برچسب: سید منصور نادری

  • حکمتیار، مرد دروغ های شاخدار!

    حکمتیار، مرد دروغ های شاخدار!

    گلبدین حکمتیار در طول حیات خود همواره با دروغ های خود تنش آفریده است و این بار در برابر گفته‌های سرور دانش، باز به شیوه دروغ متوسل شده است. لازم است یکی از دروغ های شاخدار حکمتیار را ذکر کنیم: باری، یکسال پیش او در باره ایران ظاهراً در برنامه کاکتوس گفته بود: سخت‌ترین تجربه زندگی من این است که در سال ۱۳۷۷ همراه استاد ربانی به تاجیکستان رفتم و دولت تاجیکستان به من دستور داد که هرچه زودتر تاجیکستان را ترک کنم و ایرانی‌ها مرا اغوا کردند تا به آن کشور بروم و من به ایران رفتم، اما حکم یک زندانی را داشتم. این بزرگترین اشتباه و تلخ‌ترین مقطع از مقاطع زندگی من بود.
    با این که رابطه نگارنده با حکومت ایران مطلوب نیست، اما در این مطلب حکمتیار دروغ بزرگ و آشکاری گفته است که لا اقل برای کسانی که بالای ۳۰ سال عمر دارند، بسیار واضح و آشکار است. حقیقت این است که در ۵ میزان/مهر سال ۱۳۷۵ در روز سقوط کابل به دست طالبان که حکمتیار همراه با شهید استاد ربانی به جبل السراج آمد و نگارنده نیز همراه آنان بودم، حکمتیار، از ترس شهید احمدشاه مسعود رنگ از رخش پریده و به شدت ترسیده بود. راستی اگر حکمتیار، مسعود را در چنین شرایطی به دست می‌آورد از صد جان مسعود یکی هم نجات پیدا نمی‌کرد اما مسعود بزرگی به خرج داد که نه تنها مزاحم حکمتیار نگردید، بل او را احترام نموده همراه سایر رهبران به تخار فرستاد و حکمتیار از تخار به کندز رفت و نخست در کندز و سپس در کارخانه قند بغلان مرکز گرفت. در زمستان همان سال- در ماه دلو- که مصادف به ماه رمضان بود که دولت جمهوری اسلامی ایران استاد ربانی را با عدّه‌ای دعوت نمود که حکمتیار، بنده و سید منصور نادری نیز عضو هیئت بودیم، چون جلسات با مسئولین ایرانی ختم گردید، حکمتیار خود تقاضای سکونت در ایران را نمود و دولت ایران هم او را پناه داد و بهترین قصر را در شمال تهران در اختیار او قرار داد و محافظ و بادیگارد در اختیار او گذاشت. حکمتیار با فرا خواندن عائله خود، به مدت دو سال در شمال تهران زندگی شاهانه داشت.
    استاد ربانی پایتخت حکومت خود را در تابستان ۱۳۷۶ به طور موقت در شهر مزار شریف ایجاد کرد. تا این که حکمتیار از طرف آقای محقق در زمستان ۱۳۷۶ به افغانستان دعوت شد و حکمتیار آمدن خود را مشروط به پرداخت ۴۰۰۰ قبضه اسلحه سبک و سنگین از طرف ایران نمود. حکمتیار می‌گفت: چنانچه این سلاح در اختیار من قرار گیرد، کمتر از یک ماه ولایات بغلان و کندز را از دست طالبان خارج خواهم ساخت و ایرانیان شرط او را قبول کردند و حکمتیار در اواخر زمستان ۱۳۷۶ با طمطراق وارد مزار شد و چند روز بعد در ولسوالی بلخ مقر گرفت. ایرانی‌ها طی پروازهای پی هم، چهار هزار قبضه سلاح را به مزار منتقل نموده و در اختیار حکمتیار قرار دادند که موجب ناراحتی جنرال دوستم و عطا محمد نور و احزاب شیعه گردید در آن زمان، نگارنده نیز در شهر مزار بودم. اما حکمتیار نه تنها به قول خود عمل نکرد و ولایات بغلان و کندز را آزاد نکرد، بل سلاح‌های مذکور را به اعضای حزب اسلامی در داخل شهر مزار، ولسولی بلخ، چهاربولک، چمتال و دولت‌آباد که همگی همکار طالبان بودند، توزیع نمود. زمانی که در تابستان سال ۱۳۷۷ طالبان حرکت خود را از ولایت بادغیس شروع کردند و به سرعت خود را به ولایت بلخ رسانیدند، تمام اعضای حزب اسلامی که سلاح‌های ایرانی را گرفته بودند، با طالبان همراه شده بالای شهر مزارشریف حمله کردند و اعضای حزب اسلامی در داخل شهر نیز قیام نموده شهر مزار را متصرف شدند.
    حکمتیار دو سه روز پیش از سقوط شهر مزار، نزد استاد ربانی به مزار آمد و باز احمد شاه مسعود بزرگی به خرج داده هلیکوپتر فرستاد و استاد ربانی و حکمتیار را به بدخشان منتقل نمود و پس از چند روزی استاد ربانی و حکمتیار به تاجیکستان رفتند و حکمتیار از آنجا به خانه و عائله خود که در ایران زندگی شاهانه داشتند، رهسپار گردید و تا سنبله ۱۳۸۰ در همان قصر خود در شمال تهران زندگی می‌کرد و بعد از حمله القاعده به برج‌های تجارت جهانی در نیویارک و حمله امریکا بر افغانستان، حکمتیار از ایران ناپدید شد و به احتمال نود در صد که به پاکستان نقل مکان نمود. همانگونه که ذکر کردیم، حکمتیار در زمستان ۱۳۷۵ مهمان عزیز ایرانی‌ها شد و در سال ۱۳۷۷ به تاجیکستان و سپس به منزل خود در ایران رفت. با این همه محبت و مهمان‌نوازی ایرانی‌ها از حکمتیار، باز هم او بدترین مقطع زندگی خود را در ایران بازگو می‌کند و می‌گوید در آنجا اسیر بودم. کسی که چنین آشکارا دروغ بگوید، می‌تواند سخنان دانش را تکذیب کند؟

    اگر کسی از حکمتیار بپرسد: تو که خود را مجاهد راه اسلام و مدعی تأسیس حکومت اسلامی می‌دانی، آیا حکومت سدوزایی‌ها چون: تیمور شاه فرزند احمدشاه ابدالی، زمان شاه فرزند تیمور شاه و شاه شجاع درانی که نیم افغانستان را به «رنجیت سنگ» پادشاه پنجاب هند داد، قبول داری؟ آیا حاکمیت آنها را افتخار تاریخ این کشور می‌دانی یا ننگ تاریخ؟ و همچنین حکومت سیاه و آدمکش عبدالرحمن خان را افتخار می‌دانی یا ننگ؟ حکمتیار در شعار خود همه حکومت‌های ظالم گذشته را خائن می‌دانست پس حالا چه شده است که آنان را افتخار تاریخ کشور می‌داند؟ علاوه بر آن، باید از گلبدین پرسیده شود که اگر حکومت‌های سدوزایی و محمدزایی افتخار تاریخ افغانستان است، چرا با کم آزارترین پادشاه محمدزایی؛ یعنی محمد ظاهرشاه مخالف بودی و همچنین در برابر حاکمیت سردار داوود خان که وطن دوست‌ترین حاکم افغانستان از قوم محمدزایی بود به مبارزه برخاستی؟ مگر نه این است که جناب شما یک چیز را به رسمیت می‌شناسید و آن رسیدن شما به قدرت است که تاکنون نرسیده‌ای و هیچگاه نخواهی رسید.
    سرور دانش تابعیت ایران را ندارد. اول: این که احتمالاً خودش تقاضای تابعیت نکرده و ثانیاً: اخذ تابعیت ایران سخت‌تر از گذشتن از هفت خوان رستم و اسفندیار است مخصوصاً اخذ تابعیت برای افغانی‌ها هرچند ممکن ولی نزدیک به محال است.
    غلط دیگری که حکمتیار مرتکب شده در باره ۱۲ امام شیعه و موروثی دانستن حکومت توسط آن‌ها و انکار امام مهدی امام دوازدهم شیعیان است که بحث در این مورد ادله بسیار می‌طلبد که در این وجیزه مجال ذکر آن نیست و اگر حکمتیار حاضر باشد، اینجانب با ایشان در یکی از رسانه‌ها رو در رو بحث خواهم کرد. مسئله دیگری که جهل مطلق حکمتیار را نشان می‌دهد، همانا موروثی دانستن اجتهاد در بین فقهای اهل تشیع است. بطلان این مطلب چنان آشکار است که نیاز به بحث ندارد، حکمتیار لطف کند و نشان دهد از کدام مجتهد شیعه، اجتهاد به فرزندش منتقل شده و مقلدان پدرش از وی تقلید کرده‌اند. دروغ بسیار بد است.
    سید محمدعلی جاوید

    خبرگزاری دید

  • فرخنده نادری سفیر افغانستان در واشنگتن مقرر شد

    فرخنده نادری سفیر افغانستان در واشنگتن مقرر شد

    محمد اشرف غنی رییس جمهور با صدور حکمی فرخنده زهرا نادری را به سمت سفیر جدید افغانستان در واشنگتن تعیین کرد.

    در این فرمان، فرخنده زهرا نادری به سمت نماینده خاص ریيس جمهور و سفیر کبیر افغانستان برای ایالات متحده امریکا مقرر شده است.
    فرخنده زهرا نادری پیش از این در سمت های نماینده مردم کابل در ولسی جرگه و مشاور ارشد رییس جمهور در امور سازمان ملل متحد فعالیت کرده است.
    نامبرده جایگزین حمد الله محب سفیر سابق افغانستان در واشنگتن می شود.
    حمد الله محب پس از استعفای حنیف اتمر به حیث مشاور امنیت ملی رئیس جمهور منصوب گردید.

  • حرکت ملی نجات افغانستان اعلام موجودیت کرد

    حرکت ملی نجات افغانستان اعلام موجودیت کرد

    سید منصور نادری، رییس این نهاد گفت که هدف از ایجاد حرکت ملی نجات  افغانستان بیرون رفت از مشکلات های موجود در کشور می باشد.

    به گفته وی، باید نهادهای همسو که در این راستا کار می کنند با این نهاد یکجا شوند تا از بحرانی که در کشور به میان آمده است همه ملت ما نجات پیدا کنند.

    او از مشکلات درون دولت یاد کرد و گفت که ما از مشکلات ها موجود درون دولت تقسیم قدرت می باشد ابراز نگرانی می کنیم و باید رهبران حکومت وحدت ملی به این چالش پایان دهند.

    آقای نادری خواستار انتخابات شفاف و عادلانه شد و تاکید کرد که حکومت وحدت ملی باید به زودترین زمان تذکره های الکترونیکی را توزیع کند تا یک انتخابات شفاف در آینده داشته باشیم.

    در همین حال، جنرال محمد آصف بکتاش عضو حزب حرکت ملی نجات افغانستان با بیان اینکه کشور با گروه افراطی و تروریستی در حال جنگ است، گفت که در حال حاضر گروه های افراطی و تروریستی که استخبارات خارجی بخصوص پاکستان حمایت شان می کنند باید همچو نهادها با هم انسجام پیدا کنند تا علیه این گروه ها مبارزه صورت گیرد.

    وی ادامه داد که در حدود 30 گروه تروریستی از سوی استخبارات پاکستان و کشورهای بین المللی در افغانستان فعالیت دارند که 35 درصد اراضی کشور را اشغال کرده اند.

    بکتاش از ایالات متحده امریکا شکایت کرد و افزود که امریکا باید سیاست شان را علیه گروه های تروریستی بخصوص کشور پاکستان باید تغییر دهد و توافق سیاسی که با افغانستان کرده به آن جامه عمل بپوشاند.

    وی ادامه داد که سیاست های امریکا تا حال غلط بوده و باید در سیاست شان تجدید نظر کند، چون همه مردم افغانستان در حال حاضر شعارهای ضد امریکایی سر می دهند و باید سیاست شان را تغییر دهند.

    گفتنی است که این حزب بیشتر از 130 نهاد مدنی و مردمی تشکیل شده و با ریاست سید منصور نادری اداره می شود.