برچسب: حزب الله

  • دستاوردها و پیامد های مقاومت فلسطین/آیا قدرت بازدارندگی اسراییل، آسیب پذیر است؟

    دستاوردها و پیامد های مقاومت فلسطین/آیا قدرت بازدارندگی اسراییل، آسیب پذیر است؟

    نبرد میان گروه های مقاومت فلسطینی و اسراییل در نهایت پس از ۱۱ روز با پذیرش آتش بس، به پایان رسید. نبرد این دور فلسطین، از جهات مختلف رویدادی بود که در بیست سال گذشته نمی‌توان نمونه مشابهی برای آن یافت. این نبرد از حیث نوآوری، ویژگی‌ها و دستاوردها در مقایسه با جنگ های پیشین واجد نکات و ویژگی‌های برجسته‌ای بود که آن را در ردیف مقاطع روشن و افتخارآمیز تاریخ فلسطین قرار خواهد داد. بر این مبنا لازم است تا به صورت اجمالی به بیان برخی از ویژگی‌ها، دستاوردها و پیامدهای مهم این جنگ بپردازیم.

    ۱-در گذشته ما همواره شاهد انتفاضه‌ها (کرانه باختری) و جنگ‌های مقاومت (غزه) به صورت مجزا از هم بودیم و این نخستین‌بار است که هر دو رویداد با هم در یک زمان جنبه عینی به خود می گیرد که از یک سو، از یکی‌شدن و همبستگی تمامی فلسطینیان برابر اسراییل حکایت دارد و از سوی دیگر، مقاومت به جغرافیایی فراتر از نوار غزه گسترش می یابد.

    ۲-این جنگ، نخستین نبرد تهاجمی مقاومت علیه اسراییل بود. در جنگ های پیشین همواره مقاومت در مقام دفاع از خود برابر تهاجم اسراییل قرار داشت، ولی این‌بار مقاومت در اقدامی پیش‌دستانه برای دفاع از بیت‌المقدس و قدس با تعیین ضرب‌الاجل اقدام به موشک‌باران سرزمین‌های اشغالی کرده است.

    ۳-بحث سوم غافلگیری اسراییل است. فرماندهان نطامی اسراییل ناگهان مشاهده کردند که برای نخستین بار ظرف دو دقیقه ۱۰۰ موشک به طور همزمان به سمت سرزمین‌های اشغالی شلیک شد و پس از آن در ۲ ساعت اول ۳۰۰ موشک یکباره پرتاب شد که نفس این اتفاق تحولی مهم برای مقاومت فلسطین با آن جغرافیا، امکانات و مختصات محدود به شمار می رود. زیرا اسراییل با دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی متعدد و عریض و طویل نتوانست این حجم آمادگی را در جغرافیای محدود غزه که طول آن تنها ۳۰ کیلومتر است، شناسایی کند و این‌گونه غافلگیر نشود.

    ۴-مسئله بعدی افزایش کیفیت، دقت و برد موشک‌هاست که موجب عبور آن‌ها از سد مجموعه سامانه‌های پدافندی اسراییل شده است. در جنگ‌های قبلی در حدود ۵۵ الی۶۰ درصد موشک‌ها رهگیری و منهدم می‌شد ولی در نبرد فعلی به اذعان خود اسراییلیها، چیزی حدود ۱۵درصد آن‌ها منهدم شده است. این واقعیت نشان می‌دهد مقاومت چه از حیث تکنیک و چه تاکتیک نسبت به گذشته حرفه‌ای‌تر عمل می‌کند.

    ۵-ویژگی بعدی افزایش شدت نبرد است. در این نبرد برای نخستین‌بار مرکز اسراییل یعنی تل‌آویو و میدان هوایی بین المللی این کشور به طور مکرر مورد اصابت موشک‌ قرار گرفت.

    مجموعه این ویژگی‌ها که بیان شد تنها بخشی از توانمندی‌ها و دستاوردهایی است که مقاومت توانسته طی سال‌های اخیر با روحیه جهادی و تلاش شبانه‌روزی کسب نماید.

    در این جنگ، مقاومت توانست برای اولین بار طی ده روز فراتر از ۴۰۰۰ موشک شلیک کند و برای بار نخست اعماق سرزمین‌های اشغالی را تا شعاع ۲۵۰ کیلومتری هدف قرار دهد. مهم‌تر این‌که این نبرد نشان داد که گروه های مقاومت از حیث تاکتیک و تکنیک به این توانمندی رسیده که بتواند شلیک‌های همزمان ۱۰۰ فروندی انجام دهد. این موضوع، به خودی خود دستاوردی مهم و راهبردی برای مقاومت و در عین حال غافلگیری بزرگی برای اسراییل بود. از سویی موضوع حائز اهمیت این است که به لطف رسانه‌ها، همه دنیا از طریق دوربین‌ها در این ۱۱روز به دفعات اصابت موشک‌ها به مناطق شهری، اقتصادی، صنعتی، میدان هوایی، زیرساخت‌های اصلی چون برق و انرژی و پایگاه‌های نظامی را مشاهده کردند. نفس این موضوع برای همیشه افسانه بازدارندگی اسرائیل و گنبد آهنین را بر باد داد. این موارد، تغییری اساسی و راهبردی در معادله مقاومت با اسراییل در اینده ایجاد خواهد کرد.

    این واقعیت در عین حال پیامد راهبردی روشنی برای اسراییل خواهد داشت و آن هم عیان‌شدن آسیب‌پذیری تل اویو در سطح راهبردی و تاکتیکی است و به این ترتیب اسراییل دیگر نمی‌تواند به آسانی ادعای دارا ‌بودن قدرت بازدارندگی را تکرار نماید؛ زیرا حماس توانست معادله موشک باران در برابر بمباران را حفظ و در چارچوبی نامتقارن، در قبال فشار ماشین نظامی اسرائیل، متقابلا این کشور را تحت فشار قرار دهد و وضعیت جنگی به آن تحمیل کند. افزایش نسبی برد و دقت موشک های حماس نسبت به جنگ های قبلی که ظاهرا مرهون حمایت های ایران است، متغیر جدیدی بود که اهمیت توازن بخشی در مقابل سامانه گنبد آهنین را برملا کرد. این وجه قضیه را می توان نوعی انتقام راهبردی ایران از اسرائیل در منازعه شدت گرفته چند سال اخیر هم قلمداد نمود.

    به این ترتیب، به نظر می رسد که امروز «مقاومت» در سرزمین‌های اشغالی به یک امر اجتناب‌ناپذیر تبدیل شده است. خوب یا بد تجربه نشان داده هیچ شکلی از دیپلماسی، مذاکره یا سازش نتوانسته وضعیت بهتری را برای فلسطینی‌ها رقم بزند و استمرار راهکارها و راهبردهایی این چنین به مرور زمان موجب وخامت اوضاع در مسئله فلسطین شده و فلسطینی‌ها را در برخی حوزه‌ها بعضاً تا دهه‌ها به عقب بازگردانده است. بر این اساس مقاومت نوعی واکنش طبیعی و منطقی از سوی ملتی است که بیش از ۷۰ سال تحت فشار، همه راه‌ها را برای بازپس‌گیری سرزمین و حقوق اولیه‌شان آزموده‌اند و نتیجه مطلوبی نگرفته‌اند.

    در پایان باید گفت که این جنگ مجدداً آرمان‌های اصلی مسئله فلسطین مانند قدس و مسجدالاقصی را که به سبب طرح‌های سازش یا عادی‌سازی برخی رژیم‌های عربی در حال فراموشی بود، دوباره زنده کرد و در مقابل دیدگان همگان در سه سطح داخلی، منطقه ای و جهانی قرار داد.

    از این رو، در ارزیابی این جنگ نمی توان از یک پارامتر سیاسی مهم چشم پوشید: زنده شدن مجدد مساله فلسطین در مجامع بین المللی و به حاشیه رفتن معامله قرن ترامپ و تاکید مجدد بر راه حل دو دولت. صدا‌هایی که در کنگره امریکا شنیده شد و در دفاع از حقوق مردم فلسطین بلند شد دقیقا در همین راستا ارزیابی می شود.انتقاد از حمایت‌های تمام‌عیار امریکا از اسراییل در داخل امریکا و از سوی شخصیت‌های صاحبنامی همانند نوآم چامسکی یا سناتور ایالت ورمانت، برنی سندرز، رشیده طلیب و ایلهان عمر نمایندگان مجلس دموکرات، پدیده ای تازه‌ و نوظهور بود که همگی ازحقوق مردم فلسطین دفاع کردند و حمله ارتش اسراییل را به غزه اقدامی تروریستی خواندند. این پدیده نشان داد که رخنه در تسلط بی‌چون و چرای حامیان اسراییل بر ارکان حاکمیتی امریکا ایجاد شده و این رخنه می‌تواند تا عمق سنت حمایت از اسراییل پیش برود. این مهم، یک پیروزی نمادین برای منطق مقاومت بود که نشان داد تنها با مقاومت است که می‌توان هم مانع دست‌اندازی‌های بیشتر بر اراضی فلسطینی شد و هم توجه افکار عمومی را در سطح جهانی به تحولات فلسطین جلب کرد.

    بنابر این با مطالعه تمام جوانب قضیه جنگ یازده روزه و ارزیابی دستاوردها و پیامدهای دوجانبه، می توان ادعا کرد که جنگ اخیر، بیش از آنکه به نبردهای قبلی حماس و اسرائیل شبیه باشد، به جنگ 33 روزە حزب الله و اسرائیل شباهت دارد که در آن اسرائیل بیشتر در مظان ناکامی و شکست قرار گرفت.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • دولت آلمان فعالیت سه شرکت تامین کننده مالی حزب الله را تحریم کرد

    دولت آلمان فعالیت سه شرکت تامین کننده مالی حزب الله را تحریم کرد

    سخن‌گوی وزارت داخله‌ی دولت آلمان روز چهارشنبه (۲۹ ثور/۱۹ می)، در توییتی گفته است فعالیت سه انجمن فعال برای تأمین مالی حزب‌الله لبنان که در فهرست سازمان‌های تروریستی برلین قرار گرفته است، از این پس ممنوع خواهد بود.

    هورست زیهوفر، وزیر داخله‌ی آلمان نیز با تأیید این خبر، گفته است: «حامیان ترور در آلمان در امان نخواهند بود. در این کشور جایی برای کسب منافع پیدا نخواهند کرد. تحقیقات و بازرسی‌ها در این مورد، در چندین ایالت آلمان جریان دارد.»

    خبرگزاری رویترز، گزارش داده است که این انجمن‌ها «خانواده‌ی آلمانی‌لبنانی»، «مردم برای مردم» و «صلح اهدا کن»، هستند که از سوی آلمان ممنوع شده اند.

    فعالیت‌ انجمن‌ها و سازمان‌های مربوط به شاخه‌ی سیاسی حزب‌الله، پیش از این در آلمان مجاز بود؛ اما شاخه‌ی نظامی حزب‌الله از سوی آلمان و کشورهای دیگر اروپایی در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار داده شده است.

    فعالیت سازمان‌های نزدیک به حزب‌الله لبنان در حالی در آلمان ممنوع اعلام شده که درگیری‌ها میان اسراییل و فلسطین در روزهای اخیر گسترش یافته است.

    بر اساس تازه‌ترین گزارش‌ها، از آغاز درگیری میان این کشور در ده روز گذشته، بیش از ۳ هزار موشک به سوی اسراییل شکلیک شده است.

    خبرگزاری فرانسه، گزارش داده است که اگر حزب‌الله لبنان مسئولیت پرتاب موشک‌ها را به اسراییل به عهده نگیرد؛ اما به عنوان دشمن سرسخت اسراییل در دهه‌های گذشته شناخته می‌شود.

    بر اساس تازه‌ترین گزارش‌ها، در روزهای اخیر چند فروند موشک از خاک لبنان در شمال اسراییل شلیک شده است و ارتش اسراییل در واکنش به این حملات، آتش گشودند.

  • آشنایی با فلسطین تا روز قدس! تجاوز اسرائیل به لبنان / ادامهٔ مقاومت مسلمانان (قسمت ۱۳)

    آشنایی با فلسطین تا روز قدس! تجاوز اسرائیل به لبنان / ادامهٔ مقاومت مسلمانان (قسمت ۱۳)

    عملیات چریکی فلسطینیان – که از لبنان بر ضد اسرائیل شدت یافته و کیان غاصب آنها را به خطر انداخته بود – صهیونیست‌ها، آمریکائیان و فالانژیست‌های مسیحی لبنان را به تدارک توطئه‌ای مشترک علیه فعالیت چریکی آنان واداشت به طوری که در سال ۱۹۸۲ م. ارتش صهیونیستی به فرماندهی شارون جنایت پیشه و با حمایت آمریکا و اروپا، به خاک لبنان تجاوز و بیروت را اشغال کرد. در این تجاوز هزاران چریک و غیرنظامی فلسطینی به قتل رسیدند و رزمندگان فلسطینی مجبور به ترک لبنان شدند.

    رژیم صهیونیستی در سال ۱۹۷۸ م. با مصر قرارداد صلح امضا کرد. در سال ۱۹۸۷ م. مردم فلسطین در کرانه غربی و نوار غزه، علیه صهیونیست‌ها یکپارچه قیام کردند و نیروهای جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) فعالانه در انتفاضه شرکت جستند و تلفات فراوانی بر صهیونیست‌ها وارد کردند.

    جنبش مقاومت اسلامی (به عربی: حركة المقاومة الإسلامية) با نام اختصاری حماس یک سازمان اسلام‌گرای سیاسی-نظامی فلسطینی است.

    این سازمان در سال ۱۹۸۷ به رهبری عبدالعزیز رنتیسی و شیخ احمد یاسین به عنوان شاخه فلسطینی اخوان‌المسلمین تأسیس شده و هدف خود را «آزادی تمامی خاک فلسطین» اعلام کرده‌است.

    با آنکه رهبران اصلی حماس توسط رژیم صهیونیستی با ترورهای ناجوانمردانه به شهادت رسیدند، اما این گروه هم اکنون نوار غزه را در دست دارد و به مقاومت و انتفاضه علیه اشغالگران ادامه می دهد و با موشک های الاقصی خواب را از چشم سران صهیونیزم ربوده است.

    در سالهای بعد جنبش جهاد اسلامی فلسطین (به عربی: حرکة الجهاد الإسلامی فی فلسطین) بر اساس اندیشه های امام خمینی(ره) تشکیل شد.

    هدف این سازمان از میان بردن اسرائیل از طریق مبارزه مسلحانه و برپایی کشوری به نام فلسطین با حکومت اسلامی است.

    جهاد اسلامی یکی از مشهورترین گروه‌های نظامی فلسطینی است و نام آن در درگیری‌های نظامی اسرائیل و فلسطین بسیار شنیده می‌شود. با این حال یک سازمان نسبتاً کوچک و حاشیه‌ای محسوب می‌شود.

    جهاد اسلامی در طول حیات خود حاضر به مصالحه با اسرائیل نشده به همین علت غربی‌ها آن را یکی از تندروترین گروه‌های فلسطینی محسوب می‌کنند. این سازمان دولت خودگردان فلسطین را نیز به رسمیت نمی‌شناسد و خواهان انحلال آن است.

    موسس جهاد اسلامی دانشجوی فلسطینی به نام فتحی شقاقی بود که توسط اسرائیل ترور و به شهادت رسید.

    زیاد نخاله دبیرکل کنونی این جنبش است که پس از رمضان عبدالله شلح برای تصدی این جایگاه انتخاب شد.

    تشکیلات مهم و اساسی که در سه دههٔ اخیر چراغ مقاومت را روشن نگهداشته است حزب‌الله است.

    حزب الله گروه سیاسی و نظامی شیعه در لبنان است که در سال ۱۹۸۲م با حمایت جمهوری اسلامی ایران تأسیس شد. این حزب، در سال ۱۹۸۵م ایدئولوژی و استراتژی خود مبنی بر مقابله با اسرائیل را اعلام کرد.

    دبیرکل این حزب سید حسن نصرالله است. پیش از او صبحی طفیلی و سید عباس موسوی در این سمت بودند.

    این حزب در ابتدا با عملیات‌های استشهادی و سپس توسط موشک‌های کاتیوشا و جنگ‌های چریکی، به مقابله با اسرائیل پرداخت و موجب خروج اسرائیل از لبنان در سال ۲۰۰۰م شد. در سال ۲۰۰۶م اسرائیل جنگ ۳۳روزه را با هدف نابودی حزب‌الله آغاز کرد؛ اما پس از ۳۳ روز با توافق میان دو طرف پایان یافت. حزب‌الله همچنین در سوریه به مبارزه با نیروهای تکفیری پرداخته است.

    حزب‌الله فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نیز دارد و رسانه‌های مختلف همچون تلویزیون المنار را تأسیس کرد.

    ایالات متحدهٔ آمریکا در سال ۱۹۹۱ م. با هدف تحمیل صلح در منطقه، کنفرانسی را در مادرید برگزار کند. نتیجه این کنفرانس توافق ساف (سازمان آزادیبخش فلسطین) با صهیونیست‌ها و امضای موافقت نامه اسلو( ۱۹۹۳ م) بود. ساف، دولت غاصب (اسرائیل) را به رسمیت شناخت تا در مقابل، صهیونیست‌ها نیز این سازمان (ساف) را به رسمیت بشناسند.

    پس از آن، مذاکرات بدون هیچ ثمری آغاز گشت و به موازات آن مقاومت مردم فلسطین ادامه یافت. در سال ۱۹۹۴ م. اردن نیز در منطقه «وادی عربا» موافقت نامه‌ای با رژیم صهیونیستی به امضا رساند.

    ملت فلسطین به مقاومت خود ادامه دادند تا اینکه انتفاضه اقصی در سال ۲۰۰۰ م. شروع شد و صدها کشته و هزاران زخمی بر دشمن صهیونیستی تحمیل کرد.

  • آینده ی لبنان در سایه بی دولتی، اختلافات داخلی و تنش بازیگران خارجی

    آینده ی لبنان در سایه بی دولتی، اختلافات داخلی و تنش بازیگران خارجی

    وضعیت فعلی لبنان به لحاظ سیاسی و اقتصادی شکننده است. تجمعات و بیانیه‌هایی هفته‌های اخیر ازسوی احزاب مسیحی ضد مقاومت، نشان‌دهنده این شکنندگی است. اگرچه توافق نانوشته‌ای میان بازیگران داخلی و خارجی برای کنترل تنش در وضعیتی پیش از جنگ داخلی وجود دارد، اما احزابی که در سال‌های اخیر خود را در موقعیت ضعف می‌بینند به دنبال تحمیل «طائف»ی جدید به شطرنج سیاسی لبنان‌اند.

    علاوه بر شکاف از پیش موجود درباره تشکیل دولت با یا بدون حضور حزب‌الله، اکنون اختلاف میان الحریری و باسیل نیز بر آن افزوده شده است.

    در شرایط فعلی لبنان، آمریکا و عربستان تمایلی به حضور حزب‌الله در قدرت ندارند، فهم فرانسه از واقعیت‌های جامعه لبنان نیز اگرچه متفاوت است، پاریس اما توانایی پایان دادن به وضعیت فعلی ازطریق اجماع میان جناح‌های داخلی لبنانی و جلب حمایت‌های اقتصادی خارجی را ندارد. بنابراین اگرچه با پیروزی بایدن در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا امیدهایی برای تغییر شرایط در لبنان ایجاد شده، اما احتمالاً این امیدها تا تحقق واقعیت‌های میدانی فاصله دارد. بهبود شرایط داخلی لبنان فعلا از اولویت بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی خارج شده و به همین دلیل باید به انتظار تحولات آتی برای تغییر شرایط بود.

    اگرچه نحوه کنشگری متقابل الحریری و عون در شرایط آتی لبنان مؤثر است، اما به نظر می‌رسد بهبود وضعیت در این کشور تابع متغیرهای بیشتری است که بخشی از آن‌ها چندان در اراده بازیگران داخلی نیست.

    در واقع تحولات لبنان در سال گذشته متأثر از رویدادها و روندهای داخلی و منطقه‌ای سال‌های اخیر در غرب آسیا بود. در این چارچوب به همان میزان که شکاف داخلی میان جریان‌های سیاسی لبنانی فزاینده به نظر می‌رسید، تنش میان تهران و واشنگتن و تأثیرات ناشی از آن در بیروت نیز اثر گذاشت. انفجار در بندر بیروت، تیر خلاصی به دولت دیاب بود و تقریبا نیمی از سال نیز لبنان در گیرودار رایزنی الحریری با عون قرار داشت. بی‌دولتی، اختلافات داخلی و حتی زد و خوردهای پراکنده میان هواداران جناح‌های سیاسی، مسئله جدیدی در لبنان نیست، آنچه اما شرایط سال های اخیر را برای مردم این کشور دشوار کرده است، افزایش شدید قیمت‌ها، کاهش ارزش لیره برابر دالر و رکود در صنعت گردشگری به عنوان منبع مهم درآمد لبنانی‌ها می باشد. این وضعیت به دلیل ناتوانی دولت در ارائه خدمات عمومی نمی‌تواند تداوم داشته باشد و درصورت عدم سازش جریانات داخلی بر سر یک راه حل مورد حمایت و اجماع بازیگران خارجی، آینده لبنان چندان افق روشنی نخواهد داشت.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • خواب های آشفته امریکا برای عراق

    خواب های آشفته امریکا برای عراق

    به دنبال انتشار پاره ای گزارش های خبری در رسانه های آمریکایی و اروپایی در خصوص نیت های پنهان دولت ترامپ برای کاهش نیرو در عراق و افغانستان و سپس تایید آن، تحلیل و تفسیرهای مختلفی درباره این تصمیم شتابزده انجام شده که برآیند همه آنها «بازگرداندن مجدد تروریسم و داعش به منطقه است».

    البته این مساله بدان معنا نیست که آمریکا مهمترین قدرت بازدارنده تروریسم در منطقه به شمار می رود، بلکه با توجه به اعترافات ترامپ و «هیلاری کلینتون» وزیر امور خارجه پیشین آمریکا در دوره «باراک اوباما»، واشنگتن عامل اصلی ایجاد گروه های تروریستی به ویژه داعش و محرک اصلی آنها در منطقه بوده است.

    برپایه این تحلیل ها، ترامپ و جمهوریخواهان در آمریکا به خاطر دعواهای سیاسی که با «جو بایدن» و دمکرات ها دارند، نمی خواهند، منطقه را آسوده خاطر تحویل دولت بایدن بدهند.

    تجربه سه دهه اخیر نشان نداده که جمهوریخواهان در آمریکا همواره کوشیده اند که کاخ سفید را با مجموعه ای از پرونده های بحران زا تحویل دمکرات ها دهند، این سنتی بوده که جمهوریخواهان از زمان «بوش» پدر در ۱۹۹۰ تا به امروز در دوره ترامپ به آن پایبند بوده اند.

    طبق این باور، شکست ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، نقشه های جمهوریخواهان را به هم ریخته و برای همین در مدت زمان باقی مانده، دولت ترامپ با پاره ای تصمیمات شتابزده درصدد بحران سازی است تا کاخ سفید را با مجموعه ای از پرونده های بحرانی تحویل دولت بعدی دهد و دولت بایدن نیز به نوبه خود مانند تمامی دولت های قبلی دمکرات ها برای مدت زمانی به جای پرداختن به رتق و فتق امور داخلی، درگیر بحران های خارجی شود.

    در این راستا شبکه تلویزیونی «سی ان ان» آمریکا بود که ابتدا به نقل از مقامات پنتاگون گفت وزارت دفاع آمریکا (قبل از ترک کاخ سفید توسط ترامپ) طرح هایی برای کاهش نیرو در عراق و افغانستان ارائه می کند.

    شبکه «سی ‌بی ‌اس» آمریکا که با شبکه خبری «بی‌ بی ‌سی» انگلیس در واشنگتن همکاری می‌کند روز دوشنبه، ۲۶ عقرب ۹۹، به نقل از مقام‌های نظامی آمریکایی خبر داد: احتمالا تعداد نیروهای آمریکایی مستقر در افغانستان از ۵۰۰۰ تا۴۵۰۰ نفر به ۲۵۰۰ نفر و در عراق هم از ۳۰۰۰ هزار به ۲۵۰۰ نفر کاهش می یابد.

    در نهایت، «کریستوفر میلر» سرپرست وزارت دفاع آمریکا سه شنبه شب با تایید این خبرها گفت تعداد نیروهای آمریکایی در عراق  تا ۱۵ ژانویه ۲۰۲۱ میلادی (۲۶ دی ماه) از ۳۲۰۰ نفر به ۲۵۰۰ نفر کاهش می‌یابد؛ یعنی تنها چند روز پیش از به پایان رسیدن دوره چهار ساله ریاست جمهوری دونالد ترامپ.

    انتشار پاره ای اخبار در عراق در این راستا بر حجم نگرانی ها از سیاست های آمریکا در مدت باقی مانده تا تحویل قدرت از ترامپ به بایدن افزوده است.

    تمرین نظامی سه روزه در هفته جاری با استفاده از گلوله های واقعی در داخل سفارتخانه آمریکا در بغداد که برخی از جریان های سیاسی و مقاومت عراقی ها از آن به عنوان پایگاه نظامی آمریکا یاد می کنند، در کنار انتشار اخباری مبنی بر تهیه فهرست هایی توسط سازمان «سیا» برای ترور برخی از فرماندهان مقاومت و شخصیت ها در عراق بر حجم این نگرانی ها افزوده است.

    در کنار این اتفاقات، برکناری «مارک اسپر» وزیر دفاع آمریکا تنها چند روز بعد از شکست غیرمنتظره ترامپ در انتخابات آمریکا و جایگزین کردن «کریستوفر میلر» فردی که به عدم مقاومت در برابر دستورات ترامپ شهرت دارد، در وزارت دفاع آمریکا از دیگر اتفاقاتی است که به این تحلیل و تفسیرهای نگران کننده دامن زده است.

    در همین راستا «حسن نصرالله» دبیرکل حزب الله لبنان در سخنانی چند روز پیش خود از همه محور مقاومت در منطقه خواست که در دو ماه پیش رو تا تحویل قدرت در آمریکا، کاملا محتاط و هوشیار باشند.

    شیخ «اکرم الکعبی» دبیرکل جنبش مقاومت اسلامی نُجَباء عراق نیز با انتشار پیامی توئیتری در واکنش به برخی گمانه‌ زنی‌ها مبنی بر احتمال ماجراجویی ترامپ خاطر در منطقه نشان ساخت: محور مقاومت در کمال آمادگی و هوشیاری قرار دارد و به هر تهدیدی از جانب ترامپ دیوانه، دوبرابر پاسخ می‌دهد.

    شیخ الکعبی تاکید کرد: مقاومت نه عقب‌نشینی می‌کند، نه شکست می‌خورد و نه هیچ‌گونه ترس و واهمه‌ای دارد.

    وی ضمن تأکید بر مقابله با اشغالگران تا آزادسازی کامل سرزمین عراق، افزود: مقاومت به خواست خداوند در مسیر امام‌حسین علیه ‌السلام ثابت ‌قدم خواهد بود.

    این درحالی است که خبرگزاری «المعلومه» عراق نیز روز سه شنبه به دنبال پرواز گسترده بالگردهای نظامی عراق بر آسمان برخی شهرهای استان الانبار در غرب عراق که پایگاه «عین الاسد» آمریکا در صحرای غربی آن واقع شده، به نقل از مسوولان این استان آورده است که این پروازها به دنبال دریافت گزارش هایی مبنی بر برنامه ریزی هسته های تروریستی داعش برای دست زدن به یکسری حملات تروریستی در این استان، بغداد و دیگر استان های عراق صورت گرفته است.

    براساس این گزارش، این پروازهای نظامی برای رصد کردن تحرکات این گروه های تروریستی و نابود کردن آنها انجام شده است.

    برخی از رسانه های عراق روز سه شنبه اظهارات سناتور «میچ ماک کانل» رهبر جمهوریخواهان در مجلس سنای آمریکا را مبنی بر اینکه خروج شتابزده آمریکا احتمالا باعث بازگشت داعش و القاعده به عراق شود، منتشر کرده اند.

    عراقی ها براساس تجربه سال ها تعامل با آمریکایی ها به این باور رسیده اند که وقتی آمریکایی ها نسبت به وقوع چیزی ابراز نگرانی می کنند یعنی در واقع برای وقوع آن برنامه ریزی کرده اند و همین امر یکی از علل اصلی نگرانی های فزاینده عراق از سیاست های شتابزده اخیر کاخ سفید – با توجه به اینکه خود آمریکایی ها از احتمال بازگشت داعش و القاعده به عراق ابراز نگرانی کرده اند- است.

    ایرنا