برچسب: قانون اساسی

  • طالبان: در قانون اسلامی همه اقشار حقوق مساوی دارند

    طالبان: در قانون اسلامی همه اقشار حقوق مساوی دارند

    مولوی عبدالسلام حنفی، معاون رئیس الوزرای امارت اسلامی، می گوید در قانون اسلامی همه اقشار حقوق مساوی دارند.

    وی در دیدار با جمعی از بزرگان شیعه تاکید کرد کسی در لیست سیاه طالبان قرار ندارد و تمام تلاش امارت اسلامی به حفظ ارزش های دینی و ملی و حفاظت از شهروندان افغان متمرکز شده است.

    این مقام عالی رتبه امارت اسلامی افزود تلاش می شود ظلم و رشوت و زورگویی از بین برود، وحدت ملی تقویت گردد و افغانستان آباد شود.  

    انعام الله سمنگانی؛ معاون سخنگوی طالبان در توییتی نوشت در این دیدار سید محمد علی جاوید، از بزرگان شیعه و هیات همراهش نظرات خود را پیرامون حقوق زنان، تعلیم وتربیه، کارمندان اداره پیشین وهموطنان اهل تشیع ارائه کردند.

    پیش از این هم چندین بار مقامات طالبان با بزرگان شیعه دیدار کرده‌اند.

    این در حالی است که طالبان در دولت خود هیچ سهمی به شیعیان نداده‌اند.

  • قانون اساسی دوره ظاهر شاه که قرار است توسط طالبان تطبیق شود

    قانون اساسی دوره ظاهر شاه که قرار است توسط طالبان تطبیق شود

    قانون اساسی دوره ظاهرشاه پادشاه سابق افغانستان توسط طالبان هم مورد تطبيق قرار خواهد گرفت.

    در این قانون رهبری کشور به دست پادشاه است، صدراعظم، وزرا، قضات، ولسی جرگه و مشرانوجرگه وجود دارد و با فوت پادشاه پسر ارشد او زماندار حکومت است و تمام احکام براساس فقه حنفی پیش برده می شود و دوره سربازی شروع می گردد.

    فصل اول

    ماده اول: افغانستان دولت پادشاهى مشروطه، مستقل، واحد و غير قابل تجزيه است. حاكميت ملى در افغانستان به ملت تعلق دارد.

    ملت افغانستان عبارت است از تمام افرادى كه تابعيت افغانستان را مطابق به احكام قانون دارا باشند.بر هر فرد از افراد مذكور كلمه افغان اطلاق مى‏شود.

    ماده دوم: دين افغانستان دين مقدس اسلام است. شعاير دينى از طرف دولت مطابق به احكام مذهب حنفى اجراء می گردد. آن افراد ملت كه پيروان دين اسلام نيستند در اجراى مراسم مذهبى خود در داخل حدودى كه قوانين مربوط به آداب و آسايش عامه تعيين مى‏كند آزاد می باشند.

    ماده سودم: از جمله زبانهاى افغانستان، پشتون و درى زبانهاى رسمى مى‏باشد.

    ماده چهارم: بيرق افغانستان مركب است از سه قطعه رنگهاى سياه، سرخ و سبز كه به صورت عمودى به اندازه‏ هاى مساوى از چپ به راست در كنار هم واقع شده، عرض مقدار هر رنگ معادل نصف طول آن است. در وسط نشان محراب و منبر به رنگ سفيد جا دارد كه در گوشه آن دو بيرق نصب و از هر دو طرف دو خوشه گندم احاطه شده است.

    ماده پنجم: پايتخت افغانستان شهر كابل است.

    فصل دوم: پادشاه

    ماده ششم: در افغانستان پادشاه حاكميت ملى را تمثيل می كند.

    ماده هفتم: پادشاه حامى اساسات دين مقدس اسلام، حفظ استقلال و تماميت ساحه، نگهبان قانون اساسى و مركز وحدت ملى افغانستان است.

    ماده هشتم: پادشاه بايد از تبعه افغانستان، مسلمان و پيرو مذهب حنفى باشد.

    ماده نهم: پادشاه داراى حقوق و وظايف آتى می ‏باشد:

    1- قيادت اردو و متاركه.

    2- اعلان حرب و افتتاح لوى جرگه.

    3- داير كردن و افتتاح لوى جرگه.

    4- افتتاح اجلاس عادى شورا.

    5- داير نمودن و افتتاح اجلاس فوق العاده شورا.

    6- منحل ساختن شورا و اصدار فرمان انتخابات مجدد. انتخابات مجدد در خلال مدت سه ماه از تاريخ انحلال شورا انجام می ‏يابد.

    7- توشيح قوانين و اعلام انفاذ آنها.

    8- اصدار فرامين تقنينى.

    9- اعطاى اعتبار نامه به غرض عقد معاهدات بين الدول مطابق احكام قانون.

    10- توشيح معاهدات بين الدول.

    11- تعيين صدر اعظم و قبول استعفاى او، تعيين وزرا به پيشنهاد صدر اعظم و قبول استعفاى آنها.

    12- تعيين اعضاى غير انتخابى مشرانو جرگه و تعيين رئيس جرگه مذكور از جمله اعضاى آن.

    13- تعيين قاضى القضات و اعضاى ستره محكمه.

    14- تعيين و تقاعد قضات و تعيين و تقاعد مأمورين و صاحب منصبان عالى رتبه مطابق به احكام قانون.

    15- تعيين سران نمايندگيهاى سياسى افغانستان نزد دول خارجى،تعيين نمايندگان افغانستان نزد مؤسسات بين الملل و قبول اعتماد نامه‏هاى نمايندگان سياسى خارجى.

    16- اعلام حالت اضطرار و خاتمه دادن به آن.

    17- تخفيف و عفو مجازات.

    ماده دهم: سكه بنام پادشاه ضرب زده می ‏شود.

    ماده يازدهم: در خطبه ‏ها نام پادشاه ذكر می ‏گردد.

    ماده دوازدهم: نشان از طرف پادشاه مطابق به احكام قانون اعطاء می ‏شود.اعطاى نشان متضمن هيچ نوع امتياز مادى نمی باشد.

    ماده سيزدهم: مصارف پادشاهى در بودجه دولت مطابق به قانون مصارف پادشاهى تعيين می گردد.

    ماه چهاردهم: استفاده صلاحيت هاى مندرج در اين فصل در داخل حدودى صورت می گيرد كه احكام اين قانون اساسى تعيين نموده است.

    ماده پانزدهم: پادشاه غير مسئول و واجب الاحترام است و با حضور اعضاى خانواده پادشاهى، حكومت و اعضاى ستره محكمه، در برابر جلسه مشترك هر دو جرگه شورا حلف آتى را بجا می آورد:

    بنام خداى عظيم سوگند ياد مى‏كنم كه در كافه اعمال خود خداوند جل جلاله را حاضر دانسته،اساسات مقدس اسلام را حمايت،قانون اساسى را حراست،استقلال وطن،تماميت ساحه،قوانين دولت و حقوق مردم را حفاظت كنم.با استعانت از بارگاه پروردگار بر طبق احكام قانون اساسى ا فغانستان پادشاهى نمايم و مساعى خود را در راه سعادت و ترقى ملت افغانستان بكار برم.

    ماده شانزدهم: پادشاهى افغانستان در خانواده اعليحضرت محمد نادر شاه شهيد بر حسب احكام اين قانون اساسى انتقال می نمايد.

    ماده هفدهم: هر گاه پادشاه اراده بر استعفا نمايد به مجلسى مركب از رئيس ولسى جرگه، مشرانو جرگه، صدر اعظم، قاضى القضات و وزير دربار به جرگه مذكور ابلاغ می ‏نمايد؛ در صورتى که لوى جرگه تصديق نمايد كه استعفا از اراده پادشاه نشأت کرده از تاريخ تصديق آن استعفا پادشاه نافذ شمرده می ‏شود.

    ماده هيجدهم: در موقع استعفا يا وفات پادشاه، پادشاهى به پسر بزرگش انتقال می یابد. در صورتى كه پسر بزرگ پادشاه واجد شرايط پادشاهى كه در اين قانون اساسى ذكر گرديده نباشد، پادشاهى به پسر دوم او و همچنان الى اخير انتقال می كند.

    ماده نوزدهم: هرگاه پادشاه وفات كند يا استعفا بدهد و پسرى نداشته باشد كه واجد شرايط پادشاهى باشد، پادشاهى به بزرگترين برادر پادشاه انتقال می یاید. در صورتى كه بزرگترين برادر پادشاه واجد شرايط پادشاهى نباشد پادشاهى به برادرى كه از نظر سن ميان برادران بلافاصله بعد از او واقع باشد و همچنان الى اخر انتقال می یابد. در صورتى كه پادشاه برادرى نداشته باشد كه واجد شرايط پادشاهى باشد، جانشين پادشاه از جمله بازماندگان پسرى اعليحضرت انتخاب می گردد. در اين حالت انتخاب پادشاه توسط مجلس مركب از لوى جرگه، حكومت، و اعضاى ستره محكمه صورت می گيرد. اين مجلس در صورت وفات در خلال مدت پانزده روز از تاريخ وفات و در صورت استعفا در خلال مدت هفت روز از تاريخ استعفا از طرف صدر اعظم داير می شود. تصميم اين مجلس با اكثريت آراى اعضاى حاضر اتخاذ می گردد و بعد از موافقت شخصى كه به حيث پادشاه انتخاب شده نافذ شمرده می ‏شود. از تاريخ وفات پادشاه يا نفاذ استعفا يا انتخاب جانشين پادشاه، وزير دربار نايب پادشاه شناخته می شود.

    ماده بيستم: هنگاميكه پادشاه اراده سفر به خارج مملكت نمايد يك یا چند نفر را به حيث وكيل خود تعيين می‏ كند. شخص يا اشخاص مذكور در غياب پادشاه بوكالت از او امور پادشاهى را در حدود صلاحيتى كه از طرف پادشاه به او داد می ‏شود بر طبق احكام اين قانون اساسى اجرا می کند.

    اشخاص ذيل بحيث وكيل تعين نمی ى‏شوند:

    1- صدر اعظم.

    2- رئيس ولسى جرگه.

    3- رئيس مشرانو جرگه.

    4- قاضى القضات.

    ماده بيست و يكم: هرگاه پادشاه وفات كند و جانشين او سن بيست را تكميل نكرده باشد تا موقعى كه سن مذكور را تكميل كند ملكه نيابت پادشاه را به عهده می ‏گيرد. در صورتى كه ملكه وجود نداشته باشد مجلس كه در ماده نوزدهم ذكر گرديد شخصى را از جمله بازماندگان پسرى اعليحضرت به حيث نايب پادشاه انتخاب می ‏كند.

    ماده بيست و دوم: هرگاه پادشاه استعفا نمايد و جانشين او سن بيست را تكميل نكرده باشد تا موقعى كه سن مذكور را تكميل كند، مجلسى كه در ماده نوزدهم ذكر گرديده شخصى را از جمله بازماندگان پسرى اعليحضرت به حيث نايب پادشاه انتخاب می ‏نمايد.

    ماده بيست و سوم: نايب پادشاه امور پادشاهى را بر طبق احكام اين قانون اساسى اجراء می ‏كند.

    در صورتى كه ملكه نيابت پادشاه را به عهده داشته باشد از صلاحيت مندرج فقره دوم و ماده نهم به مشوره حكومت استفاده می ‏كند.

    نايب پادشاه نمی تواند در مدت تصدى اين عهده به ديگر مشاغل اشتغال ورزد. شخصى كه بر حسب احكام مواد بيست و يكم و بيست و دوم اين قانون اساسى به صفت نايب پادشاه تعيين می ‏گردد هيچ گاه به حيث پادشاه انتخاب نمی ‏شود. در دوره نيابت پادشاهى مواد مربوط به جانشينى فصل پادشاه اين قانون اساسى تعديل نمی شود.

    ماده بيست و چهارم: پسر و دختر و برادر و خواهر پادشاه و ازواج و زوجات و بناتشان و عم و ابناى عم پادشاه خانواده شاهى را تشكيل می دهند. در تشريفات رسمى دولت خانواده شاهى بعد از پادشاه و ملكه اخذ موقع می نمايند.

    مصارف خانواده شاهى در بودجه مصارف پادشاهى تعيين می ‏شود. القاب مختص به خانواده پادشاهى می ‏باشد و مطابق به احكام قانون تعيين می ‏شود.

    اعضاى خانواده پادشاهى در احزاب سياسى شموليت نمی ‏ورزند و وظايف آتى را اجرا نمی كنند؛

    1- صدارت عظمى يا وزارت.

    2- عضويت شورا.

    3- عضويت ستره محكمه.

    اعضاى خانواده پادشاهى حيثيت خود را به صفت عضو خانواده پادشاهى مادام الحيات حفظ می كنند.

    فصل سوم: حقوق و وظايف اساسى مردم

    ماده بيست و پنجم: تمام مردم افغانستان بدون تبعيض و امتياز در برابر قانون، حقوق و وظايف مساوى دارند.

    ماده بيست و ششم: آزادى حق طبيعى انسان است. اين حق جز آزادى ديگران و منافع عامه كه توسط قانون تنظيم می گردد حدودى ندارد.

    آزادى و كرامت انسان از تعرض مصون است. انفكاك نمب ‏پذيرد. دولت به احترام و حمايت آزادى و كرامت انسان مكلف می ‏باشد.

    هيچ عملى جرم شمرده نمی شود مگر به موجب قانونى كه قبل از ارتكاب آن نافذ گرديده باشد.

    هيچ كس را نمی توان مجازات نمود مگر مطابق به احكام قانونى كه قبل از ارتكاب آن مورد اتهام نافذ گرديده باشد.

    هيچ كس را نمى‏توان تعقيب يا گرفتار نمود مگر بر طبق احكام قانون.

    هيچ كس را نمى‏توان توقيف نمود مگر بر طبق حكم محكمه با صلاحيت و مطابق به احكام قانون.

    برائت ذمه حالت اصلى است، متهم تا وقتى كه به حكم قطعى محكمه محكوم عليه قرار بگيرد بى گناه شناخته می ‏شود.

    جرم يك امر شخصى است. تعقيب، گرفتارى يا توقيف متهم و تطبيق جزا به او به شخص ديگرى سرايت نمی كند.

    تعذيب انسان جواز ندارد، هيچ كس نمی ‏تواند حتى به مقصد كشف حقايق از شخص ديگرى اگر آن شخص تحت تعقيب، گرفتارى يا توقيف و يا محكوم به جزا باشد به تعذيب او اقدام كند يا امر بدهد.

    تعيين جزايى كه مخالف كرامت انسانى باشد جواز ندارد. اظهارى كه از متهم يا شخص ديگر به وسيله اكراه بدست آورده می ‏شد اعتبار ندارد. اعتراف به جرم عبارت است از اعترافى كه متهم به رضاى كامل در حالت صحت عقل به ارتكاب جرمى كه قانونا به او نسبت داده شده در حضور محكمه با صلاحيت می نمايد. هر شخص حق دارد براى دفع اتهامى كه قانونا به او متوجه شده وكيل مدافع تعيين كند.

    مديون بودن يك شخص در برابر شخص ديگر موجب سلب يا محدود شدن آزادى مديون شده نمی ‏تواند. طرز و وسايل تحصيل دين توسط قانون تنظيم می ‏گيرد.

    هر افغان حق دارد در هر نقطه از ساحه دولت خود سفر نمايد و مسكن اختيار كند مگر در مناطقى كه قانون ممنوع قرار داده است و همچنين هر افغان حق دارد مطابق به احكام قانون به خارج افغانستان سفر نمايد و عودت كند.

    هيچ افغان به تبعيد در داخل افغانستان و خارج از افغانستان محكوم نمی ‏شود.

    ماده بيست و هفتم: هيچ افغان به علت اتهام به يك جرم به دولت خارجى سپرده نمی ‏شود.

    ماده بيست و هشتم: مسكن شخصى از تعرض مصون است. هيچ كس به شمول دولت نمی ‏تواند بدون اجازه ساكن يا محكمه با صلاحيت و به غير از حالات و طرزى كه در قانون تصريح شده به مسكن كس داخل شود، يا آن را تفتيش نمايد.

    در مورد جرم مشهود مأمور مسئول می ‏تواند به مسكن شخصى بدون اجازه قبلى محكمه به مسئوليت خود داخل شود يا آن را تفتيش كند. مأمور مذكور مكلف است بعد دخول يا اجراى تفتيش در خلال مدتى كه قانون تعيين می كند فيصله محكمه را حاصل نمايد.

    ماده بيست و نهم: ملكيت شخص از تعرض مصون است. ملكيت هيچ شخص بدون حكم قانون و فيصله محكمه با صلاحيت مصادره نمی ‏شود. استملاك ملكيت شخص تنها به مقصد تأمين منافع عامه در بدل تعويض قبلى و عادلانه به موجب قانون مجاز می باشد.

    هيچ كس از كسب ملكيت و تصرف در آن منع نمی ‏شود مگر در حدود قانون طرز استملاك ملكيت به منظور تأمين منافع عامه توسط قانون تنظيم و رهنمونى می ‏شود.

    تفتيش و اعلان دارايى شخص تنها به حكم قانون صورت می گيرد. دول و اتباع خارجى در افغانستان حق ملكيت اموال عقارى ندارند. فروش عقار به نمايندگی هاى سياسى دول خارجى بر اساس رويه بالمثل و به مؤسسات بين الملل اى كه دولت افغانستان عضو آن باشد بعد از موافقه حكومت مجاز است.

    ماده سى ام: آزادى و محرميت مخابرات اشخاص چه به صورت مكتوب باشد و چه به وسيله تلفون و تلگراف و يا به اساس ديگر از تعرض مصون است. دولت حق تفتيش مخابرات اشخاص را ندارد مگر به موجب فيصله محكمه با صلاحيت و مطابق به احكام قانون. در حالات عاجل كه در قانون تعريف می گردد مأمور مسئول می ‏تواند بدون اجازه قبلى محكمه به مسئوليت خود به تفتيش مخابرات اقدام كند. مأمور مذكور مكلف است بعد از اجراى تفتيش در خلال مدتى كه قانون تعيين می كند فيصله محكمه را حاصل نمايد.

    ماده سى و يكم: آزادى بيان از تعرض مصون است.

    هر افغان حق دارد فكر خود را به وسيله گفتار، نوشته، تصوير يا امثال آن مطابق قانون اظهار كند.

    هر افغان حق دارد مطابق به احكام قانون به طبع و نشر مطالب بدون ارائه قبلى آن به مقامات دولتى بپردازد.

    اجازه و امتياز تأسيس مطابع عمومى و نشر مطبوعات تنها به اتباع دولت افغانستان مطابق به احكام قانون داده می ‏شود.

    تأسيس و تدوير دستگاه عامه فرستنده راديو و تلويزيون مختص به دولت است.

    ماده سى و دوم: اتباع افغانستان حق دارند به منظور تأمين مقاصد مادى، معنوى مطابق احكام قانون جمعيت ها تأسيس نمايد. اتباع افغانستان حق دارند مطابق به احكام قانون احزاب سياسى تشكيل دهند مشروط بر اينكه:

    1- هدف فعاليتهاى حزب و مفكوره ‏هاىی كه تشكيلات احزاب به روى آن بنا شده مناقض ارزش هاى مندرج اين قانون اساسى نباشد.

    2- تشكيلات و منابع مالى حزب علنى باشد.

    حزبى كه مطابق به احكام قانون تشكيل می ‏يابد بدون موجبات قانونى و حكم ستره محكمه منحل نمی ‏شود.

    ماده سى و سوم: هر شخصى كه از هر اداره بدون موجب متضرر می شود مستحق جبران خسارت می ‏باشد و می ‏تواند براى حصول آن در محكمه دعوى اقامه كند.

    دولت نمی تواند به جز در حالاتى كه قانون تصريح می كند بدون حكم محكمه با صلاحيت به تحصيل حقوق اقدام كند.

    ماده سى و چهارم: تعليم حق تمام افراد افغانستان است و به صورت مجانى از طرف دولت و اتباع افغانستان فراهم می ‏شود هدف دولت در اين ساحه رسيدن به مرحله ايست كه در آن تسهيلات مناسب تعليم و تربيه براى همه افراد افغانستان مطابق به احكام قانون فراهم گردد. دولت مكلف است براى تعليم متوازن معارف در تمام افغانستان پروگرام مؤثرى وضع و تطبيق نمايد. رهنمونى و نظارت تعليم و تربيه وظيفه دولت است.

    تعليمات ابتدايى براى تمام اطفال در نقاطى كه وسايل آن از طرف دولت تهيه شده حتمى است.

    تأسيس و اداره تعليمات عالى و عمومى تنها حق و وظيفه دولت است در خارج اين ساحه اتباع افغانستان حق دارند مكاتب اختصاصى و سواد آموزى تأسيس نمايند.

    شروط تأسيس نصاب تعليم و شرايط تحصيل در چنين مكاتب توسط قانون تنظيم می گردد. حكومت می تواند مطابق به احكام قانون به اشخاص خارجى اجازه تأسيس مكاتب خصوصی بدهد. از اين مكاتب تنها اشخاص خارجى می ‏تواننند استفاده كنند.

    ماده سى و پنجم: دولت موظف است پروگرام مؤثرى براى انكشاف و تقويه زبان ملى پشتو وضع و تطبيق كند.

    ماده سى و ششم: دولت موظف است در حدود توان خود وسايل وقايه از امراض و علاج آن را به صورت متوازن براى همه افغان ها تهيه كند. هدف دولت در اين ساحه رسيدن به مرحله ايست كه در آن تسهيلات صحى مناسب براى تمام افراد افغانستان فراهم گردد.

    ماده سى و هفتم: كار حق و فريضه هر افغان است كه قدرت اجراى آن را داشته باشد. هدف عمده قوانينى كه براى تنظيم كار وضع می گردد رسيدن به مرحله ايست كه در آن حقوق و منافع اصناف كارگران حمايت شود، شرايط مساعد كار فراهم گردد، روابط بين كارگران و كار فرمايان به صورت عادلانه و مترقى تنظيم يابد.

    اتباع افغانستان به اساس اهليت و به موجب احكام قانون به خدمت دولت پذيرفته می ‏شود و انتخاب شغل و حرفه در داخل شرايطى كه قانون تعيين می نمايد آزاد می ‏باشد.

    تحميل كار اجبارى اگر چه براى دولت باشد جواز ندارد.

    تحريم كار اجبارى مانع تطبيق قوانين نمی ‏شود كه به منظور تنظيم فعاليت دسته جمعى براى تأمين منافع عامه وضع می گردد.

    ماده سى و هشتم: هر افغان مكلف است به دولت ماليه و محصول تاديه كند و هيچ نوع محصول و ماليه بدون حكم قانون وضع نمی شود. اندازه ماليه و طرز تاديه آن با رعايت عدالت اجتماعى توسط قانون تعيين می گردد. اين حكم در مورد اشخاص خارجى نيز تطبيق می شود.

    ماده سى و نهم: دفاع از وطن وظيفه مقدس تمام اتباع افغانستان است. كافه اتباع افغانستان به اجراى خدمت عسكرى مطابق به احكام قانون مكلف می ‏باشند.

    ماده چهلم: پيروى از احكام قانون اساسى، وفادارى و احترام به شاه، اطاعت به قوانين، رعايت نظم و امن عامه، صيانت منافع وطن و اشتراك در حيات ملى وظيفه تمام مردم افغانستان است.

    فصل چهارم: شورا

    ماده چهل و يكم:شوراى افغانستان مظهر اراده مردم آن است و از قاطبه ملت نمايندگى مى‏كند. مردم افغانستان به توسط شورا در حيات سياسى مملكت سهم مى‏گيرند. هر عضو شورا در حالى كه از يك حوزه معين انتخاب شده در موقع اظهار رأى مصالح عمومى افغانستان را مدار قضاوت خود قرار مى‏دهد.

    ماده چهل و دوم:شورا داراى دو مجلس مى‏باشد:ولسى جرگه و مشرانو جرگه.

    ماده چهل و سوم:اعضاى ولسى جرگه توسط انتخابات آزاد،عمومى،سرى و مستقيم مطابق به احكام قانون از طرف مردم انتخاب مى‏شود.افغانستان به اين منظور به حوزه‏هاى انتخابى تقسيم مى‏گردد،تعداد ساحه‏ها،حوزها توسط قانون تعيين مى‏شود،از هر حوزه يك نفر وكيل انتخاب مى‏گردد.داوطلبى كه در حوزه خود مطابق به احكام قانون رأى بيشتر حاصل مى‏كند وكيل شناخته مى‏شود.

    ماده چهل و چهارم:اعضاى ولسى جرگه براى مدت 4 سال كه يك دوره تقنينيه است انتخاب مى‏شوند، هر گاه شورا مطابق با دوره تقنينيه انتخاب مى‏گردد ولى تاريخ ختم طورى تنظيم مى‏شود كه جرگه ما بعد به تاريخى كه در ماده پنجاه و نهم تثبيت گرديده افتتاح شود.

    ماده چهل و پنجم:اعضاى مشرانو جرگه به ترتيب ذيل انتخاب مى‏شوند.

    1- يك ثلث اعضا از جمله افراد خبير و با تجربه براى مدت پنج سال از طرف پادشاه تعيين مى‏شوند.

    2- دو ثلث ديگر اعضا بر حسب آتى انتخاب مى‏شوند.

    )الف( هر جرگه ولايت يك نفر از جمله اعضاى خود را براى مدت سه سال به عضويت مشرانو جرگه انتخاب مى‏كنند.

    )ب( ساكنين هر ولايت يك نفر را از طريق انتخاب آزاد،عمومى، سرى و مستقيم براى مدت چهار سال به عضويت مشرانو جرگه انتخاب مى‏كنند.

    ماده چهل و ششم: شرايط انتخاب كنندگان در قانون انتخابات تعيين مى‏گردد.اشخاصى كع به عضويت شورا تعينن يا انتخاب مى‏شوند بايد علاوه بر تكميل شرايط انتخاب كنندگان واجد اوصاف ذيل باشند:

    1- اقلا” ده سال قبل از تاريخ تعيين يا انتخاب تابعيت دولت افغانستان را كسب كرده باشند.

    2- بعد از نفاذ اين قانون اساسى از طرف محكمه به حرمان از حقوق سياسى محكوم نشده باشند.

    3- خواندن و نوشتن بدانند.

    4- اعضاى ولسى جرگه بايد سن بيست و پنج را در موقع انتخابات و اعضاى مشرانو جرگه سن سى را در موقع تعيين يا انتخاب تكميل كرده باشند.

    ماده چهل و هفتم:رئيس و اعضاى حكومت،قضاوت،صاحب منصبان و افراد اردو،مأمورين و ديگر كار كنان ادارى نمى‏توانند در هنگام تصدى وظيفه به عضويت شورا تعيين يا انتخاب شوند.

    ماده چهل و هشتم:هيچ كس نمى‏تواند در يك وقت عضو هر دو جرگه باشد.

    ماده چهل و نهم:با رعايت احكام اين قانون اساسى انتخابات مطابق به احكام قانون صورت مى‏پذيرد.پيشنهاد تعديل قانون انتخابات در دو سال اخير دوره تقنينيه ولسى جرگه در فهرست كار هيچ يك از جرگه داخل شده نمى‏تواند.

    ماده پنجاهم:وثايق عضويت در هر جرگه توسط خود جرگه تدقيق مى‏گردد.

    طرز تدقيق وثايق در اصول وظايف داخل هر جرگه تعيين مى‏شود.

    ماده پنجاه و يكم:هيچ عضو شورا به علت رأى يا نظريه‏اى كه هنگام اجراى وظيفه در داخل شورا يا خارج از آن ابراز مى‏دارد مورد تعقيب عدلى قرار نمى‏گيرد.

    هر گاه يك عضو شورا به جرمى متهم شود مأمور مسؤول از موضوع به جرگه‏اى كه متهم عضو آن است اطلاع مى‏دهد و بعد از آنكه جرگه مذكور به اكثريت دو ثلث اعضا اجازه بدهد متهم تحت تعقيب عدلى قرار مى‏گيرد.جرگه مى‏تواند اجازه خود را به اكثريت دو ثلث اعضا مسترد نمايد.

    در مورد جرايم مشهود مأمور مسؤول مى‏تواند متهم را بدون اجازه جرگه‏اى كه او عضو آن مى‏باشد تحت تعقيب عدلى قرار دهد و گرفتار نمايد.هر گاه تعقيب عدلى قانونا” توقيف را ايجاب كند مأمور مسؤول مكلف است موضوع را بلا فاصله به اطلاع جرگه مربوط برساند و در صورتى كه جرگه مذكور اجازه بدهد متهم توقيف شده مى‏تواند.در صورتى كه اتهام در هنگام تعطيل جرگه صورت بگيرد اجازه توقيف از هيأت ادارى جرگه حاصل مى‏گردد. فيصله هيأت به نخستين جلسه آينده جرگه جهت اخذ تصميم ارائه مى‏شود.

    ماده پنجاه و دوم:اعضاى شورا نمى‏توانند به شغل ديگرى اشتغال ورزند.

    اين حكم شامى زراعت و ديگرى مشاغل آزاد نمى‏باشد.

    ماده پنجاه و سوم:براى اعضاى شورا معاش مناسب مطابق به احكام قانون تعيين مى‏گردد.

    ماده پنجاه و چهارم:هر عضو شورا حق دارد در جرگه مربوط خود در موضوع مورد مباحثه نظريه خود را مطابق به اصول وظايف داخلى اظهار كند.

    ماده پنجاه و پنجم:هر دو جرگه در وقت واحد به صورت جداگانه اجلاس مى‏كنند.مشرانو جرگه مى‏تواند براى مطالعه طرح بودجه دولت در مدت تعطيل ولسى جرگه جلسه فوق العاده خود را داير كند.

    در موقعى كه دوره تقنينيه يا اجلاس سالانه از طرف پادشاه افتتاح مى‏گردد جلسه مشترك هر دو جرگه داير مى‏شودو.

    ماده پنجاه و ششم:حكومت مى‏تواند در جلسات هر يك از دو جرگه اشتراك ورزد.هر جرگه مى‏تواند حضور رئيس يا اعضاى حكومت را در جلسه خود مطالبه كند.

    ماده پنجاه و هفتم:مباحثه جلسات در هر دو جرگه علنى مى‏باشد .مگر اينك رئيس حكومت،رئيس جرگه يا اقلا” ده نفر از اعضا سرى بودن آن را در خواست نمايد و جرگه اين در خواست را بپذيرد.جرگه مى‏تواند با اكثريت دو ثلث اعضا مباحثه‏اى را كه سرّى صورت گرفته دو باره علنى بسازد.جريان مباحثه هر دو جرگه ثبت مى‏گردد.

    هيچ كس نمى‏تواند عنفا به مقر شورا داخل شود، متخلفين مطابق به احكام قانون مجازات مى‏شوند.

    ماده پنجاه و هشتم:جز در موردى كه حكم آن صريحا” در اين قانون اساسى ذكر گرديده تصميم هر جرگه با اكثريت اعضاى حاضر اتخاذ مى‏گردد.

    ماده پنجاه و نهم:هر جرگه در هر سال يك اجلاس عادى داير مى‏كند كه به تاريخ بيست و دوم ميزان آغاز مى‏گرددو تعداد اجلاس سالان توسط قانون تزئيد شده مى‏تواند. در اين صورت تاريخ آغاز اجلاس و مدت آن توسط قانون تنظيم مى‏گردد.

    مدت كار هر جرگه در هر سال هفت ماه است در صورت ايجاب كار هر جرگه مى‏تواند اين مدت را تمديد نمايد در هنگام تعطيل،به امر پادشاه،در خواست حكومت يا رئيس يكى از دو جرگه يا يك خمس از اعضاى آن اجلاس فوق العاده شورا داير مى‏شود.

    جلسه فوق العاده توسط فرمان پادشاهى كه بعد از مشوره با رؤساى دو جرگه صدور مى‏يابد ختم مى‏گردد.

    ماده شصتم:رئيس مشرانو جرگه از بين اعضاى اين از طرف پادشاه تعيين مى‏شود.

    ولسى جرگه از بين اعضاى خود يك نفر نايب اوّل رئيس،يك نفر نايب دوم رئيس،يك نفر منشى و يك نفر نايب منشى انتخاب مى‏كند.

    اشخاص فوق هيأت ادارى جرگه را تشكيل مى‏دهند.

    هيأت ادارى ولسى جرگه در آغاز دوره تقنينيه انتخاب مى‏شود.نايبان رئيس،منشى و نايب منشى مشرانو جرگه در آغاز اجلاس سالانه براى مدت يك سال انتخاب مى‏گردند.

    رئيس هر جرگه مباحثه جرگه مذكور را اداره مى‏نمايد و براى بر قرارى نظم و ا منيت در مقر جرگه تدابير لازم اتخاذ مى‏كند،ساير وظايف رئيس در اصول وظايف داخلى تعيين مى‏گردد.

    در غياب رئيس نايب اوّل و در غياب نايب اوّل نايب دوم وظيفه رئيس را اجرا مى‏كند.

    منشى هر جرگه مباحثات آن را ثبت مى‏كند و از امور دار الانشاى جرگه سر پرستى مى‏نمايد.در غياب منشى نايب منشى وظيفه او را اجرا مى‏كند.

    ماده شصت و يكم:هر جرگه براى مطالعه دقيق و مفصل موضوعات مورد بحث بر طبق احكام اصول وظايف داخلى،انجمنهاى تعيين مى‏نمايد

    ماده شصت و دوم:هر جرگه اصول وظايف داخلى خود را وضع مى‏نمايد.

    ماده شصت و سوم:شورا مى‏تواد به امر پادشاه منحل شود.

    انحلال شورا در حالت مندرج ماده يكصد و بيست يكم حتمى است.

    انحلال شورا شامل اعضاى غير انتخابى مشرانو جرگه نيز مى‏باشد.

    ماده شصت و چهارم:شورا براى تنظيم امور حياتى افغانستان مطابق به احكام اين قانون اساسى،قوانين وضع مى‏كند. هيچ قانون نمى‏تواند مناقض اساسات دين مقدس اسلام و ديگر ارزشهاى مندرج اين قانون اساسى باشد.

    تصديق معاهدات بين الدول، فرستادن قطعات اردوى افغانستان به خارج،اعطاى امتيازات داراى اهميّت در اقتصاد ملى به شمول ا نحصار اجازه نشر پول و اخذ قرضه از صلاحيت شورا مى‏باشند.

    امتيازاتى كه اعطاى آن از صلاحيت شورا مى‏باشد توسط قانون تعيين مى‏گردد.

    ماده شصت و پنجم:حكومت نزد ولسى جرگه مسؤول مى‏باشد.

    ماده شصت و ششم:اعضاى ولسى جرگه مى‏توانند از حكومت استيضاح نمايند مباحثه در مورد توضيحى كه از طرف حكومت داده مى‏شود به تصميم جرگه منوط مى‏باشد.

    ماده شصت و هفتم:اعضاى شورا مى‏توانند از صدر اعظم يا وزرا در موضوعات معين سؤال بنمايند اشخاصى كه از آنها سؤال به عمل آمده مكلفند جواب شفوى يا تحريرى بدهند.اين جواب مورد مباحثه قرار نمى‏گيرد.

    ماده شصت و هثتم:ولسى جرگه صلاحيت دارد به پيشنهاد يك ثلث از اعضاى خود جهت تحقيق و مطالعه اعمال حكومت و اجرا آت اداره، انجمن تعيين نمايد.

    تركيب و طرز العمل انجمن در اصول وظايف داخلى تثبيت مى‏گردد.

    ماده شصت و نهم:به استثناى حالاتى ك براى آن طرز عمل خاصى در اين قانون اساسى تصريح گرديده قانون عبارت است از مصوبه موافق هر دو جرگه كه به توشيح پادشاه رسيده باشد در ساحه‏اى كه چنين مصوبه موجود نباشد قانون عبارت است از احكم فقه حنفى شريعت اسلام.

    ماده هفتادم: پيشنهاد وضع قانون از طرف حكومت يا اعضاى شورا و در ساحه تنظيم امور قضايى از طرف ستره محكمه صورت گرفته مى‏تواند.

    ماده هفتاد و يكم:پيشنهاد وضع قانون از طرف حكومت يا ستره محكمه به هر يك از دو جرگه تقديم شده مى‏تواند.پيشنهاد وضع قانون در مورد بودجه امور مالى تنا از طرف حكومت صورت مى‏گيرد.

    ماده هفتاد ودوم:هر گاه پيشنهاد وضع قانون از طرف اعضاى يكى از دو جرگه صورت بگيرد بعد از تأييد ده نفر از اعضاى جرگه‏اى كه پيشنهاد به آن ارائه شده در فهرست كار داخل مى‏گردد.

    هر گاه پيشنهاد وضع قانون حاوى تكليف جديد يا تنقيض در عايدات دولت باشد به شرطى در فهرست كار داخل مى‏شود كه در متن پيشنهاد مدرك جبران پيش بينى شده باشد اين حكم به پيشنهاد وضع قانون از طرف ستره محكمه تطبيق نمى‏شود.

    ماده هفتاد و سوم:وقتى پيشنهاد وضع قانون در فهرست كار يكى از دو جرگه داخل گرديد، نخست به ا نجمن مربوط محول مى‏گردد و بعد از انكه انجمن نظر خود را در باره آن ابراز كرد طرح قانون با نظريه انجمن در جرگه قرائت مى‏شود،بحث روى آن صورت مى‏گيرد، بعدا” در مورد هر ماده رأى گرفته مى‏شود و سپس طرح بار دوم قرائت شده در باره رد يا تصويب آن به صورت يك كل رأى گرفته مى‏شود.

    ماده هفتاد و چهارم:هر گاه تصويب يك جرگه از طرف جرگه ديگر رد شود براى حل اختلاف هيأت مختلط به تعداد مساوى از اعضاى هر دو جرگه مطابق به احكام قانون داير مى‏گردد. فيصله هيأت بعد از توشيح پادشاه نافذ شمرده مى‏شود. در صورتى كه هيأت مختلط نتواند اختلاف نظر را رفع كند تصويب رد شده به حساب مى‏رود. هر گاه تصويب از طرف ولسى جرگه به عمل آمده باشد دوره تقنينيه جديد ولسى جرگه مى‏توانند آن را به اكثريت آراى اعضا تصويب كند.اين تصويب بدون ارائه به مشرانو جرگه بعد از توشيح پادشاه نافذ شمرده مى‏شود.

    هر گاه اختلاف دو جرگه در مورد طرح قوانين مالى باشد در صورتى كه هيأت مختلط به حلّ اين موفق نشود، ولسى جرگه مى‏تواند در اجلاس ما عبد طرح مذكور را با اكثريت آراى اعضا تصويب نمايد، طرح بدون ارائه به مشرانو جرگه بعد از توشيح پادشاه قانونى شمرده مى‏شود.

    ماده هفتاد و پنجم:بودجه دولت از طريق مشرانو جرگه و توأم با نظريه مشورتى آن به ولسى جرگه تقديم مى‏شود. رئيس ولسى جرگه بودجه و نظريات مشرانو جرگه را به انجمن مربوط تفويض مى‏كند بعد بودجه با نظريات انجمن مربوط در ولسى جرگه مطالعه مى‏شود و در باره آن تصميم اتخاذ مى‏گردد، اين تصميم بدون ارائه به مشرانو جرگه بعد از توشيح پادشاه نافذ شمرده مى‏شود. اين حكم در مورد مذكرات ولسى جرگه راجع به پلان انكشافى حكومت نيز تطبيق مى‏گردد هرگاه نظر به عللى تصويب بودجه قبل از آغاز سال مالى صورت نگيرد تا تصويب بودجه سال جديد بودجه سال گذشته تطبيق مى‏شود. حكومت مكلف است اقلا” يك ماه قبل از تقديم طرح بودجه حساب قطعى بودجه يك سال قبل را به ولسى جرگه تقديم كند.

    ماده هفتاد و ششم: هر گاه مشرانو جرگه فيصله خود را در مورد مصوبه ولسى جرگه در خلال مدت شش ماه از تاريخ وصول آن صادر نكند مصوبه مذكور قبول شده به شمار مى‏رود.در سنجش اين مدت دوره تعطيل به حساب گرفته مى‏شود.

    ماده هفتاد و هفتم: در هنگام تعطيل يا انحلال شورا حكومت مى‏تواند در ساحه مذكور فقره اول ماده شصت و چهارم براى تنظيم امور عاجل فرامين تقنينى ترتيب كند. اين فرامين بعد از توشيح پادشاه حكم قانون را جايز مى‏شود.فرامين تقنينى بايد در خلال مدت سى روز از تاريخ انعقاد نخستين جلسه به شورا تقديم گردد و در صورتى كه از طرف شورا رد شود از اعتبار ساقط مى‏گردد.

    فصل پنجم: لوى جرگه

    ماده هفتاد و هشتم:لوى جرگه مركب است از اعضاى شورا و رؤساى جرگه‏هاى ولايات.در حالت انحلال شورا اعضاى آن حيثيت خود را به صفت اعضاى لويه جرگه تا داير شدن شوراى جديد حفظ مى‏كنند.

    ماده هفتاد و نهم:با رعايت احكام مواد نوزدهم،بيست و يكم و بيست و دوم لوى جرگه توسط فرمان پادشاهى داير مى‏شود.

    ماده هشتاد: در هنگام داير بودن لوى چرگه حكم ماده پنجاه و يكم در مورد اعضاى اين تطبيق مى‏گردد

    ماده هشتاد و يكم:مباحثه لوى جرگه علنى مى‏باشد مگر اينكه حكومت يا بيست نفر از اعضا،سرى بودن آن را در خواست نمايند و لوى جرگه اين در خواست بپذيرد.

    ماده هشتاد و دوم: رئيس لوى جرگه و در غياب او رئيس مشرانو جرگه از جلسات لوى جرگه رياست مى‏كند.لوى جرگه در اولى جلسه يك نفر را از بين اعضاى خود به حيث منشى انتخاب مى‏كند.

    ماده هشتاد و سوم:جز در موردى كه حكم آن صريحا در اين قانون اساسى ذكر گرديده تصميم لوى جرگه با اكثريت آراى اعضاى حاضر اتخاذ مى‏گردد. با رعايت احكام اين قانون اساسى طرز العمل لوى جرگه توسط قانون تنظيم مى‏شود.

    ماده هشتاد و چهارم:لوى جرگه داراى صلاحيتهايى مى‏باشد كه در اين قانون اساسى تعيين گرديد است.

    فصل ششم: حكومت

    ماده هشتاد و پنجم:حكومت افغانستان متشكل است از صدر اعظم، وزرا.صدر اعظم رئيس و وزراى اعضاى حكومت مى‏باشند.

    تعدا وزرا و وظايفشان توسط قانون تنظيم مى‏گردد.

    ماده هشتاد و ششم:هر شخصى كه بر طبق احكام اين قانون اساسى اهليت انتخاب شدن را به عضويت ولسى جرگه دارا باشد مى‏تواند به حيث رئيس يا عضو حكومت تعيين شود. رئيس مى‏تواند به حيث رئيس يا عضو حكومت تعيين شود.رئيس حكومت بايد از افغان متولد شده باشد.رئيس و اعضاى حكومت مى‏توانند از اعضاى شورا يا خارج از آن تعيين شوند، هر عضو كه به حيث رئيس يا عضو حكومت تعيين شود عضويت خود را در شورا از دست مى‏دهد.

    ماده هشتاد و هفتم: صدر اعظم و وزرا نمى‏توانند در مدت تصدى وظيفه به مشاغل ديگرى اشتغال ورزند.

    ماده هشتاد و هشتم:براى رئيس و اعضاى حكومت معاش مناسب توسط قانون تعيين مى‏گردد.

    ماده هشتاد و نهم:حكومت توسط شخصى كه از طرف پادشاه به حيث صدر اعظم موظف شده تشكيل مى‏گردد.اعضا و خط مشى حكومت توسط صدر اعظم به ولسى جرگه معرفى مى‏ش.و جرگه پس از مباحثه راجع به اعتماد بر حكومت تصميم مى‏گيرد. در صورت صدور رأى اعتماد فرمان پادشاهى راجع به تعيين رئيس و اعضاى حكومت داير میگردد.

    سپس صدر اعظم خط مشى حكومت را به مشرانو جرگه معرفى مینمايد.

  • شورای عملای شیعه افغانستان خواستار بقای رسمیت مذهب شیعه در قانون اساسی شدند

    شورای عملای شیعه افغانستان خواستار بقای رسمیت مذهب شیعه در قانون اساسی شدند

    شورای علمای شیعه افغانستان پس از جلسه مشورتی با مردم ولایت بلخ در بیانیه‌ای ضمن حمایت از گفتگو با طالبان خواستار حفظ و مصونیت جان، مال و آبروی مردم افغانستان و تامین امنیت روانی آن‌ها شد.

    این بیانیه با تاکید بر اینکه اسلام دین اعتدال و میانه‌روی است و دوری از افراط و تفریط لازم است، تصریح کرد که این اصل در نظام و رفتار مورد توجه قرار گیرد.

    شورای علمای شیعه افغانستان می‌افزاید: خواسته اساسی و مطالبه عمومی پیروان مکتب اهل‌بیت علیهم السلام، بقای رسمیت مذهب اهل‌تشیع در قانون اساسی است؛ در معاملات و احوال شخصیه، طبق فقه اهل‌بیت علیهم السلام که معروف به فقه جعفری است، عمل شود، در غیر این‌صورت قلب‌های این مردم از دولت و قانون اساسی دور خواهد شد و زمینه سربازگیری دشمنان اسلام و بدخواهان مملکت فراهم خواهد شد.

    در ادامه این بیانیه آمده است: ذهنیت و روحیه مسالمت‌آمیز و همدیگرپذیر، در جامعه ایجاد شود و با تطبیق عدالت اجتماعی مستحکم گردد، پایان خشونت و ستم مستلزم ایجاد روحیه برادری و همکاری و احترام به فرهنگ و عقاید اقوام و مذاهب مختلف اسلامی است.

    شورای علمای شیعه افغانستان با تاکید بر فراگیر بودن دولت نیز اظهار داشت: از شخصیت‌های پاک‌دست و متخصص سایر اقوام و مذاهب در بدنه دولت آینده و نهادهای دولتی و قضایی استفاده شود و طبق دستور الهی امانت به اهل آن و کسانی که مهارت و شایستگی آن منصب را دارند، سپرده شود.

    بیانیه اضافه می‌کند: دفتر (وقف شیعی) برای انجام امور اهل‌تشیع از قبیل حج و زیارت، رسیدگی به امور مساجد و مدارس و ثبت و نگهداری و مصرف اوقاف شیعیان در وزارت حج و اوقاف ایجاد شود، همان‌گونه که در بحرین و کویت و عراق این‌گونه است.

    شورای علمای شیعه افغانستان در ادامه نیز خواستار حقوق اقلیت‌های دینی غیرمسلمان، اجرای واقعی عفو عمومی، فراهم شدن زمینه تحصیل، کار و فعالیت زنان در چارچوب ارزش‌های اسلامی و پرهیز از برخورد سلیقه‌ای شد.

  • امرالله صالح: سرپرست ریاست جمهوری هستم/ مردم باید به هسته مقاومت بپیوندند

    امرالله صالح: سرپرست ریاست جمهوری هستم/ مردم باید به هسته مقاومت بپیوندند

    به دنبال فرار محمداشرف غنی، رییس‌جمهور پیشین افغانستان، امرالله صالح، معاون نخست او، ‏گفت در نبود آقای غنی، او سرپرست کرسی ریاست‌جمهوری است. ‏

    آقای صالح شام روز سه‌شنبه -۲۶ اسد-، در برگه‌ی تویترش نوشت:‌‌ «به اساس حکم صریح ‏قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان، در صورت غیابت، فرار و یا مرگ رییس‌جمهور، معاون ‏اول به حیث سرپرست مقام ریاست‌جمهوری قرار می‌گیرد. من در داخل کشور هستم و به صورت ‏قانونی و مشروع سرپرست این مقام /کرسی می‌باشم.»‏

    او افزود برای تحکیم جایگاه ریاست‌جمهوری، با همه‌ی رهبران سیاسی افغانستان در حال ‏مشورت است. ‏

    گفتنی است پیش از رسیدن طالبان به شهر کابل، محمداشرف غنی، از افغانستان فرار کرد. ‏حمدالله محب، مشاور پیشین امنیت ملی و فضل‌محمود فضلی، رییس اداره‌ی امور ‏ریاست‌جمهوری نیز هم‌راه با آقای غنی کشور را ترک کرده اند. خبرهایی نیز وجود دارد که امرالله ‏صالح در حال حاضر در پنجشیر به سر می‌برد و در حال شکل‌دادن جبهه‌ی مقاومت علیه طالبان ‏است. ‏

    ساعتی پیش نیز آقای صالح در تویتی،‌ گفته بود گفت‌وگو با جو بایدن در مورد افغانستان بیهوده ‏است و شهروندان افغانستان، باید ثابت کنند که این کشور ویتنام نیست. «برخلاف امریکا و ناتو، ما ‏روحیه‌ی ‌مان را از دست نداده ‌ایم و امکانات عظیمی در پیش ‌رو داریم. هشدارهای بیهوده به پایان ‏رسیده است. به مقاومت بپیوندید!»‏

  • رهبر حزب حرکت اسلامی متحد افغانستان: از جمهوریت دفاع می کنیم/جمهوریت ثمره خون هایی ست که برای آزادی ریخته شده است

    رهبر حزب حرکت اسلامی متحد افغانستان: از جمهوریت دفاع می کنیم/جمهوریت ثمره خون هایی ست که برای آزادی ریخته شده است

    استاد ابوالحسین یاسر، رهبر حزب حرکت اسلامی متحد افغانستان گفت:«از جمهوریت دفاع می کنیم زیرا نظام جمهوری ثمره، خون بهاء و مجاهدت های توده های میلیونی این سرزمین است که در پای درفش گلگون کفن آزادی خون ریخته اند.»

    وی تاکید کرد برای ما حفظ نظام، تمامیت ارضی و تقویت نیروهای مسلح کشور و ارزش های قانون اساسی مهم است.

    این چهره برجسته جهادی افزود:«طالبان باید به میز مذاکره بنشیند و گفتگو کنند زیرا هرگز نمی توانند با استفاده از گزینه زور و جنگ اراده خود را بالای مردم افغانستان تحمیل نمایند.»

    استاد ابوالحسین یاسر خاطرنشان نمود اگر طالبان بخواهند با زور حقوق هویتی، مذهبی و شهروندی مردم ما را نادیده بگیرد مردم در مقابل آنها ایستاد و مقاومت خواهند کرد.

    متن کامل سخنان رهبر حزب حرکت اسلامی متحد افغانستان به صورت زیر است:

    درود به روان پاک و مطهر شهدای صدر اسلام، کربلا، افغانستان، حرکت اسلامی افغانستان و بخصوص نیروهای قوای مسلح کشور و ابراز تشکر از مقاومت و ایستادگی نیروهای قهرمان قوای مسلح کشور و خیزش های مردمی در تمام ولایات کشور.

    خواهران و برادران

    همایش بزرگ سیاسی ما امروز تحت عنوان « صلح اولویت است، مقاومت یگانه گزینه!» تدویر گردیده است.

    آنچه لازم است تا بعنوان دیدگاه و مواضع حزب حرکت اسلامی متحد افغانستان پیرامون موضوع فوق ابراز نمایم بیشترینه روی محورهای آتی تمرکز دارد:

    – وضعیت امنیتی کشور و رویکرد سیاسی حزب نسبت به مؤلفه های جنگ و صلح.

    – جمهوریت، مردم و قانون اساسی.

    – حمایت از نیروهای امنیتی و دفاعی بعنوان ممثل اراده جمعی مردم در دفاع از وطن.

    – شورای عالی دولت.

    – حوادث جنگی افغانستان و سکوت سازمان ملل بخصوص شورای امنیت ملی و سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی نسبت به وضعیت بشری در افغانستان.

    – دیپلماسی غیر فعال وزارت امور خارجه کشور نسبت به مداخله های کشورهای همسایه.

    با توجه به محور های فوق الذکر توجه حضار محترم را به مطالب زیر جلب می نمایم:

    1- کشورهای که به نحوی از انحا در موضوعات مرتبط با جنگ و صلح افغانستان دخیل اند باید بدانند که در وجدان سیاسی جامعه بشری نسبت به ویرانی ها و کشتار هدفمندانه مردم بی دفاع افغانستان مسئول اند. جنگ نیابتی بر محور منافع ملی کشورهای دخیل در جنگ افغانستان که ثمره آن بربادی زیرساختها و قربانی شدن انسانهای بی دفاع افغانستان است در وجدان بیدار جامعه بشری محکوم است.

    سناریو نویسان و مدیران جنگ نیابتی که با انگیزش های دینی، مذهبی، زبانی وقومی خوراک فکری سپاه جهل و افراطیت را برای نابودی نماد های تمدنی و زیرساخت های انکشافی و توسعوی افغانستان را مهیا مینمایند نمی توانند اراده ی ملت ما را که در قالب خیزش های مردمی زیرمجموعه ای رستاخیز قیام ملی شکل گرفته است بشکنند. رویکرد سیاسی حزب ما در شرایط کنونی دفاع از مردم، تمامیت ارضی، قانون اساسی و نظام جمهوری اسلامی است.

    2-  حزب حرکت اسلامی متحد افغانستان همواره و همیشه از پروسه صلح حمایت کرده و می کند و یگانه راه رسیدن به صلح را گفتگو و مذاکره می داند  و صلح را نیاز مبرم مردم و جامعه خویش میدانیم اما؛ صلح زمانی تحقق می یابد که با مالکیت افغان ها و مدیریت افغان ها بر محور منافع ملی شکل گیرد.

    طالبان باید به میز مذاکره بنشیند و گفتگو کنند و هرگز نمی توانند با استفاده از گزینه زور و جنگ اراده خود را بالای مردم افغانستان تحمیل نمایند.

    اگر طالبان بخواهند با زور حقوق هویتی، مذهبی و شهروندی مردم ما را نادیده بگیرد مردم در مقابل آنها ایستاده و مقاومت خواهند کرد.

    3- با صراحت اعلان میداریم از جمهوریت حمایت میکنیم زیرا نظام جمهوریت ثمره، خونبهاء و مجاهدت های توده های ملیونی این سرزمین است که در پای درفش گلگون کفن آزادی خون ریخته اند.

    برای ما حفظ نظام، تمامیت ارضی نیروهای قوای مسلح کشور و ارزش های قانون اساسی مهم است.

    ما حاضریم تا برای حفظ نظام، تمامیت ارضی و ارزش های قانون اساسی در کنار نیرو های امنیتی و دفاعی کشور مان هزاران جوان اگاه و بیدار درتمام نقاط افغانستان، بخصوص نقاط که حزب حرکت اسلامی متحد افغانستان از پایگاه مردمی قوی برخوردار است بسیج و آماده  سازیم.

    دفاع و حراست از جان و مال مردم و تامین امنیت مردم وظیفه اساسی حکومت است و از حکومت می خواهیم تا در این قسمت در تمام افغانستان و مخصوصاً در نقاط مرکزی افغانستان که مردم در معرض تهدید هستند، باید نقش فعال داشته و اقدامات سریع و لازم را انجام دهند و در مناطقی که حکومت مشکل دارند، باید از خیزش های مردمی حمایت کنند تا حادثه خونین مالستان ، ننگرهار ، تخار و سایر نقاط کشور دوباره تکرار نگردد.

    –      پلان امنیتی غرب کابل باید هر چه زود تر عملی گردد تا تشویش های امنیتی که مردم غرب کابل از این بابت دارند مرفوع گردد. حزب حرکت اسلامی متحد افغانستان آماده همکاری با نیروهای امنیتی در قسمت عملی شدن این پلان می باشد.

    4- ما در سطح کل در افغانستان  از اجماع سیاسی و شورای عالی دولت استقبال کرده و از آن حمایت می کنیم  و امیدواریم که این شورا ممثل هویت های قومی و جریان های  سیاسی کشور باشد و این شورا دارای چتر وسیع باشد و در تصمیم گیری های آن تمام احزاب حضور داشته باشند. گزینش های کلیشه یی و تکراری را به سود شورای عالی دولت نمیدانیم.

    5- امکانت و هزینه های که به نام پروژه های صلح به مصرف می رسد کارایی و موثریت  نداشته ، بودجه و هزینه آن در جهت تقویت نیروهای دفاعی و امنیتی کشور به مصرف برسد زیرا سرنوشت صلح در میادین جنگ تعیین میشود.

    6- از وزارت امور خارجه افغانستان میخواهیم تا در قسمت معرفی چهره واقعی طالبان و مداخله کشور های بیرونی در امور افغانستان و دیپلوماسی انفعالی را کنار گذاشته، همگام با روند جاری سیاسی و نظامی کشور در یک دیپلماسی فعال ماهیت جنگ نیابتی در افغانستان را در سطح بین المللی معرفی نمایند.

    7- با توجه به فلسفه وجودی سازمان ملل متحد و سازمان کنفرانس کشور های اسلامی آنها مسئول اند تا خطر تروریزم را در افغانستان جدی گرفته، سکوت بی معنی خویش را نسبت به حوادث خونین افغانستان پایان داده، موضع روشن و شفاف خود را در قبال رویداد های جنگی افغانستان بیان نمایند.

    8- لذا در این مرحله تاریخی ما بعنوان یک حزب قدیمی و تاریخی به همه اعضا و مسئولین حزب اعلان می کنیم که تنبلی و پراکندگی جایز نیست ما بعنوان حرکتی ها یک بار دیگر سهم تاریخی خویش را باید برای دفاع از سرزمین خویش ایفاء کنیم و متحدانه و کنار هم  بایستم.

    با صراحت به مسولین دولت جمهوری اسلامی افغانستان اعلان می کنیم که دولت و امکانات و فرصت های دولتی مختص گروه های مافیایی و پروژه ای نیست.

    مسئولین ذیربط باید بدانند که در مرحله اساس و تاریخی اجازه ندارند تن به پروژه های انحصاری و مافیایی بدهند.

    با صراحت اعلام می کنیم که تشیع افغانستان مختص به چند نفر محدود نبوده با احترام به آنها به دولت مردان اعلان می کنیم واقعیت تشیع فرا تر از چند چهره محدود است.

    حرکتی ها در طول تاریخ نشان داده اند که صادق ترین نیرو های ملی بوده  اند و هیچ گاه مجری برنامه های خارجی ها در این وطن نبوده و نخواهند بود یکبار دیگر به تمام اعضا و جریان های حرکت اسلامی اتمام حجت می کنیم که فرصت ها را از دست ندهید و با توحید صفوف تان برای ادای دین ملی و استحقاق حقوق از دست رفته تان اقدام فوری نمائید.

    در آستانه فرارسیدن ماه محرم الحرام و دهه عاشورای حسینی قرار داریم و خواست ما از حکومت این است که همانند سال های گذشته در قسمت تامین امنیت مراسم عزاداری عزاداران حسینی در مساجد و تکایا تدابیر جدی خود را روی دست گیرد وهمانند سال های گذشته با مردم همکار باشند و حزب حرکت اسلامی متحد افغانستان نیز آماده همکاری همه جانبه با ارگان های کشفی و امنیتی در این رابطه می باشد.

    از تمام علما و روحانیون می خواهیم تا در مراسم عزاداری ماه محرم الحرام، فلسفه اصلی قیام عاشورای حسینی را بیان داشته و مردم را به برادری، هم دیگر پذیری،اخوت و برادری  و حمایت از نیرو های  امنیتی و دفاعی کشور دعوت کنند و این قیام تاریخی را الگویی برای نیرو های ملی دفاعی و امنیتی برای مقاومت در برابر ظلم و تروریستان قرار دهند.

    از تمام مردم عزادار در این ایام صمیمانه تقاضا می شود تا قسمتی از نذر و نذورات خود را برا ی کمک و همیاری با خانواده های شهدا و زخمیان نیرو های قهرمان دفاعی و امنیتی کشور تخصیص داده و با اهدای خون برای نیروهای امنیتی و دفاعی کشور ادای مسئولیت نمایند.

    از حضور رسانه های نهایت عزیز تقدیر و تشکر مینمایم.

    با احترام

    ابوالحسین یاسر

    رئیس حزب حرکت اسلامی متحد افغانستان

  • روز جهانی آزادی مطبوعات/ قانون اساسی افغانستان آزادی بیان را تضمین کرده است

    روز جهانی آزادی مطبوعات/ قانون اساسی افغانستان آزادی بیان را تضمین کرده است

    افغانستان پس از توافق بُن در عرصه آزادی بیان، فعالیت آزاد مطبوعات و دسترس به معلومات وارد یک فصل جدید شد. کمی به گذشته برگردیم، در یک مقطع برخی هموطنان صرفا به دلیل شنیدن رادیو بی‌بی‌سی به زندان رفتند. در عصر امارت اسلامی شاهد فضای تک صدایی بودیم. تنها صدای شریعت با نشر خبرهای کبیل زدن و دره زدن شنیده می‌شد.

    اکنون قانون اساسی کشور آزادی بیان را تضمین کرده است. قانون دسترسی به معلومات کشور یکی از بهترین قوانین در سطح کشورها است. افغانستان سانسور قبل و بعد از نشر ندارد. خبر نگار زندانی ندارد. در رده‌بندی‌های آزادی جهانی از همه کشورهای منطقه در موقعیت بهتر قرار دارد.

    تفاوت اساسی جمهوریت و امارت در همین شاخص‌های مهم است.حالا یکی از موضوعات مهم در بحث صلح سرنوشت آزادی بیان است. واقعیت افغانستان نوین همین تکثر دیدگاه، فضای آزاد و جامعه چند صدایی است. این ارزش مهم در کشور نهادینه شده است. کسی به عقب بر نمی‌گردد. طالبان باید این واقعیت را قبول کنند. طالبان با حضور در مناظره‌ها و گفتمان‌ها شریک و دخیل در این فصل جدید شوند. عصر شکستن قلم، بریدن زبان‌ها و زندانی کردن دیگر اندیشان به پایان رسیده است. امروز هر شهروند یک خبر نگار است. حضور فعال مردم در فضای مجازی گواه این واقعیت است.‌ امروز همه در فصل جدید مسوولیت داریم. همکاری سازنده حکومت، رسانه‌ها و نهاد های حامی رسانه‌ها در تضمین آزادی بیان و آزادی مطبوعات مهم است.

    کار مسلکی، انتقاد سازنده و گزارش‌های تحقیقی برای اصلاحات بنیادین بی‌نهایت مهم است. رسانه‌های افغانستان پس از بیست سال ضرورت جدی به غنامندی در محتوا دارد. سقوط رسانه در بیسترهای قومی یا ابزار جریان‌های سیاسی می‌تواند آسیب جدی به اصل آزادی بیان به شمار رود.

    شاه حسین مرتضوی

  • غنی: در انتخابات زودهنگام شرکت نمی کنم

    غنی: در انتخابات زودهنگام شرکت نمی کنم

    رییس جمهور غنی، شب گذشته (چهارشنبه ۱۸حمل) در نشستی تحت نام «چهار چوب برای نقشهٔ راه صلح» طرح حکومت افغانستان برای صلح را بیان کرد که انتخابات پیش از وقت، ایجاد حکومت صلح، برگزاری لویه جرگه و حفظ قانون اساسی از موضوعات عمدهٔ‌ آن بود.
    رییس جمهور در طرح خود گفت برای تامین صلح، اگر نیاز باشد حاضر است که انتخابات زودهنگام برگزار شود. او همچنین افزود اگر طالبان هراس دارند در انتخابات بازنده خواهند شد، «حاضریم در انتخابات اشتراک نکنیم».
    غنی علاوه کرد اقتدار ملی باید به گونهٔ مشروع و بر اساس ارادهٔ مردم تحویل داده شود و بدون انتخابات مشروعیت زیر سوال قرار می‌گیرد.
    آقای غنی گفت که شایعاتی به میان آمده است که گویا شماری از افراد که در راس آن خودش قرار دارد، می‌خواهد که تا پایان دورهٔ ریاست جمهوری در قدرت باقی بماند، اما او گفت آماده است در انتخابات آیندهٔ پیش از وقت، اشتراک نکند.
    وی با بیان این که حکومت‌های موقت سبب بی‌ثباتی می‌شوند، گفت: «در چهارچوب قانون اساسی یک حکومت صلح ایجاد شده می‌تواند و وظایف آن را با موافقه‌ٔ مشترک تعیین کرده ‌می‌توانیم».
    غنی بر وظیفه سر قوماندان اعلی نیروهای مسلح تاکید کرد تا به گفتهٔ‌ او نیروهای مسلح را رهبری کند و زمینه ادغام طالبان را فراهم سازد.
    او گفت که بر قوای امنیتی افغان معامله صورت نخواهد گرفت و مانند نیروهای امنیتی حکومت داکتر نجیب‌الله، نیروهای مسلح از هم نخواهند پاشید.
    رییس جمهور همچنین گفت: «قانون اساسی وثیقهٔ ملی ما است. تا روزی که انتخابات انجام می‌شود و سر تعدیل قانون اساسی به نتیجه می‌رسیم در چهار چوب قانون اساسی کردار و گفتار ما تعیین می‌شود».
    او گفت بحث افغانستان بحث سیاسی است و نباید به بحث مذهبی مبدل شود چون قانون اساسی افغانستان از رهگذر اسلامی بودن در منطقه نظیر ندارد.
    غنی بدون گرفتن نام فرد یا کشوری گفت از بیرون کسی نمی‌تواند قانون اساسی افغانستان را تغییر یا زعیم آینده افغانستان را تعیین کند.
    وی گفت در موافقتنامه آینده افغانستان موضوع لویه جرگه باید مورد بحث قرار بگیرد تا توافقنامهٔ آینده مشروعیت داشته باشد. طالبان بیایند و در لویه جرگه تقاضا‌های شان را مطرح کنند.
    رییس جمهور خاطرنشان کرد اگر طالبان فرصت طلایی نشست ترکیه را از دست دادند، باید مردم افغانستان دوباره تصمیم بگیرد و در این حالت هم خواستن لویه جرگه ضرور است.
    غنی در مورد برگزاری آتش بس نیز گفت «بی‌جا از آتش‌بس می‌ترسند که اگر آتش‌بس کنند جامعه آنان را رد می‌کند. من به نمایندگی از این جامعه تعهد می‌کنم که مذاکرات سیاسی را به صورت تعهد ملی و اسلامی این جامعه انجام می‌دهیم».
    رییس جمهور در مورد نشست استانبول گفت برای نشست ترکیه آمادگی کامل دارد و هفتهٔ آینده با زلمی خلیلزاد، نمایندهٔ ویژهٔ ایالات متحده برای مصالحهٔ افغانستان نیز بحث خواهند داشت.

  • طرح سه مرحله ای غنی برای صلح افغانستان

    طرح سه مرحله ای غنی برای صلح افغانستان

    رئیس جمهور غنی قصد دارد در آستانه کنفرانس بین‌المللی استانبول که با هدف پیشبرد مذاکرات صلح میان دولت مرکزی و نیروهای طالبان برگزار خواهد شد، از یک «نقشه راه صلح» رونمایی کند.

    تصمیم برای پیشنهاد یک «نقشه راه صلح» پس از آن گرفته شد که ایالات متحده در طرح خود که از حمایت روسیه و دیگر کشورهای درگیر در تحولات افغانستان نیز برخوردار است، موضوع تشکیل یک دولت موقت با حضور نیروهای طالبان را برای گذار از وضعیت کنونی و رسیدن به صلح پایدار در این کشور مطرح کرد.

    طرح صلح آمریکا مخالفت آقای غنی را در پی داشت؛ رئیس جمهور غنی اعلام کرد هر دولتی در افغانستان تنها باید از مسیر انتخابات و با رای مردم بر سر کار آید.

    آقای غنی در چهارچوب «نقشه راه صلح» قصد دارد طرحی سه مرحله‌ای را در جریان کنفرانس بین‌المللی استانبول به همگان معرفی کند.

    این کنفرانس در اواخر ماه جاری میلادی با حمایت سازمان ملل و حضور نمایندگان آمریکا و روسیه و دیگر بازیگران منطقه‌ای برگزار خواهد شد اما زمان دقیق آن هنوز تعیین نشده است.

    موضوع «نقشه راه صلح» درحالی مطرح است که ایالات متحده فاصله چندانی با مهلت از پیش تعیین شده برای تخلیه نیروهایش از افغانستان ندارد.

    بر اساس توافق سال گذشته نماینده دولت ترامپ و طالبان، آمریکا باید تا قبل از اول مه ۲۰۲۱ میلادی همه نیروهایش را از افغانستان خارج کند؛ اقدامی که جو بایدن عمل به آن را دشوار می‌داند.

    طرح سه مرحله‌ای اشرف غنی چیست؟

    در چهارچوب این طرح، آقای غنی پیشنهاد داده است ابتدا دو طرف به یک توافق سیاسی دست یابند و بر اساس آن اعلام آتش‌بس کنند؛ آتش‌بسی که نهادهای بین‌المللی ناظر اجرای آن باشند.

    گام دوم برگزاری انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری در افغانستان است که اعضای طالبان نیز می‌توانند برای تشکیل «دولت صلح» در آن شرکت کنند.

    به باور اشرف غنی، عملی کردن «نقشه راه صلح» باعث اجرای برنامه‌های توسعه در سراسر کشور خواهد شد و به این ترتیب زمینه برای برداشتن گام سوم یعنی بازبینی در قانون اساسی افغانستان فراهم می‌شود.

    بنا بر اعلام منابع آگاه، او تا کنون «نقشه راه صلح» خود را با چند تن از دیپلمات‌های بین‌المللی در میان گذاشته است.

    تلاش برای رسیدن به راه حلی برای برقراری صلح در کشور جنگ‌زده افغانستان در حالی ادامه دارد که خشونت‌ها در افغانستان نیز رو به افزایش است و هفته گذشته دولت مرکزی مجبور شد دست‌کم در دو منطقه در ولایت قندهار با نیروهای طالبان درگیر شود.

  • حکومت فدرالی چگونه حکومتی ست!

    حکومت فدرالی چگونه حکومتی ست!

    حکومت فدرالی از جمله حکومت مرکب می باشد. که حکومت مرکب از مراکز و نهاد هاي متعدد حکمروایی تشکیل یافته و نحوه ارتباط و صلاحیت هاي آنها در قانون تعیین میشود. این تعدد به گونه ای است که میتوان هر یک از اعضا را، دولت مستقل نام نهاد. حکومت مرکب در واقع دولت هاي کوچکی است که با هم دولت بزرگتري را ساخته اند. تمایل به مقاومت در مقابل خطرها و دشمنان مشترك، تمایل به رشد اقتصادي و تمایل به وحدت و همبستگی با حفظ کثرت و چندگانگی از عوامل اصلی مؤثر در تشکیل حکومت هاي مرکب بوده است.

    حکومت مرکب، در طول تاریخ، چهره ها و حالات مختلفی داشته که برخی از آنها امروزه دیگر وجود خارجی ندارد؛ اما برخی دیگر با قوت و گستردگی وجود دارد. مجموع این چهره ها را میتوان به سه حالت طبقه بندي کرد: اتحاد دولتها، کنفدراسیون و فدرالیسم. برخی از اتحاد دولت ها به نام «دولت هاي متصل» و از کنفدرالی به نام «دولت هاي متفق» و از فدرالیسم به نام «دولتهاي متحد» تعبیر کرده است.

    تعریف حکومت فدرالی:

    حکومت فدرالی اتحاد چند دولت مستقل است که از اتحاد آنها شخصیت بین المللی جدیدي بدون اینکه حکومت هاي عضو صلاحیت هاي اساسی خود را از دست بدهند، ظهور می یابد. به عبارت دیگر حکومت فدرالی عبارت است از: «اتحاد چند دولت مستقل از طریق یک قانون اساسی با حفظ استقلال نسبی داخلی و داراي شخصیت بین المللی واحد و با سپردن اختیارات وسیع به حکومت مرکزي فدرال.»

    فدرالیسم شکلی از حکومت است که نهادهاي اساسی دوگانه دارد؛ به نام حکومت فدرال و حکومت هاي محلی و صلاحیت ها مطابق به قانون بین آنها تقسیم میشود. پیوند دهنده اي قانونی اعضاي فدرال، قانون اساسی است که توسط نمایندگان منتخب مردم در «مجلس مؤسسان» به تصویب میرسد. یکی از فرق هاي اساسی فدرالیسم و کنفدراسیون نیز در همین نقطه است. چون در کنفدراسیون تنها حکومت ها بر اساس یک پیمان با هم متحد میشوند؛ اما در فدرالیسم اراده اي ملت ها است که از طریق تصویب قانون اساسی، چند دولت را در یک دولت متحد میگرداند.

    فدرالیسم را میتوان مجموعه اي از طرز تفکر ها، ارزش ها و جهان بینی هایی دانست که بیان کننده اي فلسفه اي بر اساس حفظ گوناگونی، در عین وحدت و یگانگی است. فدرالیسم نوعی آشتی و آمیزش میان گوناگونی و یگانگی در ساختاري است که بر پایهي ارزیابی و تعدیل استوار است. در چنین ساختاري، قدرت نسبی است و به وسیله اي قواي دیگر محدود میشود.

    نظام فدرالی به سیستم ایالات متحدهي امریکا برمیگردد که براي اولینبار در سال 1787م. ایجاد شد و سپس سویس در سال 1848م. و بعد نیز آلمان در سال 1871م. از آن تبعیت کردند و پس از آنها در مناطق مختلفی از جهان گسترش یافت و امروز 20 کشور فدرال بر 82/51که 2 درصد خاك دنیا حکومت میکنند و نمایندهي 58/39 درصد مردم دنیا هستند.از قبیل کشور هاي: هند، برما، اتریش، سویس، اتحاد شوروي سابق، یوگسلاویاي سابق، چکسلواکیاي سابق، آلمان، آمریکا، کانادا، مکزیک، برازیل، کلمبیا، آرجنتاین، کامرون، اوگاندا، نیجریا، تانزانیا، پاکستان، استرالیا و سودان.

    عوامل مؤثر در پیدایش فدرالیسم

    عوامل زیر موجب روآوردن دولتها به فدرالیسم شده است:

    1. 1.      احساس تجانس و همگرایی فرهنگی و اجتماعی، بدون ادغام و انضمام کامل به یکدیگر؛ بنابراین اگر دولت ها از نظر شرایط اجتماعی و سطح فرهنگی و اقتصادي زیاد با هم تفاوت داشته باشند، اتحاد فدرالی بین آنها امکان پذیر نیست.
    2. وسعت ساحهي جغرافیایی و همسایگی و مجاورت جغرافیایی: البته مجاورت شرط اصلی حقوقی نیست، ولی موفقیت تجربهي فدرالی از نگاه رشد روابط بازرگانی، اجتماعی و فرهنگی بستگی به مجاورت دارد و وسعت ساحه هم بدون شک تأثیر جدي دارد.
    3. 3.      احساس خطر مشترك: همین احساس در تشکیل نظام فدرالی آمریکا در سال 1787م. نقش اصلی را بازي کرد.
    4. 4.      تشابه نظامهاي سیاسی: به عنوان مثال بین دو نظام پادشاهی و جمهوري، اتحاد فدرالی امکان ندارد.
    5. فراهم بودن منابع مالی کافی: چون در دولت فدرالی، نهادها بسیار زیاد است و تعدد آنها به طور طبیعی نیاز به منافع کافی دارد.

    ویژگیهاي حکومت فدرالی

    سه خصوصیت زیر، حکومت فدرالی را از سایر حکومت ها متمایز می گرداند:

    1ـ وحدت در عرصه اي بین المللی: حقوق بین المللی تنها دولت فدرال را به رسمیت میشناسد و دولت فدرال است که در عرصهي بین المللی از شخصیت حقوقی برخوردار است. البته در بعضی موارد این قاعده استثناهایی داشته است، مثل اینکه اوکراین و روسیه اي سفید در زمان اتحاد جماهیر شوروي سابق در کنار کرسی شوروي، در ملل متحد کرسیهاي خود را داشتند.

    2. تعدد در عرصهي داخلی: هر دولت عضو در ساحهي داخلی، قانون اساسی و نهادهاي اجرایی و قضایی و قانونگذاري مخصوص به خود را دارد و این تنوع در روابط حقوقی آنها مشکلاتی را هم به بار میآورد؛ ولی در عین حال نشانهي استقلال آنها است. البته این تعدد در تابعیت واحد همه شهروندان تأثیر ندارد یعنی همگی، از نظر ملی اتباع دولت فدرال شناخته میشوند نه اتباع دولتهاي عضو.

    3. انعطاف در روابط بین اعضاي فدرال: روابط بین آنها باید از یکنوع توازن و تعادل برخوردار باشد تا بتواند وحدت آنها را در عین تعدد حفظ کند وگرنه باعث تجزیه ها و جنگ هاي داخلی خواهد شد.

    قانون اساسی فدرال در این مورد نقش اصلی را بر عهده دارد. زیرا از یکسو تمام صلاحیت هاي حکومت فدرال و حکومتهاي عضو در قانون اساسی مشخص میشود و از طرف دیگر قانون اساسی هیچ کشور عضو، نمیتواند برخلاف قانون اساسی فدرال تصویب شود؛ و اگر احیاناً منازعه اي اتفاق بیفتد، بر عهدهي قوهي قضاییه است که در مطابقت با قانون اساسی فدرال تصمیم بگیرد و به اختلاف پایان دهد.

    اصل دیگري که این روابط را متوازن نگه میدارد، اصل مشارکت عادلانه و مساوي اعضاي فدرال است. یعنی هیچ عضوي در هر سطح و سویه اي که باشد (از نظر جغرافیایی یا تعداد جمعیت و یا…) بر دیگري ترجیح ندارد و همه در تصمیم گيري ها مساوي هستند.

    نهادهاي حکومت فدرال

    حکومت فدرال مثل هر حکومت دیگري داراي سه قوه است؛ اما ساختار و صلاحیتهاي

    آنها متفاوت است که بهطور خلاصه یادآور میشویم:

    اولـ پارلمان فدرال: پارلمانهاي فدرال معمولاً از دو مجلس تشکیل میشود: یکی مجلس نمایندگان مردم است که بر اساس اصل وحدت و به تناسب نفوس دولتهاي عضو

    انتخاب میشوند. یعنی در تعداد آنها، دولتهاي عضو از حق مساوي برخوردار نیستند، بلکه تعداد نفوس آنها ملاك است. دیگري مجلسی است که به طور خاص از دولت هاي عضو نمایندگی میکند. به طور مثال مجلس سناي آمریکا از یکصد سناتور تشکیل شده که در واقع از هر ایالت بهطور مساوي، دو سناتور در آن عضویت دارند. این اشخاص گاهی با انتخابات مستقیم از طرف مردم هر ایالت و گاهی توسط پارلمان هاي محلی انتخاب میشوند. در آلمان فدرال، خود حکومت هاي محلی نمایندگان ایالت را برمیگزینند. در آمریکا مجلس سنا نسبت به مجلس نمایندگان از صلاحیت هاي بیشتري برخوردار است. به عنوان مثال تصدیق معاهدات بین المللی و موافقت با تعیین مأمورین عالی رتبه اي دولت، به خصوص وزرا، از صلاحیت هاي سنا است. مدت دورهي کار سنا نیز شش سال اما دورهي کار مجلس نمایندگان تنها دو سال است. البته در آلمان فدرال برعکس است؛ صلاحیت هاي مجلس نمایندگان مردم (بندستاگ) بیشتر از صلاحیت هاي مجلس نمایندگان دولتهاي عضو (بندسرات) است و تعداد اعضاي مجلس دوم، یعنی بندسرات نیز مساوي نیست، بلکه از ده ایالت عضو فدرال به تناسب جمعیت آنها انتخاب میشوند، سه نماینده از دولت هایی که جمعیت آنها از دو میلیون بیشتر نیست و چهار نماینده از دولت هایی که بین دو تا شش میلیون جمعیت دارند و پنج نماینده براي دولتهاي عضوي که بیشتر از شش میلیون جمعیت دارند.

    دومـ قوه اجراییه فدرال: قوه اجرائیه اي فدرال، نظام خاصی ندارد. در آمریکا در رأس قوهي اجراییه رئیس جمهور قرار دارد. چون نظام ریاستی است و در سیستم ریاستی، رئیس جمهور به طور مستقیم از طرف مردم انتخاب میشود که هم دولت و هم قوهي اجراییه را تمثیل میکند؛ اما در برخی دیگر از کشورهاي فدرالی مثل آلمان، کانادا و استرالیا که سیستم پارلمانی دارند، در رأس قوهي اجراییه، صدراعظم قرار دارد که در مقابل پارلمان مسؤول است؛ اما در سوییس قوهي اجراییه به صورت شورایی اداره میشود. این شورا هفت عضو دارد که همگی توسط پارلمان دو مجلسی سویس براي چهار سال انتخاب میشوند و یک نفر از آنان براي یکسال به عنوان رییس شورا برگزیده میشود. هر یک از اعضاي این شورا مسؤولیت یک یا چند وزارتخانه را نیز بر عهده دارند.

    سومـ قوه قضائیه اي فدرال: قوه قضائیه اي فدرال صلاحیت وسیعی دارد که در رأس آن کنترل و نظارت بر توزیع صلاحیتها بین دولت فدرال و دولتهاي عضو و عدم تخطی آنان از محدوده اي صلاحیت تعیین شده است. همچنین دیوان عالی قضا این وظیفه را برعهده دارد که قوانین دولت فدرال را کنترل کند تا از صلاحیت خود تجاوز نکرده و حقوق دولت هاي عضو را نقض نکند. همچنین قوانین دولتهاي عضو را نیز کنترل کند تا قانون اساسی فدرال را نقض نکنند. تمام اختلافات بین دولتهاي عضو نیز از طریق قوه اي قضائیه فدرال حل میشود. چون دولتهاي عضو، شخصیت بین المللی ندارند تا از راه هاي دیپلوماتیک به حل و فصل منازعات آنها پرداخته شود. پس باید از طریق حقوق داخلی حل شود.

    میزان صلاحیتهاي حکومت فدرال

    اولـ صلاحیت هاي بین المللی: برپا شدن دولت فدرال، در وهلهي نخست، به این معنی است که حکومتهاي عضو، تمام صلاحیتهاي بینالمللی را به حکومت مرکزي فدرال واگذار میکنند. حکومتهاي عضو، شخصیت حقوقی بینالمللی ندارند و با هیچ کشوري به طور مستقل رابطهي دیپلوماتیک برقرار کرده نمیتوانند. بنابراین تمام امور مربوط به دیپلوماسی و معاهدات و دفاع از استقلال و تمامیت ارضی بر عهدهي حکومت فدرال است.

    دومـ صلاحیتهاي داخلی: تصمیمهاي اصلی مربوط به امور پولی، مالی و گمرکی نیز مربوط به حکومت فدرال است. گاهی در مورد تنظیم آزاديهاي عمومی افراد، پالیسیها و برنامه هاي ملی اقتصادي و وضع مالیات، صلاحیت بیشتر به حکومت فدرال داده میشود تا بتواند در سراسر کشور مصالح عمومی دولت فدرال و رشد متوازن را تأمین کند. در غیر این موارد، دولتهاي عضو در داخل قلمرو خود از استقلال و صلاحیت کامل، در چارچوب قانون، برخوردار هستند.

    برخی از صاحب نظران فدرالیسم را از جهت میزان تخصیص اختیارات بین حکومت هاي مرکزي و ایالتی در قالب چهار مدل تقسیم کردهاند:فدرالیسم کشورمدار: در این مدل حکومت مرکزي به عنوان منبع غالب مطرح است که چشمانداز ملی بر خط مشی عمومی دارد و بر یکپارچگی قوانین تجارتی، حراست ملی از حقوق و موقعیت افراد تأکید دارد.

    فدرالیسم ایالتمدار: این مدل غلبه ایالت را در سیستم سیاسی مطلوب میداند و استدلال میکند که به علت نزدیکتر بودن ایالتها به مردم، آنها قادرند تا خود را با مسایل و مشکلات شهروندان که ممکن است در قسمتهاي مختلف کشور، متنوع باشد، تطبیق دهند.

    فدرالیسم دوگانه: سیستمی است که هر سطح حکومت (ملی و ایالتی) قدرت برتر در حوزه هاي مسؤولیت خود است. بر طبق این مدل هیچ سطحی غالب نیست و نباید در امور دیگري مداخله کند. به عنوان نمونه ممکن است اقتدار انحصاري در زمینه هایی همچون آموزش، قانون کار و… به ایالات واگذار شود، در حالیکه امور خارجه منحصراً در انحصار حکومت ملی قرار گیرد.

    مدل هاي اتکاي متقابل: این مدل مبتنی بر تقسیم قدرت و مسؤولیت بین مشارکت کنندگان متعدد در جهت اهداف مشترك است. این مدل ها در پی همبسته کردن منابع حکومت ملی با نمایندگی ایالات هستند و قابلیت هاي مدیریتی، به عنوان وسیلهاي براي تطبیق و اجراي خط مشی هاي عمومی، در سطح حکومت زیر مجموعه است. در طول قرن بیستم ایالات متحده امریکا از سیستم وابسته تر به فدرالیسم دوگانه حرکت کرده و خود را براي ایجاد سیستم اتکاي متقابل آماده کرده است.

    روش هاي تقسیم صلاحیتها بین حکومت فدرال و حکومت هاي محلییکی از مهم ترین و دقیق ترین مسایل مربوط به دولت فدرال، تقسیم صلاحیتها بین حکومت مرکزي و حکومتهاي محلی است. معمولاً این صلاحیتها در قانون اساسی مشخص میشود؛ اما مهم این است که در قانون اساسی نیز با چه روشی باید صلاحیت ها را تقسیم کرد؟ تا کنون سه روش تجربه شده است:

    1ـ تمام اختیارات و صلاحیت هاي حکومت فدرال و حکومتهاي محلی در متن قانون اساسی به طور جداگانه و با ذکر موارد تهیه و تعیین شود.

    در قانون اساسی سویس در سال 1802م. و در قانون اساسی هند در سال 1935م. از همین روش استفاده شده بود؛ اما اجراي این روش مشکل است. زیرا پیشبینی همهي اختیارات ممکن نیست و در این صورت مواردي که پیشبینی نشده است صلاحیت کدام یک خواهدبود؟ و از طرف دیگر اوضاع اجتماعی در تغییر و تحول است و در این صورت باید در صلاحیتها نیز تغییر ایجاد شود. اخیراً کشورهاي فدرالی، به دلیل وجود این مشکلات، روش دوم یا سوم را برگزیدهاند.

    2ـ همه صلاحیتها و اختیارات در دست حکومت هاي محلی باشد، مگر آن مواردي که قانون اساسی آنها را از صلاحیت حکومت فدرال دانسته و تصریح کرده باشد. مطابق این روش هر موردي که در قانون اساسی جزو اختیارات حکومت فدرال نباشد، از صلاحیت هاي حکومتهاي محلی خواهد بود. در قانون اساسی امریکا، مطابق اصلاحیه دهم در سال 1791م.، قانون اساسی سویس در سال 1874م. ماده سوم، اتحاد شوروي سابق مطابق قانون اساسی 1936م. و یوگسلاویاي سابق طبق قانون اساسی 1963م. از همین روش دوم پیروي شده است.

    در قانون اساسی امریکا موارد زیر از اختیارات حکومت مرکزي است: بستن پیمان ها، سیاست خارجی، وضع مقررات تجارت بینالمللی و بین ایالتی، ورشکستگی، خدمات پستی، پول، اوزان و مقادیر، ثبت اختراعات و علایم، جرایم علیه کشور و در آخر ارتش و دفاع. اما ایالات آن اختیاراتی را دارند که قانون آن را صریحاً به حکومت فدرال واگذار نکرده باشد.

    مانند مقررات مربوط به استخدام کارمندان، مقررات جزایی، اداري، حقوق خصوصی، آموزش، صحت، محیط زیست و….

    3ـ روش سوم عکس روش دوم است. یعنی همهي صلاحیت ها و اختیارات در دست حکومت فدرال است، مگر آن مواردي که قانون اساسی آنها را به حکومتهاي محلی یا ایالات واگذار کرده است. مطابق این روش قانون اساسی باید اختیارات حکومتهاي محلی را فهرست کند و موارد خارج از این فهرست از اختیارات حکومت فدرال خواهد بود. قانون اساسی کانادا همین روش را اتخاذ کرده است. در قانون اساسی سال 1950م. هندوستان نیز از همین روش تبعیت شده است. در هندوستان سه فهرست از اختیارات تهیه شده: اولی مربوط به اختیارات حکومت فدرال و دومی مربوط به حکومت هاي ایالتی و سومی مربوط به اختیارات مشترك هر دو است. مواردي که در فهرست دوم و سوم ذکر نشده از صلاحیت هاي حکومت فدرال است.

    نوت: مطلب فوق با توجه به کتاب های حقوقی از قبیل: حقوق اساسی افغانستان نوشته، سرور دانش، جزوه حقوق اساسی، نوشته استاد محمد جواد اصغری و همچنان کتاب آشنایی با حقوق اساسی افغانستان، نوشته محمد اکبر عالمی تهیه شده است.
  • دانش: انتخابات و قانون اساسی از عناصر کلیدی حکومت برای صلح می باشد

    دانش: انتخابات و قانون اساسی از عناصر کلیدی حکومت برای صلح می باشد

    محمد سرور دانش، معاون دوم ریاست جمهوری برگزاری انتخابات و حفظ قانون اساسی کشور را از عناصر کلیدی نقشۀ‌ راه حکومت برای صلح می‌خواند.

    آقای دانش امروز (یک‌شنبه، پانزدهم حمل) در مراسم معرفی دادستان کل کشور، گفت حکومت افغانستان می‌خواهد که روند جاری گفت‌وگوهای صلح به برقراری صلح عادلانه و پایدار در کشور منجر شود.

    آقای دانش افزود در صورتی که صلح عادلانه و پایدار به میان نیاید، جنگ تازه‌یی در کشور آغاز می‌شود که خشونت‌های بیشتری را به همراه خواهد داشت. از این‌رو، آقای دانش خاطرنشان می‌سازد که حکومت نقشۀ‌ راهی را برای برقراری صلح عادلانه و پایدار در کشور روی دست گرفته است. به بیان آقای دانش، حفظ قانون اساسی از موارد کلیدی نقشۀ راه حکومت برای صلح به شمار می‌رود.

    او اظهار داشت اصل حفظ قانون اساسی به هدف جلوگیری از انقطاع قانون و فروپاشی سیاسی در این نقشۀ راه گنجانیده شده است. به بیان او، فروپاشی نظام‌های مبتنی بر قانون اساسی در گذشته‌ها زیان‌بار بوده و در شرایط کنونی نیز پیامدهای مناسبی دربر نخواهد داشت.

    معاون دوم ریاست جمهوری یادآوری کرد تعدیل قانون اساسی با راهکاری که در این قانون پیش‌بینی شده است، در روند صلح امکان‌پذیر خواهد بود. آقای دانش اضافه می‌کند که برگزاری انتخابات و شکل‌گیری نظام مبتنی بر آرای مردم، دومین اصل کلیدی در نقشۀ‌ راه حکومت برای صلح است. به بیان او، حکومت حاضر است انتخابات را زیر نظر جامعۀ جهانی برگزار کند.

    گفتنی است که این نقشۀ راه از سوی رییس‌جمهور غنی در مخالفت با طرح پیشنهادی وزارت خارجۀ امریکا مبنی بر ایجاد حکومت مشارکتی موقت تهیه شده است. این طرح قرار است در کمتر از دو هفتۀ دیگری از سوی آقای غنی در نشست استانبول، مطرح شود.

  • دانش: صلح نباید نظام جمهوری را از بین ببرد

    دانش: صلح نباید نظام جمهوری را از بین ببرد

    محمد سرور دانش، معاون دوم ریاست جمهوری می‌گوید نظم جمهوری، قانون اساسی و نهادهای امنیتی کشور نباید در روند صلح از بین برده شوند.

    آقای دانش که امروز (پنج‌شنبه، چهاردهم حوت) در مراسم گرامی‌داشت از بیست‌وششمین سالیاد شهادت عبدالعلی مزاری در کابل صحبت می‌کرد، بر حفظ نظم جمهوری در روند صلح تأکید کرد.

    آقای دانش گفت هیچ طرح صلحی نباید در غیاب دولت و مردم افغانستان به بحث گرفته شود و به بهانۀ آمدن صلح نظم جمهوری از بین برده شود.

    او افزود بهترین راهکاری برای تأمین صلح در کشور برگزاری انتخابات است و همۀ طرف‌های سیاسی در این روند باید شرکت کنند.

    آقای دانش خاطرنشان ساخت صلح یک روند دوجانبه است که یک طرف رهبران سیاسی افغانستان در چوکات دولت و طرف دیگر آن گروه طالبان به گفت‌وگو می‌پردازند و در پیوند به آیندۀ کشور تصمیم می‌گیرند.

    آقای دانش با انتقاد از رویکرد طالبان اعلام کرد این گروه هنوزهم در فکر آن است که طرف‌های سیاسی به طالبان بیعت کنند. او از طالبان می‌خواهد که رویکرد انحصارطلبانه را کنار بگذارند.

    این در حالی است که به تازه‌گی زلمی خلیل‌زاد، نمایندۀ ویژۀ امریکا در امور صلح افغانستان در سفرش به کابل طرح تازه‌یی را برای تسریع روند صلح با رهبران سیاسی کشور شریک ساخته است. گفته می‌شود در چوکات این طرح می‌بایست یک حکومت مشارکتی با شمولیت طالبان در افغانستان ایجاد شود.

  • غنی: پارلمان نمی تواند جای حکومت را بگیرد

    غنی: پارلمان نمی تواند جای حکومت را بگیرد

    رییس‌جمهور غنی، به رد بودجه‌ی سال مالی ۱۴۰۰ خورشیدی از سوی مجلس نمایندگان واکنش نشان داد و گفت پارلمان جای حکومت را گرفته نمی‌تواند.

    آقای غنی، روز چهارشنبه (۱۷ جدی)، در نشست کابینه گفت پروژه‌ی اضافی وارد بودجه‌ی ملی نخواهد شد.

    او افزود: «پارلمان جای دولت را از نگاه قانون اساسی گرفته نمی‌تواند. قانون اساسی وضاحت کامل دارد که تهیه و ارایه‌ی بودجه، کار قوه‌ی اجراییه است و مسئولیت پارلمان این است که یا تایید و یا رد کند. ما توان درج میلیاردها پروژه‌ی سلیقه‌ای را نداریم.»

    این در حالی است که طرح بودجه‌ی سال مالی ۱۴۰۰ خورشیدی، از سوی مجلس نمایندگان رد شده است.

    نمایندگان مجلس، بیرون کردن ۱۱۳۱ پروژه‌ی ولایتی، در نظر گرفتن بیش از ۱۳ میلیارد افغانی در کود احتیاطی که روشن نیست در کجا مصرف می‌شود و جا دادن بیش از ۲ میلیارد افغانی در کودهای ۹۱ و ۹۲ را از مشکلات این بودجه عنوان کرده اند.

    مجلس نمایندگان، هم‌چنان طرحی را برای یک‌سان‌سازی حقوق کارمندان دولتی تدوین و تایید کرده است.

    این طرح که از سوی ۳۰ عضو مجلس نمایندگان به نشست عمومی روز چهارشنبه (۱۷ جدی)، پیشنهاد شده بود، با اکثریت آرا تایید شد. کمیسیون مالی و بودجه‌ی مجلس نمایندگان، مکلف شده است که این طرح را در سند بودجه‌ی ملی سال مالی ۱۴۰۰ خورشیدی بگنجاند.

    میررحمان رحمانی، رییس مجلس نمایندگان، گفت که بر اساس این طرح، برای یک‌سان‌سازی حقوق ماموران، آموزگاران، متقاعدان، اجیران و سربازان به منظور تامین عدالت اجتماعی از کودهای ۹۱ و ۹۲، حقوق ان‌تی‌ای، سوپراسکیل و سی‌بی‌آر، به حقوق آن‌ها طبق رتب حقوق، افزوده شود.

    آقای رحمانی، گفت که تا تطبیق نشدن طرح یک‌سان‌سازی حقوق کارمندان دولتی و عدم ایجاد توازن، بودجه‎ی سال مالی ۱۴۰۰ خورشیدی از سوی مجلس نمایندگان تایید نخواهد شد.

    به گفته‌ی او، تا زمانی که پیش‌نویس بودجه تایید و نهایی نشود، مجلس نمایندگان به تعطیلات زمستانی نیز نخواهد رفت.

    در سند بودجه برای سال مالی ۱۴۰۰ خورشیدی، ۴۵۲ میلیارد افغانی پیش‌بینی شده است. از این میان، ۲۹۵ میلیارد افغانی بودجه‌ی عادی و ۱۵۶ میلیارد افغانی بودجه‌ی انکشافی در نظر گرفته شده است.

  • امرالله صالح: کار من به نمایندگان مجلس ربطی ندارد

    امرالله صالح: کار من به نمایندگان مجلس ربطی ندارد

    امرالله صالح، معاون اول ریاست‌جمهوری، گفت موقف‌گیری برخی از اعضای مجلس نمایندگان، به جایگاه‌شان در اذهان عامه صدمه می‌زند.

    آقای صالح، روز شنبه (۲۹ قوس)، جزییات نشست شش‌ونیم را منتشر کرد و گفت: «این که من چند بجه از خواب بلند می‌شوم، با کدام کارمند دولتی جلسه می‌گیرم، روی چه موضوعاتی بحث می‌کنم و چه زمانی به خانه‌ام بر می‌گردم، هیچ ربطی به مجلس نمایندگان ندارد.»

    به گفته‌ی او، «خنده‌آور» است کسی اعلامیه بدهد که چرا امرالله صالح ساعت شش‌ونیم صبح جلسه برگزار می‌کند.

    آقای صالح، گفت آن‌هایی که اتهام می‌بندند که نشست‌های شش‌ونیم تاثیری نداشته؛ در فقدان حقایق و ارقام حرف می‌زنند.

    او به کنایه به نمایندگان مجلس، گفت: «قرار است قانون اساسی افغانستان را در کتابچه‌های جیبی چاپ کرده و برای‌شان تحفه بدهم تا یک بار دیگر برای‌شان وظایف سه قوا واضح شود. به یقین که تعیین وقت جلسات در صلاحیت خودم است و ربطی به  مجلس نمایندگان ندارد و قانون اساسی نیز در این مورد ساکت است.»

  • رئیس جمهور غنی مدال دولتی غازی محمد اکبرخان را به داکتر زلمی رسول، تفویض کرد

    رئیس جمهور غنی مدال دولتی غازی محمد اکبرخان را به داکتر زلمی رسول، تفویض کرد

    محمد اشرف غنی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان قبل از ظهر امروز به منظور تقدیر از خدمات داکتر زلمی رسول سفیر افغانستان در بریتانیا، مدال دولتی غازی محمد اکبرخان را به وی تفویض نمود.

    در فرمان رئیس جمهور در این خصوص آمده است به خاطر تقدیر از نمایندگی برجستۀ موصوف در عرصۀ دیپلوماتیک در خارج از کشور که امور محوله را با بسیار صداقت و شجاعت انجام داده و نتایج خوبی را در قبال داشته است، اعطای مدال دولتی غازی محمد اکبرخان را منظور می نمایم.

    رئیس جمهور غنی در مراسمی که به این مناسبت در قصر گلخانه برگزار شده بود، گفت: «جای افتخار است که امروز از یک فرزند صدیق افغانستان تقدیر به عمل می آید.»

    داکتر زلمی رسول در تمام مراحل زندگی خویش، همانند پدرش عبدالقیوم رسول که وزیر صحت عامه بود، برای نهادینه کردن نظام مشروع در افغانستان، تلاش های خستگی ناپذیر را انجام داده است.

    رئیس جمهور کشور گفت تلاش ها و خدمات داکتر زلمی رسول از جوانی تا این لحظه برای آزادی و ایجاد نهضت سیاسی افغانستان بوده تا افغانستان از طریق دموکراسی به ثبات سیاسی برسد.

    رئیس جمهور غنی گفت نقش داکتر زلمی رسول در ایجاد لویه جرگه به خاطر حل معضله افغانستان پس از تجاوز اتحاد شوروی سابق که بعدها زمینه ساز تدویر کنفرانس بن گردید، برجسته می باشد.

    رئیس جمهور غنی با اشاره به حوصله، تحمل و تفکر داکتر زلمی رسول، گفت موصوف همیشه در بحث های ملی نقش ارزنده را بازی کرده و به همین خاطر حکومت افغانستان تلاش ها و خدمات وی را مورد تقدیر قرار می دهد.

    در مقابل، داکتر زلمی رسول سفیر افغانستان در بریتانیا، از اعتماد رئیس جمهور غنی و تفویض مدال دولتی غازی محمد اکبرخان، تشکر کرده گفت من از جوانی تا این لحظه برای افغانستان تلاش و کار کرده ام و تا زمانی که زنده هستم، برای کشورم خدمت خواهم کرد و آن را وجیبه ملی خویش میدانم.

  • مسائل اساسی در مذاکرات صلح افغانستان

    مسائل اساسی در مذاکرات صلح افغانستان

    برنت روبین، دانشمند علوم سیاسی و کارشناس افغانستان در مقاله‌ای که به‌گونه‌ی مشترک از سوی انستیتوت صلح ایالات متحده و دانشگاه نیویورک نشر شده، موضوع‌های اساسی مورد بحث در گفت‌وگوهای صلح و به‌صورت مشخص «قانون اساسی» را به بررسی گرفته است. هرچند آقای روبین در آغاز مقاله‌اش یادآور می‌شود که قرار نیست راه حلی برای دو طرف گفت‌وگو پیشنهاد کند، اما او چشم‌انداز دقیق از وضعیت فعلی گفت‌و‌گوی دوحه ترسیم می‌کند.

    بر بنیاد مقاله‌ آقای روبین مذاکرات کنونی در دوحه بین جمهوری اسلامی افغانستان و امارت اسلامی خودخوانده‌ی طالبان، به هدف پایان‌دادن به جنگی که سال 1978 با مشارکت گسترده‌ی بازی‌گران خارجی آغاز شد، برای توافق در مورد نقشه راه سیاسی آینده، پس از خروج نیروهای امریکایی، جریان دارد و قانون اساسی که طالبان به شکل کنونی آن‌را رد کرده است، موضوع اصلی مذاکره خواهد بود.

    طوری که آقای روبین نوشته است، هر دو طرف گفت‌وگو ادعا می‌کنند که به قوانین اسلامی پابندند اما آن‌را به روش‌های مختلف تفسیر می‌کنند: «آن‌ها نیاز مشترکی دارند تا راهی برای زندگی یک ملت با یک دولت پایدار که در خدمت اعتقادات و آرزوهای مردم افغانستان باشد، پیدا کنند.»

    مذاکره در مورد یک قرارداد ملی فراگیر در یک تاریخ پرسروصدا

    در 47 سال گذشته، دولت افغانستان پادشاهی، جمهوری، جمهوری دموکراتیک خلق، جمهوری دیگر، کشور اسلامی، امارت اسلامی، دولت موقت، دولت اسلامی انتقالی و جمهوری اسلامی بوده است. به‌طور متوسط در بیش از هر شش سال، یک بار تغییر رژیم اتفاق افتاده است. آموزه‌های دینی، حقوقی و قانون اساسی هرکدام گفتمانی را ارائه داده که گروه‌ها از طریق آن به منازعه پرداخته‌اند، اما این مبارزه صرفا درباره ایده‌ها نه، بلکه یک رقابت سیاسی برای قدرت بوده است. افغان‌ها نتوانسته‌اند در مورد فرمولی برای یک سیاست مشترک که هیچ‌کس احساس استثنابودن نداشته باشد، به توافق برسند. فضای استراتژیک همیشه در حال تغییر در منطقه و جهان به‌طور غالب به تشدید درگیری‌ها کمک کرده است. مذاکرات صلح جاری در دوحه، فرصتی برای مذاکره در مورد یک قرارداد ملی، بدون استثنا قراردادن کسی را فراهم می‌کند.

    ترکیب هیأت‌

    محفل گشایش گفت‌وگوی بین‌الافغانی در دوحه/ عکس از یورونیوز
    محفل گشایش گفت‌وگوی بین‌الافغانی در دوحه

    تغییرات سیاسی سریع از سال 1973 یک انقلاب اجتماعی ناشناخته ایجاد کرد. نخبگان قبیله‌ای قدیمی در سال 1978 توسط نخبگان جدید که از سیستم آموزشی دولتی بهره برده بودند، برکنار شدند. یک جناح آموزش‌دیده برای خدمت به دولت (چپ‌های هم‌سو با اتحاد جماهیر شوروی) در سال 1973 به داوود خان کمک کردند تا قدرت را به‌دست آورد و سپس خود کنترل را در انقلاب ثور 1978 به‌دست گرفت. رهبران مجاهدین مستقر در پاکستان و ایران که در برابر شوروی و رژیمی مورد حمایتش مقاومت کردند، بیشتر محصولات بخش‌های مختلف نظام آموزشی یکسان بودند.

    روحانیون روستایی که در متن جامعه بودند و در جهاد در سطح محلی شرکت کردند به‌طور قابل‌توجهی در میان این نخبگان غایب بودند. در سال 1994 با حذف، تبعید یا نابودی نخبگان دیگر، جنبش طالبان به‌عنوان بخشی از این گروه، در قندهار ظهور کرد که از سوی پاکستان، عربستان سعودی و جهادیان جهانی حمایت می‌شد. امارت اسلامی که طالبان در سال 1996 تأسیس کردند، اولین نهاد ملی در تاریخ افغانستان بود که علمای دین، به‌ویژه علمای روستایی را مستقیما در قدرت قرار داد.

    اکنون دو تیم هرکدام با 21 عضو، بیشتر نخبگانی را ‌که در دهه‌های گذشته با هم رقابت کرده‌اند، شامل می‌شود. هیأت جمهوری اسلامی شامل یازده نفر با مدرک دانشگاهی از خارج کشور و ده نفر دیگر دارنده‌ی مدرک از نظام آموزشی دولتی افغانستان‌اند. دست‌کم پنج نفر دارای تحصیلات عالی در مطالعات اسلامی از دانشکده‌ شرعیات دانشگاه کابل، مدارس دولتی یا دانشگاه‌های بین‌المللی‌اند. این تیم شامل شش پشتون، شش تاجیک، چهار هزاره، دو ازبیک، دو سید (یکی سنی و دیگری اسماعیلی) و یک بلوچ است. چهار زن هر کدام از یک گروه‌ قومی متفاوت در این تیم عضویت دارند. به‌لحاظ مذهبی این تیم شامل شانزده سنی حنفی و پنج شیعه از دو فرقه مختلف است. تعدادی از نمایندگان به خانواده‌های جهادی که مقاومت در برابر حمله شوروی یا رژیم طالبان را بر عهده داشته‌اند، تعلق دارند. اعضای این تیم به‌طور عمده با زبان دری (فارسی) با یکدیگر و مردم ارتباط برقرار می‌کنند.

    رهبران طالبان عمدتا در مدارس شبانه‌روزی در روستاهای افغانستان یا در پاکستان و در مدارس مرتبط با جنبش دیوبندی آموزش دیده‌اند. (یکی از اعضای هیأت دولت نیز در یک نهاد دیوبندی در پاکستان تحصیل کرده است.) از تیم مذاکره‌کننده طالبان فقط دو نفر تحصیلات عالی سکولار دارند – یکی در آکادمی نظامی هند و دیگری در دانشکده روزنامه‌نگاری دانشگاه کابل تحصیل کرده‌اند. به جز یک نفر، بقیه در افغانستان و پاکستان تحصیل کرده‌اند. این هیأت شامل یازده پشتون از شرق، هفت پشتون از جنوب، یک ازبیک، یک ترکمن و یک تاجیک است. این تیم اعضای خانواده رهبران طالبان مانند ملا محمدعمر و جلال‌الدین حقانی را شامل می‌شود. تیم طالبان شامل هیچ زن، هزاره یا شیعه نیست. هیأت طالبان با یکدیگر و مردم عمدتا به زبان پشتو ارتباط برقرار می‌کنند.

    این دو تیم از نظر ترکیب جنسیت، قوم، مذهب و پیش‌زمینه‌ی تحصیلی تفاوت چشم‌گیر دارند. طرف جمهوری اسلامی گروه‌هایی را با هم ادغام کرده است که گاهی قبل از سال 2001 باهم درگیری داشتند. حتا وقتی اعضای آن علیه طالبان موضع مشترک می‌گیرند، وحدت‌شان شکننده است. طالبان از زمینه‌های همگون‌تر و مطیع یک مرجع دینی واحد، با انضباط بیشتری عمل می‌کنند اما هنوز توانایی نشان‌دادن یا یکپارچه‌سازی تنوع در افغانستان را ندارند. اعضای ائتلاف قانون اساسی جمهوری اسلامی و طالبان با یکدیگر تعاملات کمی فراتر از جنگ داشته‌اند. وجه مشترک‌شان این است که اکثریت‌شان دسترسی به قدرت دولتی داشته‌اند.

    اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی و امارت اسلامی

    چارچوب‌های قانون اساسی جمهوری و امارت به اصول به ظاهر متناقض استناد می‌کنند. عناصر ائتلافی قانون اساسی می‌گویند که ساختار جمهوری اسلامی را حفظ و از آن دفاع کنند. آن‌ها تا در امتداد خطوط قومی، در مورد اصلاحات برای تقسیم قدرت و تمرکززدایی اختلاف، اما در برخی اصول اساسی توافق دارند. ماده چهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی بیان می‌دارد: «حاکمیت ملی در افغانستان به ملت تعلق دارد که به‌طور مستقیم یا توسط نمایندگان خود آن را اعمـال می‌کند.» این چیزی است که دولت را به‌جای سلطنت یا تئوکراسی، به جمهوری تبدیل می‌کند. قانون اساسی چهارچوب سیاسی در توزیع قدرت بین گروه‌های قومی، زبانی، طبقات و اقشار اجتماعی، جنسیت‌ها و مکاتب فقهی را در چارچوب قوانین اسلامی و بین‌المللی نهادینه کرده است. مقدمه قانون اساسی شامل ایجاد نظمی براساس «خواست مردم و دموکراسی» است. فرایند قانون اساسی جمهوری اسلامی که به تنوع هواداران خود وابسته است، در تلاش برای دست‌یابی به اتفاق نظر در مورد تعریف ملت، با طیف گسترده‌ای از مسائل قومی، فرقه‌ای و مذهبی دست به گریبان است. این توازن مجدد باید خواست‌های متعدد را در نظر می‌گرفت و نتیجه آن ایجاد قانون اساسی بود که در تشخیص صریح تنوع قومی افغانستان بی‌سابقه است.

    طالبان درباره این‌که با چه‌چیزی مخالف‌اند بسیار واضح‌تر از آن‌چیزهای‌اند که مورد حمایت‌شان است. موضع رسمی آن‌ها ظاهرا پایان‌دادن به «اشغال» خارجی و ایجاد «نظام اسلامی» است اما هرگز برای ثبات مجدد، «امارت اسلامی» را به‌عنوان یک هدف صریح تعریف نکرده‌اند و برخی اظهار داشته‌اند که ممکن است تغییر نام به‌عنوان مثال «دولت اسلامی» را بپذیرند. طالبان هنوز هم بسیاری از اصول حاکمیت که امارت را شکل داده، بدون در نظرگرفتن نام، تأیید می‌کنند.

    طالبان کدام قانون اساسی تصویب نکرده‌اند. در سال 1998 گروهی از دانشمندان اسلامی را برای تهیه پیش‌نویس دعوت کردند اما آن‌ها آن‌را تصویب و منتشر نکردند. هنگامی‌که این پیش‌نویس در سال 2005 برای رسانه‌ها منتشر شد، با مقدمه‌ای همراه بود مبنی بر این‌که شورای عالی آن را در ماه جون همان سال تصویب کرده است، اما هیچ نشانه‌ای از اجرای آن وجود ندارد. منابع عمومی طالبان می‌گوید که این پیش‌نویس موضع فعلی آن‌ها در مذاکرات را منعکس نمی‌کند. با این حال، طبق پیش‌نویس قانون اساسی طالبان، علما در بالاترین سطح قدرت کسانی‌اند که توسط امیرالمومنین، به رهبری منصوب می‌شوند و همه مقامات عالی، مسلمانِ سنی و پیرو فرقه حنفی‌اند. آن‌ها همچنین با اکثریت قریب به اتفاق پشتون‌های نزدیک به رهبری‌اند. دکترین طالبان با هرگونه ارجحیت‌دهی به یک گروه، مخالف است اما در عمل، انتصابات و سیاست‌ها ترکیب قومی و قبیله‌ای جنبش را منعکس می‌کند و این نظام هیچ میکانیزم نمایندگی یا سایر مکانیزم‌ها که این گرایش را توازن کند، ندارد. نه در پیش‌نویس قانون اساسی طالبان و نه اطاعت از امیر، قومیت یا تنوع ذکر نشده است. تنها اشاره به این موارد، در پیش‌نویس قانون اساسی در ماده 11 است که از پشتو و دری به‌عنوان زبان‌های رسمی افغانستان نام برده شده است.

    قانون اساسی جمهوری اسلامی/ عکس از شبکه‌های اجتماعی
    قانون اساسی جمهوری اسلامی

    تطبیق حکومت اسلامی

    اجرای قید اسلامی در اصل ممکن است به‌عنوان یک نیروی متحدکننده بین دو طرف به‌نظر برسد، اما تصمیم‌گیری در مورد چگونگی انجام آن، ذاتا سیاسی است. هیچ قانون شرعی مکتوبی وجود ندارد و هر دولت اسلامی احتمالی باید تصمیم بگیرد که چگونه شرع را اعمال کند، خواه با امتیاز دادن به یک فرقه یا اختیار دادن تفسیر آن به گروه‌ها یا نهادهای خاص.

    در گفت‌وگوی دوحه بحث‌برانگیزترین تصمیم این نیست که آیا یک نظام اسلامی به‌کار گرفته شود یا نشود، بلکه تعیین این‌که چه‌کسی قدرت تعریف و اجرای قید «اسلامی» در کنار دولت را دارد، بحث‌برانگیز است. این تصمیم به همان اندازه که یک تصمیم دینی است، اعطای قدرت تعیین آن به کسی، از سوی دو طرف دیدگاه‌های رقیب یا حتا مخالف دارد.

    فرقه‌گرایی اسلامی

    در ماده‌ی دوم قانون اساسی 1964 آمده است: «آداب و رسوم مذهبی که توسط دولت انجام می‌شود، طبق آموزه‌های مذهب حنفی خواهد بود.» همچنین در ماده‌ی هفتم و هشتم ملزم شده است که پادشاه «محافظ اصول اساسی دین مقدس اسلام» و «پیرو آموزه حنفی» باشد. اما قانون اساسی فعلی به دنبال قوانین 1977 و 1987 از تسلط فقه حنفی می‌کاهد.

    در ماده دوم قانون اساسی فعلی آمده است: «دین مقدس اسلام دین جمهوری اسلامی افغانستان است» و ماده سوم قانونی را که مخالف معتقدات و احکام دیـــن مقدس اسلام باشد، بدون ذکر هیچ فرقه‌ای منع می‌کند. تنها ذکر فقه حنفی در ماده 130 قانون اساسی است که می‌گوید: «هرگاه برای قضیه‌ای از قضایای مورد رسیدگی، در قانون اساسی و سایر قوانین حکمی موجود نباشد، محاکم به پیروی از احکام فقه حنفی و در داخل حدودی که این قانون اساسی وضع کرده،‌ قضیه را به‌نحوی حل و فصل می‌کنند که عدالت را به بهترین وجه تأمین کند.» این قانون اساسی در ماده 131 نیز مقرر می‌دارد: «محاکم برای اهل تشیع، در قضایای مربوط به احوال شخصیه،‌ احکام مذهب تشیع را مطابق به احکام قانون تطبیق می‌کنند.» این مورد شامل هردو فقه جعفری و نظام حقوقی اسماعیلی است.

    پیش‌نویس قانون اساسی تصویب‌نشده‌ی طالبان به‌وضوح اسلام حنفی را به‌عنوان آموزه رسمی دولت درمی‌آورد و در ماده سوم بیان می‌کند: «دین مردم افغانستان دین مقدس اسلام است» و بلافاصله با ماده چهارم دنبال می‌شود: «فرقه رسمی (مذهب) افغانستان فرقه حنفی است».

    بحث در مورد فرقه یکی از جنبه‌های یک مسأله گسترده‌تر است: آزادی مذهبی برای مسلمانان.

    برای شیعیان افغانستان یک قانون اساسی مبنی بر برتری فرقه حنفی و محدودکردن بالاترین دفاتر دولتی به مسلمانان حنفی، نهادینه‌‌کردن شهروندی درجه‌دوم آن‌هاست. دست‌کم از زمان امیر عبدالرحمن نخبگان حاکم عمدتا پشتون از برتری فرقه حنفی به‌عنوان ابزاری برای کنارگذاشتن و آزار و اذیت شیعیان، که عمدتا از نژاد هزاره است، استفاده می‌کردند و گاهی اوقات آن‌ها را غیرمسلمان می‌نامیدند. این آزار و شکنجه‌ها شامل کشتارهای از قبیل کشته‌شدن هزاران غیرنظامی (بیشتر) هزاره توسط نیروهای طالبان در مزارشریف در ماه اگست و سپتامبر 1998 بوده است.

    حضور دو تن از فرماندهان آن عملیات – ملا محمدفاضل مظلوم و ملا نورالله نوری – بازداشت‌شدگان سابق در زندان گوانتانامو که پس از آزادی در سال 2014 به دفتر سیاسی پیوستند، در میان هیأت طالبان می‌تواند باعث ایجاد تروما برای اعضای هزاره هیأت و دیگر اقلیت‌ها شود.

    اکنون طالبان ادعا می‌کنند که هزاره‌ها و سایر شیعیان را به‌عنوان مسلمان و تبعه افغانستان به رسمیت می‌شناسند و در ارتباطات خصوصی، افراد نزدیک به طالبان اظهار داشته‌اند که ممکن است اجرای فقه شیعه را در مناطقی که شیعه مسلط است، قبول کنند. این اظهار خواسته‌های شیعیان و جمهوری اسلامی را برآورده نمی‌کند، اما ممکن نشان دهد که در فضای مذاکره وجود دارد.

    نظام حکومت‌داری

    قانون اساسی 2004 سیستم حکومتی ریاست‌جمهوری با دو مجلس قانون‌گذاری را پیش‌بینی کرده است. رییس‌جمهور برای حداکثر دو دوره پنج ساله مستقیما انتخاب می‌شود. رییس‌جمهور باید بیش از 50 درصد آرای معتبر را به‌دست آورد. اگر هیچ نامزدی در دور اول نتواند بیش از پنجاه درصد آرا را به‌دست بیاورد، دو نامزد پیشتاز در دور دوم رقابت می‌کنند.

    طالبان حاکمیت خدا را به این معنا تفسیر کرده‌اند که رهبر جامعه یا رییس دولت باید امیری باشد که توسط مجمع شورای اهل حل‌وعقد انتخاب شود. اعضای شورای اهل حل‌وعقد کسانی‌اند که براساس منش و دانش خود از شرع، واجد شرایط ایجاد و انحلال قراردادها هستند. از نظر طالبان اعضای این شورا باید حقوق‌دانانی باشند که معیارهای صلاحیت و تقوا را داشته باشند.

    با این حساب، دو طرف در نحوه انتخاب ریس دولت متفاوت‌اند. با این وجود، یافتن گزینه دیگری، نوعی انتخاب غیرمستقیم رییس‌جمهور که دموکراتیک، اسلامی و قابل اجرا در افغانستان باشد، ممکن است.

    انتخابات مستقیم ریاست‌جمهوری در افغانستان بحران پس از بحران ایجاد کرده است. دولت افغانستان به اطلاعات مربوط به شهروندانش که امکان می‌دهد رای دهندگان واجدالشرایط را شناسایی کند، دسترسی ندارد. تلاش‌ها برای پرکردن این خلا با توزیع شناسنامه الکترونیکی هنوز به نتیجه نرسیده است. انتخاب رهبر از طریق مجمعی از علمای هم‌فکر، با توجه به تنوع جامعه و پیچیدگی وظایف، پاسخ‌گو نیست.

    شاید یک شکل انتخابی غیرمستقیم مانند هر دو مجلس پارلمان و شوراهای ولایتی به علاوه نمایندگان سایر بخش‌های جامعه از جمله زنان بتواند راه حلی برای انتخاب رییس‌جمهور ارائه دهد.

    حقوق اساسی

    هر دو قانون اساسی جمهوری و پیش‌نویس قانون اساسی طالبان شامل فصول مربوط به حقوق اساسی است که بخشی از آن مربوط به قانون اساسی 1964 است و اما هردو تفاوت‌های دارد. یکی از تفاوت‌ها این است که در تصویب برابری شهروندان در برابر قانون، قانون اساسی جمهوری صراحتا برابری جنسیتی را پیش بینی کرده است، اما قانون اساسی طالبان به برابری جنسیتی اشار‌ه‌ای نکرده و زنان را به پوشیدن حجاب اسلامی ملزم کرده است.

    تفاوت بعدی در مورد زبان‌های ملی است. هر دو قانون اساسی برابری زبان‌های دری و پشتو را تأمین می‌کند ، اما فقط قانون اساسی جمهوری آموزش زبان‌های دیگر را پیش‌بینی کرده است.

    همین‌طور قانون اساسی جمهوری شامل حمایت از یک سلسه حقوقی است که در قانون اساسی طالبان ذکر نشده است. آزادی از کار اجباری و اسارت بدهی، حق انتخاب‌کردن و انتخاب‌شدن، حق تشکیل انجمن‌ها و احزاب سیاسی، آزادی اجتماعات، حق دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی، حق دسترسی به اطلاعات دولت و حق مالکیت معنوی از جمله حقوقی‌ست که فقط در قانون اساسی جمهوری اسلامی بیان شده است. قانون اساسی جمهوری همچنان کمیسیون مستقل حقوق بشر را ایجاد کرده است.

    طالبان به‌طور کلی در مورد تمایل‌شان برای احترام به حقوق بشر از جمله حقوق زنان پاسخ می‌دهند و می‌گویند که آن‌ها حقوق آزادی بیان، برابری زنان و سایر حقوق را مطابق با فقه اسلامی (شریعت حنفی) می‌پذیرند.

    قانون اساسی و روند صلح

    برخی از ناظران با مشاهده فاصله بین مواضع طرفین، نتیجه می‌گیرند که مذاکرات احتمالا موفق نیست. با توجه به سابقه جنگ در حل مسأله حکومت‌داری در افغانستان، مشخص نیست که دو طرف از چه گزینه بهتری طرفداری می‌کنند. تئوری حل تعارض می‌تواند راهنمایی‌های ارایه دهد. هنگامی‌که موقعیت‌ها از هم دور باشند، یک راهبرد این است که به‌جای موقعیت کنونی، بحث بر روی نیازها و منافعی که انگیزه‌دهنده برای یک موقعیت دیگر است، به‌منظور تولید راه‌حل‌های جایگزین، تمرکز کند. درک چنین علایق و نیازها فقط از طریق گفت‌وگو پدیدار می‌شود، اما مشاهدات خاص نشان می‌دهد که این گفت‌وگو از کجا ممکن است شروع شود.

    سخن‌گویان جمهوری بر تمایل به حفظ پیشرفت کشور در زمینه آموزش، بهداشت، حقوق بشر (به‌ویژه حقوق زنان) و به رسمیت‌شناختن تنوع به‌عنوان یک سرمایه مثبت تأکید کرده‌اند. طالبان از نیاز به یک نظام اسلامی «ناب» صحبت می‌کنند که بتواند فساد را از بین ببرد یا حداقل آن‌را کاهش دهد و اقتدار علمای دین را بازگرداند.

    هر دو طرف متفق‌القول‌اند که افغانستان طی پنجاه سال گذشته هرچه نظام حکومتی امتحان کرده است، همه دور از انتظار بوده است. جمهوری اسلامی برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری را تقریبا غیرممکن می‌بیند، برآیندی که با موافقت بیشتر شهروندان مشروعیت می‌یابد. فساد اداری و قضایی باعث بدبینی در مورد دموکراسی و حاکمیت قانون شده است. طالبان از جانب خویش نمی‌توانند پنج‌سال قدرت در کابل را یک موفقیت بدانند. آن‌ها نمی‌خواهند به دولتی بازگردند که سیاست‌های آن درباره تروریسم، زنان و آزادی‌های شخصی، این کشور را در سطح بین‌المللی منفور کرده است.

    افغان‌ها از هر طرف عواقب ویران‌گر عدم توافق در مورد یک سیستم مشترک دولتی را تجربه کرده‌اند. جمهوری اسلامی و حامیان بین‌المللی آن آموخته‌اند که طالبان بخشی از جامعه‌اند که از بین نمی‌روند. طالبان با افغانستان متنوع، شهری و تحصیل‌کرده‌ای روبه‌رو شده‌اند که بخشی از جامعه جهانی‌ست و با زور نمی‌توان بر آن‌ها حکومت کرد. با استفاده از همه گزینه‌های موجود، اکنون ممکن است چاره‌ای جز این نباشد که بدانند چگونه در یک کشور شناخته‌شده توسط همه زندگی می‌کنند.

    فراتر از این، به یک توافق سیاسی با احترام به شأن و منزلت همه طرف‌ها لازم است. طالبان مشروعیت قانون اساسی فعلی افغانستان را نه‌تنها به‌دلیل محتوای آن‌، بلکه به این دلیل که در سایه هواپیماهای B-52 نوشته شده است انکار می‌کنند. هنگامی که از یکی از مقامات قبلی طالبان در مورد قانون اساسی سوال شد، وی به محتوای آن اشاره نکرد بلکه به این واقعیت که وی نمی‌تواند در تهیه و تصویب آن از سلول خود در گوانتانامو شرکت کند، اشاره کرد. قانون اساسی کنونی نیز مخالفت با طالبان را علَم می‌کند. در مقدمه آن قدردانی از «جهاد و مقاومت عادلانه» مردم افغانستان و جمله اخیر اشاره به مقاومت در برابر طالبان است. از این رو، برای طالبان، پذیرش قانون اساسی فعلی، حتا به‌عنوان یک نقطه شروع برای مذاکره دشوار است.

    از سوی دیگر واقعیت این است که دولتی با وجود نقایص خود، در حال کار است. این کشور دارای نیروهای امنیتی است که می‌توانند از مرزهای کشور دفاع کنند و سبب اجرای قانون شوند. هر دو طرف سرانجام گذاری که تداوم دولت را بشکند و نهادها را با فروپاشی تهدید کند، می‌فهمند. از این رو، ممکن است لازم باشد قبل از تصمیم‌گیری درباره موضوعات اساسی ارائه‌شده در این‌جا، مذاکره‌کنندگان در مورد روندی توافق کنند که هم به ضرورت حفظ تداوم و ثبات احترام بگذارد و هم این واقعیت که طالبان با شرایطی که به زور بالای‌شان تحمیل شده، موافقت نخواهند کرد. هر دو طرف باید در این امر ذینفع کامل باشند. چنین روندی دشوار است، اما به کار سخت و دیپلماسی نیاز دارد، نه وحی الهی. قدرت‌های جهانی که از صلح و ثبات در افغانستان چیزهای زیادی به‌دست آورده‌اند، باید به افغان‌ها پشتیبانی، وقت و منابع لازم را بدهند تا در این روند کار کنند.

    اطلاعات روز

  • حکومت و طالبان برای ختم جنگ آتش بس کنند

    حکومت و طالبان برای ختم جنگ آتش بس کنند

    کمپین زنان افغان با نام «صدای زنان افغان برای دفاع از نظام جمهوری اسلامی افغانستان» در ۳۴ ولایت کشور پایان یافت.

    به مناسبت پایان این کمپین، نشستی با نام «صدای زنان افغان برای دفاع از نظام جمهوری اسلامی افغانستان» امروز (یک‌شنبه، ۲۰ میزان) در خیمه‌ی لویه‌جرگه در کابل برگزار شد.

    زنان افغان در این نشست یک قطع‌نامه‌ی نُه ماده‌ای را صادر کردند. در این قطع‌نامه دیدگاه‌های حدود ۱۵ هزار و ۷۰۰ زن از سراسر کشور گرفته شده است.

    زنان افغان در ماده‌ی اول این قطع‌نامه از هیأت‌های مذاکره‌کننده‌ی جمهوری اسلامی افغانستان و گروه طالبان خواسته است که روی آتش‌بس به توافق برسند و به جنگ و خون‌ریزی مردم بی‌گناه پایان بدهند.

    در این قطع‌نامه همچنان از عالمان دین خواسته شده است که به‌خاطر ترویج فرهنگ صلح‌پروری و حفظ ارزش‌ها و هویت دینی و ملی برای تقویت وحدت ملی، هم‌دیگر پذیری و حل منازعات از منبرها و مساجد، تلاش کنند.

    در ماده‌ی سوم این قطع‌نامه آمده است: «ما زنان افغان به‌عنوان مدافعین نظام جمهوری اسلامی افغانستان خواهان حقوق شهروندی، دست‌آوردهای دو دهه‌ی اخیر همه شهروندان به ویژه زنان و حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور می‌باشیم و به آن ارج می‌گذاریم.»

    زنان افغان همچنان در این قطع‌نامه گفته‌اند که برای تضمین حقوق مدنی و سیاسی‌شان، حفظ قانون اساسی را در مذاکرات صلح منحیث وثیقه‌ی ملی الزامی می‌دانند.

    آنان همچنان گفته‌اند که از حرکت‌های مردمی و اقدامات دولت جمهوری اسلامی افغانستان به‌خاطر رسیدن به صلح پایدار و باعزت حمایت کرده و خواهان ادامه‌ی این گونه حرکات هستند.

    در ماده‌ی ششم این قطع‌نامه آمده است: «ما زنان افغان خواهان حمایت از خانواده‌های آسیب‌دیده از جنگ و شهدای نهادهای امنیتی و ملکی هستیم.»

    در ماده‌ی هفتم این قطع‌نامه بر حفظ، پایداری و تقویت نیروهای امنیتی کشور تأکید شده است.

    در ماده‌ی هشتم نیز از کشورهای همسایه‌ی افغانستان و کشورهای منطقه خواسته شده است که از روند صلح در افغانستان حمایت کنند. از جامعه جهانی نیز خواسته شده است که استقرار صلح پایدار و همکاری لازم به‌خاطر تقویت نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان را تضمین کنند.

    در ماده‌ی نهم و پایانی این قطع‌نامه آمده است: «ما زنان افغان منحیث شهروندان مسئول، خواهان زندگی مسالمت‌آمیز توام با هم‌دیگرپذیری زبانی، قومی، دینی و مذهبی می‌باشیم، زیرا زیبایی ما در تنوع قومی، مذهبی، دینی و وحدت ملی است.»

  • جامعه هزاره های خارج از کشور خواستار به رسمیت شناخته شدن مذهب و حقوق بشر خود و اقلیت ها در مذاکرات صلح شدند

    جامعه هزاره های خارج از کشور خواستار به رسمیت شناخته شدن مذهب و حقوق بشر خود و اقلیت ها در مذاکرات صلح شدند

    این اعلامیه از سوی سازمان‌های هزاره‌اینترنشنال، شورای هزاره‌های بریتانیا، شورای جهانی هزاره، خدمات بشری هزاره‌های کانادا، بنیاد شهید مزاری استرالیا، موسسه صلصال سوید، مرکز پژوهشی هزاره، مرکز فرهنگی هزاره در هامبورگ، موسسه فرهنگی کاتب در دانمارک و شبکه‌هزاره‌های اسماعلیه در کانادا منتشر شده است.

    در این اعلامیه، با آن که آغاز مذاکرات بین‌الافغانی در دوحه یک گام مثبت برای برقراری صلح و ثبات دایمی در افغانستان عنوان شده اما تذکر یافته است که در گفتگوهای صلح باید اطمینان حاصل شود که از حقوق‌بشر، عدالت، آزادی‌های دینی و عقیدتی، حاکمیت قانون و برابری تمام شهروندان افغانستان محافظت می‌شود.

    جامعه دیاسپورای هزاره موضوعات چون به رسمیت شناختن،شمولیت، امنیت، دیموکراسی، مساوات و حسابدهی را در مذاکرات صلح مهم دانسته و گفته که هایت گفتگو کننده حکومت افغانستان باید آن را مورد توجه قرار دهند.

    در اعلامیه آمده است: ” تمام شهروندان افغانستان از فرصت‌های مساوی مشارکت در تمام امور کشوری، به شمول انتخاب کردن و انتخاب شدن به پست‌های سیاسی در هر سطحی براساس اصول دموکراتیک جهانی باید برخوردار باشند.”

    همچنان در ماده اول این اعلامیه از هیات مذاکره کننده حکومت افغانستان خواسته شده که باید اطمینان دهند که از حقوق اساسی و نگرانی‌های امنیتی هزاره‌ها، به عنوان یک گروه قومی و فرهنگی در جریان مذاکرات صلح محافظت می‌شود.

    در عین حال تذکر داده شده است که باید حقوق و آزادی های مذهبی هزاره‌ها، همان‌طور که در قانون اساسی فعلی افغانستان  شناخته شده است در مذاکرات صلح به رسمیت شناخته شود و فرصت‌های آن‌ها به عنوان شهروندان مساوی در افغانستان به خاطر عقیده شان محدود نشود.

    ‌بر اساس اعلامیه در توافق‌ صلح، باید شمولیت هزاره‌ها و دیگر گروه‌های قومی در ساختار حکومتی و سیستم سیاسی پسا-صلح تضمین شود.

    اعلامیه افزوده که حکومت افغانستان و جامعه بین‌الملل که از تلاش‌های و مذاکرات صلح حمایت می‌کنند باید برنامه‌های لازم را جهت محافظت از گروه‌های قومی-مذهبی مانند هزاره‌ها در مقابل تهدیداتی که اساس مذهبی دارند، روی دست گیرند.

    همین طور جامعه هزاره بر یک نظام دموکراتیک جهت حفظ توازن میان شهروندان تاکید کرده و گفته است که سیستم سیاسی‌ای پشتبانی می‌کند که به اساس انتخابات آزاد و منصفانه استوار باشد و تمام شهروندان حقوق و فرصت‌های مساوی برای انتخاب نمایندگان و رهبران حکومت‌شان را داشته باشند.

     باید میکانیزم حساب‌دهی قبل از مذاکره و الزام‌آور از لحاظ قانون وجود داشته باشد تا حقوق و امنیت هزاره‌ها را تضمین کرده و طرزالعمل‌های اساسی و روشن را ارایه کند و مشخص سازد در صورتی که تخطی و سرپیچی از تعهدات حقوق‌بشری توسط جناح طالبان صورت گیرد، چه مواردی می‌تواند تطبیق این میکانیزم‌ها را به پیش برد.

    در ماده ششم این اعلامیه با اشاره به حساب‌دهی گفته شده است که کمک‌های بین‌المللی پس از این باید به حفاظت و حمایت از حقوق گروه‌های اجتماعی آسیب‌پذیر و محروم مشروط باشد.

    در اخیر این اعلامیه اضافه شده که  طالبان از قوانین حقوق‌بشری بین‌المللی اطاعت نکرده‌ و به آن احترام نمی‌گذارند این گروه باید تمام معاهدات و اسناد مرتبط به قوانین حقوق‌بشری بین‌المللی که افغانستان امضا کرده است را به رسمیت بشناسند.

    به این ترتیب از جامعه بین‌المللی که در پروسه صلح دخیل اند خواسته شده است که اطمنان دهند که ارزش‌های حقوق‌بشری در جریان مذاکرات صلح حفظ می شود و در صورتی که این ارزش ها از سوی طالبان نقض گردد، پاسخگو خواهند بود.

    این در حالی است که یکی از خواست های اساسی طالبان در مذاکرات بین‌الافغانستان حل مشکلات بر اساس فقه حنفی و رد مذهب جفعری است.

  • حقوق شیعیان در زمان بحث روی قانون اساسی افغانستان مورد بررسی قرار می گیرد

    حقوق شیعیان در زمان بحث روی قانون اساسی افغانستان مورد بررسی قرار می گیرد

    یک عضو ارشد مذاکره‌کننده طالبان در دوحه می‌گوید مبحث حقوق شیعیان در افغانستان زمانی مطرح می‌شود که مذاکرات به مرحله بحث بر سر قانون اساسی جدید افغانستان برسد.

    در چند روز اخیر، مذاکرات صلح افغانستان که از دو هفته پیش در دوحه قطر آغاز شده به خاطر دو مورد اختلاف‌نظر در طرزالعمل مذاکرات میان دو هیات مذاکره کننده متوقف شده است.

    هیات طالبان مبنای فقه حنفی و سند توافقنامه صلح را که این گروه قبلا با آمریکا امضا کرده، در مذاکرات مطرح کرده که با واکنش در افغانستان مواجه شده است.

    خیرالله خیرخواه، امروز در گفتگوی با یک شبکه انترنتی نزدیک به این گروه گفت:«ما می‌خواهیم برای طرزالعمل مذاکرات یک اساس را بگذاریم که اگر اختلافی در جریان مذاکرات پیش آمد، در چارچوب شریعت اسلامی و براساس مذهب حنفی حل شود. این مساله مشکلی برای شیعه‌ها به وجود نمی‌آورد.»

    به گفته آقای خیرخوا مسایل مربوط به احوال شخصیه شیعیان وقتی مطرح می‌شود که روی قانون اساسی بحث کنیم.

    او گفت: «ما گفتیم که ما می‌خواهیم برای طرزالعمل مذاکرات یک اساسی را بگذاریم که اگر اختلافی در جریان مذاکرات پیش آمد، در چارچوب شریعت اسلامی و براساس مذهب حنفی حل شود. این مساله مشکلی برای شیعه‌ها به وجود نمی‌آورد. آنها گفتند مسایل مربوط به احوال شخصی باید در آن ذکر شود، ما گفتیم که این را می‌پذیریم در مسایل مربوط به احوال شخصی شما آداب و مناسک خود را دارید ولی این مسایل وقتی مطرح می‌شود که روی قانون اساسی بحث بکنیم، برای طرزالعمل مذاکرات این مساله مشکلی ایجاد نمی‌کند.»

    بنا به گزارش‌ها، هیات افغانستان نیز به طالبان حفظ حقوق و آزادی‌های مذهبی شیعیان و سایر اقلیت‌های مذهبی را پیشنهاد داده است.

    هنوز پاسخ رسمی از جانب طالبان به هیات افغانستان داده نشده است. در روزهای گذشته، تیم‌های تماس نیز باهم دیداری نداشته‌اند.

    این عضو ارشد مذاکره کننده طالبان از هیات افغانستان به خاطر درز بحث‌های مذاکرات گفته درخواست هیات طالبان از هیات افغانستان این بود “تا زمانی ‌که بر سر یک طرزالعمل توافق نشده، نباید آن را به بیرون درز بدهیم، زیرا تجربه ما از مذاکره با آمریکایی‌ها این را نشان می‌دهد که برای موفقیت مذاکرات نباید همه چیز از پیش به بیرون از هیات مذاکرات گزارش داده شود.”

    آقای خیرخواه گفت: ولی تیم مقابل نتوانستند “مسایل را به بیرون گزارش ندهند” و حالا مشخص است که اختلاف بر سر موضوع مبنا قرار گرفتن مذهب حنفی و توافقنامه آمریکا و طالبان است.

  • غنی: یاد کربلا باید همیشه جاویدان نگه داشته شود

    غنی: یاد کربلا باید همیشه جاویدان نگه داشته شود

    رییس‌جمهور در مراسم گرامی‌داشت از عاشورا گفت او در دورۀ کارش توانسته از ضایع‌شدن شش میلیارد متر مکعب آب جلوگیری کند.

    آقای غنی روز یک‌شنبه در مراسم گرامیداشت از روز عاشورا در حسینیۀ بقیة الله دشت برچی گفت که کابل بدون آب بوده نمی‌تواند و شما به زودی شاهد امضای قرارداد بند شاه توت خواهید بود.

    آقای غنی گفت که تمام مردم افغانستان اعم از علمای کرام وظیفۀ وجدانی داریم که یاد کربلا را همیشه جاویدان نگهداریم و هر طفل، زن و مرد افغانستان عمق این قضیه را درک کنند.

    وی افزود که ما باید درس های امام حسین(رض) را درک و جذب کنیم و وحدت خود را حفظ و ملت و دولت خود را اصلاح نمائیم. افغانستان نمونۀ وحدت شیعه و سنی در سطح جهان است و این سرمایه را هیچگونه تهدید و توطئه به خطر مواجه نمی تواند.

    وی گفت که امروز همۀ ما در اینجا احساس همبستگی ملت را ابراز می کنیم. در این خاک همبستگی، تعهد و اراده وجود دارد و دشمن هرچه بربادی بیاورد، ما آنرا دوباره آباد می کنیم و به عقب بر نمی گردیم.

    اشرف غنی افزود: وظیفه ما این است که شرایط صلح، ثبات و رفاه دایمی را به نسل های آینده فراهم سازیم و در یک صف واحد که قانون اساسی آنرا ضمانت کرده، قرار گیریم و هدف ما وحدت ملی بر اساس همدیگر پذیری و مساوات هر افغان با افغان دیگر است.

    رییس جمهور غنی تصریح کرد که زنان صدر اسلام الگوهای اند که زنان قهرمان افغانستان در نقش قدم های آنان، گام میگذارند.

    رییس جمهور غنی از شورای عالی مردمی بخاطر همکاری در تامین امنیت دهۀ محرم و مراسم عاشورا قدردانی کرد و خواهان همکاری مردم در میثاق امنیتی شد.

    رییس جمهور از مردم خواست تا فرزندان شان را که در صفوف نیروهای امنیتی و دفاعی قرار دارند، تنها نگذارند. وی افزود که اصلاحات در نهادهای امنیتی و دفاعی جریان دارد و امکانات آنان در حال بهتر شدن است.

    رییس جمهور غنی تصریح کرد که نظام جمهوریت نتیجۀ جهاد، قربانی ها و ارادۀ ملی مردم ما می باشد و امروز همۀ ما با اتکا به خداوند متعال، حسین وار در کنار نظام ایستادگی می کنیم.

    رییس جمهور با اشاره بر اینکه اهمیت افغانستان در منطقه روز به روز بیشتر می شود، گفت که ما باید به خود اتکا داشته باشیم. حرف ما با دنیا حرف تضرع نیست، زیرا ما منافع مشترک داریم و قربانی های را که مردم ما برای امنیت جهان داده است، بی سابقه می باشد.

    رئیس جمهور کشور گفت که نظام جمهوریت، نظام بزرگ است که گروه های کوچک را در خود جذب میکند. هدف نظام جمهوریت این است تا یک تجربه هماهنگ را برای نسل کنونی ایجاد کند و این تجربه درد نیست، بلکه نقطه پایان دردها می باشد.

    وی تاکید کرد که ما باید همبستگی، همسویی، اتفاق و وحدت داشته باشیم که دردهای تاریخی خود را مداوا نمائیم، تا شیعه و سنی و تمام اقوام خود را جزء لاینفک همدیگر بدانند.

    در این مراسم امرالله صالح معاون اول رییس جمهور در صحبت هایش گفت که عاشورا جزء هویت و خون ماست. تمام سرمایه گذاری های شمرگونه و یزیدگونه بین شیعه و سنی خط فاصل ایجاد نتوانست و با هم بودن، مسلمان بودن واقعی ما را نشان می دهد.

    امرالله صالح افزود: رئیس جمهور در بازدید شان از شفاخانه صد بستر دشت برچی، پیام غم و تراژیدی را به پیام امید و دلگرمی تبدیل کرد.

    معاون اول رئیس جمهور گفت که نسل نو ما با الهام از گذشته زیبایی های امروز را شاهد اند و نتیجۀ آن همه نابسامانی های گذشته، این صف واحد می باشد که به دشواری های زیاد بدست آمده است.

    وی از عزاداران حسینی که پول نذر را برای آسیب دیدگان سیلاب های اخیر پروان کمک کردند، تشکر نموده، افزود که دعاها و تجمع ما بخاطر ایجاد جرئت و صلابت در برابر شمرهای امروزی است. تکثر، تنوع و رنگارنگی در زیر چتر واحد جمهوری اسلامی افغانستان به حدی بزرگ شده است که هیچ گروهی توانایی از بین بردن آن را ندارد.

    سرور دانش معاون دوم ریاست جمهوری در این مراسم، گفت که عاشورا به تمام مسلمانان تعلق دارد و به همۀ انسان ها؛ عدالت خواهی، آزادی، مهر، محبت، حقوق و ارزش های انسانی را می آموزاند.

    وی با تاکید بر اینکه صلح با عزت و پایدار صلحی است که با اهداف جمهوریت سازگار باشد، گفت که صلح با عزت نیاز به دولت مقتدر و ملت متحد دارد، امارت نه دولت مقتدر ایجاد می تواند و نه ملت متحد.

    معاون دوم ریاست جمهوری تأکید کرد که دولت افغانستان اکنون با تمام توان و امکانات خود در راه تحقق صلح باعزت تلاش می کند و گام های استواری را در این مسیر برداشته است.

    وی گفت که اکثریت قاطع مردم از جمهوریت حمایت کنند؛ زیرا جمهوریت نظام مبتنی بر اراده مردم است و این نظام بر حقوق و آزادی های عمومی و حقوق شهروندی استوار است.

    معاون دوم رییس جمهور تأکید کرد در امارت، افغانستان نه تنها پیکر واحد محسوب نمی شود؛ بلکه مردم در امارت طالبانی از حقوق مساوی برخوردار نیستند.

    سرور دانش گفت دشمن هرگز نمی تواند از راه زور و غلبه بر سرنوشت مردم افغانستان مسلط شود و نیروهای امنیتی و دفاعی کشور با تمام توان از عزت، آزادی و جان و مال مردم دفاع خواهند کرد.

  • طالبان خواهان ابطال قانون اساسی افغانستان و تدوین قانون اساسی جدید شد

    طالبان خواهان ابطال قانون اساسی افغانستان و تدوین قانون اساسی جدید شد

    به گزارش رها، عباس استانکزی، رئیس هیأت طالبان در نشست مسکو می‌گوید قانون اساسی کنونی افغانستان اعتبار ندارد، زیرا از جانب “کشورهای غربی بر مردم افغانستان تحمیل شده” و باید قانون اساسی جدید با “معیارهای اسلامی و ارزش‌های افغانی” پس از خروج کامل نیروهای خارجی ازاین کشور تدوین شود.

    آقای استانکزی در جمع رهبران احزاب سیاسی افغانستان به نمایندگی از گروه طالبان در نشست مسکو خواسته‌های این گروه را برای آینده سیاسی این کشور “پس از خروج نیروهای خارجی” توضیح داد.

    دراین نشست حامد کرزی، رئیس جمهوری پیشین افغانستان با ده‌ها نفر از حامیانش، یونس قانونی، محمد محقق، عطا محمد نور، محمد اسماعیل، نمایندگان حزب اسلامی حکمتیار و شماری دیگر از چهره‌های سیاسی و اجتماعی شرکت دارند.

    برعلاوه چهره‌های چون وکیل احمد متوکل، وزیر خارجه پیشین طالبان و عبدالسلام ضعیف از اعضای عمده پیشین طالبان که حالا در کابل زندگی می‌کنند هم، به این نشست رفته‌اند.

    دولت افغانستان دراین نشست غایب است و از برگزاری آن و حضور چهره‌های سیاسی افغانستان در آن انتقاد کرده است. سرور دانش، معاون دوم رئیس جمهوری افغانستان در صفحه رسمی توییتر خود نوشته که در غیبت نمایندگان دولت این نشست “ضیاع وقت” است.

    حامد کرزی از دولت روسیه برای زمینه‌سازی این نشست سپاسگزاری کرد و آن را گام مهمی در راستای آغاز “مذاکرات بین‌الافغانی” خوانده است.

    محمد یونس قانونی، رئیس سابق پارلمان و معاون اول تکت انتخاباتی حنیف اتمرگفت: “هرچند قانون اساسی افغانستان در مقایسه با کشورهای منطقه، شاید بهترین و اسلامی ترین قانونی اساسی باشد، اما این قانون تعدیل پذیرواصلاح پذیر است.

    محمد محقق، رهبر یکی از شاخه های حزب وحدت نیز دراین نشست روی مذاکره مستقیم گروه طالبان با “افغان‌ها” تأکید کرد و ازاین گروه خواست تا درباره استقرار آتش‌بس گفتگوها را آغاز کنند.

    نماینده طالبان بیرون شدن نام رهبران این گروه از فهرست سیاه، آزادی زندانیان، ایجاد یک دفتر رسمی برای این گروه، تعدیل قانون اساسی، ایجاد نظام اسلامی و تضمین گفتگوهای صلح را از شرایط صلح برای افغانستان خواند.

    این در حالی است که پیشتر عباس استانکزی رئیس هیأت طالبان خواستار انحلال نیروهای مسلح افغانستان شده بود. در خواستی که با واکنش شدید رئیس جمهور غنی مواجه شد.

    به نظر می رسد انعطاف ناپذیری طالبان و اصرار بر خواسته های غیر اصولی خود مانع عمده سر راه گفتگوهای صلح قرار خواهد داد. زیرا حاضر نشدن طالبان به گفتگوی مستقیم با دولت افغانستان و قبول نکردن آتش بس از یک سو و درخواست لغو قانون اساسی و انحلال نیروهای مسلح از سوی دیگر برای اکثریت جامعه افغانستان و دولت مردان غیر قابل پذیرش است. و این مسأله دور نمای صلح را تاریک می کند.