برچسب: بایدن

  • در دیدار پیشرو، بایدن از پوتین شکست می خورد

    در دیدار پیشرو، بایدن از پوتین شکست می خورد

    جد بوبین، ستون نویس مجله دی امریکن اسپکتیتر و معاون وزیر دفاع سابق ایالات متحده گفت: «اگر هدف نشست آینده روسای جمهوری روسیه و ایالات متحده در ژنو “پیش بینی و ثبات بین دو کشورباشد”، در این صورت نشست بی مفهوم خواهد بود.»

    نویسنده مقاله معتقد است که روابط بین کشورها پایدار است. رهبر آمریكا می توانست موضوع حادثه اخیر رایان ایر، را مطرح كند، اما ستون نویس مجله دی امریکن اسپکتیتر (The American Spectator) یادآور می شود، جو بایدن از این موضوع فقط سطحی عبور کرد.

    به گفته وی او (بایدن)، بیش از حد قابل پیش بینی است، وی ترجیح می دهد در مورد آب و هوا، تجارت و غیره بحث کند.

    بابین همچنین تأکید کرد که رئیس جمهور ایالات متحده حتی قبل از اجلاس سران به همتای روسی خود امتیاز می دهد. بایدن به ویژه  از تحریم های اعمال شده توسط سلف خود، دونالد ترامپ، علیه Nord Stream 2 چشم پوشی کرده است.

    نویسنده مقاله با یادآوری حمله اخیر به آژانس توسعه بین المللی ایالات متحده (USAID)، لزوم بحث در مورد مسئله امنیت در فضای مجازی در نشست جون را یادآوری کرد.

    وی افزود: “دولت بایدن جدی بودن خود را نادیده گرفت و گفت كه این یك اتفاق معمول در دنیای مجازی است. احتمالاً در آینده این اتفاق خواهد افتاد”.

    علاوه بر این، وی رئیس جمهور آمریکا را به ارسال تجهیزات نظامی به اوکراین فراخواند. با این حال ، به گفته ناظر ، “حمایت بی دریغ” وعده داده شده از کی یف از واشنگتن تنها با کلمات آشکار می شود.

    نویسنده نتیجه گرفت که همه حقایق فوق “ثبات و قابل پیش بینی بودن روابط بین روسیه و ایالات متحده را ثابت می کند. به نظر وی ، مسکو هر آنچه از واشنگتن می گیرد می گیرد و هیچ چیز برای آن نمی دهد. و همین انتظار را باید از نشست آینده در ژنو داشت.

  • بایدن با فروش 735 میلیون دلار تجهیزات نظامی به اسرائیل موافقت کرد

    بایدن با فروش 735 میلیون دلار تجهیزات نظامی به اسرائیل موافقت کرد

    دولت جو بایدن، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا با امکان فروش ۷۳۵ میلیون دلار تجهیزات نظامی به اسرائیل موافقت كرد و منابعی در كنگره آمریکا نیز روز دوشنبه اعلام کردند با توجه به درگیری‌های اخیر اسرائیل و فلسطینیان، احتمالا قانونگذاران کنگره نیز با صدور چنین مجوز فروشی مخالفت نخواهند کرد.

    موضوع فروش این تجهیزات نظامی پیش‌تر از سوی روزنامه واشنگتن‌ پست رسانه‌ای شده بود و سه منبع آگاه در واشنگتن نیز اعلام کردند کنگره در ماه آوریل به طور غیر رسمی و در نهایت در ۵ مه به طور رسمی، به عنوان بخشی از روند رایج در موضوع توافق نامه‌های فروش عمده اسلحه به کشورهای دیگر، در جریان این توافق تجاری قرار گرفته است.

    بر اساس قوانین ایالات متحده، کنگره پس از این اعلام رسمی مدت ۱۵ روز فرصت دارد تا در صورت نیاز با چنین توافقی مخالفت کند؛ اما با توجه تداوم خشونت‌ها میان اسرائیل و فلسطینی‌ها و تداوم حملات حماس به خاک اسرائیل، انتظار نمی‌رود چنین مخالفتی اعلام شود.

    در شرایط عادی و غیرجنگی، فروش جنگ افزارهای هدایت ماهواره‌ای موسوم به «مهمات تهاجم مستقیم مشترک» یا JDAM به اسرائیل، کاری معمول محسوب می‌شود اما اکنون که این کشور در وضعیت جنگی قرار دارد، مسأله فروش این بمب‌های ساخت شرکت بوئینگ، توجه‌های بیشتری را جلب کرده است.

    سه دستیار در کنگره آمریکا اعلام کردند که تا کنون هیچ اعتراضی در این باره از سوی رهبران دموکرات‌ها یا جمهوریخواهان آمریکا در کمیته امور خارجه کنگره که مسئول بررسی این قراردادهاست، مطرح نشده است.

    همزمان، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا نیز ضمن خودداری از بیان جزئیات این قرارداد فروش، مقابل خبرنگاران اعلام کرد که واشنگتن «عمیقا» از خشونت‌ها در منطقه نگران است و برای بازگشت آرامش تلاش می‌کند.

    موضوع فروش این تجهیزات، واکنش محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران را در پی داشت.

    وزارت امور خارجه ایران بامداد سه‌شنبه از قول او پیامی به این شرح در صفحه توییتر خود منتشر کرد: «همزمان با آنکه تسلیحات آمریکایی بر سر مردم بیگناه فلسطین فرود می‌آید، ایالات متحده بار دیگر موشک‌های «نقطه زن» به ارزش ۷۵۳ میلیون دلار را به اسرائیل با هدف کشتن شمار بیشتری از کودکان با دقت بیشتر و دقیق‌تر تحویل داده است. در عین حال ایالات متحده مانع بیانیه احتمالی شورای امنیت سازمان ملل با ملایم‌ترین لحن شده است. جهان در حالی نظاره‌گر است که اسرائیل و حامی آن، چهره کریه خود را به نمایش گذاشته‌اند.»

    ایالات متحده در جریان نبرد یک هفته اخیر میان نیروهای اسرائیل و شبه‌نظامیان فلسطینی حماس و جهاد اسلامی، بارها حمایت قوی خود را از اسرائیل و حق این کشور برای دفاع از خود اعلام کرده است و حمایت از اسرائیل، یک ارزش مشترک و اساسی، هم در میان دموکرات‌ها و هم جمهوریخواهان کنگره محسوب می‌شود.

    با این وجود در این مدت شماری از نمایندگان دموکرات نیز خواستار موضع گیری سخت‌تر وانشگتن علیه دولت بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل بودند.

  • عبور از میراث سیاسی ترامپ در خاورمیانه/آیا بایدن به دنبال ترتیبات جدید امنیتی در غرب اسیا است؟

    عبور از میراث سیاسی ترامپ در خاورمیانه/آیا بایدن به دنبال ترتیبات جدید امنیتی در غرب اسیا است؟

    در کنار پیشرفت در مذاکرات ایران و قدرت های جهانی در وین و بالا گرفتن احتمال احیای برجام، خبر مذاکرات سری ایران و عربستان در بغداد، بیش از پیش نشان دهنده عبور از آمریکای ترامپ و میراث سیاسی آن در خاورمیانه است. در صورت تایید نهایی این خبر باید گفت اذعان بایدن به شکست فشار حداکثری علیه ایران و قطع حمایتش از عربستان در جنگ یمن، ریاض را به تجدید نظر در سیاست تهاجمی قبلی خود در قبال ایران وادار کرده است.

    در کنار این تحولات نمی توان از یک تحول مهم تر گذشت. صحه نهادن بایدن بر توافق ترامپ و طالبان و خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان ظرف پنج ماه آینده و دست بالا گرفتن طالبان در آینده این کشور.

    از هر منظر این سومین تحول در مقیاس ژئوپولتیک به سود ایران است و احتمالا مقدمه خروج نهایی نیروهای آمریکایی از عراق هم باشد.

    عقب نشینی آمریکا از افغانستان به منزله اذعان به شکست پروژه های نومحافظه کارانه دهه اول سده جاری و بخصوص دستور کار “رژیم چنج” است.

    با هر نگاهی ایالات متحده در دهه گذشته مانند دوران گرفتاری در ویتنام، گرفتار چرخه دیگری از عقب نشینی شده و تمایل فزاینده ای برای غیرنطامی شدن سیاست خارجی آن بوجود آمده است. این تحول در دوره ترامپ به صورت عروج انزواگرایی و عدول از استثناگرایی معهود خود را نشان داد.

    مجموع رویکردهای سیاست خارجی بایدن در سه ماه گذشته و بویژه موضع گیری آن در قبال پرونده های مهمی چون چین، روسیه و خاورمیانه، حاکی از تمایل به اصلاح واقع گرایی تنگ نظرانه ترامپ به سود قسمی ویلسونیسم واقع گرایانه است. مطابق این دیدگاه سیاست داخلی کشورها از حیث تاثیرگذاری بر سیاست و امنیت بین الملل به عنوان متغیری جدی، مهم تلقی می شود، در پناه آن توجه به سازمان های بین المللی و همکاری های چند جانبه برای نیل به اهداف ایده ئالیستی دوباره مطمح نظر واقع می شود.

    از این زاویه دولت جرج بوش و برنامه جنگ پیشگیرانه و رژیم چنج آن، از نوعی تناظر با رویکرد جراحی در مواجهه با مسائل بین الملل برخوردار بود.

    این رویکرد با شکست در عراق و افغانستان سلب اعتبار شد و سردرگمی و تردید در سوریه، یکی از نخستین پیامدهای آن بود.

    اما نو ویلسونیسم بایدن مشابه پزشکی داخلی است که با حوصله به ارزیابی علائم بالینی، یافته های پاراکلنیکی و شواهد دیگر می پردازد و اولویت آن دارودرمانی و دیگر روش های کمتر تهاجمی است. هرچند در براورد نهایی، جراحی را هم به عنوان گزینه آخر، کنار نمی نهد.

    روشن است که با این ساده سازی ها، نمی توان تمام وجوه و متغیرهای دخیل در سیاست خارجی آمریکا را توضیح داد. اما حداقل می توان گفت که فرصتی مهم برای ایران فراهم شده و رقبای منطقه ای آن نظیر اسرائیل و عربستان قبل از همه آن را فهمیده اند و هریک هم با روش خود به آن پاسخ داده اند.

    دولت جدید آمریکا چاره ای جز اذعان به بازتعریف ترتیبات جدید امنیتی در خاورمیانه و یک رژیم جدید توازن قوا در آن ندارد. کشش سیاست اسرائیلی ترامپ تمام شده و با قدرت گیری چین و روسیه دیگر آمریکا فعال مایشاء نیست.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • بایدن: امریکا در برابر هر تهدید امنیتی در افغانستان اقدام می کند

    بایدن: امریکا در برابر هر تهدید امنیتی در افغانستان اقدام می کند

    جوبایدن، رییس‌جمهور ایالات متحدۀ امریکا همزمان با ده ساله‌گی کشته‌شدن اسامه بن لادن، رهبر شبکۀ القاعده می‌گوید واشنگتن آماده است در برابر هر تهدید تروریستی در خاک افغانستان دست به اقدام بزند.

    به نقل از شبکۀ تلویزیونی «سی. ان. ان» امریکا، آقای بایدن عصر دیروز (یک‌شنبه، سیزدهم ثور) به وقت امریکا هنگام سخنرانی در واشنگتن گفته است که شبکۀ القاعده در افغانستان تضعیف شده و توان حملۀ دوباره بر منافع امریکا را ندارد.

    آقای بایدن تأکید کرد واشنگتن جنگ درازمدتی را که در افغانستان آغاز کرده بود، به زودی به پایان می‌رساند؛ جنگی که به سخن آقای بایدن پس از حملۀ القاعده بر امریکا در خاک افغانستان آغاز شد و حدود بیست سال به درازا کشید.

    رییس‌جمهور امریکا خاطرنشان می‌سازد که این کشور وضعیت افغانستان را پس از خروج نیروهای خارجی نظارت می‌کند و در برابر هر تهدید تروریستی در خاک این کشور اقدام نظامی خواهد کرد.

    آقای بایدن علاوه می‌کند که واشنگتن هر اقدام ضروری را برای مصونیت شهروندانش در برابر گروه‌های تروریستی از جمله شبکۀ القاعده انجام خواهد داد.

    گفتنی است که ده سال پیش اسامه بن لادن، رهبر شبکۀ القاعده از سوی نیروهای ویژۀ امریکایی در شهر ایبت‌آباد در ۱۵۰ کیلومتری شهر اسلام‌آباد، پایتخت پاکستان کشته شد.

    رهبر مهم‌ترین شبکۀ تروریستی بین‌المللی در حالی در خاک پاکستان کشته شد که ده سال پیشتر از آن امریکا پس از حملۀ شبکۀ القاعده بر مرکز تجارت جهانی در امریکا به افغانستان حمله کرد و حکومت متحد شبکۀ القاعده و طالبان (امارت طالبان) را سقوط داده بود.

  • رویکرد تهاجمی چین در برابر امریکا

    رویکرد تهاجمی چین در برابر امریکا

    چین به عنوان دومین اقتصاد جهان پس از آمریکا، که در بلوک دولت‌های غیرغربی قرار دارد، خطری جدی برای هژمونی ایالات متحده محسوب می‌شود. اعلام استراتژی «چرخه دوگانه» به عنوان برنامه اقتصادی پنج‌ساله از ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ نیز ضمن توسعه توان اقتصادی چین، می‌تواند رویکرد تهاجمی‌تری به سیاست خارجی این کشور در قبال آمریکا ببخشد.

    جمهوری خلق چین پس از اجرای ایده اقتصادی «درهای باز» در دهه ۱۹۸۰، با عبور از سیاست‌های چپ‌گرایانه، راه را برای جذب سرمایه خارجی هموار کرد. راهبرد «چرخه بزرگ بین‌المللی» که پکن در دستور کار قرار داد، بر این مبنا سامان یافت که با ارتقای ظرفیت‌های صنعتی، توان تولیدی با نیروی کار ارزان چندان افزایش یابد که چین در مدت زمانی کوتاه بتواند سهم بسیاری از بازارهای جهانی را کسب کند و به یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان کالا به دیگر کشورهای جهان بدل شود. در نتیجه اجرای این راهبرد، تولید ناخالص ملی چین با میانگین رشد سالانه ۹.۴ درصد، از ۱۵۰ میلیارد دالر در ۱۹۷۸ به ۱.۶ تریلیون دالر در سال ۲۰۰۳ و ۱۴.۷۳ تریلیون دالر در ۲۰۱۹ رسید.

    علی‌رغم ثمرات چرخه بزرگ برای تصاحب بازارهای جهانی توسط چین، برخی معادلات داخلی و خارجی سبب گردید تا مسئولان حزب کمونیست درصدد جایگزینی طرحی دیگر برآیند. در عرصه داخلی مهم‌ترین مسأله افزایش دستمزدها بوده که به‌تبع به گسترش طبقه متوسط انجامیده است. به بیان دیگر نه‌تنها دیگر آن نیروی کار ارزان سابق در بخش‌های صنعتی چین برای سرمایه‌گذاران خارجی جلب‌توجه نمی‌کند، بلکه طبقه کارگر به بازاری برای مصرف کالا و خدمات تولیدی داخلی تبدیل شده است.

    در حوزه خارجی نیز از عوامل تأثیرگذار بر تغییر استراتژی چین را باید رویکرد خصمانه ترامپ نسبت به چین در آغاز جنگ تجاری در دولت او دانست. تنش‌های طرفین و محدودیت‌های اِعمال‌شده بر سرمایه‌گذاری‌های چین در آمریکا و بالعکس، این تلقی را تقویت کرد که نمی‌توان مانند گذشته در عین رقابت سیاسی به همکاری‌های اقتصادی پرداخت. تداوم رویکرد خصمانه در دولت بایدن نیز طبعاً بر این امر صحه گذاشته است. در عین حال که تجربه بحران مالی ۲۰۰۸ آمریکا و اروپا و سپس تأثیر کرونا بر کاهش تقاضای بازارهای جهانی نیز عامل مهمی در تثبیت این سیاست بوده است.

    راهبرد «چرخه دوگانه» اولین بار در جلسات سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست چین در اواخر ۲۰۲۰ و اوایل ۲۰۲۱ مطرح شد. رییس‌جمهور چین این استراتژی را چنین معنا کرد که چین باید به چرخه قویِ تقاضا و ابتکار داخلی به‌عنوان موتور اول محرک اقتصادی روی آورد در حالی که بازارها و سرمایه‌گذاران خارجی را به مثابه موتور دوم رشد حفظ کند. این راهبرد به عنوان روح اصلی برنامه اقتصادی پنج‌ساله جمهوری خلق چین از ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵، بر توجه به صنایع و خدمات نوآورانه در کنار تکیه بر بازار مصرف داخلی از جمله در کاهش شکاف درآمدی شهری و روستایی، استوار شده است. در عین حال که در تلاش است با افزایش واردات انرژی، از شوک‌های آتی بازار نفت نیز مصونیت یابد.

    از منظر اقتصاد سیاسی، در بلندمدت پکن دو نیازمندی اصلی‌اش را از خارج کمتر می‌کند. اول اینکه این راهبرد بدان معناست که قلمرو گردش مالی خارجی چین به تدریج تحت‌الشعاع گردش مالی داخلی قرار می‌گیرد و تقاضا و مصرف داخلی، سرمایه و ایده‌ها را پرورش می‌دهد. به بیان دیگر در شرایطی مانند همه‌گیری ویروس کرونا که بازارهای خارجی دست‌خوش دگرگونی شدند، هنوز تقاضای مصرف تولیداتش را بالا نگاه می‌دارد. دوم اینکه بر بخش‌هایی مانند هوش مصنوعی و وسایل نقلیه الکتریکی تأکید و قصد دارد با استفاده از یارانه‌های دولتی، کنترل صادرات و کسب داده‌ها و اطلاعات، شرکت‌های چینی را در این بخش جایگزین شرکت‌های آمریکایی و اروپایی حاضر در چین نماید.

    کاهش این دو نیازمندی جدی، دست برتری به چین در جنگ تجاری با آمریکا خواهد داد. اولاً ادعای سرقت مالکیت معنوی برندهای آمریکایی را در بلندمدت فاقد موضوعیت خواهد ساخت و ثانیاً تحریم‌های آمریکا علیه چین را به میزان قابل توجهی کم‌اثرتر خواهد کرد. نتیجه آن‌که چین به اتکای بازار داخلی گسترده و پایدار و هم‌چنین کاهش تبعات شوک‌های خارجی به آن، در پرونده‌های اختلافی با ایالات متحده جسورتر می‌شود. برای مثال در پرونده هنک‌کنگ قانون جدید امنیت ملی را با قدرت بیشتری اِعمال خواهد کرد و نیروهای مخالف با پکن بیش از پیش در تنگنا قرار خواهند گرفت.

    در پرونده تایوان، چین علاوه بر اقدام به تحریم‌هایی علیه آمریکا که خطوط قرمز چین در خصوص ارتباط‌گیری با مقام‌های سیاسی تایوان را رد کرده، تلاش‌هایی برای گسترش نفوذ در آن‌جا به اجرا در خواهد آورد. تلاش‌هایی سیاسی و امنیتی و بدون رویکرد نظامی مشهود که امکان بهانه‌گیری از غرب نیز سلب گردد. در این راستا احتمال تقویت نیروهای هم‌سو و حتی در شدیدترین حالت، مقدمه‌چینی نوعی کودتا در بلندمدت را نمی‌توان از نظر دور داشت.

    دولت بایدن با توجه به مشکلات اقتصادی و اجتماعی داخلی و هم‌چنین تداوم بحران‌های نظامی و امنیتی آمریکا در غرب آسیا، بعید است در کوتاه‌مدت جز از مرحله اتخاد مواضع رادیکال و لفاظی‌های سیاسی و اقدام‌های عمدتاً نمادین مانند ارسال ناو به تنگه تایوان، قدم‌های فراتری بردارد. اقدام‌هایی که از سوی چین نیز بی‌پاسخ نخواهد ماند. پس می‌توان نتیجه گرفت که متأثر از این راهبرد، رویکرد رقابت‌آمیز پکن در مقابل آمریکا، تهاجمی‌تر از قبل خواهد شد.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • امریکا سفارت و کنسولگری های خود در ترکیه را بست

    امریکا سفارت و کنسولگری های خود در ترکیه را بست

    براساس بیانیه سفارت آمریکا در وب سایت رسمی اش، این درخواست به دنبال پیش بینی اعتراضات علیه آمریکا به سبب تصمیم جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا در روز شنبه است که اذعان کرده بود دولت عثمانی در قبال نسل کشی ارامنه مسئول است.

    در این بیانیه آمده است که مقر سفارت آمریکا در آنکارا و تمام کنسولگری های وابسته به آن در شهرهای آدانا، ازمیر و استانبول در روزهای ۲۶ و ۲۷ ماه جاری به دلیل پیش بینی وقوع اعتراضاتی علیه آمریکا بسته خواهد شد.

    در بیانیه سفارت ضمن اشاره به این که شهروندان آمریکایی در ترکیه می توانند از طریق تلفن یا پست الکترونیکی با سفارت ارتباط داشته باشند، تصریح شده است که این اقدامات پیشگیرانه پس از اذعان رئیس جمهوری آمریکا به مسئول بودن دولت عثمانی در قبال نسل کشی ارامنه صورت گرفته است.

  • پیامدهای به قدرت رسیدن بایدن بر کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس

    پیامدهای به قدرت رسیدن بایدن بر کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس

    یکی از رویدادهای مهم و اثرگذار پیرامون تحولات کشورهای حاشیه خلیج فارس کنار رفتن ترامپ و استقرار دولت بایدن است. گرچه استقرار دولت جدید در آمریکا به دلیل ماهیت ابرقدرتی آمریکا و حضور چشمگیر و فراگیر آن در منطقه غرب آسیا برای همه کشورهای این منطقه حائز اهمیت است اما این جابجایی قدرت برای کشورهای حاشیه خلیج فارس معنا و مفهوم متفاوتی دارد. چرا که کشورهای اصلی این حوزه یعنی عربستان و امارات به لطف روابط شخصی مستحکمی که با ترامپ برقرار کردند و با توجه به نقش موثر قراردادهای چند صد میلیارد دالری که با دولت او امضا کرده بودند در بهترین وضع ممکن طی سال‌های اخیر قرار داشتند و تمامی پروژه‌ها و رویاهای خود را در سطح منطقه دنبال می‌کردند، بدون آن‌که از تهدید یا پیگیری قدرت‌های جهانی، سازمان ملل یا شورای امنیت هراسی داشته باشند. مصادیق این شرایط را می‌توان در جنگ مخرب شش ساله یمن، محاصره قطر، ماجراجویی‌های نظامی و امنیتی در مناطقی مانند شمال آفریقا و … مشاهده نمود.

    اما استقرار بایدن که در مبارزات انتخاباتی خود به صراحت از سیاست ترامپ در قبال این کشورها انتقاد می کرد اوضاع را به یکباره برای این کشورها و حاکمان آن تغییر داد. بر همین اساس دولت بایدن به محض روی کارآمدن طی چند دستور و فرمان اجرایی بخشی ازدستاوردهای این کشورها از دوره زمامداری ترامپ را از بین برد و به صراحت اعلام کرد که شرایط برای این کشورها تغییر کرده و سیاست ایالات متحده در مواجهه با آن‌ها تغییر خواهد کرد. لغو یا توقف قراردادهای فروش سلاح‌های پیشرفته به عربستان و امارات، اعلام پایان حمایت‌های اطلاعاتی و لجستیکی از جنگ یمن، «فاجعه راهبردی» خواندن جنگ یمن و تعیین نماینده ویژه در امور این کشور به منظور پایان دادن فوری به این جنگ فاجعه‌بار از طریق دیپلماتیک، انتشار گزارش «دفتر اداره‌کننده اطلاعات ملی» درباره قتل خاشقچی که به طور مستقیم ولیعهد سعودی را در این قتل فجیع دخیل معرفی کرد، بخشی از پیامدهای حضور دولت جدید آمریکا برای کشورهای خلیج فارس به ویژه عربستان و امارات بوده است.

    از جمله دیگر پیامدهای روی کار آمدن دولت بایدن برای کشورهای خلیج فارس این است که پیش از روی کار آمدن او دولت‌های محاصره کننده قطر (عربستان و امارات) پس از سه سال و نیم مجبور شدند بدون تحقق هیچ یک از شروط خود با قطر توافق آشتی امضا کنند.

    با این اوصاف، نباید انتظار تغییرات جدی در روابط آمریکا با این کشورها را داشت. چرا که آمریکا برای اجرای پروژه‌های خود در منطقه غرب آسیا به توانمندی‌ها و ظرفیت‌های کشوری مانند عربستان نیاز دارد و نمی‌توان انتظار داشت از روابط راهبردی و طولانی مدت خود صرفنظر نماید. ولی پیشاپیش روشن است شرایط و اوضاع برای حاکمان جوان این کشورها تغییر کرده و این کشورها از این پس می‌بایست در قبال موضوعاتی مانند حقوق بشر، سیاست‌های داخلی و کیفیت نقش‌آفرینی‌های خود در منطقه به آمریکا پاسخگو باشند و بر اساس شرایط جدید حرکت نمایند. در این میان، آینده جنگ یمن و سرنوشت کشورهای عربستان و امارات به عنوان کشورهای دخیل در این نزاع حائز اهمیت است. آن چه در این ارتباط می‌توان پیش‌بینی کرد این است که با توجه به رویکردهای دولت جدید آمریکا و وضعیت تحولات میدانی به احتمال زیاد سعودی با کمک آمریکا به «طور رسمی» پای خود را از جنگ یمن بیرون خواهد کشید و به این ترتیب به یکی از زیان‌بار‌ترین اقدامات خود در دهه‌های اخیر پایان خواهد داد.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • رئیس سازمان اطلاعاتی امریکا مخفیانه به کابل سفر کرده است

    رئیس سازمان اطلاعاتی امریکا مخفیانه به کابل سفر کرده است

    خبرگزاری اسوشیتد پرس گزارش داد ویلیام برنز به تازگی از افغانستان به گونه سری دیدار کرده است.

    دو مقام افغان گفتند برنز آخر هفته گذشته از کابل دیدار کرده است. آنها نگفتند که برنز با چه کسی ملاقات کرده است.

    هدف از این سفر رییس سیا چگونگی سپردن مسئولیت واحدهای ویژه ضدهراس افگنی به افغانستان گزارش شده شده است.

    یک منبع افغان گفته است که دو واحد از شش واحد آموزش دیده توسط سیا برای ردیابی به افغانستان سپرده شده است.

    این در حالی است که براساس تصمیم تازه جو بایدن؛ رییس جمهوری امریکا قرار است ۲۵۰۰ سرباز امریکایی همزمان با سایر نیروهای خارجی تا ۱۱ سپتامبر سال جاری میلادی، افغانستان را ترک کنند.

  • جنگ پهبادهای بایدن

    جنگ پهبادهای بایدن

    چهارشنبه ۱۵ اپریل، نیویورک‌تایمز گزارشی را زیر نام «برنامه‌ی جنگ امریکا پس از خروج بایدن در افغانستان چگونه است» منتشر کرد. این گزارش یک روز پس از آن نشر شد که بایدن برنامه‌ی خروج از افغانستان را اعلام کرد. او گفت: «زمان آن فرا رسیده تا به جنگ نافرجام نقطه‌ی پایان گذاشته شود.» به این معنا که در ۱۱ سپتمبر ۲۰۲۱ به جنگ ۲۰ساله‌ی امریکا در افغانستان به صورت واقعی نقطه‌ی پایان گذاشته شود.
    رییس‌جمهور جو بایدن، چنین تکیتکی را پیش از این نیز برای پایان دادن به حمایت از جنگ فاجعه‌‌بار یمن اعلام کرده بود. طبق راهبرد جدید امریکا، رییس‌جمهور بایدن در ۴ فبروری اعلام کرد که امریکا به تمام حمایت‌هایش در جنگ یمن، پایان می‌دهد. این جنگ در ۲۰۱۵ توسط عربستان سعودی و متحدانش در برابر یمن آغاز شد؛ جنگی که فاجعه‌ی انسانی را به دنبال داشت و باید پایان یابد.
    به دنبال اعلام پایان دادن به جنگ امریکا در افغانستان، احتمال دارد رویکردی که در یمن اعلام شده بود، در افغانستان نیز عملی شود. در ۵ فبروری ایالات متحده‌ی امریکا تصمیم گرفت تا از جنگ خانمان‌سوز یمن دست بکشد. وزارت خارجه‌ی این کشور در یک خبرنامه گفت که آن‌ها هیچ تعاملی با داعش و القاعده ندارند؛ مهم این‌ که، جنگ یمن توسط عربستان سعودی شروع شده و امریکا پس از ۲۰۰۲ بر این کشور نظارت داشته و حضور نظامی این کشور در یمن به اساس تفاهم کنگره پس از حمله‌ی ۱۱ سپتمبر اتفاق افتاده بود. با آن که حضور القاعده و داعش [در یمن] تثبیت نشده است؛ اما حضور [امریکا] هم‌چنان ادامه یافت. این حضور امریکایی به ویژه توسط حملات هواپیماهای بدون سرنشین ادامه یافت.
    با توجه به این مسئله، هفته‌ی گذشته، هنگام اعلام خروج از افغانستان، بایدن گفت: «ما نمی‌توانیم چشم‌های خود را به روی خطر تروریزم بسته کنیم، به شناسایی اهداف خود برای مبارزه با ترویزم و هم‌چنان ظرفیت‌سنجی قوت‌ها برای جلوگیری از ظهور دوباره‌ی گروه‌های تروریستی که که کشور ما را تهدید می‌کند، ادامه می‌دهیم.»
    نیویورک‌تایمز به تحلیل این واژه نپرداخته بود؛ اما استفاده از پهپاد یا هواپیمای بدون سرنشین و هم‌چنان شبکه‌های انسانی برای جلوگیری از بدل‌شدن دوباره‌ی افغانستان به مرکز تروریزم که تهدیدی برای امریکا ایجاد کند، ادامه خواهد یافت.
    با توجه‌ به کنش‌های انجام‌شده برای پایان دادن به جنگ یمن در فبروی و جنگ افغانستان در اپریل، به نظر می‌رسد که اداره‌ی بایدن نگرانی‌ای برای پایان دادن به این جنگ‌های نافرجام نداشته است؛ چون می‌تواند با استفاده از هواپیماهای بدون سرنشینی که ۵۰۰ کیلو بمب‌ را حمل می‌کند و موشک‌ها و بمب‌های با کنترل از راه دور، به این جنگ ادامه بدهد.
    در ۲۰۱۳ رییس‌جمهورر اوباما استفاده از حملات هواپیماهای بدون سرنشین را افزایش داد. ادعا این بود که ما با درون – هواپیمای بدون سرنشین- کسانی را هدف قرار می‌دهیم که می‌خواهند ما را بکشند و در میان مردم پنهان شده اند. این رویکرد به دلیل تلفات اندکی که در پی دارد، انتخاب شد. البته پیشاپیش روشن بود که این حقیقت ندارد؛ بیشتر قربانیان حملات هواپیماهای بدون سرنشین افراد ملکی بودند و اهداف تعیین‌شدن بر تروریستان، خیلی کم به دست می‌آمد.
    گفته‌‌های بایدن برای تجدید ظرفیت مبارزه با تروریزم، همین برنامه است؛ استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین و نیروهای خاص تا از ظهور دوباره‌ی تروریزم که تهدیدی برای منافع امریکا باشد، جلوگیری شود. البته مسئله‌ روشن است؛ استفاده از هواپیمای بدون سرنشین در افغانستان نیز، ادامه خواهد یافت تا گروه‌هایی که تهدیدی علیه منافع امریکا است، دوباره قدرت نگیرند.
    پس از کشتارهای ناشی از حملات هواپیماهای بدون سرنشین، تلاش‌های گروه بین‌المللی حفاظت از حقوق انسان، برای جلوگیری استفاده از حملات هواپیماهای بدون سرنشین ادامه یافت.
    در مصاحبه‌‌‌ای پرسیدم که آیا در داخل حکومت؛ وزارت دفاع، پولیس و دیپلمات‌های کشور کسانی هستند که مخالف استفاده از هواپیمای بدون سرنشین، پیش از این‌که مکان تروریستان تعیین شود، باشند، فکر نکنم کسی پیدا شود؛ اما شمار زیاد مردم با ما هم‌نظر استند.
    یک مثال از جنرال بازنشسته، میشل فلین، در زمان اوباما که عضو ارشد نظامی بود، گفت: در ۲۰۱۵ زمانی که بمب‌ها از هواپیمای بدون سرنشین ریخته می‌شد، خرابی‌های زیادی به جا می‌گذاشت. ما اسلحه زیاد از دست می‌دادیم و بمب‌های زیادی می‌ریختیم؛ اما در نتیجه، تنش‌ بیشتر بود. سندهای سیا –سازمان استخباراتی امریکا- که در مجله‌ی افشاگر ویکلیکس منتشر شده است، نشان می‌دهد که اداره‌ی استخبارات امریکا نیز همین بحث را در رابطه به استفاده از برنامه‌ی «درون» داشته است. این کنش،‌ نتیجه‌ی منفی داشته است. گزارش نشان می‌دهد که کنش‌های استفاده از هواپیمای بدون سرنشین، سبب افزایش در صف جنگ‌جویان تروریستان شده است و گروهای ترویستی و رهبران تندرو شان با استفاده از قربانیان‌ ناشی از این حملات، جایگاه‌ خود را در میان مردم بیشتر گسترش داده اند.
    در تأثیر استفاده از هواپیمای بدون سرنشین در یمن، نویسنده‌ی جوان یمنی -ابراهیم مودانا- در ۲۰۱۳ در کنگرس گفت: استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین در یمن، سبب شده است تا مردم برای پنهان‌شدن از حملات امریکایی به گرو‌های رادیکال نزدیک شوند. برنامه‌ی استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین در اداره‌ی بایدن نیز همین تجربه را به دنبال خواهد داشت و حمله بر این کشور را افزایش خواهد داد.
    سال‌ها پیش، جورج اورل، گفته بود که برای پایان دادن به جنگ‌های نافرجام، باید صنعت، اقتصاد و سیاست مردم مستقل شود؛ در این صورت، جنگ ادامه نخواهد یافت؛ اما اداره‌ی بایدن می‌خواهد در یمن و افغانستان به جنگ پایان دهد؛ ولی از هواپیمای بدون سرنشین برای ادامه‌ی آن استفاده می‌کند. جنگ هیچ‌گاه راهی به‌ طرف صلح نمی‌برد و با توجه به تلفات آن، صدها هزار تن به اثر حملات هواپیماهای بدون سرنشین قربانی می‌شوند. نماد لشکر کشی، کشور دومی است که در ساحات جنگی است.
    ابزار تخنیکی و استفاده از هواپیمای بدون سرنشین، فریب‌دهنده است. شمار زیادی از سیاست‌مداران برای حفظ جایگاه خود جنگ را از راه‌‌ دور در کشور دومی دامن‌ می‌زنند و استفاده از درون، دامنه‌ی این جنگ را افزایش می‌دهد.
    صحبت در مورد صلح افغانستان و یمن، تنها با حملات درون پایان‌یافتنی نیست؛ با این کار، تنها به حضور نظامی پایان می‌دهیم و تجارت ابزاری مانند هواپیمای بدون سرنشین، افزایش می‌یابد.

    منبع: dissident voice

    مترجم: ابوبکر صدیق

  • بازگشت بایدن به توافق نامه دوحه/آیا بایدن از موضع اولیه اش عقب نشینی می کند؟

    بازگشت بایدن به توافق نامه دوحه/آیا بایدن از موضع اولیه اش عقب نشینی می کند؟

    رئیس‌جمهور امریکا جو بایدن روز چهار شنبه گذشته اعلام کرد که برنامه خروج «بدون قید و شرط» نیرو‌های امریکا از افغانستان را از ابتدای ماه می‌شروع خواهد کرد و این نیرو‌ها تا ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۱ به طور کامل از این کشور خارج می‌شوند. بایدن با گفتن اینکه وقت آن رسیده تا به جنگ بی‌پایان خاتمه دهیم و «ما هرگز برای حضورمان (در افغانستان) در طول چند نسل برنامه‌ریزی نکرده بودیم»، سعی داشت علت تصمیمش را برای خروج نیروهایش از افغانستان بیان کرده باشد، اما نکته مهم این است که در صورت انجام این تصمیم وضعیت سیاسی افغانستان به چه صورت خواهد بود به خصوص اینکه هنوز چارچوب مشخصی برای آینده این وضعیت و مخصوصاً نقش طالبان و بودن و نبودن آن در ساختار سیاسی کشور معلوم نشده است.

    اولین نکته در تصمیم بایدن برای عقب‌نشینی کامل نیرو‌های امریکا از افغانستان این است که بایدن نیز می خواهد کلیت و روح توافق نامه دوحه حفظ شود. بایدن در جریان نخستین دیدارش از پنتاگون در ۱۱ فوریه گفته بود که خروج نیرو‌های امریکایی از افغانستان طبق توافقنامه دوحه در ماه مه انجام نمی‌شود. بنابر این، اعلام خروج نیرو‌ها از افغانستان که چهار شنبه گذشته اعلام شد، به روشنی دلالت بر عقب‌نشینی سیاسی بایدن از موضع اولیه‌اش دارد و نشان می‌دهد که او متوجه شده نمی‌تواند توافقنامه دوحه را نادیده بگیرد. علت این عقب‌نشینی این است که اگر امریکا توافقنامه دولت پیشین با طالبان برای خروج نظامیان را بدون هیچ برنامه‌ای زیر پا بگذارد، امریکا بار دیگر وارد جنگ با طالبان خواهد شد و این چیزی است که رئیس‌جمهور امریکا اصلاً آن را نمی‌خواهد.

    به این ترتیب، طالبان این پیام را به دولت بایدن داده که اگر توافقنامه دوحه و به خصوص خروج کامل نیرو‌های امریکایی از افغانستان محقق نشود، نه تنها طالبان حاضر نمی‌شود در نشست استانبول یا هر فرایند صلح دیگری شرکت کند، بلکه امریکا باید آماده دور دیگری از حملات طالبان به نیروهایش باشد. این چشم‌اندازی نیست که مورد قبول دولت بایدن باشد، به خصوص در شرایطی که روابطش با روسیه به شدت تیره شده، حساسیت در مرز اوکراین و روسیه به شدت وخیم است و مسئله چین برای امریکا پیچیده‌تر از قبل شده است. در واقع، اولویت‌های دولت امریکا در این شرایط در خارج از افغانستان و حتی خاورمیانه است و دور تازه‌ای از جنگ با طالبان به هیچ وجه در اولویت‌های این دولت نیست.

    به نظر می‌رسد که با توجه به این وضعیت است که بایدن مجبور شده به توافقنامه دوحه و برنامه خروج از افغانستان توجه جدی بکند هرچند که دولت امریکا نتوانسته بعد از ۲۰ سال جنگ طالبان را شکست دهد و پیروز این جنگ باشد.

    هرچند چرایی این که چگونه طالبان از نبرد ۱۹ ساله با ابرقدرت هژمون جان سالم به در برد، نیاز به تحلیل جداگانه است، اما به صورت فهرست وار می توان راز بقای طالبان در جنگ با آمریکا را منابع مالی غیر‌رسمی و زیرزمینی، استخدام نیروهای نخبه و ویژه و ایجاد منطقه امن برای رهبران و مغز متفکر ساماندهی این جریان در پیرامون افغانستان بر شمرد. این عوامل، از مهم‌ترین دلایل پیروزی طالبان در برابر ایالات‌متحده آمریکا است. با این همه آنچه این پیروزی را تثبیت کرد، فعالیت به شکل شبکه‌ای و غیر‌متمرکز در سراسر افغانستان بود که قدرت ابرقدرت را رو به ضعف برد.

    به هر حال، در حالی که نشست استانبول برای بار دوم به تاخیر می افتد، نشانه‌ها اما حاکی از این است که پیشرفتی در مذاکرات آمریکایی‌ها با طالبان به‌وجود نیامده است. از این منظر می توان گفت بایدن در آستانه شکست بزرگ دیپلماتیک قرار گرفته است. همان گونه که تلاش برای پیوند زدن فرهنگ سیاسی غرب با یک فرهنگ به شدت سنتی و دین باور، طی دو دهه اخیر در افغانستان،کاری عبث و غیر کارشناسانه و سطحی بود. به‌ویژه هنگامی که دریابیم که کشورهای همسایه و منطقه نمی توانستند حضور مداخلانه گرایانه امریکا و ناتو را در مجاورت خود بپذیرند و تحمل کنند. چراکه حضور غرب می‌توانست افغانستان را از مدار فرهنگی و ژئوپلیتیک کشورهای همسایه دور کند. به این ترتیب، به نظر می رسد بایدن کماکان میان بیم و امیدها گیر افتاده و دنبال خروج آبرومندانه از افغانستان است.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • امریکا 300 میلیون دالر به افغانستان کمک می کند

    امریکا 300 میلیون دالر به افغانستان کمک می کند

    انتونی بلینکن، وزیر خارجه امریکا، چهارشنبه‌شب، یکم ثور، در توییتی گفت این کمک‌ها در بخش‌های غیرنظامی مصرف خواهد شد.

    وی تأکید کرد کمک ۳۰۰ میلیونی امریکا نشان‌دهنده حمایت و اشتیاق پایدار این کشور برای افغانستان است که براساس دست‌آوردهای ۲۰ سال گذشته بنا شده است.

    امریکا در حالی این مقدار پول را در بخش‌های غیرنظامی کمک می‌کند که قرار است نیروهای نظامی این کشور تا یازدهم سپتامبر سال جاری میلادی افغانستان را ترک کنند. پیش از این جو بایدن گفته بود با خروج نیروهای این کشور از افغانستان، کمک‌های بشردوستانه این کشور قطع نمی‌شود.

  • آیا طولانی ترین جنگ امریکا به پایان می رسد؟

    آیا طولانی ترین جنگ امریکا به پایان می رسد؟

    سرانجام، به نظر می‌رسد که امریکایی‌ها به بازگشت به خانه تمایل دارند. آیا آن‌ها در آن‌جا می‌مانند؟

    رییس جمهور جو بایدن چهارشنبه گذشته اعلام کرد که تا ۱۱ سپتامبر – بیستمین سال‌گرد دودهه جنگ – همه نیروهای زمینی امریکا را از افغانستان خارج خواهد کرد. سپس وی از گورستان ملی آرلینگتون دیدار کرد. خبرنگاری از وی پرسید که آیا تصمیم‌گیری او برای خروج دشوار بوده است؟ بایدن پاسخ داد: «نه، این‌طور نبود. برای من کاملاً واضح بود.»

    سهل بودن تصمیم‌گیری برای بایدن از دلایلی که وی برای ختم ماموریت در افغانستان بیان کرد، روشن شد. بایدن با انتقاد از اهداف بزرگ و نامشخصی که توسط پیشینیان وی دنبال می‌شد، از دستور دادن سربازان امریکایی برای انجام هرگونه مأموریتی بدون دست‌آورد، امتناع ورزید. وی اذعان می‌کند که جنگ میان افغان‌ها احتمالاً ادامه خواهد یافت؛ اما تصمیم گرفت که امریکایی‌ها را از جنگ بیرون کند. این‌که تصمیم رییس جمهور بایدن عملی می‌شود یا نه، در ماه‌های آینده روشن خواهد شد. پیش از این، بایدن حاضر به تکمیل عقب‌نشینی در مهلت اول ماه می که از دولت قبلی به ارث برده بود، نشد.

    مهلت عقب‌نشینی اول ماه می مصادف با آغاز فصل کارزار خشونت تابستان در افغانستان است. اکنون طالبان آماده هدف قرار دادن امریکایی‌های در شرف خروج هستند. چه این اتفاق بیفتد و چه نیفتد، یک چیز مسلم است: کسانی که ایالات متحده را وارد جنگ‌های ابدی کردند، برای جلوگیری از خروج نیروها تمام تلاش خود را به خرج خواهند داد. به محض اعلام خروج بایدن، یک گروه هم‌صدا شد و حملات نقدآمیز خود را علیه وی به نمایش گذاشت. جمهوری‌خواهان این اقدام بایدن را به خطر انداختن امنیت ملی ایالات متحده دانستند و از آن به شدت انتقاد کردند.

    میچ مک کانل، رهبر جمهوری‌خواه سنا، ابراز داشت که حضور نیروهای امریکایی برای «کنترل تروریسم رادیکال اسلامی» در آن‌جا لازم بود. هرچند وی توضیح نداد که چرا تهدیدات در افغانستان بیش از تهدید در جاهای دیگر است. همکار وی، لیندزی گراهام تصور این‌که عقب‌نشینی نیروهای امریکایی سبب توطئه دیگر همانند یازدهم سپتامبر از خاک افغانستان خواهد شد را برانگیخته است. برخی دیگر احساساتی شدند و تصمیم بایدن را خیانت به شرکا و ارزش‌های امریکا دانستند.

    مکس بوت، کارشناس مسایل سیاسی در روزنامه واشنگتن‌پست، ابراز داشته است که در صورت خروج نیروهای امریکایی، کابل به دست طالبان سقوط می‌کند؛ درست همانند سقوط سایگون به دست ویتنام شمالی.

    برید جنرال مک ماستر که به عنوان مشاور امنیت ملی دونالد ترمپ خدمت کرده، اعلام عقب‌نشینی را با شرایطی که ممکن است یک قرن پیش از یک دفتر استعماری صادر شده باشد، تشبیه کرد. وی در توییتر خود نوشت: «ما افغان‌های شجاع را در مرز بین بربریت و تمدن رها می‌کنیم». چنین بحث‌هایی از زمان آغاز جنگ به اندازه کافی صورت گرفته است.

    مهم‌ترین این بحث‌ها، گزارش مبالغه‌آمیز از جزئیات جنگ است، بدون این‌که پرسیده شود که این اهداف قابل تعریف و یا واقعاً قابل تحقق است، مورد تحسین قرار گرفت. اما برای اولین بار یک رییس جمهور امریکا الزامیتی که این استدلال‌ها به صورت مشترک دارد را مشخص و رد کرده است: آن‌ها به دلیل عدم از بین رفتن کامل تروریست‌ها و طالبان در افغانستان جنگ دایمی را پیش‌بینی می‌کنند و هم‌چنین ارتش امریکا نمی‌تواند بنا به مفاهیم «تمدن» مک ماستر، کشور را بازسازی کند.

    پس از کشته شدن ۲۴۴۸ عضو خدمات و هزینه کردن ۲ میلیارد دالر، انتخاب، ادامه جنگ بود؛ اما بایدن تصمیم گرفت که همین حالا نیروها را بیرون کند. با وجود این‌که بایدن خود را متقاعد کرده است که باید جنگ پایان یابد، با این حال، نمایش حوادث موجود در زمین توسط حامیان ادامه جنگ‌های ابدی در واشنگتن، می‌تواند به امید جلوگیری از بلاهای قریب‌الوقوع، روند وی را کُند یا معکوس کند.

    با آغاز روند خروج ۳۵۰۰ سرباز امریکایی در ماه می از افغانستان، طالبان احتمالاً خود را پیروز اعلام می‌کنند و برای تصرف مناطق جدید حمله خواهند کرد. نیروهای آن‌ها آماده حمله و تصرف مناطق روستایی و حتا مراکز ولایات هستند.

    در سال ۲۰۱۵، هنگامی که باراک اوباما، رییس جمهور امریکا تلاش کرد یک مأموریت گسترده ضدشورش را به یک «مأموریت آموزشی» به رهبری ناتو تبدیل کند؛ طالبان، کندز، شهری با حدود ۲۵۰۰۰۰ نفر جمعیت را تصرف کردند و آن را برای مدت دو هفته در دست داشتند. دولت افغانستان برای بازپس‌گیری کنترل مناطق به نیروی‌های ضربتی هوایی امریکا احتیاج داشت. ممکن است تابستان امسال نیز شهرهای بزرگ در معرض حملات قرار بگیرد و سناریوهای مشابه رخ دهد. وقتی دولت افغانستان از امریکا درخواست حمایت مستقیم نظامی کند و اعضای کنگره با این خواست موافقت کنند، بایدن باید نه بگوید.

    طالبان موجب نقض حقوق بشر می‌شوند که مطمئناً به صورت گسترده از تلویزیون‌های امریکا پخش خواهد شد. نمونه بارز آن مناطقی است که قبلاً در دست طالبان بود. در ولسوالی سنگین ولایت هلمند، طالبان تقریباً همه جنبه‌های زنده‌گی روزمره را کنترل می‌کنند. آن‌ها مدارس غیردینی را بسته‌اند. آن‌ها تصمیم می‌گیرند که آیا افغان‌ها می‌توانند تلفن همراه داشته باشند یا خیر؟

    برای امریکایی‌ها، تماشای بازگشت حکومت طالبان بسیار آزاردهنده خواهد بود. برخی ممکن است از اقدامات نظامی ایالات متحده  برای جلوگیری از ضایع شدن دست‌آوردهایی که به سختی به دست آمده است، حمایت کنند.

    بایدن باید با منطق سخت‌گیرانه‌ای که هفته گذشته به کار گرفته است، سریع بایستد و عواقب طولانی‌مدت را نسبت به ترس فوری در اولویت قرار دهد. دفاع از یک شهر افغانستان برای مدت یک ماه تمام، متضمن دفاع از آن برای مدت نامحدود است. طوری که بایدن به مردم گفت، مبارزات نظامی ایالات متحده «هرگز موثر واقع نشد – نه زمانی که ۹۸۰۰۰ سرباز در افغانستان داشتیم و نه زمانی که به چند هزار نفر رسیده بودیم.»

    اگر خشونت در افغانستان ادامه یابد، به این دلیل است که تعهدات بسیار محکم امریکا در تحمیل صلح ناتوان بوده است. حتا آن‌ها ممکن است مانع دست‌یابی افغان‌ها به ثبات شده باشند. بایدن این اصل را به خوبی بیان کرد: «فقط افغان‌ها حق و مسوولیت دارند که کشور خود را رهبری کنند.» بنابراین، نیروهای امریکایی باید آن‌جا را ترک کنند.

    سرانجام، این بار، به نظر می‌رسد که امریکایی‌ها مایل به آوردن نیروها به خانه هستند. همان‌طوری که بایدن از این امر  بدون شک قدردانی می‌کند، وی‌ در مورد عقب‌نشینی حمایت گسترده‌ مردم را نیز با خود دارد. طبق نظرسنجی بنیاد اوراسیا گروپ، بیش از ۶۰ درصد امریکایی‌ها از توافق‌نامه خروج با طالبان حمایت کردند؛ در حالی که تنها ۸ درصد با آن مخالف بودند. حتا کهنه سربازان پس از یازده سپتامبر که در جنگ‌های عراق و افغانستان شرکت کرده‌اند، از ادامه جنگ حمایت نمی‌کنند. هم‌چنین نسل‌های جدید رای‌دهنده‌گان علاقه‌ای به از سرگیری جنگ برای همیشه ندارند.

    یک بررسی انجام شده توسط مرکز پیش‌رفت‌ امریکا نشان می‌دهد که نسل آینده بیش‌تر از بزرگان خود جنگ در افغانستان ‌را اتلاف منابع و بدون منفعت برای امنیت ملی دانسته‌ است و آن را رد می‌کند. رهبران امریکایی متوجه آن شده‌اند. اگرچه مخالفت‌های سیاسی هم‌چنان به قوت خود باقی است؛ اما از اعلامیه بایدن استقبال خوبی صورت گرفت.

    اکثر دموکرات‌ها، مانند سناتور برنی سندرز و باربارا لی که مدت‌ها است خواستار پایان جنگ‌های بی‌پایان بودند، از این اقدام تحسین می‌کنند. چاک شومر، رهبر اکثریت سنا، با وجود مخالفت با برکناری رییس جمهور ترمپ، از اقدام بایدن استقبال کرد. شومر اظهار داشت: «من جنگ‌های بی‌پایان نمی‌خواهم و مردم امریکا نیز نمی‌خواهند.» جمهوری‌خواهان، نیز به نوبه خود دیگر از آن حمایت نمی‌کنند. در حالی که بزرگان حزب اعتراض کردند، تصمیم بایدن با استقبال سناتورها، از جمله تد کروز، جاش هالی و مایک لی روبه‌رو شد.

    به نظر می‌رسد که مدعیان بعدی ریاست جمهوری حزب جمهوری‌خواه، بایدن را به دلیل عقب‌نشینی خیلی زود انتقاد کنند. با تشدید خشونت در افغانستان، این ستایش‌ها ممکن است کم‌رنگ‌تر شود. سروصدای منتقدان بایدن بلندتر خواهد شد. اما اگر افغان‌ها بخواهند سرنوشت سیاسی خود را تعیین کنند، بزرگ‌ترین و طولانی‌ترین جنگ امریکا برای همیشه باید پایان یابد. امسال ایالات متحده می‌تواند از یازده سپتامبر در فضای صلح همراه با کشوری که حملات از آن‌جا برنامه‌ریزی شده بود، یاد بود به عمل آورد.

    منبع: گاردین

    ترجمه: سید جمال اخگر

  • آیا طالبان در نشست استانبول شرکت می کنند؟

    آیا طالبان در نشست استانبول شرکت می کنند؟

    تلاش های دولت آمریکا برای متقاعد نمودن طالبان جهت شرکت در نشست استانبول، کماکان ادامه دارد.طی چند روز گذشته تماس‌های متعددی در سطوح مختلف با دولت پاکستان به عمل آمده تا این کشوربا استفاده از نفوذ خود‌ بر روی طالبان، این گروه را برای شرکت در نشست استانبول متقاعد نماید. سایر متحدین آمریکا در ناتو قبل از این اعلام کرده بودند که اعضای ناتو با هم وارد افغانستان شده اند و با هم از افغانستان خارج می‌شوند و از این طریق نارضایتی خود را از خروج زود هنگام از افغانستان اعلام کرده بودند. ولی با اعلام آغاز خروج آمریکا، بر مبنای توافق قبلی با طالبان در طی روز گذشته اعلام کردند علیرغم نارضایتی از تصمیم آمریکا، ولی با این تصمیم همراهی نموده و آنها نیز نیروهای خود را از افغانستان خارج خواهند کرد.

    این موضوع همچنین این واقعیت را آشکار کرد که اعضای ناتو فقط نقش تامین کننده سرباز و تجهیزات مورد نیاز آمریکا را بر عهده دارند و جایگاهی در تصمیم گیری های کلان آمریکا در قالب ناتو ندارند. در چنین شرایطی طالبان، پیروزی خود بر آمریکا را بیش از هر زمان دیگر مشاهده و حس می کنند. از این رو، هیچ امیدی به اینکه طالبان از خواسته‌های حداکثری خود کوتاه بیایند وجود ندارد.

    به این ترتیب، طالبان این پیام را به دولت بایدن داده که اگر توافقنامه دوحه و به خصوص خروج کامل نیرو‌های امریکایی از افغانستان محقق نشود، نه تنها طالبان حاضر نمی‌شود در نشست استانبول یا هر فرایند صلح دیگری شرکت کند، بلکه امریکا باید آماده دور دیگری از حملات طالبان به نیروهایش باشد؛ و دور تازه‌ای از جنگ با طالبان به هیچ وجه در اولویت‌های دولت بایدن نیست.

    اینکه رئیس جمهور آمریکا قبل از اجلاس استانبول موضوع خروج نیروهای آمریکا و ناتو از افغانستان را اعلام می نماید در واقع فشار به دولت افغانستان است که به راه حل ارائه شده از سوی دولت آمریکا که بارها توسط آقای خلیل زاد به سران دولت اعلام شده، رضایت بدهد. هدف آمریکا از تشکیل دولت موقت با مشارکت طالبان آن است که ارزیابی آنها بر این مبناست که بعد از خروج آمریکا دولت افغانستان فرو می ریزد و طالبان از طریق جنگ به قدرت می رسند. لذا تیم سیاست خارجی بایدن، می خواهند زمینه‌ای فراهم کنند که طالبان از طریق مسالمت آمیز وارد کابل شوند تا آمریکا اوضاع را از طریق نمایندگی طالبان در کنترل داشته باشد و پایگاه های مورد نظر خود را کماکان به منظور بهره برداری ژئوپلتیک حفظ نماید.

    به هر تقدیر،اعلام رسمی خروج بدون قید و شرط آمریکا از افغانستان را باید ثبت شکستی دیگر برای تاریخ لشکرکشی‌های ناموفق آمریکا به نقطه‌ای در خارج از مرزهای این کشور و همچنین مصداق دیگری بر باطل بودن افسانه شکست ناپذیر بودن نیروهای آمریکایی با آن همه تجهیزات پیشرفته دانست.

    اما در عین حال بر این نکته نیز باید تاکید داشت که هرگونه خروج بدون توافق منجر به فاجعه ای دردناک در افغانستان خواهد شد که بی ثباتی سیاسی و آغاز جنگ داخلی قطعی ترین پیامد خروج غیر مسوولانه و پیش از توافق است؛ و فراموش نباید کرد که مسئولیت این جنگ بر عهده دولت آمریکا و سایر متحدین آن در ناتو می باشد.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • مسکو و تقابل ژیوپلتیک با امریکا/دور نمای سیاست خارجی روسیه

    مسکو و تقابل ژیوپلتیک با امریکا/دور نمای سیاست خارجی روسیه

    روسیه به دلیل برتری‌های نظامی و سیاسی در آسیا و شرق اروپا، قدرت مهمی به شمار می‌رود. در ابعاد دیپلماتیک، روسیه در روند توسعه نفوذ منطقه‌ای‌اش در دو پرونده یعنی بلاروس و قره‌باغ تلاش نمود تا ضمن حفظ متحدانش به آن‌ها گوشزد کند که چشم دوختن به غرب حاصلی برای آنان در پی نخواهد داشت. در پرونده سوریه و لیبی نیز در تقابل با آمریکا، اروپا و هم‌چنین ترکیه گام برداشت. در حوزه بین‌المللی نیز رویدادهای تنش‌آلودی با غرب مانند اتهام‌ها نسبت به مداخلاتش در انتخابات آمریکا و مجادله با برخی دولت‌های اروپا در پرونده‌های حقوق‌بشری به‌ویژه در مورد ناوالنی مد نظر بوده است.

    نقش روسیه در پرونده های منطقه

    بلاروس به دلیل شباهت فرهنگی و زبانی، بیش از دیگر همسایگان روسیه برای این کشور اهمیت دارد. بلاروس علاوه بر اهمیت سیاسی، اهمیت اقتصادی بالایی نیز برای روسیه دارد. زیرا از آن برای دور زدن برخی تحریم‌های غرب بهره می‌برد. هم‌چنین با سرمایه‌گذاری در حوزه نفت و گاز این کشور، اهرم‌های فشار بیشتری در برابر اروپا به دست می‌آورد. به همین دلیل، پوتین به دولت بلاروس تضمین داده که امنیت مرزی آن را تأمین می‌کند و هم‌چنین پیشنهادهایی برای کمک جهت جبران کسری بودجه این دولت ارائه داده است.

    روسیه به دلیل آن‌که خود را وارث اتحاد جماهیر شوروی قلمداد می‌کند، در بحران قره باغ نمی‌خواست که با جانب‌داری از یکی از دو جمهوری‌های بازمانده از دولت پیشین، هژمونی منطقه‌ای خود در محدوده قفقاز را خدشه‌دار سازد. در عین حال،رویکردهای غرب‌گرایانه پاشینیان، روسیه را از وی دور ساخت. از این رو،مسکو که پیش‌تر در جریان صدور قطعنامه‌های پیشین شورای امنیت، پذیرفته بود که مسئله در چارچوب گروه مینسک حل‌وفصل شود، این بار در روند گسترش عمق راهبردی‌اش در ژئوپلتیک قفقاز، مستقل از غرب ورود کرده و حتی در مخالفت ضمنی با گروه مینسک، همراهی نسبی با ترکیه داشت. بنابراین درباره ارمنستان نیز مانند بلاروس، پس از مدتی ورود کرد تا این دو متحد دریابند که نهایتاً این روسیه است که پشتیبانی اصلی آنان می‌باشد و غرب تکیه‌گاه محکمی برای‌شان نخواهد بود.

    مسکو از ۲۰۱۵ با ورود نظامی به بحران سوریه از دولت مستقر به ریاست بشاراسد به حمایت پرداخت. توسعه موقعیت این کشور در حوزه دریای مدیترانه و دسترسی به آب‌های آزاد و هم‌چنین جلوگیری از استقرار متحدان آمریکا در منطقه از مهم‌ترین دلایل اقتصادی و سیاسی روسیه برای ورود به این بحران بود. روسیه نه‌فقط در حوزه نظامی ارتش سوریه را در تسلط بر تمامیت ارضی این کشور یاری کرد که با تماس با برخی گروه‌های سیاسی مخالف دولت تلاش نمود بُعد دیپلماتیک قوی‌تری از خود در سطح منطقه به نمایش بگذارد. برگزاری جلسات کمیته قانون اساسی با پشتیبانی مسکو در تابستان ۱۳۹۹ مهم‌ترین نمود این اقدام‌ها بود. تداوم مذاکرات آستانه در سال های پسین،که آخرین جلسات آن در دلو ۱۳۹۹ برگزار شد نیز، نمود دیگری از اقدام‌های دیپلماتیک روسیه برای مدیریت بحران سوریه بود.

    لیبی پس از سقوط قذافی شاهد نبرد داخلی خون‌باری بود. از ۲۰۱۴ خلیفه حفتر از فرماندهان نظامی ارتش در برابر دولت مستقر به ریاست فائزالسراج ایستاد و از ۲۰۱۹ بخش‌های مهمی از مناطق نفت‌خیز جنوب لیبی را به تصرف خود درآورد. ترکیه و قطر از دولت سراج که گرایش‌های اخوانی در آن بروز دارد، حمایت کردند و در مقابل، مصر، عربستان و امارات به حمایت از حفتر برخاستند. روسیه نیز از مداخله در لیبی سه هدف اصلی را در پی دارد: بازیابی جایگاه بین‌المللی این دولت به عنوان بازیگری که برای حل مسائل باید به آن رجوع کرد؛ توسعه نفوذ در ژئوپلتیک دریای مدیترانه که منافع اقتصادی چشم‌گیری در حوزه انرژی دارد و سرانجام حفظ لیبی در دایره متحدان روسیه که از دیرباز در این شمول می‌گنجید. در عین حال حمایت از حفتر برای روسیه، برخلاف دیگر حامیانش، بیش از سویه‌های ایدئولوژیک، از رویکردی عمل‌گرایانه برمی‌خیزد. مخالفت با دولت مورد حمایت آمریکا و برخی کشورهای اروپایی و افزایش سطح تعامل با کشورهای حاشیه خلیج فارس از این دلایل است. به‌واسطه همین رویکرد عمل‌گرایانه بود که در سنبله ۱۳۹۹ پس از حمایت نظامی انقره از طرابلس و جلوگیری از سقوط پایتخت توسط حفتر، روسیه درصدد توافق با ترکیه برآمد که هر دو درصدد ثبات در لیبی برای کسب منافع اقتصادی و هم‌چنین مخالفت با گسترش نفوذ غرب در این کشور هستند.

    همکاری و تعامل با چین و تنش و تقابل با امریکا

    تقویت روابط دوجانبه با چین به عنوان دو عضو دائم شورای امنیت، بُعد دیگری از سیاست خارجی مسکو در سال های اخیر است که به واسطه رقابت هر دو با ایالات متحده در ابعاد نظامی و اقتصادی، اهمیت دارد. دو کشور که چندین سند همکاری در خصوص انتقال فناوری‌های نسل نوی اینترنت، تجارت الکترونیک، برنامه هسته‌ای و حوزه کشاورزی به امضا رسانده بودند، در سال گذشته گفتگوهایی پیرامون انتقال انرژی از جمله احداث خطوط لوله گاز و انرژی‌های برق و زغال سنگ نیز به انجام رساندند. فروش تسلیحات از جانب روسیه به چین، توسعه همکاری‌های مشترک در تولید تسلیحات جدید، همکاری‌ها در خصوص فروش نفت روسیه به چین و هم‌چنین انتقال فناوری‌های هسته‌ای، از مهم‌ترین مواردی است که نگرانی‌های تصمیم‌گیران ایالات متحده را برمی‌انگیزد.

    هم چنین از مهم‌ترین رویدادهای سیاست خارجی روسیه در سال گذشته، برگزاری انتخابات آمریکا بوده است. در ماه ثور ۱۳۹۹، کمیته اطلاعات سنای آمریکا گزارش جامعه اطلاعاتی این کشور مبتنی بر ادعای مداخله روسیه در انتخابات ۲۰۱۶ ایالات متحده به نفع کمپین ترامپ را تأیید کرد. بدین‌ترتیب یکی از محورهای انتقادی کمپین تبلیغاتی دموکرات‌ها علیه روسیه، احتمال مداخله مجدد مسکو در انتخابات آمریکا بود. این ادعا نه‌فقط از سوی دموکرات‌ها بلکه از سوی برخی دولت‌مردان نیز تأیید شد. به‌گونه‌ای که رییس اف‌بی‌آی و مدیر امنیت ملی آمریکا در نشست مشترکی در میزان ۱۳۹۹ هشدار دادند که ایران و روسیه در شبکه‌های اجتماعی درصدد عملیات روانی علیه رأی‌دهندگان آمریکایی هستند. ادعاهایی که همواره از سوی کرملین تکذیب شد. این رویداد را با توجه به مزیت نسبی ترامپ بر بایدن برای روسیه می‌توان درک کرد. به‌واقع فارغ از صحت‌وسقم این ادعا، روابط شخصی نسبتاً مساعد ترامپ با پوتین و هم‌چنین سیاست خارجی «اول آمریکا»ی کاخ سفید که راه را بر توسعه‌طلبی‌های مسکو در رقابت با ناتو در اروپا، هموار می‌کرد؛ به‌وضوح نشان می‌داد مطلوبیت مسکو پیروزی ترامپ می‌باشد.

    مسئله ناوالنی نیز در سیاست خارجی روسیه تاثیر گذار است. ناوالنی با بازگشت به مسکو در ماه جدی ۱۳۹۹، بار دیگر آتش تنش را در این کشور شعله‌ور کرد. وی بلافاصله بازداشت و محاکمه شد. حامیان وی اعتراض‌های خیابانی را سامان دادند و اتحادیه اروپا در کنار آمریکا خواستار آزادی وی شدند. به نظر می‌رسد در شرایطی که خروج ناوالنی از روسیه و حضورش در آلمان، سبب فروکاستن تنش‌ها و آرامش در کشور شده بود و دولت روسیه نیز اصراری بر بازگشت وی و محاکمه‌اش نداشت، می‌توان احتمال دخالت دولت‌های غربی در ترغیب وی به بازگشت به مسکو و تنش‌آفرینی در جامعه روسیه را محتمل دانست. زیرا از یک‌سو مستمسک خوبی برای ایجاد پرونده‌های به‌اصطلاح نقض حقوق بشر در روسیه خواهد بود و از سوی دیگر سبب می‌شود دولت پوتین چندصباحی به مدیریت بحران‌های داخلی مشغول شود.

    جمع بندی و فرجام

    مسکو در سال 1399 رویه‌ای تهاجمی‌تر اتخاذ کرد و در حوزه‌های پیرامونی نزدیک(بلاروس و قره‌باغ) و دورتر(سوریه و لیبی) سعی کرد عمق راهبردی خود را گسترش دهد.

    اما مهم‌ترین متغیر در دورنمای کوتاه‌مدت سیاست خارجی روسیه، تغییر دولت در آمریکاست. تیم سیاست خارجی بایدن در عین رویکرد تعاملی در حوزه‌هایی مانند «عدم اشاعه تسلیحات هسته‌ای» با روسیه که آن را در تمدید توافق «استارت جدید» نمود یافته، در حوزه‌های حقوق‌بشری و سیاست‌های منطقه‌ای مسکو در شرق اروپا، رویکرد تقابل‌جویانه‌تری اتخاذ خواهد کرد. به طوری که کامالا هریس بر ضرورت بازپس‌گیری شبه‌جزیره کریمه تأکید داشته است. به نظر می‌رسد پرونده‌های حقوق‌بشری و برنامه منطقه‌ای روسیه در شرق اروپا از جمله بحران اوکراین از جمله مسائلی باشند که به سیاست‌های تهاجمی آمریکا علیه روسیه شکل دهند و روسیه نیز با توسعه برنامه موشکی‌ و عمق راهبردی‌اش در منطقه به آن پاسخ گوید. در عین حال که بر تقویت همکاری‌هایش با چین بیفزاید.

  • بایدن: افغان‌ها ! دیگه چه خدمت!

    بایدن: افغان‌ها ! دیگه چه خدمت!

    اعلام تاریخ خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان توسط رئیس جمهور جو بایدن با واکنش های متعدد داخلی و خارجی مواجه شده است.

    برخی این اقدام را سر منشأ تحولات منفی از جمله جنگ های داخلی می دانند و  بعضی دیگر آن را به فال نیک گرفته اند.

    از جمله کسانیکه این خروج را مثبت دانسته شاه حسین مرتضوی مشاور ارشد رئیس جمهور غنی می باشد که گفته خروج نیروهای خارجی سبب توسعه بیشتر کشور می شود.

    اما در میان کاربران فیس بوکی، یک کاربر به نام گل محمد مختاری در این مورد می نویسد: بایدن گفت، مابه اهداف خود رسیده ایم، دیگه باید به خانه برگردیم!!!

    من فکر می‌کنم؛ ایشان کاملا دقیق ودرست گفته است، این مائیم که قدرت گیرایی وفهم لازم را ازدست داده ایم، چراکه هدف اصلی آمریکا، بازیافت واحیای مجدد طالبان بود که از مرحله فنای مطلق و اضمحلال ابدی درغارهای تورابورا، اینک به لطف توجهات آمریکائی ها باردیگر میدان دارعرصه های سیاست ونظام شده اند!!!

    تولید خشخاش و کوکنار، به عنوان منبع اقتصادی طالبان، به چند صد درصد شده است که سالانه میلیاردها دلار به خزانه مخالفین سرازیر نموده تمامی نیازمندیهای آنان را اعم از تهیه جنگ افزار مدرن، معاش اجیران آدم کش، و تربیت انتحاری، فراهم خواهد نمود!!!

    به بهانه اصلاحات اداری، بر تورم قابل انفجار ادارات افزوده واحدهای موازی زیادی را بر ساختار و سازه لرزان و فرسوده نظام تحمیل نموده است!!!

    افغانستان را ازیک کشور مستقل اما ضعیف، به یک مملکت ضعیف، وابسته و مستعمره تبدیل نموده است!!!

    اردوی نظامی کشور را از یک نیروی شجاع و میهن پرست، به یک سپاه معاش بگیر و بی اختیار و بی صلاحیت، تنزل داده است!!!

    نسل جوان و آینده سازان مملکت را در باتلاق اعتیاد، خشونت و تعصب منشی جهت داده، بهترین سرمایه های انسانی جامعه‌ای مارا به گرداب باد فنا، رهبران و سردم داران ما را معتاد به جنگ، خون ریزی، تعصب و عدم هم پذیری نموده‌اند!!!

    و نیز برای همسایه‌های افغانستان، سرگرمی، چالش زایی، زمینه دخالت و دردسر های بی پایان فراهم نموده اند!!!

    همچنین زمینه های اختلافات قومی، مذهبی، و چالشهای سیاسی را به گونه‌ای عیار نموده است که مردم افغانستان هرلحظه خودشان را بالای مین، یادرجوار خرمن باروت احساس خواهند نمود!!!

    این درحالی است که کمک های انجام شده وصدقات اعطایی خودشان را، چندین برابر از طرق دیگر و امکانات پیدا وپنهان کشورمان، بازپس گرفته اند!!!

    پس آقای جوبایدن، کاملا درست گفته است و به اهداف استراتژیک شان دست یافته اند، افسوس برماست که هیچ‌گاه نخواستیم بفهمیم، در کجای این عالم به سر می بریم؟! هدف ما ازجنگ، برادرکشی و خانه ویرانی چیست؟

  • وزیر امور خارجه امریکا به کابل آمده است

    وزیر امور خارجه امریکا به کابل آمده است

    به گفته منابع، آنتونی بلینکن وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا به کابل آمده است.

    منابع می‌گویند که آنتونی بلینکن، وزیر خارجۀ ایالات متحدۀ امریکا ساعاتی پس از اعلام زمان خروج نیروهای امریکایی از افغانستان از سوی جو بایدن، امروز (پنجشنبه، ۲۶ حمل) به کابل آمده‌ است.

    قرار است او با رئیس‌جمهور غنی و مقام‌های دیگر حکومت افغانستان دربارۀ روند صلح و چگونگی خروج نیروهای امریکایی از افغانستان گفت‌وگو کند.

    همچنان گفته شده است که قرار است بلینکن در یک نشست خبری در کابل در مورد خروج نیروهای خارجی و تحولات اخیر در مورد صلح افغانستان صحبت کند.

    گفتنی است جو بایدن، رییس‌جمهور امریکا شب‌گذشته پس از گفت‌وگوی تلفونی با رییس‌جمهور غنی، در یک نشست خبری در کاخ سفید اعلام کرد که نیروهای امریکایی تا ماه سپتامبر افغانستان را ترک خواهند کرد.

    به‌گفتۀ او روند خروج این نیروها از اول ماه می آغاز خواهد شد و تا یازدهم سپتامبر – بیستمین سال‌روز حملۀ القاعده به برج‌‎های تجارت جهان در امریکا – پایان خواهد یافت.

    همزمان با این، قرار است یک نشست بزرگ به میزبانی امریکا، سازمان ملل و ترکیه دربارۀ صلح افغانستان به تاریخ ۲۴ ماه جاری میلادی در استانبول برگزار شود.

  • بایدن: روند خروج نیروهای امریکایی از افغانستان از اول می آغاز می شود

    بایدن: روند خروج نیروهای امریکایی از افغانستان از اول می آغاز می شود

    جو بایدن، رییس‌جمهور امریکا، می‌گوید روند خروج سربازان امریکایی از افغانستان، از اول می آغاز و تا یازدهم سپتامبر تکمیل خواهد شد.

    آقای بایدن که چهارشنبه شب (۲۵ حمل) در یک نشست خبری صحبت می‌کرد، گفت: «خروج سربازان ما شتاب‌زده نه؛ بلکه به گونه‌ی سنجیده، مسئولانه، مصئون و در هماهنگی با تمام متحدین و شرکای امریکا انجام خواهد شد.»

    او هشدار داد: «طالبان باید بدانند که اگر هنگامی که خارج می‌شویم به ما حمله کنند، از خود و شرکای خود با تمام ابزاری که در دسترس داریم، دفاع خواهیم کرد.»

    آقای بایدن، تاکید کرد که نیروهای امریکایی و ناتو، تا بیستمین سال‌روز حملات یازده سپتامبر، افغانستان را ترک خواهند کرد.

    به گفته‌ی او، ایالات متحده، از گروه طالبان بابت تعهدی که کرده، حساب می‌گیرد تا بار دیگر به تروریستان اجازه داده نشود که از خاک افغانستان، امریکا و شرکایش را تهدید کنند.

    آقای بایدن گفت که حکومت افغانستان نیز تعهد مشابهی را به ایالات متحده داده است.

    او گفت: «امریکا بر تهدیدات تروریستی نظارت خواهد داشت. ما توانایی‌های ضد هراس‌افگنی و منابع اساسی خود در منطقه را تنظیم خواهیم کرد تا از ظهور دوباره‌ی تروریست‌ها جلوگیری کنیم.»

    آقای بایدن افزود که نیروهای امریکایی برای مبارزه با القاعده به افغانستان رفته بودند و با کشته شدن اسامه بن‌لادن، رهبر شبکه‌ی القاعده، این ماموریت تکمیل شد.

    رییس‌جمهور امریکا، گفت که کشورش از دست‌آوردهای ۲۰ ساله گذشته در افغانستان حمایت خواهد کرد.

    آقای بایدن، گفت که تا اکنون، ۲۴۸۸ سرباز امریکایی در افغانستان کشته شده‌اند و ۲۰۷۲۲ نفر دیگر زخم برداشته‌اند و زمان آن فرا رسیده که این سربازان به خانه برگردند.

    این در حالی است که وزرای شورای آتلانتیک شمالی ناتو نیز روز گذشته (چهارشنبه، ۲۵ حمل)، با نشر بیانیه‌ی مشترکی، گفتند که ماموریت حمایت قاطع، روند خروج سربازانش از افغانستان را در اول می آغاز خواهد کرد.

  • در روند خروج از افغانستان به امریکا کمک می کنیم

    در روند خروج از افغانستان به امریکا کمک می کنیم

    در اعلامیه‌ای ارگ ریاست‌جمهوری، آمده است از زمان توافق ایالات متحده و طالبان در ماه فبروری سال ۲۰۲۰، نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان اکثر عملیات نظامی را به گونه‌ی مستقلانه انجام داده‌اند.

    بر اساس اعلامیه، نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان، توانایی دفاع از کشورشان در برابر تهدیدات فعلی را دارند.

    ارگ افزوده است روند کنونی صلح نیز نتیجه‌ی جان‌فشانی‌های نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان بوده و شهروندان کشور مدیون این فداکاری‌ها هستند.

    در اعلامیه آمده است دولت افغانستان بحث خود را با ایالات متحده و سایر متحدان در باره‌ی فصل نو مناسبات، به ویژه تسریع روند صلح ادامه خواهد داد. «دولت افغانستان آماده است تا فصل نو همکاری با ایالات متحده امریکا و متحدان ناتو را با در نظر داشت منافع مشترک، اعتماد و احترام متقابل آغاز کند.»

    این در حالی است که جو بایدن، رییس‌جمهور امریکا، گفته است که روند خروج سربازان امریکایی از افغانستان، از اول می آغاز و تا یازدهم سپتامبر تکمیل خواهد شد.

    آقای بایدن چهارشنبه شب (۲۵ حمل) در یک نشست خبری صحبت می‌کرد، گفت: «خروج سربازان ما شتاب‌زده نه؛ بلکه به گونه‌ی سنجیده، مسئولانه، مصئون و در هماهنگی با تمام متحدین و شرکای امریکا انجام خواهد شد.»

    آقای بایدن هم‌چنان افزوده است حمایت ایالات متحده از دست‌آوردهای ۲۰ سال گذشته در افغانستان ادامه خواهد یافت.

  • ناتو و امریکا به طور همزمان افغانستان را ترک می کنند

    ناتو و امریکا به طور همزمان افغانستان را ترک می کنند

    آنگرت کرامپ-کارنباوئر؛ وزیر دفاع آلمان گفت: «ما همواره گفته‌ایم، با هم می‌رویم، با هم بیرون می‌شویم.»

    این در حالی است روزنامه واشنگتن‌پست هم گزارش داده‌ که جو بایدن؛ رییس جمهور امریکا تصمیم گرفته‌ که همه سربازان این کشور را تا ۱۱ سپتامبر از افغانستان خارج کند.

    این روزنامه، به نقل از منابع آگاه، گزارش داده‌است که خروج نیروهای امریکایی تا بیستمین سالگرد حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تکمیل خواهد شد.

    بر اساس توافق‌نامه صلح میان امریکا و طالبان که در فبروری ۲۰۲۰ در دوحه به امضا رسید،‌ امریکا متعهد شده‌بود که تا اول ماه می تمام نیروهای خارجی افغانستان را ترک کنند.

    همزمان روزنامه تایمز  نیز گزارش داده‌است که پس از تصمیم امریکا در زمینه خروج نیروهای خارجی تا ۱۱ سپتامبر سال جاری میلادی، کشور بریتانیا تصمیم به خروج نیروهای این کشور از افغانستان گرفته‌است.

    این روزنامه در گزارشی که روز سه شنبه، ۲۴ حمل منتشر شد، نوشت که انگلستان برنامه‌هایی را برای تحویل کنترل آکادمی در کابل تنظیم کرده‌است؛ جایی که نیروهای بریتانیایی برای آموزش سربازان افغان به دولت کمک می‌کنند.

    تایمز افزوده که حدود ۷۵۰ سرباز انگلیسی در افغانستان حضور دارند که بدون حمایت ایالات متحده به دلیل اعتماد به پایگاه‌ها و زیرساخت‌های امریکا مبارزه می‌کنند.

    نگرانی مجلس افغانستان

    میررحمان رحمانی؛ رییس مجلس نمایندگان می‌گوید که با توجه به وضعیت امنیتی کشور، شرایط برای خروج نیروهای خارجی از افغانستان فراهم نیست. به گفته او خروج این نیروها در شرایط کنونی باعث بدترشدن اوضاع امنیتی و جنگ داخلی خواهد شد.

    رییس مجلس نمایندگان در نشست عمومی امروز (چهارشنبه، ۲۵ حمل) این نهاد گفت که خروج نیروهای خارجی از افغانستان خواست دیرینه مردم است؛ اما این خروج باید با توجه به مسایل امنیتی افغانستان صورت بگیرد.

    آقای رحمانی افزود که خروج نیروهای خارجی در شرایطی که افغانستان در شرایط بد امنیتی قرار دارد، جنگ داخلی و تشدید ناامنی را در پی دارد.

  • لیندسی گراهام: بایدن زمینه یک رویداد مشابه 11 سپتامبر را فراهم می کند

    لیندسی گراهام: بایدن زمینه یک رویداد مشابه 11 سپتامبر را فراهم می کند

     لیندسی گراهام سناتور جمهوری‌خواه امریکایی در واکنش به تصمیم دولت بایدن برای خروج تمام نیروهای امریکایی تا ماه سپتمبر سال جاری گفت بایدن زمینه رویداد مشابه ۱۱ سپتمبر را مساعد می‌کند.
    وی در مورد وضعیت افغانستان گفت آنچه وی می‌داند این است که وضعیت افغانستان بدتر خواهد شد.
    گراهام در حالی با خروج نظامیان امریکایی از افغانستان مخالفت کرده است که بر بنیاد گزارش‌ها بایدن تا ۱۱ سپتمبر سال جاری تمام نیروهای امریکایی را از افغانستان خارج می‌کند.