برچسب: قومیت

  • رئیس ستاد ارتش طالبان: ارتشی قوی می سازیم

    رئیس ستاد ارتش طالبان: ارتشی قوی می سازیم

    رئیس ستاد ارتش طالبان می‌گوید در آینده‌ی نه چندان دور ارتش منظم و قوی ایجاد می‌کنند.

    قاری فصیح‌الدین رئیس ستاد ارتش طالبان که امروز (چهارشنبه، ۲۴ سنبله) در یک گردهمایی در شهر کابل صحبت می‌کرد، گفت مشورت‌ها در مورد ایجاد ارتش جریان دارد. او تأکید کرد نیروهای این ارتش باید طوری آموزش ببینند که بتوانند از افغانستان حفاظت کنند.

    همچنین فصیح‌الدین افزود طالبان کسانی را که به نام «قومیت» و «مقاومت»، برای «پشتیبانی از دموکراسی» و حفظ «دستاوردهای ۲۰ ساله» در برابر این گروه ایستاده‌اند، سرکوب می‌کنند.

    به گفته‌ی او، این افراد در پی اخلال امنیت و سوق‌دادن کشور به جنگ‌های داخلی اند. رییس ستاد ارتش طالبان تأکید کرد به آنان اجازه‌ی «اخلال امنیت» و «به خاک و خون‌کشاندن» افغانستان داده نمی‌شود.

    او از افراد و گروه خاصی نام نبرد، اما به‌دنبال سقوط کابل به‌دست طالبان، احمد مسعود با جمعی از نیروهای مردمی و دولت پیشین از جمله امرالله صالح، معاون نخست ریاست‌ جمهوری پیشین به پنجشیر رفت و جبهه‌ی مقاومت ملی را برای جنگ با طالبان تشکیل داد.

    نیروهای این جبهه در پنجشیر و بغلان علیه طالبان اعلام جنگ کردند و احمد مسعود، فرمانده آن گفت که ایستادگی در پنجشیر، ایستادگی نمادین برای کل افغانستان است. چند روز پس از آن طالبان حملاتش بر پنجشیر را تشدید کردند و سرانجام مرکز این ولایت را در ۱۵ سنبله به‌دست گرفتند.

    جبهه‌ی مقاومت ملی اعلام کرد که طالبان پس از استقرار در شهر بازارک، مرکز پنجشیر دست به کشتار زده‌اند.

  • از قومیت «چماق» نژادی و سیاسی نسازیم!

    از قومیت «چماق» نژادی و سیاسی نسازیم!

    بحث تذکره های الکترونیکی از همان ابتدای طرح تاکنون به یک مشکل بعضا کلان در بین شهروندان کشور تبدیل شده و عده ای با تمسک به نژاد و قبیله و تبار خود سعی در تلقین برخی امتیازات در اذهان عمومی دارند.

    ذکر قومیت در تذکره های الکترونیکی البته توسط کسانی مطرح شد که خود به دنبال نفاق بودند و می خواستند بانک های رأی را به نام خود بشکنند.

    برخی از کارشناسان و متخصصین امر اما با واکنش به استفاده های ابزاری از قومیت، نسبت به پیامدهای آن ابراز نگرانی کرده اند.

    مسیح ارزگانی، کارشناس مسائل سیاسی و از آگاهان امور، طی یادداشتی فیس بوکی در این مورد می نویسد:«در سال 1358 آنگاه که سران و سرداران و سردمدارانِ هزاره‌جات در «ورس» اجتماع نمودند و «شورای اتفاق» را پدید آوردند؛ مرحوم «سید علی بهشتی» با اجماع آرای حاضران به ریاست شورا انتخاب شد.»

    در آن اجتماع عظیم هیچکس اعتراض و انتقاد نکرد که ما 98 فیصد اجتماع‌کنندگان «هزاره» هستیم و چرا یک «سّید» را به ریاست خود انتخاب کرده‌ایم! چرا چنین پرسش و اعتراضی پیش نیامد؟ زیرا آنان «سادات» و بهشتی را جدا از جامعۀ هزاره نمی‌دانستند؛ بلکه نفس و عین و متنِ جامعه‌ی هزاره می‌دانستند.

    هم‌چنین در همان اجتماع، شهید صادقی نیلی به عنوان معاون شورای اتفاق انتخاب شد. باز هم هیچکس اعتراض و انتقاد نکرد که ما اجتماع‌کنندگان «هزاره» هستیم؛ ولی صادقی نیلی منسوب به طایفه‌ی تاجیک در ارزگان/دایکندی است؛ زیرا آنان تاجیک‌تباران دایکندی را خارج از جامعه و دایره‌ی وسیع «هزاره» نمی‌دانستند و تفسیرِ خونی و نژادی از مقوله‌ی قومیت نداشتند؛ بلکه عنوان «هزاره» را چارچوبِ کلان فرهنگی، مذهبی و زبانی می‌دانستند که تبارهای گوناگون (سادات، تاجیکِ شیعه، بلوچِ شیعه، بیات، قزلباش و …) در درون آن جای می‌گرفت.

    اما فاجعه و تجزیه و فروپاشی و واگرایی از زمانی کلید خورد که قرائت‌ِ خونی و نژادی و فاشیستی از مقوله‌ی فرهنگی «قومیت» به بازار آمد و عنوان «هزاره» به «چماقِ سیاسی ـ نژادی» برای کوبیدن بر فرق رقبای حزبی و سیاسی تبدیل شد.

    به اعتقاد آقای ارزگانی ما آنچنان با چماق سیاسی و خونی و نژادی «هزاره» بر فرق سادات کوبیدیم و آنها را «خمس‌خور» و «جاسوس‌نسب» و «مارهای آستین» و «بیگانه با جامعۀ هزاره» و «درباری» و «خائن» خواندیم که آنان ناچار صف خود را از هزاره جدا کردند.

    تاجیک‌تباران دایکندی از صدها سال بدینسو، خود را همواره «هزاره» می‌دانستند و اصلاً به موضوع «تبار» و ریشه‌ی تاجیکی خود توجه نداشتند؛ اما از روزگاری که با چماقِ سیاسی ـ نژادی «هزاره» بر فرق شهید صادقی و فرزند او کوبیدند و طعن و طعنه‌ای «تاجیک‌تبار» بودن را به رخ آنان کشیدند؛ آرام آرام موضوعِ «تبار» و ریشه و پیشینه در میان تاجیک‌های دایکندی زنده شد.

    اینک نسل جوان آنها تصمیم گرفته‌اند که هویت تباری خود را علنی کنند؛ تا دیگر کسی به آنان طعن و طعنه‌ای «هزارۀ بدل» و «تاجیکگ» نزنند. تاجیک‌تبار بودن نه عیب و طعن است و نه جرم و گناه و نه ربطی به دیگران دارد و نه زیانی به دیگران می‌رساند.

    هرچند تجزیه و تفرقه در جامعه‌ی هزاره، هم دردآور است و هم شرم‌آور؛ اما عامل این تفرقه و تجزیه کسانی هستند که با تفسیر و تعبیر خونی و نژادی از مقوله‌ی «قومیت»، از عنوان فراگیر «هزاره» یک چماقِ نژادی و سیاسی ساخته‌اند تا رقبای خود را از جامعه‌ی هزاره بیرون اندازند.