برچسب: انقلاب اسلامی

  • رهبر دینی پاکستانی حامی طالبان افغانستان خواستار انقلاب اسلامی علیه حکومت پاکستان شد

    رهبر دینی پاکستانی حامی طالبان افغانستان خواستار انقلاب اسلامی علیه حکومت پاکستان شد

    بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان به نظر می رسد روحیه رهبر تندرو پاکستانی را تقویت کرده که به صورت علنی خواستار انقلاب اسلامی علیه حکومت پاکستان شده است.

    مولانا عبدالعزیز از رهبران دینی پاکستان و حامی طالبان افغانستان و کسی که به خطبه های هیجان برانگیز مشهور است به تازگی گفته است آمده طالبان کار خدا بوده است.

    نیویورک تامیز به نقل از مولانا عبدالعزیز نوشت:«تمام دنیا دیدند که آنها(طالبان) امریکا و قدرت استکباری اش را شکست دادند. پیروزی طالبان به طور حتم تاثیر مثبت روی تلاش ما برای تاسیس و تطبیق قوانین اسلامی در پاکستان داشته است اما پیروزی ما دست خداست.»

    این در حالی ست که مدرسه های دینی در پاکستان مدت طولانی ست نقش اصلی در تقویت گروه های شبه نظامی اسلامی داشته اند. تروریست هایی که در این مدارس آموزش می بینند کشورهای همسایه از جمله هند و افغانستان را هدف قرار داده اند.

    جنبش طالبان افغان در یک مدرسه آموزش عقاید تندروانه در منطقه مرزی شمال غربی پاکستان پایه ریزی شد و لشکر طیبه، گروه شبه نظامی خشن ضد هند در مدرسه ای در ولایت پنجاب شکل گرفت. اما طالبان پاکستان به عنوان یک گروه خانگی سالهاست که دولت پاکستان را هدف قرار داده و هم اکنون نیز فعال است.

    مسجد سرخ در پاکستان عصب مرکزی تبلیغات افراطی اسلامی ست و به سنگر سرکشی اسلامی معروف است.

    در سال 2007، مسجد سرخ و مدرسه مجاورش نیروهای امنیتی پاکستان با شبه نظامیان در داخل مجموع درگیری نظامی پیدا کرد.

    از آن زمان به بعد مولانا عزیز با چندین اتهام جنایی روبرو شد اما هرگز محکوم نگردید.

    از ماه گذشته به بعد، مولانا عزیز و طرفدارانش بیرق سفید طالبان را بارها و بارها بر بام مدرسه جمیا حفصه برافراشته است و از دستورات دولتی سرپیچی کرده است. در هجده سپتامبر برای سومین بار و در میان هشدارهای افزاینده باشندگان منطقه مجاور منطقه را محاصره کرد. طلبه های دینی بر پشت با مدرسه رفتند و شعارهای ضد دولتی سر دادند.

    مقامات پاکستان ترس دارند تسلط طالبان بر افغانستان سبب تقویت چنین تندروهایی گشته به فکر راه اندازی یک جنگ مقدس دیگر در خانه بیفتند.

    مولانا عزیز ما تاکنون نگفته چه اقداماتی او و طرفدارانش ممکن است در شرایط کنونی روی دست گیرند اما آنچه روشن است تلاش هایشان برای تطبیق قوانین اسلامی در پاکستان را ادامه خواهند داد. در گذشته او خواستار انقلاب اسلامی علیه دولت پاکستان شده بود. برخی ها معتقدند نصب پرچم طالبان و جنجال های پیرامون آن در اصل چانه زنی این گروه با دولت پاکستان می باشد چون هر دو طرف در حال حاضر منتظر اتفاقاتی ست که قرار است در آینده در کابل بیفتد.

    بسیاری از مردم در پاکستان دیدگاه هایشان را تایید نمی کنند. یک عالم دینی اما به شرطی که نامش افشا نشود گفت مولانا عزیز صادق است.

    وی افزود مولانا عزیز از فرصت و موقعیتش در پایتخت بهره برداری می کند. حکومت نمی تواند این گروه را کنترل کند. دولت اما می بایست از دیگر گروه های هم فکر بخواهد موضوع را مدیریت کند. در سال های اخیر دیگر طلبه های مدرسه نقش تطبیق کنندگان اخلاق را بازی کرده به مراکز موسیقی حمله کرده اند و زنان خیابانی مشکوک به فاحشه گری را ربوده اند.

    قاضی همان طور که به یک گزارشگر در محوطه اشاره می کرد گفت ما همه سربازان خدا هستیم. صدای تلاوت قرآن از کلاس های درس نیمه روشن شنیده می شد جائیکه دخترانی از تمام سنین با سرهای پوشیده با حجاب روی میزهای کوتاه خم شده بودند و قرآن حفظ می کردند.

  • جایگاه سیاست خارجی در اندیشه امام خمینی (ره)

    جایگاه سیاست خارجی در اندیشه امام خمینی (ره)

    در یک تاملی کوتاه می توان یکی از ویژگی های متمایز امام خمینی (ره) با سایر رهبران انقلابی را به غیر از “پارسایی سیاسی” در توجه به سیاست خارجی و اصول و مؤلفه ها و اهمیت آن، حتی قبل از تشکیل حکومت اسلامی دانست.

    از این رو برای درک واقع گرایانه مفهوم سیاست خارجی از منظر بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران باید تأکید داشت، در نگاه امام اخلاق و سیاست، پیوندی ناگسستنی با هم دارند.

    با همین رویکرد بود که ایشان سیاست اخلاقی و دینی را که اصول الهی و توحید عصاره وجودی آن را تشکیل می دهد، به عنوان یک گفتمان اصیل، جایگزین اخلاق سیاسی کردند. در حقیقت رویکرد امام در حوزه سیاست خارجی در زمانی که اخلاق زدایی و سلطه طلبی منشاء کسب قدرت در روابط بین الملل گردیده و نظام بین الملل از اخلاق تهی شده بود، ظهور و بروز کرد.

    امام خمینی (ره) با نظام سلطه جهانی که بر سرنوشت کشورهای اسلامی (دارالاسلام) حاکم شده بود، به شدت مخالف بودند و آن را با اصول نفی سبیل و حفظ دارالاسلام در تضاد می دیدند .

    از نظر امام خمینی، اسلام به مبانی و اصولی ثابتی در روابط خارجی قائل است که امام خمینی(ره) این مبانی و اصول را قوام بخش اندیشه سیاسی خویش ساخته بود. مبانی سیاست خارجی از منظر امام (ره) را می توان اخلاق محوری در روابط بین الملل دانست.

    در مورد اخلاق محوری در روابط بین الملل، بی تردید امام یک آرمان گرای بزرگ است و هرگز اخلاق را در مصالحه با قدرت، قربانی نمی کند و به دنبال اخلاقی کردن سیاست در داخل و روابط میان ملت ها است.

    البته این بدین معنا نیست که امام تماما از عنصر قدرت غافل و به آن بی توجه است، بلکه ایشان به شدت به روابط قدرت در عرصه بین المللی حساس بودند. علاوه بر این بر اساس مبانی فلسفی و عرفانی امام، قدرت فی نفسه شر نیست، بلکه جلوه جمال و پرتو جلال الهی است.

    با این حال ایشان در عرصه سیاست، اعم از داخلی و خارجی به دنبال پیوند اخلاق و سیاست بودند و بی گمان در این زمینه پیشرو آرمان گرایان هستند. هم چنین در مورد تکلیف گرایی و نتیجه گرایی در روابط بین الملل نیز دیدگاه امام، نکته های مهم به همراه دارد.

    تکلیف گرایی از دیدگاه امام نیز با توجه به بنیان های فکری ایشان قابل درک است. یکی از اصول مهمی که امام خمینی در سیاست داخلی و خارجی بر آن تاکید می کرد، تکلیف گرایی فارغ از نتیجه بود که شاید در نگاه اول غیر قابل درک باشد، ولی عملکرد امام و تحلیل آن می تواند تا حد زیادی این موضوع را تبیین کند.

    سؤال این است که آیا در هر شرایط و در هر زمینه ای، تکلیف فارغ از سود و زیان آن مورد توجه است. به نظر می رسد که براساس عملکرد امام، نمی توان به این سؤال پاسخ مثبتی داد. امام در زمینه حفظ اسلام و جلوگیری از هرگونه تعرض به ارزش های آن، به تکلیف اسلامی فارغ از هر نتیجه و سود و زیانی عمل می کرد، ولی در کلیه زمینه های سیاست خارجی این گونه نبودند .

    مورد سلمان رشدی و فتوای امام بر قتل ایشان، بیانگر همین مسئله است. این اقدام با اینکه در اواخر عمر ایشان صورت گرفت و از لحاظ زمانی متاخر بر اقداماتی بود که به نظر می رسید در آنها به اصل نتیجه و سود و زیان توجه شده، ولی فارغ از تمام جهت گیری ها و قطب بندی های بین المللی و با علم به آثار جهانی مترتب بر آن، فتوای مذکور را صادر کرد که می توان گفت صرفا عملی بر حسب تکلیف بود.

    این فتوا نشان داد که در جایی که هویت و کیان اسلام در معرض تهدید است و ارزش های اساسی آن مورد تحقیر واقع شده، محل تامل در باب سود و زیان یک فعل نیست.

    در واقع عملکرد خود حضرت امام نشان می دهد که این کلام در مقامی مصداق دارد که عمل واقعا از جنس تکلیف، آن هم یک تکلیف بزرگ و حیاتی است و کیان و موجودیت کل مسلمانان به آن بستگی دارد.

    هم چنین با نگاهی به سیره عملی امام خمینی (ره) می توان تلفیقی از آرمان گرایی و واقع بینی را در رویکرد امام به سیاست مشاهده کرد .

    بر این اساس، آنچه از تدبر در اقوال و اعمال امام برمی آید، آن است که ایشان آرمان گرایی واقع بین بود و حتی در مواردی که به ظاهر حاکی از آرمان گرایی یا واقع گرایی ایشان است، صبغه هایی از هر دو رویکرد ملاحظه می شود،بنابراین می توان گفت که حضرت امام در اندیشه های سیاسی خود، آرمان گرا باقی ماند.

    رهیافت واقع گرا در اندیشه امام به نوع و سطح مناسبات امام در صحنه خارجی بر اساس تجربه تاریخی و مطالعه وضع مسلمانان و مستضعفان جهان و درکی عمیق از سیاست و رفتار بازیگران این عرصه، به ویژه زیاده خواهی قدرتهای بزرگ بود.

    بنابراین ایشان به دنبال امتزاج عقل گرایی و اخلاق گرایی (به عنوان دو پایه عمده سیاست خارجی) بودند و این گونه نبود که به بهانه اخلاق گرایی، اصول عقلانی را در سیاست خارجی نادیده بگیرند . از همین جهت است که در عین آرمان گرایی به تامین منافع ملی و نیز واقعیت های عینی و جاری در صحنه روابط بین الملل و سیاست خارجی نیز اهمیت می دهد و این را در مقاطع مختلف نشان داده است. به این ترتیب، دیدگاه حضرت امام خمینی (ره ) در زمینه سیاست خارجی برگرفته از تفکری فراگیر و همه جانبه است که محوریت آن را تأمین منافع اسلام و ایران بر اساس عزت جهانی، اتحاد جهان اسلام و مقابله با سیاست های تفرقه افکنانه دشمنان اسلام بویژه در زمینه فلسطین و در نهایت حمایت از ملت های مظلوم در برابر ظالمان و زور مداران جهان تشکیل می داد.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • راه سوم و نگرشی بر پیشینه‌ی  بیداری اسلامی

    راه سوم و نگرشی بر پیشینه‌ی بیداری اسلامی

    واژه های کلیدی:

    کمونیزم، کاپیتالیزم،  نظام سلطه،  بیداری اسلامی،  انقلاب اسلامی، تمدن اسلامی.

    تاریخچه و طرح مسأله:

    جهان در نیمه‌ی دوم قرن بیستم میدان تاخت وتاز دو ایدیولوژی کمونیزم و کاپیتالیزم و نظام های سلطه‌ی اشتراکیت و سرمایه داری بود که به صورت ساده تر بلوک شرق و بلوک غرب نامیده می‌شدند.

      پرچم دار محور نخست اتحاد شوروی سوسیالیستی بود که ظاهرا تمام شرق را فراگرفته به طرف جنوب آسیا، خاورمیانه، قاره سیاه و جنوب آمریکا پیشروی می‌کرد و شاخه  های آن چون گیاه  هرزه در تمام دنیا همچنان جوانه می‌زد و رشد می‌کرد و به عنوان ایدلوژی برتر، انقلاب رو به جلو، حامی کارگر و دهقان و نظام مساوات‌گستر و آزادی‌بخش جلوه می‌کرد و داد از برابری اجتماعی و اقتصادی و بهشت نقد دنیوی برای نسل بشر می‌زد.

    روی دیگر را پرچم دار ایالات متحده‌ی امریکا بود که او نیز چون اژدهای خوش خال و خط، به ویژه بعد از جنگ جهانی دوم به تمام امریکای شمالی، اروپای شمالی و غربی، استرالیا و شرق آسیا سلطه داشت و در خاور میانه وشمال آفریقا و حتی جنوب آسیا نیز میدان می‌داد و به دنبال سرزمین های بیشتر و منابع ثروت بیشتر برای بلعیدن و به یغما بردن بود و گوش جهان را با فریاد لبرالیزم، حقوق بشر، دموکراسی و سکولاریزم پرنموده بود.(۱)

     دین در یک بلوک به عنوان افیون توده ها به شدت سرکوب و در بلوک دیگر به عنوان عامل عقب ماندگی و خشونت به گوشه‌ی انزوا و در برج و باروی کلیساها محبوس شده بود.

    مردم جهان میان دوسنگ کمونیزم و سرمایه داری  لِه شده و راه سومی وجود نداشت و بارقه‌ی امیدی نه که مردم به آن متوسل شده و راه نجات را جستجو کنند.

     اسلام در طول سالیان دراز حاکمیت طاغوت و استعمار قدیم و جدید و دور شدن از اصل نجات بخش خویش که همانا وحی و رسالت و قرآن و عترت بود، در قرن بیستم نیز زیر ضربات کوبنده‌ی شرق و غرب قد راست نتوانست و همچنان لگد مال می‌شد و با تبلیغات شوم و مسموم رسانه ای چهره‌ی درخشان آن در پرده‌ی ابهام قرارگرفته بود. بویژه دو بعد مهم سیاسی و اقتصادی اسلام که واهمه‌ی نظام سلطه‌ی جهانی از آن نواحی بیشتر متصور بود سخت کوبیده شده و در تاریکی نگهداشته شده بودند و حتی بحث و پژوهش در آن زمینه مسخره آمیز و نشان عقب ماندگی و ارتجاع تلقی می‌شد.

    نظام اقتصادی و سیاسی اسلام در اندیشه‌ی جوانان مسلمان تبار که در سراسر سرزمین های اسلامی از اسلام فقط تبار را به ارث برده بودند تحت هجوم سیل آسا و طوفان‌مثال تهاجم فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و نظامی شرق و غرب نامفهوم و گنگ جلوه می‌کرد و شاید هم کسی اذعان نداشت که در اسلام مفهومی بنام نظام اقتصادی و اندیشه‌ی سیاسی وجود داشته باشد.

    در خاورمیانه کسی باور نداشت که اسلام بتواند حکومتی را برپا یا اداره نماید و شاید سوالی پیش می‌آمد که اسلام را با حکومت و سیاست چه کار؟ و اصولا اسلام سیاسی چیزی جز خواب و خیال نبود!

    آسیای میانه و بخارا که زمانی مهد اندیشه‌ی اسلامی پنداشته می‌شد در عمل تحت اشغال بلوک شرق کمونیستی قرار داشت و حتی در مساجد نیز از اسلام خبری نبود.

    ترکیه‌ی عثمانی فروپاشیده بود و مصطفی کمال اتاترک سکولاریزم را در ترکیه‌ی جوان و لائیک نهادینه کرده و سخن از حکومت اسلامی جرم پنداشته می‌شد.

    اسلام در جهان عرب نیز که تازه سر از استعمار نظامی بلند کرده بود، تحت قیمومیت سلاطین عیاش و مفت‌خوار و اکثر مجهول‌الهویت به خرافات و تاریخ سپرده شده بود. چند کشور عربی که به ظاهر هوای دموکراتیک شدن را به سر می‌پرورانیدند در دام کمونیزم افتاده و احزاب بعثی با شعارهای داغ سوسیالیستی  بازارهای قاهره، دمشق و بغداد را گرم کرده بودند. مخصوصا که اژدهای اسرائیل تازه دهن باز کرده و سرزمین های عربی را می‌بلعید و سرطان صهیونیزم در رگ و خون منطقه میتاستاز می‌داد.

     ایران هم وضع بهتر از اعراب نداشت. قاجاری های زن‌باره عظمت تاریخی این تمدن بزرگ را به صفر تقرب داده و تمامیت ارضی آن گاهی از شمال و گاهی از جنوب زیر سوال رفته و هر از چند گاهی پارچه های بزرگ و کو چک از پیکر پهناور آن جدا می‌شد.

     در افغانستان هم شعارهای تند و داغ احزاب سوسیالیست بازار پر زرق و برق داشت و جوانان مسلمان تبار را هر روز بیشتر از دیروز به دام می‌افکند. جوانان به دام افتاده در محافل خصوصی اعتراف می‌کردند که ما گرچه مسلمان و مسلمان زاده ایم اما چه سود، که اسلام نظام سیاسی و اقتصادی ندارد و دنیای امروز دنیای اقتصاد است و عالم دینی مسمی به ملا و آخوند را با سیاست و حکومت چه کار؟

    دختر جوان افغانی که سموم فکری کمونیزم  او را دیوانه کرده بود بی پرده می‌گفت:  من در مقابل تصویر لینن ادای احترام می‌کنم در حالیکه قرآن زیر پاهایم قرار دارد! (۲ )

    درآمد موضوع:

    در ربع اخیر قرن بیستم وضع متفاوتی به پیش آمده و گویا معجزه ای رخ داد. بارقه های امید درخشیدن گرفت، خورشید بیداری اسلامی از پسِ هاله های سیاه جهل و استبداد سر زد و افق های تازه ای را نه تنها به مسلمانان خسته از سلطه‌ی استعمار و امپریالیزم بلکه به تمام مردم جهان که کاسه‌ی صبرشان از نفاق لیبرال دموکراسی غرب و دیکتاتوری کمونیزم به سر آمده بود نوید داد. در سال ۱۹۷۸ میلادی انقلاب کبیر اسلامی به رهبری امام ملکوتی نفس، سید روح الله موسوی خمینی در ایران به پیروزی رسید و به تصریح  بنیانگذار آن که از انقلاب اسلامی ایران به عنوان انفجار نور تعبیر می کرد، انوار گرم و درخشان این انقلاب جهان اسلام و بلکه همه گیتی را فرا گرفت و نقطه‌ی عطفی شد برای بیدار اسلامی و تجدید حیات، عظمت و شکوه تمدن اسلامی، همان تمدنی که نقطه اتصال تمدن های قدیم و جدید تلقی می‌شود و اگر مشرق زمین را از قول ویل دورانت مورخ و دانشمند مشهور، گهواره‌ی تمدن ها بدانیم، نقطه اوج این تمدن ها و مرکز ثقل شان تمدن درخشان و طلایی اسلام بوده است.(۳)

    بدون شک بیداری اسلامی و بازگشت به اسلام که ما از آن به عنوان راه سوم بین زنجیر دیکتاتوری و استبداد کمونیزم شرق و انحطاط انسانی نظامِ سلطه‌ و نفاقِ لبرال دیموکراسی غرب تعبیر می‌کنیم و کسانی هم از آن به عنوان راه سوم بین جمود و افراط گرایی(۴) یاد کرده اند، پیش زمینه‌ی طولانی تر دارد و پس منظر آن به فعالیت های آزادی خواهانه ی بیدارکننده‌ی شرق سید جمال الدین افغانی و پیروانش محمد عبده، اقبال لاهوری و پسانتر به مبارزان راه بازگشت به اسلام و تجدید حیات اسلامی چون ابوالاعلی مودودی، حسن البناء، سید قطب، امام موسی صدر، آیات عظام کاشانی و مدرس، استاد عبدالرحیم نیازی، اسماعیل بلخی افغانی و ده ها و بلکه صدها رهبران آگاه و فداکار جهان اسلام برمی‌گردد، اما آنچه که امام خمینی کرد از قماش متفاوت‌تر بود. او انرژی های باالقوه را به فعل تبدیل و پوتانسیل های موجود در بطن تمدن اسلامی را که بروی آن خاکستر غفلت و پراکندگی امت خوابیده بود به آتش فشانی مبدل ساخت که نه در واحد نژاد، میهن و زبان و مذهب بل به مقیاس وسیع اسلامی انسانی همه خس و خاشاک و موانع  بر سرراه رسیدن انسان به خوشبختی رفاه دنیوی و سعادت و نجات اخروی را سوزانید و کوتاه سخن آنکه همه زنجیر های جادویی و همه حجاب های کاذب را که مانع رسیدن انسان به اصل اهورایی اش بود درید تا در یک  قطب میخایل گورباچف رهبر اتحاد شوروی را با نامه‌ی تاریخی اش به پوچی کمونیزم و سوسیالیزم متیقن سازد و هشدار دهد که ازین پس کمونیزم را باید در موزه های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد(۵) و در قطب دیگر ساموئل هانتینگتون استراتیژیست و نظریه پرداز برتر ایالات متحده را ناچار به پذیرفتن اسلام به عنوان یک تمدن ریشه دار و پیشرو نماید. به قول او “هویت تمدنی یا Civilization Identity بطور روز افزون در آینده اهمیت خواهد یافت و جهان تا اندازه‌ی  زیادی بر اثر کنش و واکنش بین هفت یا هشت تمدن بزرگ شکل خواهد گرفت. این تمدن ها عبارتند از: تمدن غربی(با شاخه ‌های اروپایی و امریکایی)، تمدن کنفوسیوس، تمدن ژاپنی، تمدن اسلامی، تمدن هندو، تمدن اسلاوی – ارتدوکس، تمدن امریکای لاتین و احتمالاً تمدن آفریقایی. (۶) ” او سپس در مقاله ای تحت عنوان انحطاط امریکا می‌گوید: ” … ایالات متحده آنگونه که ما آن را شناخته ایم باقی نخواهد ماند و به دنبال سایر ابر قدرتهای که صرفاً از طریق ایدئولوژی تعریف شده بودند، در مقبره‌‌ی تاریخ دفن خواهد شد.(۷)

    امروز نظریه پردازان مشهور و اغلب صهیونیست و دشمن اسلام بر پوچی تمدن‌نمای صنعتی غرب و لذت‌جویی افراطی و مصرف‌گرایی وحشتناک و انسان‌ستیزی لجام گسیخته‌ی آن اذعان می‌کنند و از جاگزین شدن تمدن اسلامی بر ویرانه های قابل پیش بینی آن هشدار می‌دهند .

     فرانسیس فوکویاما عضو سابق دفتر برنامه ریزی های سیاسی وزارت امور خارجه امریکا و تحلیلگر ارشد مرکز مطالعاتی “راند” و صاحب نظریه‌ی معروف “پایان تاریخ” می‌گوید: “سقوط جامعه پذیری در آمریکا تنها محدود به خانواده نیست. به علاوه انحطاط خانواده‌ی آمریکایی به سبب تقویت دیگر اشکال زندگی اجتماعی هم نیست، همه پشت سر هم سقوط می‌کنند.(۸)

    و یکی از متفکرین ذی نفوذ آمریکا زبگینو برژنسکی استاد دانشگاه هاپکینز، مشاور مرکز مطالعات استراتیژیک واشنگتن و مشاور امنیت ملی جیمی کارتر انحطاط سکولاریزم غربی را جدی تر تصور می‌کند:

    ” تصور نمی کنم که سکولاریزم غربی در شکل فعلی اش بهترین ملاک برای حقوق بشر باشد. سکولاریزم غربی اساساً یک موج فرهنگی است که در آن لذت‌گرایی، خوشگذرانی و مصرف گرایی مفاهیم اصلی را تشکیل می‌دهد. در چنین خلاء اخلاقی و معنوی دفاع از انسان چندان معنی نمی‌دهد. سکولاریزم عنان گسیخته که بخش اعظمی از غرب را فرا گرفته است در درون خویش نطفه‌ی خود ویرانی فرهنگی را پرورش می دهد.(۹)

    نتیجه گیری:

    نوشته‌ی حاضر ضمن بحث کلی در مورد بیداری اسلامی و احیای تمدن اسلامی به حیث راه سوم تأثیرات مثبت پیروزی انقلاب اسلامی ایران را بر این موج بیداری در سه محور خلاصه می‌کند:

    ۱- انقلاب اسلامی ایران و موج بیداری در آسیای میانه و جنوبی:

    با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی موج بیداری اسلامی با پیام صدور انقلاب، کشور های آسیای میانه و جنوبی را فرا گرفت. محور این بیداری افغانستان بود. پیروزی انقلاب مصادف بود با اشغال افغانستان توسط قوای اتحاد شوروی سوسیالیستی و آغاز مقاومت در افغانستان علیه رژیم کمونیستی وقت و اردوی اشغالگر سرخ که حداقل ده سال به طول انجامید.

    انقلاب اسلامی در افغانستان به طور مستقیم از جمهوری اسلامی ایران الهام می‌گرفت، گرچه کانون های مهاجرت و مقاومت در پاکستان نیز شکل گرفته بود. افغانستان بازار فروش و توزیع رساله های انقلابی بود که از ایران سرازیر می‌شدند. امام خمینی به شدت از انقلاب اسلامی در افغانستان پشتیبانی و جهاد در برابر اشغال را واجب می دانست. کتب “توضیح المسایل”  و “ولایت فقیه”  امام در بین مجاهدین دست به دست می‌شدند و بیانیه های عالمانه‌ی ایشان گوش های شنوای زیادی داشت.  بزودی صدای رسای صدور انقلاب و بیداری اسلامی به آسیای میانه که هفتاد سال سلطه‌ی کمونیزم را تحمل می‌کرد و همچنان به کشورهای پاکستان، بنگله دیش، هندوستان، فیلیپین و حتی مالیزیا و اندونیزیا رسید و سر از قفقاز نیز بر آورد.

        انقلاب اسلامی افغانستان نتیجه‌ی مثمری داد و در پایان پر افتخار خویش، صرف نظر از ویرانی های داخلی و جنگ های درون گروهی مجاهدین، آسیای میانه و اروپای شرقی را از زنجیر کمونیزم آزاد ساخت، اتحاد شوروی پاشید، دیوار برلین شکست و ناامیدان قرن بیستم را در پایان آن امیدوار به آزادی نمود.

    کشور های جدید اسلامی در آسیای میانه و قفقاز به وجود آمد و مردم بار دیگر به آغوش مساجد و عقاید اسلامی بازگشتند و فرهنگ عزیز و از دست رفته ی شانرا دوباره احیاء کردند.

    ۲- انقلاب اسلامی ایران و موج بیداری در خاورمیانه و شمال افریقا:

    ایران که قبل از انقلاب ژاندارم امریکا در منطقه بود، با پیروزی انقلاب طلیعه‌ای شد برای بیداری اسلامی در خاورمیانه و شمال افریقا و نعمتی برای آزادیخواهان مسلمان و تشنه‌ی بازگشت به اسلام در عراق، سوریه، عربستان، مصر، تونس و

        محور بیداری اسلامی در این منطقه‌ی مهم فلسطین اشغالی و لبنان بود. امام خمینی مبارزه مردم فلسطین برای آزادی سرزمین مقدس شانرا ازشکل عربی به جامعیت اسلامی در آورد و مسأله‌ی فلسطین را از اهم مسایل جمهوری اسلامی قلمداد کرد. روز جهانی قدس را پایه گذاری نمود، اسرائیل را غده‌ی سرطانی خواند و الهام بخش انتفاضه های پیاپی در منطقه شد. آزادی جنوب لبنان و نوار غزه از اشغال اسرائیل و موج بیداری اسلامی در منطقه و بهار عربی(که با توطئه های محور امریکا، صهیونیزم، وهابیت به خزان عرب تبدبل شد) از پیامد های همان الهامات مقدس و صدور انقلاب بود که به دنباله‌ی پیروزی جمهوری اسلامی ایران باید دسته بندی شود.

       امام خمینی باری فرمودند: “باید برای آزادی قدس از مسلسل های متکی بر ایمان و قدرت اسلام استفاده کرد و بازی های سیاسی را که از آن بوی سازشکاری و راضی نگهداشتن ابر قدرت ها به مشام می رسد کنار گذاشت.” (۱۰)

    ۳- انقلاب اسلامی ایران و تأثیرات وسیع جهانی آن:

    آشکار است که پیروزی و استمرار انقلاب اسلامی ایران تأثیرات بسزایی در بیداری تمام مردم جهان برای مبارزه با نظام سلطه‌ی جهانی از بوسنی گرفته تا هند و چین و از کشورهای افریقایی گرفته تا قاره‌ی امریکا داشته است. یک نمونه‌ی آن مقاومت غیورانه ی مردم امریکای لاتین در برابر نظام سلطه است و نمونه ی دیگر آن جنبش ۹۹ درصدی ضد سرمایه داری و شعار تسخیر وال‌استریت در امریکا بوده که از حوصله‌ی این مقال خارج است.

    (سیدعلی موسوی چکاوک)

    منابع و مآخذ:

    ۱- ورسجی، محمد ابراهیم، جهاد افغانستان و جنگ سرد قدرتهای بزرگ، جلد اول، پیشاور، ۱۳۸۱

    ۲- محسنی، آیت الله محمد آصف، تصویر حکومت اسلامی در افغانستان، پیشاور، ۱۴۱۱

    ۳- دورانت، ویلیام جیمز، مشرق زمین گاهواره‌ی تمدن، ترجمه ی احمد آرام، جلد اول، چاپ سیزدهم، تهران، ۱۳۸۷

    ۴- قرضاوی، یوسف، بیداری اسلامی بین جمود و افراط گرایی، کابل، ۱۳۸۴

    ۵- نامه‌ی تاریخی امام خمینی به میخایل گوربا چوف رهبر اتحاد جماهیر شوروی

    ۶ و ۷ –  هانتینگتون، ساموئل، نظریه برخورد تمدن ها، تهران، ۱۳۸۲

    ۸ و ۹ –  مصاحبه‌ی سردبیر نشریه نیوپرسپکتیوز کوارترلی با فوکویاما و برژنسکی شماره زمستان ۱۹۹۵ و بهار ۱۹۹۳

    ۱۰ – برای معلومات بیشتر رجوع به کتاب “نوشته‌ی کوچک، دغدغه‌ی بزرگ” از نگارنده، مقاله‌ی ” بیت المقدس اولین قبله، دومین مسجد”  کابل، ۱۳۸۸

  • قصیده‌ی امام/ به مناسبت رحلت امام خمینی(ره)

    قصیده‌ی امام/ به مناسبت رحلت امام خمینی(ره)

    قصیده زیر به مناسبت رحلت امام خمینی(ره) توسط شاعر گرانقدر داکتر سید علی موسوی چکاوک سروده شده که از نظر می گذرد:

    ز محفل نمی آید آواز یــــار

    زبستان  پریدست  مرغ  هـزار

    درآن  شام  بینام،  نام  آوران

    چو طوفان هوا را نمودند  تار

    یکی می خروشید چون صاعقه

    یکی  گریه  چون ابر های بهار

    یکی می سرودی به مهر رخش

    کزو ماه و پروین شده شرمسار

    چو گوهر روان بود اشک صدف

    دل ریش  نسرین  و مژگان خار

    شقایق  همه سر به زانوی غم

    دران  سو یکی  لاله‌ی  داغـدار

    سحرشبنم از چشم گل می چکید

    به  رخسار  برگ  زمرد نگـــار

    لحاف   درختان   طلای  زریر

    چو  تاج  عروسان هندو تبــار

    هلالش  چو  قوس  قزح  دلفریب

    وبدرش  درخشان تر از ده و چار

    به  یاس  کبودش  درین  انجمن

    شکسته  سر  خامه  ها  بی شمار

    چسان  مرکب راهــــوار خیال

    رسد   بر  بلندای  آن  کوهــسار

    دریغا  سر  جنگ   دارد   سپهر

    کمان کرده  ابروی  توسن  سوار

    شـــهیدم به محراب  پیوسته اش

    چـــو کشتی  بیانداز  اندر کـنار

    خـوشا روزگاران ساقی  و  می

    که  با یار گه مست و گاهی خمار

    لب  نوش  بودی  و نیش  حیات

    شب   وصل  بودی  و آغوش یار

    عقابش   نیاید  به  پستی  فـــرود

    که   او  لانه دارد  به  اوج  منار

    به  پرواز  آمـد  چـــو روح  خدا

    سبک   بال  تا  قرب   پروردگار

    خمینی   خمینی   کجا  رفته ای ؟

    درین  بزم  بودی تک  و  نامـدار

    چی  گوییم در سوگ خورشید دهر

    خــراباتی  و شــــیر شب زنده دار

    به یکدست خود پرچم عشق داشت

    به دست  دگر  قبضه‌ی  ذوالفــقار

    کتــاب    خدا   بر  زبانش  روان

    ز انـــوار   ایمان   دلش  کامـــگار

    لـوای   علی  را   نمــــوده  بلند

    شده مایه‌ی عـــزت و افتـــــخار

    نظـــام   الـهی   بنا  کرده  اســـت

    یکی   پیــر   برنا   دل   هوشـیار

    شـــــکوه  نخســتین  اسلام را

    نمود ســت  احیا  امـــــام کبار

    تو  بیداری   آمــــــــوختی   بر  ملل

    منـــــــادی  آزادی   و اعتــــــبار

    تو  ای   اســـــوه‌ی  وحدت  و اتحاد

    نماد  غیــــــوری  و عز و  وقــــــار

    تو بشکســته  ای  پوز طــاغوت  را

    بر آورده  ای  از شیــــــادان  دمـــار

    زبون  گشــــته  مستکبران  جــــهان

    به  دست  جمــــارانیی خاکســـار

    ســراغِ پیـمــــبر گـــــرفتم  از او

    حکیـم  وشــجاع  و بزرگ و عیار

    بجــا مانده  اوصـــاف نیــکو  زخود

    هـــــــزاران  ورق   دفتری  زرنگار

    فراق  تو هر چند  ســـــــوزنده است

    برفتی  و مــــاندی  نکو  یادگـــــــار

    به  ســـــــــیمای  رهبر نشان  تو بود

    فقیـــه  و  ولی امـــر  با اقـــــتدار

    خــــــدایا   تو  پاینده دارش  همیـــش

    نظــــامش  به  تایید  خود   اســـــتوار

    صــــــبا  پیک ما  می رســـاند به  او

    ازین  کــــوی  تا  آن   خجسته مزار

    “چـکاوک”  بجز شعر چیزی نداشت

     که  می ریخــت  در پای تو  باربار

  • آشنایی با فلسطین تا روز قدس! (قسمت ۹)

    آشنایی با فلسطین تا روز قدس! (قسمت ۹)

    جمهوری اسلامی ایران و موضوع فلسطین:

    پیروزی جمهوری اسلامی ایران همچنان که نامش انفجار نور بود، بارقهٔ امیدی برای همه آزادی خواهان جهان شد.

    امام خمینی با شعار حمایت از عدالتخواهان و مستضعفان جهانی و با طرح استکبار ستیزی و استعمار زدایی به پیروزی رسید و آزدی فلسطین و قدس شریف را در صدر برنامه های نه شرقی و نه غربی اش جای داد.

    او گفت فلسطین قلب تپندهٔ اسلام است و پارهٔ مقدسی از سرزمین اسلامی و باید به اصلش باز گردد.

    امام خمینی موضوع فلسطین را از شکل نژادی و عربی اش به چهرهٔ اسلامی و مربوط به تمام مسلمانان جهان تبدیل نمود و برای آزادی فلسطین اتحاد مسلمانان را گوشزد نمود.

    و نیز همو بود که جمعهٔ آخر ماه مبارک رمضان را به نام “روز قدس” جهانی ساخت و این موضوع سرآغاز انتفاضه هایی شد که منجر به آزادی نوار غزه و جنوب لبنان از اشغال صهیونیزم گردید.

    با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، مسلمانان به آزادسازی قدس منحیث یک وجیبهٔ اسلامی، امیدوارتر شدند و این راهکار همچنان ادامه یافت، تا امروز که مجاهدان مسلمان تا دروازه های قدس نزدیک شده و پیروزی از هر زمان دیگر محتمل تر به نظر می رسد.

    حمایت از فلسطین و داعیهٔ آزادی قدس در نظام جمهوری اسلامی همچنان ادامه پیدا کرد و باعث به وجود آمدن دیدگاه جهانی شد که حداقل حقوق مردم فلسطین ایجاد یک حکومت مستقل فلسطینی با پایتختی بیت المقدس باشد.

    پانوشت:

    جمهوری اسلامی ایران به طور رسمی ایجاد یک دولت فلسطینی را تأیید کرده و فلسطین را به عنوان یک کشور به رسمیت شناخت.

    سیدعلی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، راه حل ایجاد دو دولت را رد کرده و اظهار می‌دارد که فلسطین جدایی ناپذیر است.

    قبل از انقلاب اسلامی (۱۳۵۷ شمسی) ایران، سازمان آزادی‌بخش فلسطین (ساف) روابط نزدیکی با گروه‌های اپوزیسیون ایران داشت.

    پس از انقلاب، ایران اتحاد خود با اسرائیل را خاتمه داد و شروع به حمایت از فلسطینی‌ها کرد و به صورت نمادین سفارت اسرائیل در تهران را به سازمان آزادی بخش فلسطین واگذار کرد.

    سازمان آزادیبخش فلسطین از انقلاب اسلامی در ایران حمایت کرد و چند روز پس از انقلاب، یاسر عرفات رئیس سازمان آزادیبخش فلسطین به رهبری یک هیئت فلسطینی به ایران رفت. هیئت فلسطینی مورد استقبال عمومی واقع شد و به صورت نمادین کلید سفارت سابق اسرائیل در تهران به آنها تحویل داده شد که بعدها به سفارت فلسطین تبدیل شد.

    داکتر سید علی موسوی چکاوک

  • انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) مسلمانان جهان را بیدار کرد

    انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) مسلمانان جهان را بیدار کرد

    دکتر علی واحدی، فعال فرهنگی اجتماعی شناخته شده مهاجر افغانستانی در ایران گفت پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری رهبر فقید جهان اسلام، حضرت امام خمینی(ره)، در عصر معاصر یک حرکت و یک حادثه سرنوشت ساز برای بشریت خصوصا امت اسلامی بود، زیرا پیروزی انقلاب اسلامی با حمایت ملت مسلمان ایران و تشکیل نظام مقدس جمهوری اسلامی، معادلات جهانی را به نفع اسلام رقم زد.

    وی با بیان این که عصر حرکت انقلابی امام خمینی(ره)، عصر دین زدایی، اسلام ستیزی و حاکمیت دو ابرقدرت شرق و غرب بود، خاطرنشان کرد پیروزی انقلاب اسلامی در چنین عصری، سیطره و حاکمیت دو ابرقدرت را به چالش کشید و تبعات سرنوشت سازی برای کشورهای اسلامی، به خصوص برای افغانستان به وجود  آورد.

    این فعال فرهنگی اجتماعی در مورد افغانستان ادامه داد به فاصله یک ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، حادثه کمرشکنی علیه دولت کمونیستی وقت افغانستان روی می دهد، قیام 24 حوت مردم هرات.

    وی ادامه داد چون ملت افغانستان خصوصا ولایت هرات به دلیل همجواری با ایران، جریان انقلاب اسلامی و پیام های حضرت امام(ره) در این کشور را رصد می کرد، در طول یک ماه الگوگیری کردند و قیام نمودند و موفق شدند برای چند روز حاکمیت دولت کمونیستی کابل را در ولایت هرات ساقط کنند.

    دکتر واحدی در وبیناری در کابل گفت حضرت امام خمینی(ره) سرباز و اسلحه صادر نکرد، بلکه طرز تفکر ایشان بود که در ظرف یک ماه سبب شد یک حادثه سرنوشت ساز و کمرشکن برای دولت کمونیستی کابل در هرات رقم بخورد.

    وی افزود به فاصله یک سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، علی رغم این که نیروهای متجاوز روس هم در افغانستان حضور داشتند، قیام سوم حوت 1358 مردم کابل اتفاق می افتد، مردم قیام می کنند، بیشتر مراکز نظامی را فتح می کنند و نزدیک بود که کابل سقوط کند، اما در اثر عدم هماهنگی بین مجاهدین، این قیام سرکوب می شود.

    ولی به گفته این فعال فرهنگی اجتماعی، قیام سوم حوت مردم کابل دولت کمونیستی کابل و روس ها را بسیار به وحشت انداخته بود، زیرا مردم شب ها در کابل ندای تکبیر سر می دادند و این ندای تکبیر، دولت کابل را به وحشت انداخته بود.

    وی گفت جریان انقلاب، روند پیروزی آن و دفاع جدی امام خمینی(ره) از ملت مسلمان و مجاهدین افغانستان توانسته بود به این ملت روحیه بدهد، و آن ها اعتماد به نفس پیدا کنند.

  • بریتانیا پذیرفت که 400 میلیون دلار به ایران بدهکار است

    بریتانیا پذیرفت که 400 میلیون دلار به ایران بدهکار است

    دولت بریتانیا برای اولین بار رسما پذیرفت بدلیل تحویل ندادن تانک‌های چیفتن که محمدرضا شاه پهلوی قرارداد خرید آنها را با لندن بسته بود به ایران بدهکار است؛ بدهی‌ای که ۴۰۰ میلیون پوند برآورد می‌شود.

    ایران پیش از انقلاب اسلامی، در سال ۱۳۵۰ قرارداد خرید هزار و ۵۰۰ دستگاه تانک چیفتن و خودروی زرهی را با بریتانیا بست، اما این تانک‌ها هرگز تحویل داده نشد.

    به گزارش روزنامه گاردین، بن والاس، وزیر دفاع بریتانیا، در نامه‌ای به وکلای نازنین زاغری-راتکلیف نوشته است که دولت بریتانیا فعالانه بدنبال راه حلی قانونی برای پرداخت بدهی خود به ایران است. والاس در نامه خود نوشته است: «در پیوند با شرکت آی‌ام‌اس و اختلافات حقوقی (با ایران) بر سر مبلغ (بدهی) واریز نشده، دولت اذعان می‌کند که این بدهی باید پرداخت شود و همچنان در جستجوی هر راه قانونی برای پرداخت آن از راه قانونی است.»

    شرکت دولتی خدمات نظامی بین‌المللی بریتانیا یا ام‌اس‌آی مسئول فروش و صادرات سلاح این کشور به کشورهای دیگر است. چیزی که کار پرداخت بدهی بریتانیا را بیش از پیش امکان‌پذیر می‌سازد آن است که ۹۹ درصد سهام این شرکت در اختیار وزارت دفاع بریتانیاست و بنابراین بن والاس به عنوان وزیر در این زمینه تصمیم‌گیرنده اصلی است. با این حال مانع اصلی در اجرای این تصمیم آن است که با وجود تحریم‌های اتحادیه اروپا و آمریکا دولت بریتانیا نمی‌تواند هیچ گونه پرداختی به ایران انجام دهد.

    نازنین زاغری راتکلیف، تبعه ایرانی-بریتانیایی در تاریخ ۱۵ فروردین ۹۵، هنگام بازگشت به بریتانیا در فرودگاه امام خمینی به اتهام جاسوسی دستگیر و زندانی شد، اتهامی که خانم زاغری آن را رد می‌کند. تا کنون فشارهای نهادهای حقوق بشری بین‌المللی و حتی اعتصاب غذای زاغری و همسرش، ریچارد راتکلیف برای آزادی این زندانی نتیجه‌بخش نبوده است.

    نه تهران و نه لندن، بطور رسمی، دعوای حقوقی و پرداخت بدهی بریتانیا به ایران را منوط به آزادی خانم زاغری نکرده‌اند. با این حال پیش از این محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه مهر ماه سال گذشته آشکارا به موضوع پیوند آزادی این زندانی با پرداخت بدهی بریتانیا اشاره کرد. او در آن زمان گفت فیلیپ هموند، وزیر خارجه پیشین بریتانیا به او پیشنهاد کرده در ازای تسویه یک بدهی ۴۰ ساله لندن به تهران برای آزادی نازنین زاغری نزد مقام‌های ارشد ایرانی پادرمیانی کند.

    برخی کنشگران و نهادهای حقوق بشری جمهوری اسلامی را متهم می‌کنند که از طریق بازداشت افراد خارجی یا دو تابعیتی، امتیازاتی مانند پول یا آزادی اتباع خود را از کشورهای متبوع زندانیان درخواست می‌کند، اتهامی که ایران آن را رد می‌کند. ایران و آمریکا در آذر ماه ۹۶ دو زندانی خود به نام‌های ژیو وانگ و مسعود سلیمانی را مبادله کردند.