برچسب: محقق

  • رئیس جمهور غنی: انقطاع جمهوریت هزینه سنگینی دارد

    رئیس جمهور غنی: انقطاع جمهوریت هزینه سنگینی دارد

    رییس‌جمهور غنی، گفته است که نیروهای امنیتی و دفاعی، جنگ را نباخته‌اند و مشروعیت کامل بین‌المللی نظام جمهوری اسلامی افغانستان پابرجا است.

    آقای غنی، این سخنان را روز یک‌شنبه (۵ دلو)، در دیدار با اعضای شورای علمای اهل تشیع بیان کرد. او گفت جمهوریت، چتر و بستری است که مساوات تمام افغان‌ها در آن تامین می‌شود.

    به گفته‌ی آقای غنی، انقطاع در جمهوریت، قیمت نهایت بالایی خواهد داشت. او افزود نیروهای امنیتی و دفاعی، جنگ را نباخته‌اند و ایالات متحده، شریک دولت افغانستان و نیروهای افغان است.

    رییس‌جمهور گفت: «تعیین هدف ما برای صلح با دنیا و منطقه، این است که افغانستان مستقل، دارای اقتدار ملی، مردم‌سالاری و وحدت ملی باشد و طریقه‌ی ما برای مراحل دیگر گفت‌وگو، انجام با دقت، با تدبیر و اطمینان آن است.»

    آقای غنی، تاکید کرد حکومت افغانستان به عذر و تسلیمی حاضر نیست و صلحی می‌خواهد که در آن بقا، رفاه و وحدت ملی باشد.

    این در حالی است که در هفدهم جدی، دور دوم گفت‌وگوهای صلح در قطر آغاز شد.

    تا اکنون جزییاتی از جریان این گفت‌وگوها منتشر نشده؛ اما محمدامین احمدی، عضو هیئت گفت‌وگوکننده‌ی دولت افغانستان، به تازگی گفته است، گروه طالبان به این فکر می‌کند که بدون قطع جنگ و برقراری آتش‌بس، آزادی زندانیان خود را توسط امریکا عملی کند و همچنان بدون توجه به خواست عمومی به قطع جنگ، به جنگ و خشونت زیر نام جهاد تا تشکیل نظام «ناب اسلامی» ادامه دهد.

  • رقابت های شخصی و جناحی کنار گذاشته شود، امر مبارکی ست!

    رقابت های شخصی و جناحی کنار گذاشته شود، امر مبارکی ست!

    جلسات این روزهای رهبران شیعه و هزاره برای ایجاد یک چتر کلان سیاسی جهت مطالبات مشترک با واکنش های متعدد مثبت و منفی مواجه شده است.

    بسیاری از کارشناسان این اقدام را بخشی از مبارزات سیاسی طرفداران جمهوریت و حکومت موقت می دانند.

    حمزه واعظی، چهره شناخته شده ادبی افغانستان، در واکنش به این جلسات در فییس بوک خود نوشته است:«در چند هفته ی اخیر، رهبران هزاره در خانه همدیگر جمع می شوند و گزارش ها و عکسهایی منتشر می کنند که گویا تصمیم دارند یک “چتر کلان سیاسی” ایجاد کنند. این نشست ها درآستانه ی تحولات جدید و خطیر و شکل گیری قطب بندی های نظامی ـ سیاسی در کشور، اگر با درک درست از تجربیات بازیگری های پریشان گذشته ودرس آموختن از رقابت های تنگ و ویرانگر شخصی و جناحی باشد، امر مبارکیست. نه تنها برای جامعه ی هزاره، بلکه برای کل افغانستان و تقویت نظام سیاسی موجود در برابر لشکر جرار و مغرور طالبان درعرصه ی تقابل سرنوشت ساز سیاسی ـ نظامی در حال وقوع، حرکت مفید و موثر خواهد بود.

    به نوشته واعظی آنچه اما از سنخ شناسی رفتار درون قومی و الگوی تعامل سیاسی این سیاستگران و رهبران درعمل شناخته شده است، توافق برایجاد یک چتر سیاسی کلان را دچار پرسش ها و بی باوری های جدی می سازد و آنچه مبنای این بی باوری، بویژه نسبت به الگوی شخصیت و رفتار رهبران سیاسی می باشد، از درک و تجربه ی چند عامل اساسی ذیل ناشی می شود

    1. سطوحِ بشدت متفاوت و متنازع منافع فردی در میان این رهبران

    2. درک متناقض و تنگ از کیش شخصیت فردی

    3.  فهم پریشان از میزان مشارکت در قدرت سیاسی

    4. رقابت حریصانه در کسب منابع مشروعیت و امتیازات سیاسی از حلقه ی حکومت

    5. گسست فکری ـ ذهنی با نسل جدید سیاستگران.

    با این وجود، باید منتظر ماند که برآیند این نشست ها چه محصولی را درعرصه ی عمل نشان خواهد داد.

    به نظر می رسد آنچه می تواند این نشست هارا با خوشبینی و نتیجه ی روشن بازتاب دهد، درنظر گرفتن چند فاکتور مهم می باشد:

    1. داشتن یک طرح مدون و استراتژیک برای تعریف “چتر سیاسی”: مسأله ی اصلی این است که باید به این پرسش اساسی پاسخ داده شود که آیا این چتر سیاسی به مفهوم ایجاد یک ائتلاف سیاسی می باشد و یا تشکیل یک حزب فراگیر ؟ و یا درجستجوی یک توافق و زبان مشترک برای بیان خواسته های شان در مواجهه با نظام سیاسی، مذاکره با طالبان و نحوه تعامل باسایر نیروهای سیاسی و رهبران قومی افغانستان می باشند؟

    2.  فراگیر بودن این چتر سیاسی، اساسی ترین ضمانت برای دوام و استحکام توافقات درون قومی و اتخاذ استراتژی کلان سیاسی می باشد. آنچه تا کنون دراین نشست ها دیده می شود غیبت چهره ها و نیروهای شناخته شده و نسبتن موثر سیاسی دراین نشست ها می باشد. از جمله می توان ازاین چهره هاو جریان ها نا برد: محمد اکبری، صادق مدبر، شفق سرپلی و در مجموع جریانی که سابقن زیر چتر کلان سیاسی “پاسداران جهاد” معروف و منسوب بودند و یا دسته های منسوب به جناح های مختلف حرکت اسلامی و همچنین فعالین سیاسی جوان و بویژه نیروهای معروف و منسوب به جنبش روشنایی.

    3.  تعریف روشن از مفهوم و مصداق” جامعه هزاره” بسیار مهم است. مهمترین تعریفی که می تواند راهگشا، واقع بینانه و مبتنی برمنافع کلان سیاسی ـ فرهنگی باشد، تعریف قوم هزاره از منظر فرهنگی می باشد که علیرغم تلاش بخشی از سادات و قرلباش ها وبیات ها برای کسب هویت مستقل، شمولیت و جلب توافق آن ها در این تعریف هویتی می تواند با تکیه بر تجربه ی حیات مشترک جمعی و تاریخی و سرنوشت سیاسی و اجتماعی مرتبط، این چتر سیاسی را فراختر و با قدرت و اقتدار بیشتری متبلور سازد.

    4.  حضور و مشارکت رهبران هزاره های اهل سنت و شیعیان اسماعیلیه دراین همایش ها، بسیار مهم و بنیادین می باشد. این حضور نباید سمبلیک و نمایشی تلقی گردد بلکه درچتر سیاسی جدید بعنوان مهمترین رکن رهبری و موثر ترین پایه ی تصمیم گیری به حساب آیند و در امتیازات سیاسی از سهم واقعی برخوردار باشند.

  • مطالبات جمعی و مشترک و حمایت از صلح ضروری ست

    مطالبات جمعی و مشترک و حمایت از صلح ضروری ست

    سرور دانش، معاون دوم ریاست‌جمهوری، گفته است در شرایط کنونی، هماهنگی مردم و نهادهای سیاسی جامعه‌ی هزاره و اهل تشیع زیر یک چتر کلان سیاسی، برای پیگیری مطالبات جمعی و مشترک آن‌ها در راستای حمایت از صلح عادلانه، ضروری ست.

    دفتر مطبوعاتی معاون دوم ریاست‌جمهوری، روز دوشنبه (۲۹ جدی)، در اعلامیه‌ای گفت نشست بزرگ هماهنگی میان جریان‌ها و شخصیت‌های سیاسی (هزاره – شیعه) با میزبانی محمد محقق، رهبر حزب وحدت مردم افغانستان برگزار شده است.

    محمد محقق، در این نشست، ضمن تاکید بر ایجاد یک چتر کلان سیاسی در راستای هماهنگی میان همه چهره‌های سیاسی جامعه‌ی هزاره – شیعه افغانستان، حمایت از روند صلح و حفاظت از جمهوریت نظام و صیانت از قانون اساسی را مکلفیت اساسی دولت و ملت و جریان‌های سیاسی عنوان کرده است.

    آقای محقق، در باره‌ی نوعیت نظام آینده نیز سخن گفت و بر تحقق تامین عدالت اجتماعی و تقویت مردم‌سالاری تاکید کرد.

    از سویی هم، سرور دانش، معاون دوم ریاست‌جمهوری، با اشاره به روند صلح، گفت: «امروز در شرایطی قرار داریم که نیازمند همدلی، همبستگی و اتحاد همه مردم افغانستان استیم. نظام جمهوری، قانون اساسی، حقوق اساسی شهروندان، حقوق زنان و مشارکت ملی، مطالبات جمعی تمام مردم و دولت افغانستان است و باید در راستای رسیدن به صلح پایدار به آن توجه اساسی شود.»

    آقای دانش، هماهنگی مردم و نهادهای سیاسی جامعه‌ی هزاره – شیعه را زیر یک چتر کلان سیاسی در شرایط کنونی برای پی‌گیری مطالبات جمعی و مشترک آن‌ها در راستای حمایت از صلح عادلانه، به عنوان یک ضرورت اساسی مطرح کرده است.

    همچنان، سیما سمر، رییس پیشین کمیسیون مستقل حقوق بشر نیز، در این نشست گفت نظام دموکراتیک، حفظ ارزش‌های حقوق بشری و حقوق مساوی زنان از خواست‌های اساسی مردم افغانستان در روند صلح است که به هیچ صورت نباید در جریان گفت‌وگوها و روند صلح نادیده گرفته شود.

    محمدکریم خلیلی، رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان نیز، در این نشست گفت صلح و آرامش خواست تاریخی مردم افغانستان است.

    او افزود: «مردم افغانستان، کشورهای منطقه و جهان، از روند صلح افغانستان حمایت می‌کنند و هیچ کس مخالف صلح نیست و ما نیز باید از روند کنونی صلح حمایت کنیم.»

    غلام سخی، پارسایی رییس پیشین شورای سراسری هزاره‌های اهل سنت افغانستان نیز در این نشست گفت حق شهروندی عادلانه و برابر هزاره‌های اهل سنت، یک خواست جمعی و جدی است.

    گفتنی است که از چندی به این طرف، چهره‌های سیاسی هزاره – شیعه نشست‌هایی را برگزار می‌کنند. به گفته‌ی آن‌ها، هدف برگزاری این نشست‌ها، بیشتر به خاطر حمایت از روند صلح و حفظ حقوق اقلیت‌های قومی – مذهبی در گفت‌وگوهای صلح است.

  • جو بایدن نیز خواستار صلح در افغانستان  است

    جو بایدن نیز خواستار صلح در افغانستان است

    راس ویلسن، سرپرست سفارت امریکا در کابل، گفت حکومت جدید ایالات متحده به رهبری جو بایدن، خواهان برقراری صلح در افغانستان است.

    آقای ویلسن، این سخنان را روز یک‌شنبه (۲۸ جدی)، در دیدار با محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان بیان کرد.

    آقای ویلسن گفت: «ايالات متحده، متعهد است هر چه زودتر خون‌ريزى در افغانستان پایان يافته و روند صلح به نتيجه‌ی ملموس برسد. به زودی حکومت جدیدی به رهبری جو بایدن در امریکا آغاز به کار می‌کند و ما اين نظريات را به اداره‌ی جديد می‌فرستيم و اداره‌ی جدید نيز با جدیت تمام روند صلح را دنبال کرده و خواهان به ثمر نشستن آن است.»

    قرار است به زودی، مراسم تحلیف جو بایدن، رییس‌جمهور منتخب امریکا، برگزار شود. آقای بایدن که از دموکرات‌ها نمایندگی می‌کند، تا اکنون موضع خاصی در باره‌ی روند صلح افغانستان نداشته است.

    با این حال، سرپرست سفارت امریکا، می‌گوید ایالات متحده، حامی اداره‌ی موقت یا نظام خاصی نیست و هر چه که مردم افغانستان روی آن توافق کنند، از آن حمایت می‌کند.

    از سویی هم، محمد محقق، در این دیدار گفت با توجه به تاریخ، باید در گفت‌وگوهای صلح با طالبان از دقت بیشتری کار گرفته شود. او افزود در گفت‌وگوهای صلح، باید حقوق برابر اقوام، مذاهب و زنان به گونه‌ی واضح تعریف و در نظر گرفته شود.

    گفتنی است دور دوم گفت‌وگوهای صلح افغانستان، چند روز پیش در قطر آغاز شد.

  • مشاورین غنی، کاه بی دانه!

    مشاورین غنی، کاه بی دانه!

    در یک و نیم دهه اخیر در افغانستان یک عرف سیاسی رسم شده که بر اساس آن چهره هایی از تیم های انتخاباتی برتر که موفق به کسب یک پست عالی حکومتی نمی شوند، به عنوان مشاور در زمینه های مختلف گماشته می شوند تا از امتیازات مالی و روحی لازم بی نسیب نمانند.

    بر همین اساس، رئیس جمهور پیشین افغانستان، حامد کرزی، صدها مشاور در زمینه های مختلف داشت که بسیاری از آنها را حتی یک بار هم ندیده بود.

    این روند در دولت غنی نیز ادامه یافته است.

    برخی از  کاربران فیس بوک با واکنش به انتخاب محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان، به عنوان مشاور رئیس جمهور غنی گفته اند این پست تشریفاتی ست.

    فرهاد موسوی در فیس بوک خود نوشته است:«مشاورین غنی مثل کاه بی دانه است!»

    وی می افزاید:«سید محمد علی جاوید از رهبران جهادی در صفحه فیسبوک اش نوشته من برای چهار سال مشاور رئیس جمهور غنی در بخش دینی بودم حتی یک بار جناب ایشان را ندیدم!؟

    از دیدگاه ایشان مشاوریت در ارگ ریاست جمهوری، مثل کاه بی دانه میماند و فقط یک بست تشریفاتی است.

    به گفته آقای جاوید در چهار سال مشاوریت، رئیس جمهورغنی حتی یک بار هم با آنان ملاقات و یا هم دیدار مشورتی در امور دینی نداشته است.

    او در ادامه نوشته که برای مشاورین رئیس جمهور مقدار امتیاز مالی داده می شد اما برایم مهم نبود و اینکه در چهار سالی که من مشاور اموردینی و رئیس کمیته‌ی مشاورین دینی بودم، اعضای آن کمیته همه از علما بودند.

    وی گفته است گاهی برای کارهای مردم به نام مشاور رییس جمهور تلفن می کردم یا نامه رسمی نوشته مهر رسمی می زدم که بی اثر نبود.

    آقای موسوی می نویسد:«از این حرف های آقای جاوید معلوم است که از رئیس جمهور گرفته تا پایین ترین چوکی حکومتی نیاز به مشورت نداره و تمامی مشاورین در ادارات دولتی کشور خیالی و بر اساس بعضی از مصلحت ها شکل گرفته و از بیت المال معاش می گیرند.»

    به گفته موسوی جناب غنی، وزرای کابینه و بسیاری از ادارات دولتی دهها مشاور تحت نام های مختلف دارند اما این مشاورین جز گرفتن معاش از بیت المال کاری برای انجام آن ندارند.

  • چرخش غنی به سوی محقق و دوستم چه معنایی دارد؟

    چرخش غنی به سوی محقق و دوستم چه معنایی دارد؟

    مردم افغانستان در این چند روز اخیر، در صحنه سیاست کشور شاهد جابجایی و تغییرات جالبی بودند. عطامحمد نور که تا همین چند روز پیش طرفدار صریح اشرف غنی و نظام جمهوریت بود، به یکباره به به دنبال حذف پسرش از هیأت مذاکراه کننده صلح، به جمع اپوزیسیون پیوست. (اگر اپوزیسیونی در صحنه سیاست‌ورزی افغانستان وجود داشته باشد) محمد محقق رهبر حزب وحدت مردم افغانستان طی دستوری به عنوان مشاور غنی در امور سیاسی برگزیده شد و در نهایت دختر مارشال  دوستم از مخالفان سرسخت غنی، به عنوان سناتور از سوی رئیس جمهور به مجلس سنا انتصاب شد. این اتفاقات سیاسی در یک بازه زمانی کوتاه، قابل تامل است و می ‌تواند از چند زاویه مورد بررسی قرار گیرد.

    نکته اول، که همه شمول بوده و مختص به این تغییرات نمی شود، به ویژگی عمومی احزاب در کشور بر می‌گردد که چنین اتفاقاتی را قابل هضم و پذیرفتنی می نماید. یکی از خاصیت‌های منحصر به فرد عموم رهبران احزاب و سیاستمداران افغانی این است که عملکرد سیاسی غیر قابل پیش‌بینی دارند. اینکه در طول یک شب رهبر حزبی دو بار تغییر مسیر بدهد و دیدگاهش به کلی در مورد قضایای کشور دچار چرخش ۱۸۰ درجه‌ای شود، برای مردم ما رویداد آشنایی است. اگر چند در سیاست هیچگاه دوست و دشمن همیشگی وجود ندارد و تنها منافع است که باید همیشه مد نظر باشد، اما سیاستمداران افغانستانی به گواهی تاریخ، درک درستی هم از منافع اساسی و بلند مدت در حد فراتر از خانوده و اقوام خود ندارند. این ویژگی می تواند خوبی‌ها و بدی‌های منحصر به خودش را هم داشته باشد.

    غیر قابل پیش‌بینی بودن، می تواند به معنی نداشتن یک سیاست مدون و از پیش‌برنامه‌ریزی‌شده بلندمدت برای یک رهبر سیاسی باشد. این موضوع نشان می‌دهد که عموم رهبران ما بدون اینکه استراتیژی بلند‌مدتی داشته باشد، تابع احساسات خود بوده و بسته به منافع کوتاه‌مدتی که برای خودشان در نظر دارند، به یک باره و به راحتی می توانند تغییر مسیر ‌دهند. از آنجا که احزاب در کشور افغانستان اکثرا خانوادگی بوده و به جای اینکه وابسته به اصول‌نامه و دنبال کننده سیاست مشخص و واحدی باشد، بر روی شخصیت، توانمندی و کاریزمای رهبر خودش متکی است، به همین خاطر رهبری حزب منافع خودش را منفعت حزب می‌داند و هیچ‌گونه واهمه‌ای از پیامدهای تصمیمات شخصی خود بر آینده حزبش ندارد. معمولا رهبران احزاب به صورت‌ مادام‌العمر رهبری حزبش را به عهده داشته و در صورت مرگ آن رهبر، بلافاصله فرزند یا یکی از اقارب نزدیکش به طور خودکار به رهبری حزب برگزیده می‌شود. افرادی که دور و بر رهبر احزاب جمع می‌شوند، اغلب هیچ تعهدی جز در نظر داشت سود و زیان شخصی، نسبت به حزب متبوع خود ندارند. از این رو نه آنها به رهبران حزب می توانند اعتماد کنند و نه کادر رهبری حزب به اطرافیان خود. برخلاف احزاب سیاسی در کشورهای پیش‌رفته که در صورت ناکامی یک گروه سیاسی، رهبران حزب به راحتی از سمت خود کنار رفته و شخصیت جدید جاگزین می شود، اما در افغانستان به ندرت اتفاق می‌افتد که رهبر حزبی به خاطر ناکامی در سیاست‌گزاری و حفظ دستاوردها و اقتدار حزب، استعفا بدهد. حداقل من تا اینجای زندگی‌ام چنین چیزی را نشنیده‌ام. از این رو می توان به راحتی وضعیت احزاب سیاسی و پا نگرفتن روش‌های درست سیاست‌ورزی در افغانستان را به نظاره نشست. البته این وضعیت کمابیش در تمامی کشورهای جهان سومی که عادت به استبداد و رهبران مستبد دارد، قابل مشاهده است. افغانستان اما در این مورد پیشتاز است. چنین انعطافی در کشورهای دیگر، ممکن است بدنه حزب را دچار شکاف‌های زیادی کرده و طرفداران آن حزب را آزرده خاطر و به تبع آن از حزب جدا کند. ولی از آنجا که عموما احزاب در افغانستان پایگاه اجتماعی گسترده‌ای ندارند و طرفداران آن عموما قشر مشخصی هستند، به همین علت ترس از دست دادن رای‌دهندگان و روگردانی مردم از آنها، در ذهن این رهبران وجود خارجی ندارد. در افغانستان هیچ رهبری خودش را ناکام و ناموفق نمیداند و تا آخرین نفس خود را شایسته تقدیر دانسته و در ایجاد مشکلات دیگران را مقصر جلوه‌میدهد.

    انعطاف پذیری و تغییر مسیر سیاسی یک سیاستمدار، اما یکسره خالی از نکات مثبت نیست. این روش سیاستمداری و توانایی اتخاذ تصامیم آنی‌، قدرت مانور زیادی به رهبران احزاب داده و حداقل آنها می توانند در صورت نیاز به راحتی خود را از یک جریان شکست خورده جدا کرده و با جریان پیروز کشور یکجا شوند. اما نباید فراموش کرد که این رویکردها، دیوار بی‌اعتمادی رهبران سیاسی به همدیگر را هر روز بلندتر کرده و کشور هیچگاه از این بابت به ثبات نخواهد رسید.

    اما نکته دوم که مشخصا به حوادث اخیر برمی‌گردد، احساس خطری است که هم اشرف غنی و هم رهبران احزاب سیاسی و جهادی کشور نسبت به آینده خودشان در صورت حضور قدرتمند طالبان در صحنه سیاسی آینده کشور حس می‌کنند. به نظر می رسد که تا چند مدت قبل اشرف غنی روی طالبان و اینکه آنها را در نهایت قانع به وفاداری به خود بکند، حساب ویژه‌ای باز کرده بود. اما اکنون که ظاهرا تیرش به سنگ خورده و زمزمه‌های جدی در مورد تغییرات اساسی در کشور به گوش می‌رسد و طالبان همچنان به مواضع خود پافشاری‌ میکنند، اقای غنی از روی ناچاری به فکر دست و پا کردن پایگاه اجتماعی در میان اقوام دیگر و جذب رهبران پرنفوذ احزاب جهادی افغانستان افتاده است. حتی می‌توان سفر غنی به جلال آباد را در مسیر گفتگو با اقوام مشرقی در مورد حکومت آینده خواند چون به طور سنتی رهبری گروه طالبان در اختیار قندهاری ها یا سدوزایی بوده است. معلوم نیست که غنی از این سفرش چقدر راضی بوده است اما گویا غنی و نزدیکان تکنوکراتش به این نتیجه رسیده اند که آنها باید به دنبال پایگاه‌های اجتماعی در میان اقوامی به غیر از پشتونها باشند و برای مقابله با خطر فزاینده طالبان به ناچار باید تغییر رویکرد دهند. از طرف دیگر، نظام فعلی برای رهبران احزاب کشور به مراتب بهتر از حضور قدرتمند طالبان در صحنه سیاسی کشور است. بعید است که طالبان از نظر رفتار فرقی با گذشته کرده باشند. برای آنها به هیچ عنوان به جایگاه کنونی این رهبران در سیستم آینده دلخواه خودشان قابل قبول نبوده و هیچ جایگاهی را برای آنها در نظر نخواهند گرفت. از این رو نزدیک شدن این رهبران با اشرف غنی احساس خطری است که هر دو جانب از سوی طالبان و طرفداران حکومت موقت کرده اند. این نیاز دو طرفه باعث شده است که کم‌کم یخ روابط سرد رئیس جمهور غنی با رهبران احزاب آب شده و آنها به‌ناچار به خاطر حفظ منافع خود و مقابله با خطر بزرگتر در حال شکل دادن به جبهه واحد و قدرتمندی باشند تا حداقل از این طریق امتیازاتی را در پشت میز مذاکره بدست بیاورند.

    این ائتلاف همانند گذشته،‌ اگر چند دوامی نخواهد داشت، اما دشمن مشترک باعث شده است که تا رهبران کنونی به ناچار برای مبارزه با امر بدتر، با بی اعتمادی تمام و به اکراه به یک همگرایی بد روی آورند. طالبان از این نکته به خوبی آگاه اند و میدانند که چیزی که در افغانستان زیاد بوده، ائتلافهای ناکام احزاب است. احتمالا طالبان همچنان بر اصول خود پافشاری کرده و این جبهه جدید را چندان جدی نخواهند گرفت. اما اگر ائتلاف جدید مستحکم ظاهر شود و به زودی از هم نپاشد، بدون شک طالبان را وادار به عقب‌نشینی خواهد کرد. زیرا هم جامعه جهانی و هم مردم افغانستان به این آگاهی رسیده اند که در این کشور زمان نظام تک حزبی و تک قومی گذشته است. روزها و ماه‌های آینده احتمالا شاهد ائتلاف‌های بیشتری از این جنس خواهیم بود.

    خامه پرس

  • نظام سیاسی پیشنهادی طالبان برای نسل امروز قابل پذیرش نیست

    نظام سیاسی پیشنهادی طالبان برای نسل امروز قابل پذیرش نیست

    محمدکریم خلیلی، رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان می‌گوید آن چه را که طالبان به عنوان نظام سیاسی پیشنهاد می‌کنند، برای نسل امروز قابل پذیرش نیست و آن‌ها باید واقعیت‌های امروز افغانستان را درک کنند.

    آقای خلیلی این مطلب را در جلسه هماهنگی که توسط سرور دانش، معاون دوم رئیس‌جمهور و با حضور برخی چهره‌های سیاسی و جهادی روز (جمعه، ۱۹ جدی) در کابل برگزار شده بود، بیان کرد.

    وی ضمن تاکید بر ضرورت تامین صلح و پایان‌دادن به جنگ کنونی در کشور، گفت مردم افغانستان، کشورهای منطقه و جهان از روند صلح حمایت می‌کنند و هیچ کس مخالف این روند نیست.

    رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان خاطرنشان ساخت صلح نباید به معنای برگشت به گذشته باشد و چنین صلحی نه برای مردم افغانستان قابل قبول است و نه برای کشورهای منطقه و جهان.

    همچنان آقای خلیلی وحدت و یک پارچگی مردم را در شرایط کنونی هم در سطح ملی و هم در سطح درون قومی، یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر دانست و بر حرکت‌های وحدت‌طلبانه تاکید کرد.

    از سوی هم سرور دانش، معاون دوم رئیس‌جمهور با اشاره به مذاکرات صلح با گروه طالبان گفت امروز در شرایط حساس و دشواری قرار داریم که نیازمند همدلی، همبستگی و اتحاد همه مردم افغانستان است.

    وی علاوه کرد همه ما از روند صلح، هیئت مذاکره‌کننده دولت، نظام جمهوری، قانون اساسی و حقوق اساسی شهروندان کشور حمایت می‌کنیم.

    آقای دانش بیان داشت، همانگونه که جنگ دشواری‌های خود را دارد، صلح نیز دشواری‌ها و نگرانی‌هایی را به همراه دارد، به ویژه صلح با گروهی که ۲۷ سال است با همه مردم افغانستان و در همه ولایت‌های کشور در جنگ بوده و هم‌اکنون نیز بر تشدید خشونت ها ادامه می‌دهد.

    معاون دوم رئیس‌جمهور با اشاره به رویداد نزدهم جدی یکه‌ولنگ در سال ۱۳۷۹ مبنی بر قتل عام مردم این ولسوالی به دست گروه طالبان، گفت که ما برای حفظ نظام کنونی و تامین حقوق برابر شهروندی برای تمام مردم افغانستان قربانی‌های زیادی داده‌ایم.

    وی افزود امروز مردم افغانستان یک صدا از صلح عادلانه حمایت می‌کنند، اما ضرورت است که از لحاظ فکری و سیاسی در راستای رسیدن به صلح عادلانه تلاش صورت گیرد.

    آقای دانش گفت اهل فکر و اندیشه باید مسایل فکری، فقهی، حقوقی، سیاسی و ضرورت صلح‌سازی، حل منازعه و دولت‌سازی را تحلیل و ارزیابی کرده و پیشنهادات علمی خود را ارایه کنند.

    معاون دوم رئیس‌جمهور علاوه کرد همچنان ضرورت است تا احزاب، گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی فعالیت‌های خود را فشرده سازند و هماهنگ و منسجم و در یک جبهه وسیع ملی صلح و عدالت، در راستای تامین صلح عادلانه و پایدار و حفظ ارزش‌های حقوق‌بشری و حقوق اساسی شهروندان فعالیت کنند.

    در همین حال محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان گفت ما باید از مطرح کردن خواست‌ها و مطالبات خود در روند صلح کوتاهی نکرده و باید با جدیت خواست‌ها و مطالبات خود را مطرح و از آن دفاع کنیم.

    آقای محقق تاکید کرد گروه طالبان هنوزهم نگاه حذفی دارد و ما باید از حالا آماده باشیم که در جریان مذاکرات صلح، حقوق برابر شهروندی و هویت همه‌ای مردم افغانستان به رسمیت شناخته شود.

    سیما سمر، رئیس پیشین کمیسیون مستقل حقوق بشر نیز گفت صلح یک ضرورت است و با اتحاد، همدلی و همبستگی می‌توانیم به صلح عادلانه و پایدار برسیم.

    وی افزود نظام دموکراتیک، حفظ ارزش‌های حقوق‌بشری و حقوق برابر شهروندی از خواست‌های اساسی شهروندان افغانستان در روند صلح است که به هیچ صورت نباید نادیده گرفته شود.

    این در حال است که دور دوم مذاکرات صلح پس از یک وقفه ۲۰ روزه، به روز (سه‌شنبه، ۱۶ جدی) در شهر دوحه، پایتخت قطر از سر گرفته شد و قرار است در این دور از گفت‌وگوها روی برقراری آتش‌بس بحث و تبادل نظر صورت گیرد.

    محمد هاشم سلطانی

  • دیدار سرور دانش با محقق و خلیلی، نشستی مهم و امیدواری به ثمربخشی آن

    دیدار سرور دانش با محقق و خلیلی، نشستی مهم و امیدواری به ثمربخشی آن

    سرور دانش معاون دوم رئیس جمهور امروز با محمد کریم خلیلی و محمد محقق از رهبران سرشناس جهادی و  دو شاخه جداگانه حزب وحدت اسلامی دیدار و گفت و گو کرد.

    این دیدار که در آن برخی دیگر از چهره های سیاسی نیز حضور داشت در یک مکان انجام شد.

    محمد سالم حسنی، مشاور رئیس جمهور و از علمای دینی، با اشاره به این نشست در فیس بوک خود نوشت:«ثمر بخشی این نشست در گروه تحقق چند امر مهم است.»

    به باور آقای حسنی نیت خیرخواهانه و دوراندیشانه جمعی که در این امر پیش‌گام شدند و قدم‌های نخست را با وجود موانع متعدد برداشتند، به خوبی درک شود و این خواست مبتنی بر واقعیت‌های موجود، در دیگر جمع‌ها نیز گسترش یابد.

    مسئولیت پذیری در برابر منافع کلان کشور، مردم و میراث گرانسنگ رهبر شهید استاد مزاری(ره) در همه طرف‌ها، بر منافع جریانی، منطقه‌ای و خانوادگی چیره شود.

    نکته سوم اینکه در کنار تداوم نشست‌های هدفمند بزرگان، همکاری و همیاری در سطوح میانی و حلقات توده‌ای نیز به وجود بیاید.

    چنانچه، تلاش‌های انسجام‌گرایانه غلط تفسیر شود، منافع کوچک جریانی در راستای منافع جمعی قربانی نشود و این نشست‌ها در سطوح مختلف و به صورت هدفمند استمرار نیابد، این نشست نیز، دنباله سریال‌های ناتمام گذشته خواهد بود و امیدی بدان نمی‌توان بست.

    این در حالی ست که هیات مذاکره کننده حکومت برای صلح قرار است فردا عازم دوحه شده دور دوم مذاکرات بین الافغانی را آغاز کند.

  • یک عضو شورای هزاره های اهل سنت ترور شد

    یک عضو شورای هزاره های اهل سنت ترور شد

    فرماندهی پولیس کابل تأیید می‌کند که عابد جاهد، عضو رهبری «شورای هزاره‌های اهل سنت افغانستان» توسط افراد ناشناس در شهر کابل ترور شده است.

    فردوس فرامرز، سخن‌گوی فرماندهی پولیس کابل گفت این رویداد شام روز گذشته (پنج‌شنبه، ۱۱ جدی) در جاده‌ی بوستان کابل، از مربوطات ناحیه‌ی هفدهم این شهر رخ داده است.

    آقای فرامرز جزئیات بیشتری در این مورد ارایه نکرد، اما گفت قضیه‌ی ترور عابد جاهد تحت کار نیروهای مشترک امنیتی کابل قرار دارد.

    در همین حال، شورای سراسری هزاره‌های اهل سنت افغانستان در اعلامیه‌ای گفت عابد جاهد توسط «دشمنان تاریک‌اندیش» به قتل رسیده است. در اعلامیه گفته شده است او از جوانان فعال و مردمی ولسوالی نهرین ولایت بغلان بوده و از سال‌ها به این طرف در مقابل هر نوع بی‌عدالتی و تبعیض مبارزه کرده است.

    شورای سراسری هزاره‌های اهل سنت افغانستان همچنان کشته‌شدن عابد جاهد را یک ضایعه‌ی بزرگ خوانده و خواهان بازداشت و به‌محاکمه‌کشاندن عاملان ترور او شده است.

    در همین حال، محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان گفته است عابد جاهد عضو این حزب بوده و سال‌ها برای تأمین عدالت اجتماعی و «تثبیت جایگاه سیاسی و عادلانه‌ی هزاره‌ها» در کشور مبارزه‌ی سیاسی و فرهنگی کرده است.

    هنوز مسئولیت ترور این عضو شورای رهبری هزاره‌های اهل سنت افغانستان را شخص و یا گروهی به عهده نگرفته است.

  • رأی نود درصدی

    رأی نود درصدی

    رهبران تیم ثبات و همگرایی مدعی هستند که این بار نود در صد هزاره ها به تیم ثبات و همگرایی رای داده اند. بر فرض صحت این سخن ( که درست نیست)، این ادعا وارونه کوبیدن نعل و به تعبیر عامیانه عریضه علیه خود است. معنای مدعای فوق این است که بالاترین رای را هزاره ها به تیم ثبات و همگرایی داده اند و حتی شاید بالاتر از تاجیک ها و یقینا گسترده تر از ازبک ها. حال اولین سوال این است که اگر چنین است و این نتیجه را پیشبینی هم کرده بودید، پس چرا به معاونت دومی قناعت کردید؛ هیچ دلیلی ندارد که با رای نود فیصدی و ایجاد انسجام حداکثری (طبق گفته خود شما) باز جایگاه سوم از آن ما هزاره ها باشد؛ با هیچ منطقی قابل قبول نیست که اکثریت رای از ما، ولی در مقابل کمترین امتیاز هم از ما.

    استدلال حضرات در دوره های قبل این بود که ما به معاونت دوم قانع هستیم؛ چون اولا چوکی معاونت اولی از وطن داران تاجیک است که اکثریت هستند و ثانیا هزاره ها پراکنده اند و رای کم دارند و در معادلات سیاسی بیشتر از آن محاسبه نمی شوند. اما این بار طبق گفته خود شما هر دو صورت منتفی بود، پس چرا رای هزاره را ارزان فروختید و از آن پاسداری نکردید؟ اگرچه فعلا تشکیل کابینه از سوی تیم ثبات و همگرایی منتفی است، اما هیچ تضمین وجود نداشت که در حکومت داکتر عبدالله به هزاره ها جایگاه مناسب داده می شد. واقعیت این است که داکتر صاحب عبدالله و تیم فکری وی هیچ وقت پاسدار آرای هزاره ها و قدردان اعتماد مردم ما نبوده است.

    قطع نظر از نحوه تعامل تیم فکری داکتر در حکومت مجاهدین و اجلاس بن با هزاره ها (کتاب فرستاده مطالعه شود) و کارکرد جناب داکتر در وزارت خارجه، کافی است که به دو دور انتخابات ریاست جمهوری(دور دوم کرزی و حکومت وحدت ملی) توجه شود که بیشترین رای هزاره ها مستقیما به آدرس داکتر عبدالله رفت، اما او برای هزاره ها چی کرد؟ می توان گفت هیچ. بار اول رای را در مقابل ایجاد ادارات خاص در وزارتخانه ها برای نزدیکان خود و گرفتن پول هنگفت از کرزی، فروخت (استاد خلیلی معاون دوم وقت ریاست جمهوری به خوبی آگاه است).

    اما در حکومت وحدت ملی که سهم پنجاه در صدی نیز در حکومت داشت، باز همان مسیر پیموده شد. عبدالله می توانست بادادن یک وزارت خانه کلیدی چون وزارت داخله از سهم خود به مردم ما، اعتماد هزاره ها را جلب نماید و دیوار بلند و ضخیم بی اعتمادی تاریخی را بردارد. اما وی نه تنها این کار را نکرد، بلکه در برابر پروژه توتاپ مقاومت کرد، در ارتباط با قضیه دهمزنگ سکوت کرد، مانع وزیر شدن داکتر شاران شد، نهایت تلاش کرد که ظهیر والی بامیان نشود و در اواخر کمر بست تا ایشان را برکنار نماید، حتی از استاد محقق که به قول خودش هشتاد درصد رای هزاره را برایش جمع کرده بود، پس از عزلش حمایت لازم را نکرد و در انتخابات نیز صادقانه با ایشان بازی نکرد. پر واضح است که این بار نیز رای هزاره ها دود شده و به هوا می رود. چون طبق اعلام ابتدایی نتیجه انتخابات این رای به چوکی ریاست جمهوری مبدل نمی شود و بر فرض تبدیل شدن، طبق شواهد تاریخ، هیچ اثری در جهت بهبود وضعیت هزاره ها نخواهد داشت. لذا جلوداران این حرکت باید در برابر مردم پاسخگو باشند که چرا همواره با سرنوشت مردم بازی می کنند. از منظر دیگر، اگر رای نود فیصدی بیانگر جایگاه شخص شما در میان مردم است؛ معنای شان این است که مردم به شما امید بسته اند آن هم نود فیصد مردم؛ یعنی اوج محبوبیت.

    حال سوال این است که پاسخ شما به وضعیت آشفته جامعه هزاره چیست؟ چرا کشتی به زمین نشسته هزاره را به ساحل نجات نمی رسانید. چرا از این قدرت خود، برای حل مشکلات هزاره بهره نمی جویید؟ کدام کار عام المنفعه از آدرس شما برای هزاره انجام شده است؟ چرا در پارلمان از ادرس شما وکیل نداریم؟ چرا خود را حداقل در رهبری حزب، به انتخاب مردم نمی گزاریم؟ وقتی نود فیصد مردم را با خود داریم چرا از یک نقد فیسبوکی میترسیم؟ چرا بجای تحمل و مدا از فحش و دشنام برای سرکوب منتقدان خود استفاده می کنیم؟ چرا جوانان تحصیل کرده شما دست به دامن افراد غیر هزاره می شوند تا کاری برای خود بیابند؟ این در حالی است که در موقعیت های بلند حکومتی بوده اید و هستید. پس اگر افتخار چهل سال رهبری جامعه هزاره را برای تثبیت موقعیت خود یدک می کشید، پس به من جوان هزاره هم حق دهید که از رنج های که در سال های متوالی بر این مردم تحمیل شده است، سوال کنم و علت آن را بدانم. رهبران جامعه بیش از هر کسی در این قسمت مسئولیت دارند و نمی توانند افتخارات را به خود و کاستی ها و کمبودها را به دیگران نسبت دهند و خود را از آن تبرئه نمایند. باید قبول کنیم که نتوانیستیم جامعه هزاره را بدرستی مدیریت کنیم و یا نکردیم. که هر دو صورت جای تاسف دارد. ما انتظار داشتیم که میراث رهبر شهید دچار انشقاق نمی شد تا اینکه به انسجام مقطعی آن افتخار کنیم، ما توقع داشتیم و داریم که میراث داران رهبر شهید با همدیگر متحد و در برابر خصم قوی ایستاد می شد، ولی حالا بر عکس شده است.

    اگر این واقعیت ها را قبول نکنیم باز مسیر انحرافی را خواهیم پیمود. اما واقعیت این است که رای اکثریت هزارها به تیم ثبات و همگرایی نه بخاطر دلخوشی از رهبران تیم ثبات، بلکه به نحوه نگاه ما هزاره ها به تیم حاکم بر می گردد که مختص این دوره هم نیست. انتخابات های دور اول و دوم ریاست جمهوری، بخوبی این مدعا را اثبات می کند. در آن دوران نیز بیش از سیزده در صد مردم ما به تیم کرزی رای ندادند ( بارها شخصا این مطلب را از استاد خلیلی به عنوان یک گلایه شنیدم)؛ در حالیکه در ۱۳۸۸ اکثریت رهبران هزاره به شمول استاد محقق با حامد کرزی بودند، اما تغییر بنیادی در افزایش رای پیش نیامد.

    شاید بتوان گفت جمعیت که استاد محقق در یک تظاهرات به خاطر پس گرفتن رای خود به میدان آورده بود، از میزان رای شان به کرزی بیشتر بود. مضاف بر آن انتخابات پارلمان نیز سنجه خوبی برای سنجش جایگاه واقعی افراد و جریان ها در میان مردم است که در این مجال نیازی به تشریح نیست. اما رای سی و پنج فیصدی هزاره ها در این دور به تیم حاکم بی سابقه و بیانگر یک تحول نگرشی است. رهبران تیم ثبات بجای ناراحت شدن از میزان رای هزاره ها به تیم دولت ساز و انکار واقعیت های عینی، بدنبال آن باشند که از رای ریخته شده در صندوق تیم ثبات و همگرایی به نفع مردم استفاده شوند و رای شهروندان مثل دفعات قبل دود هوا نشوند و امید مردم به یاس مبدل نشود. که در آن صورت پیش خلق و خالق مدیون هستید و هیچ جوابی نخواهید داشت.

    داکتر امان فصیحی

  • داکتر عبدالله نباید عهد بشکند

    داکتر عبدالله نباید عهد بشکند

    شورای عالی مصالحه بدون حمایت رهبران سیاسی هزاره و آرای میلیونی شهروندان مشارکت جوی هزاره، برای داکتر عبدالله تحقق نمی یافت.

    این که سخنرانی استاد خلیلی در ابتدای نشست قطع شد، باید داکتر عبدالله اعتراض می کرد.

    این که جایگاه استاد محقق در راس نبود، باز هم مسوولیت، متوجه جناب دکتر عبدالله است. هزاره ها به عنوان یک ضلع تاثیر گذار قدرت نباید تحقیر شود؛ آنهم توسط کسی که ماندنش در قدرت، مدیون هزاره هاست.

    این نوع برخورد، ذهنیت سیاسی هزاره ها بویژه نسل جوان و آگاه ما را دچار دگردیسی ژرف خواهد کرد که بیش از همه، ضررش در شرایط حال و اینده، متوجه دکتر عبدالله خواهد شد. جایگاه هزاره ها در تیم دکتر عبدالله اصلا مناسب حمایت های میلیونی آنان نیست. راه سیاست، راه پرفراز و نشیب و طولانی است. این را داکتر صاحب عبدالله باید بداند و توصیه من به ایشان این است که با دوستان خود وفادار بماند و عهدها را نشکند. ما را تحقیر نکنید که اهل پذیرش تحقیر نیستیم. شکست را شاید بپذیریم اما به گفته پوپر، حقارت را هرگز نمی پذیریم.

    داکتر عبدالطیف نظری

  • محقق، خلیلی و جاوید خواستار آزادی علیپور شدند

    محقق، خلیلی و جاوید خواستار آزادی علیپور شدند

    به گزارش رها، دستگیری فرمانده علیپور با واکنش گسترده مردیم و شخصیتهای سیاسی رو برو شد.
    در بامیان، کابل و دایکندی مردم دست به تجمعات اعتراضی زدند و خواهان آزادی وی گردیدند.
    برخی شخصیتهای سیاسی هم به دستگیری علیپور واکنش نشان دادند. کریم خلیلی، رئیس شورای عالی صلح و رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان در پیوند به دست‌گیری فرمانده علی پور واکنش نشان داده است.
    در یک اعلامیه این حزب گفته شده است، وضعیت کشور به گونه ای است که حتی یک حرکت ناسنجیده، بسان جرقه در جنگل، امنیت روانی و اجتماعی مردم ما را تهدید می کند.
    وی در ادامه تاکید کرده است: “در میان این همه بحران سیاسی، امنیتی و اجتماعی اما حرکت هایی صورت می گیرد که به تشدید بحران کمک می نماید. دستگیری قوماندان علی پور توسط حکومت، با توجه به مشکلاتی که داریم، یک اقدام ناسنجیده و نادرست بود؛ زیرا این گونه اقدامات، بیش از پیش خطوط گسل اجتماعی را پررنگ تر و فاصله میان حکومت و توده های مردم را بیشتر می سازد”.
    وی در ادامه تاکید کرده است، شکل گیری هسته های مسلح در مناطق، اگرچه کار درست نیست؛ اما واکنشی است که در برابر ناتوانی ها و کم توجهی های حکومت در مورد حفظ جان و مال مردم.
    خلیلی در ادامه گفته است که مردم وقتی احساس می کنند در برابر تهدیدهای روز افزون امنیتی، چاره ای جز دفاع از خود ندارند، به صورت خودجوش از حرکت مسلحانه قوماندانان محلی حمایت می کنند.
    محمد محقق، معاون دوم ریاست اجرایی حکومت افغانستان نیز دستگیری فرمانده علی پور مشهور به شمشیر را یک اشتباه خوانده و خواستار رهایی او شد.
    آقای محقق گفته است، دستگیری علی پور مشکلی را حل نخواهد کرد، بلکه برعکس باعث افزایش فاصله بین مردم و حکومت خواهد شد.
    وی خواستار رهایی فرمانده شمشیر ش این در حالی است که صبح امروز فرمانده علی پور توسط نیروهای امنیتی در حوزه ۱۳ امنیتی کابل دستگیر شده است.
    سید محمد علی جاوید نیز نیز در صفحفه فیسبوکش بازداشت علیپور را کار نسنجیده و خلاف مصلحت خوانده و خواهان آزادی وی گردیده است.
    آقای جاوید نوشته است: براى كسى پوشيده نيست كه قوماندان على پور در اثر حمايت از مردم خود، در ميان آنها از محبوبيت بالايى برخوردار است و نيز شكى نيست كه دولت با هزار و يك مشكل دست و پنجه نرم مى كند. در اين موقعيت حساس، دستگيرى على پور مى تواند موجب تنش هاى زيادى گردد كما اينكه امروز پس از دستگيرى وى شاهد تظاهرات مردمى بوديم كه تا كنون ادامه دارد كه ممكن است از كنترل خارج شده، فاجعه به بار بياورد. لذا به نفع دولت و آرامى مردم است كه على پور را آزاد كند.

  • دیدار خلیل زاد با محمد محقق

    دیدار خلیل زاد با محمد محقق

    به گزارش رها، دفتر مطبوعاتی محمد محقق اعلام کرده است که زلمی خلیل زاد نماینده ویژه امریکا در روند صلح افغانستان عصر یکشنبه 27 عقرب ذر محل شورای وزیران با محمد محق دیدار و گفتکو نموده است.
    زلمی خلیل‌زاد در دیدار با محمد محقق گفته است؛ مسئولیتم این است که روی روند گفتگوهای صلح در افغانستان کار نموده و برای تحقق مذاکرات مستقیم صلح بین طالبان با دولت افغانستان و همه طرف‌هاى مؤثر افغانى زمینه‌سازی کنم.
    وی افزوده که در همین راستا با تمام طرف‌ها و شخصیت‌های موثر در پروسه صلح دیدار و گفتگو خواهد کرد.
    بر اساس این خبرنامه، محمد محقق نیز در این دیدار گفته که صلح از ضرورت‌های مردم افغانستان بوده و از این پروسه حمایت می‌کند.
    محقق گفته است در گفتگوهای صلح دو چیز باید مد نظر قرار بگیرد:
    اول، در پروسه صلح نباید دستاوردهای ۱۸ سال گذشته در کشور و ارزش‌های مندرج در قانون اساسی افغانستان نادیده گرفته شود و همه دستاوردهاى فصل نوین نباید قربانى شود. دوم، پروسه صلح و آتش‌بس و هیأت مذاکره‌کننده با گروه طالبان باید فراگیر باشد.
    آقای محقق با اشاره به افزایش حملات گروه طالبان بر مناطق مرکزی و حمله بر جاغوری و مالستان گفته است که باید به طالبان تفهیم شود که در این حملات کامیاب نخواهند شد و این‌گونه حملات غير انسانى به مناطقى كه آن‌ها بي‌دفاع فكر مي‌كنند، کمکی به روند گفتگوهای صلح نخواهد کرد.
    محقق تأکیده کرده است که در نتیجه این حملات در سه ولسوالی ارزگان خاص، جاغورى و مالستان انجام شد، و قطعات ویژه و سرخ طالبان در این جنگ اشتراک داشتند، صدها تن از مردم غیر نظامی شهید و زخمى و هزاران نفر از خانه و کاشانه‌شان آواره شده‌اند که در آستانه زمستان، نیاز جدی به کمک‌رسانى دارند.
    گفتنی است که آقای محقق قبلاً از تلاش‌های آقای خلیل‌زاد در روند صلح انتقاد کرده و آن را «یک‌جانبه» خوانده بود.

  • حکومت سیاست یک بام دو هوا را پیش گرفته است

    حکومت سیاست یک بام دو هوا را پیش گرفته است

    به گزارش رها، بی توجهی حکومت به جنگ ارزگان خاص و عدم حمایت از مردم این منطقه و تأخیر در کمک به مردم جاغوری در برابر طالبان انتقادات زیادی را بر انگیخته است. در این میان حاجی محمد محقق، معاون دوم ریاست اجرائیه نیز به ابعاد جنگ در مناطق مرکزی پرداخته گفت:
    حکومت در برابر تهاجم نابرابر طالبان بر خانه‌های مردم ارزگان و جاغوری بی‌توجه است و آن را منازعه قومی می‌خواند.
    آقای محقق با بیان اینکه در این جنگها نزدیک به ۱۰۰ نفر کشته شده‌اند افزود: حکومت سیاست یک بام دو هوا را در پیش گرفته و باید آن ر کنار بگذارند و از مردم این مناطق دفاع نماید.
    وی همچنان درباره انتخابات ولسی جرگه گفت که حکومت در زمینه تطبیق سیستم‌ انگشت نگاری در انتخابات ولسی جرگه به چشم مردم خاک ریخت.
    معاون دوم ریاست اجرائیه درباره نشست مسکو نیز گفت: حکومت به جانب روسی گفته که اگر از شخصیت‌ها و احزاب سیاسی در این نشست دعوت شوند، حاکمیت ملی زیر سوال می‌رود در حالی که خود حکومت به گونه قاچاقی از طریق شورای عالی صلح در این نشست شرکت کرده است.
    گفتنی است با گذشت یک هفته از حمله طالبان به ارزگان خاص و کشتار مردم این منطقه وزرای دفاع و داخله از آن اظهار بی اطلاعی کرده بودند!

  • ضیافت شهروندان در ارگ؛ ائتلاف رهبران در ترکیه

    ضیافت شهروندان در ارگ؛ ائتلاف رهبران در ترکیه

    محمد محقق، معاون ریاست اجرایی حدود یک هفته پیش در پیام عید فطر خود به شدت از حکومت انتقاد کرد و گفته بود که در نظام انحصارطلبی جریان دارد.

    پیش از این حزب جنبش اسلامی افغانستان، حزب جمعیت اسلامی افغانستان نیز از کارکردهای ریاست جمهوری انتقاد کرده بودند. عبدالرشید دوستم رهبر حزب جنبش بیش از دو ماه است که در ترکیه به سر می برد. محمد محقق و عطا محمد نور نیز به دوستم پیوستند.

    در ترکیه، رهبران سه جریان سیاسی قدرتمند (حزب وحدت مردم افغانستان، حزب جمعیت اسلامی افغانستان و حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان) پس از گفت‌وگوهای چند روزه، در شهر انقره ترکیه به تشکیل یک ایتلاف سیاسی زیر نام « ایتلاف ملی برای نجات افغانستان» توافق کرده اند.

    قرار است در این ایتلاف، به تعداد 30 تن از نخبگان سیاسی و فرهنگی برای مشورت، پالیسی‌سازی و ارتباطات ولابی حضور داشته باشد.

    پايان دادن به اقدامات ‘فراقانونى رییس جمهور، بازگرداندن صلاحيت معاون اول ریاست جمهوری و وزرا، بركنارى مشاور امنیت ملی و اصلاحات ساختاری و اداری حکومت از برنامه های اعلام شده ائتلاف جديد به شمار می رود.

    هر چند ارگ با نشر خبرنامه ای گفته است که ضیافت انجام شده برای مشورت بوده است اما عده ای بر این باورند که ریاست جمهوری برای به دست اوردن افکار عمومی به خصوص شهروندان غرب کابل؛ این ضیافت شام را مهیا کرده است.

    در ضیافت ارگ، شماری از اشتراک کنندگان به نمایندگی از مهمانان ایراد سخن کرده اند و خواستار توجه بیشتر به وضعیت مناطق محروم و امنیت کشور شدند.

    رئیس جمهوری پس از استماع پیشنهادات گفت که طرح فرهنگی ما تطبیق قانون اساسی می باشد که مساوات هر افغان با افغان دیگر در آن تضمین شده است و قانون اساسی زمانی از حرف به عمل می آید که یک گفتمان ملی را راه اندازی کنیم.

    رئیس جمهور خطاب به آنان گفت که من از شما کمک می خواهم تا نهادهای امنیتی و دفاعی کشور را مطلقاً ملی و مسلکی بسازیم. وی تاکید کرد که من به افغانستان و اسلام تعلق دارم و درد هر افغان، درد من است. وظیفه من این است که درد افغان ها را مداوا کنم، نه آنکه آنرا بیشتر سازم.

    رئیس جمهور گفت که برای من فرصت بدهید، تا خواسته های تانرا عملی سازم. مسئولیت من تنها در مقابل شما نیست، بلکه در برابر فرزندان، نواسه ها و نوه های شماست.

    رئیس جمهور غنی خاطرنشان کرد که من قدرت شخصی نه، بلکه نهادسازی می خواهم. وی افزود که می خواهم در ادارات کشور شایسته سالاری حاکم شود و مسئولین دیدگاه ملی، فعالیت، شفافیت و موثریت داشته باشند.

    رئیس جمهور گفت که عزت ما فردی نیست، بلکه جمعی است، عزت ما به عزت افغانستان بستگی دارد. وی افزود که آب، خاک و منابع طبیعی غنی داریم، اما متاسفانه فکر ما غنامندی ندارد و کوتاه مدت است.

    محمد اشرف غنی گفت که پست ها و کرسی های دولتی به امتیاز طلبی و تفوق پسندی مبدل شده است، باید به این فرهنگ خاتمه دهیم. فرهنگ دولتداری باید فرهنگ خدمت باشد و تا زمانیکه همه شهروند نشویم، دولت پاسخگو پیدا نمی کنیم.

    رئیس جمهور کشور در خصوص همزیستی میان مذاهب شیعه و سنی در افغانستان گفت که امام ابوحنیفه و امام جعفر صادق نه تنها هم عصر همدیگر، بلکه با هم دوست و همکار بودند.

    رئیس جمهور غنی تاکید کرد که افغانستان نمونه همزیستی مسالمت آمیز شیعه و سنی و پیروان فقه حنفی و جعفری است. کشور ما میدان جنگ شیعه و سنی شده نمی تواند.

    رئیس جمهور گفت که جواب هویت ما در درک فرهنگ اسلامی ماست، ما مسلمان بودیم، هستیم و تا ابد خواهیم بود. وی تاکید کرد که بزرگترین مبارزه ما، مبارزه فرهنگی است، پس باید فرهنگ خود را بسیج کنیم. رئیس جمهور از علما و دانشمندان کشور خواست تا در این خصوص طرح های مشخص خویش را ارائه کنند.

    رئیس جمهور غنی از باشنده گان غرب کابل خواست تا در زمینه مبدل نمودن دشت برچی به کارته و حوزه منظم پلانی، همکاری نمایند.

    وی افزود: اگر می خواهید افغانستان به پا بایستد، در زمینه به انزوا کشانیدن آنانیکه مانع پیشرفت این کشور می شوند و ما را به کار نمی گذارند، اجماع نمائید.#

  • مشکلات افغانستان باعث ائتلاف احزاب در ترکیه شد

    مشکلات افغانستان باعث ائتلاف احزاب در ترکیه شد

    این ائتلاف به بهانه ی مراسم نامزدی باتور دوستم، فرزند عبدالرشید دوستم روز گذشته چهارشنبه در ترکیه صورت گرفت.

    در این دیدار اوضاع در ولایات کشور منجمله شهر کابل و ولایات شمال از موضوعات مهمی بودند که در این دیدار به گونه همه جانبه مورد بحث و بررسی قرار گرفتند.

    بازنگری برنامه های امنیتی در پایتخت و چگونگی وضعیت امنیتی در ولایت های شمال با توجه به رخداد های اخیر در این مناطق ریشه یابی گردیده و تأکید شد تا نیروی امنیتی کشور باید در این زمینه تدابیر جدید و سازنده ای را در پیش بگیرند.

    در این دیدار تمرکز بر اوضاع امنیتی در ولایت های شمال و شمال شرق یکی از اولویت های مهم فرا راه نیروی امنیتی در کشور تلقی شده یاد آوری گردید که نفوذ داعش در این ولایت ها و دیگر ولایات می تواند برای امروز و فردا های کشور مشکل ساز باشد.

    طرفین تأکید کردند که باید روند سرکوب این نیروی متحجر و خون آشام در سرتاسر کشور سرعت یابد و پیش از آن که دامنه نفوذ آنها گسترده تر گردد باید در نطفه خنثی شوند زیر آن ها تهدید جدی متوجه افغانستان و کشور های منطقه می باشند.

    این گفته ها در حالی صورت می گیرد که محمد محقق در پیام عید فطر خود نیز به سختی از حکومت انتقاد کرده بود و گفته بود که در نظام انحصار گرایی جریان دارد.

    عطا محمد نور نیز در پیامی گفته بود که اگر جلوی این انحصار طلبی ها گرفته نشود، حرکت های مدنی خطرناکی را راه اندازی می کنند.

    تاکنون دولت به رفتار این مقام های دولتی واکنشی مشخصی نشان نداده است.