برچسب: انگلستان

  • یک چهره ضد حجاب اسلامی وزیر فرهنگ انگلیس شد

    یک چهره ضد حجاب اسلامی وزیر فرهنگ انگلیس شد

    بوریس جانسون نخست وزیر انگلیس کابینه خود را ترمیم کرد و یک چهره جنجالی را به سمت وزارت فرهنگ گماشت.

    نادین دوریس ۶۴ ساله که در تلاش بوریس جانسون نخست وزیر انگلیس در ترمیم کابینه، به سمت وزارت فرهنگ رسیده، بارها به زنان مسلمان و حجاب اسلامی توهین کرده و کارنامه‌ای پر از توهین دارد.

    در سال ۲۰۱۸ که بوریس جانسون حجاب اسلامی را مانند یک بشکه یا صندوق پست بر سر زنان مسلمان نامیده بود، دوریس خواستار ممنوعیت کامل روبند شده بود.

    وی گفته بود: من متاسفم که جانسون در مورد ممنوعیت برقع سخنی نگفته است؛ من معتقدم این پوشش قرون وسطایی که زیبایی و البته خشونت علیه زنان را پنهان می‌کند، باید به کلی ممنوع شود.

    سکان فرهنگ بریتانیا به دست کسی افتاده که بارها به روبند حمله کرده و آن را پوششی نامناسب برای دنیای جدید و لیبرال خوانده و خواستار ممنوعیت کامل آن شده بودد.

  • انگلستان جاسوس طالبان را بازداشت کرد

    انگلستان جاسوس طالبان را بازداشت کرد

    پولیس بریتانیا در میان افرادیکه از افغانستان به این کشور فرار کرده بود، جاسوس طالبان را بازداشت کرد.

    دیلی میل گزارش داد پولیس انگلیس فردی را که از افغانستان تخلیه شده بود بازداشت کرد و ادعا کرده است که جاسوس طالبان را گرفته است.

    این مرد افغان، با نیروهای خارجی در قطعات خاص وظیفه انجام می داد، پس از تصرف قدرت توسط طالبان ، مرد ۳۳ ساله در ۲۱ آگست به همراه خانواده اش به انگلستان منتقل شد.
    گفته می‌شود در هتلی که او قرنطینه بود، پولیس او را بیرون می‌کند و مظنون به تروریزم است. درحال حاضر در یکی از از زندان‌های لندن نگهداری می‌شود.
    براساس گزارش، این افسر قطعات خاص، با گروه‌های تروریستی در ارتباط بوده است و برای طالبان جاسوسی می‌کرد.
    پولیس بریتانیا تمام وسایل مربوط به این شخص را ضبط کرده و تحقیقات بالای وی جریان دارد.
    پیش از این، مقامات امریکایی ۴۴ نفر را در میان شهروندان تخلیه شده از افغانستان شناسایی کرده بودند که تهدیدی برای امنیت ملی این کشور محسوب می شوند.

  • دیلی میل: تجهیزات نظامی باقی مانده از غرب طالبان را به یک نیروی نظامی قوی تبدیل کرده است

    دیلی میل: تجهیزات نظامی باقی مانده از غرب طالبان را به یک نیروی نظامی قوی تبدیل کرده است

     زمانی که سربازان انگلیسی ۱۵ سال قبل در هلمند مستقر شدند همتایان آنها در طالبان با لباسهای سنتی مسلح به مسلسل و نارنجک اندازهای روسی با چند دهه قدمت بودند و هر متر از به اصطلاح “منطقه سبز” جنگلی که محل وقوع نبردها بوده را میشناختند اما از تجهیزات و آموزش ضعیفی برخورداربودند. حالا بعد از روند آشفته خروج نیروهای خارجی از افغانستان، طالبان یک جایزه ۶۲ میلیارد پوندی از تجهیزات نظامی شامل صدها هواپیمای بال ثابت و هلی کوپتر تاکتیکی، ده ها هزار خودروی زرهی و صدها هزار سلاح را به ارث برده است.

    به ندرت این گروه شاهد یک چنین تغییر آزاردهنده و روشنی در ظاهر و قابلیتهایش بوده است.

    حالا لباسهای طالبان از صندل و لباس سنتی جایش را به چکمه نظامی و یونیفرمهای استتار نظامی داده است.

    دیگر خبری از مسلسلهای کلاشنیکف آ.ک۴۷ نیست و به جایش طالبان مسلسلهای مجهز به دوربین ام ۴ که مخصوص کلاه سبزهای آمریکا است را حمل می کنند.

    ۱۵ سال قبل به ندرت نیروهای طالبان کلاه محافظ روی سرشان داشتند. اما امروز کلاه محافظ سر آنها حتی از آنچه که سربازان انگلیسی دارند گرانتر و پیشرفته تر است. همچنین به نظر می رسد که این گروه به بی سیم های محبوب کلاه سبزهای آمریکا که از مدل پیشرفته MBITR-۲ که اکثر پرنسل متعارف ارتش انگلیس به آنها دسترسی ندارند دست پیدا کرده است. این بی سیمها در اختیار نیروهای دولتی افغانستان قرار می گرفتند.در حالی که تسلیحات آنها به نظر تمیزتر بوده و بهتر نگهداری شده است، یونیفرمهایشان هم شسته شده و اتو کشیده به نظر می آیند و آنها به سبک سربازان انگلیسی سلاح هایشان را به دست می گیرند.

    یک افسرارتش انگلیس گفت: من تحت تاثیر قرار گرفته ام، بله آنها همه این تجهیزات را دارند اما با قضاوت از روی ظاهرشان آنها ممکن است همچنین ایده هم داشته باشند. طالبان برنامه و روحیه بالا و تجهیزات مناسب داشته و آنها دارند پیروز می شوند.

    دگرگونی این گروه شبه نظامی و تبدیل شدنش از یک نیروی چریکی به یک ارتش به شدت حرفه ای و به طرزی تاثیرگذار مجهز، به قیمت پول مالیات دهندگان غربی تمام شده است.

    آمریکا و انگلیس نه فقط پول این تجهیزات گرانقیمت چشمگیر را داده اند بلکه همچنین بودجه آموزش نیروهای امنیت ملی افغانستان را همچنان که این نیروها فرار کرده و رده های طالبان را پر می کنند داده اند.

    طنز ماجرا در این است که زرادخانه جدیدا یافته شده طالبان قرار بوده برای جلوگیری از افتادن کنترل افغانستان به دست طالبان استفاده شوند.

    جیم بنکس، نماینده جمهوریخواه کنگره آمریکا که اطلاعات در این زمینه را سنجیده، فاش کرد که طالبان اکنون “بیشتر از ۸۵ درصد کشورهای جهان هلیکوپترهای بلک هاوک در اختیار دارد”.همچنین یک مساله هشدار دهنده این است که این گروه همچنین دستگاه های شناسایی و گردآوری اطلاعات بیومتریک را نیز به دست آورده که می تواند به آنها در شناسایی افغانهای همکار با نیروهای ائتلاف خارجی که هنوز خیلی هایشان در این کشور گرفتار بوده و ممکن است توسط طالبان گروگان گرفته شوند، کمک کند.

    بنکس که قبلا به عنوان افسر مسئول تامین تسلیحات در افغانستان خدمت کرده اظهار کرد: به دلیل غفلت این دولت، طالبان اکنون به تجهیزاتی نظامی به ارزش ۸۵ میلیارد دلار دسترسی دارد. چیزی که برای من و خیلی های دیگر باور نکردنی و غیرقابل درک است این است که طالبان اکنون به دستگاه های بیومتریک نیز دسترسی دارد. این دولت هنوز برنامه ای برای بازگرداندن این تجهیزات و یا محموله ها ندارد.

    جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی دولت آمریکا هم اذعان کرد که “تصویر کاملی” از اینکه چه میزان از تجهیزات نظامی مفقود شده ممکن است در دستان دشمن باشد ندارد.

    بن والاس وزیر دفاع انگلیس نیز اذعان کرد که برخی تجهیزات ارتش انگلیس ممکن است بعد از بازگشت سربازان با هواپیما به خانه پشت سر مانده باشند. اما او تاکید کرد که هیچ یک از آنها “مرگبار” یا “حساس” نیست.

  • خروج امریکا از افغانستان به نفع روسیه و چین وایران تمام شد

    خروج امریکا از افغانستان به نفع روسیه و چین وایران تمام شد

    تونی بلر که انگلیس را به جنگ و اشغال دو کشور عراق و افغانستان کشاند، از اقدام جو بایدن رییس جمهور آمریکا در خروج از افغانستان انتقاد کرد.

    تونی بلر خروج آمریکا از افغانستان را رها کردن این کشور و اقدامی غیرضروری و خطرناک توصیف کرد. او در اولین اظهارنظر عمومی خود در مورد ترک کردن خاک افغانستان از سوی آمریکا، این اقدام را نوعی بی‌عاطفگی خواند و آن را اقدامی نه از روی راهبرد مشخص بلکه از روی سیاست‌زدگی نامید.

    بلر که همگام با جورج بوش پسر به افغانستان حمله کرد افزود: تنها گذاشتن مردم افغانستان موضوعی غم‌انگیز است، این کار نه به نفع آنها است و نه به نفع ما. ما به این کار نیاز نداشتیم بلکه این کار را از روی اختیار انجام دادیم.

    نخست وزیر اسبق بریتانیا اقدام آمریکا در خروج از افغانستان را تنها به نفع ایران، روسیه و چین خواند و گفت همه جهادی‌های دنیا از این کار خوشحال شدند.

    دومینیک راب وزیر خارجه انگلیس که به خاطر سپری کردن تعطیلات در زمان اشغال کابل به شدت تحت فشار افکار عمومی است هم خروج آمریکا از افغانستان را به نفع چین و روسیه خوانده بود.

  • فرمانده مسلح انگلستان: کشورهای همسایه افغانستان در مبارزه با تروریزم همکاری کنند

    فرمانده مسلح انگلستان: کشورهای همسایه افغانستان در مبارزه با تروریزم همکاری کنند

    کارتر، امروز(شنبه) در مقاله منتشر شده در روزنامه انگلیسی «تایمز» با بیان اینکه برخی از کشورهای همسایه افغانستان ، میلیونها پناهنده افغان را پذیرفته اند، اما اگر روند بازگرداندن ثبات به این کشور ناکام بماند ، تعداد آنها افزایش می یابد، اشاره کرد که ادامه جنگ در افغانستان به نفع کشورهای همجوار نیست.

    فرمانده نیروهای مسلح انگلستان ادامه داد که در این وضعیت رشد پدیده تروریسم امری گریز ناپذیر است زیرا تندروها از خلأهای ایجاد شده سواستفاده خواهند کرد، اما اگر با هم همکاری کنیم می توان از این امر پیش گیری کرد.

    کارتر تأکید کرد که جامعه بین الملل باید با نشان دادن اعتماد خود به افغان ها در این تلاشها نقش محوری ایفا کند .

    وی افزود:« باید به دولت افغانستان کمک کنیم تا به مقاومت خود ادامه دهند و می بایست رهبران جنبش طالبان را مورد نقد قرار داده و آنها را وادار کنیم که سر میز مذاکره بنشینند. نباید به آنها مشروعیت جعلی داد.»

  • طالبان امروز از طالبان دیروز خطرناک‌تر است

    طالبان امروز از طالبان دیروز خطرناک‌تر است

    ‌اوضاع مرزهای شرقی ایران ابری و خاکستری است، افغانستان می‌رود دوباره در هزارتوی تاریخ گم شود؛ این را افرادی که از نظر کاری به نیروی کار برادران و خواهران افغان نیاز دارند، بهتر از هر سیاست‎‌مداری حس می‌کنند.

    اگر افغانستان آرام باشد نیروی کار افغان کمتر پیدا می‌شود، خصوصا این سال‌ها که تورم افسارگسیخته و گرانی خورد و خوراک سفره کارگران فصلی و روزمزد را کوچک و کوچک‌تر کرده است. به قول یکی از کارگران افغان «دیگر حتی سیب‌زمینی و ماکارونی هم نمی‌شود خرید، چه برسد به روغن‌نباتی یا پیه و دنبه گوسفند، نان خالی هم که گران شد، اما اوضاع داخلی افغانستان که «به‌ هم فشرده» می‌شود، چاره‌ای جز فرار باقی نمی‌گذارد.

    پاکستان که کار نیست، ایران که مجوز نمی‌دهد و باید از پلیس که هیچ، از سایه خودمان هم ترسید. نه می‌شود حساب بانکی باز کرد نه می‌شود سیم‌کارت تلفن خرید، نه اتوبوس و قطار سوار شد و همیشه باید زیر سایه ترس و وحشت زندگی کرد. ترکیه که اوضاع بهتر است و کمتر دچار ترس و وحشت هستیم، به شدت گرانی است، نه می‌شود از وسایل نقلیه استفاده کرد و نه از اتاقک‌هایی که صاحب‌کار ایرانی مجانی در اختیارمان می‌گذارد، خبری هست.

    از طالبان دیروز تا طالبان امروز

    بخش عمده درآمد محدودی که در ترکیه به دست می‌آوریم صرف هزینه‌های جنبی می‌شود و چیزی که باقی می‌ماند، به اندازه‌ای نیست که روانه افغانستان و خانواده بکنیم. مسئله زبان هم گرفتاری دیگری است اما در ایران با همه عیب و ایرادات و اشکالات، هم‌زبانی و مهربانی مردم هست».

    موج کارگران افغانستانی با خانواده آنان سرازیر ایران شده است و اتفاقا کارگران پشتون‌زبان مشغول تسویه حساب با صاحب‌کاران خود هستند تا روانه افغانستان بشوند؛ به همین سادگی. گروه طالبان که از جمعیت پشتون افغانستان هستند، کم‌کم کل افغانستان را به گفته یکی از کارگران پشتون «بازپس» می‌گیرند و دمل دشمنی پشتون‌ها با هزاره‌ها، تاجیک‌ها و اُزبک‌ها دوباره سر باز خواهد کرد.

    وقتی جنگ بین مجاهدین که سال‌ها با ارتش متجاوز سرخ جنگیده بودند، بعد از خروج نیروهای شوروی از افغانستان، ته‌مانده رمق کشور جنگ‌زده و اشغال‌شده افغانستان را گرفت، طرح و برنامه پاکستان و کمک مالی عربستان به نتیجه رسید و گروه سلفی و واپس‌گرایی که نام طالب را بر خود نهاده بودند، امارت اسلامی افغانستان را به ریاست ملامحمدعمر تشکیل دادند.

    فتح قندهار آغازی شد بر حرکت این گروه نوظهور و واگذاری هرات توسط اسماعیل‌خان به این گروه، فتح کابل را هموار کرد و شهرهای افغانستان یکی بعد از دیگری به‎‌دست این گروه فتح شد. شهادت دیپلمات‌های ایرانی در مزارشریف اوج دشمنی آنان با ایران و ایرانیان و مذهب تشیع بود.

    الگوی اولیه حکومت اسلامی مورد نظر ملامحمدعمر در سرتاسر افغانستان با زور اعمال و اجرا شد. مردان باید ریش بلند داشته باشند، لباس محلی به عنوان لباس رسمی پذیرفته شد، نماز جماعت اجباری شد، رادیو و تلویزیون، ماهواره و وسایل موسیقی همه وسایل شیطانی محسوب شدند، نقاشی و عکاسی موجودات زنده ممنوع شد تا جایی که هنوز هم عکس ملامحمدعمر به‌صورت رسمی انتشار پیدا نکرده است.

    دختران و زنان حق کار و تحصیل نداشته و اجازه خروج از منزل را به‌تنهایی ندارند، آرایش برای زنان خارج از خانه ممنوع و حرکت در خیابان بدون همراهی مرد محرم ممنوع شد. مالیات اسلامی زکات برقرار شد، پیروان دیگر مذاهب مانند شیعیان و اسماعیلیان حق برگزاری مراسمات مذهبی را ندارند.

    اکثر تحلیلگران بر این باورند که ضعف دولت‌های جهادی و به‌حاشیه‌راندن پشتون‌ها از حکومت زمینه‌ساز رشد طالبان پشتون شد، بیانیه اولیه گروه طالبان به این شرح که «… ما محصلین و طالبان مدارس دینی هستیم که برای ازبین‌بردن گروه‌ها و دسته‌جات مسلح محلی و برقراری امنیت راه‌های تجارت قیام کرده‌ایم…» گویاترین بیانیه‌ای بود که اهداف اولیه این گروه را نشان می‌داد. ملامحمدعمر اولین رئیس گروه طالبان از مهر ماه سال 1375 که کابل را فتح کردند، است که تا پایان عمر این دولت پس از سقوط حکومت طالبان و فرار به پاکستان بر این کشور حکومت راند.

    در زمانه حکومت طالبان بر افغانستان گروه‌های به اصطلاح جهادی، خصوصا اعراب، از اطراف و اکناف به افغانستان کوچیدند و در پناه حمایت طالبان گروه متعصب و خشن القاعده به رهبری اسامه بن‌لادن که با دامادی ملامحمدعمر مشروعیت هم پیدا کرده بود، با دلارهایی که این ثروتمند عربستانی در اختیار داشت، به کادرسازی محرمانه خود مشغول شد.

    بستر مناسبی که افکار واپس‌گرای بن‌لادن در افغانستان پیدا کرد باعث تشکیل هسته‌های ترور در سرتاسر جهان شد؛ تا جایی که در 11 سپتامبر سال 2001 سلسله‌ای از حملات انتحاری توسط گروه تروریستی القاعده در خاک آمریکا به وقوع پیوست.

    در این واقعه 19 نفر از عناصر القاعده، چهار هواپیمای مسافربری را در آسمان ربودند و دو تا از این هواپیماها که هدایت آنها به دست تروریست‌ها افتاده بود، به فاصله زمانی کوتاه به برج‌های دوقلوی مرکز تجارت جهانی در نیویورک کوبیدند که همه مسافران هواپیماها به اضافه نزدیک به سه هزار نفر از مردم عادی که در ساعات اولیه صبح مشغول کار بودند، کشته شدند و ظرف کمتر از دو ساعت دو برج سر به فلک کشیده تجارت جهانی که سمبل و نهاد سرمایه‌داری آمریکایی بود، در قلب نیویورک ویران شدند.

    بیشتر کشته‌شدگان آمریکایی بودند اما در بین آنان ملیت‌های مختلفی هم حضور داشتند که از 90 کشور در جمع کشته‌شدگان بودند، تعداد مجروحان واقعه نیز بیش از 25 هزار نفر بود. واکنش سریع آمریکا به این حادثه هولناک که تلفات آن در داخل آمریکا در طول تاریخ این کشور بی‌سابقه بود، شروع جنگ به اصطلاح با تروریسم بود که با حمله به افغانستان و ساقط‌کردن گروه طالبان به بهانه پناه‌دادن به گروه تروریستی القاعده شروع شد.

    بعضی از تحلیل‌گران حادثه 11 سپتامبر 2001 را برابر با حمله ژاپن به بندر پرل‌هاربر که تاریخ آمریکا و ژاپن را تغییر داد، می‌دانند که پیامدهای مختلف سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نظامی برای کشور آمریکا و کل جامعه جهانی داشت. سقوط طالبان توسط مردم افغانستان نبود، بلکه با حمله آمریکا به قصد ساقط‌کردن طالبان صورت گرفت.

    آمریکا مانند شوروی دوباره کشور افغانستان را اشغال کرد، اما به شیوه خود دولتی در این کشور سر کار آورد که با تأسف نتوانستند جامعه بحران‌زده افغانستان را سروسامان بدهند. هزینه بالای نگهداری نیروها در افغانستان توسط آمریکا و تغییراتی که در جامعه جهانی از باب منافع آمریکا در خارج از مرزها صورت گرفت، آمریکاییان حضور خود را در منطقه با توجه به هزینه بالای آن مقرون‌به‌صرفه ندانستند و دنبال خروج از افغانستان بودند.

    از طرفی شرایط منطقه‌ای به کلی دگرگون شده است. روزگاری نفت منطقه خاورمیانه در معادلات جهانی نقش‌آفرین بود، امروزه وضع انرژی جهانی تغییر کرده است. آمریکای واردکننده انرژی به صادرکننده آن تبدیل شده است و انگیزه‌ای برای ماندن در خاورمیانه ندارد. دولت اوباما از عراق خارج شد و زنگ خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان را دونالد ترامپ به صدا درآورد و در دولت جو بایدن به نتیجه نهایی خود نزدیک می‌شود. تاریخ خروج نهایی نیروهای آمریکایی از افغانستان با ظرافت انتخاب شده است.

    از طالبان دیروز تا طالبان امروز

    اما در 20 سالی که از واقعه 11 سپتامبر 2001 می‌گذرد، با تأسف دولتمردان افغانستانی نتوانستند شرایط کشورشان را به نفع مردم افغانستان تغییر دهند و فساد گسترده در بین دولتمردان اجازه نداد کمک‌های جهانی در زیرساخت‌های افغانستان هزینه شود یا کادرسازی نیروهای ملی در افغانستان صورت گیرد تا اداره کشور افغانستان دوباره به دست طالبان نیفتد. آمریکا نیز موقعیت افعانستان را به خوبی رصد نکرد و جایگاه طالبان را به باور نگارنده به غلط در افغانستان مورد بررسی قرار دادند و در چند سال گذشته با نیروهای طالبان مذاکره کردند.

    باید پذیرفت طالبان امروز طالبان دیروز نیستند و برخلاف باوری که با تأسف در ایران هم هوادار دارد، طالبان امروزی خطرناک‌تر از طالبان دیروز است؛ رهبران فعلی طالبان با همان ایدئولوژی واپس‌گرای سابق اما رخت و لباس نو پوشیده بر تن رهبران خود با آمریکا به مذاکره نشستند و این یعنی کسب مشروعیت جهانی از قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی. فراموش نکنیم در اولین ماه‌های حضور طالبان در افغانستان بعد از سقوط کابل و همراه با سقوط مزارشریف دیپلمات‌های ایرانی سر بریده شدند، فراموش نکنیم در آن سال‌ها چه جنایاتی تحت عنوان دین به‌دست این گروه در افغانستان نسبت به شیعیان و تاجیک‌ها و فارسی‌زبانان صورت گرفت.

    اگر طالبان دیروز مشروعیت خود را از دولت‌های عربی خصوصا عربستان و امارات و دولت پاکستان می‌گرفتند، طالبان امروزی با همان ایدئولوژی توسط قدرت‌های بزرگ جهانی به رسمیت شناخته شده‌اند. طالبان امروز به مراتب خطرناک‌تر از طالبان دیروز است، این مهم را می‌توان از کوچ دسته‌جمعی هزاره‌ها و تاجیک‌ها به همراه خانواده به داخل ایران به عینه دید. شاید در ظاهر طالبان امروزی نونواتر از دیروزیان باشند، اما اساسا از نظر ایدئولوژیک با ایران امروز در تضاد کامل هستند و نگرش فرهنگی و حتی ملی طالبان در تضاد فراگیر با ایران و هویت ایران.

    طالبان در حالی دوباره قدرت را در افغانستان به دست خواهند گرفت که در آمریکا و غرب، فضایی به وجود آمده است که این گروه مشروعیت قانونی دارد. آمریکا تا 11 سپتامبر به‌طورکامل از افغانستان خارج خواهد شد و اگر نیروهایی در افغانستان مانده باشند عمدتا مسئول حفظ امنیت دیپلمات‌های غربی و آمریکایی خواهند بود. هم‌اکنون بیش از نیمی از خاک افغانستان توسط طالبان اشغال شده است و حضور محمد اشرف غنی و عبداله عبداله در واشنگتن هم نتوانست مانع از گسترش حوزه نفوذ طالبان در افغانستان بشود.

    تأسف‌بار اینکه گروهی از تحلیل‌گران، طالبان امروزی را برخواسته از مردم افغانستان می‌دانند، غافل از اینکه تفکر این گروه به ظاهر جدید با گروه سابق هیچ فرق و تفاوتی پیدا نکرده است. دیرزمانی را پیش‌رو خواهیم داشت که دوباره کاخ ریاست‌جمهوری افغانستان به محل امارت امیر طالبان تبدیل خواهد شد.

    طالبانی که در تاریخی نه‌چندان دور خبرنگار و دیپلمات‌های ما را به رگبار بستند. کاش تحلیل‌گرانی که به کانون قدرت نزدیک‌تر هستند، باور کنند طالبان دیروز و امروز تفاوتی ندارند، اما یک فرق اساسی پیدا کردند؛ جامعه جهانی خصوصا آمریکا از سر ناچاری با این گروه مصالحه کردند؛ مصالحه‌ای که بازنده آن منطقه خاورمیانه است.

    نعمت احمدی، حقوقدان ایرانی 

  • مرحله یک هشتم نهایی یورو 2020 پایان یافت/انگلستان و اوکراین به دور بعد صعود کردند

    مرحله یک هشتم نهایی یورو 2020 پایان یافت/انگلستان و اوکراین به دور بعد صعود کردند

    تیم های ملی فوتبال انگلستان و اوکراین سه شنبه شب با شکست رقبای خود به مرحله یک چهارم نهایی جام ملت های اروپا راه یافتند.

    در اولین بازی آخرین روز مرحله یک هشتم نهایی این رقابت ها انگلستان موفق شد در ورزشگاه ومبلی در لندن با دو گل آلمان، حریف دیرینه خود را شکست دهد. این بازی تا دقیقه ۷۵ با نتیجه مساوی بدون گل دوم می شد اما رحیم استرلینگ، بازیکن ۲۶ ساله انگلستان در حالی که تنها ۱۵ دقیقه به پایان بازی باقی مانده بود دروازه آلمان را باز کرد.

    هری کین، مهاجم و کاپیتان انگلستان ۱۱ دقیقه بعد توانست دومین گل را وارد دروازه آلمان کند. به این ترتیب آلمان نیز به جمع دیگر تیم های قدری پیوست که از گردونه رقابت های یورو ۲۰۲۰ حذف شده اند. هلند، پرتغال، مدافع عنوان قهرمانی و فرانسه، قهرمان جام جهانی ۲۰۱۸ پیش از آلمان از جام ملت های اروپا حذف شده بودند.

    مسابقه سه شنبه آخرین بازی تیم ملی فوتبال آلمان با سرمربیگری یوآخیم لوو بود. او قرار است جای خود را به هانس دیتر فلیک، دستیار پیشینش بدهد. یوآخیم لوو نزدیک به ۱۵ سال هدایت تیم ملی آلمان را برعهده داشت که نقطه اوج آن را می توان قهرمانی در جام جهانی سال ۲۰۱۴ و تحقیر برزیل در بازی نیمه نهایی آن تورنمنت دانست.

    حذف آلمان از رقابت های یورو ۲۰۲۰ به این معنا است که هر چهار تیم «گروه مرگ» این رقابت ها یعنی فرانسه، مجارستان، پرتغال و آلمان پیش از مرحله یک چهارم نهایی با جام ملت های اروپا وداع کرده اند.

    شب تاریخی اوکراین

    در دیگر بازی سه شنبه شب تیم های سوئد و اوکراین در گلاسکو به مصاف یکدیگر رفتند. الکساندر زینچنکو اولین گل این بازی را برای اوکراین وارد دروازه سوئد کرد. امیل فورسبرگ، بازیکن ۲۹ ساله سوئد ۱۵ دقیقه پس از این گل و در حالی که تنها دو دقیقه به پایان نیمه اول بازی باقی مانده بود دروازه اوکراین را باز کرد. به این ترتیب دو تیم با نتیجه مساوی یک- یک در نیمه اول به رختکن رفتند.

    این نتیجه در نیمه دوم نیز حفظ شد تا بازی اوکراین و سوئد به دو وقت اضافه ۱۵ اضافه ای کشیده شود. سوئد از دقیقه ۹۹ به دنبال اخراج مارکوس دانیلسون ۱۰ نفره بازی را دنبال کرد. در پایان ۱۵ دقیقه دوم و در حالی که سه دقیقه وقت اضافه در نظر گرفته شده بود آرتم دووبیک، مهاجم اوکراین توانست با ضربه سر دروازه سوئد را باز کند. به این ترتیب برنده آخرین بازی مرحله یک هشتم نهایی در وقت های اضافه و بدون ضربات پنالتی مشخص شد و سوئد هم دیگر فرصتی برای جبران این نتیجه نداشت.

    انگلستان و اوکراین شنبه شب در مرحله یک چهارم نهایی به مصاف یکدیگر خواهند رفت.

  • کشورهای گروه 7 یک میلیارد دوز واکسن کرونا به کشورهای فقیر کمک می کنند

    کشورهای گروه 7 یک میلیارد دوز واکسن کرونا به کشورهای فقیر کمک می کنند

    بنا به اعلام دولت بریتانیا که ریاست دوره‌ای گروه هفت را برعهده دارد «طرحی برای گسترش تولید واکسین» نیز از سوی کشورهای عضو اعلام خواهد داشت.
    بریتانیا قرار است ۱۰۰ میلیون دوز از یک میلیارد دوز وعده داده شده را تامین کند. پیشرفت قابل توجه کارزار واکسیناسیون در بریتانیا به لندن امکان داده است تا دوزهای اضافی خود را به دیگر کشورهای جهان اختصاص دهد.
    تاکنون نزدیک به ۷۰ میلیون دوز از واکسین کرونا در بریتانیا تزریق شده است. نیمی از یک میلیارد دوز وعده داده شده از سوی گروه هفت را ایالات متحده امریکا تامین خواهد کرد. جو بایدن رییس جمهور امریکا در این مورد گفت: «وظیفه بشردوستانه ما این است که تا حد ممکن جان آدم ها را نجات دهیم».
    یک میلیارد دوز واکسینی که گروه هفت وعده آن را داده قرار است از طریق ساز و کار «کوواکس» در بین «۹۲ کشور جهان» تقسیم شود. از این میان ۲۰۰ میلیون دوز قرار است تا پایان سال ۲۰۲۱ در اختیار کشورهای فقیر قرار گیرد.
    ساز و کار «کوواکس» تاکنون بیش از ۸۰ میلیون دوز از واکسین بیماری همه گیر «کووید- ۱۹» را در ۱۲۹ کشور یا منطقه جهان تقسیم کرده است.
    شماری از هواداران محیط زیست روز جمعه همزمان با آغاز نشست سه روزه سران گروه هفت در بریتانیا در اعتراض به تغییرات آب و هوایی و سیاست های هفت کشور صنعتی تظاهرات کردند.

  • نبیل:  معامله ننگین حکومت با پاکستان در حال اجرا شدن است

    نبیل: معامله ننگین حکومت با پاکستان در حال اجرا شدن است

    رحمت‌الله نبیل، رییس پیشین امنیت ملی کشور، اظهارات دو روز پیش حمدالله محب، مشاور امنیت ملی در ننگرهار را تلاشی برای تغییر افکار عمومی در آستانه معامله با پاکستان عنوان کرده است. محب در روز نخست عید اعلام کرد که پاکستان در صدد گسترش جغرافیای خود در داخل خاک افغانستان است.

    نبیل می‌گوید هر زمانی که با پاکستان معامله‌ای صورت می‌گیرد، «احساسات وطن دوستی و ضد پاکستانی» مقامات به هدف تغییر افکار عمومی شدت می‌گیرد . به گفته او، این موضوع بارها ثابت شده است.

    به نقل از هشت صبح، رییس پیشین امنیت ملی مدعی شده است در جریان سفر مقامات ارشد امنیتی بریتانیایی و پاکستانی به کابل، روی توافق‌ تازه نظامی بحث شده است که شامل کاهش شمار ارتش کشور می‌شود.

    نبیل روز شنبه، بیست‌وپنجم ثور در رشته توییت‌هایی هرچند نام از حمدالله محب نبرده است، اما توییت واکنشی عبدالکریم خرم نسبت به سخنان محب را بازنشر کرده است. او گفته است با میانجی‌گری انگلیسی‌ها «معامله‌ شرمناک» در حال انجام است و برخی از آن‌ها تکمیل شده است.

    به گفته نبیل، این معامله‌ها به نفع اشخاص است، اما ضرر بزرگی برای افغانستان به شمار می‌رود.

    به گفته نبیل، معاملاتی در زمینه آوردن خط دیورند به سوی افغانستان، کشیدن یک طرفه سیم خاردار، موافقت‌نامه «SOP» که براساس آن پاکستان دروازه‌ها و پوسته‌های جدید می‌سازد، از بین بردن مخالفان پاکستان زیر نام همکاری استخباراتی و تغییر تعرفه گمرکی و تجارتی به نفع پاکستان، تاکنون انجام شده است.

    رییس پیشین امنیت ملی به همین ترتیب به دیدار سه‌جانبه رییس جمهور غنی با سرنیک کارتر، فرمانده عمومی نیروهای مسلح بریتانیا و قمر جاوید باجوه، رییس ستاد ارتش پاکستان که روز دوشنبه، بیستم ثور، در ارگ ریاست جمهوری انجام شد، اشاره کرده است.

    او گفته است در این دیدار دو و نیم ساعته پشت درهای بسته، روی توافق‌ نظامی بحث شده است.

    طبق معلومات نبیل، این مباحث شامل کاهش ارتش افغانستان، آموزش ارتش افغانستان از سوی پاکستان، اجرای تمرینات مشترک نظامی و استخباراتی در خاک افغانستان، ترمیم هواپیماها و اسلحه نیروهای ارتش از سوی پاکستان، سرکوب جنبش تحفظ پشتون‌های پاکستان و مسایل دیگر می‌شود.

  • لوی درستیز ارتش انگلیس: دلیلی برای جهاد طالبان در افغانستان وجود ندارد

    لوی درستیز ارتش انگلیس: دلیلی برای جهاد طالبان در افغانستان وجود ندارد

    جنرال سر نیکولاس کارتر در مصاحبه با «افغان تی وی» از طالبان خواست جنگ علیه مردم افغانستان را متوقف نماید.

    به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری رها، جنرال کارتر به طلوع نیوز نیز گفت دیگر دلیلی برای طالبان نمی ماند تا در مورد جهاد صحبت کنند، آنها اکنون علیه مردم افغانستان می جنگند.

    جنرال کارتر در پاسخ به سوال «حمایت پاکستان از طالبان» افزود حقیقت این است که پاکستان نیز مشکل مشابه را با افغانستان در زمینه تروریزم دارد.

    لوی درستیز ارتش انگلستان تاکید کرد:«جنرال باجوا اغلب این شرایط را یک بیماری توصیف می کند و بدون شک این بیماری تنها با همکاری نزدیک و مشترک افغانستان و پاکستان می تواند درمان شود.

  • رئیس جمهور غنی با لوی درستیز انگلستان و پاکستان دیدار نمود

    رئیس جمهور غنی با لوی درستیز انگلستان و پاکستان دیدار نمود

    رئیس جمهور محمد اشرف غنی قبل از ظهر با جنرال قمر جاوید باجوه لوی درستیز پاکستان و جنرال سرنیک کارتر لوی درستیز بریتانیا، دیدار کرد.

    در این دیدارها در خصوص روند صلح، روابط افغانستان و پاکستان، نقش پاکستان در پروسۀ صلح و ختم خشونت ها در افغانستان، بحث و تبادل نظر صورت گرفت.

    رئیس جمهور غنی با تاکید گفت نقش کشورهای منطقه به ویژه پاکستان در برقراری صلح و تاثیر گذاری این کشور بالای طالبان بسیار مهم است و دو کشور همسایه راهی جز احترام متقابل، حسن همجواری و همکاری اقتصادی ندارند.

    رئیس جمهور افزود که جنگ افغانستان راه حل نظامی ندارد و تاکید طالبان بر راه حل نظامی برای مردم افغانستان غیر قابل پذیرش است و مردم افغانستان خواستار صلح عادلانه و پایدار از طریق بحث و گفتگو هستند.

    رئیس جمهور غنی، ثبات هر دو کشور را با همدیگر مرتبط دانسته و خواستار نقش موثر و صادقانه پاکستان در زمینۀ تامین صلح عادلانه و پایدار در افغانستان گردید.

  • رئیس ستاد ارتش انگلستان وارد کابل شد

    رئیس ستاد ارتش انگلستان وارد کابل شد

    یک منبع آگاه که نمی‌خواهد نامش گرفته شود، می‌گوید آقای کارتر امروز (دوشنبه، ۲۰ ثور) وارد کابل شده و قرار است با رهبران حکومت افغانستان گفت‌وگو کند. این منبع اما دربارۀ دلیل سفر آقای کارتر به کابل جزییات به دست نمی‌دهد.

    مقام‌های رسمی دولت تاکنون در این باره چیزی نگفته‌اند.

    این در حالی است که ساعات پیش، جنرال جاوید قمر باجوه، رییس ستاد ارتش پاکستان نیز وارد کابل شده است. سفر همزمان این دو مقام بلندپایۀ ارتش پاکستان و انگلستان به کابل در حالی صورت می‌گیرد که دولت و طالبان سه روز عید فطر را آتش‌بس اعلام کرده‌اند.

    دولت افغانستان آتش‌بس سه روزه را کافی ندانسته و خواستار برقراری آتش‌بس دایمی در کشور شده است؛ درخواستی که طالبان تاکنون به آن پاسخ مثبت نداده‌اند. این همه در حالی است که در روزهای پسین میزان خشونت‌ها در کشور به شدت افزایش یافته است.

  • طالبان دنبال صلح نیستند

    طالبان دنبال صلح نیستند

    طالبان گروه تروریستی‌ای‌ هستند که با هم‌بستری سیاسی امریکا و هم‌پیمان‌های سیاسی‌اش چون انگلیس، اسراییل و عربستان سعودی با پاکستان، به‌عنوان فرزندان چند پدر و یک مادر در بطن کشور پاکستان پرورده و زاده می‌شوند. بی‌نظیربوتو نخست‌وزیر پیشین پاکستان در چهارم اکتوبر ۱۹۹۶ میلادی در مصاحبه‌ی با بی‌بی‌سی می‌گوید پدیده‌ای طالبان در سال‌های جهاد افغانستان از سوی امریکا، عربستان سعودی و انگلیس طرح‌ریزی شد و پاکستان امور مدیریتی آن ‌را به دوش گرفته بود (محمد عالم، ۱۳۹۸، ص ۱۱۴).
    این گروه تبه‌کار از نام، جامه، کلاه، دستار و شعارهای اسلامی برای مشروعیت خود در افغانستان استفاده ابزاری می‌کنند و دست به اعمال ضد انسانی و اسلامی و منافع کشور افغانستان می‌زنند.
    گروه طالبان به هدف به ثمر رساندن خواست‌های امریکا و متحدان منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای خود به‌ویژه پاکستان به جود می‌آید. امریکا برای راه‌اندازی و تکمیل پروژه‌ی نفتی یونیکال و هژمونی منطقه‌ای به گونه‌ی درازمدت در منطقه با حضور نظامی در افغانستان در بهترین منطقه‌ی راهبردی و پاکستان برای جلوگیری از ایجاد یک حکومت مقتدر و همه‌شمول در افغانستان و معضل خط دیورند این پدیده بنیادگرا و تروریستی را با هماهنگی یکدیگر ایجاد می‌کنند.
    به‌طورکلی طالب‌ها را می‌توان به این گروه‌ها تقسیم کرد:
    *طالبان تکنوکرات (نیکتایی‌دار)؛
    *طالبان پاکستانی وابسته به سازمان استخباراتی آی اس آی؛
    * طالبانی که به گونه فعال مصروف انجام حملات تروریستی و دهشت افگنی هستند.
    طالبان تکنوکرات یا نیکتایی‌دار
    همان طالبانی‌اند که برای نخستین بار این گروه تروریستی را با هماهنگی امریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش به‌ویژه پاکستان پی‌می‌افگند و هم‌چنان مأموریت جلب، جذب و حمایت مالی طالب‌ها به دوش آن‌ها است، از جمله‌ی این طالبان می‌توان از حامد کرزی، زلمی خلیل‌زاد، علی احمد جلالی و غیره لابی گران نام برد. محمد عالم ۱۳۹۸ به نقل از خلیل‌زاد می‌گوید: «وقتی کرزی و من در واشنگتن دیدار کردیم او از رازی پرده برداشت که طالبان در نظر دارند او را به نمایندگی خود در سازمان ملل تعین کنند و از من مشورت خواست من به‌طور غیرصریح گفتم؛ اگر این مقام را بگیرد ناچار از طالبان در جهان نمایندگی کنید، آیا آماده‌ی چنین کاری هستید؟» حامد کرزی و خلیل‌زاد از جمله بنیان‌گذارانی می‌باشند که در ایجاد این گروه حضور فزیکی دارند و حامد کرزی فرد درجه دوم رهبری طالبان بعد از ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۴ تقریباً ۱۳ سال بالای مردم افغانستان حکومت می‌کند.
    به گفته احمد رشید روزنامه‌نگار پاکستانی «رابرت اوکلی سفیر پیشین امریکا در پاکستان، یونیکال را در استخدام کارشناسان کمک می‌کرد و به مشورت اوکلی، یونیکال بعضی از امریکایی‌های افغان‌تبار را که خلیل‌زاد نیز در جمع آن‌ها بود استخدام کرد» خلیل‌زاد یکی از اعضای نیکتایی‌دار و هم‌چنان کارمند یونیکال، به‌عنوان وایسرای امریکا همیشه از طالبان به‌عنوان کمند سیاسی برای دست‌یابی امریکا به اهدافش در منطقه، مأموریتش را به گونه‌ی خستگی‌ناپذیر انجام می‌دهد.
    طالبان پاکستانی
    طالبانی‌اند که برای جلب و جذب و انگیزه دادن این گروه در آن‌سوی مرز دیورند مصروف انجام مأموریت‌شان هستند. رهبران پاکستانی طالبان از جمله ملا نصیرالله بابر، مولوی سمیع الحق و ده‌ها تن دیگر که چهره‌های‌شان تا هنوز افشا نشده است با ایجاد و تمویل مدارس دینی، از آن مکان‌ها جهت پرورش و گسترش این گروه مصروف انجام مأموریت و پل ارتباطی مخفی میان امریکا، شیخ‌نشین‌های عربی و طالبان هستند.
    طالبان افغانی یا حربی و سیاسی: این بخش از طالبان به گونه‌ی حضوری در خط مقدم نبرد مصروف انجام اعمال ضد بشری هستند. این بخشی از طالبان نیز به چهار گروه تقسیم می‌شوند:
    ۱: گروه رهبران: این بخش از طالبان در سطح رهبری قرار دارند، برخی از این گروه در صفحات نبرد جنگ را به گونه‌ی عملی و حضوری رهبری می‌کنند و برخی از ایشان اکنون در دوحه قطر مصروف چانه‌زنی از راه سیاسی با نمایندگان مردم افغانستان قرار دارند و هدف‌شان همیشه کرسی، قدرت و فروش افغانستان به بیگانگان است که بیست‌وپنج سال می‌شود برای رسیدن به قدرت و کرسی از مردم افغانستان قربانی نابهنگام می‌گیرند؛
    ۲: گروه خوش‌باوران دینی: این گروه از طرف علمای بنیادگرا و خوارج چنان شکار وسوسه شدند که گویا افغانستان توسط کفار اشغال‌شده و به مکانی تبدیل شده که در آن‌جا جنگیدن به پیمانه جهاد اکبر است، این‌ها بی‌خبر از این‌که همین کافران غربی تمویل‌کننده منابع مالی‌شان است و ایشان با عقیده پاک شعار جهاد را سر می‌دهند و مردم افغانستان را می‌کشند. این بخشی از طالبان به شمول بخش رهبری همانند خوارج همیشه از آدرس دین اسلام به‌خاطر رسیدن به قدرت و منافع شخصی استفاده‌ی ابزاری می‌نمایند.
    ۳: گروه ناگزیران: این بخش از طالبان مردمانی‌اند که از خاطر فقر و بیکاری برای تهیه نفقه فامیل ناگزیرند از دولت فاصله بگیرند به گروه طالبان بپیوندند و در بدل معاش و تمویل خرج عیال بجنگند.
    ۴: گروه قانون‌گریزان: این گروه همان افرادی‌اند در ساحات تحت حاکمیت دولت دست به جنایات از جمله قتل، سرقت، رهزنی و غیره جنایات و اعمال ضد بشری می‌زنند و برای گریز از این‌که توسط دولت دست‌گیر و مجازات نشوند به ساحات تحت نفوذ طالبان به گروه طالبان پناه می‌برند در جمع ایشان هم‌چنان کسانی‌اند که با داشتن عقده‌های شخصی و دشمنی در بین جامعه برای انتقام به گروه طالبان می‌پیوندند و با استفاده از ابزار طالبان از دشمن‌شان انتقام می‌گیرند.
    در کل گروه طالبان هیچ‌گونه طرح و برنامه‌ای برای حیات آینده‌ی افغانستان ندارند برای این‌که ایشان توسط بیگانگان پیدا شدند، توسط بیگانگان تمویل می‌شوند و برای برآورده کردن اهداف بیگانگان چون امریکا و دیگر هم‌پیمانان استراتژیک و منطقه‌ای آن در مقابل بهای اندک و مزد چندروزه به کشتن مردم افغانستان می‌پردازند.
    این ‌بود چهره‌ی اصلی طالبانی که بیست‌وپنج سال می‌شود بر پیکر کشور و مردم افغانستان آتش می‌افروزند و مردم بی‌گناه و بی‌چاره را به خاک و خون می‎کشند.
    بیست سال می‌شود که دولت دست‌نشانده‌ی امریکا در افغانستان تلاش دارد که با طالبان صلح کند و این پروسه تا اکنون به نتیجه‌‌ای نرسیده است. علت اصلی این‌که چرا پروسه صلح ناکام مانده است این است، طرف‌هایی که دولت افغانستان می‌خواهد با ایشان صلح بکند، آلت دست قدرتی به‌نام امریکا و پاکستان است. اگر دولت افغانستان می‎خواهد با طالبان صلح کند باید اول بداند که طالبان گروهی‌اند با ابتکار امریکا، متحدان غربی و منطقه‎ای‌اش و پاکستان به وجود آمده است. پروسه صلح دولت افغانستان با طالبان به آن نتایج که افغان‌ها انتظار دارند و به منافع افغانستان باشد، هیچ‌گاهی به نتیجه نه خواهد رسید و اگر صلحی صورت گیرد، به منافع و خیر مردم افغانستان نخواهد بود، یگانه طرف‌هایی که از این صلح سود می‌برد، امریکا و متحدان راهبردی و منطقه‌‌ای و فرا منطقه‌ای‌اش خواهد بود. یگانه راهی که بتواند صلح به نفع افغان‌ها صورت گیرد، در گرو از بین بردن نقش امریکا و دیگر شرکای راهبردی‌اش به‌ویژه پاکستان در قضیه افغانستان است.

    صبغت الله مسلمیار

  • کرملین ابتلای پوتین به پارکینسون را رد کرد

    کرملین ابتلای پوتین به پارکینسون را رد کرد

    کاخ کرملین، گزارش رسانه‌های بریتانیایی درباره‌ی بیماری و کناره‌گیری پوتین از ریاست‌جمهوری را رد کرد.

    اخیرا نشریه‌ی بریتانیایی سان، به نقل از یک تحلیل‌گر روس، نوشت ولادیمیر پوتین، رییس‌جمهور روسیه به بیماری پارکینسون مبتلا شده و به همین دلیل تصمیم دارد در سال ۲۰۲۱ از قدرت کناره‌گیری کند.

    دمیتری پسکوف، سخن‌گوی پوتین، گزارش روزنامه‌ی سان را «پوچ و بی‌اساس» خواند.

    سخن‌گوی کرملین، گفته است پوتین سالم است و هیچ قصد و نیتی برای کناره‌گیری از ریاست‌‌جمهوری ندارد.

    ولادیمیر پوتین، در سال ۱۹۹۹ نخست‌وزیر روسیه شد. پس از آن از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۸ رییس‌جمهور بود و سپس از ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۲ دوباره نخست‌وزیر روسیه شد و در سال ۲۰۱۲ رییس‌جمهور شد و تا اکنون رییس‌جمهور روسیه است.

    دوران ریاست‌جمهوری او در سال ۲۰۲۴ به پایان می‌رسد؛ اما می‌تواند با تغییر قانون اساسی دوران ریاست‌جمهوری‌اش را تمدید کند.

    در چند هفته‌ی اخیر، لایحه‌ای به پارلمان روسیه فرستاده شده که در آن رییس‌های پیشین این کشور، پس از دوران خدمت از پیگرد و تعقیب قضایی مصوون خواهند بود.

  • مذاکرات صلح و نقش نمادین زنان

    مذاکرات صلح و نقش نمادین زنان

    تیم های مذاکره کننده حکومت و طالبان در حالی پس از نزدیک به دو ماه در دوحه قطر روی تعیین چارچوب گفت و گوها به بن بست خورده که بسیاری از کارشناسان از عدم حضور معنا دار زنان در این مذاکرات انتقاد می کنند.

    به باور آگاهان امور حضور تنها سه زن به نمایندگی از جامعه زنان افغانستان در ترکیب هیات مذاکره کننده حکومت افغانستان برای دفاع از حقوق زنان کافی نیست.

    این در حالی ست که موضوع دفاع از حقوق زنان و حفظ دستاوردهای هجده ساله در این زمینه یکی از نگرانی های عمده شهروندان افغان در مذاکره با طالبان می باشد. این مساله زمانی نگران کننده تر می شود که براساس علائم مشاهده شده طالبان از نظر فکری نسبت به بیست سال پیش که محدودیت های زیادی بر زنان اعمال کرده بود تغییر قابل ملاحظه ای نکرده اند.

    دراین راستا انگلستان نیز از کشورها و آژانس های سازمان ملل خواست نقش معناداری به زنان در پروسه صلح بدهند و از زنان در برابر خشونت دفاع کنند.

    جیمز کلورلی، وزیر خاورمیانه انگلستان، خطاب به سازمان ملل گفت:«ما می دانیم که وقتی زنان در مذاکرات صلح یک کرسی داشته باشند، مذاکرات با احتمالی شکست کمتری مواجه می شود. این دلیل تلاش تک تک کشورها در سازمان ملل در بیست سال پیش برای افزایش حضور زنان می باشد.»

    وی تاکید کرد هنوز سهم زنان  افزایش نیافته است و زمانیکه زنان در صلح سهیم می شوند، تهدیدات مختلفی علیه زندگی آنها مطرح می گردد.

    این در حالی ست که براساس تحقیق انجام شده توسط شورای روابط خارجی و زنان سازمان ملل زمانیکه زنان به طور معنادار در مذاکرات صلح شرکت می کنند توافقات به دست 64 درصد با احتمال شکست کمتری مواجه می شود و 35 درصد توافقات حداقل پانزده سال دوام می یابد.

    همین طور بین سال های 1990 تا 2017 زنان تنها دو درصد در نقش میانجی عمل کرده اند که از این میان 8 درصد مذاکره کننده بوده اند و 5 درصد به عنوان شاهد و امضا کننده در تمام پروسه های عمده صلح حضور یافته اند.

  • نمایندگان ویژه ازبکستان و انگلستان برای افغانستان در مورد صلح در افغانستان گفت و گو کردند

    نمایندگان ویژه ازبکستان و انگلستان برای افغانستان در مورد صلح در افغانستان گفت و گو کردند

     عصمت‌الله ایرگشوف نماینده خاص ازبکستان برای افغانستان به تازگی با تیموتی تورلوت نماینده فوق‌العاده انگلستان در مورد حل بحران افغانستان به گونه صلح‌آمیز و تطبیق پروژه‌ها در عرصه‌های مختلف گفت‌وگو کرد.
    نماینده انگلستان ضمن قدردانی از پالیسی رهبری ازبکستان نسبت به تقویت روند صلح و ادغام افغانستان در روند اقتصادی و سیاسی منطقه‌ای، در مورد احیای زیرساخت‌های اجتماعی-اقتصادی صحبت کرد.
    دو جانب همچنان در مورد اولویت‌های همکاری‌های ازبیکستان-بریتانیا در مورد حل و فصل بحران افغانستان رایزنی کردند.

  • 4 بتی که باید در افغانستان شکسته شود

    4 بتی که باید در افغانستان شکسته شود

    فرانسیس بیکن نویسنده و متفکر معروف انگلیسی قرن شانزدهم میلادی در انگلستان در مورد اینکه چرا ما از نظر شناخت و تعامل با اطراف دچار خطا می شویم، معتقد است که انسانها در زندگی خویش چهار بت دارند که این بت ها عملا دست و پای عقل ما را در شناخت درست خود و محیط مان بسته و چشم ما را در دیدن حقایق و واقعیت‌ها می بندد. او معتقد است که تفکر ما عموما در مقابل این بت‌ها مطیع و پرستنده می شود. بیکن این بت ها را به ترتیب «بت غار، بت قبیله، بت بازار، تماشا خانه» نام گزاری می کند. نامگزاری این بت ها بیشتر استعاری اند و بر خلاف اسمی که بیکن روی آن‌ها گذاشته است، توضیح آنها ممکن است با نام این بت‌ها متفاوت باشد.

    «بت غار»، حاصل محدود بودن اندیشۀ ما و ناتوانی در درک و تجربه جهانی غیر از جهان تنگ خویشتن است. باورهایی که ما به دلیل تجربیات محدود مان در زندگی خود به آن مبتلا شده ایم، تبدیل به بت شده و ما در مقابل آن مطیع و خاضع می شویم. نمونه تسلط این بت در زندگی ما بسیار است. همانند کودکی که چون در خانه شاهد قوی بودن پدرش است، فکر می کند که پدرش قدرتمندترین ترین انسان روی زمین است. اغلب ما افغانها به چیزهایی دلمان خوش است که در دنیای واقعی، هیچ تغییری در زندگی ما نیاورده و عملا بود و نبود آن برای ما و جامعۀ ما هیچ فرقی ندارد. از نمونه‌های مشهور آن، افتخار به تاریخ پنج هزار ساله، چندین بار فتح فلان مملکت توسط یک پادشاه و جنگ با فلان امپراتورها است که عملا چه این افتخارات را داشته باشیم و چه نداشته باشیم، هیچ تاثیری در زندگی واقعی امروز ما ندارد. آیا ملت‌هایی چون استرالیا، امریکا و کانادا که تنها چند صدسال از عمر آنها می‌گذرد، از این منظر ضرری کرده اند؟ ایا کشورهایی چون سوئیس، چین و هند که در تاریخ خود پادشاهان کشورگشا و فاتح نداشته‌اند، حالا وضعیتی فلاکت‌بار تر از ما دارند؟

    اما متاسفانه چون ما به این بت معتقد شده‌ایم، به نوعی آن را مقدس شمرده و آن را می پرستیم. اگر کسی بیاید این عقاید ذهنی ما را زیر سوال ببرد، ناگهان جوش و خروشی در ما راه می افتد و با ایجاد هیاهو سعی می کنیم که جلوی زیر سوال رفتن بت‌هایی که برای خود درست کرده ایم‌ را بگیریم.

    بت قبیله، باورهایی است که ما صرف به خاطر اینکه عدۀ زیادی از اطرافیان ما به آن باور دارند، ما نیز به آن باورهای هرچند غلط، بها داده و به آن معتقد می شویم. شاید چندین بار دیده ایم که به خاطر دست کم گرفتن یا اهمیت دادن موضوعی از سوی اطرافیان، ما نیز قوی‌دل می شویم و آن باور هرچند غلط، در ذهن ما نیز تقویت می شود. ما فکر می کنیم که ممکن نیست که اینهمه آدم اشتباه کنند. از این رو به راحتی تن به آن باور نادرست می دهیم و بر اساس آن باور غلط زندگی می کنیم. در حالی که در دنیای واقع، اشتباه، اشتباه است ولو اینکه میلیاردها نفر به آن باور داشته باشند. نمونه این بت‌پروری در جامعه افغانستان کم نیست. متاسفانه اغلب ما حاضریم که حقایق مسلم دینی و واقعیت های اثبات شده و عینی علمی را به پای بت‌ قبیلۀ مان قربانی کنیم و هرگز نتوانسته ایم از دایره تفکرات قبیلوی و قومی خویش پا را فراتر بگذاریم. اگر کسانی پیدا شوند که این بت را بشکنند، با مخالفت سرسخت مواجه شده و مطرود جامعه می شوند.

    با وجودی که بیش از دو صد سال از ورود مبحث ناسیونالیسم و جا افتادن آن به عنوان اصلی ترین مساله وحدت بخش در سطح ملی، در میان کشورهای جهان می گذرد، افغانستان از معدود کشورهایی است که در آن بحث ملت سازی و ملی‌گرایی به دلایل گوناگون پا نگرفته و اکثر مردم این کشور نه تنها ملی نمی اندیشند، بلکه نتوانسته اند پا را از گلیم قوم و قبیله فراتر بگذارند. ملت یک واحد بزرگ انسانی است که عامل پیوند آن فرهنگ و آگاهی مشترک آن مردم است. عامل دیگر در این پیوند، سرزمین مشترک است. در افغانستان به تقلید از دیگر کشورها، شعارهای ما عموما ملی است، اما وقتی پای عملی کردن این شعارها پیش بیاید، چشم‌ها جز منافع شخصی و خانوادگی و فراتر از آن قوم و قبیله فراتر نمی بیند.

    رد پای مقدس‌سازی ها و بت‌سازی‌های ذهنی ما را می توان در حوادث اخیر به وضوح مشاهده کرد. چنانکه اگر کسی بیاید و عملکرد بزرگ قومی یا رهبر دلخواه ما را نقد کند،‌ ما هیچگاه به دنبال این نمیگردیم که آیا نقد و بررسی آن شخص بر اساس واقعیت‌های تاریخی است یا نیست، همینکه شاهد فروریختن بت ساخته شده در ذهن مان از سوی کسی می شویم، بدون سنجش واقعیت‌ها، احساسات مان غلیان کرده و بدور از هر گونه تعقل و انصاف‌ورزی، فرد ناقد را شایسته هر نوع مجازات می دانیم.

    اگر شخصی در آزمونی به خاطر تلاش شخصی اش اول نمره شود، عدۀ زیادی پیدا می شوند که آن را پای قبیله و قومش می گذارند و موفقیت شخصی را به کل یک قبیله تعمیم می دهند. یا اگر بزرگ قبیله‌ای دچار لغزشی شود، ما بلافاصله آن اشتباه را به پای تمامی قوم و قبیله‌اش می نویسیم. غافل از اینکه در متون دینی ما و همینطور در قوانین مدنی کشور، به طور صریحی اشاره شده است که هر کسی مسئوول عملکرد خویش است و نه خدا و نه قانون کسی را به جای فرد دیگر مجازات نمی کند.

    برای گذر از این وضعیت اسفبار، باید بت‌های درونی مان را بشکنیم و دنیای وسیع تری را تجربه کنیم تا بلکه بتوانیم مسایل کوچک و بی ارزشی را که خود برای ذهن خویشتن ساخته ایم، حل کرده و به مسایل بزرگتر و مهم تر فکر کنیم. برای رسیدن به این وضعیت، هم دلیری لازم است و هم تلاش و انگیزه. این دو موضوع فقط در سایه رشد آموزش و پرورش ما میسر است.

    خامه پرس

  • خلبان ترکی، به‌دلیل اخراج پناهجوی افغان از انگلستان، پرواز نکرد

    خلبان ترکی، به‌دلیل اخراج پناهجوی افغان از انگلستان، پرواز نکرد

    قوانین اروپا به خلبان‌ها اجازه می‌دهد تا درصورت “لزوم و صلاح‌دید” از انجام پرواز خودداری کنند.

    صمیم بیگزاد، پناهجوی ۲۲ ساله افغانستانی، دوسال پیش به منظور پیوستن به پدرش که درخواست پناهندگی‌اش در بریتانیا پذیرفته شده بود، از راه‌های غیرقانونی وارد بریتانیا شد.

    زمانی که او در وضعیت آشفته وارد هواپیما در فرودگاه هیترو شد، خلبان شرکت هواپیمایی ترکیه تصمیم گرفت که در اعتراض به اخراج او، پرواز نکند. این پناهجو به مرکز اخراج مهاجران منتقل شده است.

    آقای بیگزاد از اردوگاه مهاجران کاله در شمال فرانسه به بریتانیا آمده بود.

    او گفته است زندگیش در افغانستان در معرض خطر است و می‌ترسد که به دلیل پیمانکاریش با آمریکایی‌ها در افغانستان توسط طالبان سربریده شود.

    پدرش که ۱۰ سال است در بریتانیا زندگی می‌کند، به خاطر عوارض پس از سانحه نیاز به مراقبت تنها پسرش دارد.

    آقای بیگزاد پس از رد درخواست پناهندگیش ماه گذشته بازداشت شد و به او گفته شد که به زودی به افغانستان برگردانده می‌شود.

    کریگ مکنین، یکی از نمایندگان پارلمان بریتانیا، گفت با آقای بیگزاد ابراز همدردی می‌کند اما او باید اخراج شود.

    آقای کمنین گفت: “ما قوانین مهاجرتی داریم، یک فرآیند قانونی داریم و از آنچه میتوانم ببینم، در پرونده آقای بیگزاد قانون به درستی تطبیق شده است.”

    او افزود: “ما نمیتوانیم سیستمی داشته باشیم که ورود غیرقانونی از طریق ارودگاه جنگل در کاله منجر به اعطای اقامت شود. این پیام خوبی ندارد.”

    فرانسه و بریتانیا دو سال پیش توافقنامه‌ای برای مبارزه با قاچاق انسان امضا کردند. این توافقنامه در بندر کاله امضا شد، جایی که مدتهاست پناهجویان تلاش می‌کنند با سوار شدن غیرقانونی به وسایل نقلیه‌ای که از تونل زیر کانال مانش عبور می‌کنند، خود را به بریتانیا برسانند.

    یکی از سخنگویان اداره مهاجرت بریتانیا گفت که در مورد پرونده آقای بیگزاد “تصمیم منصفانه” اتخاذ شده و این تصمیم در تناقص با حقوق بشر نیست.

    او تصریح کرد: “اخراج تنها زمانی اجرا می‌شود که اداره مهاجرت و دادگاه نتیجه‌گیری کنند که این کار ایمن است.”

  • انگلستان برای پشتیبانی از سرمایه گذاری 25 میلیون پوند کمک می کند

    انگلستان برای پشتیبانی از سرمایه گذاری 25 میلیون پوند کمک می کند

    به نقل از خبرنامه این وزارت؛ این کمک قراراست برای 7 سال آینده تا ۲۰۲۳ میلادی در بخش های اصلاحات حقوقی کار و بار، حقوق و مصئونیت سرمایه گذاران، پیشرفت رابطه دولت و بخش خصوصی، توانمند سازی اقتصادی زنان به سطح ملی و بین المللی مصرف شود.
    اکلیل حکیمی، وزیر مالیه و دزموند سوئینی، وزیر انکشاف اقتصادی کشور انگلستان امروز 30 جوزا در ارگ ریاست جمهوری از طریق کنفرانس مطبوعاتی برای حمایت سرمایه گذاری در افغانستان کمک جدید 25 میلیون پوند را اعلام کردند.
    وزیر مالیه با اظهار سپاس و قدردانی از کمک های سخاوتمندانه کشور انگلستان گفت: تا حال کشور انگلستان به افغانستان در حدود 4 میلیارد دالر کمک کرده و 1.6 میلیارد آن در 13 پروژه ملی به مصرف رسیده است.
    همچنان وزیر مالیه در مورد آمادگی های دولت برای کنفرانس های وارسا و بروکسل، توقعات و تعهدات دولت افغانستان الی آغاز این دو کنفرانس نیز معلومات مفصل و همه جانبه ارائه کرد.
    وزیر مالیه گفت: مسوده چارچوب انکشاف ملی ترتیب گردیده و بعد از اینکه نهایی گردید به همکاران بین المللی ارائه خواهیم کرد.
    دزموند سوئینی، وزیر انکشاف اقتصادی کشور انگلستان به ادامه کمک های انکشافی شان به افغانستان اطمینان داد.
    قابل ذکر است از سال 2008 بدینسو از طریق این برنامه 27.2 میلیون پوند کمک صورت گرفته که تقریبا 19 هزار فرصت کاری به وجود آورده، و قرار است که به 20 هزار نفر دیگر هم زمینه کاری مساعد گردد.