برچسب: سربازان آمریکایی

  • وال استریت ژورنال: ضعف نهادهای استخباراتی آمریکا در پیش بینی سقوط دولت کابل

    وال استریت ژورنال: ضعف نهادهای استخباراتی آمریکا در پیش بینی سقوط دولت کابل

    وال استریت ژورنال در گزارشی تازه امروز (پنجشنبه 6 عقرب) آورده است که این نشریه با بررسی شماری از اسنادهای محرمانه در خصوص ماموریت آمریکا در افغانستان به این نتیجه رسیده که هیچ یک از نهادهای استخباراتی آمریکا توانایی ارزیابی درست از اوضاع افغانستان پسا خروج سربازان آمریکایی نداشتند.

    این اسناد محرمانه که از چهار نهاد استخباراتی آمریکا به دست وال استریت ژورنال رسیده، گزارش هایی را نشان می دهد که پیش از این عمومی نشده بودند.

    منبع علاوه کرده است که این اسنادهای محرمانه حاوی گزارش هایی از نهادهای مختلف استخباراتی آمریکا در رابطه با اوضاع افغانستان هستند که هر یک با یکدیگر تفاوت دارد.

    این گزارش ها شامل گزارش سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)، آژانس اطلاعاتی وزارت دفاع، اداره استخباراتی وزارت خارجه و دفتر اداره اطلاعات ملی آمریکا است.

    در هیچ یک از این گزارش ها، پیش بینی نشده بود که طالبان بتوانند در 15 اگست و زمانی که حتی هنوز شمار اندکی از سربازان آمریکایی حضور دارند کابل را تصرف کنند.

    براساس گزارش، یک ماه پس از اعلام تصمیم جو بایدن برای خروج از افغانستان، اداره سیا در گزارشی به تاریخ هفدهم ماه مه عنوان کرده بود که دولت اشرف غنی پس از خروج سربازان آمریکایی تا آخر سال جاری میلادی سقوط می کند.

    چند هفته بعد از آن نیز سازمان سیا در گزارشی دیگر نوشته بود که طالبان طی دو سال موفق به تصرف کامل افغانستان می شوند.

    گزارش وزارت دفاع آمریکا در اوایل ماه جون نیز پیش بینی می کرد که طالبان طی 12 ماه آینده تمرکز بر جداسازی مناطق روستایی خواهند داشت.

    یک ماه بعد اما یک گزارش دیگر از همین نهاد پیشنهاد می کرد که دولت افغانستان قادر به حفظ و کنترل کابل خواهد بود.  

    یک مقام ارشد آمریکا ضمن اعتراف به این که این نهادهای استخباراتی نتوانسته اند گزارش دقیقی تهیه کنند، گفت: «البته تمامی این گزارش ها از یک نظر درست پیشی بینی کرده اند و آن این که اوضاع (پس از خروج سربازان آمریکایی) وخیم خواهد شد.»

  • آمریکا به 13 سربازش که در حادثه فرودگاه کابل کشته شدند نشان طلا می دهد

    آمریکا به 13 سربازش که در حادثه فرودگاه کابل کشته شدند نشان طلا می دهد

    کنگره آمریکا روز (دوشنبه 3 عقرب) به اتفاق آرا تصویب کرد که به 13 سربازی که در جریان حمله تروریستی به میدان هوایی کابل در تاریخ 4 سنبله جان خود را از دست دادند، نشان عالی طلای این کنگره را اهدا کند.

    لازم به ذکر است که در جریان عملیات تخلیه شهروندان خارجی و افغان های آسیب پذیر، یک مهاجم انتحاری گروه تروریستی داعش خود را در میان انبوهی از جمعیت شهروندان افغان در نزدیکی دروازه ابی فرودگاه کابل منفجر کرد که در نتیجه این حمله مرگبار دست کم 170 تن به شمول 13 سرباز آمریکایی جان خود را از دست دادند.

    بیانیه کنگره آمریکا در این باره نوشته است: «سربازان آمریکایی بیشتر از وظیفه خود برای نجات جان شهروندان آمریکایی و شرکای افغان مان در شرایطی بسیار خطرناک پس از تسلط دوباره طالبان انجام دادند.»

  • سناتور آمریکا: سربازان آمریکایی به افغانستان باز می گردند

    سناتور آمریکا: سربازان آمریکایی به افغانستان باز می گردند

    آقای لیندزی گراهام سناتور جمهوری خواه آمریکا در یک میزگرد تلویزیونی با بی بی سی انگلیسی از تلاش هایش برای به استضیاح کشاندن جو بایدن رئیس جمهور آمریکا برای خروج غیر مسئولانه سربازان از افغانستان سخن گفته است.

    آقای گراهم در پاسخ به پرسشی از سوی مجری برنامه مبنی بر اینکه آیا صادقانه معتقد است که آمریکا به افغانستان باز می گردد گفت آمریکا چاره ای جز بازگشت ندارد.

    او گفت: “ما به افغانستان باز می گردیم، همانطور که دوباره به سوریه و عراق بازگشتیم.”

    وی با بیان اینکه افغانستان دوباره به محلی برای رفتارهای اسلامی افراطی و پناهگاهی برای تروریستان القاعده مبدل می شود، گفت: “ما مجبور به بازگشتیم زیرا تهدید تروریسم بسیار وسیع است.”

    این سناتور آمریکا همچنین معتقد است آمریکا گزینه های زیادی برای رسیدگی به موضوع افغانستان ندارد و علاوه کرد: “راه حل من این است: به جبهه مقاومت پنجشیر کمک کنید و خواهید دید که طالبان توانایی حکومت را دیگر نخواهند داشت؛ مردم افغانستان از طالبان متنفر اند. همزمان که جبهه مقاومت در حال مقاومت است، فکر می کنید که چه چیزی در طی زمان اتفاق می افتد؟ گروه داعش به کمک طالبان می آید و در سال آینده کشور را متلاشی شده خواهید یافت که فضای خوبی برای ایجاد حمله به منافع غرب است.”

    سناتور جمهوری خواه آمریکا تاکید کرد “آمریکا یا می تواند «سیاست این دیگر مشکل من نیست» را پیش بگیرد و یا از رویکرد «زدن پیش از آنکه تو را بزنند» استفاده کند.”

    لیندزی گراهم و مایکل والتز دو سناتور جمهوری خواه آمریکا پیش تر هم در بیانیه ای مشترک خواهان به رسمیت شناخته شدن جبهه مقاومت ملی پنجشیر به عنوان نماینده رسمی افغانستان شده بودند.

  • ترامپ: مسئولان ارشد پنتاگون می خواهند با گرم نگه داشتن جنگ شرکت های تولید کننده اسلحه را خوشحال کنند

    ترامپ: مسئولان ارشد پنتاگون می خواهند با گرم نگه داشتن جنگ شرکت های تولید کننده اسلحه را خوشحال کنند

    دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا می‌گوید مسئولان ارشد وزارت دفاع خواهان روشن نگاه داشتن آتش جنگند تا بدین ترتیب پیمانکاران دفاعی همچنان «خوشحال» بمانند.

    رئیس جمهوری آمریکا که پیش‌تر به دلیل اظهارات منتسب به وی در خصوص سربازان آمریکایی کشته شده در جریان جنگ اول جهانی مورد انتقاد برخی رسانه‌ها قرار گرفته بود ضمن تاکید بر تمایل رهبران پنتاگون به جنگ برای راضی کردن شرکت‌ها و پیمان‌کاران فعال در عرصه دفاعی، اتهام‌های مطرح درباره سخنان ناخوشایند نسبت به نظامیان کشته شده در کشورش را تکذیب کرده است.

    آقای ترامپ ضمن ادعای حمایت از نظامیان کشورش گفت که جنگ طلبی رهبران پنتاگون بیشتر با هدف جلب رضایت پیمانکاران طرف معامله با وزارت دفاع صورت می‌گیرد.

    مجله آتلانتیکو پیش از این در گزارش که محتوای آن به تایید خبرگزاری اسوشیتدپرس نیز رسید به نقل از دو مقام ارشد نظامی مدعی شده بود که دونالد ترامپ سال ۲۰۱۸ در جریان سفر به فرانسه برنامه بازدید از قبرستان سربازان آمریکایی کشته شده طی جنگ اول جهانی را با این توجیه که نظامیان کشته شده «بازنده» هستند، لغو کرده است.

    دونالد ترامپ پیش از این با انتشار توییتی این ادعا را تکذیب کرده بود.

    • رئیس جمهوری آمریکا که روز دوشنبه در جریان یک کنفرانس خبری در کاخ سفید سخن می‌گفت با تاکید بر «حقه آمیز» بودن ماجرای یاد شده گفت: «من نمی‌گویم که نظامیان (فرماندهان نظامی) عاشقم هستند؛ اما سربازان هستند.»

    وی در عین حال افرود: «رهبران و فرماندهان ارشد پنتاگون احتمالا اینگونه نیستند زیرا آنها تنها دنبال جنگ هستند، بنابراین شرکت‌های فوق العاده‌ای که بمب، هواپیماها و چیزهای دیگر می‌سازند، همگی خوشحال و راضی می‌مانند.»

    رابطه آقای ترامپ با فرماندهان نظامی پس از تهدید‌های اخیر رئیس جمهوری آمریکا در خصوص اجرایی کردن قانون ضد شورش و تمایل برای استفاده از نیروهای مسلح به منظور مقابله با ناآرامی‌ها به سردی گراییده است.

    ژنرال مارک الکساندر میلی، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا نیز به تازگی ازهمراه شدن با دونالد ترامپ هنگام عبور از میدان لافایت و عزیمت به سوی کلسیای مقابل کاخ سفید در اوج اعتراض‌ها به نژادپرستی و برخوردهای خشونت‌آمیز پلیس با اقلیت‌ سیاه‌پوست اظهار پشیمانی کرده بود.

    ژنرال میلی در این خصوص گفته است: «من نباید آنجا حضور می‌یافتم، حضور من در آن لحظه و در آنجا، برداشتی از دخالت ارتش در سیاست داخلی به وجود آورد، به عنوان یک افسر با لباس نظامی این یک اشتباه بود که من از آن درس گرفتم، صمیمانه امیدوارم که همه ما از چنین مواردی بیاموزیم.»

    مارک اسپر که دونالد ترامپ او را به عنوان وزیر دفاع منصوب کرده پیش‌تر لابی‌گر اصلی «ریتیون»، بزرگترین تولید کننده تجهیزات نظامی در ایالات متحده آمریکا بود که سپس در سال ۲۰۱۷ به سمت مدیر عامل اجرایی وزارت دفاع منصوب شد.

  • افغانستان در جستجوی صلح، بهای خونینی می پردازد

    افغانستان در جستجوی صلح، بهای خونینی می پردازد

    این هفته، کابل شاهد یک حمله مرگبار تروریستی در منطقه شش درک بود که دست کم جان 26 تن به شمول 9 خبرنگار را گرفت. در ولایت کندهار نیز همان روز، یک کاروان نیروهای ناتو مورد حمله یک مهاجم انتحاری قرار گرفت و دست کم یازده شاگرد مکتب جان خود را از دست دادند. شماری از نیروهای ناتو نیز در این رویداد زخمی شدند.

    سربازان آمریکایی با وجود اینکه شمارشان در افغانستان کاهش یافته، اما همچنان در درگیری های مختلف کشته می شوند. از آغاز سال میلادی جاری تاکنون دو سرباز آمریکایی کشته شده است.

    با تمامی این توصیفات، دولت افغانستان همچنان در تلاش برای شروع گفتگوهای صلح با گروه طالبان است. سوالی عادی پس از یک هفته خشونت مانند هفته گذشته می تواند این باشد که: آیا باید از جستجوی صلح ناامید شد؟

    جنگ با واقعیت اینکه دیگر تنها میان دولت افغانستان و گروه طالبان نیست، پیچیده تر نیز شده است. شاخه ای از گروه تروریستی داعش مسئولیت یک حمله انتحاری مرگبار روز دوشنبه در کابل را بر عهده گرفت. گروه تروریستی داعش به محض این که حضورش را در افغانستان نشان داد، مقامات نظامی آمریکا، شمار جنگجویان اعلام شده این گروه را رد کرده و همواره مدعی شدند که حملات هوایی پیاپی علیه این گروه، آنها را شکست داده است. یک سال پس از آن همه ادعا، گروه داعش نه تنها همچنان در افغانستان زنده است، بلکه حتی با هدف قرار دادن قلب دولت افغانستان یعنی کابل، توانایی خود را به رخ می کشد.

    از سویی طالبان هم طی این مدت بیکار نبوده اند. تقریبا یک هفته پیش این گروه اعلام کرد که حملات بهاری اش را تحت نام عملیات الخندق آغاز کرده است؛ آن هم دو ماه پس از آنکه محمد اشرف غنی رئیس جمهوری کشور پیشنهاد صلح بدون قید و شرط در جریان دومین نشست روند کابل به آنها داد. طالبان هم که در آن موقع بلافاصله جواب منفی به این پیشنهاد رئیس جمهور ندادند، جای امیدواری برای صلح بود، اما در ماه ها و هفته های اخیر، آنها حملات شان را در سراسر کشور افزایش داده و قربانیان زیادی از غیرنظامیان گرفته اند.

    جیمز ماتیس وزیر دفاع آمریکا روز دوشنبه در پنتاگون گفت که گروه داعش و طالبان هر دو یک هدف را دنبال می کنند، و آن بی ثبات ساختن دولت منتخب افغانستان است.

    او همچنین گفت که انتظار ندارد پیشنهاد آقای غنی به گروه های مسلح در پیشبرد صلح افغانستان کمکی کند.

    ماتیس گفت: «ماه اگست گذشته گفتیم که ناتو در خط می ایستد. ما می دانستیم که درگیری های سختی پیش رو خواهد بود. قتل عام خبرنگاران و دیگر غیرنظامیان بی گناه، گواه کافی برای چیزی که ما بخاطر آن و علیه آن ایستاده ایم می باشد. ما پیش بینی می کردیم و نهایت تلاش هایمان را نیز می کنیم و همچنین تا حدودی در خنثی سازی این گونه حملات که غیرنظامیان را هدف قرار می دهند موفق هم بوده ایم؛ اما بعضی اوقات، برخی از آنها موفق می شوند.»

    اگر این موضوع آن چنان متواضعانه برای افغان ها که هر روزه کشته می دهند، دیده می شود، پس می توان گفت که شمار خشونت های مرتبط با گروه طالبان به معنای مرگ پروسه صلح نمی باشد.

    خانم «لورل میلر» که تا سال گذشته سرپرست دفتر فرستاده ویژه آمریکا برای افغانستان و پاکستان بود می گوید: «افزایش خشونت ها امری غیر عادی نیست. معمولا یک طرف مذاکره خشونت هایش را افزایش می دهد تا امتیازات بیشتری در میز مذاکرات داشته باشد.»

    او گفت: «نمی خواهم این طور فیصله کنم که افزایش خشونت ها به معنای مرگ پروسه صلح است. اما این گونه خشونت ها فضای اعتماد را برای طرفین تنگ می کند. امکان این وجود دارد که حملات مرگبار، فضای جستجوی برای صلح را برای محمد اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان تنگ تر کند.»

    همزمان با تمامی این گفته ها، طرف سوم معادله، یعنی آمریکا که تهاجم نظامی اش در سال 2001 رژیم طالبان را سقوط داد هم اکنون به یک بن بست نظامی رسیده است. دولت افغانستان شاید هم اکنون آن چنان قوی نباشد که روی پای خودش بایستد، نیروهای امنیتی اش هم شاید در حال کاهش باشد و از طرفی با سربازگیری مجدد نیز مشکل داشته باشد، اما حضور نظامی آمریکا حتی با حضور 15 هزار نفری ممکن است کمک کند. از طرفی دیگر، طالبان که به گفته بازرس ویژه آمریکا برای بازسازی افغانستان (سیگار) احتمالا برخی تجهیزات نظامی آمریکا به دست آنها نیز می رسد، هم اکنون کنترل 14.5 فیصد از اراضی افغانستان را در اختیار دارد. (اداره سیگار می گوید که دولت افغانستان کنترل 56 فیصد از اراضی کشور را بر عهده دارد و باقی اراضی تحت نزاع می باشد.) به گفته ی این اداره، تعداد مناطقی که هم اکنون گروه طالبان در اختیار دارد، بیشتر از هر زمانی است که اداره سیگار آن را ثبت کرده است.

    خانم میلر هفته گذشته به همراه «استفان واتس» در مقاله ای در مجله نشنال انترنست نوشت که «بن بست نظامی یک پیش شرط ضروری برای گره گشایی درگیری ها از طریق مذاکرات است، و جنگ هم اکنون نزدیک به یک دهه است که در بن بست قرار دارد.»

    او می گوید: «سخت است که در این شرایط به دنبال یک ابتکار دیپلماتیک که به موفقیت برسد، بود، اما بهر حال باید این راه را طی کرد.»

    سخت است که بتوان حدس زد دولت آمریکا دقیقا در حال انجام چه کاری در افغانستان است. دونالد ترامپ پیش از پیروزی اش در انتخابات ریاست جمهوری، بارها تکرار کرد که آمریکا باید هر چه زودتر از افغانستان خارج شود. اما پس از کسب کرسی ریاست جمهوری، یکی از اولین سخنرانی های اش درباره سیاست خارجی این کشور، پرده برداری از استراتژی این کشور در قبال افغانستان و جنوب آسیا بود، که در آن از افزایش نیروهای نظامی در افغانستان، فشار بیشتر بر پاکستان و طالبان سخن گفته بود. و بعد واشنگتن پست در گزارشی می نویسد که دونالد ترامپ به «راند پاول» سناتور جمهوریخواه آمریکا از کنتاکی گفته است که سربازان آمریکایی به زودی افغانستان را ترک می کنند؛ اما هیچ تاریخی گفته نشده است.

    جیمز ماتیس رئیس پنتاگون در پاسخ به پرسشی در این خصوص اما گفت که برنامه های آمریکا در افغانستان تغییر نکرده است. «ما آنجا هستیم تا کاری انجام دهیم. ما آنجا نیستیم که تا ابد بمانیم. اما کارمان اولویت دارد. در واقع، هم اکنون که صحبت می کنیم شماری از کشورها به دنبال افزایش قوای شان در افغانستان هستند.»

    برعلاوه، ترامپ هم اکنون دو عضو جدید در تیم امنیت ملی اش دارد: «جان بولتون» که مشاوریت امنیت ملی را از مک مستر گرفت، و مایک پمپئو که وزارت خارجه را از ریکس تیلرسون بدست آورد. هیچ یک از این دو مرد تاکنون به صورت علنی در خصوص دیدگاه هایشان درباره سیاست آمریکا در افغانستان چیزی نگفته اند.

    خانم میلر می گوید: «این تیم تازه تشکیل شده و منطقی است که دیدگاه های تازه ای درباره سیاست دولت آمریکا برای افغانستان به منظور رسیدن به پروسه صلح وجود داشته باشد.»

    با این حال، گرچه هر از گاهی پس از حملات مرگبار و خشونت های زیاد، در گفته های ماتیس شنیده می شود که می گوید که «بخاطر این ایستاده ایم و بخاطر آن ایستاده ایم»؛ و آمریکایی ها هم با جان شان بهای آن را می پردازند. و باز هم در نهایت و مانند همیشه، این افغان ها هستند که همواره بهای گزافی با یا بدون آمریکا می پردازند.

    کریشنادوف کالامور

  • فصل باتلاق همیشگی: با وجود کشتارهای بی دلیل چرا در افغانستان مانده ایم؟

    فصل باتلاق همیشگی: با وجود کشتارهای بی دلیل چرا در افغانستان مانده ایم؟

    تمامی جناح های درگیر در افغانستان به شمول سربازان آمریکایی کم کم به «فصل نبرد» وارد می شوند، فصلی که هوا نه آن چنان گرم است و آن چنان سرد، طوریکه بهترین شرایط برای جنگیدن در میدان های نبرد فراهم است. شمار نیروهای امنیتی افغانستان به دلیل ترک از وظیفه و یا تلفات با کاهش چشمگیر بیش از ده فیصدی طی یک سال گذشته مواجه بوده است.

    از این رو، به راحتی می توان گفت که استراتژی آمریکا در قبال افغانستان که همانا ساختن و تجهیز نیروهای امنیتی افغانستان برای دفاع از دولت می باشد، شکست خورده است.

    بر علاوه جنگجویان طالبان، دشمنان افغانستان شامل جنگجویان دیگری نیز می باشند که برخی از آنها با گروه داعش وابسته هستند. درست همانند اتفاقات در عراق، گروه داعش توانسته از درگیری ها در افغانستان به نفع خود سود ببرد و خود را وارد معادله جنگ کند و مردم را با شیوه های موثری قتل عام نماید. تازه ترین خودنمایی گروه داعش در افغانستان، اجرای یک حمله تروریستی دو مرحله ای بود که در آن دست کم 26 تن به شمول 9 خبرنگار جان خود را از دست دادند و نزدیک به 50 تن دیگر زخمی شدند.

    منبعی قابل اعتماد و دقیق وجود ندارد که بتوان به موجب آن گفت که چه مقدار از اراضی افغانستان دقیقا تحت کنترل جنگجویان طالبان و یا داعش می باشد. شهر کابل که با نیروهای خارجی محاصره شده در دستان دولت است، اما این امر برای دیگر نقاط کشور این طور نیست.

    بخشی از موانع سد راه آمریکا و دولت افغان برای موفقیت را می توان به فساد و ماهیت حکمرانی قبیله ای در افغانستان نسبت داد. هر آمریکایی که در افغانستان کار کرده باشد، نسبت به ماهیت هرج و مرج و وحشیانه حکمرانی در افغانستان شهادت می دهد. (البته اگر آن آمریکایی خود از این هرج و مرج ها منفعت مالی نبرده باشد.)  جنگ سالاران مناطق زیادی را تحت کنترل دارند. زنان در عرصه حضور ندارند و سو استفاده های جنسی از کودکان امری عادی است.

    در حال حاضر هیچ مذاکره و گفتگویی میان جناح های افغانستان به شمول طالبان وجود ندارد. گروه داعش را هنوز ذکر نمی کنیم، اما برای خاتمه جنگ و برطرف شدن مشکلات در افغانستان، سرانجام نیاز است که به این گروه هم به طور موثری رسیدگی گردد. موضوع برگزاری انتخابات پارلمانی هم در حال حاضر یک نکته انحرافی است.

    چه کسی واقعا تمایل دارد که این همه مشکلات را در افغانستان حل و فصل کند؟ آمریکا هم که اگر بخواهد این وظیفه را به دوش بگیرد به مقدمه ای برای خروج او از جنگی هم اکنون بسیار طولانی خواهد انجامید. نظامیان آمریکایی با دستگاه های شناسایی از آسمان می توانند به دنبال نشانه هایی از حملاتی مشابه یازدهم سپتامبر در افغانستان باشند؛ پس چرا بمانند؟

  • هزینه های گزاف جنگ آمریکا در افغانستان آشکار شد

    هزینه های گزاف جنگ آمریکا در افغانستان آشکار شد

    یک مقام پنتاگون به اعضای کمیته روابط خارجی سنای آمریکا گفته است که در سال جاری پیش بینی می گردد نزدیک به 45 میلیارد دالر صرف هزینه حضور در افغانستان گردد.

    براساس گفته های چندین تن از سناتوران این هزینه بسیار گزاف می باشد.

    «اد مارکی» سناتور دموکرات اهل ماساچست آمریکا می گوید که هزینه تنها دو ماه جنگ در افغانستان می تواند هزینه تاسیس یک مرکز ترک اعتیاد را در هر ایالت آمریکا تامین کند.

    نکته قابل توجه و جالب در خصوص این هزینه ها، تفاوت در مقدار مصرفی است که بین نیروهای امنیتی افغانستان، سربازان آمریکایی، موارد لوجستیکی و کمک های اقتصادی به دولت افغانستان داده می شود.

    گفته شده است که 5 میلیارد دالر صرف هزینه های مرتبط با نیروهای امنیتی افغانستان می گردد، در حالیکه این رقم برای تنها 16 هزار سرباز آمریکایی در افغانستان 13 میلیارد دالر است. در همین حال رقم پیش بینی شده برای کمک های اقتصادی تنها 780 میلیون دالر است. مابقی این 45 میلیارد دالر هم صرف هزینه های لوجستیکی می گردد.

    این مقام پنتاگون به کمیته روابط خارجی سنای آمریکا همچنین گفت که هزینه های جاری جنگ افغانستان بسیار کمتر از مقداری است که بیش از یک صد هزار سرباز آمریکایی در افغانستان حضور داشتند. در آن زمان هزینه های جنگ در حدود یک صد میلیارد دالر در سال بود.

    پس از آن این سوال مطرح گردید که رقم مجموع هزینه های جنگ آمریکا در افغانستان از سال 2001 الی تاکنون چقدر بوده است. تخمین های متفاوت از سوی نهادهای متفاوت حاکی از آن بود که مالیات دهندگان آمریکایی بین یک میلیارد الی دو میلیارد دالر برای این جنگ مبهم پرداخت کرده اند.

    اگر هزینه های جنگ عراق نیز اضافه گردد که این رقم به حدود 5 میلیارد دالر می رسد. اما این رقم هم رقمی نهایی و دقیقی نیست، زیرا بسیاری از کارشناسان عوامل متعدد و متفاوتی را برای حساب کلی هزینه های جنگ آمریکا در نظر می گیرند.

    متاسفانه پس از گذشت 17 سال هنوز هم هیچ چشم انداز پایانی برای جنگ افغانستان دیده نمی شود. جنگ افغانستان به عنوان طولانی ترین جنگ تاریخ آمریکا حتی بیشتر از جنگ آمریکا در ویتنام نام گرفته است.

    اما نکته مهم قابل تاکید این است که این ارقام فقط مختص هزینه های مالی مرتبط با جنگ آمریکا در افغانستان و عراق می باشد.

    هزینه های جانی و انسانی افغان ها، عراقی ها، متحدین ناتو و دیگر کشورهای همسایه این دو کشور در این جنگ ها قابل تصور نیست.

    برای مثال، پاکستان به طور رسمی اعلام می کند که از آغاز نزاع ها در افغانستان در سال 2001 تاکنون نزدیک به 123 میلیارد دالر ضرر اقتصادی داشته و بیش از 70 هزار غیرنظامی و 6 هزار نیروی نظامی اش را در بمب گذاری ها و درگیری ها با شورشیان از دست داده است.

    اما ضرر اصلی در جنگ افغانستان این نکته است که پس از گذشت بیش از یک و نیم دهه هنوز مشخص نیست که چه کسی در جایگاه برنده این جنگ قرار دارد.

    افغانستان هم اکنون دولتی غیرنظامی با حمایت جامعه جهانی در کابل دارد که احکام و نوشته هایش محدود است.

    شورشیان طالبان اراضی زیادی را تحت کنترل خود دارند، اما قادر به سرنگونی دولت نمی باشند. از سویی آنها (طالبان) تا زمانی که آمریکایی ها در افغانستان مستقر باشند نمی توانند در میدان نبرد پیروز گردند.

    به همین اندازه هم، نیروهای آمریکایی از پیروزی قاطعی در افغانستان بسیار فاصله دارند. شورشیان که به افزایش استفاده از بمب گذاری در شهرهای افغانستان بخصوص کابل روی آورده اند، آمریکایی ها از سوی بسیاری از سیاستمداران افغانستان بخاطر ناکامی در ترمیم امنیت تحت انتقادات شدید قرار گرفته اند.

    حامد کرزی رئیس جمهوری پیشین آمریکا در مصاحبه ای با آسوشیتد پرس گفته بود که آمریکا از جنگ افغانستان برای اهداف استراتژیک خود استفاده می کند.

    او گفت که هدف سربازان آمریکایی در افغانستان برای «توقف تروریسم» نیست.

    آقای کرزی علاوه کرد: «به نظر من، هدف آنها ایجاد تفرقه میان ما (افغان ها) و ضعیف نگه داشتن ما است تا از این رو بتوانند به اهداف خود در منطقه دست یابند. آنها (آمریکایی ها) رقابت سیاسی و جهانی خود را دارند. آنها در مقابل خود چین را به عنوان قدرتی در حال ظهور دارند. آنها همچنین روسیه را در مقابل خود دارند که با سازماندهی مجدد و قدرت مجدد در صحنه جهانی حضور دارد. آنها با چالش مواجه شده و احساس خطر می کنند.»

    این اولین باری نبود که حامد کرزی رئیس جمهوری پیشین افغانستان از ناکامی های آمریکا انتقاد می کند. او در مصاحبه ای او دیگر آمریکا را متهم کرده بود که از حضور داعش که سعی در کنترل نواحی مرزی افغانستان دارد چشم پوشی می کند.

  • آمریکا تمام توانش را در افغانستان به کار گرفت/ سرباز بیشتر پیروزی نمی آورد

    آمریکا تمام توانش را در افغانستان به کار گرفت/ سرباز بیشتر پیروزی نمی آورد

    در عین زمان، این خبرها با خبر انفجار مرگبار موتر آمبولانس در قلب شهر کابل خنثی گردید، انفجار مرگباری که دست کم 103 تن را به کام مرگ فرستاد و 235 تن دیگر را زخمی کرد. جنرال جوزف ووتل فرمانده فرماندهی مرکزی آمریکا نیز در زمان انفجار در همان نزدیکی ها بود.

    ادامه این خشونت ها پس از مداخله 16 ساله آمریکا در افغانستان سوال های اساسی ای را در خصوص نیاز و توانایی نظامی آمریکا برای رسیدگی ریشه ای به مشکلات امنیتی داخل افغانستان که به طور فزاینده ای با منافع امنیتی اصلی آمریکا فاصله می گیرد، بوجود می آورد.

    صحبت های این چنینی مانند افزایش نیرو، افزایش عملیات و یا حملات چیزهای تازه ای نیستند. فقط تاریخ در حال تکرار است.

    این یک هزار سرباز تازه هم وارد گرداب افغانستان می شوند، درست مانند تصمیم پنج مورد افزایش پیشین که توسط استراتژیست های نظامی و سیاسی اتخاذ گردید. آنها به وضوح فراموش کرده اند که (شاید هیچ راه حل نظامی برای حل یک مشکل از اساس سیاسی وجود ندارد.)

    اولین بار در سال 2008 و زمانی که شورشیان طالبان برخی از مناطق روستایی را به تصرف گرفته بودند، جورج دبلیو بوش رئیس جمهوری وقت آمریکا با اعزام 8 هزار سرباز اضافه تصمیم به افزایش قوا گرفت. باراک اوباما رئیس جمهوری پیشین ایالات متحده نیز بلافاصله پس از به قدرت رسیدن، دستور اعزام 21 هزار سربازه تازه نفس را داد.

    سپس و پس از دست کم سه بار بررسی روی یک استراتژی جدید، اوباما اعلام کرد که 30 هزار سرباز دیگر به افغانستان اعزام می شود. زمانی رسید که بیش از یک صد هزار نیروی آمریکایی در افغانستان حضور داشتند. سرانجام اوباما (با استراتژی خروج تدریجی) در زمان ترک دفترش، در حدود 10 هزار سرباز را در افغانستان نگه داشت.

    دونالد ترامپ وارد کار می شود و با وجود تفکر اولیه اش که بر خروج کامل تمرکز داشت، در نهایت تسلیم به نظر جنرالان نظامی اش شد و استراتژی افزایش نیرو تا 4 هزار الی 5 هزار سرباز را اعلام کرد.

    در نهایت به استراتژی آخر یعنی افزایش احتمالی یک هزار سرباز شجاع که پنجمین تلاش برای افزایش نیروها است می رسیم.

    براساس گزارشی از واشنگتن پست، این یک هزار سرباز اضافه قرار است به استراتژی حال حاضر آمریکا به منظور تقویت سربازان افغانستان برای سرکوب شورشیان طالبان در فصل نبرد محلق شوند.

    شاید این سوال برای یک ناظر با منطق پیش بیاید که چطور 15 هزار سرباز می خواهند شورشیان طالبان را سرکوب کنند، در حالیکه زمانی یک صد هزار سرباز آمریکایی عالی نتوانست این کار را بکنند؟

    جدا از صحبت های جنگ طلبانه، بیایید برخی مشکلات و واقعیت های ناخوشایند که توسط خود سرویس تحقیقات کنگره واشنگتن ارائه شده نگاهی اندازیم:

    1. پس از 16 سال تلاش آمریکا در افغانستان، هم اکنون شماری زیادی از ولسوالی ها و مناطق افغانستان یا تحت کنترل طالبان هستند و یا در آنجا درگیری ها در جریان است.
    2. تلفات نیروهای امنیتی افغانستان در سال 2016 به رقم تقریبی 6700 تن رسید؛ رقمی که فرماندهان آمریکایی آن را غیرقابل تحمل عنوان کردند.
    3. طالبان همواره توانسته اند روی پناهگاه های امن شان در پاکستان تکیه کنند، و در آینده نیز همین طور خواهد بود. این فرمولی برای دوام شورش آنهاست.
    4. اقتصاد افغانستان همچنان قادر به حمایت خود نیست. بدین معنا که نیروهای امنیتی افغانستان بدون پول مالیات دهندگان آمریکایی نمی توانند روی پای خود بایستند.
    5. با وجود دو دهه تلاش در راستای مبارزه علیه مواد مخدر، تولید خشخاش در سال 2017 به رکوردی بی سابقه رسید. درآمد حاصله از فروش هیروئین نه تنها بودجه طالبان را تامین می کند، بلکه به افزایش زمین های خشخاش و ساخت عمارت های مجلل توسط برخی مقامات فاسد افغانستان نیز می انجامد.
    6. انتخابات ریاست جمهوری هم در سال 2009 و هم در سال 2014 با اتهام تقلب گسترده همراه بود. این امر خود مشروعیت دولت افغانستان را به شدت زیر سوال می برد.

    آمریکا در تلاش بوده تا دولت مرکزی قدرتمندی را بر جامعه افغانستان که پیش تر بر اساس قدرتمندی و خودمختاری محلی پا برجا بوده، مسلط کند. شاید آمریکا روزی بفهمد که دلیل اینکه افغانستان قرن ها بدون حکم ران بوده، بخاطر این است که در واقع افغانستان قابل حکم رانی نیست؛ نه اینکه حضور آمریکا را کم داشته است.

    از سویی دیگر، اساس حقوقی جنگ افغانستان نیز زیر سوال است. نیروهای آمریکایی در نبردی اعلام نشده در چارچوب صلاحیت قانونی اما مبهم «استفاده از نیروی نظامی» پس از رویداد حملات یازدهم سپتامبر حضور دارند.

    «صلاحیت قانونی استفاده از نیروی نظامی» این صلاحیت را می دهد که علیه آن دسته از ملت ها، سازمان ها و یا اشخاصی که در طرح ریزی، ارتکاب، و یا کمک به حملات یازدهم سپتامبر دست داشتند، و یا به مرتکبین این حملات پناهگاه دادند، اقدام نظامی صورت بگیرد. اما در واقع این صلاحیت به طور کل توجیه بسیار کمی برای بیش از یک نیم و دهه حضور نظامی و ملت سازی دارد.

    برای شروع، بسیاری از شورشیان طالبان امروز ملی گراهای مسلمان هستند که تنها به دنبال خروج نیروهای نظامی از سرزمین شان می باشند. آنها ارتباط بسیار کم و یا اصلا ارتباطی با حملات یازدهم سپتامبر ندارند، و در حال حاضر نیز کمتر تهدیدی از جانب طالبان به ایالات متحده آمریکا دیده می شود. رنج آور است که گفته شود سربازان آمریکایی حال حاضر در افغانستان در واقع در زمان حملات یازدهم سپتامبر در تقریبا 18 سال پیش تنها نوزادانی بیش نبودند.

    برخی تیزبین های نظامی و کنگره ممکن است به حضور تازه شاخه خراسان گروه تروریستی داعش در شرق افغانستان اشاره کنند.

    گروه داعش نه در بین النهرین و نه در افغانستان در سال 2001 وجود داشت؛ از این رو آنها نمی تواند زیر چتر «صلاحیت قانونی استفاده از نیروی نظامی» قرار بگیرند.

    وظیفه اخلاقی و قانونی کنگره آمریکا این است تا 1-) پیش نویس طرح قانونی جامعی را آماده سازد که عملیات های معاصر آمریکا در افغانستان را توجیه کند، و یا 2-) هر چه سریع تر سربازان زن و مرد آمریکایی را به خانه فراخواند، پیش از آنکه تعداد بیشتری از آنها در نبردی بی حاصل که به وضوح هیچ ارتباطی با منافع استراتژیک حیاتی ندارد، کشته شوند.

    دونالد ترامپ سومین رئیس جمهوری آمریکا است که دستور به افزایش حضور نظامی می دهد و ممکن شدن غیرممکن را از سربازان می خواهد.

    دیگر مدت ها از زمانی که باور به افزایش حضور نظامی و یا تغییر رهبری و یا دیگر تاکتیک های کهنه توسط مداخله گران ارشد واشنگتن گذشته است. در سیاست افغانستان در واقع هیچ چیز جدیدی وجود ندارد.

    سیاست خارجی واقع گرا و محتاط، استراتژیست هایی را می طلبد که تشخیص دهند برخی جنگ ها در واقع قابل پیروزی نمی باشند، دست کم جنگی که در چارچوب تعهداتی مداوم و مقرون به صرفه باشد.

    جنرال هربرت مک مستر مشاور امنیت ملی آمریکا می گوید یا بهتر است بگوییم اذعان می کند «مشکلاتی وجود دارند که با منافع مردم آمریکا سر ستیز دارد و یا در حاشیه قرار دارند که سرمایه گذاری خونی و مالی را توجیه نمی کنند.»

    جنگ افغانستان نیز مانند جنگ ویتنام پرسشی اساسی در خود دارد و آن این نیست که این جنگ پیروزی و یا عدم پیروزی به دنبال دارد، بلکه آیا این جنگ مقرون به صرفه است.

    دنی اسجارسن

  • هزاران طالب نیمه وقت وجود دارد/ آمریکا اطلاع دقیق از شمار جنگجویان ندارد

    هزاران طالب نیمه وقت وجود دارد/ آمریکا اطلاع دقیق از شمار جنگجویان ندارد

    با وجود گزارش های تازه از سوی منابع مختلف در خصوص افزایش مانوور گروه طالبان و قدرت این گروه، یک مقام نظامی آمریکایی در گفتگو با دیلی کالر گفته است که ایالات متحده و متحدینش در افغانستان هیچ اطلاع درستی از شمار جنگجویان طالبان ندارد.

    هفته گذشته شبکه ان بی سی در گزارشی نوشت که گروه طالبان از سال 2014 تاکنون نفوذ خود را افزایش داده اند و شمار جنگجویان این گروه از 20 هزار تن به حدود 60 هزار تن در سراسر کشور رسیده است.

    اما زمانی که از «توماس گریسبک» سخنگوی نظامیان آمریکایی در این خصوص پرسیده شد، او گفت که آمریکا و متحدینش در افغانستان چیزی در این باره نمی دانند.

    گریسبک گفت: «هیچ شمار درست و دقیقی در خصوص جنگجویان طالبان وجود ندارد. آنها (طالبان) توانایی سازماندهی مجدد خود در امتداد خط مرزی افغانستان و پاکستان دارند. همچنین هزاران جنگجوی طالب نیمه وقت نیز وجود دارند؛ که هیچ ردگیری رسمی و مکانیزم سرشماری در این خصوص نیست.»

    اما آقای گریسبک در ادامه تصوری خوش بینانه ای ارائه کرد و افزود: «طالبان در تمامی اهداف مد نظرشان در سال 2017 ناکام ماندند؛ این گروه همچنین پس از کمپاین گسترده نیروهای امنیتی افغانستان و نیروهای ائتلاف مجبور شدند موضع دفاعی به خود بگیرند.

    این گفته ها در حالی از سوی سخنگوی نظامیان آمریکایی در افغانستان مطرح می گردد که اداره آمریکایی نظارت از روند بازسازی افغانستان یا «سیگار» در تازه ترین گزارش خود نوشته است که گروه طالبان از ماه فبروری سال گذشته تا ماه اگست سال گذشته تقریبا 18 فیصد به اراضی تحت کنترل خودشان افزودند. آمریکا هم شمار سربازانش را در سال 2017 تقریبا به دو برابر افزایش داد و وعده سپرده که یک هزار سرباز دیگر را نیز در فصل بهار به افغانستان اعزام کند. با این وجود فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا می گوید که سال 2017 سالی بد برای گروه طالبان بوده است.

    «کونه فالکنر» سخنگوی ماموریت آمریکا و ناتو در افغانستان می گوید: «طالبان در سال 2017 و در جریان عملیات منصوری شان نتوانستند به هیچ یک از اهداف شان برسند. بر علاوه اهداف غیرواقعی شان، آنها نتوانستند هیچ مرکز ولایت و یا حتی یک شهر را به تصرف خود بگیرند.»

    پنتاگون در گزارشی در ماه جون سال گذشته نوشته بود که طالبان در سال 2017 با شبکه تروریستی حقانی مشتق شده است. «این دو گروه آنقدر در هم ترکیب شده اند که بسیاری از ناظران دیگر به این دو گروه به عنوان دو گروه مجزا نگاه نمی کنند، بلکه شاخه هایی متفاوت در داخل یک گروه دیده می شوند.»

    تمامی گزارش های متفاوت از افزایش توان طالبان در سال 2017 در حالی منتشر می گردد، که دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا پس از روی کار آمدن صلاحیت بیشتری به نیروهای آمریکایی مستقر در افغانستان داد. براساس برخی گزارشها، نیروهای آمریکایی نیز تا سه برابر بر حملات هوایی شان علیه گروه طالبان و مواضع گروه داعش در افغانستان افزوده اند.

    با این وجود و با وجود اینکه هم اکنون نظامیان آمریکایی دانش بهتری از نحوه فعالیت های نظامی و سیاسی طالبان دارند، هنوز آمار و تخمین درستی از قدرت این گروه ندارند.

  • آمریکا نمی تواند تا ابد در افغانستان بماند!

    آمریکا نمی تواند تا ابد در افغانستان بماند!

     

    تقریبا بیش از 16 سال می شود که آمریکا در افغانستان حضور دارد و هنوز نتوانسته طالبان و یا دیگر گروه های تروریستی را از بین ببرد. به نظر می رسد که استراتژی های آمریکا در افغانستان کارساز نیست.

    گروه طالبان و داعش طی سی روز گذشته دست کم جان 140 تن را تنها در شهر کابل گرفتند. این می تواند یادآوری این نکته باشد که جنگ 16 ساله آمریکا در افغانستان که طولانی ترین جنگ این کشور در تاریخ است همچنان بر خشونت هایش افزوده می شود. دست کم 30 هزار غیرنظامی افغان و بیش از 2200 سرباز آمریکایی در این جنگ کشته شده اند.

    با توجه به افزایش حملات، به نظر می رسد وقت آن رسیده تا نگاهی به اهداف بلند مدت و طولانی آمریکا در افغانستان انداخته شود.

    دونالد ترامپ در تلاش بوده تا نتایج مثبتی را نشان دهد. برای مثال او به جنرالانش در افغانستان استراتژی اش را با تاخیر ارائه کرد و هزاران سرباز را نیز اضافه کرد و افغانستان هم اکنون با ریاست محمد اشرف غنی دولتی مستحکم دارد.

    اما این استراتژی کار ساز نبود. دولت ترامپ در عین زمان بخاطر برقراری مناسباتی نزدیک تر با هند، حمایت های نظامی اش از پاکستان را برداشته است. با تعلیق کمک های نظامی به پاکستان، نظامیان و نیروهای امنیتی پاکستان هم اکنون دلیل واضحی برای قربانی کردن خود به منظور کمک به نیروهای امنیتی به رهبری آمریکا در افغانستان نمی بینند.

    یا حتی پاکستان شاید محرک حملات اخیر بوده است؛ یک دیپلمات افغانستان مدعی شده است که سازمان استخباراتی پاکستان یک تن از فرماندهان طالبان را آموزش داد تا به هوتل کانتیننتال در شهر کابل حمله کند.

    هم اکنون آمریکا در مقایسه با سال 2011 که نزدیک به یک صد هزار سرباز داشت، در حدود 14 هزار نیرو دارد. شاید زمانی برسد که آمریکایی ها نیز به خانه هایشان برگردند، مانند شوروی ها که در سال 1989 عقب نشینی کردند؛ و افغانستان یک بار دیگر به صحنه ای برای رقابت پاکستان، هند و یا ایران مبدل گردد.

    دلیل منطقی جورج دبلیو بوش در سال 2001 برای حمله به افغانستان این بود که رژیم طالبان از تسلیم اسامه بن لادن به آمریکا که مسئول حملات یازده سپتامبر بود، خودداری کرد. سوال امروز نیز برای ترامپ به همان مقدار که برای پیشینیان او واضح بود، واضح است: این جنگ چطور به پیروزی خواهد رسید؟ جورج دبلیو بوش و باراک اوباما دو رئیس جمهور قبلی آمریکا هیچ گاه نتوانستند جوابی برای این سوال بیابند.

    سوال دوم برای دونالد ترامپ: منظور ایالات متحده از سیاست آمریکا در افغانستان چیست؟ آیا مالیات دهندگان آمریکایی (شهروندان آمریکا) اهمیت می دهند که چه اتفاقی در افغانستان در حال وقوع است؟ هر دو جناح آمریکا در کنگره به این توافق رسیده اند تا از تلاش های جاری توسط دولت افغانستان حمایت کنند تا دولت (افغانستان) بتواند مناطق بیشتری را تحت کنترل خود بگیرد و جایی برای تروریستان باقی نگذارد تا از آنجا علیه اهداف غربی ها فعالیت کنند.

    اما دولت (افغانستان) همچنان با کمبود منابع مواجه است و با کمبودی زیرساخت های مورد نیاز برای دستیابی به این هدف دست و پنجه نرم می کند.

    از این رو نتیجه چیزی جز خشونت و بن بست گران قیمت نیست. اگر ترامپ سرباز اعزام نکند و پول نفرستد، دولت افغانستان سقوط می کند. و اگر این روند نیز ادامه پیدا کند، در واقع مالیات دهندگان آمریکایی برای یک بن بست پول می دهند.

  • “جنگ هنوز در بن بست است، اما تمامی شرایط را برای پیروزی تنظیم کرده ایم”

    “جنگ هنوز در بن بست است، اما تمامی شرایط را برای پیروزی تنظیم کرده ایم”

    جنرال جان نیکلسون فرمانده نیروهای خارجی در افغانستان روز پنجشنبه در گفتگو با شبکه خبری «ان بی سی» آمریکا گفت: “ما هنوز در بن بست قرار داریم. البته فقط 90 روز از سیاست جدیدمان می گذرد؛ اما با توجه به این موضوع، که نیروهای آمریکایی جدیدی در راه هستند، با صلاحیت های جدیدی که به ما داده شده است، با افزایش فشارها بر عوامل بیرونی، و با توجه به اینکه شرایط حضور ما براساس وضعیت و نه براساس زمان بندی تعیین شده است، ما تمامی شرایط را تنها برای پیروزی تنظیم کرده ایم.”

    دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا پیش تر در توییتی از وضعیتی که در خاورمیانه به میراث برده است، گلایه کرده بود، اما گفت که بدون در نظر داشت هیچ موضوعی این مسایل را در خاورمیانه تمام خواهد کرد.

    او در جریان یک ویدیو کنفرانس در روز عید شکرگزاری با سربازان مستقر در افغانستان گفت: “باید به شما که در افغانستان هستید مستقیما بگویم، همه درباره پیشرفتی که شما طی چند ماه گذشته و از زمانی که من همه چیز را باز گذاشتم صحبت می کنند. ما گفتیم که پیش روی کنید. ما مبارزه می کنیم تا پیروز میدان باشیم. ما مبارزه نمی کنیم که فقط در آنجا راه برویم. مبارزه می کنیم تا پیروز شویم. و شما (سربازان) واقعا شرایط را طی این سه یا 4 ماه طوری تغییر دادید که تاکنون کسی مانند آن را ندیده است. از شما تشکر می کنم سربازان شجاع.”

    جنرال جان نیکلسون همچنین در این گفتگو افزود که او نیز مانند ترامپ اعتماد به نفس بالایی دارد، و همچنین به استراتژی ترامپ باورمند است.

    او گفت: “این تغییر در سیاست در واقع سیر نزولی را که از سال 2011 در آن هستیم برعکس کرده است. ما به دشمنانمان گفته بودیم که اراده مان را برای پیروزی از دست داده ایم. اما هم اکنون و با این سیاست جدید، ما مبارزه را پیروز می شویم.”

  • آمریکا به دنبال حضور سربازان پاکستانی در افغانستان است

    آمریکا به دنبال حضور سربازان پاکستانی در افغانستان است

    اسد دورانی رئیس پیشین سازمان استخباراتی پاکستان (آی اس آی) روز گذشته گفت که آمریکا می خواهد پاکستان در افغانستان حضور نظامی داشته باشد، اما نمی خواهد بخاطر این حضور هزینه ای پرداخت کند.

    این گفته ها در حالی از سوی این مقام پیشین پاکستانی مطرح می گردد که آمریکا پیش تر از هند نیز در خواست کرده بود که به افغانستان سرباز اعزام کند، اما هند این درخواست آمریکا را نپذیرفت.

    به دنبال آن، مقامات آمریکا اعلام کردند که هند بخاطر پاکستان به افغانستان سرباز اعزام نکرده است.

    آقای دورانی همچنین گفت که سیاست آمریکا در منطقه تمرکز بر حضور نظامی است و تمرکزی برای تامین صلح ندارد.

    وی گفت: “سیاست آمریکا همچنان یکی است و آن عمیق تر شدن در افغانستان، ماندن و حفظ پایگاه های نظامی و در کل حضور نظامی است. این امر بسیار مهم تر از تامین صلح و آشتی در افغانستان است.”

    آمریکا در همین حال در استراتژی جدیدش در قبال جنوب آسیا و افغانستان، از پاکستان خواسته تا علیه پناهگاه های امن تروریستان در خاک کشورش اقدام کند؛ موضوعی که پاکستان آن را صراحتا رد می کند.

    دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا به منظور فشار بر پاکستان پیش تر گفته بود که اگر پاکستان موضعش را در برابر گروه های تروریستی تغییر ندهد، کمک های نظامی به این کشور را کاهش خواهد داد و احتمال تحریم این کشور نیز وجود خواهد داشت.

    گفتنی است که پاکستان از سوی آمریکا به عنوان یکی از متحدین غیرناتو اعلام شده و سالانه کمک نظامی دریافت می کند و به تکنالوجی های نظامی آمریکا دسترسی دارد.

    آمریکا اما تهدید کرده است که اگر پاکستان از استراتژی اش در منطقه پیروی نکند، ممکن است این امتیازها را از دست بدهد.

    اسد دورانی اما با کم اهمیت جلوه دادن تهدید های آمریکا گفته است که آمریکا چیزی ندارد که آن را از پاکستان بگیرد و تحریم های این کشور علیه پاکستان نیز تاثیری نخواهند داشت.

    او افزود: “تنها چند صد میلیون کمک های نظامی به پاکستان تاکنون رسیده که تقریبا 90 فیصد این کمک های نقدی به خود آمریکا بازگشته است.

  • ماتیس بخشی از طرح آمریکا برای نبرد در افغانستان را افشا کرد

    ماتیس بخشی از طرح آمریکا برای نبرد در افغانستان را افشا کرد

    جیمز ماتیس وزیر دفاع آمریکا که کمتر در انظار سخن می گوید هفته گذشته در مقابل سنای این کشور قرار گرفت و مجبور شد بخشی از طرح دونالد ترامپ برای نبرد در افغانستان را افشا کند. وی اما گفت که این دستور اجرای طرح هنوز برای سربازان در افغانستان صادر نشده است.

    او که تحت فشار قانون گذاران آمریکایی بویژه جان مک کین رئیس کمیته قوای مسلح سنای آمریکا قرار گرفته بود از افزایش نقش تعرضی سربازان آمریکایی در افغانستان سخن گفت.

    اما چرا جیمز ماتیس تصمیم گرفت تا در خصوص قوانین تازه نبرد برای سربازانش در افغانستان به طور علنی صحبت کند، هنوز مشخص نیست؛ معیارهایی که محرنامه هستند تا دشمن با آگاهی از آنها می تواند دست برتر را در جنگ بگیرد.

    گرچه پنتاگون انکار نکرده است که دستور اجرای تغییرات تازه هنوز به سربازان اعلام نشده، اما مایک اندروس یکی از سخنگویان پنتاگون به شدت با گفته های جیمز ماتیس وزیر دفاع آمریکا مبنی بر اعلام این راهبرد جدید که می تواند سربازان را در میدان جنگ با خطر روبرو سازد و یا به دشمن کمک کند، به شدت مخالفت کرده است.

    این که ماتیس تصمیم گرفت که از قوانین تازه جنگ برای سربازانش در افغانستان پرده بردارد، نشان از وضعیت دشواری است که در حال حاضر در آن قرار دارد. او از یک طرف از سوی قانون گذاران آمریکایی تحت فشار قرار گرفته تا شفافیت بیشتر ارائه کند، و از طرفی دیگر باید به افغانستان نشان دهد که آمریکا همچنان متعهد به جنگ طولانی اش در کشور است، موضوعی که به شدت توسط افکار عمومی با آن مخالفت شده است.

    قوانین تازه جنگ به جنگجویان طالبان نشان داده که دیگر برخی از پناهگاه هایشان امن نیست و باید هر چه سریعتر آن ها را تخلیه کرده تا از بمب های سربازان آمریکایی در امان بمانند. افشای برخی از این قوانین اصل غافلگیری را خنثی کرده است، امری که یکی از اساسی ترین جنبه های هر جنگی می باشد.

    جنرالان آمریکایی حاضر در افغانستان مدت هاست که می گویند باید موضعی تعرضی در قبال شورشیان طالبان گرفته شود، زیرا این گروه پس از سال 2014 و خروج اکثر نیروهای خارجی اراضی بیشتری را در تحت تصرف خود دارد.

    جیسون دیمپسی یک مقام ارشد در مرکز امنیت آمریکا و افسر پیاده نظام ارتش آمریکا می گوید: “این که جمیز ماتیس اطلاعات محرمانه درباره قوانین جنگ را افشا کرده، کاری عجیب است، آن هم از سوی شخصی که بسیار در دادن اطلاعات جنگ سلیقه ای برخورد می کند.”

    قوانین تازه نبرد، محدودیت های پیشین نیروهای آمریکایی در افغانستان را بر می دارد، قوانینی که پیش تر به سربازان آمریکایی تنها در زمانی که خود و یا نیروهای افغانستان تهدید مستقیم شوند، اجازه دخالت داشتند. قوانین تازه به سربازان اجازه می دهد تا به دنبال شورشیان باشند و به سادگی آنها را هدف قرار دهند.

    به گفته ی جیمز ماتیس، قوانین تازه نبرد در افغانستان مشابه قوانین جنگ برای سربازان آمریکایی در سوریه و عراق علیه گروه دولت اسلامی (داعش) است.

     

  • حکمتیار با افزایش سربازان آمریکایی و بسته شدن دفتر طالبان مخالفت کرد

    حکمتیار با افزایش سربازان آمریکایی و بسته شدن دفتر طالبان مخالفت کرد

    منبعی آگاه گفته است که گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی که سال گذشته با دولت افغانستان توافقنامه صلح امضا کرد، در دیداری که اخیرا با کاردار سفارت آمریکا در کابل داشت، گفته است افزایش سربازان آمریکایی در افغانستان به بهتر شدن وضعیت کمکی نمی کند.

    این منبع افزوده آقای حکمتیار در جلسه ای که هفته گذشته با کاردار سفارت آمریکا در کابل در ارگ ریاست جمهوری داشته، نگرانی اش را در خصوص افزایش سربازان آمریکایی در افغانستان ابراز کرده است.

    گفته می شود که این جلسه به درخواست کاردار سفارت آمریکا برگزار شده بود و طرفین در خصوص مسایل داخلی و بین المللی ساعت ها به گفتگو پرداختند.

    آنها همچنین در خصوص انتخابات پیش رو و استراتژی جدید آمریکا برای جنوب آسیا به گفتگو پرداختند.

    حکمتیار با اشاره به اینکه افزایش سربازان آمریکایی در افغانستان کمکی به وضعیت نمی کند، گفت که افغان ها باید منازعات شان را از طریق گفتگوهای بین الافغانی حل و فصل نمایند و درهای صلح برای گروه های مخالف مسلح باید همچنان باز بمانند.

    لازم به ذکر است که آقای حکمتیار همچنین با بسته شدن دفتر سیاسی طالبان در قطر مخالفت کرده است.

    چندی پیش گزارش های مطرح شد مبنی بر اینکه دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا از محمد اشرف غنی رئیس جمهوری کشور خواسته است تا دفتر سیاسی طالبان در قطر را بسته کند، که با واکنش شدید طالبان مواجه شد.

    شاه حسین مرتضوی سخنگوی رئیس جمهوری نیز چند روز بعد در گفتگویی گفت که دولت افغانستان تماس هایی از سوی طالبان به منظور از سرگیری مذاکرات صلح دریافت کرده است، اما او تاکید کرد که این تماس ها از آدرس دفتر سیاسی طالبان در قطر نبوده است.

    آقای مرتضوی افزود که رئیس جمهوری کشور با دفتر سیاسی طالبان در قطر گفتگو نمی کند، زیرا به باور او دفتری که در خارج از افغانستان باشد، موثریت خود را ندارد.

    سفارت آمریکا نیز هفته گذشته در خبرنامه ای گفته بود که دولت آمریکا بر حمایت خود از تداوم و موفقیت توافقنامه صلح میان دولت افغانستان و حزب اسلامی حکمتیار تاکید دارد.

  • سناتور آمریکایی: سربازان آمریکایی حداقل یک دهه دیگر در افغانستان می مانند

    سناتور آمریکایی: سربازان آمریکایی حداقل یک دهه دیگر در افغانستان می مانند

    باب کورکر سناتور آمریکایی و رئیس کمیته روابط خارجی سنای این کشور روز گذشته (یکشنبه) در گفتگو با یک شبکه تلویزیونی گفت که سربازان آمریکایی دست کم برای یک دهه دیگر در افغانستان خواهد ماند.

    آقای کورکر با اشاره به خود نیروهای امنیتی افغانستان گفت: “کل تولید ناخالص افغانستان نمی تواند نیروهای امنیتی افغانستان را حمایت کند؛ اما چیزی که مهم می باشد کاری است که آن سربازان در حال انجام هستند.”

    لازم به ذکر است که باب کورکر گفته است که برای دور بعدی انتخابات نامزد نخواهد شد.

    این گفته ها در حالی از سوی رئیس کمیته روابط خارجی سنای آمریکا مطرح می گردد، که چندی پیش مقامات پنتاگون اعلام کردند که این کشور تا سقف 4 هزار سرباز دیگر به افغانستان اعزام می کند.

    این افزایش سرباز به درخواست جنرالان و نظامیان حاضر در افغانستان صورت گرفته است.

    پیش از این آمریکا شمار سربازانش در افغانستان را 8400 سرباز اعلام می کرد، در حالی که تقریبا دو ماه پیش سندی از پنتاگون فاش کرد که در واقع 11 هزار سرباز آمریکایی در افغانستان حضور دارند.

    گفته می شود بسیاری از این نیروها در قالب ماموریت حمایت ناتو در افغانستان حضور دارند، اما شماری از آنان در عملیات های ضد تروریستی نیز فعالیت می کنند.

  • ایران و آمریکا چگونه در «بازی بزرگ» افغانستان نقش ایفا می کنند!

    ایران و آمریکا چگونه در «بازی بزرگ» افغانستان نقش ایفا می کنند!

    سنگینی بار مهاجران افغان و مواد مخدر افغانستان که از مرزهای ایران می گذرد و اقتصاد این کشور را دچار اخلال کرده، سبب شده است تا رهبران ایران هنگام صحبت در خصوص آینده افغانستان، به دنبال رفع و حل این مسایل و تحقق اهداف خودشان باشند.

    اما با این وجود، این نگرانی های ایران لزوما با راهبرد آمریکا در افغانستان مطابقت ندارد و تهران و واشنگتن را در مقابل یکدیگر در میدانی نبردی جداگانه قرار داده است.

    ایران و افغانستان به عنوان دو همسایه روابطی پیچیده را طی قرن های اخیر تجربه کرده اند، تا اینکه در سال 1921 دو دولت توافقنامه دوستی را میان یکدیگر به امضا رساندند.

    در اواخر نیمه دوم قرن بیستم میلادی به دنبال انقلاب اسلامی ایران در سال 1971 که حکومتی شیعه در این کشور برقرار شد، و اما در افغانستان گروهی سنی تندور به نام طالبان بر سر قدرت نشست، روابطی سرد و ستیزه جویانه میان دو کشور حاکم شد.

    ایران که خود را پیش قراول شیعه مذهبان دنیا می دید، به دنبال حفاظت از اقلیت شیعه های افغانستان که اغلب تحت ظلم و ستم گروه طالبان قرار گرفته بودند، شد و موضعی ضد طالبانی شدید در هنگام حاکمیت این گروه بر افغانستان گرفت.

    پس از اینکه آمریکا در سال 2001 وارد افغانستان شد و رژیم طالبان را سقوط داد، شرایط به نحوی برای همکاری آمریکا و ایران به منظور مقابله با دشمنی مشترک مساعد به نظر می رسید.

    «آنتونی کوردسمن» از مرکز مطالعات بین الملل و استراتژیک می گوید: “به دنبال حمله آمریکا به افغانستان، ایران ناگهان متوجه شد که آمریکا دولتی را جایگزین طالبان کرده که ایران را از غرب افغانستان جایی که شیعه های افغانستان مورد ظلم و ستم واقع شده بودند و ایران نیز نفوذ داشت به عقب رانده است. در نقطه ای کوتاه در آن زمان، ایران تلاش می کرد که با آمریکا همکاری کند.”

    اما در سال های بعد و بویژه پس از آنکه آمریکا در سال 2003 وارد جنگ عراق شد، سیاست ایران در قبال افغانستان تغییری وارونه کرد. ایران که آمریکا را دشمنی به مراتب خطرناک تر می دید، با حمایت طالبان با سلاح و پول آرزوی بزرگ این گروه برای به قدرت رسیدن دوباره شان بر افغانستان را افزایش داد.

    کوردسمن می افزاید: “شاید یک سطح دیپلماسی متفاوت از سوی آمریکا به همکاری واقعی میان ایران و آمریکا منجر می شد. اما سخنرانی جورج دبلیو بوش در سازمان ملل در سال 2002 و «محور شرارت» خواندن ایران عملا به این امید پایان بخشید و سبب شد ایران آمریکا را تهدیدی به مراتب بیشتر نسبت به طالبان بداند.”

    ماه گذشته نیویورک تایمز در گزارشی نوشت که ایران نه تنها به طالبان سلاح و پول می دهد، بلکه برخی فرماندهان این کشور نیز در صفوف طالبان می جنگند. اگر این ادعا درست باشد، این بدین معناست که ایران به طور مستقیم در کشته شدن نیروهای امنیتی افغانستان، و همین طور ناتو و نیروهای آمریکا ارتباط دارد.

    جان نیکسون یک تحلیل گر ارشد در سازمان سیا اما معتقد است که بخاطر تاریخچه ای تیره در روابط ایران و طالبان، تهران هرگز به دنبال این نیست که افغانستان دوباره توسط گروه طالبان حکومت گردد.

    او می گوید: “تهران هرگز نمی خواهد که در همسایگی اش دولتی سنی متخاصم که از عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی حوزه خلیج کمک دریافت می کند و ممکن است اقلیت شیعه را مورد ظلم و ستم قرار دهد بر سر حکومت برسد.”

    به باور نیکسون، تهران به دنبال دولتی با ثبات در کابل است اما دولتی که متکی به آمریکا برای تامین امنیت و ثبات خود نباشد.

    اما طرح بزرگ ایران برای افغانستان با راهبرد جدید آمریکا برای افغانستان مطابقت ندارد. دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا ماه گذشته با اعلام راهبرد جدید کشورش در قبال افغانستان تاکید بر ادامه حمایت آمریکا از کابل کرد و صلاحیت افزایش سربازان آمریکایی در افغانستان را تا 4 هزار سرباز تازه داد.

    “سایفر بریف”

  • مک کین استراتژی خودش برای افغانستان را اعلام کرد

    مک کین استراتژی خودش برای افغانستان را اعلام کرد

    مک کین رئیس کمیته قوای مسلح سنای آمریکا ضمن بیان اینکه دولت ترامپ نمی تواند استراتژی مشخصی برای افغانستان آماده کند و آمریکا را سرگردان در افغانستان خواند، استراتژی ملکی-نظامی خودش را اعلام کرد که شامل اعزام سربازان آمریکایی ضد تروریستی بیشتر و فشار بیشتر بر پاکستان برای توقف حمایت از طالبان و شبکه حقانی می شود.

    این سربازان مطابق با پیمان امنیتی واشنگتن-کابل حضوری مداوم در افغانستان خواهند داشت. همچنین آمریکا قدرت هوایی تامین می کند و سربازان نیز در سطح کندک ها به نیروهای امنیتی افغانستان آموزش می دهند.

    سناتور مک کین امروز (پنجشنبه) اعلام کرد که این استراتژی را در لایحه دفاعی سال 2018 این کشور به عنوان اصلاحات مطرح می کند.

    گرچه آوردن اصلاحات امری الزام آور نیست، اما اگر این اصلاحات پذیرفته شود، پیغام واضحی از قانون گذاران آمریکایی به کاخ سفید می فرستد.

    جیمز ماتیس وزیر دفاع آمریکا پیش تر گفته بود که استراتژی این کشور برای افغانستان را تا اواسط ماه جولای (یک ماه پیش) اعلام می کند. مک کین در همان موقع هشدار داده بود که “اگر نتوانید تا مدت زمانی که می گویید استراتژی تان را اعلام کنید، یک استراتژی از طرف ما دریافت خواهید کرد.”

    مک کین در بیانیه ای گفت: “آمریکا در افغانستان سردرگم است. هزاران آمریکایی که جانشان را در افغانستان به خطر انداخته اند، سزاوار اقدامی بهتر از سوی فرمانده کل قوایشان می باشند.”

    وی گفت: “ما به یک شیوه نظامی-ملکی منسجم نیاز داریم تا بتوانیم تلاش های ضد تروریستی را برجسته کنیم، ظرفیت و توانایی دولت و نیروهای امنیتی افغانستان را تقویت کنیم و تلاش های دیپلماتیک برای سازماندهی گفتگوهای صلح را با همکاری شرکای منطقه ای شدت بخشیم.”

    مک کین همچنین از دونالد ترامپ خواست تا بین استیو بانون استراتژیست ارشد کاخ سفید و جنرال مک مستر مشاور امنیت ملی اش یکی را انتخاب کند. ظاهرا مک مستر و استیو بانون بر سر شیوه جنگ در افغانستان مخالفت بسیار دارند.

    جنرال مک مستر موافق با اعزام سربازان بیشتر به افغانستان است، اما استیو بانون استراتژیست ارشد کاخ سفید، پستی که به تازگی در کاخ سفید ایجاد شده، می گوید که آمریکا نباید خود را عمیقا در افغانستان دخیل کند.

    مک کین در فیس بوکش گفت: “من اگر بجای ترامپ باشم این نزاع دو سره میان بانون و مک مستر را تمام می کنم. شما نمی توانید یک قطار با دو انجین داشته باشید. باید یکی از آنها را داشته باشید.”

  • خروج نظامی کامل: استراتژی جدید ترامپ برای افغانستان

    خروج نظامی کامل: استراتژی جدید ترامپ برای افغانستان

    درست یک ماه پیش دونالد ترامپ به جنرال جیمز ماتیس وزیر دفاع خود صلاحیت داد تا تعداد سربازان مورد نیاز در افغانستان را تعیین کند، اما وال استریت جورنال امروز (دوشنبه) در گزارشی نوشته است که از منابع داخل کاخ سفید متوجه شده که ترامپ امروز گزینه خروج کامل از افغانستان را نیز در نظر دارد.

    براساس گفته های برخی مقامات فعلی و قبلی دولت ترامپ، سران آمریکا پس از آنکه نتوانسته اند به توافقی بر سر طرح اعزام 3900 سرباز تازه به افغانستان دست یابند، کاخ سفید هم اکنون از زاویه ای دیگر به افغانستان نگاه می کند و در حال بررسی است که چه اتفاقی خواهد افتاد اگر آمریکا به حضور نظامی اش در افغانستان خاتمه دهد.

    یک مقام ارشد دولت آمریکا گفت: “سوال بسیار بزرگی است که آیا آمریکا، این دولت و این رئیس جمهور در کل متعهد به ماندن در افغانستان است. اگر به مدت طولانی در افغانستان نمانیم، هیچ کاری انجام نمی شود، و اینکه اگر این تمایل را نداریم که به مدت طولانی بمانیم، باید بلافاصله خارج شویم، نیز سوال بی پاسخی است.”

    این در حالیست که فرماندهان نظامی آمریکا در هر سه دولت این کشور که در جنگ افغانستان دخیل بوده اند، اصرار بر این داشته اند که تامین امنیت افغانستان تنها در گرو افزایش تعداد سربازان است.

    دور انداختن طرح های پیشین به نفع طرح جدید، یعنی «خروج کامل نظامی» آمریکا از افغانستان می تواند بدین معنا نیز باشد که دونالد ترامپ از ایده های پر از مشکل جنرال مک مستر مشاور امنیت ملی خود خسته شده است.

    تحلیل گران امیدوار بودند که مک مستر که یک متخصص ضد شورش است بتواند رئیس جمهور دمدمی مزاج آمریکا را به میانه روی تشویق کند، اما او نیز ظاهرا نتوانسته چشم انداز همیشگی امنیت ملی آمریکا را هدایت کند و همزمان آرزو و امیال متزلزل ترامپ را برآورده کند.

    خروج نظامی آمریکا دست کم می تواند یک فرصت طلایی برای یک تن از دوستان رئیس جمهور آمریکا فراهم کند: «اریک پرینس» بنیانگذار شرکت امنیتی خصوصی بلک واتر که هم اکنون با نام «آکادمی» یاد می شود.  تقریبا یک ماه پیش بود که نیویورک تایمز در گزارشی نوشت «استفن بانون» استراتژیست ارشد کاخ سفید و یک تن از مشاوران ترامپ تلاش داشتند تا طرح اریک پرینس برای خصوصی سازی جنگ افغانستان را به جیمز ماتیس بقبولانند.

    اما این طرح که پیمانکاران خصوصی را جایگزین اکثر سربازان آمریکایی در افغانستان می کند هنوز به طور جدی توسط ماتیس و یا مک مستر در نظر گرفته نشده است. از سوی دیگر اما، یک مقام ارشد آمریکا در گفتگو با وال استریت جورنال گفته است که خروج نظامی از افغانستان یک «احتمال بسیار ضعیف» است زیرا این گزینه نگرانی اصلی موجود، مبنی بر اینکه «افغانستان توانایی تامین امنیت خود را دارد» را بر طرف نمی کند.

    در هر حال معلوم نیست ترامپ بر علاوه دریافت قدردانی از رای دهندگانش، چه چیزی از افغانستان می خواهد. در شب سوگند ریاست جمهوری اش، او از طریق ویدیو کنفرانس با گروهی از سربازان آمریکایی در افغانستان گفتگو کرد و به آنان گفت “به جنگ ادامه دهید. ما پیروز این جنگ خواهیم بود. ما پیروز این جنگ خواهیم بود. من پشتیبان شما هستم.” هنگامی هم که نیروهای آمریکایی بزرگترین بمب جهان موسوم به مادر بمب ها را بر مواضع گروه داعش در ننگرهار انداختند، دونالد ترامپ مدعی شد که تلاش های آمریکا در افغانستان در حال افزایش است.

    او گفت: “اگر شما اتفاقاتی که طی هشت هفته گذشته افتاده را با اتفاقاتی که طی هشت سال گذشته افتاده مقایسه کنید، تفاوت بزرگی می بینید.”

    ترامپ در زمان کمپاین های انتخاباتی اش نیز موافق بود که دست کم 10 هزار سرباز در افغانستان باید حضور داشته باشد و باراک اوباما رئیس جمهوری پیشین این کشور را «بنیانگذار داعش» عنوان می کرد، زیرا معتقد بود که سربازان آمریکایی زود از عراق خارج شدند و فضا برای ایجاد داعش فراهم گردید.

    از سوی دیگر سال ها پیش از آنکه او به فکر رئیس جمهوری برسد، همواره از طرح خروج کامل سربازان حمایت می کرد، به حدی که در سال 2011 گفته بود “ما جان ها و پول های زیادی را در افغانستان و عراق هدر می دهیم.”

    وی همچنین در سال 2013 در توییتی گفته بود “ما سربازان و سرمایه های بسیاری را در افغانستان از دست داده ایم. دولت افغانستان حتی یک ذره هم قدردان نیست. بیاید از این کشور خارج شویم.”

  • دیپلمات: 5 جنگ جاری در افغانستان

    دیپلمات: 5 جنگ جاری در افغانستان

    چندی پیش آسوشیتد پرس در گزارشی عنوان کرد که پنتاگون تصمیم دارد به زودی تا 4 هزار سرباز دیگر به 14 هزار سرباز کنونی ناتو در افغانستان اضافه نماید. این تصمیم به دنبال درخواست جنرال جان نیکلسون فرمانده نیروهای خارجی در افغانستان صورت گرفت. او گفته بود که به چند هزار سرباز دیگر در افغانستان نیاز دارد تا بتواند ماموریت را به اتمام برساند. اما صرف افزودن سرباز معمای افغانستان را حل نمی کند.

    هر گاه سخن از بحران افغانستان می گردد، جنگ و استراتژی آمریکا در افغانستان به طور ناخودآگاه محوریت اصلی بحث را در بر می گیرد. این شیوه خلاصه کردن بحران افغانستان، در واقع از این حقیقت چشم پوشی می کند که در افغانستان نه تنها یک جنگ، بلکه 5 جنگ متمایز جاری است. جالب است که بدانید 4 جنگ از این 5 جنگ، پیش از ورود نظامی نیروهای آمریکایی در سال 2001 جاری بود. با این وجود، استراتژی آمریکا در افغانستان، پیچیدگی های تاریخی منطقه را ندیده گرفته است.

    اولین جنگ که می توان در مورد آن صحبت کرد، جنگ قومی در افغانستان است. این موضوع برمی گردد به تقابل دیرینه اکثریت قومیت پشتون و اقوام دیگر در افغانستان مانند ازبک، تاجیک، هزاره، ایماق و دیگر اقوام با اقلیت های بسیار کم که برای در دست داشتن قدرت سیاسی علیه هم درتلاش بوده اند. به لحاظ تاریخی، پشتون ها با وجود اینکه کمتر از نصف جمعیت افغانستان را شکل می دهند، اما همواره در صدر قدرت سیاسی افغانستان حضور داشته اند. تلاش پر شور این قوم برای حفظ قدرت سیاسی خود سبب شده تا دیگر اقوام گاها با تشکیل ائتلاف علیه آنها برخیزند.

    این امر در سال 2004 و زمانی که چارچوب قانون اساسی جدید به دنبال متمرکز کردن قدرت در دفتر رئیس جمهوری بود، آنقدر به وضوح قابل دید بود، که از سوی جناح های غیرپشتون با مخالفت روبرو شد و در نهایت در سال 2014، محمد اشرف غنی رئیس جمهور که از قومیت پشتون است مجبور به تقسیم قدرت با عبدالله عبدالله از قومیت تاجیک شد.

    این تقسیم قدرت منجر به تشکیل دولتی شد که شاید پایدار باشد اما آنقدر شکننده است که نمی تواند نقش خود را به عنوان دولت به طور موثر ایفا کند. برای مثال اختلافات بسیار میان غنی و عبدالله پس از این تقسیم قدرت همواره این دو را به بن بست های سیاسی بویژه در قسمت مقرری های سیاسی رسانده است.

    این جدال های قومیتی به سطح های زیرین مانند مقامات محلی و دسته های نظامی نیز رسیده است. آنهایی که حامیان این نوع شکاف ها هستند پیروانشان را با پول و یا ترفیع مقام در کنار خود نگه می دارند، و بروکرات ها نیز مردم را مجبور می کنند تا به مافوق شان پول پرداخت کنند. از این رو، در جایی که مناسبات قومی چارچوب اصلی مشروعیت سیاسی را شکل می دهد، خویش خوری و فساد شایع گردیده و به دیگر بخش های اجتماع نیز نفوذ می کند. بدین صورت است که تمامی تلاش هایی که از سوی جامعه جهانی برای کاهش فساد در افغانستان صورت می گیرد با شکست مواجه می گردد. برای تایید این موضوع نیز می توان به گزارش سال 2016 سازمان شفافیت بین الملل نگاه کرد که در آن افغانستان جایگاه 169 جهان را به خود اختصاص داد.

    اما مسئله قومیتی تنها به این جا ختم نمی گردد و پیچیده تر می شود، زیرا پشتون ها نیز میان خود دچار اختلاف هستند. این دومین درگیری در افغانستان محسوب می گردد که به منازعات درون قومی اشاره می کند و تاریخچه آن به قرن 18 می رسد. شاخص ترین این منازعات درون قومی پشتون ها، میان قوم «غیلزی» از روستاییان شرق و قوم دورانی از شهرنشینان جنوب افغانستان است. دولت افغانستان در سال 1747 میلادی و زمانی که قوم غیلزی توسط قوم دورانی شکست داده شد، تاسیس گردید. از آن زمان الی سال 1996 تنها در چند مورد کوتاه استثنا، دورانی ها قدرت را در افغانستان بدست داشتند. اما در سال 1996، طالبان با رهبریت ملا محمد عمر از پشتون های غیلزی قدرت را در اختیار گرفت. در سال 2002 اما آمریکا قدرت را از طالبان گرفت و به حامد کرزی رئیس دولت موقت از قوم دورانی تحویل داد. امروزه نیز خشونت های موجود در شرق کشور ادامه همان تقابل قدرت تاریخی میان این دو قوم است. لازم به ذکر است که بیش تر جنگجویان طالبان نیز از قومیت غیلزی می باشند که به گفته ی خودشان در جنگی مقدس علیه اشغال گران خارجی و دولت افغانستان که بدست دورانی ها اداره می گردد، قرار دارند.

    درگیری سوم در افغانستان، جنگ فرهنگی میان طرفداران پیشرفت همگام با جهان در مراکز شهرها و محافظه کاران مذهبی در مناطق روستایی می باشد. این درگیری نیز به صدها سال پیش بر می گردد. درقرن 19 میلادی، امیر عبدالرحمان خان به اصلاحاتی از قبیل لیبرالیزه کردن کشور و سلب مشروعیت قانونی رهبران مذهبی دست زد. این اقدام او، منجر به شکل گیری 40 گروه شورشی علیه وی شد.

    در دهه 1920 میلادی و زمانی که امان الله خان نوه عبدالرحمان خان نیز به دنبال مدرنیزه کردن کشور و حقوق زنان بود، محافظه کاران مذهبی شورشی را علیه وی مهندسی کردند که منجر به کناره گیری او از قدرت شد. در سال 1979 و زمانی که حفیظ الله امین از رهبران کمونیست نیز در تلاش برای اجرای برنامه ای برای سوادآموزی زنان بود، قیامی دیگر از سمت غرب علیه وی به راه افتاد. اما مبارزه امین با استفاده از زور علیه این خیزش، منجر شد که این خیزش به تمام سطح کشور پراکنده گردد. و بالاخره شوروی سابق نیز با ترس اینکه این خیزش احتمالا طرح سیا (آژانس اطلاعات آمریکا) برای نا امن سازی مرزهای جنوبی شوروی است، به افغانستان حمله کرد. میلیون ها کتابچه و قلم نیاز است تا در مورد هرج و مرج های پس از این ماجرا نوشت.

    درگیری چهارم در افغانستان، نزاعی است که تقریبا تمام منطقه جنوب آسیا را در بر می گیرد؛ و آن جنگ سرد میان پاکستان و هند است. پاکستان پس از استقلال همواره در سیاست خارجی اش در قبال هند از منشور امنیتی نگریسته است. در حقیقت، هر دو کشور پاکستان و هند همواره از افغانستان برای استراتژی های عمیق خود و برتری نسبت به یکدیگر استفاده کرده اند. ماحصل این جنگ سرد میان این دو کشور، منجر به تشکیل یک گروه شورشی دیگر (طالبان پاکستانی) گردیده است که به طور عمده در مناطق قبایلی نشین پاکستان حضور و فعالیت دارند. این گروه از شورشیان به جنبش بزرگتر طالبان متصل است، و دو کشور هند و پاکستان همواره متهم به این بوده اند که از خاک افغانستان برای فعالیت های شورشیانه در خاک دیگری استفاده می کند.

    و در نهایت جنگ حال حاضر آمریکا علیه طالبان، پنجمین جنگ و درگیری در افغانستان است که تقریبا تمامی چهار درگیری فوق الذکر را تحت الشاع خود قرار داده است. این درگیری ها در حال تکه تکه کردن افغانستان است. اضافه کردن 4 هزار سرباز آمریکایی در افغانستان به تقابل دیرینه پشتون ها و دیگر اقوام در افغانستان خاتمه نمی دهد، همچنین نمی تواند دشمنی میان قوم دورانی و غیلزی را کاهش دهد. جامعه روستایی افغانستان همچنان با هر گونه تهاجم از سوی خارجی ها برای اصلاحات فرهنگ سنتی آنان مقابله خواهد کرد. 15 سال دپیلماسی وسواسی آمریکا در افغانستان نتوانسته استراتژی جامع اسلام آباد در افغانستان را تغییر دهد و از سوی دیگر افغانستان همچنان صحنه تیاتری برای جنگ سرد پاکستان و هند خواهد بود.

    با اضافه کردن سربازان بیشتر در افغانستان، ترامپ در واقع اشتباهی که روسای جمهوری قبل از او مرتکب شدند را تکرار می کند. در بهترین حالت، این اقدام احتمالا از بخشی از پیشروی طالبان جلوگیری می کند؛ اما به طور قطع نمی تواند صلح و ثباتی پایدار و سودمند برای افغانستان به ارمغان بیاورد. در خلال این درگیری های چند گانه، مبدل شدن افغانستان به کشوری لیبرال و مدرن، دست یافتنی و پایدار نخواهد بود.

  • جنرال پترئوس: ما به دلیلی وارد افغانستان شدیم، و هم اکنون باید بمانیم

    جنرال پترئوس: ما به دلیلی وارد افغانستان شدیم، و هم اکنون باید بمانیم

    جنرال دیوید پترئوس فرمانده اسبق نیروهای آمریکایی در افغانستان در مصاحبه با یک رسانه آمریکایی گفته است که آنها به دلایلی وارد افغانستان شدند و هم اکنون نیز نیاز دارند که به طور طولانی مدت در افغانستان بمانند.

    بخشی از مصاحبه وی با این رسانه به شرح زیر است:

    مجری: گزارش هایی رسیده است که دولت آقای ترامپ قصد دارد به زودی چهار هزار سرباز دیگر به افغانستان اعزام کند. آیا این اقدامی هوشمندانه است؟

    دیوید پترئوس: بله، به نظرم اقدامی هوشمندانه است. به نظر من با توجه به خون و ثروتی که به خاطر افغانستان تاکنون مصرف کرده ایم، باید یک استراتژی و حضوری دایم در افغانستان داشته باشیم. باید بخاطر داشته باشیم که ما به دلیلی وارد افغانستان شدیم و در آنجا به دلیلی ماندیم. باید مطمئن می شدیم که افغانستان یک بار دیگر به پناهگاهی برای گروه القاعده و یا دیگر گروه های افراطی تبدیل نمی شود. همچنین افغانستان فضای مناسبی برای دیگر تلاش های ما در راستای مبارزه علیه تروریزم در منطقه ایجاد کرده است. همانطور که توانستیم توانایی های رهبران ارشد گروه القاعده را در منطقه کاهش دهیم. اما این تلاش ما نسل ها طول می کشد. این چیزی نیست که ما توقع پیروزی طی چند سال داشته باشیم. ما قصد نداریم تپه ای را فتح کنیم، پرچم مان را به اهتزار درآوریم و با یک رژه پیروزی به خانه برگردیم. ما باید به طور دوامدار آنجا باشیم، اما به نحوی که قابل تحمل باشد.

    به طور مثال ما در کوریای جنوبی به مدت بیش از 65 سال بوده ایم که البته به سود منافع ملی ما است. همچنین حضور ما در اروپا، با توجه به اینکه رفتارهای روسیه اخیرا خشونت آمیز شده است.

    مجری: آیا شما منظورتان این است که ما شاید به مدت 60، 70 و یا هشتاد سال در افغانستان بمانیم؟

    پترئوس: من نمی گویم که 60 سال بمانیم، اما منظورم این است که به افغانستان به عنوان ماموریتی که هر سال نیاز به تمدید داشته باشد نباید نگاه کنیم. این واقعا زیان بار است. برای مثال، آنهایی که در افغانستان سرمایه گذاری کرده اند، هر سال بازبینی می کنند که آیا سرمایه های خود را در افغانستان حفظ کنند و یا به دوبی انتقال دهند.

    به نظرم این مسئله مهمی است که به نفع ماست و باید نسبت به آن تعهدی دوامدار داشته باشیم اما به نحوی که قابل تحمل باشد. به نظرم اضافه کردن 3 یا 4 هزار سرباز بسیار خوب است. اما باید محدودیت های دیگرمان در خصوص استفاده از نیروی هوایی برای حمایت از شرکای افغان مان را برداریم. زیرا شرکای افغان مان نشان داده اند که برای نابودی القاعده و دیگر گروه های افراطی بخاطر کشورشان حاضرند بجنگند و کشته شوند.

    مجری: درست است، اما سوال من این است که با توجه به آن چیزی که شما می گویید که ما ممکن است دهه ها در افغانستان بمانیم، اما آمریکا طی 15 سال گذشته آن هم با بیش از یکصد هزار سرباز در افغانستان بوده است، اما طالبان شکست نخورد. این امر چگونه با 3 یا 4 هزار سرباز ممکن است؟

    پترئوس: طالبان واقعا شکست داده شد.

    مجری: اما نه به طور دایمی..

    پترئوس: بله نه به طور دایمی. همانطور که گفتم قرار نیست که ما به طور دایمی برنده این موضوع باشیم. به خاطر داشته باشید، بین افغانستان و عراق تفاوت بسیار زیادی وجود دارد. شما نمی توانید به رهبران گروه طالبان، شبکه حقانی، و حتی برخی گروه های دیگر شورشی فشار وارد کنید، زیرا آنها قابل دسترس نیستند. آنها در پناهگاه هایشان در پاکستان هستند. از سوی دیگر باید تلاش های منطقه ای بزرگی در آنجا صورت بگیرد تا شرکای پاکستانی خود را متقاعد کنیم از دادن پناهگاه به این عناصر خود داری کنند. عناصری که زندگی را برای دولت و مردم افغانستان بسیار مشکل کرده اند.

    مجری: صحبت دیگری که در این قسمت است بحث سیاست دولت آقای ترامپ در خصوص افغانستان است که تاکنون تصمیم مشخصی گرفته نشده است و فقط گفته شده که در حال کار بر روی این موضوع هستند.

    پترئوس: بله، آنها در حال کار بر روی این موضوع هستند. من اطلاع دارم که تاکنون چندین جلسه در سطح مدیریتی در این خصوص برگزار شده است. تیم امنیت ملی نیز در حال کار است. می توانم بگویم که به زودی شاهد یک استراتژی منسجم در این خصوص خواهید بود، و اعزام سربازان تنها بخشی از این استراتژی است، البته بخشی بسیار مهم.