برچسب: سینمای افغانستان

  • سینمای افغانستان؛ نمایش فیلم های افغانی در هامبورگ آلمان

    سینمای افغانستان؛ نمایش فیلم های افغانی در هامبورگ آلمان

    سید جلال حسینی فیلم­ساز افغان و از هماهنگ کنندگان این برنامه به خبرنگار رها می گوید که مسئولین سینما «متروپلیس» شهر هامبورگ آلمان تصمیم به نمایش چندین فیلم کوتاه و مستند ساخته فیلم­سازان افغانستان در این سینما طی دو روز (امروز چهارشنبه و پنجشنبه مطابق با 12 و 13 اکتبر) کرده است.

    آقای حسینی می گوید مسئولین سینما متروپلیس در واکنش به تحولات سیاسی اخیر در افغانستان و با این هدف که در فضای سیاست زده افغانستان ممکن است پس از مدتی توجه اذهان مردم دنیا نسبت به وقایع افغانستان کمرنگ گردد، ابتکار نمایش چندین فیلم کوتاه و مستند ساخته فیلم­سازان افغانستان با موضوع جنگ و محدودیت ها در افغانستان را روی دست گرفتند تا با این کار به یادآوری این امر که در افغانستان چه می گذشته و چه می گذرد کمک کند.  

    سید جلال حسینی افزود هنگام انتخاب فیلم ها برای نمایش سعی بر این شد تا فیلم هایی انتخاب گردد که همخوانی موضوعی با حال و هوای این روزهای افغانستان داشته باشد.

    وی می گوید برای نمونه یکی از فیلم ها با نام «قرارگاه» که ساخته خودش نیز است به موضوع یک سرباز افغان اشاره دارد که در یک قرارگاه دور افتاده با یک جنگجوی طالب که اسیر شده برای مدتی تنها می ماند و شروع به مکالمه با یکدیگر می کنند. این فیلم اشاره به نقش مخرب جنگ در زندگی انسان ها دارد.

    پوستر فیلم کوتاه قرارگاه ساخته سید جلال حسینی

    نکته جالب تر در انتخاب و نمایش این فیلم ها، نمایش یک فیلم کوتاه ده دقیقه ای با عنوان «نامعلوم» ساخته «غفار فیضیار» است که در سال 2013 ساخته شده اما اشاره به زمان حال و خروج نظامیان خارجی از افغانستان و احتمال سقوط دولت افغانستان دارد.

    فیلم نامعلوم در رابطه با زنی است که با رفتن نیروهای خارجی ترس از بازگشت طالبان را دارد و خود را برای زندگی در چنین شرایطی آماده می کند.

    غفار فیضیار کارگردان این فیلم کوتاه به خبرنگار خبرگزاری رها در رابطه با این فیلم می گوید ایده ساختن این فیلم زمانی به ذهنش خطور کرد که بار دیگر در سال 2013 شنید که نیروهای خارجی قصد خروج از افغانستان را در سال 2014 دارند و می خواهند مسئولیت تامین امنیت را به دوش نیروهای امنیتی افغان بسپارند.  

    آقای فیضیار می افزاید “تاکنون خود شخصا شاهد شش یا هفت تغییر رژیم در طول دوران زندگی ام بوده ام؛ و هر بار که تغییر رژیم صورت می گرفت آشفتگی وارد زندگی مردم می شد و عده ای از شهروندان مجبور به فرار از کشور و یا نابودسازی برخی از اسناد و مدارک های شغلی شان می شدند؛ و یا برخی ها کشته می شوند.”

    پوستر فیلم کوتاه نامعلوم ساخته غفار فیضیار

    او می گوید در سال 2013 و زمانی که اعلام شد نیروهای خارجی تصمیم به خروج از کشور را دارند، همان ذهنیت های کودکی اش مانند تغییر عمده در زندگی مردم و آشفتگی اجتماعی که بوجود می آید سبب شد که تصمیم به نوشتن فیلم­نامه و ساخت این فیلم کوتاه بگیرد.

    آقای فیضیار علاوه می کند گرچه این فیلم شش سال پیش ساخته شد اما زمانی که شروع به نوشتن فیلمنامه آن کرده فضای عمومی مردم را می دیده که بسیاری ها نگران از وقوع اتفاقی بودند که هم اکنون پس از چند سال بوقوع پیوسته است.

    در این برنامه همچنین قرار است فیلم مستندی از حسن فاضلی کارگردان دیگر افغان با نام «رهگذر نیمه شب» به نمایش در آید.

    رهگذر نیمه شب داستان واقعی حسن فاضلی با خانواده اش است که با سختی های بسیار مسیری پر خطر و نامعلوم قاچاق را از افغانستان تا به آلمان طی می کند.  

    این فیلم مستند تاکنون در جشنواره های مختلف سراسر دنیا به نمایش در آمده و مورد تحسین بسیاری ها قرار گرفته است.

    پوستر مستند بلند رهگذر نیمه شب ساخته حسن فاضلی
  • از مرد ستیزی تا تبدیل فیلم به یک بیانیه!

    از مرد ستیزی تا تبدیل فیلم به یک بیانیه!

    فیلم حوا مریم عایشه فیلمی که از سه پارت ظاهرا مجزا تشکیل شده است که در آخر در یک راهروی مطب یک دکتر زنان به هم وصل میشود. همانطور که از اسم فیلم پیداست داستان درباره سه شخصیت به نام های حوا مریم و عایشه میباشد که هر کدام درگیر حوادثی میشوند.

    شاید یک عده با دیدن فیلم این فیلم را یک فیلم مرد ستیزانه بدانند و از اینکه در تمام فیلم مرد ها مدام شخصیت های اسیر کننده هوسباز و بی توجه نشان داده شده اند آزرده شوند اما باید توجه داشت به اینکه دنیای هنر دنیای آزاد بودن است و نمیتوان هیچکس را مجبور کرد که فلان اثر هنری را تولید کند یا تولید نکند ما در هنر و مخصوصا در فیلم فقط میتوانیم ازین بعد به اثر نگاه کنیم که آیا فیلم در انتقال محتوای مدنظر موفق بوده است یا نبوده است.

    این محتوا گاها میتواند بسیار متنوع باشد از اعتراض های مدنی و اجتماعی گرفته تا بیان و انتقال و احساسات یا نمایش فرم های مختلف هنری یا نشان دادن خلاقیت و نوآوری های تازه. در فیلم حوا مریم عایشه موضوع اعتراض به نگاههای موجود در جامعه به زنان میباشد و صحرا کریمی در بعضی قسمت ها توانسته حرف خودش را بیان کند و در بعضی از قسمت ها از چوکات هنری بودن و سینما بودن بیرون زده و فیلم تبدیل به یک بیانیه شده است. با توجه به شعار معروف سینما که می گوید (حرف نزن نشان بده) خانم صحرا کریمی هر جایی از فیلم که با تصویر حرف زده موفق تر عمل کرده است و هر جایی از فیلم ‌که اطلاعات به صورت رگباری و با دیالوگ به مخاطب منتقل شده نا موفق بوده است.

    شاید میتوان گفت سینمایی ترین قسمت فیلم قسمت اول فیلم که مربوط به شخصیت حوا است میباشد. کارگردان در این بخش توانسته اکثرا تمام حرفهای خود را با تصاویر بیان کند و از نمادها برای انتقال احساسات و انتقال محتوای خود استفاده کند. مانند نماد پرنده در قفس که نماد خود شخصیت حوا است. اما در بخش دوم عملا نود درصد روایت داستان با حرف زدن یک شخصیت با تلفن به مخاطب منتقل میشود که فیلم را کمی حوصله سر بر میکند.

    شخصیت محدود لوکیشن محدود دیالوگ های طولانی فضای بسته از عوامل دیگری هستند که بیشتر باعث خسته کننده شدن این قسمت میشود. اما در اپیزود سوم دوباره کار کمی جان میگیرد و باعث میشود که رخوت بخش دوم کمی از بین برود. شاید بتوان گفت بزرگترین نقطه ضعف فیلم فیلمنامه است . حتی در بخش اول فیلم که بهترین بخش فیلم است اتفاق محرک داستان خیلی دیر می افتد و همین باعث کم شدن تعلیق در داستان میشود.

    شاید اگر زمین خوردن حوا قبل از رسیدن مهمان ها اتفاق می افتاد ما حس همذات پنداری بیشتری با حوا میکردیم. در قسمت های دوم و سوم عملا هیچ اتفاق محرک داستانی وجود ندارد. اتفاق محرک داستانی اتفاقی است که شرایط موجود را بر هم میزند و بعد از آن شرایط هیچ گاه به مسیر اولیه خود برنمی‌گردد. البته شاید تصمیم مریم برای سقط جنین و یا آمدن خواستگار برای عایشه را بتوان اتفاق محرک داستانی در نظر َگرفت اما حوادث بعد اینها در فیلم در پی این حوادث نمی‌باشد و نمیتوان اسم انها را اتفاق محرک داستانی گذاشت. در مورد بازی بازیگران این را میتوان گفت که در کل سطح بازیگری در افغانستان پایین است و بازیگران نمیتوانند تمام پتانسیل کاراکتر را دریابند و علاوه بر آن نمیتوانند با خلاقیت خود به نقش چیزی اضافه کنند به همین دلیل بازی بازیگران را باید نسبت به کل افغانستان و بازیگری در افغانستان در نظر گرفت. خانم آریا پور در نقش حوا بازی قابل و قبول و باور پذیری ارائه کردند و به ترتیب بعد از ایشان خانم ابراهیمی و در اخر خانم افشار که در نقش مریم ایفای نقش میکردند و در کل اگر بخواهیم بازی بازیگران فرعی را در نظر بگیریم فضای ساخته شده توسط بازیگران فضای قابل باوری برای مخاطب میباشد.

    سخن پایانی اینست که این فیلم میتواند سراغاز خوبی برای خانم کریمی باشد و امید است که ایشان کم کم تلاش کنند تا به فرم خاص کارگردانی خود در فیلم های بعدی خود دست یابند.محمد باقر حسینی

  • صحرا کریمی: سینمای افغانستان را فعال می سازم

    صحرا کریمی: سینمای افغانستان را فعال می سازم

    صحرا کریمی، فیلمنامه‌نویس و کارگردان، به‌تازگی به حیث رییس افغان‌فیلم انتخاب شد. انتخاب بانو کریمی به ریاست افغان‌فیلم با استقبال گستردۀ داخلی و خارجی روبرو شد. افغان‌فیلم در طول سال‌‌های جنگ داخلی و بحران، تقریباً با رکود کامل مواجه بوده است. اکنون، انتخاب بانو کریمی، امیدواری‌هایی را برای احیای افغان فیلم به وجود آورده است. فارسی.رو با خانم کریمی دربارۀ برنامه‌هایش در افغان‌فیلم، مصاحبه کرده که در زیر می آید؛

    ما به تازگی به ریاست افغان‌فلم انتخاب شدید. چه چیزی پای شما را به افغان‌فلم کشانید؟ 

    وضعیت نابسامان افغان‌فیلم پای مرا به این نهاد کشانید. پارسال یک فیلم بلند سینمایی به نام «هوا، مریم و عایشه» می‌ساختم، هرچند تهیه‌کننده و گردانندۀ مستقل بودم، اما به یکسری امکانات نیاز داشتم، مثل لایت. ولی وقتی به افغان فیلم آمدم، این نهاد با من برخورد تجاری کرد و به‌خاطر یک لایت دو هزار دلار مطالبه کردند و خیلی منت هم گذاشتند. خیلی مشکلات دیگری هم بود. در کل وضعیت سینمای افغانستان بسیار وخیم بود. وقتی فیلمم تمام شد، دو سال وقت داشتم تا فیلم بعدی خود را بسازم. به این فکر بودم که تنها کسی میتواند افغان فیلم را نجات دهد که فیلم ساز باشد و با مشکلات فیلم‌سازی آشنایی داشته باشد. ریاست افغان فیلم به رقابت گذاشته شد و امتحان دادیم و از طریق رقابت ریاست افغان را به دست آوردم. بالاترین نمره را در رقابت بردم و گماشته شدم. 

    برای احیای جایگاه «افغان‌فلم» چه برنامه‌ها و راه‌کارهایی را روی دست دارید؟ 

    افغان فیلم بسیار مشکلات دارد. افغان فیلم باید نهاد و اداره‌یی باشد که فیلم تولید شود. در چندسال اخیر هیچ فیلمی در افغان فیلم تولید نشده است. افغان فیلم باید زمینۀ تولید تولید فیلم و تسهیلات را به فیلم سازان فراهم سازد. بیشتر به یک ادارۀ اداری و بروکراتیک تبدیل شده است که هرکسی این کارها را می‌تواند. افغان فیلم حتا به عنوان یک پرودکشن عادی هم تولید نداشته است. 

    نخست این‌که باید تشکیلات افغان فیلم کاملاً تغییر کند. آدم‌های مسلکی بمانند و آدم‍‌های غیرمسلکی باید بروند و جای شان را به آدم‌های مسلکی واگذار کنند. دوم این‌که بودجه مشخص کنیم و فیلم بسازیم. 

    جلب سرمایه کنیم که فیلم سازان فیلم بسازند. سینماهای خود را فعال سازیم تا مردم به دیدن فیلم بروند و سینما و داستان‌های افغانستان را ببیند. از همه مهمتر این‌که افغان فیلم جان بگیرد. کار باید بکند و تاریخ و داستان این کشور را در هرژانری، داستانی، انیمیشن، مستند، بلند، کوتاه و… به تصویر بکشد. 

    گزینش شما به ریاست افغان فلم با استقبال داخلی و خارجی روبرو شد. فکر می‌کنید بتوانید انتظارات را برآورده سازید؟ 

    یا انتظار برآورده می‌شود و یا نمی‌شود. اما من تمام توان سعی و تلاش خود را می‌کنم که انتظارات را برآورده سازم. کسانی‌که در رأس اداره‍‌های تصمیم‌گیرنده هستند، مثل وزارت فرهنگ و اطلاعات، اداره امور، آرشیف ارگ و بخش‌های دیگر، با من همکار هستند و استقبال کردند. 

    ظاهراً افغان‌فلم طی چهل سال جنگ و خشونت به یک نهاد غیرفعال و منزوی تبدیل شده است. ارزیابی شما از کار چند روزه در ریاست افغان فیلم چیست؟ 

    این حقیقت است. این نهاد سال‌ها منفعل بوده وحالت رکود بیکاری داشته است. ارزیابی من این است که باید کار کنیم. از چند روزی‌که کار را شروع کرده ام، یک پایم در دفتر است و یک پایم در دوش! تلاش دارم که در کنار کارهای اداری، بودجۀ ساخت چند فیلم را به دست آورم. خیلی خسته‌کننده است که می بینید که هیچ کسی کار نمی‌کند و مدیریت قبلی هم دلش به حال افغان فیلم نسوخته است. ولی انگیزه دهنده است که آدم بتواند مبارزه بکند. 

    چنانچه روشن است، فلم و سینمای مدرن، نیازمند هزینه و امکانات گسترده است. فکر می‌کنید که دولت به افغان‌فلم بها قایل شود و هزینۀ لازم را برای فعالیت موثر این نهاد فراهم آورد؟ 

    در کشورهای دیگر هم تنها دولت نیست که هزینه می‌پردازد و بودجه می‌دهد. دولت یک بخشی را به عهده می‌گیرد و بودجه می‌دهد. اما بیشتر سکتور خصوصی، دفاتر فیلم‌سازی است که می‌توانند سرمایه گذاری کنند روی فرهنگ. دولت به تنهایی کاری نمی‌تواند. بودجۀ یک فیلم معیاری، بالاتر از یک، دو و سه میلیون دالر است. اگر بخواهیم سالانه چند فیلمی بسازیم، باید بالاتر از 50 میلیون دالر داشته باشیم. بنابراین، سکتورهای خصوصی باید سهم بگیرند، تجار باید سهم بگیرند. سینما باید به بازار تجاری تبدیل شود. درحالی‌که رویکرد سینما باید هنری و جدی باشد و نباید تفنن داشته باشد، اما جنبۀ تجاری سینما را نباید فراموش کرد. برای این کار باید تبلیغ، دادخواهی و ایجاد بحث کنید. به راحتی این کار نمی‌شود که فقط یک ایده را در ذهن بپرورانید و فکر کنید که آن ایده حتما شدنی است. 

    چند دهه پیش سینمای افغانستان وضعیت نسبتاً خوبی داشت. آیا در آرشیف افغان‌فلم، آثار گذشته باقی مانده و یا در جنگ‌ها نابود گشته است؟ 

    چند روز پیش از آرشیف افغان فیلم در ارگ دیدن کردم. یک سری شایعاتی دربارۀ دزدیده شدن و به تاراج رفتن آرشیف افغان فیلم وجود داشت که درست نیست. فیلم‌های آرشیف افغان فیلم را به طور سیستماتیک دیجیتالی می‌کنند و صدها فیلم دخلی و خارجی در آرشیف افغان فیلم است. انتقال آرشیف به ارگ یکی از بهترین کارها بود. چون وضعیت اینجا(افغان فیلم) بسیار خراب بود. اما صاحب آرشیف افغان فیلم است. ما آرشیف را به ارگ امانت دادیم تا وضعیت ما تغییر کند. ساختمان افغان فیلم باید تغییر کند. همۀ وضعیت ما که درست شود، می توانیم آرشیف افغان فیلم را دوباره برگردانیم. 

    در گذشته افغان فلم‌ همکاری‌هایی با کشورهای منطقه به ویژه آسیای مرکزی و روسیه داشت. برنامه‌یی برای احیای روابط گذشته با هنرمندان کشورهای آسیای مرکزی و روسیه دارید؟ 

    ما باید همکاری خود را با کشورهای منطقه داشته باشیم. همچنان، باید تحت هر شرایطی آثار سینمایی خود را در کشورهای منطقه نمایش بدهیم و آثار هنری و سینمایی آن‌ها را در افغانستان به نمایش بگذاریم. تا مردم با فرهنگ‌های یک دیگر آشنا شوند. از این طریق، تعامل و همدیگرپذیری بیشتر می شود. 

    شما به عنوان یک نویسنده و هنرمند، چه نگاهی به مذاکرات جاری صلح دارید؟ 

    صلح ادامۀ اسفناک یک جنگ قبلی و ادامۀ یک جنگ بعدی است. صلح مابین دوجنگ است. ما هم نیاز داریم که به آرامش برسیم؛ اما نه به هرقیمتی. احساس می‌کنم که صلح یک مذاکره نیست، باج دادن به طالبان است. طالبان را به رسمیت شناختن است که نام صلح رویش گذاشته اند. صلح با کسانی‌که حقوق کودکان و زنان را در نظر نمی‌گیرند، چطور ممکن است. طالبان به هیچ چیزی معتقد نیستند، صلح کردن با آنان بیهوده است. 

    فکر می‌کنید در نتیجۀ توافق صلح، آزادی‌های اجتماعی و عمومی محدود شود و شرایط حاکم دو دهه قبل در افغانستان حاکم شود؟ 

    فکر نمی‌کنم. اگر قرار باشد در نتیجۀ صلح مردم به آرامش برسند و در فضای بهتر زندگی کنند، محدودیت صلح نمی‌آورد. در هژده سال ما جنگ و مبارزه کردیم. صلح باید امنیت و آرامش بیاورد، نه این که دست آوردهایی که به خاطر آن هژده سال مبارزه کردیم را از بین ببرد. ما در هژده سال کم قربانی ندادیم؛ کم جوانان، زنان و عساکر ما در جبهۀ جنگ و پشت جبهه کشته نشدند. صلحی‌که ما را محدود کند نمی‌خواهیم. نسل جوان افغانستان منفعل نیست که محدود شود. 

    نگاه شما به آیندۀ زنان و بانوان در افغانستان چیست؟ آیا از جایگاه و حضور کنونی زنان در نهادهای دولتی و فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی راضی هستید؟ 

    زنان به پیشرفت‌های چشمگیری رسیده اند. حضور زنان را در همه جا(رسانه، دولت، فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی) می‌بینید. ولی باید این حضور تثبیت شود و موقتی نباشد. برای این کار زنان باید مبارزه کنند. حق دادنی نیست، باید برای به دست‌آوردن آن مبارزه کرد. فکر می‌کنم که اگر جایگاه ما زنان قربانی نشود، زنان افغانستان خیلی با استعداد و  توانمند هستند و می‌توانند در عرصه‌های مختلف خوب بدرخشند.

  • اقتصاد و بازاریابی سینما در افغانستان

    اقتصاد و بازاریابی سینما در افغانستان

    متاسفانه به کرات شنیده ایم که افغانستان سینما ندارد و اکثر تولیدات سینمایی کشور در سالهای اولیه ورود سینما انجام پذیرفته است و بیانگر این است که سینما همانند بسیاری از صنایع و هنرها درسالهای اخیر پس رفت داشته است.

    اما از سویی دیگر تولیدات فراوانی هم داشته ایم که تنها اندکی از آنها روشنفکرانه بوده که قابل قدر است، و مابقی اکثریت تولیدات سینمایی عامه پسند و مردمی بوده که آن را نمیتوان سینما نامید، و اگر بخواهیم سینما بنامیم اجبارا سینمای «مقلد ناشی» خطاب خواهد شد، که این یک شکاف بسیار بزرگ بین دو نوع سینمای حاضر می باشد.

    این درحالی است که کشور ما دارای استعدادها و نیروهای حائز اهمیتی هستند که متاسفانه بنا به شرایط گذشته کشور قادر به اجرای یک مدیریت استراتیژیک اقتصادی در این راستا نبوده اند.

    یکی از راه های گسترش سینما در کشور، کشاندن مخاطبان به سینما است، که اصطلاحا بازاریابی داخلی سینما اطلاق می شود.

    در این نوشتار کوتاه از اصطلاح «مصرف کننده» به جای مخاطب و محصول به جای «فیلم و سینما» استفاده می کنیم.

    یکی از مهم ترین مطالعات بازاریابی، مطالعات مربوط به رفتار مصرف کننده هاست. اینکه افراد چه رفتارهایی در قبال یک محصول از خود بروز می دهند؟ که خود مستلزم دسته بندی افراد براساس ویژگی های مختلفی مثل: سن، میزان تحصیلات، میزان درآمد، جنسیت، زمان در اختیار و … است.

    مرحله بعدی نتیجه گیری از میزان رضایت آنها در قبال محصول و تفاوت بین توقعات و ادراکات مصرف کننده است، به این صورتکه مخاطب از دیدن آنونس یک فیلم، توقعاتی را در ذهن خود بازسازی می کند و بعد از تماشای آن درک دیگری و البته جامع تری نسبت به آن فیلم پیدا می کند که این درک باعث تصمیم گیری او می گردد.

    به عبارت دیگر آیا رضایتمندی در قبال محصول مصرفی دارد یا خیر؟ و اگر جواب مثبت باشد یعنی فیلمساز توانسته اشتهایی را در مخاطب ایجاد کند و آن، احساس نیاز به سینما و دیدن فیلم است. چرا که مصرف کننده محصولی مانند فیلم، تنها به دنبال ویژگی های عملکردی محصول نیست بلکه تجربه مصرف محصول است که او را ارضا می کند.

    مصرف کنند گان عموما به دو دسته تقسیم بندی می شوند. آنهایی که فقط دنبال سرگرمی هستند و آنهایی که خواسته ای فراتر از سرگرمی دارند. لذا طبیعی است که میزان رضایتمندی مخاطبان از فیلم بسیار متنوع باشد، این ویژگی، صنعت سینما را ریسک پذیر کرده است و تبدیل به عاملی بازدارنده برای اکثر سرمایه گذاران شده است.

    برای پیش بردن گامی در این راستا باید مطالعات دقیق و گسترده ای از علایق و انتظارات مخاطبین انجام شود و فاکتورهایی در راستای نیاز و رضایت مخاطبین تبیین گردد تا بتوان سینمای کشور را بار دیگر به اوج شکوفایی رساند.

    سید حسن موسوی