برچسب: عربستان

  • دو طیاره حامل کمک های بشردوستانه عربستان به کابل می رسند

    دو طیاره حامل کمک های بشردوستانه عربستان به کابل می رسند

    انعام الله سمنگانی معاون سخنگوی طالبان امروز (پنجشنبه 25 قوس) در برگه توییترش نوشته است که دو طیاره حامل کمک های بشردوستانه عربستان به شمول مواد غذایی و کالاهای ضروری امروز به کابل می رسد.

    به گفته ی وی، چهار طیاره دیگر نیز از این کشور در آینده نزدیک به افغانستان می رسند.

    ناگفته نماند که افغانستان پس از سقوط دولت پیشین و روی کار آمدن طالبان، با شدیدترین بحران انسانی روبرو است.

    سازمان برنامه جهانی غذا این هفته طی گزارشی گفته بود که در حدود 98 فیصد مردم افغانستان هم اکنون دسترسی به غذای کافی ندارند.

    تقریبا اکثر کشورهای جهان به شمول کشورهای غربی که طالبان در لیست تحریم های آنان است کمک های بشردوستانه شان را به مردم افغانستان سرازیر کرده اند.

  • فروش بلیط فینال مسابقات فوتبال لیگ قهرمانان آسیا آغاز شد

    فروش بلیط فینال مسابقات فوتبال لیگ قهرمانان آسیا آغاز شد

    قیمت بلیت ورزشگاه میزبان مسابقات فینال لیگ قهرمانان آسیا در سال ۲۰۲۱ مشخص شد.

    به نقل از «الریاضیه»، بلیت‌‎فروشی دیدار فینال لیگ قهرمانان آسیا ۲۰۲۱ آغاز شده و فوتبال‌دوستان عربستانی می‎توانند در پنج درجه متفاوت، نسبت به خرید بلیت این بازی اقدام کنند.

    بلیت جایگاه عادی این مسابقه به قیمت ۶۵ ریال عربستان (حدود ۵۰۰ هزار تومان) به فروش می‎رسد و بلیت روبه‌روی جایگاه اصلی، ۲۰۰ ریال (معادل ۱.۶ میلیون تومان) است.

    همچنین بلیت جایگاه ویژه عادی به قیمت ۷۰۰ ریال، عربستان معادل ۵.۵ میلیون تومان فروخته می‎شود.

    دو جایگاه ویژه طلایی و نقره‌ای نیز برای این مسابقه در نظر گرفته شده که بلیت این دو بخش به قیمت ۶۵۰۰ و ۳۵۰۰ ریال، یعنی بیش از ۵۰ و ۳۰ میلیون تومان به فروش می‎رسد.

    الهلال عربستان و پوهانگ استیلرز کره جنوبی که در سال‎های ۲۰۱۹ و ۲۰۰۹ به عنوان قهرمانی لیگ قهرمانان دست یافته‌اند، سه شنبه ۲ قوس برای تکرار این افتخار در ورزشگاه بین‌المللی ملک فهد به مصاف هم می‌روند.

  • سفارت افغانستان در عربستان: 114 شهروند افغان از زندان های عربستان آزاد و به کشور بازگردانده شدند

    سفارت افغانستان در عربستان: 114 شهروند افغان از زندان های عربستان آزاد و به کشور بازگردانده شدند

    سفارت افغانستان در ریاض اعلام کرد ۱۱۴ شهروند کشور از توقیف‌خانه‌های عربستان سعودی رها و به کابل منتقل شده‌اند.

    سفارت افغانستان در ریاض با نشر خبرنامه‌ای گفت این افراد روز (چهارشنبه، ۱۴ میزان) از شهر ریاض، پایتخت عربستان سعودی طی پروازهای ویژه‌ی شرکت هوایی «آریانا» به کابل منتقل شده‌اند.

    به نقل از خبرنامه، این افراد به‌دلایل مختلف از جمله انتهای ویزه‌ی اقامت، انتهای ویزه‌ی عمره و زیارت و غیره موارد در توقیف‌گاه‌های عربستان سعودی به‌سر می‌بردند.

    سفارت افغانستان در ریاض تأکید کرده است شرکت هوایی آریانا آنان را با حمایت مالی عربستان سعودی به گونه‌ی رایگان به افغانستان منتقل کرده‌اند.

    همچنین این سفارت گفته است در روزهای آینده قرار است تا یک‌هزار و ۲۸۶ نفر دیگر که در توقیف‌خانه‌های عربستان سعودی به‌سر می‌برند، به افغانستان منتقل شوند.

    این در حالی ست که برخی کاربران فیس بوکی انتقال این تعداد به افغانستان را مشکوک دانسته گفته اند هویت افراد منتقل شده نامعلوم است.

  • موضع قدرت های بزرگ منطقه ای در قبال طالبان چه بوده است؟

    موضع قدرت های بزرگ منطقه ای در قبال طالبان چه بوده است؟

    این‌طور که پیداست بازگشت غیر‌منتظره طالبان به قدرت در افغانستان از نظر دیپلماتیک به نفع آن‌ها تمام شده و بسیاری از کشورهای همسایه با وجود خودداری از به رسمیت شناختن این گروه، ضرورت مذاکره با آن‌ها به منظور حفظ ثبات در منطقه را پذیرفته‌اند.

    از سوی دیگر رابطه با آمریکا – چه دوستانه و چه خصمانه- در نوع نگرش کشورها به این گروه نقشی تأثیر‌گذار داشته و دشمنان ژئوپلیتیک آمریکا به ویژه بر پایان ماموریت ننگ‌آور این کشور در افغانستان تاکید دارند.

    این مطلب به واکنش قدرت‌های کلیدی منطقه نسبت به طالبان و منافع تاثیرگذار بر نوع رابطه آن‌ها با این گروه می‌پردازد.

    چین

    نگرش عمومی پکن نسبت به طالبان همچنان محتاطانه است. وزارت امور خارجه چین همزمان با متهم کردن آمریکا به خروج از افغانستان در بحبوحه هرج و مرج، گفته “به اراده و انتخاب” مردم افغانستان احترام می‌گذارد، با این حال این کشور هنوز رسما طالبان را به عنوان دولت قانونی افغانستان به رسمیت نشناخته است.

    پیام کلیدی در بیانیه‌های رسمی و روایت‌های رسانه‌های دولتی چین این بوده که طالبان باید بر وعده خود برای حفظ صلح، ایجاد دولتی باز و فراگیر با حضور تمامی جناح‌ها، همین‌طور تضمین امنیت کسب‌و‌کارها و شهروندان چینی مستقر در افغانستان پایبند باقی بماند.

    با این که چین می‌گوید سفارتش در کابل فعالیت عادی خود را دارد اما بسیاری از شهروندان این کشور طی روزهای گذشته از افغانستان خارج شده‌‌اند.

    ملا غنی برادر، معاون رهبر گروه طالبان در جریان سفرش به چین با ونگ یی، وزیر خارجه دیدار کرد

    از ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ که طالبان در افغانستان قدرت داشت، پکن روابط خود با این کشور را متوقف کرد و تخریب بوداهای بامیان در ۲۰۰۱ توسط این گروه هم با انتقاد‌های شدید و گسترده در چین روبرو شد. با این حال بعد از سرنگونی طالبان به دست آمریکا در ۲۰۰۱، چین روابط خود با افغانستان را از سر گرفت.

    در ۲۰۱۶، چین به همراه آمریکا و پاکستان حامی و میانجی گفت‌و‌گوهای صلح میان دولت افغانستان و طالبان بود و سفر بی‌سابقه هیات نمایندگان عالی‌رتبه طالبان به این کشور در ماه گذشته هم از بهبود روابط چین با این گروه حکایت داشت. در جریان این دیدار چین از طالبان خواست در ازای کمک‌های بیشتر در روند صلح‌آمیز آشتی و بازسازی افغانستان پس از جنگ، جنبش اسلامی ترکستان شرقی که تهدیدی برای امنیت ملی‌اش محسوب می‌شود را سرکوب کند.

    اولویت اصلی چین به عنوان یک کشور همسایه جلوگیری از سرایت خشونت و تهدید گروه‌های جهادی از افغانستان به منطقه سین‌کیانگ واقع در شمال غربی کشور است که از نظر سیاسی حساسیت بالایی دارد. ثبات افغانستان همچنین نقشی تعیین کننده در موفقیت طرح موسوم به “یک کمربند و یک جاده” چین ، همین‌طور گذرگاه اقتصادی چین- پاکستان دارد. چین علاوه بر این در بخش‌های معدن (مس) و استخراج نفت هم در افغانستان سرمایه‌گذاری کرده است.

    هند

    با قدرت گرفتن طالبان در افغانستان، دهلی گفته برای “تضمین سلامت و امنیت اتباع هندی و منافع خود در افغانستان” همه اقدامات لازم را انجام خواهد داد.

    اوایل سال جاری وقتی تعدادی از کشورها در رابطه با آینده افغانستان با طالبان گفت‌و‌گو کردند، هند خودش را کنار کشید. اما بنا بر گزارش‌ها مقام‌های این کشور در ماه ژوئن “بی سر و صدا” به دوحه سفر کردند تا با رهبران این گروه مذاکره کنند.

    هند همیشه برای ایجاد افغانستانی دموکراتیک کوشیده و بالغ بر ۳ میلیارد دلار برای اجرای بیش از ۴۰۰ پروژه در تمامی ۳۴ استان این کشور سرمایه‌گذاری کرده است. سرمایه‌گذاری‌هایی که تحولات اخیر این کشور می‌تواند آن‌ها را با خطر مواجه کند.

    از سوی دیگر قدرت گرفتن دوباره طالبان هند را با تهدید‌ امنیتی روبرو خواهد کرد. سوهاسینی حیدر ،‌ سردبیر روزنامه هندو می‌گوید گروه‌های شبه‌نظامی فعال در کشمیر حالا احتمالا “مناطق خارج از کنترل بیشتری برای حمله علیه هند در اختیار خواهند داشت.” عده‌ای دیگر از کارشناسان هم نسبت به تاثیر این مساله بر امنیت داخلی هند ابراز نگرانی کرده‌اند.

    هند علاوه بر این با بحران پناهندگان روبروست. بنابر گزارش‌های اخیر تقاضای ویزا از سوی اتباع افغانستانی که قصد خروج از کشور را دارند، افزایش یافته است. دولت هند گفته روند بازگشت به کشور برای متقاضیان خروج از افغانستان و همینطور افغان‌هایی که “شریک” هند به حساب می‌آیند را تسهیل خواهد کرد.

    پاکستان

    پاکستان در رابطه با تعامل با طالبان به دقت گام برمی‌دارد و ظاهرا قصد دارد برای به رسمیت شناختن این گروه به عنوان دولت قانونی افغانستان بر طبق “اجماع جهانی” عمل کند.

    پاکستان همیشه روابط پرآشوبی با افغانستان داشته، به ویژه از زمان حمله شوروی سابق به این کشور در ۱۹۷۹ که به هجوم پناهجویان افغان به پاکستان منجر شد. ۴۰ سال تنش و آشفتگی باعث “بی‌اعتمادی” این دو کشور نسبت به هم شده و این مساله‌ در جریان گفت‌و‌گوهای بین‌الافغانی میان آمریکا و طالبان به وضوح آشکار بود.

    به دنبال تحولات اخیر افغانستان، دفتر نخست‌وزیری پاکستان بار دیگر تاکید کرد که این کشور برای دستیابی به “یک راه‌حل جامع سیاسی” در رابطه با بحران کنونی به همکاری با تمامی طرف‌های ذی‌نفع ادامه خواهد داد.

    اما اظهارات اخیر رهبران پاکستان از تمایل آن‌ها برای به رسمیت شناختن طالبان با هدف کاستن از انتقادها نسبت به این گروه و ضربه زدن به مشروعیت دولت افغانستان حکایت دارد.

    عمران خان، نخست ‌وزیر پاکستان به تازگی گفته “افغان‌ها قید و بند بردگی را شکسته‌اند.” او در ماه ژوئیه هم از طالبان به عنوان “غیرنظامیان عادی” یاد کرده بود.

    سپهبد ( بازنشسته) عبد‌القیوم از حزب مخالف مسلم لیگ – نواز گفته پاکستان “باید اولین کشور در دنیا” باشد که دولت احتمالی به رهبری طالبان در افغانستان را به رسمیت می‌شناسد.

    ترکیه

    رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری ترکیه در ماه‌های اخیر در سخنان خود رویکردی دوستانه‌تر نسبت به پیوندهای احتمالی با طالبان داشته است.

    او در سخنرانی خود در نشست سران ناتو در ماه ژوئن گفت نمی‌توان واقعیت طالبان را نادیده گرفت. او همچنین در روز ۱۱ اوت هم از احتمال دیدار خود با رهبر طالبان خبر داد.

    روز ۱۶ اوت، سخنگوی طالبان به شبکه تلویزیونی آ‌هابر ترکیه گفت این گروه خواستار “روابط خوب” با این کشور است و همکاری‌های و کمک‌های اقتصادی را بخشی از این روابط دانست.

    بعد از دیدار رجب طیب اردوغان و همتای آمریکایی‌اش، جو بایدن در ماه ژوئن، ترکیه پیشنهاد داد بعد از خروج نیروهای آمریکایی تامین امنیت فرودگاه کابل را برعهده بگیرد.

    طالبان ضمن انتقاد از این طرح، ترکیه را “کشور برادر اسلامی” خود توصیف کرد و گفت به دلیل عضویت ترکیه در ناتو هیچ فرقی میان آنکارا و واشنگتن نمی‌بیند.

    اما همزمان با به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان تمامی این طرح‌ها بلاتکلیف مانده‌اند و مقامات هم تا‌‌کنون به روشنی در این رابطه اظهار نظر نکرده‌اند.

    ترکیه به عنوان یکی از کشورهایی که بیشترین جمعیت مهاجران افغان را در خود جای داده، طرح‌هایش در این کشور را از نزدیک دنبال می‌کند. طبق آمار سالانه هزاران نفر مهاجر غیرقانونی در مرزهای ترکیه دستگیر می‌شوند.

    با وجود این که مقام‌های ترکیه گزارش‌ها در رابطه با افزایش عبور غیرقانونی از مرز در هفته‌های اخیر را رد کرده‌اند، نگرانی‌ نسبت به احتمال هجوم موج تازه‌ای از پناهجویان در میان مردم این کشور بالا گرفته است.

    قطر

    قدرت گرفتن طالبان در افغانستان اهمیت تلاش‌های قطر برای برقراری هر نوع صلح میان این گروه و دولت پیشین کشور را کمرنگ کرده و این مساله از ارزش دوحه برای آمریکا کاسته است.

    اظهارات مقامات این کشور از پیوندهای نزدیک آن‌ها با طالبان حکایت دارد. قطر از هر گونه انتقاد نسبت به طالبان خودداری کرده و در عوض تمرکز خود را روی دعوت به “انتقال مسالمت‌أمیز قدرت” گذاشته است.

    وزارت امور خارجه این کشور روز ۱۵ اوت خواستار یک “آتش‌بس فوری، دائمی و جامع” در تمامی مناطق افغانستان شد.

    این کشور که نزدیک به یک سال میزبان مذاکرات صلح افغانستان بوده، بار دیگر بر تعهد خود به “همکاری با سازمان ملل و شرکای بین‌المللی برای برقراری صلح پایدار در افغانستان” تاکید کرده است.

    وزارت خارجه قطر، پیش از تصرف کابل به دست طالبان و فرار اشرف‌ غنی از کشور خواستار آتش بس و توقف حملات طالبان در مناطق مختلف کشور شد.

    ایران

    با توجه به این که برخی مسئولان و رسانه‌های ایرانی طالبان را “امارت اسلامی” خوانده‌اند، انتظار می‌رود تهران حکومت به رهبری این گروه را به رسمیت بشناسد.

    جمهوری اسلامی تحولات این کشور را از نزدیک زیر نظر دارد و خواستار انتقال مسالمت‌آمیز قدرت است.

    آمریکا‌ستیزی به اندازه‌ای در سیاست‌‌های حکومت ایران محوریت دارد که تهران بیشتر از آن‌که نگران پیامدهای قدرت‌ گرفتن طالبان در افغانستان باشد، از خروج آمریکا از این کشور خوشحال است.

    سال ۱۹۹۸، کشته‌ شدن ۸ دیپلمات و یک خبرنگار ایرانی پس از ورود نیروهای طالبان به مزار شریف، ایران و این گروه را تا مرز رویارویی با یکدیگر پیش برد. اما رابطه این دو طرف تا حدی بهبود یافته که سعید لیلاز، اقتصاد‌دان ایرانی معتقد است ایران و افغانستان به رهبری طالبان می‌توانند روابط اقتصادی داشته باشند.

    ایران همزمان با حفظ روابط دوستانه خود با دولت افغانستان، در چند سال اخیر هم گفت‌و‌گوهایی با طالبان داشته و این در حالی است که تهران این گروه را در لیست سیاه خود قرار داده است.

    ابراهیم رئیسی، رئیس‌جمهوری ایران گفته خروج آمریکا از افغانستان راه را برای صلح پایدار در این کشور هموار کرده و از محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه و علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی کشور خواسته تحولات افغانستان را از نزدیک زیر نظر بگیرند و مستقیما به او گزارش دهند.

    محمد‌جواد ظریف از آمادگی ایران برای ادامه “تلاش جهت برقراری صلح” در افغانستان خبر داده و این به نقش این کشور در میانجی‌گری میان دولت پیشین افغانستان و طالبان در سال گذشته اشاره دارد.

    در حالی که تمامی نشانه‌ها از همزیستی ایران و طالبان حکایت دارند،‌ مهاجران افغان ساکن ایران بارها علیه قدرت گرفتن طالبان در کشورشان دست به اعتراض زده‌اند. بیش از یک و نیم میلیون مهاجر افغان در ایران زندگی می‌کنند و گزارش‌ها از اقدام ایران در جهت ساخت اردوگاه برای موج احتمالی پناهجویان افغان در امتداد مرز خود با این کشور خبر می‌دهند.

    عربستان سعودی

    واکنش اولیه عربستان سعودی نسبت به طالبان، نه استقبالی گرم و پرشور که درخواستی محتاطانه برای حفظ همبستگی میان مسلمانان بوده است.

    وزارت امور خارجه این کشور در حساب توییتر خود ابراز امیدواری کرد که طالبان و سایر جناح‌ها در افغانستان برای “حفظ امنیت و ثبات و حفاظت از جان و مال مردم” تلاش کنند.

    در همین حال خروج دیپلمات‌های عربستان و امارات از افغانستان نشان می‌دهد نگرانی جهانی نسبت به اتفاقات آینده این کشور در مورد آن‌ها هم صدق می‌کند.

    عربستان در دوره قبلی حکمرانی طالبان، روابط دیپلماتیک خود با افغانستان را حفظ کرد اما در این کشور از سال ۲۰۰۱، خیلی چیزها تغییر کرده است.

    این تغییر رویکرد در پوشش شبکه تلویزیونی العربیه از رویدادهای اخیر افغانستان و تاکید این رسانه بر سرنوشت زنان افغان و ترس‌های آن‌ها به خوبی قابل مشاهده است. این شبکه تلویزیونی متعلق به عربستان سعودی است و یکی از بازوی‌های سیاست خارجی این کشور به حساب می‌آید. خط مشی کنونی این شبکه بازتاب اصلاحات اجتماعی است که محمد بن سلمان، ولیعهد به شدت بر آن‌ها تاکید دارد. حقوق جدید برای زنان و برداشتن برخی محدودیت‌ها در رابطه با پوشش و دادن حق آزادی حرکت به آن‌ها از جمله این اصلاحات است.

    روسیه

    روسیه از زمان اعلام رسمی خروج آمریکا از افغانستان، بر این نکته تاکید داشته که اولویت اصلی‌اش تضمین امنیت مرزهای متحدان آسیای مرکزی خود در شمال افغانستان است.

    مسکو سال‌هاست که با طالبان تماس‌های سطح بالا دارد و مقام‌های روسیه از آن به عنوان یک نیروی سیاسی مشروع یاد می‌کنند،‌ البته تا زمانی که این گروه به مرزهای شمالی خود با کشورهای آسیای مرکزی کاری نداشته باشد.

    ضمیر کابلوف ، نماینده ویژه رئیس جمهوری روسیه در امور افغانستان هم مدعی شده که طالبان می تواند با “نابود کردن” شبه نظامیان وابسته به داعش، به مسکو در دستیابی به اهداف امنیتی خود کمک کنند. روسیه بارها نسبت به خطر نفوذ چنین گروه هایی به تاجیکستان و ازبکستان ابراز نگرانی کرده است.

    تمرینات نظامی مشترک مسکو با دوشنبه و تاشکند هم اخیرا با هدف آماده‌سازی برای چنین رویدادی برگزار شده است. روسیه علاوه بر این پایگاه نظامی ۲۰۱ خود در تاجیکستان را با سلاح‌های جدید و خودروهای زرهی تقویت کرده است.

    روسیه هنوز طالبان را از فهرست سازمان‌های “تروریستی” خود حذف نکرده اما با سقوط کابل ظاهرا تمایل مسکو برای تعامل با این گروه افزایش یافته است.

    پس از سقوط دولت اشرف غنی، کابلوف در روز ۱۶ اوت گفت طالبان “مدتهاست که خود را قابل مذاکره‌تر از دولت دست نشانده افغانستان نشان داده‌است.”

    با این حال سرگی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه روز ۱۷ اوت گفت مسکو برای به رسمیت شناختن دولت طالبان عجله‌ای ندارد و تنها راه پیش پای افغانستان ایجاد یک دولت انتقالی است که ازبک‌‌ها‌، هزاره‌ها، تاجیک‌ها و سایر گروه‌های قومی و مذهبی را در بر‌بگیرد.

    بی بی سی

  • خواص از مردم عقب مانده اند/طالب امروز ماهیت عربستانی-امریکایی-پاکستانی دارد

    خواص از مردم عقب مانده اند/طالب امروز ماهیت عربستانی-امریکایی-پاکستانی دارد

    مردم و جامعه افغانستان همیشه جندگام ازخواص جلوتربوده در تشخیص تکلیف خود. زمانی که شوروی به افغانستان حمله کرد، مردم قیام کردند تا2 سال عموم مردم درمقابل شوروی جنگیدند و در جهاد عموم مردم بود خبری از تحصیل کرده چندان نبود. زمانی که حرف پول و اسلحه به میان آمد احزاب در پاکستان و ایران تشکیل شد سر و کله خواص پیدا شد.  

    الان هم مردم خوب وظیفه شان راتشخیص داده در اکثرمناطق خیزش مردمی شکل گرفته اما خواص هنوزهم در حیث و بیثی چه می شود و چه خواهد شد در دیوار ظن و شک گیر کرده اند و به یک تصمیم قاطع نرسیده اند. درمقابل عموم مردم ذره ای شک ندارند و آینده خطرناک طالبان و امارت اسلامی را می بینند.

    خواصی که درحوزه یک عمر مال امام زمان علیه السلام راخوردند در دانشگاه مال بیت المال همین مسلمین راخوردند و سرشانه های مردم راه رفتند و عموم مردم جلو اینها به عنوان دکتر و مهندس و آیت الله و حجت اسلام والمسلمین خم و راست شدند و کفشهایشان راجفت کردند به امید اینکه یک روزی به درد این مردم مظلوم بخورند! الان آن روزاست!

    حیف و صد حیف که خواص بسیار بی خاصیت و ترسو شده اند یک نفر حاصر نیست که وارد میدان شود فتوای جهاد دفاعی دهد در کنارمردم قرار بگیرد تا مردم دلگرم شود و از یاس و سرخوردگی فاصله بگیرند.

    متاسفانه خواص هیچ وقت نتوانسته اند محورمقاومت را شکل دهند

    طالبان همان ادامه دهنده راه 280 ساله حاکمیت یک قوم خاص است از زمان عبدالرحمان تاحالا تغیرماهوی نداشته که هیج (یعنی باهمان تعصب اگرنگویم رشد یافته تر، با همان زبان، باهمان ترکیب قومیتی وباهمان اعتقاد) بلکه رشد جوهری هم داشته اند.

    درگذشته ها عقاید جامعه پشتون اکثرا حنفی بود اما الان طالبان ماهیت پاکستانی عربستانی آمریکایی دارند به علاویه عقاید سلفی وهابی تکفیری و قرات قشری خاص از اسلام که ثمره آن درجامعه تحجر، تعصب ،واپس گرایی و خواجی گری است.

    اگر این شجره ملعونه آب یاری شود و رشد کند، آنهم در قلب آسیا  که در اطرافش جمعیت کثیر هند، پاکستان، چین، ازبکستان، تاجیکستان و.. هست کاملا زمینه تکثیر و رشد دارد. خاصیت ذاتی میکروب هم این است که همیشه در جای آلوده و کثیف تکثیر و رشد می کند، ممکن است قوی تراز کرونا در شبه قاره هند فراگیر شود.

    فهیمی بزرگمهر

  • طالبان امروز از طالبان دیروز خطرناک‌تر است

    طالبان امروز از طالبان دیروز خطرناک‌تر است

    ‌اوضاع مرزهای شرقی ایران ابری و خاکستری است، افغانستان می‌رود دوباره در هزارتوی تاریخ گم شود؛ این را افرادی که از نظر کاری به نیروی کار برادران و خواهران افغان نیاز دارند، بهتر از هر سیاست‎‌مداری حس می‌کنند.

    اگر افغانستان آرام باشد نیروی کار افغان کمتر پیدا می‌شود، خصوصا این سال‌ها که تورم افسارگسیخته و گرانی خورد و خوراک سفره کارگران فصلی و روزمزد را کوچک و کوچک‌تر کرده است. به قول یکی از کارگران افغان «دیگر حتی سیب‌زمینی و ماکارونی هم نمی‌شود خرید، چه برسد به روغن‌نباتی یا پیه و دنبه گوسفند، نان خالی هم که گران شد، اما اوضاع داخلی افغانستان که «به‌ هم فشرده» می‌شود، چاره‌ای جز فرار باقی نمی‌گذارد.

    پاکستان که کار نیست، ایران که مجوز نمی‌دهد و باید از پلیس که هیچ، از سایه خودمان هم ترسید. نه می‌شود حساب بانکی باز کرد نه می‌شود سیم‌کارت تلفن خرید، نه اتوبوس و قطار سوار شد و همیشه باید زیر سایه ترس و وحشت زندگی کرد. ترکیه که اوضاع بهتر است و کمتر دچار ترس و وحشت هستیم، به شدت گرانی است، نه می‌شود از وسایل نقلیه استفاده کرد و نه از اتاقک‌هایی که صاحب‌کار ایرانی مجانی در اختیارمان می‌گذارد، خبری هست.

    از طالبان دیروز تا طالبان امروز

    بخش عمده درآمد محدودی که در ترکیه به دست می‌آوریم صرف هزینه‌های جنبی می‌شود و چیزی که باقی می‌ماند، به اندازه‌ای نیست که روانه افغانستان و خانواده بکنیم. مسئله زبان هم گرفتاری دیگری است اما در ایران با همه عیب و ایرادات و اشکالات، هم‌زبانی و مهربانی مردم هست».

    موج کارگران افغانستانی با خانواده آنان سرازیر ایران شده است و اتفاقا کارگران پشتون‌زبان مشغول تسویه حساب با صاحب‌کاران خود هستند تا روانه افغانستان بشوند؛ به همین سادگی. گروه طالبان که از جمعیت پشتون افغانستان هستند، کم‌کم کل افغانستان را به گفته یکی از کارگران پشتون «بازپس» می‌گیرند و دمل دشمنی پشتون‌ها با هزاره‌ها، تاجیک‌ها و اُزبک‌ها دوباره سر باز خواهد کرد.

    وقتی جنگ بین مجاهدین که سال‌ها با ارتش متجاوز سرخ جنگیده بودند، بعد از خروج نیروهای شوروی از افغانستان، ته‌مانده رمق کشور جنگ‌زده و اشغال‌شده افغانستان را گرفت، طرح و برنامه پاکستان و کمک مالی عربستان به نتیجه رسید و گروه سلفی و واپس‌گرایی که نام طالب را بر خود نهاده بودند، امارت اسلامی افغانستان را به ریاست ملامحمدعمر تشکیل دادند.

    فتح قندهار آغازی شد بر حرکت این گروه نوظهور و واگذاری هرات توسط اسماعیل‌خان به این گروه، فتح کابل را هموار کرد و شهرهای افغانستان یکی بعد از دیگری به‎‌دست این گروه فتح شد. شهادت دیپلمات‌های ایرانی در مزارشریف اوج دشمنی آنان با ایران و ایرانیان و مذهب تشیع بود.

    الگوی اولیه حکومت اسلامی مورد نظر ملامحمدعمر در سرتاسر افغانستان با زور اعمال و اجرا شد. مردان باید ریش بلند داشته باشند، لباس محلی به عنوان لباس رسمی پذیرفته شد، نماز جماعت اجباری شد، رادیو و تلویزیون، ماهواره و وسایل موسیقی همه وسایل شیطانی محسوب شدند، نقاشی و عکاسی موجودات زنده ممنوع شد تا جایی که هنوز هم عکس ملامحمدعمر به‌صورت رسمی انتشار پیدا نکرده است.

    دختران و زنان حق کار و تحصیل نداشته و اجازه خروج از منزل را به‌تنهایی ندارند، آرایش برای زنان خارج از خانه ممنوع و حرکت در خیابان بدون همراهی مرد محرم ممنوع شد. مالیات اسلامی زکات برقرار شد، پیروان دیگر مذاهب مانند شیعیان و اسماعیلیان حق برگزاری مراسمات مذهبی را ندارند.

    اکثر تحلیلگران بر این باورند که ضعف دولت‌های جهادی و به‌حاشیه‌راندن پشتون‌ها از حکومت زمینه‌ساز رشد طالبان پشتون شد، بیانیه اولیه گروه طالبان به این شرح که «… ما محصلین و طالبان مدارس دینی هستیم که برای ازبین‌بردن گروه‌ها و دسته‌جات مسلح محلی و برقراری امنیت راه‌های تجارت قیام کرده‌ایم…» گویاترین بیانیه‌ای بود که اهداف اولیه این گروه را نشان می‌داد. ملامحمدعمر اولین رئیس گروه طالبان از مهر ماه سال 1375 که کابل را فتح کردند، است که تا پایان عمر این دولت پس از سقوط حکومت طالبان و فرار به پاکستان بر این کشور حکومت راند.

    در زمانه حکومت طالبان بر افغانستان گروه‌های به اصطلاح جهادی، خصوصا اعراب، از اطراف و اکناف به افغانستان کوچیدند و در پناه حمایت طالبان گروه متعصب و خشن القاعده به رهبری اسامه بن‌لادن که با دامادی ملامحمدعمر مشروعیت هم پیدا کرده بود، با دلارهایی که این ثروتمند عربستانی در اختیار داشت، به کادرسازی محرمانه خود مشغول شد.

    بستر مناسبی که افکار واپس‌گرای بن‌لادن در افغانستان پیدا کرد باعث تشکیل هسته‌های ترور در سرتاسر جهان شد؛ تا جایی که در 11 سپتامبر سال 2001 سلسله‌ای از حملات انتحاری توسط گروه تروریستی القاعده در خاک آمریکا به وقوع پیوست.

    در این واقعه 19 نفر از عناصر القاعده، چهار هواپیمای مسافربری را در آسمان ربودند و دو تا از این هواپیماها که هدایت آنها به دست تروریست‌ها افتاده بود، به فاصله زمانی کوتاه به برج‌های دوقلوی مرکز تجارت جهانی در نیویورک کوبیدند که همه مسافران هواپیماها به اضافه نزدیک به سه هزار نفر از مردم عادی که در ساعات اولیه صبح مشغول کار بودند، کشته شدند و ظرف کمتر از دو ساعت دو برج سر به فلک کشیده تجارت جهانی که سمبل و نهاد سرمایه‌داری آمریکایی بود، در قلب نیویورک ویران شدند.

    بیشتر کشته‌شدگان آمریکایی بودند اما در بین آنان ملیت‌های مختلفی هم حضور داشتند که از 90 کشور در جمع کشته‌شدگان بودند، تعداد مجروحان واقعه نیز بیش از 25 هزار نفر بود. واکنش سریع آمریکا به این حادثه هولناک که تلفات آن در داخل آمریکا در طول تاریخ این کشور بی‌سابقه بود، شروع جنگ به اصطلاح با تروریسم بود که با حمله به افغانستان و ساقط‌کردن گروه طالبان به بهانه پناه‌دادن به گروه تروریستی القاعده شروع شد.

    بعضی از تحلیل‌گران حادثه 11 سپتامبر 2001 را برابر با حمله ژاپن به بندر پرل‌هاربر که تاریخ آمریکا و ژاپن را تغییر داد، می‌دانند که پیامدهای مختلف سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نظامی برای کشور آمریکا و کل جامعه جهانی داشت. سقوط طالبان توسط مردم افغانستان نبود، بلکه با حمله آمریکا به قصد ساقط‌کردن طالبان صورت گرفت.

    آمریکا مانند شوروی دوباره کشور افغانستان را اشغال کرد، اما به شیوه خود دولتی در این کشور سر کار آورد که با تأسف نتوانستند جامعه بحران‌زده افغانستان را سروسامان بدهند. هزینه بالای نگهداری نیروها در افغانستان توسط آمریکا و تغییراتی که در جامعه جهانی از باب منافع آمریکا در خارج از مرزها صورت گرفت، آمریکاییان حضور خود را در منطقه با توجه به هزینه بالای آن مقرون‌به‌صرفه ندانستند و دنبال خروج از افغانستان بودند.

    از طرفی شرایط منطقه‌ای به کلی دگرگون شده است. روزگاری نفت منطقه خاورمیانه در معادلات جهانی نقش‌آفرین بود، امروزه وضع انرژی جهانی تغییر کرده است. آمریکای واردکننده انرژی به صادرکننده آن تبدیل شده است و انگیزه‌ای برای ماندن در خاورمیانه ندارد. دولت اوباما از عراق خارج شد و زنگ خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان را دونالد ترامپ به صدا درآورد و در دولت جو بایدن به نتیجه نهایی خود نزدیک می‌شود. تاریخ خروج نهایی نیروهای آمریکایی از افغانستان با ظرافت انتخاب شده است.

    از طالبان دیروز تا طالبان امروز

    اما در 20 سالی که از واقعه 11 سپتامبر 2001 می‌گذرد، با تأسف دولتمردان افغانستانی نتوانستند شرایط کشورشان را به نفع مردم افغانستان تغییر دهند و فساد گسترده در بین دولتمردان اجازه نداد کمک‌های جهانی در زیرساخت‌های افغانستان هزینه شود یا کادرسازی نیروهای ملی در افغانستان صورت گیرد تا اداره کشور افغانستان دوباره به دست طالبان نیفتد. آمریکا نیز موقعیت افعانستان را به خوبی رصد نکرد و جایگاه طالبان را به باور نگارنده به غلط در افغانستان مورد بررسی قرار دادند و در چند سال گذشته با نیروهای طالبان مذاکره کردند.

    باید پذیرفت طالبان امروز طالبان دیروز نیستند و برخلاف باوری که با تأسف در ایران هم هوادار دارد، طالبان امروزی خطرناک‌تر از طالبان دیروز است؛ رهبران فعلی طالبان با همان ایدئولوژی واپس‌گرای سابق اما رخت و لباس نو پوشیده بر تن رهبران خود با آمریکا به مذاکره نشستند و این یعنی کسب مشروعیت جهانی از قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی. فراموش نکنیم در اولین ماه‌های حضور طالبان در افغانستان بعد از سقوط کابل و همراه با سقوط مزارشریف دیپلمات‌های ایرانی سر بریده شدند، فراموش نکنیم در آن سال‌ها چه جنایاتی تحت عنوان دین به‌دست این گروه در افغانستان نسبت به شیعیان و تاجیک‌ها و فارسی‌زبانان صورت گرفت.

    اگر طالبان دیروز مشروعیت خود را از دولت‌های عربی خصوصا عربستان و امارات و دولت پاکستان می‌گرفتند، طالبان امروزی با همان ایدئولوژی توسط قدرت‌های بزرگ جهانی به رسمیت شناخته شده‌اند. طالبان امروز به مراتب خطرناک‌تر از طالبان دیروز است، این مهم را می‌توان از کوچ دسته‌جمعی هزاره‌ها و تاجیک‌ها به همراه خانواده به داخل ایران به عینه دید. شاید در ظاهر طالبان امروزی نونواتر از دیروزیان باشند، اما اساسا از نظر ایدئولوژیک با ایران امروز در تضاد کامل هستند و نگرش فرهنگی و حتی ملی طالبان در تضاد فراگیر با ایران و هویت ایران.

    طالبان در حالی دوباره قدرت را در افغانستان به دست خواهند گرفت که در آمریکا و غرب، فضایی به وجود آمده است که این گروه مشروعیت قانونی دارد. آمریکا تا 11 سپتامبر به‌طورکامل از افغانستان خارج خواهد شد و اگر نیروهایی در افغانستان مانده باشند عمدتا مسئول حفظ امنیت دیپلمات‌های غربی و آمریکایی خواهند بود. هم‌اکنون بیش از نیمی از خاک افغانستان توسط طالبان اشغال شده است و حضور محمد اشرف غنی و عبداله عبداله در واشنگتن هم نتوانست مانع از گسترش حوزه نفوذ طالبان در افغانستان بشود.

    تأسف‌بار اینکه گروهی از تحلیل‌گران، طالبان امروزی را برخواسته از مردم افغانستان می‌دانند، غافل از اینکه تفکر این گروه به ظاهر جدید با گروه سابق هیچ فرق و تفاوتی پیدا نکرده است. دیرزمانی را پیش‌رو خواهیم داشت که دوباره کاخ ریاست‌جمهوری افغانستان به محل امارت امیر طالبان تبدیل خواهد شد.

    طالبانی که در تاریخی نه‌چندان دور خبرنگار و دیپلمات‌های ما را به رگبار بستند. کاش تحلیل‌گرانی که به کانون قدرت نزدیک‌تر هستند، باور کنند طالبان دیروز و امروز تفاوتی ندارند، اما یک فرق اساسی پیدا کردند؛ جامعه جهانی خصوصا آمریکا از سر ناچاری با این گروه مصالحه کردند؛ مصالحه‌ای که بازنده آن منطقه خاورمیانه است.

    نعمت احمدی، حقوقدان ایرانی 

  • عربستان به دنبال میزبانی جام جهانی فوتبال در سال 2030 میلادی می باشد

    عربستان به دنبال میزبانی جام جهانی فوتبال در سال 2030 میلادی می باشد

    نشریه «تایمز» نوشت، کشور عربستان قصد دارد میزبانی جام جهانی ۲۰۳۰ فوتبال را از آن خود کند و برای رسیدن به این هدف یک شرکت مشاوره‌ای آمریکایی را استخدام کرده است تا استراتژی پیشبرد میزبانی جام جهانی را تدوین کند.

    این گزارش چند روز پس از تأیید کمیته عمومی فیفا در مورد بررسی پیشنهاد عربستان سعودی برای برگزاری مسابقات جام جهانی هر دو سال یک بار (به جای هر چهار سال یک بار) منتشر شده است.

    انگلیس و ایرلند از دیگر کشورهای خواهان برگزاری جام جهانی ۲۰۳۰ هستند.

  • گفت و گوی تلفنی غنی و ملک سلمان/عربستان از روند صلح افغانستان حمایت می کند

    گفت و گوی تلفنی غنی و ملک سلمان/عربستان از روند صلح افغانستان حمایت می کند

    ارگ ریاست جمهوری از گفتگوی تلفنی اشرف‌غنی با پادشاه عربستان خبر داد و گفت ملک سلمان از روند صلح افغانستان اعلام حمایت کرده است.

    طبق خبرنامه ارگ، این گفتگو امروز (دوشنبه، ۳ جوزا) انجام شده است.

    اشرف‌غنی و ملک سلمان بن عبدالعزیز؛ پادشاه عربستان سعودی، در رابطه به مناسبات دو کشور، روند صلح افغانستان و مسایل منطقه‌ای صبحت کرده‌اند.

    ملک سلمان در این مکالمه گفته است علمای عربستان سعودی و شخص «خودم از تامین و تحکیم صلح در افغانستان جداً حمایت می کنیم».

    وی افزوده است «آرزو دارم تا وضعیت بهبود یابد و در آینده از نزدیک دیدار داشته باشیم و روی این مسایل بیشتر صحبت نماییم».

    ملک سلمان نقش اشرف‌غنی در روند صلح را مهم خوانده است.

    او علاوه کرده است: « ما به خاطر گسترش روابط دوجانبه متعهد هستیم و تطبیق توافقات انجام شده میان دو کشور، برای تعمیق این مناسبات بسیار مهم است».

    اشرف‌غنی از کمک و همکاری عربستان سعودی در عرصه‌های مختلف با افغانستان، «به ویژه تلاش‌های خادم الحرمین الشریفین برای تامین صلح، ابراز امتنان کرده است».

  • پیامدهای به قدرت رسیدن بایدن بر کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس

    پیامدهای به قدرت رسیدن بایدن بر کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس

    یکی از رویدادهای مهم و اثرگذار پیرامون تحولات کشورهای حاشیه خلیج فارس کنار رفتن ترامپ و استقرار دولت بایدن است. گرچه استقرار دولت جدید در آمریکا به دلیل ماهیت ابرقدرتی آمریکا و حضور چشمگیر و فراگیر آن در منطقه غرب آسیا برای همه کشورهای این منطقه حائز اهمیت است اما این جابجایی قدرت برای کشورهای حاشیه خلیج فارس معنا و مفهوم متفاوتی دارد. چرا که کشورهای اصلی این حوزه یعنی عربستان و امارات به لطف روابط شخصی مستحکمی که با ترامپ برقرار کردند و با توجه به نقش موثر قراردادهای چند صد میلیارد دالری که با دولت او امضا کرده بودند در بهترین وضع ممکن طی سال‌های اخیر قرار داشتند و تمامی پروژه‌ها و رویاهای خود را در سطح منطقه دنبال می‌کردند، بدون آن‌که از تهدید یا پیگیری قدرت‌های جهانی، سازمان ملل یا شورای امنیت هراسی داشته باشند. مصادیق این شرایط را می‌توان در جنگ مخرب شش ساله یمن، محاصره قطر، ماجراجویی‌های نظامی و امنیتی در مناطقی مانند شمال آفریقا و … مشاهده نمود.

    اما استقرار بایدن که در مبارزات انتخاباتی خود به صراحت از سیاست ترامپ در قبال این کشورها انتقاد می کرد اوضاع را به یکباره برای این کشورها و حاکمان آن تغییر داد. بر همین اساس دولت بایدن به محض روی کارآمدن طی چند دستور و فرمان اجرایی بخشی ازدستاوردهای این کشورها از دوره زمامداری ترامپ را از بین برد و به صراحت اعلام کرد که شرایط برای این کشورها تغییر کرده و سیاست ایالات متحده در مواجهه با آن‌ها تغییر خواهد کرد. لغو یا توقف قراردادهای فروش سلاح‌های پیشرفته به عربستان و امارات، اعلام پایان حمایت‌های اطلاعاتی و لجستیکی از جنگ یمن، «فاجعه راهبردی» خواندن جنگ یمن و تعیین نماینده ویژه در امور این کشور به منظور پایان دادن فوری به این جنگ فاجعه‌بار از طریق دیپلماتیک، انتشار گزارش «دفتر اداره‌کننده اطلاعات ملی» درباره قتل خاشقچی که به طور مستقیم ولیعهد سعودی را در این قتل فجیع دخیل معرفی کرد، بخشی از پیامدهای حضور دولت جدید آمریکا برای کشورهای خلیج فارس به ویژه عربستان و امارات بوده است.

    از جمله دیگر پیامدهای روی کار آمدن دولت بایدن برای کشورهای خلیج فارس این است که پیش از روی کار آمدن او دولت‌های محاصره کننده قطر (عربستان و امارات) پس از سه سال و نیم مجبور شدند بدون تحقق هیچ یک از شروط خود با قطر توافق آشتی امضا کنند.

    با این اوصاف، نباید انتظار تغییرات جدی در روابط آمریکا با این کشورها را داشت. چرا که آمریکا برای اجرای پروژه‌های خود در منطقه غرب آسیا به توانمندی‌ها و ظرفیت‌های کشوری مانند عربستان نیاز دارد و نمی‌توان انتظار داشت از روابط راهبردی و طولانی مدت خود صرفنظر نماید. ولی پیشاپیش روشن است شرایط و اوضاع برای حاکمان جوان این کشورها تغییر کرده و این کشورها از این پس می‌بایست در قبال موضوعاتی مانند حقوق بشر، سیاست‌های داخلی و کیفیت نقش‌آفرینی‌های خود در منطقه به آمریکا پاسخگو باشند و بر اساس شرایط جدید حرکت نمایند. در این میان، آینده جنگ یمن و سرنوشت کشورهای عربستان و امارات به عنوان کشورهای دخیل در این نزاع حائز اهمیت است. آن چه در این ارتباط می‌توان پیش‌بینی کرد این است که با توجه به رویکردهای دولت جدید آمریکا و وضعیت تحولات میدانی به احتمال زیاد سعودی با کمک آمریکا به «طور رسمی» پای خود را از جنگ یمن بیرون خواهد کشید و به این ترتیب به یکی از زیان‌بار‌ترین اقدامات خود در دهه‌های اخیر پایان خواهد داد.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • چرا روابط پاکستان با کشورهای خاورمیانه تغییر کرد

    چرا روابط پاکستان با کشورهای خاورمیانه تغییر کرد

    روابط پاکستان با متحدان قدیمی اش در خاور میانه پس از اتخاذ سیاست بی‌طرفی در برابر جنگ یمن به وخامت گراییده است. خاور میانه برای دهه‌ها، یکی از منابع و مجاری حمایت‌های مالی و پولی دولت و مردم پاکستان بود. بر اساس روابط تاثیرات عمیق مذهبی، پاکستان امنیت محل‌های مقدس، تاسیسات حساس و سایر زیربناهای مهم به خصوص ازعربستان سعودی را تامین کرده و در چند سال اخیر، بنا بر ناگذیری‌های ژیواستراتژیک و حفاظت از منافع محوری این کشور، مجبور به عمل‌کردهای توازن‌بخش در مناسبات اش شده است.
    مکالمه‌ی تلفنی آخر میان عمران‌خان و شاه عربستان، محمد بن سلمان، نخستین گام به هدف احیای روابط استراتژیک میان این دو کشور است. در چند سال گذشته، بدگمانی‌ها و برداشت‌های سو میان پاکستان و متحدانش در خاور میانه بیشتر شده و نیاز است به خاطر ایجاد روابط دوستانه‌ی جامع و پایدار، موارد بی‌اعتمادی شناسایی و به آن رسیدگی شود. انکشاف‌های اخیر ژیواستراتژیک، یک بار دیگر متحدان قدیمی را واداشته تا روی جهت‌گیری‌های استراتژیک شان دقت و بازبینی کنند.در حالی که چالش‌های موجود نیازمند رسیدگی است، لازم است از فرصت‌های موجود نیز استفاده شود. به خاطر فهم عوامل بازبینی پالسی‌های کشورهای خاور میانه درقبال پاکستان، بایستی سازوکارهای متغیر امنیت منطقه‌ای را در چارچوب تغییر در محیط ژیواستراتژیک کلان خاور میانه به بررسی گرفت.
    در زمان ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، امریکا فشارهای زیادی را بر ایران وارد کرد؛ در حالی که اداره‌ی جو بایدن به دنبال احیای توافق‌نامه هسته‌ای با ایران است.
    ایران و چین توافق‌نامه‌ی همکاری‌های استراتژیک ۲۵ساله را اخیرا به امضا رسانیده که بر بنیاد آن، چین متعهد به سرمایه‌گذاری ۴۰۰ ملیون دالری در سکتورهای کلیدی؛ مانند انرژی، زیربناسازی، مسایل دفاعی و بانکی است. امضای توافق‌نامه میان این دو کشور، خاور میانه را شوکه نکرده؛ اما این کار، محاسبات استراتژیک منطقه‌ای را تغییر داد.
    چین، بزرگ‌ترین شریک تجاری عربستان سعودی، هم‌چنان به شریک استراتژیک ایران در منطقه بدل شد و چگونگی موازنه‌سازی چشم‌انداز سیاسی در خاور میانه، موضوع بحث در آینده است؛ اما آن‌چه مبرهن به نظر می‌رسد، ایجاد هم‌گرایی منافع میان کشورهای خاور میانه، امریکا و چین است؛ چیزی که موجب ناامنی پاکستان و یکی از دلایل شکل‌دهی روابط حسنه‌ی کشورهای خلیج با پاکستان به شمار می‌رود.
    قبل از نزدیکی و روابط حسنه،کشورهای خلیج، باید سیاست‌های موازنه‌بخش را میان هند و پاکستان روی دست گیرند. در چند سال گذشته، هند با بسیاری از پایتخت‌های کشورهای خاور میانه روابط نزدیک استراتژیکی از خود تعریف کرد و تصمیم ریاض مبنی بر امضای پیمان مشارکت استراتژیک با هند به سال ۲۰۱۹ بر می‌گردد که اسباب نگرانی پاکستان را فراهم کرده بود.
    همین‌گونه، سکوت شورای همکاری خلیج در زمینه‌ی محکومیت رفتارهای ظالمانه‌ی هند در جامو و کشمیر، پاکستان را ناخشنود کرده است؛ این کشور به این درک رسیده که ناگزیری‌های استراتژیک، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج را بر آن داشته تا گام‌های عملی را بر ندارند. بسیاری‌ها، تصمیم کشورهای عضو خلیج و سکوت این کشورها در برابر مسئله‌ی جامو و کشمیر را مجازات پاکستان به خاطر عدم جانب‌داری در جنگ یمن می‌دانند.
    پس از تصمیم هند مبنی بر تغییر یک‌جانبه‌‌ی وضعیت منطقه مورد منازعه جامو و کشمیر، رهبری پاکستان به حمایت متحدان اش در خاور میانه چشم امید دوخته بود؛ حمایتی که هیچ‌گاهی اتفاق نیفتاد. پاکستان در قبال نقش ضعیف سازمان کشورهای اسلامی در برابر منازعه‌ی کشمیر، اعتراض کرد و گمانه‌زنی‌هایی وجود دارد که امارات متحده‌ی عربی نقش مهمی را در کاهش تنش‌ها میان هند و پاکستان بازی کرده و باور‌ها بر این است که اعلامیه‌ی دو کشور در راستای تطبیق توافق‌نامه‌ی آتش‌بس سال ۲۰۰۳، با همکاری دیپلماسی پشت در های بسته‌ی مقامات امارات صورت گرفته است.
    دلیل دیگر شکاف میان پاکستان و کشورهای خلیج، تصمیم پاکستان برای تحریم نکردن قطر در بحبوحه‌ی اختلافات فزاینده در خاور میانه بود؛ پاکستان نمی‌توانست در این میان جانب‌دارانه عمل کند و این ناگزیری پاکستان در راستای عدم جانب‌داری، ماهیت ایدیولوژیک نیز دارد. حالا که تنش‌ها میان قطر و کشورهای خلیج پایان یافته، هر دو طرف به نقش پاکستان به عنوان میانجی منازعات اعتراف می‌کنند.
    پاکستان در حال تغییر اولویت‌هایش از ژیواستراتژیک به ژیواکانومیک است. پاکستان خواهان تقویت اقتصاد و نیازمند سرمایه‌گذاری خارجی به هدف رونق اقتصادی است. شاه عربستان در سال ۲۰۱۹ از پاکستان دیدار و توافق‌نامه‌ای به ارزش بیست میلیارد دالر شامل ایجاد تصفیگاه نفت و پتروشیمی در گوادر را به امضا رسانید؛ اما این پروژه‌ها تا اکنون عملی نشده و زمان آن رسیده تا این دو کشور اقدامات فراگیری را به خاطر تمویل مالی این پروژه انجام دهند. در حال حاضر، پاکستان و کشورهای شرق میانه به این فهم رسیده اند که دینامیک‌های ژیواستراتژیک در منطقه در حال تغییر است و به نظر می‌رسد، این حقیقت نیز درک شده که گذشته‌ی نه چندان دور، نمی‌تواند آینده را تعیین کند و پاکستان و کشورهای خاور میانه با درنظرداشت تاریخ طولانی همکاری، مکمل یک‌دیگر اند.
    اسلام‌آباد در حال حاضر به خاطر تطبیق آجندای اقتصادی اش به شریکان مالی نیازد دارد و کشورهای خاور میانه برای حفاظت از منافع ژیو استراتژیک شان به ساختارهای امنیت منطقه‌ای نیاز دارند؛ خواسته‌ای که پاکستان می‌تواند آن را بر آورده کند.

    منبع: اکسپرس تریبون

    مترجم: صبح کابل

  • ایران و عربستان در عراق مذاکره کرده اند

    ایران و عربستان در عراق مذاکره کرده اند

    در گزارشی که روز یک‌شنبه (۲۹ حمل/ ۱۸ اپریل)، به نقل از سه مقام آگاه از این مذاکرات به نشر رسیده، آمده است در این مذاکرات در باره‌ی حملات گروهی شبه‌نظامی حوثی به عربستان بحث شده و این مذاکرات «مثبت» ارزیابی شده است.

    روزنامه‌ی بریتانیایی فایننشال تایمز، نوشته است این مذاکرات پنج‌سال پس از قطع روابط دیپلماتیک بین دو کشور صورت گرفته و نخستین دور این آن (۲۰ حمل/ ۹ اپریل)، در بغداد برگزار شده و دور بعدی این آن نیز هفته‌ی آینده برگزار خواهد شد.

    یکی از منابع، به این روزنامه گفته است که سرپرستی هیئت عربستان سعودی را در این مذاکرات، خالد بن علی الحمیدان، رییس‌ سازمان اطلاعات این کشور به عهده داشته است.

    این منبع هم‌چنان گفته است: «این مذاکرات شتاب گرفته؛ زیرا روند مذاکرات ایالات متحده برای بازگشت به برجام سریع‌تر شده و از سویی دیگر، حملات حوثی‌ها در یمن نیز افزایش یافته است.»

    بر اساس این گزارش، این مذاکرات از سوی مصطفی الکاظمی، نخست‌وزیر عراق که ماه گذشته با شاهزاده محمد بن سلمان در عربستان دیدار داشته، زمینه‌سازی شده است.

    یک مقام ارشد عربستان سعودی در گفت‌وگو با فایننشال تایمز، انجام این مذاکرات را تکذیب کرده است. دولت عراق و ایران هم در این باره تا هنوز چیزی نگفته اند؛ اما یک مقام ارشد عراقی و یک مقام دیپلمات خارجی انجام این مذاکرات را تایید کرده‌اند.

    به گفته‌ی این مقام عراقی، بغداد کانال‌های ارتباطی میان ایران – مصر و ایران – اردن را نیز تسهیل کرده و نخست‌وزیر عراق، بسیار مایل است شخصا میان قدرت‌های متضاد در منطقه نقش داشته باشد.

    روابط میان عربستان و ایران، پس از آن تیره شد که شیخ نمر النمر، روحانی برجسته‌ی شیعه در عربستان سعودی اعدام شد و در  واکنش به اعدام او، شماری از معترضان به مکان‌های دیپلماتیک عربستان در تهران و مشهد حمله کردند و آن‌ها را به آتش‌ کشیدند. هم‌چنان در سال‌های اخیر، به دنبال درگیری‌ها در سوریه و یمن و شدت یافتن رقابت‌ها در منطقه، این روابط تیره‌تر شده است.

    این گزارش در حالی به نشر می‌رسد که دور دوم نشست مشترک احیای برجام در وین، پایتخت اتریش آغاز شده و عباس عراقچی، معاون سیاسی وزارت خارجه‌ی ایران و مذاکره‌کننده‌ی ارشد هسته‌ای این کشور در وین گفته که تفاهم نهایی در این نشست‌ در حال شکل گرفتن است.

    از سویی دیگر، در ماه‌های اخیر، حملات پهبادی حوثی‌های یمن به تاسیسات انرژی و مراکز نظامی عربستان سعودی افزایش یافته و در آخرین مورد، حوثی‌ها با ۱۸ پهباد این مراکز را در عربستان سعودی هدف قرار دادند.

  • عراق و عربستان 5 توافق نامه همکاری امضا کردند

    عراق و عربستان 5 توافق نامه همکاری امضا کردند

    سفر مصطفی الکاظمی نخست‌وزیر عراق به عربستان پس از حرف و حدیث‌ها و فراز و فرودهای زیاد و 11 ماه انتظار بالاخره عصر چهارشنبه انجام شد و بلافاصله پس از مراسم استقبال در سرسرای تشریفات فرودگاه ریاض گفتگوی دو طرف آغاز شد.

    الکاظمی تکاپوهای مراودات خارجی دولتش طی هفته های اخیر زیاد شده است با هیاتی پرشمار از مقامات سیاسی، اقتصادی و استانداران مرزهای جنوبی کشورش وارد ریاض شد و مورد استقبال هیات پرشمار سعودی قرار گرفت.

    هیات عراقی متشکل از وزرای امور خارجه، مالیه، برنامه‌ریزی، داخله، نفت، مسکن، زراعت، مشاور امنیت ملی، رئیس سازمان سرمایه‌گذاری ملی، استانداران الانبار، المثنی از ولایت‌های هم مرز با عربستان، قائم مقام رئیس سرویس اطلاعاتی، رئیس دفتر نخست‌وزیر و سرقنسول عراق در عربستان را شامل می‌شوند.

    وقایع اتفاقیه این دیدارها تا ساعتی پیش هنوز از رسانه ها مخفی بود تا اینکه دفتر نخست‌وزیری عراق با انتشار بیانیه ای اعلام کرد در جلسه با بن سلمان تعدادی از پرونده ها در زمینه های اقتصادی، نفت، برق، کشاورزی و سرمایه‌گذاری مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

    براساس این اطلاعیه هیات عراقی به ریاست مصطفی الکاظمی نخست‌وزیر توافق نامه هایی را با هیات سعودی به ریاست محمد بن سلمان امضا کرد.

    در این نشست بر اهمیت ادامه گفتگو در چند پرونده مهم و هماهنگی تلاشهای مشترک در چارچوب شورای هماهنگی عراق و عربستان به روشی که منافع دو کشور را تحقق بخشد، تأکید شد.

  • نمایندگان زن مجلس عربستان از حضور زنان  افغان در پروسه صلح حمایت کردند

    نمایندگان زن مجلس عربستان از حضور زنان افغان در پروسه صلح حمایت کردند

    زنان عضو مجلس شورای عربستان از مشارکت زنان افغان در روند صلح این کشور حمایت می‌کنند.

    روز، چهارشنبه (۱۱ حمل) نخستین جلسه بین نمایندگان زن پارلمان افغانستان و نمایندگان زن مجلس شورای عربستان سعودی از طریق ویدیو کنفرانس برگزار شد.

    در این جلسه که به ابتکار وزارت امور خارجه افغانستان و سفارت این کشور در ریاض برگزار شد، شماری از نمایندگان زن و فعالان حقوق زنان افغان حضور داشتند.

    سی عضو مجلس ۱۵۰ نفری مشورتی عربستان سعودی، زن هستند.

    در خبرنامه وزارت خارجه افغانستان آمده ناهید فرید رئیس کمیسیون امور زنان و حقوق بشر مجلس نمایندگان افغانستان دستاوردهای زنان افغانستان در جریان دو دهه اخیر را برشمرده و خواستار حمایت زنان عضو مجلس شورای عربستان سعودی از زنان افغانستان در روند صلح شد.

    در این جلسه، سامیه بخاری، عضو کمیته دوستی میان پارلمانی افغانستان و عربستان سعودی، مستوره الشمری، عضو کمیته امنیتی مجلس شورای عربستان سعودی، هدا احلیسی عضو کمیته روابط خارجی مجلس شورای عربستان سعودی صحبت کردند.

    آنها بر نقش زنان افغان در نظام آینده این کشور، حضور پررنگ و معنادار در گفتگوهای صلح به‌ویژه نشست آتی در ترکیه را با اهمیت خواندند.

    قرار است در هفته‌های آینده نشست مقام‌های ارشد دولت افغانستان و طالبان در استانبول برگزار شود.

    در نشست قبلی صلح افغانستان در مسکو تنها یک زن، حبیبه سرابی، یکی از ۴ زن عضو هیات مذاکره کننده افغانستان، با طالبان دعوت شده بود که اعتراض فعالان زن و نهادهای بین المللی حقوق بشر را برانگیخت.

    سال گذشته نیز از طریق ویدیو کنفرانس نمایندگان زن در پارلمان افغانستان با نمایندگان زن در مجلس شورای اسلامی ایران در مورد مطالبات زنان در صلح با طالبان صحبت کرده بودند.

    در آن نشست نیز نمایندگان زنان مجلس ایران با تاکید بر “خروج مسئولانه نیروهای خارجی از افغانستان” حضور زنان در آینده کشور را حق طبیعی، انسانی و اسلامی آنان دانسته، حمایت خویش را از حفظ حقوق بشر، حقوق زنان، حقوق کودکان در افغانستان اعلام کردند.

  • چگونه عربستان در جنگ یمن زمینگیر شد؟

    چگونه عربستان در جنگ یمن زمینگیر شد؟

    روز جمعه ۲۶ مارچ سالروز آغاز تهاجم ائتلاف سعودی علیه یمن با هدف نابودی کامل انصارالله و جنبش مردمی برخواسته از انقلاب سال ۲۰۱۴ بود. تهاجمی که «عاصفه‌الحزم» (طوفان قاطع) نامگذاری شد و بنا بود ظرف مدت نهایتاً دو هفته انصارالله را به طور کامل سرکوب کند و دولت مستعفی منصور هادی را مجدداً در صنعا مستقر کرده و قدرت را به آن بازگرداند. آرزویی که باید ظرف مدت ۱۴ روز محقق می‌شد ولی با مقاومت مردم یمن پس از ۲۱۶۰ روز نیز محقق نشد.

    در حال حاضر عربستان از حیث میدانی عملاً قابلیت هیچ گونه اثرگذاری در یمن را ندارد و تنها از طریق بمباران هوایی در تلاش است که به همپیمانان خود در میادینی مانند مأرب یا الحدیده یاری رساند. اما وضع برای آن‌ها در عمق خاک سعودی از این نیز وخیم‌تر است. در حال حاضر انصارالله ماه‌هاست سعودی را در چند جبهه تحت فشار جدی قرار داده است. از طرفی سه ولایت جنوبی نجران، عسیر و جیزان دائماً شاهد حضور نیروهای یمنی است و بخش‌های قابل توجهی از این سه ولایت در تصرف این نیروهاست. از سویی حملات مستمر موشکی و پهپادی مراکز نظامی، اقتصادی و نفتی این کشور را مورد هدف قرار می‌دهد و عملاً سعودی‌ها راهی برای مصون ماندن از این حملات ندارند. در آخرین روزهای ابتدایی ماه مارچ بود که انصارالله برای اولین بار شهر مهم و اقتصادی «جده» و همچنین بندر بزرگ نفتی «رأس تنوره» را هدف حملات موشکی و پهپادی جدی قرار داد. ریاض پایتخت سعودی هم که بارها هدف این حملات قرار گرفته است.

    از سویی عربستان با اعمالی که در یمن مرتکب شده، صدای اعتراض بسیاری از نهادهای بین‌المللی و برخی کشورها را درآورده و فجایعی مانند حمله به اتوبوس مکتب که ده‌ها کودک را جابجا می‌کرد حتی با اعتراض همپیمانان سعودی مواجه شد. قحطی بی‌سابقه ناشی از محاصره شش ساله نیز موجب اعتراض و محکومیت سازمان ملل و سازمان‌های امدادرسان بین‌المللی شده است. این وضع به اندازه‌ای ناگوار است که بسیاری معتقدند پس از پایان جنگ و بحران در یمن ممکن است، ده‌ها پرونده مرتبط با جنایت علیه بشریت در محاکم جهانی علیه سعودی تشکیل شود.

    مجموعه این رویدادها و عوامل در نهایت موجب شد تا رییس جمهور بایدن مجبور شود به خاطر حفظ منافع کلان و راهبردی امریکا در خاورمیانه و جلوگیری از اضمحلال شریک راهبردی خود در این منطقه به سرعت دست به کار شده و به منظور حل و فصل و خاتمه بحران با پیشنهاداتی از قبیل آتش بس و پایان جنگ وارد عرصه بحران یمن شود. پیشنهاداتی که رهبران انصارالله تاکنون روی خوشی به آن‌ها نشان نداده و علی‌رغم انجام یکی دو دور مذاکره در عمان و مکان‌های دیگر همچنان از موضع قدرت و به دور از ذوق‌زدگی در تلاش برای مدیریت فضای سیاسی بحران هستند و همزمان با استمرار و تشدید حملات به عمق خاک سعودی و تنگ کردن حلقه محاصره مأرب (به گونه‌ای که هر آن امکان آزادسازی آن وجود دارد)، به دنبال خالی کردن دست رقیب در مذاکرات اصلی آتی و فشار بر آن برای تحمیل خواسته‌های مدنظر خود هستند.

    با مشاهده این شرایط و بررسی عوامل و متغیرهای دخیل در این بحران می‌توان به شکل منطقی این گزاره را مطرح نمود که در آغاز هفتمین سال جنگ، نشانه‌های پیروزی برای مردم یمن کاملاً آشکار شده و به نظر می رسد برای یمنی‌ها گشایش‌های جدی در پیش خواهد بود.

    آن روی سکه اما عربستان بدون هیچ دستاورد، ناگزیر است پس از صرف هزینه هنگفت، شکست خود در یمن را بپذیرد و از بحران یمن پای خود را بیرون بکشد.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • عربستان جنگ یمن را باخته است

    عربستان جنگ یمن را باخته است

    محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، امیدوار بود که با دخالت در جنگ یمن به زودی در برابر حوثی‌ها پیروز می گردد. عربستان سعودی و کشورهای عضو ائتلاف عرب از شش سال به اینسو از نیروهای عبد ربه منصور هادی رئیس جمهور یمن حمایت می کنند.

    جنگ یمن در تاریخ ۲۶ مارچ ۲۰۱۵ شروع شد که دقیقاً شش سال از آن می گذرد. حوثی ها همواره در حال پیشروی اند و به نظر می رسد که عربستان سعودی دیگر قادر به پیروزی در این جنگ نیست. براساس منابع سازمان ملل در این جنگ بیش از ۲۳۰ هزار تن کشته شده اند و میلیون ها تن با فقر و بیماری ها دست و گریبان اند. پاندمی کرونا نیز به این مصایب افزوده و سیستم صحی این کشور را کاملاً ویران کرده است. 

    اکنون عربستان سعودی یک طرح پیشنهادی را برای پایان جنگ یمن ارائه کرده است. به گفته شهزاده فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، در این طرح یک آتش بس سرتاسری زیر نظارت سازمان ملل در یمن پیشنهاد شده است. پادشاهی عربستان سعودی چنین طرح مشابهی را پارسال نیز پیشنهاد نموده بود.  
    اکنون زمامداران ریاض می خواهند با این طرح، خود را از این جنگ سبکدوش کنند؛ زیرا جنگجویان حوثی در این میان صنعا پایتخت و بخش های گسترده ای از مناطق شمالغرب این کشور را تصرف نموده اند و اخیراً حمله ای را به ولایت غنی از نفت مآرب شروع کردند. عربستان سعودی و ائتلاف عرب زیر رهبری اش از چند سال به اینسو با حملات هوایی بر جنگجویان حوثی و مسدود ساختن میدان هوایی و بنادر دریایی سعی نموده تا مانع رسیدن اکمالات به حوثی ها گردد.  

    آل سعود گفت که عربستان سعودی می خواهد تا زنجیره خشونت پایان یابد. به گفته او برای بهبود اوضاع و رسانیدن مواد مورد نیاز به یمن، میدان هوایی صنعا باید دوباره گشایش یابد. نکته دیگر این پیشنهاد این است که محاصره بندر الحدیده توسط عربستان سعودی پایان یابد تا مواد سوخت و مواد غذایی به این مناطق ارسال گردند. این بندر زیر کنترول حوثی ها است. در همین روزهای اخیر چهار کشتی حامل مواد سوخت به بندر الحدیده لنگر انداخته اند. گفته می شود که این کشتی حامل ۴۵ هزار تن دیزل، ۵ هزار تن گاز مایع و بیش از ۲۲ هزار تن نفت می باشد.  
    جنگجویان حوثی در نخستین واکنش در قبال طرح عربستان سعودی اعلام کرده اند که این طرح چیزی جدیدی ندارد، و آن را رد کرده اند. اما محمد عبدالسلام، مذاکره کننده ارشد حوثی ها گفته است که آماده ادامه گفتگوها با عربستان سعودی، واشنگتن و مسقط به هدف رسیدن به یک توافق صلح اند. عبدالسلام افزوده است که گشایش میدان هوایی و بنادر دریایی حقوق اساسی بشری مردم اند و نباید از این حقوق به عنوان شرایط توافقنامه صلح سوء استفاده صورت گیرد. 

    ایالات متحده  امریکا، سازمان ملل و عمان به عنوان میانجی منطقه‌ای با خوشبینی از احتمال رسیدن به صلح سخن گفته اند. حوثی ها از هفته ها به اینسو با میانجیگری عمان وارد مذاکره با تیموتی لیندرکینگ، نماینده خاص ایالات متحده امریکا در مسایل یمن گردیده اند. با وصف آن، در حال حاضر هیچ کسی به این تصور نیست که قرارداد یک آتش بس سریع به امضا برسد و جنگ یمن به پایان برسد.   
    پس از احراز کرسی ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا توسط جو بایدن، فشارها بر خانواده شاهی عربستان سعودی تشدید یافته اند. بایدن اعلام کرده است که هیچگونه جنگی را در یمن حمایت نمی کند. رئیس جمهور ایالات متحده با این اقدام کمک های مهم تدارکاتی و استخباراتی به ائتلاف زیر رهبری عربستان سعودی را متوقف نمود. 
    گیدو اشتاینبرگ، کارشناس امور خاورمیانه در  بنیاد علم و سیاست در برلین گفت: «عربستان سعودی جنگ یمن را باخته است؛ و این بیشتر ناشی از این است که حکومت بایدن واضح ساخته است که از عملیات سعودی در یمن حمایت نمی کند.» 
    به گفته اشتاینبرگ، سعودی ها اکنون ناگزیر اند که در بهبود وضعیت یمن سهیم گردند. زیرا با عملیات حوثی ها بر مآرب احتمال این می رود که نیروهای جانبدار عربستان سعودی و به ویژه حکومت به رسمیت شناخته شده یمن توسط جامعه جهانی، مناطق مهم استراتیژک خود را از دست بدهند.

    اکنون حوثی ها با توجه با پیشروی های شان و همچنان اقدام بایدن به توقف کمک به ائتلاف عرب، خود را در موقف بهتر دیده و می توانند پیش بینی کنند که رقبای جنگی شان به عنوان بازنده های جنگی عقب نشینی کنند. همچنان ایران نیز از ناکامی رقیب خود در منطقه خرسند خواهد شد. 
    در نهایت به گفته اشتاینبرگ، می توان از این حرکت کرد که در یمن دو جناح بزرگ ایجاد خواهد شد: «حوثی ها در شمال در یک جانب و در جانب دیگر جدایی طلبان در جنوب این کشور. این وضعیت بدون شک سبب انشعاب یمن خواهد شد.»
    جدایی طلبان از سال ها به اینسو در جنوب یمن برای ایجاد یک دولت مستقل مبارزه می کنند. چنین یک دولتی قبل از اتحاد یمنی ها در سال ۱۹۹۰ وجود داشت. اما در سال گذشته جدایی طلبان اعلامیه خودمختاری خود را دوباره پس گرفتند.  

    اما اشتاینبر تأکید می کند که ناکامی عربستان سعودی در جنگ یمن، به مفهوم پایان جنگ در این کشور نمی باشد: «احتمال این می رود که جنگ داخلی در یمن ادامه یابد.» اما هزینه این جنگ را در آینده نیز غیرنظامیان خواهند پرداخت. از هفته ها به اینسو انتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل از بروز یک قحطی شدید در یمن هشدار می دهد. در همین حال با توجه به موج جدید کرونا، در همین اواخر وضعیت اضطراری در یمن اعلام گردیده است. 

    دویچه وله

  • اسرائیل به دنبال تشکیل ائتلاف با کشورهای عربی در منطقه می باشد

    اسرائیل به دنبال تشکیل ائتلاف با کشورهای عربی در منطقه می باشد

    شبکه‌ی خبری اسراییلی آی-  ۲۴ گزارش داد اسراییل به دنبال تشکیل ائتلاف امنیتی با عربستان سعودی، امارات و بحرین در منطقه است.

    به نقل از بی‌بی‌سی، در این گزارش که ناوقت روز جمعه (۸ حوت/ ۲۶ فبروری)، به نشر رسید، آمده است پس از قوت گرفتن دوباره‌ی برنامه‌ی هسته‌ای ایران و تمایل دولت جدید امریکا برای بازگشت به برجام، این تصمیم گرفته شده است.

    اسراییل و عربستان روابط دیپلماتیک باهم ندارند؛ اما گمان می‌رود که این دو کشور روابط مخفی با هم داشته باشند.

    امارات و بحرین سال گذشته، با پا در میانی دونالد ترامپ، رییس‌جمهور پیشین امریکا، با اسراییل روابط دیپلماتیک برقرار کردند؛ اما عربستان سعودی همچنان علنا به عادی‌سازی روابط با اسراییل اقدام نکرده است.

    پس از قدرت گرفتن برنامه‌ی هسته‌ای ایران در یک دهه‌ی گذشته، کشورهای عرب حاشیه‌ی خلیج فارس به رهبری عربستان سعودی به دنبال ائتلافی در برابر ایران بودند.

    از سویی دیگر، خبرگزاری رویترز گزارش داده است که امریکا احتمال فروش سلاح‌های تهاجمی خود به عربستان سعودی را متوقف می‌کند.

    فروش سلاح‌های تهاجمی به عربستان سعودی به دلیل نگرانی حملات حوثی‌های یمن و تلفات غیرنظامیان، از سوی امریکا صورت می‌گیرد و احتمال می‌رود فروش این نوع سلاح‌ها متوقف شود؛ اما فروش تجهیزات آموزشی و سلاح‌های دفاعی به این کشور ادامه خواهد یافت.

    سخنگوی وزارت خارجه‌ی امریکا، گفته است که جو بایدن متعهد است تا حمایت از عربستان سعودی در برابر حملات حوثی‌های یمن را پایان دهد.

    در همین حال، جو بایدن روز پنج‌شنبه (۷ حوت/ ۲۵ فبروری)، در گفت‌وگوی تلفونی با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، در باره‌ی حقوق بشر و مسایل امنیتی در منطقه و به ویژه یمن بحث کرده است.

    جو بایدن، تعهد سپرد که از عربستان در برابر حملات حوثی‌های یمن که از سوی ایران حمایت می‌شود، دفاع ‌کند.

    با این همه، امریکا روز جمعه (۸ حوت/ ۲۶ فبروری)، اطلاعات محرمانه‌ی امنیتی در مورد قتل جمال خاشقچی، روزنامه‌نگار و ستون‌نویس واشنگتن پست را منتشر کرد که بر اساس آن، خاشقچی به دستور مستقیم محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی کشته شده است.

  • عربستان گزارش امریکا در مورد قتل خاشقچی را رد کرد

    عربستان گزارش امریکا در مورد قتل خاشقچی را رد کرد

    وزارت خارجه عربستان ضمن اعلام مخالفت با گزارش آمریکا درباره قتل خاشقجی، این گزارش را قاطعانه رد و محکوم کرد.

    به نقل از SPA وزارت امور خارجه عربستان در واکنش به گزارش سیا در مورد قتل جمال خاشقجی روزنامه نگار منتقد سعودی به شدت این گزارش را رد و آن را نتیجه “استنباط نادرست” دانست.

     در بیانیه وزارت خارجه عربستان سعودی آمده است: موضوعی که در گزارش آمریکا درباره قتل جمال خاشقجی ذکر شده است، حاصل اطلاعاتی نادرست و نتیجه‌گیری‌های اهانت آمیز درباره برخی مقامات ارشد این کشور محسوب می‌شود که نمی‌توان آن را به هیچ وجه قبول کرد.

     در این بیانیه همچنین آمده است كه قتل خاشقجی توسط گروهی از افراد انجام شده كه “تمام مقررات و اختیارات مربوط به آژانس هایی را كه در آنها كار می كردند نقض كردند. خاطرنشان می شود که اقدامات لازم علیه عاملان این قتل در عربستان سعودی انجام شده است”.

    طبق گزارش اطلاعات آمریكا درباره قتل جمال خاشقجی، محمد بن سلمان ، ولیعهد سعودی ، عملیاتی را در استانبول برای دستگیری یا كشتن این روزنامه نگار سعودی برنامه ریزی کرده است.

    در این گزارش نام افرادی به چشم می خورد که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا از مشارکت آن‌ها در قتل خاشقجی به نیابت از ولیعهد عربستان اطمینان دارد.

    گفتنی است روز گذشته (26 فبروری)  ایالات متحده اعلام کرد که در رابطه به قتل جمال خاشقجی روزنامه نگار سعودی علیه 76 شهروند سعودی محدودیت صدور ویزا را اعمال کرده است.

      خاشقجی در اکتبر 2018 پس از ورود به کنسولگری عربستان در شهر استانبول ترکیه ناپدید شد. ریاض که در ابتدا نسبت به ناپدید شدن خاشقجی اظهار بی اطلاعی می‌کرد، تصدیق کرد که این روزنامه نگار در داخل کنسولگری به قتل رسیده است.

    آنکارا اعلام کرد همزمان با ورود خاشقجی به ساختمان کنسولگری 15 مقام امنیتی عربستان سعودی نیز با دو پرواز وارد استانبول شده و پس از مدت کوتاهی ترکیه را ترک کرده‌اند.

  • زنان در عربستان اجازه عضویت در ارتش را به دست آوردند

    زنان در عربستان اجازه عضویت در ارتش را به دست آوردند

    بر بنیاد گزارش‌ها، زنان در عربستان سعودی اجاز شمولیت در ارتش را از سوی حکومت به دست آورده‌اند.

    عرب نیوز، در گزارشی گفت زنان عربستان سعودی پس از این می‌توانند به‌‌عنوان سرباز، برگمشر، دگروال، سربرگمشر قدمدار و سربرگمشرقدمدار ستاد استخدام شوند.

    حکومت عربستان برای تبدیل کردن این کشور به عنوان بزرگترین کشور اقتصادی جهان، مشارکت زنان را در نیروی کار افزایش می‌دهد.

    اکنون زنان در عربستان دربخش‌های دیگری چون صندوقدار در مراکز خرید، گارسونی، دم‌کردن کاپوچینو در قهوه‌خانه‌ها و برخی شغل‌های دیگر نیز اجازهٔ کار را از سوی حکومت به دست آورده‌اند.

    از سویی ‌هم، طرح ورود زنان به ارتش برای اولین بار در سال ۲۰۱۹ اعلام شده بود و به زنان اجازه دادند تا بدون اجازه‌ی یکی از اقوام مرد از کشور خارج شوند.

    پیش از این زنان در عربستان محدودیت‌ها زیادی داشتند و فقط می‌توانستند به عنوان معلم و یا کارمند در یکی از نهاد‌های دولتی کارکنند اما پس از مبارزات گسترده‌ٔ زنان، قانونی به تصویب رسید که بر اساس آن برخی از اشیای مورد ضرورت خانم‌ها توسط کارمندان زن اداره می‌شود.

  • یک نفر به اتهام پول شویی در میدان هوایی کابل بازداشت شد

    یک نفر به اتهام پول شویی در میدان هوایی کابل بازداشت شد

    وزارت مالیه از بازداشت یک نفر به اتهام پول‌شویی در میدان هوایی کابل خبر می‌دهد. این فرد شهروند افغانستان است و هنگام آمدن از عربستان سعودی به کشور بازداشت شده است.

    وزارت مالیه امروز (چهارشنبه، پانزدهم دلو) با نشر خبرنامه‌‌یی گفت این متهم که حدود ۲۷۳ هزار ریال سعودی را در داخل یک کارتن جابه‌جا کرده بود از سوی مسوولان گمرک میدان‌ هوایی کابل بازداشت شده است. خبرنامۀ می‌افزاید این فرد متهم بر اساس مقررۀ منع پول‌شویی به دادستانی کل تسلیم داده شده است.

    این در حالی است که اخیراً اتهام قاچاق پول از مسیرهای ویژۀ میدان هوایی کابل بالا گرفته است. به تازگی سیگر یا ادارۀ بازرس ویژۀ امریکا در گزارشی مدعی شده است مبالغ هنگفتی پول از طریق دروازه‌های ویژۀ (وی. آی. پی) این میدان هوایی به بیرون قاچاق می‌شود.

    این اتهام از سوی یک عضو مجلس نماینده‌گان کشور نیز علیه‌ نزدیکان مقام‌های بلندرتبۀ حکومت مطرح شده است. ارگ ریاست جمهوری اما این ادعاها را رد کرده و بی‌اساس خوانده است.

  • قضیه بهسود باید به صورت اساسی حل شود/مسأله را قومی نسازید!

    قضیه بهسود باید به صورت اساسی حل شود/مسأله را قومی نسازید!

    براساس پیام اقای دانش مردم هزاره جات به ویژه بهسود همواره طرفدار دموکراسی و جمهوریت بده اند اما عده ای می خواهند این مردم را تحریک کنند.

    متن دقیق پیام به صورت زیر است:

    ضمن اظهار تأسف مجدد از رویداد تلخ روز جمعه 10 دلو 1399 در بهسود، خوش حال هستیم که هیأت عالی رتبه و با صلاحیت متشکل از مقامات دولتی و متنفذین محلی به ساحه رسیده است و کار خود را آغاز کرده است.

    در باره اعزام هیات و وظایفی که به دوش دارد و نیازهای مبرم مردم و اقدامات ضروریی که باید انجام شود، چند مطلب را به اطلاع همه مردم شریف افغانستان مخصوصا مردم مناطق هزاره جات و به طور خاص مردم بهسود می‌رسانم:

    1. با توجه به این‌که کشور و مردم ما در شرایط خاص قرار دارد و تهدیدات و خطرات از هر سو در کمین است، رویداد تلخی که روز جمعه گذشته اتفاق افتاد باید به صورت مسالمت آمیز حل شود.

    2. از هیات اعزامی می‌خواهم که ضمن رسیدگی جدی به وضعیت آسیب دیدگان، قضیه را به صورت عادلانه و همه جانبه بررسی کند و نتیجه بررسی خود را به رهبری حکومت گزارش دهد.

    3. به نظر می‌رسد وقت آن رسیده است که قضیه بهسود و تنش‌های ایجادشده به صورت اساسی و ریشه‌ای حل گردد تا مردم منطقه از نگرانی‌ها و آسیب‌های پیاپی مصئون شوند. بنابراین از همه بزرگان، شخصیت‌های سیاسی، علما، متنفذین و همۀ مردم منطقه می‌خواهم که با خویشتن‌داری کامل با هیأت اعزامی به صورت همه جانبه همکاری نمایند.

    4. مردم هزاره به شمول مردم بهسود همواره طرفدار نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی بوده و هیچگاه طرفدار خشونت و یا تقابل با حکومت و نظام نیستند. بنابراین هر کسی و یا هر گروهی که به هر انگیزه ای به تحریک مردم بپردازد، منافع و مصالح مردم را با خطر مواجه می‌سازد و باید جلو آنها گرفته شود.

    5. قومی ساختن مسایل و استفاده ابزاری از احساسات مردم در جهت تقابل قومی از خواسته‌ها و پلان‌های شوم دشمنان این سرزمین است. اقوام با هم برادر افغانستان در طول تاریخ در کنار هم برادر وار زندگی کرده‌اند و در آینده نیز باید در کنار هم باشند و زندگی کنند. بنابراین هر کسی و یا هر گروهی که با استفاده سوء از احساسات مردم، به تقابل قومی دامن می‌زند خائن به منافع همه اقوام و به وحدت ملی افغانستان به حساب می‌آید.

    6. حکومت متعهد و مکلف به تأمین امنیت شاهراه‌ها و مناطق هزاره‌جات مخصوصا شاهراه میدان- جلریز- بهسود است و ما برای تحقق این هدف از همه تلاش و کوشش خود کار خواهیم گرفت. در مقابل از همه کسانی که در قالب گروپ‌های مسلح و به نام خیزش‌های مردمی در بهسود و سایر مناطق فعالیت می‌کنند هم می‌خواهیم که باید در چوکات قانون و ساختارهای مشروع نهادهای امنیتی و دفاعی دولتی در تأمین امنیت مردم و منطقه خود سهم بگیرند.

    سرور دانش

    معاون دوم رئیس جمهوری اسلامی افغانستان

    کابل، 14 دلو 1399