برچسب: جنگ نیابتی

  • داعش برای نابودی طالبان با «جبهه مقاومت» به تماس شده است

    داعش برای نابودی طالبان با «جبهه مقاومت» به تماس شده است

    روسیه و چین سخت در تلاشند حکومت طالبان را از نظر اقتصادی و نظامی تقویت کنند و زمینه مشروعیت و رسمیت بین المللی این گروه را فراهم سازند. از سوی دیگر اما پاکستان می کوشد روابط حکومت طالبان با ایران، تاجیکستان و چین و روسیه را تخریب کند. این در حالی ست که پس از سقوط دولت پیشین علاوه بر چین و روسیه، ایران از حامیان بزرگ طالبان بوده است.

    در بحبوحه افزایش فعالیت های استخباراتی بازیگران بزرگ منطقه ای در افغانستان به شمول تقویت داعش شاخه خراسان علیه حکومت طالبان، ایران نقش مهمی بازی می کند. اگرچه طالبان بارها اعلام کرده اند داعش در افغانستان یک پدیده وارداتی ست که به راحتی می تواند آن را از پای درآورد اما این گروه توانسته با چندین سازمان تروریستی دیگر به شمول «حزب اسلامی ترکستان، خطابت ایمان البخاری، خطابت التوحید والجهاد، ائتلاف جهاد اسلامی، جماعت انصارالله، جنبش اسلامی ترکستان شرقی و سپاه عدالت» ارتباط برقرار کند. براساس منابع فعال، داعش شاخه خراسان برای نابودی طالبان با جبهه مقاومت به رهبری احمد مسعود نیز تماس ایجاد کرده است.

    ظاهرا داعش شاخه خراسان برای نابودی طالبان به نیروهای جبهه مقاومت در شمال افغانستان پیوسته است. علاوه بر مبارزه و شکست طالبان در ولایات مرکزی و جنوبی افغانستان، داعش شاخه خراسان به جنگ مذهبی بین شیعیان و اهل سنت افغانستان اقدام کرده، موضوعی که تا حدودی رابطه طالبان افغانستان با ایران را تیره کرده است. گفته می شود داعش علاوه بر حمایت پاکستان از سوی دیگر کشورهای منطقه ای و فرا منطقه ای حمایت می شود. تلاش ها برای ایجاد یک جنگ داخلی دیگر در افغانستان جریان دارد. براساس اطلاعات و اسناد موجود، داعش شاخه خراسان از سوی عربستان سعودی و دیگر حکومت های سلفی خلیج حمایت می شود تا ریشه اهل تشیع را در منطقه بکند.

    تاراج معادن لیتیوم از سوی داعش

    براساس برخی منابع، ایالات متحده امریکا و بریتانیا نیز بخشی از هزینه های مالی داعش را فراهم می کنند. در کنار این حمایت های مالی خارجی، داعش با استخراج غیرقانونی منابع معدنی افغانستان و ایجاد شرکت های تجاری در منطقه پول های کلانی به جیب می زند.

    باید گفت داعش ذخایر نفت در عراق را در اختیار دارند و به صورت غیرقانونی نفت استخراج می کند. این گروه برای تهیه هزینه برنامه های تبلیغی خود از استخراج معادن تالک و دیگر سنگ های باارزش در افغانستان بهره می برد. داعش شاخه خراسان از همان تاکتیک هایی استفاده می کند که طالبان در مبارزه با نیروهای امریکایی در افغانستان استفاده می کرد: طالبان برای فراهم سازی بودجه جنگ خود علیه اشغال امریکا در افغانستان از استخراج غیرقانونی معادن در کشور بهره می برد. طالبان در زمان جنگ خود علیه امریکا در افغانستان از کمک های مالی پاکستان برخوردار بود و پاکستان این کمک های مالی را از دیگر کشورها به شمول کشورهای غربی و دنیای عرب دریافت می نمود. طالبان همچنین معادن سنگ لاجورد را به صورت غیرقانی استخراج و به پاکستان قاچاق می کرد و با حمایت پاکستان سنگ لاجورد به مقصد ایالات متحده و کشورهای اروپایی بارگیری و در ازای آن پول نقد به طالبان پرداخت می شد. دولت اسلامی (داعش) نیز همانند طالبان بیشتر پول خود را از استخراج غیرقانونی معادن در افغانستان به دست می آورد.

    ننگرهار و غزنی، ولایات مطلوب داعش

    داعش به این دلیل که ولایت ننگرهار غنی از معادن تالک، کرومیت، مرمر و دیگر سنگ های قیمتی کمیاب می باشد این ولایت را به عنوان پایگاه اصلی خود انتخاب کرده است. علاوه بر آن، این گروه برای انجام حملات تروریستی برون مرزی تلاش دارد مسیرهای قاچاق را در اختیار بگیرد.

    داعش شاخه خراسان همین طور سعی می کند کنترل ولایت غزنی را در اختیار بگیرد چون این ولایت معادن بزرگ لیتیوم را در خود جای داده است. این گروه به خوبی به ارزش بالای لیتیوم که در صنایع موتر سازی و به طور عمده در تولید باطری برای موترهای برقی استفاده می شود، در بازارهای جهانی آگاه است.

    نهادهای مبارزه با فساد در حکومت پیشین افغانستان گزارش دادند طالبان و داعش در سال 2016 نزدیک به چهل و شش میلیون دالر از استخراج غیرقانونی معادن تنها از یک نقطه ولایت ننگرهار به جیب زده اند. داعش دقیقا به همین دلیل میلیون ها دالر روی تبلیغات خود در افغانستان هزینه کرده است که بخش عمده آن از استخراج غیرقانونی معادن در افغانستان به دست آمده است.

    علاوه بر این، داعش برای سیصد و هشتاد و هفت منطقه افغانستان ولسوال با معاش ماهانه هشتاد هزار افغانی تعیین کرده است که مبلغ بسیار بالایی برای این گروه می باشد اما طبق گفته های مقامات داعش، این گروه به تعهدات خود پایبند است و معاش هر والی و ولسوال را به موقع پرداخت می کند. داعش برای رسیدن به اهداف کلان خود به حمایت های مالی به مراتب بیشتر نیاز دارد و در این راستا به نظر نمی رسد تحت فشار باشد چون حامیان مالی کلانی در اختیار دارد.

    از سویی دیگر، عربستان سعودی و دیگر کشورهای عرب هم پیمان این کشور همواره ایران را «به حمایت از گروه های نیابتی شیعه، گسترش مذهب شیعه در جهان به ویژه در آفریقا و کشور مالی از طریق تاسیس جامعه المصطفی، ترغیب دانشجویان در کشور مالی به قبول مذهب شیعه و پیگیری برنامه های فرا ملی» متهم می کنند، و برای جلوگیری از موفقیت های ایران در این زمینه ها به طور گسترده از داعش حمایت مالی می نمایند.

    عربستان سعودی برای تقویت جنگ نرم علیه ایران در سطح بین الملل یک گفتمان قوی ضد ایرانی راه اندازی کرده است. بنابراین می توان گفت داعش ابزار دست قوی اردوگاه ضد ایران است.

    به هرصورت تمام این رویدادها تاثیر مستقیم و غیر مستقیم خود بر افغانستان را داشته است و بحران ناامنی در افغانستان در نهایت بر کل منطقه تاثیر منفی خواهد گذاشت.

    منبع: مادرن دیپلماسی

    مترجم: حفیظ الله رجبی

  • سفیر پیشین کانادا: ناتو علیه جنگ نیابتی پاکستان در افغانستان کاری نکرده است

    سفیر پیشین کانادا: ناتو علیه جنگ نیابتی پاکستان در افغانستان کاری نکرده است

    آقای الیکسندر امروز (یک‌شنبه، ۲۳ جوزا) در برگۀ تویترش از ادامۀ جنگ نیابتی پاکستان در افغانستان انتقاد می‌کند. او می‌نویسد که ادامۀ این جنگ همه‌روزه از شهروندان افغانستان قربانی می‌گیرد. آقای الیکسندر خواهان پایان این جنگ نیابتی در افغانستان شده است.

    سفیر پیشین کانادا، ناتو را از آن چه عدم اقدام در برابر پاکستان در جریان بیست سال گذشته می‌خواند، مورد انتقاد قرار می‌دهد. او توضیح می‌دهد که پس از سال ۲۰۱۴ میلادی دامنۀ جنگ در افغانستان وسعت، اما ناتو در این مورد هیچ اقدامی نکرده است.

    این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که اخیراً جنگ شدید لفظی میان حمدالله‌ محب، مشاور شورای امنیت ملی افغانستان و شاه‌محمود قریشی، وزیر خارجۀ پاکستان صورت گرفته است.

    آقای محب، اسلام‌آباد را به حمایت از طالبان به هدف توسعۀ مرز خود در خاک افغانستان متهم کرده و دولت پاکستان را فاسد خوانده است. آقای قریشی در پاسخ گفته که اظهارات حمد‌الله محب خون مردم پاکستان را به جوش آورده است.

  • هند به طالبان نزدیک می شود/جنگ نیابتی پاکستان در افغانستان شدیدتر می شود

    هند به طالبان نزدیک می شود/جنگ نیابتی پاکستان در افغانستان شدیدتر می شود

    روز گذشته برخی منابع از تماس‌های پیدا و پنهان سازمان اطلاعاتی هند با گروه طالبان در قطر خبر دادند. این منابع گفتند سرانجام پس از کش و قوس‌های زیادی در دایره سیاست داخلی هند، اطلاعاتی‌های این کشور بر آن شده‌اند با گروه طالبان نیز ارتباط بر قرار کنند.
    ارتباط هند و طالبان از چند جهت مهم و قابل بحث است که باید کم و بیش به آن پرداخته شود.: نخست) حمایت هند از دولت مرکزی افغانستان؛ دوم) ارتباط نزدیک هند با جبهه شمال؛ سوم) تنش هند با پاکستان؛ چهارم) ارتباط طالبان با پاکستان و پنجم) رقابت هند و پاکستان در میدان افغانستان.
    حمایت هند از دولت مرکزی افغانستان:
    هندوستان حد اقل از دوره سلطنتی در افغانستان ارتباط خوبی با کابل داشته است. این کشور در منازعات و جنگ‌های پس از کودتای هفتم ثور سال ۱۳۵۷ نیز در کنار دولت حاکم در افغانستان ماند و هرگز از مجاهدین حمایت نکرد، اما پس از سقوط حکومت کمونستی و روی کار آمدن دولت مجاهدین که تا آن زمان ارتباط نزدیکی با پاکستان داشتند، هند باز هم از این دولت به رغم چرخش ۱۸۰ درجه‌ای پاکستان حمایت کرد. زمانی که گروه طالبان به قدرت رسید نیز هند از دولت اسلامی به رهبری استاد ربانی حمایت می‌کرد و سرانجام پس از تحولات ۱۱ سپتمبر و روی کار آمدن نظام جدید در افغانستان، باز هم هند حامی دولت برحال و مشروع در کابل باقی ماند.


    ارتباط نزدیک هند با جبهه شمال:
    هند در گذشته همواره از جببه شمال به رهبری احمد شاه مسعود و دولت استاد ربانی علیه طالبان حمایت کرده است. این کشور در حالی از جبهه شمال حمایت می‌کرد که نزدیک به ۹۰ درصد خاک کشور در دست طالبان بود و دولت اسلامی به رهبری استاد ربانی فقط در پنجشیر و بدخشان و بخش‌هایی از تخار محصور مانده بود.


    تنش هند با پاکستان:
    هند و پاکستان از سال تاسیس کشور پاکستان تاکنون تنش دارند، این دو کشور بر سر کشمیر منازعه دارند و تاکنون حل نشده و هر دو طرف روی حل آن نیز گفت‌وگو نکرده‌اند. از آن جایی که پاکستان از طالبان حمایت می‌کرد، هند هرگز با این گروه رابطه ایجاد نکرد؛ زیرا بند بودن دم طالبان در آی اس آی مانع از شکل گیری رابطه میان هند و گروه طالبان شده است.


    ارتباط طالبان با پاکستان:
    گروه طالبان از سوی پاکستان ایجاد شده و همواره در قبضه این کشور باقی ماند. این گروه زمانی که قدرت را نیز در دست داشت نتوانست از چنبره پاکستان خارج شود و به عنوان یک دولت مستقل عرض اندام کند، اکنون نیز گروه طالبان به پاکستان وابسته است و از همین خاطر نمی‌تواند بدون اجازه آی اس آی حتا با دولت افغانستان کنار بیاید چه برسد به ارتباط بر قرار کردن با هند.


    رقابت هند و پاکستان در میدان افغانستان:
    همان گونه که پاکستان در افغانستان برای خود منافعی تعریف می‌کند، هند نیز ضد این منافع را منافع خود دانسته و این مسئله پای هردو کشور را به افغانستان باز کرده است. از هر حرکتی که پاکستان حمایت کند، هند به صورت خودکار در جهت خلاف آن حرکت می‌کند، بنا بر این هردو کشور گروه‌هایی را حمایت می‌کنند تا ازمنافع شان در افغانستان دفاع کنند. ولی یک چیز نباید فراموش شود و آن این که منازعات هند و پاکستان در افغانستان یکی از عوامل اصلی به درازا کشیدن جنگ در این کشور نیز است.
    با توجه به این مسایل یکی از مخالفان حضور هند در معادلات افغانستان، پاکستان است. این کشور خوش ندارد که هند در افغانستان جای پایی داشته باشد و این موضوع را سیاست مداران پاکستان پنهان نیز نکرده‌اند. باری پرویز مشرف رییس جمهوری اسبق پاکستان در گفت‌وگو با بی بی سی گفته بود که نباید کنسولگری‌های هند در جلا‌ل‌آباد و قندهار وجود داشته باشد.
    پاکستان در مذاکرات صلح نیز تاکنون تلاش کرده که هند را از میدان دور نگاه کند؛ زیرا این کشور حضور هند را در افغانستان به ضرر خویش می‌داند، اما اکنون که هند با طالبان ارتباط بر قرار کرده است، نشان از دو موضوع می‌دهد. که عبارت است از تلاش طالبان برای رهایی از چنبره پاکستان و تغییر در پالیسی هند در قبال افغانستان.
    گروه طالبان پیش از این با تمام کشورهای منطقه ارتباط بر قرار کرده بود، اما بنا بر تنش میان پاکستان و هند و مسئله کشمیر، با هند هیچ نوع ارتباطی نداشت، اولی به نظر می‌رسد که در هنگامه مذاکرات صلح و خروج قوای بین‌المللی از افغانستان تلاش دارد با هند نیز نزدیک شود. البته که این مسئله به مذاق راولپندی خویش نمی‌خورد، اما اگر طالبان بخواهند که به عنوان یک نیروی سیاسی در میدان سیاست افغانستان حضور داشته باشند، باید استقلال عمل خود را از آی اس آی به دست آورند.

    ارتباط هند با طالبان موضوعی مهم و قابل تامل است؛ زیرا در افغانستان برخی حلقات جبهه شمال در حال مسلح شدن است تا در صورت درگیری احتمالی و فروپاشی دولت مرکزی آماده مبارزه با طالبان باشندو از جانب دیگر هندوستان متحد نزدیک کابل است و مخالف برجسته پاکستان که از این سه جهت ارتباط آن با طالبان در مقطع حساس کنونی برجسته به نظر می‌رسد.
    اما آنچه برای افغانستان همانند گذشته خطرناک است، درگیری و جنگ نیابتی هند و پاکستان در میدان افغانستان می‌باشد که در گذشته وجود داشته و پس از این نیز احتمال آن منتفی نیست. پس با توجه به مسایل مطروحه، از یک جهت ارتباط هند با طالبان مسئله‌ای مهم است و از جانب دیگر امکان آن وجود دارد که پاکستان از این نزدیکی به سود خویش استفاده کرده و جنگی تمام عیار در افغانستان راه اندازی کند.

    دید

  • اگر تنها بخشی از توجهات جلب شده به غزه به افغانستان صورت می گرفت، جنگ نیابتی در این کشور  به پایان می رسید

    اگر تنها بخشی از توجهات جلب شده به غزه به افغانستان صورت می گرفت، جنگ نیابتی در این کشور به پایان می رسید

    سفیر پیشین کانادا در کابل، بار دیگر پاکستان را متهم به جنگ نیابتی در افغانستان کرد

    کریس الکساندر می‌گوید اسراییل در حال پایان دادن به حملات خود در غزه است؛ اما هنوز معلوم نیست اردوی پاکستان چه زمانی جنگ نیابتی خود در افغانستان را پایان می‌دهد.

    سفیر پیشین کانادا می‌گوید اگر هزاران غیرنظامی کشته شده توسط بمب‌ها و ترورها از ننگرهار تا هرات، تنها بخشی از توجه صدها قربانی غزه را به خود جلب می‌کرد، جنگ نیابتی پاکستان در افغانستان مدت‌ها قبل به پایان رسیده‌بود.

  • غنی: پاکستان باید جنگ اعلام نشده در افغانستان را پایان دهد

    غنی: پاکستان باید جنگ اعلام نشده در افغانستان را پایان دهد

    رییس جمهور غنی امروز دوشنبه (۱۸حوت) در مراسم اختتامیه کنفرانس منطقوی «امن و ثبات» که در آن شماری از بزرگان و زنان از جنبش تحفظ پشتون و حزب عوام ملی از خیبر پشتونخوا و خیبر پشتونخوای جنوبی پاکستان نیز حضور داشتند در ارگ ریاست جمهوری گفت حکومت افغانستان متعهد است که بحران کنونی را به گونه اساسی به پایان برساند.

    غنی تاکید کرد پاکستان باید به جنگ اعلام ناشده با افغانستان خاتمه دهد و افغانستان آزاد، مستقل و دیموکراتیک را بپذیرد.

    او در این نشست همچنان بخاطر تغییرات اساسی در زندگی باشندگان دو سوی خط دیورند، بر افزایش تجارت تاکید کرده، افزوده که خواست دو طرف تجارت است.

    او خاطرنشان کرد برای باشندگان دو سوی خط دیورند یک کمپنی مشترک ترانسپورتی ایجاد شود و او در این خصوص به گونه کامل همکاری می کند.

    رییس جمهور همچنان به وزارت امور سرحدات و قبایل هدایت داد که بخاطر بازسازی اساسی آرامگاه غنی خان شاعر پشتون، تلاش خود را آغاز کند.

    ادامه انتقاد ها از پاکستان

    رییس جمهور غنی در حالی از پاکستان انتقاد می کند که مقامات حکومتی افغانستان همواره پاکستان را به پشتیبانی از گروه طالبان متهم کرده اند. روز گذشته حمدالله محب مشاور امنیت ملی نیز گفته بود که گفتگو با طالبان به ختم دائمی جنگ در کشور منجر نمی‌شود از این رو با حامیان خارجی این گروه نیز باید گفتگو صورت گیرد.

    محب افزوده بود که جنگ جاری افغانستان تنها بعد داخلی ندارد وگر نه تاکنون به پایان می‌رسید. به گفته او عوامل بزرگ خارجی پشت ادامه این جنگ نهفته است و برای تامین صلح دائمی در کشور با حامیان خارجی طالبان نیز باید مذاکره شود.

    از سوی هم احمدنادر نادری، سخنگوی هیات مذاکره کنندۀ صلح دولت افغانستان روز گذشته تاکید کرده بود که برای موفقیت روند جاری صلح افغانستان تعذیرات مشخص بین‌المللی بر حامیان خارجی طالبان از جمله پاکستان باید وضع شود.

    به گفته نادری پاکستان در گفتار به گونه پی در پی مدعی شده است که خواستار ختم جنگ در افغانستان است اما تاکنون از استراتیژی ادامه جنگ در افغانستان دست برنداشته و هیچ گونه اقدامی برای ختم جنگ انجام نداده است.

    به باور او امتیاز دهی به پاکستان برای تشویق این کشور به تغییر رویکرد خود نسبت به افغانستان نادرست است.

    نادری وضع تعذیرات بین‌المللی بر مقام‌های ارشد پاکستان و اعمال فشار بر این کشور برای قطع حمایت اسلام‌آباد از طالبان را ضروری خوانده بود.

    تاکنون مقامات پاکستانی در خصوص این اظهارات مقامات افغانستان اظهار نظر نکرده اند اما اسلام آباد پیش از این همواره وجود پناه گاه های امن برای طالبان و حمایت از این گروه را رد کرده است.

    همزمان با این وزارت سرحدات اقوام وقبایل کنفرانس دو روز تحت عنوان «امن و ثبات» را با اشتراک شماری از چهره های پشتون آن سوی خط دیورند برگزار کرده است.

    اشتراک کنندگان امروز در ختم این کنفرانس تفاهم‌نامه ای را نیز امضا کرده اند که در آن از افزایش تجارت در دو سوی خط دیورند و برقراری صلح در افغانستان که در آن قانون اساسی، حقوق زنان و اقلیت ها و دستآوردهای دودهۀ گذشته حفظ شود حمایت شده است.

  • نیابتی بودن جنگ افغانستان رسیدن به صلح در این کشور را دشوار ساخته است

    نیابتی بودن جنگ افغانستان رسیدن به صلح در این کشور را دشوار ساخته است

    رییس‌‌جمهور اشرف غنی در مصاحبه اخیر خود با بی‌بی‌سی اصرار داشت که شرایط صلح در افغانستان به شرایط جنگ بستگی دارد. به گفته وی، در گام نخست، به‌دلیل شدت‌گرفتن خشونت از سوی گروه‌های مسلح، از جمله طالبان، نیروهای امنیتی افغانستان به حمایت بین‌المللی نیاز دارند. دوم، بدون پرداختن به پناه‌گاه‌های طالبان در پاکستان، وضعیت درگیری تغییری نخواهد کرد. وی گفت: «پیام من این است با کسانی‌که به طالبان پناه می‌دهند، باید بسیار صریح صحبت شود.» و افزود: «نگرانی‌های زیادی از سقوط در جنگ داخلی وجود دارد.»

    پیام او این است که دولت بایدن با مقامات پاکستان که حامی اصلی طالبان است، گفت‌وگوهای جدی داشته باشد. درحالی‌که طالبان هنوز انتخابات را به‌عنوان یک سازوکار سیاسی قانونی به رسمیت نمی‌‌شناسد، غنی بیان داشت که تنها راهی که او می‌تواند برای سازش و مصالحه از قدرت کنار برود، انتخابات است. اما طالبان می‌خواهند غنی استعفا کند و نظام سیاسی افغانستان به امارت اسلامی آنان که در دهه ۱۹۹۰ میلادی ایجاد کرده بودند، یا چیزی شبیه به آن، تغییر کند.

    روند دوحه

    با آغاز دور اول گفت‌وگوهای بین‌الافغانی صلح در سپتمبر ۲۰۲۰، در حالی‌که مذاکرات هفته گذشته پس از دو ماه وقفه از سر گرفته شد، خشونت در افغانستان شدت گرفته است. توافق‌نامه دوحه که در اوایل سال گذشته بین طالبان و دولت ترمپ در قطر امضا شد، نتوانست خشونت‌ها را در این کشور متوقف کند. جو بایدن، رییس‌‌جمهور ایالات متحده اندکی پس از مراسم تحلیف خود در جنوری ۲۰۲۱، بررسی توافقنامه دوحه را آغاز کرد تا مشخص کند که آیا طالبان به تعهدات خود در قطع ارتباط با دیگر گروه‌های شبه‌نظامی و گفت‌وگوهای صلح با دولت افغانستان پایبند بوده‌اند یا خیر.

    پاکستان از دولت بایدن خواسته است که به توافقنامه دوحه «ثابت قدم» بماند و برای تعدیل آن تلاش نکند. توافقنامه امریکا و طالبان دولت افغانستان را تضعیف کرد و به طالبان امتیاز داد. این توافق‌نامه در حالی با نا دیده گرفتن دولت افغانستان به طالبان اجازه داد تا مشروعیت کسب کند، که در صورت متعهد ماندن طالبان به تعهدات شان، نیروهای امریکایی و ناتو در مدت ۱۴ ماه کشور را ترک کنند. از نظر پاکستان، همانطور که شاه محمود قریشی وزیر امور خارجه این کشور گفت، این توافق‌نامه یک گام «در مسیر درست» برای گفت‌وگوهای صلح است، وضعیت طالبان را نیز بهبود بخشیده و تغییر رژیم در کابل را به یک امکان واقعی تبدیل کرده است.

    هر چند که این جنگ ابعاد پیچیده‌ی داخلی دارد، اما در واقع یک منازعه نیابتی است که پاکستان در برابر نفوذ هند در افغانستان، به راه انداخته است. از نظر پاکستان، افغانستان به زمین بازی هند تبدیل شده و طالبان تنها نیرویی است که می‌تواند منافع پاکستان را تأمین کند. در نتیجه، روند صلح افغانستان دارای یک بعد پیچیده‌ی منطقه‌ای نیز است.

    در عین حال ثابت شده است که نظام ایدئولوژیک طالبان برای یک روند دموکراتیک که از حقوق شهروندان حمایت می‌کند، انعطاف پذیر نیست و این باعث نگرانی در مورد طالبان برای ایجاد یک نظام جدید مبتنی بر تبعیض می‌شود. با در نظرداشت ماهیت استراتژیک جنگ نیابتی، تاریخ افغانستان و پاکستان و ایدئولوژی طالبان، اگر دولت بایدن وضعیت را دست‌کم بگیرد، چهار سناریوی زیر قابل تصور است:

    سناریوی ۱: جنگ داخلی بدون دولت

    در این سناریو، نخست شورشیان طالبان کنترل جغرافیایی حکومت را کاهش داده و آن را به مراکز شهرها و مراکز ولسوالی‌ها محدود می‌کند. این احتمال حملات طالبان به شهرهای بزرگ را افزایش داده است.

    در سناریوی اول، طالبان از طریق خشونت به دنبال فتح و کنترل است که این می‌تواند منجر به فروپاشی حکومت و سقوط در کام یک جنگ داخلی فراگیر باشد. در چنین شرایطی، به‌دلیل تنش‌های فزاینده قومی، فقر و حضور شبه‌نظامیان دیگر مانند داعش، زمینه برای جنایات گسترده فراهم است. فقط تصور کنید که تحمیل جنگ در شهرهایی مانند کابل با میلیون‌ها نفر تأثیر بگذارد. در عین زمان، بحران‌های سیاسی در افغانستان در حال افزایش است که با خروج زودهنگام نیروهای ناتو می‌تواند تشدید شود. بنابراین، خروج نیروهای خارجی طبق جدول زمان‌بندی توافق دوحه یک هشدار است. براساس این توافق، قرار است همه نیروهای امریکایی و ناتو کشور را تا اول ماه می ترک کنند.

    به‌خصوص اگر بدون یک توافق‌ جامع صلح بین مقامات افغانستان و طالبان، حکومت برچیده شود، این سناریو بیشتر اتفاق می‌افتد. درخواست‌های فزاینده‌ای برای کناره‌گیری غنی جهت هموارکردن زمینه برای ایجاد یک حکومت موقت که شامل طالبان باشد، وجود دارد. با این حال، روی کار آمدن یک حکومت موقت بدون وقوع توافق‌نامه صلح ــ توافقنامه‌ای که شامل سازوکارهایی برای موفقیت آن باشد – خطرناک است. در چنین یک سناریویی، اگر دور دیگری از خشونت‌ها تحت ادارهی حکومت‌ موقت آغاز شود، متحد نگهداشتن و رهبری نیروهای امنیتی افغانستان دشوار می‌شود. این امر به‌ویژه در صورتی اتفاق می‌افتد که جامعه بین‌المللی برای حفظ و موفقیت چنین روند صلح شکننده‌ای، استراتژی نداشته باشد.

    سناریوی ۲: جنگ داخلی با وجود حکومت

    ترس دیگر این است که خروج نیروهای امریکایی و ناتو بدون توافق صلح بین دولت افغانستان و طالبان صورت گیرد. در این سناریو اگر دولت نیروهای ضد طالبان را بسیج کند و از حمایت خارجی برخوردار شود، دچار یک سقوط کامل نخواهد شد، اما احتمالا خشونت از مناطق روستایی به شهرهای پرجمعیت گسترش می‌یابد.

    با نزدیک‌شدن حلقه محاصره جنگ به کابل، ممکن مقامات دولتی به مناطقی خارج از کابل عقب‌نشینی کرده و تا زمانی‌که از رسمیت بین‌المللی و حمایت قدرت‌های خارجی -احتمالا هند، روسیه و ایران برخوردارند- به جنگ علیه شبه‌نظامیان طالبان ادامه می‌دهند. این وضعیت همان چیزی است که در دهه ۱۹۹۰ دولت رییس‌‌جمهور برهان‌الدین ربانی در برابر جنگ طالبان تجربه کرد. حکومت ربانی از کابل خارج شد اما به نقش خود در درگیری ادامه داد و حمایت بین‌المللی را حفظ کرد.

    در سناریوی دوم که خشونت تمام کشور را فرا می‌گیرد، جنگ زمینه محلی به خود می‌گیرد. حکومت برای بقای خود با نیروهای محلی متحد می‌شود. حکومت توانایی طرح یک چالش متناسب در برابر طالبان را نخواهد داشت و نقش آن تا حدود زیادی به یک نقش نمادین فرو کاست می‌کند. درعین حال، تسخیر کل کشور برای طالبان بسیار سخت خواهد بود. نیروهای ضد طالبان – از جمله حوزه ائتلاف شمال سابق- همچنان با آنها خواهد جنگید.

    سناریوی ۳: توازن موازی در برابر حکومت

    در سناریوی سوم، طالبان با کنترل جغرافیایی بیشتر و گسترش جنگ در ساحات وسیع تر، حکومت را به چالش می‌کشد اما حکومت به‌طور کامل سقوط نمی‌کند. در عوض، کنترل بزرگ شهرها و بسیاری از مناطق دیگر را حفظ خواهد کرد.

    یک نمونه از توازن موازی در جنگ‌های نیابتی، حزب الله لبنان است، جایی‌که یک سازمان شیعی هردو جناح سیاسی و نظامی را دارد. فعلا چنین چیزی در افغانستان رخ داده است. طالبان در عمل با کنترل ۷۵ ولسوالی و گسترش جنگ و ناامنی در ۱۸۹ ولسوالی دیگر از مجموع ۴۰۵ ولسوالی در افغانستان، به این مهم دست یافته‌اند. مطابق این سناریو، به محض برقراری آتش‌بس، این وضعیت رسمیت می‌یابد، چون فضای سیاسی برخی از مناطق تحت کنترل طالبان و برخی دیگر تحت کنترل حکومت به رسمیت شناخته می‌شود.

    جالب این‌جاست که حکومت و طالبان طرفدار چنین شرایطی نیستند. طالبان خواستار کنترل کامل افغانستان اند، در حالی‌که دولت می‌خواهد طالبان در نظام سیاسی فعلی ادغام شود. براساس فرض این سناریو، کمک‌های بین‌المللی به دولت افغانستان می‌تواند ادامه یابد اما بدون همکاری پاکستان، هیچ تغییری ایجاد نمی‌شود و طالبان به جنگ خود ادامه می‌دهند. در صورت ادامه حمایت ایالات متحده و سایر اعضای ناتو از دولت، این سناریو محتمل است که دولت بقا کند.

    سناریوی ۴: توازن حد اکثری از درون، اما بدون حکومت کنونی

    در سناریوی آخر، فشار نظامی و سیاسی بر حکومت وارد می‌شود تا یک توافق‌نامه صلح شکننده را که خواسته‌های طالبان را برآورده می‌‌سازد، قبول کند. طالبان نوع نظام سیاسی خود را تحمیل می‌کنند که به آن‌ها مشروعیت دینی می‌بخشد و به آنها اجازه می‌دهد تا بر سایر نیروهای سیاسی و اجتماعی تفوق حاصل کند. یک توافق صلح تحت مقررات طالبان این امکان را برای آنها فراهم می‌کند تا سرانجام قوه‌های مثل قوه مقننه و دستگاه قضایی را در اختیار بگیرند یا قدرت بالاتری در آن‌ها داشته باشند. علاوه بر این، تخمین زده می‌شود که طالبان ده‌ها هزار جنگ‌جو داشته و براساس چنین توافق صلح، آنها یا به نیروهای امنیتی ملحق می‌شوند و یا به‌عنوان نیروهای موازی، مسلح باقی می‌مانند و در صورت لزوم آماده عمل می‌شوند.

    این سناریو ممکن است یک پیروزی نرم به نظر برسد، اما به‌راحتی می‌تواند تبدیل به خشونت شود. خروج جامعه بین‌المللی از افغانستان و خوش‌بینی غیر واقعی نسبت به موقعیت ایدئولوژیک و روابط نیابتی طالبان ممکن این سناریو را تسهیل کند. پاکستان از این نسخه توافق‌نامه صلح که طالبان را در سیاست افغانستان نقش مسلط می‌دهد، حمایت می‌کند. این سناریو برای بسیاری از مردم افغانستان قابل قبول نیست و می‌تواند وضعیت شکننده‌ای را ایجاد کند که می‌تواند منجر به خشونت شود.

    چشم‌اندازی برای یک صلح پایدار

    توافق صلح دوام‌دار تنها زمانی محتمل است که هر دو طرف چندین عامل اساسی را در نظر بگیرند. این موارد شامل توافق‌نامه صلح احتمالی، اجرای آن، نظام سیاسی آینده و نحوه تأمین حقوق شهروندان است.

    نخست، نیاز است به پاکستان فشار آورده شود تا علیه پناه‌گاه‌های طالبان در داخل این کشور، اقدام کند. دست‌کم پاکستان باید اطمینان دهد که خشونت کاهش یافته و طالبان هنگام مذاکره با دولت افغانستان، انعطاف پذیر هستند. در غیر این صورت، تصور صلح پایدار در متن جنگ نیابتی دشوار است. در عین حال، افغانستان باید در سیاست‌های منطقه‌ای بی‌طرف باشد و آینده آن نباید وابسته به رقابت هند و پاکستان باشد.

    دوم، روند تقسیم قدرت با طالبان باید مبتنی بر شفافیت باشد. توافق‌نامه صلح باید به‌طور متقابل توافق شود طوری‌که شامل چندین مرحله تطبیق و نظارت بین‌المللی باشد. با این حال، توافق برای تقسیم قدرت باید بخشی از توافق‌نامه صلح باشد، نه برعکس آن. اجرای تقسیم قدرت قبل از توافق صلح بسیار خطرناک است و می‌تواند منجر به فروپاشی نظم سیاسی شود.

    سوم، حقوق شهروندی و زنان و مشروعیت دموکراتیک، باید اساس نظام سیاسی آینده باشد. در غیر این صورت، در کشوری پر تنوع و تکثر اجتماعی و سیاسی افغانستان، صلح پایدار امکان پذیر نیست.

    چهارم، یک نظام سیاسی استوار بر تفکیک قوا ضروری است. اطمینان از این‌که قدرت سیاسی در دست یک حزب مانند طالبان نیست، افغانستان را در برابر سواستفاده از قدرت محافظت می‌کند.

    بنابراین‌، برای اطمینان از صلح در افغانستان و خروج مسئولانه نیروهای خارجی، بسیار مهم است که دولت بایدن پیامدهای جنگ نیابتی را در تلاش‌های صلح، در نظر بگیرد. وقتی صحبت از زمینه داخلی می‌شود، بدون در نظر گرفتن تنوع سیاسی- اجتماعی کشور و حقوق شهروندان، فکر کردن در مورد صلح پایدار بسیار دشوار است.

    عباس فراسو دانشجوی مقطع دکترا در دانشگاه دیکین استرالیاست. او دارای مدرک ماستری در رشته مطالعات صلح و منازعه از دانشگاه مطالعات خارجی توکیو در جاپان است. پژوهش‌های عباس فراسو بر تأثیرات جنگ نیابتی بر پویایی جنگ داخلی متمرکز است.

    عباس فراسو، دانشجوی دکتری از استرالیان

  • سفیر پیشین کانادا در افغانستان: آی اس آی پاکستان دلیل اصلی تداوم جنگ در افغانستان است

    سفیر پیشین کانادا در افغانستان: آی اس آی پاکستان دلیل اصلی تداوم جنگ در افغانستان است

    کریس الکساندر سفیر پیشین کانادا در افغانستان در مطلبی با عنوان «پایان دادن به جنگ نیابتی پاکستان در افغانستان» از نقش اساسی سازمان اطلاعاتی پاکستان (آی‌اس‌آی) به عنوان علت اصلی دوام جنگ علیه مردم افغانستان پرده‌برداری کرد.
    الکساندر استدلال کرده است: رهبران نظامی پاکستان پس از ۱۱ سپتمبر، به جای همکاری برای دستیابی به ثبات تحت اداره نهاد‌های دموکراتیک انتخاب شده از سوی مردم افغانستان، به اسامه بن لادن و القاعده پناه دادند در حالی که (آن‌ها) به افزایش کارزارهای نظامی و تروریستی انجام شده توسط شورای کویته طالبان، شبکه حقانی و سایر گروه‌ها همکاری می‌کردند.
    به گفته وی، طالبان و متحدان شان دهه‌ها است از حمایت بی‌وقفه ارتش پاکستان برخوردار هستند.
    وی افزوده است: در نتیحه، جنگ نیابتی پنهان آی‌اس‌آی حدود ۱۲۴ هزار نفر را تا به امروز به کام مرگ کشاند که بیش از نیمی آن‌ها جنگجویان طالب و یک سوم آن غیرنظامیان افغانستان هستند.
    سفیر پیشین کانادا در افغانستان برای ختم این بحران پیشنهاد کرده از پاکستان در سازمان ملل متحد خواسته شود تا به جنگ نیابتی خود در افغانستان پایان دهد، مقامات مسئول آن کشور که از سازمان‌های تروریستی حمات کرده‌اند، تحریم و پاکستان به عنوان یک کشور حامی تروریزم در جهان شناخته شود.

  • ایران و طالبان

    ایران و طالبان

    سال ۱۳۷۷ نوجوانی مهاجر بودم که در ایران زندگی می‌کردم. گروه طالبان به شهر مزارشریف حمله کرد. جنایت هولناکی رخ داده بود. جنایتی که هنوز هم ابعاد آن ناشناخته باقی مانده است. خبر کشتار و قتل‌عام مردم مزارشریف به‌زودی به گوش مهاجران در ایران و سایر جهان رسید. ما تا هفته‌ها از خانواده کاکایم خبری نداشتیم. بعدها فهمیدیم که مردان خانواده سه هفته درون چاه خانه‌شان مخفی شده بودند. بوی خون و اجساد رهاشده در سرک‌های شهر را می‌شد تا تهران استشمام کرد.

    برای اولین بار عمق وحشت، ترس و ناامیدی را در استخوانم و صورت هزاران مهاجر افغان ساکن ایران می‌دیدم. حادثه شهر مزارشریف جدای از ابعاد ضدانسانی و حقوق بشری آن از این جهت که هشت دیپلمات و یک خبرنگار ایرانی در آن کشته شده بود ابعاد رسانه‌ای گسترده‌‌ای در ایران پیدا کرد. رسانه‌های ایران و جهان، جنایت هولناکی را که طالبان در شهر مزارشریف رقم زده بودند، پوشش گسترده‌ای دادند.

    وضعیت دشواری در ایران به‌وجود آمده بود. ابعاد فاجعه مشخص نبود. نسل‌کشی، نقض قوانین جنگ، تصفیه ‌نژادی، مهم‌ترین کلیدواژه‌هایی بود که در آن روزها تکرار می‌شد. جمهوری اسلامی ایران گیج و سردرگم شده بود. در یک اقدام فوری، شورای عالی امنیت ملی ایران، حمله به طالبان را تصویب کرد و ارتش این کشور در مرزهای شرقی آماده حمله به این گروه در افغانستان شد. ایران و گروه طالبان در آستانه جنگ قرار گرفتند. هزاران سرباز ایرانی در حاشیه مرزهای شرقی ایران برای حمله به گروه طالبان آماده شدند. اگر درایت رهبر جمهوری اسلامی ایران و برخی شخصیت‌های دیگر این کشور نبود، وضعیت ایران و افغانستان اکنون گونه‌ای دیگر بود.

    سیاست‌های ایران، تعدد بازیگران و تصمیم‌گیرندگان

    ایران در طول چند دهه‌ی گذشته به دقت تحولات افغانستان را دنبال کرده است. و همیشه تلاش کرده نقش فعال را در تحولات افغانستان بازی کند. بر این اساس، این کشور منافعی را برای خود در افغانستان متصور است و نگرانی‌هایی نیز دارد. «اختلاف بر سر حق ‌آب رودخانه هلمند»، «مهاجران افغان در ایران»، «نگرانی‌های امنیتی این کشور در مرزهای مشترک با افغانستان»، «حضور نیروهای امریکایی در افغانستان»، «جنگ نیابتی این کشور با عربستان سعودی در افغانستان»، «صدور انقلاب»، «منافع اقتصادی این کشور در افغانستان»، «مواد مخدر»، «قاچاق‌ انسان و مهاجرت غیرقانونی» و «تروریسم و طالبان» مهم‌ترین مسائلی است که ایران راجع به آن احساس نگرانی می‌کند.

    با وجود این، ایران نتوانست جایگاهی را که مورد انتظارش است در تحولات افغانستان به‌دست آورد. مهم‌ترین عامل در این عرصه، حضور امریکا در افغانستان و تضاد منافع با این کشور است. امریکا در طول دو دهه گذشته قدرتمندترین کشوری بوده که در تحولات سیاسی افغانستان نقش داشته است. سیاست‌های امریکا در قبال ایران و هژمونی گسترده‌ی این کشور در منطقه و جهان مهم‌ترین عامل نفوذ ایران در افغانستان بوده است.

    دلیل دیگری که ایران نتوانسته جایگاه خود را در تحولات افغانستان کسب کند، بازیگران مختلف و تعدد تصمیم‌گیرندگان سیاست خارجی این کشور در قبال افغانستان بوده است. این مسأله موجب شد که تصمیم‌گیرندگان سیاست‌خارجی ایران همیشه دچار نوعی تضاد در شناخت، تعریف منافع و اجماع بر سر مسأله افغانستان باشند. به‌دلیل ماهیت ایدئولوژیک سیاست‌ها و اهداف ایران بعد از انقلاب در قبال افغانستان، این کشور همیشه چند گام عقب‌تر از رقبای منطقه‌ای‌اش مثل پاکستان قرار گرفته است. این مسأله باعث شد که ایران خیلی دیرتر از رقبای منطقه‌ای‌اش به تعمیق سیاست‌ها و برنامه‌هایش در افغانستان بپردازد.

    ایده صدور انقلاب توسط ایران، سال‌ها به‌عنوان یک استراتژی مهم به اساس مداخله جمهوری اسلامی ایران در افغانستان و سایر کشورها مطرح بوده است. این ایده بیشتر از جانب طیف محافظه‌کار و سنتی – مذهبی در افغانستان و سایر جوامع دنبال شده است. بر این اساس یک عده در برخی شهرهای افغانستان هر ساله کارنوال روز قدس و حمایت از فلسطین را ایجاد کردند. نمایشی که در سال‌های اخیر به‌دلیل ناهمگونی آن با جامعه افغانستان، کمرنگ شد و با تغییر استراتژی‌های جمهوری اسلامی در افغانستان از اولویت خارج شد. در سال‌های اخیر این ایده جای خود را به منافع و رویکرد‌های جدید جمهوری اسلامی در قبال افغانستان داده است. امریکا‌ستیزی، رقابت‌های منطقه‌ای با کشورهای همسایه به‌خصوص عربستان، خطر داعش و تروریسم، مسأله آب و رودخانه هلمند از جمله مواردی است که ایده صدور انقلاب را کمی کمرنگ‌تر کرده‌ است. استراتژی‌های تازه، رویکردهایی است که متأثر از نهادهای امنیتی–نظامی این کشور در افغانستان دنبال می‌شود.

    رابطه پرفراز و نشیب ایران و طالبان

    جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران در گفت‌وگویی که روز دوشنبه، ۱ جدی ۱۳۹۹ با یکی از شبکه‌های داخلی افغانستان داشت به تشریح مواضع جمهوری اسلامی در قبال طالبان پرداخت. او گفت: «جمهوری اسلامی ایران بر این باور است که دو واقعیت در افغانستان وجود دارد؛ طالب یک واقعیت است. اما آنچه که در ۱۹ سال گذشته در افغانستان اتفاق افتاده، دستاوردهایی که مردم افغانستان دارند، دموکراسی، حقوق اقلیت‌ها، حقوق زنان این‌ها هم واقعیت است. این‌که طالب بگوید آينده‌ی افغانستان را من تعیین می‌کنم، نمی‌تواند بدون در نظرگرفتن واقعیتی که در ۲۰ سال گذشته در افغانستان اتفاق افتاده است، چنین ادعایی کند.». همچنین او اضافه کرد که «طالب اقدامات تروریستی بسیاری انجام داده است. این‌که طالب یک گروه تروریستی هست یا نه؟! در قوانین ما هنوز طالبان را از گروه تروریستی خارج نکردیم.»

    جواد ظریف این صحبت را در حالی انجام می‌دهد که به‌تازگی هیأت طالبان با سفیر این کشور در دوحه ملاقات کردند. اجندای این ملاقات، تبریک انتصاب سفیر جدید ایران در دوحه از سوی طالبان و محکومیت ترور محسن فخری‌زاده است. از سوی دیگر، ذبیح‌الله مجاهد، سخن‌گوی طالبان، صحبت‌های وزیر امور خارجه ایران را «دخالت آشکار این کشور در امور داخلی افغانستان، غیرمسئولانه و ناشی از ناآگاهی وی» تعبیر کرد.

    روابط تهران و طالبان از بدو به‌وجودآمدن این گروه، فراز و فرودهای بسیاری داشته است. زمانی که طالبان در سال ۱۹۹۶ به قدرت رسید، ایران جزء کشورهایی بود که حاکمیت این گروه را به رسمیت نشناخت. ایران برخلاف رقبای منطقه‌ای خود مشروعیت این گروه را رسمیت نداد و در یک چرخش استراتژیک از جبهه شمال که در آن زمان مورد پشتیبانی امریکا و سایر کشورهای هم‌پیمان با امریکا بود حمایت کرد. با قدرت‌یافتن طالبان در افغانستان و تغییر و تحولات سیاسی در منطقه، مسیر سیاست خارجی ایران نیز تغییر کرد. ایران از رویکرد سنتی خود یعنی صدور انقلاب، کمی فاصله گرفت و سیاست خارجی خود را براساس واقعیت‌های جدید افغانستان بازتعریف کرد.

    مقامات امریکایی و افغان، بارها از حمایت گسترده ایران از طالبان، تجهیز و آموزش این گروه خبر دادند. نشریه‌ی تایمز در دوم جولای سال ۲۰۱۷ گزارش مفصلی را درباره رابطه پنهانی ایران و طالبان منتشر کرد. در این گزارش آمده بود که سپاه پاسداران ایران در شهرهای کرمانشاه، زاهدان و مشهد به آموزش جنگ‌جویان طالبان می‌پردازد. هدف از آموزش این نیروها به گفته تایمز، تجهیز طالبان و آماده‌سازی آنان برای جنگیدن با نیروهای امریکایی و داعش بوده است. این در حالی بود که روزنامه وال‌استریت ژورنال قبل از آن مدعی شده بود که سپاه قدس ایران برای ارسال راکت‌های زمین‌به‌هوا با گروه طالبان به توافقاتی دست پیدا کرده است.

    دولت ایران این ادعاها را همیشه رد کرد و آن‌ها را بی‌اساس خواند. اما حقیقت این است که ماه همیشه پشت ابر باقی نمی‌ماند. در سال ۲۰۱۶ زمانی که ملا اخترمحمد منصور، رهبر پیشین طالبان از ایران به پاکستان برمی‌گشت، مورد حمله پهبادهای امریکایی قرار گرفت و کشته شد. باراک اوباما شخصا دستور حمله هوایی را صادر کرده بود. پس از آن‌که هویت او تأیید شد. این پرسش به‌وجود آمد که او در ایران چه می‌کرده؟ وزارت امور خارجه ایران از حضور رهبر طالبان در ایران، اظهار بی‌اطلاعی کرد، اما پایگاه خبری جهان‌نیوز، از تحرک دیپلماسی پنهان تهران خبر داد. این خبرگزاری نوشت که ملا منصور، نزدیک به دو ماه در ایران بوده و با مقامات مختلف ایرانی دیدار و گفت‌وگو داشته است.

    در سال‌های اخیر رقابت عجیبی میان کشورها و گروه‌ها مختلف برای گفت‌وگو با طالبان ایجاد شده است. همچنین در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی و تحولات افغانستان نیز تغییرات مهمی به‌وجود آمده است. افراط‌گرایی و خطر تروریسم، منشأ بسیاری از این تغییرات بوده است. ایران نیز از این قافله عقب نماند و تلاش‌های گسترده‌ای را برای گفت‌وگو با طالبان انجام داد. تلاش‌هایی که از چشم مردم، رسانه‌ها و شبکه‌های استخباراتی افغانستان و جهان پنهان نماند. و دیپلماسی پنهان تهران، آهسته‌آهسته به دیپلماسی آشکار و پویا تبدیل شد.

    در سال‌های اخیر، ایران از سیاست انکار و حاشا درباره ارتباط خود با طالبان دست کشید و عملا از آن سخن گفت. اواخر ماه سپتامبر یک هیأت از گروه طالبان به رهبری ملا عبدالسلام حنفی، معاون دفتر سیاسی طالبان به همراه چهار نفر دیگر به تهران سفر کردند و در این دیدار با مقامات ایرانی گفت‌وگو کردند. همچنین در ۲۷ نوامبر سال ۲۰۱۹ ملا عبدالغنی برادر، رییس دفتر سیاسی طالبان به تهران سفر کرد و با وزیر خارجه ایران دیدار و گفت‌وگو داشت. در تازه‌ترین رویداد، وزیر امور خارجه ایران در گفت‌وگویی که روز دوشنبه ۱ جدی ۱۳۹۹ با یکی از رسانه‌های افغانستان داشت، تأکید کرد که ایران همچون بسیاری از کشورها با طالبان ارتباط دارد و آن را ضرورت و مبتنی بر منافع کشورش دانست.

    نقش ایران در معادلات صلح و نگرانی‌های مردم افغانستان

    وزارت خارجه‌ی ایران در واکنش به امضای توافق‌نامه‌ی صلح میان امریکا و گروه طالبان، گفت که امریکا جایگاه حقوقی برای امضای قرارداد صلح یا تعیین تکلیف در مورد آینده‌ی افغانستان را ندارد. در این اعلامیه همچنان گفته شد که ایران از هر تحولی که به صلح و ثبات در افغانستان منجر شود، استقبال و در عین حال از تلاش‌هایی که در راستای تأمین صلح در افغانستان تحت رهبری و مالکیت افغان‌ها انجام شود، حمایت می‌کند.

    ایران همسایه غربی افغانستان است. این کشور در بخش شرقی خود ۹۴۵ کیلومتر مرز مشترک با افغانستان دارد. سال‌ها میزبان چند میلیون مهاجر افغان در خاک خود بوده است. به‌نحوی از حوادث و تحولات افغانستان متأثر شده است. بر این اساس به خود حق می‌دهد که نگران آینده منافع خود در افغانستان باشد. ایران همواره تلاش کرده است که اقتدار و مؤثریتش را در افغانستان تثبیت کند. در کنفرانس بن از ساختار جدید پساطالبانی حمایت کرد. اما به‌دلیل نفوذ امریکا در افغانستان و تضاد منافع این کشور با عربستان سعودی در افغانستان به پیمانه‌ای که خواست ایران بود، نتوانست در فضای جدید افغانستان نقش‌آفرینی کند. ایران هیچ‌وقت از این وضعیت راضی نبوده و به صراحت از ادامه حضور امریکا در افغانستان ابراز نگرانی کرده است.

    به باور بسیاری از تحلیل‌گران سیاسی و امنیتی افغانستان، دلیل گرایش ایران به سمت طالبان، استفاده از این گروه برای تهدید منافع امریکا در افغانستان بوده است. این سیاست، دلیل معنا‌دار بازی دوگانه ایران با دولت افغانستان و رابطه آن با طالبان بوده است. مشکلات تاریخی رابطه ایران و امریکا، همیشه مانع جدی‌ِ نقش‌آفرینی ایران در منطقه و افغانستان بوده است. این در حالی است که کارشناسان مسائل سیاسی افغانستان معتقدند، این کشور به‌دلیل اشتراکات تاریخی و فرهنگی‌اش با افغانستان و نقش همسایگی‌، می‌تواند در به‌وجودآمدن صلح پایدار در افغانستان، سهم اساسی داشته باشد. مردم افغانستان نیز نگران ماجراجویی‌های ایران در منطقه و افغانستان، جنگ نیابتی این کشور با عربستان و امریکا در افغانستان می‌باشند. نگران این‌که اگر صلحی به‌وجود بیاید، ماجراجویی‌های ایران آن را با تهدید مواجه نکند.

    اطلاعات روز

  • افغانستان قربانی جنگ نیابتی!

    افغانستان قربانی جنگ نیابتی!

    رئیس جمهور غنی به تازگی با عمران خان نخست وزیر پاکستان و نرندا مودی نخست وزیر هند از طریق تلفن گفت و گو کرد. اگرچه جزئیات غنی با نخست وزیر پاکستان، کشوری که به فراهم سازی لانه های امن برای تروریستانی که افغان های بی گناه را می کشد و همچنین با نخست وزیر هند به بیرون درز نکرده اما دفاتر مودی و عمران خان در این ارتباط اعلامیه داده اند.

    در اعلامیه دفتر نخست وزیر پاکستان آمده است غنی و عمران خان روی پیشرفت های اخیر در پروسه صلح افغانستان تبادل نظر کرده اند و عمران خان به نقش مثبت اسلام آباد در پیشرفت های تازه در پروسه صلح افغانستان اشاره کرده است.   

    عمران خان درگفت و گوی تلفنی با رئیس جمهور غنی همچنین بر تقویت همکاری های دوجانبه پاکستان و افغانستان تاکید کرده است.

    اعلامیه دفتر نرندا مودی هم گفت رئیس جمهور غنی از گام ها بلند هند در تامین کمک های غذایی و دارویی برای مردم افغانستان در دوران شیوع ویروس کرونا قدردانی کرده است.

    براساس اعلامیه، مودی نیز تعهد هند نسبت به حمایت از پروسه صلح افغانستان را تجدید نمود و در گفت و گو با غنی وضعیت امنیتی جاری منطقه را بررسی کرد. مودی و غنی همچنین چندین موضوع مشترک مربوط به منافع دوجانبه کابل و دهی نو را طرح و بررسی کردند.

    نکته ای که از گفت و گوی تلفنی غنی با عمران خان و نرندا مودی به ذهن می رسد این است که آیا پاکستان قصد دارد صادقانه نسبت به پروسه صلح افغانستان رفتار کند یا اینکه یک بازی تازه را روی دست گرفته است. نکته دیگر اینکه رقابت هند و پاکستان روی پروسه صلح افغانستان تا چه اندازه جدی و قوی دنبال خواهد شد؟

    افغانستان چندین دهه است که میدان جنگ نیابتی کشورهای قدرتمند منطقه و جهان بوده است. دخالت کشورهای قدرتمند منطقه و جهان در امور داخلی  افغانستان که از منافع متضاد آنها سرچشمه می گیرد بحران های اقتصادی و سیاسی زیادی را بر افغانستان و مردمش تحمیل کرده است. رقابت های اقتصادی و سیاسی کشورهای خارجی قدرتمند در افغانستان سبب کشته شدن هزاران افغان بی گناه شده است.

    این دخالت کشورهای قدرتمند خارجی در افغانستان از جهتی می توانست و می تواند منشأ فواید زیادی برای افغانستان به حساب آید. افغانستان اما در تبدیل این تهدید به فرصت ناکام بوده و نتوانسته چنین استراتژی هایی را به نفع خود هدایت کند.

    افغانستان خلأ سیاسیون باهوشی که بتواند از وضعیت موجود به نفع منافع ملی خود بهره ببرد را احساس می کند. افغانستان به بازی جنگ نیابتی کشورهای خارجی منطقه ای و جهانی تبدیل شده است اما با این وجود هنوز می تواند ورق را برگردانده از تاثیر سیاسی و اقتصادی کشورهای منطقه و جهان به نفع خود استفاده کند.

    در این میان یک چیز واضح است و آن اینکه پاکستان دشمن مشخص شده افغانستان است. پاکستان از سال 1990 میلادی حمایت های مالی و معنوی خود از طالبان را تا زمان سقوط به دست امریکا و همکاری ائتلاف شمال در سال 2001 ادامه داد.

    اسامه بن لادن رهبر القاعده در خاک پاکستان کشته شد. نگاهی به سیاست پاکستان نسبت به افغانستان نشان می دهد که این کشور همواره تلاش کرده با حمایت از گروه های تروریستی در افغانستان از آنها به نفع خود استفاده کند.

    افغانستان نباید بیش از این گول سیاست های دوگانه پاکستان را بخورد. افغانستان در یک تیزهوشی کامل باید از رقابت کشورهای خارجی به نفع منافع ملی خود کمال استفاده را ببرد و از تاثیرات اقتصادی و سیاسی کشورهای رقیب برای توسعه خود در بخش های مختلف استفاده نماید.

  • استراتژی جنگ نیابتی پاکستان در افغانستان پر هزینه و بی فایده است

    استراتژی جنگ نیابتی پاکستان در افغانستان پر هزینه و بی فایده است

    یک تحلیل گر ارشد آمریکایی گفته است که دولت دونالد ترامپ باید فشار بیشتری به پاکستان وارد کند تا این کشور متوجه شود که استراتژی بلند مدتش از استفاده جنگ های نیابتی در افغانستان هم پرهزینه و هم بی فایده است.

    دانیل مارکی تحلیل گر ارشد در مرکز مطالعات بین المللی پیشرفته جان هاپکینز می گوید پاکستان همچنان از تعهد اساسی و دیرینه خود برای حمایت از جنگ های نیابتی در افغانستان دست نکشیده است.

    وی روز گذشته گفت: “برای اینکه فشار بیشتری به پاکستان آورده شود، دولت آقای ترامپ باید به این کشور نشان دهد که استراتژی طولانی مدتش در استفاده از جنگ های نیابتی در افغانستان پرهزینه و غیر موثر است.”

    مارکی افزود: “متاسفانه این پیغام هیچ گاه به طور قانع کننده ای توسط جورج بوش و یا اوباما به پاکستان فرستاده نشد.”

    او همچنین پیشنهاد داد که در حال حاضر افزایش اقدامات نظامی علیه رهبری طالبان برای جذب سران این گروه به مذاکرت بهترین گزینه آمریکا می باشد. در غیر اینصورت، شاید خشونت ها در افغانستان آنچنان افزایش بیابد که منجر به سقوط دولت کابل شود و آمریکا نیز با حقارت تمام از افغانستان خارج گردد.

    این تحلیل گر آمریکایی علاوه کرد “سران پاکستان ترجیح می دهند که واشنگتن نگرانی آنها را درک کرده و قانونی بپندارد و از پروسه صلح افغانستان با میانجی گری پاکستان حمایت کند. این میانجی گری پاکستان در پروسه صلح افغانستان می تواند سهم قابل توجهی به گروه های طرفدار پاکستان بدهد و از این رو اسلام آباد نقش برجسته ای در منطقه به خود اخصاص دهد.”

    به باور دانیل مارکی، آمریکا تاکنون چند بار موفق شده تا پاکستان را متقاعد کند طالبان را بر سر میز مذاکرت حاضر نماید.

    او گفت “اما مشکل اینجاست که این گونه مذاکرات و گروه هایی که پاکستان طرفدار آن است هیچ گاه برای یک توافق از راه گفتگو جدی نبوده اند. بر عکس، مقامات آمریکایی به این نتیجه رسیده اند که طالبان از این گفتگوها به عنوان تاکتیکی برای توقف فشار جنگ استفاده می کند.”

  • حملات اخیر نشانه های جنگ نیابتی است

    حملات اخیر نشانه های جنگ نیابتی است

     

    نثار حارث، عضو مشرانوجرگه امروز سه شنبه در صحن مجلس گفت که حملات دشمنان کشور زیاد شده است و دولت باید به این معظل توجه جدی کند.

    آقای حارث اضافه کرد که مردم از افزایش حملات و ناامنی ها نگرانند و این نوع حملات نشانه های جنگ نیابتی در کشور است.

    طی هفته اخیر گروه تروریستی طالبان و سایر گروه های تروریستی سه حمله انتحاری در ساحه میدان هوایی انجام دادند و در شهر مزار شریف بر کنسولگری هند حمله کردند.

    از سوی دیگر این حملات در حالی افزایش یافته است که گزارش های نشر شده است که قرار است گفتگوهای چهار جانبه صلح در کشور پاکستان صورت بگیرد.

    برخی از کارشناسان می گویند گروه تروریستی طالبان و حامیان آن با این ترفند در تلاشند که در گفتگوهای صلح امتیاز بیشتری بگیرند.

    فضل هادی مسلمیار، رئیس مجلس سنا نیز از نیروهای امنیتی خواست که علت ناامنی های اخیر را به صورت دقیق بررسی کند و در قسمت تامین امنیت تلاش جدی کنند.

    لازم به ذکر است که قبل از این نیز، اعضای شورای ملی از نبود امنیت و مشخص نشدن ضعف های امنیتی از نهادهای حکومتی انتقاد شده بود.

    حکومت همواره به مردم و نمایندگان وعده داده است که علت ناامنی ها را بررسی و مانع بروز این مشکلات خواهند شد، کاری که تاکنون به صورت دقیق انجام نشده است.

  • زنگ خطر جنگ های نیابتی در کشور به صدا در آمده است

    زنگ خطر جنگ های نیابتی در کشور به صدا در آمده است

    چندی پیش، ضمیر کابلوف، نماینده ویژه روسیه در امور افغانستان به خبرگزاری انترفاکس گفته‌ بود که روسیه در مورد مبارزه با داعش با طالبان منافع مشترک دارد و مشغول تبادله اطلاعات با این گروه است.

    جعفر مهدوی عضو مجلس امروز شنبه گفت که این اولین بار است که روسیه چنین موضع گیری می کند و زنگ خطر جنگ های نیابتی در کشور به صدا در آمده است.

    آقای مهدوی افزود، این موضع گیری روسیه نشان دهنده حمایت رسمی روسیه از طالبان است و یک وضعیت دشوار در کشور را به وجود خواهد آورد.

    این عضو مجلس نمایندگان سکوت دولت و سازمان ملل در پیوند به اظهارات نماینده روسیه را سوال برانگیز خواند و گفت که این موضوع باید به صورت درست بررسی گردد.

    صالح محمد صالح دیگر عضو مجلس نیز گفت که اظهارات نماینده روسیه نشان میدهد که دو قدرت شرق و غرب در کشور روبروی هم قرار گرفته است که افغانستان دیگر توانایی این را ندارد تا میدان جنگ این قدرت ها باشد.

    آقای صالح خطاب به دولت گفت که دولت خواب نباشد و این مساله را پیگیری کند و جامعه بین المللی نیز بخواهد که این مشکل را حل کنند.

    اکثر نمایندگان اظهارات نماینده روسیه را جدی خواندند و خواهان بررسی این موضوع توسط دولت شدند.

    عبدالروف ابراهیمی، رئیس مجلس نیز به کمیسیون بین المللی و هیات اداری مجلس دستور داد که این موضوع را پیگیری کنند و مقام های وزارت امور خارجه را در پیوند به این اظهارات به مجلس فرا بخوانند.

     

  • پاکستان در حوادث و ناامنی های اخیر کشور دخیل بوده است

    پاکستان در حوادث و ناامنی های اخیر کشور دخیل بوده است

    حسیب الله صدیقی سخنگوی اداره امنیت ملی همچنین افزود این دخالت های پاکستان توسط منابع متعدد و کشور های خارجی نیز تایید گردیده است.

    آقای صدیقی می گوید در حمله منطقه قصبه شهر کابل، از مواد انفجاری (HMXRDX – NITRO) استفاده شده بود، که تجارت و خرید و فروش آن تنها در انحصار ارگان های دولتی می باشد.

    او ادامه داد این مواد تنها در دسترس ارگان های نظامی و دولتی کشورها می باشد و فابریکه های تولید کننده آن نمیتوانند که بصورت آزاد آن را در بازار به دسترس افراد قرار بدهند.

    آقای صدیقی خاطر نشان کرد که جنگ در افغانستان، جنگ داخلی نیست زیرا ثابت گردیده است که طالبان در چند سال اخیر رهبری افغانی نداشته اند و فقط توسط چند افسر نظامی پاکستان رهبری میشده است.

    او افزود پدیده ای به نام طالبان از افغانستان نیست بلکه یک وسیله راه اندازی جنگ نیابتی پاکستان بر ضد امنیت افغانستان می باشد.

    طالبان

    وی همچنین سخنان رییس جمهور را تکرار کرد و گفت هنوز هم در پاکستان بر ضد افغانستان انتحاری تربیت میشود و فابریکه های تولید بمب و مواد انتحاری در این کشور همچنان وجود دارد.

    صدیقی در مورد حملات اخیر اشاره کرد و گفت، اطلاعات امنیت ملی نشان می دهد که دشمن در نهایت بیچارگی و ذلت در تلاش است تا اتحاد میان طالبان را با از بین بردن فضای بی اعتمادی بین آنها و روحیه کاذب دادن دویاره ایجاد کند، از این رو اکنون به هدف قرار دادن غیرنظامیان روی آورده است.

    سخنگوی امنیت ملی همچنین افزود در آغاز سال طالبان از راه اندازی عملیاتی به نام “عزم” خبر دادند، که هدف از راه اندازی این عملیات تحت تسلط قرار دادن بخشی از اراضی کشور بود تا بتوانند تمامی پایگاه های خود را از آن طرف خط فرضی دیورند به این طرف انتقال دهند.

    اما طالبان دراین عملیات خود با شکست های متعددی در میدان نبرد مواجه شدند و ناامیدانه به حملات انتحاری و حملات خونین علیه غیرنظامیان روی آوردند.

    به گفته آقای صدیقی هم اکنون سوالات زیادی ذهنیت اعضای طالبان را به خود مشغول کرده است که از رهبران خود جواب می طلبند.

    چگونگی مرگ ملا عمر و دلایل پنهان کردن مرگ وی، رهبری طالبان در زمانی که ملا عمر در قید حیات نبوده، توجیه دینی برای فتواهای ملاعمر که منجر به جهاد طالبان و کشته شدن هزاران بی گناه می شده و آیا اینکه در مورد مرگ وی تحقیقاتی صورت خواهد گرفت یا خیر از جمله سوالاتی است که اعضای طالبان هم اکنون از رهبران خود دارند.

    دستاوردهای امنیت ملی در ماه های اخیر:

    حسیب الله صدیقی در این نشست خبری همچنین از دستاوردهای امنیت ملی در سه ماه اخیر سخن به میان آورد و گفت گرچه در ماه های گذشته حملات خونینی علیه مردم افغانستان صورت گرفته است اما این اداره توانسته است از سیل حملات خونین دیگری جلوگیری کند.

    وی در این خصوص گفت در سه ماه گذشته امنیت ملی 548 تن تروریست را دستگیر کرده و 16900 کیلوگرام مواد انفجاری و 24 هزار مرمی/فشنگ سلاح سبک را کشف و ضبط کرده است.

    وی همچنین از کشف و ضبط 1417 حلقه نوع مختلف ماین، 1562 میل سلاح سبک، 290 دستگاه مخابره/بی سیم، 8 میل سلاح سنگین و 13 واسکت انتحاری بدست نیروهای امنیتی کشور خبر داد.

    همچنین در این مدت 53 عراده/دستگاه وسیله نقلیه دشمن یا منحدم گردیده و یا اینکه بدست نیروهای امنیت ملی افتاده است.

    آقای صدیقی از تسلیم شدن 50 تن از دشمنان در سه ماه گذشته نیز خبر داد.

    وی در پایان یاد آور شد در سه ماه گذشته امنیت ملی نه تنها برنامه های ضد تروریسم داشته، بلکه در چارچوب مبارزه علیه جرایم سنگین و سازمان یافته، حدود 40 تن را که جرم های متعدد و سنگینی را انجام داده بودند بازداشت کرده است.

    آقای صدیقی به مردم اطمینان داد که نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان بخاطر محافظت از شهروندان خود و بخاطر دفاع از تمامیت ارضی و تامین امنیت از هر شیوه و تاکتیک ممکن استفاده خواهد کرد.

    او تاکید کرد که هموطنان ما باید اطمینان داشته باشند که نیروهای امنیتی افغان مقتدر خواهند شد و دموکراسی نیز در این کشور نهادینه خواهد شد.