برچسب: ثبت

  • دومین واقعه فلج اطفال مشاهده شد

    دومین واقعه فلج اطفال مشاهده شد

    عبدالاحد حازم مسؤول پروگرام واکسین در هلمند می گوید که این کودک کمتر از پنج سال سن دارد و به تازگی از پاکستان به ولسوالی نهرالسراج هلمند عودت کرده است.

    آقای حازم افزود، جایی که واقعۀ مثبت ثبت شده یک ساحۀ ناامن است؛ اما تیم‌های صحی به ساحۀ کوهستانی رفته اند تا مشخص سازند که خانوادۀ این کودک با واکسین مخالفت کرده یا به دلیل ناامنی‌های دوامدار این ساحه تحت پوشش کمپاین‌های واکسین پولیو قرار نگرفته است.

    این در حالی است که حدود یک ماه پیش وزارت صحت عامه کمپین واکسین فلج اطفال را شروع کرد و مسئولان ابراز امیدواری کرده بودند که در سال جاری فلج اطفال محو شود.

    در سال ۲۰۱۶ در چهار ولسوالی ۱۳ واقعه ثبت شد که نسبت به سال قبل ۷ واقعه کمتر بود.

    سید کمال‌شاه مسؤول بخش واکسین دفتر حمایت از اطفال سازمان ملل متحد (یونیسف) گفت که ثبت این واقعه مثبت، نگران‌کننده است و تیم‌های صحی تلاش می‌کنند برنامه‌های وقایوی ضد پولیو را در آن منطقه آغاز کنند.

    در سال جاری میلادی حدود ۹٫۵ میلیون کودک واکسین خواهند شد که شش میلیون انان در شرایط بسیار بد تهدید ویروس قرار دارند.

  • حدود 700 مورد خودکشی در سال جاری در هرات ثبت شده است

    حدود 700 مورد خودکشی در سال جاری در هرات ثبت شده است

    بر اساس گفته های مسئولان شفاخانه هرات، 70 درصد کسانی که اقدام به خودکشی کرده اند، زنان بوده اند.

    محمد رفیق شیرزی مسوول مطبوعاتی شفاخانه حوزه ای هرات گفته که این افراد با روش‌های مثل حلق آویز کردن، خوردن مواد سمی و خودسوزی، خودکشی کرده‌اند.

    سال پار این ۵ صد مورد اقدام به خودکشی در این شفاخانه به ثبت رسیده بود.

    گفتنی است که در ولایت هرات و غور بیشترین آمار خودکشی ثبت می شود؛ آمار بالای خودکشی زنان در ولایت غور، مسئولان بر آن داشت که فروش مرگ موش را ممنوع اعلام کنند.

     

  • میراث داران گنجینه های بزرگ

    میراث داران گنجینه های بزرگ

    یک فعال فرهنگی در کشور ایران نیز با نگاشتن مقاله ای، مثنوی معنوی را میراث یک تمدن بزرگ فرهنگی دانسته و گفته است که نباید برخورد ناسنجیده و اشتباه؛ میراثی که می تواند مایع پیوند باشد به تنفر و جدایی تبدیل شود. جزییات بیشتر نوشته:

    چندی است به بهانه ثبت دو نسخه قدیمی از مثنوی معنوی مولانا جلال الدین محمد بلخی در حافظه جهانی یونسکو باز هم جنجال بر سر میراثی بزرگ به راه افتاده است. جنجالی که هر از گاهی بر سر یکی از مواریث مهم منطقه به راه می افتد و زمینه را برای تعمیق جدایی ها و کینه ها فراهم می سازد. مباحث مربوط به این نوشتار در همان مقطع ذهنم را به خود مشغول ساخته بود و بارها دست به کار نوشتن شدم اما تصمیم گرفتم بعد از فروکش کردن تب های داغ که زود به سردی می گراید این کار را انجام دهم تا مبادا این کلام نیز گرفتار طوفان دعواهای بی حاصل شود.

    آن چه در این بین جالب است ظاهرا هرچه میراث عظیم تر باشد میراث داران را درگیر دعواهای بزرگتری خواهد کرد. در این نوشتار کوتاه نخست به بیان جایگاه این میراث بزرگ اشاره ای خواهم داشت. سپس مروری مختصر بر چرایی این نوع برخوردها در چنین مواقعی خواهم داشت تا شاید بتواند زمینه ساز دوری از این گرفتاری گردد.

    برای فهم درست از این پدیده و تبیین جایگاه این میراث تمدنی باید ابتدا نوعی تفکیک بین میراث فیزیکی، معنوی و فکری قایل شویم. منظور از میراث فیزیکی آن چیزی است که وجود خارجی دارد و می توان آن را لمس نمود. بناها و نسخ باقی مانده از گذشتگان در این دسته قرار می گیرند.

    در این سطح تکلیف مشخص است. این میراث به کشوری تعلق دارد که در حال حاضر این اثر در جغرافیای آن قرار دارد. به عنوان مثال هیچ کشوری جز افغانستان نمی تواند مدعی تصاحب خانقاه بهاءالدین ولد پدر فاضل و بزرگوار مولانا در بلخ یا قلعه اختیارالدین در هرات یا نسخه قدیمی کلیات سعدی موجود در آرشیو ملی این کشور باشد. کما این که در مورد ارگ بم یا سازه های آبی شوش یا بنای تخت جمشید یا نسخه قدیمی مثنوی موجود در ایران ادعای هر کشور دیگری جز ایران مضحک می نماید و همین قاعده در مورد سایر کشورها هم حاکم است.

    اما همگان می دانند که این مواریث فراتر از ارزش والای مادی و فیزیکی خود نوعی ارزش معنوی هم دارند. این ارزش در واقع به عنوان یک فاکتور هویت ساز مهم مطرح می شود. بی شک مردمانی که در پیشینه تاریخی خود بزرگانی چون مولانا، جامی، سنایی، فردوسی و سعدی داشته اند، یا دارای سنت های فرهنگی ریشه دار و بناهای باشکوه تاریخی هستند به شرط توجه به ارزش این میراث و حصول عوامل دیگر می توانند هویت غنی تری داشته و در فضای جهانی شدن امروزی تاثیرات فرهنگی عمیق تری از خود برجای بگذارند.

    از آنجایی که بخش مهمی از این میراث در طول تاریخ و پیش از شکل گیری مرزهای مدرن امروزی حاصل شده است به واقع نمی توان و نباید بسیاری از آن ها را در قالب مرزهای کنونی تعریف و محصور کرد. از این زاویه و در این سطح باید به جای توجه به کشورها با تعریف امروزی، به حوزه های تمدنی اشاره داشت و ارزش معنوی هر میراثی را به آن حوزه تمدنی متعلق دانست. با این تعریف تمام کشورهای امروزی که در یک حوزه تمدنی قرار دارند در این میراث با یکدیگر شریک هستند و تلاش هر کدامشان بر اعتلای جایگاه آن میراث به سود تمام میراث داران خواهد بود، هرچند که تلاش های مشترک در این عرصه لطف و زیبایی و سود بیشتری برای همگان خواهد داشت.

    با این تعریف آیا افتخار به نام مولانا و بهره مندی از عنصر هویت بخش میراث او را می توان به تنهایی متعلق به افغانستان، ترکیه، ایران یا تاجیکستان دانست؟ اما کار به این جا ختم نمی شود و هر یک از این مواریث دارای یک سطح بالاتری از ارزش نیز می باشند که در واقع سطحی اصیل است.

    اگر میراث مولانا در دو سطح پیشین دارای ارزش می باشند به واسطه ارزشی است که در این سطح سوم باید به آن اشاره کنیم و آن چیزی نیست جز میراث فکری. در واقع اگر مولانا مایه افتخار ملت های منطقه است و نسخه های مثنوی ارزشمند شده اند و خانقاه بهاءالدین ولد مورد توجه قرار گرفته است به واسطه تفکر، اندیشه و جهانی بینی انسانی است که مولای بلخ به آن پرداخته است. به نظر می رسد در این سطح میراث چنین بزرگانی به تمام بشریت تعلق دارد و هر که بیشتر از این چشمه های جوشان بهره مند شود سهم بیشتری به او تعلق گرفته است. از این منظر ویلیام چیتیک آمریکایی سهم بیشتری از بسیاری از هم زبانان مولانا از میراث او دارد یا گوته آلمانی بیش از بسیاری از اهالی شیراز وارث حضرت لسان الغیب است.

    با این وصف چرا بسیاری از ما در برخورد با موضوع این مواریث چنین برخوردهای ناسنجیده و اشتباهی را مرتکب می شویم و میراثی را که می تواند مایه پیوند ما باشد تبدیل به زمینه کینه توزی و نفرت پراکنی می کنیم؟ به صورت خلاصه می توان به سه دلیل عمده در این زمینه اشاره نمود. نخست، عدم فهم درست موضوع. به نظر می رسد در نظام آموزشی و رسانه های کشورهای منطقه تلاشی در جهت تبیین صحیح جایگاه این مواریث صورت نگرفته است و حتی برعکس فهم اشتباه از موضوع نیز ترویج شده است. دوم، کوته نظری ها که خود ریشه در عامل اول دارد. به این معنا که  مردم در کشورهای منطقه تصور می کنند بهره مندی سایرین از این گنجینه های ارزشمند به معنای کاستن یا نادیده گرفتن سهم ایشان است در حالی که اساسا چنین تصوری باطل و خطاست. سوم، عقده گشایی های سیاسی و فردی.

    این عامل بیش از دو عامل پیش گفته زشت و زننده می نماید. چرا که افراد یا جریاناتی تنها برای بهره مندی های سیاسی و فردی خود از تمام ارزش های انسانی مستتر در اندیشه های این بزرگان فاصله گرفته و تنها نام ایشان را مستمسک تسویه حساب ها و عقده گشایی ها و خودنمایی ها قرار می دهند.

    به امید روزی که ما میراث داران این گنجینه های ذیقیمت، ارزش های فکری موجود در میراثمان را به جهانیان تشنه معنویت هدیه نماییم.

     

    مجتبی نوروزی، سایت تابناک

  • وزارت خارجه علیه ثبت مثنوی مولانا به عنوان میراث دو کشور ترکیه و ایران اعتراض کرد

    وزارت خارجه علیه ثبت مثنوی مولانا به عنوان میراث دو کشور ترکیه و ایران اعتراض کرد

    نصیر احمد اندیشه، سرپرست و معاون اداری و مالی وزارت امور خارجه در دیداری با خانم پتریشیا مک فلپس، نماینده یونسکو در افغانستان، با ابراز نگرانی از این تصمیم دولت‌های ایران و ترکیه گفته است:”هرگاه قرار باشد این اثر شناخته شده ادبی و شاهکار عرفانی مولوی ثبت میراث جهانی یونسکو گردد، واقعیت تاریخی زادگاه خداوندگار بلخ نباید نادیده گرفته شود و پیوند مولانای بزرگ با افغانستان نباید فراموش گردد.”

    براساس خبرنامه وزارت امور خارجه نماینده یونسکو در افغانستان نیز اطمینان داده که نگرانی دولت این کشور در مورد با مثنوی مولانا را به مرکز آن سازمان گزارش خواهد داد.

    سه‌شنبه گذشته ۱۸ جوزا خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) به نقل از رئیس سازمان مرکز اسناد ملی این کشور نوشت:” با ترکیه توافق کرده‌ایم که مثنوی مولوی را به صورت مشترک ثبت کنیم، مولانا یکی از نقاط مشترک فرهنگی ایران و ترکیه است”.

    سیدرضا صالحی امیری، مشاور رئیس جمهوری و رئیس سازمان اسناد ایران درباره ثبت جهانی مثنوی مولانا گفته بود:”در حال حاضر در مرحله ثبت هستیم، ما به دلیل اشتراکات فرهنگی این کار را انجام دادیم. ایران و ترکیه اشتراکات فرهنگی زیادی دارند. باتوجه به اینکه مولوی در قونیه دفن شده، اما به زبان فارسی شعر گفته، هم ما و هم تُرک‌ها شرایط ثبت داشتیم اما ما این حوزه مناقشه را به حوزه وحدت تبدیل کردیم.”

    جلال الدین محمد بلخی، ملقب به مولوی و مولانا، در سال ١٢٠٧ میلادی (٦٠٤ هجری قمری) در بلخ متولد شد و خانقاه بهاالدین ولد، پدر او، در ولایت بلخ در شمال افغانستان قرار دارد.

    اطلاع دقیقی درباره تاریخ ساخت این خانه گلی، در دست نیست ولی اسناد تاریخی نشان می‌دهد که در سال ۱۲۰۷ تولد جلال الدین محمد، این خانقاه از رونق و شکوه زیادی بر خوردار بود.

    بهاء الدین ولد، که به واعظ نامدار بلخ شهرت داشت، هنگامی که پسرش جلال الدین کودکی خردسال بود از بلخ خارج شد. عبدالحسین زرین کوب، پژوهشگر تاریخ ادبیات، در این باره می‌نویسد: “او [بهاء الدین ولد] از خوارزمشاه رنجشی یافت که سبب آن درست معلوم نیست. شاید وجود امام فخر رازی – یک واعظ دیگر- که با صوفیه میانه‌ای نداشت و شاه بدو دل بسته بود وی را از او آزرده خاطر داشته بود.”

    او می افزاید: “چندی در وخش و سمر قند می‌بود، آنگاه عزیمت حج کرد. از راه نیشابور و بغداد به حجاز رفت و در بازگشت از مکه یک چند قدم به شام شد. هنگامی که خوارزم و ماوراء النهر به دست مغول افتاده بود و خوارزمشاه سرگشته و دربدر بود [سلطان ولد] به قونیه رفت و در آنجا سر بر بالین خاک نهاد.”

    BBC##

  • می خواستم اندیشه هایم را در کشور پیاده کنم اما گوش شنوا و چشم بینایی نبود!

    می خواستم اندیشه هایم را در کشور پیاده کنم اما گوش شنوا و چشم بینایی نبود!

    رجب علی می گوید بیشتر اختراعاتش در عرصه نظامی است ولی اهداف صلح امیز دارد. ساخت موشک با برد 12 کیلومتر، ربات کمک رسان، کفش ایمنی، پمپر/سپر موتر برای حفاظت، غریق نجات و چتر نجات برای هواپیما از اختراعات این مخترع افغانستانی است.

    وی در مورد این دستگاه ها و نحوه کارش معلومات بیشتری را نداد و علت آن را کپی و یا سرقت مفکوره هایش توسط برخی از شرکت ها و اشخاص عنوان کرد.

    رجب علی اندیشمند می گوید: “می خواستم اندیشه هایم را در کشور پیاده کنم اما در این کشور گوش شنوا و چشم بینایی نبود که مرا کمک و یا حمایت کند.”

    او گفت که 22 سال پیش طرح دستگاهی را ریخت که در هر شرایط و مکانی می تواند به نیروهای امنیتی کمک کند اما مقام دولتی و شخصی نبود که از این دستگاه حمایت کند.

    آقای اندیشمند می گوید که دستگاهی را که 22 سال پیش طراحی کرده بودم؛ سال گذشته توسط امریکایی ها و آلمانی ها ساخته و در رسانه ها به نمایش گذاشته شد.

    او اضافه کرد که با دیدن این تصویر بسیار متاسف شدم ولی باز هم نمونه ای بسیار کوچک طرح خود را ساختم.

    رجب علی دستگاهی را به نمایش گذشت که شش چرخ دارد و هر چرخ آن به صورت جداگانه 360 درجه به دور محوری که به بدنه متصل است، می چرخد. کارکرد این دستگاه همانند گام برداشتن یک حشره است.

    وی می گوید از مقام های دولتی دیگر ناامید شده است و امیدی ندارد که حکومت با او با همکاری کند و یا طرح هایش را مورد حمایت قرار دهد.

    این مخترع از نهادهای بین المللی و جامعه بین المللی می خواهد که یک متخصص ماشین افزار را به افغانستان بیاورد و از وی امتحان بگیرد تا مشخص شود چه ایده و افکاری دارد.

    او با قاطعیت گفت که طرح هایش ناب و حاضر به پاسخگویی است.

    موشک و هواپیمای بدون سرنشین

    رجب علی همچنان از برخی افراد سوجو داخلی و خارجی نیز گلایه کرد و افزود که این افراد که تابعیت های دوگانه داشت به بهانه کمک و همکاری طرح هایم را سرقت کردند و به کشورهای دیگر فروختند.

    وی همچنین از مقام های دولتی نیز شکایت کرد که برای حفظ مالکیت های فکری مخترعان در کشور 4 سال پیش درست به ایجاد یک انجمن زدیم ولی این طرح ما نه تنها مورد استقبال قرار نگرفت، بلکه سوء استفاده نیز کردند.

    او می گوید که وقتی این موضوع به وزارت های عدلیه و تجارت رسید؛ افراد و اشخاصی از این قضیه سوء استفاده کردند و به عنوان مخترع به کشورهای خارجی سفر کردند.

    رجب علی اندیشمند در مورد ثبت اختراعاتش در انجمن مخترعان جهان نیز گفت که ثبت یک اختراع در انجمن جهانی نیاز به هزینه ای گزاف دارد که در پرداخت آن، نتوانم.

    لازم به ذکر است که رجب علی در سن 15 سالگی، برای اولین بار یک بلدزر برای سرگرمی خود ساخت که باعث شد معلم اش وی را مورد تشویق قرار دهد و او را به وزیر معادن وقت معرفی کند.

    بلدزر ساخت رجب علی

    آقای اندیشمند می گوید که تشویق وزیر معادن وقت و معلم اش باعث شد که رو به کارهای بیشتری اوردم و سرانجام دستگاه های مختلفی را اختراع کردم که به زندگی بشر کمک می کند.

    به گفته او این تشویق ها در حال رشد و پیگیری بود که جنگ های داخلی باعث شد بار هجرت ببندد.

    او مدتی از عمر خود را در دیار غربت سپری کرد و بعد از تشکیل دولت جدید به کشور برگشت تا شاید بتواند ایده هایش را نهایی کند ولی این کار صورت نگرفت.

    او اکنون توقعی از دولت ندارد، فقط از جامعه جهانی می خواهد که وی را حمایت کند. اندیشمند بر این باور است که مخترعان و متفکران متعلق به جهان است و باید همه کشورها از او حمایت کنند.