شماری از باشندگان ولایت بادغیس به خبرگزاری رها گفته اند که شمار درخت های پسته در این ولایت کاهش چشمگیری یافته، به طوری که از 90 هزار هکتار زمین تحت کشت درختان پسته در گذشته هم اکنون تنها 30 هزار هکتار باقی مانده است.
محمد جمشیدی یک تن از باشندگان بادغیس به خبرنگار رها گفت برخی ها اقدام به قطع غیرقانونی درختان پسته در این ولایت می کند و از آنها به عنوان سوخت برای گرم کردن منازلشان استفاده می کنند.
وی می گوید بجای این که از این درختان، پسته حاصل آید که برای صادرات و ارز آوری برای کشور خوب است، از این درختان مثمر فقط به عنوان سوخت برای گرما استفاده می شود.
او از مسئولین مربوطه امارت اسلامی طالبان خواست تا مانع قطع شدن این درختان گردد.
این در حالیست که چندی پیش وزارت زراعت طالبان از تشکیل قطعه ای تحت نام «قطعه سبز» در چارچوب وزارت زراعت خبر داده که هدف آن جلوگیری از قطع جنگلات و درختان در سطح کشور است.
میروس پهمل، آگاه امور کشاورزی در ولایت بادغیس با بیان این که قطع درختان به ضرر محیط زیست، مردم و دولت است، به خبرنگار رها گفت: «جنگلات یک خانه مصون برای حیات وحش است و در حفظ آن تمام شهروندان کشور باید کوشا باشند.»
محیالدین بشری، رئیس زراعت و دامداری طالبان در ولایت بادغیس نیز ضمن تایید قطع شدن درختان پسته در جنگلات این ولایت می گوید اداره محلی بادغیس با عاملان اصلی قطع این درختان برخورد قانونی خواهد کرد.
گفتنی است که ولایت بادغیس به خاطر داشتن درخت های پسته در کشور معروف است که حاصلات پسته آن عموما به خارج از افغانستان صادر می گردد.
وزارت زراعت و مالداری طالبان در بیانیه ای روز گذشته (دوشنبه 30 عقرب) گفت: «جلسهای به منظور تهیه طرحی برای جلوگیری از قاچاق چوب و قطع غیر قانونی جنگلات کشور تحت رهبری مولوی شمسالدینشریعتی معین آبیاری و منابع طبیعی وزارت زراعت و نمایندگانی از وزارت های امور داخله، مالیه، صنعت و تجارت و استخبارات در وزارت زراعت برگزار شد.»
در این نشست روی موارد مختلفی جهت جلوگیری از قطع جنگلات، قاچاق چوب، تجارت قانونی چوب سوخت و چوب چهار تراش بحث صورت گرفت تا در طرح گنجانیده شده و بعد از نهایی سازی به جلسه کابینه ارائه گردد.
مولوی شمسالدین شریعتی معین آبیاری و منابع طبیعی وزارت زراعت طالبان در مورد قطع غیرقانونی جنگلات و تصمیم دولت به حاضرین در جلسه گفت: «امارت اسلامی تصمیم قاطع دارد که با قاچاقبران چوب و قطع کنندگان جنگلات بومی افغانستان برخورد جدی کند، از همین خاطر رهبری دولت تصمیم گرفته که قطعه ۴۰۰ نفری از نیروهای نظامی را برای برگردان زمینهای غصب شده وزارت زراعت و حفاظت از جنگلات بومی کشور ایجاد کند.»
وزارت زراعت طالبان افزوده که در حال حاضر قطع جنگلات و قاچاق آن بند است و بعد از نهایی سازی این طرح، میکانیزم بهتری برای جلوگیری از قطع جنگلات و استفاده از چوبهای موجود در نظر گرفته میشود.
لازم به ذکر است که ذبیح الله مجاهد در تاریخ 23 میزان سال جاری اعلام کرده بود که بنا به تصمیم شورای وزیران دولت موقت طالبان، قطع درختان و فروش چوب ممنوع است.
پس از سقوط دولت پیشین و روی کار آمدن دولت موقت طالبان، قاچاق چوب به پاکستان از ولایات کنر، خوست، نورستان، پکتیا و پکتیکا افزایش یافته است.
بیست سال پیش، سال ۱۳۷۸، نشریه «پیام مجاهد» افغانستان نوشت: «طالبان در شمالی بدتر از چنگیز عمل میکنند.» در آن روزها، رسانهها نوشتند که در شمالی منازل مسکونی ویران شدند، خرمنها آتش گرفتند، کاریزها با دینامیت منفجر شدند، درختان با ارههای برقی قطع شدند، جنگلها با مواد شیمیایی در حریق سوختند و دیوارهای منازل را با بلدوزر با خاک یکسان کردند.
آمار و ارقامی که منتشر شدند نشان میدادند که ۲۰۰ هزار تن از اهالی پروان، کاپیسا و شمال کابل به پنجشیر مهاجرت کردند. در کنار این، سازمان ملل متحد در امور مهاجران نیز اعلام کرد طالبان ۴۰۰ هزار نفر را از شمالی بهزور خارج کردهاند. جبریت کومین، سخنگوی سازمان ملل متحد در امور مهاجران، در ژنو گفت: «طالبان این افراد را بهزور سوار کامیونها و اتوبوسها کردند و به کابل و جلالآباد انتقال دادند. طالبان زنان و اطفال را از مردان جدا کردند.» مردم شمالی در کابل، پنجشیر، جلالآباد و استانهای دیگر پراکنده شدند، همه در جستوجوی اعضای خانواده، همه در جستوجوی آرامش.
در مساجد، از بلندگوها پیاپی اطلاعیههایی درباره گمشدهها پخش میشد و مردم از این طریق برای یافتن اعضای خانوادهشان درخواست کمک میکردند.
طالبان گفتند: «انگور شمالی حرام است، گنجشک شمالی دشمن است.»
مردم افغانستان منطقه وسیعی در شمال کابل را «شمالی» مینامند. شمالی از دره کوهدامن کابل شروع میشود و سه ولایت پروان، کاپیسا و پنجشیر را دربرمیگیرد. درههای سرسبز سرشار از انگور و توت، مردم جسور و خوشطبع، دریای خروشان، بهار و تابستان پربار برای کشاورزان و زمستان معتدل، شمالی را میسازد.
بیست سال پس از حمله طالبان به شمالی، برای صحبت با قربانیهای جنگ درباره طالبان و صلح به کوهدامن آمدهایم.
کوهدامن درهای از درههای شمالی است. هفت شهرستان در این دره واقع شدهاند. مسافران همینکه از سر کوتل خیرخانه به سوی شهرستانهای کوهدامن سرازیر میشوند، به نوجوانانی برمیخورند که در دو سوی شاهراه دستههای گل وحشی میفروشند. این گلها بیشتر به مسافرانی فروخته میشود که از روستاها راهی کابلاند.
اهالی شمالی اکثرا کشاورز و باغدارند. شمالی در افغانستان به باغهای سرشار از انگور و طبیعت سبزش مشهور است.
استاد بصیراحمد صدیقی هنگام حمله طالبان به زادگاهش، در نهاد آموزشوپرورش مشغول بوده است. از او در مورد آن سالها میپرسم. میگوید: «ما در تاریخ و تمدن اسلامی خواندیم که در دین ما، زمانیکه مسلمانان حتی اگر به منطقه کفار حمله میکنند، قطع درختان، اذیت و آزار زنان، کودکان و موسفیدان، ویران کردن خانهها، تکهتکه کردن اجساد، کشتن حیوانات و نابود ساختن منابع آبی روا نیست، ولی آنها (طالبان) تمام این کارها را کردند. ریشسفیدها را کشتند، به حیوانات شلیک کردند. درختان را قطع کردند، درختهای توت و سیب و زردآلو و شفتالو را اره کردند.»
ساعت ۳ بعدازظهر، دور از آلودگی هوا و آلودگی صوتی کابل، دور از هیاهوی شهر ماشینی، در کلبهای گِلی در شهرستان شکردره، مهمان بصیراحمد صدیقی، مرد کهنسال شمالی، نشستهایم. در گوشهای از اتاق، طاقچهای کوچک پر از کتاب قرار دارد؛ همه کتابها رنگورورفته و قدیمیاند. صدیقی پیدرپی شعر میخواند، بیتهایی از حافظ، بیدل و شاعران محلی شمالی. در این وقت روز، جوانی با سفره و نان وارد اتاق میشود، شوربای شمالی. غافلگیر میشویم، میگوییم این وقت روز که وقت غذا نیست. صدیقی میگوید: «شرم است مهمان شمالی بدون خوردن غذا از خانه برود. امکان ندارد.»
بعد از غذا، صدیقی پیالههای چای را برمیدارد و پیشنهاد میدهد با هم به صحرا برویم، صحرای سبز و غرق در ارغوان شهرستان شکردره به جوان شهرنشین فخر میفروشد.
دلم نمیخواهد، ولی دوباره از پیرمرد درباره جنگ میپرسم. میگوید: «طالبان کارگران فقیر را برای قطع درختان شمالی آورده بودند. روزی کارگری دستمالش را پهن کرد، از تاکهای قطعشده، در دستمالش انگور جمع کرد تا برای فرزندانش ببرد. طالبان او را با شلاق شدیدا لتوپار کردند، گفتند نمیدانی انگور شمالی حرام است، چطور انگور حرام میخوری؟» صدیقی با تاکید گفت: «طالبان میگفتند انگور شمالی حرام است، حتی گنجشک شمالی دشمن است.»
طالبان تمام سدهای شمالی را با دینامیت منفجر کردند. آبی که از متک تا تتمدره میآمد، کاریزها و نهرهایی که مزارع و کشتزارها را در کاپیسا، پروان و کوهدامن آبیاری میکردند با مواد منفجره نابود شدند. عبدالظاهر سالنگی از نخستین کسانی است که بعد از شکست طالبان در شمالی، وارد شهر شده بود. سالنگی میگوید: «بعد از اینکه شمالی از دست طالبان آزاد شد، به شهر آمدم. بهشدت تشنه بودم. شمالی سرزمینی سوخته شده بود، قطعا آب نبود، آبادی نبود، خانهای نبود که از کسی آب طلب کنی، در جویها آب نبود. یادم میآید که بعد از جستوجوی بسیار، یک درخت سیب پیدا کردیم. گمان میکنم تیرماه بود، دیدم یک درخت از گزند طالبان در امان مانده بود. میدانستم با سیب تشنگیام رفع نمیشود. سیبها غوره (کال) بودند، ولی خواستم با آب سیب، لب و دهان خشکشدهام را تر کنم. بچهها از شاخهها سیب کندند. خداوند شاهد است همینکه سیب را شکستم تا بخورم، دهها زنبور آمدند روی سیب نشستند. زنبورها به ما مجال ندادند که کمی آب سیب بخوریم تا دهانمان تر شود.»
سالنگی بعد از اندکی سکوت میگوید: «احوالمان کاملا دگرگون شد. طالبان در شمالی کاری کردند که حتی زنبور شمالی قحطیزده بود، حتی زنبور شمالی متضرر شده بود.»
از مرد میانسال مهربان و خوشطبعی میپرسم نامش چیست؟ میگوید نامش ملا ملک است. میگویم: «ملایی خواندهاید؟» میگوید: «نه. رفتم اداره ثبت شناسنامهها گفتم درس نخواندهام، ولی نامم ملا ملک است. به همین نام شناسنامه میخواهم. آنها هم برایم شناسنامهای با همین نام دادند.» میگویم: «بسیارخب، ملا ملک صاحب، از حمله طالبان به شمالی چه به یاد دارید؟» میگوید: «پس از حمله طالبان به خانههای ما، با آنها درگیر شدیم. شماری از طالبان کشته شدند. در جیبهای کشتهشدگان طالبان نامههایی یافتیم. در نامهها نوشته شده بود که رهبران طالبان به سربازانشان یک قطعه زمین، خانه و دختری از شمالی بخشیده بودند. طالبان دختران جوان را با خود بردند و دیگر هرگز کسی آنها را به چشم ندید.»
به ملا ملک میگویم مذاکرات با طالبان جریان دارد. اگر قرار شود گفتوگوها به نتیجه برسد، عفو عمومی اعلام شود، دولت طالبان را ببخشد، شما طالبان را میبخشید؟ ملا ملک با تانی میگوید: «ما میتوانیم خاکستر شدن انگورهایمان را ببخشیم، آتش گرفتن باغها را، کشته شدن، کوچ اجباری، انفجار کاریزها، ریختن خون بیگناهان را میتوانیم ببخشیم، ما حتی میتوانیم کشته شدن کودک سه ماهه را ببخشیم، ولی چیزهایی است که بخشیده نمیشوند، استخوانهای ما نمیبخشد، شمالی فراموش نمیتواند.»
ملا ملک با اندوه فراوان کشته شدن اعضای خانوادهاش به دست طالبان را روایت کرد. ما را با خود سر مزار قربانیان خانوادهاش برد. سپس، از زمینهایش چند بغل گل کند. گفت اگر گلها را در آب بگذارید، سه چهار روز تازه میماند. ملا دوباره یاد باغش افتاد. از آتش گرفتن باغهای انگورش شکایت کرد. به این امید که بتوانم ملال دل ملا ملک را بشویم، پارهای از شعر الیاس علوی را برایش خواندم.
خدا كند انگورها برسند
جهان مست شود
تلوتلو بخورند خیابانها
به شانه هم بزنند
رییسجمهورها و گداها
برای لحظهای
تفنگها یادشان برود دریدن را
كاردها یادشان برود
بریدن را
قلمها آتش را
آتشبس بنویسند.
خدا کند همه انگورها برسند.
ملا ملک میگوید: «قول بده انگورها که رسیدند، دوباره بیایی شمالی که انگورخوری کنیم.»
عبدالله حبیب زی، سرپرست شهرداری کابل با نشر این خبر در صفحه فیسبوک خود، گفته است که هر کسی چنین تخلفات و خودسری ها را انجام دهد، جریمه خواهد شد.
آقای حبیب زی همچنین از شهروندان کابل خواسته است که در نگهداری و حفظ مراقبت ساحه های سبز کوشا باشند و در صورت مشاهده آن را با شهرداری کابل در میان بگذارند.
از سوی دیگر سالانه میلیون ها نهال در شهر کابل غرس می شود اما به دلیل بی توجهی شهروندان و شهرداری کابل اکثر این نهال ها خشک می شوند.
لازم به ذکر است که قطع بی روی درختان در کشور و به خصوص در کابل و چهار دهه جنگ های خانمان سوز داخلی باعث شده که شهر کابل خشک و بدون سرسبزی باشد. این عامل باعث به وجود آمدن ریزگردها شده است.
عبدالستار مراد وزیر اقتصاد کشور در جلسه اخیر کابینه، پیرامون فیصله کمیته اقتصادی شورای وزیران در مورد چوبهای قطعشده چارتراش ولایت کنر به جلسه معلومات ارایه کرد و افزود: که براساس این فیصله، بعد از تفکیک چوبهای پخته از خام، به صدور چوب پروسس شده بدون وضع محصول گمرکی اجازه داده میشود.
همچنین اداره ارگانهای محلی به همکاری والی ولایت کنر موظف شدند تا چوب های قطع شده را به مناطق امن جمعآوری، مقدار چوب ذخیره شده را تثبیت، محصول صادرات چوب کنر را از ولایت به کابینه پیشنهاد نماید.
لازم به ذکر است که اخیرا و بتاسی از حکم ریاست جمهوری هیئتی به ولایت کنر سفر کرده و پس از بررسی چگونگی موضوع قطع درختان و لیلام/حراج چوبهای چارتراش/الوار ولایت کنر، گزارش خویش را توأم با پیشنهاداتی اصلاحی به رئیس جمهوری کشور ارائه کرده است.
کابینه، قطع جنگلات و قاچاق چوبهای چارتراش به خارج کشور را ممنوع قرار داده، و وزارت زراعت، آبیاری و مالداری را موظف نمود تا با همکاری وزارتهای اقتصاد، تجارت و صنایع، اداره ارگانهای محلی و اداره حفاظت محیط زیست راه کارهای مناسبی را جهت جلوگیری از قطع جنگلات، قاچاق چوبهای چارتراش، و چگونگی استفاده از آن برای صنایع چوبی کشور و احیا مجدد جنگلات با استفاده از تجارب سایر کشورها ترتیب دهند.
همچنین به وزارت امور داخله و ریاست عمومی امنیت ملی وظیفه سپرده شد تا پلان منظمی را جهت جلوگیری از قاچاق چوب به خارج کشور ترتیب و به اجرا بگذارند.
به همین منظور، در ولایت کنر با همکاری سازمان های غیردولتی و مقامات محلی تلاش های چشمگیری برای احیای جنگل های از بین رفته این ولایت صورت گرفته است و تاکنون این نهادها با همکاری یکدیگر توانسته اند یک میلیون اصل نهال بکارند.
محمد امان امان یار، رئیس دیپارتمنت حفاظت از جنگل های کشور در وزارت زراعت، می گوید “هم اکنون در حال کار بر روی چندین برنامه برای احیای جنگل های کشور می باشیم و تاکنون برخی از این برنامه ها اثرات مثبتی نیز داشته اند.”
وی همچنین افزود “در حال حاضر تمرکز برنامه های ما بر احیای جنگل ولایت کنر می باشد و در همین پیوند، درختان میوه بسیاری در این جنگل کاشته ایم. ”
این در حاالیست که متخصصان زمینه، از عملکرد دولت در حفاظت و نگهداری از منابع طبیعی کشور بشدت انتقاد می کنند اما از برنامه های مردمی در این خصوص تقدیر می کنند.
گفتنی است بر اساس آمارهای عمومی، قبل از سال 2001، دو میلیون هکتار جنگل در کشور وجود داشت که هم اکنون این رقم به زیر یک میلیون هکتار تنزیل یافته است.