برچسب: توافق صلح امریکا با طالبان

  • جنرال مک کنزی: در مورد داشتن پایگاه با همسایه های افغانستان توافقی نکرده ایم

    جنرال مک کنزی: در مورد داشتن پایگاه با همسایه های افغانستان توافقی نکرده ایم

    جنرال مکنزی دیروز سه‌شنبه در پاسخ به این سوال اعضای کانگرس که آیا امریکا بعد از خروج قوایش از افغانستان برای مبارزه با تروریستان در منطقه کدام قرارگاهی دارد، توضیحات داد.

    او افزود وزارت دفاع امریکا در روزهای بعد یک پلان را در این رابطه خواهد سپرد. به گفته او طبق این پلان جلو فعالیت‌های تروریستان گرفته می‌شود.

    جنرال مکنزی به اعضای کمیته دفاعی مجلس نمایندگان کانگرس همچنان گفت بر طالبان همچون یک شریک در مذاکرات صلح اعتماد ندارد.

    او تاکید کرد طالبان باید تعهدات خود در موافقتنامه صلح با امریکا را عملی کنند.

  • ارتباط طالبان با القاعده همچنان ادامه می یابد

    ارتباط طالبان با القاعده همچنان ادامه می یابد

    پس از امضای توافق‌نامه میان ایالات‌ متحده امریکا و گروه طالبان در ۲۹ فبروری ۲۰۲۰، از میان همه بند‌های تعهد شده، مسأله قطع روابط طالبان با شبکه القاعده، موضوع جنجالی و قابل تأمل بوده است. با گذشت بیش‌تر از یک‌سال از امضای این توافق‌نامه، هنوز هم روابط بین این دو گروه پابرجا بوده است و هیچ نشانه‌ای از قطع روابط میان گروه طالبان و شبکه القاعده به چشم نمی‌آید. به هر حال، در این نبشته تلاش خواهد شد تا نشانه‌هایی از ادامه روابط طالبان با شبکه القاعده برجسته شود.

    در همان آغاز گفت‌وگو‌های صلح، گروه طالبان در تلاش بود تا از جایگاه قدرت وارد مذاکرات شود و می‌کوشید تا روی مبانی فکری و ایدیولوژیک خود قیمت‌گذاری کند و با این روش، دست‌ بالایی در مذاکرات داشته باشد. بدیهی است که نیروهای پشت‌پرده (سازمان‌های استخباراتی و متفکران شبکه القاعده) آن‌ها را تغذیه اطلاعاتی می‌کردند و مشوره می‌دادند. با این تاکتیک، طالبان خواهان به کرسی نشاندن دیدگاه خود بودند و چیزی کم‌تر از آن نمی‌خواستند. اما بخش دیگری از مذاکرات، مطالبات حکومت افغانستان و خواست‌های امریکایی‌ها از طالبان بود که تبلور آن در موافقت‌نامه دیده می‌شود. یکی از موارد جدی در این موافقت‌نامه، قطع روابط طالبان با شبکه القاعده بود که طالبان تا هنوز برای قطع روابط شان با شبکه موصوف از خود قاطعیت نشان نداده‌اند و در ضمن، اطلاعات و شواهد زیادی مبنی بر دوام و تحکیم روابط میان این دو گروه وجود دارد.

    پس از آفتابی شدن دوام روابط طالبان با القاعده، دستگاه تبلیغاتی این گروه همواره روابط شان با القاعده را در اعلامیه‌های رسمی و در نشست‌های خود رد می‌کرد. باید اذعان کرد که طالبان با حفظ و تحکیم روابط‌‌ شان با القاعده در این وهله‌ زمانی دنبال سه هدف مهم و راهبردی هستند.

    نگاه ابزاری طالبان به القاعده

    در شرایط کنونی، طالبان جدا از پیوند ایدیولوژیک با القاعده، نگاه ابزاری نسبت به این شبکه دارند. آن‌ها از القاعده به عنوان آخرین کارت بازی استفاده می‌کنند تا معادله و فرمول مذاکرات را تغییر بدهند. بدون شک، القاعده و شاخ و برگ آن‌ها در افغانستان، منطقه و جهان، هنوز هم  تهدید جدی در برابر منافع بعضی کشورها، از جمله ایالات متحده امریکا پنداشته می‌شود. طالبان با درک این واقعیت تلاش دارند روابط شان با القاعده هم‌چنان ادامه داشته باشد و غیرمستقیم برای امریکایی‌ها این پیام را می‌دهند که قطع روابط آن‌ها با القاعده قیمت ‌گزاف در پی خواهد داشت. این مطلوب‌ترین روش برای باج‌گیری از امریکایی‌ها و حکومت افغانستان است.

    شکست مذاکرات و نقش القاعده

    از آن‌جایی‌ که طالبان به تنهایی روی جنگ و صلح تصمیم نمی‌گیرند، آن‌ها به عنوان نیروهای نیابتی و پیش‌قراولان فاقد دیدگاه، در واقع آجندای مبهم و چندلایه‌ دیگران را وسیله می‌شوند و روی محتوای آن چانه‌زنی می‌کنند تا مطالبات بازیگران اصلی برآورده شود. با این حال، طالبان با شکست مذاکرات صلح نیاز به حامیان مالی و ایدیولوژیک دارند تا ماشین جنگی آن‌ها متوقف نشود و قدرت بسیج افراد تحت امر شان را از دست ندهند. سازمانی ‌که می‌تواند نقش تعیین کننده‌‌ای پس از شکست مذاکرات صلح در بسیج و آرایش نیروهای طالبان داشته باشد، القاعده است. با این حال، طالبان به خوبی می‌دانند که همکار استراتژیک خود یعنی القاعده را از دست ندهند.

    ترس از رقبای منطقه‌‌ای

    براساس اطلاعات موجود، بیش‌تر از بیست گروه تروریستی با ظرفیت‌های سازمانی و خاستگاه‌های تقریباً مشابه عملاً در منطقه فعال هستند. شبکه القاعده با اکثریت این گروه‌های تروریستی در تماس بوده و نوع تعامل این سازمان با گروه‌های تروریستی منطقه‌ براساس نیاز دو طرف تحکیم شده است. شبکه القاعده در سه سطح تاکتیکی، اطلاعاتی و ایدیولوژیکی با گروه‌های تروریستی منطقه‌ در تعامل است و دو نوع همکاری مالی ­و آموزشی نیز با این گروه‌ها دارد. طالبان با درک این پیوند چندلایه‌ القاعده با رقبای منطقه‌ای خود، ترس از دست دادن همکاری راهبردی القاعده را دارند و می‌دانند که هر نوع مقاطعه در این شرایط، ذهن القاعده را به سوی دیگری معطوف خواهد کرد. اسناد و مدارک متعددی نشان می‌دهد که سازمان القاعده بر علاوه داشتن روابط با گروه طالبان و شبکه حقانی، با گروه‌های تروریستی پاکستانی «لشکر طیبه، تحریک طالبان پاکستانی، انصار الاسلام، سپاه صحابه، لشکر جنگوی و…» و گروه‌های تروریستی آسیای میانه «حرکت اسلامی اوزبیکستان و جماعت انصارالله تاجیکستان» روابط نزدیک دارد که هرکدام از این گروه‌ها به عنوان یک پتانسیل منطقه‌ای نزد القاعده مطرح است. این امر دست ‌بلندی برای القاعده می‌دهد تا برای پیش‌برد اهداف تروریستی خود انتخاب متعددی داشته باشد. با این حال، دوام روابط طالبان با القاعده برای این گروه حیاتی پنداشته می‌شود. از این‌رو، طالبان تلاش خواهند کرد تا ارتباط زیر‌زمینی و معنادار شان محفوظ بماند.

    مانیفست تدوین شده القاعده نشان می‌دهد که سه مولفه‌ «جهاد و مبارزه با کفر، بازیابی هویت گذشته (بازگشت به اسلام راستین) و پاک‌سازی کشورهای اسلامی از حاکمان فاسد» بازگو کننده‌ تفکر اصلی آن‌ها است. این مولفه‌ها و مبانی ایدیولوژیک شبکه القاعده برمی‌گردد به تاثیرپذیری آن‌ها از اندیشه‌های سید قطب و جریان اخوان‌المسلمین. باید اذعان کرد که نظام فکری حاکم بر القاعده، ریشه در سلفی‌گری دارد و می‌توان آن را در افکار خوارج، احمد بن حنبل، ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب به خوبی جست‌وجو کرد. روشن است که سلفی‌ها به سبب ماهیت واپس‌گرا و گذشته‌نگر خود به سمت سنت‌گرایی پیش‌می‌روند. القاعده هم‌چنان با طرز تفکر مشابه خواهان برقراری نظم اسلامی در جهان است که توسط بنیادگرایان صورت می‌گیرد؛ جهانی که تحت رهبری یک خلیفه قرار داشته باشد. با چنین تفکری، القاعده در گوشه‌های دنیا ریشه دوانده و هسته‌های عملیاتی خود را مستقر ساخته است. پس از اعلام «جنگ برعلیه ترور» و متواری ساختن نیروهای القاعده توسط ائتلاف جهانی به رهبری ایالات متحده امریکا، بعضی از رهبران این شبکه و اعضای آن دوباره به کمک طالبان توانستند در نقاط مختلف افغانستان جابه‌جا شوند. اطلاعات استخباراتی نشان می‌دهد که اعضای القاعده در ۱۹ ولایت افغانستان در تبانی با طالبان فعالیت‌های تخریبی، آموزشی و اطلاعاتی دارند.

    زابل، ارزگان، بدخشان، بلخ، قندهار، کنر، فاریاب، فراه، غزنی، کاپیسا، کابل، جوزجان، هلمند، خوست، لوگر، ننگرهار، تخار، نیمروز و پکتیکا از جمله ولایت‌هایی‌ اند که اعضای شبکه القاعده زیر چتر طالبان در آن عملاً فعالیت دارند. القاعده ساختار سازمانی نظام‌مند دارد. شورای مرکزی آن‌ها به مثابه فرماندهی کل نیروها دارای بخش‌های نظامی، مالی، مذهبی و تبلیغاتی است. هر بخش توسط افراد وفادار و تذکیه شده رهبری می‌شود و شورای مرکزی آجندای فعالیت و تحرکات‌شان را تدوین می‌کند. براساس اطلاعات، شمار اعضای گروه القاعده در افغانستان بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ تن می‌رسد که اکثریت آن‌ها شهروندان کشور‌های خارجی، مخصوصاً کشور‌های عربی، پاکستان، بنگله‌دیش، برما، مالدیف، اوزبیکستان، قرغیزستان، چچین و ترکیه هستند.

    فواد حسین، روزنامه‌نگار اردنی که مدتی هم‌بند ابومصعب ‌الزرقاوی در زندان بود، در خلال نگارش کتاب خود «الزرقاوی؛ نسل دوم القاعده»، کوشیده است با بسیاری از رهبران این شبکه ارتباط برقرار کند. وی می‌نویسد: «من با طیفی از اعضای القاعده با عقاید مختلف مصاحبه کردم تا تصوری از چگونه‌گی تحول جنگ بین تروریست‌ها و واشنگتن را به دست بیاورم». او نیز یادآور شده است که شبکه القاعده امیدوار است، در هفت مرحله‌ جداگانه نظم ایده‌آل خود را در جهان براساس خلافت اسلامی حاکم بسازد. آن‌ها مراحل هفت‌گانه را چنین دسته‌بندی ‌کرده‌اند:

    مرحله بیدارسازی بین سال‌های ۲۰۰۰ الی ۲۰۰۳، مرحله گشودن چشم‌ها؛ تبدیل ساختن عراق به پایگاه اصلی القاعده در جهان بین سال‌های ۲۰۰۳ الی ۲۰۰۶، مرحله برپا خاستن؛ تمرکز بالای سوریه و تصمیم حمله بالای ترکیه و اسراییل بین سال‌های ۲۰۰۷ الی ۲۰۱۰، مرحله فروپاشی حکومت‌های عربی بین سال‌های ۲۰۱۰ الی ۲۰۱۳، مرحله اعلام خلافت اسلامی بین سال‌های ۲۰۱۳ الی ۲۰۱۶ و مرحله رویارویی مطلق؛ رویارویی سپاه اسلام بین معتقدان و بی‌اعتقادان که در سال ۲۰۱۶ پیش‌بینی شده بود. در نهایت، مرحله هفتم، پیروزی قطعی توصیف شده است. وی می‌افزاید که از نظر تروریست‌ها، به علت آن‌که بقیه جهان توسط ۱٫۵ میلیارد مسلمان درهم کوبیده خواهد شد، خلافت بدون شک به پیروزی خواهد رسید. این مرحله باید تا سال ۲۰۲۰ به پایان برسد و جنگ نباید بیش از دو سال به طول انجامد.

    آنچه ‌که حسین روایت می‌کند، به وضوح نشان می‌دهد که رهبران القاعده به اصول راهبردی خود دست نیافته‌اند و هنوز در مرحله‌ چهارم و پنجم که خشونت و مقاومت سخت‌گیرانه را نشان می‌دهد، گیرمانده‌اند. با این حال در تلاش و تکاپو هستند تا ریشه‌های‌شان الی تکمیل‌ شدن مرحله هفتم نخشکند. از همین‌رو، در جهان عرب با جبهه النصره، در سوریه با انصار الشریعه، در یمن با جنبش الشباب و در افغانستان با گروه طالبان و سایر گروه‌های تروریستی در تماس‌اند تا به خواست‌های استراتژیک‌شان که همانا سه مولفه اصلی تفکر و تکمیل مراحل هفت‌گانه است، برسند. بنابراین، القاعده به خاطر بقای خود در منطقه‌ برای فعلاً شریک خوب‌تر از طالبان سراغ ندارند و همسویی این دو گروه ظاهراً برای هردوی‌شان سود‌آور است.

    نشانه‌هایی از همسویی و روابط طالبان با القاعده

    ریاست عمومی امنیت ‌ملی افغانستان ادعا می‌کند که در جریان بیش‌تر از یک‌‌سال، یعنی پس از امضای توافق‌نامه دوحه میان ایالات متحده امریکا و گروه طالبان، چهار تن از اعضای رهبری شبکه القاعده توسط عملیات نیروهای ویژه ریاست عمومی امنیت ملی کشته شده‌اند. براساس اعلامیه‌های رسمی این نهاد، هر چهار فرد مهم شبکه مذکور در مناطق مربوط به گروه طالبان زیست داشته‌ و تحت حمایت آن‌ها فعالیت‌های خود را پیش‌ می‌برده‌اند.

    بریده‌‌ای از اعلامیه رسمی ریاست عمومی امنیت، ۳ ثور ۱۳۹۹: «منیب فرزند سردار خان ولدیت حیات‌ خان، باشنده‌‌ اصلی پاکستان، عضو شورای مرکزی شاخه‌ خراسان داعش، قاضی و مسوول هماهنگی و ارتباطات میان شاخه‌ خراسان داعش و گروه‌های تروریستی مثل لشکر طیبه، شبکه حقانی، سپاه صحابه و جمعیت ‌العلمای اسلام؛ این مسوول بلندپایه داعش شاخه‌ خراسان در جریان تحقیق در مورد چگونه‌گی تبانی و تشریک مساعی میان شاخه‌ خراسان داعش و گروه‌های تروریستی صحبت کرده است. نامبرده قبل از این‌که با گروه داعش بپیوندد، جزو افراد کلیدی گروه تروریستی القاعده بوده است».

    اعلامیه ریاست عمومی امنیت ملی، ۴ عقرب ۱۳۹۹: «حسام عبدالرووف، مشهور به ابومحسن المصری، یکی از رهبران ارشد القاعده در جریان یک عملیات نیروهای قطعات خاص ریاست عمومی امنیت‌ ملی در ولسوالی اندر ولایت غزنی به هلاکت رسید. نامبرده تا سال ۲۰۱۵‌ میلادی مسوولیت تبلیغاتی و مطبوعاتی را برای شبکه‌‌ القاعده بر عهده داشت. حسام عبدالرووف با طالبان و شبکه‌ حقانی رابطه‌ نزدیک برقرار کرده بود و جنگ‌جویان این گروه را حمایت مالی و لوژستیکی می‌کرد. او سال‌های متمادی زیر چتر طالبان در آن طرف خط دیورند و یا در داخل خاک افغانستان به طور پنهان زنده‌گی می‌کرد. در این عملیات، یکی از قوماندان‌های طالبان و از همکاران نزدیک حسام عبدالرووف، به نام عبدالرحیم بازداشت شده است».

    اعلامیه ریاست عمومی امنیت‌ ملی، ۲۰ عقرب ۱۳۹۹: «نیروهای قطعات‌ خاص ریاست عمومی امنیت‌ ملی براساس معلومات دقیق و در جریان یک عملیات هدفمند، اسامی محمد حنیف فرزند محمد انور به اسم مستعار عبدالله، یکی از رهبران القاعده برای شبه‌قاره هند را از بین برده‌اند. اسامی حنیف باشنده اصلی شهر کراچی پاکستان می‌باشد که در جریان عملیات از قبل‌ پلان‌ شده در ولسوالی بکواه ولایت فراه توسط نیروهای قطعات‌ خاص امنیت‌ ملی کشته شد. نامبرده در ابتدا عضویت گروه تروریستی طالبان را داشته و بعد از سال ۲۰۱۰ عضویت شبکه‌ تروریستی القاعده را نیز کسب کرده بود».

    اعلامیه ریاست عمومی امنیت ‌ملی، ۱۰ حمل ۱۴۰۰: «نیروهای قطعات خاص ریاست عمومی امنیت ‌ملی در عملیات هدفمند یک عضو برجسته‌ شبکه‌‌ القاعده و یک فرمانده‌ طالبان را در ولسوالی گیان ولایت پکتیکا به هلاکت رساندند. دولت‌بیگ تاجیکی مشهور به ابومحمد ‌التاجیکی، عضو برجسته‌‌ شبکه القاعده در شبه‌قاره هند و حضرت علی مشهور به حمزه، مهاجر باشنده اصلی وزیرستان، فرمانده گروه تروریستی طالبان، از پلان‌گذاران اصلی حملات مشترک، پیچیده، خونین و بزرگ طالبان و القاعده بوده‌اند. این افراد، اشخاص ارتباطی میان شبکه القاعده و گروه تروریستی طالبان بوده و مسوولیت تجهیز و تمویل گروه تروریستی طالبان را پیش‌ می‌بردند».

    همان‌طوری ‌که موضوع صلح و جنگ در افغانستان تصمیم محض داخلی نیست، هر نوع پیش‌رفت در مذاکرات صلح و چالش سد‌ راه این پروسه، پیامد‌های منطقه‌ای و جهانی دارد. حکومت افغانستان و همکاران بین‌الملی‌اش انتظار داشتند تا توافق‌نامه دوحه نقشه‌‌ راه برای رسیدن به صلح پایدار گردد و منجر به قطع جنگ شود؛ اما عدم پابندی طالبان به مفاد این توافق‌نامه، بازی را پیچیده ساخته است و مقامات حکومت افغانستان و کشورهای دخیل در پروسه صلح افغانستان، در این مورد واکنش‌هایی داشته‌اند.

    امرالله صالح، معاون نخست ریاست جمهوری در ۲۸ دلو ۱۳۹۹ در قندهار گفته بود که تعهدی را که طالبان کرده بودند و گفته بودند که به ما وقت بدهید که ۲۰ گروه تروریستی دیگر را از افغانستان بیرون کنیم، یکی آن را هم عملی نکردند. وی گفت: «شما شاهد هستید که سومین رهبر القاعده دو ماه پیش در غزنی پیدا شد و این یعنی که طالبان به تعهد‌شان پابند نیستند».

    احمد ضیا سراج، رییس عمومی امنیت ملی افغانستان در ۳۰ دلو ۱۳۹۹ در کابل گفت که حضور فعال القاعده در کشورغیر‌قابل‌ انکار است. او افزود: «حدود سه صد جنگ‌جوی این گروه در افغانستان با طالبان همکاری گسترده و استراتژیک دارند. هم‌اکنون شش تا ده هزار جنگ‌جوی خارجی، از جمله جنگ‌جویان جنبش اسلامی اوزبیکستان، جنبش اسلامی تاجیکستان و جنگ‌جویان ترکستان شرقی چین حضور دارند که هدف نهایی‌شان کشاندن دامنه‌ جنگ به کشور‌های آسیای میانه و ترکستان شرقی است».

    در بخشی از گزارش وزارت دفاع امریکا به کنگره در ۱۱ سرطان ۱۳۹۹ آمده است که گروه طالبان به ادامه همکاری با شاخه القاعده در شبه‌قاره هند متهم است. با وجود پیش‌رفت‌های اخیر در روند صلح، شاخه القاعده در شبه‌‌قاره هند روابط نزدیک با طالبان در افغانستان دارد که احتمالاً برای محافظت و آموزش باشد و به طور مرتب با اعضای رده پایین طالبان برای تضعیف دولت افغانستان همکاری می‌کند.

    گروه تحلیل و نظارت بر تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل (UN Security Council Sanction Analysis and Monitoring Group) در ۱۵ دلو ۱۳۹۹ در بخشی از گزارش چنین گفته است: «روابط طالبان با القاعده، داعش و برخی از گروه‌های تروریستی دیگر هنوز پابرجا و محکم است. کشته شدن چندین فرمانده القاعده، از جمله حسام عبدالرووف معروف به ابومحسن ‌المصری در مناطق تحت کنترل طالبان، گواه این مدعا است.»

    بازرس ویژه ایالات متحده (US Special Inspector General) در ۲۰ حوت ۱۳۹۹ در بخشی از گزارش سیگار آورده است: «افغانستان هنوز هم با تهدید گروه‌های افراطی روبه‌رو است. گروه طالبان الی اکنون تاکتیک‌ها و اهداف خود را تغییر نداده‌ و سطح خشونت‌ها هنوز هم در افغانستان بالا است. یافته‌های ما نشان می‌دهد که در کنار طالبان گروه‌های تروریستی مثل داعش و القاعده هنوز هم در افغانستان حضور دارند».

    رییس کمیته روابط خارجی مجلس سنای امریکا (Senator Robert Menendez) در ۱۹ حوت ۱۳۹۹، در صحبت با خبرنگاران در پیوند به عدم پابندی طالبان به تعهدات آن‌ها گفت: «ما راجع به صلح افغانستان نگرانی داریم. قطع رابطه با گروه‌های دهشت‌افگن، کاهش خشونت و پیوستن به مذاکرات صلح بین‌الافغانی از تعهدات اساسی طالبان در توافق‌نامه آن گروه با ایالات متحده امریکا در دوحه بود. اما آن‌گونه که دیده می‌شود، خشونت طالبان کاهش نیافته و مذاکرات‌ آن‌ها با حکومت افغانستان نتیجه ملموس نداشته است و به استناد گزارش وزارت دفاع ایالات متحده، روابط طالبان با القاعده نیز قطع نگردیده است».

     دبیرکل ناتو (NATO Secretary General Jens Stoltenberg) در ۹ دلو ۱۳۹۹ گفت: «طالبان هنوز هم با گروه‌های تروریستی در افغانستان در تماس‌اند و این گروه روابط شان ‌را با سازمان القاعده قطع نکرده است.»

    پس از کشته شدن عمر عاصم، مسوول القاعده در جنوب‌‌شرق آسیا، مسأله «امنیت خودی» به عنوان جدی‌ترین اصل از سوی شورای مرکزی این شبکه، همه‌گانی و برای همه اعضای سازمان گوشزد شد تا حین استفاده از تکنولوژی و رسانه‌های اجتماعی از احتیاط کار بگیرند. اطلاعات حاکی از آن است که اعضای شبکه القاعده بیش‌تر از واتس‌اپ و سیگنال استفاده می‌کنند و اجازه ندارند در رسانه‌های اجتماعی فعال باشند. هم‌چنان یافته‌های استخباراتی نشان می‌دهد که اعضای شبکه القاعده به تناسب اعضای گروه طالبان و داعش کم‌تر در رسانه‌های اجتماعی فعال‌اند؛ چون مسأله «امنیت خودی» براساس دستور شورای مرکزی باید مدنظر گرفته شود. اما اعضای این شبکه با نام‌های مستعار در ۳۴ گروپ مربوط به طالبان و داعش حضور فعال دارند. با این حال، گفته می‌توانیم که اعضای شبکه القاعده در جریان تمام تصمیم‌گیری‌های گروه طالبان و داعش قرار دارند.

    نتیجه‌گیری

    به نظر می‌رسد که طالبان به این ساده‌گی آماده نمی‌شوند تا روابط شان‌ را با القاعده قطع کنند. آن‌ها هنوز اعضای القاعده را جهاد‌گران واقعی می‌دانند و خود را در برابر آن‌ها وام‌دار حس می‌کنند. حتا اگر اعضای دفتر سیاسی طالبان و هیأت مذاکره کننده‌‌ آن‌ها بنابر فشار‌ کشور‌ها و نهادهای بین‌المللی مقاطعه را اعلام کنند، واقعیت اراضی چیز دیگری خواهد بود. جنگ‌جویان طالب پس از دو دهه همراهی از وضعیت قراردادی و تعاملی در روابط ‌‌شان با القاعده عبور کرده‌اند و حالا پیوند عاطفی میان آن‌ها شکل گرفته است. این احساس عاطفی رابطه را مستحکم، معنا‌دار و ماندگار می‌سازد. از منظر دیگر، طالبان هنوز با دل‌گرمی تمام وارد مذاکرات نشده‌اند و باور ندارند که مذاکرات نتیجه‌بخش تمام شود. بنابراین، از دست دادن همکار قدیمی و ایدیولوژیک‌ «القاعده» برای آن‌ها هزینه بالایی در پی خواهد داشت.

    هشت صبح

  • سفر غیرمنتظره سرپرست وزارت دفاع آمریکا به کابل

    سفر غیرمنتظره سرپرست وزارت دفاع آمریکا به کابل

    کریستوفر میلر، سرپرست وزارت دفاع آمریکا در سفری از قبل اعلام‌نشده به کابل رفته و با رئیس جمهور غنی در ارگ دیدار کرده است.

    ریاست جمهوری در اعلامیه‌ای گفت در این دیدار که امرالله صالح، معاون اول ریاست جمهوری و شمار دیگری از مقام‌های دولتی حضور داشتند، در مورد وضعیت افغانستان، منطقه و حمایت از نیروهای امنیتی و دفاعی صحبت شده است.

    کریستوفر میلر بر تحکیم روابط استراتیژیک میان دو کشور تاکید کرده و گفته است “ایالات متحده آمریکا در کنار حکومت و مردم افغانستان در راستای مبارزه با تروریسم باقی خواهد ماند”.

    سرپرست وزارت دفاع آمریکا در همین حال از افزایش خشونت‌ها در افغانستان ابراز نگرانی کرده و هر دو جانب بر تامین آتش بس دایمی تاکید نمودند.

    وزیر دفاع آمریکا گفت “ایالات متحده آمریکا تعهد دوامدار به افغانستان به ویژه در راستای حمایت از نیروهای امنیتی و دفاعی این کشور دارد.

    رئیس جمهور غنی در دیدار با آقای میلر خواستار “روابط دوامدار و با کیفیت” شده است.

    آقای غنی در مورد پروسه صلح گفت “دولت افغانستان به‌خاطر تامین صلح، گام های عملی برداشته و جانب مقابل (طالبان) نیز باید نیت واضح خویش را در این زمینه نشان دهد.

    او گفت روابط افغانستان و آمریکا در راستای مبارزه مشترک با تروریسم ضروری و نقش آمریکا در این مورد، مهم است.

    پیشتر نیویورک تایمز و شماری دیگر از رسانه‌های آمریکایی گزارش داده بودند دونالد ترامپ به فرماندهان ارشد نظامی آمریکا بارها ابراز تمایل کرده که نیروهای آمریکایی زودتر از موعد ذکر شده در توافقنامه صلح میان آمریکا و طالبان افغانستان را ترک کنند.

    براساس این توافقنامه آمریکا متعهد شده که تمام نیروهای خود و نیروهای ائتلاف از جمله کارمندان غیرنظامی و غیردیپلماتیک، پیمانکاران نظامی، آموزگاران، مشاوران و نیروهای حمایتی خود را ظرف ۱۴ ماه از افغانستان خارج کند.

    دولت افغانستان می‌گوید بار جنگ به دوش نیروهای امنیتی افغانستان است و نیروهای خارجی حاضر در افغانستان فقط در زمینه آموزش و مشوره دهی به نیروهای افغانستان کمک می کنند.

    براساس اطلاعات موجود شمار نیروهای آمریکایی از سال ۲۰۰۱ میلادی تاکنون به کمترین مقدار خود رسیده‌اند، بیشترین حضور نیروهای آمریکایی در دوران ریاست جمهوری بارک اوباما بود که به ۱۰۰ هزار نفر رسیده بودند.

    پیشتر حمدالله محب، مشاور امنیت ملی افغانستان هشدار داده بود که پس از آمادگی آمریکا برای خروج از افغانستان این کشور با تهدید واقعی جنگ داخلی رو به رو شده است.

    او تصریح کرد بود پشتیبانی هوایی امریکا برای نیروهای امنیتی افغانستان در میدان نبرد علیه طالبان بسیار مهم است.

    شماری از تحلیلگران بدین باورند که افغانستان هم اکنون درگیر یک جنگ داخلی است و اگر روند صلح این کشور با شکست مواجه شود با خروج نیروهای آمریکایی این جنگ تشدید خواهد شد.

  • تیم مذاکره کننده حکومت دو دسته شده اند

    تیم مذاکره کننده حکومت دو دسته شده اند

    منابع آگاه از مذاکرات دوحه می‌گویند توافق میان هیأت‌های مذاکره‌کننده دولت طالبان روی کارشیوه نهایی شده بود، اما ارگ در آخرین لحظات همه چیز را به هم زده است.

    بر‌اساس معلومات منابع معتبر، هیأت طالبان پس از چانه‌زنی‌های زیاد توافق کرد هم‌زمان با توافق‌نامه دوحه، «اعلامیه کابل و واشنگتن برای رسیدن به صلح»، «خواست مردم افغانستان»، «خواست سازمان ملل» و «اراده طرفین» را به عنوان اساس مذاکرات بپذیرد. هرچند بیش‌تر اعضای هیأت دولت نیز با این موارد توافق کرده‌اند و حتا توافق‌نامه آماده امضا بوده است، اما ارگ در آخرین لحظات، رییس هیأت و یک فرد برجسته دیگر را به کابل فرا خوانده و با این شیوه از توافق مخالفت کرده است.

    رییس جمهور غنی از هیأت دولت خواستار اصلاح برخی از گزینه‌ها شده است. گفتنی است پس از به هم خوردن این توافق، طالبان پافشاری بر مواضع‌شان در میز مذاکرات را بیش‌تر ساخته‌اند و در میان اعضای هیأت دولت نیز اختلاف‌ نظرها شکل گرفته است. افزون بر این، برخی از سازمان‌ها و کشورهای خارجی نیز از اقدام ارگ متاثر شده‌ و گفته‌اند برای تصمیم‌گیری در مورد صلح، باید کار کمیته رهبری و مجمع عمومی شورای عالی مصالحه ملی هرچه زودتر آغاز شود.

    این‌همه در حالی است که طالبان اعلام کردند روی کارشیوه ۲۱ ماده‌ای مذاکرات در هفدهم ماه جاری میلادی میان دو طرف در حضور دولت قطر توافق شده است. هیأت دولت اما می‌گوید مقدمه طرزالعمل نیازمند بحث بیش‌تر است و توافق تنها پس از نشست عمومی و تأیید دو هیأت، نهایی می‌شود.

    پس از دو ماه چانه‌زنی بر سر کارشیوه مذاکرات بین‌الافغانی، ارگ در آخرین دقایق مانع امضای توافق حاصل شده میان هیأت‌های دولت و طالبان شده است. هیأت مذاکره‌کننده طالبان هم‌زمان با آغاز مذاکرات، تنها بر «توافق‌نامه دوحه» به عنوان مبنای مذاکرات تأکید داشت. هرچند اعضای هیأت مذاکره‌کننده دولت بارها گزینه‌هایی، از جمله «اعلامیه مشترک کابل و واشنگتن برای رسیدن به صلح» و «قطع‌نامه لویه‌جرگه مشورتی صلح» را روی میز گذاشت، اما طالبان با آن مخالفت کردند. هیأت مذاکره‌کننده طالبان استدلال داشت که این گروه در بیش‌تر از موارد، به ویژه اعلامیه کابل و واشنگتن نقش نداشته و لویه‌جرگه مشورتی نیز شکل «سفارشی» داشته است. از سویی هم، هیأت دولت اعتقاد داشت که حکومت در توافق‌نامه دوحه نقشی نداشته است و آن را به تنهایی نمی‌پذیرد.

    سرانجام دو طرف به گونه‌ی غیررسمی تایید کردند که مذاکرات با بن‌بست روبه‌رو شده است. پس از چانه‌زنی‌های دوام‌دار، هیأت‌های مذاکره‌کننده دولت و طالبان روی برخی از موارد برای تهیه کارشیوه توافق کردند. منابع آگاه از این مذاکرات به روزنامه ۸صبح می‌گویند که طالبان پس از روزها بحث و سرانجام با پادرمیانی امریکا، قطر و پاکستان، حاضر شدند گزینه‌های هیأت دولت را بپذیرند. این گروه اما تصریح کرده است که باید در گزینه‌های ارایه شده، اصلاحات اعمال شود. به گفته‌ی منابع، هیأت طالبان هم‌زمان با توافق‌نامه دوحه، از گزینه «خواست مردم افغانستان در لویه‌جرگه‌ مشورتی صلح»، تنها با «خواست مردم افغانستان» آن موافقت کرد‌، زیرا هیأت این گروه لویه‌جرگه مشورتی صلح را «سفارشی» خوانده است.

    افزون بر این، هیأت مذاکره‌کننده طالبان «قطع‌نامه ۱۳۲۵ شورای امنیت» را با «درخواست سازمان ملل متحد» تعدیل کرد و «اراده طرفین» را جای‌گزین «اراده دولت افغانستان و گروه طالبان» ساخت‌. بیش‌تر اعضای هیأت دولت پس از گفت‌وگوها با این گزینه‌ها توافق کردند. حتا اعضای هیأت دو طرف به محض این کار در گفت‌وگو با روزنامه ۸صبح تأیید کردند که پیش‌رفت حاصل شده و «بن‌بست شکسته است». منابع آگاه نیز تایید می‌کنند که هیأت‌های مذاکره‌کننده دو طرف توافق کامل را حاصل کرده بودند و همه چیز آماده امضا بوده است، اما ارگ در آخرین لحظات دستور داده است که این توافق انجام شود.

    رییس جمهور غنی در ادامه معصوم استانکزی، رییس هیأت مذاکره‌کننده دولت و عبدالسلام رحیمی، معاون شورای عالی مصالحه ملی و نماینده ویژه رییس جمهور در امور صلح را به کابل فرا خواند. این دو عضو هیأت با پرواز چارتر به کابل آمدند. ارگ به این دو عضو هیأت گفته است که باید «قطع‌نامه شورای امنیت»، «خواست مردم در لویه‌جرگه مشورتی صلح» و «اراده دولت و گروه طالبان» به گونه‌ی صریح در توافق ذکر شود. صدیق صدیقی، سخنگوی ارگ ریاست جمهوری، نیز روز چهارشنبه، پنجم قوس، برخلاف گفته‌های اعضای هیأت دو طرف، در یک نشست خبری گفت که هیچ پیش‌رفتی در مذاکرات دوحه حاصل نشده و خواست طالبان برای شکست بن‌بست «خلاف قانون» اساسی است. وی افزود که دولت طرف اصلی مذاکرات است، اما طالبان را «گروه» خواند. به گفته‌ی آقای صدیقی، قرار نیست دولت به هر خواست گروه طالبان تن بدهد و حتا حاضر نیست که «حذف نام نظام» جمهوری اسلامی را به خواست گروه طالبان بپذیرد.

    منابع معتبر در گفت‌وگو با روزنامه ۸صبح تصریح می‌کنند که بیش‌تر اعضای هیأت مذاکره‌کننده دولت با این تصمیم ارگ مخالف بودند، اما با وجود آن، «گروه کوچکی» در هیأت که به ارگ تمایل دارد، این موضع را به طالبان ارایه کرده است. به گفته‌ی منابع، این مسایل حتا به جنجال‌ها میان اعضای هیأت دولت منجر شده است و برخی از آن‌ها معتقد اند که با آنان مشوره نمی‌شود. با این حال، اعضای هیأت منتظر پاسخ طالبان ماندند تا پیشنهادشان را ارایه کنند. قاعده بر این است که اگر یک طرف پیشنهاد طرف دیگر را رد کند، باید خود به جای آن پیشنهادی ارایه کند. هیأت مذاکره‌کننده طالبان اما در برگشت،‌ گزینه‌ها را به «درخواست سازمان ملل» و «اعلامیه کابل و واشنگتن» کاهش داد. زمانی‌ که هیأت دولت به توافق پیش‌تر اشاره کرده‌‌، اعضای هیأت مذاکره‌کننده طالبان گفته‌اند که دیگر آن حرف‌ها گذشته است و بدین ترتیب شرایط را سخت گرفته‌اند. با این حال، قطر گفته است که می‌تواند طالبان را دوباره به همان توافق قبلی برگرداند، اما ارگ تصریح کرده است که باید موارد پیشنهادی پذیرفته شود و در غیر آن، توافق صورت نگیرد.

    منابع می‌گویند که این توافق با تسهیل قطر، امریکا و برخی دیگر از کشورها حاصل شده بود، اما پس از اختلاف ارگ، این کشورها بدین نتیجه رسیدند که باید کمیته رهبری و مجمع عمومی شورای عالی مصالحه ملی برای تصمیم‌گیری در مورد صلح بین‌الافغانی هرچه زودتر تشکیل شود. به همین دلیل نماینده‌گی‌های اتحادیه اروپا، بریتانیا و امریکا با نشر اعلامیه‌هایی، خواستار نهایی شدن هرچه سریع‌تر تشکیل شورای عالی مصالحه ملی شدند. ارگ نیز تصریح می‌کند که تلاش‌ها برای تشکیل شورای عالی مصالحه ملی ادامه دارد و این شورا به زودی تشکیل می‌شود.

    هم‌زمان با این موارد محمداشرف غنی، رییس جمهور و عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه ملی، روز شنبه، هشتم قوس، در ارگ دیدار کردند. آقای صدیقی با نشر رشته‌ توییتی نوشت که در این دیدار آقای عبدالله پیرامون سفر اخیرش به ترکیه معلومات داده و افزون بر این، در مورد پیش‌رفت‌ها در گفت‌وگوهای صلح دوحه به صورت مفصل بحث شده است. هم‌چنان دو طرف روی آماده‌گی‌ها برای برگزاری جلسه قریب‌الوقوع شورای عالی مصالحه ملی گفت‌وگو کرده‌اند. با این حال، منابع آگاه می‌گویند که حتا در بحث گشایش نشست‌های شورای عالی مصالحه ملی میان ارگ و سپیدار اختلاف نظر وجود دارد، زیرا ارگ می‌خواهد که آقای غنی این نشست را در کاخ ریاست جمهوری شخصاً افتتاح کند و در آن صورت، احتمال دارد برخی از چهره‌های سیاسی در آن شرکت نکنند.

    این‌همه در حالی اتفاق می‌افتد که گروه طالبان روز شنبه،‌ هشتم عقرب، اعلام کرد که هیأت مذاکره‌کننده دولت و طالبان در هفدهم ماه جاری کارشیوه ۲۱ ماده‌ای مذاکرات بین‌الافغانی را نهایی کرده‌اند. محمدنعیم،‌ سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در قطر، با نشر یک توییت گفت که این کارشیوه در هفدهم ماه جاری میلادی در حضور کشور تسیهل‌کننده و میزبان به خوانش گرفته شده است. به گفته‌ی وی، پس از تأیید هر دو هیأت مذاکره‌کننده، یک نسخه این کارشیوه به کشور میزبان نیز سپرده شده است. هیأت مذاکره‌کننده دولت اما گفته است که روی ۲۱ ماده به استثنای مقدمه آن توافق شده است، اما متن مقدمه طرزالعمل به وضاحت و بحث بیش‌تر میان هیأت‌ها نیاز دارد. به گفته اعضای هیأت دولت، در نشست هفدهم نوامبر فیصله شده است که طرزالعمل به نشست عمومی ارایه می‌شود و تنها پس از تصویب دو هیأت، نهایی پنداشته می‌شود.

    گفتنی است که مذاکرات بین‌الافغانی در بیست‌ودوم سنبله سال جاری گشایش یافت. هرچند بحث‌ها میان هیأت‌های مذاکره‌کننده دولت و طالبان خیلی زود آغاز شد، اما اختلاف‌ نظرها در مورد تعیین مبنای پیش‌برد مذاکرات سبب شد که گفت‌وگوها به بن‌بست بخورد.

  • پمپئو: خروج نیروهای امریکایی از افغانستان به معنای ناامن شدن امریکا نیست

    پمپئو: خروج نیروهای امریکایی از افغانستان به معنای ناامن شدن امریکا نیست

    مایک پومپئو، وزیر خارجه‌ی امریکا گفته است برنامه‌ی خروج نیروهای این کشور از افغانستان، تنظیم شده است و به معنای ناامن شدن امریکا نخواهد بود.

    آقای پومپئو، اخیرا در مصاحبه با فاکس نیوز، گفته است دونالد ترامپ، رییس‌جمهور امریکا نمی‌خواهد نیروهای این کشور در کشورهایی بمانند که حضور شان برای امریکا منافع امنیتی واقعی نداشته باشد.

    او افزوده است آن‌ها در حال محافظت از امنیت ملی امریکا هستند؛ اما زمانی که حضور نیروهای شان در کشورهای دیگر هیچ منفعت امنیتی نداشته باشد، نمی‌توانند نیروی‌های خود را به خطر بیندازند.

    وزیر خارجه‌ی امریکا درگفت‌وگو با این شبکه‌ی خبری، تاکید کرده است تامین امنیت امریکا به شمار نیروهای این کشور در خارج بستگی ندارد، زیرا نیروهای امریکایی توان مقابله با تهدیدهای احتمالی را دارند.

    به گفته‌ی مایک پومپئو، هرچند گفت‌وگوهای صلح میان دولت افغانستان و طالبان در قطر ادامه دارد؛ اما سطح خشونت‌ها هنوز بلند است. او از گروه طالبان خواسته است به تعهدات شان پایند باشند و اطمینان دهند که از خاک افغانستان علیه امریکا استفاده‌ی تروریستی نمی‌شود.

    این درحالی است که پیش از این دونالد ترامپ، رییس‌جمهور امریکا گفته بود تا جشن کریسمس سال ۲۰۲۱ شمار نیروهای این کشور در افغانستان به ۲۵۰۰ نفر کاهش می‌یابد.

  • ناتو: حقوق اقلیت ها باید در مذاکرات صلح حفظ شود

    ناتو: حقوق اقلیت ها باید در مذاکرات صلح حفظ شود

    پیمان امنیتی دریای اتلانتیک شمالی یا ناتو می‌گوید زنان افغانستان نقش محوری در ایجاد صلح پایدار در این کشور دارند.

    این سازمان در یک ریشته توییتی روز (دوشنبه، ۳ قوس) گفت نقش زنان افغان در ترکیب هیئت مذاکره‌کننده دولت به عنوان اعضای فعال جامعه مدنی، به نمایندگی از همه اقشار جامعه گفت‌وگو می‌کنند.

    به گفته این پیمان، برای پایداری روند صلح، ضمن حمایت از حاکمیت قانون، باید از حقوق زنان و اقلیت‌های مذهبی نیز حفاظت شود.

    سازمان ناتو تاکید کرد نباید صدای زنان افغان را ناشنیده گرفت، زیرا آنان بخشی بزرگی از جامعه را تشکیل می‌دهند.

    این پیمان علاوه کرد ناتو برای تامین و رسیدن به صلح پایدار، زنان افغانستان را حمایت می‌کند.

    این گفته‌ها در حالی مطرح می‌شود که گزارش‌های تایید ناشده خبر از شکست بن‌بست در مذاکرات قطر می‌دهند.

    به گفته برخی منابع، هیئت‌های مذاکره‌کننده دولت و گروه طالبان روی چهارچوب گفت‌وگوهای صلح در دوحه به توافق رسیده‌اند.

    این منابع افزوده اند هیئت‌های گفت‌وگو کننده دولت و طالبان توافق کرده‌اند تا در چهارچوب مذاکرات دوحه، توافق‌نامه صلح آمریکا با طالبان، رضایت سازمان ملل متحد و خواسته‌های شهروندان افغانستان اصل قرار گیرند.

    همچنان گفته‌شده معصوم استانکزی، رئیس هیئت گفت‌وگو کننده دولت و سلام رحیمی، مشاور رئیس‌جمهور در یک سفر اعلام‌نشده به کابل آمده‌اند تا رضایت رئیس‌جمهور غنی را به دست آورند.

    گزارش‌هایی که هنوز از سوی هیچ یک از طرف‌های گفت‌وگو کننده، تایید یا رد نشده‌اند.

  • تجهیز طالبان به پهباد و دوربین دید در شب خطرناک است

    تجهیز طالبان به پهباد و دوربین دید در شب خطرناک است

    شماری از مقامات دولتی افغانستان با نگرانی از تجهیز گروه طالبان به ابزار مدرن نظامی و جاسوسی از جمله پهپاد و دوربین دید در شب، می‌گویند دستیابی به این تجهیزات و افزایش خشونت ها و حملات این گروه با پیمان صلح آمریکا و طالبان مرتبط است.

    طالبان با استفاده از دهها هزار نیروی آموزش دیده در مدارس مذهبی و اردوگاه های نظامی و تجهیزات مدرن به حملات خود ادامه می‌دهد.

    «نقیب الله فائق» والی فاریاب به طلوع نیوز گفت که طالبان با پهپادهای جاسوسی و سلاح های دید در شب پایگاه‌ها و مواضع نیروهای دولتی را هدف قرار می دهد.

    فایق افزود طالبان به سلاح‌های مدرنی دست یافته‌اند که با استفاده از آن نظامیان داخل تانک ها را هدف قرار می‌دهند و این تجهیزات در اختیار چند کشور محدود است.

    وی اضافه کرد: هم اکنون طالبان به سلاح هایی مجهز هستند که نیروهای امنیتی افغان از آن بی بهره‌اند.

    اگرچه نیروهای امنیتی افغانستان تاکنون توانسته اند شماری از پهپادها و تجهیزات اطلاعاتی طالبان را منهدم یا توقیف کنند، اما شواهد و اظهارات مقام های محلی نشان می‌دهد که در ولایات فاریاب، قندوز و پکتیا طالبان به این تجهیزات دسترسی دارند و از آنها برای شناسایی مراکز نظامی دولتی و کشتار نیروهای امنیتی استفاده می کنند.

    اینکه چرا نیروهای آمریکایی و خارجی مستقر در افغانستان با تجهیزات پیشرفته با پهپادهای طالبان برخورد نمی کنند، نشان می دهد که دستیابی طالبان به تسلیحات مدرن بی ارتباط با توافقنامه طالبان و آمریکا نیست.

    با در نظرداشت سخنان مک مستر مشاور سابق امنیت ملی کاخ سفید آمریکا با طالبان علیه دولت منتخب افغانستان، همدست شده و این تنها پیامد صلحی بود که ترامپ با طالبان منعقد کرد.

    به باور ناظران، ممکن است آمریکا به صورت مستقیم اقدام به تجهیز و تأمین تسلیحات فوق پیشرفته و امکانات اطلاعاتی مدرن برای طالبان کرده باشد.

    به گفته کارشناسان، زلمی خلیلزاد مذاکره کننده ارشد آمریکا همواره حملات طالبان را توجیه و از آنها دفاع کرده است.

  • صلحی که به ما وعده داده بودید کجا رفت؟

    صلحی که به ما وعده داده بودید کجا رفت؟

    رئیس جمهور  غنی پیروزی جو بایدن، نامزد حزب دموکرات امریکا، و کاملا هریس معاون وی را در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا تبریک گفت و خاطرنشان کرد ایالات متحده شریک بنیادی افغانستان است و کابل خواهان ادامه و تعمیق همکاری های چند لایه و  استراتزیک خود با امریکا به شمول مبارزه با تروریزم و استقرار صلح در افغانستان می باشد.

    داکتر عبدالله عبدالله، رئیس شورای عالی مصالحه ملی، نیز به بایدن به خاطر پیروزی بزرگش و مردم  امریکا به دلیل حضور گسترده و تاریخی شان در انتخابات تبریک گفت.

    حامد کرزی، رئیس جمهور پیشین افغانستان، هم پیروزی بایدن و کاملا هریس را تبریک گفت و افزود:« بایدن خواستار اتحاد و التیام برای امریکا شده است، یک خواسته درست برای یک هدف عالی.»

    کرزی گفت:«ما خواستار شرایط مشابه البته به روشی عمیق تر برای افغانستان هستیم.»

    وی ابراز امیدواری نمود سیاست و ارتباطات دولت بایدن در افغانستان به طور کامل روی استقرار صلح و ثبات در افغانستان تمرکز کند.  

    این در حالی ست که حکومت افغانستان روز شنبه اعلام کرد همکاری استراتژیک افغانستان و ایالات متحده امریکا بر منافع متقابل استوار است و نتیجه انتخابات ریاست جمهوری امریکا تغییر عمده ای در سیاست افغانستان در قبال امریکا ایجاد نخواهد کرد.

    صدیق صدیقی، سخنگوی رئیس جمهور غنی، گفت:«اصول همکاری ما در نوزده سال گذشته همواره بر درکی استوار بوده که هر دو دولت و مردم دو کشور در منافع کلی خود داشته اند. بدون شک هر دولتی که در امریکا سرکار بیاید افغانستان متحد امریکا باقی خواهد ماند.»

    در افغانستان این باور شکل گرفته که با پیروزی جو بایدن در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا تغییراتی در سیاست واشنگتن نسبت به پروسه صلح و خروج نیروهای امریکایی از افغانستان ایجاد خواهد شد.

    منتقدان می گویند تداوم جنگ امریکا در افغانستان یکی از اشتراکات اصلی ست که سبب ایجاد توافق میان سیاسیون امریکا در قبال جنگ و صلح در منطقه شده است.

    به باور این منتقدان تعیین اینکه آیا با مشخص شدن برنده انتخابات ریاست جمهوری امریکا تغییر عمده ای در سیاست امریکا نسبت به افغانستان رخ می دهد نامشخص است.

    توافق صلح امریکا-طالبان

    پس از نزدیک به هجده ماه مذاکره، امریکا و طالبان سرانجام در تاریخ 29 فبروی سال جاری میلادی یک توافق صلح امضاء کردند که راه خروج نیروهای امریکایی از افغانستان را فراهم کرد و طالبان تعهد سپردند از خاک افغانستان علیه امریکا و متحدانش تهدیدی صورت نگیرد.

    براساس این توافق نامه امریکا متعهد شده طی چهارده ماه آینده تمام نیروهایش را از افغانستان بیرون بکشد و سیزده هزار نیروی امریکایی که در حال حاضر در افغانستان مستقر هستند در عرض 135 روز باید به 8600 تن کاهش یابد. ناتو و دیگر نیروهای ائتلاف نیز در همین بازه زمانی سطح نیروهایشان در افغانستان را کاهش خواهند داد.

    طبق بخش دیگری از توافق نامه صلح امریکا و طالبان، 5 هزار زندانی طالبان باید از زندان حکومت افغانستان رها شوند، مذاکرات بین الافغانی آغاز گردد و طالبان  ارتباط خود با القاعده را قطع کند.

    در این راستا دولت افغانستان به عنوان پیش شرط آغاز مذاکرات بین الافغانی 5 هزار و 600 زندانی طالبان را رها کرد.

    هیات های مذکره کننده حکومت افغانستان و طالبان به دوحه قطر رفتند و با وجود گذشت نزدیک به دو ماه هنوز روی تعیین چارچوب و اجندای مذاکرات رسمی به توافق نرسیده اند. طی دو ماه گذشته گروه های تماس دو طرف نزدیک به ده نشست برگزار کرده اند اما هنوز روی موضوعات جنجالی که مانع شروع مذاکرات رسمی شده، نرسیده اند. به باور بسیاری این مذاکرات یک فرصت تاریخی برای پایان جنگ و خونریزی چند ده ساله در افغانستان می باشد.

    گروه های تماس دو طرف روی هجده مورد از بیست مورد اصول پروسه به توافق رسیده اند و تنها دو مورد اختلاف وجود دارد: طالبان خواهان پیش برد و حل منازعات براساس مذهب حنفی شده اند و می خواهند توافق این گروه با طالبان مبنای گفت و گوها قرار گیرد، موضوعاتی که به مذاق حکومت افغانستان خوش نیامده است.

    گفت و گو میان تیم های مذاکره کننده حکومت و طالبان از 12 سپتامبر در دوحه قطر آغاز شده بود.

    نیروهای امریکایی تا پایان سال جاری میلادی افغانستان را ترک می کنند

    دونالد ترامپ در 22 اکتبر و در جریان یکی از سخنرانی های انتخاباتی اش در کاستونیا، کرولینای شمالی، گفته بود نوزده سال در افغانستان کافی ست. ترامپ در اوایل ماه میلادی جاری نیز گفته بود تا کریسمس پیشرو تمام سربازان امریکایی باید به خانه برگردند.

    به نقل از رسانه هندی «دی هندو»، ترامپ در آن سخنرانی تاکید کرده بود:«هرگز چیزی شبیه این نداشتیم: هدر دادن سرمایه و خون سربازان امریکایی در جنگ های فراموش شده و بی پایان در کشورهایی که شما حتی نامشان را هم نشنیده اید. و تمام سربازان به خانه بازخواهند گشت. شما این را می دانید، درست است؟ امیدوارم هیچ کس مخالفت نکند.»  

    ماه گذشته نیز ترامپ گفت امریکا نیروهایش در افغانستان را به زودی به 4 هزار تن کاهش خواهد داد.

    از سویی هم ناتو 12 هزار نیرو در قالب ماموریت حمایت قاطع در افغانستان دارد.

    جنرال ینس استولتنبرگ، دبیر کل ناتو، نیز پس از اظهارات ترامپ در کنفرانس خبری پیش نشست وزرای کشورهای عضو ناتو در بروکسل گفت ناتو از توافق صلح امریکا و طالبان و مذاکرات بین الافغانی دوحه حمایت می کند اما طالبان باید به تعهداتش عمل کند.

    به هر صورت اگرچه گفته می شود که جو بایدن هم مانند ترامپ با حضور نیروهای امریکایی در افغانستان مخالف است اما اینکه در آینده چه تصامیمی قرار است در دولت بایدن در مورد ا فغانستان اتخاذ شود را گذشت زمان نشان خواهد داد.

    آنچه امروز در حال اتفاق افتادن است فضایی مملو از نگرانی و ابهام است: از یک طرف تیم های مذاکره کننده حکومت و طالبان در دوحه به بن بست خورده اند، از طرف دیگر طالبان حملات تهاجمی و انتحاری خود را در افغانستان افزایش داده اند و از سوی دیگر ترامپی که با طالبان پیمان صلح امضا کرده بود کاخ سفید را ترک خواهد کرد.

  • رئیس جمهور غنی پیروزی بایدن را تبریک گفت

    رئیس جمهور غنی پیروزی بایدن را تبریک گفت

    رییس جمهور اشرف غنی در توییتی امروز یکشنبه(۱۹عقرب) پیروزی جو بایدن را در انتخابات ریاست جمهوری امریکا تبریک گفت.
    اشرف غنی در این پیام نوشته است: «به جو بایدن و کاملا هریس این پیروزی را تبریک می‌گویم. افغانستان روابط عمیق و چند بعدی خود در موضوع مبارزه با تروریزم و صلح در افغانستان را با امریکا ادامه خواهد داد.»
    جو بایدن نامزد حزب دموکرات امریکا در رقابتی نفسگیر دونالد ترامپ جمهوری خواه را شکست داده و ساکن آتی کاخ سفید برای چهار سال است.
    بایدن هرچند مخالف حضور امریکا در افغانستان است، اما گمان می‌رود نسبت به توافقنامه واشنگتن با طالبان نیز نظر مثبتی نداشته باشد.

  • امریکا600 میلیون دالر تجهیزات نظامی به افغانستان کمک می کند

    امریکا600 میلیون دالر تجهیزات نظامی به افغانستان کمک می کند

    جنرال جان دیدریک، فرمانده فرماندهی مشترک انتقال امنیت برای افغانستان، گفت ایالات متحده تا اینجای سال جاری میلادی به ارزش 600 میلیون دالر به ارتش افغانستان کمک های نظامی کرده است.

    جنرال دیدریک افزود:« ما به عنوان بخشی از تعهدمان به دولت افغانستان، وزارت دفاع و نیروهای امنیتی در حدود 1600 نوع مختلف از وسایل نقلیه جنگی به شمول 250 هاموی، حدود1600 عینک دید درشب، 10 هلی کاپتر و 4 هواپیما را فراهم کرده ایم.»

    وی اضافه کرد خشونت طالبان بسیار بالا است بنابراین عمیلیات های مشترک با نیروی های امنیتی و دفاعی افغانستان برای رفع تهدیدات افزایش می یابد. این جنرال امریکایی گفت:« ما به حمایت خود از نیروی های امنیتی و دولت افغانستان ادامه می دهیم و براساس پیمان استراتژیک کابل-واشینگتن از آنها دفاع خواهیم کرد. وقتی خشونت ها بالا می رود، عملیات ها، پشتیبانی و حملات هوایی ما برای حمایت از نیروهای امنیتی و دفاعی افغان نیز شدت خواهد گرفت. ما حملات و عملیات ها را مطابق با توافقنامه ی ایالات متحده-طالبان راه اندازی می کنیم و ادامه هم خواهیم داد.»

    در پاسخ به سوال در مورد خروج نیروی های خارجی از افغانستان جان دیدریک گفت که خروج نیروی های امریکایی از افغانستان مسوولانه انجام خواهد شد.

    جان دیدریک در ادامه صحبت هایش درمورد بسته شدن برخی از پایگاه امریکا گفت:« شما با خبر هستید ما چند یایگاه را بسته ایم…ما به دنبال یک خروج مسوولانه هستیم. ما به 4500 سرباز تقلیل یافته ایم اما همچنان به اشکال مختلف دولت و نیروی های امنیتی افغانستان را حمایت کنیم.

    جان دیدریک در انتها به متعهد بودن  امریکا و ناتو نسبت به حمایت از وزارت های امنیتی و دولت افغانستان نیز اشاره کرد.

  • سیگار: خشونت‌ها در سه ماه گذشته‌ی میلادی در افغانستان ۵۰ درصد افزایش یافته است

    سیگار: خشونت‌ها در سه ماه گذشته‌ی میلادی در افغانستان ۵۰ درصد افزایش یافته است

    اداره‌ی بازرس ویژه‌ی امریکا برای بازسازی افغانستان یا سیگار، در گزارش تازه‌ی خود نوشته است سطح خشونت‌ها در افغانستان در سه ماه‌ی گذشته سال جاری ( جون تا سپتامبر) نسبت به سه ماه سال ۲۰۱۹ میلادی (اپریل تا جون)، ۵۰ درصد افزایش یافته است.

    در این گزارش سیگار، آمده است در ماه‌های جون تا سپتامبر سال جاری میلادی، ۸۷۶ غیرنظامی در افغانستان کشته و یک هراز و ۶۸۵ غیرنظامی دیگر نیز زخمی شده اند.

    در گزارش سیگار به نقل از وزارت دفاع امریکا یا پنتاگون، آمده است گروه طالبان، با افزایش سطح خشونت‌ها در پی تشویق عقب نشینی نیروهایی امریکایی از افغانستان، است تا پس از آن، این گروه بتواند شرایط مورد نظر خودشان را در این کشور، عملی کند.

    در این گزارش به نقل از نیروهای امریکایی در افغانستان، آمده است حملات گروه طالبان در سه ماه‌ی گذشته‌ی میلادی افزایش چشم‌گیری یافته و این ممکن است که توافق صورت‌گرفته‌ی این کشور با طالبان را تا حدی زیاد، ضعیف کند.

    سیگار، در این گزارش نوشته است عامل بیش‌ترین تلفات غیرنظامیان در این سه ماه گذشته، گروه‌های تروریستی ناشناخته هستند.

    به گفته‌ی سیگار، تلفات ناشی از حملات گروه تروریستی ناشناخته، نسبت به سه ماه قبل آن ۵۵ درصد و تلفات ناشی از حملات گروه طالبان نیز، ۴۲ درصد افزایش یافته و هم‌چنین تلفات ناشی از حملات نیروهای امنیتی افغانستان، نیز دو برابر شده است.

    سیگار، در این گزارش در مورد شیوع ویروس کرونا نیز، ابراز نگرانی کرده و گفته است از زمان شیوع ویروس کرونا تا به حال، کم کاری‌های در قسمت چگونگی انجام آزمایشات این ویروس در افغانستان، صورت گرفته است.

  • قطر به عنوان میانجی وارد مذاکرات بین الافغانی دوحه می گردد

    قطر به عنوان میانجی وارد مذاکرات بین الافغانی دوحه می گردد

    یک منبع آگاه در دوحه می گوید دو طرف مذاکره کننده ممکن است میانجیگری قطر در مذاکرات بین الافغانی را به زودی اعلام کنند.

    این در حالی ست که به گفته منبع دو طرف گفت و گو میانجیگری قطر در مذاکرات را پذیرفته اند.

    قطر در حالی به عنوان میانجی وارد مذاکرات بین الافغانی می شود که قرار بود این مذاکرات بدون هیچ میانجی شروع و ادامه یابد.

    باید گفت مذاکرات بین الافغانی دوحه پس از گذشت نزدیک به دو ماه هنوز به پیشرفت قابل ملاحظه ای در تعیین چارچوب مذاکره حکومت افغانستان با طالبان دست نیافته است.

    طالبان توافق صلح خود با امریکا را مبنای پیشبرد مذاکرات عنوان کرده اند اما حکومت افغانستان شریعت و اسلام را مبنا می دانند.

    پیش از این نیز اصرار طالبان بر مذهب حفنی سبب ایجاد مشکل برای مذاکرات بین الافغانی در دوحه شده بود.

  • مک مستر: توافق با طالبان به امنیت ملی امریکا ضربه زده است

    مک مستر: توافق با طالبان به امنیت ملی امریکا ضربه زده است

    مشاور سابق امنیت ملی امریکا گفت: «ترامپ با انجام یک توافق با طالبان، امنیت ملی کشور را زیر سوال برده است.»

    مک مستر، مشاور سابق امنیت ملی امریکا گفت سیاست ترامپ در قبال افغانستان نادرست بوده و توافق او با طالبان همانند امضا با هیتلر در سال ۱۹۳۸ توسط کشورهای اروپایی است.

    به‌گزارش واشنگتن پست، مک مستر این گفته‌ها را روز پنج‌شنبه همزمان با انتشار کتاب تازه خود عنوان کرده است.

    وی در یک نشست خبری گفت: «با انجام یک توافق با طالبان ، ترامپ اکنون از مأموریت (امریکا) تخطی کرده‌ و امنیت ملی امریکا را زیر سوال برده است.»

    وی با بیان اینکه ترامپ این جنگ را ناعادلانه عنوان می‌کند، گفت: «ما هیچگاه یک هدف عادلانه در این باره تعریف نکردیم و با ادامه سیاست نادرست ترامپ در قبال افغانستان مجبور به بازگشت به آنجا در آینده با هزینه بیشتر خواهیم بود.»

    امریکا و طالبان در فبروری سال گذشته توافقی را با طالبان امضا کردند که براساس آن، طالبان به نیروهای امریکایی در افغانستان حمله نکنند و در قبال آن واشنگتن نیروهای خود را از افغانستان خارج خواهد کرد.

  • جنگ در هلمند و صلح در قطر، طالبان به دنبال چه هستند؟

    جنگ در هلمند و صلح در قطر، طالبان به دنبال چه هستند؟

    درگیری‌های خشونت‌بار در ولایت هلمند وارد چهارمین روز شده است. هزاران جنگ‌جوی گروه طالبان برخلاف تعهدشان در موافقت‌نامۀ صلح این گروه با امریکا بر بخش‌هایی از حوزۀ سوم شهر لشکرگاه حمله کردند. طالبان در موافقت‌نامۀ صلح دوحه به جانب امریکا تعهد سپرده‌اند ‌که از انجام حمله‌های گسترده بر مرکز شهرها و ولایت‌های کشور خودداری خواهند کرد. اما اکنون حملۀ این گروه بر شهر لشکرگاه، هزاران باشندۀ ولایت هلمند را آواره کرد است و یکی از بزرگ‌ترین حمله‌های طالبان در سال جاری پنداشته می‌شود. هرچند نیروهای امنیتی دولت افغانستان این حملۀ جنگ‌جویان طالبان را عقب‌زده‌اند، اما هدف طالبان تصرف مرکز ولایت استراتژیک هلمند بوده است.

    پرسش اساسی این است که طالبان در شرایطی که نمایندگان سیاسی‌شان مصروف رأی‌زنی و گفت‌وگو با نمایندگان دولت افغانستان هستند تا گرۀ کور صلح گشوده شود، این گروه از انجام این دست حمله‌های خشونت‌بارِ توحش‌گستر چه می‌خواهند و یا به زبان دیگر این حمله‌های بزرگ در آستانۀ مذاکرات بین‌الافغانی که چشم جهان و مردم جنگ‌زدۀ افغانستان به آن دوخته شده است، چه معنا و پیامی دارد؟

    اختلاف‌های درونی و وابستگی‌ بیرونی

    طالبان همواره اختلاف‌های درون‌گروهی در سطح رهبری‌شان را از چشم و گوش مردم و جنگ‌جویان عادی‌شان پنهان یا انکار کرده‌اند. اما در موارد زیادی نشانه‌های این اختلاف بر سر جنگ و صلح و ‌سیاست‌های کلان این گروه در رسانه‌ها درز کرده است. رحمت‌الله نبیل، رییس پیشین امنیت ملی کشور باور دارد که حملۀ طالبان بر ولایت هلمند نشانه‌یی از اختلاف‌های درونی و وابستگی بیرونی این گروه در سیاست‌های بزرگ آنان است.

    به باور آقای نبیل، گروهی از جنگ‌جویان طالبان که به یک کشور دیگر همسایه وابستگی دارند، جنگ خون‌بار هلمند را برنامه‌ریزی کرده‌اند و این نشان‌دهندۀ دو واقعیت مهم و اساسی است که طالبان همواره آن را پنهان و انکار می‌کنند. نخست این که نمایندگان طالبان در قطر بر همۀ جنگ‌جویان این گروه که در میدان‌های نبرد قرار دارند، کنترل ندارند و موضوع دیگر این که طالبان وابستۀ کشورهای بیگانه‌اند و هر گروه طالبان به ساز یک کشور جداگانه می‌رقصد.

    نزدیکی به هدف؛ میز صلح و میدان جنگ

    سیاست‌های امریکا در کم‌تر از دو سال پسین برای طالبان جانِ تازه‌یی بخشیده است و این گروه را از قهر زمین به عنوان پیکارجویان شورشی که مشروعیت سیاسی و منطقه‌یی نداشتند، به اوج مشروعیت بین‌المللی کشاند و بخش بزرگی از خواسته‌های این گروه را در موافقت‌نامۀ صلحی که بین امریکا و طالبان منعقد شد، به رسمیت شناخت. از همین‌رو، طالبان اکنون خود را به هدف واقعی‌شان نزدیک می‌دانند.

    نزدیکی به هدف یک بحث روان‌شناختی – سیاسی در چرایی انقلاب و خشونت است. هر چه یک ارگانیسم به هدف نزدیک‌تر باشد، تمایل دسترسی به آن هدف در او بیشتر می‌شود. هینر و براون دو پژوهش‌گری هستند که در این باره پژوهشی را انجام داده و نتیجه گرفته‌اند که هر چه یک شخص به هدف فعالیت‌های خود نزدیک‌تر باشد، شدت واکنش‌های او برای رسیدن به هدفش افزایش می‌یابد.

    با این پس‌زمینه، طالبان از یک‌سو در میز مذاکره و از سوی دیگر در میدان‌های جنگ خود را به هدف واقعی‌شان نزدیک‌تر می‌بینند. هدف‌هایی که برای طالبان چند سال پیش رویا و دست‌نیافتنی بود، امروز به زعم آن‌ها به بوتۀ حقیقت نشسته و از این‌رو، انگیزه و واکنش آنان در میدان‌های جنگ برخلاف تعهد این گروه مبنی بر قطع حمله‌های گروهی و بزرگ در مرکزهای شهرها بیشتر شده است. تبیین نزدیکی به هدف یکی از تحلیل‌های افزایش خشونت‌ها توسط طالبان در چند ماه گذشته می‌باشد.

    تعهد طالبان؛ از میز صلح تا میدان جنگ

    طالبان در موافقت‌نامۀ خود با امریکا تعهد کرده‌اند که بر مرکزهای شهرها و شاهراه‌های کشور حمله‌های بزرگ و گروهی راه‌اندازی نمی‌کنند. جنگ هلمند که وارد چهارمین روز شده است و در حدود ۳۵ هزار باشندۀ این شهر بر اثر خشونت‌ها بی‌خانمان و آواره شده‌اند، یکی از بزرگ‌ترین حمله‌های این گروه در یک سال پسین پنداشته می‌شود. این نشان می‌دهد که تعهد طالبان از میز مذاکره تا میدان جنگ تفاوت‌های چشم‌گیری دارد.

    امریکایی‌هایی که با طالبان موافقت‌نامه‌یی را امضا کرده‌اند و به گونۀ بی‌سابقه به این گروه مشروعیت سیاسی و بین‌المللی داده‌اند، باید نسبت به تعهدات این گروه مبنی بر توافقات‌شان بازنگری کنند. طالبان سابقۀ پر رنگی در تعهدشکنی و بی‌حرمتی به توافقات سیاسی و شخصی دارند. از این‌رو، عدم بازنگری در تهعدات و توافقات بدون ضمانت اجرایی، افغانستان را به صلح واقعی نمی‌رساند.

    همۀ این دلایل حاکی از آن است که طالبان در میز مذاکره قطر و میدان‌ جنگ هلمند چه می‌خواهند؟ آنان جز رسیدن به مدینۀ خشونت‌بار و استبدادآور زیر نام «امارت اسلامی» که در آن ملا‌های سنتی و افسرهای پاکستانی جولان کنند، راضی نمی‌شوند و ادامۀ خشونت‌های گسترده از سوی این گروه نشان می‌دهد که اهداف پنهان این گروه در افغانستان چیزی دیگری است. توییت‌های گاه و بی‌گاه دونالد ترمپ، رییس جمهور ایالات متحدۀ امریکا مبنی بر خروج نیروهایش از افغانستان برای طالبان انرژی بیشتری می‌دهد و آنان خواب پیروزی را در قصرهای شیک عرب‌های دوحه می‌بینند.

    نشانه

  • سناریوی احتمالی در مذاکرات بین الافغانی دوحه

    سناریوی احتمالی در مذاکرات بین الافغانی دوحه

    گفتگوهای بین ‏الافغانی، پس از امضای توافقنامه میان امریکا و طالبان در دوحه قطر و همچنین اجرای پیش‏ شرط ‌های گفتگوهای بین ‏الافغانی، سومین مرحله از روند صلح افغانستان محسوب میشود که از زمان به قدرت رسیدن ترامپ در امریکا در سال ۲۰۱۶ به اجرا درآمده است. در بخش اول این روند، طرفین درباره مواردی همچون تضمین‌های ضدتروریستی، خروج نیروها، گفتگوهای بین الافغانی و آتش ‏بس جامع به توافقاتی دست پیدا کردند. هر چهار مسئله مورد توافق از سوی کنشگران داخلی و خارجی افغانستان بسیار حائز اهمیت بود و هر یک از بازیگران صحنه سیاسی افغانستان در تلاش بودند با لحاظ نمودن اولویت‌های خود، روند صلح را بر اساس موضوعات مدنظرشان هدایت کنند؛ با این حال دولت افغانستان از روی ناچاری و تحت فشارهای امریکا، با پذیرش پیش شرط ‌های آغاز گفتگوی بین الافغانی و اجابت آن‌ها؛ از جمله آزادی زندانیان دو طرف؛ نهایتاً با وقفه‌ای چند ماهه بستر لازم برای برگزاری گفتگوهای بین الافغانی را فراهم نمود و سومین مرحله کلیدی از روند صلح در روز شنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ رسماً در حضور وزیر امور خارجه ایالات متحده و مشارکت وبیناریِ وزاری امور خارجه چین، پاکستان، هند، ازبکستان، ترکمنستان، نمایندگان کشورهای اروپایی و همچنین دبیرکل سازمان ملل آغاز شد.

    مرحله سوم روند صلح افغانستان را می‌توان مهم‌ترین مرحله روند صلح افغانستان قلمداد کرد. در صورت توافق طرفین برای رسیدن به صلح، می‌توان چشم‌انداز مثبتی برای افغانستان قائل شد، اما در صورت عدم دستیابی به یک توافق پایدار و عبور از صلح، آینده افغانستان، دغدغه‌ای مهم برای بازیگردانان صحنه افغانستان به شمار می‌رود.

    در حال حاضر، از شواهد و قرائن اینگونه پیداست که هدف اصلی ایالات متحده چیزی جز بیرون کشیدن بخشی از نیروهای نظامی امریکا از افغانستان نیست و ترامپ درصدد است با کمترین هزینه شرایط خروج امریکا از افغانستان را فراهم کند. با این وجود چشم‌انداز مشخصی از طرح و برنامه امریکا برای رسیدن به این هدف در دسترس نیست. اینکه امریکا با چه اهرمی و با چه ابزاری می‌خواهد و می‌تواند گفتگوهای بین‏ الافغانی را هدایت کند تا به هدف اصلی خود برسد کماکان موضوعی مبهم است، اما می‌توان اینگونه تصور کرد که در صورت عدم موفقیت گفتگوهای بین الافغانی، هزینه‌های خروج امریکا از افغانستان با افزایش چشم‏گیری همراه خواهد بود.

    با نگاهی به ماهیت دور اول گفتگوهای بین ­الافغانی، روشن است که گفتگوهای پیش رو، بسیار فراتر از رایزنی و گفتگو درباره پیدا کردن راه حل مسئله مناقشه برانگیز است و در آینده باید منتظر چانه زنی سخت و سطح بالا میان کنشگران داخلی و خارجی افغان باشیم، اما اینکه آیا گفتگوها و چانه زنی‌های بین الافغانی آخرین مرحله از کنش سیاسی بازیگران درگیر در افغانستان است یا مراحل دیگری نیز قابل تصور است؛ موضوعی است که به نتیجه گفتگوها پیوند خورده و قاعدتاً به آینده موکول می­شود.

    با توجه به اختلافات عمیق طرفین افغان، نمی‌توان انتظار داشت که این مذاکرات در مدت زمان کوتاهی به نتیجه برسد، اما با توجه به نقش و میزان اثرگذاری ایالات متحده بر مذاکرات و نیاز ترامپ به استفاده تبلیغاتی از مذاکرات بین ­الافغانی در فرصت کوتاه باقیمانده تا انتخابات ۱۳ آبان با جو بایدن، به نظر می‌رسد گفتگوهای بین الافغانی فعلا استمرار داشته باشد.

    با توجه به مواضع طالبان که در این مدت توانسته امتیازات معتنابهی از امریکا بگیرد و همچنین مواضع دولت افغانستان که طی مدت گذشته مجبور شده با ارائه امتیازات بی حد و اندازه، به مرحله سوم گفتگوهای بین الافغانی ورود کنند، اهمیت گفتگوهای بین ­الافغانی دو چندان شده و بر دشواری‌های آن افزوده است. در این مذاکرات، هیأت دولت افغانستان، از ضرورت حفظ جمهوری اسلامی و آمادگی برای تسهیم قدرت با طالبان صحبت به میان آورده است بطوریکه اشرف غنی در سفر خود به ولایت بامیان به مردم وعده داده با تمام توان از ارزش‌های دموکراسی و حقوق مردم در تعیین حکومت بعدی دفاع خواهد کرد. در طرف مقابل، طالبان بر ضرورت برپایی و استقرار نظام اسلامی و ضرورت مبنا قرار گرفتن فقه حنفی به عنوان دستور اجرای قوانین صحبت به میان آورده است. با توجه به شروطی که طرفین برای یکدیگر مطرح کرده اند، گفتگوهای بین الافغانی، از حالت تلاش و رایزنی برای حل مسئله اختلافی عبور کرده و تبدیل به چانه­ زنی میان طرفین شده است. موفقیت در این چانه زنی، ریشه در عوامل مختلف دارد که تعیین کننده موفقیت و یا عدم موفقیت آن می‌باشند. با این وجود پرسش اینجاست که چه سناریوهایی می‌توان برای ادامه گفتگوها متصور بود؟

    یکی از سناریوهایی که می‌توان برای گفتگوهای بین الافغانی تصور کرد، شکست گفتگوها پیش از انتخابات ریاست جمهوری امریکاست. شکست گفتگوهای بین الافغانی به معنای پایان تلاشها و خارج شدن روند صلح از مسیر سیاسی و بازگشت به مسیر جنگ است. شکست گفتگوها پیش از انتخابات، موضوعی نشدنی نیست، اما با توجه به پافشاری ترامپ در تسریع و تقویت گفتگوها، به نظر می‌رسد، احتمال وقوع آن بسیار کم باشد. به‌ویژه آنکه طالبان بسیار بیشتر از آنچه فکر می‌کرد توانسته از ترامپ امتیاز بگیرد و لذا حاضر نیست دست به اقداماتی بزند که پیش از انتخابات، پل‏ه ای پشت سر خود را خراب و مسیر پیش روی خود را ناهموار کند.

    دومین سناریوی ممکن، شکست گفتگوها پس از انتخابات ریاست جمهوری امریکاست. در صورت شکست گفتگوها، شکی نیست که میزان خشونت در افغانستان شدیدتر خواهد شد. با افزایش میزان سطح خشونت‌ها، بازگشت مجدد به میز گفتگو دشوار خواهد بود. توافق در پای میز مذاکره برای هر دو طرف مذاکرات، ارزشمندتر از ان است که بخواهند در صحنه میدانی و از طریق نظامی و با استفاده از ابزار خشونت و کشتار یکدیگر به آن دست پیدا کنند، لذا طرفین حتی المقدور بر تداوم گفتگوها پافشاری خواهند کرد و تلاش می‌کنند ترک کننده میز مذاکره لقب نگیرند. هر چند در میان مدت احتمال شکست مذاکرات وجود دارد.

    سومین سناریویی که می‌توان از مذاکرات بین الافغانی متصور بود، توافق طرفین برای حرکت در مسیر مشخص برای رسیدن به هدفی است که هر یک از آن‌ها تلاش می‌کنند. آتش بس و اصلاح ساختار سیاسی دو هدف کوتاه مدتی است که طرفین گفتگوها درباره آن اتفاق نظر دارند، درحالیکه تشکیل دولت انتقالی و برگزاری انتخابات، جزء اهداف مورد اختلاف آن‌ها به شمار میرود. چانه زنی درباه اتش بس و تعیین اولویت هر یک از این اهداف، از مجموعه مسائلی است که در این سناریو درباره آن چانه زنی می‌شود. با توجه به اختلاف ماهوی در اهداف اصلی طرفین، تحقق این سناریو دشوار و زمانبر خواهد بود.

    در صورت عدم دستیابی به توافق و خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان، حرکت به سمت آغاز جنگ محتمل ترین سناریویی است که می‌تواند در صحنه افغانستان پدیدار شود.

    دید

  • بن بست مذاکرات صلح بین الافغانی چه زمانی شکسته می شود؟

    بن بست مذاکرات صلح بین الافغانی چه زمانی شکسته می شود؟

    زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه امریکا برای صلح افغانستان روز پنجشنبه هفته گذشته با هر دو تیم مذاکره کننده صلح افغانستان در دوحه ملاقات کرد.

    جزئیات ملاقات خلیلزاد با هیات مذاکره کننده دولت افغانستان تاکنون روشن نشده، اما هیاتی از گروه طالبان در دیدار با خلیلزاد یک بار دیگر تاکید کرده که توافقنامه این گروه با امریکا باید مبنای مذاکرات فعلی با هیات دولت افغانستان باشد.

    محمد نعیم، سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در قطر با اشاره به دیدار هیات طالبان با خلیلزاد، در توییترش نوشته است: «در این دیدار تاکید شد که به توافق‌نامه امضا شده میان امارت اسلامی و امریکا، هر دو جهت التزام داشته باشند و برای عملی‌شدن بیشتر آن تلاش شود.»

    به گفته نعیم، ملابرادر آخوند، معاون سیاسی و رئیس دفتر سیاسی طالبان در قطر، شیخ مولوی عبدالحکیم حقانی، رئیس هیات مذاکره‌کننده طالبان و شماری دیگر از اعضای این گروه در دیدار عصر گذشته با خلیلزاد حضور داشته‌اند.

    خلیلزاد، نماینده امریکا برای صلح افغانستان تاکنون درباره دیدار دیروز چیزی نگفته است.

    سه هفته تلاش بی‌نتیجه

    حدود سه هفته از مراسم افتتاحیه مذاکرات صلح افغانستان گذشته است، اما دو طرف روی تدوین اصولنامه مذاکرات بحث دارند. گروه‌های تماس هر دو هیات بیش از ده بار با هم دیدار داشته‌اند، اما به نتیجه ملموسی دست نیافته‌اند.

    علت تاخیر هم دو خواسته طالبان گزارش شده است؛ طالبان خواهان آن شده‌اند که مذاکرات براساس توافقنامه این گروه با امریکا صورت گیرد و مذهب حنفی تنها مذهب رسمی در افغانستان باشد، اما دولت افغانستان این دو مورد را نپذیرفته است.

    زلمی خلیلزاد دو روز پیش به قطر رفت. او در توییترش نوشت که به منطقه می‌رود تا با طرف‌های دخیل در این روند در مورد مذاکرات صلح به مالکیت و رهبری افغان‌ها و چشم‌انداز‌های افزایش ارتباط منطقه‌ای، تجارت و توسعه پس از توافق صلح گفتگو کند.

    خلیلزاد گفت که افغان‌ها و جامعه جهانی به دقت گفتگو‌های صلح دوحه را زیر نظر دارند و انتظار می‌رود که این مذاکرات به سوی تهیه یک نقشه راه برای آینده سیاسی افغانستان و آتش بس دایمی و همه جانبه منجر شود.

    شورای عالی مصالحه ملی افغانستان نیز پیش از این ابراز امیدواری کرده بود که سفر خلیلزاد بتواند مشکل پیش‌آمده در تدوین اصولنامه مذاکرات میان هیات‌های دولت و طالبان را حل کند. در حال حاضر هر دو تیم تلاش دارند راه حل سازنده‌ای برای حل اختلافات پیدا کنند.

    دو طرف گفته‌اند که اگر هم این روند به درازا بکشد، با شکیبایی این مذاکرات را دنبال خواهند کرد.

    در صورت نهایی‌شدن اصولنامه مذاکرات، گام‌های بعدی تعیین برنامه کاری مذاکرات و پس از آن آغاز مذاکرات اصلی خواهد بود.

    در دیدار روز گذشته هیات طالبان با خلیلزاد، بار دیگر موضوع رهایی زندانیان مطرح شده است.

    دولت افغانستان بر اساس توافقنامه صلح امریکا و طالبان و با هدف آغاز مذاکرات صلح، ۵۵۰۰ زندانی طالبان را رها کرده و در مقابل، طالبان هم یک‌هزار سرباز امنیتی افغان را آزاد کرده‌اند. این روند باید قبل از ۱۰ مارس انجام می‌شد، اما با تاخیر عملی شد.

    توافقنامه صلح امریکا و طالبان همچنین دو طرف جنگ افغانستان را ملزم ساخته است که تمام زندانیان یک‌دیگر را رها سازند. گفته می‌شود که در حال حاضر بین هفت هزار تا هشت هزار زندانی طالبان در بند دولت هستند.

    خلیل‌زاد درحالی تلاش دارد که بن بست در مذاکرات صلح را بشکند که پیش از این دو تیم مذاکره کننده توافق کرده بودند که مذاکرات را بدون میانجی خارجی پیش می‌برند.

    منابع می‌گویند که طالبان در ازای کاهش خشونت و در نتیجۀ آن آتش بس خواهان حکومت موقت هستند. اما برخی خبرنگاران به نقل از رییس جمهور غنی نوشته‌اند که تنها مردۀ مرا از ارگ بیرون کرده می‌توانند.

    به نظر می‌رسد تعلل در روند مذاکرات صلح، پالیسی مشترک حکومت و طالبان باشد. حکومت منتظر برگزاری انتخابات امریکا است و طالبان منتظر خروج نیروهای امریکایی از افغانستان. اما رییس شورای عالی مصالحه ملی در صحبت با رسانه‌های غربی اعلام کرده است که انتخابات امریکا تغییری در پالیسی واشنگتن به وجود نمی‌آورد.

    در عین حال، کشورهای منطقه و جهان همواره تأکید کرده‌اند که برپایی نظام طالبانی در افغانستان را به رسمیت نخواهند شناخت. تقریباً تمام کشورهای جهان اعلام کرده‌اند که با امارت اسلامی مخالف هستند. طالبان خواهان برپایی امارت به جای جمهوریت در کابل هستند.

  • طالبان، نادیده گرفتن جمهوری و تلاش برای رسیدن به امارت اسلامی

    طالبان، نادیده گرفتن جمهوری و تلاش برای رسیدن به امارت اسلامی

    محمد رضا بهرامی سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در کابل در توییت تازه خود نوشت: «در توافق دوحه از حکومت و ساختار فعلی در افغانستان عبور و «حکومت اسلامی جدید پساتوافق افغانستان» مطرح شده است. بر این اساس مقاومت فعلی برای ‌عدم‌پذیرش این توافق به عنوان محور و اساس مذاکرات بین‌الافغانی، یعنی مبارزه و مقاومت برای بقای ساختار و حفظ تمامی دستاوردهای دو دهه اخیر».
    این توییت تا حد زیادی دلایل اختلاف‌نظر‌ها و به نتیجه نرسیدن گروه تماس را مشخص می‌کند. در یک هفته گذشته، گروه تماس از هر دو طرف با این که خبر از پیشرفت گفت‌وگو‌ها می‌دادند اما موارد اختلافی زیادی را نیز طرح کردند. مهم‌ترین مورد اختلافی میان گروه‌‌های گفت‌وگو کننده طالبان و دولت افغانستان، بحث نگرش به مذاکرات از منظر فقه حنفی است. طالبان اصرار دارند تا تمامی روند مذاکرات در چارچوب نظریات فقه حنفی مطرح شود. این به معنای آن است که دولتی که حاصل مذاکرات صلح برای آینده باشد، هیچ‌گونه حق و مشروعیت سیاسی به مذاهب دیگر در افغانستان نخواهد داد. در حال حاضر در کنار پیروان مذهب تسنن حنفی، پیروان مذاهب دیگر از جمله شیعه جعفری، شیعه اسماعیلی، پیروان تسنن شافعی و مذاهب دیگر نیز در افغانستان حضور دارند. از سوی دیگر اقلیت هندو باوری نیز در افغانستان هستند که روز به روز کاهش پیدا می‌کنند. در حال حاضر دو فرقه مذهبی با اکثریت پیروان در افغانستان زندگی می‌کنند؛ پیروان مذهب [اهل]سنت جماعت امام ابوحنیفه که آنان را حنفی می‌گویند و پیروان تشیع جعفری که آنان را اثنی عشری یا دوازده امامی می‌خوانند. حالا طالبان تلاش دارند تا در نخستین گام، چارچوب مذاکرات را با این قید تنگ‌تر کنند که مبنای تمامی گفت‌وگو‌ها فقه حنفی باشد. دولت افغانستان اما با این دیدگاه موافق نیست. گروه تماس دولت افغانستان پیشنهاد داده است که مذاکرات بر اساس فقه حنفی پیش برود با این قید که پیروان مذاهب دیگر در تمامی اعمال و افکار خود کاملاً آزاد باشند. اما طالبان این پیشنهاد را نمی‌پذیرند. از دید طالبان پیروان تشیع می‌توانند در چارچوب فعالیت‌های مدنی کاملاً آزاد باشند. اما در حوزه سیاست سلطه تنها از آن فقه حنفی باشد. به این معنا که در حکومت پساتوافق، هیچ پیرو مذهب تشیع نمی‌تواند به مدارج عالی سیاسی در افغانستان برسد. اما این مسئله تنها دلیل اصرار طالبان نیست. طالبان با زیرکی زیاد بحث فقهی کردن مذاکرات را پیش کشیده‌اند. زیرا در این صورت وقتی بحث‌ها زیر چتر نگرش‌های فقهی شکل بگیرد، خود به خود مسئله (ولایت عام) که یک بحث فقهی حنفی‌ها در مورد ساختار دولت است مطرح می‌شود. طبق این نظریه در اسلام حوزه اقتدار را ولایت عام می‌دانند و این ولایت عام که مبتنی بر شریعت اسلامی است، شامل تمام صنوف و تشکل‌های دیگر است. اصول نظری نظام سیاسی اسلام این امکان را مشخص می‌کند که شریعت چگونه ولایت دولت را عام و فراگیر مشخص می‌کند و از طرف دیگر، مقررات و در اصطلاح ولایت‌های خاص این تعمیم را برنمی‌تابند.
    در چنین وضعیتی نخستین چیزی که قربانی خواهد شد، جمهوریت به عنوان یک اصل دنیای حکومتی است. با توجه به این که زیر ساخت‌های جمهوریت بر مبنای سکولاریزم بنیاد شده است، این مسئله در تضاد با مباحث فقهی قرار می‌گیرد و خود به خود از بحث حذف می‌شود. این مسئله را دولت افغانستان و تیم مذاکره‌کننده دولت به خوبی متوجه شده‌اند و حتی توییت سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در کابل نیز دال بر این است که طالبان به هر صورت ممکن می‌خواهند جمهوریت را دور بزنند. کنار گذاشتن اصل جمهوریت، تمامی دستاورد‌های ۱۹ سال اخیر را در افغانستان را از بین خواهد برد و دموکراسی در مقابل اقتدار فقهی عقب‌نشینی خواهد کرد. در اندیشۀ اسلامی قوانین و مقررات دولت‌ها آمرانه است به این معنا که متصدیان امور دولتی یا همان ولایت عامه از یک‌ طرف مفسر شریعت تلقی می‌شوند و از جانب دیگر، قانون‌گذارند. در شریعت اسلامی علاوه بر نص قرآن و سنت که منبع مورد اتفاق قوانین شناخته می‌شود، منابع دیگری مانند اجماع و قیاس نیز اهمیت دارد که دست نهادهای دولتی را باز می‌گذارد تا این که با توجیه و استفاده از این منابع بتوانند به وضع و قانون‌گذاری بپردازند. اینجاست که همه‌‌ خواسته‌های طالبان مو به مو اجرا خواهد شد. تیم مذاکره‌کننده دولت افغانستان باید بداند که عقب‌نشینی در مقابل این خواسته طالبان، می‌تواند آنان را تا آخرین قدم به نفع طالبان عقب ببرد. به همین دلیل حتی جمهوری اسلامی که با طالبان رابطه خوبی دارد هم نگران این دیدگاه طالبان در قبال گفت‌وگو‌های صلح است.

    از دید طالبان پیروان تشیع می‌توانند در چارچوب فعالیت‌های مدنی کاملاً آزاد باشند. اما در حوزه سیاست سلطه تنها از آن فقه حنفی باشد. به این معنا که در حکومت پساتوافق، هیچ پیرو مذهب تشیع نمی‌تواند به مدارج عالی سیاسی در افغانستان برسد.

    منبع: ایندیپندنت فارسی

  • خروج امریکا از افغانستان و گنج بادآورده برای چین!

    خروج امریکا از افغانستان و گنج بادآورده برای چین!

    به طور علنی، رییس جمهور ترامپ خروج امریکا از افغانستان را به عنوان یک رهبر مسئول توجیه می‌کند و کاخ سفید می‌گوید کاهش نیروهایش را نظر به پیروی طالبان می‌سنجد. این افسانه است. پشت پرده، نه تنها جامعه اطلاعاتی، بلکه مقامات ارشد دولت ترامپ به طور خصوصی توافق صلح ماه فبروری را توافق‌نامه «پوچ» می‌پندارند که فقط خروج را خوشایند‌تر می‌کند. در واقعیت، آن‌ها می‌گویند که ناامیدی ترامپ با «جنگ‌ بی‌پایان» در افغانستان بیشتر مربوط به تمایل وی برای توقف هزینه سالانه ۵۰ میلیارد دالر جهت حمایت از عملیات‌های نظامی در این کشور و مصرف این هزینه برای مقابله با چین می‌شود، مشکلی که اکنون در محراق توجه قرار دارد.
    در سطح کلان، این استراتژی منطقی است. طنز تلخ این است که با ترک افغانستان، ترامپ نه تنها یک سرمایه استراتژیک عظیم را به پکن می‌دهد، بلکه ۱۴۰ میلیارد دالر دیگر نیز تحفه می‌دهد. این مقدار پول مالیات‌ دهندگان امریکایی است که تا ماه جولای ۲۰۲۰ به بازسازی افغانستان کمک کرده‌اند و حتی هزینه نظامی عملیات‌ها را در بر نمی‌گیرد. برای هر مرد، زن و کودک امریکایی تقریباً معادل ۴۲۵ دالر می‌باشد.
    این امر به منظور لغو تصمیم ایالات متحده برای مداخله نظامی در افغانستان نیست: امارت اسلامی طالبان وعده‌هایی را که به وزارت خارجه مادلین آلبرایت در دومین دوره بیل کلینتون داده بود شکست، از آن‌جا که از کمپ‌های آموزشی القاعده میزبانی کرد. این به ضرر آن‌هایی است که از توافق زلمی خلیلزاد نماینده ویژه امریکا برای صلح افغانستان پشتیبانی می‌کنند. طالبان امروز حتی بیشتر از زمان پیش از حملات ۱۱ سپتمبر، با القاعده درآمیخته‌اند. دیپلمات‌ها ممکن است از جانب متکلمان خود در قطر این وعده را بگیرند که طالبان خود را از القاعده جدا می‌کنند، اما ترجمه این واقعیت به معنای جدا شدن پدران از پسران و برادران از برادران است. اشتباه ایالات متحده مبارزه با آن‌هایی که به القاعده فضا فراهم می‌کرد نبود، بلکه تلاش‌ها برای ملت‌-سازی بود که فساد سیستماتیک افغانستان را بدتر کرد.
    تمام ۱۴۰ میلیارد دالر سرمایه‌گذاری ایالات متحده برای بازسازی هدر نرفته است. از سال ۱۹۹۷ بدینسو، من بارها به افغانستان سفر کردم، هم قبل از آنکه طالبان مناطق معینی را تصرف کنند، بعداً هم در مناطق تحت کنترول «امارت اسلامی» پیش از ۱۱ سپتمبر و بلاخره، در مناطقی که اکنون توسط جمهوری اسلامی افغانستان کنترول می‌شود. جاده‌هایی که برای سفر روزها طول می‌کشید و اکنون چند ساعت (در صورتی که تهدیدات امنیتی مانع سفر نگردد). میدان‌ها و خطوط هوایی فعال است. امکانات برق، آب و بهداشت وجود دارد. مکاتب برای پسران و دختران فعالیت می‌کند. نسل جدیدی از مردم افغانستان امیدی برای آینده دارند، فرقی نمی‌کند که چقدر نسبت به تجرد و فساد در طبقۀ حاکم و دیدگاه قرون وسطایی طالبان ناامید باشند.
    این اساس و بنیادی که افغانستان روی آن ساخته خواهد شد، چیزی است که ترامپ به دنبال تحفه دادن آن به چین است. چین مدت‌ها به دنبال حضور در افغانستان بوده است. در سال ۲۰۰۸، طبق گزارش‌ها، پس از آنکه کارگزاران چینی به مقامات افغانستان رشوت دادند، وزارت معادن افغانستان قرارداد ۳.۴ میلیارد دالری معدن مس عینک را به شرکت‌های چینی داد، معامه خوبی برای چین بود با توجه به اینکه ذخایر مس عینک به طور بالقوه بالغ بر ۵۰ میلیارد دالر است. یک دهه بعد، معدنی که با درآمد آن افغانستان روی پای خود می‌ایستاد، عملیاتی نشد.
    دیگر اینکه نفت وجود دارد: پیشنهاد ۴۰۰ میلیون دالری چین برای نفت در سه بلوک اکتشافی آمو دریا که طی دو سال نفت تولید می‌کرد، قبل از آن که ناگهان در سال ۲۰۱۳ متوقف شود. برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که چین هر دو پیشنهاد را صرفاً برای جلوگیری از امتیاز گرفتن سایر کشورها دنبال کرده است. دیدگاه طولانی‌مدت واشنگتن به ندرت فراتر از چهار سال نیست، اما چین بازی طولانی را انجام می‌دهد.

    استراتژی چین ممکن نتیجه دهد. به نظر می‌رسد پکن آماده است خلاء به جامانده از ایالات متحده را پر کند و در افغانستان به شکل غارتگرانه سرمایه‌گذاری کند که امریکا هرگز انجام نداده است. چین مدت‌هاست که به دنبال انحصار کالا و عناصر کمیاب خاکی است. مقامات چینی از گزارش سازمان زمین شناسی ایالات متحده و گروه ویژه وزارت دفاع برای عملیات بازرگانی و ثبات که برآورد کرده است افغانستان دارای یک تریلیون دالر مواد معدنی دست نخورده است، به خوبی آگاه است. در یادداشت ۲۰۱۰ داخلی پنتاگون آمده است که افغانستان به طور بالقوه می‌تواند به «لیتیوم عربستان سعودی» تبدیل شود. کمبود زیرساخت ها مانع استخراج آن می‌شود، اما چین صبور است و ممکن است خروج امریکا همان چیزی باشد که پکن منتظر آن بوده است. به جای تقویت افغانستان با ثبات و دموکراتیک که واشنگتن تصور می‌کرد، سرمایه‌گذاری چین پس از خروج ایالات متحده می‌تواند پکن را قادر به حمایت از مشتریان کلپتوکراتیک کند، همان‌طور که در افریقا دارد.
    زمینه مساعد است. افغانستان از جمله ۱۳۸ کشوری است که تفاهم‌نامه یک «کمربند و جاده» را با چین امضا کرده است، حتی اگر به گونه رسمی برای پیوستن به ابتکار کمربند و جاده مقاومت کرده است. این امر احتمالاً پس از خروج ایالات متحده تغییر خواهد کرد. به عنوان مثال، رییس جمهور اشرف غنی در یک سخنرانی در سال ۲۰۱۴ در دانشگاه شینهوا در پکن اظهار داشت که «چین یک شریک استراتژیک برای ما در سطوح مختلف است، این سفر بر اساس همان بنیاد قبلی است، اما در مورد تعمیق و گسترش این روابط، عملی شدن جاده جدید ابریشم اتفاق مهمی است». وانگ یو سفیر چین در افغانستان همچنان از گسترش ابتکار کمربند و جاده در افغانستان سخن می‌زند.
    چین همواره گفته است که تمایل دارد راهرو اقتصادی چین و پاکستان را به افغانستان گسترش دهد. راهرو اقتصادی چین و پاکستان «گل سرسبد» پروژه کمربند و جاده است. موقعیت جغرافیایی افغانستان می‌تواند آن را به نقطه وصل راهرو اقتصادی و کشورهای آسیای مرکزی مبدل کند. افغانستان ممکن کوهستانی باشد، اما چین می‌تواند میلیاردها دالر که ایالات متحده برای بازسازی سرک حلقوی افغانستان و انشعاباتی که پس از آن تا گذرگاه‌های مختلف مرزی افغانستان گسترش خواهد یافت، هزینه کند. چین قبلاً خط آهن ارتباطی بین چین، افغانستان و جمهوری‌های آسیای میانه ایجاد کرده است و پکن هم به دولت افغانستان و هم به طالبان پیشنهاد کمک داده تا یک شبکه جاده‌ای اضافی ایجاد کنند. یکی از رهبران طالبان در بلوچستان که پس از یک ماه حضور در افغانستان با فایننشال تایمز صحبت می‌کرد، گفت چین متعهد شده است شاهراه‌هایی را ایجاد کند که شهرهای اصلی افغانستان را به هم پیوند می‌زند. وی گفت: «وعده چین توسط شبکه جاده‌ای در سراسر افغانستان هدایت می‌شود. چینی‌ها گفته‌اند وقتی چنین شبکه‌ای با شاهراه‌های شش-باند ایجاد شود، کار و بار محلی و تجارت رونق خواهد یافت.» این با اظهارات طالبان مطابقت دارد مبنی بر اینکه شبه‌نظامیان نباید به پروژه‌های تحت حمایت چین حمله کنند که به نفع دورنمای آن‌ها برای یک امارت اسلامی است. مقامات وزارت خارجه چین تأیید کرده‌اند که وقتی ترامپ شروع به خروج نیروهایش کرد، مقامات چینی به ملاقات‌ها با طالبان ادامه دادند.
    مشارکت چین در افغانستان تنها با این کشور ختم نمی‌شود، بلکه نیرویی برای متحدان چین و دشمنان منطقه‌ای امریکا خواهد بود. عمران خان نخست‌وزیر پاکستان هم اکنون پاکستان را به یک دولت اثرگذار وابسته به چین تبدیل کرده است. گرچه درست است که از سال ۲۰۰۵ تا امروز، سرمایه‌گذاری چین در پاکستان بیشتر و بزرگ‌تر از افغانستان بوده است، اما خروج ایالات متحده به چین و پاکستان اجازه می‌دهد تا هر دو نفوذ خود را در افغانستان افزایش دهند. برای پکن و اسلام‌آباد، تلاش بی‌وقفه دیپلماتیک و اقتصادی در افغانستان می‌تواند تقویت نیرو و ابزاری برای پیروزی در آنچه آن‌ها بازی مجموع-صفر با ایالات متحده و هند می‌دانند، ‌باشد. علاوه بر این، چنين بازی در مرزهای غربی افغانستان پايان نمي‌یابد: تحکيم تسلط اقتصادیش بر افغانستان همچنين به چين کمک خواهد کرد تا آرزوهای خود را در ايران نیز محقق سازد.
    درست یک سال پیش، الیس ولز معاون پیشین وزارت خارجه امریکا در امور آسیای جنوبی و مرکزی گفت که «چین بازی‌گر واقعی در توسعه افغانستان نبوده است.» این ممکن در گذشته درست بوده باشد، اما با خروج ایالات متحده، به نظر می‌رسد پکن محاسبات خود در رابطه به افغانستان را تغییر دهد. کمک‌های چین، فشارسنج منافع پکن در افغانستان، در حال افزایش است. طی یک دهۀ گذشته، چین متعهد شده است کمک‌های بیشتری به افغانستان کند. در سال ۲۰۱۴، چین وعده کمک ۳۲۷ میلیون دالری تا سال ۲۰۱۷ به افغانستان داد، مبلغی بیشتر از کل کمک‌های چین بین سال‌های ۲۰۰۲ و ۲۰۱۴. کمک‌های پسا-۲۰۱۷ آن ممکن حتی بزرگ‌تر باشد.

    ترامپ درست می‌گوید که امریکا باید با بلندپروازی‌های چین مقابله کند. و بزرگ‌ترین میراث مایک پمپئو به عنوان وزیر خارجه ممکن عدم ترویج صلح در خاورمیانه و بالکان و تغییر بیشتر گفت‌وگو در واشنگتن و سراسر جهان در مورد تهدید چین باشد. بنابراین، چقدر تأسف‌آور است که در شتاب برای ترک افغانستان، ترامپ ممکن میلیاردها دالرِ سرمایه‌گذاری شده را هدر دهد و همزمان رویاهای چین را تحقق بخشد.

    منبع: نشنل اینترست

    مترجم: سید طاهر مجاب، خبرگزاری دید

  • حقوق شیعیان در زمان بحث روی قانون اساسی افغانستان مورد بررسی قرار می گیرد

    حقوق شیعیان در زمان بحث روی قانون اساسی افغانستان مورد بررسی قرار می گیرد

    یک عضو ارشد مذاکره‌کننده طالبان در دوحه می‌گوید مبحث حقوق شیعیان در افغانستان زمانی مطرح می‌شود که مذاکرات به مرحله بحث بر سر قانون اساسی جدید افغانستان برسد.

    در چند روز اخیر، مذاکرات صلح افغانستان که از دو هفته پیش در دوحه قطر آغاز شده به خاطر دو مورد اختلاف‌نظر در طرزالعمل مذاکرات میان دو هیات مذاکره کننده متوقف شده است.

    هیات طالبان مبنای فقه حنفی و سند توافقنامه صلح را که این گروه قبلا با آمریکا امضا کرده، در مذاکرات مطرح کرده که با واکنش در افغانستان مواجه شده است.

    خیرالله خیرخواه، امروز در گفتگوی با یک شبکه انترنتی نزدیک به این گروه گفت:«ما می‌خواهیم برای طرزالعمل مذاکرات یک اساس را بگذاریم که اگر اختلافی در جریان مذاکرات پیش آمد، در چارچوب شریعت اسلامی و براساس مذهب حنفی حل شود. این مساله مشکلی برای شیعه‌ها به وجود نمی‌آورد.»

    به گفته آقای خیرخوا مسایل مربوط به احوال شخصیه شیعیان وقتی مطرح می‌شود که روی قانون اساسی بحث کنیم.

    او گفت: «ما گفتیم که ما می‌خواهیم برای طرزالعمل مذاکرات یک اساسی را بگذاریم که اگر اختلافی در جریان مذاکرات پیش آمد، در چارچوب شریعت اسلامی و براساس مذهب حنفی حل شود. این مساله مشکلی برای شیعه‌ها به وجود نمی‌آورد. آنها گفتند مسایل مربوط به احوال شخصی باید در آن ذکر شود، ما گفتیم که این را می‌پذیریم در مسایل مربوط به احوال شخصی شما آداب و مناسک خود را دارید ولی این مسایل وقتی مطرح می‌شود که روی قانون اساسی بحث بکنیم، برای طرزالعمل مذاکرات این مساله مشکلی ایجاد نمی‌کند.»

    بنا به گزارش‌ها، هیات افغانستان نیز به طالبان حفظ حقوق و آزادی‌های مذهبی شیعیان و سایر اقلیت‌های مذهبی را پیشنهاد داده است.

    هنوز پاسخ رسمی از جانب طالبان به هیات افغانستان داده نشده است. در روزهای گذشته، تیم‌های تماس نیز باهم دیداری نداشته‌اند.

    این عضو ارشد مذاکره کننده طالبان از هیات افغانستان به خاطر درز بحث‌های مذاکرات گفته درخواست هیات طالبان از هیات افغانستان این بود “تا زمانی ‌که بر سر یک طرزالعمل توافق نشده، نباید آن را به بیرون درز بدهیم، زیرا تجربه ما از مذاکره با آمریکایی‌ها این را نشان می‌دهد که برای موفقیت مذاکرات نباید همه چیز از پیش به بیرون از هیات مذاکرات گزارش داده شود.”

    آقای خیرخواه گفت: ولی تیم مقابل نتوانستند “مسایل را به بیرون گزارش ندهند” و حالا مشخص است که اختلاف بر سر موضوع مبنا قرار گرفتن مذهب حنفی و توافقنامه آمریکا و طالبان است.

  • عمران خان: در افغانستان صلح نباشد، پاکستان نیز آرام نخواهد بود

    عمران خان: در افغانستان صلح نباشد، پاکستان نیز آرام نخواهد بود

    ما به یک لحظۀ مهم، توأم با امید برای افغانستان و منطقه رسیده‌ایم. هیأت‌های مذاکره‌کنندۀ دولت افغانستان و طالبان در تاریخ دوازدهم سپتامبر حاضر شدند مذاکرات را برای دست‌یابی به یک توافق سیاسی و ختم جنگ آغاز کنند.

    در کنار مردم افغانستان، ما (پاکستان) بهای این جنگ طولانی و سنگین را پرداخته‌ایم. طی چندین دهه درگیری، پاکستان مسئولیت مراقبت بیش از 4 میلیون پناهنده افغانستانی را بر عهده گرفته است. در این مدت، اسلحه و مواد مخدر نیز به کشور ما سرازیر شده است. درگیری‌های دوام‌دار در افغانستان، مسیر اقتصادی ما را به‌هم زده است. پاکستانی که در دهه‌های 1960 و 1970 وضعیت مطلوبی داشت، به صورت ناراحت‌کننده‌یی تغییر کرده است.

    این تجربه دو درس مهم را به ما آموخت. اول این‌که ما از لحاظ جغرافیایی، فرهنگی و خویشاوندی با افغانستان بسیار نزدیکیم و حوادثی که در افغانستان اتفاق می‌افتد، قطعاً بالای ما تأثیر دارد. ما فهمیدیم که پاکستان صلح واقعی را تجربه نخواهد کرد، تا زمانی که خواهران و برادران افغانستانی ما در صلح نباشند.

    ما هم‌چنین آموختیم که صلح و ثبات دایمی در افغانستان با استفاده از زور و خواست خارجی‌ها برقرار نمی‌شود. تنها فرایند آشتی میان مردمان افغانستان با رهبری خودشان که واقعیت‌ها و تنوع سیاسی افغانستان را به رسمیت بشناسند، به صلح پایدار می‌انجامد. بنا براین، هنگامی که رئیس‌جمهور ترامپ در اواخر سال 2018 از پاکستان خواست تا برای رسیدن به یک توافق سیاسی در افغانستان با امریکا کمک کند، ما هیچ‌گونه تردیدی نکردیم. ما تعهد کردیم که پاکستان تمام تلاش خود را برای تسهیل این روند انجام خواهد داد و ما این کار را کردیم. امریکا دشوارترین گفت‌وگوهای خود را با طالبان آغاز کرد و این گفت‌وگو منجر به امضای توافق صلح بین امریکا و طالبان شد. امضای توافق صلح بین امریکا و طالبان، زمینۀ آغاز گفت‌وگوهای بین‌الافغانی را فراهم کرد.

    مسیری را که برای رسیدن به این‌جا طی کرده‌ایم، آسان نبود، اما به لطف، شجاعت و انعطاف‌پذیری دولت افغانستان و طالبان توانستیم به پیش برویم. ایالات متحده و متحدانش تبادل زندانیان بین دولت کابل و طالبان را تسهیل کردند. دولت افغانستان و طالبان به صدای صلح‌خواهی مردم افغانستان پاسخ مثبت دادند.

    مذاکرات بین‌الافغانی احتمالاً دشوار خواهد بود و همه طرف‌ها به صبر و مصالحه نیاز دارند. پیش‌رفت می‌تواند کُند و دشوار باشد، حتا ممکن است دو طرف به بن‌بست بخورند. در چنین موقعتی بهتر است همه‌چیر در پشت میز مذاکره حل شود تا در میدان‌های خونین جنگ.

    همه طرف‌های که در روند صلح افغانستان سرمایه‌گذاری کرده‌اند، باید در برابر خروج شتاب‌زدۀ بین‌المللی بایستند. خروج شتاب‌زدۀ بین‌المللی از افغانستان غیرعاقلانه است. ما هم‌چنین باید در برابر تخریب‌کاران پروسه صلح افغانستان بایستیم و از سرمایه‌گذاری‌یی که روی این روند شده است، محافظت کنیم.

    پاکستان به حمایت از مردم افغانستان و افغانستان مستقل ادامه خواهد داد. پاکستان معتقد است که مذاکرات صلح نباید با اجبار انجام شود و همه طرف‌ها باید خشونت‌ها را کاهش دهند. همان‌طور که دولت افغانستان، طالبان را به عنوان یک گروه سیاسی به رسمیت شناخته است، امید است طالبان نیز پیش‌رفت‌ها و دست‌آوردهای دولت و مردم افغانستان را به رسمیت بشناسند.

    پاکستان نیز مانند ایالات متحدۀ امریکا نمی‌خواهد که افغانستان پناه‌گا امن برای تروریستان باشد. پس از حملۀ 11 سپتامبر، بیش از 80 هزار نیروی امنیتی و غیرنظامی پاکستانی جان خود را در جنگ با تروریسم از دست دادند. پاکستان هنوز هم هدف گروه‌های فعال تروریستی مستقر در افغانستان است. این گروه‌های تروریستی برای صلح جهانی خطر جدی به حساب می‌آیند. ما امیدواریم که دولت افغانستان تدابیر جدی‌یی را برای کنترل مناطقی که تروریستان در آن خانه دارند و از آن‌جا حملات تروریستی را برنامه‌ریزی می‌کنند، روی دست گیرد. ما مانند ایالات متحده راضی به این نیستیم که سرمایه و جان نیروهای امنیتی خود را که در برابر تروریسم از دست داده‌ایم، به هدر برود.

    زمان آن فرارسیده است که برای «روز بعد» برنامه‌ریزی آغاز شود. جهان چه‌گونه می‌تواند به افغانستان پس از جنگ کمک کند؟ چه‌گونه شرایطی را ایجاد کنیم که میلیون‌ها پناه‌جوی افغانستانی که در پاکستان و سایر کشورها زنده‌گی می‌کنند، دوباره بتوانند به کشور خودشان برگردند.

    تلاش ما از سرمایه‌گذاری و برنامه‌های اقتصادی، رشد و شکوفایی پاکستان و کشورهای منطقه است. سرمایه‌گذاری‌های اخیر ما در پروژه‌های مهم اتصال اقتصادی می‌تواند برای منطقه مهم باشد. گفت‌وگوهای نخستینۀ ما با شرکت مالی توسعۀ بین‌المللی ایالات متحده در مورد این مسایل ارزش‌مند بوده است. این دل‌گرم‌کننده است که ایالات متحده و پاکستان در مورد اهمیت «سود صلح» و صلح پایدار در افغانستان توافق نظر دارند.

    برای پاکستان، صلح و ثبات منطقه‌یی کلید تحقق آرمان‌های جمعی برای آیندۀ بهتر است. ما برای دست‌یابی به این هدف، متعهد به همکاری چندجانبه هستیم. نخستین قدم برای رسیدن به صلح در دوحه برداشته شده است. نادیده‌گرفتن روند صلح افغانستان یا مهم نپنداشتن آن به هر دلیلی که باشد، مسخره است.

    نویسنده: عمران خان، نخست‌وزیر پاکستان

    منبع: واشنگتن پست

    برگردان: مریم مهتر