برچسب: جبل السراج

  • صالح: طالبان در تلافی حمله به مواضع شان، آزار مردم را در جبل السراج شروع کرده اند

    صالح: طالبان در تلافی حمله به مواضع شان، آزار مردم را در جبل السراج شروع کرده اند

    امرالله صالح معاون دولت سقوط کرده اشرف غنی می گوید که افراد طالبان در تلافی حمله به مواضع شان در جبل السراج ولایت پروان، هم اکنون اذیت و آزار مردم را در این مناطق شروع کرده اند.

    آقای صالح در یادداشتی در صفحه فیسبوکی اش امروز (جمعه 12 حمل) به نقل از منابع مردمی نوشته است که حوالی ساعت هشت و نیم شب گذشته، بر قراول مرکز اصلی طالبان در «پشته سرخ» ولسوالی جبل السراج و منطقه «میان گذر» حمله صورت گرفت و شماری از افراد طالبان کشته شدند.

    وی گفت به دنبال آن، یک گروه از افراد طالبان از کابل و بگرام به این منطقه اعزام شده اند و در تلافی این حمله، دست به آزار و اذیت مردم در بازار و راه مسجد زده اند.

    طالبان تاکنون در این خصوص اظهار نظری نکرده است.

  • حمله طالبان به ولسوالی جبل السراج پروان عقب زده شد

    حمله طالبان به ولسوالی جبل السراج پروان عقب زده شد

    فرماندهی پولیس ولایت پروان اعلام کرد حمله تهاجمی گروه طالبان بر ولسوالی جبل‌السراج این ولایت از سوی نیروهای امنیتی و خیزش‌های مردمی با شکست مواجه شده است.

    در اعلامیه پولیس پروان که روز یک شنبه، دهم اسد، نشر شد آمده است گروه طالبان حوالی ساعت ۱۲:۰۰ چاشت یک‌شنبه بر پاسگاه‌های ارتش در روستای «شاتوتک» ولسوالی جبل السراج پروان حمله کردند که با مقاومت نیروهای امنیتی روبه‌رو شد.

    طبق این اعلامیه در این درگیری به گروه طالبان تلفات زیادی وارد شده است و جنگ‌جویان این گروه از ساحه فرار کرده‌اند.

    در نتیجه مقاومت نیروهای امنیتی و خیزش‌های مردمی در این ولسوالی دو جنگ‌جنگوی طالب کشته شده‌اند.

    پولیس پروان زخم برداشتن یک سرباز ارتش را تأیید کرده است.

    گروه طالبان تا کنون در این مورد چیزی نگفته است.

  • انفجار ماین در پروان 11 کشته و زخمی برجای گذاشت

    انفجار ماین در پروان 11 کشته و زخمی برجای گذاشت

    سلیم نوری، سخنگوی فرماندهی پولیس ولایت پروان به رسانه ها گفت این انفجار حوالی ساعت ۰۶:۵۰ بامداد امروز (دوشنبه، ۲۰ ثور) در منطقۀ «پل‌ متک» رخ داده است.

    آقای نوری می‌افزاید که در این رویداد یک موتر مسافربری نوع «کاستر» که از کابل به سمت بامیان در حرکت بود با ماین کنار جاده‌یی برخورد کرده است.

    سخنگوی فرماندهی پولیس ولایت پروان توضیح می‌دهد که دو تن از سرنشینان این کاستر جان باخته و نُه تن دیگر آنان زخم برداشته‌اند.

    تاکنون هیچ گروهی مسوولیت این انفجار را بر عهده نگرفته است.

    این در حالی است که انفجار مشابهی شب گذشته در ولایت زابل به وقوع پیوست. این انفجار که یک موتر مسافربری نوع «۴۰۴» را هدف قرار داده است، دست‌کم ۱۱ کشته و ۲۸ زخمی برجای گذاشته است.

  • طالبان به ساختمان ولسوالی جبل السراج پروان حمله کردند

    طالبان به ساختمان ولسوالی جبل السراج پروان حمله کردند

    سیف‌الله بیدار، ولسوال جبل‌السراج پروان به رسانه ها گفت این راکت‌ها از سوی گروه طالبان از ساحه گرز پایین بر ساختمان این ولسوالی شلیک شده است.

    حمله راکتی به ساختمان ولسوالی جبل‌السراج ساعت ۸:۱۰ شام روز یک‌شنبه، بیست‌ونهم آغاز شد.

    به گفته ولسوال جبل‌السراج، در نتیجه این راکت‌پراکنی‌، یک نیروی امنیتی زخمی شده است.

    در نتیجه اصابت راکت‌ها، شیشه‌های ساختمان ولسوالی جبل‌السراج شکسته است.

    در همین حال، باشنده‌گان محل می‌گویند که در پی اصابت بیش از پنج فیر راکت بر ساختمان فرماندهی پولیس و مقر ولسوالی جبل‌السراج، نیروهای امنیتی نیز دست به ماشه برده‌اند و برای مدتی تیراندازی ادامه داشته است.

  • حکمتیار، مرد دروغ های شاخدار!

    حکمتیار، مرد دروغ های شاخدار!

    گلبدین حکمتیار در طول حیات خود همواره با دروغ های خود تنش آفریده است و این بار در برابر گفته‌های سرور دانش، باز به شیوه دروغ متوسل شده است. لازم است یکی از دروغ های شاخدار حکمتیار را ذکر کنیم: باری، یکسال پیش او در باره ایران ظاهراً در برنامه کاکتوس گفته بود: سخت‌ترین تجربه زندگی من این است که در سال ۱۳۷۷ همراه استاد ربانی به تاجیکستان رفتم و دولت تاجیکستان به من دستور داد که هرچه زودتر تاجیکستان را ترک کنم و ایرانی‌ها مرا اغوا کردند تا به آن کشور بروم و من به ایران رفتم، اما حکم یک زندانی را داشتم. این بزرگترین اشتباه و تلخ‌ترین مقطع از مقاطع زندگی من بود.
    با این که رابطه نگارنده با حکومت ایران مطلوب نیست، اما در این مطلب حکمتیار دروغ بزرگ و آشکاری گفته است که لا اقل برای کسانی که بالای ۳۰ سال عمر دارند، بسیار واضح و آشکار است. حقیقت این است که در ۵ میزان/مهر سال ۱۳۷۵ در روز سقوط کابل به دست طالبان که حکمتیار همراه با شهید استاد ربانی به جبل السراج آمد و نگارنده نیز همراه آنان بودم، حکمتیار، از ترس شهید احمدشاه مسعود رنگ از رخش پریده و به شدت ترسیده بود. راستی اگر حکمتیار، مسعود را در چنین شرایطی به دست می‌آورد از صد جان مسعود یکی هم نجات پیدا نمی‌کرد اما مسعود بزرگی به خرج داد که نه تنها مزاحم حکمتیار نگردید، بل او را احترام نموده همراه سایر رهبران به تخار فرستاد و حکمتیار از تخار به کندز رفت و نخست در کندز و سپس در کارخانه قند بغلان مرکز گرفت. در زمستان همان سال- در ماه دلو- که مصادف به ماه رمضان بود که دولت جمهوری اسلامی ایران استاد ربانی را با عدّه‌ای دعوت نمود که حکمتیار، بنده و سید منصور نادری نیز عضو هیئت بودیم، چون جلسات با مسئولین ایرانی ختم گردید، حکمتیار خود تقاضای سکونت در ایران را نمود و دولت ایران هم او را پناه داد و بهترین قصر را در شمال تهران در اختیار او قرار داد و محافظ و بادیگارد در اختیار او گذاشت. حکمتیار با فرا خواندن عائله خود، به مدت دو سال در شمال تهران زندگی شاهانه داشت.
    استاد ربانی پایتخت حکومت خود را در تابستان ۱۳۷۶ به طور موقت در شهر مزار شریف ایجاد کرد. تا این که حکمتیار از طرف آقای محقق در زمستان ۱۳۷۶ به افغانستان دعوت شد و حکمتیار آمدن خود را مشروط به پرداخت ۴۰۰۰ قبضه اسلحه سبک و سنگین از طرف ایران نمود. حکمتیار می‌گفت: چنانچه این سلاح در اختیار من قرار گیرد، کمتر از یک ماه ولایات بغلان و کندز را از دست طالبان خارج خواهم ساخت و ایرانیان شرط او را قبول کردند و حکمتیار در اواخر زمستان ۱۳۷۶ با طمطراق وارد مزار شد و چند روز بعد در ولسوالی بلخ مقر گرفت. ایرانی‌ها طی پروازهای پی هم، چهار هزار قبضه سلاح را به مزار منتقل نموده و در اختیار حکمتیار قرار دادند که موجب ناراحتی جنرال دوستم و عطا محمد نور و احزاب شیعه گردید در آن زمان، نگارنده نیز در شهر مزار بودم. اما حکمتیار نه تنها به قول خود عمل نکرد و ولایات بغلان و کندز را آزاد نکرد، بل سلاح‌های مذکور را به اعضای حزب اسلامی در داخل شهر مزار، ولسولی بلخ، چهاربولک، چمتال و دولت‌آباد که همگی همکار طالبان بودند، توزیع نمود. زمانی که در تابستان سال ۱۳۷۷ طالبان حرکت خود را از ولایت بادغیس شروع کردند و به سرعت خود را به ولایت بلخ رسانیدند، تمام اعضای حزب اسلامی که سلاح‌های ایرانی را گرفته بودند، با طالبان همراه شده بالای شهر مزارشریف حمله کردند و اعضای حزب اسلامی در داخل شهر نیز قیام نموده شهر مزار را متصرف شدند.
    حکمتیار دو سه روز پیش از سقوط شهر مزار، نزد استاد ربانی به مزار آمد و باز احمد شاه مسعود بزرگی به خرج داده هلیکوپتر فرستاد و استاد ربانی و حکمتیار را به بدخشان منتقل نمود و پس از چند روزی استاد ربانی و حکمتیار به تاجیکستان رفتند و حکمتیار از آنجا به خانه و عائله خود که در ایران زندگی شاهانه داشتند، رهسپار گردید و تا سنبله ۱۳۸۰ در همان قصر خود در شمال تهران زندگی می‌کرد و بعد از حمله القاعده به برج‌های تجارت جهانی در نیویارک و حمله امریکا بر افغانستان، حکمتیار از ایران ناپدید شد و به احتمال نود در صد که به پاکستان نقل مکان نمود. همانگونه که ذکر کردیم، حکمتیار در زمستان ۱۳۷۵ مهمان عزیز ایرانی‌ها شد و در سال ۱۳۷۷ به تاجیکستان و سپس به منزل خود در ایران رفت. با این همه محبت و مهمان‌نوازی ایرانی‌ها از حکمتیار، باز هم او بدترین مقطع زندگی خود را در ایران بازگو می‌کند و می‌گوید در آنجا اسیر بودم. کسی که چنین آشکارا دروغ بگوید، می‌تواند سخنان دانش را تکذیب کند؟

    اگر کسی از حکمتیار بپرسد: تو که خود را مجاهد راه اسلام و مدعی تأسیس حکومت اسلامی می‌دانی، آیا حکومت سدوزایی‌ها چون: تیمور شاه فرزند احمدشاه ابدالی، زمان شاه فرزند تیمور شاه و شاه شجاع درانی که نیم افغانستان را به «رنجیت سنگ» پادشاه پنجاب هند داد، قبول داری؟ آیا حاکمیت آنها را افتخار تاریخ این کشور می‌دانی یا ننگ تاریخ؟ و همچنین حکومت سیاه و آدمکش عبدالرحمن خان را افتخار می‌دانی یا ننگ؟ حکمتیار در شعار خود همه حکومت‌های ظالم گذشته را خائن می‌دانست پس حالا چه شده است که آنان را افتخار تاریخ کشور می‌داند؟ علاوه بر آن، باید از گلبدین پرسیده شود که اگر حکومت‌های سدوزایی و محمدزایی افتخار تاریخ افغانستان است، چرا با کم آزارترین پادشاه محمدزایی؛ یعنی محمد ظاهرشاه مخالف بودی و همچنین در برابر حاکمیت سردار داوود خان که وطن دوست‌ترین حاکم افغانستان از قوم محمدزایی بود به مبارزه برخاستی؟ مگر نه این است که جناب شما یک چیز را به رسمیت می‌شناسید و آن رسیدن شما به قدرت است که تاکنون نرسیده‌ای و هیچگاه نخواهی رسید.
    سرور دانش تابعیت ایران را ندارد. اول: این که احتمالاً خودش تقاضای تابعیت نکرده و ثانیاً: اخذ تابعیت ایران سخت‌تر از گذشتن از هفت خوان رستم و اسفندیار است مخصوصاً اخذ تابعیت برای افغانی‌ها هرچند ممکن ولی نزدیک به محال است.
    غلط دیگری که حکمتیار مرتکب شده در باره ۱۲ امام شیعه و موروثی دانستن حکومت توسط آن‌ها و انکار امام مهدی امام دوازدهم شیعیان است که بحث در این مورد ادله بسیار می‌طلبد که در این وجیزه مجال ذکر آن نیست و اگر حکمتیار حاضر باشد، اینجانب با ایشان در یکی از رسانه‌ها رو در رو بحث خواهم کرد. مسئله دیگری که جهل مطلق حکمتیار را نشان می‌دهد، همانا موروثی دانستن اجتهاد در بین فقهای اهل تشیع است. بطلان این مطلب چنان آشکار است که نیاز به بحث ندارد، حکمتیار لطف کند و نشان دهد از کدام مجتهد شیعه، اجتهاد به فرزندش منتقل شده و مقلدان پدرش از وی تقلید کرده‌اند. دروغ بسیار بد است.
    سید محمدعلی جاوید

    خبرگزاری دید

  • هلاکت 34 جنگجوی طالبان در غزنی و پروان

    هلاکت 34 جنگجوی طالبان در غزنی و پروان

    به گزارش رها، دفتر مطبوعاتی مقام ولایت غزنی با نشر اعلامیه ای گفته است، در نتیجه عملیات نیروهای کماندو با حمایت نیروهای هوایی افغانستان در مربوطات ولسوالی اندر ولایت غزنی، ۳۱ مخالف مسلح دولت به شمول دو سرگروه شان کشته و ۵ جنگوی دیگر بازداشت شده‌اند.

    این عملیات‌ها در جریان روز و شب گذشته در مناطق میری، مدد، علیزی و کمال خیل ولسوالی اندر انجام شده است.

    در این عملیات‌ها به نیروهای امنیتی و افراد ملکی آسیبی نرسیده است.

    کشته و زخمی شدن ۵عضو طالبان در پروان

    همچنین از ولایت پروان خبر می رسد که در نتیجه درگیری خودی میان گروه طالبان در ولسوالی جبل السراج ولایت پروان، سه عضو این گروه مشمول یک فرمانده محلی آنان کشته و ۲ تن دیگر شان زخمی شدند.

    محمد محفوظ ولی‌زاده؛ فرمانده پلیس پروان با تأیید این خبر گفت که حوالی ساعت ۱۰شب گذشته ۵ تن از اعضای طالبان به گونه اشتباهی از سوی افراد خود شان در منطقه مناره ولسوالی جبل السراج این ولایت در حالی کشته و زخمی شدند که قصد حمله بر نیروهای امنیتی را داشتند.

    به گفته آقای ولی‌زاده در این رویداد سه تن  به شمول ملا قادر یک فرمانده محلی طالبان و برادرزاده‌اش کشته و دوتن دیگر زخمی شدند.

    فرمانده پلیس پروان می گوید که یکی از زخمیان این گروه برای تداوی به بیمارستان انتقال داده شده و تلاش ها برای دست گیری یکتن دیگر آن در ساحه جریان دارد.

  • کارخانه سمنت جبل السراج تولید دوباره را آغاز می کند

    کارخانه سمنت جبل السراج تولید دوباره را آغاز می کند

    داوود شاه صبا وزیر معادن و پطرولیم کشور در سفری که به ولایت پروان داشت این مطلب را در دیدارش با محمد عاصم عاصم والی پروان بیان کرده گفت : ولایت پروان در کنار داشتن موقعیت استراتیژیک، از نظر منابع معدنی هم غنی بوده که با تلاش اندک می تواند عواید فراوانی از این جهت به دست آرد.

    آقای صبا همچنان از جریان کار احیای مجدد فابریکه سمنت جبل السراج و از سر گیری تولید در این فابریکه تا دو ماه دیگر خبر داد.

    محمد عاصم عاصم والی پروان در این دیدار افزود : منابع معدنی از سرمایه های ملی مردم افغانستان است که استفاده درست از آن می تواند کشور را به خود کفایی برساند.

    آقای عاصم افزود، با توجه به اهمیت این منابع و اقدامات مرتبط به آن، تمامی برنامه های وزارت معادن و پطرولیم در این ولایت حمایت بی دریغ حکومت محلی پروان را با خود خواهد داشت .

    گفتنی است که با آغاز مجدد فعالیت کارخانه سمنت جبل السرج، در کنار رفع بخشی از نیازمندی ها به سمنت، برای بیش از 400 تن زمینه ی کار نیز مساعد خواهد شد.