برچسب: شوروی سابق

  • طالبان از پنجشیر ده ها انبار سلاح و مهمات کشف و ضبط کرده اند

    طالبان از پنجشیر ده ها انبار سلاح و مهمات کشف و ضبط کرده اند

    این انبار های سلاح و مهمات توسط مجاهدین پنجشیر از جنگ های ۲۵ سال قبل باقی مانده و هزاران میل سلاح مختلف النوع سبک و سنگین و مهمات در پنجشیر جابه جا شده بود.

    یک کاربر فیس بوکی به نام فرهاد موسوی با انتشار این خبر گفته است براساس گزارش‌ها انواع سلاح سبک و سنگین و همچنین مهمات آن در ساحات مختلف پنجشیر مخفی شده بودند: سلاحی که می تواند ارتش ۲۵۰ هزار نفری را تجهیز می کند. هزاران عدد سلاح از نوع کلاشنیکوف، پیکا، چند نوع راکت انداز، هاوان، تفنگ های دوربین دار و نشان زن، ماشین دار، سلاح های ضدزره، تانگ های غول‌پیکر و هواپیما های جنگی در دره پنجشیر به دست طالبان افتاده است.

    این همه سلاح و مهمات از دوران روس‌ها به جا مانده و ذخایر بزرگ از سلاح و مهمات را در ولایت پنجشیر تشکیل می‌داد و دست ناخورده باقی مانده بود. تمام سلاح و مهمات در پنجشیر در کانتینر های روسی نگهدار می شد و شمار زیادی از این کانتینر ها در زیر آوارهایی از خاک پنهان شده بود و به جز مقامات ارشد مجاهدین کس دیگر از آن خبر نداشتند.

    با این حال امید می رود از این تجهیزات بیشرفته نظامی برای منافع ملی در داخل کشور استفاده شود و براساس برخی گزارشات تایید نشده مثل سایر ادوات جنگی به کشورهای بیرونی قاچاق نشود.

  • امریکا به دنبال رهبر بومی خارج از چارچوب حکومت افغانستان برای مبارزه با تروریزم است

    امریکا به دنبال رهبر بومی خارج از چارچوب حکومت افغانستان برای مبارزه با تروریزم است

    بر اساس اطلاعات تازه‌ی مسؤولان امریکایی، اروپایی و افغانستانی، سازمان استخباراتی امریکا در تلاش یافتن رهبری بومی بیرون از چارچوب حکومت افغانستان است که بتواند در رابطه‌ به تهدید درازمدت تروریزم پس از خروج نیروهای امریکایی در افغانستان، اطلاعات کافی را فراهم کند. این بخشی از پیش‌بینی‌ برای بازگشت جنگ است. در مکانی که ارتش چندملیتی آموزش دید، امروز به اطلاعات استخباراتی نیاز مبرم است. با این ‌که دیپلمات‌های غربی باور دارند که ارتش –نیروهای امنیتی و دفاعی– افغانستان توانایی دفاع از خود را دارند؛ اما سازمان استخباراتی امریکا در تلاش یافتن راه ‌بدیل در صورت سقوط حکومت مرکزی افغانستان و برگشت جنگ داخلی است.
    تجربه‌‌ی جنگ‌ سال‌های ۱۹۸۰-۱۹۹۰؛ زمانی که نیروهای اتحاد جمهوری‌های شوروی در این کشور حضور داشت و تنش‌ جدی‌ای میان رهبران بومی شکل گرفت. استخبارات غرب روابط خود را با فرماندهان ضدشوروی ـ تفنگ‌سالاران– نزدیک کرد و هم‌زمان به حمایت‌های مالی و تجهیزاتی آن پرداخت و روابط خود را با مردم نزدیک کرد. این حمایت‌ها سبب شد تا قوت‌های بلامنازعه‌ای ظهور کنند که متهم به نققض قوانین بشری هستند.
    در میان افراد مورد نظر، فرزند احمدشاه مسعود، فرمانده مشهور که در سال‌های ۱۹۸۰ در برابر اتحاد جماهیر شوروی جنگید و بعد در برابر طالبان فرماندهی‌ ایتلاف شمال –مقاومت- برای یک دهه به عهده داشت، جنگید، نیز شامل است.
    احمد مسعود ۳۲ساله، قسمت‌های از زندگی خود را برای سازماندهی دوباره‌ی نیروهای جهادی برای دفاع از جنگ در شمال کشور سپری کرده است.
    مسؤولان امریکایی، افغانستانی و اروپایی، گفته اند که هیچ هم‌کاری ساختارمند -رسمی- میان آقای مسعود و سازمان استخباراتی غربی وجود ندارد؛ اما برخی از نشست‌های مقدماتی صورت گرفته است.
    در حالی که بورد هم‌کاری استخباراتی و تحلیلی‌ای که میان سازمان استخباراتی امریکا – CIA- و فرانسه (D.G.S.E) وجود دارد، به این عقیده‌ است که احمد مسعود فرد قابل اعتماد است و تعهد قابل‌مکث برای کشورش دارد.
    در خواست ایجاد هم‌کاری با آقای مسعود و سایر فرماندهان محلی روشن است. کشورهای غربی به طالبان اعتماد ندارند تا این گروه‌ تررویستی را پیش از رسیدن به توافق سیاسی، بیرون از کشور نگه ‌دارد؛ چون در صورت نرسیدن به توافق سیاسی، احتمال سقوط حکومت نیز وجود دارد. نیروهای فرمانده جوان -احمد مسعود- که تازه قد علم کرده اند، مخالف طالبان، القاعده و سایر گروه‌هایی که در زیر سایه آن‌ها فعالیت دارند، استند.
    اعضای ارشد سازمان استخباراتی امریکا -CIA- ویلیام جمیز برونز، مدیر این نهاد، به این درک است که پس از خروج نیروهای امریکایی، آن‌ها به دنبال یک‌ متحد جدید اطلاعاتی در افغانستان استند تا در رابطه به فعالیت و دامنه‌ی تروریزم، متحدانه‌ٰ عمل کند.
    با این حال، مسعود هنوز در مرحله‌ی ابتدایی با فقدان حمایت و مشروعیت مواجه است. جریان او متشکل از هزاران تنی است که در گذشته در برابر شوروی و طالبان جنگیده اند و اکنون هزارها تن آن‌ها در شمال این کشور حضور دارند. احمد مسعود گفته است که دولت در میان جبهه‌ی او تفرقه‌افگنی می‌کند و رییس‌جمهور محمداشرف غنی اعتقادی به روند او -مجاهدان- ندارد.
    آقای مسعود در یک گفت‌وگو، گفته است: «ما آمادگی لازم داریم؛ حتا اگر به نقد جانم تمام شود.»
    نشان -سمبول- احمد مسعود، صدای دوره‌ی جنگ‌های داخلی است؛ پرچم و سرود ملی ایتلاف شمال–مقاومت. برخی از تحلیل‌گران می‌‌گویند که همه اقدامات احمد مسعود در آخرین محفل – محفل گرامی‌داشت از ۸ ثور، ۲۶مین سال‌روز پیروز مجاهدان- این تفکر را تقویت کرد که ایتلاف شمال –گروه مقاومت- دوباره بازسازی می‌شود، با آن که شماری از مسؤولان -ایتلاف شمال– در پست‌هایی چون سفارت، معاونت ریاست‌جمهوری و فرماندهی ارشد نظامی در حکومت افغانستان ایفای وظیفه کرده اند؛ آیا آن‌ها به دنبال کسی می‌روند که به انداز‌ه‌ی نیم عمرشان عمر دارد و تجربه‌ی کافی از جنگ واقعی ندارد.
    لیزا ماداکس، تحلیل‌گر پیشین در سازمان استخباراتی امریکا -CIA-که در افغانستان مأموریت کرده است، می‌گوید: «اکنون حمایت از جریان تروریستی و یا ایجاد ایتلاف‌های بومی-محلی هردو چالش‌زا است.»
    او گفت: «نگرانی این است که ایتلاف جدید برای چیست و هدف ما از این ایتلاف چیست؟ من هراس دارم که این روند منجر به جنگی دیگر در افغانستان شود.» او گفت: « به اساس چیزی که فکر می‌کنم و چیزی که آموخته‌ام، ما نمی‌توانیم برنده شویم.»
    تحلیل‌گران نظامی به این باور اند؛ فرض را بر این می‌گریم که پس از ترک نیروهای بین‌المللی، فرمانده‌ای برای مبارزه با تروریزم که در دهه‌ی اخیر برای دفاع از دولت، شکل گرفته، تفکر برگشت به جنگ داخلی را دوباره تقویت می‌کند. چنین وضعیتی، استثماری برای طالبان است.
    ایالات متحده‌‌ی امریکا رابطه‌ی تنگاتنگی با ایتلاف شمال دارد. این رابطه‌ی استخبارات امریکا با این جریان را مشکل‌تر می‌سازد. فرانسه و بریتانیا هردو از فرمانده ارشد مجاهدین در سال ۱۹۸۰ حمایت کردند، زمانی که امریکا در کنار سازمان استخبارات پاکستان روی گروه‌ها کار می‌کرد. تا سال ۱۹۹۶ ارتباط سازمان استخباراتی امریکا با مسعود و افرادش خیلی کم‌رنگ بود. در این زمان بود که این نهاد برای به‌دست‌آوردن اطلاعات در مورد القاعده، حمایت خود را سرعت داد.
    یکی از دلایلی که سیا با مسعود رابطه‌ی نظامی خود را حفظ کرده بود، بی‌‌اعتمادی از قاچاق مواد مخدر در جریان سال‌های ۱۹۹۰ بود؛ زمانی که نیروهای مسعود وارد کابل شدند و درگیری میان گروه‌ها [مجاهدان] اتفاق افتاد. در حال حاضر، افرادی از جریان‌ گذشته که در حکومت استند، دیدگاه‌های متفاوتی در مورد احمد مسعود و جریان او دارند. فرانسه که از حامیان پدر او بود، مسعود را یک چهر‌ه‌ی برجسته و متعهد در برابر طالبان می‌داند.
    دیوید مارتینون (David Martinon) سفیر فرانسه در کابل که از نزدیک با احمد مسعود دیدار داشته است، او را به پاریس دعوت کرده تا با رهبران فرانسه از جمله رییس‌جمهور این کشور دیدار کند. آقای مارتینون گفت: «او مرد زیرک است و کشورش را به قمیت جانش دوست دارد.»
    در واشنگتن دو دستگی وجود دارد؛ برخی از تحلیل‌گران در حکومت فکر نمی‌کنند که مسعود بتواند به عنوان متحدی جدی عمل کند.
    لیزا کورتیز، عضو شورای امنیت و زلمی خلیل‌زاد، فرستاده‌ی ویژه امریکا در امور مصالحه‌ی افغانستان، ۱۸ ماه قبل با احمد مسعود در رابطه به روند مذاکرات، صحبت کردند. خانم کورتیز گفت: «او یک فرد کاریزمای به تمام معنا است و به صورت روشن، روی نکات کلیدی و ارزش‌های دموکراسی بحث می‌کند.»
    او گفت: «او ذهن عالی دارد. به صورت واضح و روشن برای توسعه‌ی‌ ارزش‌هایی که در سال‌های اخیر به دست آمده، بحث می‌کرد.»
    برخی‌ها در داخل افغانستان به جریان و رهبری «احمد مسعود» به دید شک می‌نگرند. مرزامحمد یارمند، معاون پیشین وزارت داخله، گفت: «تجربه نشان می‌دهد که هیچ کسی جایگاه‌ پدر او را [احمد شاه مسعود] را گرفته نمی‌تواند.» او گفت: «پسرش در زمان و مکان متفاوت زندگی کرده است و تجربه‌ی پدرش را ندارد.»
    برخی‌ها در داخل نظام افغانستان، آقای مسعود را به عنوان مرد مزاحم می‌شناسند که می‌تواند در آینده برای رسیدن به منافع خود، چالش‌زا باشد.
    در رابطه به مسعود و نهادش دیدگاه‌های متفاوت وجود دارد؛ یک توافق بیرونی وجود دارد، چنان‌چه چشم‌وگوش غرب متوجه آن اند، احمد مسعود ظرفیت ایجاد ایتلاف را دارد؛ مانند پدرش که بیست سال پیش انجام داد.
    احمد مسعود پس از تحصیل در دانشگاه (Royal Military College at Sandhurst) در بریتانیا در سال ۲۰۱۶ به افغانستان برگشت. پیش از این‌ که به صورت عمومی در ۲۰۱۹ ظاهر شود، به کارهای حمایتی و ایجاد جریان‌هایی در شمال کشور پرداخت.
    آقای مسعود در آخرین محفل خود در ماه‌های اخیر در کابل، شعارهای ضد رویکردهای غنی را سر داد و تلاش‌های او را در امور بین‌المللی مداخله‌جویانه خواند. به اساس اطلاعات نزدیکانش، در کنار این‌ که مسعود با فرانسه، امریکا و انگلیس رابطه دارد، با هند، ایران و روسیه نیز رابطه دارد.
    مدارک استخباراتی افغانستان حاکی از آن است که مسعود از روسیه اسلحه می‌خرد؛ اما امریکا و اروپا او را فرد قابل اعتماد و سفت در برابر طالبان، القاعده و داعش می‌دانند. یک نسل پیش پدر آقای مسعود در خطر تررویزم هشدار داده بود. اگر پسرش همین جرأت را در برابر طالبان نداشته باشد، شک نیست، هشدار پدرش را تکرار کند.
    مارتینون به عنوان یک دیپلمات جوان، سخنان و هشدار احمدشاه مسعود را در اپریل ۲۰۰۱ به خاطر دارد. مارتینون گفت: «چیزی که او گفت حقیقت داشت؛ طالبان از القاعده میزبانی می‌کنند و برنامه‌‌ای در سر دارند.»
    یادداشت: جولیان برنیز از واشنگتن، نجیم رحیمی و فاطمه فیضی از کابل، در تهیه‌ی این گزارش هم‌کاری کرده ‌اند.

    منبع: نیویورک تایمز

    ترجمه: ابوبکر صدیق

  • ماکت برخی رهبران جهادی در کابل به دار آویخته شد

    ماکت برخی رهبران جهادی در کابل به دار آویخته شد

    شماری در کابل به مناسبت کودتای کمونیست‌ها علیه حکومت داوودخان، ماکت برخی از رهبران جهادی را به دار آویختند.

    در میان این افراد چهره کریم خلیلی؛ رهبر حزب وحدت، محمد محقق؛ مشاور ارشد ریاست جمهوری و گلبدین حکمتیار؛ رهبر حزب اسلامی دیده می‌شود.

    گفته می‌شود این ماکت توسط فعالان مدنی آویخته شده و آنان مجاهدین را مسئول پیامد کودتای حزب کمونیست می‌دانند.

    ۴۳  سال پیش گروهی از نظامیان به رهبری حزب دموکراتیک خلق افغانستان در برابر دولت محمد داوود خان کودتا کردند.

    صبحگاه روز پنجشنبه هفت ثور ۵۷، تانک‌ها از بیست کیلومتری شرق شهر کابل به سوی ارگ در مرکز شهر حرکت کردند. همزمان حملات هوایی کودتاگران چپ گرا کاخ ریاست جمهوری را نشانه گرفت.

    محمدداوود خان که خود با کودتا قدرت را در دست گرفته بود، پس از پنج سال قدرت را از دست داد. او با دست کم هجده عضو خانواده‌اش کشته شد.

    کودتای هفت ثور ناآرامی‌های دیگری را در پی داشت که سرانجام منجر به مداخله نظامی شوروی سابق در افغانستان شد که در نتیجه ده سال جنگ، انسان‌های زیادی که شمار دقیق شان مشخص نیست کشته شدند و ۵ میلیون افغان به کشورهای همسایه فرار کردند. این جنگ بیش از یک میلیون نفر معلول برجا گذاشت.

    به دنبال خروج قشون سرخ شوروی و تضعیف حکومت داکتر نجیب، گروه‌های مجاهدین در سال ۱۹۹۲ مطابق با ۱۳۷۱ خورشیدی کابل را تصرف کردند و به این ترتیب حکومت حزب دموکراتیک خلق به پایان رسید. از هشتم ثور به عنوان سالروز پیروزی مجاهدین تجلیل می‌شود.

    همزمان با تصرف شهر کابل توسط گروه‌های مجاهدین، افغان‌ها به پیروزی اسلام بر کمونیسم افتخار می‌کردند و به این باور بودند که چون گروه‌های مجاهدین متشکل از مردم افغانستان اند، بر سر یک حکومت اسلامی و سراسری و همه‌شمول به توافق می‌رسد.

    اما خلاف انتظار، گروه‌های مجاهدین نه تنها موفق به تشکیل حکومت مورد توافق برای همه نشدند، بلکه جنگ‌های خونینی بین گروه‌های مختلف آغاز شد که نتیجه آن ویران شدن کابل پایتخت و کشته شدن تعداد زیادی شد که شمار شان هنوز مشخص نیست.

    پس از چهار سال جنگ خونین و ویرانی‌های گسترده جنگ داخلی، گروه طالبان پس از تسلط بر ولایات جنوبی، کابل پایتخت را تصرف کردند و بر سلطه گروه‌های مجاهدین پایان دادند.