برچسب: تقسیم قدرت

  • بریتانیا: طالبان بخشی از دولت شوند از آنها حمایت می کنیم

    بریتانیا: طالبان بخشی از دولت شوند از آنها حمایت می کنیم

    وزیر دفاع بریتانیا در سفری به واشنگتن، نسبت به تصمیم رییس جمهور بایدن برای خروج نیروهای امریکایی از افغانستان ابراز ناامیدی کرد.
    وی در گفت‌وگو با دیلی تلگراف، افزود پس از تصمیم امریکا برای خروج از افغانستان، جامعه جهانی چاره‌ای جز پیروی از آن نداشت.
    بن والاس در ادامه بیان داشته کشورش تمایل همکاری با طالبان را دارد، در صورتی که این گروه بخشی از حکومت باشد و حقوق بشر را رعایت کند.
    او گفت: «دولت آن روز هرچه که باشد، بریتانیا با آن تعامل خواهد کرد به شرط این‌که هنجارهای خاص بین‌المللی را رعایت کند. دقیقاً مانند سایر دولت‌های سراسر جهان، اگر آن‌ها رفتاری برخلاف حقوق بشر داشته باشند، ما در روابط تجدید نظر خواهیم کرد.»

    این در حالی است که بوریس جانسون نخست‌وزیر بریتانیا به رغم ختم ماموریت نظامی‌ ۲۰ ساله‌اش در افغانستان، گفت کشورش تعهد خود را به افغانستان ترک نمی‌کند.

  • سناریوهای پیش رو در بحران کنونی افغانستان

    سناریوهای پیش رو در بحران کنونی افغانستان

    همزمان با خروج نظامیان آمریکایی و تخلیه کامل پایگاه نظامی بگرام که گفته می شود مهمترین پایگاه غرب در آسیای میانه و جنوب آسیا بود، شدت حملات و تهاجم طالبان در نقاط مختلف افغانستان افزایش بی سابقه ای یافته است.

    در این برحه از زمان چند سناریو محتمل به نظر می رسد:

    ۱-فشار حد اکثری طالبان به دولت مرکزی و گسترش تصرفات و مجبور ساختن دولت به مذاکره و تقسیم قدرت بین حکومت فعلی و طالبان با برگزاری انتخابات با مشارکت طالبان

    ۲-با توسعه و افزایش قدرت طالبان در مناطق مختلف و به خطر افتادن منافع آمریکا و قدرت های غربی و بازگشت مجدد آنان برای مقابله با گروه های هراس افکن

    ۳-محاصره مراکز ولایات و شهرها با ایجاد جنگ فرسایشی و سرانجام تسلیم شدن انان و شکست خیزش های مردمی و سقوط مراکز ولسوالی ها و ولایات

    ۴-قدرت گیری جزایر قدرت و خیزش های مردمی با حمایت خارجی و تقسیم قدرت سیاسی و سر انجام تقسیم افغانستان

    حال سناریوی اول تا مذاکره پیش خواهد رفت اما اینکه طالبان از اصول خود عدول نمایند و دستاوردهای ۲۰ ساله را بپذیرند بعید به نظر می رسد زیرا اقدامات اخیر طالبان در قالب بیانیه ها و قوانین وضع شده در مناطق تحت سلطه نشان می دهد که هیچ تغییری در رویکرد های آنان ایجاد نشده است و همان سیاست ارتجاعی خود را ادامه داده است.

    سناریوی دوم و سوم هم به دلایل مختلف دور از ذهن به نظر می رسد. و هیچگاه آمریکا مجددا به ایفای نقش نظامی در افغانستان نمی پردازد و بیشتر تلاش در اجرای نقش مستشاری و امنیتی دارد. از طرفی تقابل و جنگ جدید در دراز مدت چندان که باید نه در توان اکمال کنندگان طالبان و نه در تدافع طولانی خیزش هاست.

    اما سناریوی چهارم بیشتر ین هم خوانی را می تواند با سیاستهای ایالات متحده و برخی قدرتهای ذی نفع منطقه ای دارد. که در این حالت در کوتاه مدت شاهد جنگ داخلی و تقسیم و تجزیه افغانستان خواهیم بود.

    داکتر محسن خاوری حکمت

  • پدرام: به عبدالله رأی دادم اما وی هیچ برنامه ای برای مردم ندارد!

    پدرام: به عبدالله رأی دادم اما وی هیچ برنامه ای برای مردم ندارد!

    یکی از نمایندگان پارلمان می گوید در زمان انتخابات به داکتر عبدالله عبدالله رأی داده اما اکنون دیگر از وی پشتیبانی نمی کند و تایید کننده رفتار و کردار او نیست.

    هارون معترف در فیس بوک خود پستی از حبیب الرحمان پدرام را باز نشر کرده که می گوید:«من به داکتر عبدالله رای دادم اما؛جلو ضرر را از هر جا بگیریم منفعت است!»

    پس از سخنان اخیرم در مجلس، بعضی پرسیدند چرا از آقای عبدالله انتقاد کردم! برخی‌ها هنوز در فضای انتخابات نفس می‌کشند و بیهوده می‌اندیشند چون در آن‌زمان من از وی پشتیبانی کردم، هم‌چنان باید حامی و تایید‌کننده‌ی رفتار و کردار او باشم. نه هرگز!

    من به “شخص” رای نداده بودم، که اکنون در هر شرایطی مویدش باشم. من و مردمم به یک “هویت جمعی” و به مجموعه‌ای از “ارزش‌ها” رای داده بودیم و آقای عبدالله هرگز نتوانست از آن ارزش‌ها حراست کند.

    او هرگز نتوانست مطالبات مردم را به کرسی بنشاند و اکنون نیز مستاصل‌تر از هر زمان دیگری است. کسی که حتا نتوانسته معاش کارمندان خود را از حکومت بگیرد. هر چند آقای غنی تمایلی به تقسیم قدرت ندارد اما مقصر اصلی خود اوست که هیچ انگیره‌ای برای مبارزه نداشته و رقیب هم او را خوب شناخته و هر روز محدودترش می‌کند. متاسفانه داکتر عبدالله هیچ استراتژی بلندمدت و حتا برنامه‌ای کوتاه مدت برای مردمش ندارد، فقط و فقط به فکر خودش است. خوب بخورد، خوب بپوشد و در قدرت بماند هر چند سمبلیک و نمایشی!

    در شرایطی که افغانستان در آستانه‌ی تحولات جدی و حتا احتمال جنگِ داخلی به سر می‌برد، در مجالس وی چیزی جز هِرهِر و کِرکِر خنده‌های بیهوده نیست. بله! من از داکتر عبدالله پشتیبانی کردم اما از قدیم گفته‌اند جلو ضرر را از هر جا بگیریم منفعت است!

  • تلاش دیرهنگام رئیس جمهور برای جبران اشتباهات گذشته!

    تلاش دیرهنگام رئیس جمهور برای جبران اشتباهات گذشته!

    فضای سیاسی در افغانستان پر التهاب است. موضع جدید دولت امریکا به رهبری بایدن در رابطه به روند صلح افغانستان بر گمانه‌زنی‌ها در باب جنگ و صلح در این کشور افزوده است و همه‌چیز خبر از رویدادهای جدیدی می‌دهد که قرار است بازی دراماتیک صلح با طالبان را در شکل و قاعده جدید بار دیگر شتاب ببخشد.

    کابل بیش از هر زمانی در تلاطم سیاسی است. دولت افغانستان که به بازنگری توافق صلح امریکا – طالبان توسط دولت بایدن چشم دوخته بود، با طرح تقسیم قدرت زلمی خلیل‌زاد که اشرف غنی کاغذ پاره‌اش خواند و نامه وزیر خارجه امریکا که امرالله صالح آن را هم‌ردیف بمب، دسیسه و غوغا خواند، غافل‌گیر شده است. در این میان، رییس جمهور افغانستان برای ایستادن بر موضع اخیرش در برابر طرح تقسیم قدرت خلیل‌زاد و موضع جدید دولت امریکا این روزها در پی چاره‌اندیشی برآمده است. در این نوشته، به این نکته پرداخته می‌شود که چاره‌اندیشی نابهنگام آقای غنی چقدر می‌تواند درد بی‌پناهی سیاسی او را در این وهله پرآشوب درمان کند و گفت‌وگوهای صلح افغانستان را در مسیر درست قرار دهد. آقای غنی از زمان به قدرت رسیدن در سال ۲۰۱۴ تاکنون، هیچ‌گاهی چنین تنها و بی‌پناه نبوده است. این بی‌پناهی او و نزدیکانش را حتا معاون اولش به تنهایی امام حسین در دشت کربلا تشبیه کرده است. سوال اما اینجا است که این تنهایی و بی‌پناهی از کجا می‌آید؟ آقای غنی که ۷ سال قبل، در آغاز دور اول ریاست جمهوری‌اش، حمایت خارجی‌ها به شمول تعهد مالی کشورهای کمک‌کننده و حمایت نظامی ناتو و امریکا، دل‌بسته‌گی افغان‌ها به دانش و تجربه‌اش و همکاری و همراهی نسبی کشورهای منطقه در تامین صلح و ثبات در افغانستان را به همراه داشت، چرا امروز خود را در دشت کربلا می‌بیند؟

    بی بی سی در مطلبی در این مورد می نویسد آقای غنی سرخورده از حمایت خارجی‌ها و احتمالاً پشیمان از اشتباهات وحشتناک خود، در ماه‌های اخیر در صدد جلب حمایت کانون‌های سنتی قدرت در افغانستان برآمده است. او با وجود این‌که در طول زمان ریاست جمهوری‌اش دیوار بی‌اعتمادی میان خود و بسیاری از رهبران قومی – سیاسی افغانستان را از دیوار ارگ بالاتر برده بود، بار دیگر از سر ناگزیری دست به دامان همین چهره‌ها شده است. محمد محقق از جمله چهره‌های سیاسی که رابطه پر تنش با آقای غنی داشت، در پی یک سازش در همین اواخر به عنوان مشاور ارشد سیاسی او منصوب شد. آقای محقق اندکی قبل یا بعد از منصوب شدنش در این سمت، در یکی از مصاحبه‌هایش با یک رسانه داخلی، رهبران مجاهدین را به درخت تشبیه کرده بود و گفته بود هرکسی درخت را با تکیه به زورش بیش از حد کش کند، نافش می‌رود. واضح است که در سال‌های اخیر هیچ‌کسی به اندازه آقای غنی در صدد کش و قوس با رهبران مجاهدین نبوده است. چند ماه قبل، نظام‌الدین قیصاری، فرمانده اسبق نیروهای خیزش مردمی در ولایت فاریاب نیز از طرف دولت به کابل دعوت شد. آقای قیصاری قبلاً یک‌بار توسط نیروهای امنیتی دستگیر و زندانی شده بود. نیروهای دولتی هم‌چنان به تاریخ ۲۵ قوس ۱۳۹۸ مجهز با سلاح سبک و سنگین بر خانه آقای قیصاری در شهر مزار شریف حمله نموده بودند تا او را دستگیر کنند. آقای غنی به تاریخ ۱۹ حوت در ارگ ریاست جمهوری با مارشال دوستم دیدار و گفت‌وگو کرده است. آقای دوستم پس از دو سال از جوزجان به کابل برگشته است. همین دوری مارشال جدید افغانستان از مرکز قدرت خود نشان دیگری از کش و قوس آقای غنی با رهبران مجاهدین است. آقای دوستم که معاون نخست آقای غنی در دور اول ریاست جمهوری او بود، به عوض ماندن در مقام معاون ریاست جمهوری، به دست غنی از کابل رانده شد و مدتی را در ترکیه در تبعید به سر برد. حالا پس از این همه سال دیدار غنی با مارشال دوستم و اصرار بر گرفتن او در آغوش خود در ارگ ریاست جمهوری، بدون شک بی‌ربط به حکایت «رفتن ناف» که آقای محقق روایت کرده بود، نیست.

    آقای غنی که هفت سال قبل با تکیه بر کرسی ریاست جمهوری، خود را تک بازی‌گر شطرنج قدرت می‌دید، حالا باید قاعده بازی را از نو مرور کند. توهم همه‌چیز دانی او که دیگران را سرباز بی‌ارزش تخته شطرنج می‌دید، تفرقه و تعصب قومی را به شدت افزایش داد، قدرت‌طالبان را بیش‌تر ساخت، نیروهای امنیتی را در سطح بی‌پیشنیه‌ای قربانی کرد، فساد را بیش‌تر ساخت، ثبات کشور را در معرض تهدید جدی قرار داد و همه‌چیز را به سوی آشفته‌گی سوق داد.

    محمد اشرف غنی هفت سال قبل وقتی حمایت مالی و نظامی متحدان بین‌المللی افغانستان را داشت و چشم امید مردم افغانستان پس از یک دوره طولانی رهبری ضعیف آقای کرزی به او دوخته شده بود، به جای جبران فرصت‌های از دست رفته و پیشه کردن درایت در رهبری با پاسخ به انتظارهای مردم افغانستان، تلاش برای اتحاد و همبسته‌گی، تقویت جبهه ضد طالب در سطح ملی، مبارزه جدی، موثر و صادقانه با فساد، راه‌اندازی یک دیپلماسی فعال برای تقویت موضع افغانستان در سطح بین‌المللی و وارد شدن به بحث صلح از راه اقتدار و مشروعیت، دل نگران توازن قومی در زندان‌های کشور شد، با طالبان مدارا پیشه کرد، سیاست قومی را بر هر چیزی ارجحیت داد، در امر مبارزه با فساد بازی سیاسی – قومی کرد، انرژی و وقت دستگاه اجرایی دولت را صرف رقابت‌های داخلی نمود و در آخر هم جمهوریت را به چهار فرد اطراف خودش خلاصه کرد.

    توهم همه‌چیز دانی آقای غنی برای افغانستان بسیار سنگین تمام شده است. گروه طالبان امروز به لطف او با یک افغانستان چند پارچه و ضعیف روبه‌رو است. رهبران سیاسی – قومی به آقای غنی اعتماد ندارند. متحدان بین‌المللی از او ناامید شده‌اند و دست‌آوردهای مردم افغانستان در دو دهه گذشته با مخاطرات جدی روبه‌رو است.

    دست بردن آقای غنی به دامان کانون‌های سنتی قدرت و نزدیک شدن به رهبران سیاسی – قومی آشکارا از سر ناچاری است. آقای غنی خیلی دیر به فکر چاره‌اندیشی افتاده است. سرقوماندان اعلی قوای مسلح اگر هفت سال قبل با ایجاد اعتماد در سطح ملی و با بسیج کردن جبهه ضد طالب در کنار اردوی ملی به تقویت موضع نیروهای امنیتی افغانستان می‌پرداخت، نیروهای امنیتی کشور گوشت دم تیغ طالبان نمی‌شدند. خود آقای غنی در نشست مجمع جهانی اقتصاد در سال ۲۰۱۹ در داووس سویس گفت که از زمان به قدرت رسیدن او ۴۵۰۰۰ تن از نیروهای امنیتی افغانستان کشته شده‌اند. این رقم بسیار درشتی است. پس از ۲۰۱۹ نیز رقم تلفات نیروهای امنیتی بسیار بالا بوده است. اکنون، پس از رفتن هزار راه غلط، سرقوماندان اعلی ظاهراً چاره جبران اشتباهات را در آغوش کشیدن رهبران قومی – سیاسی می‌بیند. بعید به نظر می‌رسد که این چاره‌اندیشی‌های نابهنگام ره به جایی ببرد. رهبری خیال‌پردازانه که با از دست دادن فرصت‌های کلان برای تامین ثبات و حفظ دست‌آوردهای مردم افغانستان ۷ سال را ضایع کرد، با چاره‌اندیشی‌های کوتاه‌مدت و فرصت‌طلبانه ره به جایی نخواهد برد. آنچه جای نگرانی دارد، این است که افق آینده برای مردم افغانستان تاریک و مه‌آلود است، قربانی‌های مردم افغانستان انگار برای هیچ بوده است و انگار ما این همه سال به دور خود چرخیده‌ایم تا پس به نقطه اول برسیم. در میان عوامل متعدد ناکامی ما، در مورد یک عامل مهم اما نمی‌توان تردید کرد و آن رهبری بد آقای غنی است.

  • آیا طرح تازه امریکا برای صلح افغانستان شفا بخش است؟

    آیا طرح تازه امریکا برای صلح افغانستان شفا بخش است؟

    به تازگی وزیر خارجه امریکا با فرستادن نامه ای به رییس جمهور غنی طرحی را برای به موفقیت رساندن روند صلح افغانستان پیشنهاد کرده است. بر بنیاد این طرح به زودی جلسه ای مانند جلسه بن در کشور ترکیه برگزار و در آن از تمامی جناح ها دعوت می شود تا در قدرت در آینده شریک شوند.

    این طرح با مخالفت چهره های سیاسی در کشور روبرو شده است و آن را «صلح آمرانه» یاد کرده اند.

    این طرح درحالی مطرح می شود که گفته می شود مذاکرات میان افغانان در دوحه بی نتیجه بوده و دو طرف به گونه کامل از رسیدن به موفقیت در این گفتگوها ناامید شده اند. حال باید دیده شود نسخه جدید امریکا برای صلح افغانستان چه پایانی را در پی خواهد  داشت.

    از محتوای طرح جدید امریکا و نامه عتاب‌آمیز این کشور به رهبران افغانستان به خوبی پیداست که در هر صورت اداره بایدن تصمیم گرفته است وضعیت افغانستان را یکسره کند. حکومت افغانستان دو راه بیشتر ندارد؛ یا با طرح جدید امریکا همراه می‌شود که در این صورت برپایی حکومت انتقالی صلح، اعلام و اجرای آتش‌بس، تدوین و تصویب قانون اساسی جدید و سرانجام برگزاری انتخابات برای انتخاب یک رییس دولت منتخب تحقق پیدا می‌کند و وضعیت سیاسی و آینده افغانستان کاملا در مسیر جدید قرار می‌گیرد. یا هم با طرح مخالفت می‌کند. پیامد مخالفت با طرح تازه امریکا از محتوای نامه به خوبی پیداست: این‌که بسیار محتمل است امریکا حکومت فعلی افغانستان را به حال خودش بگذارد. در نامه به رییس‌جمهور غنی هشدار داده می‌شود که در صورت امتناع از همکاری نزدیک، با خروج نیروهای امریکایی، طالبان قلمرو بیشتری را تصرف خواهند کرد.

    وضعیت از آنچه پیش‌بینی می‌شد، آشفته‌تر است. از روزی که طرح جدید امریکا و نامه وزارت خارجه این کشور به رهبران حکومت افغانستان رسانه‌ای شده، اختلاف میان نیروهای سیاسی درون و بیرون‌حکومتی بیشتر دهن باز کرده و مواضع‌شان متشتت و پراکنده است. شاخه ارگ و برخی از سیاست‌مداران همسو با رییس‌جمهور غنی با موضع تازه امریکا به‌طور روشن به مخالفت برخاسته‌اند، اما شورای عالی مصالحه از این طرح استقبال و بسیاری از چهره‌های مطرح سیاسی هم سکوت کرده‌اند. مخالفت ارگ، استقبال شورای عالی مصالحه‌ی ملی و سکوت جناح‌های دیگر نشانه‌های پررنگ اختلاف در صف جمهوریت است. ممکن است در روزهای آینده اختلاف‌ها بیشتر شود.

    فراموش نکنیم که اختلاف در صف حوزه جمهوریت از آغاز بر سر روند صلح وجود داشته است. از روز اول نیروهای سیاسی افغانستان، ارگ و سپیدار اجماع و وحدت نظر در مورد صلح با طالبان نداشته‌اند. طالبان از نبود انسجام سیاسی در جمهوری اسلامی افغانستان تا کنون نفعی زیادی برده است. با استفاده از همین ضعف طالبان دو سال پیش و قبل از شروع مذاکرات دوبار با نیروهای سیاسی افغانستان وارد مذاکره شد، فرایندی که افغانستان به‌عنوان یک دولت به کلی کنار زده شد. طالبان به‌دنبال این است که در افغانستان با نیروهای سیاسی پراکنده و متشتت روبه‌رو شوند. چنددستگی در حوزه جمهوریت، سقوط جمهوری اسلامی به کام امارت اسلامی یا دست‌کم نافذشدن طالبان بر جمهوریت در مذاکرات و توافق صلح را به دنبال دارد.

    اگر امریکا در هر حال تصمیم گرفته که از افغانستان خارج شود، با یا بدون صلح، فقط یک چیز می‌تواند از سقوط جمهوری اسلامی در کام امارت طالبان جلوگیری کند؛ عبور از خودخواهی و قدرت‌طلبی. صلح یک مسأله‌ی ملی و مربوط به سرنوشت‌جمعی مردم افغانستان است. برخورد ناسنجیده و احساساتی فقط آشفتگی، پراکندگی و بی‌اعتمادی را بیشتر می‌کند. اگر منافع جمعی و سرنوشت مردم افغانستان برای نیروهای سیاسی مهم است، عقل حکم می‌کند که به‌دور از هیاهوی سیاسی بنشینند و طرح تازه امریکا را موشکافی و هر آنچه به نفع مردم افغانستان و آینده کشور است، روی آن توافق یا موارد اصلاحی‌شان را آرائه کنند. نه نیروهای موافق طرح امریکا و نه هم اردوگاه مخالف به تنهایی قادر است که از پس این وضعیت پیچیده و دشوار بیرون شود. اگر جمهوری اسلامی افغانستان موضع یکدست بگیرند، امریکا نمی‌تواند واقعا آن را نادیده بگیرند.

    سه دهه پیش رفتار ناسنجیده و قدرت‌طلبی برخی جناح‌های سیاسی باعث شد افغانستان سال‌ها شناور در خون باشند. امروز بار ملامتی آن رفتار ناسنجیده را بر دوش می‌کشند. وضعیت امروز بسیار شبیه به همان دوران است. در نامه وزارت خارجه از افتادن یک بار دیگر افغانستان در دامن هرج‌ومرج سیاسی به روشنی هشدار داده شده است. موضع سیاه و سفید ارگ، شورای عالی مصالحه‌ ملی و نیروهای سیاسی دیگر تنها به جنگ، التهاب سیاسی و سراشیبی سقوط شتاب بیشتر می‌دهد.

    فرمول دوحه متأسفانه فراگیر نبود. امریکا تنها کشوری بود که محوریت این فرمول را به دست داشت. بعدتر کشور میزبان، قطر، تنها نقش میانجی را بین طرف‌های مذاکره‌کننده به دست آورد. این فرمول در غیاب حضور و نظارت سایر کشورها و سازمان ملل متحد سرانجام با بن‌بست روبه‌رو شد و شکست خورد.

    طبق فرمول تازه، سازمان ملل متحد اواخر ماه مارچ نشستی را با میزبانی ترکیه برای تسریع و موفقیت روند صلح افغانستان برگزار می‌کند. در این نشست از تمام جناح‌ها و طرف‌های افغانی دعوت شده است که درباره وضعیت موجود و آینده افغانستان با هم گفت‌وگو کنند. از قدرت‌های بزرگ جهانی و منطقه‌ای که با هم تضاد منافع دارند، نیز دعوت شده است تا در این نشست شرکت کنند. این نشست، شبیه نشست بن اول است که در آن اساس دولت پساطالبان گذاشته شد.

    زلمی خلیل‌زاد، نماینده ویژه وزارت امور خارجه امریکا برای صلح افغانستان، در سفرش به کابل، طرحی را به حکومت و سیاسیون سپرد که در آن نقشه راه ایجاد یک حکومت انتقالی پیش‌بینی شده است. در این طرح ده صفحه‌ای چندین سناریوی احتمالی برای ایجاد دولتی زیر نام «دولت انتقالی صلح» در آن پیش‌بینی شده است. در این طرح، ساختار جدید سیاسی دارای سه قوه مستقل و مساوی اجراییه، شورای ملی و مقننه و دادگاه عالی و محلی در نظر گرفته شده است. افزون بر این، یک شورای عالی فقه اسلامی و یک کمیسیون تعدیل قانون اساسی نیز در طرح شامل است. تاکنون گروه طالبان دیدگاه‌شان در مورد این طرح را همگانی نکرده‌اند. گفتنی است که پیش از برگزاری نشست استانبول، یک نشستی در پیوند به روند صلح افغانستان در هژدهم مارچ در مسکو نیز برگزار می‌شود و روسیه از رهبران حکومت، برخی از چهره‌های سیاسی و گروه طالبان برای حضور دراین نشست دعوت کرده است.

    بخدی

  • دخالت هند و پاکستان در افغانستان و بررسی عوامل موجود

    دخالت هند و پاکستان در افغانستان و بررسی عوامل موجود

    اکثر بحث‌ها در رابطه به نوع تعامل هند و پاکستان با افغانستان روی رقابت دو کشور در افغانستان متمرکز است. کارشناسان توصیه می‌کنند یا هند یا پاکستان افغانستان را به دیگری واگذار ‌کند یا اینکه به بهترین وجه اقدامات یکدیگر را مهار کنند. چنین پیشنهاد‌های نیم‌پخته، نه واقعیت‌های تاریخی و موجود را در نظر می‌گیرد و نه جایی برای همکاری سازنده باقی می‌گذارد. شاید تاریخ بتواند چشم ما را باز کند.
    روابط هند – افغانستان
    از زمان استقلال هند، روابط هند و افغانستان به طور کلی صمیمانه بوده است. یکی از دلایل صمیمیت این است که از زمان تأسیس پاکستان، هند و افغانستان مرز مشترک (و بحث برانگیز) ندارند. اگر شبه قاره هند تقسیم نمی‌شد، افغانستان و هند به احتمال زیاد در مسیر برخورد و تصادم قرار می‌گرفتند (به خاطر همان دلایلی که روابط پاکستان – افغانستان را متشنج خواهد کرد، بر علاوه تنفر شدید افراط‌گرایان هندو از افغان‌ها – نسل مهاجمان سابق هند).
    در سال ۱۹۴۴، وقتی هنوز هیچ برنامه‌ای برای تقسیم این شبه قاره نبود، افغانستان مسئله پشتون‌های مرزنشین و مرز دیورند را با بریتانیا مطرح کرد. تصور عام مبنی بر این که افغانستان این مسائل را پس از تأسیس پاکستان برای آسیب‌رساندن به آن مطرح کرد، از نظر تاریخی نادرست است. بنابر این، پس از تقسیم، پاکستان (به خاطر موقعیتش) به جای هند، تمام مسائل استعماری مربوط به جمعیت پشتون و مرز با افغانستان را به ارث برد.
    هند به دلیل نداشتن مرز مشترک با افغانستان برای پناه‌دادن به شورشیان (مجاهدین و طالبان)، طی ۴۳ سال درگیری در افغانستان، از حکومت به رسمیت‌شناخته شده افغانستان جانب‌داری کرد که در نهایت به محبوبیت هند در این کشور کمک کرد.
    هند علاوه بر روابط صمیمانه در سطح دولت، در میان اقشار عادی جامعه افغانستان نیز محبوب است. هند، به ویژه پس از ۲۰۰۱، در ساخت پروژه‌های زیربنایی (مانند بند سلما و شاهراه زرنج-دلارام)، اعطای هزاران بورسیه تحصیلی به دانشجویان افغانستان و آموزش افسران ارتش این کشور در اکادمی نظامی هند در دهرادون به افغانستان کمک کرده است.
    همچنین اعتقاد بر این است که هند به دنبال اهداف خود در افغانستان است. ادعا می‌شود که هند می‌خواهد حواس پاکستان را از تمرکز در مرز شرقی‌اش (از جمله کشمیر) منحرف کند. به این ترتیب، باور بر این است که هند مانند بسیاری ذینفعان در افغانستان، روی دارایی‌های اطلاعاتی سرمایه‌گذاری کرده است. در حالی که اتهام فعالیت‌های ضدپاکستانی در افغانستان ممکن نگران‌کننده باشد، اما هم دخالت هند و هم تهدیدهای مربوط به آن، در پاکستان بزرگ‌نمایی می‌شود.
    روابط پاکستان – افغانستان
    از زمان تأسیس پاکستان، به رغم برخی نکات مهم در روابط افغانستان و پاکستان که اغلب نادیده گرفته می‌شود، روابط دو کشور به دلیل اختلافات در مورد قانونی بودن مرکز مشترک و دخالت در امور پشتون‌های پاکستان (در ابتدا بین دهۀ ۱۹۴۰-۱۹۷۰)، به طور کلی متشنج بوده است. با این وجود، از دهۀ ۱۹۷۰ بدینسو، پاکستان با داشتن دست بالا و به خاطر گرایش به رژیم طرفدار پاکستان در کابل، همواره به مداخله در امور افغانستان متهم شده است.
    همان‌طور که گفته شد، در جریان جنگ‌های هند و پاکستان در سال‌های ۱۹۶۵ و ۱۹۷۱، افغانستان رسماً بی‌طرف ماند، اما با اطمینان دادن از امنیت در مرز غربی پاکستان در اصل به این کشور کمک کرد. در نتیحه، پاکستان توانست با اعزام نیرو در مرز شمال غربی و بلوچستان، از پیشروی هند به داخل خاک پاکستان جلوگیری کند. اتهامات مبنی بر اینکه افغانستان در جنگ‌های هند و پاکستان از هند حمایت کرد، نادرست است. رهبران آن زمان پاکستان (ایوب خان و ذوالفقار علی بوتو) از حمایت افغانستان قدردانی کردند.
    ورود پناهندگان افغان به پاکستان پس از کودتای کمونیستی ۱۹۷۸ در کابل و به دنبال آن حمله شوروی در دسمبر ۱۹۷۹، کمک گسترده‌ای به پاکستان از جانب افغانستان داشت. برای اولین بار در طول تاریخ، پاکستان این فرصت را داشت که هزاران افغان را در خاک خود آموزش دهد. این یک فرصت بی‌سابقه برای پاکستان بود که افغان‌های متمایل را پیدا کند تا بعداً پیشنهادات پاکستان را در افغانستان انجام دهند.
    قبل از ورود افغان‌ها، پاکستان توانایی محدودی در جمع‌آوری اطلاعات در افغانستان داشت. امروز، دارایی‌ها و توانایی پاکستان برای جمع‌آوری اطلاعات در افغانستان بسیار گسترده‌تر از هر قدرت منطقه‌ای است. علاوه بر این، این پناهجویان دوستی و روابط حرفه‌ای و شخصی طولانی‌مدتی در سراسر پاکستان ایجاد کرده‌اند. همان‌طور که اهل خرد در پاکستان نشان می‌دهند، پناهندگان افغانستان سرمایه‌گذاری درازمدت پاکستان را در افغانستان تشکیل می‌دهند.
    جایی که پاکستان از آن بهره‌ای نبرده است، تلاش‌های بیهوده‌اش برای داشتن یک رژیم وابسته در کابل است. توانایی پاکستان برای تأثیرگذاری بر وقایع تحت اداره مجاهدین و طالبان (آن‌هایی که از پاکستان به عنوان عمق استراتژیک استفاده کردند، نه برعکس) محدود بود. سیاست‌گذاران پاکستانی تازه فهمیدند که دوستی واقعی با افغان‌ها، وسیله موثرتر و کم‌هزینه‌تر است تا تلاش برای تأثیرگذاری از طریق نیابتی‌ها؛ امری که تا کنون نتیجه عکس داشته است.
    گیرودار هند و پاکستان با افغانستان
    نخست، از ۱۹۷۸ تا ۲۰۰۱ (یا همان‌طور که برخی ادعا می‌کنند تا کنون)، سیاست پاکستان برعکس آنچه بوده که هند انجام می‌داد (یعنی پشتیبانی از دولت‌های به رسمیت‌شناخته شده افغانستان). در نتیجه، از محبوبیت پاکستان در افغانستان کاسته و به هند افزوده شد. حتی برخی مجاهدینِ که پاکستان در دهۀ ۱۹۸۰ از آن‌ها حمایت کرد، پس از به دست گرفتن قدرت در کابل در سال ۱۹۹۲ به تدریج طرفدار هند شدند.
    با آنکه پاکستان از مجاهدین افغانستان علیه اتحاد شوروی حمایت کرد و حسن‌نیت افغان‌ها را به دست آورد، اما وقتی به جای پشتیبانی کامل از دولت مجاهدین، بازی جانب‌داری از جناح‌های مختلف مجاهدین را آغاز کرد که در سال ۱۹۹۲ به قدرت رسیدند، از محبوبیت‌اش کاسته شد. افغان‌ها به این فکر افتادند که آیا پاکستان واقعاً به آن‌ها در آزادسازی کشورشان کمک کرده یا به عنوان یک ارباب جدید خارجی، فقط سعی کرده جایگزین اتحاد جماهیر شوروی شود.
    اما هند به پشتیبانی خود از دولت افغانستان در سراسر دهۀ ۱۹۹۰ ادامه داد. مجاهدین شورشی به دریافت حمایت از پاکستان راضی بودند. اما مجاهدین حاکم از مداخله پاکستان بیزار شدند. با شدت‌گرفتن جنگ در میان جناح‌های مختلف مجاهدین، محبوبیت پاکستان بیشتر سقوط کرد. بعداً، حمایت پاکستان از طالبان محبوبیت آن را به پایین‌ترین حدش رساند، تا جایی که هنوز هم باید بهبود یابد. این یکی از دلایل بیشتر شدن محبوبیت هند در افغانستان است.
    علاوه بر این، امروز پاکستان نباید از حضور هند در افغانستان هراس داشته باشد. نخست، پاکستان حضور گسترده‌تر و دارایی‌های بیشتر نسبت به هند در افغانستان دارد. دوم، مجاورت با افغانستان به پاکستان دست بالاتر می‌دهد تا نیروها را به اطراف (به داخل یا از مرز افغانستان) منتقل کند و اقدامات قوی‌ علیه عناصر ضدپاکستانی انجام دهد. سوم، روابط بین افغان‌های عادی و پاکستانی‌ها قوی‌تر است و همواره در مقابل روابط پرتنش در سطح دولت مقاومت کرده است.
    هیچ افغان نمی‌خواهد موضعی اتخاذ کند که به پاکستان آسیب برسد؛ تاریخ دوبار این امر را در سال‌های ۱۹۶۵ و ۱۹۷۱ ثابت کرد، وقتی پاکستان برای بقای خود در برابر یک دشمن بسیار بزرگ‌تر می‌جنگید. در سال ۲۰۱۱، رییس جمهور حامد کرزی با تأکید گفت که حتی اگر ایالات متحده به پاکستان حمله کند، افغانستان از پاکستان پشتیبانی می‌کند. افغان‌ها به بقا و سعادت پاکستان علاقمند هستند.
    از این گذشته، در ارتباط به جدایی طلبان بلوچ و تحریک طالبان پاکستان که از خاک افغانستان استفاده می‌کنند، باید یادآوری کرد که پس از سقوط طالبان، دولت افغانستان تمایلی به پناه‌دادن به جدایی طلبان بلوچ نداشت. تنها پس از ظهور دوباره طالبان از پاکستان، افغان‌ها استفاده خاک افغانستان از سوی جدایی طلبان بلوچ و تحریک طالبان پاکستان را نادیده گرفتند. بهبود روابط پاکستان و افغانستان منجر به کاهش اقدامات خشونت‌آمیز در هر دو کشور خواهد شد.
    در کنار آن، نهادها و سیاست‌گذاران پاکستانی نباید افغانستان را به مسئله کشمیر پیوند دهند. گره‌دادن این دو کمکی نمی‌کند و موضوعات را برای پاکستان پیچیده خواهد کرد. این امر افغان‌ها را بیشتر نسبت به پاکستان شکاک می‌کند و احتمالاً هند را به کوشش برای استفاده از افغانستان به عنوان پایگاه بی‌ثبات‌سازی پاکستان تحریک خواهد کرد. افغان‌ها بسیار خوش خواهند شد اگر هند و پاکستان مسائل دوجانبه شان را خود حل کنند و پای افغانستان را به میان نکشند.
    علاوه بر این، به نفع افغانستان است که از هند، قدرت اقتصادی رو به رشد در همسایگی‌اش، کمک اقتصادی دریافت کند. پیش‌بینی می‌شود که هند تا سال ۲۰۳۰ به سومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شود. اشفق کیانی رییس پیشین ستاد ارتش پاکستان بر این باور بود که هند می‌تواند یک نقش اقتصادی در افغانستان داشته باشد. پاکستان خود ۶۰-۷۰ درصد از مواد فعال موجود در داروهایی را که در پاکستان فروخته می‌شود از هند وارد می‌کند.
    هندی و هندو نمی‌تواند مترادف باشد (پاکستانی‌ها هم تا ۱۹۴۷ هندی بودند). تقریباً همان قدر مسلمان که در پاکستان است، در هند نیز وجود دارد. وقتی تنش‌ها بین هند و پاکستان بالا می‌گیرد، زندگی برای مسلمانان هند سخت می‌شود. قرار دادن رقابت بین هند و پاکستان در چوکات مبارزه بین اسلام و هندوییزم به ضرر مسلمانان هند است؛ کسانی که مانند پاکستانی‌ها با افغان‌ها روابط مذهبی، تاریخی و اجدادی دارند. اینکه انتظار داشته باشیم افغان‌ها از مسلمانان هند فاصله بگیرند، عملی‌شدنی نیست.
    به همین ترتیب، این تصور که وقتی طالبان در افغانستان به قدرت برسند، پاکستان در این کشور دست بالا خواهد داشت، غیرواقعی است. وقتی طالبان به قدرت برسند (از طریق توافق تقسیم قدرت)، آن‌ها می‌خواهند روابط دوستانه با هند و پاکستان داشته باشند. طالبان بر این باور هستند که کشمیر یک موضوع داخلی هند است و از پاکستان و هند خواسته‌اند پای افغانستان را به این قضیه نکشانند. این احساس در اکثریت مردم افغانستان وجود دارد.
    به همین منوال، هند نیز باید درک کند که هر گونه تلاش برای استفاده از خاک افغانستان جهت تضعیف پاکستان، پیامد معکوس برای هند خواهد داشت. به عنوان یک مسلمان، برای مردم افغانستان قابل قبول نیست که به پاکستان، کشوری با اکثریت مسلمان، آسیبی برسد. علاوه بر این، بقا و رفاه پاکستان برای بقا و رفاه افغانستان مرتبط و حیاتی است. هند هرگز نباید انتظار داشته باشد كه روابط صمیمانه این كشور با افغانستان بتواند به عنوان وسیله‌ای در برابر پاکستان استفاده شود.
    برای پایان بخشیدن به این مطلب، مثالی از کریکت باید کافی باشد. حضور اخیر بازیکنان افغان در سوپرلیگ پاکستان، اتفاق قابل استقبال است. بازیکنان افغان نباید بین بازی در لیگ برتر هند و سوپرلیگ پاکستان یکی را انتخاب کنند؛ آن‌ها باید در هر دو لیگ بازی کنند. همان‌طور که لیگ برتر هند، لیگ بزرگ‌تر با پول بیشتر است، سوپر لیگ پاکستان نیز در یک کشور همسایه نزدیک بازی می‌شود که به افغان‌ها در بازی و عشق به کریکت الهام داده است.

    منبع: نشنال اینترست

    مترجم: سید طاهر مجاب

  • سفیر ایران در کابل: با حکومتی که از طریق زور در افغانستان به قدرت برسد مخالفیم

    سفیر ایران در کابل: با حکومتی که از طریق زور در افغانستان به قدرت برسد مخالفیم

    وزارت امور خارجۀ کشور امروز (چهارشنبه، ۲۲ دلو) در خبرنامه‌یی آورد آقای امینیان این مطلب را در دیدار با میرویس ناب، معین سیاسی این وزارت مطرح کرده است.

    خبرنامۀ وزارت امور خارجه می‌افزاید سفیر ایران در کابل از افزایش خشونت‌ها در افغانستان ابراز نگرانی کرده و بر کاهش درگیری‌های روان در این کشور تأکید کرده است. به نقل از این خبرنامه، سفیر ایران در کابل اطمینان می‌دهد تهران از برقراری آتش‌بس در افغانستان حمایت می‌کند.

    این در حالی است که حدود سه هفته پیش ملاعبدالغنی برادر، معاون سیاسی گروه طالبان به تهران سفر و با جواد ظریف، وزیر خارجۀ ایران دیدار کرده است. جزییات این سفر تاکنون به صورت کلی همه‌گانی نشده است. این سفر پس از آن صورت گرفت که ایالات متحدۀ امریکا اعلام کرد که موافقت‌نامۀ امریکا با طالبان بازنگری می‌شود.

  • امریکا: نهاد با صلاحیت در مذاکرات، آتش بس و تقسیم قدرت شورای عالی مصالحه است

    امریکا: نهاد با صلاحیت در مذاکرات، آتش بس و تقسیم قدرت شورای عالی مصالحه است

     امریکا از برگزاری اولین نشست کمیته رهبری شورای عالی مصالحه ملی که روز شنبه، پانزدهم قوس برگزار شد، استقبال کرده است.

    وزارت امور خارجه امریکا در این رابطه یک اعلامیه صادر کرده است. مایک پمپئو، وزیر خارجه امریکا و زلمی خلیل‌زاد، نماینده ویژه این وزارت در امور صلح، در رشته توییت‌هایی این اقدام را ستوده‌اند.

    خلیل‌زاد گفته است که اجماع رهبران و طیف‌های سیاسی در پیوند به صلح یک گام مهم است.

    او هم‌چنان نوشته است: «در جریان مذاکرات بر شرایط توافق صلح، تقسیم قدرت، و آتش‌بس دایمی و همه‌جانبه با طالبان، این کمیته یک نهاد با صلاحیت برای جمهوری اسلامی افغانستان خواهد بود.»

    نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان تأکید کرده است که با تکمیل کردن اصول و کارشیوه‌ها، هیأت‌های مذاکره‌کننده دولت و طالبان در مرحله بعدی مذاکرات هستند و نخستین جلسه‌ی‌شان را درباره آجندا در دوحه نیز آغاز کرده‌اند.

     خلیل‌زاد نوشته است که «افغان‌ها دور هم‌ می‌آیند و به سوی صلح گام بر می‌دارند» و مردم افغانستان آرزومند صلح هستند.

    به گفته خلیل‌زاد، اقدامات روزهای اخیر مثبت و امیدبخش است.

    او از دو طرف خواسته است که تلاش‌های‌شان را برای صلح سرعت و جنگ طولانی در کشور را پایان ببخشند.

    در اعلامیه وزارت خارجه امریکا نیز شورای عالی مصالحه ملی به ریاست عبدالله عبدالله یک نهاد فراگیر توصیف شده است.

    وزارت خارجه امریکا گفته است که رهبران افغانستان و گروه‌های سیاسی برای تصمیم‌گیری و بسیج حمایت از صلح «عادلانه و پایدار» متحد شده‌اند.

    این وزارت تأکید کرده است که همه طرف‌ها باید دور هم جمع شوند و راهی برای صلح ترسیم کنند.

    در اعلامیه وزارت خارجه امریکا هم‌چنان آمده است که شورای عالی مصالحه و کمیته رهبری آن به عنوان یک نهاد معتبر در زمینه صلح درباره نقشه راه سیاسی، تقسیم قدرت و آتش‌بس دایمی برای پایان دادن به جنگ طولانی کار خواهد کرد.

    کمیته رهبری شورای عالی مصالحه ملی ۴۸ عضو دارد.

    این کمیته اولین نشست خود را روز شنبه، پانزدهم قوس در ارگ برگزار کرد.

    عبدالله عبدلله، ریاست این شورا را بر عهده دارد، اما رییس جمهور می‌تواند در صورت نیاز جلسه فوق‌العاده این کمیته را فرا بخواند.

    هم‌زمان با این، مذاکرات بین هیأت دولت و طالبان در قطر نیز وارد مرحله اصلی خود شده است. دو طرف بحث روی آجندا را آغاز کرده‌اند.

    براساس اعلام طالبان، زلمی خلیل‌زاد، نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان، با رییس و اعضای هیأت دفتر سیاسی طالبان در قطر دیدار کرده است.

    در این دیدار روی رهایی زندانیان، حذف نام‌های رهبران طالبان از فهرست سیاه و مذاکرات بین‌الافغانی گفت‌وگو شده است.

  • چوکی ریاست‌جمهوری، چوکی تقسیم نه، بلکه چوکی خدمت و وحدت است

    چوکی ریاست‌جمهوری، چوکی تقسیم نه، بلکه چوکی خدمت و وحدت است

     

    آقای غنی افزود که چوکی ریاست‌جمهوری، چوکی تقسیم نه، بلکه چوکی خدمت و وحدت است که می توان پاسخ تلویحی به ائتلاف نجات افغانستان که بین محمد محقق، عبدالرشید دوستم و عطا محمد نور بسته شده است، اشاره کرد.

    محمد محقق، عطا محمد نور، عبدالرشید دوستم در پی نارضایتی هایی که از دولت داشتند در حاشیه‌ی نامزدی باتور دوستم ائتلافی را تحت عنوان “نجات برای افغانستان” تشکیل دادند.

    قرار است این ائتلاف به زودی در کابل دفتری را ایجاد کند و کمیته های آن شروع به فعالیت کنند.

    محمداشرف غنی در دیدارش با مردم شرق کابل و لوی پکتیا تصریح کرد که ما ارادۀ تصفیۀ هیچ‌کس را نداریم و آنانی‌که نفع شانرا به خطر می‌بینند باید قناعت دهیم، شما زمینه را مساعد سازید تا خواست‌های شما را برآورده سازم.

    وی تصریح نمود که باید کوتاه‌مدت، وسط مدت و طولانی‌مدت فکر کنیم و نیازمندی‌های مانرا تثبیت نماییم.

    آقای غنی همچنین می گوید که فلسفۀ وجودی ما به قانون اساسی وابسته است و ما  تطبیق آن را می‌خواهیم زیرا با تطبیق آن، دولت و ملت قوی خواهیم داشت و با عزت زندگی خواهیم کرد.

    رئیس جمهور کشور افزود که هدف ما این است تا سرمایه‌ها و بنیادهای اساسی را برای نسل‌های آینده ماندگار بسازیم، من کاری را انجام می‌دهم تا هرکسی‌که بعد از من رئیس‌جمهور افغانستان باشد، به آسانی کارها را به پیش ببرد. وی گفت که وضعیت با همکاری ملت در دوسال آینده در همه عرصه‌ها بهبود خواهد یافت.

    گفتنی است که سران ائتلاف نجات افغانستان طی ماه های اخیر همواره از اشرف غنی انتقاد کرده و وی را به انحصار طلبی متهم کرده اند.

  • تقسیم قدرت، باعث ابا ورزی از پاسخگویی می شود

    تقسیم قدرت، باعث ابا ورزی از پاسخگویی می شود

     

    خانم رضایی در نشستی که به منظور ارزیابی حکومتداری در کابل برگزاری شده بود، گفت که تقسیم قدرت در اداره ها، باعث می شود که مسئولان از پاسخگویی به مردم ابا ورزند.

    او اضافه کرد که مردم در نظام کنونی ارزشی ندارند و دولت به مردم اصلن پاسخگو نیست و مشارکت مردم در نظام کنونی در حد رای دادن تنزیل یافته است.

    خانم رضایی می گوید که هرگاه وزیری از ادرس یک نهاد سیاسی وارد ساختار نظام شود او فقط به حزب خود پاسخگو است نه مردم.

    او همچنین افزود وقتی که معیار شایستگی نباشد، هر گاه وزیری وارد وزارتی شود، برنامه ها را بر اساس گروه سیاسی خود می چیند و با رفتن وزیر نفر بعدی دوباره برنامه ها را تغییر می دهد.

    به گفته او، نمایندگان از ادرس مجلس بارها از دولت خواسته اند که ساختار اداره را به صورت شایسته سالاری تعریف کند تا مسئولان به مردم پاسخگو باشند اما این اقدام تاکنون صورت نگرفته است.

    گفتنی است که فساد اداری عدم شایسته سالاری طی یک و نیم دهه اخیر باعث شده است که بیش از 120 میلیارد دالر در این کشور مصرف شود اما هنوز زیربناها همانند سابق خراب باشد.

     

     

     

  • حزب حکمتیار در مذاکرات صلح خواهان تقسیم قدرت هستند

    حزب حکمتیار در مذاکرات صلح خواهان تقسیم قدرت هستند

    لازم به ذکر است که هم اکنون شورای عالی صلح افغانستان مشغول گفتگوهای صلح با نمایندگانی از حزب اسلامی حکمتیار می باشند که در هفدهم مارچ وارد کابل شدند.

    براساس گفته های برخی مقامات آگاه از این گفتگوها، نمایندگان این حزب به دنبال سهم گیری در برخی نهادهای مدنی و امنیتی در قبال توافق صلح می باشند.

    یک مقام دولت افغانستان که خواست نامش فاش نشود در گفتگو با رادیو آزادی اروپا گفت “در این مرحله، حزب اسلامی حکمتیار می خواهد با سهم گیری در نهادهای مدنی و امنیتی شریک دولت افغانستان در قدرت باشد.”

    این مقام افزود که در حال حاضر مقامات دولت افغانستان در حال استماع و ارزیابی عملی بودن خواسته های آنان می باشند، اما هنوز تصمیم نهایی گرفته نشده است.

    گفتنی است که پس از پایان چهارمین نشست گروه همکاری های چهارجانبه برای مذاکرات صلح دولت افغانستان و درخواست این گروه از تمامی گروه های شورشی برای پیوستن به مذاکرات صلح، حزب اسلامی گلبدین حکمتیار اولین گروه شورشی بود که به این درخواست چراغ سبز نشان داد.

    اعضای گروه همکاری های چهارجانبه در بیانیه ای مشترک نوشتند “گروه همکاری های چهارجانبه برای مذاکرات صلح دولت افغانستان از تمامی گروه های شورشی از جمله طالبان دعوت می کند تا از طریق نماینده های با صلاحیت خود وارد گفتگوهای صلح رو در رو با دولت افغانستان شوند.”

    اعلام آمادگی حزب اسلامی گلبدین حکمتیار برای شرکت در مذاکرات صلح با دولت افغانستان توسط مقامات کشور استقبال گسترده شد.

    مقامات امیدوارند با اعلام آمادگی حزب اسلامی حکمتیار برای شرکت در گفتگوهای صلح، گروه های دیگر شورشی نیز ترغیب شوند تا وارد گفتگوهای مستقیم صلح با دولت شوند.

    طالبان اما تاکنون از شرکت در گفتگوهای صلح سر باز زدند و گفته اند که تا زمانی که پیش شرط های آنان از جمله خروج نیروهای خارجی از کشور در نظر گرفته نشده، در این مذاکرات شرکت نخواهند کرد.