برچسب: طالبان

  • حمدالله محب: امریکا چه بماند و چه برود نظام پابرجا می ماند

    حمدالله محب: امریکا چه بماند و چه برود نظام پابرجا می ماند

    حمدالله محب مشاور امنیت ملی گفت عجله‌ای برای زود به نتیجه رسیدن مذاکرات صلح وجود ندارد، ولی دلیل چیست که گروه طالبان آتش‌بس نمی‌کند، در حالی که این جا نظامی وجود دارد که برای آن‌ها تضمین بدهد که پس از آتش‌بس نیز مذاکرات ادامه یابد.
    محب گفت: «لازم نیست که مذاکرات خیلی به سرعت به نتیجه برسد، ولی جنگ باید متوقف شود و آتش‌بس صورت بگیرد. برای کشتن مردم طالبان هیچ دیگر مشروعیت ندارند. امروز دولت مشروع در افغانستان است. سیستمی است که برای طالبان تضمین داده می‌تواند که در آتش‌بس هم به مذاکرات خویش ادامه بدهند.»
    او در مورد صلاحیت تیم مذاکره کننده دولت نیز افزود «تیم مذاکره کننده صلاحیت دارد. در تصمیم نهایی باید به کابل مراجعه کنند. صلاحیت نهایی را هیچ تیم مذاکره کننده ندارد. باید به شورای عالی مصالحه مراجعه کنند. باید به رییس جمهور مراجعه کنند».
    مشاور امنیت ملی که در برنامه مناظره کابل سخن می گفت در مورد خواست طالبان برای مبنا قرار گرفتن توافقنامه این گروه با امریکا در مذاکرات میان‌افغانی افزود: «به هیچ وجه پذیرفتنی نیست که مبنای مذاکرات توافق امریکا و طالبان باشد. این گفت‌وگوها افغانی است و خود افغان‌ها باید اختلافات خود را حل کنند. فعلاً خارجی را مورد حمله قرار نمی‌دهند، ولی هر روز افغان‌ها قربانی می‌دهند. چرا ما یک تفاهمنامه را که هیچ به ما مرتبط نیست مبنای مذاکره قرار بدهیم؟»
    آقای محب در بخشی از اظهاراتش تاکید کرد روند صلح و رسیدن به نتیجه از طریق گفت‌وگو در اولویت دولت قرار دارد و یگانه راه رسیدن به صلح و امنیت مذاکره و تفاهم است ولی اگر احتمالاً مذاکرات به نتیجه نرسید که ممکن هم است، « اگر ما به آن نتیجه نمی‌رسیم ما ضرورت به یک نظام قوی داریم ما باید سر نظام خود سرمایه‌گذاری کنیم که سرمایه‌گذاری هم شده. بیست سال اخیر ما و شما نظام خود را ساختیم، مشکلات دارد ولی باید از وقار و عزت مردم ما دفاع شود».
    مشاور امنیت ملی در پاسخ به این پرسش که چرا اجماع ملی در روند صلح به وجود نیامده گفت: «اجماع سازی کار آسان نیست ولی ما تلاش خود را می‌کنیم. زیبایی جمهوریت در همین است که اختلاف داشته باشیم و کنار بیاییم. هماهنگی به وجود می‌آید. جمهوری اسلامی افغانستان کثرت گرا است، در این جا نظریات متفاوت وجود دارد. ما مباحثه می‌کنیم و به نتیجه می‌رسیم حتا تا دقیقه نود.»


    کنترل پاکستان بر طالبان
    حمدالله محب در بخشی از برنامه به مسئله رابطه پاکستان با طالبان و تاثیرگذاری این کشور در روند صلح پرداخت.
    او گفت نقش پاکستان بیشتر از آن چیزی است که اسلام‌آباد می‌گوید. پاکستان بر طالبان هم نفوذ دارد و هم کنترل.
    محب افزود: «شما افکار مردم افغانستان را و معلوماتی را که ارائه شده تا حال می‌فهمید و ثابت هم شد که یک تعداد طالبان برای مذاکره از پاکستان به دوحه رفتند. به همین دلیل پاکستان نفوذ بسیار گسترده دارد روی طالبان و ما فکر می‌کنیم که پاکستان بیشتر از آن چیزی که می‌گوید کنترل دارند.»
    او در رابطه با صداقت پاکستانی‌ها گفت: «گپ‌های پاکستانی‌ها تا حال خوب بوده، ولی در عرصه عمل چیزی ندیدیم. هنوز طالبان در پاکستان حضور دارند و همراه شان کمک می‌شود. توقع ما را تا حال پاکستانی‌ها بر آورده نکرده‌اند.»


    خط دیورند
    حمدالله محب در برنامه مناظره کابل به مسئله خط دیورند و داعیه ارضی افغانستان بر پاکستان نیز پرداخت. او گفت ما داعیه داریم ولی هنوز زمان آن نرسیده که این موضوع مطرح شود. محب گفت موضوع دیورند به مردم افغانستان تعلق دارد و حکومت نمی‌توند در این خصوص اقدامی کند.
    محب گفت: «داعیه دیورند داعیه نو نیست. ما این داعیه را رها کردنی نیستیم. خاک ما بوده و خواهد بود. خود پاکستان هم بالای خاک کشورهایی دیگر داعیه دارد. این به این معنا نیست که پاکستان مسلسل مردم افغانستان را بکشد.»
    به باور مشاور امنیت ملی، خط دیورند مشکل ما را با پاکستان حل نمی‌کند. پاکستان یک عقبه نظامی برای خود می‌خواهد و خیلی بیشتر خاک افغانستان را می‌خواهد. اکنون ما در حال جنگ هستیم. امروز ما روابط خوب و حسنه با پاکستان می‌خواهیم.


    سناریوهای احتمالی

    مشاور امنیت ملی با اشاره به دوام مذاکرات صلح در دوحه گفت حکومت صلح را در اولویت می‌بیند ولی برای هر سناریویی آمادگی لازم وجود دارد.
    محب گفت: «در این جا چند سناریو مطرح می‌شود: اگر به صلح با طالبان می‌رسیم بسیار خوب است، ولی ما آمادگی نظامی نیز داریم، چه تنها باشیم و چه همکاری بین المللی را با خود داشته باشیم. این جا جنگ علیه تروریزم است و تعهدات بین المللی را با خود داریم. سناریویی که تمام نیروهای خارجی برایند ما چه می‌کنیم. سناریویی که تمام نیروهای خارجی برایند و به کمک های خود ادامه بدهند ما چی می‌کنیم و اگر ادامه ندهند هم سناریو داریم.»
    او افزود: «تعهد دوستان بین‌المللی ما برای ادامه همکاری تا سال ۲۰۲۴ است. این سناریوی اول است. سناریوی دوم این است که اگر امریکایی‌ها کامل برایند ما آمادگی داریم که خود ما دفاع کنیم همین اکنون هم ما نود و پنج درصد بار جنگ را به دوش داریم. اگر کمک‌های مالی امریکا نیز قطع شود، نظام دوام می‌یابد البته کمی مشکل می‌شود، ولی ما ادامه می‌دهیم و قابل تشویش نیست.»
    آقای محب تاکید کرد تلاش حکومت متمرکز بر این است که نظام ادامه یابد. ما می خواهیم نظام تداوم پیدا کند ما نمی‌خواهیم که دوباره از صفر شروع کنیم. نظام سازی این طور نمی‌شود که همه چیز را خط بزنیم. اگر در میز مذاکره به یک نتیجه می‌رسیم که باید نظام تغییر کند ما آن را به مردم ارائه می‌کنیم.
    مشاور امنیت ملی تصریح کرد: «ما تلاش می‌کنیم که یک زندگی بهتر بسازیم. در مهاجرت مردم ما می‌گفتند که سگ باشی ولی در خانه خود باشی. امروز ما در کشور و خانه خود هستیم و به هیچ عنوان آن را ترک نمی‌کنیم. این وظیفه نیست این زندگی ما است.»

  • امریکا از حقوق زنان در افغانستان دفاع می کند

    امریکا از حقوق زنان در افغانستان دفاع می کند

    زلمی خلیل‌زاد، نمایندۀ ویژۀ امریکا در امور صلح افغانستان می‌گوید ایالات متحده از تلاش‌ها برای حفظ حقوق زنان در روند صلح حمایت می‌کند.

    آقای خلیل‌زاد بامداد امروز (شنبه، دوازدهم میزان) در برگۀ توییترش نوشت ایالات متحدۀ امریکا برای دفاع از حقوق زنان در افغانستان از تلاش‌های اعضای زن هیأت مذاکره‌کنندۀ صلح دولت افغانستان حمایت می‌کند.

    آقای خلیل‌زاد پس از دیدار با شماری از اعضای هیأت مذاکره‌کنندۀ دولت افغانستان گفت: «زنان مذاکره‌کننده با طالبان برای دفاع از حقوق زنان افغانستان و پایان جنگ در افغانستان مصمم هستند و ما(امریکا) در کنار آنان ایستاده‌ایم.» نمایندۀ ویژۀ امریکا در امور صلح کشور همچنین تلاش‌های هیأت مذاکره‌کنندۀ دولت افغانستان در گفت‌وگو با گروه طالبان را ستایش کرد.

    این در حالی است که آقای خلیل‌زاد نزدیک به بیست روز پس از آغاز گفت‌وگوهای مستقیم صلح میان هیأت‌های مذاکراتی دولت افغانستان و گروه طالبان به دلیل کندی در پیشرفت این گفت‌وگوها به قطر سفر کرده است.

    آقای خلیل‌زاد در دو روز گذشته  با هیأت‌های مذاکراتی دولت افغانستان و گروه طالبان به شکل جداگانه ای دیدار کرده است. انتظار می‌رود پس از میانجی‌گری نمایندۀ امریکا بُن‌بست در گفت‌وگوها شکسته شود.

  • حس خوبی دارم!

    حس خوبی دارم!

    عبدالله عبدالله، رئیس تیم مذاکره‌کننده صلح افغانستان پیش از ترک پاکستان از احساس مثبتش پس از سفر به این کشور خبر داد.

    آقای عبدالله روز سه‌شنبه ۲۹ سپتامبر در راس هیات مذاکره کننده صلح افغانستان به پاکستان سفر کرد. وی در این سفر با برخی مقام‌های سیاسی پاکستان از جمله نخست وزیر و وزیر امور خارجه دیدار کرد.

    او پیش از ترک پاکستان در گفت‌وگو با خبرگزاری فرانسه گفت: «با حس مثبتی این کشور را ترک می‌کنم، روزهای نخست یافتن، زبان مشترک برای ما چالش بود، البته ما به یک زبان حرف می‌زنیم منظورم نحوه برقراری ارتباط است. الان اوضاع خوب پیش می‌رود و خوشبختانه بر تنگناهای اخیر نیز پیروز خواهیم شد.»

    آقای عبدالله پیش از این گفته بود که زمان آن فرا رسیده است تا دو کشور همسایه از «شعارها و بیانیه‌های کهنه و تئوری‌های توطئه‌ای که ما را عقب نگه داشته است» دست بردارند.

    سفر عبدالله عبدالله در یک زمان حساس در تاریخ افغانستان صورت گرفته است چراکه تیم مذاکره‌کننده منصوب دولت در قطر در حال مذاکره با طالبان برای پایان دادن به جنگ داخلی است.

  • طالبان، نادیده گرفتن جمهوری و تلاش برای رسیدن به امارت اسلامی

    طالبان، نادیده گرفتن جمهوری و تلاش برای رسیدن به امارت اسلامی

    محمد رضا بهرامی سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در کابل در توییت تازه خود نوشت: «در توافق دوحه از حکومت و ساختار فعلی در افغانستان عبور و «حکومت اسلامی جدید پساتوافق افغانستان» مطرح شده است. بر این اساس مقاومت فعلی برای ‌عدم‌پذیرش این توافق به عنوان محور و اساس مذاکرات بین‌الافغانی، یعنی مبارزه و مقاومت برای بقای ساختار و حفظ تمامی دستاوردهای دو دهه اخیر».
    این توییت تا حد زیادی دلایل اختلاف‌نظر‌ها و به نتیجه نرسیدن گروه تماس را مشخص می‌کند. در یک هفته گذشته، گروه تماس از هر دو طرف با این که خبر از پیشرفت گفت‌وگو‌ها می‌دادند اما موارد اختلافی زیادی را نیز طرح کردند. مهم‌ترین مورد اختلافی میان گروه‌‌های گفت‌وگو کننده طالبان و دولت افغانستان، بحث نگرش به مذاکرات از منظر فقه حنفی است. طالبان اصرار دارند تا تمامی روند مذاکرات در چارچوب نظریات فقه حنفی مطرح شود. این به معنای آن است که دولتی که حاصل مذاکرات صلح برای آینده باشد، هیچ‌گونه حق و مشروعیت سیاسی به مذاهب دیگر در افغانستان نخواهد داد. در حال حاضر در کنار پیروان مذهب تسنن حنفی، پیروان مذاهب دیگر از جمله شیعه جعفری، شیعه اسماعیلی، پیروان تسنن شافعی و مذاهب دیگر نیز در افغانستان حضور دارند. از سوی دیگر اقلیت هندو باوری نیز در افغانستان هستند که روز به روز کاهش پیدا می‌کنند. در حال حاضر دو فرقه مذهبی با اکثریت پیروان در افغانستان زندگی می‌کنند؛ پیروان مذهب [اهل]سنت جماعت امام ابوحنیفه که آنان را حنفی می‌گویند و پیروان تشیع جعفری که آنان را اثنی عشری یا دوازده امامی می‌خوانند. حالا طالبان تلاش دارند تا در نخستین گام، چارچوب مذاکرات را با این قید تنگ‌تر کنند که مبنای تمامی گفت‌وگو‌ها فقه حنفی باشد. دولت افغانستان اما با این دیدگاه موافق نیست. گروه تماس دولت افغانستان پیشنهاد داده است که مذاکرات بر اساس فقه حنفی پیش برود با این قید که پیروان مذاهب دیگر در تمامی اعمال و افکار خود کاملاً آزاد باشند. اما طالبان این پیشنهاد را نمی‌پذیرند. از دید طالبان پیروان تشیع می‌توانند در چارچوب فعالیت‌های مدنی کاملاً آزاد باشند. اما در حوزه سیاست سلطه تنها از آن فقه حنفی باشد. به این معنا که در حکومت پساتوافق، هیچ پیرو مذهب تشیع نمی‌تواند به مدارج عالی سیاسی در افغانستان برسد. اما این مسئله تنها دلیل اصرار طالبان نیست. طالبان با زیرکی زیاد بحث فقهی کردن مذاکرات را پیش کشیده‌اند. زیرا در این صورت وقتی بحث‌ها زیر چتر نگرش‌های فقهی شکل بگیرد، خود به خود مسئله (ولایت عام) که یک بحث فقهی حنفی‌ها در مورد ساختار دولت است مطرح می‌شود. طبق این نظریه در اسلام حوزه اقتدار را ولایت عام می‌دانند و این ولایت عام که مبتنی بر شریعت اسلامی است، شامل تمام صنوف و تشکل‌های دیگر است. اصول نظری نظام سیاسی اسلام این امکان را مشخص می‌کند که شریعت چگونه ولایت دولت را عام و فراگیر مشخص می‌کند و از طرف دیگر، مقررات و در اصطلاح ولایت‌های خاص این تعمیم را برنمی‌تابند.
    در چنین وضعیتی نخستین چیزی که قربانی خواهد شد، جمهوریت به عنوان یک اصل دنیای حکومتی است. با توجه به این که زیر ساخت‌های جمهوریت بر مبنای سکولاریزم بنیاد شده است، این مسئله در تضاد با مباحث فقهی قرار می‌گیرد و خود به خود از بحث حذف می‌شود. این مسئله را دولت افغانستان و تیم مذاکره‌کننده دولت به خوبی متوجه شده‌اند و حتی توییت سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در کابل نیز دال بر این است که طالبان به هر صورت ممکن می‌خواهند جمهوریت را دور بزنند. کنار گذاشتن اصل جمهوریت، تمامی دستاورد‌های ۱۹ سال اخیر را در افغانستان را از بین خواهد برد و دموکراسی در مقابل اقتدار فقهی عقب‌نشینی خواهد کرد. در اندیشۀ اسلامی قوانین و مقررات دولت‌ها آمرانه است به این معنا که متصدیان امور دولتی یا همان ولایت عامه از یک‌ طرف مفسر شریعت تلقی می‌شوند و از جانب دیگر، قانون‌گذارند. در شریعت اسلامی علاوه بر نص قرآن و سنت که منبع مورد اتفاق قوانین شناخته می‌شود، منابع دیگری مانند اجماع و قیاس نیز اهمیت دارد که دست نهادهای دولتی را باز می‌گذارد تا این که با توجیه و استفاده از این منابع بتوانند به وضع و قانون‌گذاری بپردازند. اینجاست که همه‌‌ خواسته‌های طالبان مو به مو اجرا خواهد شد. تیم مذاکره‌کننده دولت افغانستان باید بداند که عقب‌نشینی در مقابل این خواسته طالبان، می‌تواند آنان را تا آخرین قدم به نفع طالبان عقب ببرد. به همین دلیل حتی جمهوری اسلامی که با طالبان رابطه خوبی دارد هم نگران این دیدگاه طالبان در قبال گفت‌وگو‌های صلح است.

    از دید طالبان پیروان تشیع می‌توانند در چارچوب فعالیت‌های مدنی کاملاً آزاد باشند. اما در حوزه سیاست سلطه تنها از آن فقه حنفی باشد. به این معنا که در حکومت پساتوافق، هیچ پیرو مذهب تشیع نمی‌تواند به مدارج عالی سیاسی در افغانستان برسد.

    منبع: ایندیپندنت فارسی

  • در درگیری با تروریستان 2 سرباز امنیتی در بغلان کشته شدند

    در درگیری با تروریستان 2 سرباز امنیتی در بغلان کشته شدند

    یک منبع امنیتی در ولایت بغلان گفت پس از چاشت امروز (پنج‌شنبه، ۱۰ میزان)، نیروهای امنیتی، عملیاتی را به منظور پاک‌سازی منطقه‌ی چشمه‌شیر شهر پلخمری، راه‌اندازی کردند.

    به گفته‌ی منبع، در جریان درگیری، دو سرباز امنیتی، جان باختند.

    از سویی هم، یک منبع در ریاست صحت ولایت بغلان گفت در جریان این درگیری، آمر امنیت فرماندهی پولیس بغلان و چهار سرباز امنیتی، زخمی شدند و در حال حاضر، به شفاخانه انتقال یافته اند.

    به گفته‌ی منبع، در جریان درگیری، دو سرباز امنیتی نیز جان باخته اند.

    ولایت بغلان در شمال-شرق افغانستان، از ولایت‌های ناامن است. طالبان با حضور گسترده در این ولایت، شاهراه کابل–شمال را به شدت ناامن کرده اند.

  • داکتر عصمت الهی: طالبان دنباله رو اهداف امریکاست

    داکتر عصمت الهی: طالبان دنباله رو اهداف امریکاست

     یکی از استادان دانشگاه کابل گفت: «اگر نشانه‌های درون متنی طالبان را مورد برسی قرار دهیم خواهیم دید که طالبان وابسته به آمریکا است و اهداف آنها را دنبال می‌کند.»

    داکتر محمد هاشم عصمت الهی روز پنجشنبه در نشست مجازی با موضوع «بررسی تحولات و تحلیل وضعیت حال و آینده افغانستان» که با همکاری پژوهشکده امام رضا (ع) در ولایت خراسان رضوی در ایران برگزار شد افزود: باید بازی جدید آمریکا با موضوع صلح طالبان را بشناسیم و بدانیم که در طول ۴۰ سال گذشته، آمریکا به هیچ یک از وعده‌های خود در قبال کشور افغانستان عمل نکرده است.

    وی ادامه داد: آمریکا اکنون ماموریت جدیدی در دوحه قطر با عنوان میانجیگری بین دولت افغانستان و رهبران طالبان که به مذاکرات بین‌ الافغانی معروف است، آغاز کرده و تاکنون ۱۱ نشست آن برگزار شده است.

    این استاد دانشگاه گفت: از زمان ظهور طالبان تاکنون ۲۶ سال می‌گذرد و این جریان یکی از پُر چالش‌ترین جریان‌ها در مناسبات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی افغانستان است.  

    وی افزود: در طول مذاکرات قطر توافقات پنهانی بین طالبان و آمریکا صورت گرفته که اطلاعات دقیقی از آن در دسترس نیست تا اهداف پنهانی این مذاکرات شفاف شود ولی تاکنون آزادی بیش از پنج هزار زندانی طالبان با فشار آمریکا بر دولت افغانستان تحمیل شده است.

    عصمت الهی ادامه داد: همچنین موضوع خروج آمریکا از افغانستان با محوریت ایجاد حکومت عبوری و موقتی نیز در دستور کار این مذاکرات قرار دارد که بنا به شواهد موجود اراده‌ای برای خروج آمریکا از افغانستان در آن دیده نمی‌شود.

    وی با اشاره به حکومت پنج ساله طالبان بر افغانستان گفت: عملکرد طالبان در آن زمان جز خشونت و تحجر بر اقوام کشور افغانستان دستاوردی نداشت زیرا هیچ یک از مولفه‌های یک حکومت مانند، نظم، امنیت، ثبات سیاسی، توسعه و سازندگی را نداشت.

    استاد دانشگاه کابل افزود: ترامپ در یکی از سخنرانی های خود، طالبان را قاتلان حرفه‌ای و اجاره‌ای که از کشتن لذت می‌برند معرفی کرد و گفت البته قرار نیست آنها آمریکایی‌ها را بکشند بلکه با دولت و مردم خود سرو کار دارند.  

    وی ادامه داد: استعمار همیشه با استفاده از عالمان دینی بدون بصیرت در این منطقه به دنبال اهداف خود بوده است و اکنون که بواسطه شکست داعش، سلطه آمریکا در منطقه رو به افول است می‌خواهد با حمایت از طالبان به عنوان یک گروه دینی بی بصیرت به خواسته‌های خود برسد و بر همین اساس می‌توان گفت که طالبان تهدید بزرگی برای این منطقه است.

    عصمت الهی گفت: عالمان دینی با ایفای نقش پیامبرگونه خود برای جامعه، همیشه نقش هدایتگری و رهبری را دارند و استعمارگران نیز به دنبال این هستند که در میان عالمان دینی نفوذ کرده و امیال خود را از طریق آنها پیگیری کنند ولی در ایران این توطئه‌ها توسط امام خمینی (ره) با استراتژی نه شرقی و نه غربی پایان گرفت.

    وی افزود: بیشتر مردم کشور افغانستان اهل سنت و حنفی مذهب هستند و با سَلفی و وهابیت مخالفت دارند و جریان القاعده سَلفی است که با اعتقادات و مذهب مردم افغانستان سازگاری ندارد.

    این استاد دانشگاه ادامه داد: شکل گیری جریان طالبان با محوریت ملّاعمر دارای انگیزه‌های بیرونی و بر اساس اراده برخی کشورها مانند آمریکا، پاکستان و عربستان بود.  

    وی گفت: آمریکا به دنبال انتقال نفت و گاز ترکمنستان و آسیای‌میانه به سوی پاکستان و ایجاد یک مسیر ترانزیتی با حمایت شرکت‌های آمریکایی و عربستانی بود.

    عصمت الهی افزود: آنها به دنبال روی کار آمدن دولت موقت و عبوری در خارج از افغانستان و از مسیر طالبان بودند ولی حضور احمد شاه مسعود و مخالفت او را پیش‌بینی نمی‌کردند.  

    وی با بیان اینکه طالبان تعدادی طلبه علوم دینی بودند که نحوه استفاده از ابزار نظامی را نمی‌دانستند ادامه داد: نیروهای سازمان اطلاعات نظامی پاکستان (آی.‌اس.‌آی) در پوشش طلاب علوم دینی به افغانستان وارد شده و به حمایت از ملّاعمر در داخل افغانستان به مبارزه پرداختند.

    طالبان در سال ۱۳۷۳ در شهر قندهار با رهبری ملاّعمر شکل گرفت و سپس شورای علما در قندهار او را به عنوان امیرالمومنین برای جهانیان معرفی کرد. وی با اعلام جهاد با دولت مستقر در کابل به مبارزه پرداخت و سپس با تسخیر سایر ولایات در افغانستان اعلام حکومت کرد.

  • صلحی که در آن جنایات طالبان بخشیده شود، صلح نیست!

    صلحی که در آن جنایات طالبان بخشیده شود، صلح نیست!

    وقتی انتخاب بین امنیت و آزادی باشد، مردم همیشه امنیت را انتخاب می‌کنند. به همین دلیل است که بسیاری دیکتاتورها و عوام‌فریبان با به وجود آوردن احساس کاذب تهدید و سپس معرفی خود به عنوان ناجی، به بقای خود تداوم می‌بخشند.
    وقتی همین منطق انتخاب بین امنیت و عدالت به مردم داده شود، آن‌ها امنیت را بر عدالت ترجیح می‌دهند. در مورد افغانستان، این امر چرخۀ خشونت مداوم را طی چند دهۀ گذشته تغذیه کرده است.
    عدم عواقب قانونی برای خشونت و جنایات جنگی باعث جسارت بیشتر گروه‌های مسلح شده است. آزادی جنگجویان طالبان به عنوان بخشی از توافق‌نامه ایالات متحده و طالبان و ادامه مذاکرات بین این گروه مسلح و دولت افغانستان منجر به صلح نخواهد شد. فقط یک فرایند کامل عدالت انتقالی این مهم را ممکن خواهد ساخت.


    تکرار تاریخ
    تصمیم برای به حاشیه بردن عدالت جهت حفظ امنیت و صلح در تاریخ افغانستان بی‌سابقه نیست.
    در زمان اشغال افغانستان از سوی شوروی (۱۹۷۹-۱۹۸۹)، بیش از ۸۰۰ هزار نفر جان داد. ایالات متحده و چندین کشور مسلمان از جنگ مجاهدین علیه نیروهای شوروی حمایت کردند. در طول این درگیری‌ها، هر دو طرف به طور مکرر مرتکب نقض جدی حقوق بشر و قوانین بین‌المللی بشردوستانه شدند. در حالی که از جنایات انجام‌شده توسط نیروهای شوروی به طور گسترده گزارش می‌شد، جنایات جنگی که از سوی مجاهدین در همان دوره انجام شد، تا حد زیادی غیرمستند بود.
    پس از خروج نیروهای شوروی، درگیری بین گروه‌های مختلف مجاهدین آغاز شد که منجر به ارتکاب جنایات جنگی بیشتر شد. در فبروری سال ۱۹۹۳ به طور مثال، درگیری بین جناح‌های مجاهدین منجر به قتل عام افشار شد که در آن ۱ هزار مرد و زن و کودک به گونه وحشیانه به قتل رسیدند. نبردها بین مجاهدین از ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۴ به طول انجامید که ۵۰ هزار غیرنظامی جان خود را از دست داد. همین خشونت و آشوب منجر به ظهور طالبان شد که در سال ۱۹۹۶ کابل را تصرف کرده و «امارت اسلامی» تأسیس کردند. در اگست ۱۹۹۸، طالبان بین ۲ تا ۵ هزار غیرنظامی را از قوم هزاره در شهر مزار شریف قتل عام کردند.
    حملات ۱۱ سپتمبر بر ایالات متحده شرایط را به سود همان مجاهدین تغییر داد، چنانچه ائتلاف به رهبری امریکا که افغانستان را در اکتبر سال ۲۰۰۱ اشغال کرد، با آن‌ها علیه طالبان متحد شد. در سال ۲۰۰۷، پس از نصب حکومت تحت حمایت امریكا در كابل، رهبران مجاهدین درگیر در جنگ‌های داخلی دهۀ ۱۹۹۰ قانونی را در پارلمان تصویب كردند كه آن‌ها را به خاطر ارتکاب جنایات جنگی عفو می‌كرد. توجیهی که برای این قوانین ارائه کردند بسیار ساده بود: اگر جامعه جهانی و حکومت افغانستان سعی در محاکمه آن‌ها کنند، جنگجویان سابق هرج و مرج و ناامنی بیشتر را دامن زده و تحریک خواهند کرد.
    بنابر این، هیچ اقدامی برای عدالت انتقالی انجام نشد. در نتیجه، مسئولیت‌پذیری و حساب‌دهی قربانی حفظ صلح واهی پسا-۲۰۰۱ شد. مردم افغانستان که قربانی اصلی جنایت‌های جنگی بودند، دو دهه رنج را به حان خریدند و به امید امنیت، عدالت را رها کردند.
    عدم وجود روند عدالت انتقالی علیه تنظیم‌ها باعث جسارت طالبان و اطمینان خاطر اعضای آن شد؛ به این دلیل که اقدامات آن‌ها هیچ عواقبی در پی نخواهد داشت و آن‌ها همچنان به خشونت و وحشی‌گری بیشتر علیه مردم افغانستان ادامه می‌دهند. به عبارت دیگر، عفوی که تنظیم‌ها از آن بهره بردند، صلح واقعی برای افغانستان به ارمغان نیاورد.
    این رویکرد نسبت به اخلاق جنگ، مشکل‌ساز است؛ نه تنها به این دلیل که عدالت برای قربانیان جنایات طالبان تأمین نمی‌شود، بلکه ظرفیت طالبان را برای ادامه جنگ به هدف دستیابی به حکومت دینی نیز تقویت می‌کند.


    عدالت انتقالی در افغانستان
    آزادی هزاران جنگجوی طالبان پس از انعقاد توافق‌نامه از سوی این گروه با ایالات متحده به تاریخ ۲۹ فبروری سال جاری میلادی، امر لازمی برای شروع گفت‌وگوهای صلح توجیه شده است. با این حال، فرصت‌ها و احتمالات علیه هر گونه صلح دایمی در این کشور است.
    طالبان از خشونت دست بر نمی‌دارند، چون می‌دانند این تنها وسیلۀ برای داشتن هر گونه قدرت سیاسی است. بر بنیاد نظرسنجی سال ۲۰۱۵، دولت افغانستان حتی با داشتن رسوایی‌های بزرگ فساد و سابقه خشونت علیه غیرنظامیان، هنوز توسط ۹۲ درصد مردم افغانستان ترجیح داده می‌شود. هرگونه مصئونیت از مجازات که طالبان از آن بهره‌مند خواهند شد، گروه‌های دیگر را نیز برای ادامه جنایت علیه مردم افغانستان ترغیب می‌کند.

    به خاطر همین دلیل، تقاضاها برای محاکمه شدن رهبران طالبان در دادگاه بین‌المللی کیفری رو به افزایش است. با این وجود، بعید است رهبران طالبان به این زودی‌ها به دادگاه بروند. در صورت توافق برای برقراری صلح، نه تنها دولت افغانستان و حامیان بین‌المللی آن از عفو اعضای گروه طالبان خوشحال خواهند شد، بلکه ایالات متحده خود نیز مایل نیست به دادگاه بین‌المللی کیفری اجازه دهد جنایاتی را که گفته می‌شود سربازان آن در این کشور مرتکب شده‌اند، بررسی کند.
    علاوه بر این، تحقیقات دادگاه بین‌المللی کیفری (ICC) در این مرحلۀ حیاتی خطر تضعیف گفت‌وگوهای صلح دوحه را در پی دارد، زیرا ممکن است طالبان را از توافق برای صلح منصرف کند. اما روش‌هایی برای عدالت انتقالی بدون پافشاری روی تحقیقات دادگاه بین‌المللی کیفری وجود دارد.
    جنایات جنگی که طی چهار دهۀ گذشته توسط همه طرف‌ها در افغانستان انجام شده است، می‌توان/باید به طور رسمی مستند کرد. این امر می‌تواند به تلاش‌های گسترده برای مسکه‌مالی نمودن تاریخ نقطه پایان بگذارد و تا حدودی عاملین این جنایات را مجبور به پاسخگویی می‌کند. پس از مستند نمودن این جنایات، همه احزاب سیاسی، از جمله کمونیست‌ها، جناح‌های مجاهدین و طالبان، باید رسماً‌ از مردم افغانستان به طور کلی و به ویژه از قربانیان خشونت عذرخواهی کنند و به گونه رسمی جنایات گذشتۀ خود را تصدیق و رضایت مردم را جلب کنند.
    عذرخواهی علنی از سوی رهبران درگیر در جنایات جنگی در افغانستان سابقه دارد. عبدالرشید دوستم معاون رییس جمهور غنی در جریان کمپاین‌های انتخابات سال ۲۰۱۳، از نقش داشتن در جنگ‌های داخلی دهۀ ۱۹۹۰ عذرخواهی کرد. عذرخواهی دوستم و تعهد برای عدم تکرار اشتباهات گذشته‌اش مورد استقبال بسیاری مردم افغانستان قرار گرفت.
    اکنون، بار دیگر از مردم افغانستان خواسته شده است تا بین عدالت و امنیت، یکی را انتخاب کنند. گرچه تأیید و تصدیق جنایات جنگی و وعده عاملین این جنایات برای عدم تکرار آن،‌ نمی‌تواند مرهمی برای قربانیان این جنایات باشد، اما می‌تواند گام مهم برای بهبودی افغانستان باشد. اگر این مراحل با تعهد جامعه جهانی برای جلوگیری از نقض بیشتر حقوق بشر در این کشور همراه باشد، افغانستان می‌تواند سرانجام گذشتۀ دردناک خود را پشت سر گذاشته و چهره خود را به سمت آینده بچرخاند.

    هرگونه مصئونیت از مجازات که طالبان از آن بهره‌مند خواهند شد، گروه‌های دیگر را نیز برای ادامه جنایت علیه مردم افغانستان ترغیب می‌کند. به خاطر همین دلیل، تقاضاها برای محاکمه شدن رهبران طالبان در دادگاه بین‌المللی کیفری رو به افزایش است.

    منبع: الجزیره

    مترجم: سید طاهر مجاب

  • طالبان با تراکتور شاهراه قندهار-ارزگان را تخریب کردند

    طالبان با تراکتور شاهراه قندهار-ارزگان را تخریب کردند

    ارگ ریاست جمهوری در واکنش به تخریب شاهراه قندهار- ارزگان گفت طالبان دست از کشتار مردم و تخریب افغانستان بردارند.

    وزارت دفاع تاکید کرد طالبان شب گذشته، در ساحه‌ی «اندلان» ولسوالی «شاه ولیکوت» بخش بزرگی از شاهراه قندهار – ارزگان را با تراکتور تخریب کرده اند.

    وزارت دفاع افزود جاده تخریب شده یکی از جاده های پر رفت و آمد در جنوب افغانستان است.

    به گفته وزارت دفاع هزاران کیلومتر جاده و‌ هزاران پل و پلچک در کشور که توسط حکومت ساخته شده بودند، توسط طالبان تخریب گردیده است.

    طالبان دست از تخریب افغانستان بردارند

    همزمان با این صدیق صدیقی سخنگوی ریاست جمهوری در واکنش به این اقدام طالبان در توییتی گفت: «ماین‌گذاری کنارجاده‌ها و تداوم خشونت‌های طالبان منجر به جان باختن بیشتر هم‌وطنان ما شده و سرک‌ها و جاده‌ها تخریب گردیده است.»

    صدیقی تاکید کرد طالبان دست از کشتار مردم و تخریب افغانستان بردارند و خواست مردم را برای صلح و پیشرفت بپذیرند.

    انفجار ماین کنار جاده ای و تخریب جاده از سوی طالبان

    این درحالی است که همزمان با آغاز مذاکرات بین الافغانی انفجار ماین کنار جاده ای طالبان افزایش یافته است و در آخرین مورد دو غیرنظامی در ولایت غور و ۱۴ غیرنظامی دیگر در ولایت دایکندی در انفجار ماین کنار جاده ای کشته شدند.

    پیش از این نیز دفتر والی قندهار گفته بود گروه طالبان جاده‌ی ارغستان – قندهار را به وسیله تراکتور تخریب کرده و مردم را در انتقال بیماران و حاصلات میوه های تازه ‌شان به مرکز قندهار دچار مشکل کرده است.

    طالبان تاکنون در این مورد چیزی نگفته است.

  • سیما سمر: طالبان باید از قربانیان جنگ معذرت خواهی کنند

    سیما سمر: طالبان باید از قربانیان جنگ معذرت خواهی کنند

    سیما سمر، وزیر دولت در امور حقوق بشر، می‌گوید گروه طالبان، باید برای جلوگیری از وارد شدن تلفات به غیرنظامیان، با برقراری آتش‌بس، موافقت کند.

    بانو سمر که روز چهارشنبه (۹ میزان)، در مراسمی در کابل سخن می‌گفت، افزود گروه طالبان باید با کاهش خشونت و یا آتش‌بس، موافقت کند تا از این طریق، زمینه‌ی برقراری صلح پایدار و همه‌شمول در افغانستان، فراهم شود.

    او، در بخش دیگری از سخنان خود، گفت به منظور تأمین عدالت، باید خواسته‌های قربانیان جنگ در گفت‌وگوهای صلح، در نظر گرفته شود.

    بانو سمر، افزود: «باید مطابق به خواست قربانیان جنگ، گفت‌وگوهای صلح پیش برود. در رسانه‌ها روایت‌های قربانیان جنگ نوشته می‌شود، این نشان می‌دهد که مردم افغانستان چه اندازه درد می‌کشند. برای اینکه در آینده‌ها این جنایات تکرار نشود، باید تروریستان از قربانیان جنگ معذرت بخواهند. ما باید روی مکانیزمی، برای شنیدن نظریات قربانیان جنگ کار کنیم.»

    به گفته‌ی او، در گفت‌وگوهای میان‌افغانی، باید به ارزش‌های حقوق بشری احترام گذاشته شود.

    این در حالی است که با گذشت بیش از دو هفته از آغاز گفت‌وگوهای میان‌افغانی، دو طرف، هنوز هم روی طرزالعمل گفت‌وگوها، به توافق نرسیده اند. هم‌چنان، گروه طالبان با وجود درخواست‌های پی‌هم کشورها و سازمان‌های بین‌المللی، نه تنها با برقراری آتش‌بس موافقت نکرده؛ بلکه خشونت‌ها را به شدت افزایش داده است.

  • اصرار طالبان بر فقه حنفی یعنی حذف مذاهب دیگر!

    اصرار طالبان بر فقه حنفی یعنی حذف مذاهب دیگر!

    در روزگار جنگ هفتادودو ملت به تعبیر حافظ و در روزگاری که فرقه‌های اسلامی جام‌های خون را از پیروان فرقه‌های متخاصم می‌نوشیدند، فقیهی دیدگاهی را در فقه اسلامی مطرح کرد. نعمان‌بن‌ثابت معروف به ابوحنیفه، رأی و اجتهاد را در استنباط حکم مطرح کرد. روش ابوحنیفه حدود 12ونیم قرن قبل از امروز نوع تجدد در فقه شمرده می‌شود و چون او در آخر عصر امویان و آغاز عصر عباسیان می‌زیست، طعم شلاق، آواره‌گی و زندان را چشید.

    در عصر امویان، ابوحنیفه را در یازده روز 110 تازیانه زدند و او از جور حکام در این روزگار آواره شد. عباسیان او را به زندان افکندند و به روایتی در زندان به دستور منصور خلیفۀ عباسی مسموم شد و به زنده‌گی در اسارت بدرود گفت. این دو دستگاه ادعای اسلام داشتند و حدود بیش از 12 قرن پس از امام، در اواخر قرن 20 میلادی، گروهی با سوءتفسیر و سوءاستفاده از میراث ابوحنیفه و زیر نام اسلام دستگاه مخوف و عقب‌گرایانه‌یی را ابداع کردند؛ امارت اسلامی.

    جای هیچ تریدی نیست که اسلام مستعد تفسیرها و خوانش‌های فروانی است. گروهی آن را صلح خوانده‌اند، اما گروهی دیگر با خوانش خشونت‌آمیز از اسلام، در طول تاریخ جشن خون و تحجر برپاکرده اند/می‌کنند. در امتداد خوانش خشونت‌آمیز از اسلام، طالبان در آخرین سال‌های قرن 20 امارت‌شان را با خشونت و کشتار در کابل مستقر کردند. این جماعت، با خوانش مشابه به خوانش عباسیان و امویان از اسلام که قرن‌ها قبل با توسل به آن ابوحنیفه را شکنجه کردند، با استفاده از نام امام به سرکوب و شکنجه دست یازیدند.

    در زمان طالبان، هم‌وغم حکومت ریش، زنده‌گی خصوصی و طرز پوشش مردم بود. آنان مقرر کرده بودند که پاچۀ تنبان بلندتر از مچ (بجلک) پای باشد، زنان حق نداشتند از خانه بیرون شوند، خیابان‌ها با نوارهای شکسته رنگین بود. اکنون که پس از سال‌ها جنگ با آمریکای‌ها آشتی کردند، قصد دارند با استفاده از نام ابوحنیفه، امارت‌شان را برگردانند.

    حدود دو هفته پیش (22 سنبله) مذاکرات به هدف یافتن راه حل سیاسی، میان نمایند‌گان طالبان و نمایند‌گان حکومت افغانستان، در دوحه، پایتخت قطر آغاز شد. از آن زمان به این‌سو طالبان، مصُراند که به زعم آنان «فقه حنفی» باید به عنوان مرجعی برای حل اختلافات شناخته شود. بنابراین تاکنون دو طرف روی دستورالعمل مذاکرات به نتیجه نرسیده‌اند و از مذاکرات جدی هم خبری نیست. یک عضو هیأت گفت‌وگوکنندۀ حکومت افغانستان، در یک مصاحبۀ تلویزیونی می‌گوید که طالبان در مقایسه به 20 سال پیش تغییری نکرده‌اند. به گفتۀ او، «تاکنون هر خبری که ما در مورد تغییر رویکرد طالبان شنیده‌ایم نادرست است.»

    بنابراین آنان توان تحمل تفاوت‌ها را ندارند و با آوردن یک ملای خشک مذهب بر آن‌اند که عصر شلاق و مداخله را دو باره احیا کنند. افغانستان مستعد اختلاف مذهبی است و طالبان با کشتن عبدالعلی مزاری، بنیان‌گذار حزب وحدت اسلامی و روحانیون شیعه در 22 حوت 1373 در اشتعال آتش جنگ مذهبی سابقه دارند. آنان در زمان حاکمیت‌شان اهل تشیع را به صورت کلی از اشتراک در امور مملکت محروم کردند. اکنون نیز انتظار دارند که با تأکید روی مرجع قراردادن «فقه حنفی» آتش اختلاف میان تشیع و تسنن را روشن کنند.

    اختلاف و حذف دیگران در طول تاریخ جز خون و ویرانی، ثمرۀ دیگری نداشته است. بنابراین اگر عوام به جنگ‌های فرقه‌یی و قومی ترغیب شوند، نتیجۀ آن جز فلاکت عمومی چیز دیگری نخواهد بود. آرامش جمعی و رسیدن به ثبات در افغانستان مستلزم احترام به کثرت و عبور از تئکوکراسی است. اما طالبان هیچ‌گاه تنوع را نخواهند پذیرفت و حاضراند برای رسیدن به حذف دیگران و انحصار قدرت، دو باره به جنگ و تفنگ تمسک جویند.

    موضع سخت طالبان در پیوند به مرجع قراردادن «فقه حنفی» و گذشتۀ آن در سرکوب اقلیت‌های مذهبی در کشور بسیاری را نگران ساخته است. از جمله سرور دانش، معاون دوم محمداشرف غنی، کریم خلیلی و محمد محقق از رهبران سیاسی مذهب تشیع نیز اصرار طالبان را به معنی تلاش برای حذف تشیع تعبیر کرده‌اند. در بهترین حالت مرجع قراردادن یک مذهب فقهی می‌تواند محدودیت‌های زیادی فراروی پیشرفت و ارتقای اقلیت‌های مذهبی بگذارد. جامعۀ افغانستان و کسانی که آرزوی آیندۀ بهتر را دارند، نباید اجازه دهند که تفسیر خشک از فقه که اساس آن «رأی و اجتهاد» است، امکان تکرار تاریخ را فراهم کند.

    سلام وطن دار

  • چرا پاکستان صادقانه از صلح افغانستان حمایت نمی کند؟

    چرا پاکستان صادقانه از صلح افغانستان حمایت نمی کند؟

    شورای عالی مصالحه ملی، با نشر خبرنامه‌ی از سفر داکتر عبدالله عبدالله به اسلام آباد خبر داده است. در این خبرنامه که امروز دو شنبه (۷ میزان) به نشر رسیده، آمده است: «در این سفر، رییس شورای عالی مصالحه ملی در پیوند به تلاش‌های صلح پایدار، با عزت و عادلانه در افغانستان با رهبران ارشد جمهوری اسلامی پاکستان بحث و تبادل نظر می‌کند.» داکتر عبدالله در این سفر قرار است با عارف علوی، رییس‌جمهور پاکستان، عمران‌خان نخست وزیر، اسد قیصر رییس مجلس نمایندگان، محمد صادق سنجرانی رییس مجلس سنا، شاه‌محمود قریشی وزیر امور خارجه و جنرال قمر جاوید باجوه رییس ستاد ارتش این کشور ملاقات نماید.

    در این سفر عبدالله به پاکستان در حالی صورت می‌گیرد که مذاکرات صلح در روزهای اخیر در قطر هیچ پیشرفتی نداشته است، و همین‌طور در هفته‌ی گذشته (جمعه ۴ میزان) رییس‌جمهور غنی نیز از طریق تماس تلفنی با عمران‌خان در مورد پروسه صلح افغانستان گفتگو کرده بودند. چنانچه رییس‌جمهور غنی، در تماس تلفنی با عمران خان، در مورد پروسه صلح و برقراری آتش‌بس در افغانستان صحبت نموده بودند و در ضمن نخست وزیر پاکستان را به کابل دعوت کرده بود، که این دعوت از سوی عمران خان در آینده‌ی نزدیک پذیرفته شده است. در اعلامیه‌ی ارگ ریاست جمهوری از قول عمران خان ذکر شده است: «ما به طور کامل از برقراری آتش‌بس در افغانستان حمایت می‌کنیم.»

    پاکستان و پروسه صلح افغانستان

    عمران خان، در ۷۵مین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد که به صورت مجازی صحبت می‌کرد، گفته بود که کشورش نقش خود را برای تسهیلات در روند صلح افغانستان انجام داده است. وی در صحبت‌هایش گفته بود که رهبران حکومت افغانستان باید از این فرصت تاریخی برای برقراری صلح در این کشور استفاده کرده و طرف‌ها در مذاکرات بین‌الافغانی برای جستجوی یک راه حل سیاسی تلاش کنند. باآن‌که مسوولان و رهبران سیاسی پاکستان همواره از نقش منفی سازمان‌های نظامی و استخباراتی شان در جنگ و صلح افغانستان انکار می‌کند، و همین‌طور در گفتگوهای رسمی و رسانه‌ای از برقراری صلح و آتش‌بس در افغانستان حمایت می‌نمایند، اما در عمل تاکنون پاکستان نقش مثبت در جنگ و صلح افغانستان نداشته است. چنانچه حمایت سازمان استخبارات این کشور از نظامیان طالبان و به‌خصوص شبکه تروریستی حقانی به رهبری سراج الدین حقانی که در جنگ افغانستان فعال است و بیش‌ترین حملات انفجاری و انتحاری را در خاک افغانستان انجام داده و می‌دهند، دلیلی بر این مدعا است. طوری‌که گروه طالبان با شبکه حقانی که رهبران آن در وزیرستان جنوبی زندگی می‌کنند، ارتباطات خیلی نزدیکی دارند، ولی یک گروه نیستند. شبکه حقانی بیش‌تر از شورای کویته یا دفتر سیاسی طالبان در قطر که اکنون جریان‌های اصلی طالبان به حساب می‌روند، با سازمان استخبارات پاکستان (آی‌اس‌آی) در ارتباط است. و همین‌طور طالبان نیز همواره در وب‌سایت الاماره از جلال‌الدین حقانی، بنیان‌گذار شبکه حقانی به نیکی یاد کرده است.

    چرا پاکستان از برقراری صلح در افغانستان حمایت نمی‌کند؟

     پاکستان در مذاکرات صلح ایالات متحده آمریکا با گروه طالبان، در نقش تسهیل‌کننده و تشویق‌کننده طالبان برای مذاکره با آمریکایی‌ها، نقش اساسی بازی کرده است و تاکنون بر مبنای همین موضوع، در همسویی با سیاست‌های آمریکا در پروسه صلح با طالبان پیش رفته است. اما این مسئله به معنای حمایت از پروسه صلح افغانستان یا برقراری صلح و آتش‌بس در افغانستان نیست. بلکه این «بچه بدِ آسیای جنوبی» در تلاش این است تا با خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، همچون گذشته طالبان را به نیابت از ارتش و استخبارات پاکستان در افغانستان به قدرت بازگرداند تا از این طریق منافع خودش را از جنگ و صلح افغانستان ببرد. چرا که پاکستان به مسئله جنگ و صلح افغانستان نگاه استراتژیکی دارد و در تداوم جنگ افغانستان و یا بازگشتِ طالبان به قدرت در کابل، چهار هدف عمده را دنبال می‌کند. چنانچه از جنبه ژئوپلیتیکی به ایجاد یک دولت همسو و ضعیف، نایده گرفتن خط دیورند، به چالش کشاندنِ قدرت ملی در افغانستان؛ از نظر ژئوکالچر بسط نفوذ ایدئولوژیک در افغانستان؛ از جنبه ژئواستراتژیک دسترسی مستقیم به منطقه آسیای میانه، سیاستِ عمق استراتژیک در افغانستان در برابر هند؛ و همین‌طور از نظر ژئواکونومیک گشایش راه ترانزیت میان پاکستان و آسیای میانه، امکان دسترسی به منافع نفت و گاز کشورهای آسیای مرکزی و تبدیل افغانستان به بازار کالای مصرفی، از جمله اولویت‌های سیاست خارجی پاکستان در قبال افغانستان به شمار می‌رود.

    با این‌حساب، پاکستان نه تنها از روند صلح و برقراری آتش‌بس در افغانستان حمایت واقعی نمی‌کند، بلکه برعکس در ماه‌های اخیر با حمایت از گروه‌های تروریستی و به‌خصوص با حمایت و تجهیز شبکه تروریستی حقانی، جنگ افغانستان را شدت بخشیده و حملات تهاجی گروه‌های تروریستی را بالای نیروهای امنیتی افغانستان به خصوص در ولایت‌های شمال و شرق بیش‌تر نموده است. چنانچه در یک مورد در جریان درگیری‌های اخیر در ولایت فاریاب، به نقل از عبدالکریم یورش، سخنگوی قومندانی امنیه این ولایت؛ «یک جنرال بازنشسته پاکستانی مشهور به شیخ، به رهبران طالبان در فاریاب مشوره می‌دهد.»

    آیا پاکستان طرف اصلی جنگ افغانستان است؟

    جنگ در افغانستان پس از ۲۰۰۱م، در ظاهر دو طرف اصلی داشت، نیروهای ائتلاف بین‌المللی ضد تروریسم به رهبری آمریکا و طالبان با پشتوانه‌ی گروه القاعده. اما به مروز زمان طرف سوم نیز بر این جنگ اضافه شد؛ حکومت افغانستان. از نظر طالبان عامل اصلی به وجود آمدن و دوام این جنگ، حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان است. اما رییس‌جمهور غنی بر این باور است که جنگ فعلی در افغانستان معلول مداخله‌ی پاکستان است. او بارها گفته است که پاکستان یک جنگ اعلان نشده علیه افغانستان به راه انداخته است؛ یعنی جنگ را به داخل افغانستان صادر می‌کند. با این‌حال، جنگ افغانستان زنجیره‌ای از منازعات است که به همدیگر وصل شده و در پیوستار حوادث و رویدادها تاکنون ادامه یافته است. طوری‌که افغانستان در چند مرحله جنگ را تجربه کرده است که در سه مرحله‌ی اخیر پاکستان نقش طرف اصلی را در جنگ افغانستان داشته است؛ چنانچه در مرحله جنگ تنظیم‌های جهادی با حکومت کمونیستی تحت عنوان جهاد که پاکستان ارباب آن جنگ بود. طوری‌که جنرال یوسف، رییس «بیروی افغان» یا بخش ویژه مدیریت جهاد افغانستان در سازمان آی‌اس‌آی، در مورد جنرال اختر عبدالرحمان، رییس اسبق سازمان استخبارات پاکستان می‌نویسد: «جنرال اختر عبدالرحمان طراح جهاد افغانستان بود. این جنرال اختر عبدالرحمان بود که استراتژی جهاد را طراحی کرد. او این استراتژی را موفقانه عملیاتی ساخت و موجب شکست شوروی ابرقدرت شد… پنجاه درصد وقت جنرال اختر عبدالرحمان در تنظیم مسایل مربوط به جهاد افغانستان سپری می‌شد.»(سپاهی گم‌نام، ۳۳) پاکستانی‌ها در این مرحله از جنگ در افغانستان چه می‌خواستند؟ این سوال را نیز جنرال یوسف به خوبی پاسخ داده است؛ «جنرال اختر عبدالرحمان همیشه خطاب به رهبران مجاهدین می‌گفت: کابل باید بسوزد. آرزوی بزرگ اختر عبدالرحمان این بود که با خروج شوروی‌ها از افغانستان و سقوط متحدان آنان، به کابل برود و در آن شهر نماز بگزارد.»(همان، ۴۳)

    در آخر جهاد یا مرحله‌ی جنگ تنظیم‌های جهادی علیه حکومت وقت، باآن‌که کابل را در آتش سوزاندند و به ویرانه تبدیل کردند، اما وقتی پاکستانی‌ها نتوانستند در کابل نماز شکرانه بخوانند و آن‌ دولتی وابسته‌ی کامل به اسلام‌آباد را درنظر داشتند، در کابل روی کار نیامد، – با درنظرداشت وضعیت داخلی و عوامل داخلی جنگ که یک مبحث دیگر است – جنگ افغانستان را وارد مرحله‌ی دیگری ساختند؛ حمایت از تحریک طالبان. چنانچه پاکستانی‌ها در این مرحله از جنگ افغانستان، طالبان را از جهات مختلف حمایت و همکاری کردند. چنانچه برعلاوه حمایت مالی و نظامی، بی‌شمار سرباز- طلبه‌های مدارس دیوبندی را نیز در جنگ افغانستان گسیل کردند. در این مرحله جنگ در افغانستان نقش مدارس زیرنظر جماعت العلمای اسلام پاکستان که پیرو مکتب دیوبند است، را نمی‌توانیم نادیده بگیریم. چنانچه بدنه‌ی نظامی تحریک طالبان تقریباً همه از مدارس دیوبندی که زیرنظر جمعیت العلمای اسلام بودند، تشکیل شده بود. در طول جنگ طالبان برای تسخیر مزار شریف، کابل و بامیان که با شکست‌های سنگین و تلفات بسیار مواجه شدند، در عین زمان مدارس در مناطق سرحدی بلوچستان تعطیل می‌شد و طلبه‌ها به خط مقدم جنگ در افغانستان فرستاده می‌شدند. چنانچه احمد رشید، نویسنده‌ی پاکستانی در کتاب «اسلام، نفت و بازی بزرگ بزرگ نو در آسیای میانه» برعلاوه حمایت مالی عرب‌ها، از نقش پاکستانی‌ها در جنگ طالبان با حکومت مجاهدین می‌نویسد: «طالبان بر پاکستان و عربستان فشار وارد نمود که به‌خاطر حمله و تسخیر شمال، برای شان کمک‌های تازه برسانند. رییس استتخبارات عربستان، شهزاده ترکی فیصل به قندهار در اواسط ماه جون سفر نمود و ۴۰۰ عراده موترهای پکپ و کمک‌های مالی زیاد به اختیار طالبان گذاشت. آی‌اس‌آی یک بودجه دو میلیون کلداری تهیه دید تا از آن وسایل لوجستیکی آماده شود. افسران آی‌اس‌آی به قندهار، به سفرهای رفت و برگشت آغاز کردند تا پلان حمله را آماده گردانند. هزاران افغان و پاکستانی تازه استخدام شده از کمپ‌های مهاجرین و مدارس، در کنار طالبان در جبهات جنگ قرار داده شد.»(رشید، ۱۰۹)

    پاکستان و بازتولید طالبان

    پس از پیروزی طالبان و تصرف کابل، تنها کشورهای پاکستان و عربستان سعودی بودند که رژیم طالبان را به رسمیت شناختند. در این مرحله آرزوی دیرینه‌ی پاکستانی‌ها برآورده شده بود و هر وقت می‌خواستند می‌توانستند بیایند در کابل نماز بگزارند. در واقع کابل بخشی از پاکستان شده بود و سیاست عمق استراتژیک پاکستان عملی شده بود. اما القاعده کاری کرد که پاکستان را در یک تنگنا قرار داد؛ دست برداشتن از کابل و رژیم طالبان یا شاخ به شاخ شدن با ایالات متحده آمریکا که سخت در خشم و به دنیال انتقام از القاعده و میزبان آن طالبان بود. بنابراین، پاکستانی‌ها همان‌طور که از حمایت مجاهدین دست کشید، از حمایت طالبان نیز به ظاهر دست کشید، اما واقعیت این‌گونه نبوده است.

    به نقل از احمد رشید، طالبان بعداز فروپاشی امارت اسلامی، در زمستان ۲۰۰۱م، به طور مخفیانه به سوی مرز پاکستان فرار نکردند؛ بلکه به صورت گروهی و به وسیله‌ی اتوبوس، تاکسی، تراکتور، سوار بر شتر و اسب و حتی پیاده به مرز پاکستان رسیدند. برای بسیاری از آن‌ها، این یک فرار نبود؛ بلکه بازگشت به خانه بود. بازگشت به اردوگاه‌های پناهندگان در بلوچستان، یعنی جایی که در آن رشد کرده بودند و خانواده‌های شان هنوز آنجا زندگی می‌کردند، بازگشت به مدارس مذهبی که روزگاری در آن درس می‌خواندند، مهمان مساجدی که زمانی در آن‌ها عبادت می‌کردند. آن‌های که خانواده‌ای نداشتند تا از آن‌ها استقبال کند، به وسیله‌ی گروه‌های شبه نظامی پاکستان و جمعیت علما، همراه با پتو، لباس‌های نو و بسته‌های پُر از پول مورد استقبال گرم قرار می‌گرفتند. مقامات «آی‌اس‌آی» برای طالبان دست تکان می‌دادند. پرویز مشرف، رییس جمهور پیشین پاکستان، بر آن نبود تا طالبانی را که به مدت دو دهه به وسیله‌ی ارتش این کشور آموزش دیده بودند، ناامید یا دستگیر کند. برای پاکستان، طالبان تجسم آینده‌ی پاکستان بودند و باید تا زمان موعود پنهان می‌شدند. طالبان متواری که شامل رهبران ارشد شان هم می‌شد، در مناطق قبیله‌ای هم مرز با افغانستان پناه گرفتند. مناطقی که تا به حال برای بقا و فعالیت‌های طالبان بسیار حیاتی است. این مناطق قبیله‌ای مرزی واقع در خاک پاکستان، شامل بلوچستان، ایالت سرحد شمال غربی و مناطق قبیله‌ای آزاد(فتا) می شود. منطقه فتا‌ از شمال غرب با افغانستان هم‌مرز است که دارای هفت ناحیه قبیله‌ای می‌باشد. از نظر استراتژیک برای ادامه جنگ در افغانستان، از اهمیت بالایی برای طالبان برخوردار است.

    مشکل پاکستان با افغانستان چیست؟

    تاریخ روابط افغانستان و پاکستان از آغاز شکل‌گیری پاکستان به عنوان یک کشور مستقل تاکنون با فراز و نشیب‌های همراه بوده است. تا حالا در هیچ دوره‌ای تاریخی این دو کشور نسبت به همدیگر با دید مثبت و همگرایانه ندیده است. تجربه روابط گذشته دو کشور سراسر واگرایانه و توأم با منازعه بوده است. به عبارت دیگر، گذشته روابط دو کشور را می‌توان سراسر واگرایی و شکست دیپلماسی نامید. پاکستان نسبت به افغانستان، نگاه امنیتیدارد. بنابراین، همیشه تلاش نموده است تا در افغانستان حکومتی را روی کار بیاورد که تابع سیاست‌های امنیتی پاکستان باشد. چنانچه پیتر مارسدن، در کتاب «طالبان، جنگ، مذهب و نظم نوین در افغانستان» می‌نویسد: «ضیاء الحق آشکارا خواستار آن بود که در کابل حکومتی بر سر کار آید که زیر کنترول پاکستان باشد. استراتژی پشت سر این هدف از نظر دفاعی برای پاکستان بسیار اهمیت داشت؛ ایجاد یک قدرت استراتژیک در برابر هند از طریق تشکیل یک بلوک اسلام‌گرا که از پاکستان تا آسیای میانه گسترده باشد.»(مارسدن، ۵۲) و همین‌طور پرویز مشرف، رییس‌جمهور پیشین پاکستان نیز در سال ۲۰۰۵م، به صراحت اعلام کرده بود که اگر دولت طالبان به رسمیت شناخته می‌شد، شاید واقعه یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱م، رخ نمی‌داد. بنابراین، دو مشکل عمده در مناسبات سیاسی میان این دو کشور وجود دارد؛ یکی مشکل سرزمینی و مرزی که بر محور «خط دیورند» شکل گرفته است. و دیگر این‌که پاکستان به دنبال سیاست عمق استراتژیک در افغانستان در رابطه به هند است.

    الف: خط دیورند

    افغانستان و پاکستان با ۲۲۴۰ کیلومتر مرز مشترک، در همسایگی همدیگر قرار دارند. این همسایگی و داشتنِ مرز مشترک اما برای افغانستان هزینه‌ی زیادی داشته است. این مرز مشترک که معروف به خط مرزی دیورند است، در سال ۱۸۹۳م، بین بریتانیای آن زمان که هند را تحت استعمار خود داشت و امیر عبدالرحمن خان، پادشاه افغانستان تأیید شد. اما در هیچ مقطعی از تاریخ مورد قبول حاکمان پشتون در افغانستان قرار نگرفته است. مسئله خط دیورند مورد قبول هیچ یک از رژیم‌های متفاوتی که تا حالا در افغانستان روی کار آمده‌اند، قرار نگرفته است. بنابراین، روابط این دو کشور تحث تأثیر دو عامل اختلاف‌های مرزی و ادعاهای قومی همواره تیره بوده است. چنانچه درگیری میان پاکستان و افغانستان به دلیل کوتاهی در عمل به مفاد موافقتنامه‌ای توسط اسلام‌آباد به اوج خود رسیده است که بر اساس آن مقرر شده بود که جنرال پرویز مشرف، رییس جمهور پیشین پاکستان، صلح را در مناطق قبیله‌نشین پاکستان بر قرار کرده و از سرایت ناامنی به داخل خاک افغانستان جلوگیری کنند. در سال ۲۰۰۶م، حکومت پاکستان در مناطق وزیرستان، با طالبان توافق‌نامه صلح امضاء کردند، ولی در داخل آماده جنگ نظامی با این گروه شد. قرارداد آتش‌بس وزیرستان با توافق میان حکومت مشرف با بزرگان قبایلی که پشتیبانان اصلی القاعده و طالبان هستند، امضاء شد. امضای توافق‌نامه دولت پاکستان با سران قبایل و طالبان در وزیرستان، در واقع بسیج کردن طالبان افغان در پاکستان بود. این موافقتنامه با ۴۵ قبیله مرزنشین نواحی شمالی ایالت وزیرستان منعقد شده و در آن تصریح شده است که مبارزان القاعده از آن منطقه اخراج شده و گروه طالبان نباید بر هیچ منطقه‌ای از آن نواحی حاکمیت داشته و یا در آن مناطق دست به خشونت و درگیری بزنند. اما از سوی دیگر، دست این گروه‌ها را باز گذاشته بود که آزادانه در خاک پاکستان فعالیت کنند، که در واقع برای جنگ در افغانستان می‌کردند.

    منطفه سرحدی قبایلی آزاد، همان هفت ناحیه‌ی است که در اطراف خط دیورند واقع شده‌اند. منطقه‌ی وزیرستان شمالی به مرکزیت میرامشاه، وزیرستان جنوبی به مرکزیت وانا، مناطق باجور، مهمند، خیبر، اورکزی و کورم عبارت از هفت منطقه‌ی مهم در کنار خط مرزی دیورند هستند که ۶۰۰ کیلومتر مرز مشترک با افغانستان دارند. جمعیت مناطق قبایلی آزاد بیش از ۳ / ۱ میلیون نفر برآورد شده است، که بیش از ۴۰ میلیون پشتون در دو طرف خط مرزی دیورند زندگی می‌کنند. وزیرستان منطقه‌ی خودمختار در پاکستان هم‌مرز با افغانستان است، که پناهگاه اصلی نیروهای طالبان و القاعده محسوب می‌شود.

    ب: سیاست عمق استراتژیک

    یکی از عناصر ثابت رفتار استراتژیک پاکستان، اعتقاد به ضرورت عمق استراتژیک در افغانستان بوده است. علی‌رغم کاربرد وسیع این اصطلاح در گفتمان امنیت ملی پاکستان، بحث‌های ملموسی روی معانی واقعی آن، و اخیراً در مورد اهمیت آن وجود دارد. پژوهشگران، حکومت ضیاء الحق را آغازگر یافتن عمق استراتژیک می‌دانند. در این زمان پاکستان، ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی از مجاهدین افغان در برابر اتحاد جماهیر شوروی حمایت می‌کردند. در واقع علاقه‌ی پاکستان به عمق استراتژیک در جریان جنگ‌ افغانستان شکل گرفت که در آن زمان ضیاءالحق احساس می‌کرد که پاکستان با قرارگرفتن در خط اول نبرد، حق داشتن رژیم مورد نظر در کابل برایش محفوظ است. با این‌حال، کریستین فییر در کتاب «نبرد تا آخرین نفس» عمق استراتژیک را به عنوان یک مفهوم جغرافیایی توصیف می‌کند. از نظر او، جنرال میرزا اسلم بیگ، رییس ستاد ارتش پاکستان در زمان دوره نخست صدارت بی‌نظیر بوتو، عمق استراتژیک را؛ نصب یک رژیم دوست و اسلام‌گرا در کابل تعریف می‌کرد که تا به احساس ناامنی دایمی پاکستان نقطه پایان گذاشته و یا مانع نفوذ دولت‌های متخاصم در مناطق قبایلی در غرب این کشور شود و حکومت‌های افغانستان از روابط بسیار عمیق با هند پرهیز کنند. بنابراین، ارتش پاکستان در تلاش برای مهار تهدیدهای مستقیم و غیرمستقیم از ناحیه‌ی افغانستان، از منابع فراوان خود از جمله اسلام‌گرایان استفاده کرده است.(فییر، ۱۲۹- ۱۴۷)

    پاکستان همواره این نگرانی را داشته است که اگر هند پایگاهی در افغانستان داشته باشد، به تنهایی و یا با همکاری افغانستان می‌تواند اوضاع مناطق سرحدی غرب پاکستان را اخلال کند. پاکستان علی‌رغم ادعای قبلی‌اش، پس از حملات یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱م، به طور آشکار حمایت‌های خود را از جنگ‌جویانی مانند ملاعمر، رهبر طالبان افغانستان و شبکه‌ی جلال الدین حقانی ادامه داده است. پاکستان به طور پیوسته بالای نیروهای نیابتی خود که در افغانستان می‌جنگند، سرمایه‌گذاری می‌کند؛ چون ارتش پاکستان می‌خواهد که توانایی و نفوذ هند در افغانستان را محدود سازد. هر چند که نظامیان پاکستان به متهم ساختن هند به اجرای فعالیت‌های شوم، حمایت از جدایی‌طلبان بلوچ و تروریست‌ها در مناطق قبایلی تا بمب‌گذاری اهدافی در خود پاکستان عادت دارند، اما تلاش برای داشتن عمق استراتژیک در افغانستان را انکار می‌کنند.(همان، ۱۶۴) اما خیلی واضح و آشکار است که سیاست پاکستان در قبال افغانستان، حمایت آگاهانه از طالبان است که از دشمنی‌ این کشور با هند نشأت گرفته است. از آغاز تأسیس پاکستان در ۱۹۴۷م، این کشور رقیب پُرچالش برای هند بوده است. این دو کشور ادعای مالکیت کشمیر را دارند و تا به حال سه بار با هم جنگیده اند. پاکستان برای مبنای سیاستِ عمق استراتژیک در افغانستان، همواره تلاش نموده تا با استقرار حکومت وابسته به پاکستان در کابل، از محاصره شدن توسط هند جلوگیری کند. پاکستان از روابط بین هند و افغانستان پس از سقوط طالبان همواره نگران بوده است؛ زیرا هند حضور چشم‌گیری در عملیات بازسازی افغانستان داشته، که این امر خیلی مورد تأیید پاکستان نبوده است. بنابراین، عوامل حمایت پاکستان از طالبان و تشدید جنگ در افغانستان به استراتژی و اهدافی همچون؛ تشکیل حکومت تحت الحمایه یا وابسته به پاکستان در کابل، تقویت عمق استراتژیک پاکستان در برابر هند در افغانستان و حل مسئله‌ی پشتونستان و به رسمیت شناخته‌شدنِ خط دیورند، برمی‌گردد. پس تا این مشکلات اساسی میان این دو کشور به طور ریشه‌ای حل نگردد، پاکستان هیچ‌گاه از پروسه صلح در افغانستان حمایت واقعی نخواهد کرد.

    عباس عارفی

    خبرنامه

  • والی کابل: کاهش هماهنگی نظامی در ولسوالی های شمال کابل پایتخت را تهدید می کند

    والی کابل: کاهش هماهنگی نظامی در ولسوالی های شمال کابل پایتخت را تهدید می کند

    محمدیعقوب حیدری، والی کابل، در نشست بررسی اوضاع امنیتی ولسوالی‌های شمال کابل، گفت کاهش همآهنگی نظامی در این مناطق، شهر کابل را تهدید می‌کند.

    وی روز دوشنبه، هفتم سنبله، در سفر به ولسوالی‌ها شمال کابل، وضعیت امنیتی این مناطق را بررسی کرد و گفت هما‌هنگی نظامی در سطح ولسوالی‌های شمالی کابل کاهش یافته است.

    آقای حیدری گفت کاهش هماهنگی میان نیروهای امنیتی در ولسوالی‌های شمال کابل از چالش‌های اصلی است که سبب شده تا جنگ‌جویان طالبان در میان این ولسوالی‌ها رفت‌وآمد کنند.

    وی افزود در جریان این نشست، با مسوولان امنیتی پیرامون کنترل راه‌های گشت‌وگذار طالبان در ولسوالی‌های شمال کابل و گشت‌زنی مشترک بحث و گفت‌وگو شده است.

    والی کابل گفت در جریان بررسی وضعیت ولسوالی‌های شمال کابل، با نیروهای امنیتی در پاسگاه‌ها صحبت شده است تا به آنان روحیه داده شده و مشکلات‌شان شنیده شود.

    به گفته وی، طالبان در حال حاضر تلاش دارند تا از نقاط دشتی در شمال کابل خارج شده و در نزدیکی خانه‌های مردم، پناه‌گاه ایجاد کنند.

    با این حال، او تصریح کرد نیروهای امنیتی تلاش دارند تا از این کار جلوگیری کنند، زیرا جنگ‌جویان طالبان در شمال کابل حمایت عقبی ندارند و مردم نیز از حضور آنان ناراضی‌اند.

    وی ولسوالی‌های شکردره، قره‌باغ و پغمان را از نقاطی خواند که طالبان با استفاده از آن می‌خواهند با سایر ولسوالی‌ها وصل شوند و پایتخت را ناامن سازند.

    آقای حیدری گفت یک طرح مشترک در آخر نشست ریخته شده است تا با استفاده از آن، از نیروهای امنیتی برای حفظ امنیت ولسوالی‌های شمال کابل به گونه مفید استفاده شود.

    پس از بررسی وضعیت امنیتی ولسوالی‌های شمال کابل، فرمانده کندک دوم فرقه ۱۱۱ کابل از این پس به عنوان مسوول هماهنگی مسوولان ملکی و نظامی برگزیده شده است.

    هم‌چنان در این نشست، والی کابل از عدم تحرک نیروهای امنیتی انتقاد کرده و هدایت داده است که نیروهای امنیتی در برابر طالبان تحرکات جدی داشته باشند و ابتکار عمل را در دست بگیرند.

    گفتنی است در روزهای اخیر از تحرکات طالبان در برخی از ولسوالی‌های شمالی کابل خبرهایی نشر شده است.

  • انفجار ماین کنار جاده ای در دایکندی 14 کشته و زخمی برجای گذاشت

    انفجار ماین کنار جاده ای در دایکندی 14 کشته و زخمی برجای گذاشت

    مقامات محلی در ولایت دایکندی می گویند در انفجار ماین کنار جاده‌ی در این ولایت ۱۴ فرد ملکی به شمول زنان و کودکان کشته شده‌اند.

    غیرت علی جواهری، عضوی شورای ولایتی دایکندی گفت این رویداد صبح امروز (سه‌شنبه، ۸ میزان) در منطقه “صوف کاریز” از مربوطات ولسوالی کجران این ولایت صورت گرفته است.

    وی افزود، این رویداد هنگامی صورت گرفت که یک موتر حامل غیر نظامیان با ماین کنار جاده‌یی برخورد کرد.

    بر اساس گفته‌های وی در این رویداد ۴ کودک زخمی شده‌ و سایر سرنشینان این موتر که همه زنان و کودکان بودند، جان باخته‌‌اند.

    این عضوی شورای ولایتی دایکندی این رویداد را به طالبان نسبت داد و گفت این ماین‌ها از سوی گروه طالبان جاسازی می شود که از غیرنظامیان قربانی می گیرد.

    گروه طالبان تاکنون در رابطه با این موضوع اظهار نظر نکرده اند.

  • رتبه اول کنکور: طالبان باید با پذیرش جمهوریت و قانون اساسی افغانستان به صلح روی آورند

    رتبه اول کنکور: طالبان باید با پذیرش جمهوریت و قانون اساسی افغانستان به صلح روی آورند

    در افغانستان دختری که رتبه اول کنکور را کسب کرده تبدیل به چهره‌ای الهام بخش در سراسر کشور شده و حتی داستان موفقیت او به رسانه‌های بین المللی کشیده است. شمسیه علیزاده که از میان حدود ۲۰۰ هزار شرکت کننده در رده اول قرار گرفت در دانشکده پزشکی دانشگاه کابل پذیرش شده است. او دو سال پیش شماری از همکلاسی‌هایش را در حمله داعش به یک مرکز آموزشی موعود از دست داد ولی هرگز از تلاش دست بر نداشت.

    شمسیه علیزاده در مصاحبه با بی بی سی گفت:«روزانه بیست ساعت برای شرکت در کنکور و دروس مکتب آمادگی می گرفته و از صنف نه همواره دلش می خواسته که یک داکتر شود تا بتواند جان انسان ها را نجات دهد.»

    محمد نسیم علیزاده، پدر شمسیه، نیز می گوید با توجه به استعداد دخترش پیش بینی می کرد که او بتواند رتبه اول یا دوم را در کنکور سراسری افغانستان به دست بیاورد.

    خانم علیزاده در بخش دیگری از صحبت هایش تاکید می کند بیماری کوید-19 یکی دو هتفه ای او را دچار بی برنامگی و ناامیدی ساخته بود اما او توانست افکار خود را جمع و جور کرده به تلاشش برای شرکت در کنکور ادامه دهد.

    نمره اول کنکور افغانستان با ابراز تاسف نسبت به از دست دادن دو تن از هم مکتبی هایش در حمله داعش به مرکز آموزشی موعود می گوید دو تن از 47 شهید این مرکز از اول نمره های مکتبی بودند که وی در آن درس می خواند.

    شمسیه به پروسه صلح افغانستان نیز امیدوار است و می گوید طالبان به عنوان یک افغان باید با پذیرش جمهوریت و احترام به قانون اساسی افغانستان به صلح روی آورند.

    خانم علیزاده تاکید می کند به عنوان یک داکتر اگر با یک زخمی طالبان یا داعش روبرو شود آنها را درمان می کند تا فرصت لازم برای تغییر افکار خود را پیدا کنند.

  • ناتو: طالبان باید فکر بازگشت به 20 سال پیش را از سر بیرون کنند

    ناتو: طالبان باید فکر بازگشت به 20 سال پیش را از سر بیرون کنند

    نماینده ملکی ناتو برای افغانستان می‌گوید امیدوار است گروه طالبان بدانند که دیگر راهی برای برگشت به گذشته وجود ندارد.

    ستیفانو پونتیکورور نماینده ملکی ناتو برای افغانستان می‌گوید امیدوار است گروه طالبان بداند که راهی برای برگشت به 19 یا 20 سال گذشته وجود ندارد و افغان‌ها باید حکومتی را بسازند که مورد پذیرش دو طرف باشد.

    نماینده ملکی ناتو با تاکید بر حفظ دستاورد‌های 19 سال گذشته در افغانستان گفته تمویل کنندگان توافق احتمالی صلح میان حکومت افغانستان و گروه طالبان را بررسی می‌کنند و اگر مطابق میل شان بود، به حمایت از افغانستان ادامه می‌دهند.  

    آقای پونتیکوروو تاکید کرده: «صلحی ارزشمند خواهد بود که از دستاوردهای بیست سال گذشته حفاظت کند. حقوق زنان، حقوق اقلیت‌ها و به صورت عموم حقوق بشر و آزادی رسانه‌ها، این تنها راهی خواهد بود که می‌تواند منجر به روند صلح پایدار شود.»

    نماینده ملکی ناتو گفته ناتو حامی آزادی بیان و رسانه‌ها در افغانستان است و به هیچ وجه حکومتی را حمایت نخواهد کرد که به محدود ساختن آزادی رسانه‌ها اقدام کند.

    آقای پونتیکورو مذاکرات صلح را در قطر “واقعی” عنوان کرد، اما گفته است که سطح خشونت بسیار بلند است و پذیرفتنی نیست.

    او همچنان گفت طالبان اگر مدعی اند که نگران مردم افغانستان هستند، باید برای پروسه صلح اعتمادسازی کنند و خشونت‌های شان را کاهش دهند.

    نماینده ملکی ناتو افزود: «روند صلح دشوار خواهد بود اما اگر اعتماد نباشد به مراتب روند دشوارتر خواهد بود و کاهش خشونت به معنی اعتمادسازی میان دو طرف است.»

    او در اشاره به خروج نیروهای آمریکا و ناتو از افغانستان گفت ایالات متحده و ناتو با هم وارد افغانستان شده و ماموریت را به پیش برده اند و با هم این کشور را ترک خواهند کرد.

  • نماینده ملکی ناتو: حاضریم به ادغام جنگجویان طالب در افغانستان کمک کنیم

    نماینده ملکی ناتو: حاضریم به ادغام جنگجویان طالب در افغانستان کمک کنیم

    استفانو پونتیکوروو نماینده ارشد ملکی ناتو گفت اگر طالبان نگران مردم افغانستان هستند، باید در روند صلح اعتمادسازی کنند و خشونت‌ها را کاهش دهند.
    وی در مورد نقش ناتو در افغانستان پسا-صلح گفت: «در سطح کلان، اگر درخواست شود، ما تمایل داریم که سکتور امنیتی را مشوره داده و کمک کنیم، اگر معنای آن ادغام طالبان باشد و خواهان کمک شوند، ما کمک می‌کنیم».
    نمایندۀ ارشد ملکی ناتو در افغانستان گفت آنچه در توافق احتمالی صلح میان حکومت افغانستان و گروه طالبان امضا می‌شود، تمویل کنندگان بررسی می‌کنند و اگر مطابق میل شان بود، به حمایت از افغانستان ادامه می‌دهند؛ اما در غیر آن افغانستان آسیب خواهد دید.
    وی تاکید کرد: «صلحی ارزشمند خواهد بود که از دستاوردهای بیست سال گذشته حفاظت کند. حقوق زنان، حقوق ملیت‌ها و به صورت عموم حقوق بشر و آزادی رسانه‌ها، این تنها راهی خواهد بود که می‌تواند منجر به روند صلح پایدار شود».
    او با بیان این که سطح خشونت‌ها بسیار بلند است و پذیرفتنی نیست، افزود: « روند صلح دشوار خواهد بود اما اگر اعتماد نباشد به مراتب روند دشوارتر خواهد بود و کاهش خشونت به معنی اعتمادسازی میان دو طرف است».
    آقای پونتیکوروو بیان داشته است که طالبان اگر مدعی‌اند نگران مردم افغانستان هستند، برای پروسۀ صلح اعتمادسازی کنند و خشونت‌های شان را کاهش دهند.
    به گفته وی، طالبان باید بدانند که راهی برای برگشت به ۱۹ یا ۲۰ سال قبل وجود ندارد و مردم افغانستان باید حکومتی را بسازند که قابل قبول دو طرف باشد.
    وی تاکید کرد ایالات متحده و ناتو با هم وارد افغانستان شده و ماموریتی را به پیش برده‌اند و با هم این کشور را ترک خواهند کرد.

  • یک موتر مملو از مواد انفجاری در کابل کشف و ضبط شد

    یک موتر مملو از مواد انفجاری در کابل کشف و ضبط شد

    وزارت داخله از کشف و ضبط یک عراده موتر مملو از مواد انفجاری نوع “سودیم نایتریت” از مربوطات ناحیه نهم شهر کابل خبرداد.

    وزارت امور داخله نا نشر خبرنامه‌ای امروز (یک‌شنبه، ۶ میزان) گفت پولیس مبارزه با جرایم سنگین در یک عملیات هدفمند، یک عراده موتر که در آن مواد ترکیبی انفجاری بارگیری شده بود را شب گذشته کشف و ضبط کرد.

    خبرنامه افزود در این موتر نوع “مازدا” نزدیک به ۴ هزار کیلو گرم مواد انفجاری نوع “سودیم نایتریت” بارگیری شده بود که پولیس بر اساس اطلاعات کشفی آن را از جاده عمومی پلچرخی در مربوطات ناحیه نهم شهر کابل، کشف کرد.

    در خبرنامه آمده است در ارتباط با این قضیه راننده موتر نیز بازداشت شده است.

    بر اساس خبرنامه، گروه های مسلح از این مواد برای ساخت ماین‌ها و مواد انفجاری استفاده می‌کنند.

  • نادر نادری: طالبان در مذاکرات صلح وقت کشی می کنند

    نادر نادری: طالبان در مذاکرات صلح وقت کشی می کنند

    عضو تیم مذاکره کننده دولت در قطر اعلام کرد طالبان به دنبال وقت کشی در مذاکرات صلح است.

    نادر نادری شنبه شب به خبرنگاران گفت: طالبان با تلاش برای مذاکره مجدد در مورد توافقات قبلی انجام شده، وقت تلف می‌کند.

    نادری افزود: «ما وقت را تلف نکردیم، طالبان وقت را تلف می‌کنند در حالی که مردم در کار ما سرعت می‌خواهند.»

    به گفته عضو تیم مذاکره کننده دولت در قطر، طالبان به دنبال مذاکرات مجدد در مورد برخی از جنبه‌های توافقی است که آنان در ۲۹ فوریه در دوحه با آمریکا انجام دادند.

    نادری گفت طالبان با هدف قرار دادن نیروهای امنیتی و غیرنظامیان در تلاش است تا دولت را در کابل تحت فشار قرار دهد.

    وی خاطرنشان کرد: طالبان از خشونت‌ها به عنوان ابزاری برای افزایش فشار عمومی بر دولت استفاده می‌کنند. ما برای دفاع از ارزش‌های خود خسته نمی‌شویم و آماده هستیم تا در هر گفت‌وگویی شرکت کنیم.

    به رغم اینکه نمایندگان گروه طالبان در دوحه قطر سرگرم گفت‌وگوهای صلح با هیات دولت است، اما حملات و کمین‌های نظامی آن‌ها علیه نیروهای نظامی و همچنین شهروندان افغانستان شدت یافته و در روزهای اخیر تعداد زیادی قربانی این حملات شدند.

    آخرین اظهارات نمایندگان دولت در دوحه نشان می‌دهد که آنها برای رسیدن به آتش‌بس در این دور از مذاکرات بسیار امیدوارند در حالی که گروه طالبان دستیابی به آتش‌بس فوری را غیرممکن می‌داند.

    هیأت مذاکره کننده دولت افغانستان ابراز امیدواری کرده است در این دور بتوانند با طالبان در باره آتش‌بس به یک توافق مطلوب دست یابند.

  • 24 سال پیش طالبان وارد کابل شد/ تجربیات تلخ مردم از وحشی گری های طالبان هرگز فراموش نمی شود

    24 سال پیش طالبان وارد کابل شد/ تجربیات تلخ مردم از وحشی گری های طالبان هرگز فراموش نمی شود

    در تاریخ ششم ماه میزان ۱۳۷۵ خورشیدی برابر با ۲۶ سپتمبر ۱۹۹۶ میلادی، درست ۲۴ سال پیش از امروز، طالبان پرچم سفید خود را بر فراز ارگ کابل بلند نمودند.

    نادیه غلام، یک تن از دختران جوانی است که در تمام دوره حاکمیت طالبان در کابل بود. نادیه غلام که در حال حاضر در بارسلونا زندگی می کند، توانسته بود با پوشیدن لباس مردانه و تغییر قیافه سال های امارت طالبان را در شهر کابل بماند.

    او می گوید: «من یازده ساله بودم که طالبان کابل را تصرف نمودند و تمام دوره پنج ساله آنان را تجربه کردم. من با لباس مردانه در بیرون از خانه کار می کردم و از همان آوان نوجوانی مجبور شده بودم با کارهایی تقریباً سخت، کمی پول پیدا کنم. در جاهایی که کار می کردم، طالبان هم بودند. مثلاً وقتی زمینداری می کردم، شام می آمدند و چرس می کشیدند. روزانه ترکاری فروشی می کردم. وقتی از ترکاری فروشی بر می گشتم می دیدم که زن ها را لت و کوب می کردند، سنگسار می کردند. ترس و وحشت در زندگی ما بسیار زیاد بود.»

     نادیه غلام که با لباس پسرانه از خانه بیرون می شد، از ترس و وحشت حاکم یاد نموده به دویچه وله گفت:‌ «هر بار که می دیدم که دست کسی را قطع می کنند، یا زنی را می کشند، به خودم می گفتم که حتماً نفر بعدی من هستم.»

    نادیه غلام که تا ۱۶ سالگی هنوز هم با لباس پسرانه در کابل زندگی می کرد، می گوید که پس از سقوط طالبان نیز همه اعضای این گروه از کابل بیرون نشدند: «من تعداد زیادی را می شناختم که با آمدن حکومت جدید، لباس طالبانی خود را عوض کردند، ریش خود را تراشیدند و در کابل ماندند.»‌

    زکریا اصولی یک تن از نویسندگان افغانستان گوشه های از خاطرات خود از سال های تسلط طالبان را چنین بیان می کند: «وقتی ملیشه های طالب وارد کابل شدند، تغییرات زیادی رونما شد. مردم کابل با گروهی مواجه شدند که شعار لاالله الاالله سر می دادند ولی عمل شان ملیشه یی بود. مسلح بودند. با شرایط زندگی شهری ناآشنا بودند و با همه چیز در ستیز بودند. »

    او از جمله تغییرات در زندگی شهروندان کابل وضع مناسک اجباری دینی از جانب طالبان را عنوان کرده گفت:‌ «حتی مردم را مجبور می ساختند تا نماز را بار بار تکراری ادا کنند. در نماز خفتن حاضری گرفته می شد و در مساجد یک وضعیت انظباطی حاکم بود.»

    طالبان در زمان حاکمیت خود شنیدن موسیقی و دیدن فیلم های هنری را کاملاً ممنوع نموده بودند و افراد متخلف را مورد مجازات شدید قرار می دادند. آنچه که آقای اصولی نیز تأیید نموده گفت:‌ «طالبان با برخورد خیلی شدید در برابر هنرمندان و اهل موسیقی، آنان را ملحد و مشرک می خواندند.»

    او می گوید که در زمان حاکمیت طالبان زنان افغانستان در تمام سطوح اجتماعی با ممنوعیت ها و مشکلات خیلی شدید مواجه بودند: «خانم ها حق نداشتند که به وظیفه بروند، به شفاخانه ها بروند و حضور در همه عرصه های زندگی اجتماعی کلاً برای زنان ممنوع شده بود.»

    آقای اصولی افزود: «محاکم صحرایی طالبان از همه بیشتر تکاندهنده بود. در آن زمان شاهد تیرباران زنان و قطع دستان افراد بودیم. اما طالبان به همین ها هم اکتفاد نکردند، قتل عام یکاولنگ، کوچ اجباری مردم و به آتش کشاندن تاکستان های شمالی، منفجر ساختن مجسمه های بودا در بامیان، شمه ای از مظالم طالبان اند که در دوره حاکمیت خود بر مردم روا داشتند.»

    طالبان بعد از تسلط بر کابل به پیشروی به دیگر مناطق ادامه دادند. خانم شفیقه یارقین دیباج،  یکتن از شاعران افغانستان نیز از مظالم طالبان یادآور شده به دویچه وله گفت:‌ «بزرگترین ضربه را از طالب در شبرغان خوردم. دار و ندارم را به یغما بردند و هرچه اسناد داشتم را سوختاندند. از جمله سه دفتر شعرهای چاپ نشده ام، البوم عکس های خانوادگی و عکس های رسمی و فعالیت های ادبی و سیاسی ام، نوارهای ویدیویی و صوتی ام و همه دارایی ام را در بیرل تیل انداخته و خاکستر کردند.»

    خانم دیباج از چگونگی ورود طالبان به تاشقرغان گفت: «طالبان در اواخر حاکمیت خود به کمک «آی اس آی» پاکستان و همکاری جنرال ملک، برادر رسول پهلوان وارد این منطقه شدند. اما بعد از مدتی به تعهدات خود مبنی بر پرداخت ۲۰۰ میلیون دالر به او و همدستانش وفا نکردند.»

    دکتورشفیقه یارقین دیباج، شاعر و نویسنده

    او می گوید که سپس جنگ خانه به خانه میان افراد جنرال ملک و طالبان شروع شد. او در چنین وضعیتی دشوار سه ماه  را در شبرغان پنهانی سپری کرد و سرانجام مؤفق به فرار گردید.

    اسحق یک تن از شهروندان افغانستان با یادآوری از آن زمان گفت: «وقتي كه طالب ها بالای پروان حمله كردند، مردم به شمول زنان و مردان مجبور به فرار گردیده و همراه با مواشی  طرف دره پنجشير حركت كردند. ازدحام مردم به حدی شدید بود كه ما ساعت پنج بعد از چاشت از بازار شركت گلبهار حركت كرديم، و حوالی زردی آفتاب در بازار گلبهار رسيديم. مسیری كه فعلا شايد با موتر فقط چهار دقیقه را در بر می گیرد. دردناك ترين لحظه برای من دیدن يك مادر بود که خودش و طفل اش را به دريای پنجشير انداخت.»

    حکمت الله نوری یک تن از خبرنگاران افغانستان، ‌حاکمیت طالبان را به یاد آورده و به دویچه وله گفت: «سال  ۲۰۰۰ میلادی بود و من سرگرم تحصیلات عالی در دانشکده ژورنالیزم دانشگاه کابل بودم. زمینه تفریح و میله رفتن میسر نبود. زندگی به شدت رنگ باخته بود. تنها دلخوشی ما رفتن به استدیوم ورزشی کابل و دیدن فوتبال بود. زمان برگزاری این مسابقات از یگانه رادیوی افغانستان «رادیو صدای شریعت» نشر می شد. یکی از روزها اعلام شد که مسابقات ساعت ۱۲ روز پنجشنبه برگزار می شود. من با همصنفی هایم وقت تر رفتیم و پس از خرید تکت وارد استدیوم شدیم. اما فضا کاملاً طور دیگری بود. برخلاف معمول چوکی ها منظم تر چیده شده بودند و در لوژ استدیوم هم بلندگوهایی نصب شده بود. ما با خود گفتیم شاید مسابقات خاصی باشد. اما برعکس دیدیم که چند موتر دادسن به سرعت وارد چمن شدند و طالبان با لنگی های سیاه و سفید از موترها پایین شدند. در حالی که استدیوم پر از علاقمندان فوتبال بود، مهمانان که اعضای ستره محکمه و و وزارت عدلیه بودند به لوژ جا گرفتند. هیئت قضایی جریان قضیه، یعنی این که  فردی متهم به قتل بود را تشریح کردند. از خانواده مقتول خواهان عفو این متهم شدند؛ اما آنان از عفو او ابا ورزیدند. سپس یک مرد قوی هیکل از خانواده مقتول وارد میدان شد. در حالی که کارد کلانی در دست داشت، به فرد مجرم نزدیک شد، در چند قدمی هدف که رسید کارد را به زمینی که پر از سبزه بود کوبید، کارد مثل میخ در چمن ایستاد ماند. بعد از آن آستین های خود را بالا زد و از گردن فرد که توسط محکمه به قتل محکوم گردیده بود، گرفت و او را راست خواباند. کارد را گرفت و به سرعت گردنش را برید. آن مرد دو سه بار خود را تکان داد و بعد جان به حق سپرد. بعد امبولانس آمد و میت را از محل دور کرد. تماشاچیان وحشت زده آهسته آهسته بیرون شدند و من با همصنفی هایم طرف لیلیه پوهنتون آمدیم. چند هفته روح و روانم آزرده بود.

    پنج سال حاکمیت طالبان تقریباً در سرتاسر این کشور خاطره های وحشتناکی را در میان مردم رقم زد. کمتر منطقه ای بود که شاهد این گونه خشونت ها نبوده باشد.

    صدیق الله توحیدی، عضو کمیته مصونیت خبرنگاران افغانستان نیز آن روزگار را به یاد آورده به دویچه وله گفت: «روز نخستی که طالبان وارد شهر شدند، من در کابل بودم. اما بعد از دو روز خودم را به پروان رساندم. طالبان با کشتن داکتر نجیب و لت و کوب مردم در جاده ها و مورد ضرب و شتم قرار دادن زنانی که از خانه بیرون می شدند، چنان وحشتی را ایجاد کردند که در چشم هرکس جز وحشت و ترس چیزی خوانده نمی شد. بعد از ترک کابل هم نصف خانواده ام در شهر کابل زندگی می کردند و اطلاعات کافی از سیطره طالبان را برایم می دادند.»

    توحیدی افزود:‌ «هر روز شمار زیادی از مردم کابل را ترک می گفتند زیرا نه تنها وحشت و بربریت طالبان حاکم بود، بلکه قحطی و قیمتی به اوج رسیده بود. ادارات دولتی عملا فلج بودند. طالبان علناً سیاست تبعیض نژادی را عملی می کردند. تاجیک و هزاره و ازبیک مغضوب دولت آنها بود.»

    او می گوید مهاجرت به حدی گسترده بود که منازل قیمتی به نازلترین قیمت به فروش می رسید. در شهر کابل فقط بی بضاعت ترین آدم ها که توان ترک شهر را نداشتند باقی مانده بودند.

  • میز مذاکره صلح جای بحث در مورد مذاهب نیست

    میز مذاکره صلح جای بحث در مورد مذاهب نیست

    می‌خواستم به خاطر جلوگیری از تنش‌های بیشتر و سوء استفاده دشمنان مشترک دو مذهب جعفری و حنفی در این مورد سکوت کنم، اما ترسیدم که مبادا سکوتم مانند سکوت زهاد مسلمان در ماجرای قیام امام حسین باشد که در حین قتل عام خاندان پیامبر نماز استحبابی می‌خواندند. حالا که چنین است به چند مورد به صورت خلاصه اشاره می‌کنم:
    ۱- پیش کشاندن موضوع رسمیت فقه حنفی یا جعفری در مذاکرات صلح دوحه نقشهٔ امریکا، اسرائیل، سعودی و … است تا جنگ‌های مذهبی را در افغانستان شعله‌ور سازند وگرنه در مذاکراتی که هدف اصلی آن آتش‌بس، خروج نیروهای اشغالگر، ختم جنگ و راه حل سیاسی برای تقسیم قدرت حاکمه است؛ مسئله فقه حنفی و جعفری هیچ موضوعیت ندارد.
    ۲- فقه حنفی و جعفری از آغاز یعنی بیش از هزار سال است که کنار هم رشد کرده و به شکوفایی رسیده‌اند و هردو از ریشه‌های مشترک قرآن و سنت برخاسته و پیروان هردو مذهب نیز در طول تاریخ در افغانستان برادرانه و دوستانه زندگی کرده‌اند.
    ۳- در میان تمام مذاهب اسلامی، بیشترین وجه مشترک را مذهب جعفری و مذهب حنفی داشته‌اند و دانایان و اهل علم و به خصوص مجتهدان هردو مذهب می‌دانند که اختلاف[میان دو مذهب] انگشت شمار و آن‌هم در فروعات است.
    ۴- مذهب جعفری منتسب به امام جعفر صادق نواده پیامبر اسلام، مادر مذاهب اسلامی است و ابوعبدالله جعفر الصادق استاد مذاهب بوده است. یکی از افتخارات ابوحنیفه نعمان بن ثابت(امام اعظم) این بوده که در محضر امام جعفر الصادق تلمذ نموده است؛ و هم جامعهٓ الازهر که معتبرترین مرجع فتوای اهل سنت است بسی سال‌های پیش بر جواز مذاهب معتبر اسلامی و از جمله امامیهٔ اثناعشریه که در افغانستان مذهب جعفری یاد می‌شود، فتوا داده است.
    ۵- مذهب جعفری در خراسان بزرگ که افغانستان قسمتی از آن است و در شهرهایی که امروز مربوط افغانستان است، ۲۰ سال یا ۱۰۰ سال نه که هزار و چهار صد سال یعنی در اولین سال‌های فتح خراسان توسط اعراب رواج داشته است. اگر کسی از این موضوع خبر ندارد، تواریخ اسلامی را در دوره امویان، عباسیان، ابومسلم خراسانی، صفاریان، غزنویان، سلجوقیان، صفویان، بابریان، نادر افشار، احمدخان ابدالی و … مطالعه نماید.
    ۶- تطبیق احوال شخصیهٔ شیعیان طبق احکام مذهب جعفری در قانون اساسی افغانستان مشخص شده است و هیچ قدرت و توانی چه خارجی و چه داخلی نمی‌تواند این حق را برای ثلث نفوس کشور نادیده انگارد و نادیده گرفتن این حق و حقوق دیگر یعنی ادامه جنگ و خونریزی و شیعیان از خط قرمز شان که رسمیت مذهب شان است هرگز کوتاه نمی‌آیند و اکثریت قاطع پیروان مذهب برادر نیز با شیعیان همنوا هستند.
    ۷- هردو مذهب جعفری و حنفی باید در افغانستان رسمی باشد و به پیروان مذاهب دیگر و حتی ادیان دیگر مانند سِک‌ها نیز در احوال شخصیه و موضوعات فرقه‌ای و دینی شان حق قائل شویم تا همه دوستانه و برادرانه در افغانستان آرام، آباد، آزاد، مرفه و شگوفا زندگی کنیم.
    ۸- بحث راجع به رسمیت مذاهب، جایش در دوحه و در میز سیاسی تقسیم کنندگان قدرت نیست؛ علمای اعلام، حقوق دانان، مجتهدین و اهل خبره از سراسر افغانستان به آرامی و حوصله‌مندی روی آن بحث کنند و به نتیجهٔ مشترک که حقوق هیچ گروه مذهبی و دینی در آن ضایع نشود، برسند.

    دید