برچسب: ایران

  • دشواریها و پیچیدگیهای توافق جامع با ایران/نظریه پردازان در آمریکا چه می گویند

    دشواریها و پیچیدگیهای توافق جامع با ایران/نظریه پردازان در آمریکا چه می گویند

    تلاش عقلای سیاست خارجی در آمریکای جدید به ترغیب بایدن به انجام مذاکرات میان ایران و آمریکا در حوزه‌های منطقه‌ای و موشکی، شدت گرفته است. طی روزهای اخیر نظریه پردازان سیاست خارجی در ایالات متحده به ارزیابی امکان یک توافق جامع در همه حوزه‌های اختلافی با ایران پرداخته اند. انان تأکید کرده اندکه راهبرد بایدن در قبال ایران، بازگشت به برجام به عنوان مقدمه‌ای بر مذاکرات منطقه‌ای و موشکی و حتی مسائل حقوق‌بشری است.

    شماری از این تئوریسین های امریکایی معتقد اند محدود شدن برجام به پرونده هسته‌ای، نقص بزرگی بود که به تدوام تنش‌های منطقه‌ای میان ایران و آمریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش در عراق و سوریه انجامید و نهایتاً به خروج دولت ترامپ از توافق هسته‌ای منجر شد. این امر نیز خود به تشدید تنش‌های منطقه‌ای مانند اسقاط پهپاد آمریکایی، حمله به آرامکو، انفجار نفت‌کش‌ها در خلیج فارس و نهایتاً ترور سردار سلیمانی منجر شد.

    طبق این دیدگاه که همزمان با نزدیک شدن بایدن به کاخ سفید مطرح می گردد، سیاست‌های منطقه‌ای ایران ماهیتی ایدئولوژیک ندارد بلکه از واقع‌بینی ایران در تلاش برای ایجاد توازن با رقبای منطقه‌ای‌اش برمی‌خیزد که پیشینه آن حتی به پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بازمی‌گردد. به همین دلیل شاید بتوان با تحریم یا مذاکره این فعالیت‌ها را مهار کرد ولی نمی‌توان متوقف نمود زیرا به امنیت ملی و بقای ایران ارتباط دارد.

    بر اساس این نظریات، ایران به دلیل تشدید حملات اسراییل به سوریه؛ رویکرد الکاظمی در عراق؛ فقدان سردار سلیمانی و نهایتاً افزایش حضور ترکیه در منطقه، با چالش‌هایی روبروست، ولی تدوین یک برجام منطقه‌ای نیز با دشواری‌هایی مواجه است. اولاً بازدارندگی جبهه مقاومت در برابر اسرائیل برای ایران اهمیت حیاتی دارد، ثانیاً امکان نظارت دقیق و فنی بر پایبندی ایران به محدودیت فعالیت‌های منطقه‌ای وجود ندارد و ثالثاً ممکن است ایران در برابر این فشارها، از برجام نیز خارج شود.

    به نظر می رسد برخلاف تصور تصمیم‌سازان آمریکایی، دست ایران برای حفظ ستون‌های امنیت ملی‌اش در حوزه‌های منطقه‌ای و موشکی، چندان بسته نیست و به صرف ترغیب دولت‌های غربی به رفع تحریم‌ها از این مؤلفه‌ها دست نخواهد کشید. این آمریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش هستند که باید حوزه‌های نفوذ ایران در غرب آسیا را به رسمیت بشناسند. همچنین، القای بدیهی بودن شکل‌گیری برجام منطقه‌ای از سوی نظریه پردازان آمریکایی نگران‌کننده به نظر می‌رسد.

    داکتر عبدالطیف نظری

  • ایران و طالبان، از دشمنی دیروز تا دوستی امروز

    ایران و طالبان، از دشمنی دیروز تا دوستی امروز

    سفارت ایران در قطر تصویری از دیدار اعضای ارشد دفتر سیاسی طالبان و اعضای هیأت مذاکره‌کنندۀ این گروه با حمیدرضا دهقانی، سفیر جدید ایران در قطر را نشر کرده و نوشته است که اعضای دفتر سیاسی طالبان گماشته شدن سفیر جدید این کشور در قطر را «خیرمقدم» گفته‌اند. سفارت ایران در قطر همچنان نوشته است که طالبان ترور محسن فخری‌زاده، دانش‌مند هسته‌یی ایران را محکوم کرده و این ضایعه را برای شهروندان ایران تسلیت گفته‌اند.

    ایران رویکرد چند وجهی، پیچیده و محتاطانه نسبت به طالبان دارد و دیدار اعضای طالبان با سفیر این کشور در قطر بیان‌گر رابطۀ پیچیدۀ این گروه با ایران است. اما پرسش اساسی این است که ایران از طالبان چه می‌خواهد؟ و چه گونه این دشمنان دیروز به دوستان امروزی بدل شده‌اند؟

    طالبان هنگامی که قلمرو افغانستان را فراچنگ گرفتند، اعضای نماینده‌گی سفارت ایران در مزارشریف را به صورت بی‌رحمانه به رگبار بستند و حتا نزدیک بود ایران به افغانستان حملۀ نظامی کند. هرچند گفته می‌شود که این کشتار توسط طالبان پاکستانی صورت گرفته است، اما دیپلمات‌های ایرانی در قلمرو افغانستان سلاخی شده بودند؛ قلمروی که طالبان بر آن فرمان می‌راندند. از سوی دیگر، آزار و اذیت شیعیان افغانستان توسط طالبان بر عمق اختلاف‌های طالبان و ایران افزوده بود و در مدت سطلۀ طالبان بر افغانستان رابطۀ ایران و طالبان محدود بود. از سوی دیگر، ایران از جبهۀ ‌شمال حمایت می‌کرد تا بساط این گروه خشونت‌گستر را بردارند. بعدها هنگامی که امریکا رژیم طالبان را در افغانستان سقوط داد و بالای این کشور حملۀ نظامی کرد، ایران نیز با امریکایی‌ها کمک کرد.

    رابطۀ ایران و طالبان اما زمانی از سر گرفته شد که تنش میان ایران و امریکا در منطقه افزایش یافت و ایران نیز متوسل به سیاستی شد که امریکایی‌ها چند دهۀ پیش برای زمین‌گیر کردن روس‌ها اتخاذ کرده بودند. از سوی دیگر، اوج‌گیری داعش در منطقه و رسیدن پای این گروه سیاه‌پرچم به افغانستان، ایران را واداشته است که با طالبان رابطۀ خود را مستحکم بسازد و بعدها فرماند‌هان و رهبران این گروه از ایران بازدید کردند و با فرماند‌هان سپاه پاسداران ایران نیز گفت‌وگوها را آغاز کردند. ایران با نزدیک شدن به طالبان چندین هدف اساسی را دنبال می‌کند. مقام‌های ایرانی این را به خوبی درک می‌کنند که طالبان به عنوان یک گروه جنگی در آیندۀ افغانستان نقش خواهند داشت و در حال حاضر نیز دست‌کم بخشی از خاک افغانستان را در سلطۀ دارند.

    در نخست عمده‌ترین خواست ایران از طالبان زمین‌گیر کردن امریکایی‌ها و بیرون راندن نظامیان ایالات متحدۀ امریکا از افغانستان است. در سطح سیاست بین‌الملل ایران با حمایت سیاسی و نظامی از گروه طالبان، درنظر دارد که پای امریکایی‌ها را از باتلاق افغانستان بیرون بکشد. درست همان سیاستی که امریکایی‌ها چند دهۀ پیش با حمایت از اسلام‌گرایان ضد شوروی سابق توانست جماهیر شوروی را متقاعد به عقب‌نشینی بسازد و رژیم وابسته به این کشور را سقوط دهد. از یک‌سو ایران از سلطۀ دوبارۀ طالبان هراس دارد و از سوی دیگر با حمایت از این گروه درنظر دارد که امریکایی‌ها را با شکست در خاک افغانستان تحقیر کند. این دقیقاً همان رویکرد جنگ سرد نسبت به درگیری‌های خاور میانه است.

    در سطح داخلی، ایران دو هدف عمده‌یی از برقراری و استحکام رابطۀ دوستانه با طالبان دارد. نخست ایران برای حفاظت از مرزهایش از خطر نفوذ داعش با طالبان رابطه برقرار کرده است و می‌خواهد با استفاده از طالبان در برابر این گروه در افغانستان مبارزه کند. از همین‌رو، رسانه‌های امریکایی گزارش داده‌اند که ایران به طالبان کمک‌های نظامی فراهم می‌سازد. این کمک‌ها از یک‌سو برای مبارزه با داعش است و از سوی دیگر به منظور افزایش فشار نظامی بر امریکا و برچیدن حضور نظامیان ایالات متحده صورت می‌گیرد. دو سال پیش، والی فراه گفته بود که ایران به طالبان جنگ‌افزار کمک می‌کند و شماری از اعضای سپاه پاسداران به طالبان آموزش‌های نظامی می‌دهند.

    دوم، ایران با درک این ‌که طالبان در آیندۀ سیاسی افغانستان نقش خواهند داشت و یکی از جناح‌های سیاسی می‌باشند، برای حفظ منافع ملی و حمایت از شیعیان افغانستان تلاش می‌ورزد که رابطۀ خود را با طالبان مستحکم بسازد. با این وجود، ایران درنظر دارد که از طالبان استفادۀ ابزاری کند و نفوذ خود را در منطقه و افغانستان گسترش دهد. گسترش نفوذ ایران در منطقه ویران‌گر و خطرآفرین است و ممکن است باعث گسترش خشونت‌ها و تنش‌های مذهبی در افغانستان شود. از این لحاظ، طالبان باید بدانند که نزدیکی بسیار با ایران می‌تواند نه ‌تنها از دامنۀ ناامنی چیزی بکاهد؛ بلکه می‌تواند زمینه‌های خشونت را بیشتر از پیش فراهم بسازد و تنش‌ها را در کشور افزایش دهد. با توجه به آموزه‌های تاریخی و خرد جمعی، متحد شدن دشمنان قدیمی برای مقابله با یک دشمن قدرت‌مند در درازمدت می‌تواند شکننده و محکوم به فروپاشی باشد.

    منبع: خبرگزاری نشانه

  • آیا بایدن می تواند ایران و پاکستان را نزدیک کند؟

    آیا بایدن می تواند ایران و پاکستان را نزدیک کند؟

    کارشناسان اعتقاد ندارند رییس‌جمهور بعدی ایران بتواند برای نجات [برجام] کار کند. ایران و امریکا ممکن در ۲۰۲۱ دوباره به برجام برگردند؛ زمانی که روحانی دفتر ریاست‌جمهوری را ترک می‌کند و آن‌ها می‌توانند روی توافق موشکی و امنیت منطقه‌ بحث کنند.

    با اعلام برنده‌شدن جو بایدن در انتخابات ریاست‌جمهوری امریکا، جواد ظریف، وزیر خارجه‌ی ایران، در سفری دو روزه وارد پاکستان شد.
    روابط سیاسی میان ایران و پاکستان گرم؛ اما رابطه‌ی اقتصادی و امنیتی هنوز در حال توسعه است.
    این بخش از بده‌کاری‌های دونالد ترامپ است که از برجام (JCPOA) بیرون شد و پیوستن در ۲۰۱۸ به آن را خطرناک تلقی کرد و کمک به نقض حقوق بشر و تروریزم دانست؛ اما ترامپ به زودی ریاست‌جمهوری را ترک می‌کند و جا‌نشین ‌اش جو بایدن دوباره به برجام ملحق خواهد شد.
    محور گفت‌وگوی جواد ظریف با همتای پاکستانی اش تجارت و هم‌کاری‌های اقتصادی بود، تفکر دوباره روی‌کارآمدن برجام (JCPOA) یک هدف است؛ اما دلایل زیادی وجود دارد که منجر به بهبود روابط ایران و پاکستان در دوره‌ی‌ حکومت جو بایدن شود؛ نخست این که تضمینی به دوباره واردشدن جو بایدن به برجام (JCPOA) وجود ندارد. حسن روحانی، رییس‌جمهوری کنونی ایران که هیئت گفت‌وگوی برجام از ۲۰۱۳-۲۰۱۵ را به دوش داشت، تا سال دیگر ریاست‌جمهوری را ترک می‌کند. به نظر می‌رسد که جانشین روحانی چهره‌ی ضد امریکایی باشد. افزون بر آن؛ توافق برجام نزد مردم ایران منفور است و آن را به نفع اقتصاد شان نمی‌دانند. در ایران اعتماد به امریکا کاهش یافته است. خروج دونالد ترامپ از توافق‌ برجام (JCPOA) به صورت یک‌جانبه ایران را در وضعیت بد اقتصادی قرار داد، آن‌هم زمانی که با همه‌گیری شیوع ویروس کرونا دست‌وگریبان بودند.
    در فرجام، ترامپ موج شدید [تحریم‌] را به پای «لنگ» مرغابی ایران پیش از ماه جنوری خواهد فرستاد. ایران فعالیت‌های پنهانی را برای دوباره روی دست گرفتن برجام‌ (JCPOA) آغاز کرده است. تلاش ایران در ۲۰۱۹ از طرف امریکا نادیده گرفت شد؛ اما اقدام کنونی شاید بتواند دوباره به برجام نزدیک شود. اگر در تلاش توقف برجام باشید، برنامه‌ی هسته‌‌ای ایران را باید زیر نظر داشت که برای نمایندگان جنگ نیابتی ایران؛ مانند «حزب الله» مفید است و سنتیز منطقه‌ای ایران را محدود کرده است. هر توافقی که منجر به ازدست‌دادن نمایندگان جنگ نیابتی ایران شود، از طرف ایران رد خواهد شد. ایران تحریم‌های دوباره‌ی امریکا را ممکن زیر نظر داشته باشد.
    بحث مهم اما متحدان منطقه‌ای امریکا؛ مانند اسراییل، عربستان، امارات متحده‌ی عربی اند که طرف‌دار توافق با ایران نیستند و تلاش به براندازی برجام کردند. از طرفی هم، ایران در اولویت بایدن نخواهد بود و چون اداره‌ی بایدن در مبارزه با ویروس کرونا درگیر است.
    انرژی مثبت این است که توافق حزب دموکرات برای‌ حمایت از برجام (JCPOA) نسبت به ۲۰۱۵ افزایش یافته است و تمام حزب رییس‌جمهوری طرف‌دار برگشت به توافق برجام است؛ اما سنا به دست جمهوری‌خواهان است که می‌تواند یک چالش جدی فراراه بایدن باشد.
    کارشناسان اعتقاد ندارند که رییس‌جمهور بعدی ایران بتواند برای نجات [برجام] کار کند. ایران و امریکا ممکن در ۲۰۲۱ دوباره به برجام برگردند؛ زمانی که روحانی دفتر ریاست‌جمهوری را ترک می‌کند و آن‌ها می‌توانند روی توافق موشکی و امنیت منطقه‌ بحث کنند.
    برگشت به توافق موشکی علاج نوش‌داریی برای ایران نیست، تنها از تحریم‌های بعدی جلوگیری خواهد کرد که بخش سوم تجارت ایران است؛ اما تحریم‌های اولی پابرجا است. آغاز تجارت با کمپنی‌های امریکا می‌تواند روی پیمان‌کارهای غیرامریکایی که به دالر کالا عرضه می‌کنند، تاثیر بکند.
    این مهم است که چرا رابطه‌ی تجاری ایران و پاکستان هنوز ناچیز است. از۲۰۱۵-۲۰۲۱ هزینه‌ی تجاری این دو کشور افزون به ۵ بیلیون دالر می‌شود؛ اما هیچ‌گاه به اهداف تعیین‌شده نرسیدند. اگر پاکستان در تاریخ یک رهنما داشته باشد، آن ‌هم منافع پاکستان در توافق برجام (JCPOA) است.
    البته تعیین تعرفه‌های بلند به کالاهای تجاری دو کشور و هم‌چنان سوی مدیریت اقتصادی و تجارت مزمن پاکستان از دیگر فکتورها است. هم‌چنان شیوع بیماری ویروس کرونا روی صادرات کالا تاثیر داشته است.
    چالش دیگر فراراه تجارت دو کشور؛ نزدیکی اقتصادی-امنیتی پاکستان و عربستان است. عربستان تلاش می‌کند به روند توسعه‌ی پایپ‌لاین ایران-پاکستان مانع ایجاد کند؛ در حالی که رابطه‌ی پاکستان و سعودی هنوز قدرت‌مندانه پابرجا است.
    نگرانی جدی پاکستان از دشمن سنتی ‌اش هند است، خطرناک‌تر از لغو برجام (JCPOA)، پیش از این ‌که ترامپ از برجام (JCPOA) بیرون شود. هند توافق تجاری نفت و پروژه‌ی گذرگاه تجاری چابهار را با ایران امضا کرد که کلید آغاز در هم‌کاری اقتصادی تلقی می‌شود. نزدیکی ایران و هند، تهران را وادار به دخالت در قضیه‌ی کشمیر می‌کند. در سال‌های اخیر رهبر مذهبی و سایر رهبران ایرانی از موقف پاکستان در کشمیر حمایت کردند؛ اما شگردهای تجاری اخیر هند سبب می‌شود تا ایران عقب‌نشینی کند.
    از گفت‌وگوهای ظریف در پاکستان چیزی به بیرون درز نکرده است، هر چند در خبرنامه‌های پاکستان به کشمیر اشاره شده بود؛ اما در متن خبرنامه‌ی ایرانی‌ها ذکر نشده بود. در نشست‌های دوجانبه‌ی پیشین روی اتصال چابهار به کریدور اقتصادی چین-پاکستان صحبت شده بود؛ اما در این دیدار به آن اشاره‌ای نشده است.
    با لغو برجام (JCPOA) ایران، نمی‌خواهد هند؛ رقیب بجینگ و پاکستان را در منطقه از دست بدهد. تهران محتاط قدم بر می‌دارد، تا در وضعیت حساسی که نیروهای هند و چین در بندر همالیان در برابر هم قرار دارند، لغزش نکند. با دوباره روی‌کارشدن توافق برجام (JCPOA) تنش ایران و پاکستان دوباره افزایش خواهد یافت. اگر هند ظرفیت دوباره واردشدن به بازار کالاهای تجاری ایران را پیدا کند و رابطه‌ی نزدیک سیاسی با تهران ایجاد کند، به معنای تشدید هراس دیرینه‌ی پاکستان است. هند می‌تواند از نفوذ در زیر ریش پاکستان، از ایران استفاده کند. این هراس در ۲۰۱۶ تجربه شد. زمانی که «کابوشان جادهی» -جاسوس هندی-، در پاکستان از بندر ایران وارد این کشور شده بود. پاکستان از افزایش نفوذی‌های هند نگران است. این کشور اخیرا ادعا کرده است که هند با تروریستان ارتباط دارد.
    افغانستان به عنوان یک فرصت دیگر است. در ۱۹۹۰ پاکستان و ایران در دو خط مخالف قرارد اشت؛ پاکستان از گروه‌ طالبان حمایت می‌کرد و ایران طرف‌دار گرو‌های ضد طالبان –جبهه‌ی متحد شمال- بود. پس از آن تهران رابطه‌ی نزدیکی با طالبان ایجاد کرد و در روند صلح با پاکستان هم‌کاری را آغاز کرد؛ اما این دو طرف [ایران-پاکستان] در یک سطح قرار ندارند. ایران نسبت به پاکستان نگرانی دارد که حکومت کابل به دست طالبان سقوط نکند. در حقیقت تهران مخالف امضای توافق‌نامه‌ی فبروری ۲۰۲۰ دوحه است، قسمی که حکومت افغانستان را دور زدند.
    در صورتی که جو بایدن در بخشی از راه‌برد سیاسی خود به دنبال برجام (JCPOA) باشد و ایران و پاکستان نزدیک شوند؛ اما نزدیکی پاکستان به تهران و ریاض به عنوان دو رقیب نقش پل را دارد. زمانی که بایدن شاهد توسعه میان ایران و پاکستان باشد، کمکی به پایداری آن نمی‌کند.

    The International Interests

    ابوبکر صدیق

  • نگاهی به اهداف و پیامدهای ترور فخر هسته ای ایران

    نگاهی به اهداف و پیامدهای ترور فخر هسته ای ایران

    دکتر محسن فخری‌زاده رییس «سازمان پژوهش و نوآوری وزارت دفاع» ایران روز جمعه در تهران ترور شد. گرچه عاملان به طور رسمی مسئولیتی نپذیرفته‌اند، ولی بسیاری از رسانه‌ها و ناظران، موساد را عامل این ترور قلمداد کرده و نیویورک‌تایمز نیز وی را هدف شماره یک موساد دانسته است. این ترور را در دو بُعد اهداف و پیامدها می‌توان ارزیابی نمود.

    ۱️. اهداف

    با فرض عاملیت اسراییل در این ترور، می‌توان ریشه آن را به برخی تحرکات اخیر سه‌جانبه آمریکا، عربستان و اسراییل در فاصله دو ماه مانده به پایان ریاست‌جمهوری ترامپ و همچنین خبرهایی مبنی بر سفر نخست‌وزیر اسراییل به عربستان مرتبط دانست. عاملان این اقدام در واقع به گمان خود، شمشیری دولبه برای ایران تدارک دیده‌اند. اولاً در صورت واکنش جدی و علنی ایران به این ترور، مذاکرات هسته‌ای با مانع روبرو می شود. علاوه بر این، این ترور می‌تواند به عنوان اهرم فشاری برای دولت آمریکا در مذاکرات با جمهوری اسلامی ایران عمل کند. ثانیاً در صورت عدم واکنش نیز بازدارندگی ایران را تضعیف نموده و موجبات تکرار این اقدام‌های ضدامنیتی را علیه جمهوری اسلامی فراهم می کند.

    ۲️. پیامدها

    برنامه‌‌های هسته‌ای و دفاعی ایران به سطحی از ارتقای ساختاری دست یافته است که فقدان برخی چهره‌ها، آن را متوقف نمی‌کند. چنان‌چه رشد برنامه موشکی پس از ترور سردار تهرانی‌مقدم با سرعت بیشتر تداوم یافت. با این حال تشدید بی‌اعتمادی ایران به غرب و تضعیف گرایش به مذاکره را می‌توان از پیامدهای این رخداد به شمار آورد. هم‌چنین افزایش تنش‌های منطقه‌ای میان جبهه مقاومت و آمریکا و اسراییل در عراق و سوریه می‌تواند از تبعات دیگر این حادثه باشد.

    با وجود اینکه پیگیری حقوقی این ترور در سازمان ملل، می‌تواند یکی از گزینه‌های اقدام ایران باشد اما عدم واکنش متناسب و پاسخ دیرهنگام می‌تواند پیامدهای جبران‌ناپذیر امنیتی و دفاعی در پی داشته باشد که حتی میز مذاکرات نیز از تبعات آن مصون نخواهد ماند.

    دکتر عبدالطیف نظری

  • 20 هزار تبعه افغان در ایران زندانی هستند

    20 هزار تبعه افغان در ایران زندانی هستند

    بهادر امینیان سفیر ایران در کابل روز گذشته در دیدار با فصل احمد معنوی وزیر عدلیه افغانستان گفت، حدود 20 هزار زندانی افغان در زندان‌های ایران به سر می‌برند و تهران برای تحویل دادن آنها به کابل آمادگی دارد.

    براساس خبرنامه‌ی وزارت عدلیه، امینیان اضافه کرد، پرونده‌های 2600 زندانی افغان در زندان‌های ایران تکمیل و آماده انتقال به افغانستان است.

    او تاکید کرد، 25 شهروند ایرانی در افغانستان زندانی هستند و دولت افغانستان باید در این مورد توجه کند.

    در همین حال، فضل احمد معنوی وزیر عدلیه در این دیدار گفت: «تلاش می‌شود برای مشکل مهاجران افغان در ایران و انتقال زندانیان افغان از آن کشور یک راه‌حل منطقی جستجو شود».

    معنوی علاوه کرد، در بخش استرداد مجرمان میان افغانستان و ایران موافقت‌نامه‌ای وجود دارد و باید این موافقت‌نامه تقویت و تطبیق شود.

    25 سال زندان و جریمه نقدی برای مهاجرین غیرقانونی افغان در ایران

    سفیر ایران در کابل در شرایطی از 20 هزار زندانی افغان در زندان‌های ایران خبر داد که شماری از رسانه‌های ایرانی پنج‌شنبه هفته گذشته از احتمال تصویب طرحی توسط مجلس شورای اسلامی ایران خبر دادند که براساس آن، مهاجرین غیرقانونی اتباع خارجی به شمول پناهجویان افغان به 25 سال زندان و 100 میلیون تومان جریمه نقدی محکوم خواهند شد.

    مشرق نیوز نوشت، قرار است در مجلس شورای اسلامی ایران به‌زودی برای طرحی رأی‌گیری شود که درصورت تصویب نهایی آن، حبس 25 ساله و جریمه 100 میلیونی برای اتباع خارجی غیرمجاز درنظر گرفته شود.

    این سایت خبری در ادامه نوشت، مجلس شورای اسلامی اخیرا طرحی با عنوان «ساماندهی اتباع خارجی غیر مجاز» را اعلام وصول کرد که قرار است به زودی برای آن رای گیری شود.

    در این طرح اشاره شده است، هر شهروند خارجی که بدون مجوز وارد ایران شده یا در ایران اقامت یا تردد داشته باشد علاوه بر اخراج از این کشور به مجازات درجه یک(حبس بیش از 25 سال، جزای نقدی بیش از یک میلیارد ریال و مصادره کل اموال» محکوم می‌شود.

    براساس این طرح، تصمیم در مورد اخراج اتباع غیرقانونی، زندانی و یا جریمه نقدی آنها به دادگاه واگذار شده است.

    همچنان براساس این طرح موترهایی که حامل مهاجرین غیرقانونی است به ایست بازرسی توقف نمی‌کند، ماموران امنیتی اجازه تیراندازی به سوی آنها را دارند.

    پس از نشر گزارشی از احتمال تصویب طرحی توسط مجلس شورای ایران علیه مهاجرین غیرقانونی اتباع خارجی در این کشور، مریم سما عضو مجلس نمایندگان افغانستان در این مورد واکنش نشان داده و اعلام کرد، حکومت ایران می‌خواهد افغان‌کٌشی را قانونی بسازد.

    مریم سما در توییتی نوشت: «حکومت ایران حالا می‌خواهد قانونی افغان‌ها را بُکشد!».

    در همین حال، نور رحمان اخلاقی سرپرست وزارت امور مهاجرین و عودت کنندگان افغانستان این طرح شورای اسلامی ایران علیه مهاجرین غیرقانونی را «تکان دهنده» خوانده است.

    اخلاقی در توییتی نوشت: «محتوای طرحی ارایه شده از سوی تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی جمهوری اسلامی ایران را در مورد “اتباع خارجی غیر مجاز” خواندم که در آن متأسفانه موارد تکان دهنده‌ی مطرح شده است. امید واریم برخورد مجلس شورای اسلامی با این طرح، مبتنی بر حقوق اسلامی، حقوق بشری و حسن همجواری باشد».

    او اضافه کرد: «در حالی‌که ما در قبال همه شهروندان افغانستان با مسوولیت‌پذیری تمام عمل می‌کنیم و همیشه بر عودت داوطلبانه و قانونی ساختن حضور شهروندان‌مان در کشورهای دیگر تأکید کرده ایم، انتظار داریم حقوق بشری افغان‌ها در همه کشورها رعایت گردد».

    شایان ذکر است که این خبر در شرایطی نشر شده که در سال جاری دو حادثه مرتبط به مهاجرین افغان در ایران رخ داد. پس از گذشت یک‌ونیم ماه از حادثه اول حادثه دیگری که تیراندازی نیروهای انتظامی ایران به خودرو حامل پناهجویان افغان در شهر یزد بود.

    هیأت افغانستان در تاریخ 21 ژوئن امسال به ریاست محمد حنیف اتمر سرپرست وزارت امور خارجه کشور در سفری دو روزه وارد تهران شد با مقام‌های ارشد ایرانی از جمله محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه ایران در مورد مسایل مختلف دو کشور از جمله «حوادث ناگوار اخیر» علیه مهاجرین افغان صحبت کرد.

    وزارت امور خارجه افغانستان در ادامه اعلام کرد هیأت کابل در سفری دو روز به تهران در زمینه‌های مصونیت اتباع افغان پی‌گیری جدی حوادث اخیر مرتبط به جان‌باختن افغان در ایران و راه‌های جلوگیری از تکرار این حوادث، به توافقاتی دست یافتند.

  • وزارت خارجه ترور دانشمند هسته ای ایران را محکوم کرد

    وزارت خارجه ترور دانشمند هسته ای ایران را محکوم کرد

    وزارت خارجه‌ی افغانستان ترور محسن فخری‌زاده، رییس‌ سازمان پژوهش و نوآوری وزارت دفاع و دانشمند هسته‌ای ایران را محکوم کرد.

    در خبرنامه‌ای که روز دوشنبه (۱۰ قوس)، از سوی وزارت خارجه به نشر رسیده، آمده است این وزارت، ترور دانشمند هسته‌ای ایران را محکوم می‌کند.

    در خبرنامه آمده است: « وزارت خارجه‌ی افغانستان ترور محسن فخری‌زاده، دانشمند هسته‌ای ایران را محکوم و با خانواده‌ی ایشان، ملت و دولت ایران ابراز هم‌دردی می‌کند.»

    پیش از این، سازمان ملل متحد، بریتانیا، ترکیه، امارات متحده‌ی عربی، اردن و… از دیگر کشورهایی بودند که نسبت به کشته‌شدن محسن فخری‌زاده، واکنش نشان داده و آن را محکوم کرده بودند.

    محسن فخری‌زاده، یکی از چهره‌های کلیدی و ارشد برنامه‌ی هسته‌ای ایران و معاون وزارت دفاع ایران، روز جمعه (۷ قوس)، در شهر دماوند در نزیکی تهران ترور شد.

    مقام‌های ایرانی، اسراییل را مسوول کشته‌شدن فخری‌زاده می‌دانند و تاکید می‌کنند که انتقام او را خواهند گرفت.

  • خیز امریکا در ایران عرب/رویکرد بایدن در قبال تحولات عراق

    خیز امریکا در ایران عرب/رویکرد بایدن در قبال تحولات عراق

    به دلیل نفوذ اجتماعی و سیاسی شیعیان عراق و تاثیر گذاری بر وضعیت شیعیان در سایر کشورهای عربی در سطح منطقه ای، عراق را ایران عرب می گویند. زیرا شیعیان در عراق علاوه بر ان که جمعیت قابل ملاحظه ای را تشکیل می دهند، تاثیر گذاری جدی در سطح منطقه ای نیز دارند. دلیل این امر به موقعیت ژیو استراتژیک عراق و جایگاه سیاسی و مذهبی این کشور در جهان تشیع باز می گردد.

    اکنون مهم ترین پرسش این است که ایا «بایدن» طرح تجزیه عراق را اجرا خواهد کرد؟ با اعلام پیروزی «جو بایدن» طراح نظریه تجزیه عراق در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، نحوه تعامل او با پرونده عراق چگونه خواهد بود؟ بویژه که وی با چالش لاینفک بودن دو پرونده ایران و عراق مواجه است. در حالی که هر دو نامزد دموکرات و جمهوری‌خواه ریاست‌جمهوری آمریکا در کمپین‌ها و مناظرات انتخاباتی خود از پرداختن به پرونده عراق پرهیز کردند تا از پیامدهای منفی اظهارنظر درباره عراق بر انتخابات در امان بمانند اما هر دو به خوبی از اهمیت این پرونده برای سیاست خارجه آمریکا آگاه بودند و هر یک برای تعامل با این پرونده، شیوه‌ خاصی و چه بسا متفاوتی را در سر می‌پروراندند.

    هرچند که بررسی موضع‌گیری‌های غیر انتخاباتی هر دو طرف نشان می‌دهد که هر دو از تجزیه این کشور استقبال می‌کنند.حال که انتخابات پایان یافته و تا ورود «جو بایدن» به کاخ سفید راهی نمانده، وی باید موضع مشخصی برای عراق داشته باشد. وی که صاحب نظریه تجزیه عراق به سه اقلیم کردی، سنی و شیعی است و اشراف ویژه‌ای بر روی پرونده عراق دارد و تاکنون ۲۷ سفر به این کشور داشته و روابط نزدیکی با برخی سیاستمداران عراقی دارد، شاید بتواند بیش از ترامپ در این پرونده برای واشنگتن دستاورد کسب کند.با توجه به انتظاراتی که از رئیس‌جمهور جدید آمریکا می‌رود، از «جو بایدن» دموکراتی که پشت درهای کاخ سفید منتظر ورود است، خواسته خواهد شد که تغییرات زیادی ایجاد کند.

    سازماندهی و بازترسیم وجهه آمریکا که به دلیل اقدامات رئیس‌جمهور سابق متزلزل شده، بر گردن او خواهد بود. رئیس‌جمهوری که اگر قرار بود چهار سال دیگر باقی بماند، بزرگترین کشور جهان را به هرج و مرجی بی‌پایان می‌کشاند.موضوع عراق که این‌بار در رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا وارد نشد، یک پرونده دایمی بر روی میز رئیس‌جمهور جدید آمریکا خواهد بود. رئیس‌جمهور دموکراتی که در دوره ریاست‌جمهوری «جورج بوشِ» پسر به آغاز جنگ در عراق رای داد و پس از آن نظرش را تغییر داد.این دموکرات از طرفداران تجزیه و تقسیم عراق بود.

    زمانی که او یک عضو در مجلس سنا در سال ۲۰۰۶ بود،در روزهایی که نیروهای آمریکایی زیر آتش نیروهای مقاومت عراق بودند و شمار حملات روزانه آنها علیه آمریکایی‌ها به هزار بار هم می‌رسید، در آن‌روزها، بایدن پیشنهاد تقسیم عراق به سه منطقه نیمه خودمختار شیعی، سنی و کُردی را ارائه کرد. وی معتقد بود که این تقسیم به نیروهای آمریکایی اجازه خواهد داد تا در سال ۲۰۰۸ از عراق عقب‌نشینی کنند در غیر این صورت، عراق وارد گردابی از خشونت طائفه‌ای خواهد شد که ممکن است به عدم ثبات در منطقه منجر شود.پیش‌بینی بایدن محقق شد و مدت کوتاهی پس از آن، جنگی طائفه‌ای در عراق آغاز شد که بیش از دو سال طول کشید. به این ترتیب عراق، وارد یک تونل فرقه‌ای و طائفه‌ای شد که به نظر می‌رسد به خوبی از سوی کهنه‌کاران سیاست آمریکا برنامه‌ریزی و طراحی شده بود. بایدن ۲۷ بار به عراق سفر کرده است و رابطه خوبی با این پرونده و سیاستمداران عراق دارد.

    لذا انتظار می‌رود که وی به شیوه‌ای متفاوت از ترامپ جمهوری‌خواه با این پرونده برخورد کند. برخی همپیمانان آمریکا در عراق ترامپ را به عنوان سلاحی برای کاهش نفوذ ایران در کشورشان می‌دیدند. البته ترامپ چنین خواسته‌ای را محقق نساخت و هیچ اقدامی جز یک تهدید به بستن سفارت آمریکا در بغداد که در دوره او به سیبل حملات راکتی عراقی‌ها تبدیل شده بود، نکرد. بنابراین اگر بایدن به دنبال موفقیت در پرونده عراق است اکنون باید دیدگاه خود را از نو سازمان‌دهی کند زیرا عراق امروز عراقی نیست که بخواهد تئوری تقسیم آن به سه منطقه نیمه خودمختار را اجرایی کند. عراق امروز در بدترین مراحل تاریخی خود قرار دارد و حتی آمریکایی که از حمایت و همراهی گروه‌های سیاسی متعددی در عراق برخوردار بوده امروز خود را در لحظه‌ای خارج از حساب و کتاب‌های این کشور می‌بیند و نه زمینی دارد و نه نفوذی و نه حتی قدرت در دخالت برای تصمیم‌گیری‌های سیاسی. فشار اقتصادی فوق‌العاده ترامپ علیه ایران موجب شد که این کشور به گزینه افزایش نفوذش در عراق روی بیاورد و به مدد همین سیاست آمریکا، عراق به عنوان حیاط خلوت ایران راهی برای دورزدن تحریم‌ها به شمار آمد.

    اکنون به نظر نمی‌رسد که بایدن بخواهد مانند ترامپ با دو پرونده عراق و ایران که اکنون در حکم یک پرونده هستند و هر یک بر دیگری تاثیر دارند، برخورد کند. وی تلاش خواهد کرد تا توافق جدیدی با ایران امضا کند و ممکن است که به بازگشت مشروط به توافق هسته‌ای منجر شود. این چیزی بود که ترامپ نیز آن را می‌خواست اما عدم سازش ایران و عدم تمایلش به امتیازدهی این توافق را تا زمان آمدن رئیس‌جمهور جدید آمریکا به تاخیر انداخت.بر اساس این تحلیل، آمریکا پس از ترامپ به دنبال آن است که منافع از دست رفته خود در عراق را بازپس‌ گیرد.

    منافعی که به دلیل نفوذ ایران که هرگونه حضور آمریکا در عراق را ـ به ویژه پس از ترور جنرال قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران در اوایل سال جاری میلادی در نزدیکی میدان هوایی بغداد- رد می‌کند و نیز به دلیل سیاست‌های ترامپ از جمله تهدید زیاد و اقدام اندک، اکنون از دست رفته است.البته با بعید ندانستن خیز آمریکا برای تجزیه عراق به بهانه فشار بر ایران این نتیجه‌ به دست می اید: درست است که بایدن صاحب نظریه تقسیم عراق به سه اقلیم نیمه خودمختار است اما شاید دیگر، وی تمایل چندانی به اجرای این نظریه نداشته باشد به ویژه که منافع آمریکا تا به این لحظه در یکپارچگی عراق نهفته است اما این احتمال وجود دارد در پی مخالفت ایران با گشودن راه بر روی حضور و نفوذ آمریکا در عراق، بار دیگر نظریه قدیمی بایدن در این‌باره احیاء و مطرح شود. به ویژه که برخی سیاست‌مداران عراقی هنوز علنا از ضرورت ایجاد اقلیم‌های فدرالی بر اساس اصول طائفه‌ای و نژادی سخن می‌گویند. پس آیا بایدن به عملی شدن چشم‌انداز ایجاد این اقلیم‌ها تسریع خواهد بخشید یا منازعه نفوذ ایران-آمریکا به امر دیگری منتهی خواهد شد؟

    داکتر عبدالطیف نظری

  • چالش های مذاکره بایدن با ایران

    چالش های مذاکره بایدن با ایران

    ایران و امریکا دو قدرت ژیوپلتیک در خاورمیانه هستند و اسراییل متحد اصلی ایالات متحده در غرب اسیا، با اتکا به امریکا سعی دارد تقابل با ایران را کماکان ادامه دهد و ایالات متحده را به یک جنگ بی پایان دیگر در خاورمیانه بکشاند. اکنون بحث بر سر این است که دو طرف می‌خواهند این منازعه را تا کجا و به چه بهایی ادامه دهند؟ در این میان آنچه مشخص است اسرائیلی‌ها چیزی تحت عنوان غنی‌سازی صنعتیِ غیرنظامی و مسالمت‌آمیز را بخصوص برای ایران که رهبری محور مقاومت را به عهده دارد و موجودیت آنها را رسماً نفی می‌کند، به رسمیت نمی‌شناسند.

    در مقابل، جمهوری اسلامی نیز به عنوان قدرت برتر منطقه، حق غنی‌سازی را غیر قابل چشم‌پوشی می‌داند و تاکنون به معاملۀ آن با هیچ امتیاز دیگری رضایت نداده است.بدین ترتیب، دو طرف تمام نیرو و قوای خود را به کار گرفته‌اند تا طرف دیگر را به عقب برانند. یکی از اقدامات هر یک از طرفین یارگیری‌های منطقه‌ای برای محاصره و یا نزدیک شدن هر چه بیشتر به دیگری است. ایران از سال‌ها پیش در لبنان و نوار غزه برای خود متحدانی داشته و در سال‌های اخیر در سوریه نیز پایگاه‌های گسترده‌ای به دست آورده است. اسرائیل نیز از سال‌های گذشته به طور مخفی با برخی همسایگان ایران رابطۀ مخفی امنیتی برقرار کرده و در ماه‌های اخیر این روابط را رسمی و علنی کرده است.

    این خود نشان از تشدید رویارویی به قصد ورود به مرحلۀ نهایی تخاصم دارد.ترور دانشمند برجسته هسته ای ایران شروع مجدد دیپلماسی بین واشنگتن و تهران را توسط جو بایدن، رئیس جمهوری منتخب آمریکا، دشوارتر می کند. دشواری و پیچیدگی مذاکرات زمانی افزایش می یابد که مقام های بلندپایه در تهران تاکید کردند: ایران در فرصت و زمان مناسب، مانند صاعقه بر قاتلان فخر هسته ای ایران فرود خواهد آمد و آنها را از کرده خود پشیمان می کند.

    در تصویری کلان، ترور دانشمند هسته‌ای ایران را می‌توان در ادامه ورود نزاع ایران با آمریکا و همپیمانان آن در منطقه به فازی جدید و خطرناک دانست که با ترور سردار سلیمانی کلید خورد؛ فازی که نقطه پایان معادله، سرآغاز شکل‌گیری معادله‌ای‌ تازه بر مدار پیشبرد اوضاع به سمت جنگی فراگیر یا اقداماتی جنگی نظیر این ترورهاست.

    در واقع ترور روز جمعه در شرایطی رخ داد که ادبیات و فضای حاکم بر منطقه جنگی است. زیرا سال جاری را می‌توان مهم‌ترین و در عین حال بدترین سال در نزاع چهل ساله ایران با آمریکا و اسرائیل دانست.تشدید تنش ها از زمان ترور سردار سلیمانی تاکنون بارها ایالات متحده و ایران را تا نزدیکی جنگ برده است.این وضعیت بدون شک، شرایط مذاکره و بازگشت به برجام را برای آقای بایدن دشوار، پیچیده و پر معما خواهد ساخت.واقعیت این است که در حال حاضراسرائیل در حال هماهنگی با ترامپ، عربستان سعودی و امارات متحده عربی برای تشدید تحریم ها و منازعه ی جدید است که هیچ هدفی غیر از نابود کردن فرصت بایدن برای شروع مجدد دیپلماسی با ایران ندارند.به عبارت دیگر،ترور دانشمند هسته ای ایران (و احتمال حملات آتی) می تواند موضع گیری ایران و تلاش های گروه بایدن را برای احیای دیپلماسی دشوار و پیچیده کند.

    دکتر عبدالطیف نظری

  • امریکا ناو هواپیما بر نیمیتز را به خلیج فارس اعزام کرد

    امریکا ناو هواپیما بر نیمیتز را به خلیج فارس اعزام کرد

    ه نقل از دیلی میل، به دنبال تصمیم امریکا برای خروج نیروهایش از افغانستان و عراق، واشنگتن ناو هواپیمابر نیمیتز را همراه با سایر کشتی‌های جنگی برای پشتیبانی و پوشش هوایی خروج سربازانش به خلیج فارس اعزام کرد.
    بر بنیاد این گزارش، تصمیم برای اعزام این ناو هواپیمابر قبل از ترور محسن فخری‌زاده دانشمند برجستۀ هسته‌ای ایران صورت گرفته است.
    آقای فخری‌زاده عصر روز گذشته هدف حمله هدفمند قرار گرفت و در نتیجه جراحات وارده جان باخت؛ کسی که ناتنیاهو نخست‌وزیر اسراییل از وی به عنوان پدر برنامۀ هسته‌ای ایران یاد کرده است.
    یک مقام امریکایی و دو مقام اطلاعاتی به نیویارک تایمز گفته است که اسراییل در این حمله دست دارد.
    با این حال، گفته شده است که اعزام ناو هواپیمابر برای پوشش هوایی و پشتیبانی از خروج نیروهای امریکایی از منطقه صورت گرفته است.

  • بازگشت به رفتارهای جمعی، ویژگی بارز سیاست خارجی جو بایدن

    بازگشت به رفتارهای جمعی، ویژگی بارز سیاست خارجی جو بایدن

    نگاهی به برخی تحلیل ها در مورد جایگاه دیگر کشورها و مناطق ژئوپلوتیک جهان در سیاست جو بایدن رئیس جمهور آینده امریکا نشان می دهد که این مناطق از اهمیت خاصی برخوردار می باشند.

    مناطق ژئوپلوتیک و مهمی که جو بایدن در سیاسیت خارجی خود به آنها توجه خاصی خواهد داشت شامل «اروپا، چین، روسیه، آفریقا، آمریکای لاتین و عربستان» می باشد.

    الف.اروپا:

    بازگشت به سرمایه‌گذاری‌های چندجانبه گرایانه و تقویت اتحاد دو سوی اقیانوس اطلس با هدف احیای نظم جهانی و هنجارهای بین‌المللی مطلوب غرب و آغاز مذاکرات دوستانه در راستای حل اختلافات تجاری.

    ب. چین:

    تداوم تؤامان رقابت و همکاری با چین. رقابت در حوزه رهبری جهانی و وادارسازی نسبت به پذیرش معیارهای دموکراسی و همکاری‌های اقتصادی در منطقه اقیانوس آرام با ملاحظه منافع متحدان غرب در محدوده اقیانوسیه.

    ج. روسیه: تقویت ناتو در برابر سیاست‌های تجدیدنظرطلبانه مسکو در منطقه اوراسیا به‌ویژه تسلیح و تجهیز اکراین و گرجستان در برابر نیروهای مورد حمایت روسیه.

    د. آفریقا:

    افزایش قدرت نرم آمریکا با هدف بهبود روابط دیپلماتیک به‌ویژه با آفریقای جنوبی، نیجریه و اتیوپی و تقویت «برنامه تجاری و سرمایه‌گذاری آفریقا» برای مبادلات تجاری و مالی.

    ه.آمریکای لاتین:

    مقابله هوشمندانه و چندجانبه با ونزوئلا، تقویت پیمان‌های تجاری مبتنی بر حمایت از مشاغل داخلی با مکزیک و پیگیری توسعه جامع اقتصادی کشورهای این حوزه برای جلوگیری از روند روبه‌رشد مهاجرت آنان به آمریکا.

    و. عربستان:

    تنظیم مجدد روابط با هدف مقابله با تهدیدات ایران علیه متحدان عرب آمریکا و در عین حال همراهی بیشتر با رژیم اسرائیل.

    ز. ترکیه:

    مدیریت نقش منطقه‌ای انقره در سوریه، لیبی و مدیترانه شرقی در کنار ترغیب آن به نقش‌آفرینی توازن‌بخش در برابر نفوذ منطقه‌ای روسیه و ایران.

    داکتر عبدالطیف نظری

  • جنگ و صلح افغانستان تنها دست امریکا و پاکستان نیست/ بیش از ده کشور دنیا در جنگ افغانستان درگیرند

    جنگ و صلح افغانستان تنها دست امریکا و پاکستان نیست/ بیش از ده کشور دنیا در جنگ افغانستان درگیرند

    در شرایط فعلی که انتخابات ریاست جمهوری امریکا به چالش کشیده شده و مشخص نیست چه کسی رهبری آینده  ایالات متحده را بر عهده می گیرد، یک نکته مهم اما برای شهروندان و حکومت افغانستان حل نشده باقی مانده است، اینکه سرانجام نیروهای امریکایی و متحدانش در افغانستان چه می شود؟

    آیا پیروزی دوباره ترامپ یا جو بایدن به خروج نیروهای خارجی از افغانستان منجر خواهد شد؟

    پاسخ به این سوال در شرایط فعلی دشوار است اما مراجعه به برخی پیش بینی ها و نظرات کارشناسان می تواند راهنمایی کننده باشد.

    «گزارشنامه افغانستان» طی مطلبی منتشر شده در فیس بوک روز گذشته در این مورد نوشت:«خروج نیروهای امریکایی از افغانستان یک دروغی ست که گهگاهی کلان و زمانی کوچک می شود.»

    براساس این مطلب، خروج نیروهای امریکایی از افغانستان یک دروغ سالانه است که در پاره ای از زمان آنقدر به گرمی مطرح می شود که فضای سیاسی افغانستان را پر می کند اما گاهی اوقات فروکش می کند.

    امریکا اگر صحنه افغانستان را برای رقبایی چون روسیه و ایران رها کند، یک پشیمانی بزرگ را برای خود رقم زده است.

     به باور نویسنده مطلب، همسویی امریکا با اتحاد پاکستان و طالبان برای افغانستان کمرشکن خواهد بود اما تجربه نشان داده که مقاومت افغانستان می تواند این همسویی را تغییر دهد.

    جنگ و صلح افغانستان دست امریکا و پاکستان نیست و بیش از ده کشور دنیا در این بحران درگیر هستند.

    این همه در حالی ست که عمران خان نخست وزیر پاکستان امروز برای پاره ای گفت و گوها در مورد وضعیت منطقه، پروسه صلح افغانستان و همکاری های دوجانبه بین افغانستان و پاکستان قرار است به کابل بیاید.

    برخی از پیش بینی ها می گوید عمران خان برای چانه زنی در مورد پیش برد مذاکرات بین الافغانی دوحه که به بن بست خورده به کابل می آید و تلاش خواهد کرد وزنه را به نفع طالبان سنگین کند.

    از سویی هم توافق نامه صلح امریکا با طالبان که در دوحه امضا شد هنوز سرنوشت مشخصی ندارد چون معلوم نیست سرانجام ترامپ  در کاخ سفید می ماند یا جای خود را به بایدن می دهد.

  • طالبان جاده صاف کن شرکت های نفتی امریکایی و غرب

    طالبان جاده صاف کن شرکت های نفتی امریکایی و غرب

    آمارها نشان می‌دهد، قرن بیستم میلادی رکورد دار بیشترین تلفات انسانی در تاریخ بشر است. این واقعیت تلخ برای ما قرن بیستمی ها تأسف بار است، اما جالب تر آنکه حداقل در دو قرن اخیر دیده شده است که بیشترین بحران های بشری و تحولات سیاسی نظامی، اعم از جنگ های جهانی و تغیر وتبدیل رژیم ها ریشه‌ی اقتصادی داشته است.

    در کشور های فقیر و در حال توسعه که جهان سوم لقب گرفته اند جنگ ها، کودتا ها، مرزبندی ها، و روی کار آمدن و سقوط رژیم ها به وسیله‌ی غول های اقتصادی دنیا صورت می‌گیرد. ایالات متحده‌ی امریکا با داشتن وال استریت ، مرکز تجارت جهانی و بانک های جهانی بیشترین حصه را در تغیر و تبدیل نظام ها و حکومت ها به عهده داشته است. البته قدرت نظامی برتر، ابر نشریه ها و غول های رسانه ای، مافیا و جاسوسی سحر آمیز شبکه های استخباراتی آن، موجودیت سازمان های حقوقی و از جمله مقر ملل متحد و شورای امنیت در کنار اقتصاد و موازی با آن بوده است، اما نقش محوری را همیشه اقتصاد امریکا بازی نموده است.

    کشور های مقتدر و ثروتمند دیگر که ابرقدرت یا نیمه ابرقدرت هستند هرکدام به اندازه‌ی سهم شان درین جنگ اقتصادی برای بلعیدن سرمایه های دنیا حصه گرفته اند.

    مسایلی از قبیل گسترش دموکراسی، آزادی، حقوق بشر، صلح و کمک به همنوع که به وسیله‌ی سازمان هایی که باز همه مرکز فرماندهی شان درین همین کشور های صنعتی و اقتصادی یا به اصطلاح جهان اولی تمرکز دارند ابزاری برای سوء استفاده وسرپوشی برای سه مفهوم ماکیاولی استحمار، استعمار و استثماراست. حتی اگر بسیار آرمان گرایانه بحث نکنیم با چشم باز و واقعیت های عینی دیده می‌شود که سازمان های اقتصادی می‌توانند یک شبه ملتی را نابود و رژیمی را روی کار آرند. آنچه هر سال یا هر چند سال بعد در منطقه شاهد آن می باشیم. آنها می‌توانند یک شبه سرنوشت ملت های فقیر چون افغانستان را تغیر بدهند.

    برای شرکت های اقتصادی و غول های انرژی خوار دنیا کشته شدن میلیون ها انسان که در نتیجه‌ی جنگ ها ، کودتا ها و تغیر و تبدیل رژیم ها اتفاق می افتد ، چیز پیش پا افتاده است. آنها به کرامت انسانی نمی اندیشند و تنها چیزی که اندیشه‌ی شان را اشغال کرده است پول دار شدن بیشتر ، عیش و مصرف بیشتر، تولید بیشتر ، کشتن و ویرانی بیشتر و بلعیدن بیشتر ثروت وسرمایه‌ی ملت های جهان است. تاریخ شاهد به قدرت رسانیدن پینوشه و صدام حسین در شیلی و عراق بوسیله امریکا است، و پس ازآنکه عالی جنابان میلیون ها انسان را به کام مرگ فرستادند بوسیله خودامریکا نابود شدند. گویا همانند صافی یکبارمصرف تاریخ انقضای شان به اتمام رسیده بود. از اینگونه مثال ها بسیار سراغ داریم، نه اول کار است ونه آخر آن. در سال های اخیر شاهد یکشبه روی کار آمدن ویکشبه نابود شدن دیکتاتور های زیادی بوسیله غول های اقتصادی و نظام سلطه‌ی جهانی خواهیم بود.

    اینکه در این بازی شطرنج میلییون ها لیتر خون به زمین می ریزد، سرزمین های فراوانی ویران می شود و به آتش می سوزد و مردمان بسیاری از فقر و فلاکت وبیماری می‌میرند، کسی خم به ابرو نمی‌آورد، و این است داستان مستند قرن ما!

    خاورمیانه برای آن بحرانیست و جنگهای همیشگی در آن شعله ور، و کودتا های پیاپی در آن اتفاق و رژیم های گوناگون می روند و می آیند که در آن نفت و انرژی بیشتر موجود است و در واقع این بوی نفت است که ابرقدرت ها را مست کرده وبسوی خلیج فارس می کشاند. اما بالاخره نفت خلیج فارس به اتمام خواهد رسید، نفت خواران به فکر چاره می‌بایست بر می‌آمدند. بعد از اینکه جستجو گران انرژیِ و شرکت های نفتخوار غربی دریافتند که ذخیره‌ی بزرگ انرژی (نفت و گاز) در آسیای میانه موجود است، از حرص و طمع دیوانه شدند و بخاطر به دست آوردن آن به تکاپو افتادند. درهمین امریکا که ذکر خیر آن پیشتر رفت، سنا و پارلمان در دست رؤسای شرکت های نفتی و میلیونر ها می چرخد و اکثر سازمان های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را آنها اداره می‌کنند. تلویزیون ها ، روزنامه ها ، سینما و هنر و منابع اطلاعات جمعی و سازمان های حقوقی دیگر نیز در دست آنهاست. جورج بوش اول که جنگ اول خاور میانه موسوم به طوفان صحرا را به راه انداخت رییس جمهور و یکی از ثروتمداران میلیونر امریکا ودر ضمن مالک شرکت نفتی بود . دبلیو بوشِ پسر که سکان دار جنگ های اخیر عراق و افغانستان است نیز چند شرکت نفتی دارد و کابینه اش با اشخاص محوری چون ( دیک چینی، کوندولیزا رایس، رامسفیلد، جنرال پاول، زلمی خلیل زاد و… ) در دید نخست یک کابینه‌ی نفتی و به طبع آن کابینه‌ی جنگی بود.

    موجودیت ذخایر بزرگ نفت و گاز در آسیای میانه و چگونگی انتقال آن برای افغانستان نیز حوادث آفرین و دردسرساز بود. از جمله‌ی شرکت های بیشمار نفتخوار جهانی دو شرکت نفتی بریداس آرژانتین و یونیکال امریکا که برای نفت و گاز افغانستان رقابت می کردند . مسؤولین ومدیران ارشد این دو شرکت نفتی همواره میان کابل ، اسلام آباد و آسیای میانه در رفت و آمد بودند.

    احمد رشید روزنامه نگار و پژوهشگر سیاسی نامدار پاکستانی در کتاب طالبان ، اسلام، نفت و بازی بزرگ، آسیای میانه را به بوتل پر از نفت و انرژی تشبیه می‌کند و افغانستان می‌توانست خواه ناخواه دهنه این بوتل باشد. در واقع سه محور یا سه راه حمل و نقل برای عبور لوله های نفت وگاز آسیای میانه وجود داشت. اول راه انتقال نفت وگاز ازطریق ترکیه که بسیار طولانی بود و برای شرکت ها بی صرفه به نظر می‌آمد. دومین راه ایران بود که به لحاظ دشمنی با امریکا و غرب عبور نفت و گاز از طریق آن ناممکن بود . و سومین و آخرین راه موجود که کوتاه ترین وباصرفه ترین راه نیز بود افغانستان ناآرام وبی ثبات بود که درآن هیچگونه تضمین امنیتی برای عبور پاپلاین های گاز و نفت وجود نداشت.

    آنها طالبان را آگاه یا ناآگاه از آینده‌ی خطرناک آنها به عنوان جاده صاف کن شرکت های نفت یا حتی برای تسلط دایمی در افغانستان انتخاب کردند و پاکستان نیز که از یکطرف گاز ترکمنستان را می‌خواست و از طرف دیگربه دنبال سپر دفاعی از گروه های رادیکالِ وهابی سلفی در مقابل هند بود و هم نگران از خط دیورند مسلماً از پروسه‌ی تولید گروهی به نام طالبان حمایت می‌کرد و گویا آنرا برای خود چانس بزرگ می پنداشت و در عمق استراتیژیکش جای داده بود و فقط طالبان می‌توانست از عهده‌ی این همه برنامه های بزرگ و شوم برآید.

    اسامه بن لادن ثروتمند میلیاردر سعودی و رهبر شبکه‌ی القاعده که زمانی امریکا اورا علیه اتحاد شوروی تسلیح و تقویه می کرد و روابط ویژه با او داشت تشویق شد تا به طالبان کمک اقتصادی و نظامی کند . اسامه شبکه‌ی وسیع تروریستی و افراد آموزش دیده اش را که از آسیای میانه، چچن، ترکستان، کشمیر وشبه قاره، خلیج فارس وجزایر عربی، شمال افریقا و حتی اروپا و امریکا گردآورده بود در افغانستان به کمک طالبان سوق داد. آی اس آی و ارتش پاکستان نیز از او و طالبان حمایت می‌کردند و گویا طالبان عروسک های کوکی در دست آنان بود.

    گفته می‌شود وقتی رابین رافایل معاون وزارت خارجه امریکا به دیدار احمد شاه مسعود فرمانده کل و وزیردفاع دولت مجاهدین آمد، با کنایه گفت: گروه جدیدی(طالبان) در شرف ظهور است، گروهی که سراسر افغانستان را تسخیر خواهد گرد. مسعود در جواب گفته بود به کوه ها پناهنده می‌شویم و آنجا سنگر می‌گیریم و رافایل در ادامه ایضاح می‌کند که این گروه جدید بر فراز قله ها و شاخ های کوه هم مسلط خواهد شد! این شواهد همه نشانگر طرح بزرگ کشورهای معین در تولید کالایی به نام طالبان است.

    معلوم نیست که عربستان سعودی چه منافع اقتصادی دربه وجود آوردن طالبان داشت که امیر ترکی فیصل وزیر استخبارات سعودی در بحبوبه‌ی شکل گیری طالبان سفر های سری به پاکستان و افغانستان داشت وبعد ها واضح شد که او برای تنظیم وکمک گزاف اقتصادی برای طالبان در رفت و آمد بوده است.

    شاید برای سعودی ها مسایل ایدیولوژیک و همراهی مداوم با طرح های امریکایی مهم تر از مسایل اقتصادی مطرح بوده باشد. مهم ترین دغدغه‌ی آل سعود جمهوری اسلامی ایران و به زعم آنها تفکرات شیعی و گسترش آن به جهان اسلام و مخصوصا کشور های عربی بوده است. این نگرانی ها وقتی افزایش می یافت که ایران با شعار صدور انقلاب اسلامی گاهی اعراب را آزار می داد.‌

    می‌دانیم که در سوریه علوی های طرفدار ایران و دشمن رژیم صیهونیستی حاکم بود و کشور های عراق، لبنان، یمن و بحرین در اطراف عربستان اکثریت شیعی هواه خواه ایران دارند وبه همین مناسبت است که اعراب خلیجی در تبلیغ ایران هراسی و ظهور هلال شیعی می‌کوشند.

    عربستان سعودی با ایجاد سپر طالبانی با مفکوره های متحجرِ وهابی سلفی که مذهب رسمی آل سعود نیز است و رمز بقای این خانواده ، می‌خواست از ایدیولوژی رو به گسترش جمهوری اسلامی ایران و مفکوره های امام خمینی جلوگیری کند.

    جلوگیری از خطر رو به تزاید ایران، روسیه، هند و چین که قدرت های بزرگ نظامی و اقتصادی در منطقه به شمار می آیند و می روند تا قطب مخالفی را علیه غرب بسازند، پیشروی ناتو بسوی قطب ورشو و ساحه‌ی تحت نفوذ شوروی سابق، حرکت بسوی جهانی شدن و دهکده‌ی کوچک، طرح خاور میانه بزرگ و دموکراتیزه کردن رژیم های خودکامه‌ی آن و بالاخره نمایاندن چهره‌ی زشت از اسلام نیز می‌تواند از دلایل موجه اما گاهی به ظاهرمتناقض ایجاد طالبان و به تبع شبکه جهانی تروریستی( القاعده ) باشد.

    در سیاست جهانی ماکیاولی امروز نیت های شوم پشت چهره های زیبا و سخنان شیرین بازی گران سیاسی پنهان می ماند، اما دانایان از روی طرز رفتار و نتیجه‌ی کار آنها قضاوت می کنند.

    قطعا طالبان با آن قیافه های ژولیده و وحشتناک ، با آن چماق ها و شلاق های شرعی ، با آن مفکوره های سلفی متحجر و قرون وسطایی و با آن شعار های خشک وافراطی برای امریکا و غرب و حامیان منطقوی شان ناخوش آیند و نامطلوب بودند ، اما آنها از طالبان به عنوان یک پروژه سیاسی، اقتصادی، نظامی و حتی فرهنگی وتمدنی استفاده می‌کردند و هم چنین کردند.

    صلح و امنیت سرپوش رنگینی بود که به روی طالبان کشیده شده بود

    قبلا مفهوم صلح وابعاد امنیت ملی را به کنکاش گرفتیم. بررسی مفهوم امنیت ملی در رژیم امارتی طالبان چندش آور و مسخره آمیز است. ابعاد اساسی امنیت ملی اعم از نظامی، سیاسی، اقتصادی و… برای طالبان نامفهوم بود. طالبان از امنیت زیست محیطی و فرهنگی بیگانه بودند و اصولا برای از بین بردن آنها آمده بودند.

    تنها امنیت که طالبان برای مردم و کشورما به زور تفنگ و شلاق و زندان های امر بمعروفی و تفتیش عقاید و بریدن دست و پا و سنگسار کردن به وجود آورده بود زنده ماندن در زندان بزرگی تحت اداره طالبان بود. در زندان های امروز هم گاهی شکنجه‌ی جسمانی وجود ندارد، اما زندان بزرگ طالبان پر از شکنجه و تعذیب بود. آنها مردم افغانستان را به اسارت گرفته بودند.

    استاد ربانی رییس جمهور دولت مجاهدین، حکومت طالبان را به گورستان خاموش و اندوهبار تشبیه نموده بود و از واقعیت نگذریم که این تشبیه بسیار رسا و ریالیستیک بوده است.

    بعضی ها امنیت در نظام طالبان را با وضعیت اسفبار جنگ های داخلی در حکومت مجاهدین مقایسه می‌کنند و با قیاس مع الفارق شان امنیت طالبانی را ترجیع می دهند.

    آنها حق دارند این گونه فکر کنند. شاید شکنجه برای برخی انسان ها بهتر از مرگ باشد اما باید متوجه بود برای عده ای هم یکبار مردن بهتر از هر لحظه مردن است. با این همه شکنجه در حکومت طالبان اکثر به مرگ و معیوبیت می‌انجامید.

    اگر آمار دقیقی اخذ شود، شاهدان عینی به هزاران نفر خواهد رسید که ادعای ما را صحه بگذارد.

    آیا اعدام های صحرایی، کشتار دسته جمعی، سوزانیدن مزارع، کوچ دادن های جبری اقوام، بریدن دست وپا و سنگسار کردن ها، محبوس کردن زنان و تحریم آموزش آنان، شلاق زدن تا سرحد مرگ، اجبار بستن عمامه و گذاشتن ریش و تراشیدن مو، تحریم فاتحه بر اموات و زیارت قبور، تکفیر مسلمانان غیروهابی و … چه همخوانی با صلح و آموزه های اسلامی دارد ودر کجای امنیت ملی قرار می گیرد؟ طالبان وحشت قرون وسطایی، خفقانِ تفتیش عقاید مسیحیت و شنکنجه و اعدام که انسان در اوراق تاریخ مطالعه می‌کند یکبار دیگر در آخرین سالهای قرن بیستم تکرار کردند، اما در آخر ناگفته نباید گذاشت تقصیر اصلی به دوش مجریان طرح ایجاد طالبان و تولید کننده های این سموم کشنده است، کارخانه هایی که تاهنوز هم در تولید این سموم جهانی ادامه می دهند.

    کارنامه سیاه طالبان

    بدون شک طالبان کارنامه های بزرگ و بلندی!؟ دارند که در مقاله‌ی کوچک ما نمی گنجد . صرف به اهم آنها اشاره می کنیم:

    1ـ قتل عام مردم افغانستان درگور های دسته جمعی در مزارشریف، بامیان، فاریاب و شمال کابل که در نتیجه هزاران انسان بیگناه به کام مرگ فرورفتتند.

    2ـ سوزانیدن باغ بزرگ افغانستان یا سرزمین سرسبزشمالی (کوهدامن زمین) و اعمال سیاست زمین سوخته وکوچ اجباری اقوام در مناطق گوناگون افغانستان.

    3ـ شهادت قهرمان ملی کشور احمدشاه مسعود ورهبران دیگر افغانستان.

    4ـ سوء استفاده از اسلام و شریعت و ارائه‌ی چهره‌ی زشت و خشن از دین مقدس اسلام که به این آیین مهرآفرین وسعادت بخش لطمه‌ی سختی وارد نمود.

    5ـ زمینه سازی برای اشغال افغانستان توسط نیروهای خارجی و انداختن کشور به دام اشغال امریکا.

    6ـ معرفی افغانستان به عنوان تولید کننده و صادرکننده‌ی زهر یا مواد مخدر به مردم جهان طوریکه اط نام افغان بوی ترک وترور به مشام برسد.

    7ـ تبدیل افغانستان این مسکن بزرگان علم و اندیشه به لانه‌ی تروریست ها ، جنایتکاران و مافیای جهانی.

    8ـ سیاست ضد انسانی و اسلامی در مقابل زنان مسلمان کشور وبازداشتن آنان از ابتدایی ترین حقوقشان.

    9ـ اعمال سیاست ضد بشری در مقابل مذاهب اسلامی و پیروان ادیان دیگر و بروز تفرقه‌ی دینی، اپارتایت مذهبی و تصفیه‌ی نژادی.

    10ـ تشدید عقب ماندگی کشور در زمینه های فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و…

    سید علی موسوی چکاوک

  • رهبر گروه تروریستی جیش العدل در پاکستان کشته شد

    رهبر گروه تروریستی جیش العدل در پاکستان کشته شد

    ملا عمر بلوچی، رهبر گروه تروریستی جیش‌‌العدل، همراه با دو فرزندش در عملیات نیروهای امنیتی پاکستان کشته شده اند.

    رسانه‌های خارجی به نقل از پولیس پاکستان، گزارش داده اند در عملیات سه‌شنبه شب (۲۷ عقرب)، در منطقه‌ی تربت بلوچستان پاکستان، رهبر گروه تروریستی جیش‌العدل، همراه با دو فرزندش کشته شده اند.

    رسانه‌های پاکستانی، عکس‌هایی از افراد کشته‌شده به نشر رسانده اند که ادعا می‌شود ملا عمر، معروف به عمر شاهوزهی، رهبر گروه تروریستی جیش‌العدل یا لشکر خراسان، همراه با دو فرزندش است.

    جیش‌العدل، یکی از گروه‌های تروریستی است که در سیستان بلوچستان ایران – هم‌مرز با پاکستان فعالیت دارد. ملا عمر بلوچی، طراح حمله‌ی انتحاری به موتر حامل سربازان سپاه پاسداران ایران در سال ۱۳۹۷ است که در آن دست‌کم ۲۷ نفر کشته شدند.

    کشتن شدن رهبر گروه تروریستی جیش‌العدل در خاک پاکستان، پس از آن اتفاق می‌افتد که هفته‌ی پیش، جواد ظریف، وزیر خارجه‌ی ایران به پاکستان سفر کرده بود و با نخست‌وزیر، وزیر خارجه و رییس ارتش این کشور دیدار و گفت‌وگو داشت.

  • عبدالله به ترکیه می رود

    عبدالله به ترکیه می رود

    شورای عالی مصالحۀ ملی اعلام کرد آقای عبدالله در این سفر، با رهبری ترکیه دربارۀ تلاش‌های صلح در افغانستان و روابط دوجانبه میان دو کشور، بحث و گفت‌وگو خواهد کرد.
    پیش از این نیز، رییس شوای عالی مصالحه ملی به کشورهای منطقه از جمله ایران، هند، پاکستان و ازبکستان از به خاطر جلب حمایت از تلاش‌های صلح سفر کرده بود.

  • مکرون: وابستگی اروپا به امریکا باید قطع شود

    مکرون: وابستگی اروپا به امریکا باید قطع شود

    امانوئل مکرون رییس جمهور فرانسه می‌گوید برای مقابله با تروریزم بازگشت به مسیر همکاری‌ مفید جامعه بین‌المللی مهم است.
    امانوئل مکرون رییس جمهور فرانسه در مصاحبه‌ای با «گرند کانتیننت» تحت عنوان «دکترین مکرون» گفته است سال ۲۰۲۰ با بحران‌هایی مانند همه‌گیری ویروس کووید-۱۹ و تروریزم همراه بود.
    آقای مکرون با اشاره به بحران‌های سال ۲۰۲۰ که جهان از آن متأثر شد، در بخشی از مصاحبه خود گفته است اروپا نباید وابسته به کشورهایی چون چین و ایالات متحده باشد و راه حل‌های خود را باید پیش ببرد.
    وی گفته است: «متأسفانه، پیامدهای کامل این قضیه [وابستگی اروپا به امریکا] را در قضیه مذاکرات ایران درک کردیم. ما کشورهای اروپایی می‌خواستیم در چارچوب آنچه برجام می‌نامیم باقی بمانیم، اما با خروج امریکا، هیچ شرکت اروپایی از ترس تحریم‌های امریکا، نتوانست به تجارت با ایران ادامه دهد».
    به گفته او، در کم‌تر از ده سال پیش، چندین شرکت فرانسوی میلیاردها یورو جریمه شده‌اند، چون در کشورهایی فعالیت می‌کردند که طبق قوانین ایالات متحده ممنوع شده‌اند.
    رییس جمهور فرانسه همچنان تأکید کرده است نه تنها بیماری کووید-۱۹، بلکه تروریزم نیز در ماه‌های اخیر با قدرت بیشتری به سراسر اروپا و افریقا بازگشته است.
    وی افزوده است: « تروریزم به همه ما ضربه زده است.»

    مکرون خاطرنشان کرد برای مقابله با تروریزم به دو اصل قوی نیاز است: بازگشت به مسیر همکاری مفید جامعه بین‌المللی و ایجاد یک اروپای بسیار قوی‌تر.

  • پوتین: به کمک های خود برای برقراری صلح در افغانستان ادامه می دهیم

    پوتین: به کمک های خود برای برقراری صلح در افغانستان ادامه می دهیم

    ولادیمیر پوتین رییس جمهور روسیه در سخنرانی خود در نشست سران سازمان همکاری‌های شانگهای ابراز داشت روسیه همانند هر وقت دیگر به کمک‌های خود در امر برقراری صلح وترویج آشتی ملی در افغانستان ادامه خواهد داد.
    آقای پوتین اظهار داشت: «ما در نظر داریم كه از هر جهت، از جمله استفاده از فرصت‌های مشاوره در «فرمت مسكو» كه در آن كشورهای همسایه از جمله افغانستان از اعضای سازمان همکاری‌های شانگهای و همچنین ایالات متحده نمایندگی می‌كنند به برقراری صلح و آشتی ملی در افغانستان كمک کنیم.»
    رییس جمهور روسیه تصریح کرد در سال‌های اخیر، روسیه با حمایت سازمان همکاری شانگهای مجموعه‌ای از نشست‌ها را ترتیب داده است که در آن نمایندگان تمام نیروهای سیاسی افغانستان شرکت داشتند.
    پوتین اوضاع افغانستان را نگران‌کننده خواند و گفت از طریق سازمان همکاری‌های شانگهای اقدامات زیادی در جهت کمک به این کشور در جستجوی توافق ملی انجام شده است.
    رییس ‌جمهور روسیه افزود: یک گروه تماس با سازمان همکاری شانگهای ایجاد شده است که در چارچوب آن نقشه راهی برای اقدامات بعدی سازمان ما در جهت افغانستان تدوین و تصویب شده است.
    در ادامه آقای پوتین گفت: «همه این اقدامات با هدف کمک به افغانستان برای تبدیل شدن این کشور جنگ‌زده به یک سرزمین با ثبات، امن، عاری از تروریزم و جرایم مربوط به مواد مخدر و زندگی در صلح با همسایگان خود صورت گرفته است.»
    بیستمین اجلاس سران کشورهای عضو سازمان همکاری‌های شانگهای (SCO) روز سه‌شنبه (۲۰ عقرب) در یک کنفرانس ویدئویی با میزبانی ولادیمیر پوتین رییس جمهور روسیه و با مشارکت سران این سازمان آغاز شد.
    در این نشست مجازی سران سازمان همکاری‌های شانگهای، رهبران و سران هشت کشور عضو شامل روسیه، چین، هند، قزاقستان، قرقیزستان، پاکستان، تاجیکستان ازبیکستان و چهار کشور ناظر شامل ایران، افغانستان، بلاروس، و مغولستان و همچنین مسئولان سازمان‌های بین المللی حضور یافتند.

  • با پیروزی بایدن در انتخابات امریکا ملا هبت الله بی سرنوشت می شود

    با پیروزی بایدن در انتخابات امریکا ملا هبت الله بی سرنوشت می شود

    شاه حسین مرتضوی به تازگی در تویتر خود نوشت با پیروز بایدن رهبران برخی از کشورهای همسایه نفس راحت خواهند کشید.

    مرتضوی افزود:« با پیروزی جو بایدن «چین، روسیه و کوریا حرف و حدیث‌های خود را خواهد داشت. مبارزه با تروریزم ‌و طالبان باز تعریف خواهد شد.»

    شایان ذکر است با اعلام پیروزی جو بایدن نامزد دمکرات در ایالت میشیگان که در پی آنها تنها 6 رای کالج انتخاباتی با پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا فاصله دارد، دونالد ترامپ نامزد جمهوری‌خواه شامگاه چهارشنبه 4 نوامبر 2020 رقبای خود را به ضرر رساندن به سلامت سیستم و انتخابات ریاست جمهوری متهم کرد.

  • در چارچوب سفر به امریکای لاتین، وزیر خارجه ایران به ونزوئلا رسید

    در چارچوب سفر به امریکای لاتین، وزیر خارجه ایران به ونزوئلا رسید

    وزیر خارجۀ ایران در آغاز سفر خود به امریکای لاتین به ونزوئلا رسید.

    خورخی اریزا وزیر خارجۀ ونزوئلا دیروز بعد از استقبال جواد ظریف در تویت خود نوشت هر بازدید مقام عالی رتبه، ائتلاف استراتژیک و برادری ما را عمیق‌تر می‌کند.

    او در اشاره به تحریم‌هایی که امریکا بر ایران و ونزوئلا وضع کرده گفت ونزوئلا و ایران در برابر تجاوز همبستگی و شهامت نشان داده‌اند.

    قرار است جواد ظریف از ونزوئلا به بولیوی برود و در مراسم تحلیف لویس ارسی، رئیس جمهور جدید اشتراک کند و از آن‌جا به کیوبا برود.

  • سیاست پاکستان در قبال افغانستان عوض شده است

    سیاست پاکستان در قبال افغانستان عوض شده است

    به نظر می‌رسد مواضع تازۀ رهبران ملکی و نظامی پاکستان در قبال افغانستان، نشان‌دهندۀ تغییر در سیاست خارجی اسلام‌آباد در قبال کابل است.

    ظاهراً در اسلام‌آباد ارادۀ گشایش فصل آشتی و دوستی به جای فصل دشمنی و خصومت، شکل گرفته است. پاکستان به این نتیجه رسیده که روابط از هم گسیخته و پرتنش با افغانستان به ویژه روابط درهم و برهم با نیروهای بیرون دولت و سران احزاب جهادی و سیاسی را ترمیم کند.

    پاکستان در جریان یک ماه پسین میزبان برخی از چهره‌های مهم سیاسی افغانستان بود. عبدالله عبدالله رییس شورای مصالحه ملی، میررحمن رحمانی، رییس مجلس نمایندگان، گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی، آقای غوریانی سرپرست وزارت تجارت و صنعت و محمد عمر داووزی، نماینده خاص ریاست جمهوری در امور پاکستان، از جملۀ چهره‌هایی بودند که به گونۀ رسمی از اسلام‌آباد دیدار کردند.

    در این میان، سفر عبدالله عبدالله به اسلام‌آباد تاریخی بود. وی پس از سال ۲۰۰۸ راهی اسلام آباد شد و با استقبال کم‌نظیر رهبر ملکی و نظامی پاکستان مواجه شد.

    برخی منابع هم از سفر عمران خان صدراعظم پاکستان در آیندۀ نزدیک به افغانستان خبر داده‌اند. عمران خان به دعوت رییس جمهور غنی از کابل دیدار می‌کند. اگر این سفر اتفاق بیافتد، عمران خان، به حیث یک چهرۀ شناخته‌شدۀ ورزشی و همچنان به عنوان نخست وزیر پاکستان برای اولین بار کابل را از نزدیک خواهد دید.

    طبق گزارش‌ها، در روزهای پیش رو، مشاور ارشد اقتصادی و تجارتی صدراعظم پاکستان که در عرصۀ اقتصاد و توسعه دست راست سران دولت حساب می‌شود، نیز از کابل دیدار خواهد کرد.

    پیام رهبران پاکستان

    رهبران ملکی و نظامی پاکستان در دیدار با نمایندگان بلندپایۀ افغانستان پیام واحد داشته‌اند:

    – روابط میان دو کشور با اشتباهات بزرگی همراه بوده است. باید به فصل دشمنی بی‌معنی میان دو کشور (به ویژه با جبهۀ شمال) نقطه پایان گذاشته شود.

    پاکستان بیشتر از هرکشوری از موفقیت روند صلح افغانستان سود خواهد برد. بناً ما هرچه در توان داریم برای موفقیت روند صلح انجام می‌دهیم.

    دیگر اسلام‌آباد نگاه دوگانه (ملکی و نظامی) دربارۀ افغانستان ندارد. از اشتباهات گذشته درس گرفته شود.

    – حجم روابط تجاری میان دو کشور به طور چشمگیری کاهش یافته و این روابط باید به حالت اول برگردد.

    –  افغانستان همانطور که به هند و کشورهای دیگر محصل می‌فرستد، به اسلام‌آباد نیز دانشجو اعزام کند.

    – افغانستان باید پایگاه دشمنان پاکستان به خصوص جماعت‌الحرار را در مناطق شرقی ببندد. به گفتۀ آنان، طالبان پاکستانی در مناطق سرحدی به خصوص ولایات کنر، ننگرهار و نورستان افغانستان پایگاه و مراکز نظامی دارند.

    نگرانی‌های پاکستان

    اوضاع کنونی در افغانستان به ضرر اسلام‌آباد است. کابل از سوی حلقۀ وابسته به هند رهبری می‌شود. نفوذ هند در نهادهای سیاسی، امنیتی و اداری افغانستان به شدت بالا رفته است. ادامۀ قدرت نیروهای وابسته به هند در کابل، برای اسلام‌آباد تحمل‌ناپذیر است.

    نیروی نرم هند

    در دو دهه‌یی‌که پاکستان سرگرم تربیه، آموزش و تجهیز طالبان بود، هند به‌طور چشمگیری نفوذش را در سطوح مختلف در افغانستان بالا برد. پاکستان به تربیۀ ملیشه‌های تندرو مذهبی روی آورد؛ اما هند در ۲۰ سال اخیر ۷۱ هزار دانشجوی افغان را در مقاطع دکترا، ماستری و لیسانس تربیه کرد. هم‌اکنون ۲۰ هزار دانشجوی افغان در هند درس می‌خواند. هر یک از تربیه‌شدگان نهادهای تحصیلی هند، به حافظ منافع دهلی جدید در افغانستان مبدل شده‌اند. آنان در سطوح مختلف قدرت و دولت در افغانستان نفوذ دارند. این نیروی قابل ملاحظه بشری، قدرت نرم هند در برابر پاکستان است. پاکستان به عمق نفوذ هند پی برده و ادامه وضعیت را فاجعه بار می‌داند.

    از دست دادن بازار مصرفی

    پاکستان بازار مصرفی‌اش را از دست داده است. بازار افغانستان به طور کامل در کنترل پاکستان بود. اما رییس‌جمهور غنی با چرخش ۱۸۰ درجه‌یی، اقتصاد وابستۀ افغانستان به پاکستان را تغییر جهت داد. اکنون ایران، چین، هند و آسیای مرکزی به ترتیب بزرگترین شرکای اقتصادی- تجاری افغانستان هستند و جای کالای پاکستانی را اجناس ایرانی، کشورهای آسیای مرکزی و چینی گرفته است. افغانستان بیشترین کالا را از ایران وارد می‌کند و بیشترین کالا را به هند صادر می‌نماید. براساس آنچه مقامات پاکستانی گفته‌اند: حجم تجارت با پاکستان به زیر ۳ میلیارد دالر کاهش یافته است. اما نهادهای اقتصادی افغانستان آمار دیگری بیرون می‌دهند. وزارت تجارت افغانستان، سطح روابط تجاری میان دو کشور را زیر دو میلیارد دالر گفته‌‌اند. این درحالی است ‌که در ۱۵ سال حکومت حامد کرزی حجم مبادلات اقتصادی میان دو کشور به بالای ۷ میلیارد دالر می‌رسید.

    پاکستان به ذخایر، منابع و ظرفیت‌های بالقوۀ اقتصادی- تجارتی آسیای مرکزی چشم دوخته است. دست‌یابی به منابع، انرژی و گسترش دادودستد تجارتی با آسیای مرکزی، در موجودیت بحران امنیتی و نظامی در افغانستان ناممکن است.

    تنفر عمومی

    با وجود نزدیکی برخی رهبران جهادی و سیاسی به پاکستان، متن جامعۀ افغانستان به‌شدت پاکستان‌ستیز است. پاکستان‌ستیزی ابزار خوبی برای کسب حمایت مردمی و سیاسی است. برخی چهره‌ها با پاکستان‌ستیزی به شهرت و محبوبیت رسیده‌اند. پاکستان به‌عنوان دشمن قسم‌خوردۀ مردم افغاسنتان شناخته می‌شود. حتا طالبان نیز از این‌که یک نیروی وابسته به پاکستان معرفی شوند، می‌شرمند.

    پاکستان از نظر جایگاه اجتماعی و سیاسی میدان را به نفع رقبای منطقه‌یی‌اش باخته است.

    تهدید امنیت ملی

    استفاده از گروه‌های تندرو در سیاست خارجی بخشی از راهبرد اسلام‌آباد در چهار دهۀ اخیر بود. رد پای اسلام‌آباد در پشت همه سازمان‌های افراطی مذهبی دیده می‌شد. تماس و همسویی با گروه‌های تندرو نه تنها کشورهای منطقه را نا آرام و به دردسر انداخت، بل خود پاکستان را به کانون درگیری‌های فرقه‌یی- مذهبی تبدیل کرد. اکنون، افراطیت و گروه‌های تند رو مذهبی امنیت ملی پاکستان را به مخاطره انداخته است.

    به نظر می‌رسد اسلام‌آباد تصمیم گرفته که به فصل استفاده از رادیکالیزم و تندروی در سیاست خارجی، پایان دهد.

    پاکستان؛ پروژۀ صلح به جای پروژۀ جنگ

    پاکستان آن‌چه را از طریق جنگ در افغانستان به دست نیاورد، می‌خواهد از طریق صلح به دست آورد. پاکستان بیشترین تلاش را در راستای موفقیت روند صلح افغانستان انجام داده است؛ زیرا پروژۀ جنگ اسلام‌آباد در کابل به پروژۀ صلح تبدیل شده است. با فراگیرشدن روابط منطقه‌یی- جهانی طالبان، پاکستان با هراس از دست دادن این گروه، تحریک طالبان را به امریکا فروخت.

    پاکستان بدین باور است که تداوم وضعیت فعلی در افغانستان به سود هند است. هند جنگ با پاکستان را به دور از مرزهایش در افغانستان دنبال می‌کند. این جنگ هم میزان خطرش به هند کم است و هم هزینه‌اش. پاکستان در جغرافیای دورتری سرگرم نبرد با هند است. از این رو، پاکستان تلاش دارد که پروسۀ صلح افغانستان به نتیجه برسد تا از یک‌سو از امریکا امتیاز به دست آورد و از سوی دیگر، جلو برنامه‌های پیشروانۀ هند را بگیرید.

    کار روی فرمول سیاسی برای افغانستان

    اکنون اسلام‌آباد در کنار ایالات متحده امریکا روی فرمول نظام سیاسی آینده افغانستان کار می‌کند. براساس این فرمول، یک نظام شبه‌امارت در کابل شکل خواهد گرفت. شبیه آنچه در همسایگی افغانستان (ایران) حاکم است. اما پاکستان قطعاً در پی ایجاد رژیم یک دست و انحصاری در کابل نیست. حتا پاکستان در پاسخ به درخواست طالبان برای حمایت از احیای امارت اسلامی مخالفت کرده است. پاکستان تلاش دارد که طالبان+ گروه‌های جهادی غیرپشتون نظام آیندۀ افغانستان را شکل دهند. برخی رهبران اتحاد شمال از جمله صلاح‌الدین ربانی رهبر جمعیت اسلامی، گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی و کریم خلیلی رهبر حزب وحدت اسلامی با میانجیگیری پاکستان در ائتلاف با طالبان در پی شکل دهی نظام آینده هستند.

    دو خواست مشخص پاکستان

    پاکستان دو مطالبه دارد:

    – یک حکومت متمرکز یک‌دست و قومی در کابل شکل نگیرد که به دردسر تازه به اسلام‌آباد تبدیل شود. حکومت یک دست قومی می‌تواند به متحد «جنبش تحفظ پشتون‌ها» و بلوچ‌ها تبدیل شود و امنیت ملی پاکستان را بیشتر از پیش به مخاطره اندازد.

    – سیاست خارجی کابل در قبال دهلی در مشوره و همسویی با اسلام‌آباد تعیین شود.

    با درنظرداشت حوادث و تحولاتی‌که در پیش است، تحقق چنین خواستی دور از انتظار نیست.

    نتیجه‌گیری

    نگاه تازۀ اسلام‌آباد به کابل، ریشه در پیروزی این کشور در میدان افغانستان دارد.

    اسلام‌آباد ۲۰ سال فشار، تهدید و انزوای بین‌المللی را تحمل کرد، سر انجام جامعۀ بین‌المللی را وادار به تمکین به مطالبات و خواست‌هایش نمود. چه مذاکرات صلح افغانستان به نتیجه برسد و چه نرسد، پیروزی اسلام‌آباد در افغانستان تسجیل شده است. 

    نقش اسلام‌آباد در دو طرف منازعه برجسته شده است. طالبان نیروی نزدیک و همسو با اسلام‌آباد است. در جبهۀ سیاسی نزدیک به دولت نیز اسلام‌آباد دست بلند دارد. اسلام‌آباد با دعوت رهبران سیاسی افغانستان تلاش می‌ورزد آخر برنامه‌هایش را اجرایی سازد. 

    اسلام‌آباد با تعیین صادق‌‌خان به عنوان نمایندۀ ویژۀ در امور افغانستان و گماشتن احمدخان به حیث سفیر جدید در کابل، سیاست فعال و پویای خویش را تسریع بخشیده است.

    رقبای منطقه‌یی اسلام‌آباد نیز تلاش‌های‌شان را افزایش بخشیده‌اند. اما به نظر می‌رسد عنان کار از دست‌شان رفته است.

    جمشید یما امیری

  • اتمر: گسترش همکاری در بخش های مختلف با ایران اولویت سیاست خارجی افغانستان است

    اتمر: گسترش همکاری در بخش های مختلف با ایران اولویت سیاست خارجی افغانستان است

    محمد حنیف اتمر، سرپرست وزارت امور خارجه، معتقد است گسترش همکاری های دو جانبه در زمینه های اقتصادی، تجاری،  امنیتی و فنی میان افغانستان و ایران از اولویت های سیاست خارجی افغانستان می باشد.

    اتمر که در یک گفت و گوی ویدئویی با رضا ارداکانیان، وزیر نیرو و رئیس طرف ایرانی کمیسیون مشترک همکاری های ایران و افغانستان صحبت می کرد افزود در دیدار قبلی اش با مقامات ایرانی به جایگاه مهم ایران در سیاست خارجی افغانستان اشاره کرده است.

    در این گفت و گوی ویدئویی اتمر و اردکانیان درباره طرح های گسترش همکاری در زمینه انتقال انرژی، توسعه تجارت و ترانزيت، افتتاح خط آهن خواف-هرات، پیشنهادها در زمینه سرمایه گذاری‌های مشترک، آمادگی‌ها در مورد برگزاری نشست کمیسیون مشترک همکاری‌ها، نهایی سازی مسوده‌های یاداشت تفاهم میان دو کشور و نهایی سازی سند جامع همکاری میان کابل و تهران، صحبت و تبادل نظر کردند.

    همکاری های نزدیک کابل-تهران برای تعیین تاریخ اجرای تصامیم اتخاذ شده نیز در این گفت و گو بررسی شد.