برچسب: خاورمیانه

  • دیدار عمران خان با جان کری؛ دنیا باید با طالبان تعامل سازنده داشته باشد

    دیدار عمران خان با جان کری؛ دنیا باید با طالبان تعامل سازنده داشته باشد

    عمران خان نخست وزیر پاکستان می گوید جامعه جهانی  می بایست با طالبان در افغانستان تعامل سازنده داشته باشد.

    نخست وزیر پاکستان در دیدار با جان کری وزیر امور خارجه پیشین  امریکا و فرستاده ویژه رئیس جمهور امریکا برای آب و هوا، بر لزوم تعامل مثبت با طالبان برای جلوگیری از مشکلات آینده تاکید نمود.

    این دیدار امروز دوشنبه 3 عقرب در حاشیه نشست «ابتکار سبز خاورمیانه» در ریاض پایتخت عربستان سعودی انجام شد.

    به نقل از «داون» عمران خان در این دیدار افزود دارایی های بلوکه شده افغانستان در امریکا و اروپا باید آزاد شود چراکه این امر برای رفاه مردم افغانستان ضروری ست.

    به گفته عمران خان برای جلوگیری از فروپاشی اقتصادی و بروز بحران انسانی در افغانستان، جامعه جهانی باید برای استقرار صلح و برقراری امنیت در افغانستان گام های عملی بردارد.

    وی تاکید کرد یک افغانستان صلح آمیز به نفع پاکستان و منطقه می باشد.

    این اظهارات عمران خان در حالی مطرح می شود که با گذشت بیش از دو ماه از تسلط دوباره امارت اسلامی طالبان در افغانستان و اعلام کابینه سرپرست از سوی این گروه هنوز هیچ کشوری امارت اسلامی را به رسمیت نشناخته است.

    در صورت ادامه این روند طالبان یک بار دیگر در انزوای بین المللی فرو خواهند رفت.

    پیش از این ولادمیر پوتین رئیس جمهور روسیه نیز خطاب به طالبان گفته بود در صورت انجام تعهداتش سازمان ملل تحریم ها علیه این گروه را بر خواهد داشت.

    تشکیل یک دولت همه شمول و احترام به حقوق زنان به شمول تحصیل و کار این قشر از جامعه از تعهداتی ست که طالبان سپرده اند.

  • ترامپ: حمله به افغانستان بدترین تصمیم تاریخ امریکا بود/غنی فاسد است

    ترامپ: حمله به افغانستان بدترین تصمیم تاریخ امریکا بود/غنی فاسد است

    رییس جمهور پیشین امریکا روز سه‌شنبه به وقت امریکا در گفت‌وگو با فاکس نیوز، گفت گروه طالبان از سه روز پیش کنترول کابل، پایتخت افغانستان را به دست گرفته است.
    دونالد ترامپ گفت «رفتن به خاورمیانه تصمیم وحشتناکی بود. می‌دانم که خانواده بوش خوشحال نخواهند شد اما معتقدم این تصمیم [حمله به افغانستان] بدترین تصمیم در تاریخ کشور ما بود».
    رییس جمهوری پیشین امریکا همچنین افزود «ما خاورمیانه را ویران کردیم، آیا فکر می‌کنید اکنون بهتر از ۲۰ یا ۲۱ سال پیش شده است؟ خیلی بدتر شده است. تصمیم وحشتناکی بود که برای ما تریلیون‌ها دالر خرج داشت. مایلم به هر دو طرف ماجرا نگاه کنم. میلیون‌ها و میلیون‌ها زندگی! هیچ فرقی هم با وضعی که داشت نکرده است و بدتر هم هست زیرا باید بازسازی‌اش کنید».
    او در بخش دیگری از سخنانش از اعضای طالبان به عنوان «جنگجویان خوب» ستایش کرد و با انتقاد از مدیریت خروج نیروهای امریکایی از افغانستان گفت: «معتقدم این بزرگترین شرمساری در تاریخ ماست».
    او با اشاره به تصاویر هواپیمای نظامی امریکا در میدان هوایی کابل و دویدن جمعیت به دنبال آن گفت ایالات متحده «تحقیرآمیزترین دوره» را سپری می‌کند.
    او با بیان این‌که جو بایدن بیش از هر رییس جمهور دیگر در تاریخ امریکا، این کشور را تحقیر کرده است، گفت: «‌من فکر نمی‌کنم در تمام سال‌ها، کشور ما تا این اندازه تحقیر شده باشد. نمی‌دانم اسم آن را شکست نظامی بگذاریم یا شکست روانی؛ اما تاکنون چیزی شبیه به آن‌چه این‌جا اتفاق افتاده است، اتفاق نیفتاده بود. شما می‌توانید به زمان جیمی کارتر رییس ‌جمهور سابق امریکا و گروگان‌گیری‌ها (تسخیر لانه جاسوسی امریکا در ایران) برگردید که همه ما آن را مایه شرمساری بزرگ می‌دانستیم و ما را رونالد ریگان از آن ماجرا بیرون آورد. اما این موضوع (افغانستان) چند مرتبه (از ماجرای لانه جاسوسی) بدتر است».
    رییس جمهور پیشین امریکا اما تصریح کرده است که طالبان در حال حاضر میدان هوایی کابل را احاطه کرده‌اند و حتا گزارش‌هایی از ضرب‌وشتم شهروندان افغانستان نیز به نشر رسیده است. ترمپ تأکید کرد این وضعیت را در تاریخ کسی ندیده و این تحقیر آمیزترین دورانی بوده که او تا به حال شاهد آن بوده است.
    ترامپ در این مصاحبه با اشاره به اشرف غنی، گفت غنی در زمان ریاست جمهوری‌اش بارها لابی‌هایی با سناتورهای امریکایی انجام داده است. او هرگز از اشرف غنی خوشش نیامده است.
    ترامپ گفت: «من هیچ وقت او را دوست نداشتم؛ اما به نظر من، خبر فرارش از افغانستان با پول نقد که برخی گزارش‌ها گفته بودند، خبر درست است. البته اشرف غنی یکی از مشکلات ما در افغانستان بود».
    رییس جمهور پیشین امریکا هم‌چنان تصریح کرد هیچ‌گاهی به اشرف غنی اعتماد نداشته است. او اشرف غنی را یک آدم فاسد خواند و گفت غنی به خاطر «پول و شراب» در این کار حضور داشته است.
    گفتنی است پیش‌تر خبرگزاری رویترز گزارش داده بود که اشرف غنی با چهار موتر و یک هلیکوپتر پر از پول از افغانستان فرار کرده است.

  • ایران به دنبال تاثیر گذاری بر طالبان است

    ایران به دنبال تاثیر گذاری بر طالبان است

    در هفته های گذشته موضوع برگزاری مذاکرات بین الافغانی به میزبانی تهران در صدر تیترهای داغ رسانه های داخلی افغانستان و رسانه های خارجی بدل شده بود.

    چندی پیش نیز انتشار برخی مقالات در رسانه های ملی ایران در ارتباط با طالبان و مقاومت مردمی علیه این گروه در افغانستان واکنش های مثبت و منفی زیادی به ویژه در فضای مجازی از سوی شخصیت های سیاسی و کارشناسان افغانستانی و ایرانی به دنبال داشت.

     اینکه در شرایط کنونی افغانستان که طالبان از یک سو در میدان جنگ حملاتشان را برای تصرف مناطق بیشتر افزایش داده اند و از طرف دیگر سر میز مذاکره با حکومت افغانستان نشسته اند چه عاقبتی خواهد داشت را هیچ کس به درستی نمی تواند پیش بینی کند.

    در این میان اینکه ایران از ارتباط با طالبان که از سوی مقامات ایرانی هم انکار نشده به دنبال چیست، خود یک جنبه دیگر از معادلات پیچیده مربوط به تحولات در افغانستان است.

    استاد سلطان حسین فهیمی بزرگمهر، استاد حوزه و کارشناس مسائل سیاسی، در این مورد می گوید پس از برخی ادعاها مبنی بر تطهیر طالبان از سوی ایران اینک موضوع تعامل ایران با طالبان یا تاثیر گذاری ایران بر این گروه مطرح هست.

    آقای بزرگمهر تاکید می کند ابتدا باید مشخص شود «آیا ایران طالبان را به عنوان یک جریان اسلامی تاثیر گذار مفید که توانایی تشکیل حکومت اسلامی که با حکومت جمهوری اسلامی ایران در تضاد نباشد را دارند، پذیرفته است یا نپذیرفته است و برای مصلحتی که خودشان می دانند درصدد تاثیر گذاری بر روند عملکرد و تغییرطالبان به نفع جبهة مقاومت است؟»

    به باور استاد بزرگمهر دولت جمهوری اسلامی ایران درصدد تاثیر گذاری و در نتیجه تغییر روکرد طالبان است که اگرموفق شوند می توانند طالبان را از زیرآوار تاثیرگذاری پاکستان، انگلیس و آمریکا خارج کند. مخصوصا از نظر اعتقادی ایرن بتواند طالبان را از عربستان جدا کند تا این گروه به فقه حنفی و سوفی گری گرایش بیشتر پیدا کند و از نظرسیاسی همسوشوند با مبارزین یمن، فلسطین، عراق، لبنان و سوریه.

    در تقابل قراردادن صد درصد طالبان با آمریکا و اسرائیل، سبب می شود ایران بتواند خاورمیانه را به نفع جبهه مقاومت تغییر بدهد و این یعنی خاورمیانه جدیدی که دست دشمنان درجه یک ایران از آن کوتاه شده است.

  • پوتین: درگیری های منطقه ای در افغانستان افزایش می یابد

    پوتین: درگیری های منطقه ای در افغانستان افزایش می یابد

    ولادیمیر پوتین درخصوص تشدید درگیری های منطقه ای طولانی مدت در افغانستان، لیبیا و خاورمیانه صحبت کرد.

    ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه ضمن سخنرانی در بین سفرای کشورهای خارجی در مسکو در این زمینه ابراز نظر نمود.

    پوتین گفت: درگیری های منطقه ای طولانی مدت در افغانستان ، لیبی، خاورمیانه افزایش می یابد و روسیه با نگرانی در حال مشاهده این وضعیت است.

    وی خاطر نشان کرد: Kدرگیری های منطقه ای طولانی مدت در کشورهایی چون افغانستان و لیبی در روزهای اخیر تشدید شده است. روسیه از این موضوع به خوبی آگاه است و با نگرانی توسعه اوضاع در این کشورها را دنبال می کند. ما شاهد   اوج درگیری در خاورمیانه هستیم.»

  • عبور از میراث سیاسی ترامپ در خاورمیانه/آیا بایدن به دنبال ترتیبات جدید امنیتی در غرب اسیا است؟

    عبور از میراث سیاسی ترامپ در خاورمیانه/آیا بایدن به دنبال ترتیبات جدید امنیتی در غرب اسیا است؟

    در کنار پیشرفت در مذاکرات ایران و قدرت های جهانی در وین و بالا گرفتن احتمال احیای برجام، خبر مذاکرات سری ایران و عربستان در بغداد، بیش از پیش نشان دهنده عبور از آمریکای ترامپ و میراث سیاسی آن در خاورمیانه است. در صورت تایید نهایی این خبر باید گفت اذعان بایدن به شکست فشار حداکثری علیه ایران و قطع حمایتش از عربستان در جنگ یمن، ریاض را به تجدید نظر در سیاست تهاجمی قبلی خود در قبال ایران وادار کرده است.

    در کنار این تحولات نمی توان از یک تحول مهم تر گذشت. صحه نهادن بایدن بر توافق ترامپ و طالبان و خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان ظرف پنج ماه آینده و دست بالا گرفتن طالبان در آینده این کشور.

    از هر منظر این سومین تحول در مقیاس ژئوپولتیک به سود ایران است و احتمالا مقدمه خروج نهایی نیروهای آمریکایی از عراق هم باشد.

    عقب نشینی آمریکا از افغانستان به منزله اذعان به شکست پروژه های نومحافظه کارانه دهه اول سده جاری و بخصوص دستور کار “رژیم چنج” است.

    با هر نگاهی ایالات متحده در دهه گذشته مانند دوران گرفتاری در ویتنام، گرفتار چرخه دیگری از عقب نشینی شده و تمایل فزاینده ای برای غیرنطامی شدن سیاست خارجی آن بوجود آمده است. این تحول در دوره ترامپ به صورت عروج انزواگرایی و عدول از استثناگرایی معهود خود را نشان داد.

    مجموع رویکردهای سیاست خارجی بایدن در سه ماه گذشته و بویژه موضع گیری آن در قبال پرونده های مهمی چون چین، روسیه و خاورمیانه، حاکی از تمایل به اصلاح واقع گرایی تنگ نظرانه ترامپ به سود قسمی ویلسونیسم واقع گرایانه است. مطابق این دیدگاه سیاست داخلی کشورها از حیث تاثیرگذاری بر سیاست و امنیت بین الملل به عنوان متغیری جدی، مهم تلقی می شود، در پناه آن توجه به سازمان های بین المللی و همکاری های چند جانبه برای نیل به اهداف ایده ئالیستی دوباره مطمح نظر واقع می شود.

    از این زاویه دولت جرج بوش و برنامه جنگ پیشگیرانه و رژیم چنج آن، از نوعی تناظر با رویکرد جراحی در مواجهه با مسائل بین الملل برخوردار بود.

    این رویکرد با شکست در عراق و افغانستان سلب اعتبار شد و سردرگمی و تردید در سوریه، یکی از نخستین پیامدهای آن بود.

    اما نو ویلسونیسم بایدن مشابه پزشکی داخلی است که با حوصله به ارزیابی علائم بالینی، یافته های پاراکلنیکی و شواهد دیگر می پردازد و اولویت آن دارودرمانی و دیگر روش های کمتر تهاجمی است. هرچند در براورد نهایی، جراحی را هم به عنوان گزینه آخر، کنار نمی نهد.

    روشن است که با این ساده سازی ها، نمی توان تمام وجوه و متغیرهای دخیل در سیاست خارجی آمریکا را توضیح داد. اما حداقل می توان گفت که فرصتی مهم برای ایران فراهم شده و رقبای منطقه ای آن نظیر اسرائیل و عربستان قبل از همه آن را فهمیده اند و هریک هم با روش خود به آن پاسخ داده اند.

    دولت جدید آمریکا چاره ای جز اذعان به بازتعریف ترتیبات جدید امنیتی در خاورمیانه و یک رژیم جدید توازن قوا در آن ندارد. کشش سیاست اسرائیلی ترامپ تمام شده و با قدرت گیری چین و روسیه دیگر آمریکا فعال مایشاء نیست.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • چرا روابط پاکستان با کشورهای خاورمیانه تغییر کرد

    چرا روابط پاکستان با کشورهای خاورمیانه تغییر کرد

    روابط پاکستان با متحدان قدیمی اش در خاور میانه پس از اتخاذ سیاست بی‌طرفی در برابر جنگ یمن به وخامت گراییده است. خاور میانه برای دهه‌ها، یکی از منابع و مجاری حمایت‌های مالی و پولی دولت و مردم پاکستان بود. بر اساس روابط تاثیرات عمیق مذهبی، پاکستان امنیت محل‌های مقدس، تاسیسات حساس و سایر زیربناهای مهم به خصوص ازعربستان سعودی را تامین کرده و در چند سال اخیر، بنا بر ناگذیری‌های ژیواستراتژیک و حفاظت از منافع محوری این کشور، مجبور به عمل‌کردهای توازن‌بخش در مناسبات اش شده است.
    مکالمه‌ی تلفنی آخر میان عمران‌خان و شاه عربستان، محمد بن سلمان، نخستین گام به هدف احیای روابط استراتژیک میان این دو کشور است. در چند سال گذشته، بدگمانی‌ها و برداشت‌های سو میان پاکستان و متحدانش در خاور میانه بیشتر شده و نیاز است به خاطر ایجاد روابط دوستانه‌ی جامع و پایدار، موارد بی‌اعتمادی شناسایی و به آن رسیدگی شود. انکشاف‌های اخیر ژیواستراتژیک، یک بار دیگر متحدان قدیمی را واداشته تا روی جهت‌گیری‌های استراتژیک شان دقت و بازبینی کنند.در حالی که چالش‌های موجود نیازمند رسیدگی است، لازم است از فرصت‌های موجود نیز استفاده شود. به خاطر فهم عوامل بازبینی پالسی‌های کشورهای خاور میانه درقبال پاکستان، بایستی سازوکارهای متغیر امنیت منطقه‌ای را در چارچوب تغییر در محیط ژیواستراتژیک کلان خاور میانه به بررسی گرفت.
    در زمان ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، امریکا فشارهای زیادی را بر ایران وارد کرد؛ در حالی که اداره‌ی جو بایدن به دنبال احیای توافق‌نامه هسته‌ای با ایران است.
    ایران و چین توافق‌نامه‌ی همکاری‌های استراتژیک ۲۵ساله را اخیرا به امضا رسانیده که بر بنیاد آن، چین متعهد به سرمایه‌گذاری ۴۰۰ ملیون دالری در سکتورهای کلیدی؛ مانند انرژی، زیربناسازی، مسایل دفاعی و بانکی است. امضای توافق‌نامه میان این دو کشور، خاور میانه را شوکه نکرده؛ اما این کار، محاسبات استراتژیک منطقه‌ای را تغییر داد.
    چین، بزرگ‌ترین شریک تجاری عربستان سعودی، هم‌چنان به شریک استراتژیک ایران در منطقه بدل شد و چگونگی موازنه‌سازی چشم‌انداز سیاسی در خاور میانه، موضوع بحث در آینده است؛ اما آن‌چه مبرهن به نظر می‌رسد، ایجاد هم‌گرایی منافع میان کشورهای خاور میانه، امریکا و چین است؛ چیزی که موجب ناامنی پاکستان و یکی از دلایل شکل‌دهی روابط حسنه‌ی کشورهای خلیج با پاکستان به شمار می‌رود.
    قبل از نزدیکی و روابط حسنه،کشورهای خلیج، باید سیاست‌های موازنه‌بخش را میان هند و پاکستان روی دست گیرند. در چند سال گذشته، هند با بسیاری از پایتخت‌های کشورهای خاور میانه روابط نزدیک استراتژیکی از خود تعریف کرد و تصمیم ریاض مبنی بر امضای پیمان مشارکت استراتژیک با هند به سال ۲۰۱۹ بر می‌گردد که اسباب نگرانی پاکستان را فراهم کرده بود.
    همین‌گونه، سکوت شورای همکاری خلیج در زمینه‌ی محکومیت رفتارهای ظالمانه‌ی هند در جامو و کشمیر، پاکستان را ناخشنود کرده است؛ این کشور به این درک رسیده که ناگزیری‌های استراتژیک، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج را بر آن داشته تا گام‌های عملی را بر ندارند. بسیاری‌ها، تصمیم کشورهای عضو خلیج و سکوت این کشورها در برابر مسئله‌ی جامو و کشمیر را مجازات پاکستان به خاطر عدم جانب‌داری در جنگ یمن می‌دانند.
    پس از تصمیم هند مبنی بر تغییر یک‌جانبه‌‌ی وضعیت منطقه مورد منازعه جامو و کشمیر، رهبری پاکستان به حمایت متحدان اش در خاور میانه چشم امید دوخته بود؛ حمایتی که هیچ‌گاهی اتفاق نیفتاد. پاکستان در قبال نقش ضعیف سازمان کشورهای اسلامی در برابر منازعه‌ی کشمیر، اعتراض کرد و گمانه‌زنی‌هایی وجود دارد که امارات متحده‌ی عربی نقش مهمی را در کاهش تنش‌ها میان هند و پاکستان بازی کرده و باور‌ها بر این است که اعلامیه‌ی دو کشور در راستای تطبیق توافق‌نامه‌ی آتش‌بس سال ۲۰۰۳، با همکاری دیپلماسی پشت در های بسته‌ی مقامات امارات صورت گرفته است.
    دلیل دیگر شکاف میان پاکستان و کشورهای خلیج، تصمیم پاکستان برای تحریم نکردن قطر در بحبوحه‌ی اختلافات فزاینده در خاور میانه بود؛ پاکستان نمی‌توانست در این میان جانب‌دارانه عمل کند و این ناگزیری پاکستان در راستای عدم جانب‌داری، ماهیت ایدیولوژیک نیز دارد. حالا که تنش‌ها میان قطر و کشورهای خلیج پایان یافته، هر دو طرف به نقش پاکستان به عنوان میانجی منازعات اعتراف می‌کنند.
    پاکستان در حال تغییر اولویت‌هایش از ژیواستراتژیک به ژیواکانومیک است. پاکستان خواهان تقویت اقتصاد و نیازمند سرمایه‌گذاری خارجی به هدف رونق اقتصادی است. شاه عربستان در سال ۲۰۱۹ از پاکستان دیدار و توافق‌نامه‌ای به ارزش بیست میلیارد دالر شامل ایجاد تصفیگاه نفت و پتروشیمی در گوادر را به امضا رسانید؛ اما این پروژه‌ها تا اکنون عملی نشده و زمان آن رسیده تا این دو کشور اقدامات فراگیری را به خاطر تمویل مالی این پروژه انجام دهند. در حال حاضر، پاکستان و کشورهای شرق میانه به این فهم رسیده اند که دینامیک‌های ژیواستراتژیک در منطقه در حال تغییر است و به نظر می‌رسد، این حقیقت نیز درک شده که گذشته‌ی نه چندان دور، نمی‌تواند آینده را تعیین کند و پاکستان و کشورهای خاور میانه با درنظرداشت تاریخ طولانی همکاری، مکمل یک‌دیگر اند.
    اسلام‌آباد در حال حاضر به خاطر تطبیق آجندای اقتصادی اش به شریکان مالی نیازد دارد و کشورهای خاور میانه برای حفاظت از منافع ژیو استراتژیک شان به ساختارهای امنیت منطقه‌ای نیاز دارند؛ خواسته‌ای که پاکستان می‌تواند آن را بر آورده کند.

    منبع: اکسپرس تریبون

    مترجم: صبح کابل

  • امریکا برای مهار روسیه در اروپا برنامه تازه دارد

    امریکا برای مهار روسیه در اروپا برنامه تازه دارد

    وزارت دفاع ایالات متحده می‌گوید، پنتاگون در حال طرح ابتکاراتی برای بازدارندگی و”مهار” روسیه در اروپای شرقی است.

    روزنامه The National Interestدر مقاله‌ی می‌نویسد وزارت دفاع ایالات متحده در حال ایجاد ابتکاراتی برای “مهار روسیه” در اروپای شرقی است.

    به ویژه برای رسیدن به این هدف،  بخش نظامی آمریکا در نظر دارد گروه 25 ضربتی نیروی هوایی ایالات متحده  را از منطقه خاورمیانه به اروپا منتقل کند.

    نشریه در توضیح این موضوع می‌افزاید هم اکنون هواپیماهای بدون سرنشین تهاجمی MQ-9 Reaper به رومانی و کشورهای بالتیک ارسال شده است.

    خاطرنشان می شود در سالهای اخیر این پهپادها دستخوش تغییرات عمده ای شده اند و اکنون آنها می توانند با مهمات تقریباً دو برابر پرواز کنند. بنابراین ، اکنون هر “Reaper” توانایی حمل حداکثر هشت موشک هوا به زمین را دارد.

    نویسنده این مقاله معتقد است پهپاد ها “هواپیماهای بدون سرنشین” می توانند بدون ضرورت فرود آمدن،  پرواز های طولانی‌تر را انجام دهند. تجهیزات نظارت تصویری که روی این پهپاد ها نصب شده است به احتمال زیاد در عملیات های شمال شرقی اروپا و در مناطق جنوبی اروپای شرقی، از جمله دریای سیاه مورد تقاضا خواهد بود.

    پیشتر این مجله آمریکایی مقاله‌ای  دیگری از قدرت روسیه و این‌که می‌تواند در صورت وقوع جنگ، ناتو را دو نصف کند، منتشر کرد

    در مجله مذکور با استناد به مانورهایی که ناتو در پولند تحت عنوان “زمستان 20 ” اجرا کرد، درباره آنچه ناتو در صورت تقابل با روسیه در انتظارش هست، نوشت و این‌که در صورت هر گونه تقابلی دشمن فرضی از شرق می‌تواند ارتش این کشور را تنها در عرض پنج روز متحمل شکست نابودکننده‌ای کند.

    در این مقاله آمده است، در صورت وقوع جنگ دو ارتش بلاروس و روسیه بر اراضی تحت کنترل ناتو در طول مرزها مسلط خواهند شد و نیروهای ناتو به دو قسمت تقسیم خواهند شد که منجر به قطع ارتباط مراکز لجستیکی می‌شود که لهستان و لیتوانی را به هم مرتبط می‌کنند.

    این در حالی است که مسکو بارها و بارها تاکید کرده روسیه قصد جنگ با کشورهای دیگر را ندارد و در عین حال طرف روس فعالیت‌های نظامی رو به فزونی آمریکا و بلوک ناتو در مرزهایش را زیر نظر دارد. سرگئی شویگو وزیر دفاع روسیه اشاره کرده است که اقدامات ناتو ماهیت ضد روسی دارند و وزارت دفاع روسیه تمام تدابیر لازم را برای حمایت مطمئن از کشور لحاظ می‌کند.

  • ترامپ می خواهد دست بایدن را در حنا بگذارد!

    ترامپ می خواهد دست بایدن را در حنا بگذارد!

    جدا از جنجال‌آفرینی داخلی ترامپ، در یک هفته‌ی اخیر، حرکات معناداری از سوی او، تیم داخلی و متحدان منطقه‌ای وی در خاورمیانه نیز آغاز شده است. نگاهی ساده به این حرکات نشان می دهد که ترامپ دوست دارد دستان بایدن را در حنا بگذارد.

    آیا ترامپ می‌خواهد در روزهای پایانی ریاست خود به جنگ دیگری دامن زند و بایدن را ناگزیر سازد تا جنگ را با ایران ادامه دهد؟ چندین نشانه وجود دارد که او در تداوم حرکات غیرقابل پیش‌بینی چهار سال گذشته‌اش، ممکن است به اقدامات عجیب و غریبی در پایان عمر حکومت خود دست بزند و دست بایدن را در حنا بگذارد.

    مگر این‌که برخی اطرافیان و مهره‌های مهم پنتاگون و سیا بتوانند او را از اقدامات عجیب بازدارند.

    داکتر شفق خواتی

  • چرا 70 درصد جنگ های جهان از افغانستان تا لیبیا رخ می دهد

    چرا 70 درصد جنگ های جهان از افغانستان تا لیبیا رخ می دهد

    حدود ۷۰ درصد جنگ و درگیری‌های نظامی در جهان در دایره‌ای است که یک طرف آن در افغانستان و طرف دیگر آن در لیبیا است. اگر خوانندۀ این سطور تجربۀ تعامل مستقیم با سیاست‌مداران و جوامع منطقۀ خاورمیانه داشته باشد احتمالاً تصدیق می‌نماید که یک ذهنیتِ کانونی وجود دارد: که عموماً دولت‌ها و جوامع این منطقه، علل این وضعیتِ نابسامان و جنگ را «بیرونی و خارجی» می‌دانند.

    اما آنچه که این بحث را در منطقۀ خاورمیانه بسیار با اهمیت می‌کند این است که دنبال عامل خارجی گشتن فقط در سیاست نیست. اگر فردی در تجارت ناموفق باشد، اگر صنعت‌گری سهم بازار خود را از دست دهد، اگر دانشجویی نتواند درس بخواند، اگر خانواده‌ای از هم بپاشد، اگر بانکی ورشکسته شود، اگر وزیری در برنامه‌های خود ناکام بماند، اگر شخصی با همسایه خود دائماً در نزاع باشد، اگر حزبی در انتخابات رای کافی نیاورد، اگر کشاورزی محصول نامرغوب برداشت کند، اگر نشریه‌ای خوانندۀ کم پیدا کند، اگر شرکتی زیان‌ده باشد، اگر به شخصی بی‌اعتنایی شود، اگر اقتصادی تورم سه رقمی داشته باشد، همه و همه، علت را بیرون از «خود» و «عملکرد خود» می‌بینند.
    برنارد لوییس (Bernard Lewis) که عموم زبان‌های خاورمیانه‌ای را می‌دانست و سال‌ها در میان این ملت‌ها زندگی کرده و مشاهداتِ قابل توجهی داشت، در رابطه با وضعیتِ بهتر ترکیه نسبت به دیگران، اینگونه تحلیل می‌کند:حکمرانان و مردم ترکیه از خود پرسیدند: ما کجاها اشتباه کردیم که مانند اروپایی‌ها پیشرفت نکردیم؟
    دیگر حکمرانان و جوامع خاورمیانه‌ای پرسیدند: کدام کشورهای خارجی باعث شدند ما به این وضع دچار شویم؟
    فاصلۀ بین این دو سوال، ضمناً فاصلۀ بین کوریای جنوبی و کوریای شمالی است.
    مشکل عظیم‌تر خاورمیانه این است که فقط در راهروهای قدرت نیست که «خود ارزیابی» نفی می‌شود، بلکه جامعه نیز «بررسی عملکرد خود» را عیب می‌داند. فقط این نیست که یک مد یر، حداقل بخشی از مشکل را در شناختِ اشتباه، سیاست‌های نادرست وخطاهای محاسباتی خود نمی‌داند و دولت‌های خارجی را مقصر خطاب می‌کند، بلکه راننده‌ای که دوبله پارک کرده و دو ساعت رفته، نرخ تورم را سرزنش می‌کند تا آنکه بپذیرد دبل پارک کردن کارِ منطقی و صحیحی نیست.
    مفهوم کلیدی در این وضعیت، تقریباً تعطیلی «خود انتقادی» است. از آنجا که این منطقه به قهرمان پروری، اسطوره سازی و ایده‌آلیزم در خمیرمایۀ وجودی خود عادت کرده است، عیب می‌داند نقص، اشتباه و کمبودی را متوجه فرد یا نهاد یا دولتی بنماید. تقریباً افراد و دولت‌ها خود را بیست برابر آنچه هستند نشان می‌دهند چون باید همه چیز را Perfect نشان داد. اما چون انسان Perfect نیست، برای آنکه بتواند این تئاتر را بازی کند مجبور می‌شود به ریا، حیله، تزویر، دروغ، پنهان‌کاری، سفسطه، وارونه جلوه دادن و مغالطه روی آورد و ظاهر و باطنی با فاصلۀ ۱۸۰ درصدی از خود بسازد. به همین دلیل، یک جاپانی را می‌توان در عرض چند روز شناخت و حتی به او «اتکا» کرد ولی در این منطقه معلوم نیست بعد از ۱۰ سال، ۱۵ سال، ۲۵ سال بتوان به پنج درصدِ واقعی یک فرد یا سیستم رسید. مبهم بودن، دقیق نبودن و یک مورد را ده جور به ده نفر گفتن نوعی فضیلت است. این در حالی است که توسعه یافتگی به شدت به شفافیت و صراحت نیاز دارد.
    اما چرا افراد و دولت‌های این منطقه از خودِ واقعی فرار می‌کنند؟ چرا گذشته و عملکرد گذشته خود را نقادی نمی‌کنند؟ چرا مسئولیت خطاهای خود را نمی‌پذیرند؟
    ظرفیت‌های فراوانی لازم است در یک‌جا جمع شود تا خود انتقادی آغاز گردد. پنج ظرفیت کلیدی را به ترتیب اهمیت می‌توان مطرح نمود:

    1. فکر کردن، زندگی کردن و برنامه‌ریزی کردن با Fact. شاید بتوان به راحتی گفت هیچ منطقه‌ای در جهان در این حد، هنر توجیه کردن، تزیین کردن توهمات و پوشاندن نیات واقعی خود را نداشته باشد. وقتی نیروهای امریکایی، شهر بغداد را در دوره بوش پسر محاصره کرده بودند، سخنگوی وزارت خارجه صدام، سخن از فائق آمدن بر خارجی و حفظ استقلال و حاکمیت ملی عراق می‌کرد؛
    2. عادت به کتاب خواندن، دیالوگ و به خصوص «مناظره». در خاورمیانه، عموماً نسبت به هر موضوعی یک قرائت ثابت و آن هم برای دهه‌ها وجود دارد. تا یک ایده به شکستِ کامل نرسد، در آن تجدید نظری صورت نمی‌گیرد. افراد عادت ندارند که با مطالعه به راه‌های جدید، اندیشه‌های جدید و ساختارهای جدید دست یابند. مطالعه و فهم مسایل در عین حال، دو الزام به همراه می‌آورد که برای دولت‌ها و جوامع این منطقه بسیار دشوار است: اول مسئولیت و دوم، تغییر وضع موجود. هر دو همت، آینده نگری و حوصله می‌خواهد. شاید به این دلایل، دورِ هم بودن، گپ زدن و فرهنگ شفاهی، راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر از مطالعه، فکر، مسئولیت و تغییر باشند؛

    ۳٫وقتی برای هر موردی و هر پرسشی، فقط یک پاسخ وجود دارد، چه ضرورتی پیش می‌آید که افراد و نهادها باهم رقابت کنند، همکاری کنند، تفاهم کنند، منسجم باشند، اجماع کنند، هماهنگ باشند و اصولاً به هم توجه و گوش کنند.
    در جوامع تک صدایی، قوه فکر کردن یا تعطیل است و یا در درون افراد، پنهان می‌ماند. یادگیری از یکدیگر نیز جنبه تزیینی و تصنعی پیدا می‌کند. رسانه‌ها عموماً مُبلّغ یک قرائت هستند. به اصطلاح دانشگاه‌ها و مؤسسات تحقیقاتی هم مُروج یک دیدگاه می‌شوند. نتیجه جامعه تک صدایی می‌شود قذافی در لیبیا، حسنی مبارک در مصر و صدام در عراق که بین بیست تا چهل سال حکم راندند. عبدالعزیز بوتفلیقه که بیست سال رییس جمهور الجزایر بود وقتی برای بار پنجم در سال ۲۰۱۹ با صندلی چرخ‌دار به محل ثبت نام آمد، با اعتراضات گستردۀ مردم روبرو شد و در نهایت صرف نظر کرد. او در دور چهارم ریاست جمهوری‌اش از ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۹ بیماری عدم توانایی تکلم داشت (Aphasia) و هیچگاه در عموم نتوانست سخنرانی کند و فقط فیلم او را هنگامی که در جلسات هیئت دولت با حالت پریشان خیالی بود نشان می‌دادند. انتخاب دوره سوم و چهارم بوتفلیقه با تغییرات قانون اساسی همراه بود. آیا در چنین ساختارهایی، نقد و خود انتقادی چه در سطح دولت و چه در سطح افراد، متصور است؟

    1. هدف از نقد و انتقاد، بهبود کیفیت زندگی است. جامعه و دولتی که با نقد و انتقاد انس می‌گیرند، به زندگی فراتر از سِمت، مقام و قدرت می‌نگرند. جامعه و دولتی که با نقد و انتقاد مأنوس است، دسترسی به پول و امکانات رانتی را از تولید ثروت با زحمت و اندیشه تفکیک می‌کند. تعریف از زندگی صرفاً جمع کردن پول و حفظ مقام نیست. قاعدتاً وزیری که اعتقاد به نقد، انتقاد و تنوعِ دید گاه‌ها دارد خجالت می‌کشد که بخواهد برای پنج دولت با پنج جهان‌بینی مختلف کار کند و در نهایت، استعدادِ خارق‌العادۀ انطباق به هرمرامی را توجیه می‌کند. البته هیچ لذتی برای انسان به اذعانِ فلاسفۀ سیاست بالاتر از قدرت نیست. فیدل کاسترو که مانند ناصرالدین شاه حدودِ چهل و نه سال حکم راند، قدرت را بعد از تقریباً پنج دهه، «موقتاً» به برادر خود رائول منتقل کرد.
      هرچند در کل جهان، به پول و مقام رسیدن نسبتاً رایج است ولی در هیچ منطقه‌ای مانند خاورمیانه غلظت آنها در این حد بالا نیست. زندگی خیلی فراتر از پول و مقام است: بیست دقیقه نگاه کردن به یک شبنم، پوشیدن یک پیراهن صورتی، توقف اتومبیل برای رعایت حق تقدم عابر پیاده، نیم روز مقابل یک آبشار نشستن، وفای به عهد، راستگو بودن، تشکر کردن، حفظ دوستی مانند نگهداری از یک گل، ۵۰ کار برای دیگری انجام دادن برای کسب اعتماد و صدها میراث مثبت به جای گذاشتن.
      وقتی تعریف زندگی به پول و مقام محدود شود، بسیاری از مفاهیم مانند کارآمدی، شفافیت، پاسخگویی، گردش قدرت، آزادی رسانه و بالاخره نقدپذیری و خود انتقادی معنای خود را از دست می‌دهند.
    2. به لحاظ تئوریک ممکن است پرسیده شود چگونه در کشورهای جهان سوم، انحصار قدرت و ثروت شکل می‌گیرد. آنقدر دسترسی به پول و مقام شیرین است که به طور طبیعی با ده‌ها توجیه، عوام فریبی، ابهام گویی و پیچاندن مسایل به تدریج به انحصار ختم می‌شود. اینجاست که شوکت اندیشه‌ورزی و زحماتِ مدنی افرادی مانند هابرماس در آلمان معلوم می‌شود که برای برتری جامعه نسبت به دولت، زنده نگه داشتن قرائت‌های رقیب در جامعه، جلوگیری از برتری منافع شرکت‌های بزرگ در سیستم سرمایه‌داری (Corporate Capitalism) بر مصلحتِ عامه، اهتمام کرده است و این اصول را نسبتاً به یک قرارداد اجتماعی تبدیل نموده است. اگر عبرت از گذشته، مناظره قرائت‌ها و مصلحت عامه مبنا نباشند، خود انتقادی طبعاً شکل نمی‌گیرد. با انحصار و خود بزرگ بینی، ساختارهای خاورمیانه‌ای به سوی رکود و جمود سوق پیدا می‌کنند.
      جمع بندی. چه ارتباطی میان گرفتاری‌های فراوانِ منطقۀ خاورمیانه و فقدان خود انتقادی وجود دارد؟ وقتی خود انتقادی در حداقل باشد، و یا حتی تعطیل باشد، اطلاعات و تحولات جدید در ارزیابی و تحلیل مسایل روز بی‌معنا می‌شوند و جزمیت‌های همیشگی مرتب باز می‌گردند. در این شرایط، سیستم تصمیم‌سازی با محوریت حفظ وضع موجود و مناسبات موجود شکل می‌گیرد و سندرم فکر بسته جمعی (Groupthink) به وجود می‌آید. در قالب این سندرم، وقتی افراد کلیدی یک سیستم دور هم جمع می‌شوند، نظرات و نکاتی را مطرح می‌کنند که مناسبات را حفظ کنند، نه آنکه تغییر و تحول ایجاد کنند و درنتیجه انسداد شناختی (Cognitive Closure) ایجاد می‌گردد. با تکرار انسداد شناختی، اشتباهات در تصمیم‌سازی‌ها به تدریج انباشته می‌شوند و ساختاری که دولت و جامعه را در بر می‌گیرد، از فرصت‌های مشکل‌یابی، شناسایی مسایل و حل آنها باز می‌ماند.

    فکر، رقابت فکری، مناظره، Facts و گردش اطلاعات نمی‌تواند فعال باشد، زیرا خود انتقادی و تجدید نظر و ارزیابی گذشته به صورت تهدید ظاهر می‌شود. تا زمانی که سیستم‌ها و جوامع خاورمیانه‌ای درون نگری نکنند و خود انتقادی را آغاز نکنند و به اطلاعات و اندیشه‌های جدید فرصت مناظره ندهند، همچنان در گرفتاری‌های خود باقی مانده و دیگران را سرزنش خواهند کرد. این تحول نیازمند یک تحول شخصیتی است که متاسفانه به نظر می‌رسد نه با استدلال بلکه با تراکم بحران‌ها شاید به دست آید. الیت‌های فکری و اجرایی این جوامع مهم ترین مسئولیت را نسبت به آینده دارند.

    دید

  • طالبان برنده در افغانستان و امریکا ضعیف در منطقه

    طالبان برنده در افغانستان و امریکا ضعیف در منطقه

    دونالد ترامپ در مراسم امضای توافق‌نامه‌عادی سازی روابط امارات و بحرین با اسراییل، تلاش کرد تا پیامی را به جهانیان مخابره کند که ایالات متحده به عنوان نیروی صلح و ثبات در خاورمیانه است؛ اما متاسفانه این یک تصویر خوشبینانه برای گمراه کردن افکار عمومی بود.
    ایالات متحده در خاورمیانه نفوذ کرده و نیروهای خود را به بهانه مقابله با تروریزم در سوریه، عراق و افغانستان گماشته و حضور نظامیان امریکا در منطقه در حال کاهش است و خاورمیانه در آینده شاهد کاهش قدرت نظامی امریکا خواهد بود.
    پیش از این ترامپ ادعا کرده بود که نیروهای نظامی خود را از خاورمیانه بیرون خواهد کشید؛ اما با نزدیک شدن به پایان ریاست جمهوری وی، می‌بینیم که هنوز نتوانسته وعده‌های خود را عملی کند و در روز انتخابات ریاست جمهوری، ایالات متحده ۴۵۰۰ نظامی در افغانستان ، ۳۰۰۰ در عراق و ۱۰۰۰ نظامی در سوریه خواهد داشت. ترامپ مدعی شده که می‌خواهد تعداد نظامیان در خاورمیانه به صفر برسد، اما اگر همه نیروها را بیرون بکشد، اوضاع برای امریکا بدتر خواهد شد.
    با نگاهی به بازندگان و برندگان در خاورمیانه درمی‌یابیم که اسراییل بیشترین بهره از خاورمیانه را خواهد برد؛ چرا که این رژیم با امضای توافق‌نامه با امارات و بحرین توانسته از انزوای خود خارج شود.
    برنده بعدی نیز ترکیه است که از عقب‌نشینی نیروهای نظامی امریکا سود می‌برد. برخی از رهبران عرب ترکیه را دشمن بزرگی برای ثبات منطقه می‌دانند؛ چراکه نیروهای تُرک در سوریه، لیبیا و عراق پیشروی کرده‌اند. سران عرب از نفوذ ترکیه در حلب، موصل، طرابلس و موگادیشو ابراز نگرانی می‌کنند. کاخ سفید طی بیانیه‌ای اعلام کرد که رجب طیب اردوغان رییس جمهور ترکیه از منتقدین سرسخت عادی سازی روابط با اسراییل بوده است.
    اما بزرگترین بازنده در خاورمیانه عربستان سعودی است. تاثیرعربستان امروز در خاورمیانه مانند گذشته نیست و در سایه ولیعهدی محمد بن سلمان علاوه بر این که سعودی‌ها محبوبیت ‌خود را در واشنگتن از دست دادند؛ در یمن، لبنان، سوریه، پاکستان و دیگر کشورهایی که ایدئولوژی و سرمایه عربستان به عنوان مرکب قدرت بود، نیز دچارعقبگرد و پس‌رفت شدند.
    محورهای جنگ در خاورمیانه هنوز شکننده است؛ چراکه درگیری‌ها میان ترامپ که می‌خواهد نیروهای خود را از منطقه بیرون بکشد و پنتاگون که اصرار به ماندن نیروهای نظامی برای ثبات منطقه دارد، همچنان ادامه دارد.
    در افغانستان نیز برندگان، اشرار هستند. نیروهای طالبان که سرمست پیروزی خود هستند، به وعده‌های خود در خصوص کاهش خشونت و سرکوب گروه تروریستی القاعده عمل نکردند.
    پیش از این، ترامپ وعده داده بود که در صورت فراهم شدن شرایط، نیروهای امریکایی را تا ماه می از منطقه بیرون بکشد.

    واشنگتن پست

  • ناو هواپیمابر آمریکایی «یواس‌اس نیمیتز» وارد خلیج فارس شد

    ناو هواپیمابر آمریکایی «یواس‌اس نیمیتز» وارد خلیج فارس شد

    ناو هواپیمابر آمریکایی «یواس‌اس نیمیتز» روز جمعه ۱۸ سپتامبر توانست از تنگه استراتژیک هرمز عبور کند و وارد خلیج فارس شود.

    عبور این ناو با حدود ۵ هزار ملوان و تفنگدار از تنگه هرمز در حالی انجام شد که ایران در واکنش به مواضع آمریکا از جمله تصمیم برای بازگرداندن تحریم‌های سازمان ملل علیه تهران، بارها تهدید کرده بود که این تنگه را خواهد بست.

    ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در بیانیه‌ای اعلام کرد این ناو هواپیمابر که از اواخر ماه ژوئیه در حال گشت زنی در دریای عرب بوده، به همراه دو ناوچه مجهز به موشک‌های هدایت شونده و یک ناوشکن «روز ۱۸ سپتامبر از تنگه هرمز عبور کرده و وارد خلیج شده است.»

    «یواس‌اس نیمیتز» اولین ناو هواپیمابر آمریکایی محسوب می‌شود که از دسامبر ۲۰۱۹ میلادی از این منطقه عبور کرده است. بر اساس بیانیه ناوگان پنجم، قرار است این ناو هواپیمابر که «در اوج امادگی» قرار دارد، در دو عملیات ائتلاف بین‌المللی علیه افراط گرایان در منطقه خاورمیانه شرکت کند.

  • ترامپ خاورمیانه را آشفته تر از گذشته ترک خواهد کرد

    ترامپ خاورمیانه را آشفته تر از گذشته ترک خواهد کرد

     خاورمیانه پر از ماجرا است: هر بار که رییس‌جمهورها فکر می‌کنند که از این ماجرا‌ها بیرون هستند، بیش‌تر وارد آن می‌شوند. جورج دبلیو بوش که می‌خواست ریاست جمهوری‌اش را به سیاست «محافظه‌کاری دلسوزانه» اختصاص دهد، اما به جنگ در عراق و افغانستان مصروف گردید.

    بارک اوباما می‌خواست «محور» اصلی آسیا باشد و حتا نیروهای امریکایی را قبل از باز گشت برای نبرد با دولت اسلامی از عراق بیرون کند.

     و رییس جمهور ترمپ با صدای بلند اعلام کرد که «رفتن به خاورمیانه بدترین تصمیم در تاریخ کشور ما بود».

     با وجود این، ترمپ از این منطقه دست‌آورد‌هایی را در سیاست خارجی خود داشته است.

    وی مدیریت کشته شدن دو دشمن بزرگ ایالات متحده – ابوبکر البغدادی، رهبر دولت اسلامی و سرلشکر قاسم سلیمانی، رهبر نیروهای قدس ایران را برعهده داشته است.

     او هم‌چنین می‌تواند امتیاز نابودی نهایی خلافت دولت اسلامی را با تعقیب راه‌کار‌های اوباما نیز به خود اختصاص دهد.

    در حال حاضر ترمپ برجسته‌ترین دست‌آورد خود، که همانا تصمیم امارات متحده عربی برای به رسمیت شناختن اسراییل و برعکس تصمیم اسراییل برای توقف الحاق شهرک‌های کرانه باختری از خاورمیانه می‌باشد را به دست آورده است .

    در واقع، اسراییل و امارات متحده عربی به دلیل بیم مشترک‌شان از ایران به هم نزدیک شده‌اند و ترمپ ناخواسته در امتیاز آن سهیم شد.

     طرح صلح خاورمیانه که توسط مشاور ارشد رییس جمهور امریکا، جارد کوشنر در جنوری منتشر شد، دعوتی بود از اسراییل برای الحاق شهرک‌های کرانه‌ی باختری که اگر این اتفاق می‌افتاد، آسیب چشم‌گیر به چشم‌انداز راه‌حل دو کشور وارد می‌شد.

     با این حال نخست وزیر اسراییل، بنیامین نتانیاهو با حمایت ترمپ قول داد که در جولای الحاق شهرک‌ها را در کرانه غربی، آغاز کند .

    امارات متحده عربی به نتانیاهو برای خوش‌آمدگویی پیشنهاد شناخت دیپلماتیک داد تا اسراییل در ازای آن الحاق شهرک‌ها را به تعویق بیندازد.

    طوری که اغلب برای ترمپ اتفاق می‌افتد، او در حل مشکلاتی که خود سبب ایجاد آن شده است، ماهر است. به عنوان مثال، او توافق‌نامه تجارت آزاد امریکای شمالی را لغو کرد و توافق‌نامه ایالات متحده، مکزیک و کانادا را امضا کرد.

    به هر حال، به رسمیت شناختن اسراییل از سوی امارات، نباید ما را از این واقعیت منحرف بسازد که ترمپ در خاور میانه سابقه کاملاً منفی دارد .

    به گفته جیسون رضاییان، عزیمت برایان هوک هم‌آهنگ‌کننده سیاست ایران از وزارت امور خارجه امریکا، معیار مناسب برای سیاست شکست‌خورده‌ی ترمپ در ایران است.

    تصمیم فاجعه‌آمیز ترمپ مبنی بر خروج از توافق هسته‌ای در سال ۲۰۱۸ باعث شده است که ایران برنامه هسته‌ای خود را سرعت ببخشد و از زمانی که ترمپ کرسی ریاست جمهوری را به دست آورده است تا اکنون، ایران بیش‌تر از هر زمان دیگر به تولید بم اتمی نزدیک شده است.

    علی‌رغم مرگ سلیمانی، ایران تاکنون دست از جنگ نیابتی در لبنان، سوریه، عراق و یمن بر نداشته است.

     در حالی که زمان تحریم‌های سازمان ملل بر فروش سلاح به ایران در حال انقضا است، مایک پمپیو، وزیر امور خارجه به روز جمعه نتوانست شورای امنیت سازمان ملل را برای تمدید تحریم‌ها علیه ایران متقاعد بسازد.

    تحریم‌های یک‌جانبه ترمپ، به اقتصاد ایران خسارت بزرگی وارد کرده است، اما جمهوری اسلامی یک دوست در چین پیدا کرده و نسبت به گذشته به مراتب خطرناک‌تر ظاهر می‌شود.

    هیچ چیز در سوریه که از سال ۲۰۱۱ درگیر جنگ‌های داخلی است، بهتر به نظر نمی‌رسد؛ جایی که در‌ اثر این جنگ‌ها حداقل ۴۰۰ هزار نفر کشته شده‌اند.

    با وجود آتش‌بس آزمایشی در ادلب سوریه، نقض‌های وحشت‌ناک حقوق بشری، توسط رژیم اسد با حمایت متحدان آن، روسیه و ایران، در این کشور ادامه دارد.

    ترمپ یکی از معدود دست‌آوردهای ایالات متحده در سوریه را با عقب‌نشینی نیروهای امریکایی که با کردها کار می‌کردند و اجازه دادن به نیروهای ترکیه، سوریه و روسیه برای ورود به منطقه امنی که کردها با کمک ایالات متحده در شمال‌شرقی ایجاد کرده بودند، از بین برد.

    به همین ترتیب، جنگ‌های داخلی در یمن که از سال ۲۰۱۵ تا کنون حداقل جان ۱۰۰ هزار نفر را گرفته است، در مسیر بی‌رحمانه خود ادامه دارد و حوثی‌های تحت حمایت ایران را علیه ایتلاف به رهبری عربستان سعودی سوق می‌دهد.

    درد و رنج بی‌مورد در یمن یکی از پی‌آمدهای چک سفیدی است که ترمپ به محمد بن سلمان ولی‌عهد عربستان سعودی می‌دهد.

    عواقب دیگر امتیازدهی به شاهزاده‌ی سعودی، قتل یک ستون نویس و اقدام به قتل یک افسر اطلاعاتی سابق سعودی در کانادا و تلاش‌های احتمالی سعودی‌ها برای ساخت سلاح هسته‌ای‌شان می‌باشد.

    نخست وزیر جدید غرب‌گرای عراق، تلاش می‌کند تا کنترل شبه نظامیان تحت حمایت ایران را به دست بگیرد، اما آن‌ها دوباره به عراق حمله می‌کنند و امنیت این کشور را مانند گذشته مختل می‌سازند.

    لبنان با انفجار فاجعه‌بار در بیروت، با انفجار اقتصادی و گسترش ویروس کرونا از وضعیت بدتری نسبت به گذشته برخوردار است.

     توافق ترمپ با طالبان نیز باعث ایجاد صلح در افغانستان نشده است.

    در واقع خشونت‌ها در افغانستان بیش‌تر شده است و بسیاری از افغان‌ها فکر می‌کنند که همین که سربازان ایالات متحده در سال آینده این کشور را ترک کنند، تصرف کشور توسط طالبان اجتناب‌ناپذیر است و هم‌چنان از زمان انتشار طرح کوشنر برای خاور میانه، اسراییل و فلسطینی‌ها هرگز به‌‌ صلح‌ نزدیک نشده‌اند.

    خلاصه، علی‌رغم خبر‌های استقبال از توافق سیاسی‌ امارات و اسراییل، ترمپ خاورمیانه را با وضعیت آشفته‌تر از قبل ترک خواهد کرد که این یک اقدام قابل تحسین نیست.

    واشنگتن پست

    مترجم: سید جمال اخگر

  • ترامپ بزرگترین اشتباه تاریخ امریکا را فاش ساخت

    ترامپ بزرگترین اشتباه تاریخ امریکا را فاش ساخت

    ترامپ در گفت و گو با رسانه AXIOS افزود:«تصمیم اعزام نیرو به منطقه خاورمیانه و کشاندن آن‌ها به درگیری­های این منطقه بزرگ‌ترین اشتباه تاریخ امریکا بوده است.»
    باید گفت پیش از این دونالد ترامپ بارها اعلام کرده بود امریکا قصد دارد به سیاست جنگ‌های بی‌پایان خاتمه بدهد.
    از سویی هم، چندی پیش مایک پمپئو وزیر خارجه ایالات متحده امریکا هنگام سخنرانی در مجلس سنای امریکا گفته بود طبق توافق نامه دوحه تا ماه می سال 2021 ارتش امریکا از افغانستان خارج می‌شوند.

  • وزیر خارجه پاکستان به ایران و عربستان سفر می کند

    وزیر خارجه پاکستان به ایران و عربستان سفر می کند

    وزیر خارجه پاکستان به دستور عمران خان نخست‌وزیر این کشور برای بحث و گفت‌وگو در مورد تحولات منطقه به ایران و عربستان سعودی سفر می‌کند.
    به نقل از رادیو پاکستان، شاه محمود قریشی وزیر امور خارجه پاکستان امروز یک‌شنبه(۲۲ جدی) برای تبادل دیدگاه‌ها در مورد وضعیت منطقه به ایران می‌رود.
    آقای قریشی در تهران قرار است با محمد جواد ظریف همتای ایرانی‌اش در مورد وضعیت منطقه بحث و تبادل نظر کند.
    وزیر خارجه پاکستان در سفرش به ریاض، با فیصل بن فرهان آل‌سعود وزیر خارجه عربستان دیدار و در مورد مسائل مربوط به صلح و ثبات منطقه گفت‌وگو خواهد کرد.
    بر اساس این گزارش، تحولات اخیر منطقه به طور جدی صلح و امنیت را در منطقه به خطر انداخته و برای حل مسالت‌آمیز نیاز به تلاش‌های جمعی دارد.
    این سفر مقام وزارت خارجه پاکستان در حالی به تهران صورت می‌گیرد که مقامات امریکایی قبلاً از پاکستان خواسته بود برای کاهش تنش در منطقه همکاری کند.