برچسب: مدارس دینی

  • طالبان در کندز از دانش آموزان مدارس دینی آزمون «تثبیت سویه» می گیرند

    طالبان در کندز از دانش آموزان مدارس دینی آزمون «تثبیت سویه» می گیرند

    مسئولان در اداره معارف طالبان برای ولایت کندز می گویند که از دانش آموزان مدارس دینی در این ولایت آزمون تثبیت سویه می گیرند.

    مولوی محمد اسماعیل رئیس اداره معارف ولایت کندز می گوید که از ۳۰۰ تن از فارغان مدارس خصوصی در مسجد جامع شهرداری کندز، ولسوالی قلعه ذال و ولسوالی کلبات آزمون تثبیت سویه اخذ می کنند.

    وی می افزاید که این دانشجویان دوره های چهار ساله و شش ساله را در مدارس خصوصی سپری نموده اند.

    او همچنین گفت که این آزمون با راهنمایی معینیت تعلیمات اسلامی وزارت معارف امارت اسلامی و با نظارت تعدادی از استادان ولایت کندز برگزار شده و برای مدت یک هفته ادامه خواهد داشت.

    در همین حال اشتراک کنندگان این آزمون می گویند که آنان چهار تا شش سال در مدرسه های خصوصی و روستاها مصروف درس های دینی بوده اند و می خواهند با سپری نمودن این آزمون سند رسمی بدست آورند.

    لازم به ذکر است که بر اساس فیصله کابینه حکومت طالبان، طلبه های مدارس در تمام نقاط کشور با سپری نمودن آزمون تثبیت کیفیت سند چهارده، لسانس، و ماستری را بدست می آورند و در بخش های اداری به کار گرفته خواهد شدند.

    این اقدام طالبان در حالی در کندز صورت می گیرد که شماری از جوانان تحصیل کرده در این ولایت از تصویب این فرمان ابراز نگرانی کرده و می گویند که با عملی شدن این فرمان نظام شایسته سالاری و مسلکی از بین خواهد رفت.

    آنان علاوه می کنند که اینگونه اقدامات باعث ناامیدی بیشتر جوانان در کشور می گردد.

  • مقایسه مواد درسی مدارس افغانستان و پاکستان/ سیسم و محتوای آموزشی افغانستان مدرن تر از پاکستان است

    مقایسه مواد درسی مدارس افغانستان و پاکستان/ سیسم و محتوای آموزشی افغانستان مدرن تر از پاکستان است

    این یک واقعیت است که سه فاکتور «دفاع، آموزش و صحت» در پیشرفت و آقایی یک کشور در جهان نقش اساسی را بازی می کند. افغانستان نیز از این قاعده مستثنی نیست.
    یکی از مشکلاتی که کشوری جنگ زده ای مثل افغانستان از دیرباز و به ویژه پس از سال دو هزار و یک و استقرار نظام جدید سیاسی با آن همواره روبرو بوده محتوای کتب درسی در مکاتب و حتی دانشگاه ها بوده است. اینکه مواد درسی تا چه اندازه به تربیت یک نیروی انسانی متبحر، متعهد به اسلام و ارزش های دینی و ملی در افغانستان کمک کرده سوال بزرگی ست که بی پاسخ مانده است و آنچه مسلم است این حیطه چه در زمان حمله اتحاد جماهیر شوروی سابق و استقرار حکومت کمونیستی در افغانستان، دوران امارت اسلامی طالبان در گذشته، نظام جدید سیاسی افغانستان پس از سال 2001 و اینک استقرار دوباره طالبان در افغانستان از دخالت کشورهای خارجی حامی نظام های سیاسی در امان نبوده است: در دوران حکومت کمونیستی مفاهیم کمونیستی، در دوران امارت اسلامی مفاهیم افراط گرایی اسلامی برگرفته از مدارس دینی پاکستان و در دوران کرزی و غنی مفاهیم غربی در کتب درسی به خورد کودکان و دانشجویان افغانستانی داده شده است.
    وب سایت «دی پرینت» در مطلبی منتشر شده در چهارم اکتبر (دوازدهم میزان) محتوای کتب درسی مکاتب افغانستان و پاکستان را مقایسه کرده است.
    «محصلین افغان پس از نابودی رژیم طالبان به رهبری ملا عمر در سال 2001 میلادی چه چیزهایی می خواندند؟ برنامه آموزشی مدارس برای محصلین چه بود و مهم تر از همه چه تفاوتی با برنامه آموزشی ملی واحد مربوط به «تحریک انصاف پاکستان» دارد؟» دو سئوال عمده ای است که بازگشایی مکاتب پسرانه به دستور طالبان در ذهن نویسنده مطلب طرح کرده است.
    پاسخ سریع به این دو سئوال کار راحتی نبود چراکه سایت وزارت معارف افغانستان با تسلط طالبان محو شده بود. اما خوشبختانه نویسنده مطلب به کمک گوگل توانسته است به صدها کتب درسی که در مدارس افغانستان تدریس می شد دست پیدا کند. این کتب درسی به صورت رایگان در اختیار محصلین در مدارس افغانستان قرار داده می شد. کتب درسی بدون شک به عنوان ابزار اصلی برای ارائه آموزش در توسعه کشورها مهم تلقی می شوند.
    به عنوان یک خارجی انتظارات اولیه من پایین بود: افغانستان قرن بیست و یکم به طور عمده قبیله ای و عقب افتاده است، قربانی جنگ های خارجی و دشمنی های بی شمار خانوادگی، قبیله ای و اختلافات مذهبی بوده است. دو زبان ملی و شش تا هشت زبان منطقه ای دارد. آیا آموزش افغانستان به طور کامل به هم ریخته و پایین تر از پاکستان، میراث دار یک سیستم توسعه یافته عصر استعمار قرار دارد؟
    تصورات من تا حد زیادی اشتباه بودند. حین دانلود کتب درسی به طور تصادفی به دنیایی برخوردم که حتی برای متخصصین آموزشی پاکستانی نیز ناشناخته بود. خوانندگانی که زبان فارسی دری و پشتو(دو زبان ملی افغانستان) را می دانند در صورت چک دوباره به همان نظراتی می رسند که من رسیدم:


    اولا

    کتب علمی برای صنوف یک تا دوازده را بررسی کردم. این کتب شامل مضامینی چون «ریاضی، فیزیک، شیمی، بیولوژی و کامپیوتر ساینس بود. ژئولوژی(زمین شناسی) از صنف ده به بعد تدریس می شود و به طور ضمنی تاکید می کند که آینده افغانستان به ثروت منابع معدنی آن وابسته است. محتویات روشن است و به طور سیستماتیک از گراف های دسته بندی شده و توضیحات رنگی استفاده شده است. اگرچه مشکلات انتهای فصول کتب ساده تر از کتاب های سطح اُ تا اِی می باشند، اما کیفیت و محتوا با هم رقابت می کنند.
    کتب درسی پاکستان بسیار متفاوت است. من و همکارانم سالهاست از مسئولین آموزشی پاکستان خواسته ایم به طور عمده کتب درسی که در سطح یک منطقه بومی چاپ می شوند را تغییر دهند: این کتاب ها در محتوا و آموزش و تربیت فقیر هستند و خیلی بد مطالب را ارائه کرده اند. در سال 2015 مطلبی در همین مورد از اینجانب در روزنامه داون پاکستان چاپ شد که می گفت «لطفا این کتاب ها را بسوزانید». این درخواست من ثابت کرد که کتب درسی سیستم آموزشی پاکستان زشت ترین و بی محتوا ترین کتب درسی در جهان است. دکتر انجم الطاف، رئیس پیشین علوم مدیریتی دانشگاه لاهور، به تازگی مضمون «پیش-1 آغاز گر ریاضیات» را تجزیه و تحلیل کرده است. این مضمون که تحت نظارت برنامه آموزشی ملی واحد تهیه شده چند هفته پیش به تمام مدارس پاکستان اعم از عمومی و خصوصی برای تدریس تحمیل شد.

    دوما

    با درنظرداشت تفرقه های مذهبی در افغانستان و جلوگیری از نظرات شخصی ملاها، مطالعات اسلامی(حنفی) به صورت جدا از مطالعات اسلامی جعفری تدریس می شود. موضوعات اسلامی به صورت سختگیرانه ای از موضوعات سکولار جدا شده اما کتب درسی جامع هستند و مضامینی چون«قرآن، شریعت النبوی(زندگی پیامبر گرامی اسلام(ص)، اخلاق، تفسیر، تجوید، فقه و غیره در کتب اسلامی مکاتب تدریس می شود.
    کتاب های خاصی که در مدرسه ها(مدارس دینی) مورد استفاده قرار می گیرد به موضوعات معمولی در ریاضی، علوم، انگلیسی و تاریخ می پردازد. این سیسم دو سطحی و محدود کردن موضوعات در قالب کتاب های دینی کار خوبی ست. اما برنامه آموزشی ملی واحد پاکستان به صورت عکس عمل می کند: موضوعات دینی در کتبی که مضامینی چون اردو، انگلیسی و دانش عمومی را تدریس می کند نفوذ کرده است: این کار کاملا بی معناست و مدرسه ها(مدارس دینی) و مکاتب عادی با هم اتصال نزدیکی یافته اند. محصلین مکاتب عادی مجبورند در مورد دنیای مدرن مطالعه کنند اما در مدارس دینی نودونه درصد محصلین(طلبه ها) هرگز به صورت حرفه ای ریاضی و دیگر علوم را فرا نمی گیرند. بنابراین، چرا باید کتاب های مشابه استفاده شود و محصلین را مجبور نمود امتحانات مشابه بدهند؟ این بدان معناست که دولت تحریک انصاف پاکستان به دنبال کمترین مخرج مشترک هست، حتی پایین تر از حد فعلی.

    سوما

    دولت پیشین افغانستان برای ایجاد هویت افغانستانی در کشوری با تکثر زبان های رایج از  کسانی که یک زبان را صحبت می کردند خواسته بود اساس زبان های دیگر را نیز فرا بگیرد. متون دری/عربی در صنوف یک تا دوازده تدریس می شد، تدریس پشتو از طریق فارسی و تدریس فارسی از طریق پشتو در برنامه آموزشی گنجانده شده بود. برای صنوف یک تا نه برای تدریس زبان های محلی به شمول «بلوچی، ازبکی، تاجیکی، ترکمنی، عربی و پشه ای» از فارسی و پشتو استفاده می شد.

    در پاکستان اما از سال 1947 به بعد توجهی به زبان ها محلی نشده و بنگالی برای شروع در نظر گرفته شده است. یک فرد در پاکستان کجا می تواند یک کتاب رسمی یپدا کند که در آن برای آموزش زبان های «سندی، پشتو، بلوچی، پنجابی، هندکو، سرایکی، برهوی، شینا یا کشمیری استفاده شده باشد؟ در عوض اردو به همه تحمیل شده است. به طرز خنده اوری، بیشتر رهبران سیاسی در پاکستان تسلط کافی بر دیگر زبان های رایج در کشورشان ندارند. ناتوانی در بیان نظرات و منظور سبب شده ترکیبی از انگلیسی و اردو که می توان آن را «مینگلیس یا اردیش» خواند صحبت می شود.

    کسی دقیق نمی داند صدها کتاب درسی که در سیستم آموزشی افغانستان استفاده می شود را چه کسی نوشته و تولید کرده است. اگر استثنائات را در نظر نگیریم، باید گفت نام نویسندگان بر روی کتاب ها درسی ذکر نشده است اما از آنجایی که محتویات محلی به وفور در کتاب ها گنجانده شده می توان گفت که نویسندگان کتب خارجی نبوده اند. منابع مالی و تمویل کننده چاپ کتاب که احتمالا «سازمان توسعه بین المللی امریکا» بنابر دلایل امنیتی هم روی جلد کتاب ها نوشته نشده است.

    برای جالب تر نشان دادن کتاب ها تاریخ چاپ آنها به تاریخ هجری- 1398 ذکر شده است. این معادل سال میلادی 1978 یک سال قبل از حمله اتحاد جماهیر شوروی سابق به افغانستان می باشد. اما چاپ با کیفیت کتاب ها نشان می دهد که خیلی تازه اند.

    اما سئوال اینجاست که آیا کتاب های درسی کنونی در حکومت آینده طالبان در  افغانستان استفاده خواهد شد؟ احتمال این کار خیلی زیاد است چون: در کتاب های تاریخ به جنایایت طالبان از سال 1996 تا 2001 آن طور که باید پرداخته نشده است. از سوی دیگر حکومت تازه طالبان به دلیل فرار نیروهای انسانی توانمند و با تجربه از افغانستان و کمبود بودجه قادر به ایجاد یک سیستم آموزشی با کیفیت نخواهد بود. هزاران تن از معلمین سخت کوش و با هوش و ویرایشگرانی که کتاب های کنونی را تهیه و تولید کردند اکنون افغانستان را ترک کرده اند.  

    دولت های کرزی و  غنی ضعیف و فاسد بودند اما حداقل یک میراث محکم برای نسل آینده افغانستان از خود برجای گذاشتند. نمی توان گفت این سیستم آموزشی و کتاب های چاپ شده تماما به خاطر کمک های مالی خارجی ها در افغانستان بوده است چون پاکستان نیز سالهاست از کمک های مالی امریکا استفاده کرده است.

    وضعیت کنونی آموزشی در پاکستان نشان می دهد که رهبران این کشور، نخست وزیر و به طور ویژه وزیر معارفش قبل از اینکه به بیشتر از این سیستم آموزشی پاکستان را به نابودی بکشانند می بایست مدل آموزشی افغانستان را مطالعه کنند. برنامه آموزشی ملی واحد کیفیت را کاهش داده سبب می شود نابرابری های آموزشی همچنان نادیده باقی بمانند. مشارکت پاکستان در دنیای مدرن تهوع آور است. رهبران ملی ما فقط یاد دارند دستور بدهند. آنها فکر نمی کنند، نمی شنوند و نمی خوانند. بیست سال بعد پاکستانی ها خواهند پرسید چه میراثی این رهبران از خود بر جای گذاشته است؟

  • رهبر دینی پاکستانی حامی طالبان افغانستان خواستار انقلاب اسلامی علیه حکومت پاکستان شد

    رهبر دینی پاکستانی حامی طالبان افغانستان خواستار انقلاب اسلامی علیه حکومت پاکستان شد

    بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان به نظر می رسد روحیه رهبر تندرو پاکستانی را تقویت کرده که به صورت علنی خواستار انقلاب اسلامی علیه حکومت پاکستان شده است.

    مولانا عبدالعزیز از رهبران دینی پاکستان و حامی طالبان افغانستان و کسی که به خطبه های هیجان برانگیز مشهور است به تازگی گفته است آمده طالبان کار خدا بوده است.

    نیویورک تامیز به نقل از مولانا عبدالعزیز نوشت:«تمام دنیا دیدند که آنها(طالبان) امریکا و قدرت استکباری اش را شکست دادند. پیروزی طالبان به طور حتم تاثیر مثبت روی تلاش ما برای تاسیس و تطبیق قوانین اسلامی در پاکستان داشته است اما پیروزی ما دست خداست.»

    این در حالی ست که مدرسه های دینی در پاکستان مدت طولانی ست نقش اصلی در تقویت گروه های شبه نظامی اسلامی داشته اند. تروریست هایی که در این مدارس آموزش می بینند کشورهای همسایه از جمله هند و افغانستان را هدف قرار داده اند.

    جنبش طالبان افغان در یک مدرسه آموزش عقاید تندروانه در منطقه مرزی شمال غربی پاکستان پایه ریزی شد و لشکر طیبه، گروه شبه نظامی خشن ضد هند در مدرسه ای در ولایت پنجاب شکل گرفت. اما طالبان پاکستان به عنوان یک گروه خانگی سالهاست که دولت پاکستان را هدف قرار داده و هم اکنون نیز فعال است.

    مسجد سرخ در پاکستان عصب مرکزی تبلیغات افراطی اسلامی ست و به سنگر سرکشی اسلامی معروف است.

    در سال 2007، مسجد سرخ و مدرسه مجاورش نیروهای امنیتی پاکستان با شبه نظامیان در داخل مجموع درگیری نظامی پیدا کرد.

    از آن زمان به بعد مولانا عزیز با چندین اتهام جنایی روبرو شد اما هرگز محکوم نگردید.

    از ماه گذشته به بعد، مولانا عزیز و طرفدارانش بیرق سفید طالبان را بارها و بارها بر بام مدرسه جمیا حفصه برافراشته است و از دستورات دولتی سرپیچی کرده است. در هجده سپتامبر برای سومین بار و در میان هشدارهای افزاینده باشندگان منطقه مجاور منطقه را محاصره کرد. طلبه های دینی بر پشت با مدرسه رفتند و شعارهای ضد دولتی سر دادند.

    مقامات پاکستان ترس دارند تسلط طالبان بر افغانستان سبب تقویت چنین تندروهایی گشته به فکر راه اندازی یک جنگ مقدس دیگر در خانه بیفتند.

    مولانا عزیز ما تاکنون نگفته چه اقداماتی او و طرفدارانش ممکن است در شرایط کنونی روی دست گیرند اما آنچه روشن است تلاش هایشان برای تطبیق قوانین اسلامی در پاکستان را ادامه خواهند داد. در گذشته او خواستار انقلاب اسلامی علیه دولت پاکستان شده بود. برخی ها معتقدند نصب پرچم طالبان و جنجال های پیرامون آن در اصل چانه زنی این گروه با دولت پاکستان می باشد چون هر دو طرف در حال حاضر منتظر اتفاقاتی ست که قرار است در آینده در کابل بیفتد.

    بسیاری از مردم در پاکستان دیدگاه هایشان را تایید نمی کنند. یک عالم دینی اما به شرطی که نامش افشا نشود گفت مولانا عزیز صادق است.

    وی افزود مولانا عزیز از فرصت و موقعیتش در پایتخت بهره برداری می کند. حکومت نمی تواند این گروه را کنترل کند. دولت اما می بایست از دیگر گروه های هم فکر بخواهد موضوع را مدیریت کند. در سال های اخیر دیگر طلبه های مدرسه نقش تطبیق کنندگان اخلاق را بازی کرده به مراکز موسیقی حمله کرده اند و زنان خیابانی مشکوک به فاحشه گری را ربوده اند.

    قاضی همان طور که به یک گزارشگر در محوطه اشاره می کرد گفت ما همه سربازان خدا هستیم. صدای تلاوت قرآن از کلاس های درس نیمه روشن شنیده می شد جائیکه دخترانی از تمام سنین با سرهای پوشیده با حجاب روی میزهای کوتاه خم شده بودند و قرآن حفظ می کردند.

  • مدارس طالبانی، کانون‌های مزدورپروری

    مدارس طالبانی، کانون‌های مزدورپروری

    هنگامی که جنرال ضیاء الحق در سال ۱۹۷۷ از طریق کودتای نظامی در پاکستان به قدرت رسید، طرح بلندپروازانه‌ای را روی دست گرفت تا برای خود و ارتش آن کشور، چنان‌که دیه‌گو کوردووز در کتاب پشت پرده افغانستان نقل کرده است، امپراطوری دلخواه خویش را‌ با صبغه‌ای بنیادگرایانه پی بیفکند. بهترین برگ برنده‌ای که برای این هدف به چنگش افتاد اشغال افغانستان از سوی شوروی آن زمان بود که توانست از آن برای جلب حمایت امریکا و سعودی و بقیه به خوبی بهره‌برداری کند.

    بخشی از این طرح، و یکی از راه‌های تحقق آن، گسترش شمار مدارس دینی به سبک قدیمی در سرتاسر پاکستان بود. در شروع حاکمیت ضیا، تعداد شاگردان این مدارس در سطح پاکستان، چنان‌که در کتاب هماغوشی مرگبار آمده است، سی و پنج هزار نفر بود، اما در اثر استراتژی وی این شمار رو به فزونی نهاد، و تا به سال ۲۰۱۰، طبق آمارها، به یک و نیم ملیون نفر رسید.

    آموزش‌هایی که در این مدارس داده می‌شود شاگردان را با مدنیت و فرهنگ مترقی دشمن می‌سازد و ارزش‌های روستایی و فرهنگ بدوی را به نام دین در ذهن شان رسوب می‌دهد. بسیاری از شاگردان این مدارس از خانواده‌های محرومند و از آن رو هیزم ارزانی برای آتش جنگ‌های مذهبی می‌شوند. در آن مدارس تفکر عقل‌ستیزانه و روایت‌پرستانه حاکم است. گذشتگان در مقام خدایی قرار می‌گیرند و شب و روز از بزرگان قدیم شان که انسان‌های نامعصوم بودند با تقدیس و تبرک یاد می‌شود. جهان جدید از نظر آنان مظهر انحراف و فساد است، اما بازارهای کنیزفروشی قدیم و حرمسراها و زن‌بارگی‌های خلفا و سلاطینِ گذشته اهمیتی ندارد. روحیه فرقه‌گرایی در این مدارس به سرحد بیمارگونه‌ای حاکم است، و علاوه بر دشمنی آشتی‌ناپذیر با شیعه و معتزله و متصوفان قدیم، با گروه‌های رقیب امروزی خود با کین و نفرت بی‌پایان بر سر دشمنی‌اند و دعواهای حادی به نام مودودی‌ها، پنج‌پیری‌ها، دیوبندی‌ها، پرویزی‌ها، سلفی‌ها، اخوانی‌ها، بریلوی‌ها و غیره میان شان جریان دارد. پیامی که از دین آموخته‌اند نشانی از محبت و عشق و مهربانی را با خود ندارد و از آنان افرادی انباشته از احساسات منفی، عصبانیت و جذبات خشمگنانه می‌سازد.

    آفت ویران‌گری که امروز به نام طالبان در افغانستان می‌شناسیم محصول مستقیم بذری است که ضیا و ارتشیان پاکستان برای برپایی امپراطوری موهوم خود در آن سوی مرز کاشتند. در نقشه آن امپراطوری، زیر کنترل آوردن افغانستان اهمیت کلیدی داشت، و باید پاکستان نفوذی‌های خود را در این کشور تربیت و تقویت می‌کرد، و از میان گروه‌های مختلفی که پاکستان همراه شان کار کرد هیچ کدام بهتر از طالبان نتیجه نداد. افراد این گروه با قرار گرفتنِ طولانی‌مدت در فضاهای بسته‌ی قرون وسطایی، و بمباردمان تبلیغاتی زهرآگین در برابر افغانستان، به مزدوران رضاکاری تبدیل می‌شوند که هوس ویران کردن افغانستان در خون شان به جریان می‌افتد. از همین رو، آنان هیچ حس تعهد و تعلقی به این خاک ندارند، از آرامی و آبادانی‌اش خوشحال نمی‌شوند، و از ویرانی و بربادی‌اش رنجی نمی‌برند، بلکه به عکس، چنان‌که در فیلم‌های شان می‌بینید، با ویران کردن تاسیسات عام المنفعه به شکل جنون‌آمیزی تکبیر می‌گویند، عربده می‌کشند، و مست می‌شوند.

    از این رو، کمک مالی به مدارسی که با طالبان‌ همفکری و همدلی دارند از نظر شرعی حرام است، کسانی که از نظر اجتماعی از آن‌ها حمایت می‌کنند در ویرانی وطن شریکند، و کسانی که برای گسترش آن‌ها تلاش می‌کنند دست شان به خون بی‌گناهان آلوده است.

    به مدارس طالبانی کمک نکنید و به جان مردم خود دشمن پرورش ندهید. این خطری استراتژیک و بنیادی است، آن را باید جدی گرفت.

    استاد محمد محقق

  • طالبان می خواهند مدارس پاکستانی در مورد افغانستان تصمیم بگیرند

    طالبان می خواهند مدارس پاکستانی در مورد افغانستان تصمیم بگیرند

    رییس‌جمهور غنی، می‌گوید پاکستان، طالبان را وحشی می‌خواند؛ اما مخفیانه از این گروه حمایت می‌کند.

    آقای غنی، روز سه‌شنبه -۲۹ سرطان- در سخنرانی اش پس از ادای نماز عید در ارگ ریاست‌جمهوری، گفت؛ پاکستان به افغانستان می‌گوید طالبان وحشی اند و به این کشور نفع نمی‌رسانند؛ اما مخفیانه از آن‌ها حمایت می‌کند.

    او افزود: «آیا یک پاکستانی حاضر است که حکومت طالبان در کشور شان پابرجا شود؟ برای خود بخواهید نه برای ما. ما اسلامی‌ترین نظام را داریم. رسانه‌های پاکستان به حمایت از طالبان می‌پردازند. طالبان چرا آبادی‌ها را ویران می‌کنند. آیا طالبان می‌خواهند که مدارس پاکستانی در باره‌ی آینده افغانستان تصمیم بگیرد؟»

    به گفته‌ی آقای غنی، طالبان پیام‌آور مرگ اند و به جای گوسفند، آدم‌ها را قربانی می‌کنند. آقای غنی، گفت: «آیا طالبان با حفظ رابطه با جنگ‌جویان خارجی همانند لشکر طیبه، جیش محمد و القاعده، می‌خواهند افغانستان را به میدان جنگ گروه‌های هراس‌افگن خارجی مبدل سازند؟»

    رییس‌جمهور، گفت که گروه طالبان با افزایش جنگ، آشکار ساخت که اراده‌ی جدی به صلح ندارد و رهایی پنج هزار زندانی این گروه، نتوانست آن‌ها را به گفت‌وگوهای جدی بکشاند.

    آقای غنی، آزادی زندانیان طالب را یک اشتباه خواند و گفت که مسؤول این اشتباه، خارجی‌ها و کسانی استند که فکر می‌کردند حکومت افغانستان اراده‌ای برای برقراری صلح ندارد. او افزود که با فرستادن هیئت بلندپایه‌ای به قطر برای گفت‌وگو با طالبان، یک اتمام حجت از سوی حکومت صورت گرفت.

    رییس‌جمهور گفت که طالبان در جنگ، ۲۶۰ ساختمان عامه را نابود کرده اند و اگر طالبان افغان استند باید از نابود کردن تأسیسات عامه دست بردارند و خانه‌های مردم را ویران نکنند.

    او، از ترتیب برنامه‌ای برای تغییر وضعیت امنیتی در سه تا شش ماه آینده خبر داد و گفت: «هفته‌ی گذشته را روی این سپری کردم تا یک برنامه‌ی فوری عملی ترتیب شود و وضعیت جنگ را تغییر دهد. این برنامه تهیه شده و از نظر امنیتی دو بخش دارد. بخشی از این برنامه، تعیین اولویت‌ها برای نیروهای امنیتی و دفاعی کشور است. از نیروهای امنیتی قدردانی می‌کنم و به همین دلیل، این عید به نام آن‌ها تجلیل می‌شود.»

    رییس‌جمهور، با اشاره به وضعیت جاری در افغانستان، گفت که در حال حاضر، وقت آن نیست که یک‌دیگر را به کم‌کاری متهم کنیم؛ بل که وقت آن است تا آینده را بسازیم.

    او افزود: «تمام مطبوعات بین‌المللی، گفتند که افغانستان سقوط می‌کند، کجا سقوط کرد؟ کلش حرف است. ما می‌بینم شان، تبصره‌ها را می‌شنویم. آینده‌ی افغانستان در خود افغانستان و توسط افغان‌ها تعیین می‌شود.»

    رقیه ساعی – کابل

  • صالح: از انتقال کودکان و نوجوانان به مدارس دینی طالبان جلوگیری شد

    صالح: از انتقال کودکان و نوجوانان به مدارس دینی طالبان جلوگیری شد

    امرالله صالح، معاون اول ریاست‌جمهوری، گفت پولیس کابل از انتقال کودکان و نوجوانان به مدارس طالبان جلوگیری و آن‌ها را به خانواده‌هایشان برگردانده است.

    آقا صالح، روز دوشنبه (۲۹ جدی) در برگه‌ی فیسبوکش نوشت: «پولیس کابل چندین طفل و نوجوان را که برای آموزش به مدارس طالبانی انتقال داده می‌شدند، توقف داده و به خانواده‌های شان برگردانده است.»

    به گفته‌ی او، در سال‌های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ نیز کودکان را از شمال افغانستان، به خاطر آموزش علوم دینی با امکانات ابتدایی به پاکستان می‌فرستادند و حکومت آن وقت، به این کار اجازه می‌داد.

    آقای صالح افزود: «زمانی که من رییس‌ عمومی امنیت ملی بودم، چندین مورد از این انتقالات را توقف دادم و موضوع در کابینه بحث شد که دولت وقت گفت تربیت اطفال به والدین‌شان ربط دارد؛ نه دولت.»

    آقای صالح گفت اکثر فرماندهان طالبان و تروریستان، همان افرادی اند که ۱۵ یا ۱۶ سال پیش برای آموزش به کراچی و سایر شهرهای پاکستان فرستاده شدند و حالا به افرادی بی‌رحم تبدیل شده‌اند.

    او خاطرنشان کرد اکثر کودکانی که برای آموزش علوم دینی به پاکستان فرستاده می‌شوند، از خانواده‌های بی‌بضاعت اند و برای جلوگیری از فرستادن آن‌ها به بیرون از خاک افغانستان، باید چارچوب حقوقی و قانونی ایجاد شود.

  • از قاچاق سه کودک به پاکستان جلوگیری شد

    از قاچاق سه کودک به پاکستان جلوگیری شد

     پولیس کندز می‌گوید از قاچاق سه کودک خردسال به پاکستان جلوگیری کرده‌ است.

    هجرت‌الله اکبری، سخنگوی فرماندهی‌ پولیس کندز، می‌گوید این کودکان حدود ۱۰ سال سن دارند و باشند‌گان ساحه چرخ‌آب مرکز شهر کندز هستند.

    به گفته او، قرار بود این کودکان از سوی افراد ناشناس به پاکستان قاچاق شوند که عصر روز سه‌شنبه، هجدهم سنبله، پولیس مانع آن شده است.

    سخنگوی پولیس کندز می‌گوید این کودکان در یکی از مدارس دینی دورافتاده از شهر کندز درس می‌خواندند.

    هجرت‌الله اکبری افزود که هنوز مشخص نشده است چه کسانی این کودکان را از مدرسه خارج کرده و می‌خواستند به پاکستان قاچاق کنند.

    اکبری افزود تحقیقات پولیس در این باره آغاز شده است و تلاش می‌شود تا عاملان قاچاق این کودکان شناسایی و به پنجه قانون سپرده شوند.

  • نمایندگی مدرسه دیوبند در کابل ایجاد می گردد تا جوانان افغان به پاکستان نروند

    نمایندگی مدرسه دیوبند در کابل ایجاد می گردد تا جوانان افغان به پاکستان نروند

    ریاست اجرایی کشور با ارسال خبرنامه ای نوشت در این جلسه اختصاصی در حالی ‌که سوء استفاده از جوانان افغان در مدارس دینی پاکستان، به عنوان نگرانی جدی یاد گردید، تاکید صورت گرفت که برای حل این معضل، نمایندگی‌ مدرسه دیوبند در کابل ایجاد گردد تا جوانان افغان دیگر نیازی به رفتن به پاکستان نداشته باشند.

    همچنین ایجاد نصاب واحد تعلیمی برای مدارس دینی، اجازه ورود به استاژ قضایی برای فارغان مدارس دینی و حمایت بیش ‌تر از این مدارس، مشمول مسائلی بود که در این نشست به بحث گرفته شد و به آن تاکید صورت گرفت.

    سرانجام فیصله شد تا کمیسیونی تحت ریاست وزیر معارف و با حضور مسئولان وزارت‌های معارف، مالیه، عدلیه و تحصیلات عالی و ‌همچنین، نماینده شورای سرتاسری علمای افغانستان، معاون شورای امنیت ملی، نماینده خطبای مساجد برگزار گردد و به مشکلات موجود در مدارس دینی رسیدگی دقیق و همه‌جانبه صورت گیرد.

    طرح مقرره بورس‌ های تحصیلات عالی نظامی در خارج از کشور، به منظور ارتقای ظرفیت نیروهای امنیتی کشور از دیگر موضوعاتی بود که در این نشست به بحث گرفته شد.

    فرار محصلان اعزامی به خارج از افغانستان و اجتناب آنان از عودت به کشور و چگونگی رسیدگی به این قضیه و گرفتن جبران خساره از خانواده‌های آنان، مساله دیگری بود که به صورت مفصل به بحث و بررسی گرفته شد.

    اشتراک کنندگان این جلسه عدم بازگشت محصلان افغان به کشور را یکی ازچالش‌های بزرگی عنوان نمودند که تاثیرات منفی بر این روند گذاشته است، و خواستار تکمیل طرح مقرره بورس‌های تحصیلات عالی نظامی در خارج از کشور گردیدند.

    آقای عبدالله ضمن تاکید بر گرفتن جبران خساره از جوانانی که به منظور تحصیلات عالی نظامی به کشورهای دیگر می‌روند ولی از بازگشت به کشور شان ابا می‌ورزند، ایجاد کمیسیونی برای رسیدگی به حالات استثنایی در چنین قضایا را لازم دانست و به آن تاکید کرد.

  • پولیس 4 تن را به ظن قاچاق 25 کودک به پاکستان دستگیر کرد

    پولیس 4 تن را به ظن قاچاق 25 کودک به پاکستان دستگیر کرد

    مصطفی مایار سرپرست فرماندهی پولیس غزنی گفت: این افراد قصد داشتن این کودکان را جهت آموزش حملات انتحاری به مرکز بای پاس در شهر کویته پاکستان انتقال دهند.

    آقای مایار اضافه کرد، این کودکان باشندگان ولسوالی های اندر، ده یک، قره باغ و گیلان ولایت غزنی هستند که بین 6 تا 14 سال سن دارند و اکثرشان یتیم و بی سرپرست نیز هستند.

    نصیر احمد فقیری، عضو شورای ولایتی غزنی می گوید که یک کودک 3 ساله از منطقه واغظ این ولایت نیز در بین کودکانی که قرار بود قاچاق شوند، وجود دارد.

    پیش از این نیز ده ها تن در پیوند به انتقال کودکان به پاکستان دستگیر شده بودند اما تعداد کودکان قاچاق شده بسیار کمتر از این مقدار بود.

    گفتنی است که شورشیان همواره با فریب خانواده های افغان، کودکانشان را به مدارس دینی پاکستان انتقال می دهند و با آموزش های درس های افراط گرایی کودکان را به سمت انتحار سوق می دهند.

     

  • مدارس دینی پاکستان به طور فزاینده ای با طالبان در ارتباط هستند

    مدارس دینی پاکستان به طور فزاینده ای با طالبان در ارتباط هستند

    صدای آمریکا نوشته است که صدیق صدیقی سخنگوی وزارت داخله کشور گفت “این حمله در مدرسه دینی «مولوی احمد» در ولسوالی چمن در شهر کویته پاکستان طرح ریزی شده بود.”

    این گروه تحقیق افزود که به طور فزاینده ای مدارس دینی در پاکستان با گروه طالبان که با دولت افغانستان و نیروهای بین المللی در افغانستان در حال جنگ است، ارتباط دارند.

    براساس گفته های مقامات اطلاعاتی پاکستان و افغانستان، نزدیک به 30 هزار مدرسه دینی در سطح کشور پاکستان فعالیت دارند که بیشتر آنان قانونی و ثبت شده هستند و آموزه های اسلامی را به محصلان شان تعلیم می دهند. اما هزاران مدرسه دیگر در این کشور ثبت شده نیستند و زمینه آموزش های افراطی و جلب و جذب برای طالبان را فراهم می کنند.

    «سرفراز بگتی» وزیر امور داخله ایالت بلوچستان پاکستان گفته است که بسیاری از فعالیت های شورشیان در این ایالت متمرکز است، زیرا در حدود 5500 مدرسه دینی در این ایالت فعالیت دارند و بسیاری از آنها از نظارت دولت دور می باشند.

    او گفت “مدارس دینی بسیاری در ایالت بلوچستان است که طالبان افغانستان در آن مدارس آموزش می بینند و حتی بسیاری از آنها توسط طالبان افغانستان اداره می شوند.”

    خادم حسین یک تحلیل گر امنیتی پاکستان نیز می گوید “شما به راحتی در هر کوچه و سرکی یک مدرسه دینی می بینید، که در حال گسترش افراط گرایی در تمامی اجتماع ها و روستاهای پاکستان هستند.”

    براساس گفته های مقامات ایالت بلوچستان بیش از 5 هزار دانش آموز افغان در مدارس دینی ایالت بلوچستان در حال فراگیری دروس دینی می باشند. ملا هبت الله آخندزاده رهبر فعلی گروه طالبان نیز پیش از اینکه به عنوان رهبر این گروه انتخاب شود، در یک مدرسه دینی در شهر کچلاک در نزدیکی شهر کویته تدریس می کرده است.

    لازم به ذکر است که واشنگتن و کابل همواره گفته اند که پاکستان برای عناصر مخالف دولت به شمول شورای رهبری طالبان و شبکه حقانی پناهگاه های امن تامین می کند.

    براساس یک گزارش اطلاعاتی آمریکا، گروه های افراط گرا که حامی شورشیان در افغانستان هستند و شبکه های متعددی از مدارس دینی را در سطح پاکستان ارائه می کنند. گرچه این گروه های افراط گرا در پاکستان نیز ممنوع هستند، اما تحت عناوین مختلفی فعالیت دارند و از طالبان حمایت می کنند.

    پیر امین الحسنات شاه وزیر امور مذهبی پاکستان گفته است که بسیاری از مدارس دینی توسط کشورهای عربی حمایت های مالی دریافت می کنند.

    او گفت “دولت پاکستان در حال نظارت این گونه حمایت های مالی است و اینکه این پول ها چگونه توسط مدارس به مصرف می رسد.”