امارت اسلامی طالبان در حالی این مانور نظامی را برگزار می کند که روابط تاجیکستان و افغانستان به تازگی به تیرگی گراییده است.







عکس: خبرنگار خبرگزاری رها در بدخشان

امارت اسلامی طالبان در حالی این مانور نظامی را برگزار می کند که روابط تاجیکستان و افغانستان به تازگی به تیرگی گراییده است.







عکس: خبرنگار خبرگزاری رها در بدخشان

طالبان پس از تسلط دوباره بر افغانستان مدعی اند که نسبت به گذشته تغییر کرده اند. رفتار امارت اسلامی در چندین مورد اما چیز دیگری را نشان می دهد.
«فارین پالسی» در مطلبی در این مورد می نویسد شریعت طالبان خشن ترین شریعت موجود در بین کشورهای اسلامی ست.
ماه گذشته طالبان اجساد چهار مرد که گفته می شد اختطاف گر هستند را در شهر هرات در ملأ عام آویزان کردند. جسد های بی جان از یک جرثقیل آویزان شده بودند و انبوهی از مردم حیرت زده به آنها می نگریستند و اهمیت لحظه را درک می کردند، بازگشت به گذشته. شهردار تازه گماشته شده امارت اسلامی در حالیکه از این اقدام خرسند به نظر می رسید این عمل را یک عامل بازدارنده موثر عنوان نمود. وی اخطار داد دیگر جنایتکاران نیز به سرنوشت مشابه دچار خواهند شد.
این حکم سریع طالبان بدون طی شدن مراحل قانونی انجام شده بود و هیچ دادگاهی برگزار نشد، هیچ قاضی وجود نداشت و هیچ کس ادعای طالبان را بررسی نکرد.
آویزان کردن اجساد اختطاف گرا در هرات درست یک روز پس از اعلام ملا نورالدین، وزیر پیشین دادگستری و رئیس سازمان امر به معروف و نهی از منکر طالبان و سرپرست اداره زندان ها در امارت اسلامی کنونی، که گفته بود امارت اسلامی بار دیگر اعدام و قطع عضو را از سر می گیرد، اتفاق افتاد. ملا ترابی در گفت و گویی با اسوشیتدپرس گفته بود هیچ کس نمی تواند به طالبان بگوید قانون آنها چه باید باشد. به گفته وی قطع دست و سنگ سار زنان در حالیکه تا سینه در خاک دفن شده اند، هرگز اعمال وحشیانه نیست و نوعی ترجیح فرهنگی و حاکمیت قلمداد می شود.
این اظهارات ملا ترابی سبب ترس و وحشت در میان شهروندان افغانستان شد و آنها یک بار دیگر صحنه هایی از اعدام خشونت بار طالبان در دوره حکومت قبلی شان را به یاد آوردند به ویژه صحنه هایی از اعدام در ملأ عام در استادیوم ورزشی. بین سال های 1996 تا 2001 میلادی طالبان با مرمی به سر محکومین شلیک می کردند، دست ها و پاهای دزدان را قطع می نمودند و مردم را به خاطر خطاهای کوچک شلاق می زدند. داستان های وحشتی که در قاضی استادیوم در کابل اتفاق افتاد بخشی از قصه های محلی در افغانستان شده است.
اکنون با تسلط دوباره طالبان بر افغانستان بیم تکرار این مجازات های وحشتناک و خود سرانه در بین شهروندان وجود دارد. طالبان اما مدعی اند که تغییر کرده اند نسبت به گذشته و به افغانستانی ها اجازه استفاده از تلفن همراه و تماشای تلویزیون را می دهند. این اما تنها یک ادعا از سوی این گروه است و در عمل هیچ تعهدی به عدم تکرار شریعت که از اسلامی قرن هفتم گرفته شده دیده نمی شود.
حبیب الرحمان آقا، از اعضای طالبان ساکن کابل، می گوید تطبیق سخت شریعت برای جلوگیری از تکرار جرایم موثر است. وی به دیگر کشورهای اسلامی مانند عربستان سعودی، ایران و امارات متحده عربی که در آنها مجازات های بدنی قانونی ست اشاره می کند و می افزاید این کشورها همگی شریعت را تطبیق می کنند و مجازات های مشابهی اجرا می کنند. اما تنها ما مواخذه می شویم به این دلیل که طالبان هستیم. وی در عین حال تاکید می کند تاکنون امارت اسلامی افراد زیادی را در ملا عام مجازات نکرده اما این کار را خواهد کرد چونکه اسلام دستور داده است. تعداد افرادی که قرار است مجازات شود افزایش خواهد یافت.
طالبان اگر مدعی تغییر هستند باید در عمل نشان دهند که هیچ متهمی را بدون دادگاه و حکم قاضی به صورت صحرایی محاکمه و اعدام نمی کنند و اعدام های خود سرانه، زدن سر، قطع عضو و سنگ سار را کنار می گذارند.

به گفته مقامات طالبان روند توزیع پاسپورت از روز سه شنبه هفته جاری در کابل آغاز شده است.
عالم گل حقانی، سرپرست ریاست پاسپورت در یک کنفرانس خبری گفت در حال حاضر، دستکم ۲۵هزار پاسپورت آمادۀ توزیع است.
آقای حقانی افزود تمام آمادگیها برای توزیع پاسپورت از سوی آنان گرفته شده است. به گفتۀ وی ممکن است در روزهای پیشرو تا ۶۰۰۰ پاسپورت در روز به مراجعین توزیع شود.
پیش از تسلط طالبان بر افغانستان، این ریاست حدود ۳۰۰۰ پاسپورت در روز توزیع میکرد. ریاست عمومی پاسپورت میگوید حدود یک میلیون کتابچۀ پاسپورت در این ریاست موجود است.
وزارت امور داخلۀ طالبان از کارمندان زن در ریاست عمومی پاسپورت خواست به وظایف شان حاضر شوند.
سعید خوستی، مسوول مطبوعات این وزارت گفت در حال حاضر، این پاسپورتها با ذکر نام “جمهوری اسلامی افغانستان” توزیع خواهد شد.
همزمان با تسلط طالبان بر افغانستان، فعالیت این ریاست در تاریخ ۲۴ اسد متوقف شد.
روز گذشته شورای وزیران حکومت طالبان به وزارت داخلهٔ این گروه هدایت داد تا روند توزیع پاسپورت و تذکره به شهروندان افغانستان را از سر بگیرد.
ذبیح الله مجاهد، پیش از این گفته بود که تمامی پاسپورتها و تذکرههایی که توسط حکومت پیشین صادر شده است، قابل اعتبار است. او افزوده بود در آینده نام امارت اسلامی افغانستان روی این اسناد درج خواهد شد.





برای نخستین بار معاون نخست وزیر، سرپرست وزارت خارجه و برخی از مقامهای دیگر حکومت طالبان با سفیران کشورهای روسیه، چین، پاکستان و کشورهای دیگر دیدار کردند.
عبدالغنی برادر، در نخستین دیدار سفیران شماری از کشورها با مقامهای دولت طالبان در وزارت خارجه گفت: امارت اسلامی سیاست آسیب رساندن به کشورهای جهان را ندارد و میخواهد با تمامی کشورها رابطه خوب داشته باشد.
ملابرادر در سخنرانیاش در این نشست از کشورهای جهان خواست مخالفتهایشان را با امارات اسلامی از راه گفتوگو حل کنند.
سهیل شاهین، سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در قطر، در تویتی به نقل از برادر چنین نوشته است: امارت اسلامی افغانستان میخواهد با کشورهای جهان روابط حسنه داشته باشد. اگر کسی با ما مشکلی دارد، ما حاضریم از راه مفاهمه مشکلات را حل کنیم. افغانستان آینده، خانه امن خواهد بود.
با آنکه از حکومت تازه در کشور نزدیک به ۵۰ روز میگذرد، اما سرپرست وزارت امور خارجه گفته است برای داشتن روابط خوب با جهان فصل تازه روابط سیاسی در کشور گشوده خواهد شد.
شاهین به نقل از امیر خان متقی، سرپرست وزیر وزارت خارجه چنین نوشته است: ما میخواهیم فصل جدید سیاسی حکومتداری خوب داخل کشور و روابط با منطقه و جهان را باز نمائیم.
مقامهای کابینه موقت به سفیران کشورهای جهان اطمینان دادند که امنیت آنان و اتباع دیگر خارجی در افغانستان تامین خواهد بود.

به دنبال تسریع و افزایش خشونت ها در کشور، سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) عصر امروز (جمعه) جلسه ای به منظور بررسی اوضاع افغانستان تشکیل داد.
آقای ینس استولتنبرگ طی بیانیه ای اعلام کرد در نشست امروز اعضای ناتو اوضاع افغانستان مورد بررسی قرار گرفت و این سازمان در تماس دایم با مقامات افغانستان و جامعه جهانی می باشد.
وی افزود حمایت از دولت و نیروهای امنیتی افغانستان همچنان از اهداف این سازمان بوده و حضور دیپلماتیک خود را در افغانستان حفظ می کند.
دبیر کل ناتو ضمن ابراز نگرانی اعضای ناتو از افزایش خشونت ها به دنبال حملات گروه طالبان، به این گروه هشدار داده که جامعه جهانی حکومت برخاسته از زور طالبان را به رسمیت نخواهد شناخت.
وی اضافه کرده که ناتو همچنان متعهد به حمایت از راه حلی سیاسی برای پایان بخشیدن به درگیری ها در افغانستان است.

پس از توافق بن نشستهای متعددی برای کمک و حمایت از افغانستان برگزاری شده است. در حکومتهای گذشته افغانستان برای جامعه جهانی کدام نسخه و طرح مشخص نداشت، به همین دلیل نسخه اصلی توسط کشورهای کمک کننده نوشته و عمدتا اولویتها نیز تشخیص میشد.
شاه حسین مرتضوی، مشاور ارشد رئیس جمهور غنی، امروز طی مطلبی در فیس بوک خود می نویسد در اکثر نشستهای گذشته هیاتهای افغانستان به دلیل فساد اداری در کشور، عدم موثریت در مصرف و فقدان طرحهای خودکفایی مورد سرزنش و نکوهش جامعه جهانی قرار میگرفت.
در دوره ریاست جمهوری رییس جمهور غنی، افغانستان با طرحهای مشخص برای تداوم جلب کمکها حضور یافت. این کمکها در مقابل شاخصهای وضع شده، حسابدهی متقابل، پاسخگویی و شفافیت در مصرف ادامه یافت.
به باور مرتضوی پس از ۱۹ سال هنوز فساد اداری در همکاریهای کشورها به حیث یک چالش جدی مطرح است. به رغم ناکامیها در گذشته، اکنون پیشرفتهای نیز صورت گرفته است. افغانستان برای چهار سال آینده نیاز مند همکاری جامعه جهانی است. اما حمایت معنوی جهان از ارزشهای جمهوریت، حقوق زنان، آزادی بیان، حقوق شهروندی و صلح به محوریت افغانها نیز اهمیت خاص خود را دارد. حفظ و توسعه دست آوردها ضرورت به حمایت جدی همکاران بین المللی دارد.
در مقابل، شفافیت و گزارشدهی متقابل نیز میتواند اساس مهم برای دوام همکاریها باشد.
مشاور رئیس جمهور در ادامه مطلب خود به برگزاری کنفرانس جنوا برای کمک به افغانستان اشاره کرده می نویسد پس از ۱۹سال طبیعی است که کاسه صبر کشورهای جهان از ادامه کمکها بسر میرسد. حمایت از طرحهای زیربنایی و نقشه راه خودکفایی افغانستان مهم است. معادن افغانستان، موقعیت تجارتی و ترانزیتی افغانستان آب و زمین از سرمایههای مهم کشور است.
البته این همه تنها در سایه صلح و آرامش ممکن است. جهان افغانستان را در ختم جنگ و صلح پایدار نیز یاری رساند. اعمال فشار بالای طالبان و کشورهای حامی این گروه میتواند مهم باشد.
شاه حسین مرتضوی در بخش دیگری از مطلب خود می افزاید حالا پس از ۱۹ سال جمهوریت در محور توجه و حمایت همکاران بینالمللی قرار دارد. حمایت گسترده از ارزشهای جمهوریت یک دستآورد مهم به شمار میرود.جهان با ارزشهای امارت همخوانی ندارد. همانگونه که در داخل کشور امارت به یک اقل کوچک تنزیل یافته است.

محمد اشرف غنی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان شام روز گذشته در نشست شورای امنیت سازمان ملل متحد که در خصوص پروسۀ صلح افغانستان از طریق ویدیوکنفرانس برگزار شده بود، اشتراک و سخنرانی نمود.
در این نشست، ابتدا محمد حنیف اتمر سرپرست وزارت امور خارجه صحبت کرده، گفت نشست نخست در چوکات این فورمول در باره زنان و پروسۀ صلح بود و اکنون نیز روی پروسه صلح، بحث و تبادل نظر صورت می گیرد.
وی برای اعضای جدید شورای امنیت سازمان ملل متحد آرزوی موفقیت کرده، گفت افغانستان روی حمایت شما حساب می کند و شما نیز می توانید روی حمایت ما حساب کنید.
محمد حنیف اتمر از حمایت همه جانبه ملل متحد برای تمدید ماموریت یوناما و حمایت های شورای امنیت این سازمان از افغانستان، قدردانی کرد.
رئیس جمهور غنی در سخنرانی خویش ضمن ابراز امتنان از تدویر این نشست، گفت نشست امروز در خصوص صلح افغانستان، نمایانگر آن است که شورای امنیت سازمان ملل متحد، تعهد قوی برای رسیدن افغانستان به صلح و ثبات دارد.
وی افزود امروز جامعه جهانی به توافق رسیده است که ما به اهداف مطلوب خویش به خاطر رسیدن به یک راه حل سیاسی، نایل شویم.
رئیس جمهور غنی هم قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد را در قبال صلح افغانستان مهم خوانده، گفت این سازمان تعهد همیشگی خود را بر استقلال، حاکمیت سیاسی و تمامیت ارضی افغانستان ابراز کرده و تاکید نموده که حقوق افغان ها توسط خودشان در پروسه های سیاسی در آینده تضمین گردد.
رئیس جمهور گفت تعهدات شما برای حمایت از مردم افغانستان به خاطر خاتمه دادن به جنگ، ادغام مجدد، صلح و ثبات پایدار، احترام به حقوق بشر و از همه مهمتر که افغانستان دوباره به پناهگاه امن تروریستان مبدل نگردد، مهم است.
رئیس جمهور غنی همچنان از حمایت جامعه بین المللی از افغانستان مستقل، متحد، مقتدر و نیروهای امنیتی و دفاعی در راستای مبارزه با تهدید مشترک تروریزم، یادآوری کرد.
وی افزود افغانستان در خط مقدم مبارزه با تروریزم جهانی قرار دارد، ما برای شکست تروریزم مشترکاً مبارزه می کنیم و زمانی به صلح نایل می شویم که در کنار همدیگر قرار داشته باشیم.
رئیس جمهور غنی از تلاش های دولت افغانستان برای مبدل کردن صلح به گفتمان ملی به شمول برگزاری لویه جرگه مشورتی صلح و تصمیم گیری لویه جرگه در خصوص رهایی ۴۰۰ زندانی طالبان یادآوری نموده، گفت حمایت های دوامدار شورای امنیت سازمان ملل متحد از پروسۀ صلح افغانستان می تواند ما را قادر سازد که به یک راه حل سیاسی دست پیدا کنیم.
رئیس جمهور با اشاره بر اینکه برقراری صلح هزینه دارد، گفت تیم مذاکراتی ما در دوحه بر تعهدات خود در مذاکرات صلح پابند است.
وی افزود شورای امنیت سازمان ملل متحد از تلاش های ما در دو دهه گذشته برای رهایی از جنگ به عنوان یک متحد و حامی خلل ناپذیر حمایت کرده است و از ادامه توجه، تلاش ها و شفافیت و قطعنامه های پیوسته تان در این خصوص، سپاسگزاری می کنم.
رئیس جمهور غنی گفت جامعه بین المللی امروز به این نتیجه رسیده است افغانستان به یک راه حل سیاسی دست پیدا کند و کشور دارای حاکمیت، متحد و مردم سالار باشد که در صلح با خود، منطقه و جهان بسر ببرد و دستآوردهای دو دهه گذشته را حفاظت و توسعه داده بتواند.
رئیس جمهور گفت تداوم قطعنامه های تان نه تنها برای حقوق، ارزش ها و اهداف ما مهر تایید می گذارد، بلکه چوکاتی را مشخص می کند که تنها جمهوری اسلامی افغانستان دولت مشروع است و امارت اسلامی از سوی ملل متحد به رسمیت شناخته نشده و این سازمان احیای دوباره امارات اسلامی را حمایت نمی کند.
رئیس جمهور گفت ما از شورای امنیت سازمان ملل متحد می خواهیم که حمایت های خویش را از نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان ادامه دهد. وی افزود که مهمترین ضرورت و اولویت ما صلح است و ما باید به پروسۀ صلح انرژی تازه ببخشیم زیرا در دوحه در وضعیت نامطلوب قرار دارد و شما در این راستا می توانید نقش عمده را بازی کنید.
رئیس جمهور غنی از پیشرفت های که در عرصه های مختلف در افغانستان صورت گرفته یادآوری کرده، گفت ۹۸ در صد عملیات ها را نیروهای امنیتی و دفاعی ما مستقلانه به پیش می برند، ۲۸ در صد کرسی های پارلمان را زنان افغان در اختیار دارند که بالاتر از فیصدی زنان در پارلمان امریکا است، ۵۳ در صد از کارهای صنعتی از سوی زنان به پیش برده می شود، ۳۷ در صد شاگردان مکتب را طبقه نسوان تشکیل میدهند، فیصدی سواد زنان در بیست سال گذشته دو برابر شده است و در کابینه آنان منحیث وزرا و معینان فعالیت دارند و تعداد شان در صفوف اردو ملی و پولیس ملی همه روزه بیشتر می گردد. وی افزود که با وصف این پیشرفت ها تهدیدها هنوز پابرجاست و خشونت ها ادامه دارد.
رئیس جمهور تاکید کرد که اولویت عمدۀ ما صلح است و از شورای امنیت ملل متحد تقاضا نمود که یکبار خواست خویش را برای یک آتش بس در افغانستان ابراز کند، تا شرایط برای آمادگی بهتر در راستای مبارزه موثر با موج دوم ویروس کرونا فراهم گردد.
رئیس جمهور غنی تصریح کرد که تطبیق تعزیرات منحیث یک ابزار برای موفقیت در مذاکرات با طالبان مهم است و این تعزیرات تنها زمانی می تواند موثر واقع شود که هر تغییر در میکانیزیم جاری صلح مبتنی بر پیشرفت ملموس در پروسه صلح باشد.
وی گفت که شورای امنیت ملل متحد باید تروریزم را منحیث یک ایکوسیستم بپذیرد، نه یک سلسلۀ سازمان های منزوی و ما در راستای مبارزه با تروریزم به یک استراتیژی نیاز داریم که شورای امنیت ملل متحد از آن حمایت کند.
رئیس جمهور محمد اشرف غنی در پایان سخنانش با اشاره به کنفرانس قریب الوقوع جینوا در مورد افغانستان و نتایج آن که بر آینده انکشاف کشور و خوداتکایی آن موثر خواهد بود، گفت حکومت حسابدهی را تسریع می بخشد و روابط خویش را با جامعه بین المللی بر اساس اولویت های مشترک به شمول تقویت حقوق بشر، ادامه میدهد.

در کنار اماو اگرهای مربوط به کاهش کمک های جامعه جهانی به افغانستان در کنفرانس جنوا 2020 اظهار نظر تازه طالبان نیز بر موج نگرانی ها افزوده است.
دکتر محمد نعیم، سخنگوی طالبان در دوحه، در تویتی موضع طالبان نسبت به کنفرانس جنوا که قرار است چند روز دیگر برگزار شود را اعلام کرده است.
وی گفت:«از جهان و تمام سازمان های جهانی می خواهیم کمک هایی که به نام ملت جمع می شود باید به دست ملت برسد. برای اینکه اینگونه کمک ها به گونه شفاف و عادلانه به دست ملت و مستحقین برسد، راه بهتر آن این است که موسسات جهانی باید با هماهنگی با امارت اسلامی اینگونه کمک ها را توزیع کنند.»
در اعلامیه طالبان آمده است:« امارت اسلامی درین مورد آماده هرگونه همکاری است، این را مسئولیت خود می داند و این موقف خود را وقت به وقت با بعضی از سازمان های کمک کننده داخلی و جهانی شریک نموده است.»
در اعلامیه روز گذشته طالبان که از سوی داکتر نعیم سخنگوی این گروه روز گذشته تویت شد آمده است در دو دهه گذشته کمک هایی که به نام ملت از سوی موسسات جهانی انجام شد به جیب های اشخاص معلوم در اداره کابل رفته است.

معاون دوم ریاست جمهوری در دیدار با سفیر هند در کابل گفت حکومت موقت یا امارت طالبانی نه تنها به صلح نمیانجامد که چرخۀ دیگری از اختلاف و خشونت را سبب خواهد شد.
دفتر معاونیت دوم ریاست جمهوری در بیانیهای امروز چهارشنبه(۷ عقرب) اعلام کرد رودریندرا تاندن، سفیر جدید دولت هند در کابل، قبل از ظهر امروز با سرور دانش معاون دوم رییس جمهور دیدار کرد و در این دیدار راجع به روند صلح، همکاری متقابل افغانستان و هند، مکانیزم تأمین صلح و اجماع منطقهای دراین زمینه گفتوگو شد.
معاون رییس جمهور ضمن تأکید به گسترش همکاری دو جانبه بین کابل و دهلینو در زمینههای مختلف، در پیوند به مذاکرات صلح گفت موج جدید خشونت ها مردم افغانستان را نسبت به روند جاری صلح نا امید و بد بین کرده است.
دانش گفت: «نقطه بسیار مثبت این است که همگی به شمول کشورهای منطقه اجماع داریم بر این که باید ثبات پایدار در افغانستان حاکم شود و جنگ و خشونت خاتمه یابد. زیرا ثبات منطقه به ثبات افغانستان گره خورده است ولی در مورد میکانیزم تأمین این ثبات اجماع دیگری لازم است هم در سطح ملی و هم در سطح منطقهای و هم در سطح بینالمللی».
وی با بیان اینکه صلح افغانستان ابعاد داخلی، منقطهای و بینالمللی دارد به تقویت نقش اثرگذار همۀ کشورهای منطقه به خصوص کشور هند در روند جاری صلح تأکید ورزید و گفت همه کشورهای درگیر قضیه افغانستان اتفاق نظر دارند که ثبات افغانستان برای کل منطقه و جهان تأثیر دارد.
استاد دانش با اشاره به این که نگرانیهایی در مورد پروسه صلح وجود دارد، گفت: «با تقویت نقش کشورهای منطقه در روند صلح افغانستان میتوان به نگرانیهای موجود به گونه مشترک راه حل جستجو کرد».
معاون رییس جمهور خاطرنشان کرد: «تأکید برخی از کشورها یا گروههای درگیر به اینکه با تغییر نظام سیاسی میتوان صلح را در افغانستان تأمین کرد اشتباه است، این نه تنها راه تأمین صلح و ثبات نیست بلکه افغانستان و منطقه دچار جنگ و خشونت از نوع دیگر آن خواهند شد».
به گفتۀ معاون رییس جمهور حکومت افغانستان در پروسۀ صلح به تعیین مکانیزمی تأکید دارد که برمبنای مشارکت ملی با اشتراک همه گروهها و اقوام به شمول گروه طالبان استوار باشد تا براساس آن هم صلح تأمین شود و هم دستاورد های مشترک و ارزشمند دو دهه گذشته حفظ گردد.
وی تأکید کرد که این میتواند مکانیزم ختم و جنگ خشونت و تأمین صلح پایدار در افغانستان باشد و در غیر آن، هر طرح دیگر چه حکومت مؤقت یا امارت طالبانی نه تنها به صلح نمیانجامد؛ بلکه چرخۀ دیگری از اختلاف و خشونت را باعث خواهد شد.
معاون رییس جمهور گفت حکومت افغانستان میکانیزمی با اوصاف یاده شده را بهترین مسیر برای به ثمر نشستن تلاشهای صلح میداند و در این زمینه از هیچگونه تلاش دریغ نکرده است.
در این دیدار رودریندرا تاندن، سفیر جدید هند در کابل نیز در رابطه به میکانیزم پروسه صلح گفت که از دید دولت هند اگر رهبری این پروسه توسط رهبران مردم افغانستان مدیریت شود سرانجام راه حلی برای ختم جنگ در این کشور و رسیدن به صلح پایدار، بدست خواهد آمد.
وی نیز تأکید کرد که یکی از موفقیتهای پروسه صلح تعیین میکانیزم درست و دقیقی است که هم اکنون در دوحه قطر تلاش برای آن جریان دارد.

مذاکره برای صلح اساسا با پیشفرض گذشت، مدارا و بردباری آغاز میشود. اگر بحث گذشت، مدارا و بردباری در بین طرفین مطرح نباشد، امکان ندارد طرفین برای مذاکره آماده شوند و باهم مذاکره کنند. با وصفی همه خوشبینیهاییکه برای صلح وجود دارد؛ مردم، دولت افغانستان و کشورهای جهان از مذاکره برای صلح حمایت میکنند، اما تعدادی از هیات مذاکرهی دولت افغانستان میگویند که هیات طالبان تعصب و نفرت را از میدان جنگ با خود بر میز مذاکره آوردهاند.
طالبان برای مذاکره هیچگونه گذشت و مدارا از خود نشان نمیدهند، در تصور تصرف و سلطه بر افغانستان هستند. مذاکره را نوعی از تسلیمی دولت افغانستان به خود میدانند. تعصب و نفرت مذهبی و قومی طالبان همچنان پا برجا است. طالبان تاکید به یک حکومت مذهبی دارند که مذهب حنفی مذهب رسمی دولت آیندهی افغانستان باشد، با پیروان مذاهب دیگر از جمله با پیروان مذهب تشیع بهعنوان اقلیت مذهبی برخورد شود. بنابراین غیر از مذهب حنفی دیگر مذاهب بهخصوص مذهب تشیع را به رسمیت نمیشناسند.
این موضع طالبان خلاف اصول مذاکره و صلح است. نخست دولت افغانستان مذهب رسمی نه، دین رسمی دارد که اسلام دین رسمی آن است. مذاهب اسلامی همه در دولت افغانستان آزاد و برابر است. بنابراین نیاز نیستکه دولت مذهب رسمی داشته باشد. رسمیت یکی از مذاهب اسلامی در واقع تعصب و تبعیض نسبت به مذاهب دیگر اسلامی است. اما تا هنوز هیات مذاکرهی طالبان بر این تبعیض و تعصب مذهبی برای آغاز و مدیریت مذاکره و برای مذهب آیندهی دولت افغانستان تاکید دارند.
هیات مذاکرهی طالبان گذشت و مدارا برای مذاکره با هیات مذاکرهی دولت افغانستان نشان نداده است؛ زیرا تاکید هیات مذاکرهی طالبان این استکه مذاکره بر اساس تفاهمنامهی آمریکا و طالبان صورت بگیرد. اما هیات مذاکرهی دولت افغانستان به این نظر استکه مذاکره بین هیات مذاکرهی دولت افغانستان و طالبان از نو و به اساس مواد و موارد جدید طبق نیازمندیها، ارزشها و واقعیتهای موجود مردم افغانستان آغاز شود. این نظر هیات مذاکرهی دولت افغانستان واقعبینانه است.
درصورتیکه مبنا تفاهمنامهی آمریکا و طالبان باشد، مذاکرهی هیات دولت افغانستان با طالبان نمیتواند معنای سیاسی داشته باشد. بنابه این نابردباری و گذشت نکردن طالبان برای مذاکره و صلح میتوان چنین برداشت کرد: طالبان به این نظر استند که از ناگزیری ترامپ در انتخابات آمریکا استفاده کنند. زیرا ترامپ تلاش دارد از
مذاکرهی صلح دولت افغانستان و طالبان استفادهی کمپاینی و انتخاباتی کند. طالبان نیز این هدف ترامپ را درک کردهاند. بنابه این درک میخواهند جنگ را در جریان مذاکره در افغانستان تشدید کنند که با تشدید جنگ بیشتر قدرتنمایی کنند و بیشتر سرسختی نشان بدهند تا بتوانند از ترامپ امتیازات بیشتر کمایی کنند.
بر این اساس طالبان مشارکت در قدرت و دولت آیندهی افغانستان نمیخواهند، بلکه قدرت و دولت افغانستان را برای خود میخواهند. هدف طالبان سلطه بر دولت و مردم افغانستان است. از اینکه طالبان قصد سلطه بر مردم و دولت افغانستان را دارند؛ بنابراین رسمیت تنوع مذهبی، قومی و فرهنگی را به نفع خود نمیدانند. درصورتیکه تنوع مذهبی، فرهنگی و قومی به رسمیت شناخته شوند، طالبان نمیتوانند سلطهی خود را بر مردم افغانستان بقبولانند و مشروعیت ببخشند. طالبان میخواهند تنوعهای مذهبی، قومی و فرهنگی را حذف کنند تا روایت طالبانی خود را بهعنوان روایت رسمی و مشروع بر مردم افغانستان بقبولانند.
اگرچه طالبان عزم خود را برای تکروایتیکردن مذهبی، قومی و فرهنگی جزم کردهاند اما مشکل استکه بتوان تنوع مذهبی، فرهنگی و قومی افغانستان را حذف کرد. نخستین پیشفرض طالبان برای تکروایتیکردن قدرت، سیاست و حکومتداری در افغانستان این استکه مذهب اکثریت مردم افغانستان حنفی است. تصور میکنند تاکید به تکمذهبیکردن حکومت افغانستان نهتنها به مخالفت رو به رو میشود، مورد حمایت مردم نیز قرار میگیرد. اما واقعیت فعلی افغانستان بر مبنای تکمذهب استوار نیست. فکر میکنم که مردم افغانستان این روایت مذهبی طالبانی را نمیپذیرند.
برداشت طالبان این استکه اگر بتوانند مذهب حنفی را رسمی کنند، مذاهب دیگر را حذف کنند و کنار بگذارند، به اساس مشروعیت مذهبی به سادگی میتوانند تنوع فرهنگی و قومی را نیز حذف، سرکوب و به حاشیه برانند. زیرا برای این کار خود مبنا دارند. مذهب حنفی را طبق منفعت سیاسی خود تاویل میکنند و به اساس دیدگاه خود از مذهب منفعی، چارچوب مشروعیت زندگی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را تعریف میکنند و این تعریف را مسلط میسازند. در این صورت، هرگونه تنوع قومی، فرهنگی و اجتماعی غیر مشروع و قابل سرکوب خواهد بود. هنوز که در آغاز مذاکرهی صلح با طالبان قرار داریم، بهتر است هیات مذاکرهی دولت افغانستان برای حفاظت از ارزشها و واقعیتهای موجود مردم افغانستان ایستادگی کنند. مردم و دولت افغانستان نیز از نیت طالبان به کشورهای جهان و تاثیرگذار بر روند مذاکرهی صلح دولت افغانستان با طالبان اطلاعرسانی کنند که کشورهای خارجی تاثیرگذار بر روند مذاکرات صلح به خصوص حکومت آمریکا در مذاکرات با طالبان همسویی نکنند.
این را همه میدانیم که ترامپ در این زمان، شرایط خاص خود را دارد اما شرایط خاص ترامپ به شرایط و واقعیتهای مردم افغانستان ارتباطی ندارد. بنابراین بهتر این استکه مذاکرات بنابه شرایط و واقعیتهای زندگی مذهبی، فرهنگی، قومی و اجتماعی مردم افغانستان رقم بخورد.
خامه پرس

به طور علنی، رییس جمهور ترامپ خروج امریکا از افغانستان را به عنوان یک رهبر مسئول توجیه میکند و کاخ سفید میگوید کاهش نیروهایش را نظر به پیروی طالبان میسنجد. این افسانه است. پشت پرده، نه تنها جامعه اطلاعاتی، بلکه مقامات ارشد دولت ترامپ به طور خصوصی توافق صلح ماه فبروری را توافقنامه «پوچ» میپندارند که فقط خروج را خوشایندتر میکند. در واقعیت، آنها میگویند که ناامیدی ترامپ با «جنگ بیپایان» در افغانستان بیشتر مربوط به تمایل وی برای توقف هزینه سالانه ۵۰ میلیارد دالر جهت حمایت از عملیاتهای نظامی در این کشور و مصرف این هزینه برای مقابله با چین میشود، مشکلی که اکنون در محراق توجه قرار دارد.
در سطح کلان، این استراتژی منطقی است. طنز تلخ این است که با ترک افغانستان، ترامپ نه تنها یک سرمایه استراتژیک عظیم را به پکن میدهد، بلکه ۱۴۰ میلیارد دالر دیگر نیز تحفه میدهد. این مقدار پول مالیات دهندگان امریکایی است که تا ماه جولای ۲۰۲۰ به بازسازی افغانستان کمک کردهاند و حتی هزینه نظامی عملیاتها را در بر نمیگیرد. برای هر مرد، زن و کودک امریکایی تقریباً معادل ۴۲۵ دالر میباشد.
این امر به منظور لغو تصمیم ایالات متحده برای مداخله نظامی در افغانستان نیست: امارت اسلامی طالبان وعدههایی را که به وزارت خارجه مادلین آلبرایت در دومین دوره بیل کلینتون داده بود شکست، از آنجا که از کمپهای آموزشی القاعده میزبانی کرد. این به ضرر آنهایی است که از توافق زلمی خلیلزاد نماینده ویژه امریکا برای صلح افغانستان پشتیبانی میکنند. طالبان امروز حتی بیشتر از زمان پیش از حملات ۱۱ سپتمبر، با القاعده درآمیختهاند. دیپلماتها ممکن است از جانب متکلمان خود در قطر این وعده را بگیرند که طالبان خود را از القاعده جدا میکنند، اما ترجمه این واقعیت به معنای جدا شدن پدران از پسران و برادران از برادران است. اشتباه ایالات متحده مبارزه با آنهایی که به القاعده فضا فراهم میکرد نبود، بلکه تلاشها برای ملت-سازی بود که فساد سیستماتیک افغانستان را بدتر کرد.
تمام ۱۴۰ میلیارد دالر سرمایهگذاری ایالات متحده برای بازسازی هدر نرفته است. از سال ۱۹۹۷ بدینسو، من بارها به افغانستان سفر کردم، هم قبل از آنکه طالبان مناطق معینی را تصرف کنند، بعداً هم در مناطق تحت کنترول «امارت اسلامی» پیش از ۱۱ سپتمبر و بلاخره، در مناطقی که اکنون توسط جمهوری اسلامی افغانستان کنترول میشود. جادههایی که برای سفر روزها طول میکشید و اکنون چند ساعت (در صورتی که تهدیدات امنیتی مانع سفر نگردد). میدانها و خطوط هوایی فعال است. امکانات برق، آب و بهداشت وجود دارد. مکاتب برای پسران و دختران فعالیت میکند. نسل جدیدی از مردم افغانستان امیدی برای آینده دارند، فرقی نمیکند که چقدر نسبت به تجرد و فساد در طبقۀ حاکم و دیدگاه قرون وسطایی طالبان ناامید باشند.
این اساس و بنیادی که افغانستان روی آن ساخته خواهد شد، چیزی است که ترامپ به دنبال تحفه دادن آن به چین است. چین مدتها به دنبال حضور در افغانستان بوده است. در سال ۲۰۰۸، طبق گزارشها، پس از آنکه کارگزاران چینی به مقامات افغانستان رشوت دادند، وزارت معادن افغانستان قرارداد ۳.۴ میلیارد دالری معدن مس عینک را به شرکتهای چینی داد، معامه خوبی برای چین بود با توجه به اینکه ذخایر مس عینک به طور بالقوه بالغ بر ۵۰ میلیارد دالر است. یک دهه بعد، معدنی که با درآمد آن افغانستان روی پای خود میایستاد، عملیاتی نشد.
دیگر اینکه نفت وجود دارد: پیشنهاد ۴۰۰ میلیون دالری چین برای نفت در سه بلوک اکتشافی آمو دریا که طی دو سال نفت تولید میکرد، قبل از آن که ناگهان در سال ۲۰۱۳ متوقف شود. برخی گزارشها حاکی از آن است که چین هر دو پیشنهاد را صرفاً برای جلوگیری از امتیاز گرفتن سایر کشورها دنبال کرده است. دیدگاه طولانیمدت واشنگتن به ندرت فراتر از چهار سال نیست، اما چین بازی طولانی را انجام میدهد.
استراتژی چین ممکن نتیجه دهد. به نظر میرسد پکن آماده است خلاء به جامانده از ایالات متحده را پر کند و در افغانستان به شکل غارتگرانه سرمایهگذاری کند که امریکا هرگز انجام نداده است. چین مدتهاست که به دنبال انحصار کالا و عناصر کمیاب خاکی است. مقامات چینی از گزارش سازمان زمین شناسی ایالات متحده و گروه ویژه وزارت دفاع برای عملیات بازرگانی و ثبات که برآورد کرده است افغانستان دارای یک تریلیون دالر مواد معدنی دست نخورده است، به خوبی آگاه است. در یادداشت ۲۰۱۰ داخلی پنتاگون آمده است که افغانستان به طور بالقوه میتواند به «لیتیوم عربستان سعودی» تبدیل شود. کمبود زیرساخت ها مانع استخراج آن میشود، اما چین صبور است و ممکن است خروج امریکا همان چیزی باشد که پکن منتظر آن بوده است. به جای تقویت افغانستان با ثبات و دموکراتیک که واشنگتن تصور میکرد، سرمایهگذاری چین پس از خروج ایالات متحده میتواند پکن را قادر به حمایت از مشتریان کلپتوکراتیک کند، همانطور که در افریقا دارد.
زمینه مساعد است. افغانستان از جمله ۱۳۸ کشوری است که تفاهمنامه یک «کمربند و جاده» را با چین امضا کرده است، حتی اگر به گونه رسمی برای پیوستن به ابتکار کمربند و جاده مقاومت کرده است. این امر احتمالاً پس از خروج ایالات متحده تغییر خواهد کرد. به عنوان مثال، رییس جمهور اشرف غنی در یک سخنرانی در سال ۲۰۱۴ در دانشگاه شینهوا در پکن اظهار داشت که «چین یک شریک استراتژیک برای ما در سطوح مختلف است، این سفر بر اساس همان بنیاد قبلی است، اما در مورد تعمیق و گسترش این روابط، عملی شدن جاده جدید ابریشم اتفاق مهمی است». وانگ یو سفیر چین در افغانستان همچنان از گسترش ابتکار کمربند و جاده در افغانستان سخن میزند.
چین همواره گفته است که تمایل دارد راهرو اقتصادی چین و پاکستان را به افغانستان گسترش دهد. راهرو اقتصادی چین و پاکستان «گل سرسبد» پروژه کمربند و جاده است. موقعیت جغرافیایی افغانستان میتواند آن را به نقطه وصل راهرو اقتصادی و کشورهای آسیای مرکزی مبدل کند. افغانستان ممکن کوهستانی باشد، اما چین میتواند میلیاردها دالر که ایالات متحده برای بازسازی سرک حلقوی افغانستان و انشعاباتی که پس از آن تا گذرگاههای مختلف مرزی افغانستان گسترش خواهد یافت، هزینه کند. چین قبلاً خط آهن ارتباطی بین چین، افغانستان و جمهوریهای آسیای میانه ایجاد کرده است و پکن هم به دولت افغانستان و هم به طالبان پیشنهاد کمک داده تا یک شبکه جادهای اضافی ایجاد کنند. یکی از رهبران طالبان در بلوچستان که پس از یک ماه حضور در افغانستان با فایننشال تایمز صحبت میکرد، گفت چین متعهد شده است شاهراههایی را ایجاد کند که شهرهای اصلی افغانستان را به هم پیوند میزند. وی گفت: «وعده چین توسط شبکه جادهای در سراسر افغانستان هدایت میشود. چینیها گفتهاند وقتی چنین شبکهای با شاهراههای شش-باند ایجاد شود، کار و بار محلی و تجارت رونق خواهد یافت.» این با اظهارات طالبان مطابقت دارد مبنی بر اینکه شبهنظامیان نباید به پروژههای تحت حمایت چین حمله کنند که به نفع دورنمای آنها برای یک امارت اسلامی است. مقامات وزارت خارجه چین تأیید کردهاند که وقتی ترامپ شروع به خروج نیروهایش کرد، مقامات چینی به ملاقاتها با طالبان ادامه دادند.
مشارکت چین در افغانستان تنها با این کشور ختم نمیشود، بلکه نیرویی برای متحدان چین و دشمنان منطقهای امریکا خواهد بود. عمران خان نخستوزیر پاکستان هم اکنون پاکستان را به یک دولت اثرگذار وابسته به چین تبدیل کرده است. گرچه درست است که از سال ۲۰۰۵ تا امروز، سرمایهگذاری چین در پاکستان بیشتر و بزرگتر از افغانستان بوده است، اما خروج ایالات متحده به چین و پاکستان اجازه میدهد تا هر دو نفوذ خود را در افغانستان افزایش دهند. برای پکن و اسلامآباد، تلاش بیوقفه دیپلماتیک و اقتصادی در افغانستان میتواند تقویت نیرو و ابزاری برای پیروزی در آنچه آنها بازی مجموع-صفر با ایالات متحده و هند میدانند، باشد. علاوه بر این، چنين بازی در مرزهای غربی افغانستان پايان نميیابد: تحکيم تسلط اقتصادیش بر افغانستان همچنين به چين کمک خواهد کرد تا آرزوهای خود را در ايران نیز محقق سازد.
درست یک سال پیش، الیس ولز معاون پیشین وزارت خارجه امریکا در امور آسیای جنوبی و مرکزی گفت که «چین بازیگر واقعی در توسعه افغانستان نبوده است.» این ممکن در گذشته درست بوده باشد، اما با خروج ایالات متحده، به نظر میرسد پکن محاسبات خود در رابطه به افغانستان را تغییر دهد. کمکهای چین، فشارسنج منافع پکن در افغانستان، در حال افزایش است. طی یک دهۀ گذشته، چین متعهد شده است کمکهای بیشتری به افغانستان کند. در سال ۲۰۱۴، چین وعده کمک ۳۲۷ میلیون دالری تا سال ۲۰۱۷ به افغانستان داد، مبلغی بیشتر از کل کمکهای چین بین سالهای ۲۰۰۲ و ۲۰۱۴. کمکهای پسا-۲۰۱۷ آن ممکن حتی بزرگتر باشد.
ترامپ درست میگوید که امریکا باید با بلندپروازیهای چین مقابله کند. و بزرگترین میراث مایک پمپئو به عنوان وزیر خارجه ممکن عدم ترویج صلح در خاورمیانه و بالکان و تغییر بیشتر گفتوگو در واشنگتن و سراسر جهان در مورد تهدید چین باشد. بنابراین، چقدر تأسفآور است که در شتاب برای ترک افغانستان، ترامپ ممکن میلیاردها دالرِ سرمایهگذاری شده را هدر دهد و همزمان رویاهای چین را تحقق بخشد.
منبع: نشنل اینترست
مترجم: سید طاهر مجاب، خبرگزاری دید

در تاریخ ششم ماه میزان ۱۳۷۵ خورشیدی برابر با ۲۶ سپتمبر ۱۹۹۶ میلادی، درست ۲۴ سال پیش از امروز، طالبان پرچم سفید خود را بر فراز ارگ کابل بلند نمودند.
نادیه غلام، یک تن از دختران جوانی است که در تمام دوره حاکمیت طالبان در کابل بود. نادیه غلام که در حال حاضر در بارسلونا زندگی می کند، توانسته بود با پوشیدن لباس مردانه و تغییر قیافه سال های امارت طالبان را در شهر کابل بماند.
او می گوید: «من یازده ساله بودم که طالبان کابل را تصرف نمودند و تمام دوره پنج ساله آنان را تجربه کردم. من با لباس مردانه در بیرون از خانه کار می کردم و از همان آوان نوجوانی مجبور شده بودم با کارهایی تقریباً سخت، کمی پول پیدا کنم. در جاهایی که کار می کردم، طالبان هم بودند. مثلاً وقتی زمینداری می کردم، شام می آمدند و چرس می کشیدند. روزانه ترکاری فروشی می کردم. وقتی از ترکاری فروشی بر می گشتم می دیدم که زن ها را لت و کوب می کردند، سنگسار می کردند. ترس و وحشت در زندگی ما بسیار زیاد بود.»
نادیه غلام که با لباس پسرانه از خانه بیرون می شد، از ترس و وحشت حاکم یاد نموده به دویچه وله گفت: «هر بار که می دیدم که دست کسی را قطع می کنند، یا زنی را می کشند، به خودم می گفتم که حتماً نفر بعدی من هستم.»
نادیه غلام که تا ۱۶ سالگی هنوز هم با لباس پسرانه در کابل زندگی می کرد، می گوید که پس از سقوط طالبان نیز همه اعضای این گروه از کابل بیرون نشدند: «من تعداد زیادی را می شناختم که با آمدن حکومت جدید، لباس طالبانی خود را عوض کردند، ریش خود را تراشیدند و در کابل ماندند.»
زکریا اصولی یک تن از نویسندگان افغانستان گوشه های از خاطرات خود از سال های تسلط طالبان را چنین بیان می کند: «وقتی ملیشه های طالب وارد کابل شدند، تغییرات زیادی رونما شد. مردم کابل با گروهی مواجه شدند که شعار لاالله الاالله سر می دادند ولی عمل شان ملیشه یی بود. مسلح بودند. با شرایط زندگی شهری ناآشنا بودند و با همه چیز در ستیز بودند. »
او از جمله تغییرات در زندگی شهروندان کابل وضع مناسک اجباری دینی از جانب طالبان را عنوان کرده گفت: «حتی مردم را مجبور می ساختند تا نماز را بار بار تکراری ادا کنند. در نماز خفتن حاضری گرفته می شد و در مساجد یک وضعیت انظباطی حاکم بود.»
طالبان در زمان حاکمیت خود شنیدن موسیقی و دیدن فیلم های هنری را کاملاً ممنوع نموده بودند و افراد متخلف را مورد مجازات شدید قرار می دادند. آنچه که آقای اصولی نیز تأیید نموده گفت: «طالبان با برخورد خیلی شدید در برابر هنرمندان و اهل موسیقی، آنان را ملحد و مشرک می خواندند.»
او می گوید که در زمان حاکمیت طالبان زنان افغانستان در تمام سطوح اجتماعی با ممنوعیت ها و مشکلات خیلی شدید مواجه بودند: «خانم ها حق نداشتند که به وظیفه بروند، به شفاخانه ها بروند و حضور در همه عرصه های زندگی اجتماعی کلاً برای زنان ممنوع شده بود.»
آقای اصولی افزود: «محاکم صحرایی طالبان از همه بیشتر تکاندهنده بود. در آن زمان شاهد تیرباران زنان و قطع دستان افراد بودیم. اما طالبان به همین ها هم اکتفاد نکردند، قتل عام یکاولنگ، کوچ اجباری مردم و به آتش کشاندن تاکستان های شمالی، منفجر ساختن مجسمه های بودا در بامیان، شمه ای از مظالم طالبان اند که در دوره حاکمیت خود بر مردم روا داشتند.»
طالبان بعد از تسلط بر کابل به پیشروی به دیگر مناطق ادامه دادند. خانم شفیقه یارقین دیباج، یکتن از شاعران افغانستان نیز از مظالم طالبان یادآور شده به دویچه وله گفت: «بزرگترین ضربه را از طالب در شبرغان خوردم. دار و ندارم را به یغما بردند و هرچه اسناد داشتم را سوختاندند. از جمله سه دفتر شعرهای چاپ نشده ام، البوم عکس های خانوادگی و عکس های رسمی و فعالیت های ادبی و سیاسی ام، نوارهای ویدیویی و صوتی ام و همه دارایی ام را در بیرل تیل انداخته و خاکستر کردند.»
خانم دیباج از چگونگی ورود طالبان به تاشقرغان گفت: «طالبان در اواخر حاکمیت خود به کمک «آی اس آی» پاکستان و همکاری جنرال ملک، برادر رسول پهلوان وارد این منطقه شدند. اما بعد از مدتی به تعهدات خود مبنی بر پرداخت ۲۰۰ میلیون دالر به او و همدستانش وفا نکردند.»
دکتورشفیقه یارقین دیباج، شاعر و نویسنده
او می گوید که سپس جنگ خانه به خانه میان افراد جنرال ملک و طالبان شروع شد. او در چنین وضعیتی دشوار سه ماه را در شبرغان پنهانی سپری کرد و سرانجام مؤفق به فرار گردید.
اسحق یک تن از شهروندان افغانستان با یادآوری از آن زمان گفت: «وقتي كه طالب ها بالای پروان حمله كردند، مردم به شمول زنان و مردان مجبور به فرار گردیده و همراه با مواشی طرف دره پنجشير حركت كردند. ازدحام مردم به حدی شدید بود كه ما ساعت پنج بعد از چاشت از بازار شركت گلبهار حركت كرديم، و حوالی زردی آفتاب در بازار گلبهار رسيديم. مسیری كه فعلا شايد با موتر فقط چهار دقیقه را در بر می گیرد. دردناك ترين لحظه برای من دیدن يك مادر بود که خودش و طفل اش را به دريای پنجشير انداخت.»
حکمت الله نوری یک تن از خبرنگاران افغانستان، حاکمیت طالبان را به یاد آورده و به دویچه وله گفت: «سال ۲۰۰۰ میلادی بود و من سرگرم تحصیلات عالی در دانشکده ژورنالیزم دانشگاه کابل بودم. زمینه تفریح و میله رفتن میسر نبود. زندگی به شدت رنگ باخته بود. تنها دلخوشی ما رفتن به استدیوم ورزشی کابل و دیدن فوتبال بود. زمان برگزاری این مسابقات از یگانه رادیوی افغانستان «رادیو صدای شریعت» نشر می شد. یکی از روزها اعلام شد که مسابقات ساعت ۱۲ روز پنجشنبه برگزار می شود. من با همصنفی هایم وقت تر رفتیم و پس از خرید تکت وارد استدیوم شدیم. اما فضا کاملاً طور دیگری بود. برخلاف معمول چوکی ها منظم تر چیده شده بودند و در لوژ استدیوم هم بلندگوهایی نصب شده بود. ما با خود گفتیم شاید مسابقات خاصی باشد. اما برعکس دیدیم که چند موتر دادسن به سرعت وارد چمن شدند و طالبان با لنگی های سیاه و سفید از موترها پایین شدند. در حالی که استدیوم پر از علاقمندان فوتبال بود، مهمانان که اعضای ستره محکمه و و وزارت عدلیه بودند به لوژ جا گرفتند. هیئت قضایی جریان قضیه، یعنی این که فردی متهم به قتل بود را تشریح کردند. از خانواده مقتول خواهان عفو این متهم شدند؛ اما آنان از عفو او ابا ورزیدند. سپس یک مرد قوی هیکل از خانواده مقتول وارد میدان شد. در حالی که کارد کلانی در دست داشت، به فرد مجرم نزدیک شد، در چند قدمی هدف که رسید کارد را به زمینی که پر از سبزه بود کوبید، کارد مثل میخ در چمن ایستاد ماند. بعد از آن آستین های خود را بالا زد و از گردن فرد که توسط محکمه به قتل محکوم گردیده بود، گرفت و او را راست خواباند. کارد را گرفت و به سرعت گردنش را برید. آن مرد دو سه بار خود را تکان داد و بعد جان به حق سپرد. بعد امبولانس آمد و میت را از محل دور کرد. تماشاچیان وحشت زده آهسته آهسته بیرون شدند و من با همصنفی هایم طرف لیلیه پوهنتون آمدیم. چند هفته روح و روانم آزرده بود.
پنج سال حاکمیت طالبان تقریباً در سرتاسر این کشور خاطره های وحشتناکی را در میان مردم رقم زد. کمتر منطقه ای بود که شاهد این گونه خشونت ها نبوده باشد.
صدیق الله توحیدی، عضو کمیته مصونیت خبرنگاران افغانستان نیز آن روزگار را به یاد آورده به دویچه وله گفت: «روز نخستی که طالبان وارد شهر شدند، من در کابل بودم. اما بعد از دو روز خودم را به پروان رساندم. طالبان با کشتن داکتر نجیب و لت و کوب مردم در جاده ها و مورد ضرب و شتم قرار دادن زنانی که از خانه بیرون می شدند، چنان وحشتی را ایجاد کردند که در چشم هرکس جز وحشت و ترس چیزی خوانده نمی شد. بعد از ترک کابل هم نصف خانواده ام در شهر کابل زندگی می کردند و اطلاعات کافی از سیطره طالبان را برایم می دادند.»
توحیدی افزود: «هر روز شمار زیادی از مردم کابل را ترک می گفتند زیرا نه تنها وحشت و بربریت طالبان حاکم بود، بلکه قحطی و قیمتی به اوج رسیده بود. ادارات دولتی عملا فلج بودند. طالبان علناً سیاست تبعیض نژادی را عملی می کردند. تاجیک و هزاره و ازبیک مغضوب دولت آنها بود.»
او می گوید مهاجرت به حدی گسترده بود که منازل قیمتی به نازلترین قیمت به فروش می رسید. در شهر کابل فقط بی بضاعت ترین آدم ها که توان ترک شهر را نداشتند باقی مانده بودند.

در حالی که یازده روز میشود، هیأت گفتوگوکنندهی دولت افغانستان و طالبان به میزبانی قطر گردهم آمده اند تا به درازترین جنگ در کشور -که چهل سال است از شهروندان افغانستان قربانی میگیرد-، پایان دهند؛ اما هر روز که از گشایش گفتوگوهای صلح افغانستان میگذرد، حرفهای تازهای به میان میآید که شهروندان افغانستان را نسبت به این روند بیباور میکند.
روز دوشنبه (۳۱ سنبله)، امرالله صالح، معاون نخست ریاستجمهوری، در نشستی به مناسبت «روز جهانی صلح» در ارگ ریاستجمهوری، محتوا و خواستهای طالبان برای آمدن یک دولت اسلامی را پوچ و بیمفهوم خواند و گفت هیأت این گروه، در برابر هیأت گفتوگوکنندهی دولت افغانستان هیچ پاسخی نخواهند داشت و آب خواهند شد.
معاون نخست ریاستجمهوری، بار دیگر افکار طالبان را، افکار پاکستانی خواند و گفت: «گروه طالبان، قصد داشت تا فرهنگ مولانا سمیعالحق و مولانا فضلالرحمان -ملاهای پاکستانی- را در افغانستان پیاده کند؛ اما موفق نشد.»
به گفتهی امرالله صالح، طالبان برای این که جنگ شان در افغانستان را توجیه کنند، میگویند که «دولت اسلامی» به میان آمد، در حالی که در دوران حاکمیت این گروه، جنایتهای زیادی بر مردم روا داشته شده و به هزاران دختر، تجاوز جنسی شده و دهها هزار دختر به نکاح اجباری جنگجویان این گروه در آمده است.
در سوی دیگر، طالبان همچنان به حملههای شان بر نیروهای امنیتی و غیرنظامیان نیز ادامه میدهند. در تازهترین گزارش وزارت امور داخله، آمده است که در ۶ ماه گذشته، در حملات تروریستی گروه طالبان، نزدیک به ۳۵۰۰ غیرنظامی، در سراسر افغانستان کشته و زخمی شده اند.
طارق آرین، سخنگوی این وزارت، روز سهشنبه (۱میزان)، در یک نشست خبری، گفت که تروریستان طالب، در شش ماه گذشته، نزدیک به ۷ هزار حملهی تروریستی را بر نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان و شهروندان ملکی انجام داده اند که جاسازی ۱۱۴۰ ماین کنارجادهای را نیز در بر دارد.
این درحالی است که طالبان، ادعا میکنند، بیشتر تلفات غیرنظامیان در نتیجهی حملههای هوایی نیروهای ارتش است. از سوییهم این گروه در تازهترین بیانیهی شان در واکنش به حرفهای امرالله صالح، معاون نخست ریاستجمهوری گفته است که این حرفها برنامهریزی شده و بر ضد روند کنونی صلح است.
این درحالی است که وزارت دفاع افغانستان، میگوید که نیروهای امنیتی به دلیل حسن نیت به صلح، در حال «دفاع فعال» قرار دارند.
بحث دیگری که این روزها در افغانستان بیشتر تنشبرانگیز شده، خواستهای اخیر طالبان است. این گروه اخیرا گفته است، بحثهای شرعی گفتوگوهای صلح افغانستان باید با استناد به فقه حنفی به پیش برده شود.
و اما، سرور دانش، معاون دوم ریاستجمهوری، گفته است که طالبان با مذهبیسازی گفتوگوهای صلح، افزون بر این که آغاز گفتوگوها را به تأخیر میاندازند، به اتحاد میان مردم افغانستان نیز، آسیب میزنند.
آقای دانش، گفته است: «امام اعظم، همیشه میگفت، همه افرادی که اهل قبله اند، مسلمان اند و هیچ مشکلی با سایر مذاهب نداشت. حالا هم اگر کسی بیاید و بگوید که با اهل تشیع، مانند سایر اقلیتهای دینی برخورد میکنیم، به این معنا است که شیعیان از چارچوب شریعت خارج اند و این کار، توهین به بخش بزرگی از مردم افغانستان است.»
طالبان اما، در واکنش به حرفهای سرور دانش و امرالله صالح، معاونان ریاستجمهوری را به نداشتن آگاهی از نظام اسلامی این گروه، متهم کرده و آنها را «دشمنان صلح و استحکام نظام اسلامی در کشور» خوانده است.
در حال حاضر بحث اساسی این است که هرچه زودتر گفتوگوها میان دو هیأت آغاز شود تا این گونه، گره کور صلح باز شود و مردم افغانستان به آرامش و ثبات برسند؛ اما مسأله اینجا است، حرفها و تنشهای لفظیای که دو طرف (مقامهای دولت افغانستان و طالبان) در برابر هم، رد و بدل میکنند، چه اندازه میتواند به روند کنونی صلح که در قطر جریان دارد، آسیب بزند.
علیسجاد مولایی، آگاه امور سیاسی، به روزنامهی صبح کابل میگوید که ممکن است، حرفهایی که دو طرف به هم میزنند، روند گفتوگوهای صلح افغانستان را در قطر، به بنبست بکشاند و از آغاز گفتوگوها میان دو طرف پیشگیری کند.
آقای مولایی نیز به نحوی با حرفهای اخیر معاونان ریاستجمهوری موافق است و میگوید که طالبان در زمان حاکمیت شان در افغانستان، جنایتهای بزرگی علیه مردم مرتکب شدهاند. آنها، زنان را به بردگی گرفتند.
به گفتهی او، ضدیت طالبان با پیروان مذهب اهل تشیع نیز، نگرانکننده است؛ زیرا بخشی از شهروندان این کشور پیرو فقه جعفری اند و مخالفت با آنان، روند صلح را آسیب میزند.
آیندهی صلح افغانستان و مدغمشدن ده هزار جنگجوی این گروه در ارتش
هر چند افغانستان برای رسیدن به صلح واقعی با طالبان، راه درازی در پیش دارد و تا اکنون نمیتوان پیشبینی کرد که این روند چه زمانی به انجام خواهد رسید؛ اما با این حال، برخی از مسؤولان درجهیک حکومت، از آیندهی صلحی حرف میزنند که طالبان در آن شامل اند.
رییسجمهور غنی، روز دوشنبه (۳۱ سنبله)، که در مراسم گرامیداشت از روز جهانی صلح، با بیان این که هدف دولت از صلح، پایاندادن به جنگ و خشونتهای میراثی ۴۰ سال گذشته است، آمادگی نشان داد که دولت برای ادغام ۶۰ تا ۱۲۰ هزار جنگجوی طالبان پس از برقراری صلح، برنامه دارد.
رییسجمهور غنی در حالی از ادغام دهها هزار جنگجوی طالب در ارتش حرف میزند که تروریستان طالب، نزدیک به ۲۰ سال است در برابر نیروهای ارتش افغانستان، دست از ماشه برنداشته و دهها هزار سرباز ارتش را کشته اند. نزدیک به هشت ماه پیش- زمانی که تازه زمزمههای گفتوگوهای صلح افغانستان بلند شده بود- جان سوپکو، سرمفتش ویژهی ایالات متحده برای بازسازی افغانستان، گفته بود که در صورت توافق صلح با طالبان، ادغام مجدد جنگجویان این گروه در جامعهی افغانی، روند بسیار دشوار و پر هزینه خواهد بود.
بر بنیاد معلوماتی که در آن هنگام، از سوی سیگار نشر شده بود، گروه طالبان نزدیک به ۶۰ هزار نیرو دارد و ۹۰ هزار دیگر نیز، فصلوار به این گروه میپیوندد.
جان ساپکو، گفته بود:«ادغام مجدد به حمایت مالی دوامدار از سوی ایالات متحدهی امریکا نیازمند دارد. حتا امروز، دولت امریکا، هیچ نهاد رهبریکننده و یا دفتری برای تنظیم امور مربوط به ادغام مجدد جنگجویان سابق ندارد. این مسأله در افغانستان، منجر به نبود شفافسازی در مورد دورنمای ادغام مجدد و رابطهی آن با صلح شده است.»
هرچند رییسجمهور غنی از ادغام جنگجویان طالب در قالب یک برنامه سخنزد؛ اما از چگونگی ادغام چیزی نگفته است. از سویی هم، آیا خانوادههای هزاران سربازی که در جنگ با طالبان کشته شده اند، به ادغام جنگجویان طالب راضی اند یا خیر، هنوز روشن نیست.
در این مورد، علیسجاد مولایی میگوید که با آنکه برای رسیدن به یک توافق سیاسی با طالبان، دولت افغانستان، باید حاضر به قربانیدادن شود و ممکن است بخشی از حاکمیت سیاسی نیز در نتیجهی این توافق از دست برود؛ اما با این حال، حکومت نباید خطوط سرخی که شامل ارزشها، قربانیها، حقوقبشر و قانون اساسی میشود را در رویارویی با طالبان از دست بدهد.
به گفتهی آگاهان، ادغام جنگجویان طالب در کنار نیروهای امنیتی، به دو دلیل نگرانکننده است؛ نخست این که تا دیروز، این دو جناح در برابر هم میجنگیدند. هزاران نیروی امنیتی در جنگ با طالبان کشته شدند و حال اگر جنگجویان این گروه در ارتش مدغم شود، توهین بزرگی به خانوادههای سربازان کشتهشده خواهد بود.
بحث دوم این است که بخشی از جنگجویان طالب، موافق توافقنامهی صلح با دولت افغانستان و همرزمی با نیروهای ارتش نیست و ممکن است با یکجاشدن، در برابر آنها دست به ماشه ببرند.
با این همه، تلاش کنونی دولت بر این است که به هر شکل ممکن، رضایت طالبان را برای صلح به دست بیاورد. عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحهی ملی، روز دوشنبه (۳۱ سنبله)، بار دیگر از طالبان خواست که کاری کنند که امید مردم نسبت به برقراری صلح، خدشهدار نشود.
آقای عبدالله گفت: «به طالبان میگویم، وقتی که میخواهید مسأله حل شود، بروید به سوی آتشبس یا کاهش خشونت. حداقل مردم باید احساس کنند که دو طرف تعهد به پایان جنگ دارند. دولت که همیشه آمادگی داشته، طالبان هم باید به این خواست مردم تمکین کند.»
او، اطمینان داد، در صورتی که صلح در افغانستان برقرار شود، جامعهی جهانی نیز کمکهایش را بیشتر میکند و این کار، سبب خواهد شد تا این کشور، از وضعیت بهتری برخوردار شود.

سخنگوی گروه طالبان در واکنش به اظهارات امرالله صالح و سرور دانش، معاونان ارگ ریاستجمهوری واکنش نشان داد.
ذبیحالله مجاهد با نشر اعلامیهیی گفت از سه روز به اینسو، معاونان حکومت افغانستان علیه پروسه صلح و امارت اسلامی عقدهگشایی میکنند.
امرالله صالح، معاون نخست ریاستجمهوری روز گذشته در نشستی که به مناسبت گرامیداشت از روز جهانی صلح در کابل برگزار شده بود، طالبان را یک گروه «بغاوتگر» خواند.
او در بخشی سخنرانیاش گفت در زمان حاکمیت گروه طالبان، هزاران دختر بدون رضایت به نکاح اجباری فرماندهان و نزدیکان این گروه درآمدند.
معاون نخست ریاستجمهوری گفت گروه طالبان از زمان حاکمیتشان تا حالا، به بهانه عشر و ذکات از مردم کشور «باج» میگیرند.
او طالبان را گروهی خواند که «عزت و وقار» افغانستان را نزد جهانیان تقلیل دادهاند.
سخنگوی گروه طالبان در واکنش به سخنان امرالله صالح گفت نظام اسلامی از خود تعریف مشخصی دارد و معاونان حکومت کابل از درک آن عاجز اند.
دو روزی پیش سرور دانش، معاون دوم رئیسجمهور نیز دورههای محمدزایی و سدوزایی را با نظام امارت اسلامی مقایسه کرد و گفت این دو دوره با نظام امارت اسلامی طالبان از نگاه روح و محتوا هیچ تفاوتی ندارد.
سخنگوی طالبان در بخشی از این اعلامیه تصریح کرده که در زمان حاکمیت امارت اسلامی، تطبیق احکام اسلامی بر مبنای مکلفیت شرعی انجام میشد.
در اعلامیۀ طالبان آمده که هر کسی در مقابل نظام اسلامی این گروه بایستد، «خوار و ذلیل» خواهد شد.

سخنرانی اخیر معاون دوم ریاستجمهوری در ارتباط با مقایسۀ امارت اسلامی طالبان و سلطنت سدوزاییها و محمدزاییها با واکنش اعضای مجلس نمایندگان و کاربران رسانههای اجتماعی روبهرو شد.
سرور دانش، معاون دوم رئیسجمهور، در سخنرانی اخیرش که روز گذشته در ولایت بامیان داشت، دورههای محمدزایی و سدوزایی را با نظام امارت اسلامی مقایسه کرد و گفت این دو دوره با نظام امارت اسلامی طالبان از نگاه روح و محتوا هیچ تفاوتی ندارد.
اعضای مجلس نمایندگان روز دوشنبه، سیویکم سنبله، در جلسۀ علنی این مجلس گفتند سرور دانش با مقایسۀ دورههای محمدزایی و سدوزایی با نظام امارت اسلامی، به تاریخ پر بار افغانستان توهین کرده است.
میر رحمان رحمانی، رئیس مجلس نمایندگان در این نشست با اشاره به سخنرانی معاون دوم رئیسجمهوری گفت: «از به زبان آوردن صحبتهایی که بوی نفاق میدهد، باید خودداری شود.»
شینکی کروخیل، عضو دیگر مجلس نمایندهگان میگوید که در تاریخ افغانستان صفحههای طلاییییست که از برکت آن امروز کشوری بهنام افغانستان وجود دارد.
شماری از کاربران رسانههای اجتماعی نیز در پیوند به سخنان اخیر سرور دانش واکنش نشان داده و گفتهاند که سخنان او توهین به یک قوم است.
اما سرور دانش، معاون دوم رئیسجمهور، امروز در نشستی که بهمناسبت روز جهانی صلح در ارگ ریاستجمهوری برگزار شده بود، گفت که هدف از این مقایسۀ او، توهین به قوم یا شخص خاصی نبوده است.
پیش از این نیز شماری از مقامهای حکومتی در سخنرانیهایشان ادبیاتی را بهکار بردهاند که جنجالی و واکنشبرانگیز شده است.

سرور دانش، معاون دوم ریاستجمهوری، به محافظهکاری، انفعال و سُستی معروف است. باور عمومی این است که دانش به خاطر نرمخویی و فرمانبرداری بیقیدوشرط دوبار به معاونیت ریاستجمهوری برگزیده شده است. دانش در نقش یک مأمور گوش به فرمان رییسجمهور غنی، شش سال در حکومت وحدت ملی انجام وظیفه کرد. دانش از حزب وحدت اسلامی افغانستان به معاونیت ریاست جمهوری معرفی شد. او پس از قرارگرفتن در سکوی معاونیت، راهش را از محمد کریم خلیلی جدا کرد و در نقش رهبر حزب وحدت و نمایندگی تمام اختیار جامعۀ اهل تشیع و هزارههای افغانستان قرار گرفت. رهبر سنتی اهل تشیع، همواره از دانش به خاطر ناتوانی در نمایندگی از هزارهها و گرفتن حق آنها شکایت کردهاند، اما این انتقادها هیچ تغییری را در روش و کنش سیاسی دانش به بار نیاورد. دانش در نقش مأمور معذور رییسجمهوری سرگرم تهیه و تدوین قوانین و طرزالعملها و مقررههای دولتی بود. انتقاد جامعۀ اهل تشیع این بود که دانش در تصمیمگیریهای کلان کشور و پالیسیسازی نقش ندارد و در نشستها و جلسات عمدۀ سیاسی و رهبری غایب است. این انتقادها تا انتخابات ریاستجمهوری ادامه یافت، اما دانش خاموش بود تا اینکه باردیگر به معاونیت دوم ریاستجمهوری برگزیده شد. سرور دانش به محض احراز کرسی معاونیت دوم ریاستجمهوری لب به شکایت گشود و از تبعیض، نابرابری و بیعدالتی در ادارهها شکایت کرد. او در روزهای پیش در جلسهیی گفت که پدیده شوم قومگرایی، “خُلق مردم افغانستان را تنگ و اخلاق اداره را فاسد” کرده است.
وی با اشاره به نفوذ گرایشهای قومی در سطوح مختلف جامعه و ادارات دولتی گفت: «نفرت پراکنیهای قومی و زبانی، وحدت ملی و امنیت ملی ما را به خطر انداخته است.»
در آخرین بار در حضور رییسجمهوری و رهبری حکومت در بامیان با تشریح تفاوت امارت و جمهوریت گفت: امارت نظامی است متکی بر اراده یک فرد و بدون رأی و حتی بدون رضایت عامه مردم. این نظام با یک نظام کاملا استبدادی و دیکتاتوری هیچ فرقی ندارد. نظام طالبانی با سلطنت سدوزایی و محمدزایی که به نام امارت و یا سلطنت از ۱۷۴۷ (۱۱۲۶ش) تا ۱۹۷۸ (۱۳۵۷ش) به مدت بیش از ۲۳۰ سال بر افغانستان حکومت کردند، از نگاه روح و محتوا هیچ تفاوتی ندارد. در آن نظامها هم یک گروهی کوچک از یک قبیله به صورت موروثی و با استبداد و دیکتاتوری بر افغانستان حکومت کردند، در نظام امارت نیز حکومت یک یک فرد به طور مادام العمر بر سرنوشت یک ملت مطرح است، بدون رعایت حقوق اساسی شهروندان و آزادی های عمومی و حتی قانون اساسی. نظام امارت یک نظام فراقانونی، نامحدود و مطلقه است.»
این اظهارات خشم فعالان سیاسی پشتون را برانگیخته است. پشتونها میپندارند که دانش در جایگاه یک مقام بلندپایۀ دولتی، به حاکمیت تاریخی پشتونها تعرض و توهین کرده است.
عمرزاخیلوال سفیر پیشین افغانستان در اسلامآباد با استناد به تاریخ غبار دربارۀ احمدشاه درانی، بنیانگذار افغانستان، گفته است که اظهارات دانش در بامیان نه تنها دور از واقعیت است، بلکه توهین آشکار به اقوام و شخصیتهای تاریخی کشور میباشد.
غفور لیوال سفیر افغانستان در ایران گفت که توهین به ارزشها، هویت و تاریخ یک ملت غمانگیز است.
اما علی محمدی مشاور پیشین ریاست جمهوری، معتقد است که این اظهارات از اشرف غنی است که از زبان دانش بیرون شده است.
علی محمدی نوشت: «هرچند گروه بزرگی از کاربران شبکههای اجتماعی به ویژه جوانان پشتو زبان، سخنان جناب آقای سرور دانش را توهین به بنیانگذار افغانستان و امیران پیشین از ۱۷۴۷ تا ۱۹۷۸ تلقی نموده برخی نسبت به آن، واکنش تندی نشان داده اند. اما به نظر میرسد اشرفغنی با مهارت و تردستی، از زبان سرور دانش آنهم در بامیان، سخن گفته است. این سخن در اصل از دانش نیست، از رییس اوست و مدتی پیش، خود به بیان دیگر همین سخن را گفته بود. او بلندپروازانه، به بهانه و زیر عنوان جمهوریت در مقابل امارت طالبانی، برای خود و گروه قومی خود(غلجایی) در برابر تاریخ ۲۵۰ ساله درانی، تاریخ سازی میکند. او با این شگرد، از یکسو تمام امرا و شاهان درانی به شمول احمدشاه ابدالی؛ بنیانگذار افغانستان و شاه امانالله نوگرا را مستبد معرفی میکند اما رندانه با بلندکردن این صدا در بامیان و از زبان معاون دوم خود، همانند امانالله در صدد جلب حمایت مردم هزاره است. تاریخ ممکن است تکرار شود اما شاه امانالله در کار نیست تا هزاره در حمایت او قیام کند!»

ذبیحالله مجاهد افزود گروه طالبان طرفدار «اداره موقت نیست» و از اصولی که به خاطر آن ۱۹ سال مبارزه کرده در مذاکرات نخواهد گذشت.
او تاکید کرد نام «نظام» برای طالبان اهمیت دارد و آنان قرائتی خاص از اسلام ندارند.
آقای مجاهد در گفت و گو با «خبرگزاری دید» در مورد مسایلی مانند آتشبس، مذاکرات دوحه، دستاوردهای افغانستان در نزدیک به ۲۰ سال گذشته و حفظ ارزشها نیز سخن گفته است.
متن مصاحبه به صورت زیر است:
دید: آقای مجاهد، موضع طالبان در رابطه به آتشبس و مسئله کاهش خشونتها که از سوی دولت افغانستان و جامعه جهانی مطرح میشود، چه است و آیا انعطافی از سوی گروه طالبان نشان داده خواهد شد؟
مجاهد: این موضوع کاملاً واضح است که ما برای ختم جنگ مذاکرات را آغاز کردهایم تا راه حلی برای ختم جنگ بیابیم، جنگ به کلی ختم شود و عوامل جنگ از بین برود، آغاز مذاکرات طبعاً مشکلات خود را دارد تا اعتماد سازی شود، موضوع آتشبس و ختم جنگ را ما هم در نظر داریم و نیازمندی شدید داریم که جنگ خاتمه پیدا کند، چرا که ما هم کشته دادهایم و میخواهیم جنگ هرچه زود تر اختتام پیدا کند. قبل از این که به این موضوعات{آتشبس} بپردازیم، باید اطمینان حاصل کنیم تا خواستهای ما که برای آن بیست سال مبارزه کردهایم، بدون دوام جنگ هم به دست میآید و کسی در آن سنگاندازی نمیکند، بعد خود ما به آن مرحله میرسیم که روی آتشبس گپ بزنیم.
دید: طالبان آتشبس را خواهند پذیرفت؟
مجاهد: تیمهای مذاکراتی میتوانند بهتر، از مجالس خود برای ما واضح کنند. فعلاً ما هم منتظر هستیم که بحثها به کجا میرسد، زمانی که بحث روی موضوعات آجندا آغاز میشود دو جانب نظریات شان شنیده میشود، باز میتوانیم بهتر بفهمیم که چه زمان میتوانیم به یک سیستمی که به ختم جنگ منجر شود، راه پیدا کنیم.
دید: حتماً شما در جریان هستید که پس از دومین دیدار هیئت افغانستان و گروه طالبان در دوحه، یک اعلامیه منتشر شد از هر دو طرف و در آن نرمشی نشان داده شده بود از دو طرف و گفته بودند که باید با آرامش و احترام متقابل به پیش بروند، شما چه میگویید از مذارکرات دوحه، چه قدر پیشرفت شده و هیئتهای دو طرف چه توانستند که اعتماد سازی کنند؟
مجاهد: طبعا افغانها در میان خود، زمانی که در میان خود مفاهمه بکنند شاید بهتر تفاهم کنند؛ چرا که سخن یکدیگر را زودتر درک کنند و فضای مذاکرات را پر از احترام متقابل نگهداری بکنند، این طبیعی است، ولی این که موضوعات داغ و پیچیده هم در پیش رو داریم آن موضوعات هنوز مورد بحث قرار نگرفته بعد معلوم میشود. زمانی که ما روی آن موارد بحث کنیم، چقدر اعتماد به وجود میآید، چقدر سرعت تفاهم بیشتر میشود، آن وقت میتوانیم این موضوع را تحلیل کنیم.
دید: یک سلسله مسائل را در روز افتتاحیه مذاکرات بینالافغانی، جانب طالبان مطرح ساختند مثل دولت ناب اسلامی، شما گفته میتوانید که طالبان از اصولی که بر آن تاکید میکنند، میتوانند روی اصول خود مذاکره کنند و انعطاف نشان بدهند یا نه، تنها خواست طالبان احیای دوباره امارت اسلامی است و شکلی از حکومت اسلامی که قرائت آنها به آن میپردازد؟
مجاهد: حکومت اسلامی صد در صد هدف ما است، مبارزه ۱۹ ساله ما به خاطر ختم اشغال و ساختن نظام اسلامی بوده و این، علت مبارزه چهل ساله مردم افغانستان است، در این مورد دو میلیون افغان جان خود را از دست داده است، در زمان کمونیستها و هم در زمان فعلی؛ و مردم افغانستان نظام اسلامی میخواهند. این بحث قرائت را من موافق نیستم. ما قرائت جدا و به خصوصی نداریم، نظام در کتابهای اسلامی موجود است، در قرآن و احادیث نبوی موجود و مدون است، ما نیاز به کدام قرائت جدید نداریم، صرف علما و دانشمندان بنشینند و نظام اسلامی را ترسیم بکنند، تدوین بکنند و قوانین را ترتیب بکنند، نظام خودش ساخته میشود. ما دانشمندان خود را داریم، سیستم و نظام در کتب اسلامی مدون است و از همان استفاده خواهد شد.
دید: همین لحظه هم نام دولت افغانستان جمهوری اسلامی است، میخواستم بفهمم که طرح طالبان برای ایجاد حکومت اسلامی چه است؟ ما تعریف مشخصی نداریم از حکومت اسلامی مورد نظر طالبان جز امارت اسلامی که روی امارت اسلامی هم توافق نظر در دیگر طرفهای افغانی وجود ندارد، میخواستیم یک تعریف واضحتر از شما داشته باشیم که حکومت اسلامی دقیقا چه نوع حکومتی است که طالبان میخواهند؟
مجاهد: نیاز به معلومات اسلامی دارد، صحبت روی عنوان و نام نمیکنیم، تنها نام مهم نیست که ما یک جمهوری اسلامی بنامیم، جمهوری اسلامی شد. زمانی که امریکا آمد این نظام در زمان اشغال امریکا ساخته شده است، حتی برای طفل افغان هم منطقی نیست که بگوید امریکا برای ما نظام اسلامی ساخته، چون امریکا این کار را هیچ وقت نخواهد کرد چرا که ما شاهد هستیم در تمام دنیا علیه مسلمانان اقدامات کرده است، شاهد مفاسد هستیم در جامعه، ما هر روز مفاسد را مشاهده میکنیم و این همه نباید باشد، اسلام از خود تعریف احکام و قوانین دارد، نظامی برای ما پذیرفتنی است که بر پایه شریعت اسلامی ساخته شود و قوانینی برای ما قابل اجرا خواهد بود که علما و دانشمندان ما آن را تدوین بکنند تا ما بتوانیم آن را به کار گیریم. صد در صد ما میگوییم در زمینه تکنالوجی معاصر استفاده شود که شده، ولی در زندگی اجتماعی مردم احکام شرعی صد در صد باید تطبیق شود.
دید: آقای مجاهد من از گپهای شما دو موضوع را برداشت کردم، یک این که برای طالبان دیگر نام حاکمیت یا حکومت که امارت باشد یا جمهوری باشد یا دولت اسلامی باشد، مهم نیست مهم ماهیتش است که باید اسلامی باشد و موضوع دوم بر میگردد به این مسئله که در زمان حاکمیت طالبان مثلاً تلویزیون ممنوع بود، عکاسی ممنوع بود، موسیقی ممنوع بود، نقاشی و رسامی ممنوع بود، حتا انفجار بتهای بامیان در کارنامه دولت طالبان ثبت شده به عنوان یک امتیار منفی. چقدر تغییر کرده دیدگاه طالبان در مسئله هنر، در مسئله آزادی بیان، تلویزیون و شبکههای اجتماعی؟
مجاهد: اول که اسم برای ما نام برای ما اهمیت دارد، ولی این موضوع را میگذاریم به این که تیمهای مذاکراتی با هم نشستهاند و آنها تصمیم بگیرند که چه نامی برای حکومت آینده افغانستان خوبتر و مناسب تر با مفهوم تر است، آنها در این مورد تصمیم خواهد گرفتند و ما هم منتظر تصمیم آنها هستیم. نمیتوانیم قبل وقت ما فیصله کنیم که فلان باشد یا فلان نباشد، این را ما نه تکذیب میتوانیم و نه توثیق. بناءً منتظر میمانیم که افغانها همه دسته جمعی فیصله بکنند، مسئله دوم مسئله محتوا است که نظام باید محتوای شرعی داشته باشد و بعضی از قوانین که شما گفتید در آن وقت قابل اجرا بود و از بت بامیان یاد کردید و بعضی از مفاسد در جامعه، اینها هم برمیگردد به احکام شیعت، شریعت اسلامی در همه عرصهها احکام مشخصی دارد، شاید در بعضی پیشرفتها و نیازمندی های زمان راه حل وجود داشته باشد که آن زمان وجود نداشت، شاید حالا پیدا شود و یا پژوهش صورت بگیرد و راه میانه را انتخاب بکنند علما و دانشمندان ما تا منحیث قانون در نظام استفاده شود. یکی مفاسد در جامعه است….. در ۴۰ سال از همه ممالک اسلامی بیشتر کشته دادیم، مملکتی هستیم در میان کشورهای اسلامی که شعارهای ما بلند است بخاطر این باید باید قوانین ما کاملاً اسلامی باشد، چیزی که اسلام گفته باشد اجازه میدهیم مسایلی که در اسلام جواز ندارد تبعاً نظام ما هم نباید به آن اجازه بدهد، فلهذا در این مورد باید تصمیم در دست نظام باشد و نظام هم اسلامی.
دید: سوال دیگری که مطرح میشود در باره توافق طالبان با امریکاییها است. به خاطر این که طالبان بعد از توافق ماه فبروری بالای امریکاییها حمله نکردند و هیچ امریکایی کشته نشده بعد از این توافق، بنابراین سوالی که متوجه طالبان و صفوف جنگی طالبان میشود، این است که وقتی فلسفه جهاد که مبارزه با کفار است در توافق با کفار قرار میگیرند، دیگر چه جواز شرعی دارد که بالایی نیروهای امنیتی افغانستان که مربوط همین آب خاک است و مسلمان هم هستند جنگ ادامه پیدا کند؟ یعنی فلسفه شرعی و مذهبی جنگ از میان رفته، چطور خشونتها و جنگ ادامه پیدا میکند و توافق حاصل نمیشود، دلیلش چیست؟
مجاهد: یک چیز را باید واضح بسازیم که جهاد زمانی مشروع میشود یا اجازه دارد که آغاز شود که هدف شرعی داشته باشد، یعنی جهاد به خاطر اعلای کلمهالله منظور است. به این معنی که نظام اسلامی ساخته شود، به خاطر این جهاد میشود. در این جهاد فعلی ما هم دو هدف از خود داریم؛ در این جا ما نظام اسلامی داشتم و آن مورد یورش امریکا قرار گرفت. زمانی که اشغال آمد، دو مشکل به میان آمد یکی نظام اسلامی ما را از بین بردند دوم کشور ما را اشغال کردند. اکنون یک طرف که اشغال خاتمه مییابد، هدف دوم که ایجاد نظام اسلامی است سرجای خود است چون جهاد به خاطر آن آغاز شد. یکی پایان اشغال و دیگری ساخت نظام اسلامی، هدف اول برآورده شد اما هدف دوم هنوز پابرجا است.
بنابر این اکنون هرکسی جلو ساخت نظام اسلامی را بگیرد، مانع شود و یا نگذارد که نظام اسلامی ایجاد شود، هر کسی که باشد، اگر عالم دین باشد، یا بزرگ قومی باشد کشتن وی جهاد است، جهاد مفهوم وسیع دارد، جهاد علیه مفاسد هم است جهاد علیه بغاوت هم است و جهاد فعلاً هم دوام دارد تا وقتی ادامه خواهد داشت که نظام اسلامی ساخته شود و هرگاه نظام اسلامی ساخته شد، بعداً حکم جهاد معطل میشود.
دید: آیا طالبان با ایجاد یک اداره موقت که بعداً بتواند سر و سامان بدهد و نظام مورد نظر طالبان ایجاد شود، موافقت خواهند کرد؟
مجاهد: ما در عموم طرف دار نظامهای ضعیف و گسستنی نیستیم، نظام باید از اساس محکم باشد، فراگیر باشد، و همچنان نیرومندی خود را داشته باشد. نظامی که با معاملات پیش میآید، نظامی که موقتی باشد، نظامی که روی یک مصلحت کوتاه مدت ایجاد شود، آن نظام ها را ما تجربه کردیم که منجر به فساد وسیع میشود، منجر به حیف و میل پول و ضایع کردن بیتالمال میشود و دروازه صد مفسده را باز میکند. از این خاطر ما طرفدار نظام موقتی و این گپها نیستیم و یک نظام باید از اساس محکم ساخته شود، نظامی ساخته شود که مردم افغانستان زیر چتر او احساس آرامش داشته بکنند و مردم افغانستان فرصت پیدا کنند تا کشور ما پیشروی بکند، تماسهایی با کشورها داشته باشیم، در عرصه تجارت، تکنالوجی و عملی باید پیشرفت بکند، در همه عرصه ها.
دید: آقای مجاهد حکومت موقت خواسته طالبان نیست؟
مجاهد: بله صد در صد حکومت موقت پیشنهاد ما نیست و ما آن را به زیان میبینیم.
دید: حکومت اسلامی مورد نظر طالبان در کشورهای اسلامی، نزدیک به ماهیت کدام کشور اسلامی خواهد بود؟
مجاهد: یک چیزی بسیار واضح است که ما متاسفانه در دنیا یک کشور واقعی اسلامی را نداریم، شما میدانید که کشورها یا سلطنتی هستند و یا بر مبنای اصول غرب ساخته شدند و زیر سایه همو حالت فعلی دنیا آمدهاند که ما نمیتوانیم کشوری را مثال بدهیم، ولی قربانی که مردم افغانستان دادهاند این هم استثنایی است. قسمی که دیگر دنیا به خاطر اسلام این قدر قربانی ندادهاند، زحمت نکشدهاند، با متانت استاد نشدهاند علیه اشغال علیه نیروهای بیگانه و یا علیه همان جهتهایی که میخواهند فکر خود را تحمیل بکنند بر یک کشور دیگر، ایستادگی نتوانستند یا نکردند، فلهذا ما نمیتوانیم کشور خود را قیاس بکنیم با کدام کشور دیگر ما استثنایی یک نظام را خواهد ساختیم که آن الگو خواهد بود در نیا، چون نظام نتیجه قربانی ما است و قربانی ما هم الگوی دنیا است. هیچ کشوری به اندازه افغانها قربانی در راه اسلام نداده است فلهذا باید گذاشته شود که نظام ما هم یک الگو باشد در دنیا.
دید: گپ و گفتهایی در جریان مذاکره طالبان با امریکاییها و پس از آن وجود داشت که حکومت مورد نظر طالبان چیزی شبیه حکومت یکی از همسایههای ما است که یک روحانی در راس باشد و کشور به صورت شورایی اداره شود، چگونه است؟
مجاهد: تا حال که بحثها و تحلیلها است که ما این را تایید نمیتوانیم، این که ما مذاکرات میکنیم وارد صحبتها میشود وافغانها با هم بحث دارند به خاطر همین است که از کجا شروع شود و به کجا ختم و چه قسم یک سیستم و چارچوب را به میان بیاوریم و در باره به وجود آوردن نظام اسلامی بحثها جریان دارد، منتظر میمانیم تا نظام ساخته شود، همه خواهیم دید که چه قسم نظام را ما طرف دار بودیم و چه قسم نظام را مردم افغانستان سزاوار است، خواستههای ما را به جا آورده آرمان شهدای ما را بر آورده میکند فلهذا هنوز زود است که روی آن بحث شود.
دید: تشکر از شما
مجاهد: از شما نیز تشکر

بیگمان یکی از اساسیترین مسایل در گفتگوهای صلح دوحه، بحث روی چگونگی ساختار نظام سیاسی-اداری آینده افغانستان خواهد بود.
ضرورت بازنگری و بازسازی ساختار نظام از دو جا منشاء مىگيرد: نخست ناكارا بودن اين نظام از روى تجربه که از آغاز ایجاد آن تا امروز به کار گرفته شده؛ و منتقدان آن بخش بزرگی از احزاب و شخصیت های مطرح سیاسی کشور را تشکیل میدهد. عمده ترین خواست اپوزیسیون درون نظام همانا تغییر این ساختار بوده است.
در جمع هیات بیست و یک نفری که از دولت افغانستان در مذاکرات صلح نمایندگی میکنند، اکثریت شان خواهان تغییر ساختار نظام اند. يعنى هيات دولت صرف در اصل “جمهوریت” به معنای انتخابی بودن زمامداران اتفاق نظر دارند.
یکی از نتایجی که از فرایند مذاکره و صلح با طالبان حاصل میشود، شرکت آنان در اقتدار سیاسی از طریق به دست گرفتن کرسیها و مقامات دولتی در سطوح مختلف خواهد بود. مكانيزم ورود طالبان در دولت، غير از آنى است كه پيش از اين با برخى از احزاب و جناحهاى سياسى به كار گرفته شده است. آنان به داشتن “سهمیه” در دولت قانع نیستند؛ آنان خواهان تغییر ساختار نظام ند. چه، از نظر طالبان نیز نظام موجود ناکارا و معیوب است. طالبان که همواره تاکید بر اعاده “امارت اسلامی افغانستان” داشتند، اخیرا چنين وانمود كردهاند که دیگر اصراری بر نامگذارى ندارند؛ مىبايد شيوه گزینش زمامدار اسلامى باشد.
پس مىتوان خواستهاى گفتگو كنندهها را از نظر ماهیت شامل دو مقوله نمود: جمهورى خواهان؛ و امارت خواهان.
به طور کلی، باید گفت جمهوریت یعنی نظامی که راس نظام یا “رییس جمهور” توسط آرای مردم (همگان) تعیین گردد؛ و اما امارت یعنی نظامی که راس نظام یا “امیرالمومنین” توسط آرای جمع محدود مسمی به “اهل حل و عقد” انتخاب گردد.
از جمع جمهوری خواهان برخیها شیوه انتخاب رئیس جمهور از طریق انتخابات عمومی را موافق به یکی از آموزههای تاریخ اسلام که “اصل بیعت” خوانده می شود، میدانند. آنان استدلال میکنند که خلیفه اول با همین شیوه در سقیفه بنیساعده انتخاب شد؛ و روند بیعت گیری از فرد فرد مسلمانان چند روز ادامه یافت.
در حالی که امارت خواهان به برهه دیگرِ همان تاریخ، به انتخاب خلیفه سوم از طریق شورای شش نفری-که توسط خلیفه دوم برگزیده شده بودند- استناد میکنند. شاید این اولینبار بوده باشد که اصطلاح “اهل حل و عقد” کاربرد پیدا کرده است.
طالبان استدلال میکنند که در امر خطیر تعیین زعامت، رای عوام در کار نیست؛ این امر مهم باید با رأی خبرگان امت حل و فصل شود. در نشست قبلی در دوحه یک مقام طالبان از من پرسید: آیا رای شما با رای آن مرد (معتاد) پودری که از چریدن روی آشغالها امرار معاش میکند، برابر است؛ و اصولا آيا راى به معنى فكر و عقيده است، يا آن كاغذ پاره که به صندوق انداخته میشود.
هر دو روایت مذکور در فوق، موافق به برداشت فرقههای اهل سنت است، که در کتب معتبر تواریخ و سیر آمده است. پیروان مذاهب دیگر تعیین خلیفه را از طریق وصیت بر جانشینی پیامبر و امامان میدانند.
اما امروزه در جهان اسلام گزینش رییس جمهور-در کشورهایی كه نظام جمهورى دارند- لابد به یکی از دو شيوه ذیل صورت میگیرد: راه اندازی انتخابات عمومی؛ یا انتخاب از سوی پارلمان. پاکستان و برخی از کشورهای دیگر شیوه دوم را بر گزیده اند. اشخاص واجد شرایط از سوی احزاب سیاسی به پارلمان معرفی میشوند؛ پارلمان (شامل هر دو مجلس و شوراهای ایالتی) با رای خویش یکی از آنان را به عنوان رییس جمهور بر میگزیند. در حالی که در ایران، صلاحیت اشخاص برای نامزدی به مقام ریاست جمهوری از سوی مجلس خبرگان تایید میگردد؛ وانگهی یکی از آنان از طریق انتخابات عمومی، با رأی اکثریت به این مقام دست مییابد. شیوهای که کشور ایران به آن تمسک جسته، به اصل “ولایت فقیه” بر میگردد.
اما شیوه که زعیم از سوی پارلمان یا شورا انتخاب میگردد، منطبق به چیزیاست که تحریک طالبان خواهان آن اند. چه، اعضای شورا عموما با راى مردم در يك انتخابات شفاف برگزيده خواهند شد؛ و بى ترديد شامل نخبهها و علماى امت خواهند بود. اگر از صورت گرایی و شكليات ظاهرى بگذريم، پارلمان يا شوراى اسلامى يعنى همان “شورای اهل حل و عقد”.
اشکالی که باقی مىماند همانا چگونگی رعایت شفافیت در نحوه گزینش اعضای شوراست؛ که البته امر سهل است، و به استخدام نظام مطلوب انتخاباتی، و به اراده پاک و شفاف زمامدار منوط میگردد.
دونکته درخور ذکر برای تکمیل این طرح، یکی اعتراف به حق احزاب و حزبی ساختن انتخابات است؛ که فقط از همین طریق میشود تحریک طالبان و سایر احزاب سیاسی را شامل نظام کشور ساخت. از سوی دیگر، انتخابات بدون احزاب، فریبي بوده که ما طی دو دهه پسین تجربه کردیم.
نکته دیگر، بازبینی تقسیمات ملکی (اداری) کشور است؛ تقسیم کشور به ۳۴ ولایت، نه مبنای فرهنگی دارد، نه مبنای اقتصادی. این تقسیمات بنا بر ملحوظات سیاسی روی کار آمده، و به تورم تشكيلاتی افزوده. منطقی این است که کشور به هفت ایالت اداری، و پایتخت تقسیم گردد. ایالات دارای پارلمان ایالتی باشند که صلاحیت قانونگذاری برای ایالت، و صلاحیت گزینش مسئولین اداری ایالت را داشته باشند. اعضای این پارلمانها، در جنب شورای ملیاسلامی، دارای حق اشتراك در انتخاب زعیم یا رییس جمهور شوند.
این نظام را میتوان “دولت اسلامی افغانستان” نامید.
محی الدین مهدی
بی بی سی

ارگ ریاست جمهوری میگوید که دیدگاههای همیشگی طالبان در مورد اینکه مسوولیت ارتش را بر عهده بگیرند، «توهم» و «خلاف روحیه صلح» است.
صدیق صدیقی، سخنگوی ریاست جمهوری روز چهارشنبه، بیستوششم سنبله با بازنشر گزارش شبکه سیبیاس امریکا در صفحه توییترش، صحبت طالبان پیرامون ارتش را خلاف روحیه صلح و یک توهم خوانده است.
وی این صحبتها را برای مردم افغانستان و جامعه جهانی که به دنبال پایان مسالمتآمیز خشونتهای این گروه اند، «ناراحتکننده» و «ناامیدکننده» میداند.
برخی از اعضای دفتر سیاسی طالبان در دوحه در گفتوگو با شبکه رادیویی و تلویزیونی سیبیاس نیوز، گفتهاند که «نظام کنونی در افغانستان فاسد است» و خواستار سهم قابلملاحظه در حکومت آینده شدهاند.
یک عضو برجسته طالبان به این شبکه گفته است که حداقل باید «پنج وزارت کلیدی» به این گروه داده شود و جنگجویان طالبان با ارتش در زیر چتر «یک نظام اسلامی» مدغم شوند.
اعضای دفتر سیاسی طالبان در دوحه گفتهاند که با حضور زنان در کابینه مخالفت ندارند و به حقوق اقلیتها نیز پابند میمانند، اما با حضور زنان در کرسی نخستوزیری یا استره محکمه مخالفاند.
این دیدگاههای طالبان در حالی واکنش ارگ ریاست جمهوری را در پی داشته است که دو طرف در جریان بحث روی «اصول رفتاری مذاکرات بینالافغانی»، به یکیدیگر توصیه کردهاند که از صبر و حوصله در جریان مذاکرات کار گیرند و گفتوگوها را به گونه مسالمتآمیز و بدون پرخاشگری به پیش ببرند.

افغانستان کشوری است که مردمش سالها است در سایهی جنگ بیپایان با یأس و ناامیدی زندهگی میکنند. این مردم خسته از جنگ و تشنهی صلحاند. صلح که اولین و بزرگترین آرمان دیرینهی مردم افغانستان است، زبانزد عام و خاص و موضوع بحث جهانیان شده است.
جنگ قسمی که از نامش پیدا است باعث ایجاد وحشت، خونریزی و فاجعه در جامعه میشود و به فجیحترین نوع از مردم قربانی میگیرد و واژه صلح که به معنای ضد جنگ است، نیز قربانی و قیمت میطلبد، اما تا چه وقت این قربانی ادامه خواهد کرد؟ متاسفانه مدتها است که این راه دشوار رسیدن به صلح واقعی در کشور پرپیچوخم است و حتا در جریان مذاکرات صلح قربانیهای مردم و نیروهای امنیتی ادامه دارد. تنور جنگ گرمتر شده میرود و خشونتها و جنایات ضد انسانی و وحشیانهی گروه طالبان در نقاط مختلف کشور افزایش یافته است.
جالب است از یک طرف مذاکرات صلح جریان دارد و از جانب دیگر کشتار بیرحمانه مردم افغانستان به شدت ادامه دارد. این روند جنجالی، طولانی و مبهم صلح، مداخلات ابرقدرتهای جهان، کشورهای منطقه و همسایهها مبتنی بر منافع ملیشان در این پروسه، موضع ضعیف حکومت افغانستان در مقابل طالبان، وجود اختلافات سیاسی و قومی در کشور و افزایش خشونتها و خونریزی از جانب طالبان، آن هم در آستانهی گفتوگوهای صلح، مردم را نسبت به صلح دایمی و واقعی بسیار بیاعتماد و بیباور ساخته است.
از آغاز روند صلح و مذاکرات ایالات متحده امریکا و طالبان در مورد پروسه صلح افغانستان تا اکنون، گروه طالبان در تلاش این بود تا با توسل به افزایش خشونتها و تشدید جنگ به حیث بهترین ابزار فشار علیه دولت افغانستان جهت عملی شدن و بر کرسی نشاندن تمام شروطشان قبل از آغاز مذاکرات بینالافغانی استفاده کنند. قبول کردن شروط طالبان از جانب حکومت افغانستان قبل از آغاز مذاکرات بینالافغانی، بسیار خطرناک بوده و عواقب ناگوار سیاسی، امنیتی و اجتماعی را در پی خواهد داشت. یکی از شروط عمده آنها، رهایی رقم بزرگی از زندانیان طالبان یعنی بیشتر از ۵۰۰۰ مجرم و جنایتکار است. همه شاهد بودیم که «جرگه مشورتی صلحِ» حکومت در ارتباط به رهایی ۴۰۰ زندانی طالبان که متهم به ارتکاب جنایات جنگی و ضد بشریاند، برگزار شد و تمام کمیتههای جرگه متذکره خوشبینانه و عجولانه موافقت صریحشان را با رهایی آنها اظهار داشتند و از همه مضحکتر اینکه هیچ یک از کمیتههای جرگه مخالف رهایی این گروه جنایتکار ۴۰۰ نفری نبود و همه به آزادسازی قاتلان ملت افغانستان بلی گفتند. شما نمیتوانید در میان یک گروپ کوچک ده نفری دیدگاه و نظر واحد راجع به یک مساله دریابید، چه رسد که صدها نفر در طی چند روز معدود گرد هم میآیند و در مورد مساله بزرگ ملی و سرنوشتساز عجولانه و دیکتهشده تصمیم واحد اتخاذ کنند و در مقابل فقط خواستار آتشبس فوری و برگزاری هرچه زودتر مذاکرات بینالافغانی باشند. آتشبس فوری هنوز معلوم نیست که چه وقت از جانب طالبان اعلام خواهد شد. ممکن قبول نشود و یا اگر پذیرفته شود، احتمال تخطی از آن بسیار زیاد است؛ طوری که در سه روز عید نیز حکومت و مردم افغانستان شاهد نقض آتشبس بودند. بناءً در هیچ شرایطی نمیشود به این گروه که خشونت، کشتار بیرحمانه مردم، افراطیت و ایجاد وحشت اصول کاریشان است، باور کرد و مساله آغاز مذاکرات بینالافغانی یک موضوع بود که قبلاً گروه طالبان بعد از رهایی مکمل زندانیانشان از جانب حکومت افغانستان خواستار آن شده بود که جرگه مشورتی بر آن نیز تاکید دوباره کردند
جرگه مشورتی صلح یک جرگه فرمایشی و حضور اشتراککنندهگان در آن سمبولیک بود. اشتراککنندهگان جرگه مذکور را میتوان به سه طبقه تقسیم کرد: یک طبقه عوام که سواد نداشتند، در خواب غفلت بودند و اصلاً از برنامه آگاهی کامل نداشتند. طبقه دومی جوانان تحصیلکرده بودند که یک عدهشان نکتاییپوش افراطی و عدهای دیگر به خاطر حفظ امتیازات و وظایفشان در حکومت نظر مثبت دادند. طبقه سومی سیاسیون کشور بودند که غرض حفظ مقام و منافع شخصیشان در حکومت فعلی و داشتن سهم و امتیازات در حکومت مشارکتی آینده با طالبان، حضور یافتند.
حکومت افغانستان بنا بر فشارهای ایالات متحده امریکا و افزایش خشونتها و تشدید جنگ از جانب طالبان به منظور عملی شدن رهایی کامل زندانیانشان، مجبور شد تا رهایی تمام زندانیان طالبان را بپذیرد و قبل از رهایی ۴۰۰ زندانی خطرناک دیگر با برگزاری جرگه مشورتی صلح خواست مردم را در این تصمیم بینهایت مهم ملی و تاریخی شریک سازد.
حکومت افغانستان جرگه مشورتی صلح را به دلایل ذیل برگزار کرد:
جرگه مشورتی صلح یک جرگه سرنوشتساز در تاریخ کشور بود. رهایی زندانیان طالبان توسط حکومت و اشتراککنندهگان این جرگه، جفای بزرگی است در حق ملت و مسوولیت این تصمیم بزرگ تاریخی به دوش آنها خواهد بود. هرگاه این زندانیان رها شده خطرناک دوباره به میدان جنگ بروند و مرتکب جنایات ضد بشری، ایجاد وحشت و خونریزی شوند، در آن صورت اشتباه بودن تصمیم لویهجرگه مشورتی صلح بیشتر نمایان شده و یک عمل نابخشودنی از جانب مردم تلقی خواهد شد.
روند صلح کشور از آغاز تا اکنون پر از فراز و نشیبهایی بوده و متاسفانه نهادهای موازی و سمبولیک (شورای عالی صلح، وزارت دولت در امور صلح و شورای عالی مصالحهی ملی) کمترین نقش اجرایی و تاثیرگذار را در روند صلح جاری کشور داشته، فقط مصروف تدوین و تنظیم مسایل تیوری مرتبط به صلح بودهاند که متاسفانه هیچگاه اثرگذار نبوده و سبب ضیاع وقت، مصارف هنگفت، اختلال و کندی در پروسه صلح افغانستان شده است. به همین قسم تدویر جرگه مشورتی صلح جز مصرف گزاف بودجه دولت و ضیاع وقت، کاری نبود.
روند صلح افغانستان یک روند نهایت مغلق و پیچیده است و مسیرش مملو از دشواریها و کشمکشهایی بوده و هنوز معلوم نیست به کدام سمت میرود و به کجا میانجامد. نگرانیهایی که نسبت به آینده و عواقب روند صلح جاری افغانستان وجود دارد، عبارتاند از:
آرزو داریم که راه دشوار و پرفراز و نشیب صلح افغانستان موفقانه به نقطه پایان برسد و تمام نگرانیهای فوقالذکر رفع گردد. صلح رویایی به صلح واقعی تبدیل شود و جناب کرزی، رییس جمهور پیشین، بتواند به مزار و بدخشان سفر کند، رییس جمهور غنی به سرخرود برود و همهی مردم به آرزوهایشان در پرتو صلح و آرامش دایمی برسند.
عبدالواحد ساعی، هشت صبح