برچسب: مردسالاری

  • افغانستان دست‌خوش تحولات شخص محور

    افغانستان دست‌خوش تحولات شخص محور

    افغانستان کشوری ست متشکل از اقوام مختلف. این مسأله علی رغم برخی خوبی هایی که داشته همواره با مشکلاتی نیز همراه بوده است و گهگاهی ابزار دست استفاده جو ها از جمله سیاسیون شده است. برخی سیاسیون که پسوند رهبری برخی از احزاب را نیز با خود یدک می کشند چنان بر مقدرات یک قوم مسلط شده اند که هرگونه تغییر در آن مستلزم کسب اجازه از رهبر قومی باشد. در این میان اما تمام امتیازات به جیب رهبران قومی رفته مردم از بسیاری امکانات و امتیازات بی بهره می مانند.

    سالم حسنی، مشاور ارشد رئیس جمهور غنی، طی یادداشتی فیس بوکی در این زمینه می نویسد:«جامعه افغانستان به شدت سنتی است. یکی از مشخصات روشن جامعه سنتی، شخصیت محوری است. همیشه تحولات بر محور اشخاص و تصمیم‌گیری آنان می‌چرخد. مردم نقش پیرو و قربانی را دارند. به همین جهت، مردم به جای جستجوی راه نجات، منتظر یک سوپر من(ابر انسان) هستند تا از غیب برون آید و کاری بکند.»

     این وضعیت، زمینه را برای شعارها و رفتارهای پوپولیستی فراهم می‌کند. یکی از میدان‌های بازی‌های پوپولیستی، قهرمان‌بازی و قهرمان‌سازی قومی‌است. این‌که قهرمان‌های افغانستان، اکثرا قومی‌اند ، نه ملی، ناشی از همین واقعیت است. متاسفانه این یک واقعیت است که قهرمان یک قوم، منفور دیگر اقوام است؛ زیرا قهرمان‌های قومی، با استفاده از اهریمن‌نمایی اقوام دیگر، قوم خود را در معرض خطر و خود را نجات دهنده تعریف می‌کند. و این سلسله و دوستان، همچنان ادامه دارد.

    آقای حسنی در پایان می افزاید:«اکنون که افغانستان در آستانه یک تحول دیگر فرار دارد، بازهم از مردم و سیستم مردم‌محور خبری نیست. سوگمندانه باید گفت که تحولات شخص محور، با تکیه بر شخصیت‌های کهنه‌اندیش، یک بار دیگر ما را در مسیر قهقرایی قرار خواهد داد.»

  • خشونت خاموش علیه زنان در افغانستان

    خشونت خاموش علیه زنان در افغانستان

    خشونت شایع و خاموش علیه زنان در افغانستانبد ترین، شایع‌ترین و خاموش‌ترین نوع خشونت علیه زن در افغانستان این است که زن خانواده تمام عمرش را در خانواده زحمت می‌کشد، بدون آن‌که مالک کمترین سهمی از خانه شود. کار و زحمات شبانه‌روزی و اکثرا طاقت فرسای زنان، جزء وظایف زناشویی آنان محسوب می‌شود و در قبال آن هیچ امتیازی برای شان فایل نمی‌شویم.

    مالک تمام سرمایه و نتیجه کار مرد در بیرون از خانه، فقط مردان‌اند، بی‌آن‌که نقش زنان در زمینه سازی کسب و کار مردان به حساب آید. سوال مهم این‌جاست که اگر زنان در خانه از فرزندان پرستاری و از خانه نگهداری نکنند، آیا مردان می‌توانند بدون نگرانی و با خاطر آسوده به بازار کار پا نهند؟ اگر نه، چرا برای زنان خانه‌دار در درآمدهای مردان کارگر، سهمی قائل نیستیم؟ زنان تمام عمر را با تمام وجود در کنار مردان در خانه زحمت می‌کشند، اما برای تهیه کوچک‌ترین مایحتاج خویش مجبور به کسب اجازه از شوهران خوداند.

    در مقابل مردان مالک انحصاری پنداشته می‌شوند و نسبت به هر گونه مصارف و ریخت و پاش، فعال مایشاءاند.برای مبارزه بنیادی با خشونت علیه زن، باید برای زنان در درآمد مردان سهمی از مالکیت در نظر گرفته شود، تا زن کنیز بی اجر و مزد در خانه محسوب نشود. این گونه زنان می‌توانند هم در تصمیم‌گیری‌های مهم زندگی شریک باشند و هم یکه‌تازی مردان در خانواده کنترل می‌شود.

    سالم حسنی، مشاور رئیس جمهور