برچسب: جمهوری اسلامی افغانستان

  • جسد 15 نیروی ارتش پیشین در سردخانه شفاخانه سردار محمد داود خان کابل نگهداری می شود

    جسد 15 نیروی ارتش پیشین در سردخانه شفاخانه سردار محمد داود خان کابل نگهداری می شود

    به گفته مقامات امارت اسلامی طالبان اجساد پانزده نیروی ارتش پیشین در سردخانه شفاخانه سردار محمد داودخان کابل نگهداری می شود.

    وزارت دفاع امارت اسلامی افزود این اجساد بیش از پنج ماه است در سردخانه نگهداری شده است.

    همچنین حنیف خان، آمر پتالوژی شفاخانه‌ی سردار محمد داوود خان گفته است از مجموع ۱۵ جسد نیروهای ارتش پیشین، اجساد شش نفر قابل تثبیت است و بقیه اجساد قابل شناسایی نمی باشد.

    در همین حال، وزارت دفاع طالبان گفته است این افراد در جنگ ها یا دیگر درگیری ها کشته شده‌اند. طالبان از خانواده‌هایی که نظامی‌شان لادرک هستند، خواست برای شناسایی آنان به این شفاخانه مراجعه کنند.

    این گروه اما تأکید کرده‌ است شماری از خانواده‌ها برای شناسایی نظامیان‌شان به این شفاخانه مراجعه کرده اند ولی نتوانسته اند اجساد را شناسایی کنند.

    قبل از این، فصیح‌الدین، رییس ستاد ارتش طالبان در یک سخنرانی در بدخشان گفته بود یک کانتینر مملو از اجساد نظامیان پیشین در کابل توسط این گروه نگهداری می‌شود.

    او گفته بود هنوز هویت این افراد شناسایی نشده است.

    همچنین او تأکید کرده بود وابستگان آنان هم برای شناسایی آنان به این شفاخانه مراجعه نکرده‌اند. .

    ارتش و سایر نهادهای امنیتی افغانستان به‌دنبال تسلط طالبان بر کشور در تاریخ ۲۴ اسد، از هم پاشید. به‌دنبال آن بسیاری از این نیروها مدعی شدند طالبان شماری از همکاران‌شان را شناسایی و بازداشت کرده‌اند.

    همچنین در شماری از این ولایات، اعضا و فرماندهان پیشین نیروهای امنیتی و دفاعی توسط نیروهای طالبان در بخش‌هایی از کشور کشته شده‌اند.

  • عبدالله و کرزی به فرمت مسکو دعوت نشده اند

    عبدالله و کرزی به فرمت مسکو دعوت نشده اند

    عبدالله عبدالله رئیس پیشین شورای عالی مصالحه ملی و حامد کرزی رئیس جمهور پیشین افغانستان علی رغم چند جلسه مشورتی با طالبان در روزهای اول تسلط دوباره این گروه بر افغانستان از غایبان بزرگ فرمت مسکو می باشند.

    نشست مسکو یا همان فرمت مسکو که در سال 2017 با حضور نمایندگان شش کشور قدرتمند منطقه در پایتخت روسیه کلیک خورد قرار است هفته جاری یک نشست مشورتی در مورد افغانستان برگزار کند.

    روسیه اما اعلام کرده از حامد کرزی و عبدالله عبدالله برای شرکت در این نشست دعوت نکرده است.

    هیات امارت اسلامی افغانستان به رهبری مولوی حنفی قرار است در فرمت مسکو شرکت کند. مقامات وزارت خارجه روسیه پیشتر اعلام کرده بودند انتظار دارند هیات امارت اسلامی هفته جاری برای شرکت در فرمت مسکو به پایتخت روسیه سفر کند.

    این در حالی ست که عبدالله عبدالله از جمله مقامات عالی رتبه دولت پیشین است که کشور را ترک نکرده و همراه با حامد کرزی چند دیدار مشورتی با مقامات امارت اسلامی طالبان داشته اند.

    عبدالله عبدالله امیدوار بود در دولت همه شمول طالبان نمایندگان دیگر اقوام نیز فرصت حضور پیدا کنند. امارت اسلامی اما اعلام کرده است دولت همه شمول تشکیل می دهند اما این به معنای حضور افرادی مشخص از حکومت قبلی در کابینه آنها نمی باشد.

  • تجمع بزرگ شهروندان برای گرفتن پاسپورت

    تجمع بزرگ شهروندان برای گرفتن پاسپورت

    به گفته مقامات طالبان روند توزیع پاسپورت از روز سه شنبه هفته جاری در کابل آغاز شده است.

    عالم گل حقانی، سرپرست ریاست پاسپورت در یک کنفرانس خبری گفت در حال حاضر، دست‌کم ۲۵هزار پاسپورت آمادۀ توزیع است.

    آقای حقانی افزود تمام آمادگی‌ها برای توزیع پاسپورت از سوی آنان گرفته شده است. به گفتۀ وی ممکن است در روزهای پیشرو تا ۶۰۰۰ پاسپورت در روز به مراجعین توزیع شود.

    پیش از تسلط طالبان بر افغانستان، این ریاست حدود ۳۰۰۰ پاسپورت در روز توزیع می‌کرد. ریاست عمومی پاسپورت می‌گوید حدود یک میلیون کتابچۀ پاسپورت در این ریاست موجود است.

    وزارت امور داخلۀ طالبان از کارمندان زن در ریاست عمومی پاسپورت خواست به وظایف شان حاضر شوند.

    سعید خوستی، مسوول مطبوعات این وزارت گفت در حال حاضر، این پاسپورت‌ها با ذکر نام “جمهوری اسلامی افغانستان” توزیع خواهد شد.

    همزمان با تسلط طالبان بر افغانستان، فعالیت این ریاست در تاریخ ۲۴ اسد متوقف شد.

    روز گذشته شورای وزیران حکومت طالبان به وزارت داخلهٔ این گروه هدایت داد تا روند توزیع پاسپورت و تذکره به شهروندان افغانستان را از سر بگیرد.

    ذبیح الله مجاهد، پیش از این گفته بود که تمامی پاسپورت‌ها و تذکره‌هایی که توسط حکومت پیشین صادر شده است، قابل اعتبار است. او افزوده بود در آینده نام امارت اسلامی افغانستان روی این اسناد درج خواهد شد.

  • طالبان فقط به احیای امارت اسلامی خود فکر می کنند/دولت از خیزش های مردمی حمایت کند

    طالبان فقط به احیای امارت اسلامی خود فکر می کنند/دولت از خیزش های مردمی حمایت کند

    مذاکرات صلح دوحه قطر که از ابتدا بین امریکا و طالبان پشت درهای بسته و با در حاشیه قرار دادن دولت افغانستان چندین دوره برگزار شد سرانجام با امضای توافق نامه صلح امریکا و طالبان منجر شد. یکی از مفاد این توافق نامه خروج کامل سربازان امریکایی از افغانستان در ازای تعهد طالبان به قطع ارتباط با شبکه های تروریستی از جمله القاعده و آغاز مذاکرات مستقیم با دولت افغانستان بود.

    در این راستا هیات مذاکره کننده حکومت افغانستان به دوحه رفت و علی رغم چندین مذاکره با هیات طالبان در عمل نتیجه ملموسی حاصل نشد. 

    پروسه خروج نیروهای امریکایی از افغانستان اکنون در حال تکمیل شدن است اما حملات تهاجمی طالبان برای تصرف مناطق و جغرافیای حداکثری شدت یافته است.

    در چنین وضعیتی، رئیس جمهور غنی اما با حضور در نشست مشترک پارلمان چند روز پیش در یک چرخش ناگهانی از مردم خواست برای مقابله با طالبان به پا خیزند. وی همچنین از یک برنامه شش ماهه برای تغییر وضعیت جنگ و حمایت از خیزش های مردمی خبر داد.

    حبیب الرحمان پدرام، نماینده مردم هرات در پارلمان افغانستان، در گفت و گو با خبرگزاری رها و در ارتباط با موضع تازه رئیس جمهور غنی می گوید حمایت های مردمی در قالب بسیج ملی از نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان اوضاع جنگی را به نفع جمهوریت تغییر خواهد داد.

    آقای پدرام اما این تغییر را به صداقت غنی و حکومتش در عمل مشروط می داند.

    وی می گوید:«غنی و حکومت باید صداقت خود را در آنچه در پارلمان مطرح کرد نشان دهد. تنها با شعار دادن نمی شود تغییر ایجاد کرد. گذشت زمان نشان خواهد داد غنی و حکومت چقدر برای اثبات گفته خود در پارلمان گام های عملی بر می دارد.»

    خروج امریکا و افت روحیه نیروهای امنیتی افغان

    نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان متشکل از اردو و پلیس ملی طی دو دهه گذشته از سوی امریکا و ناتو تمویل و تجهیز شده اند. براساس آمار اکنون نزدیک به سیصدوپنچاه هزار نیرو در قالب نیروهای امنیتی و به ویژه ارتش افغانستان حضور دارند. با خروج نیروهای امریکا و ناتو از افغانستان امید می رفت ارتش افغانستان بتواند در مقابل حملات تهاجمی طالبان از مناطق دفاع کند که این طور نشد.

    حبیب الرحمان پدرام در این مورد می گویدحضور هیچ قوت و کشور خارجی در یک کشور دیگر دلیل ایجاد ثبات و یک دولت قوی نمی شود. مشکل اصلی این است که حکومت های افغانستان در بیست سال گذشته هرگز نتوانستند پایگاه لازم را در بین مردم ایجاد کنند. ارتش و نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان اما طی سال های گذشته توانسته است از تمامیت ارضی افغانستان دفاع کند و اوضاع امنیتی را کنترل نماید. مشکل اما از خروج ناگهانی نیروهای امریکایی و ناتو از افغانستان نشأت می گیرد.

    با خروج امریکا و ناتو از افغانستان یک موج تبلیغاتی به راه افتاد. این موج تبلیغاتی پس لرزه هایی ایجاد کرد. ارتش افغانستان و نیروهای امنیتی و دفاعی آن تحت تاثیر همین پس لرزه ها قرار گرفت.

    طالبان به دنبال احیای امارت اسلامی خود هستند

    طالبان سال هاست که ندای جهاد علیه کفار و خارجی های اشغالگر در افغانستان سر داده اند و با توسل به همین شعار جنگ کشنده خود را توجیه کرده اند. اکنون که امریکا، انگلیس، ناتو و نیروهای غربی افغانستان را ترک کرده اند پس طالبان هم می بایست بهانه ای برای جنگ نداشته باشند و صلح کنند.

    نماینده مردم هرات در پارلمان اما در این مورد معتقد است طالبان هرگز به دنبال صلح نیستند و از راه جنگ به دنبال تحمیل خواسته های خود و احیای امارت اسلامی در افغانستان می باشند.

    حبیب الرحمان پدرام تاکید می کند اینکه طالبان با تشدید جنگ به دنبال تصاحب مناطق حداکثری هستند نیت این گروه برای رسیدن به قدرت از راه نظامی را اثبات می کند. با در اختیار داشتن مناطق حداکثری طالبان از سویی می توانند قدرت چانه زنی خود در میز مذاکره را  افزایش دهند.  

  • امتیازاتی که در پروسه صلح باید از طالبان کاسته شود

    امتیازاتی که در پروسه صلح باید از طالبان کاسته شود

    قوه‌ی قضاییه، از ارکان سه‌گانه دولت در نظام‌های دارای تفکیک قوا است. ساختار نظام جمهوری اسلامی افغانستان، مبتنی بر تفکیک قوای سه‌گانه‌ی مجریه، مقننه و قضاییه است. قوه‌ی قضاییه، دارای وجه کارکردی و ارزشی است. ارزش کارکرد این قوه از آن‌جا که داوری نهایی در مورد هر نوع جرمی به آن محول می‌شود، بیش‌تر از دو قوه‌ی دیگر است. در واقع قوه‌ی قضاییه روی دیگر سکه‌ی قوه مقننه است و قوه‌ی مجریه فلز این سکه به حساب می‌آید. گروه طالبان سکه تقلبی دیگری را تحت عنوان «محاکم صحرایی» عرضه و در گردش انداختند که نه بر ارزش خاصی استوار است و نه ارزش لازم گردش را دارد. طالبان بر روی این سکه‌ی تقلبی که از جنس خرافه و خشونت ضرب زده شده و بر روایات دیوبندی استوار است، خشونت عریان و ظلم و جور بی‌حدوحصری را نیز بار کرده‌اند که از کیلومترها دور هر آدم کم‌خردی نیز می‌فهمد که: آنچه طالبان در محاکم صحرایی انجام می‌دهند جور و ظلم است.

    بخش هفدهم- قسمت اول
    در بخش قبلی، روی نقش فاجعه‌بار طالبان در تضعیف حاکمیت قانون در افغانستان بحث نمودیم. یکی از شیوه‌های تضعیف حاکمیت قانون در افغانستان طی بیست سال گذشته، مروج ساختن نظام قضایی موازی، با شیوه بدوی و بسیار خشن و بی‌رحمانه و عدالت‌ستیزانه بوده است. نظم جزایی موازی طالبان بر «محاکم صحرایی» استوار است. محکمه‌ی صحرایی، همان‌طور که نامش بدوی و واپس‌گرایانه است، تأثیر بسیار فاجعه‌باری بر نظام عدلی و قضایی افغانستان گذاشته و به تضعیف حاکمیت قانون کمک کرده است.
    این هفدهمین بخش این نوشته است: در گفت‌وگوهای صلح افغانستان، هزینه‌هایی که باید از امتیازات طالبان کاسته شود. با آن‌که به‌نظر نمی‌رسد طالبان برای رسیدن به نتیجه، وارد گفت‌وگوهای صلح شده باشند؛ اما حالا در یک موقعیت چانه‌زنی خشونت‌محور برای کسب امتیازات حداکثری قرار گرفته‌اند. مهار سرکشی‌ها و توان نه گفتن به خواسته‌های بی‌حدوحصر طالبان فقط و فقط در دست جامعه‌ی افغانستان است. مردم افغانستان توان رام کردن لجام‌گسیختگی‌های طالبان را دارند؛ این کار فقط با انسجام ملی، هماهنگی، دادخواهی و اراده‌ی سیاسی و عزم ملی ممکن است و پایه‌ی تمامی این‌ها یک چیز است: آگاهی جمعی و حساسیت نسبت به آینده و سرنوشت افغانستان، مادر وطن عزیز مان.
    قضا در افغانستان تاریخچه‌ی بسیار طولانی‌ دارد. نظام قضایی افغانستان در برهه‌هایی از تاریخ، عقلانیت لازم خود برای رهایی انسان این سرزمین از چنگال جور و ظلم و بی‌عدالتی را داشته که هدف این نظام است. قضا مبتنی بر تحقیق است، مبتنی بر کنکاش و جدا کردن سره از ناسره و مبتنی بر شواهد و مدرک و استدلال است. از برآیند تحقیق است که قاضی حکم به مجرم بودن یا نبودن فرد می‌کند. حق؛ روح قضاوت است. حق‌العبد و حق‌الله در اسلام دسته‌بندی بسیار واضحی دارد. این معیارها در نظام قضایی افغانستان تا آن‌جا که ممکن بوده رعایت شده است؛ اما نظم جزایی طالبانی، دشمنی سرسختانه‌ای با تحقق عدالت و رسیدن حق به حق‌دار دارد. نظم جزایی طالبان مبتنی بر تفسیر خویش‌پسندانه از فقه ساده و سنتی است. طالبان به هیچ‌وجه دارای نظام قضایی نیستند؛ بلکه آنان نوعی نظم جزایی طالبانی دارند. جزا و قضا باهم تفاوت ماهیت دارند.
    در این بخش به این می‌پردازیم که طالبان؛ با ساختن نظم جزایی موازی، باعث تضعیف نظام عدلی-قضایی افغانستان شده‌اند. نظم جزایی طالبانی، مخرب‌ترین دشمن عدالت و قضاوت در افغانستان است. ممکن است این توطئه نباشد؛ بلکه بیش‌تر نوعی نقص و عیب نظام طالبانی است. نقصی که از فهم نادرست از درستی‌های آموزه‌های اسلام و شریعت اسلامی می‌آید.

    نظم جزایی طالبان و تضعیف نظام عدلی-قضایی افغانستان
    قوه‌ی قضاییه، از ارکان سه‌گانه دولت در نظام‌های دارای تفکیک قوا است. ساختار نظام جمهوری اسلامی افغانستان، مبتنی بر تفکیک قوای سه‌گانه‌ی مجریه، مقننه و قضاییه است. قوه‌ی قضاییه، دارای وجه کارکردی و ارزشی است. ارزش کارکرد این قوه از آن‌جا که داوری نهایی در مورد هر نوع جرمی به آن محول می‌شود، بیش‌تر از دو قوه‌ی دیگر است. در واقع قوه‌ی قضاییه روی دیگر سکه‌ی قوه مقننه است و قوه‌ی مجریه فلز این سکه به حساب می‌آید. گروه طالبان سکه تقلبی دیگری را تحت عنوان «محاکم صحرایی» عرضه و در گردش انداختند که نه بر ارزش خاصی استوار است و نه ارزش لازم گردش را دارد. طالبان بر روی این سکه‌ی تقلبی که از جنس خرافه و خشونت ضرب زده شده و بر روایات دیوبندی استوار است، خشونت عریان و ظلم و جور بی‌حدوحصری را نیز بار کرده‌اند که از کیلومترها دور هر آدم کم‌خردی نیز می‌فهمد که: آنچه طالبان در محاکم صحرایی انجام می‌دهند جور و ظلم است.
    از آن‌جا که در جامعه افغانستان استعداد بسیار نهفته‌ی جور ورزی و جور پذیری وجود دارد و هیچ تناسبی میان اندازه جرم و اندازه مجازات در ذهنیت انسان افغانی وجود ندارد، گروه طالبان این استعداد خفته را با عقده‌مندی‌های تاریخی، آموزه‌های افراطی، ظرفیت خشونت‌ورزی و به عبارتی با قرآن، کلاشینکوف و مواد مخدر را ترکیب کرده و در چارچوب دادگاه صحرایی بالای هر فردی که خواسته‌اند، تطبیق کرده‌اند. نبود منطق و تناسب میان جرم و مجازات را می‌توان حتا در بیش‌تر خانواده‌های افغانستان دید، مثلاً اگر کودکی پنجاه افغانی از جیب پدر خود بردارد، همان دشنام را می‌شنود یا به همان اندازه لت‌وکوب می‌شود که با سنگ سر دیگری را بشکند و شکایت کنند، بازهم همان دشنام‌ها را می‌شنود و به همان اندازه مجازت می‌شود. این عدم تناسب میان جرم و مجازات در تمامی جاها و رفتارهای افغان‌ها دیده‌ می‌شود. آن را می‌توان در ناسزا دادن به مقامات، ترافیک، فروشندگان، بچه و زن همسایه، به افراد، اقوام و سمت‌های دیگر مشاهده کرد.
    از سوی دیگر هر رفتاری در افغانستان که خوش طالبان نیاید نوعی جرم پنداشته می‌شود. در قاموس طالبان، واژه خطا، سهو، اشتباه، جای چندانی ندارد، چه‌بسا واژه جرم چنان سنگین است که با هر کار و اندک‌ترین اشتباه هم این‌جا فردی مجرم شناخته می‌شود و چه‌بسا با اتهام هم افراد مجرم شناخته می‌شوند. آشکار‌ترین نوع این عدم تناسب را در برابر زنان می‌توان مشاهده کرد: در ذهنیت طالبانی؛ زنی با پدیدار شدن یک تار مویش، یا کوچک‌ترین خطا، سزاوار شدیدترین نوع شکنجه و حتا مرگ است. این نبود تناسب میان جرم و مجازات، مبنای شریعت طالبانی است. شواهد بسیار زیادی وجود دارد که طالبان حتا با ادعای واهی، زنی را به رگبار بسته‌اند. با معلوم شدن ساق پا تا سرحد مرگ زنان را لت و کوب کرده‌اند. کفه‌ی سنگین ترازوی نظام کیفری طالبان، بر سرکوب زنان معطوف است. این سرکوب را وجهه‌ی شرعی و دینی نیز می‌دهند.
    از جهت دیگر؛ در دایره جرم و مجازات بسته و قید طالبانی، دگرگونه فکر کردن بزرگ‌ترین جرم است و مجازات آن به اندازه‌ای بزرگ است که باید شما به‌خاطر آن هفت بار به شدیدترین نوع ممکن کشته شوید. در شریعت طالبانی از قوم و تبار دیگر بودن جرم است، به زبان دیگر حرف زدن جرم است، از سمت دیگر بودن جرم است، به طرز دیگر جامه پوشیدن جرم است و این جرم‌ها؛ از دیدگاه طالبان، سزاوار شدیدترین مجازات است. طالبان در پی حاکم‌ساختن چنین آیینی‌اند و در پی تطبیق چنین مجازاتی‌اند. مگر یاد این جامعه رفته که آنان در یکاولنگ و مزار شریف چه کردند. در شهرها جامه‌ی نو پوشیدن جرم بود. به زبانی غیر از زبان پشتو حرف زدن معادل جرم بود. از مذهب دیگر بودن مستحق مرگ بود. طالبان همان‌ها اند. در پی پیاده‌سازی همان تفکراند. من در بخش بیست‌ودوم این نوشته روی این مطلب که طالبان؛ هیچ تغییری در کار نیست، بحث کرده‌ام.
    عدم تناسب میان اندازه جرم و مجازات از جنبه‌ی این‌که هیچ خبری از مکافات و تشویق در برابر رفتارهای سالم و قانون‌مند وجود ندارد نیز قابل تأمل است؛ یعنی به کودکان یاد داده می‌شود که اگر اندک‌ترین رفتار انحرافی از شما سر بزند، به شدیدترین نحو ممکن مجازات خواهید شد: آن‌ها در بزرگ‌سالی نیز همین شیوه در برخورد با اشتباه، در برخورد با جرم و هنجارشکنی و اختلاف نظر‌ها را در پیش می‌گیرند.
    گروه طالبان این «استعداد جور ورزی»، استعداد مجازات خودسرانه، استعداد محاکمه کردن بدون فرصت دفاع دادن به طرف مقابل را تبدیل به یک دستگاه قضایی و اجرای مجازات کردند و تحت نام عدالت، بدترین جنایات را در حق انسان‌ها مرتکب شدند. انسان مجرم هم حق و حقوقی دارد: جرم، حقوق انسانی‌ هیچ فردی را از او سلب نمی‌کند. هر مجرمی باید به تناسب جرمی که انجام داده است مجازات شود. این عدالت است. این برابری است. این انصاف است. آنچه را که طالبان در محاکم صحرایی یا نظام قضایی و جزایی شان در حق انسان این سرزمین روا می‌دارند، جور آشکار، جفای بی‌اندازه، خشونت‌ورزی غریزی، رفتارهای عقده‌گشایانه و ارضای نیازهای سادیستی است که تحت عنوان محاکمه و با شعار مذهب حنفی و چوکات حقوقی دین مبین اسلام، انجام می‌دهند.

    صبح کابل
    ادامه دارد.