگر امریکا و خود این کشور را پیچیده کرده است و زمانی که پای استراتژی در میان باشد، ایالات متحده اولویت‌‌های بالاتری را در سایر نقاط جهان دارد.

    • ایالات متحده در حال حاضر حضور خود را تا آن حد کاهش داده است که دیگر نتواند به درستی از قوای امنیتی و حکومت مرکزی افغانستان حمایت کند، و سیاست‌‌های داخلی ایالات متحده و نیازهای رقابتی آن کشور مانع بازگشت یا وعده هرگونه ضمانت امنیتی می‌‌شود.

    • سایر شرکای امریکایی در کمک‌‌های نظامی و غیرنظامی در صورتی که آن کشور به اندازه کافی از حکومت مرکزی افغانستان حمایت و یا روند صلح را تضمین نکند، دلیل کمی برای ماندن خواهند داشت.

    • طالبان احتمالا بتوانند هرگونه کاهش یا افزایش شرطی در کمک‌‌های خارجی را تحمل کنند، اما در حال حاضر این دولت مرکزی است که به کمک‌های نظامی و غیرنظامی خارج وابسته است. با کاهش کمک‌‌ها مردم بیشتر دولت افغانستان را مقصر خواهند دانست.

    اما امیدواری‌هایی نیز وجود دارد

    اقدام به خروج نظامیان از افغانستان و پذیرفتن هر آنچه از یک روند صلح شکست‌خورده به‌دست آید، در حال حاضر بهترین گزینه است. به‌نظر می‌‌رسد تلاش برای حفظ حضور معنادار نظامی در قالب تیم‌‌های تعلیمی یا ارائه ضمانت‌‌های امنیتی خیلی دیر باشد.

    با این حال، ارائه کمک‌‌های مالی مشروط به بخش‌‌های ملکی و امنیتی با توجه به هر آنچه برآمد مذاکرات صلح باشد، نقش امریکا را کم نخواهد کرد. حمایت ایالات متحده از کمک‌‌های مشروط بین‌المللی، آموزش و پلان‌‌های تعلیمی چه در خود امریکا و چه در سایر کشورها، چه زمانی که توافقی از مذاکرات حاصل شود و چه قدرت جدیدی به‌وجود آید، تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.

    به‌رغم احتمال دست‌نیافتن به صلح و ثبات پایدار، اما امیدهایی نیز وجود دارد:

    • به احتمال قوی طالبان تقسیم خواهند شد. بسیاری از این چنین جنبش‌‌های ایدئولوژیک در صورتی که فاقد یک رهبر قدرتمند، متحد و کاریزما باشند، از بین خواهند رفت؛

    • قدرت طالبان ممکن است در استفاده از زور و خشونت باشد، اما از مؤلفه‌‌های محبوبیت گسترده، توانایی عملی برای اداره کشور و رهنمود افغانستان به سمت توسعه و پیشرفت، برخوردار نیست؛

    • احتمال تضعیف یا تقسیم طالبان وجود دارد. طالبان حتا اگر «پیروز شوند» برای ماندن در قدرت با چالش‌‌های بزرگی روبه‌رویند. ایدئولوژی طالبان جذب کمک، ایجاد یک ساختار برای اداره و اقتصاد یا ایفای نقشی به‌عنوان بازیگر عمده منطقه‌ای را برای‌شان دشوار خواهد کرد. با گذشت زمان، حکومت یا ساختاری جدید ممکن تکامل یابد؛

    • تمرکز اصلی مشکلات متوجه کشورهایی خواهد شد که ایالات متحده با وجود آن‌ها هیچ دلیلی برای حفظ این بار بر دوش خود نخواهد داشت. پس از خروج امریکایی‌ها، صحنه برای فعالیت‌‌های روسیه، چین، ایران و پاکستان فراهم می‌‌شود؛

    • با آن‌که طالبان، داعش را به‌عنوان رقیب می‌دانند اما به‌نظر می‌‌رسد روابط این گروه با القاعده مانند گذشته ادامه دارد. با وجود این کاملا واضح است که افغانستان همچنان منبع اصلی حملات احتمالی تروریستی به امریکا به‌شمار برود و با برنامه‌ریزی حساب‌شده و هدفمند در مورد کمک‌ها، ممکن است خطر حمایت طالبان از چنین گروهک‌هایی را محدود و موضع دشمنی طالبان بر علیه داعش را نیز حفظ کند.

    با روشن‌شدن همه جوانب برنامه خروج، پیشنهاد چنین کمک‌هایی در این بازه‌ی زمانی می‌‌تواند این واقعیت را که ایالات متحده مطابق با توافق‌نامه فبروری 2020 مذاکرات صلح را وسیله‌ای برای خروج نیروهایش قرار داده است، کمرنگ کند. واقعیتی که افغان‌‌ها نیز با آن روبه‌رویند این است که در نهایت مسئولیت سرنوشت‌شان را باید خود به عهده بگیرند و امید برقراری صلح، ثبات را برای کشورشان به ارمغان داشته باشند.

    مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی

    مترجم: علی احمد حبیبی

  • اولین بازی تیم ملی فوتبال کشور با نتیجه مساوی پایان یافت

    این مسابقه به میزبانی افغانستان در استادیوم مرکزی شهر دوشنبه پایتخت تاجکستان برگزار شد. بازی های خانگی افغانستان به دلیل ناامنی در کشور تاجیکستان برگزار می شود.

    این بازی در نیمه اول گولی نداشت اما در نیمه دوم در دقیقه ۶۴ بازی، نگوین وان تان دروازه تیم ملی فوتبال افغانستان را باز کرد و در نهایت حسن امین کاپیتان تیم ملی در دقیقه 70 گول تساوی را رقم زد.

    افغانستان در این مسابقه با ترکیب، اویس عزیزی، شریف محمد، کنشکا طاهر، حسن امین، میلاد انتطار، بنیامین نجم، فرشاد نور، اباسین علی خیل، امید پوپلزی، میلاد سالم و زبیر امیری وارد میدان شد.

    دیدار تیم های افغانستان و ویتنام با حضور ۲۵۰۰ تماشاگر افغان در ورزشگاه مرکزی شهر دوشنبه برگزار شد.

    این نخستین بازی افغانستان از رقابت‌های مقدماتی جام ملت‌های آسیا بود و افغانستان در مسابقه بعد در ۲۳ جوزا به مصاف کامبوج خواهد رفت.

    افغانستان سال گذشته در دو بازی رفت و برگشت کامبوج را شکست داد.

  • سرمربی تیم ملی فوتبال: هر دو تیم بخت بُرد دارد

    سرمربی تیم ملی فوتبال: هر دو تیم بخت بُرد دارد

    تیم ملی فوتبال کشور فردا عصر به وقت افغانستان در چارچوب رقابت های مقدماتی جام ملت های آسیا به مصاف تیم ملی ویتنام می رود.
    اوتو فیستر در خصوص این دیدار گفت: فردا با ویتنام نخستین دیدار خود را برگزار خواهیم کرد. امیدوارم تماشاگران بازی خوبی را ببیند. یکی از اهداف عمومی در فوتبال این است که همه به دنبال برد هستند و کلی فکر می کنند، فلسفه من فرق میکند، من بازی به بازی فکر می کنم. در حال حاضر ما فردا با ویتنام بازی داریم و من تمام تمرکز خود را روی این بازی گذاشته ام.
    اوتو فیستر در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران در خصوص ارزیابی اش از بازیکنان حاضر در تیم ملی افغانستان که در اردوی قطر نیز با وی حضور داشتند گفت: بازیکنی که به تیم ملی افغانستان دعئوت میشود طبیعتا دارای شایسته گی و ارزش هستند. همه بازیکنان برای من یک ارزش را دارند. تمامی بازیکنانی که در حال حاضر با ما هستند برای من قابل قدر هستند و پیش من از یک ارزش برخوردار هستند.
    فیستر در خصوص حمایت هواداران افغان و تاجیک که فردا برای تشویق افغانستان به ورزشگاه می آیند صحبت کرد. او با اشاره به عدم میزبانی افغانستان در خاک خودش گفت: جای خوشی است که فردا میتوانیم حمایت هواداران را با خود داشته باشیم. ولی ما یک چالش بزرگ داریم که به دلیل مشکلات امنیتی در کابل نمیتوانیم درافغانستان بازی کنیم. متاسفم که نمیتوانیم در کابل بازی کنیم. در حال حاضر همه تیم ها میتوانند در خانه خود بازی کنند ولی ما از انجام این کار محروم هستیم. ولی خوب جای دارد از کشور تاجیکستان به خاطر خدماتی که انجام داده است تشکر کنم.
    فیستر در پاسخ به سوال خبرنگار تاجیکی که از او پرسید آیا این تقابل تان با ویتنام است، گفت: در آسیا مقابل تیم های زیادی قرار گرفتم، ولی این دفعه اول است که با تیم فوتبال ویتنام روبه رو میشوم. ما بازی های قبلی ویتنام را بررسی کرده ایم. چون حریف ماست، طبیعتا توجه خاصی برای کسب نتیجه از این دیدار داریم.
    سرمربی تیم ملی فوتبال افغانستان در پاسخ به وضعیت فیصل شایسته و احتمال حضورش در بازی فردا نیز گفت : نمیخواهم در خصوص یک بازیکن صحبت کنم.
    اوتو فیستر در ادامه سوال خبرنگار تاجیکی در خصوص اروپایی بازی کردن سبک فوتبال افغانستان در مقابل سطح آسیایی ویتنام را اینگونه پاسخ داد: به نظرم فوتبال یک بازی بین المللی است. من در این فرقی نمیبینم. مربیان امروز تمامی سبک ها را در تمرینات پیاده میکنند. تمرین یک علم است که مربی روی بازیکنان خود تطبیق میکند. من فوتبال را تقسیم و حوزه بندی نمیکنم و احساس میکنم برای همه یکسان است.
    فردا سه شنبه تیم ملی فوتبال کشور ساعت 6.5 به وقت افغانستان در شهر دوشنبه از تیم ملی فوتبال ویتنام میزبانی می کند.

  • تیم ملی فوتبال کشور در مقابل ویتنام صف آرای می کند

    تیم ملی فوتبال کشور در مقابل ویتنام صف آرای می کند

    ملی پوشان کشور پس از پایان اردوی تمرینی و کسب پیروزی برابر سنگاپور در قطر، شب گذشته وارد شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان شد.

    به دلیل تاخیر در پروازهای فلای دبی از دوحه به دبی و از دبی به دوشنبه، ملی پوشان ساعت‌های زیادی را در فرودگاه دوحه و دبی سپری کردند و سفر طولانی و خسته کننده برای رسیدن به تاجیکستان داشتند.

    سید علیرضا آقازاده دبیرکل فدراسیون فوتبال نیز در فرودگاه دوشنبه به استقبال تیم ملی رفت. ملی پوشان هم اکنون در هوتل محل اقامتشان در شهر دوشنبه حضور دارند.

    گفتنی است که قیمت تیکت این مسابقه 10 سامانی واحد پول تاجیکستان که معادل 70 افغانی می شود، است.