برچسب: سکوت

  • سكوت مرگبار دنيا در قبال مناقشه كشمير

    سكوت مرگبار دنيا در قبال مناقشه كشمير

    حال كه روز جهاني همبستگي مردم كشمير و جغرافيايي واحد رسيده است، جامعه جهاني مي بايست پس از سال ها سكوت ناميمون و ناعادلانه، به فرياد هاي هزاران انسان مبارز اين خاك گوش مي دادند و در عصر آزادي و استقلال حامي انسان هاي مي بودند كه ساليان متمادي براي آزادگي رزميده اند.

    هر چند در گذشته، سياست‌ كشورهاي اروپايي در اين ماجرا، مطرح کردن يك نظريه استقلال کشمير هم از هند و هم از پاكستان است. اما راه انساني كه فعلن در پيش رو است اين است كه كشمير تيكه و پارچه شده باهم ملحق و يكجا شود تا از يك طرف به انسان هاي آزاده و آزادي خواه حرمت گذاشته شود و از سوي ديگر خون كساني كه در راه دفاع از خاك شان ريختانده مي شود را جلوگيري كنند.

    کشمیریان بر این باورند که اين امر ممكن نيست مگر اينكه جامعه جهاني، كشورهاي مقتدر و مدافع حقوق انساني و بشري، از يك جا شدن كشمير به عنوان يك كشور مستقل حمایت کنند.

    دلایل بی‌توجهی جهانیان به سرکوب مردم کشمیر

    آقای روح‌الله رضوی کارشناس مسائل کشمیر در گفتگوی با تسنیم درباره مسئله کشمیر و دلایل بی‌توجهی جامعه جهانی به آن گفت: مسئله کشمیر هم باید همانند مسائل مهم منطقه‌ای دیگر مورد توجه قرار گیرد. اما دلیل اینکه چرا آن طور که باید و شاید به این مسئله پرداخته نشده است، به ویژه طی چند سال اخیر به بحران‌های منطقه‌ای برمی‌گردد.

    بازیگرانی که در مسئله کشمیر تاثیرگذار هستند، یعنی هند و پاکستان طی 60 تا 70 سال اخیر در این زمینه ایفای نقش کرده‌اند و هر کدام از نگاه خود به این مسئله پرداخته‌اند و این مسئله سبب شد تا عملا زمینه نگاه بین المللی به این مسئله فراهم نشود.زیرا هند مسئله کشمیر را یک مسئله داخلی خود می‌ داند و پاکستان هم از این مسئله به عنوان  ابزار و اهرمی برای فشار بر هند استفاده می‌کند.

    اصرار دولت هند بر این‌که مسئله کشمیر یک مسئله داخلی‌اش است و نیز نوع نگاه منفعت محور پاکستان به این مسئله باعث شده که طی این سال‌های طولانی، اطلاعات و اخبار درستی از کشمیر به خارج از این منطقه منتقل نشود و بحران‌های منطقه‌ای هم طی چند سال اخیر به آن(نپرداختن رسانه‌ها به مسئله کشمیر) دامن زده است.

    رد پای انگلیس در اشغال کشمیر

    رضوی درباره این‌که آیا استعمارگران  انگلیسی در مصایب و رنج طولانی مردم کشمیر نقش داشته‌اند، تصریح می‌کند که انگلیسی‌ها به هندی‌ها کمک کردند تا نیروهای نظامی خود را در کشمیر مستقر کنند.

    از آن زمان، اختلافات میان هند و پاکستان شروع شد که با رخ دادن چند جنگ میان دو طرف به اوج خود رسید.

    کشمیر کجاست؟

    کشمیر منطقه‌ای در شمال غربی شبه‌جزیره هند است که از ایالت جامو و کشمیر تحت کنترل هند، ایالت گلگت بلتستان و کشمیر آزاد تحت کنترل پاکستان و منطقه اقصای چین تحت کنترل جمهوری خلق چین تشکیل می‌شود. این منطقه عمدتاً کوهستانی است و رشته‌کوه قراقروم شامل قله کی۲ دومین نقطه مرتفع کره زمین و چندین قله مرتفع دیگر در آن قرار دارند.کشمیر یکی از حوزه‌های اصلی نفوذ زبان فارسی به‌شمار می‌رود.

    ایالت هندی جامو و کشمیر حدود ۱۰۱٬۴۳۷ کیلومتر مربع وسعت دارد و در سرشماری سال ۲۰۱۱ بیش از ۱۲ میلیون نفر جمعیت داشته‌است. پایتخت تابستانی آن سرینگر مرکز تاریخی منطقه و پایتخت زمستانی آن جامو است. منطقه تحت کنترل پاکستان از کشمیر آزاد به پایتختی مظفرآباد با مساحت ۵٬۶۱۹ کیلومتر مربع و ایالت گلگت بلتستان با مساحت ۷۲٬۴۹۶ کیلومتر مربع تشکیل می‌شود و مساحت مناطق عمدتاً خالی از سکنه تحت کنترل چین هم ۴۲٬۶۸۵ کیلومتر مربع است.

  • بامیان؛ زندانی با حصار  ناامنی و سکوت حکومت

    بامیان؛ زندانی با حصار  ناامنی و سکوت حکومت

    حصر جغرافیایی و تحریم  تقریبی انکشاف و توسعه زیربناهای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، بحثی است که از آوان برسرکار آمدن نظام کنونی این خطه را رنج داده است و بر پیکرش زخم زده است.

    با وجود این همه اما، همسایگان نامهربان و قدرنشناس، با ایجاد دایره ناامنی، حصار جغرافیایی موجود را بر باشندگان و شهروندان این ولایت بی آزار، خشن تر و رنج آور تر ساخته است.

    سالهاست آدم کشان بی رحم و دزدان سر گردنه، مسیر های وصل کننده بامیان با پایتخت و حتی سایر ولایات را برای مردم بامیان ناامن ساخته اند و قربانی های زیادی را روی دست این مردم گذاشته اند. دره میدان لقب ”جاده مرگ“ را گرفته است و دره غوربند نیز تبدیل به سیاه چالی برای باشندگان و مسافرین ولایت بامیان گردیده است.

    با وجود اعتراضات گسترده و مکرری که صورت گرفته است، کمتر توجهی نسبت به تامین امنیت این مسیر برای عابرین و مسافرین به مشاهده نرسیده است و هر روز جریان فزاینده ناامنی ها، گروگان گیری ها، قتل ها و سرقت ها، اخاذی ها و … زندگی را بر مردم بامیان دشوار تر گردانیده است.

    با وجود وعده های چرب و آبدار رئیس جمهوری در جریان کاروزار های انتخاباتی مبنی بر شکستن حصار جغرافیایی بامیان و مناطق مرکزی، با گذشت بیش از یک سال از تکیه زدن ایشان بر اریکه قدرت، حتی حرفی هرچند اندک و کم اهمیت درین خصوص از زبان ایشان شنیده نشده است و معمای این حدیث تلخ همچنان برجاست.

    آمار تکان دهنده ربوده شدن حد اقل 30 مسافر در جریان یک ماه گذشته در دره غوربند از سوی گروههای مسلح مخالف دولت و دزدان و رهزنان درین مسیر، اوج فاجعه را به نمایش میگذارد و سکوت تلخ و معنی دار حکومت و دستگاه امنیتی کشور عمق بی کفایتی، بی درایتی، بی توجهی نسبت به سرنوشت شهروندان را حکایت می کند.

    شهروندانی که دست شان از آسمان کوتاه است و پا از زمین، نه رهی بر درگاه قدرت دارند و نه توان مقابله با بی عدالتی ها حق کشی ها. شهروندان درمانده و عاجزی که ستاره های آسمان نیز نور شان را از آنان دریغ میکند و بوریا در زمین از زیر پایشان در فرار هست.

    بسیار بجا و شایسته است که حکومت محلی بامیان با جدیت و قاطعیت درین زمینه گام برداشته و با زیر فشار گذاشتن حکومت مرکزی و اداره های ولایتی ولایت های همجوار بدنبال راه های حل اساسی و دوامدار برای تامین امنیت مسیر های بامیان بسوی کابل و سایر ولایات باشند و بامیان و بامیانیها را ازین ورطه خطرناک نجات دهند تا باشد که در پیشگاه خداوند و ملت مسئولیت ها تعهدات شان را بجا سازند و مهر تقدیر بر کارنامه های شان حک گردد.

    و خوبست صاحبان قدرت و حکومت بدانند که تحمل نیز حد و مرزی دارد و بردباری مردم که  در واقع تبدیل به عقده های سنگین میگردد، روزی به پایان خواهد رسید و در صورت عدم رسیدگی به این امر، غلیان خشم مردم حکایت ”زور مردم زور خداست“ را به گونه عملی بر روی زورمندان مسئولیت گریز پیاده خواهد ساخت.

    زمان احمدی، شهروند بامیانی