برچسب: امان الله خان

  • قضاوت تاریخ در مورد اشرف غنی

    قضاوت تاریخ در مورد اشرف غنی

    با گذشت بیش از یک ماه، هنوز اشرف‌غنی برای بخشی از جامعه محبوبیت و مقبولیت دارد، او فرد متفکری بود و هست، خدمتی که به جامعه‌ای قبیله‌ای افغانستان کرد، با هیچ حکم‌روایی قابل ملاحظه نیست. او بارها گفته بود فصل ناتمام امانی را تمام می‌کند، حالا می‌بینیم که چنان‌هم کرد، شاید بیشتر از چیزی که انتظارش می‌رفت.

    امان‌الله با معاهده راولپندی، مرز دیورند را به رسمیت شناخت تا بتواند بدون دغدغه بر این ممکلت شاهی کند، اینکه چرا و چگونه از قدرت افتاد تاریخ قضاوت می‌کند، اما اشرف‌غنی خوب تفسیر کرد و فصلی را که امان‌الله نتوانست خوب تمام کند، او با تقدیم تمام کشور به غلجائی‌ها و درانی‌ها تمام کرد.

    طی ۷ سال ریاست جمهوری، نزدیک‌ترین افراد به کاخ را مات کرد، عده‌ای هم ناخواسته با توطئه‌ای که شاید انتظارش را نمی‌داشتند با پول و سمت‌های سمبولیک معامله کردند تا اشرف‌غنی بتواند در طرح خود کامیاب شود، طرحی که بر اساس آن تمام کشور را دو دستی به قبیله‌ای خویش داد و تمام اقوام را زیر دستان جبارگونه‌ای عبدالرحمنی قرار داد.

    اکنون، اندک تاجیک‌ها در آخرین سنگرهای آزادی می‌جنگند و تمام دارایی، پایگاه و جایگاه خود را از دست رفته می‌بینند، هزاره‌ها انتظار دارند تا لیسه‌ای معرفت و دانشگاه ابن‌سینا باز بماند و مذهب‌شان رافضی نامیده نشود، ازبیک‌ها که هویت و زبان‌شان را احتمالا از دست رفته فکر می‌کنند در اندیشه انتقام نگرفتن از ایشان بابت کشتار دشت لیلی هستند و روشن‌فکران پشتون‌هم یا سکوت و فرار کرده و یا هم از داخل و خارج برای این فصل امانی-احمدزایی هورا هورا می‌گویند.

    توپ بازی در جایی است که غنی می‌خواست، ما در مکتب کمتر تاریخ واقعی خواندیم، شکی نیست، تاریخ برای فرزندان ما از اشرف‌غنی به عنوان یک قهرمان و با پسوند (بابا) داستان‌سرائی کند که توانسته افغانستان را با همکاری برادران خود از چنگال و تسلط ده‌ها کشور نجات دهد، همین‌طور هم می‌شود، این را هم تاریخ به ما یاد داده است.

    اگر با توجه به این‌همه، باز به متفکر بودن اشرف‌غنی شک کنیم، به‌خود جفا کرده‌ایم، مجله پروس‌پکت او را ناحق متفکر دوم معرفی کرد، او با کارکردهای خود ثابت کرد که متفکر اول جهان است، این‌که ما تجربه دیپلماتیک نداریم گناهش با غنی نیست. اشرف‌غنی بارها این را به ما ثابت کرده است.

    کابل ویس

  • ارگ: تجارب تلخ گذشته نباید تکرار شود

    ارگ: تجارب تلخ گذشته نباید تکرار شود

    ارگ ریاست جمهوری امروز دوشنبه (۶ثور) در پیامی به مناسبت شصت و یکمین سالگرد وفات امان‌الله خان، پادشاه سابق افغانستان گفت برای اولین بار در زمان او کارهای بنیادی در تاریخ افغانستان پایه گذاری شد.
    در پیام آمده است: «نیاز است که از لحظات روشن و اوقات افتخار آفرین تاریخ خویش و همچنان از گوشه‌های تاریک و رویدادهای تلخ آن بیاموزیم، در گذشته گیر نمانیم، بلکه از تجربه‌های ماضی برای فردای روشن و خوشبخت استفاده کنیم».
    در این پیام آمده است که شاه امان‌الله خان به خاطر این که نظام از هم پاشید، در هجرت و دیار غربت وفات نمود. در پایان سلطنت وی، انقطاع باعث سقوط نظام گردید و ملت مجبور شد که هرچه را از صفر دوباره آغاز نماید.
    ارگ گفته «ما در صد سال گذشته چندین مرتبه موفقیت‌های خویش را به صفر ضرب زدیم و به همین سبب از کاروان تمدن و پیشرفت به عقب رفتیم. این تجربه تلخ را دیگر به هیچ وجه تکرار نخواهیم کرد، بلکه از تجربه‌های موفق دوران شاه امان‌الله خان و سایر دوره‌های تاریخی خویش الهام می‌گیریم و افغانستان آزاد، آباد و با ثبات را برای نسل‌های آیندۀ خویش به میراث می‌گذاریم».
    این اظهارات در حالی مطرح می شود که روند صلح افغانستان به مقطع حساسی رسیده است، اما طالبان تاکنون موافقت خود را برای آتش بس و موضوعات مهم در این روند، اعلام نکرده است.

  • صلح آیسکریمی آمیخته با خون ملت!

    صلح آیسکریمی آمیخته با خون ملت!

    موضوع صلح، طرح تازه امریکا مبنی بر تشکیل دولت ائتلافی و برگزاری نشست ترکیه و روسیه در مورد پیش برد صلح افغانستان این روزها داغ شده است. در این میان اما شهروندان افغانستان با درنظرداشت اوضاع جاری نگران خیلی از چیزها هستند.

    برخی کارشناسان و آگاهان امور نیز در کنار و هم صدا با مردم نگرانی های خود را نسبت به پروسه صلح، آینده مبهم و برخی اقدامات حکومت ابراز می دارند.

    حفیظ منصور، عضو هیأت مذاکره کننده حکومت در دوحه قطر و کارشناس مسائل سیاسی و اجتماعی، در واکنش به اوضاع جاری  و بررسی روند صلح در فیس بوک خود می نویسد:«در این سرزمین واقعیت های هیچگاه گفته نشده است.»

    وی در تایید گفته های خود به مثال هایی در طول تاریخ افغانستان به ویژه تاریخ معاصر اشاره می کند.

    آقای منصور می نویسد:«مثلا اگر بگوئید خط دیورند یک مرز رسمی است؛ برایت می گویند خائن و وطن فروش. اگر بگوئی پس امیر عبدالرحمن خان که خط دیورند را امضا کرد هم خائن و وطن فروش بود؛ باز برایت می گویند گور خود را گم کن؛ تاجیک ها تاجیکستان، اوزبیک اوزبیکستان و هزاره مغولستان بروید.»

    اگر بگوئی امان الله خان نافهم بود برایت می گویند کافر و وطن فروش، اگر بگوئی خوب لنگی و چادری را گم کن چون امان الله خان امر کرده بود باز هم برایت می گویند کافر و وطن فروش.

    نادر شاه در زمان حکومتش اصلا اجازه نمی داد کسی نام آمان الله خان را بگیرد، ظاهر شاه اجازه نداد حتی امان الله خان در کابل دفن شود. اما حالا ما مجبوریم نادر شاه را غازی، ظاهر شاه را بابای ملت و امان الله خان را فاتح استقلال کشور بگوئیم. تاریخ جعلی این وطن را هم همین ها نوشته اند. غازی هم اینها اند بابا همین ها.

    اگر با خشونت مقابله کنی برایت می گویند «لندَغر، جنگ افروز، توپک سالار و کله خام برو کولاب، برو ایران، اوزبکیستان و مغولستان.»

    اگر برای دفاع از منطقه ات تفنگ بگیری و از ورود طالبان به منطقه ات جلوگیری کنید؛ برایت می گویند تُفنگ داران مسلح غیر مسول، دزد. و اگر طالبان منطقه را گرفتند و همه چیز را آتش زدند، غارت کردند، کشتند و بردند باز هم جهاد فی سبیل الله و مجاهد اند.

    اگر بگویی اشرف غنی برای بقای سلطه قومی و سرکوب سایر اقوام از طالبان استفاده می کند و یا تلاش می کند طالبان مورد حمله قرار نگیرند؛ می گویند تو متعصب و مخالف صلح هستی.

    اما کدام صلح؟ صلح آیسکریمی مخلوط با خون ملت؟

    حفیظ منصور در ادامه تاکید می کند:«وگرنه شما قضاوت کنید کدام عقل و منطق قبول می‌کند که اردو و ارتش ی با این همه ساز و برگ نظامی، قوای هوایی، کماندو، قطعات خاص، اسپیشل فورس و هزاران تانک ضربتی و… در حالیکه از حمایت قوی‌ترین هم پیمان نظامی جهان (ناتو) نیز برخوردار است، در برابر یک مشت شورشی موتر سیکل سوار حالت دفاعی بگیرد و در دفاع هم همیشه ناکام باشد و مناطق و شهر ها را یکی پی دیگری به طالبان واگذار کنند.»

    اگر بگویی اینجا معامله ی در کار است و شهرها و سربازان معامله می شوند؛ میگویند تو روحیه سربازان را ضعیف می سازی. خوب انسان متمدن ۴۵ سرباز یک ماه در کمپ چینایی ها محاصره است و تو تا لحظه ای که همه کشته می شوند و تمام تانک ها و تجهیزات را طالبان می برند کمک نمی فرستی ولی با یک تماس داعش دو هلیکوپتر را در ظرف ۱ ساعت به درزاب می رسانی و ۲۵۰ تروریست داعشی را به شهر ها انتقال می دهی؛ پس کی روحیه سرباز را ضعیف ساخته‌است؟

    نزد اینها ملا عمر هم مبارز و آزادی خواه است؛ انتحاری هم استشهادی و شهید است. اشرف غنی هم بابا و اتل است. مردم دیگه گوشت ماشین جنگ… سرکوب، توهین و بی عزت میشوند.

    راه حل چیست؟

    عضو هیات مذاکره کننده حکومت در دوحه قطر در بخش پایانی مطلب خود می نویسد:«حالا تنها دو راه داریم یا باید همه باهم بایستم و با زور بازوی خود و به هر قیمت که تمام می شود دوباره نمونه کوچک از تمدن های بزرگ اشکانی، کوشانی و یا تیموری را در ملک آبایی خود شکل دهیم و یا باید این خاک را به همین مردم متناقض و همین فرهنگ که ذکر شد واگذار کرد. این ملک را متعفن ساخته اند. این ملک و همین مردم و همین تاریخ جعلی و همین بابا ها و اتلان …»

  • سوء استفاده های سیاسی، اقتصادی و نمادی از زنان در افغانستان

    سوء استفاده های سیاسی، اقتصادی و نمادی از زنان در افغانستان

    به نام آفریدگار هستی که رب الناس است و نه رب الرجل:

    از همیشه که شاید تاریخش برگردد به گوشه ی نزدیک تاریخ افغانستان حدود شاهی ظاهر شاه تا امروز در بهترین و بد ترین وضع، گویی نا گذیر بوده ایم تا از هشتم مارچ روز (زن) تجلیل کنیم. فراموش کنیم تا سال دیگر و هشت مارچ دیگر.

    با اقرار بر این که زنان در افغانستان بیشتر از نصف مردان اند و مردان بیشتر معروض به خطر بوده و یا جنگجو های دایمی در خط مقدم در حد اقل ۲۰۰ سال پسین اند.

    مرجع فتوا خودشان، آغاز گر جنگ خودشان، حاکم خودشان و محکوم خودشان اند، زنان در حاشیه نشسته و تاوان خطای آنان را می پردازد، تا طفل یتیم بزرگ کند که جنس نر تفنگ بدوش بگیرد و برود بجنگد و جنس ماده در خانه منتظر خبر مرگش بماند تا سلسله تکرار یتیم پروری از تسلسل غالب نماند.

    هشت مارچ خود نتیجه ی جنگ است، جنگ اول و دوم جهانی بعد از گرفتن میلیون ها قربانی زنان را مجبور کرد تا نیرو کار کشور های غربی با حد اقل دستمزد به جرم زن بودن شوند.

    حرکت های زنان در امریکا به منظور حق برابر با مردان و حق رای آغاز شد تا اعتراض بر علیه شرکت های بزرگ مدلینگ و فیشن، این مخالفت برای این بود که زن اختیار خودش را ندارد و باید موجود سر به زیر و مطیع امر مردان و تعیین تکلیف توسط مردان تا مدل شدن برای مردان باشد.

    سال ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۷ سازمان ملل بلاخره مجبور به نامیدن این روز به نام روز (زن) و (صلح) شد، حضور زنان در بازار کار بیشتر شده و زمینه تحصیل و کوشش فراهم شد.

    در افغانستان بعد از ۱۹۱۹ کشف حجاب کردند و گفتند تو زن آزادی، باران فتوا شاه امان الله را مجبور کرد تا عقب نشینی کند و حتی به وایسرای هند بریتانوی بگوید که (تحصیل اناث را بیست سال دیگر به تعویق می اندازم) اما دیگر فتوا فرصت بیست سال نداد و ختم دولت مرکزی و جنگ میان تشنگان قدرت ادامه پیدا کرد.

    بعد از ۱۳۵۷ وظیفه زن شد سمبول شعار های مردانه از انقلاب کارگری شان که کشور مان بیشتر از ده تا بیست فابریکه نداشت و تعداد کارگر هم معلوم نیست که به سه هزار میرسید یا نی، اما وظیفه مقدس یتیم پروری از سر گرفته شد که دو سوی جنگ با دو میلیون تلفات وظیفه زنان را سنگین تر و نقش شان در اجتماع را کمرنگ تر کرد.

    و حضور زنان را در ساختار های چون تجلیل از روز مادر و هشت مارچ و تشکیل وزارت زن خلاصه کرد.

    از برهه طالب باید گذشت، نه چیزی باید گفت و نه گله یی باید کرد، تصادم تمدن روستایی و شهری به صورت طبیعی نابودی مطلق است، این تفاهم نیست، گفتمان نیست و رهیافت نیست، بلکه تصادم است و انفجار. مردان کجا حق زندگی داشتند که زنان گله ی داشته باشند.

    بیست سال دموکراسی و فرصت برای زنان، این عبارت تکرار می شود و در این بیست سال مداوم همه می شنود (فرصت)! اما فراموش می کنند که نخبگان سیاسی در راس قدرت مفهوم آزادی و حضور زنان را هضم نکرده بودند.

    برای آقای کرزی کفایت می کرد تا زنان باشند، این بودن بیشتر مشابه به قسمت های احساساتی تاریخ بود، گویی جناب کرزی در پی برگشت به ۱۰۰ قبل از زمان حاضر بود. خودش تصمیم و رای خاص نداشت و گویی منتظر بود تا مشاوران مردش در مورد نقش زنان چی می گویند، اگر فشار بیرونی نمی بود این نقش ها که داده اند و این حضور ها که داشته ایم هرگز نمی بود.

    اینرا از این بابت میگویم که همسر امان الله خان اولین زن بود که در محضر عام روپوش را از صورتش گرفت اما هرگز هیچ زن شاهد حضور همسر جناب کرزی نبود. نشانه ها و نماد ها کننده بیان کننده باور ها است.

    جناب ریس جمهور غنی، نمیدانم چی میکند، حضور آماری زنان را خیلی بلند برده است، قضاوت نیست باز به اساس شواهد است، در یک روند مدیریت شده بانوان که قدرت فهم و رهبری عالی دارند به حاشیه رانده شدند و عزیزان با تجربه کمتر و سر به زیر بیشتر در بلند ترین مقامات گماشته شده اند.

    یکی از شاخصه های دیگر این دوره، عدم صلاحیت مدیران ارشد زن در مقایسه به مدیران ارشد مرد است، هیچ معین زن از صلاحیت مساوی با معین مرد برخوردار نیست، وزرا میتوانند در زمینه های مربوط در مورد زنان آنگونه که میخواهند تعین تکلیف کنند و مردان از این تعیین تکلیف ها کمتر رنج میبرند.

    از جامعه سنتی افغانستان بیشتر نمیتوان انتظار داشت، تشکر می کنیم حد اقل توانستیم تا فرصت های برای تحصیل و پیوستن به لشکر بیکار ها داشته باشیم خودش جایی امتنان است.

    اما سوال که به بزرگی دنیای یک زن باقی میماند این است که چی وقت محوریت فتوا از جنس زن برداشته میشود و معطوف به مسایل دیگر میشود، نگاه جنسیتی ابزاری که در زمام داری فعلی در حال رشد است کم شده و به زن اجازه میدهد تا اجتماع خودش، ارتباط خودش و تصمیم خودش را بگیرد، تدبیر امر اگر دست مردان است مساله جهانی است، تدبیر امور زنان ساختار مند و یا غیر ساختار مند بدور از باور های سنتی باید شکل بگیرد.

    در فرجام با تمام انتقاد هایی که بود و کردم این فرصت را با یک سوال پایان می بخشم: چنین روزی را شاهد خواهیم بود تا زنان خود تدبیر امور خودشان را بدست گیرند و مردان را اجازه ندهند تا از این جمع بزرگ سو استفاده سیاسی، اقتصادی و نماد های بازار مکاره افغانستان کنند؟

    با یک چنین امید محال

    بخدی

  • معاون دوم رئیس جمهور: طالبان در فکر فتح نظامی باشند، مقاومت شدیدتر از گذشته خواهد بود

    معاون دوم رئیس جمهور: طالبان در فکر فتح نظامی باشند، مقاومت شدیدتر از گذشته خواهد بود

    معاون دوم ریاست جمهوری گفت اگر طالبان به فکر به اصطلاح «فتح و حاکمیت انحصاری» خود باشند، مقاومت در برابر این گروه این بار به مراتب شدیدتر و گسترده‌تر از دوره مقاومت قبلی خواهد بود.
    سرور دانش این مطلب را روز جمعه به مناسبت یادبود از درگذشت قربانعلی‌ عرفانی، حکیمی، یوسف واعظی و مصطفی اعتمادی از چهره های سیاسی کشور مطرح کرده است.

    دانش در این مراسم گفت: «افغانستان کنونی نه افغانستان زمان نجیب است و نه افغانستان زمان حکومت مجاهدین… طالبان بدانند که می‌توانند کشتار مردم و تخریب کشور را ادامه بدهند و نام آن را هم جهاد بگذارند، اما از این طریق به هیچ صورت به آرزوهای خام خود نمی‌رسند».
    سرور دانش در این نشست گفت صلح به خواست همگانی تبدیل شده است.

    او از جانب دیگر تأکید کرد دولت انتظار دارد تا گروه طالبان از «زمان‌کشی و انسان‌کشی» دست بردارند و با پذیرش آغاز مذاکره، آتش‌بس کنند.

    به گفته او، مذاکره و تشدید جنگ یک تناقض آشکار در روی‌کرد طالبان و نشانه این است که طالبان می‌خواهند در پوشش تداوم مذاکره به فکر فتوحات نظامی باشند اما این اندیشه یک خیال باطل و محال است.
    معاون دوم ریاست جمهوری، مدیریت افغانستان را تنها از طریق دموکراسی امکان‌پذیر دانست و افزود حکومت از طریق زور و بدون مشارکت و رضایت مردم ناممکن و غیرعملی است.
    به گفته او، هر کسی یا گروهی که به فکر حکومت انحصاری و حذف دیگران باشد در خیال باطل خواهد بود.
    سرور دانش گفت در شرایط حساس کنونی هر کس و هر حلقه‌ای که طرح دیگر و راه دیگری را مطرح می‌کنند و یا به طرح‌های «خام و خیالی» و یا وعده‌های کشورهای دور و نزدیک دل بسته‌اند بدانند که این راه‌ها به ترکستان می‌انجامد و باعث بدبختی کشور و مردم می‌شود.
    او تجربیات فروپاشی دوره‌های امان‌الله خان، داوودخان، دوره نجیب و مجاهدین را مایه عبرت عنوان کرد و گفت مردم دیگر تاب و توان فروپاشی، سقوط و گسست را ندارند.
    معاون دوم ریاست جمهوری از مردم خواست که از نظام جمهوری دفاع و حمایت کنند. او هرچند به کاستی‌های حکومت و نظام اذعان کرد.

  • خواب طالب برای پیروزی هرگز به واقعیت مبدل نمی شود

    خواب طالب برای پیروزی هرگز به واقعیت مبدل نمی شود

    رییس‌جمهور غنی امروز اعضای کابینه را به مجلس نمایندگان معرفی کرد.

    هنگام سخنرانی رییس‌جمهوری، برخی نمایندگان مجلس دست به اعتراض زدند. آنان از «انکشاف نامتوازن و بی‌عدالتی» در نظام انتقاد کردند.

    اشرف‌غنی در واکنش به اعتراضات نمایندگان خشمگین شد و گفت شما از تاریخ درس نگرفته‌اید. می‌خواهید سقوط نظام شاه‌ امان‌الله تکرار شود؟ می‌خواهید کودتای سقوط رژیم داوود خان تکرار شود و زمینه برگشت طالبان فراهم شود؟

    غنی در بخشی از صحبت‎هایش گفت ما در مقطعی از تاریخ قرار داریم که ضرورت عقلانیت در طرح و قاطعیت در عمل را از فرد فرد این ملت عظیم و از همه ما به صورت یک کتلۀ واحد، خواهان است.

    او افزود تصامیم امروز ما تعیین کننده فردای ماست، امروز نه تنها التیام دردهای پنج نسل زندۀ ما، در داخل و خارج کشور اولویت دارد، بلکه رفاه پنج نسل آیندۀ ما نیز مطرح است.

    رییس جمهور غنی با بیان اینکه این نسل، آینده محور و نظام محور است، گفت به شمول همۀ ما، بزرگترین آرزوی پنج نسل زندۀ افغانستان خاتمه دادن به خشونت‌های میراثی و تحمیلی است تا آرزوی وحدت ملی، مشارکت همۀ اقشار و انکشاف متوازن در همه سطوح کشور عملی گردد.

    رییس جمهور از نقش ولسی جرگه در قطعنامۀ لویه جرگۀ مشورتی صلح تشکر کرد و  تصریح نمود: باوجود اطمینانی که برای آتش بس و کاهش جدی خشونت در هنگام برگزاری لویه جرگه داده شده بود، بدبختانه، طالبان و حامیان شان به خشونت ادامه دادند. حملات اخیر طالبان به ولایات هلمند و غور و سایر نقاط کشور، نشان دهنده این است که آنها هنوز هم به روایت کاذب فتح باورمند هستند.

    وی با تاکید براینکه طالب هیچ وقت به روایت پیروزی خود پیروز نخواهد شد، گفت در جلسه اخیر شورای امنیت به مسئولین هدایت داده‌ام تا زمینۀ رسیدگی به خانواده های شهدای پرافتخار قوای امنیتی و دفاعی ما سریع، ساده و موثر گردد و به اطفال و خانواده های آنان رسیدگی جدی صورت خواهد گرفت.

    رییس جمهور با اشاره به بحث‌های چند روز گذشته‌اش با مقامات عالی رتبۀ ایالات متحدۀ امریکا، گفت که آنان اطمینان دادند که به تعهدات شان در رابطه به افغانستان پابند هستند.

    وی باتوجه به آمادگی‌ها برای کنفرانس قریب الوقوع جینوا، گفت ایالات متحدۀ امریکا در زمینۀ آمادگی بهتر کنفرانس جینوا با ما کمک می کند و تعهدات کمک امریکا با افغانستان در زمینه های صحت و معارف، درازمدت است. همچنان در دولت، جامعه و اقتصاد ما ظرفیت ها موجود است که با آن می توانیم، آیندۀ خود را تامین کنیم.

    او گفت به پای خود ایستاده شدن و انکشاف دادن منابع خود ما، شعار واهی نیست. هر روز تجربه می کنیم و شاهد هستیم زمانی که ارادۀ ملی موجود باشد، از ظرفیت ها استفاده بهتر صورت گرفته می تواند.

    رییس جمهور غنی گفت برخلاف تمام تحلیل ها، تمام اعضای تیم مذاکراتی ما با اتحاد، اتفاق و انگیزۀ قوی از ارزش های ملی و دولت جمهوری اسلامی دفاع می کنند و این نمونه مهم ظرفیت سیاسی ماست.

    رییس جمهور غنی گفت تیم مذاکراتی دولت به طالبان پیشنهاد کرده اند که موضوعات اختلافی در روشنایی قرآن کریم، سنت نبوی و شریعت حل شود، اما آنها نپذیرفتند و می گویند که موافقت آنان با امریکا باید اساس باشد، اکنون ببینید که از اسلام چه کسی نمایندگی می کند.

    او گفت ملت از وکیلان و قشر سیاسی می خواهد که از اردوی ملی، امنیت ملی و به خصوص اصلاحات عمیق در پولیس ملی حمایت کنند، کار به اهل کار سپرده شود و از ظرفیت سکتور خصوصی نیز استفاده صورت گیرد.

    اشرف غنی گفت جمهوریت آغوش بزرگ است، بروید از هیبت الله بپرسید که در کجا پنهان است و چرا افغان‌ها را می کشند. این را که می گویید بالای امریکایی ها حمله نمی کنید درست است، اما چرا بالای ما حمله می کنید، آیا این ها فرزندان شما نیستند، ما هر روز می سازیم و شما آن را ویران می کنید.

    رییس جمهور غنی گفت از ظرفیت افغان های مقیم خارج به خاطر آبادانی و عمران کشور استفاده می کنیم. وی از کمک و همکاری شان به افغانستان، تشکر کرد و افزود افغانستان قلب آسیا است و نزدیکترین راه به آسیای جنوبی، مرکزی و غربی است و ما از آن استفادۀ عظیم می توانیم. 

    وی با اشاره به ظرفیت های فراوان معادن در افغانستان، گفت امتداد خط آهن، پایپ لاین ها، لین های برق موقعیت افغانستان را به طلا مبدل می سازد.

    رییس جمهور غنی در مورد مدیریت آب ها و با یادآوری از سخنان مرحوم عبدالمجید خان زابلی در مورد آب ها، گفت که بعد از۷۰۰ سال بند کمال خان آب خواهد گرفت، نیمروز سرسبز خواهد شد و در چهار سال آینده، شاهد سرسبزی و شادابی افغانستان خواهید بود.

    او با اشاره به ریشه های تمدنی و تاریخی افغانستان، گفت: عمده ترین فرصت ما این است که ریشۀ تمدن اسلامی خود را درک کنیم و یکبار دیگر مرکز عظیم تمدن اسلامی شویم.

    رییس جمهور پنج موج تروریزم را تشریح کرد و در مورد خطرات شبکه های جرمی، مواد مخدر و فساد و انکشاف غیر متوازن و برخورد غیرمسئولانه با سرمایه، گفت که بین دین اسلام و تروریزم هیچگونه رابطه ای وجود ندارد و انتحار و تروریزم یک تاکتیک است که هیچ اساس دینی ندارد. 

    رییس جمهور گفت که طالبان به گونۀ واضح به مردم افغانستان اطمینان دهند که از شبکه های تروریستی خود را جدا سازند و به اسلامیت و افغانستان اولویت بدهند.

    رییس جمهور غنی خطاب به وکلا گفت: دستگاه حکومت به تغییرات اساسی نیاز دارد تا بتوانیم حکومت را خادم ملت بسازیم. وی از وکلا خواست تا به خاطر ایجاد اقتصاد متحرک که بتوانیم تمام مصارف نیروهای امنیتی و دفاعی و ملت خود را تمویل کنیم، دست به دست همدیگر بدهید، این کشور به پای خود ایستاده می شود.

    وی خاطرنشان کرد باید بالای یک طرح بنیادی اصلاحات دولتی به نتیجه برسیم، یک اقلیت کوچک، افغانستان را بدنام کرده است، بایید با ارادۀ ملی اصلاحات سرتاسری را انجام دهید و تمرکز را بالای ولسوالی ها معطوف کنید.

    وی افزود که بین صلح کردن و اعمار صلح تفکیک قایل شوید و خواهش ما این است که تیم مذاکراتی تان را حمایت کنید و این تیم در خط ملی به پیش میرود و به قوت از منافع ملی نمایندگی می کند.

    رییس جمهور کشور گفت که اعمار صلح از ما زحمت و منابع می خواهد؛ باید در تمام عرصه ها تحرک اساسی بیاید. ملت سازی برنامه های منسجم می خواهد خاصتاً از نگاه معارف و تحصیلات عالی.

    رییس جمهور تصریح کرد که آیندۀ ما به منطقه ما گرۀ خورده است و روز به روز منطقه اهمیت افغانستان را درک می کند. ایجاد اجماع منطقوی به افغانستان که دارای روابط چند جانبه باشد، از ماموریت های کلیدی ماست.

    رییس جمهور در اخیر سخنرانی اش گفت که کابینه جدید دولت جمهوري اسلامي افغانستان را با ادارات مستقل خدمت تان معرفی میکنم و با تایید آن، یک تیم منسجم خواهیم داشت که در تطبیق دیدگاه های ملی، با من همکار خواهند بود.

  • عصر امانی به روایت تاریخ (اصلاحات و انقلاب)

    عصر امانی به روایت تاریخ (اصلاحات و انقلاب)

    امان الله خان پسر امیر حبیب الله خان در سال 1892م تولد یافت. بعد از فوت پدرش در فبروری سال 1919م به سن 27 سالگی عهده دار سلطنت شد. امان الله خان در مکتب حربیه درس خواند، به مسایل اردو و امور نظامی از نزدیک در ارتباط بود.
    امان الله خان پس اعلام پادشاهی در 24 فبروری 1919م بیانیۀ مشهوری به پیشگاه مردم کابل در میدان مرادخانی ایراد نمود. امان الله خان درین بیانیۀ تاریخی استقلال خارجی افغانستان و آزادی فردی در کشور را اعلام کرد و از مساوات و برادری، آزادی ملت و تأمین عدالت و صداقت دولت جدید حرف زد.

    شاه جدید نامه هایی به دولت های روسیه شوروی، آمریکا، فرانسه، جاپان، ایران، ترکیه، و کشورهای دیگر نوشت و در آن از جلوس خود برتخت به حیث پادشاه مستقل افغانستان یادآوری نمود.
    امان الله خان دوماه بعد از رسیدن به قدرت معاهدۀ سال 1879م  را که افغانستان را در امور خارجی وابسته به بریتانیا ساخته بود، ملغی کرد که منجر به جنگ سوم افغان- انگلیس (1919م) گردید.

    از طرفی هم اعلان جنگ یک فیصلۀ ملی بود که منعکس کننده ارادۀ آزاد مردم افغانستان بود، بجز جنگ برای بدست آوردن استقلال راه دیگری وجود نداشت و مردم نیز بیعت خود را به امیر امان الله خان مربوط و مشروط به اعلان جهاد در مقابل انگلیس ها ساختند. لیکن عدم تسلیم انگلیس به خواسته های مردم افغانستان منجر به جنگ شد و اگر انگلیس استقلال افغانستان را به رسمیت می شناخت جنگ صورت نمی گرفت.

    در اثنایی که جنگ به شدت بین طرفین جریان داشت و طیارات انگلیس شهر جلال آباد و کابل را بمباردمان می کرد حکومت کابل و هند برتانوی موافقه نمودند تا در میز مذاکرات جلوس نموده در بارۀ آینده روابط بین خود بحث نمایند. این مذاکرات به شناختن استقلال بدون قید و شرط کشور در 25 اسد 1298 ه ش (1919م) در کنفرانس راولپندی گردیده و افغانستان اولین کشوری بود که استقلال خود را از انگلیس ها گرفته و به حیث یک کشور مستقل اسلامی در کره زمین عرض وجود نمود. (معاهدۀ کابل که بعدها در سال 1921 میان دولت انگلیس و افغانستان انعقاد یافت، در مادۀ اول آن استقلال افغانستان از سوی دولت بریتانیا به رسمیت شناخته شد.)

    اعلام استقلال افغانستان فرصت خوبی برای روسیه بود تا با شناختن استقلال افغانستان ضربۀ معنوی به پیکر سیاسی امپراطوری بریتانیا حواله نماید، بناً روسیه رقیب امپراتوری انگلیس در شرق و غرب، استقلال افغانستان را برسمیت شناخت. مقامات رسمی هردو دولت خیال برقراری دوستی درسر می پروراندند اما مرم افغانستان و مسلمانان آُسیای مرکزی حاضر نبودند این روابط برقرار گردد. مسلمانان آسیای میانه که زیر فشار حکومت بلشویکی روس قرار داشتند، این عمل را خیانت به قضیه خویش می دانستند.

    شاه امان الله خان در سال های اخیر سلطنت خود به کشور های هند، مصر، ایتالیا، فرانسه، بلجیم، آلمان، انگلستان، شوروی، ترکیه و ایران سفر نمود. در سال 1927م ایتالیا اولین کشوری بود که از امان الله دعوت به عمل آورد تا از  آن کشور دیدن نماید. در 22 سپتمبر 1927 سفیر افغانستان در لندن به وزارت خارجۀ انگلیس اطلاع داد که پادشاه افغانستان به خارج سفر می کند و از انگلستان و مسکو دیدن می نماید.

     امان الله خان هنگام وداع در قصر ستور وزارت خارجه در محضر کارمندان دولت و شاگردان و منسوبین معارف افغانستان مطالب آتی را بیان نمود: “سفرم به خارج خاص برای منفعت شماست و بس، اگر نیامدم به یاد داشته باشید که از وطن تان دفاع نمایید و یک ملت واحد باشید. زیر سلطۀ حکمران مستبدی به سر نبرید، به هدایات من گوش دهید و به خرافات عقیده نداشته باشید، زیرا بعضی ملاهای بی خرد، دین را یک زنجیر برای تان ساخته و چیزهای غلط برای تان می گویند و شما را فریب می دهند، مطابق اوامر خدا و پیغمبرش (ص) رفتار نمایید. به چیزهای که ملاها می گویند باور نکنید، در مقابل زنان از مدارا و ترحم کار بگیرید، شما همه از یک کشور هستید و با هم برادر می باشید، زنان مانند شما حق دارند و انسان اند، بیشتر از یک زن نگیرید و اطفال تان را به مکتب بفرستید…”

    امان الله خان بعد از انجام سفرش به کشورهای اروپایی و اتحاد شوروی، به ترکیه و ایران رفت. در ترکیه از امان الله خان پذیرایی شانداری به عمل آمد و برنامه های مصطفی کمال اتاترک برای پیشرفت و تعالی کشورش تأثیر فوق العاده در ذهن امان الله خان گذاشت و آرزومند بود تا قدم بر جای پای اتاترک بگذارد، مگر جامعۀ ترک و جامعۀ افغانی دو جامعۀ مختلف و در شرایط کاملاً متفاوت از هم قرار داشتند. از طرفی هم اتاترک برای تطبیق برنامه های اصلاحاتی خود یک اردوی قوی و مقتدر در خدمت داشت. در ضمن ، اصلاحات در ترکیه در زمان اتاترک آغاز نیافته، پیش از این دوره، در عصر آخر عثمانی ها آغاز گردیده بود. به هر صورت، شاه امان الله از ترکیه به ایران رفت و از سوی رضاشاه مورد استقبال قرار گرفت.

    در ایران شاه امان الله بدون تشریفات، مانند یک فرد عادی با مردم برخورد می کرد و در کوچه های تهران تنها و بدون بادیگارد گردش می نمود، مردم تهران این رویۀ شاه افغان را پسندیدند و از شاه ایران انتقاد می نمودند. ملکۀ ایران با ملکه ثریا حسادت می ورزید و از گشت و گذار ملکۀ افغان در شهر تهران بدون چادر یا روی پوش خشمگین بود و بنابرین در دعوت هایی که به افتخار ملکه ثریا داده می شد، شرکت نمی ورزید. حتی در دعوت رضا شاه که به افتخار شاه امان الله ترتیب داده بود، ملکۀ ایران شرکت نکرد. علمای مذهبی ایران از امان الله خان خواستند که ملکه ثریا چادر بپوشد و علمای مشهد نیز چنین تقاضای را کردند. اما شاه امان الله همه را نادیده گرفت و ملکه ثریا و دیگر زنان همراه وی بدون روپوش به روضۀ امام رضا رفتند و نماز گزاردند.

    امان الله خان به تاریخ 20 جون 1928 بعد از شش ماه و ده روز دوباره به وطن برگشت. در قندهار شاه به مردم قندهار گفت: “من به اروپا جهت عیش و عشرت و خوشگذرانی نرفته بودم، بلکه رفتم تا راه ترقی و تعالی کشور را جستجو نمایم، من همه چیز را قربان ترقی و تعالی کشور می کنم. امید است که ترقی و پیشرفت را از قندهار شروع کنم. شرم آور است که پوسته ای را در پشت نقل می دهند، حتی یک مرکب نیست که پوسته را از یک محل به محل دیگر انتقال دهد، وضع تلگراف شرم آور است، شرم آور است که مردم افغان از سبب گرمی و سردی در خانه نشسته و یک زن اروپایی در تمام شرایط شب و روز جان کنی دارد، زنان در اروپا برابر با مردان کار می کنند و از حقوق مساوی برخوردار هستند و در تمام شقوق اجتماعی، سیاسی، تجارتی واقتصادی فعال اند، در حالی که زنان افغان در کنج خانه عاطل و بیکاره به سر می برند، کار کنید و به خود حرکت دهید، امان الله کارها را برای تان انجام داده نمی تواند، تنها شما را رهنمایی می کند و باقی زحمت را شما بکشید، از این خواب گران بیدار شوید. اما ملاهای قندهار گفتند که شاه کافر شده و مارا هم کافر می سازد.”

    اصلاحات اجتماعی حکومت امانی، با دعوت شاه از سفر طولانی اش به کشور آغاز شد. شاه که از پیش آمد رجال مقتدر اروپا و ملاحظۀ تخنیک و فرهنگ غرب و به خصوص از مشاهدۀ برنامه های مصطفی کمال اتاترک در ترکیه و رضاه شاه در ایران متحسس شده بود، در جهت تطبیق برنامه های اصلاحی در افغانستان شتاب ورزید و لویه جرگۀ هزار نفری را در کابل در اوایل سپتمبر 1928 دایر و آرزوها و نیات خود را در زمینۀ تسریع پروسۀ تحولات اجتماعی با لویه جرگه در میان گذاشت.

    امان الله خان برنامۀ اصلاحات خود را در بارۀ تغییرات سریع شرایط اقتصادی و اجتماعی افغانستان مطرح نمود، این پروگرام که قلب قدرت روحانیت را در افغانستان نشانه گرفته بود، شامل رفع چادری (نقاب) زنان، منع مریدی در اردو، ممانعت تحصیل ملایان در مدرسۀ دیوبند هند برتانوی، گرفتن امتحان از ملاها، توزیع تذکرۀ نفوس به مردم افغانستان، جلب جوانان به خدمت سربازی به مدت سه سال، تحصیل مشترک پسران و دختران در مکاتب ابتدایی و اعزام جوانان برای تحصیل به خارج، منع نکاه صغیره و تعیین سن ازدواج برای دختران (18 سال) و برای پسران (22) سال می شد. اعضای لویه جرگه که اکثریت شان ملاکین و روحانیون بودند مخالفت شان را با پیشنهادات اصلاحی شاه اعلان نمودند. سر انجام پیشنهادات با برخی تعدیلات مورد تصویب لویه جرگه قرار گرفت.

    امان الله در زمره برنامه هایش به معارف اهمیت بیشتری داد. او برای بنای معارف جدید ابتدا از حکومت ترکیه و بعداً فرانسه تقاضا نمود که در طرح نصاب تعلیمی معارف افغانستان سهم برازنده گیرند. نصاب تعلیمی نیز مانند سایر برنامه های امان الله اساس “سکولرستی” داشت. امان الله به این نظر بود که علوم متداوله مدارس به درد مردم نمی خورد، لذا باید آنها به فراگرفتن علوم عصری در مکاتب مشغول گردند. رژیم امان الله به نشر و پخش روزنامه ها، مجلات، جراید، کتب و رسائل مختلف نیز پرداخت. مطابق مادۀ 11 قانون اساسی 1923م که در آن گفته شده بود: “مطبوعات و اخبارات داخلیه مطابق به نظامنامۀ مربوط آن آزاد می باشند”، شرایط مساعد سیاسی برای نشر جراید و روزنامه های شخصی ایجاد شده بود که در روشنی آن جرایدی چون اخبار انیس، اتحاد مشرقی، ستارۀ افغان، اتحاد اسلام، بیدار، ارشاد النسوان، اتحاد، ابلاغ، اخبار حقیقت، نسیم سحر، نوروز، مجلۀ معارف، مجلۀ اردو، آئینه عرفان، اصلاح و… به فعالیت آغاز نمودند.

    در این دوره اقدامات دیگری که بخاطر پیشرفت و ترقی کشور از سوی حکومت امان الله خان صورت گرفته بود اینکه، نماینده گان تجارتی افغانستان به کشورهای اروپایی و آسیایی فرستاده شد، فابریکه های چون بافنده گی، کاغز سازی، قند، سمنت، شیشه سازی، صابون، گوگرد، یخ سازی و غیره به فعالیت آغاز نمود، سرک کابل- قندهار و هرات ترمیم گردید، عمارت قصر دارالامان، هوتل کابل، سینمای کابل، مسجده شاه دو شمشیره… بنا یافت، شفاخانه برای مردان و زنان باز گردید، و از همه مهمتر این که برده گی لغو گردید.

    بزرگترین آزادی که امان الله می خواست به زنان افغانستان دهد بدور انداختن حجاب و لباسی بود که به نظر او اساس و بنیاد اسلامی و دینی نداشت، بلکه رسم و رواج و عنعنات مردم طی قرون متمادی به آن تقدس بخشیده بود. امان الله و خانمش (ثریا) در مسئلۀ حجاب همنظر بودند و هردو در این راه مبارزه مشترک می نمودند.

     امان الله خان فرمان داد که همه مردها باید لباس غربی بپوشند. اصلاحات ارضی، تعلیم و تربیۀ زنان در مدارس آزاد، دور نمودن حجاب زنان همه باعث تحرک احساسات مردم افغانستان گردید. این اصلاحات از دید امان الله خان به قصد متمدن ساختن افغانستان براه انداخته شد اما برعکس باعث آشوب و غوغای گردید که به سقوط خود اصلاحگر انجامید.

    اصلاحات اجتماعی و اقتصادی را که امیر امان الله خان در کشور به راه انداخت، چون پیش از وقت و بدون تعمق با عجله صورت گرفته بود، مغایر عنعنات سنتی کشور قرار گرفته و نارضایتی ها را در بین رهبران محافظه کار مذهبی و قبایل بی سواد و عقب مانده افغانی خلق نمود. امان الله آنقدر مست بادۀ پیشرفت و ترقی کشور شده بود که حتی مشورۀ نزدیکترین دوستان خود را در مورد اینکه محتاطانه (بادرنظرداشت شرایط عینی و ذهنی کشور) به پیش برود نادیده می گرفت؛ تا اینکه از طرف دوستان همرزم و همسنگرش مورد انتقاد صریح قرار می گرفت و امان الله به این اهمیت نداده آنهارا از خود رنجانید.

    امان الله خان در بسیاری موارد اسباب ضعیف ساختن دولت خود را خودش آماده ساخت. بسیاری از اصلاحات امان الله اگرچه ضروری بود ولی پیش از وقت بود و ملت آماده قبول آن نبود. مخالفین امان الله خان نیز اعمال امان الله خان را وسیلۀ مناسب برای سقوطش دانستند و از حرکات بی وقت وی استفاده نمودند. اولین قیام مردمی در ولایت پکتیا آغاز شد، بعدا در عقرب 1307 ه ش مردم شینوار در مشرقی قدعلم نموده و اعلام مخالفت کردند با این قیام سایر مردم مشرقی نیز همنوا گردیده و شهر جلال آباد را متصرف شدند، با نشر شایعات شورش همه اکناف کشور را فرا گرفت علما فتوای کفر و قیام علیه امان الله خان را صادر نمودند و شورش سراسر کشور را فرا گرفت.

    در ولایات شمالی، مردم دور حبیب الله کلکانی جمع شده آماده حمله به کابل شدند، در حالی که از هر طرف مردم به سوی کابل در حرکت بودند حبیب الله کلکانی توانست کابل را بزودی در حصار خود در آورد. او در 28 جدی 1307 (جنوری 1929) اعلام پادشاهی نمود و امان الله خان به طرف قندهار متواری شد.

    هنگامیکه امان الله خان مجبور به ترک کابل گردید، روس ها به عنوان کمک به موصوف، در افغانستان مداخله نظامی نمودند. روس ها از این مداخله دو هدف داشتند. یکی این بود، تا امان الله خان را زیر احسان خویش قرار دهند. دوم اینکه به روی مردم آسیای میانه راه فرار را مسدود سازند. زیرا مردم آسیای میانه در آن زمان افغانستان را برای خویش جنت روی زمین تصور می نمودند. در آن زمان حکومت نوپای شوروی آرزو داشت تا از طرف سایر کشورها به رسمیت شناخته شود، مداخله نظامی آنها می توانست برای شان در این جهت مشکلاتی را ایجاد نماید، از طرف دیگر امان الله خان به این نتیجه رسیده بود که دیگر در میان مردم خویش محبوبیت نداشته و بازگشتش به کابل سبب خونریزی زیاد خواهد شد، بناً از ادعای پادشاهی مجدد صرف نظر کرد.

    امان الله خان که تاپایان زندگی در تبعید در روم، پایتخت ایتالیا بسر می برد، در سال 1960م درگذشت. جنازه اش به افغانستان انتقال داده شد که در جوار آرامگاه پدرش در جلال آباد با مراسم نظامی به خاک سپرده شد.

    مصطفی کمال اتاترک در مصاحبۀ خود  در 26 اکتوبر سال 1929 با جریدۀ ترکی لیبرتی در باره سقوط امان الله خان گفت که سقوط امان الله خان خسارۀ بزرگی بود و اگر امان الله خان فقط حجاب را از خانمش برمی داشت و دیگر زنان افغانستان را اجبار به رفع حجاب نمی کرد و دختران را برای تعلیم به خارج ارسال نمی داشت ممکن بود انقلاب در افغانستان علیه وی صورت نمی گرفت.

    امان الله در تاریخ کشور یگانه پادشاهیست که بیش از همه در باره اش ضد و نقیض سخن گفته اند و میان نویسنده گان موافق و مخالف وی فاصله های زیادی وجود دارد. محققین مختلف برای شناخت امیر موصوف چهارچوب فکری مختلف را تعیین نموده اند، کسی به نام “پادشاه لیبرال” کسبی بنام “پادشاه سوسیالست” اورا ستوده است. او بخاطری پادشاه لیبرال خوانده شده که مشی خود را مطابق نظر خسر لیبرالست خود محمود طرزی عیار ساخته بود. شاید هم به این جهت پادشاه لیبرالست خوانده شده است که بعد از سفر به کشورهای غربی و ترکیه از لیبرالیزم غربی بخصوص از نظریات اتاترک اثر پذیرفته بود.

    یکی از لویه جرگه های افغانستان به موصوف لقب امیرالمؤمنین تصویب نمود. مسلمانان هند و بخارا نیز این لقب و حیثیت موصوف را به این امید پذیرفتند تا امان الله خان خلافت اسلامی را که در ترکیه پایان داده شده بود، بار دیگر به شکل اصلی آن احیا و عیار نماید. پادشاه سوسیالست بخاطری نامیده شد که به ایجاد روابط تشویشناک و امیدوار کننده با شوروی مجبور شده بود.

    نویسنده: حسیب الله سدید، خبرگزاری جمهور

  • برای اولین بار عکس حبیب الله کلکانی در ردیف زمامداران کشور نصب شد

    برای اولین بار عکس حبیب الله کلکانی در ردیف زمامداران کشور نصب شد

    حبیب الله کلکانی، مشهور به بچه سقا(سقو) 10 سال بعد از گرفتن استقلال کشور توسط امان الله خان در سال 1307 خورشید حکومت امانی را ساقط کرد.

    امان الله خان پادشاهی متجدد بود و قصد داشت که اصلاحات بنیادی در کشور بیاورد که این امر او باعث مخالفت برخی از تندروان مذهبی شد.

    حبیب الله کلکانی از این فرصت استفاده کرد و حکومت امانی را ساقط کرد و خود او نیز کمتر از 9 ماه حکمروایی کرد.

    هر چند حبیب الله کلکانی مشهور به بچه سقا حکومت امانی را –حکومتی که استقلال سیاسی کشور را مهیا کرد- ساقط کرد اما برای اولین بار عکس وی در بین زمامداران افغانستان قرار گرفت.

    این کنش ارگ باعث واکنش های در بین مردم شد و این کار را نوعی بازی سیاسی بیان کردند.

    وحید پیکان، خبرنگار، در پی این اقدام در فیسبوک خود نوشته است که “با تاريخ و استقلال هم مسخرگى!”.

    او نوشته: “امروز ارگ از روز استقلال افغانستان و قهرمانى هاى غازى امان الله خان و ارزش هاى كه او صد سال پيش براى افغانستان به وجود آورد با نصب عكس حبيب الله بچه سقو در صحن محفل يادبود به عمل آورد. حكومت مستقل و مردمى امانى در پى شكست انگليس و حاميانش روى كار آمد و در پى اغتشاش بچه سقو و حمايت بيرونى دوباره افغانستان بسوى وحشت و بيچارگى رفت!”

    برخی دیگر از کاربران نیز نوشته اند این عمل یک تحول بزرگ در کشور را در پی خواهد داشت.