برچسب: عدالت

  • دبیر کل حزب ملت افغانستان: تشکیل جبهه مقاومت ملی مردود است

    دبیر کل حزب ملت افغانستان: تشکیل جبهه مقاومت ملی مردود است

    حزب ملت افغانستان تشکیل جبهه مقاومت ملی توسط برخی از چهره های جهادی پیشین و سرشناس افغانستان را مردود و محکوم افکار عمومی افغانستانی ها دانست.

    داکتر جعفر مهدوی دبیر کل حزب ملت افغانستان طی پیامی تاکید کرد هر صدا یا توجیهی که بخواهد افغانستان و مردم رنجیده آن را وارد چرخه تازه ای از جنگ و ویرانی کند از دید مردم محکوم و مردود است.  

    داکتر مهدوی در این پیام آورده است حدود سه ماه قبل با فرار غني، علاوه بر جمهوريت دروغين و بريده از مردم وي؛ تمام زيرساخت هاي نظام اداري افغانستان و مهمتر از همه “اُميد” مردم افغانستان فرو پاشيد. صحنه هاي تكان دهنده و دلخراشي در ميدان هوايي كابل و مرزهاي افغانستان به جهان مخابره شد كه نظير آن نه تنها در افغانستان بلكه در تاريخ جهان هم مشاهده نشده است.

    در خيانت آقاي غني هيچ شك و ترديدي وجود ندارد. اما گناه آنعده سياسيوني كه در تباني ، معامله و باجگيري از غني مويد و همراه او بودند در پيشگاه خداوند و مردم كمتر از غني نيست. سياسيوني كه سالها از طريق باجگيري و در بدل امتیازات سیاسی همچون تقرر فرزندان و بستگان دور و نزديك شان در وزارت ، ولايت، سفارت و سنا و دهها موتر زرهي و صدها محافظ و امتيازات مادي و تجارت هاي غير قانوني و مافيايي و غصب هزاران جريب زمين هاي دولتي و مردمي و … همواره در كنار و مويد دستگاه فاسد و استبدادي غني براي سركوب جنبش هاي مدني و خاموش ساختن صداي اعتراض مردم بودند و در آخرين روزهاي سقوط با پروازهاي ويژه خود و خانواده شان را نجات داده و به ويلاهاي لوكس شان در دبي و استانبول و … پناه بردند و مردم بي پناه و مظلوم را در صحنه خطر رها كردند.

    دبیر کل حزب ملت افغانستان تاکید کرده است:«این رهبران امروز با كدام روي و وجدان با ايجاد شوراي كذايي ” نجات جمهوري اسلامي افغانستان” صحبت از ” نجات” مردم و ” اصلاحات” و … مي كنند؟»

    چهره و كارنامه اكثر اين افراد براي مردم افغانستان، تاريخ و حتي جهان آشناست و آنها هرگز در اين جهان از قضاوت مردم، تاريخ و وجدان شان و در آن جهان از قضاوت خداوند متعال آسوده نخواهند بود.

    بنابر اين از ديد مردم افغانستان هر صدايي با هر توجيهي كه بخواهد افغانستان و مردم رنجديده آنرا وارد چرخه اي تازه از جنگ و ويراني و كشتار نمايد مردود و محكوم است.

    اگرچه در شرايط موجود نمي توان منكر كمبودها و مشكلات بود، اما مردم رنجديده افغانستان اراده كرده اند با توكل بر خداوند متعال و با اتكا بر ظرفيت هاي ملي و حوصله مندي و بردباري به رهبران فرصت دهند تا با عبرت آموزي از سرنوشت حاكمان گذشته و در چارچوب ارزشهاي مقدس اسلامي پيرامون عدالت ورزي، مبارزه با فساد و تبعيض و ايجاد فرصت هاي برابر براي همه اتباع افغانستان؛ اساس و بنياني جديد را پي ريزي كنند كه ديگر نشانه اي از فساد ، تبعيض و بي عدالتي در آن نباشد؛ و بدون شك چنين نظامي مي تواند يك افغانستان آباد ، آزاد و مستقل را نويد دهد.

  • در کربلا « نباّ عظیما اتفاق افتاد و ظلم و عدالت به تقابل رسیدند»

    در کربلا « نباّ عظیما اتفاق افتاد و ظلم و عدالت به تقابل رسیدند»

    «درکربلا غبار روبی از چهره اسلام صورت گرفت، در کربلا نباّ عظیم اتفاق افتاد که تاغفلت زدایی شود، در کربلا کسانی درمقابل امام حسین علیه السلام قرار گرفته بودند که: نمازمی خواندند، روزه می گرفتند، ذکات می دادند، خمس پرداخت می کردند، حج می رفتند، صلح رحم می کردند، نماز جمعه و جماعت به پا می داشتند، احترام به پدر و مادر را مراعات می کردند و در کربلا هم آمده بودند تا جهاد کنند.»  

    تنها چیزی را که این مسلمانان در کربلا در مقابل امام حسین علیه السلام نداشتند بصیرت بود، بصیرت داشتن یعنی قدرت تحلیل سیاسی. در کربلا آن طورکه تاریخ نوشته یک نفرهم از بلاد کفر آن زمان که خارجی گفته می شد در مقابل امام حسین علیه السلام حاضر نبوده همه به ظاهرمتاسفانه مسلمان و خداپرست بودند، اما قدرت تشخیص حق را از باطل نداشتند، فرق بین امام حسین علیه السلام و یزید لعنت لله علیه را نمی فهمیدند. برایشان خیلی فرق نمی کرد چه کسی حاکم یا امیرالمومنین باشد.

    آسیبی که در پیکره جهان اسلام وارد شده بود نیاز به یک جراحی عظیم داشت، تا میکروب و آن غده سرطانی را درمان کند، اسلام مریض و لاغر با رنگ زرد و ضعیف و ناتوان به درد نمی خورد، درکربلا یک جراحی عظیم اتفاق افتاد تا غبار فتنه و غبار تزویر و نفاق از چهره اسلام و مسلمین زدوده شود، در کربلا همه چیز بود فقط تحلیل سیاسی نبود، تحلیل سیاسی درست به انسان قدرت تشخیص می دهد، فضای فتنه و تزویر یعنی فضایی غبارآلود در فضای غبارآلود و مه قدرت دید کم می شود احتمال خطر و اشتباه بالا می رود، تحلیل صحیح قدرت دید را بالا می برد یعنی  مثل چراغ مه شکن عمل می کند در فضای مه آلود و غبارآلود: المؤمن کیس به همین معناست. درمقابلش سادگی وبی بصیرت بودن است.  

    سلطان حسین فهیمی بزرگمهر

  • چرا “جُنبش روشنایی” شکست‌خورد؟

    چرا “جُنبش روشنایی” شکست‌خورد؟

    دولت افغانستان با کمک‌آمریکا انفجارِ‌”دهمزنگ” را انجام داد، چون دولت هم از قدرتِ هزاره‌ها می‌ترسید و هم اطلاعاتِ ارسالی برای دولت این بود، که “دستِ سپاهِ قدس پُشتِ جنبش قرار‌دارد”

    ۱۷ روز بعد از انفجار، یکی از مقامات عالی دولت در شورای امنیت، با تٲکید، این مطلب را به من گفت! محقق و دانش را با تهدید از جنبش کنار کشیدند، در حالی‌که رهبران هزاره در مصلی‌، روی خاک‌، نشسته‌بودند سفیر آمریکا به محقق تلفن کرد که سریعاً جلسه‌را ترک کند!

    آن‌ها به محقق اندکی پول دادند و گفتند: «پرونده‌ی حقوق بشری شما بیش از حد حجیم است و شما نمی‌توانید منافع ما را تٲمین کنید یا به آن آسیب بزنید» و گفتند: که کریم خلیلی می‌خواهد از شما‌ها برای کسبِ قدرت بهره‌گیرد! پُشتِ صحنه بودنِ “سپاهِ قُدس” دروغ بزرگ بود و دوام نداشت، لذا دو سازمان اطلاعاتی برای احمد بهزاد یک تله گذاشتند؛ افرادی را دالر دادند که توسّط هزاره‌های پاکستان از مسیر ترکیه با بهزاد ارتباط گرفته به عنوان کمک ارائه کنند!

    تمام موارد را مستند‌سازی کردند و بعد از برگشتن بهزاد از آمریکا، او را تحتِ فشار اطلاعاتی و اجتماعی قرار دادند و نسبتِ ارتباط با اطلاعات ایران را نیز بر سرِ او کوبیدند! بقیه سرانِ جنبش‌ را فوت کردند چون وزن نداشتند. در طولِ ۶ ماه برای هریک از اعضای جنبش یک نقطه‌ ضعفِ اساسی پیدا و پرونده سازی کردند.

    کنترلِ کریم خلیلی، طول کشید، زمانی‌که برای جنبش رمقِ اجتماعی نمانده بود، خلیلی را به یک موقعیتِ سمبلیک در روند صُلح قرار دادند و عوامل آمریکا به او گفتند: “اول و آخر داستان صُلح است، لذا برای شما این افتخار وجود دارد که آن را به نامِ خود جاودانه کنید” کریم خلیلی بار‌ها گیله کرد که دولت” نگذاشت تا یک هزاره این افتخار را به نام خود کند”.

    شاید خلیلی به “جایزه‌ی صُلح نوبل” چشم دوخته بود، به همان دلیل تا در توان داشت به پاکستان نزدیک شد. و حال که زمان اهداف سیاست‌ها را در افغانستان روشن‌تر کرده است، کورسویی از حقایق را می‌توان متذکر شد! اما واقعیت مسٲله‌ی “جنبش روشنایی، عدمِ وابستگی به سازمان‌های اطلاعاتی و کشور‌های بیگانه بود. جنبش روشنایی‌ انگیزه‌های متراکم محرومیت‌ِ تاریخی هزاره‌ها برای اندک شراکت‌ِ سیاسی-اجتماعی در متنِ معادلات قدرت و منزلتِ در روند دولت‌سازی در افغانستان بود، که هدفِ مداخله‌گرانِ منطقه و جهان، هر‌گز ایجاد یک دولت-مِلت در افغانستان نبود. صداقت‌ِ سیاسی هزاره‌ها عامل‌ِ اصلی قربانی شدنِ جامعه‌ی هزاره‌ها تا کنون است.

    مبارز شارستانی

  • عبدالله: عاملان حمله به معترضان جنبش رستاخیز باید محاکمه شوند

    عبدالله: عاملان حمله به معترضان جنبش رستاخیز باید محاکمه شوند

    عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه ملی از کندی در رسیدگی به پرونده کشتار اعضای جنبش رستاخیز تغییر انتقاد کرد.

    مراسم گرامی‌داشت از چهارمین سالیاد کشته شدن محمدسالم ایزدیار و سایر اعضای جنبش رستاخیز تغییر، روز چهارشنبه، دوازدهم جوزا، در کابل برگزار شد.

    عبدالله عبدالله در سخنرانی خود در این مراسم جوزای سال ۱۳۹۶ را خونین توصیف کرد و گفت این سلسه خشونت‌ها و کشتار مردم افغانستان ادامه پیدا کرده است. به گفته او، به جای این که صدای معترضان جنبش رستاخیز شنیده می‌شد، با مردمی که براساس حق مشروع‌شان دست به تظاهرات زدند، از خشونت کار گرفته شد.

    او گفت پس از چهار سال خانواده‌های قربانیان هنوز جواب قناعت‌بخش دریافت نکرده‌اند و باید به عدالت‌خواهی مردم احترام گذاشته شود.

    عبدالله عبدالله از عدالت‌خواهی خانواده‌های قربانیان حمایت کرد و گفت: «در صورتی‌که ما نتوانیم زیر چتر ارزش‌های مشترک جمع شویم، کشور ما با خطرات بسیار جدی مواجه خواهد شد».

    در این مراسم، محمدعلم ایزدیار، معاون مجلس سنا که فرزندش محمدسالم ایزدیار در جریان شلیک نیروهای امنیتی بر معترضان کشته شد، گفت خانواده‌های قربانیان انتظار دارند عاملان کشتار معترضان محاکمه شوند. او از تأخیر در محاکمه عاملان این رویداد انتقاد کرد.

    شماری از جوانان و باشنده‌گان کابل دو روز پس از حمله مرگ‌بار در چهارراهی زنبق شهر کابل که در دهم جوزای سال ۱۳۹۶ رخ داد، دست به تظاهرات زدند. معترضان زمانی که می‌خواستند به سوی ارگ بروند، نیروهای امنیتی بر آن‌ها شلیک کردند. در این تیراندازی محمدعالم ایزدیار و شماری از اعضای جنبش رستاخیز کشته شدند.

    یک روز پس از آن در مراسم خاک‌سپاری اعضای جنبش رستاخیز سه انفجار پی‌هم صورت گرفت که در آن نیز شماری کشته و زخمی شدند.

    خانواده‌های قربانیان انتقاد می‌کنند که حکومت عاملان این حوادث را به پنجه قانون نسپرده است.

  • همراه عدالت بودن چه سخت و دشواراست!

    همراه عدالت بودن چه سخت و دشواراست!

    علی جان چشمان ستم کشیدگان تاریخ وچشمان التماس گونه یتیمان و نیزچشمهای غضب آلود مظلوم  وشلاق خوردگان تبعیض رواداشته شدگان ظالمین به همراه مرغابی های منزل دخترت التماس می کنند که امشب مسجد کوفه نیا کسی دیگری را به جای خودبفرست!

    آه بعد از هزار و چهارصد سال در فراقت سوختیم بس است دیگرتحمل درد شلاق ظلم و رنج تبعیض قومی نژادی مذهبی، لسانی، اقتصادی بر ما سخت شده دنیا را ظلم فراگرفته بر مظلومان بدترین ظلم های مدرن روا داشته می شود، عدالت با شما دفن شد، هرکسی دیگری اگر ازعدالت هم حرف بزنند دروغ می گویند اگرچه بعضی ها درباره عدالت سخنرانی زیبایی می کنند اما درعمل از دروغ گویان تاریخ به حساب می آید.

    گفتارها عدالت محورند ولی عملکردها ظالمانه اند

    یا علی جان با تو بودن چقدر سخت است همراهی کردن شما ناممکن می نمایاند! علی جان مولی شیعیانت مثل گله بی چوپان در بیابان ظلمت کده رهاشده  درندگان انسان نما هر روز به این گله رها شده حمله می کنند زنده زنده مثل گوسفند پوست می کنند درمسیر رفت آمد کفتارهای درنده شیعیان را مثل آهو شکار می می کنند بسیار بدتر از کفتار تکه پاره می کنند فقط به جرم شیعه توست و محبت تو را به دل دارند، علی جان! شما هم این وضعیت را پیش بینی کرده بودی، بعد از دنیا رفتن به یکی از سینه چاکهایت به نام سهیل بن حنیف فرمودید: «لوا حبّنی جبلٌ لتحافت: اگرکوهی محبت من علی را در سینه داشته باشد هر آینه تکه تکه می شود، نهج‌البلاغه حکمت 111»

    آری علی جان وقتی برادرت عقیل تحمل همراهی شماراندارد معلوم می شود با شما بودن و با شما ماندن چقدر سخت است.

    علی جان چه می شد اگر کمی بیشتراز سهم عقیل از بیت المال به عقیل می دادی تا پیش معاویه نرود؟! واگر به طلحة و زبیر که از بزذگان بودند سهمی زیادی درجهاد داشتند از بیت المال سهمی بیشتر از حقشان می دادی از شما جدا نمی شد باعایشه جنگ جمل را علیه شما راه نمی انداخت، اگر برای بعضی تبارها و خاندان ها امتیاز بیشتری قائل می شدی قطعا مخالفین تبدیل به دوست قوم فامیل می شد، در عوض شما سالها حکومت می کردید!!

    علی جان عقل ناقص من این طورمی فهمد، اما مولی جان ببخشید اشتباه کردم یادم آمد ازجلمه قصار شما :«لوضربتٌم خیشوم المومنین بسیفی هذاعلی ان یبغضنی ماابغضنی،!! ولوصببت الدنیا بجماتها علی المنافق ان یحبنی مااحبنی»

    اگر با شمشیرم بر بینی موْمن بزنم که دشمن من شود با من دشمنی نخواهد کرد، و اگر تمام دنیا را به منافق بخشم تا مرا دوست بدارد، دوست من نخواهد شد، (نهج‌البلاغه حکمت45)

    عجب! که اینطور! من نمی فهمیدم البته نهج‌البلاغه زیاد خوانده بودم در حوزه مشهد مقدس ما تنها کسانی بودیم که نهج‌البلاغه را مثل کتاب سیوطی پیش استاد سیدموسی صدر درس گرفتیم اما باز هم ازابن ابی الحدید معتزلی خجالت می کشم که ایشان بعضی از خطبه ها و نامه های نهج‌البلاغه را هزار بار خوانده است.

    کاشکی مریض شده بودی امشب مسجدکوفه نمی رفتی! چه آرزوی باطلی؛ دست تقدیر رفته بود این قضیه باید اتفاق می افتاد ما یتیم می شدیم تا شب قدر اعتبار بیشتری می یافت!

    سلطان حسین فهیمی بزرگمهر

  • عدالت را سربریدند، گریه طولانی حضرت علی علیه السلام از تنها ماندن دراجرای عدالت!

    عدالت را سربریدند، گریه طولانی حضرت علی علیه السلام از تنها ماندن دراجرای عدالت!

    طرفداران عدالت چقدرکم هستند! چرادرعمل علی علیه السلام رایاری نمی کنیم؟ دراین ماه خدا فرق عدالت شکافته می شود، ما فقط عزاداری می کنیم درحالی که  با ابن ملجم ها سر یک سفره هم غذا ممکن است باشیم! یکی از نشانه های تنهایی و مظلومیت مولا علی علیه السلام این است که دلمان حتی برای شهادت علی نمی سوزد، مجبوریم برای گریاندن مردم تخصصی گریاندن و مداحی را فرا بگیریم، با هزاران ترفند روحی و روانشناسی و کلک ودروغ مردم را می گریانیم تا ثواب به دست بیاوریم، البته جای مداحان مخلص دلسوخته محفوظ است.

    خونابه دل علی علیه السلام بعد ازجنگ صفین

    خطبه 182 نهج البلاغه:« این اخوانی الذین رکبوا الطریق علی الحق، این عمار، این ابن تیهان، این ذوالشهادتین،

    ثم ضرب یده علی لحیته الشریفه الکریمه فطال البکا ثم قال اوّه علی اخوانی الذین تلوا القرآن فاحکمواه وتدبرالفرض فاقامواه احیوا سنة واماتوا البدعة»

    آه که چقدرتنها ماندم! نه قوم و نه فامیل ونه دیگران مرا چرا یاری نمی کنند؟

    کجاست آن یارانی که در جنگ صفین پیمان جانبازی بستند؟! کجاست آن یارانی که سرهایشان رابرای دشمن هدیه فرسادند؟

    کجاست آن یارانی که فتنه‌گران رادررنتفه خفه می کردند و سنت حسنه را احیامی کردند؟

    چرا علی را در میان این همه نامردان اشباه الرجال معاویه صفت تنهاگذاشتند؟

    چقدر مدعیان دروغگو زیادند!

    ادعای طرفداری از عدالت دارند در حالی که روی تمام منافقان تاریخ را سفید کرده اند، از ظلم اگر به نفع شان باشد استقبال می کنند با تمام بی حیایی و پر رویی اسمش را هم می گذارند مصلحت!  

    در فضای مجازی ظلم گفتاری و نوشتاری را روزی صد بارمی بلعند و استفراغ می کنند به نام دادخواهی ازعدالت، بیت المال را که حق امام زمان علیه السلام است مثل مال کافر حربی می خورند قبل از اینکه دور دهنشان راپاک کنند ندای وا مصیبتا وا عدالتا یشان گوش فلک را کرمی کند! اگر بگویی لاتفسدوا فی الارض، لاتاٌکلوا اموال الیتاما ظلما وجورا !  

    اگر بگویی چرا به دنبال فساد هستید چرا بیت المال را که حق یتیم و فقراست می خورید باکمال پر رویی می گویند: انما نحن مصلحون، کارما اصلاح گریست!  

    امام علی علیه السلام در نهج ‌البلاغه خطبه 156 می فرمایند: «پیامبر(ص) از فتنه خطرناک به امیر المؤمنين خبرمی دهد.»

    «فقلت یا رسول لله ماهذه الفتنة؟ یاعلی یستحلون حرامه بالشبهات الکاذبه فیستحلون الخمربالنبیذ والسحت بالهدیة و الربا بابیع»

    ای علی! این مردم در دین داری بر خدا منت می گذارند، حرام خدا را با مخلوط کردن حق و باطل حلال اعلام می کند، شراب را به بهانه آب انگور، رشوه را با هدیه، ربا را با نوعی معامله حلال می شمارند، با پول بیت المالی که به چنگ آورده اند یک بخش از آن پول را مدرسه و مسجد و حوزه علمیه می سازند به ملکیت خودشان، بعد از وفاتشان بازماندگانشان آن بنای مقدس را به ارث می برند!

    یا علی! از شما شرمنده ایم و نیز از آن یتیمانی که وقتی خبر شدند ظلم فرق عدالت را شکافته برای بهبودی شما شیر آوردند خجالت زده ایم و هم چنین شرمنده ایم از آن خرابه نشینی که وقتی شهادت شما را در شب 21 ماه مبارک رمضان از زبان امام حسن مجتبی علیه السلام شنید تحمل نتواست و جان داد!  

    استاد حجت الاسلام و المسلمین سلطان حسین فهیمی بزرگمهر

  • همسویی کنشگران هزاره با نسل جدید حوزه مقاومت و تقویت گفتمان عدالت

    همسویی کنشگران هزاره با نسل جدید حوزه مقاومت و تقویت گفتمان عدالت

    چندی پیش احمد ولی مسعود، رئیس بنیاد احمد شاه مسعود، به دعوت پاکستان به اسلام آباد سفر کرد و با مقامات پاکستانی در مورد موضوعات مختلف از جمله صلح صحبت  نمود.

    در ادامه چند روز پیش احمد مسعود، فرزند احمد شاه معسود، نیز برای شرکت در مراسم پرده برداری از لوح یادبود شهید مسعود به فرانسه رفت و با امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه دیدار نمود.

    اظهار نظرات متعددی در سفر احمد ولی مسعود و احمد معسود به پاکستان و فرانسه صورت گرفته است.

    داکتر عبداللطیف نظری در مطلی در فیس بوک خود در این مورد می نویسد:«این روزها با ورود خانواده بزرگ شهید احمدشاه مسعود به فضای کنشگری سیاسی در سطح داخلی، منطقه ای و بین المللی، امیدهای جدی و نو در حوزه مقاومت باز تولید شده است. استقبال بی پیشینه و گسترده از جناب احمد ولی مسعود برادر خوشنام و خوش فکر شهید احمدشاه مسعود در سفر به پاکستان و حضور برادر گرامی، جناب احمد مسعود فرزند قهرمان ملی در فرانسه در مراسم پرده برداری از لوح یادبود شهید مسعود، نشانه ای تغییر در سیاست ورزی حوزه مقاومت است.»

    واقعیت این است که حوزه مقاومت از کنشگران معامله گر و فرصت سوز این حوزه به شدت خسته و مستاصل است؛ بنابراین از ورود برادر شهید مسعود و فرزند ایشان به عرصه سیاست، مخلصانه و گسترده استقبال خواهد کرد.

    از آنجایی که عرصه سیاست ورزی، حوزه تعامل و ارتباطات است، همسویی کنشگران هزاره و جامعه تشیع با نسل جدید حوزه مقاومت، می تواند باعث تولید و تقویت گفتمان عدالت محور در سطح کشور شود که عمده ترین پیامد مثبت ان، فراگیر شدن اندیشه ی نظام غیر متمرکز در افکار عمومی است.

    به باور داکتر نظری برونداد و آورده ی نظام متمرکز، استبداد و انسداد سیاسی، تقسیم مکانیکی قدرت، گسست هویتی و گسل اجتماعی است. توسعه ی هیچ یک از این مفاهیم، در نگاه بلند مدت و راهبردی، به نفع کشور و مصلحت مردم نیست. به این ترتیب، تمرکز زدایی و شالوده شکنی قدرت متمرکز، روند مردم سالاری را در کشور بیش از پیش تقویت خواهد کرد. باشد که بیندیشیم.

  • مفهوم جدید ازجشن نیمه شعبان

    مفهوم جدید ازجشن نیمه شعبان

    در15 شعبان ما جشن می گیریم: باهم جمع می شویم دریک مکان نسبتا زیبا، مداحی وشعر خوانی می کنیم، شیرینی پخش می کنیم و احیانا غذا هم می دهیم. این همه تدارکات برای چی؟ با چه هدفی این همه برنامه را روی دست می گیریم؟

    برای این که به مردم جهان بگویی که عدالت گستر جهان متولد شده،  به عبارت دیگر می خواهیم بگویم عدالت اجرایی خواهد شد لذا ما خوشحالیم یا به عبارت آخر با این جشن گرفتن ها، می خواهیم بگویم ما طرفدارعدالت هستیم.با این کار می خواهیم با زبان حال بگویم ما با ظلم و ستم مخالفیم.

    این در حالی ست که خود گرفتار ظلم و ستم هستیم: امسال نیمه شعبان را جشن می گیریم و تا نیمه شعبان دیگر فراموش می کنیم که عدالت چه است! عادل را با عدالت به بوته فراموشی می سپاریم. ما عجب مردمی هستیم، خود را طرف دار عدالت می دانیم، برایش جشن می گریم، ولی معنای عدالت را نمی فهمیم.

    این در حالی ست که باید درباره عدالت مطالعه کنیم تا بفهمیم. در زندگی  روزمره خود با عدالت هیج میانه ای نداریم، چه بسا نسبت به زیردستان خود ظالم هم باشیم.

    بسیار مسخره است انسان خودش را از طرفداران دوآتشه عدالت اعلام می کند، اما زند گیش پر از ظلم ستم است، بسیار زشت است جامعه ای که در طرفداری از عدالت جشن می گیرد اما با بی حجابی حرامزادگی را ترویج کند و با غش در معامله و حق الناس خوری در بازار و مغازه( حرام خوری) را ترویج کند.

    به عبارتی، به  ریش عدالت وعدالت گستر خندیده اند، به این گونه افراد می گویند   «قالتاقان عدالت نما»

    طرف داران عدالت

    طرفداران عدالت اول خود باید عادل باشند، با ظلم و اهل ظلم مخالف باشند، خود ظلم نکند حداقل با ظالم رابطه نداشته باشد، دختر ندهد، داماد ظالم نشود، نانش را نخورد، سر سفره حرام خور ننشیند.

    بزرگ ترین ظلم اختلاف واختلاف  انداختن است، اختلاف قومی، نژادی، مذهبی و لسانی از بزرگترین مظاهر ظلم است.

     اینکه هم به طرفداری از عدالت جشن می گریم هم تعصب نژادی داریم، ظلم را می بینیم چون از قوم دیگر است سکوت می کنیم، این به تمسخر گرفتن عدالت و عدالت گستر است، هر روز صبح جمعه هم می خوانیم « یا بن الحسن روحی فداک متی ترانا و نراک عزیز علیه ان اری الخلق ولاتراک». متاسفانه محاسبه نفس از خود نداریم، با این اعمال نسنجیده توقع هم داریم جزء یاران امام زمان علیه السلام هم باشیم، درحالی که امام حسین علیه السلام در کربلا کسانی که قرضدار بود ازمردم را نپذرفت تا جزء یارانش باشند و شهادت نسیب شان شود.

    حسین فهیمی بزرگمهر

  • موعود مستضعفان تو می آیی! آخر تو از نسل بشارتی!

    موعود مستضعفان تو می آیی! آخر تو از نسل بشارتی!

    موعود مستضعفان تو می آیی! این را نسیم، فریاد زده و شکوفه ها باور کرده اند. هر صبح قناری دل تنگی ام، بر شاخه ی نیاز می نشیند و برای استقبال از تو، سرود آماده می کند. هر غروب گُل های نرگس بر رشته های چادرِ مادرت بوسه می زنند تا فرزندش زودتر باز آید.

    تو می آیی! از کنارِ برکه ی آرزوها، تنهای تنها و سوار بر اسبی به رنگ شکوفه ها. تو می آیی! و به همراهت سبزینه ی ایمان می آوری. بر منبرِ گل های امید می ایستی و خطبه ی طراوت می خوانی. آن طرف تر، خارهای ستم، از رعدِ فریادت آتش می گیرند. تو می ایی تا همه بدانند که در ستیز حق و باطل، حق ماندنی است.

    تو می آیی! آخر تو از نسلِ آمدنی، از نسل بشارت، از نسل «جاء الحق و زهق الباطل».

    اری، از آن سوی غبارها، مردی می آید؛ با قامتی به بلندی ابدیت که گوش های ما را با نغمه های افلاک، آشنا می کند و رجعت روزهای ارغوانی را به ما بشارت می دهد و از آن سوی ابرها، مردی می آید که باران نگاهش، دشت های مرده را به هیجان می آورد و از آن سوی آیینه ها، مردی می آید که با نامش، تمام کوچه های بن بست، چراغان می شود. به راستی که حکومت جهانی آن پیشوای پنهان، درخشش دوباره ی ایمان در پهنه ی جهان خواهد بود.

    ای صاحب ذوالفقار! ای منتقم خون شهیدان و ای موعود مستضعفان بیا که عدالت تنها با دست های حیدری توست که در گستره ی هستی کمر راست خواهد کرد و اکنون، در جشن میلادت، آن روز را به انتظار می نشینیم.

  • امتیازاتی که در پروسه صلح باید از طالبان کاسته شود

    امتیازاتی که در پروسه صلح باید از طالبان کاسته شود

    قوه‌ی قضاییه، از ارکان سه‌گانه دولت در نظام‌های دارای تفکیک قوا است. ساختار نظام جمهوری اسلامی افغانستان، مبتنی بر تفکیک قوای سه‌گانه‌ی مجریه، مقننه و قضاییه است. قوه‌ی قضاییه، دارای وجه کارکردی و ارزشی است. ارزش کارکرد این قوه از آن‌جا که داوری نهایی در مورد هر نوع جرمی به آن محول می‌شود، بیش‌تر از دو قوه‌ی دیگر است. در واقع قوه‌ی قضاییه روی دیگر سکه‌ی قوه مقننه است و قوه‌ی مجریه فلز این سکه به حساب می‌آید. گروه طالبان سکه تقلبی دیگری را تحت عنوان «محاکم صحرایی» عرضه و در گردش انداختند که نه بر ارزش خاصی استوار است و نه ارزش لازم گردش را دارد. طالبان بر روی این سکه‌ی تقلبی که از جنس خرافه و خشونت ضرب زده شده و بر روایات دیوبندی استوار است، خشونت عریان و ظلم و جور بی‌حدوحصری را نیز بار کرده‌اند که از کیلومترها دور هر آدم کم‌خردی نیز می‌فهمد که: آنچه طالبان در محاکم صحرایی انجام می‌دهند جور و ظلم است.

    بخش هفدهم- قسمت اول
    در بخش قبلی، روی نقش فاجعه‌بار طالبان در تضعیف حاکمیت قانون در افغانستان بحث نمودیم. یکی از شیوه‌های تضعیف حاکمیت قانون در افغانستان طی بیست سال گذشته، مروج ساختن نظام قضایی موازی، با شیوه بدوی و بسیار خشن و بی‌رحمانه و عدالت‌ستیزانه بوده است. نظم جزایی موازی طالبان بر «محاکم صحرایی» استوار است. محکمه‌ی صحرایی، همان‌طور که نامش بدوی و واپس‌گرایانه است، تأثیر بسیار فاجعه‌باری بر نظام عدلی و قضایی افغانستان گذاشته و به تضعیف حاکمیت قانون کمک کرده است.
    این هفدهمین بخش این نوشته است: در گفت‌وگوهای صلح افغانستان، هزینه‌هایی که باید از امتیازات طالبان کاسته شود. با آن‌که به‌نظر نمی‌رسد طالبان برای رسیدن به نتیجه، وارد گفت‌وگوهای صلح شده باشند؛ اما حالا در یک موقعیت چانه‌زنی خشونت‌محور برای کسب امتیازات حداکثری قرار گرفته‌اند. مهار سرکشی‌ها و توان نه گفتن به خواسته‌های بی‌حدوحصر طالبان فقط و فقط در دست جامعه‌ی افغانستان است. مردم افغانستان توان رام کردن لجام‌گسیختگی‌های طالبان را دارند؛ این کار فقط با انسجام ملی، هماهنگی، دادخواهی و اراده‌ی سیاسی و عزم ملی ممکن است و پایه‌ی تمامی این‌ها یک چیز است: آگاهی جمعی و حساسیت نسبت به آینده و سرنوشت افغانستان، مادر وطن عزیز مان.
    قضا در افغانستان تاریخچه‌ی بسیار طولانی‌ دارد. نظام قضایی افغانستان در برهه‌هایی از تاریخ، عقلانیت لازم خود برای رهایی انسان این سرزمین از چنگال جور و ظلم و بی‌عدالتی را داشته که هدف این نظام است. قضا مبتنی بر تحقیق است، مبتنی بر کنکاش و جدا کردن سره از ناسره و مبتنی بر شواهد و مدرک و استدلال است. از برآیند تحقیق است که قاضی حکم به مجرم بودن یا نبودن فرد می‌کند. حق؛ روح قضاوت است. حق‌العبد و حق‌الله در اسلام دسته‌بندی بسیار واضحی دارد. این معیارها در نظام قضایی افغانستان تا آن‌جا که ممکن بوده رعایت شده است؛ اما نظم جزایی طالبانی، دشمنی سرسختانه‌ای با تحقق عدالت و رسیدن حق به حق‌دار دارد. نظم جزایی طالبان مبتنی بر تفسیر خویش‌پسندانه از فقه ساده و سنتی است. طالبان به هیچ‌وجه دارای نظام قضایی نیستند؛ بلکه آنان نوعی نظم جزایی طالبانی دارند. جزا و قضا باهم تفاوت ماهیت دارند.
    در این بخش به این می‌پردازیم که طالبان؛ با ساختن نظم جزایی موازی، باعث تضعیف نظام عدلی-قضایی افغانستان شده‌اند. نظم جزایی طالبانی، مخرب‌ترین دشمن عدالت و قضاوت در افغانستان است. ممکن است این توطئه نباشد؛ بلکه بیش‌تر نوعی نقص و عیب نظام طالبانی است. نقصی که از فهم نادرست از درستی‌های آموزه‌های اسلام و شریعت اسلامی می‌آید.

    نظم جزایی طالبان و تضعیف نظام عدلی-قضایی افغانستان
    قوه‌ی قضاییه، از ارکان سه‌گانه دولت در نظام‌های دارای تفکیک قوا است. ساختار نظام جمهوری اسلامی افغانستان، مبتنی بر تفکیک قوای سه‌گانه‌ی مجریه، مقننه و قضاییه است. قوه‌ی قضاییه، دارای وجه کارکردی و ارزشی است. ارزش کارکرد این قوه از آن‌جا که داوری نهایی در مورد هر نوع جرمی به آن محول می‌شود، بیش‌تر از دو قوه‌ی دیگر است. در واقع قوه‌ی قضاییه روی دیگر سکه‌ی قوه مقننه است و قوه‌ی مجریه فلز این سکه به حساب می‌آید. گروه طالبان سکه تقلبی دیگری را تحت عنوان «محاکم صحرایی» عرضه و در گردش انداختند که نه بر ارزش خاصی استوار است و نه ارزش لازم گردش را دارد. طالبان بر روی این سکه‌ی تقلبی که از جنس خرافه و خشونت ضرب زده شده و بر روایات دیوبندی استوار است، خشونت عریان و ظلم و جور بی‌حدوحصری را نیز بار کرده‌اند که از کیلومترها دور هر آدم کم‌خردی نیز می‌فهمد که: آنچه طالبان در محاکم صحرایی انجام می‌دهند جور و ظلم است.
    از آن‌جا که در جامعه افغانستان استعداد بسیار نهفته‌ی جور ورزی و جور پذیری وجود دارد و هیچ تناسبی میان اندازه جرم و اندازه مجازات در ذهنیت انسان افغانی وجود ندارد، گروه طالبان این استعداد خفته را با عقده‌مندی‌های تاریخی، آموزه‌های افراطی، ظرفیت خشونت‌ورزی و به عبارتی با قرآن، کلاشینکوف و مواد مخدر را ترکیب کرده و در چارچوب دادگاه صحرایی بالای هر فردی که خواسته‌اند، تطبیق کرده‌اند. نبود منطق و تناسب میان جرم و مجازات را می‌توان حتا در بیش‌تر خانواده‌های افغانستان دید، مثلاً اگر کودکی پنجاه افغانی از جیب پدر خود بردارد، همان دشنام را می‌شنود یا به همان اندازه لت‌وکوب می‌شود که با سنگ سر دیگری را بشکند و شکایت کنند، بازهم همان دشنام‌ها را می‌شنود و به همان اندازه مجازت می‌شود. این عدم تناسب میان جرم و مجازات در تمامی جاها و رفتارهای افغان‌ها دیده‌ می‌شود. آن را می‌توان در ناسزا دادن به مقامات، ترافیک، فروشندگان، بچه و زن همسایه، به افراد، اقوام و سمت‌های دیگر مشاهده کرد.
    از سوی دیگر هر رفتاری در افغانستان که خوش طالبان نیاید نوعی جرم پنداشته می‌شود. در قاموس طالبان، واژه خطا، سهو، اشتباه، جای چندانی ندارد، چه‌بسا واژه جرم چنان سنگین است که با هر کار و اندک‌ترین اشتباه هم این‌جا فردی مجرم شناخته می‌شود و چه‌بسا با اتهام هم افراد مجرم شناخته می‌شوند. آشکار‌ترین نوع این عدم تناسب را در برابر زنان می‌توان مشاهده کرد: در ذهنیت طالبانی؛ زنی با پدیدار شدن یک تار مویش، یا کوچک‌ترین خطا، سزاوار شدیدترین نوع شکنجه و حتا مرگ است. این نبود تناسب میان جرم و مجازات، مبنای شریعت طالبانی است. شواهد بسیار زیادی وجود دارد که طالبان حتا با ادعای واهی، زنی را به رگبار بسته‌اند. با معلوم شدن ساق پا تا سرحد مرگ زنان را لت و کوب کرده‌اند. کفه‌ی سنگین ترازوی نظام کیفری طالبان، بر سرکوب زنان معطوف است. این سرکوب را وجهه‌ی شرعی و دینی نیز می‌دهند.
    از جهت دیگر؛ در دایره جرم و مجازات بسته و قید طالبانی، دگرگونه فکر کردن بزرگ‌ترین جرم است و مجازات آن به اندازه‌ای بزرگ است که باید شما به‌خاطر آن هفت بار به شدیدترین نوع ممکن کشته شوید. در شریعت طالبانی از قوم و تبار دیگر بودن جرم است، به زبان دیگر حرف زدن جرم است، از سمت دیگر بودن جرم است، به طرز دیگر جامه پوشیدن جرم است و این جرم‌ها؛ از دیدگاه طالبان، سزاوار شدیدترین مجازات است. طالبان در پی حاکم‌ساختن چنین آیینی‌اند و در پی تطبیق چنین مجازاتی‌اند. مگر یاد این جامعه رفته که آنان در یکاولنگ و مزار شریف چه کردند. در شهرها جامه‌ی نو پوشیدن جرم بود. به زبانی غیر از زبان پشتو حرف زدن معادل جرم بود. از مذهب دیگر بودن مستحق مرگ بود. طالبان همان‌ها اند. در پی پیاده‌سازی همان تفکراند. من در بخش بیست‌ودوم این نوشته روی این مطلب که طالبان؛ هیچ تغییری در کار نیست، بحث کرده‌ام.
    عدم تناسب میان اندازه جرم و مجازات از جنبه‌ی این‌که هیچ خبری از مکافات و تشویق در برابر رفتارهای سالم و قانون‌مند وجود ندارد نیز قابل تأمل است؛ یعنی به کودکان یاد داده می‌شود که اگر اندک‌ترین رفتار انحرافی از شما سر بزند، به شدیدترین نحو ممکن مجازات خواهید شد: آن‌ها در بزرگ‌سالی نیز همین شیوه در برخورد با اشتباه، در برخورد با جرم و هنجارشکنی و اختلاف نظر‌ها را در پیش می‌گیرند.
    گروه طالبان این «استعداد جور ورزی»، استعداد مجازات خودسرانه، استعداد محاکمه کردن بدون فرصت دفاع دادن به طرف مقابل را تبدیل به یک دستگاه قضایی و اجرای مجازات کردند و تحت نام عدالت، بدترین جنایات را در حق انسان‌ها مرتکب شدند. انسان مجرم هم حق و حقوقی دارد: جرم، حقوق انسانی‌ هیچ فردی را از او سلب نمی‌کند. هر مجرمی باید به تناسب جرمی که انجام داده است مجازات شود. این عدالت است. این برابری است. این انصاف است. آنچه را که طالبان در محاکم صحرایی یا نظام قضایی و جزایی شان در حق انسان این سرزمین روا می‌دارند، جور آشکار، جفای بی‌اندازه، خشونت‌ورزی غریزی، رفتارهای عقده‌گشایانه و ارضای نیازهای سادیستی است که تحت عنوان محاکمه و با شعار مذهب حنفی و چوکات حقوقی دین مبین اسلام، انجام می‌دهند.

    صبح کابل
    ادامه دارد.

  • یوناما: سیستم قضایی افغانستان نتوانسته عدالت را برای زنان تأمین کند

    یوناما: سیستم قضایی افغانستان نتوانسته عدالت را برای زنان تأمین کند

    بر اساس گزارش هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) و دفتر کمیشنری سازمان ملل برای حقوق بشر، نظام عدلی افغانستان در تأمین عدالت برای زنان و دختران افغان در جرایم خشونت علیه زنان، موفق نبوده است.

    در این گزارش که امروز( دوشنبه،۱۷ قوس) به نشر رسیده، کارکردهای نظام عدلی افغانستان در ارتباط با رسیدگی به قضایای خشنونت علیه زنان افغانستان از سال ۲۰۱۸ تا سال ۲۰۲۰ به بررسی گرفته شده است.

    گفته می‌شود پیشرفت‌ در پاسخ‌های نظام عدلی به قربانیان خشنونت علیه زنان محدود بوده است و از صد در صد قضایای ثبت شده، تاکنون در حدود ۴۰ درصد از عاملان تمامی قضایا محکوم شده‌اند.

    دیبرا لاینز، نماینده خاص دبیرکل سازمان ملل متحد برای افغانستان گفت اغلب زنانی که قربانی خشونت اند، به عدالت دست نیافته‌اند و مجازات عاملان خشونت علیه زنان در این کشور اندک بوده است.

    از سویی‌هم یوناما گفته است بسیاری از زنان در افغانستان به دلیل خشونت‌ها دست به خود کشی و خود سوزی می‌زنند این نشان می‌دهد که سیستم عدلی این کشور پاسخ‌گوی عدالت نبوده است.

    فیونا فریزر، رییس بخش حقوق بشر یوناما و نماینده‌ی کمیشنر عالی سازمان ملل برای حقوق بشر در افغانستان گفته است که نظام عدلی این کشور برای زنان خشونت دیده، کار درخوری انجام نداده است.

    وی می‌افزاید باید تلاش‌ صورت بگیرد تا زنان و دختران به عدالت دسترسی پیدا کنند و نظام عدلی به کرامت ایشان ارج قایل شود.

  • دانش: تنها با دولت سازی و ملت سازی می توانیم به عدالت فراگیر برسیم

    دانش: تنها با دولت سازی و ملت سازی می توانیم به عدالت فراگیر برسیم

    در این جلسه که روز جمعه ۲۲ ثور  با حضور جمع کثیری از مسوولان و هواداران حزب وحدت اسلامی افغانستان برگزار شد، معاون رییس جمهور با اشاره به میکانیزم تأمین عدالت برای عموم شهروندان افغانستان گفت که عدالت را تنها شخص نمی تواند در یک جامعه نهادینه سازد بلکه با ایجاد یک نظام سیاسی مبتنی بر کثرت گرایی و ارزش های دموکراتیک می توان عدالت را تأمین و برای نسل های آینده به میراث گذاشت.

    وی در همین زمینه از تلاش های رییس جمهور افغانستان در راستای توسعه دولت سازی بر اساس عدالت اجتماعی و ارزش های دموکراتیک سپاسگزاری نموده وتاکید کرد که باید همه متوجه باشیم که دولت سازی بدون ملت سازی، نه تنها کامل نیست که سخت آسیب پذیر هم می باشد.

    استاد سرور دانش با اشاره به روحیه هم پذیری میان شهروندان افغانستان گفت که در شرایط حاضر هر قدمی که بسوی صلح برداشته شود مردم افغانستان از آن استقبال می کند؛ زیرا به تجربه ثابت شده است که پیروزی هیچ قوم و گروهی از طریق جنگ در افغانستان ممکن نیست.

    معاون رییس جمهور گفت که تکثر قومی، مذهبی و فرهنگی در افغانستان یک واقعیت انکار ناپذیر است و ایجاد دشمنی میان اقوام افغانستان به خاطر حذف یک دیگر، باعث فاجعه می گردد. وی تأکید ورزید که قوم بزرگ هزاره راهبرد مختلط مدنی و فرهنگی را با تعامل مثبت با همه اقوام افغانستان دارد و ما هیچگاه با هیچ قومی بر علیه یک قوم دیگر متحد نمی شویم.

    وی افزود که ما دسترسی به عدالت اجتماعی را از طریق همدلی با دیگر اقوام و تعامل با حکومت می دانیم و انزوای سیاسی را به هر دلیلی که باشد به نفع نمی دانیم.

    معاون رییس جمهور با اشاره به روحیه سیاسی واراده آزاد مردم در نظام دموکراسی تصریح کرد که مردم افغانستان در مسایل سیاسی استقلال نظر و درایت خود را دارد و مردم هزاره نباید به خاطر تعلقات زبانی یا مذهبی با کشور های دیگر، وابسته تلقی گردد.

    دانش در این همایش سیاسی مشورتی هواداران حزب وحدت اسلامی افغانستان با اشاره به سابقه درخشان این حزب گفت که حزب وحدت در طول حیات سیاسی خود یکی از ارکان مهم و سازنده در کشور بوده است و برای نقش و جایگاه مقتدر خود می بایست که اصلاحات اساسی در اساسنامه و پالیسی های حزب ایجادگردد تا این حزب با استفاده از کدر های جوان و متخصص بتواند مطابق مقتضیات زمان پویایی سیاسی اش را در راه تامین مطالبات شهروندی مردم افغانستان تقویت ببخشد.

  • دوستم از جنبش روشنایی حمایت می کند/ مراسم اولین سالگرد شهدای زابل در کابل برگزار شد

    دوستم از جنبش روشنایی حمایت می کند/ مراسم اولین سالگرد شهدای زابل در کابل برگزار شد

    در این مراسم که امروز جمعه در کابل برگزار شده بود، سخنرانان این مراسم با انتقاد از سران حکومت وحدت ملی به خاطر عدم پیگیری عاملان این حادثه تاکید کردند که پس از گذشت یک سال از شهادت شهدای زابل هنوز حکومت به وعده های خود عمل نکرده است و شاهراه های کشور همچنان ناامن است.

    غلام حسین ناصری، عضو مجلس نمایندگان اما در این مراسم، سران حکومت را متهم به تعهد شکنی کرده گفت که حکومت تعهد کرده بود که عوامل این حادثه را بزودی تحت پیگرد قانونی قرار میدهد، در حالیکه تاکنون در این زمینه هیچگونه اقدامی نکرده است.

    قبل از این رییس جمهوری در پایان تظاهرات 20 عقرب سال گذشته، متعهد شده بود که حکومت در تامین امنیت شاهراه ها سعی ویژه کند. همچنان عملیات گسترده نظامی را جهت پاکسازی “خاک افغان – زابل” از وجود گروه های تروریستی به راه خواهد انداخت.

    مصطفی عظیمی، نماینده خانواده شهدای زابل نیز در این مراسم تصریح کرد که حکومت به تعهدات خود مبنی بر تامین امنیت شاهراه ها عمل نکرده و گروگان گیری بیشتر از پیش افزایش یافته است.

    شاه گل رضایی، دیگر عضو مجلس نیز در این مراسم خاطر نشان کرد که در حال حاضر گروگان گیری در کشور به عنوان یک فرهنگ جهت برآورده شدن خواسته های تروریستان مبدل شده، در حالیکه دولت برای جلوگیری و کاهش آن اقدامی را روی دست نگرفته است.

    در همین حال جنرال عبدالرشید دوستم، معاون اول ریاست جمهوری با ارسال پیامی خواستار شد که پل هوایی کوته سنگی به نام “پل تبسم” مسمی شود.

    آقای دوستم، در پیام خود جنبش تبسم، را جنبش بیداری و پویایی مردم عنوان کرده و افزوده است که از مطالبات این جنبش حمایت میکند.

    احمد ولی مسعود، رییس بنیاد مسعود نیز در این مراسم تاکید کرد که دولت خود به یک معضل تبدیل شده که نتوانسته مشکلات درونی خود را حل کند.

    آقای مسعود همچنان یاد آور شد که یک تعداد افراد می خواهند که افغانستان را به گذشته برگردانند و با زنده ساختن کودهای سابق میخواهند بالای مردم حکومت کنند.

    او همچنان تاکید کرد که نظام کنونی براساس سند تشکیل حکومت وحدت ملی باید تغییر کند و لویه جرگه قانون اساسی برگزار شود.

    هفت تن از شهروندان ولایت غزنی، یک سال پیش از سوی مخالفین مسلح دولت در مربوطات ولایت زابل سربریده شدند که شامل اطفال و زنان نیز می‌شدند.

    در پی سربریده شدن آن‌ها و انتقال جنازه‌ها به کابل، شهروندان کابل در اعتراض خود در بیستم عقرب سال گذشته “جنبش تبسم” به صورت گسترده تظاهرات کردند و تا مقابل ارگ ریاست جمهوری رفتند.

  • هواداران جنبش روشنایی، این بار دروازه سازمان ملل را تک تک کردند/بیش از 60 هزار نظر در  پُست های آخر سازمان ملل

    هواداران جنبش روشنایی، این بار دروازه سازمان ملل را تک تک کردند/بیش از 60 هزار نظر در  پُست های آخر سازمان ملل

    آنان در نظرهای مختلف از سازمان ملل متحد به عنوان یک سازمان بین المللی و بی طرف، خواسته اند که به وضعیت حقوق بشری قسمت عظیمی از شهروندان افغانستان توجه کند.

    بیشتر این نظرها بر محور عدالت خواهی، مبارزه با تبعیض و انکشاف متوازن استوار است.

    اخرین پُست فیسبوکی سازمان ملل متحد به مناسبت روز جهانی انسان دوستی منتشر شده است که کاربران شبکه فیسبوک نیز بیشترین نظر خود را در این پُست –بیش از 40 هزار- ثبت کرده اند. دو دیگر پُست این صفحه نیز حدود 12 هزار اعتراض را به خود اختصاص داده است.

    این هواداران در نظرهای خود، دولت را متهم به تبعیض سیستماتیک کرده و از سازمان ملل متحد نیز خواستار دخالت شده اند.

    برخی دیگر از کاربران فیسبوک، هوادار جنبش روشنایی نیز از سازمان ملل خواسته اند که فاجعه دوم اسد در کابل را بررسی کند.

    گفتنی است که نظرها/کامنت بیش از 200 لایک/پسند نیز گرفته است.

    روز گذشته نیز کاربران فیسبوک هوادار جنبش روشنایی در اقدامی مشابه، به صفحه فیسبوکی ارگ ریاست جمهوری مراجعه کردند و از بی عدالتی های موجود شکایت کردند.

    پیش از این نیز، هواداران جنبش روشنایی در توییتر هشتگ روشنایی را ترند کردند که رتبه دهم جهانی و بیش از 450 هزار توییت و ریتوییت در توییتر ثبت شد.

    حدود یک سال پیش جمعی از نمایندگان مجلس به تغییر مسیر برق 500 کیلو ولت ترکمنستان از بامیان به سالنگ اعتراضی کردند.

    این اعتراض ها باعث شکل گیری جنبش روشنایی شد. تاکنون جنبش روشنایی دو رشته تظاهرات بزرگ را راه اندازی کرده است.

    در آخرین تظاهرات در دوم اسد، یک حمله کننده انتحاری خود را بین تظاهرکنندگان منفجر کرد و بیش از 350 تن را زخمی و دست کم 85 تن را کشت.

    بعد از فاجعه خونین دوم اسد تاکنون 4 تن دیگر از زخمیان این رویداد نیز جان باخته است.

    علیرغم این فعالیت ها واعتراض های مدنی، دولت هنوز بر عملکرد خود پافشاری می کند.

     

     

  • با صلح حزب اسلامی، عدالت زیر پای نشود

    با صلح حزب اسلامی، عدالت زیر پای نشود

     

    گزارش های منتشر شده می رساند که عصر امروز چهارشنبه، شورای عالی صلح با حزب اسلامی با امضا کردن یک سند به تفاهم رسیده اند.

    کمیسیون مستقل حقوق بشر اما می گوید که تشویق کردن به صلح خوب است ولی نه باید با اوردن صلح، عدالت زیر پای شود.

    رفیع الله بیدار، سخنگوی این کمیسیون می گوید که ناقضان حقوق بشر باید مجازات شوند نه اینکه به آنان معافیت داده شود و جرم های آن به فراموشی سپرده شود.

    آقای بیدار تاکید کرد که گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی حملات تروریستی و قتل کشتار زیادی کرده است و باید پاسخگوی رفتار خود باشند.

    با این حال سخنگوی کمیسیون حقوق بشر گفت هر جریانی که به روند صلح می‌پیوندد باید موازین حقوق بشری را در نظر گرفته و دستآوردهای ۱۴ سال گذشته را به خطر نیندازد.

    بیدار اما تفاهم میان حکومت و حکمتیار را «سیاسی و نظامی» خوانده و تاکید کرد که در پیوستن این گروه به روند صلح افغانستان نباید تطبیق عدالت را فراموش کند.

     

  • مزاری برای تحقق عدالت شهید شد

    مزاری برای تحقق عدالت شهید شد

     

    داکتر عبدالله عبدالله، رئیس اجرایی حکومت وحدت ملی، امروز جمعه (14حوت) در این مراسم گفت: “استاد مزاری برای عدالت مبارزه کرد و برای تحقق آن شهید شد.”

    آقای عبدالله اظهار کرد، شهید مزاری کسی بود که از بین مردم برخاسته بود و تمام عمر خود را نیز در بین مردم سپری کرد و برای مردم خود شهید شد.

    او اضافه کرد، شهید مزاری بود که مردم را متوجه حق و حقوق شان کرد و ما مسئولیت داریم که ایثار و فداکاری شهید مزاری را تجلیل کنیم و با ارمان های او تجدید میثاق کنیم.

    در مراسم امروز همه سخنرانان شهید مزاری را یک اسطوره خواندند و او را کسی توصیف کردند که با نابرابری های اجتماعی مبارزه کرد.

    محمد محقق، معاونت ریاست اجرایی نیز در این مراسم گفت که شعار شهید مزاری برای عبور از بحران جنگ داخلی، انتخابات بود و تاکید بر آن داشت که حذف راه حل نیست.

    آقای محقق علاوه کرد، مسایلی که اکنون در کمیسیون اصلاحات نظام انتخاباتی مطرح است؛ شهید مزاری بیش از دو دهه پیش بر آن تاکید داشت.

    به گفته معاونت ریاست اجرایی، خواست شهید مزاری حضور تمامی مردم در انتخابات و مبارزه علیه تعصب و تبعیض بوده است و شهید مزاری بر دانش و حقوق زنان توجهی جدی داشته است.

    استاد عبدالعلی مزاری در ۲۲ حوت ۱۳۷۳ در حالی‌که برای مذاکره با سران طالبان راهی چهار آسیاب شده بود توسط گروه تروریستی طالبان به طور وحشتناکی به شهادت رسید.

    همه ساله در ماه حوت در اکثر نقاط جهان، هواداران و عدالت خواهان سالروز شهادت وی تجلیل می کنند و یاد و خاطره اش را زنده نگه می دارند.

    جاغوری ولایت می شود

    محمد محقق معاونت ریاست اجرایی در این نشست به برخی از نکات سیاسی را نیز مطرح کرد و گفت که تمام تلاشش را می کند تا چند ولسوالی ولایت غزنی را به ولایت تبدیل کند.

    وی به صورت طنزگونه ای از دولت انتقاد کرد و گفت: وزیرانی که در کابینه حضور دارند صلاحیت اجرایی ندارد و از رئیس جمهوری می خواهیم که صلاحیت را نیز به وی بدهند.

    آقای محقق در قسمتی دیگر سخنانش از کم بودن هزاره ها در دستگاه دیپملماسی کشور نیز انتقاد کرد و به گونه طنزی گفت: “انگار زنان هزاره سیاست مدار/دیپلمات به دنیا نمی اورند.”

    این انتقادها در حالی از سوی آقای محقق مطرح است که قبل از این معاونت اول ریاست جمهوری نیز از کم بودن هم تبارانش در اداره دولت انتقاد کرده بود.

     

     

  • دولت اراده ی محاکمه مجرمان جنگی را ندارد

    دولت اراده ی محاکمه مجرمان جنگی را ندارد

    محمد اشرف بختیاری، عضو گروه هماهنگی عدالت انتقالی امروز دوشنبه در یک نشست خبری گفت که آزاد شدن تعدادی از زندانیان تحت عنوان گفتگوی صلح، نشان می دهد که دولت اراده ای برای محاکمه مجرمان جنگی ندارد.

    این گروه می گوید که بعد از عضویت افغانستان در محکمه جزایی بین المللی در سال 2003 انتظار می رفت که فرهنگ معافیت از مجازات پایان بخشیده شود اما این روند همچنان ادامه پیدا کرد.

    عبدالطیف ارجمند دیگر عضو این گروه می گوید که نه تنها جرایم جنگی توسط دولت مورد تعقیب قرار نگرفت، بلکه از سوی دیگر به بهانه تقویت پروسه صلح و ثبات؛ باعث تداوم جنگ و جنایت در کشور شد و جنایت جنگی در سال 1393 و 94 به اوج خود رسید.

    آقای ارجمند به قضایای ولایت های زابل، کندهار، بدخشان، وردک، کندز و ننگرهار اشاره کرد و افزود این جنایت شدیدآ ایجاب می کند که سازمان های بین المللی تحقیقات خود را انجام دهد.

    او اضافه کرد که گروه هماهنگی عدالت انتقالی بارهای تقاضای پایان دادن به فرهنگ معافیت را کرده است ولی این درخواست پذیرفته نشده است.

    فرهنگ معافیت چند سال پیش توسط مجلس نمایندگان تصویب شد.

    در پیوند به این قانون، گروه هماهنگی عدالت انتقالی از دولت می خواهد که با احیای روند عدالت انتقالی، به فرهنگ معافیت از مجازات در کشور پایان دهد.

    از وزارت خارجه نیز می خواهد که تسهیلات لازم را برای محکمه جزایی بین المللی فراهم کند و زمینه ادامه تحقیقات نهاد متذکره را به گونه عملی مساعد سازد.

    این گروه از محکمه جزایی بین المللی نیز تقاضا کرد که تحقیقات شان را پیرامون جرایم جنگی در افغانستان ادامه دهد و پروسه پیگرد متهمان جنگی را دنبال کند.

    آنان می گویند که مصالحه بدون عدالت پایدار نیست، و از سازمان ملل متحد نیز می خواهند زمینه محکمه جزایی بین المللی را در افغانستان فراهم سازد و با دولت همکاری کند.

    این خواسته در حالی از دولت و نهادهای بین المللی خواسته می شود که برخی از کسانی که در جنایت های دهه های اخیر دست داشته اند، در بدنه دولت ایفای وظیفه می کنند.

    رحیم جامی، فعال مدنی می گوید باید این افراد در دولت حضور نداشته باشند، چون اعمال آنان باعث می شود که قانون محاکمه عملی نشود.

    آقای جامی گفت که دولت باید قانون را نافذ کند و در حد تعهداتی نباشد که به کشورهای کمک کننده برای دریافت کمک می دهد.

    او اضافه کرد که دولت کنونی باید از دولت گذشته تجربه کسب کند که با سیاست تضرع نمی شود صلح و حمایت مردمی را به دست آورد. باید قانون حاکمیت داشته باشد و مردم ارزش داشته باشند.

    طی سه دهه اخیر به دلیل جنگ های داخلی هزاران نفر از افراد بی گناه به دلیل منتسب بودن به فرقه یا نژاد خاص در کشور کشته شدند.

    اکنون نهادهای حقوق بشری خواهان محاکمه این افراد می باشد ولی دولت این عمل را انجام نمی دهد.

    کمیسیون مستقل حقوق بشر گزارشی را از ناقضین حقوق بشر تهیه کرده و به جانت حکومت تحویل داده ولی این گزارش تاکنون به دلایل سیاسی نشر نمی شود.