برچسب: طالبان

  • طالبان باید به حقوق زنان احترام بگذارند

    طالبان باید به حقوق زنان احترام بگذارند

    آقای غنی شب گذشته (یک‌شنبه، ۲۹ حمل) در گفت‌وگوی ویژه‌یی با شبکۀ خبری «سی. ان. ان» امریکا این موضوع را مطرح کرد.

    آقای غنی افزود زنان افغانستان در بیست سال گذشته در بخش‌های مختلف به حقوق و آزادی‌های گسترده‎یی دست یافته‌اند.

    به باور رییس‌جمهور، حضور زنان در آیندۀ افغانستان در بخش‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در کشور غیرقابل چشم‌پوشی است و طالبان باید به حقوق و آزادی‌های زنان تمکین کنند.

    این در حالی است که فعالان حقوق زن در گیرودار گفت‌وگوهای صلح افغانستان از قربانی شدن حقوق زنان در این کشور نگران هستند.

    نمایندگان سیاسی طالبان پیوسته تأکید دارند این گروه در چوکات شریعت اسلامی به حقوق زنان پایبند خواهند بود، اما در این مورد به گونۀ روشن صحبت نمی‌کنند.

    نگرانی از تلف شدن حقوق زنان در حالی مطرح است که طالبان در زمان حاکمیت پنج ساله بر افغانستان در دهه هفتاد خورشیدی زنان و دختران را از آموزش و کار محروم کرده بودند.

  • حمله طالبان بر فابریکه قند بغلان دفع گردید/8 طالب کشته شدند

    حمله طالبان بر فابریکه قند بغلان دفع گردید/8 طالب کشته شدند

    احمد جاوید بشارت، سخنگوی فرماندهی پولیس ولایت بغلان گفت این حمله شب گذشته (دوشنبه، ۲۹ حمل) صورت گرفته است.

    آقای بشارت می‌افزاید این حملۀ تهاجمی طالبان با واکنش تند نیروهای پولیس ملی روبه‌رو شده است. به گفتۀ او، در جریان درگیری میان نیروهای پولیس و طالبان در اطراف این فابریکه دست‌کم هشت جنگ‌جوی طالبان کشته شده و چهار تن دیگر آنان زخمی شده‌اند.

    به گفتۀ او، دو افسر پولیس نیز در جریان این درگیری جان باخته‌اند.

    گروه طالبان تاکنون در این باره چیزی نگفته است.

    بغلان در شمال کشور از ولایت‌های نسبتاً ناامن به شمار می‌رود. برخی از ولسوالی‌های این ولایت گواه حضور پُررنگ جنگ‌جویان طالبان است.

  • چرا طالبان از صلح می ترسند؟

    چرا طالبان از صلح می ترسند؟

    بیش از دو دهه است که طالبان با مردم و دولت افغانستان به خاطر برپایی نظام اسلامی در جنگ به سر می‌برند. به رغم آن‌که مشروعیت دینی و شرعی جنگ این گروه و خشونت‌های جاری، از سوی تمام کشورهای جهان، به ‌ویژه کشورهای اسلامی و علمای جهان اسلام ناروا و ناجایز خوانده شده ‌است‌؛ اما شعله‌های آن همه‌روزه در بخش‌هایی از جغرافیای افغانستان انسان‌های بی‌گناه را به کام خود فرو می‌برد. هیچ روزی نیست که یک فقه و مفتی در یکی از کشورهای اسلامی، جنگ طالبان با مردم و دولت افغانستان را حرام و ناروا نداند و رسانه‌های کشورهای اسلامی در تکریم و نکوهش جنگ طالبان و کشتار انسان‌های مسلمان، فتوای روحانیون‌شان را پخش و نشر ‌نکنند. از زمانی‌ که طالبان در برابر دولت افغانستان به رهبری برهان‌الدین ربانی دست به بغاوت زدند و جنگ در برابر نظام اسلامی را که در آن زمان نیز هیچ‌گونه توجیه شرعی و اسلامی نداشت، آغاز کردند، تلاش‌ها پیوسته برای آغاز گفت‌وگو و جلوگیری از تشدید جنگ و پایان خون‌ریزی صورت می‌گرفت؛ اما به دلیل لجاجت گروه طالبان و مواضع نامنعطف این گروه در برابر ریاست دولت جمهوری اسلامی آن‌ زمان که به ‌وسیله یک روحانی دینی رهبری می‌شد، به‌ ثمر ننشست و با شکست مواجه شد. گروه طالبان از همان آغاز به گفت‌وگو و مذاکره تن نمی‌داد و به خاطر استقرار نظام سیاسی مورد نظرش، لشکرکشی و پیروزی از راه جنگ و قوت نظامی را تنها راه ‌حل می‌دانست. هیچ‌کس به‌ یاد ندارد که رهبران این گروه در برابر خواست‌های مردم افغانستان و جامعه‌ جهانی تساهل و مدارا و به خواست مردم تمکین کرده باشند. این گروه با سقوط هر ولایت کشور خون ریخت و انسان‌های زیادی را سلاخی کرد. حتا در هیچ دوره‌ای از تاریخ اسلام، روایت نشده ‌است که اسیر توسط مسلمانان شکنجه، تیرباران یا کشته شود و دارایی عامه و کشت‌زارهای مسلمان و غیرمسلمان تخریب و تاراج گردد؛ اما جنگ‌جویان این گروه تا توانسته‌، انسان‌ها را سلاخی کرده‌اند و حتا در مواردی به حیوانات و پرنده‌گان رحم نکردند. اسیران نیروهای دفاعی و امنیتی کشور را اکثراً در میدان جنگ تیرباران کرده‌اند و کم‌تر پیش‌‌ آمده است که اسیر را زنده نگه ‌دارند. شقاوت و بی‌رحمی طالبان و عطش‌شان در ریختاندن خون انسان‌ها در بیش از دو دهه جنگ و کشتار، فرو ننشسته و با گذشت هر روز باعث افزایش خشم جمعی شده است. کارنامه‌ سیاه طالبان از زمان ظهور این گروه تاکنون چیزی نیست، جز جنگ، کشتار، ویرانی و ترویج افراطیت دینی و مذهبی با قرائت قشری از دین و آموزه‌های اسلامی.

    گروه طالبان پس از ‌آن‌که با ایالات متحده امریکا توافق‌نامه صلح امضا کرد، به هیچ پایگاه نیروهای خارجی حمله نکرد و هیچ سرباز امریکایی در این مدت توسط این گروه، کشته نشده ‌است. جنگ این گروه که جهاد علیه اشغال و نجات مردم افغانستان از سیطره اشغال‌گران عنوان می‌شد، پس از تفاهم‌نامه صلح این گروه با امریکا، علیه مردم افغانستان ادامه دارد. جنگ‌جویان این گروه هنوز هم با سازماندهی حملات انفجاری و ماین‌گذاری‌ها، افغان‌ها را سلاخی می‌کنند و ریختاندن خون آن‌ها را روا می‌دانند. گروه طالبان از زمانی‌ که با امریکا تفاهم‌نامه‌ صلح امضا کرد، افغان‌های بی‌گناه را زیر عنوان بقایایی اشغال هر روز می‌کشد. هرچند دولت افغانستان از طالبان خواست که در ماه رمضان آتش‌بس کنند؛ اما طالبان با رد آتش‌بس در ماه رمضان، کشتار انسان مسلمان افغان را در ماه رمضان، ثواب گفتند. سوال اصلی این است که چرا طالبان از صلح با دولت افغانستان هراس دارند و چرا دست از کشتار مردم مسلمان افغانستان برنمی‌دارند؟ چرا طالبان به گفت‌وگو و مذاکره مستقیم با دولت افغانستان حاضر نمی‌شوند و به بهانه‌های مختلف میز مذاکره را ترک می‌کنند؟ چنان‌چه طالبان در دوحه حاضر به ادامه‌ گفت‌وگو با هیأت مذاکره‌کننده جمهوری اسلام افغانستان نشدند و میز مذاکره را ترک کردند. بن‌بست مذاکرات دوحه باعث شد که ایالات متحده امریکا کنفرانس استانبول را با مدیریت سازمان ملل متحد پیشنهاد کند. زمانی‌ که تاریخ آغاز نشست استانبول تعیین شد، طالبان از شرکت در این نشست نیز خودداری کردند. نگارنده در این مقاله تلاش کرده ‌است تا به این دو پرسش‌ پاسخ ارایه کند. بنابراین، گروه طالبان با درنظرداشت دلایل ذیل از صلح با دولت و مردم افغانستان و گفت‌وگو هراس دارد:

    ۱- طالبان در صلح محو می‌شوند

    یکی از دلایلی که طالبان از صلح با دولت افغانستان هراس دارند، این است که اگر تحت هر شرایطی این گروه با مردم و دولت افغانستان صلح کند و جنگ و خشونت‌ها را متوقف سازد، وجود و هستی‌‌اش را از دست می‌دهد و محو می‌شود. هستی طالبان با خشونت رابطه ناگسستنی دارد و این هستی در صلح قابل رویت نیست. طالبان به درستی‌ می‌دانند که جامعه امروز افغانستان، جامعه ۱۹۹۶ و سال‌‌های قبل از آن نیست و تغییرات ژرفی در افکار و باورهای مردم و طرز زنده‌گی ‌آن‌ها به استثنای جنگ‌جویان این گروه، به‌ وجود آمده است. رسانه‌های آزاد و همه‌گانی، اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و فناوری با فرایند جهانی شدن و تبادله اطلاعات، روی زنده‌گی مردم این کشور، به ‌ویژه زنان، تاثیر عمیق برجا گذاشته است. در شرایطی که مردم افغانستان قرار دارند، طالبان نمی‌توانند بدون خشونت، وجود و هستی‌شان را اثبات کنند. این گروه حضورش را در ادامه خشونت می‌بیند و فکر می‌کند که باید خشونت کند تا دیده شود و قابل رویت باشد و به جز خشونت و کشتار که با قرائت سطحی و تندروانه از دین صورت می‌گیرد، متاع دیگری برای عرضه به مردم افغانستان ندارد. طالبان با خشونت و جنگ، امتیاز سیاسی – مادی به ‌دست آورده‌اند و هرگز نمی‌خواهند در صلح این امتیاز را از دست بدهند. رهبران گروه طالبان اگر همین امروز جنگ را متوقف کنند و به جنگ‌جویان‌شان اجازه دهند که به مراکز شهرها بیایند و با مردم مراوده داشته باشند، دیگر هیچ جنگ‌جوی این گروه به میدان جنگ برنخواهد گشت. زیرا که جنگ طالبان، جنگ ایدیولوژی نیست و جامعه امروز، جامعه دیروز نیست؛ بلکه جامعه‌ای ‌است که همگام با جهان تغییر کرده‌ است. کثرت اقوام، مذاهب و گروه‌های سیاسی به عنوان بخشی از واقعیت جامعه و نیاز کشوری در حال توسعه، پذیرفته شده ‌است. در جامعه‌ امروز افغانستان، رسانه‌های دیداری، شنیداری و نوشتاری فعالیت دارند، نهادهای اجتماعی و فرهنگی در حوزه‌های مختلف، به ‌ویژه حقوق و آزادی‌های زنان فعال هستند و بالاخره درک مردم از محیط اجتماعی و پیرامون‌شان، دچار دگرگونی ژرف شده ‌است که در چنین شرایطی طالبان اگر خشونت را متوقف کنند و دست از جنگ بردارند، محو می‌شوند.

    ۲- از دست دادن عواید نامشروع

    از اواسط سال ۲۰۰۳ میلادی، کشت کوکنار و تولید تریاک در افغانستان سیر صعودی در پیش گرفت. از سال ۲۰۰۹ میلادی کشت کوکنار و تولید تریاک در مناطق تحت حاکمیت و نفوذ طالبان افزایش یافت و در سال ۲۰۱۷ میلادی به بیش از ۱۴۴ هزار هکتار زمین در مناطق تحت نفوذ طالبان کوکنار کشت شد و هشت تا ده هزار متریک تُن تریاک از آن به دست آمد. این در‌آمد ثابت مالی سبب تشدید جنگ از سوی طالبان و تعهد آنان به دوام جنگ در برابر دولت افغانستان شده است. تقریباً در اکثر بخش‌هایی از جغرافیای افغانستان که این گروه تسلط دارد، مواد مخدر زرع، تولید و قاچاق می‌شود. افغانستان در حال حاضر بزرگ‌ترین تولیدکننده مواد مخدر در جهان است. تقریباً تمام مواد مخدر تولید شده در این کشور، در مناطق تحت تسلط طالبان زرع می‌شود. سالانه طالبان از این طریق میلیون‌ها دالر عاید نامشروع دارند. حتا پس از تفاهم‌نامه صلح طالبان با ایالات متحد که بیش از پنج هزار زندانی این گروه از زندان‌های دولت افغانستان آزاد شدند، در فهرست ارایه شده طالبان به جانب امریکا، بزرگ‌ترین قاچاقبران مواد مخدر شامل بودند که به اتهام قاچاق مواد مخدر بازداشت و محکوم به مجازات شده بودند. چنان‌که امرالله صالح، معاون نخست ریاست جمهوری در صحبت‌هایش در حمایت از جمهوریت که در پروان برگزار شده‌ بود، این مسأله را نیز یادآوری کرد. بنابراین، طالبان به این دلیل از صلح هراس دارند که در نتیجه‌ آن میلیون‌ها دالر عواید نامشروع و ناشی از جنگ را از دست می‌دهند. جنگ طالبان، جنگ برای تصاحب کل قدرت و سرمایه و رونق تجارت‌شان است، نه جنگ ایدیولوژی و تحقق نظام اسلامی و احیای خلافت اسلامی. اصلاً این گروه برنامه‌‌ای برای نظام اسلامی که ادعا می‌کند، ندارد.

    ۳- ترس از‌ ادغام با جامعه

    طالبان از ادغام با جامعه‌ افغانستان که در شهرها و روستاهای آن خون ریختانده‌ و انسان‌های زیادی را کشته‌اند، هراس دارند. گذشته سیاه طالبان و هراس آنان از‌ آینده عاری از جنگ، یکی از عمده‌ترین دلایلی ‌است که باعث شده ‌است، این گروه از توقف خشونت‌ها و جنگ در هراس باشد. طالبان هرچند بیان نمی‌کنند؛ ولی در خفا از آنچه در حق مردم افغانستان، آن‌هم به دستور استخبارات بیرونی روا داشته‌ و جنایاتی که در این کشور مرتکب شده‌اند، شرمسار هستند. حتا اگر دولت افغانستان در نتیجه‌ هر نوع فشار خارجی این گروه را عفو کند؛ ولی زنان این کشور و فرزندان قربانیان نیروهای دفاعی و امنیتی به ساده‌گی رهبران و جنگ‌جویان آن‌ها را نخواهند بخشید. در فضای عاری از جنگ و خشونت، این گروه به چشم‌های بیوه‌زنان و کودکان یتیم و مادران سوگوار و پدران درد دیده، نگاه نمی‌تواند. از این جهت، هراس این گروه از مواجه شدن با مردم افغانستان در فضای عاری از جنگ و خشونت پس از تفاهم‌ صلح با ایالات متحده ‌امریکا، مضاعف شده‌ است.

    هشت صبح

  • چالش ها و فرصت های خروج امریکا از افغانستان تا 11 سپتامبر 1400

    چالش ها و فرصت های خروج امریکا از افغانستان تا 11 سپتامبر 1400

    جو بایدن، ریس‌جمهور ایالات متحده‌ی امریکا، تصمیم خود مبنی بر خروج نیروهای امریکایی از افغانستان تا ۱۱ سپتامیر سال روان را اعلام کرد.
    زمان گزینش خروج نیروهای امریکا، برابر است به بیستمین سال‌گرد حملات ۱۱ سپتامبر که منجر به فروپاشی ساختمان‌های دوقلوی تجارتی ایالت متحده آمریکا شده و این کشور را در گیر جنگ ۲۰ساله در افغانستان کرد.
    با توجه به مشخص کردن تاریخ خروج نیروهای ایالات متحده‌ی امریکا از افغانستان، لیدنسی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه مریکا، بر این باور است که چنین خروجی، می‌تواند جو بایدن را مرتک اشتباه بزرگی کند و طرح‌ریزی حمله‌ی دوباره‌ از سوی گروه‌های تروریستی به امریکا را شکل خواهد داد.
    اعلام خروج نیروهای امریکایی در ۱۱ سپتامبر واکنش‌هایی را به بار آورده که این واکنش، می‌تواند آغاز دوباره جنگ را در افغانستان تسریع کند؛ زیرا تاریخ خروج، باعث نقص توافق‌نامه میان امریکا و طالبان شده است؛ نقضی که می‌تواند طالبان را به شدیددادن جنگ نسبت به گذشته، متمایل کند. گروه طالبان در واکنش به تعین زمان خروج امریکایی‌ها، گفته است که به اساس شورای رهبری، تصمیم بر این است که در نشست استانبول شرکت نکنند، تصمیمی که رابطه میان امریکا و طالبان را تیره‌تر و وضعیت موجود را مبهم‌تر می‌کند.
    به نوشته صبح کابل، این تصمیم طالبان، امریکایی‌ها را وادار خواهد کرد که در نشست استانبول، برای اقناع‌کردن کشورهای دخیل به خصوص پاکستان تلاش کنند؛ تا طالبان در نشست حاضر شوند و بتوانند تاریخ خروج را مشروعیت بدهند و پس از آن، وارد مرحله‌ی حل مشکل میان دوطرف؛ یعنی حکومت افغانستان و طالبان شوند.
    امریکایی‌ها زمان خروج شان را اعلام کردند تا روند صلح سرعت بگیرد و طرحی را برای پیش‌شرط خروج بر طالبان اعمال کنند و از سویی هم، تصمیم خروج در ۱۱ سپتمبر برای آن گرفته شده تا در داخل افغانستان انسجام برای صلح ایجاد شود. در این مدت، امریکایی‌ها از طریق ابزار‌های دیپلماتیک، فشارهای سیاسی و اقتصادی وارد مرحله‌ی منسجم‌سازی حکومت و اپوزیسیسون در روند صلح افغانستان شدند؛ تا هر دو طرف به نتیجه برسند و امریکایی‌ها در سطح منطقه و فرامنطقه‌ به خروج شان مشروعیت بدهند. با توجه به چنین رویکردها، تصمیم خروج نیروهای ایالت متحده‌ی امریکا در ۱۱ سپتمبر، می‌تواند فرصت‌ها و چالش‌هایی را در پی داشته باشد.
    اولین چالش مربوط به تحریک طالبان است؛ اگر طالبان این تاریخ را نپذیرند و دید متضاد داشته باشند، پیامد آن جنگ شدیدی برای دولت افغانستان و در خطر افتیدن منافع امریکا خواهد بود. این می‌تواند نوعی مانور از طرف طالبان باشد تا امتیاز‌گیری‌های بهتری را برای آینده‌ی شان رقم بزنند، به خواست مهم شان که رهایی زندانیان و پیوستن دوباره‌ی شان به جنگ است، برسند؛ دومین چالش می‌تواند، به شدت‌گرفتن جنگ گروه‌های مخالف طالبان بینجامد؛ زیرا گروه‌های مخالف، برای شدیدکردن جنگ خود بر علیه طالبان و حکومت افغانستان که حامیانش، مخالف حضور امریکایی استند شکل دهند؛ سومین چالش می‌تواند رقابت منطقه‌ای در افغانستان باشد. این رقابت، می‌تواند کشورها را به بازنگری متوجه کرده و از ادغام در روند صلح افغانستان منصرف کند؛ زیرا کشورهای منطقه به دنبال اهداف استراتژیک خود استند و تعیین زمان خروج نیروهای امریکایی می‌تواند، وضعیت را چالش‌برانگیزتر کند؛ چهارمین چالش بر مبنای اعلام تاریخ خروج، می‌تواند نبود پیش‌شرط برای خروج باشد. این رویکرد می‌تواند گروه‌های بیشتر تروریستی را در بطن خود پرورش داده و جنگ را بیشتر استخباراتی کرده و کشورهای دخیل را بیشتر دچار چالش و ابهام کند.
    با این حال، خروج نیروهای ایالت متحده در ۱۱ سپتمبر، می‌تواند فرصت‌هایی را در بر داشته باشد؛ نخستین فرصت، می‌تواند برا ی حکومت افغانستان باشد؛ حکومت افغانستان درفرصت موجود در تلاش بازسازی روابط خود با پاکستان باشد؛ زیرا این کشور نقش کلیدی‌ای در اوضاع جاری افغانستان دارد. بنا بر این، بازسازی روابط دیپلماتیک، می‌تواند هر دو کشور را برای این که صلح در افغانستان به معنای ثبات در پاکستان است، قانع کنند ؛دومین فرصت می‌تواند فرصتی برای طالبان باشد. طالبان می‌توانند از این فرصت برای اعتباربخشی خود نزد کشورهای منطقه در موضوع افغانستان بکوشد و در سوی دیگر، برای امریکا و جامعه‌ی جهانی این را تفهیم کند که این گروه، آماده‌ی رسیدن به صلح از راه دیپلماتیک آن است؛ آخرین فرصت می‌تواند برای کشورهای دخیل در امور افغانستان باشد. کشورهای دخیل در امور افغانستان، می‌توانند با استراتژی پایدار و منافع‌محور برای شان، از طریق افغانستان روابط تجارتی اقتصادی خوبی با کشورهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای شکل بدهند.
    در نهایت، پیش از خروج ایالت متحده‌ی امریکا، باید ضمانت‌های بین‌المللی برای تامین صلح افغانستان روی دست گرفته شود. نوع حکومت باید بر مبنای مدل ملی‌محور بازسازی شود؛ تا افغانستان بار دیگر در صف کشورهای تهدید‌زا برای جهانیان به ویژه امریکا قرار نگیرد.

  • کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان از طرف های درگیر خواست آتش بس کنند

    کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان از طرف های درگیر خواست آتش بس کنند

    در اعلامیه‌ای که روز دوشنبه (۳۰ حمل)، از سوی کمیسیون مستقل حقوق بشر نشر شد، آمده است از (۲۱ تا ۲۶ حمل) سال روان، در نتیجه‌ی انفجار ماین مقناطیسی، ماین کنارجاده‌ای و حمله‌ی مسلحانه در افغانستان، ۳۹ غیرنظامی به شمول ۴ زن و ۸ کودک کشته شده‌اند و ۴۰ غیرنظامی دیگر به شمول ۴ زن و ۱۷ کودک زخم برداشته‌اند.

    بر اساس اعلامیه، این رویدادها، در ولایت‌های فراه، پروان، ننگرهار و کندهار رخ داده است.

    کمیسیون مستقل حقوق بشر، گفته است عاملان این رویدادها نیز جنگ‌جویان طالب و تفنگ‌داران ناشناس بوده‌اند.

    این کمیسیون، خواستار برقراری آتش‌بس و رسیدگی به امور مورد نزاع از طریق گفت‌وگو به هدف دست‌یابی به صلح عادلانه و پایدار شده است.

    در اعلامیه آمده است که جنگ به کشتار و ویرانی می‌انجامد و برنده‌ای ندارد.

    این در حالی است که چند روز پیش، نمایندگی سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما)، گزارش داده بود، در سه ماه اول سال ۲۰۲۱ میلادی، ۵۷۳ غیرنظامی در افغانستان کشته شده‌اند و ۱۲۱۰ نفر دیگر زخم برداشته‌اند که افزایش ۲۹ درصدی تلفات غیرنظامیان را نشان می‌دهد.

    یوناما نیز از طرف‌های درگیر خواسته بود تا هرچه زودتر آتش‌بس کنند و از طریق گفت‌وگوهای صلح، به توافق سیاسی دست یابند.

  • طالبان به ساختمان ولسوالی جبل السراج پروان حمله کردند

    طالبان به ساختمان ولسوالی جبل السراج پروان حمله کردند

    سیف‌الله بیدار، ولسوال جبل‌السراج پروان به رسانه ها گفت این راکت‌ها از سوی گروه طالبان از ساحه گرز پایین بر ساختمان این ولسوالی شلیک شده است.

    حمله راکتی به ساختمان ولسوالی جبل‌السراج ساعت ۸:۱۰ شام روز یک‌شنبه، بیست‌ونهم آغاز شد.

    به گفته ولسوال جبل‌السراج، در نتیجه این راکت‌پراکنی‌، یک نیروی امنیتی زخمی شده است.

    در نتیجه اصابت راکت‌ها، شیشه‌های ساختمان ولسوالی جبل‌السراج شکسته است.

    در همین حال، باشنده‌گان محل می‌گویند که در پی اصابت بیش از پنج فیر راکت بر ساختمان فرماندهی پولیس و مقر ولسوالی جبل‌السراج، نیروهای امنیتی نیز دست به ماشه برده‌اند و برای مدتی تیراندازی ادامه داشته است.

  • اسماعیل خان: طالبان نمی توانند با زور به قدرت برسند

    اسماعیل خان: طالبان نمی توانند با زور به قدرت برسند

     اسماعیل خان روز یکشنبه(۲۹حمل) در مراسم تجلیل از بیست‌ونهم حمل، سالروز تصرف هرات توسط مجاهدین گفت در هر ولسوالی هرات‌ صدها مجاهد مسلح وجود دارند و آنان می‌توانند از مناطق خود دفاع کنند.
    این فرمانده پیشین جهادی گفت: «به مردم هرات اعلام می‌کنیم هرکس به آبروی این سرزمین دست ‌درازی کند، با او برخورد می‌کنیم و هرگز نمی‌گذاریم کسی به عزت و آبروی‌مان تعرض کند و ما از مردم هرات دفاع می‌کنیم».
    او در ادامه سخنانش خطاب به مردم هرات تصریح کرد: «امیدواریم صلح واقعی برقرار شود، اما اگر نشد، مردم تشویش نکنند، ما نمی‌گذاریم وضعیت بدتر شود؛ از آبرو و عزت مردم خود دفاع می‌کنیم و نمی‌گذاریم آنان پای‌مال شوند».
    محمداسماعیل ‌خان خطاب به طالبان گفت که اگر به قدرت رسیدن از طریق زور ممکن می‌بود، شوروی در افغانستان در قدرت باقی می‌ماند و امریکا و نیروهای خارجی هم نتوانستند از راه جنگ به پیروزی برسند.
    اسماعیل‌خان از جامعه جهانی برای حضور در جنگ‌ افغانستان سپاس‌گزاری کرد ‌و افزود که امیدوار است تا آخرین سرباز امریکایی بیرون شود، اما مانند شوروی امریکا با افغانستان دشمنی نکند و کمک‌هایش را برای حکومت‌داری خوب ادامه دهد.
    او پافشاری کرد که نیروهای امنیتی باید در جریان مذاکرات صلح و پس از آن حفظ شوند و مردم نباید اجازه دهند ارتش متلاشی شود.

  • آیا طالبان در نشست استانبول شرکت می کنند؟

    آیا طالبان در نشست استانبول شرکت می کنند؟

    تلاش های دولت آمریکا برای متقاعد نمودن طالبان جهت شرکت در نشست استانبول، کماکان ادامه دارد.طی چند روز گذشته تماس‌های متعددی در سطوح مختلف با دولت پاکستان به عمل آمده تا این کشوربا استفاده از نفوذ خود‌ بر روی طالبان، این گروه را برای شرکت در نشست استانبول متقاعد نماید. سایر متحدین آمریکا در ناتو قبل از این اعلام کرده بودند که اعضای ناتو با هم وارد افغانستان شده اند و با هم از افغانستان خارج می‌شوند و از این طریق نارضایتی خود را از خروج زود هنگام از افغانستان اعلام کرده بودند. ولی با اعلام آغاز خروج آمریکا، بر مبنای توافق قبلی با طالبان در طی روز گذشته اعلام کردند علیرغم نارضایتی از تصمیم آمریکا، ولی با این تصمیم همراهی نموده و آنها نیز نیروهای خود را از افغانستان خارج خواهند کرد.

    این موضوع همچنین این واقعیت را آشکار کرد که اعضای ناتو فقط نقش تامین کننده سرباز و تجهیزات مورد نیاز آمریکا را بر عهده دارند و جایگاهی در تصمیم گیری های کلان آمریکا در قالب ناتو ندارند. در چنین شرایطی طالبان، پیروزی خود بر آمریکا را بیش از هر زمان دیگر مشاهده و حس می کنند. از این رو، هیچ امیدی به اینکه طالبان از خواسته‌های حداکثری خود کوتاه بیایند وجود ندارد.

    به این ترتیب، طالبان این پیام را به دولت بایدن داده که اگر توافقنامه دوحه و به خصوص خروج کامل نیرو‌های امریکایی از افغانستان محقق نشود، نه تنها طالبان حاضر نمی‌شود در نشست استانبول یا هر فرایند صلح دیگری شرکت کند، بلکه امریکا باید آماده دور دیگری از حملات طالبان به نیروهایش باشد؛ و دور تازه‌ای از جنگ با طالبان به هیچ وجه در اولویت‌های دولت بایدن نیست.

    اینکه رئیس جمهور آمریکا قبل از اجلاس استانبول موضوع خروج نیروهای آمریکا و ناتو از افغانستان را اعلام می نماید در واقع فشار به دولت افغانستان است که به راه حل ارائه شده از سوی دولت آمریکا که بارها توسط آقای خلیل زاد به سران دولت اعلام شده، رضایت بدهد. هدف آمریکا از تشکیل دولت موقت با مشارکت طالبان آن است که ارزیابی آنها بر این مبناست که بعد از خروج آمریکا دولت افغانستان فرو می ریزد و طالبان از طریق جنگ به قدرت می رسند. لذا تیم سیاست خارجی بایدن، می خواهند زمینه‌ای فراهم کنند که طالبان از طریق مسالمت آمیز وارد کابل شوند تا آمریکا اوضاع را از طریق نمایندگی طالبان در کنترل داشته باشد و پایگاه های مورد نظر خود را کماکان به منظور بهره برداری ژئوپلتیک حفظ نماید.

    به هر تقدیر،اعلام رسمی خروج بدون قید و شرط آمریکا از افغانستان را باید ثبت شکستی دیگر برای تاریخ لشکرکشی‌های ناموفق آمریکا به نقطه‌ای در خارج از مرزهای این کشور و همچنین مصداق دیگری بر باطل بودن افسانه شکست ناپذیر بودن نیروهای آمریکایی با آن همه تجهیزات پیشرفته دانست.

    اما در عین حال بر این نکته نیز باید تاکید داشت که هرگونه خروج بدون توافق منجر به فاجعه ای دردناک در افغانستان خواهد شد که بی ثباتی سیاسی و آغاز جنگ داخلی قطعی ترین پیامد خروج غیر مسوولانه و پیش از توافق است؛ و فراموش نباید کرد که مسئولیت این جنگ بر عهده دولت آمریکا و سایر متحدین آن در ناتو می باشد.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • غنی: کسانیکه در صف جمهوریت نباشند در دولت جایی ندارند

    غنی: کسانیکه در صف جمهوریت نباشند در دولت جایی ندارند

    رییس‌جمهور غنی، گفت اگر افغانستان ناامن باشد، پاکستان نیز ناامن خواهد بود و از همین رو، انتخاب دوستی و دشمنی با پاکستان است.

    آقای غنی که روز یک‌شنبه (۲۹ حمل)، در برنامه‌ی اهدای مدال به برخی از نیروهای پولیس و امنیت ملی، صحبت می‌کرد، با اشاره به بازنگری روابط کشورهای منطقه با افغانستان، گفت: «امروز، روز تصمیم برای پاکستان است. اگر کشور ما ناامن باشد، آن‌جا نیز ناآرام می‌باشد. اگر ما آسایش داشته باشیم، آن‌ها نیز آسایش خواهند داشت.»

    به گفته‌ی او، انتخاب دوستی و دشمنی در دست پاکستان است و اگر پاکستان دوستی را انتخاب کند، افغانستان آماده است که با افزایش همکاری با کشورهای منطقه و جهان، با این کشور همکاری کند.

    آقای غنی، هم‌چنان گفت: «یک صف جمهوری است و صف دیگر دشمن. آنانی که در صف جمهوری ایستاده نمی‌شوند، دیگر برای شان در دولت جایی نیست. طالبان به خاطر دوام جنگ، هیچ‌گاه مشروعیت دینی ندارند؛ اجماع علمای جهان اسلام، جنگ افغانستان را نامشروع خوانده است.»

    رییس‌جمهور غنی با اشاره به این که دیدگاه حکومت افغانستان، حاکمیت، جمهوری، مردم‌سالاری، آبادی، آزادی و استقلال است، گفت اگر طالبان در این چارچوب صلح می‌کنند، آغوش ما به روی آن‌ها باز است و بدون آن، انتخاب جنگ و دوام آن، بهانه‌ی طالبان است.

    او در بخش دیگری از سخنان خود، در باره‌ی اعلام خروج نیروهای امریکایی از افغانستان صحبت کرد و گفت در تاریخ معاصر، نخستین‌بار است که برای افغانستان همه فرصت‌های مناسب فراهم شده است.

    آقای غنی گفت حکومت افغانستان از دو سال به این طرف آمادگی کامل دارد و به خاطر رفتن سربازان امریکایی، پلان همه‌جانبه را ترتیب کرده است.

    او تاکید کرد حکومت افغانستان به خاطر حفاظت از خاک خود، آمادگی کامل دارد و وقت آن رسیده است که حاکمیت ملی به گونه‌ی کامل تطبیق شود و افغانستان بی‌طرفی خود را ثابت کند.

    گفتنی است اخیرا جو بایدن، رییس‌جمهور امریکا، اعلام کرده که روند خروج سربازان امریکایی از افغانستان در ماه می آغاز و تا یازدهم سپتمبر تکمیل خواهد شد. به دنبال آن، ناتو نیز اعلام کرده که سربازان کشورهای عضو این سازمان، هم‌زمان با سربازان امریکایی از افغانستان بیرون خواهند شد.

    با این حال، گروه طالبان، دولت امریکا را به نقض توافق‌نامه‌ی قطر متهم کرده و هشدار داده که مسئولیت عواقب آن به دوش ایالات متحده خواهد بود.

  • امریکا و طالبان و تبانی سیستماتیک

    امریکا و طالبان و تبانی سیستماتیک

    در مقطع حساسی که امریکایی‌ها در حال رفتن هستند و فرستاده ویژه واشنگتن برای روند صلح افغانستان نیز گاه و بیگاه به سود گروه طالبان سر می‌جنباند و مذاکرات دوحه و توافق کذایی امریکا با این گروه نیز اعتماد به نفس کاذبی برای آنان در میدان سیاست فراهم کرده، گروه طالبان خود را بی نیاز از مذاکرات با کابل حس کرده و در پی وقت کشی هستند تا قدرت را از راه زور به چنگ بیاورند و امارت خونین خویش را دوباره احیا کنند.
    گروه طالبان اخیراً به فراخوان آتش‌بس در ماه مبارک رمضان پاسخ منفی داده و ادامه جنگ و کشتار مردم افغانستان را در این ماه دارای ثواب بیشتر خواند.
    بنا بر این هرگز به صلح نمی‌اندیشد و تلاش دارند که جنگ ادامه یابد.
    طالبان خود را در این وضعیت که خلیلزاد فشارها را بر دولت افغانستان افزایش داده و هرازگاهی به سود گروه طالبان سخن می‌زند، همچنان با توجه به این که امریکایی‌ها در حال خروج از افغانستان هستند، بی نیاز از مذاکره و چانه زنی با دولت افغانستان می‌بیند؛ زیرا به این نتیجه نهایی رسیده که با رفتن امریکا، دولت کابل چند صباحی بیشتر دوام نمی‌کند و رویای احیای امارت اسلامی محقق می‌شود.
    در واقع، خروج نظامیان امریکایی از افغانستان، زمینه قدرت گیری طالبان را در میدان نبرد افزایش می‌دهد و این باور را خلق می‌کند که چرا با دولتی مذاکره شود که سرانجام شکست می‌خورد و متلاشی می‌شود.
    به نظر می‌رسد طالبان تا حدودی در محاسبات شان دقیق هستند، زیرا امریکا با خیانت ننگین به دولت و ملت افغانستان، توافقنامه صلح با گروه طالبان امضا کرد، خلیلزاد خلاف تمام موازین اخلاقی و بین‌المللی برای این گروه لابی گری کرد و اکنون نیز دولت افغانستان زیر فشار شدید واشنگتن قرار گرفته و به طالبان دست بالا داده است.
    طالبان به دلایل زیر خود را نیازمند مذاکره با دولت افغانستان نمی بینند:
    نخست: طالبان خود را بی نیاز از مذاکره با دولت افغانستان می‌پندارد؛
    دوم: به احیای امارت اسلامی کذایی خویش می‌اندیشند؛
    سوم: جنگ و کشتار ماهیت اصلی و فلسفه وجودی این گروه است و هرگز به صلح نمی‌اندیشند.

    سید علی سجادی بهسودی

  • محقق: طالبان احساس می کنند امریکا را شکست داده اند

    محقق: طالبان احساس می کنند امریکا را شکست داده اند

    محمد محقق؛ رهبر حزب وحدت مردم افغانستان و مشاور ارشد ریاست جمهوری می‌گوید، طالبان احساس می‌کنند امریکا را در جنگ شکست داده و دولت افغانستان را نیز به آسانی شکست خواهند داد؛ اما به گفته او، آمادگی برای دفاع از نظام وجود دارد.

    محقق به رسانه ها گفته است: «طالبان احساس می‌کنند که برنده جنگ هستند و ایالات متحده را شکست داده اند، بنابرین آن‌ها فکر می‌کنند، وقتی ایالات متحده را شکست داده ایم، می‌توانند هموطنان خود را به راحتی شکست دهند.»

    وی تاکید کرده است که «هم دولت و هم نیروهای شامل دولت، آماده دفاع از نظام هستند».

    محقق گفته است: «آمادگی عام و تام وجود دارد. هم دولت و هم در جریان‌های سیاسی شامل دولت، به حمایت جریان‌های که جمهوری اسلامی و نظام دفاع می‌کنند. حتی اگر از حکومت راضی نباشند، آمادگی کامل برای دفاع وجود دارد.»

    مشاور ریاست جمهوری می‌گوید، طالبان به صلح علاقه‌مندی نشان نداده‌اند و از زور کار می‌گیرند.

    براساس تصمیم تازه امریکا، قرار است نیروهای این کشور همزمان با سایر نیروهای خارجی تا ۱۱ سپتامبر سال جاری میلادی، افغانستان را ترک کنند.

    پس از اعلام این تصمیم نگرانی از بروز جنگ داخلی و بازگشت دوباره طالبان مطرح می‌شود.

  • محک دیدگاه افغان ها در مورد نظام آینده از اهداف امریکا در نشست استانبول است

    محک دیدگاه افغان ها در مورد نظام آینده از اهداف امریکا در نشست استانبول است

    نشست استانبول با موضوع صلح افغانستان قرار است چند روز دیگر در ترکیه برگزار شود.
    حکومت افغانستان و شورای عالی مصالحه ملی طرح های خود برای ارائه در این نشست را آماده کرده اند. در کنار این، طالبان در روزهای اخیر اعلام کرده اند تا نیروهای خارجی از جمله نیروهای امریکایی به طور کامل از افغانستان خارج نشوند، در هیچ نشستی مرتبط با صلح افغانستان شرکت نمی کنند.
    در چنین فضایی امریکایی ها اما تمام تلاش های دیپلماتیک و سیاسی خود را به کار بسته اند تا قبل از خروج شان از افغانستان در یازده سپتامبر سال جاری میلادی به نوعی توافق صلح دست یابند.
    داکترعبداللطیف نظری، استاد دانشگاه، کارشناس مسائل سیاسی و کاندید پیشین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، در گفت و گویی با خبرگزاری رها هدف اصلی امریکایی ها از نشست استانبول را رسیدن به یک توافق نامه صلح قبل از یازده سپتامبر جهت خروج ابرومندانه از افغانستان عنوان نمود.
    امریکایی ها عملا توافق صلح دوحه با طالبان را نقض کرده نیروهای خود را به جای اول ماه می در یازده سپتامبر قرار است از افغانستان خارج کنند. امریکایی ها نگرانند طالبان با اعتماد به نفسی که به دست آورده اند یک بار دیگر حملات شان را بر نیروهای امریکایی و ناتو از سر بگیرند و این شرایط را برای امریکایی ها می تواند دشوار بسازد. دولت بایدن تلاش می کند در نشست استانبول رضایت طرف اصلی یعنی طالبان را به دست آورد تا زمینه خروج آبرومندانه آنها فراهم شود.
    به باور داکتر نظری هدف دوم امریکایی ها در نشست استانبول رسیدن به نوعی محک و دیدگاه گروه های سیاسی، نمایندگان مردم افغانستان و شهروندان این کشور در مورد نوع نظام سیاسی که قرار است در افغانستان روی کار آید، می باشد.
    تیم بایدن بر این باور است که گسست های هویتی در افغانستان بیش از اندازه است و گسل های قومی روبه افزایش می باشد و این می تواند برای حضور بیش از دو دهه امریکا در افغانستان یک شکست تلقی گردد. امریکایی ها در نشست استانبول به دنبال محک و دیدگاه احزاب سیاسی، نمایندگان سیاسی و شهروندان افغانستان در مورد نوع نظام سیاسی آینده این کشور می باشد.


    طرح غنی و عدم استقبال گسترده
    داکتر نظری در ادامه گفت و گو خود به طرح سه مرحله ایی غنی که قرار است در نشست استانبول ارائه شود، اشاره کرده می گوید طرح غنی در نشست استانبول با استقبال گسترده روبرو نخواهد شد.

    وی همچنین افزود: هم طالبان، هم امریکا و هم برخی احزاب سیاسی کلان و تاثیرگذار افغانستان با طرح غنی مخالف هستند. اما حکومت افغانستان قطعا می تواند یک طرف قضیه باشد چون بدون رضایت حکومت افغانستان هم بحث توافق روی صلح و نوع نظام آینده در کشور با مشکلاتی روبرو خواهد شد. امریکایی ها در نشست استانبول تلاش می کنند رضایت آقای غنی و طرفداران طرح جمهوریت به گونه ای حاصل شود و در این راستا احتمالا امتیازاتی هم برای آنها در نظر گرفته می شود.
    نظری همچنین تاکید کرد:« طرح غنی از لحاظ توازن قومی با اشکالات و خلأهای جدی روبروست. از سویی طرح شورای عالی مصالحه ملی با اشکالاتی روبروست. می توان گف هم طرح غنی و هم طرح شورای عالی مصالحه ملی هر دو با مشکل توازن قومی و تعادل قومی روبرو هستند.»
    به باور این کارشناس مسائل سیاسی طرح جمهوریت به خصوص بیشتر قابل نقد است چون بر نظام سیاسی متمرکز تاکید دارد. تجربه دو دهه ای در افغانستان نشان می دهد که یکی از عوامل اصلی بحران و بی ثباتی در افغانستان تمرکز گرایی قدرت می باشد. این مسأله کشور را به سمت استبداد و انسداد سیاسی سوق داده و گسست های هویتی را به بار آورده است. بنابراین، به نظر می رسد طرح جمهوریت آقای غنی و طرفدارانش با اقبال عمومی در نشست استانبول مواجه نشود و نیازمند بحث های جدی ست و می بایست برخی واقعیت های افغانستان را مورد توجه قرار دهد. در غیر اینصورت، افغانستان حتی در نظام پسا صلح نیز نمی تواند یک دولت مقتدر شکل دهد و به مرور زمان دچار بی ثباتی می شود.

  • سفیر اتحادیه اروپا در افغانستان: طالبان فرصت پیش آمده برای صلح را جدی بگیرد

    سفیر اتحادیه اروپا در افغانستان: طالبان فرصت پیش آمده برای صلح را جدی بگیرد

    سفیر اتحادیه اروپا در افغانستان در آستانه برگزاری نشست استانبول ابراز امیدواری کرد این گروه فرصت پیش‌آمده برای صلح را جدی بگیرد و در نشست ترکیه شرکت کند.
    به گزارش خبرگزاری دید، اندرس وان برندت سفیر اتحادیه اروپا در افغانستان روز گذشته در همایشی در کابل گفت که اگر طالبان می‌خواهند از کمک‌های جامعه جهانی برخوردار شوند، فرصت پیش‌آمده را برای صلح باید جدی بگیرند و در نشست آتی استانبول شرکت کنند.
    سفیر اتحادیه اروپا گفت: اگر طالبان می‌خواهند بخشی از دولت در افغانستان باشند، از کمک‌های توسعه‌ای ما، از تجارت ما و از نمایش در صحنه بین‌المللی بهره ببرند، بهتر است مذاکره را شروع کنند.
    وی افزوده که امیدوار است طالبان فرصتی را که با نشست استانبول پیشنهاد شده ‌است، از دست ندهند.
    به گفته وی، در پنج سال گذشته مسئله صلح افغانستان هیچ‌گاه مانند هفته‌های اخیر داغ نبوده‌ است.
    گفتنی است که کنفرانس بین‌المللی استانبول قرار است به تاریخ ۲۴ اپریل سال جاری میلادی در ترکیه برگزار شود. اما طالبان گفته‌اند تا زمانی که نیروهای خارجی از کشور بیرون نشوند در هیچ نشستی در باره افغانستان شرکت نمی‌کنند.

  • چند دستگی طالبان کار صلح را دشوار ساخته است

    چند دستگی طالبان کار صلح را دشوار ساخته است

    شاه حسین مرتضوی، مشاور ارشد رییس‌جمهور غنی می‌گوید چند دستگی در رهبری طالبان گفتگو‌های صلح را دشوار می‌سازد.

    آقای مرتضوی می‌افزاید در حال‌حاضر، میان جنگجویان میدان نبرد و رهبران طالبان در قطر نیز هماهنگی و جود ندارد.

    به گفتهٔ وی، تعدد مراکز تصمیم گیری در چند کشور و پنهان بودن رهبر اصلی طالبان بر مشکلات افزوده است.

    او می‌گوید طالبان در آستانه گفتگوهای صلح صد پارچه و فاقد طرح و صدای واحد شده‌اند.

    از سویی‌هم، قرار بود نشست استانبول برای صلح افغانستان در تاریخ ۱۶ ماه اپریل برگزار گردد؛ اما طالبان گفتند که آمادهٔ این نشست نیستند.

    از سویی‌ دیگر گروه طالبان می‌گویند تا زمانی که نیروهای خارجی از افغانستان خارج نشوند آنان در هیچ نشستی که در بارهٔ آینده افغانستان تصمیم گرفته شود، اشتراک نخواهند کرد.

    در همین حال، جو بایدن، رییس‌جمهور ایالات متحدهٔ آمریکا، گفته‌است که از اول ماه می سال جاری روند خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان آغاز می‌شود و تا ۱۱ سپتامبر سال جاری نیروهای این کشور به طور کامل از افغانستان خارج می‌شوند.

    رییس‌جمهور غنی به تصمیم جو بایدن مبنی بر خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان احترام گذاشته، گفته‌است که نیروهای افغان به تنهایی می‌توانند از افغانستان دفاع کنند.

  • بایدن: افغان‌ها ! دیگه چه خدمت!

    بایدن: افغان‌ها ! دیگه چه خدمت!

    اعلام تاریخ خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان توسط رئیس جمهور جو بایدن با واکنش های متعدد داخلی و خارجی مواجه شده است.

    برخی این اقدام را سر منشأ تحولات منفی از جمله جنگ های داخلی می دانند و  بعضی دیگر آن را به فال نیک گرفته اند.

    از جمله کسانیکه این خروج را مثبت دانسته شاه حسین مرتضوی مشاور ارشد رئیس جمهور غنی می باشد که گفته خروج نیروهای خارجی سبب توسعه بیشتر کشور می شود.

    اما در میان کاربران فیس بوکی، یک کاربر به نام گل محمد مختاری در این مورد می نویسد: بایدن گفت، مابه اهداف خود رسیده ایم، دیگه باید به خانه برگردیم!!!

    من فکر می‌کنم؛ ایشان کاملا دقیق ودرست گفته است، این مائیم که قدرت گیرایی وفهم لازم را ازدست داده ایم، چراکه هدف اصلی آمریکا، بازیافت واحیای مجدد طالبان بود که از مرحله فنای مطلق و اضمحلال ابدی درغارهای تورابورا، اینک به لطف توجهات آمریکائی ها باردیگر میدان دارعرصه های سیاست ونظام شده اند!!!

    تولید خشخاش و کوکنار، به عنوان منبع اقتصادی طالبان، به چند صد درصد شده است که سالانه میلیاردها دلار به خزانه مخالفین سرازیر نموده تمامی نیازمندیهای آنان را اعم از تهیه جنگ افزار مدرن، معاش اجیران آدم کش، و تربیت انتحاری، فراهم خواهد نمود!!!

    به بهانه اصلاحات اداری، بر تورم قابل انفجار ادارات افزوده واحدهای موازی زیادی را بر ساختار و سازه لرزان و فرسوده نظام تحمیل نموده است!!!

    افغانستان را ازیک کشور مستقل اما ضعیف، به یک مملکت ضعیف، وابسته و مستعمره تبدیل نموده است!!!

    اردوی نظامی کشور را از یک نیروی شجاع و میهن پرست، به یک سپاه معاش بگیر و بی اختیار و بی صلاحیت، تنزل داده است!!!

    نسل جوان و آینده سازان مملکت را در باتلاق اعتیاد، خشونت و تعصب منشی جهت داده، بهترین سرمایه های انسانی جامعه‌ای مارا به گرداب باد فنا، رهبران و سردم داران ما را معتاد به جنگ، خون ریزی، تعصب و عدم هم پذیری نموده‌اند!!!

    و نیز برای همسایه‌های افغانستان، سرگرمی، چالش زایی، زمینه دخالت و دردسر های بی پایان فراهم نموده اند!!!

    همچنین زمینه های اختلافات قومی، مذهبی، و چالشهای سیاسی را به گونه‌ای عیار نموده است که مردم افغانستان هرلحظه خودشان را بالای مین، یادرجوار خرمن باروت احساس خواهند نمود!!!

    این درحالی است که کمک های انجام شده وصدقات اعطایی خودشان را، چندین برابر از طرق دیگر و امکانات پیدا وپنهان کشورمان، بازپس گرفته اند!!!

    پس آقای جوبایدن، کاملا درست گفته است و به اهداف استراتژیک شان دست یافته اند، افسوس برماست که هیچ‌گاه نخواستیم بفهمیم، در کجای این عالم به سر می بریم؟! هدف ما ازجنگ، برادرکشی و خانه ویرانی چیست؟

  • 30 نیروی دولتی از زندان طالبان در نیمروز آزاد شدند

    30 نیروی دولتی از زندان طالبان در نیمروز آزاد شدند

    نیروهای ارتش با اجرای عملیاتی در ولسوالی خاشرود ولایت نیمروز ۲۰ نیروی دولتی را از یک زندان طالبان آزاد کرده‌اند.

    وزارت دفاع ملی روز شنبه، بیست‌وهشتم حمل با اعلام این خبر گفت در میان زندانیان رهاشده ۱۷ منسوب ارتش و سه منسوب پولیس شامل‌اند‌.

    طبق اعلام وزارت دفاع ملی، در جریان این عملیات هفت تن از اعضای گروه طالبان به شمول بشیر از فرماندهان کلیدی این گروه کشته شده‌اند.

    گروه طالبان به این خبر واکنش نشان نداده است.

    پیش از این نیز نیروهای امنیتی با اجرای یک رشته عملیات در ولایت‌های مختلف چندین زندان طالبان را درهم شکسته‌اند. در نتیجه این رشته عملیات‌ شمار زیادی از نیروهای امنیتی آزاد شده‌اند.

  • ارتباط طالبان با القاعده همچنان ادامه می یابد

    ارتباط طالبان با القاعده همچنان ادامه می یابد

    پس از امضای توافق‌نامه میان ایالات‌ متحده امریکا و گروه طالبان در ۲۹ فبروری ۲۰۲۰، از میان همه بند‌های تعهد شده، مسأله قطع روابط طالبان با شبکه القاعده، موضوع جنجالی و قابل تأمل بوده است. با گذشت بیش‌تر از یک‌سال از امضای این توافق‌نامه، هنوز هم روابط بین این دو گروه پابرجا بوده است و هیچ نشانه‌ای از قطع روابط میان گروه طالبان و شبکه القاعده به چشم نمی‌آید. به هر حال، در این نبشته تلاش خواهد شد تا نشانه‌هایی از ادامه روابط طالبان با شبکه القاعده برجسته شود.

    در همان آغاز گفت‌وگو‌های صلح، گروه طالبان در تلاش بود تا از جایگاه قدرت وارد مذاکرات شود و می‌کوشید تا روی مبانی فکری و ایدیولوژیک خود قیمت‌گذاری کند و با این روش، دست‌ بالایی در مذاکرات داشته باشد. بدیهی است که نیروهای پشت‌پرده (سازمان‌های استخباراتی و متفکران شبکه القاعده) آن‌ها را تغذیه اطلاعاتی می‌کردند و مشوره می‌دادند. با این تاکتیک، طالبان خواهان به کرسی نشاندن دیدگاه خود بودند و چیزی کم‌تر از آن نمی‌خواستند. اما بخش دیگری از مذاکرات، مطالبات حکومت افغانستان و خواست‌های امریکایی‌ها از طالبان بود که تبلور آن در موافقت‌نامه دیده می‌شود. یکی از موارد جدی در این موافقت‌نامه، قطع روابط طالبان با شبکه القاعده بود که طالبان تا هنوز برای قطع روابط شان با شبکه موصوف از خود قاطعیت نشان نداده‌اند و در ضمن، اطلاعات و شواهد زیادی مبنی بر دوام و تحکیم روابط میان این دو گروه وجود دارد.

    پس از آفتابی شدن دوام روابط طالبان با القاعده، دستگاه تبلیغاتی این گروه همواره روابط شان با القاعده را در اعلامیه‌های رسمی و در نشست‌های خود رد می‌کرد. باید اذعان کرد که طالبان با حفظ و تحکیم روابط‌‌ شان با القاعده در این وهله‌ زمانی دنبال سه هدف مهم و راهبردی هستند.

    نگاه ابزاری طالبان به القاعده

    در شرایط کنونی، طالبان جدا از پیوند ایدیولوژیک با القاعده، نگاه ابزاری نسبت به این شبکه دارند. آن‌ها از القاعده به عنوان آخرین کارت بازی استفاده می‌کنند تا معادله و فرمول مذاکرات را تغییر بدهند. بدون شک، القاعده و شاخ و برگ آن‌ها در افغانستان، منطقه و جهان، هنوز هم  تهدید جدی در برابر منافع بعضی کشورها، از جمله ایالات متحده امریکا پنداشته می‌شود. طالبان با درک این واقعیت تلاش دارند روابط شان با القاعده هم‌چنان ادامه داشته باشد و غیرمستقیم برای امریکایی‌ها این پیام را می‌دهند که قطع روابط آن‌ها با القاعده قیمت ‌گزاف در پی خواهد داشت. این مطلوب‌ترین روش برای باج‌گیری از امریکایی‌ها و حکومت افغانستان است.

    شکست مذاکرات و نقش القاعده

    از آن‌جایی‌ که طالبان به تنهایی روی جنگ و صلح تصمیم نمی‌گیرند، آن‌ها به عنوان نیروهای نیابتی و پیش‌قراولان فاقد دیدگاه، در واقع آجندای مبهم و چندلایه‌ دیگران را وسیله می‌شوند و روی محتوای آن چانه‌زنی می‌کنند تا مطالبات بازیگران اصلی برآورده شود. با این حال، طالبان با شکست مذاکرات صلح نیاز به حامیان مالی و ایدیولوژیک دارند تا ماشین جنگی آن‌ها متوقف نشود و قدرت بسیج افراد تحت امر شان را از دست ندهند. سازمانی ‌که می‌تواند نقش تعیین کننده‌‌ای پس از شکست مذاکرات صلح در بسیج و آرایش نیروهای طالبان داشته باشد، القاعده است. با این حال، طالبان به خوبی می‌دانند که همکار استراتژیک خود یعنی القاعده را از دست ندهند.

    ترس از رقبای منطقه‌‌ای

    براساس اطلاعات موجود، بیش‌تر از بیست گروه تروریستی با ظرفیت‌های سازمانی و خاستگاه‌های تقریباً مشابه عملاً در منطقه فعال هستند. شبکه القاعده با اکثریت این گروه‌های تروریستی در تماس بوده و نوع تعامل این سازمان با گروه‌های تروریستی منطقه‌ براساس نیاز دو طرف تحکیم شده است. شبکه القاعده در سه سطح تاکتیکی، اطلاعاتی و ایدیولوژیکی با گروه‌های تروریستی منطقه‌ در تعامل است و دو نوع همکاری مالی ­و آموزشی نیز با این گروه‌ها دارد. طالبان با درک این پیوند چندلایه‌ القاعده با رقبای منطقه‌ای خود، ترس از دست دادن همکاری راهبردی القاعده را دارند و می‌دانند که هر نوع مقاطعه در این شرایط، ذهن القاعده را به سوی دیگری معطوف خواهد کرد. اسناد و مدارک متعددی نشان می‌دهد که سازمان القاعده بر علاوه داشتن روابط با گروه طالبان و شبکه حقانی، با گروه‌های تروریستی پاکستانی «لشکر طیبه، تحریک طالبان پاکستانی، انصار الاسلام، سپاه صحابه، لشکر جنگوی و…» و گروه‌های تروریستی آسیای میانه «حرکت اسلامی اوزبیکستان و جماعت انصارالله تاجیکستان» روابط نزدیک دارد که هرکدام از این گروه‌ها به عنوان یک پتانسیل منطقه‌ای نزد القاعده مطرح است. این امر دست ‌بلندی برای القاعده می‌دهد تا برای پیش‌برد اهداف تروریستی خود انتخاب متعددی داشته باشد. با این حال، دوام روابط طالبان با القاعده برای این گروه حیاتی پنداشته می‌شود. از این‌رو، طالبان تلاش خواهند کرد تا ارتباط زیر‌زمینی و معنادار شان محفوظ بماند.

    مانیفست تدوین شده القاعده نشان می‌دهد که سه مولفه‌ «جهاد و مبارزه با کفر، بازیابی هویت گذشته (بازگشت به اسلام راستین) و پاک‌سازی کشورهای اسلامی از حاکمان فاسد» بازگو کننده‌ تفکر اصلی آن‌ها است. این مولفه‌ها و مبانی ایدیولوژیک شبکه القاعده برمی‌گردد به تاثیرپذیری آن‌ها از اندیشه‌های سید قطب و جریان اخوان‌المسلمین. باید اذعان کرد که نظام فکری حاکم بر القاعده، ریشه در سلفی‌گری دارد و می‌توان آن را در افکار خوارج، احمد بن حنبل، ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب به خوبی جست‌وجو کرد. روشن است که سلفی‌ها به سبب ماهیت واپس‌گرا و گذشته‌نگر خود به سمت سنت‌گرایی پیش‌می‌روند. القاعده هم‌چنان با طرز تفکر مشابه خواهان برقراری نظم اسلامی در جهان است که توسط بنیادگرایان صورت می‌گیرد؛ جهانی که تحت رهبری یک خلیفه قرار داشته باشد. با چنین تفکری، القاعده در گوشه‌های دنیا ریشه دوانده و هسته‌های عملیاتی خود را مستقر ساخته است. پس از اعلام «جنگ برعلیه ترور» و متواری ساختن نیروهای القاعده توسط ائتلاف جهانی به رهبری ایالات متحده امریکا، بعضی از رهبران این شبکه و اعضای آن دوباره به کمک طالبان توانستند در نقاط مختلف افغانستان جابه‌جا شوند. اطلاعات استخباراتی نشان می‌دهد که اعضای القاعده در ۱۹ ولایت افغانستان در تبانی با طالبان فعالیت‌های تخریبی، آموزشی و اطلاعاتی دارند.

    زابل، ارزگان، بدخشان، بلخ، قندهار، کنر، فاریاب، فراه، غزنی، کاپیسا، کابل، جوزجان، هلمند، خوست، لوگر، ننگرهار، تخار، نیمروز و پکتیکا از جمله ولایت‌هایی‌ اند که اعضای شبکه القاعده زیر چتر طالبان در آن عملاً فعالیت دارند. القاعده ساختار سازمانی نظام‌مند دارد. شورای مرکزی آن‌ها به مثابه فرماندهی کل نیروها دارای بخش‌های نظامی، مالی، مذهبی و تبلیغاتی است. هر بخش توسط افراد وفادار و تذکیه شده رهبری می‌شود و شورای مرکزی آجندای فعالیت و تحرکات‌شان را تدوین می‌کند. براساس اطلاعات، شمار اعضای گروه القاعده در افغانستان بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ تن می‌رسد که اکثریت آن‌ها شهروندان کشور‌های خارجی، مخصوصاً کشور‌های عربی، پاکستان، بنگله‌دیش، برما، مالدیف، اوزبیکستان، قرغیزستان، چچین و ترکیه هستند.

    فواد حسین، روزنامه‌نگار اردنی که مدتی هم‌بند ابومصعب ‌الزرقاوی در زندان بود، در خلال نگارش کتاب خود «الزرقاوی؛ نسل دوم القاعده»، کوشیده است با بسیاری از رهبران این شبکه ارتباط برقرار کند. وی می‌نویسد: «من با طیفی از اعضای القاعده با عقاید مختلف مصاحبه کردم تا تصوری از چگونه‌گی تحول جنگ بین تروریست‌ها و واشنگتن را به دست بیاورم». او نیز یادآور شده است که شبکه القاعده امیدوار است، در هفت مرحله‌ جداگانه نظم ایده‌آل خود را در جهان براساس خلافت اسلامی حاکم بسازد. آن‌ها مراحل هفت‌گانه را چنین دسته‌بندی ‌کرده‌اند:

    مرحله بیدارسازی بین سال‌های ۲۰۰۰ الی ۲۰۰۳، مرحله گشودن چشم‌ها؛ تبدیل ساختن عراق به پایگاه اصلی القاعده در جهان بین سال‌های ۲۰۰۳ الی ۲۰۰۶، مرحله برپا خاستن؛ تمرکز بالای سوریه و تصمیم حمله بالای ترکیه و اسراییل بین سال‌های ۲۰۰۷ الی ۲۰۱۰، مرحله فروپاشی حکومت‌های عربی بین سال‌های ۲۰۱۰ الی ۲۰۱۳، مرحله اعلام خلافت اسلامی بین سال‌های ۲۰۱۳ الی ۲۰۱۶ و مرحله رویارویی مطلق؛ رویارویی سپاه اسلام بین معتقدان و بی‌اعتقادان که در سال ۲۰۱۶ پیش‌بینی شده بود. در نهایت، مرحله هفتم، پیروزی قطعی توصیف شده است. وی می‌افزاید که از نظر تروریست‌ها، به علت آن‌که بقیه جهان توسط ۱٫۵ میلیارد مسلمان درهم کوبیده خواهد شد، خلافت بدون شک به پیروزی خواهد رسید. این مرحله باید تا سال ۲۰۲۰ به پایان برسد و جنگ نباید بیش از دو سال به طول انجامد.

    آنچه ‌که حسین روایت می‌کند، به وضوح نشان می‌دهد که رهبران القاعده به اصول راهبردی خود دست نیافته‌اند و هنوز در مرحله‌ چهارم و پنجم که خشونت و مقاومت سخت‌گیرانه را نشان می‌دهد، گیرمانده‌اند. با این حال در تلاش و تکاپو هستند تا ریشه‌های‌شان الی تکمیل‌ شدن مرحله هفتم نخشکند. از همین‌رو، در جهان عرب با جبهه النصره، در سوریه با انصار الشریعه، در یمن با جنبش الشباب و در افغانستان با گروه طالبان و سایر گروه‌های تروریستی در تماس‌اند تا به خواست‌های استراتژیک‌شان که همانا سه مولفه اصلی تفکر و تکمیل مراحل هفت‌گانه است، برسند. بنابراین، القاعده به خاطر بقای خود در منطقه‌ برای فعلاً شریک خوب‌تر از طالبان سراغ ندارند و همسویی این دو گروه ظاهراً برای هردوی‌شان سود‌آور است.

    نشانه‌هایی از همسویی و روابط طالبان با القاعده

    ریاست عمومی امنیت ‌ملی افغانستان ادعا می‌کند که در جریان بیش‌تر از یک‌‌سال، یعنی پس از امضای توافق‌نامه دوحه میان ایالات متحده امریکا و گروه طالبان، چهار تن از اعضای رهبری شبکه القاعده توسط عملیات نیروهای ویژه ریاست عمومی امنیت ملی کشته شده‌اند. براساس اعلامیه‌های رسمی این نهاد، هر چهار فرد مهم شبکه مذکور در مناطق مربوط به گروه طالبان زیست داشته‌ و تحت حمایت آن‌ها فعالیت‌های خود را پیش‌ می‌برده‌اند.

    بریده‌‌ای از اعلامیه رسمی ریاست عمومی امنیت، ۳ ثور ۱۳۹۹: «منیب فرزند سردار خان ولدیت حیات‌ خان، باشنده‌‌ اصلی پاکستان، عضو شورای مرکزی شاخه‌ خراسان داعش، قاضی و مسوول هماهنگی و ارتباطات میان شاخه‌ خراسان داعش و گروه‌های تروریستی مثل لشکر طیبه، شبکه حقانی، سپاه صحابه و جمعیت ‌العلمای اسلام؛ این مسوول بلندپایه داعش شاخه‌ خراسان در جریان تحقیق در مورد چگونه‌گی تبانی و تشریک مساعی میان شاخه‌ خراسان داعش و گروه‌های تروریستی صحبت کرده است. نامبرده قبل از این‌که با گروه داعش بپیوندد، جزو افراد کلیدی گروه تروریستی القاعده بوده است».

    اعلامیه ریاست عمومی امنیت ملی، ۴ عقرب ۱۳۹۹: «حسام عبدالرووف، مشهور به ابومحسن المصری، یکی از رهبران ارشد القاعده در جریان یک عملیات نیروهای قطعات خاص ریاست عمومی امنیت‌ ملی در ولسوالی اندر ولایت غزنی به هلاکت رسید. نامبرده تا سال ۲۰۱۵‌ میلادی مسوولیت تبلیغاتی و مطبوعاتی را برای شبکه‌‌ القاعده بر عهده داشت. حسام عبدالرووف با طالبان و شبکه‌ حقانی رابطه‌ نزدیک برقرار کرده بود و جنگ‌جویان این گروه را حمایت مالی و لوژستیکی می‌کرد. او سال‌های متمادی زیر چتر طالبان در آن طرف خط دیورند و یا در داخل خاک افغانستان به طور پنهان زنده‌گی می‌کرد. در این عملیات، یکی از قوماندان‌های طالبان و از همکاران نزدیک حسام عبدالرووف، به نام عبدالرحیم بازداشت شده است».

    اعلامیه ریاست عمومی امنیت‌ ملی، ۲۰ عقرب ۱۳۹۹: «نیروهای قطعات‌ خاص ریاست عمومی امنیت‌ ملی براساس معلومات دقیق و در جریان یک عملیات هدفمند، اسامی محمد حنیف فرزند محمد انور به اسم مستعار عبدالله، یکی از رهبران القاعده برای شبه‌قاره هند را از بین برده‌اند. اسامی حنیف باشنده اصلی شهر کراچی پاکستان می‌باشد که در جریان عملیات از قبل‌ پلان‌ شده در ولسوالی بکواه ولایت فراه توسط نیروهای قطعات‌ خاص امنیت‌ ملی کشته شد. نامبرده در ابتدا عضویت گروه تروریستی طالبان را داشته و بعد از سال ۲۰۱۰ عضویت شبکه‌ تروریستی القاعده را نیز کسب کرده بود».

    اعلامیه ریاست عمومی امنیت ‌ملی، ۱۰ حمل ۱۴۰۰: «نیروهای قطعات خاص ریاست عمومی امنیت ‌ملی در عملیات هدفمند یک عضو برجسته‌ شبکه‌‌ القاعده و یک فرمانده‌ طالبان را در ولسوالی گیان ولایت پکتیکا به هلاکت رساندند. دولت‌بیگ تاجیکی مشهور به ابومحمد ‌التاجیکی، عضو برجسته‌‌ شبکه القاعده در شبه‌قاره هند و حضرت علی مشهور به حمزه، مهاجر باشنده اصلی وزیرستان، فرمانده گروه تروریستی طالبان، از پلان‌گذاران اصلی حملات مشترک، پیچیده، خونین و بزرگ طالبان و القاعده بوده‌اند. این افراد، اشخاص ارتباطی میان شبکه القاعده و گروه تروریستی طالبان بوده و مسوولیت تجهیز و تمویل گروه تروریستی طالبان را پیش‌ می‌بردند».

    همان‌طوری ‌که موضوع صلح و جنگ در افغانستان تصمیم محض داخلی نیست، هر نوع پیش‌رفت در مذاکرات صلح و چالش سد‌ راه این پروسه، پیامد‌های منطقه‌ای و جهانی دارد. حکومت افغانستان و همکاران بین‌الملی‌اش انتظار داشتند تا توافق‌نامه دوحه نقشه‌‌ راه برای رسیدن به صلح پایدار گردد و منجر به قطع جنگ شود؛ اما عدم پابندی طالبان به مفاد این توافق‌نامه، بازی را پیچیده ساخته است و مقامات حکومت افغانستان و کشورهای دخیل در پروسه صلح افغانستان، در این مورد واکنش‌هایی داشته‌اند.

    امرالله صالح، معاون نخست ریاست جمهوری در ۲۸ دلو ۱۳۹۹ در قندهار گفته بود که تعهدی را که طالبان کرده بودند و گفته بودند که به ما وقت بدهید که ۲۰ گروه تروریستی دیگر را از افغانستان بیرون کنیم، یکی آن را هم عملی نکردند. وی گفت: «شما شاهد هستید که سومین رهبر القاعده دو ماه پیش در غزنی پیدا شد و این یعنی که طالبان به تعهد‌شان پابند نیستند».

    احمد ضیا سراج، رییس عمومی امنیت ملی افغانستان در ۳۰ دلو ۱۳۹۹ در کابل گفت که حضور فعال القاعده در کشورغیر‌قابل‌ انکار است. او افزود: «حدود سه صد جنگ‌جوی این گروه در افغانستان با طالبان همکاری گسترده و استراتژیک دارند. هم‌اکنون شش تا ده هزار جنگ‌جوی خارجی، از جمله جنگ‌جویان جنبش اسلامی اوزبیکستان، جنبش اسلامی تاجیکستان و جنگ‌جویان ترکستان شرقی چین حضور دارند که هدف نهایی‌شان کشاندن دامنه‌ جنگ به کشور‌های آسیای میانه و ترکستان شرقی است».

    در بخشی از گزارش وزارت دفاع امریکا به کنگره در ۱۱ سرطان ۱۳۹۹ آمده است که گروه طالبان به ادامه همکاری با شاخه القاعده در شبه‌قاره هند متهم است. با وجود پیش‌رفت‌های اخیر در روند صلح، شاخه القاعده در شبه‌‌قاره هند روابط نزدیک با طالبان در افغانستان دارد که احتمالاً برای محافظت و آموزش باشد و به طور مرتب با اعضای رده پایین طالبان برای تضعیف دولت افغانستان همکاری می‌کند.

    گروه تحلیل و نظارت بر تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل (UN Security Council Sanction Analysis and Monitoring Group) در ۱۵ دلو ۱۳۹۹ در بخشی از گزارش چنین گفته است: «روابط طالبان با القاعده، داعش و برخی از گروه‌های تروریستی دیگر هنوز پابرجا و محکم است. کشته شدن چندین فرمانده القاعده، از جمله حسام عبدالرووف معروف به ابومحسن ‌المصری در مناطق تحت کنترل طالبان، گواه این مدعا است.»

    بازرس ویژه ایالات متحده (US Special Inspector General) در ۲۰ حوت ۱۳۹۹ در بخشی از گزارش سیگار آورده است: «افغانستان هنوز هم با تهدید گروه‌های افراطی روبه‌رو است. گروه طالبان الی اکنون تاکتیک‌ها و اهداف خود را تغییر نداده‌ و سطح خشونت‌ها هنوز هم در افغانستان بالا است. یافته‌های ما نشان می‌دهد که در کنار طالبان گروه‌های تروریستی مثل داعش و القاعده هنوز هم در افغانستان حضور دارند».

    رییس کمیته روابط خارجی مجلس سنای امریکا (Senator Robert Menendez) در ۱۹ حوت ۱۳۹۹، در صحبت با خبرنگاران در پیوند به عدم پابندی طالبان به تعهدات آن‌ها گفت: «ما راجع به صلح افغانستان نگرانی داریم. قطع رابطه با گروه‌های دهشت‌افگن، کاهش خشونت و پیوستن به مذاکرات صلح بین‌الافغانی از تعهدات اساسی طالبان در توافق‌نامه آن گروه با ایالات متحده امریکا در دوحه بود. اما آن‌گونه که دیده می‌شود، خشونت طالبان کاهش نیافته و مذاکرات‌ آن‌ها با حکومت افغانستان نتیجه ملموس نداشته است و به استناد گزارش وزارت دفاع ایالات متحده، روابط طالبان با القاعده نیز قطع نگردیده است».

     دبیرکل ناتو (NATO Secretary General Jens Stoltenberg) در ۹ دلو ۱۳۹۹ گفت: «طالبان هنوز هم با گروه‌های تروریستی در افغانستان در تماس‌اند و این گروه روابط شان ‌را با سازمان القاعده قطع نکرده است.»

    پس از کشته شدن عمر عاصم، مسوول القاعده در جنوب‌‌شرق آسیا، مسأله «امنیت خودی» به عنوان جدی‌ترین اصل از سوی شورای مرکزی این شبکه، همه‌گانی و برای همه اعضای سازمان گوشزد شد تا حین استفاده از تکنولوژی و رسانه‌های اجتماعی از احتیاط کار بگیرند. اطلاعات حاکی از آن است که اعضای شبکه القاعده بیش‌تر از واتس‌اپ و سیگنال استفاده می‌کنند و اجازه ندارند در رسانه‌های اجتماعی فعال باشند. هم‌چنان یافته‌های استخباراتی نشان می‌دهد که اعضای شبکه القاعده به تناسب اعضای گروه طالبان و داعش کم‌تر در رسانه‌های اجتماعی فعال‌اند؛ چون مسأله «امنیت خودی» براساس دستور شورای مرکزی باید مدنظر گرفته شود. اما اعضای این شبکه با نام‌های مستعار در ۳۴ گروپ مربوط به طالبان و داعش حضور فعال دارند. با این حال، گفته می‌توانیم که اعضای شبکه القاعده در جریان تمام تصمیم‌گیری‌های گروه طالبان و داعش قرار دارند.

    نتیجه‌گیری

    به نظر می‌رسد که طالبان به این ساده‌گی آماده نمی‌شوند تا روابط شان‌ را با القاعده قطع کنند. آن‌ها هنوز اعضای القاعده را جهاد‌گران واقعی می‌دانند و خود را در برابر آن‌ها وام‌دار حس می‌کنند. حتا اگر اعضای دفتر سیاسی طالبان و هیأت مذاکره کننده‌‌ آن‌ها بنابر فشار‌ کشور‌ها و نهادهای بین‌المللی مقاطعه را اعلام کنند، واقعیت اراضی چیز دیگری خواهد بود. جنگ‌جویان طالب پس از دو دهه همراهی از وضعیت قراردادی و تعاملی در روابط ‌‌شان با القاعده عبور کرده‌اند و حالا پیوند عاطفی میان آن‌ها شکل گرفته است. این احساس عاطفی رابطه را مستحکم، معنا‌دار و ماندگار می‌سازد. از منظر دیگر، طالبان هنوز با دل‌گرمی تمام وارد مذاکرات نشده‌اند و باور ندارند که مذاکرات نتیجه‌بخش تمام شود. بنابراین، از دست دادن همکار قدیمی و ایدیولوژیک‌ «القاعده» برای آن‌ها هزینه بالایی در پی خواهد داشت.

    هشت صبح

  • محب: گروه ها مختلف طالبان باید در روند صلح شرکت کنند

    محب: گروه ها مختلف طالبان باید در روند صلح شرکت کنند

    حمدالله محب، مشاور امنیت ملی کشور می‌گوید طالبان نمی‌توانند قدرت را در افغانستان از راه زور به‌دست بیاورند و خودشان را بر مردم تحمیل کنند.

    آقای محب که روز (جمعه، ۲۷ حمل) در کنفرانس رایزانا صحبت می‌کرد، گفت پس از توافق دوحه میان امریکا و طالبان، این گروه فرصت خوبی داشت تا خود را از راه سیاست مطرح و از آن طریق پیشرفت کند، اما به‌گفته‌ی محب، طالبان با مطرح کردن سناریوی نادرست «پیروزی» این فرصت را از داست دادند.

    محب افزود وقت آن است تا طالبان با دولت افغانستان صلح کنند و به بخشی از جریان اصلی جامعه‌ی افغانستان تبدیل شوند. او اما تأکید کرد که در روند صلح باید تمام گروه‌های مختلف طالبان شامل باشند و هیچ گروهی از آنها نباید از این روند بیرون باقی بماند.

    از سویی هم، مشاور امنیت ملی کشور در بخشی از صحبت‌هایش با اشاره به خروج نیروهای خارجی از افغانستان، گفت فرصت خوبی برای افغان‌ها به‌خاطر کنترل اوضاع امنیتی کشورشان به وجود آمده است: «من فکر می‌کنم این بهترین فُرصت است تا افغان‌ها مسئولیت امنیتی کشورشان‌را بر عهده گیرند.»

    آقای محب علاوه کرد افغانستان دیگر به حضور نیروهای خارجی ضرورت ندارد؛ زیرا آنها [خارجی‌ها] به ما اطمینان داده‌اند که به حمایت از نیروهای افغان ادامه خواهند داد.

    او در مورد طالبان نیز گفت با خروج نیروهای خارجی از افغانستان، این گروه دیگر هیچ دلیلی برای ادامه‌ی جنگ ندارد.

    محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه‌ی ایران نیز که در این کنفرانس صحبت می‌کرد، گفت طالبان باید وارد مذاکرات با دولت افغانستان شوند.

    آقای ظریف طالبان را در جامعه‌ی افغانستان «یک واقعیت» دانست و از این گروه خواست خودشان را براساس نظام‌های دموکراتیک عیار کنند.

    ظریف تأکید کرد در صورتی که طالبان بخواهند به دهه‌ی ۹۰ برگردد، امکان ندارد. او استدلال کرد افغانستان امروزی با افغانستان دهه‌ی ۹۰ کاملا متفاوت است.

    وزیر خارجه‌ی ایران افزود که افغان‌ها باید در یک روند صلح به رهبری و مالکیت خودشان در مورد آنچه که می‌خواهند به توافق برسند و سپس روی جزئیات آن کار کنند.

    او در عین حال گفت که کشورهای منطقه باید افغانستان را در ایجاد یک دولت دموکراتیک، نمایندگی متعادل قومی و یک اقتصاد قوی کمک کنند.

    ظریف تأکید کرد که کشورهای منطقه باید اختلافات بین خودشان را کنار گذاشته و روی مشترکات‌شان، از جمله این که «امارت اسلامی» در افغانستان تهدیدی برای پاکستان، ایران و هند است، تمرکز کنند.

    جواد ظریف به نقش جامعه مدنی در افغانستان نیز اشاره کرد و گفت آنچه که در سال‌های گذشته به‌دست آمده است، حفظ و از تداوم آن باید اطمینان حاصل شود.

    اس جی شنکر، وزیر امور خارجه‌ی هند نیز گفت افغانستان امروزی نسبت به افغانستان سال‌های قبل تغییر کرده و چشم‌پوشی از دست‌آوردهای ۲۰ سال گذشته در این کشور امکان ندارد.

    شنکر گفت افغانستان نیازمند صلح دو وجهی است؛ صلح در داخل کشور و صلح در اطراف کشور. او تأکید کرد که همسایگان افغانستان باید در این امر مشارکت کنند.

    وزیر خارجه‌ی هند در ادامه گفت: «این که گفته می‌شود هند با انجام فعالیت‌هایش در افغانستان، پاکستان را به‌طور غیرمستقیم هدف قرار می‌دهد، خیالی باطل است و این سخنان ارزش تلاش‌های هند در افغانستان را کم‌رنگ می‌کند.»

  • حکمتیار: طالبان تحت هیچ شرایطی نباید مذاکرات صلح را رها کنند

    حکمتیار: طالبان تحت هیچ شرایطی نباید مذاکرات صلح را رها کنند

    گلب‌الدین حکمت‌یار، رهبر حزب اسلامی، از گروه طالبان می‌خواهد گفت‌وگوهای صلح را تحت هیچ شرایطی متوقف نکند.

    آقای حکمت‌یار که روز شنبه (۲۸ حمل)، در یک نشست خبری در کابل صحبت می‌کرد، گفت هرچند تاخیر در زمان خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، سبب ایجاد فضای بی‌اعتمادی شده؛ اما طالبان باید تحت هیچ شرایطی گفت‌وگوهای صلح را متوقف نکرده و به تلاش‌های شان برای رسیدن به صلح از راه گفت‌وگو ادامه دهند.

    او گفت: «تصمیم یک‌جانبه‌ی امریکا مبنی بر خروج تا ماه سپتمبر، فضای بی‌اعتمادی را میان امریکا و طالبان ایجاد کرده است. امریکا باید دلیل تاخیر در خروج سربازانش را واضح سازد. تأخیر در خروج، حتا در منطقه هم بی‌اعتمادی ایجاد کرده است؛ همه فکر می‌کنند شاید امریکا دوباره خروج سربازانش را به تأخیر بیندازد.»

    به گفته‌ی او، ایالات متحده باید یک سلسله اقدام‌هایی را انجام دهد تا این بی‌اعتمادی از میان رفته و انتظار تطبیق تعهد جدید را به واقعیت مبدل کند.

    آقای حکمت‌یار افزود: «اگر امریکا تعهد کند که نیمی از نیروهای خود را در ماه می از افغانستان بیرون می‌کند و همه این صحنه را به چشم خود ببینند و تا ماه سپتمبر هر ماه ۵۰ درصد از نیروهای باقی‌مانده‌اش را خارج کند و تعهد کند که بعد از این در امور داخلی افغانستان مداخله نمی‌کند و سربازانش هم دست به کارهای استخباراتی نمی‌زنند، بی‌اعتمادی از میان خواهد رفت.»

    رهبر حزب اسلامی، هم‌چنان ابراز امیدواری کرد که در نشست استانبول، روی برقراری آتش‌بس و انتقال مسالمت‌آمیز قدرت توافق شود. به گفته‌ی او، در صورتی که طرف‌های دخیل با طرح واضح و با اداره‌ی صادقانه در نشست استانبول اشتراک کنند، بحران افغانستان حل خواهد شد.

    آقای حکمت‌یار، از گروه طالبان خواست که با برقراری آتش‌بس مشروط موافقت کند. او گفت: «شرط‌هایی که برای برقراری این آتش‌بس گذاشته می‌شود نیز، باید شامل این موارد باشد: تغییر حکومت کابل، تطبیق روند خروج نیروهای خارجی، عدم دخالت خارجی‌ها در امورات داخلی افغانستان، آزادی زندانیان سیاسی و نظامی، بیرون کشیدن نام رهبران طالبان از فهرست سیاه سازمان ملل و پرداخت غرامت جنگی از سوی کشورهایی که در جنگ افغانستان دخیل بودند.»

    این در حالی است که اخیرا، جو بایدن، رییس‌جمهور امریکا، گفته است که روند خروج سربازان امریکایی از افغانستان در ماه می آغاز و تا یازدهم سپتمبر تکمیل خواهد شد. ناتو نیز اعلام کرده که سربازان کشورهای عضو این سازمان، هم‌زمان با سربازان امریکایی، افغانستان را ترک خواهند کرد.

    با این حال، گروه طالبان، امریکا را به نقض توافق‌نامه‌ی قطر متهم کرده و گفته که پیامدهای این موضوع، به دوش ایالات متحده خواهد بود.

  • بیست سال طول کشید تا زمینه به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان فراهم شود

    بیست سال طول کشید تا زمینه به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان فراهم شود

    با خروج نیروهای ائتلاف بین المللی به رهبری امریکا و نیز خروج کامل نیروهای امریکایی تا سپتمبر سال جاری میلادی اما و اگر ها در مورد به قدرت رسیدن دوباره طالبان بیش از پیش بر سر زبان ها افتاده است.

    بسیاری از کارشناسان می گویند نشست استبانبول زمینه تقسیم قدرت بین حکومت و طالبان را فراهم می کند و این خود یعنی به قبضه کامل قدرت توسط پشتون ها چون هم حکومت در دست پشتون هاست و هم طالان از قوم پشتون می باشند.

    یکی از کاربران فیس بوک به نام «محمد انور محقق» با نشر مقاله ای از «احمدی رشاد» می نویسد:خلیل زاد در کتاب فرستاده اش در مورد ظاهرشا می نویسد: «ارزیابی من این بود که سرمایه استثنایی ظاهرشا آن بود که او یک رهبر پشتون غیر قابل سوال بود». (خلیل زاد، ص 87)

    حامد کرزی که طالبان را برادر می خواند، گفته است: «طالبان هرچند الان آشفته اند، ولی سرانجام تکنوکراتهای آنها حکومت خواهند کرد». (همان، ص 86.)

    خلیل زاد که الان نماینده ویژه آمریکا در صلح افغانستان است، زمانی سخنگوی طالبان بود، او در مورد جبهه از هم پاشیده شمال می نویسد: «من نگران بودم که تمایل عمده ایالات متحده به جانب ائتلاف شمال، تلاشها برای بسیج پشتون ها در قدرت را تحلیل ببرد». او در جایی دیگر طالبان را اپوزیسیون حیاتی پشتون می خواند و برای بسیج آن تاکید میکند. زیرا به نوشته ای او «طالبان اصولاً به حمایت پشتون ها به قدرت رسیده بودند». (فرستاده، ص 88.)

    الان با خروج نیروهای آمریکایی، آرزوی کرزی و تلاش خلیل زاد و سرمایه استثنایی ظاهرشاه مبنی بر بسیج اپوزیسیون طالب محقق شده و با برکناری دولت غنی که نقش مقدمه الجیش پشتونی را داشت، طالبان رسماً حکومت را قبضه نموده و به قول کرزی حکومت خواهند کرد. این اظهارات که قوی ترین و قدرتمندترین فرد در تحولات 20 سال پس از 11 سبتامبر 2001 یعنی خلیل زاد نوشته، واقعیات پشت پرده افغانستان بوده است. بر مبنای این نوشته 20 سال «بازی شطرنج» افغانستان به منظور بسیج طالبان بوده است. دولت کرزی و اشرف غنی احمد زی هر دو تطبیق دهنده سناریویی بوده اند، که از قبل توسط رهبران پشتون نوشته شده بود، و در این 20 سال از امکانات ایالات متحده و کشوهای غربی و عربی بهره گرفتند، تا پشتون ها را دوباره به قدرت برسانند و مناسبات گذشته را احیا نمایند.

    این فرضیه را اظهارات «آرنولد» نماینده سابق سازمان ملل نیز تایید می کند که گفته بود خلیل زاد، کرزی و لخضر ابراهیمی به ما گفته بود پشتونها بیش از صد سال این کشور را با آرامش اداره کرده بود، اما جهاد افغانستان باعث شد که اقلیتها قدرت را بگیرند و افغانستان را نا امن نمایند. لذا راهش آن است که اقلیت ها بابرنامه دی دی آر خلع سلاح شوند و با برنامه پی آر آر از ادارات دولتی بیرون انداخته شوند». (محی الدین مهدی، مقاله حل مناسبات تباری افغانستان.)

    اقوام افغانستان باید متوجه باشند، که در مدت 20 سال کرزی و اشرف غنی احمد زی چطور حساب شده و به تدریج برای به قدرت رساندن گروه طالبان در افغانستان کار کردند و برای شما شگفتی ساز نیست، که کرزی و احمدزی هیچگاه نگذاشتند، تا طالبان مورد حمله جدی قرار گیرند، یکی برادرش خواندند و دیگری مخالف سیاسی. برای شما سوال برانگیز نیست که چرا برنامه دی.دی.آر در مناطق جنوب و جنوب شرق و جنوب غرب تطبیق نشد ولی در شمال، مرکز و غرب که اقوام تاجیک، هزاره و ازبک بودند، برنامه خلع سلاح مو به مو به اجرا درآمد؟

    آیا برای شما سوال برانگیز نیست، که چرا در جریانی به نام «خیزشهای مردمی» در مناطق پشتون سلاح توزیع گردید و دولت در میان پشتونها به شکل گسترده سلاح توزیع کرد ولی در مناطق تاجیکها، هزاره ها و ازبیک ها یک میل اسلحه به مردم که داده نشد، هیچ که قومندانان ضد طالب هدف قرار گرفتند و کشته شدند؟

    آیا برای شما پرسش برانگیز نیست، که در جریان سه روز اشغال شهر غزنی توسط طالبان در سال 1396، چرا دولت کمک به عزنی روان نکرد، طالبان در سه روز مخالفان را کشتند، بانهای دولتی را غارت کردند، و هرچه اسلحه در دیپوهای ارتش و پلیس در این شهر بود، را همه طالبان با خود برند و همینه آنها از شهر خارج شدند، اشرف غنی آنگاه اجازه اعزام به غزنی را به نیروهای ارتش دادند.

    همه اینها یک نکته را اثبات میکند، که به قدرت رساندن دوباره طالبان برنامه ای از قبل طراحی شده بوده است. خروج نیروهای آمریکایی نیز با اطمنان از عدم حمله طالبان به منافع آمریکا انجام گرفته است و آنها تنها سربازان خود را بیرون می برند، ولی حضور سیاسی و لجستیکی خود را همچنان ادامه خواهند داد.