برچسب: بن بست در مذاکرات بین الافغانی دوحه

  • سرنوشت نامعلوم صلح/هیات مذاکره کننده حکومت باید به کابل برگردد

    سرنوشت نامعلوم صلح/هیات مذاکره کننده حکومت باید به کابل برگردد

    هیئت گفت‌وگوکننده‌ی دولت افغانستان، نزدیک به دو ماه است که بدون هیچ نتیجه‌ای در دوحه به سر می‌برد. این هیئت، نه تنها نتوانسته راه حلی برای رفع بن‌بست‌های موجود بر سر راه صلح افغانستان، طرح کند که در بسیاری از موارد دچار پنهان‌کاری و عدم برنامه‌ریزی درست برای در ‌جریان ‌قرار‌گرفتن مردم و رسانه‌های کشور شده است.

    چند روز پیش، سعادت منصور نادری، فوزیه کوفی، حکیم‌الله نقیبی و متین بیک از اعضای هیئت مذاکره‌کننده‌ی دولت، به دلایل شخصی به افغانستان بازگشتند. به گفته‌ی مسوولان در وزارت دولت در امور صلح، افراد بازگشته به افغانستان، به دلایل شخصی دوحه را ترک کرده بودند.

    ماجرایی که در دوحه جریان دارد، روشن نیست. این که اعضای هیئت‌ چه می‌کنند و یا چه برنامه‌ای برای حل بن‌بست‌ها دارند در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

    در اوایل اعزام این هیئت به دوحه، بسیاری امیدوار بودند که اعضای آن، مردمی و از قشر نسبتا با سواد کشور هستند. بنا بر این مردم در سرنوشتی که در دوحه با گفت‌وگوهای صلح برای شان رقم می‌خورد، مرتبط و هماهنگ خواهد بود.

    با مرور زمان، خلاف این ادعا اثبات شد؛ زیرا نه تنها هیئت رفته به دوحه، کیفیت کاری را از خود نشان نداد که حتا در امر اطلاع‌رسانی و هماهنگی با مردم افغانستان نیز، کوتاهی کرده است.

    خبرنگارانی که در دوحه رفته بودند و خبرنگارانی که پروسه را از دور تعقیب می‌کنند و باید دست‌رسی کامل به منابع داشته باشند، هیچ یک از اصل ماجرا آگاهی ندارند. خبرنگاران؛ پل‌های ارتباطی مردم با هیئت، بیش‌تر از همه شکایت دارند و دور از متن گفت‌وگوها افتاده اند.

    در چند هفته‌ی اخیر، سفرهای مقام‌های حکومت و کشورهای تسهیل‌کننده‌ی صلح افغانستان، بیش‌تر از نقش هیئت افغانستان برجسته شد؛ حتی گلبدین حکمتیار، نقش تاثیرگذارتری پیدا کرد. توقع می‌رفت اعضای هیئت گفت‌وگوکننده به عنوان نمایندگان مردم افغانستان، طوری نقش شان را اجرا کنند که طالبان، آنان را به عنوان یک کلیت متحد و نمونه‌ای از سراسر افغانستان که شامل همه‌ی اقشار استند، بپذیرند.

    برخلاف توقع، گروه طالبان آنان را یک گروه نامنسجم می‌داند که اگر اعضایی از آن به افغانستان برگردد، آن را بی‌تاثیر در گفت‌وگوهای صلح بخوانند. این باور حتی در ذهن خود این اعضا نقش بسته است که بی‌پروا به چنین موضوعی، دوحه را ترک کرده اند.

    روز گذشته، آقای سرور دانش، معاون دوم ریاست‌جمهوری در دیداری با استفانو پونته‌کورو -سفیر غیرنظامی ناتو در افغانستان-، اظهار داشت طالبان، گفت‌وگوهای صلح را به بن‌بست کشانده است.

    پرسش این است که چرا حکومت افغانستان با وجود این درک، هیئت گفت‌وگوکننده را به کشور فرا نمی‌خواند؟

    حرف‌هایی که مقام‌های حکومتی به زبان می‌آورند، نتایجی است که باید از اعضای هیئت افغانستان در دوحه بشنویم؛ اعضایی که چنان از متن به حاشیه رفته‌ اند که حتی اظهارنظری در مورد بن‌بست‌های موجود در دوحه و عوامل آن در اختیار شان نیست.

    حال که روشن است، طالبان می‌خواهد گفت‌وگوها را در تعلیق قرار بدهد، حکومت نباید مطابق با خواست آنان، اعضای هیئت خود را در دوحه نگه دارد. بهترین راه این است که حکومت به رسم اعتراض، به جز از اعضای گروه تماس، بقیه‌ی اعضای هیئت را به کابل فرا بخواند.

    هیئت نیز مسوول است تا برای در جریان قراردادن مردم، کنفراس‌های خبری را برگزار کرده و علت بروز مشکل و موانع آمده بر سر راه صلح را، بازگو کند.

    حکومت افغانستان به خصوص شخص رییس‌جمهور از پارلمان افغانستان خواسته بود که بر هیئت فرستاده اش، خرده نگرفته آنان را به حال خود بگذارد، که چنین هم شد و پارلمان در این امر، برخلاف خواست مردم و مطابق به تقاضای ارگ ریاست‌جمهوری به پیش رفت.

    هم‌چنان وعده‌ی رییس‌جمهور به نمایندگان، مبنی بر این که تصمیم‌ نهایی در مورد هر توافقی از نظر پارلمان افغانستان و لویه‌جرگه خواهد گذشت، وعده‌ی خامی به نظر می‌رسد.

    با درنظرداشت بی‌توجهی‌ها نسبت به کار هیئت افغانستان در دوحه، نتیجه این می‌‍شود که هیئت‌ گفت‎‌وگوکننده‌ی افغانستان در دوحه، نباید بیش‌تر از این در حاشیه رفته و به انزوای خود خو کند. این هیئت یا به افغانستان برگردد و یا هم برای درجریان‌بودن مردم تلاش کند؛ زیرا هیئت گفت‌وگوکننده در این مورد مسوول است و باید در برابر مردم افغانستان پاسخ‌گو باشد.

  • کدامیک سرنوشت جنگ را تعیین می کند، دوحه یا هلمند؟

    کدامیک سرنوشت جنگ را تعیین می کند، دوحه یا هلمند؟

    جنگ شدیدی در هلمند جریان دارد. این بزرگ‌ترین عملیات نظامی طالبان پس از امضای توافق‌نامه‌ی صلح با امریکا محسوب می‌شود؛ رویدادی که می‌تواند نشانگر اجتماع تمام نیروی جنگی طالبان برای خارج‌کردن دولت افغانستان از معادلات جنگ و صلح باشد. اگرچه دولت ادعا می‌کند که طالبان را در هلمند شکست داده و عملیات «پاک‌سازی» جریان دارد؛ اما نشانه‌ای از فروکش‌کردن شعله‌ی نبردها دیده نمی‌شود.
    افزون بر این، هیچ‌‌گونه آماری از شمار تلفات نظامی و غیرنظامی در این جنگ نیز منتشر نمی‌شود. این امر بر نگرانی‌ها افزوده و جنگ هلمند را به یکی از پیچیده‌ترین مسایل امنیتی افغانستان بدل کرده ‌است. برخورد هلیکوپترهای ارتش، آسیب بزرگی به موقف نظامی دولت وارد کرد؛ آسیبی که اشرف‌غنی با شرکت در مراسم تشییع پیکرهای خلبانان جان‌باخته در آن رویداد، سعی کرد آن را به لحاظ سیاسی و تبلیغاتی جبران کند و خود را هم‌چنان حامی قوای مسلح، فرمانده‌ی جنگ ضد طالبان و مقاوم در برابر عملیات سقوط آن گروه نشان دهد؛ این ‌که این نمایش تا چه حد موفق بود، بحث دیگری است.
    سرپرست وزارت دفاع هم به هلمند رفت تا از نزدیک، عزم و اراده و تعهد دولت مرکزی برای سرکوب طالبان را اعلام کند.
    در آن‌سو در اردوگاه طالبان در جنگ هلمند نیز وضعیت بحرانی است. گفته می‌شود که ۸ شفاخانه‌ی شهر کویته‌ی پاکستان به مرکز درمان انبوه زخمی‌های طالبان در جنگ هلمند تبدیل شده ‌است. این خبر دو واقعیت مهم را برجسته می‌کند؛ یکی این ‌که اتاق عملیات جنگ هلمند مثل سایر تحرکات نظامی طالبان در کنترل «فوج» و آی‌اس‌آی پاکستان است و دوم این ‌‌که استوانه‌‌های قدرت نظامی طالبان در این جنگ به شدت آسیب دیده ‌است.
    نبرد هلمند اما صرف نظر از این ‌که به کدام‌یک از دو طرف درگیر، بیش‌تر آسیب زده‌، مانند هر جنگ دیگری یک قربانی بزرگ دارد: غیر نظامیان. سازمان ملل، آوارگی ۳۵ هزار نفر را تایید کرده و مقام‌های محلی هم از بی‌خانمانی ۴۵۰۰ خانواده خبر داده ‌اند که نیازمند دریافت کمک‌‌های فوری در زمینه‌ی غذا، دارو و سرپناه استند.
    در این میان، هیچ آماری در باره‌ی شمار قربانیان و زخمی‌های غیر نظامیان در این جنگ، منتشر نشده؛ اما سازمان‌ ملل و کمیسیون حقوق بشر به طور جداگانه در این باره، عمیقا ابراز نگرانی کرده و خواستار توقف سریع درگیری‌ها شده ‌اند.
    این در حالی است که در دوحه پس از یک‌ ماه بن‌بست، با فشار و میانجی‌گری قدرت‌های خارجی به ویژه امریکا، آلمان و قطر، یخ‌های مذاکره میان دو طرف در حال آب‌شدن است. گروه‌های تماس، پس از ۱۲ روز توقف چهار روز پیش توانستند یک نشست ناکام را برگزار کنند و نشست عمومی همه اعضای هیئت‌های دولت و طالبان هم به تازگی دایر شد.
    در چنین شرایطی این پرسش مطرح می‌شود که سرنوشت جنگ افغانستان در کجا و از سوی چه کسانی رقم می‌خورد؛ در هلمند و در میدان جنگ یا در دوحه و در میز مذاکره؟
    هیچ پاسخ صریحی در این باره وجود ندارد. طالبان در فقدان یک حمایت استراتیژيک پایدار از سوی قدرت‌های خارجی از نیروهای افغان، خود را نیروی برتر در میدان نبرد می‌دانند و در عرصه‌ی صلح نیز، خواستار امتیازهای استثنایی و برتری‌جویانه استند. آن‌ها استند که نیروی تهاجمی میدان جنگ را تشکیل می‌دهند، آگاهانه به خشونت دامن می‌زنند و نیروهای دولتی را هر روز در جبهات جدیدتر به چالش می‌کشند؛ اما از نظر سیاسی و ایدیولوژیک، توان مجاب‌کردن دولت مرکزی برای پذیرش طرح صلح امریکا و قبول بی‌چون و چرای پیش‌شرط‌های خود را ندارند.
    از سوی دیگر، در درون آن‌ گروه نیز رقابت و انشعاب و اختلاف، موج می‌زند. جنگ شدید قدرت در دفتر قطر میان ملا برادر، مولوی عبدالحکیم و عباس استانکزی در جریان است. این جنگ، انگیزه‌های مالی، سیاسی، قبیله‌ای و جاه‌طلبانه دارد. البته در این میان، رژيم‌های حامی طالبان نیز هرکدام سعی می‌کنند از طریق هریک از این جناح‌ها به درون طالبان نفوذ کنند و منافع خود را تحقق بخشند.
    در این‌سو در دولت نیز اگرچه از نظر نظامی، نیروهای مسلح در موضع تدافعی قرار دارند و ابتکار عمل جنگ در دست طالبان است؛ اما تصور نمی‌شود که شکست نهایی و فروپاشی کامل، محتمل و قریب‌الوقوع باشد؛ به ویژه در شرایطی که قدرت‌های خارجی هم قدرت‌گیری طالبان از راه نظامی را تحمل نمی‌‌‌کنند و هم‌چنان بر حمایت از دولت تاکید دارند.
    با این حال، نیروهای امنیتی دچار فرسایش شدید شده ‌اند و ادامه‌ی جنگ، دامنه و ژرفای این فرسایش را بیش‌تر خواهد کرد.
    به لحاظ سیاسی اما دولت توانسته ‌است مشروعیت ملی و بین‌المللی خود را تثبیت کند و اگر کابینه از پارلمان رای بگیرد، این مشروعیت، تقویت هم خواهد یافت. جنگ‌افروزی و خشونت‌های خون‌بار طالبان هم حمایت سیاسی از دولت را افزایش می‌دهد.
    با این حال، تصور این‌که دولت بتواند ارزش‌ها و اصول خود را در مذاکرات دوحه بر طالبان، تحمیل کند، بسیار بعید است؛ زیرا موازنه‌ی قدرت در میدان جنگ به نحو نامتعادلی به نفع طالبان است؛ هرچند آن گروه نیز قادر به اشغال مراکز شهری نیست و دولت هم با تمام توان در برابر این امر مقاومت می‌کند.
    بر این اساس، نوعی بن‌بست مرگ‌بار در هر دو میدان جنگ و صلح از هلمند تا دوحه وجود دارد؛ وضعیتی که جهان را به چالشی تازه در باره‌ی پرونده‌ی پیچیده‌ی افغانستان می‌کشاند. تضاد، تخاصم و جنگ‌های نیابتی را تشدید خواهد کرد.

    علی موسوی