برچسب: امارات

  • وضعیت پناهجویان افغان در کمپ ابوظبی مشقت بار است

    وضعیت پناهجویان افغان در کمپ ابوظبی مشقت بار است

    همکاران محلی نیروهای امریکایی در افغانستان که طی عملیات تخلیه پس از تسلط دوباره طالبان به اردوگاه امریکا در ابوظبی امارات منتقل شدند مشقت بار گزارش می شود.

    بسیاری از این پناهجویان افغان با آینده نامعلوم روبه رو هستند و مشخص نیست روند بررسی مدارک و قرنطین آنها چه مدت طول می کشد و چه زمانی آنها به امریکا منتقل خواهند شد.

    در میان این پناهجویان تعداد زیادی زن و کودک نیز به چشم می خورد و تاخیر در تکمیل مدارک و بررسی اسناد از سوی امریکایی ها حوصله آنها را سر برده است.

    بسیاری از این پناهجویان احساس یک زندانی را دارند که به همراه اعضای فامیل شان در یک اتاق صبح تا شب حبس شده اند.

    این پناهجویان افغان شایعات بازگردانده شدن به افغانستان را مرگ بار می خوانند و به شدت ابراز نگرانی می کنند. آنها در عین حال از وجود فساد در انتقال افغان های همکار با نیروهای امریکایی در افغانستان به امریکا انتقاد می کنند و می گویند بسیاری از کسانی که به امریکا منتقل شده اند هرگز با امریکایی ها کار نکرده بودند.

    تاخیر در انتقال افغان ها از اردوگاه ابوظبی به امریکا در حالی همچنان به تاخیر افتاده است که انتقال افغان ها از کشورهای قطر و جرمنی به امریکا از مدت ها پیش آغاز شده بود.

    بسیاری از پناهجویان در اردوگاه ابوظبی از وضعیت نامناسب غذایی شکایت دارند و می گویند با پولی که از در کابل از امریکایی ها دریافت کرده بودند تا حالا برای کودکان و خانواده خود از بیرون غذا خریده اند و اکنون این پول تمام شده و برای تداوی زنان و کودکان بیمار پول ندارند.

    در حال حاضر نزدیک به 9 هزار پناهجوی افغان در اردوگاه ابوظبی منتظر انتقال به امریکا می باشند.

  • طالبان از اتحادیه اروپا برای مدیریت میدان های هوایی درخواست کمک کرد

    طالبان از اتحادیه اروپا برای مدیریت میدان های هوایی درخواست کمک کرد

    اتحادیه اروپا می‌گوید که طالبان در گفتگوهای خود با مقام‌های این اتحادیه، برای فعال نگه‌داشتن فرودگاه‌های افغانستان درخواست کمک کردند.

    دفتر خدمات خارجی اتحادیه اروپا با نشر اعلامیه‌ای گفت این گفتگو به‌معنای به رسمیت شناختن حکومت موقت طالبان توسط اتحادیه اروپا نیست؛ بلکه بخشی از تعامل عملیاتی این اتحادیه و مردم افغانستان است.

    اتحادیه اروپا گفت طالبان متعهد شده‌اند تا به تعهد خود مبنی بر عفو همکاران نیروهای ناتو پابند باشند.

    طالبان در حالی برای فعال نگه‌داشتن میدان‌ها هوایی افغانستان از اروپا تقاضای کمک کرده است که قطر و امارات عربی برای گرفتن مدیریت میدان هوایی کابل در رقابت هستند.

    به تازگی چهار دیپلمات خارجی مستقر در منطقه خلیج فارس به رویترز گفته‌اند مقامات امارات متحده عربی در هفته‌های اخیر یک سلسله‌ گفتگوها را با طالبان برای بحث در مورد مدیریت میدان هوایی کابل انجام داده‌اند.

    رویترز نوشت این گفتگوها نشان می‌دهد که چگونه کشورها به دنبال اعمال نفوذ خود در افغانستان تحت حکومت طالبان هستند؛ در شرایطی که این گروه به طور رسمی توسط هیچ کشوری به رسمیت شناخته نشده‌است.

    به گفته منابعی که به دلیل حساسیت موضوع از فاش‌شدن نام‌شان خودداری کرده‌اند، اماراتی‌ها مشتاق مقابله با نفوذ دیپلماتیکی هستند که قطر از آن برخوردار است.

    در آستانه خروج نیروهای خارجی، سال گذشته خدمات امنیتی میدان‌های ‌هوایی کابل، هرات، بلخ و قندهار به یک شرکت  امارات متحده عربی واگذار شده‌بود. گفتنی است بخشی از مدیریت میدان هوایی کابل از جمله کنترل ترافیک هوایی را نیروهای ناتو به عهده داشتند.

  • پاکستان: توافقی با امریکا در مورد استفاده از حریم هوایی در کار نیست

    پاکستان: توافقی با امریکا در مورد استفاده از حریم هوایی در کار نیست

    وزارت امور خارجه پاکستان درواکنش به گزارش سی ان ان که گفته بود امریکا و پاکستان به توافقی رسمی رسیده اند که بر اساس آن امریکا اجازه استفاده از حریم هوایی پاکستان برای انجام حملات نظامی و استخباراتی در افغانستان را می یابد، گفت:«چنین توافقی در کار نیست.»

    در اعلامیه وزارت خارجه پاکستان در این مورد آمده است اسلام آباد و واشنگتن در امنیت منطقه و مبارزه با تروریزم یک همکاری دراز مدت داشته و مشورت ها در این زمینه کماکان ادامه می یابد.

    شبکه سی‌ان‌ان روز گذشته جمعه به نقل از سه منبع آگاه از نشست دولت بایدن با قانون‌گذاران امریکایی گزارش داد امریکا و پاکستان به توافق رسمی در استفاده از حریم هوایی پاکستان از سوی امریکا نزدیک شده اند.

    سخنگوی وزارت دفاع امریکا اما در مورد این گزارش سی ان ان اظهار نظر نکرده است.

    گفته می‌شود در حال حاضر امریکا عملیات خود در افغانستان را از پایگاه‌های خاورمیانه انجام می‌دهد که در قطر و امارات واقع شده است.

    طالبان پیش از این نسبت به پرواز هواپیماهای بدون سرنشین و نقض حریم هوایی کشور از سوی امریکا هشدار داده بودند.

  • طالبان به دنبال میزبانی از گروه های تروریستی نیست

    طالبان به دنبال میزبانی از گروه های تروریستی نیست

     فارین پالیسی معتقد است: حتی اگر طالبان می‌خواست نقش پناهگاه امن را بازی کند، دلیلی وجود ندارد که بپنداریم تروریست‌ها این پیشنهاد را می‌پذیرفتند و از سوی دیگر، طالبان نیز به دنبال میزبانی از گروه‌های تروریستی نیست.

    به نقل از شفقنا افغانستان، فارین پالیسی نوشت: هراس از ایجاد «پناهگاهی امن» برای تروریست‌ها در افغانستان حاصل آسیب روانی تاریخی ناشی از حملات ۱۱ سپتامبر است. در رابطه با عواملی که باعث می‌شود یک گروه تروریستی یک منطقه جغرافیایی را بهشت امن خودش بداند، باید گفت که در افغانستان هیچ ویژگی و عامل خاصی وجود ندارد.
    اگر گروه‌های تروریستی به دنبال منطقه پرمنازعه‌ای هستند که تحت سایه برخی حمایت‌های محلی بتوانند در آنجا مستقر شوند و به تعامل با یکدیگر بپردازند مناطق مناسب بسیاری در جهان وجود دارند که تروریست‌ها می‌توانند محل مورد نظرشان را از میان آنها انتخاب کنند.
    به‌علاوه، دسترسی به قلمروها یکی از کم اهمیت‌ترین عواملی است که در توانمندی انجام حملات تروریستی بین المللی یک گروه نقش دارد. دسترسی های سرزمینی شاید برای گروهی که در شورش یا جنگ داخلی مشارکت دارد، مفید باشد اما ارتباط چندانی به طراحی و آماده‌سازی حملات تروریستی بین‌المللی ندارد. به عنوان مثال، حملات ۱۱ سپتامبر با افغانستان مرتبط بود اما به افغانستان محدود نبود و مناطق جغرافیایی پراکنده‌ای برای آمادگی‌های این حمله در نظر گرفته شد. مثلا، تامین مالی فعالیت‌های هواپیماربایی در امارات و آلمان متمرکز بود.
    در واقع عوامل بسیاری وجود دارد که بر احتمال قربانی شدن آمریکایی‌ها در تروریسم بین‌المللی تاثیر می‌گذارند. این عوامل شامل مجموعه‌ای از شرایط اقتصادی و سیاسی مناطقی است که تروریست‌های آتی در آنجا زندگی می‌کنند. مثلا پژوهش‌های رابرت پِیپ (Robert Pape) نشان داد که یکی از رایج‌ترین انگیزه‌های تروریسم انتحاری، اشغال‌گری نظامی خارجی است. افغان‌ها نیروهای آمریکایی را اشغالگر می‌دانند نه آزادی‌بخش یا ثبات‌ساز.
    همچنین تلفات غیرنظامیان ناشی از عملیات نظامی نیز، تروریسم را برمی‌انگیزد. خشم و حس انتقام‌گیری ناشی از عملیات‌های نظامی آمریکا در سراسر جهان، از جمله افغانستان، دستکم به همان میزان تلفات این عملیات‌ها، تروریست ضد‌آمریکایی پرورش داده است.

    حتی اگر دسترسی به پناهگاه امن عامل مهمی هم باشد، اینکه چنین پناهگاهی در افغانستان در اختیار تروریست‌های بین‌المللی قرار بگیرد، تا حد زیادی، به روابط و مشارکت طالبان و القاعده در گذشته بستگی دارد. نکته‌ای که کمتر به آن توجه شده این است که این مشارکت در زمان جنگ نوعی اتحاد بود، زمانی که طالبان برای شکست ائتلاف شمالی و سلطه بر مناطقی از افغانستان تقلا می‌کرد.
    اگر جنگ داخلی در ماه های پیش رو از سر گرفته شود، طالبان چه‌بسا کمک گرفتن از القاعده را که امروزه حتی ضعیف‌تر هم شده است، مفید بداند. اما با توجه به اینکه طالبان برای تضمین و حفظ موقعیت خود به عنوان فرمانروای تازه در سراسر افغانستان می‌کوشد، آن اتحاد پیشین، قدرت و اعتبارش را از دست داده است.
    پیشینه این اتحاد همراه با روابط شخصی و قومی متعدد باعث حفظ پیوندها بین طالبان و بازماندگان القاعده خواهد شد. برخلاف آنچه اغلب می‌شنویم، مساله این نیست که آیا طالبان این ارتباط را قطع خواهد کرد یا نه. بلکه آنچه اهمیت دارد چگونگی نفوذ طالبان بر القاعده است که با تروریسم بین‌المللی احتمالی مرتبط است.
    تمام شواهد حاکی از آن است که طالبان منافعش را در حفظ قدرت سیاسی در افغانستان دنبال می‌کند. آنها به شدت منزوی هستند و هیچ تمایلی به تروریسم بین‌المللی ندارند. طالبان فراموش نکرده‌اند که چگونه القاعده با حملات ۱۱ سپتامبر باعث سرنگونی آنها در افغانستان شد. تمام منافع آنها ایجاب می‌کند که از تکرار چنین رویدادی پیشگیری کنند و دشمنی با داعش افغانستان را ادامه بدهند.
    به دلیل ترومای یازدهم سپتامبر، هراس از تروریسم برخاسته از افغانستان همواره در اذهان آمریکایی‌ها ماندگار خواهد بود. ترس از پیامدهای سیاسی ناشی از هرگونه رویدادی که به نحوی با افغانستان مرتبط باشد، سه رئیس جمهور آمریکا را وادار کرد تا نیروهای نظامی ایالات متحده را در افغانستان نگه دارند.
    هیچ تضمینی وجود ندارد که سیاست‌های آمریکا در افغانستان بتواند روی خطر تروریسم علیه آمریکا‌یی‌ها تاثیر بگذارد. اما با توجه به تمام عوامل مرتبط و نه فقط یک یا دو عامل، می‌توان گفت که این خطر با خروج ارتش آمریکا از افغانستان کاهش یافته و اکنون خطر تروریسم کمتر از زمانی است که نیروهای آمریکایی در این کشور حضور داشتند.

  • امارات به طور موقت میزبان 8500 شهروند افغانستانی می باشد

    امارات به طور موقت میزبان 8500 شهروند افغانستانی می باشد

    وزارت خارجه امارات تاکید کرد این کشور طی هفته جاری در فرآیند خارج کردن ده ها هزار نفر از افغانستان شرکت داشته و به طور موقت از هزاران افغانی میزبانی می کند.

    وزارت امور خارجه امارات بعد از ظهر امروز (پنج شنبه) با صدور بیانیه ای، اعلام کرد این کشور از ۲۱ آگوست جاری (شنبه هفته جاری ۳۰ اسد) تاکنون، در فرآیند خارج کردن نزدیک به ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر از افغانستان شرکت کرده است.

    وزارت خارجه امارات در بیانیه خود همچنین از صدور ۲۱۵ مجوز فرود برای هیئت های دیپلماتیک جهت استفاده از فرودگاه های این کشور خبر داده و تاکید کرد در «شهر بشردوستانه امارات» در امارت ابوظبی نیز از ۸ هزار و ۵۰۰ شهروند افغانستان میزبانی می شود.

    لازم به ذکر است به دنبال تسلط جنبش طالبان بر کابل و بیشتر ولایت های افغانستان، بسیاری از کشورهای جهان به ویژه کشورهای غربی دست به کار شدند تا شهروندان و دیپلمات های خود و همچنین شهروندان افغان همکار آنها را با هواپیماهای نظامی از این کشور خارج کنند.

  • گروهی که یک ملت را به گروگان گرفته است

    گروهی که یک ملت را به گروگان گرفته است

    افغانستان گورستان امپراطوری های بزرگ است. این عنوان کمی برای یک ملت سربلند و بیگانه ستیز نیست. اما همین ملت با کوله باری از افتخارات در جنگ با استعمارگران امروز مستعصل و بیچاره شده و راه برون رفت از جنگ خانمان سوز را پیدا نمی کند.

    در این میان اما دولتمردان افغانستان نیز مقصرند.

    ملک ستیز تحلیلگر روابط بین الملل در صفحه فیسبوک خود در مطلبی با عنوان « گروهی که یک ملت را گروگان گرفته است» به کوتاهی های سردمداران کنونی و حلقه اطراف آنها اشاره می کند.

    این گروه شاید به دو هزار تن نرسد. گروهی‌که سال‌ها بر گرده های ملت سوار است. گاه وزیر، گاه وکیل، گاه رییس، گاه عضو این شورا و آن مقام پوشالی، گاه مشاور و گاه سفیر و گاهی هم جنرال و مارشال می‌شود. این‌ گروه دوستان نزدیک امریکایی‌ها، اروپایی‌ها، روس‌ها، چینایی‌ها، هندی‌ها، پاکستانی‌ها و ایرانی‌ها هستند. این گروه سرسپرده‌ترین مزدوران تاریخ هستند. هر کشوری که پول بیش‌تر دهد، خورجین مزدوری همان‌جا پر می‌شود. از همین‌جاست که فرقی میان روسیه، امریکا، چین و هند را نمی‌شناسند. برای این گروه چیزی به نام ایمان و عقیده معنا ندارد. ایمان اصلی منبع کلان پول است و همین! این گروه حتا با طالبان و سایر گروه‌های تروریستی دشمنی ندارند. زنان و فرزندان این گروه در خارج از کشور به سر می‌برند. جالب این‌است که این گروه خانواده های خود را از فقیر ترین کشور جهان به غنی‌ترین کشور های جهان در خلیج، ترکیه اروپا و امریکا کمک مالی می‌کنند تا آن‌ها از زندگی لذت ببرند.

    این گروه نسبت به مافیای ایتالیا و روسیه، به مراتب قدرت بالای مانور دارد. این گروه در حکومت، قضا، پارلمان، احزاب سیاسی، سکتور اقتصادی و دینی گپ‌های نهایی را می‌زند. تروریستان با این گروه کاری ندارند. در واقع تروریستان به این گروه به عنوان دوستان استراتژیک نگاه می‌کنند. این‌ها از برکت موجودیت هم‌دیگر تقویت می‌شوند. رهبران این گروه در ارگ، سپیدار، وزیراکبر خان و شهرک‌های خود ساخته و قصر های مرمرین که از پول بی‌حساب ساخته شده به سر می‌برند. اینان از بس می‌خورند و می‌نوشند، از سلامتی خوب برخوردار نیستند. اما به حمایت طبابت و دارو های گران‌قیمت از زندگی لذت می‌برند. از آن‌سو رهبران طالبان در دوحه، دوبی، بحرین و ریاض مشغول عیش‌ونوش هستند. در واقع گروه حاکم در افغانستان با گروه حاکم در دوحه رقابت نه بلکه پیمان استراتژیک بسته اند. پارتنر اصلی که نقش قیمومیت بر هر دو را دارد آقای پامپیو و وکیل آن خلیل‌زاد است.

    یک روز در هوتل شیراتون دوحه همراه رهبران طالبان قهوه‌ی عربی می‌نوشد و روز دیگر با ارگ، سپیدار و «رهبران جهاد» چای سبز هیل‌دار می‌نوشد. هر دو گروه نه با خود و نه هم با هم‌پیمانان خارجی خود دشمنی دارند، دشمن اصلی آنان ملت است. هرقدری که ملت را می‌کشند، دامنه‌ی سرخ خون گسترده‌تر و سلسله‌ی سبز دالر دامنه‌دارتر می‌شود. دشمن دوم هر دو گروه صلح است. صلح شأن بین‌المللی، عیاشی فاحشه‌خانه های دوبی، می‌خانه‌های دوحه، کاباره‌های استانبول، موتر های زره و مودل سال، خانه های کود ۹۲ و صد ها امتیاز دیگر را خواهد ربود. پس زنده باد جنگ!

  • طالبان امروز از طالبان دیروز خطرناک‌تر است

    طالبان امروز از طالبان دیروز خطرناک‌تر است

    ‌اوضاع مرزهای شرقی ایران ابری و خاکستری است، افغانستان می‌رود دوباره در هزارتوی تاریخ گم شود؛ این را افرادی که از نظر کاری به نیروی کار برادران و خواهران افغان نیاز دارند، بهتر از هر سیاست‎‌مداری حس می‌کنند.

    اگر افغانستان آرام باشد نیروی کار افغان کمتر پیدا می‌شود، خصوصا این سال‌ها که تورم افسارگسیخته و گرانی خورد و خوراک سفره کارگران فصلی و روزمزد را کوچک و کوچک‌تر کرده است. به قول یکی از کارگران افغان «دیگر حتی سیب‌زمینی و ماکارونی هم نمی‌شود خرید، چه برسد به روغن‌نباتی یا پیه و دنبه گوسفند، نان خالی هم که گران شد، اما اوضاع داخلی افغانستان که «به‌ هم فشرده» می‌شود، چاره‌ای جز فرار باقی نمی‌گذارد.

    پاکستان که کار نیست، ایران که مجوز نمی‌دهد و باید از پلیس که هیچ، از سایه خودمان هم ترسید. نه می‌شود حساب بانکی باز کرد نه می‌شود سیم‌کارت تلفن خرید، نه اتوبوس و قطار سوار شد و همیشه باید زیر سایه ترس و وحشت زندگی کرد. ترکیه که اوضاع بهتر است و کمتر دچار ترس و وحشت هستیم، به شدت گرانی است، نه می‌شود از وسایل نقلیه استفاده کرد و نه از اتاقک‌هایی که صاحب‌کار ایرانی مجانی در اختیارمان می‌گذارد، خبری هست.

    از طالبان دیروز تا طالبان امروز

    بخش عمده درآمد محدودی که در ترکیه به دست می‌آوریم صرف هزینه‌های جنبی می‌شود و چیزی که باقی می‌ماند، به اندازه‌ای نیست که روانه افغانستان و خانواده بکنیم. مسئله زبان هم گرفتاری دیگری است اما در ایران با همه عیب و ایرادات و اشکالات، هم‌زبانی و مهربانی مردم هست».

    موج کارگران افغانستانی با خانواده آنان سرازیر ایران شده است و اتفاقا کارگران پشتون‌زبان مشغول تسویه حساب با صاحب‌کاران خود هستند تا روانه افغانستان بشوند؛ به همین سادگی. گروه طالبان که از جمعیت پشتون افغانستان هستند، کم‌کم کل افغانستان را به گفته یکی از کارگران پشتون «بازپس» می‌گیرند و دمل دشمنی پشتون‌ها با هزاره‌ها، تاجیک‌ها و اُزبک‌ها دوباره سر باز خواهد کرد.

    وقتی جنگ بین مجاهدین که سال‌ها با ارتش متجاوز سرخ جنگیده بودند، بعد از خروج نیروهای شوروی از افغانستان، ته‌مانده رمق کشور جنگ‌زده و اشغال‌شده افغانستان را گرفت، طرح و برنامه پاکستان و کمک مالی عربستان به نتیجه رسید و گروه سلفی و واپس‌گرایی که نام طالب را بر خود نهاده بودند، امارت اسلامی افغانستان را به ریاست ملامحمدعمر تشکیل دادند.

    فتح قندهار آغازی شد بر حرکت این گروه نوظهور و واگذاری هرات توسط اسماعیل‌خان به این گروه، فتح کابل را هموار کرد و شهرهای افغانستان یکی بعد از دیگری به‎‌دست این گروه فتح شد. شهادت دیپلمات‌های ایرانی در مزارشریف اوج دشمنی آنان با ایران و ایرانیان و مذهب تشیع بود.

    الگوی اولیه حکومت اسلامی مورد نظر ملامحمدعمر در سرتاسر افغانستان با زور اعمال و اجرا شد. مردان باید ریش بلند داشته باشند، لباس محلی به عنوان لباس رسمی پذیرفته شد، نماز جماعت اجباری شد، رادیو و تلویزیون، ماهواره و وسایل موسیقی همه وسایل شیطانی محسوب شدند، نقاشی و عکاسی موجودات زنده ممنوع شد تا جایی که هنوز هم عکس ملامحمدعمر به‌صورت رسمی انتشار پیدا نکرده است.

    دختران و زنان حق کار و تحصیل نداشته و اجازه خروج از منزل را به‌تنهایی ندارند، آرایش برای زنان خارج از خانه ممنوع و حرکت در خیابان بدون همراهی مرد محرم ممنوع شد. مالیات اسلامی زکات برقرار شد، پیروان دیگر مذاهب مانند شیعیان و اسماعیلیان حق برگزاری مراسمات مذهبی را ندارند.

    اکثر تحلیلگران بر این باورند که ضعف دولت‌های جهادی و به‌حاشیه‌راندن پشتون‌ها از حکومت زمینه‌ساز رشد طالبان پشتون شد، بیانیه اولیه گروه طالبان به این شرح که «… ما محصلین و طالبان مدارس دینی هستیم که برای ازبین‌بردن گروه‌ها و دسته‌جات مسلح محلی و برقراری امنیت راه‌های تجارت قیام کرده‌ایم…» گویاترین بیانیه‌ای بود که اهداف اولیه این گروه را نشان می‌داد. ملامحمدعمر اولین رئیس گروه طالبان از مهر ماه سال 1375 که کابل را فتح کردند، است که تا پایان عمر این دولت پس از سقوط حکومت طالبان و فرار به پاکستان بر این کشور حکومت راند.

    در زمانه حکومت طالبان بر افغانستان گروه‌های به اصطلاح جهادی، خصوصا اعراب، از اطراف و اکناف به افغانستان کوچیدند و در پناه حمایت طالبان گروه متعصب و خشن القاعده به رهبری اسامه بن‌لادن که با دامادی ملامحمدعمر مشروعیت هم پیدا کرده بود، با دلارهایی که این ثروتمند عربستانی در اختیار داشت، به کادرسازی محرمانه خود مشغول شد.

    بستر مناسبی که افکار واپس‌گرای بن‌لادن در افغانستان پیدا کرد باعث تشکیل هسته‌های ترور در سرتاسر جهان شد؛ تا جایی که در 11 سپتامبر سال 2001 سلسله‌ای از حملات انتحاری توسط گروه تروریستی القاعده در خاک آمریکا به وقوع پیوست.

    در این واقعه 19 نفر از عناصر القاعده، چهار هواپیمای مسافربری را در آسمان ربودند و دو تا از این هواپیماها که هدایت آنها به دست تروریست‌ها افتاده بود، به فاصله زمانی کوتاه به برج‌های دوقلوی مرکز تجارت جهانی در نیویورک کوبیدند که همه مسافران هواپیماها به اضافه نزدیک به سه هزار نفر از مردم عادی که در ساعات اولیه صبح مشغول کار بودند، کشته شدند و ظرف کمتر از دو ساعت دو برج سر به فلک کشیده تجارت جهانی که سمبل و نهاد سرمایه‌داری آمریکایی بود، در قلب نیویورک ویران شدند.

    بیشتر کشته‌شدگان آمریکایی بودند اما در بین آنان ملیت‌های مختلفی هم حضور داشتند که از 90 کشور در جمع کشته‌شدگان بودند، تعداد مجروحان واقعه نیز بیش از 25 هزار نفر بود. واکنش سریع آمریکا به این حادثه هولناک که تلفات آن در داخل آمریکا در طول تاریخ این کشور بی‌سابقه بود، شروع جنگ به اصطلاح با تروریسم بود که با حمله به افغانستان و ساقط‌کردن گروه طالبان به بهانه پناه‌دادن به گروه تروریستی القاعده شروع شد.

    بعضی از تحلیل‌گران حادثه 11 سپتامبر 2001 را برابر با حمله ژاپن به بندر پرل‌هاربر که تاریخ آمریکا و ژاپن را تغییر داد، می‌دانند که پیامدهای مختلف سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نظامی برای کشور آمریکا و کل جامعه جهانی داشت. سقوط طالبان توسط مردم افغانستان نبود، بلکه با حمله آمریکا به قصد ساقط‌کردن طالبان صورت گرفت.

    آمریکا مانند شوروی دوباره کشور افغانستان را اشغال کرد، اما به شیوه خود دولتی در این کشور سر کار آورد که با تأسف نتوانستند جامعه بحران‌زده افغانستان را سروسامان بدهند. هزینه بالای نگهداری نیروها در افغانستان توسط آمریکا و تغییراتی که در جامعه جهانی از باب منافع آمریکا در خارج از مرزها صورت گرفت، آمریکاییان حضور خود را در منطقه با توجه به هزینه بالای آن مقرون‌به‌صرفه ندانستند و دنبال خروج از افغانستان بودند.

    از طرفی شرایط منطقه‌ای به کلی دگرگون شده است. روزگاری نفت منطقه خاورمیانه در معادلات جهانی نقش‌آفرین بود، امروزه وضع انرژی جهانی تغییر کرده است. آمریکای واردکننده انرژی به صادرکننده آن تبدیل شده است و انگیزه‌ای برای ماندن در خاورمیانه ندارد. دولت اوباما از عراق خارج شد و زنگ خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان را دونالد ترامپ به صدا درآورد و در دولت جو بایدن به نتیجه نهایی خود نزدیک می‌شود. تاریخ خروج نهایی نیروهای آمریکایی از افغانستان با ظرافت انتخاب شده است.

    از طالبان دیروز تا طالبان امروز

    اما در 20 سالی که از واقعه 11 سپتامبر 2001 می‌گذرد، با تأسف دولتمردان افغانستانی نتوانستند شرایط کشورشان را به نفع مردم افغانستان تغییر دهند و فساد گسترده در بین دولتمردان اجازه نداد کمک‌های جهانی در زیرساخت‌های افغانستان هزینه شود یا کادرسازی نیروهای ملی در افغانستان صورت گیرد تا اداره کشور افغانستان دوباره به دست طالبان نیفتد. آمریکا نیز موقعیت افعانستان را به خوبی رصد نکرد و جایگاه طالبان را به باور نگارنده به غلط در افغانستان مورد بررسی قرار دادند و در چند سال گذشته با نیروهای طالبان مذاکره کردند.

    باید پذیرفت طالبان امروز طالبان دیروز نیستند و برخلاف باوری که با تأسف در ایران هم هوادار دارد، طالبان امروزی خطرناک‌تر از طالبان دیروز است؛ رهبران فعلی طالبان با همان ایدئولوژی واپس‌گرای سابق اما رخت و لباس نو پوشیده بر تن رهبران خود با آمریکا به مذاکره نشستند و این یعنی کسب مشروعیت جهانی از قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی. فراموش نکنیم در اولین ماه‌های حضور طالبان در افغانستان بعد از سقوط کابل و همراه با سقوط مزارشریف دیپلمات‌های ایرانی سر بریده شدند، فراموش نکنیم در آن سال‌ها چه جنایاتی تحت عنوان دین به‌دست این گروه در افغانستان نسبت به شیعیان و تاجیک‌ها و فارسی‌زبانان صورت گرفت.

    اگر طالبان دیروز مشروعیت خود را از دولت‌های عربی خصوصا عربستان و امارات و دولت پاکستان می‌گرفتند، طالبان امروزی با همان ایدئولوژی توسط قدرت‌های بزرگ جهانی به رسمیت شناخته شده‌اند. طالبان امروز به مراتب خطرناک‌تر از طالبان دیروز است، این مهم را می‌توان از کوچ دسته‌جمعی هزاره‌ها و تاجیک‌ها به همراه خانواده به داخل ایران به عینه دید. شاید در ظاهر طالبان امروزی نونواتر از دیروزیان باشند، اما اساسا از نظر ایدئولوژیک با ایران امروز در تضاد کامل هستند و نگرش فرهنگی و حتی ملی طالبان در تضاد فراگیر با ایران و هویت ایران.

    طالبان در حالی دوباره قدرت را در افغانستان به دست خواهند گرفت که در آمریکا و غرب، فضایی به وجود آمده است که این گروه مشروعیت قانونی دارد. آمریکا تا 11 سپتامبر به‌طورکامل از افغانستان خارج خواهد شد و اگر نیروهایی در افغانستان مانده باشند عمدتا مسئول حفظ امنیت دیپلمات‌های غربی و آمریکایی خواهند بود. هم‌اکنون بیش از نیمی از خاک افغانستان توسط طالبان اشغال شده است و حضور محمد اشرف غنی و عبداله عبداله در واشنگتن هم نتوانست مانع از گسترش حوزه نفوذ طالبان در افغانستان بشود.

    تأسف‌بار اینکه گروهی از تحلیل‌گران، طالبان امروزی را برخواسته از مردم افغانستان می‌دانند، غافل از اینکه تفکر این گروه به ظاهر جدید با گروه سابق هیچ فرق و تفاوتی پیدا نکرده است. دیرزمانی را پیش‌رو خواهیم داشت که دوباره کاخ ریاست‌جمهوری افغانستان به محل امارت امیر طالبان تبدیل خواهد شد.

    طالبانی که در تاریخی نه‌چندان دور خبرنگار و دیپلمات‌های ما را به رگبار بستند. کاش تحلیل‌گرانی که به کانون قدرت نزدیک‌تر هستند، باور کنند طالبان دیروز و امروز تفاوتی ندارند، اما یک فرق اساسی پیدا کردند؛ جامعه جهانی خصوصا آمریکا از سر ناچاری با این گروه مصالحه کردند؛ مصالحه‌ای که بازنده آن منطقه خاورمیانه است.

    نعمت احمدی، حقوقدان ایرانی 

  • سفر جنرال میلر به امارات/خروج امریکا از افغانستان بررسی شد

    سفر جنرال میلر به امارات/خروج امریکا از افغانستان بررسی شد

    جنرال اسکات میلر فرمانده ماموریت حمایت قاطع در افغانستان روز گذشته در سفری به امارات متحده عربی با شیخ محمد بن زاید شاهزاده ابوظبی و معاون سرقوماندان قوای مسلح امارات دیدار کرد.
    در این دیدار، جوانب در مورد روابط دوجانبه و همکاری‌های جاری در عرصه دفاعی بین ایالات متحده و امارات متحده عربی رایزنی کرده است.
    دو طرف همچنین در مورد آخرین تحولات منطقه، به ویژه خروج نیروهای امریکایی و متحدان ناتو از افغانستان تا ۱۱ سپتمبر سال جاری میلادی بحث و تبادل نظر کرده است.
    سفر جنرال میلر در حالی به امارات متحده عربی صورت می‌گیرد که تا کنون بیش از ۵۰ درصد خروج نیروهای خارجی از افغانستان تکمیل شده و خشونت‌ها در این کشور نیز افزایش یافته است.

  • تمرینات تیم ملی فوتبال در امارات

    تمرینات تیم ملی فوتبال در امارات

    تیم ملی فوتبال کشور در این تمرینات سخت به دنبال کسب آمادگی لازم برای شرکت در مسابقات آتی می باشد.

    عکس: صفحات مجازی

  • پیامدهای به قدرت رسیدن بایدن بر کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس

    پیامدهای به قدرت رسیدن بایدن بر کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس

    یکی از رویدادهای مهم و اثرگذار پیرامون تحولات کشورهای حاشیه خلیج فارس کنار رفتن ترامپ و استقرار دولت بایدن است. گرچه استقرار دولت جدید در آمریکا به دلیل ماهیت ابرقدرتی آمریکا و حضور چشمگیر و فراگیر آن در منطقه غرب آسیا برای همه کشورهای این منطقه حائز اهمیت است اما این جابجایی قدرت برای کشورهای حاشیه خلیج فارس معنا و مفهوم متفاوتی دارد. چرا که کشورهای اصلی این حوزه یعنی عربستان و امارات به لطف روابط شخصی مستحکمی که با ترامپ برقرار کردند و با توجه به نقش موثر قراردادهای چند صد میلیارد دالری که با دولت او امضا کرده بودند در بهترین وضع ممکن طی سال‌های اخیر قرار داشتند و تمامی پروژه‌ها و رویاهای خود را در سطح منطقه دنبال می‌کردند، بدون آن‌که از تهدید یا پیگیری قدرت‌های جهانی، سازمان ملل یا شورای امنیت هراسی داشته باشند. مصادیق این شرایط را می‌توان در جنگ مخرب شش ساله یمن، محاصره قطر، ماجراجویی‌های نظامی و امنیتی در مناطقی مانند شمال آفریقا و … مشاهده نمود.

    اما استقرار بایدن که در مبارزات انتخاباتی خود به صراحت از سیاست ترامپ در قبال این کشورها انتقاد می کرد اوضاع را به یکباره برای این کشورها و حاکمان آن تغییر داد. بر همین اساس دولت بایدن به محض روی کارآمدن طی چند دستور و فرمان اجرایی بخشی ازدستاوردهای این کشورها از دوره زمامداری ترامپ را از بین برد و به صراحت اعلام کرد که شرایط برای این کشورها تغییر کرده و سیاست ایالات متحده در مواجهه با آن‌ها تغییر خواهد کرد. لغو یا توقف قراردادهای فروش سلاح‌های پیشرفته به عربستان و امارات، اعلام پایان حمایت‌های اطلاعاتی و لجستیکی از جنگ یمن، «فاجعه راهبردی» خواندن جنگ یمن و تعیین نماینده ویژه در امور این کشور به منظور پایان دادن فوری به این جنگ فاجعه‌بار از طریق دیپلماتیک، انتشار گزارش «دفتر اداره‌کننده اطلاعات ملی» درباره قتل خاشقچی که به طور مستقیم ولیعهد سعودی را در این قتل فجیع دخیل معرفی کرد، بخشی از پیامدهای حضور دولت جدید آمریکا برای کشورهای خلیج فارس به ویژه عربستان و امارات بوده است.

    از جمله دیگر پیامدهای روی کار آمدن دولت بایدن برای کشورهای خلیج فارس این است که پیش از روی کار آمدن او دولت‌های محاصره کننده قطر (عربستان و امارات) پس از سه سال و نیم مجبور شدند بدون تحقق هیچ یک از شروط خود با قطر توافق آشتی امضا کنند.

    با این اوصاف، نباید انتظار تغییرات جدی در روابط آمریکا با این کشورها را داشت. چرا که آمریکا برای اجرای پروژه‌های خود در منطقه غرب آسیا به توانمندی‌ها و ظرفیت‌های کشوری مانند عربستان نیاز دارد و نمی‌توان انتظار داشت از روابط راهبردی و طولانی مدت خود صرفنظر نماید. ولی پیشاپیش روشن است شرایط و اوضاع برای حاکمان جوان این کشورها تغییر کرده و این کشورها از این پس می‌بایست در قبال موضوعاتی مانند حقوق بشر، سیاست‌های داخلی و کیفیت نقش‌آفرینی‌های خود در منطقه به آمریکا پاسخگو باشند و بر اساس شرایط جدید حرکت نمایند. در این میان، آینده جنگ یمن و سرنوشت کشورهای عربستان و امارات به عنوان کشورهای دخیل در این نزاع حائز اهمیت است. آن چه در این ارتباط می‌توان پیش‌بینی کرد این است که با توجه به رویکردهای دولت جدید آمریکا و وضعیت تحولات میدانی به احتمال زیاد سعودی با کمک آمریکا به «طور رسمی» پای خود را از جنگ یمن بیرون خواهد کشید و به این ترتیب به یکی از زیان‌بار‌ترین اقدامات خود در دهه‌های اخیر پایان خواهد داد.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • آیا عامل خارجی نقش داشته است؟

    آیا عامل خارجی نقش داشته است؟

    اعلام خبر کودتا در اردن، بازتاب‌ بسیاری در رسانه‌ها داشته است. در تحلیل این رویداد، نظرات مختلفی مطرح شده که قابل اعتناست.

    ۱️. اردن و رهبران آن در سال‌های اخیر زیر فشارهای برخی سران عربی ازجمله قطع کمک‌های مالی مرسوم به این کشور بودند و این کودتا می‌تواند اقدامی در این راستا باشد. گفتنی است اردن به دلیل عدم همسویی مورد انتظار جریان سازش با پروژه عادی‌سازی در منطقه، مورد خشم آن‌ها قرار گرفته و این طرف‌ها (احتمالاً سران سعودی و امارات) ممکن است برای کنار‌ زدن ملک عبدالله از قدرت به صورت مستقیم و غیر‌ مستقیم اقداماتی انجام دهند. قابل ذکر است اجرایی شدن کامل معامله قرن در عمل، حاکمیت اردن و حتی خود این کشور را با خطر جدی نابودی مواجه خواهد کرد.

    ۲️. این کودتا صرفاً نمایشی با هدف سرکوب مخالفان داخلی و تحکیم قدرت ملک‌ عبدالله در داخل است. باورمندان به نظریه کودتای نمایشی این‌گونه استدلال می‌کنند که اردن به دلیل ضعف در حکمرانی از یک‌سو و عدم کمک کشورهای منطقه و آمریکا، شرایط اقتصادی و اجتماعی و در نتیجه سیاسی ناگواری را تجربه می‌کند. تا جایی‌که پس از دهه‌ها تابوی انتقاد و ابراز مخالفت با حکومت و شخص پادشاه در میان نخبگان، سران عشایر و… شکسته شده و این مسئله می‌تواند خطری جدی برای استمرار حکومت ملک‌ عبدالله باشد و بر این اساس وی بر منوال رویه مرسوم در کشورهای عربی با حکومت اقتدارگرا، دست به طراحی و اجرای این پروژه با هدف ارعاب مخالفان نموده تا بدین ترتیب بار دیگر جایگاه خود را در این کشور تثبیت نماید.

    به عنوان جمع‌بندی می‌توان گفت یک نکته مشترک بین این دو تحلیل متصور است. ممکن است حکومت‌هایی که با حکومت اردن دارای مشکلاتی هستند، از اوضاع نابسامان داخلی برای دخالت و سرنگونی ملک‌ عبدالله یا لااقل زیر فشار قرار‌دادن او برای تن‌دادن به خواسته‌هایشان بهره برده باشند.

    داکتر عبدالطیف نظری

  • شرکت های اماراتی باید حداقل یک زن را در بخش اداری خود استخدام کنند

    شرکت های اماراتی باید حداقل یک زن را در بخش اداری خود استخدام کنند

    تصدی امنیتی و کالا ها تجارتی امارت متحده عربی (SCA) اعلام نمود ۱۱۰ شرکت فعال در کشور وجود دارد و این کمپنی ها مطابق قانون جدید، باید حد اقل یک خانم را در بخش هیئت اداری شان مقرر نمایند.

    اقدامت اخیر امارات متحده در زمینه افزایش سهم گیری زنان در تجارت در حالی صورت می‌گیرد که چند پیش اداره SCA به تمام شرکت های تجارتی موجود در این کشور هدف تعیین نمود که مطابق آن، زنان باید ۲۰ درصد سهم در بخش هئیات اداری این شرکت ها داشته باشند.

    عبدالله بن طوق، وزیر اقتصاد و رئیس تصدی امنیتی و اموال تجاری امارات متحده عربی  در بیانیهٔ گفت که بازار های امارت متحده برای اینکه به معیارات عالی بین المللی مطابقت نمایند، نیاز به توسعه بیشتر دارند.

    این در حالیست که به روز شنبه شرکت Aurora50 که مالک آن خانم شیخة شَما بنت سلطان بن خلیفه میباشد با بانک مرکزی امارات متحده عربی تفاهمنامه همکاری امضأ نمود که هدف آن افزایش سهم گیری زنان در سکتور تجارت و همچنان هئیات اداری شرکت ها میباشد.

    بر اساس گزارش Aurora50، میزان مشارکت زنان در بخش هئیت اداری کمپنی های تجارتی در امارات، ۲۶ درصد میباشد طوریکه زنان از میان ۱۱۰ شرکت موجود در این کشور تنها عضویت هیئات اداری ۲۸ شرکت را دارند.

    در گزارش بانک جهانی که هفته گذشته منتشر شد آمده است که زنان ۵۷.۵ درصد نیروی کاری امارات متحده عربی را تشکیل می‌دهند و این بلندترین در رقم در سطح ممالک شرق میانه و آفریقای شمالی میباشد.

  • سفارت اسرائیل در امارات به طور رسمی بازگشایی شد

    سفارت اسرائیل در امارات به طور رسمی بازگشایی شد

    به گفته وزارت خارجه اسرائیل، این اقدام در پی توافق سال گذشته این کشور با کشورهای حوزه خلیج فارس برای عادی‌سازی روابط و برقراری رابطه دیپلماتیک صورت گرفته است.

    این وزارت‌خانه علاوه کرد در حال حاضر سفارت در یک ساختمان موقت قرار دارد تا یک دفتر دائمی برای آن آماده شود.

    همچنان ایتان نائه، یکی از دیپلمات‌های سابقه‌دار اسرائیل به عنوان سرپرست هیئت سیاسی در سفارت این کشور در امارات گماشته شده است.

    در همین حال گابی اشکنازی، وزیر خارجه اسرائیل گفت گشایش این سفارت امکان گسترش روابط دوستانه میان تل‌آویو و ابوظبی را فراهم می‌کند.

    از سویی هم کابینه دولت امارات متحده عربی نیز روز یک‌شنبه، بیست‌وچهارم جنوری ایجاد سفارت این کشور در تل‌آویو، پایتخت اسرائیل را تصویب کرد.

    این در حال است که پس از برقراری روابط رسمی دو کشور در ماه سپتمبر سال گذشته میلادی، علاوه از ایجاد پروازهای مستقیم، چندین هیئت تجاری نیز مبادله شده است.

    گفتنی است امارات متحده عربی نخستین کشور از چهار کشور عربی بود که در پی میان‌جگری دولت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، روابط خود با اسرائیل را عادی ساخت.

    بحرین، مراکش و سودان سه کشور دیگر عربی هستند که به عادی‌سازی روابط دیپلماتیک خود با اسرائیل اقدام کردند.

    دولت دونالد ترامپ، در بدل عادی‌سازی روابط امارات با اسرائیل، جواز فروش جنگنده‌های فوق پیشرفته‌ای F 35‌ را به ابوظبی صادر کرد.

    پیش از آن ایالات متحده آمریکا با فروش این جنگنده‌ها به امارات متحده عربی به دلیل ابراز نگرانی دولت اسرائیل، مخالفت کرده بود.

  • منابع مالی طالبان کدامند؟

    منابع مالی طالبان کدامند؟

    طالبان از سال ۲۰۰۱ میلادی که توسط امریکا و با همکاری جبهه شمال امارت اسلامی خود را نابود شده دیدند، به بعد هر روز ثروتمندتر و قدرت مند تر شده اند.
    براساس گزارش محرمانه ای که به سفارش ناتو توسط ملا یعقوب، فرزند ملا عمر رهبر پیشین طالبان، در مورد منابع مالی طالبان تهیه شد و در ادامه رادیو آزادی به آن دست یافت این گروه در سال مالی که در مارچ ۲۰۲۰ به پایان رسید ۲٫۱ میلیارد دالر استرالیایی به دست آورده بودند.
    دولت افغانستان اما در همین بازه زمانی ۷٫۴ میلیارد دالر استرالیایی عواید داشته است. حکومت افغانستان برای ختم جنگ نوزده ساله هم اکنون در چارچوب مذاکرات صلح دوحه تلاش می کند.
    حنیف یوسفزاده، تحلیل گر مسائل اقتصادی در مرکز مطالعات افغانستان، منابع مالی طالبان را بررسی کرده که در زیر می آید:

    1. مواد مخدر- ۵۶۰ میلیون دالر امریکایی
      براساس گزارش سازمان ملل متحد در مورد مواد مخدر جهان در سال ۲۰۲۰، در حدود ۸۴ درصد از مواد مخدر دنیا طی پنج سال گذشته در افغانستان تولید شده است. بیشتر سود حاصل از قاچاق مواد مخدر به جیب طالبان می رود، گروهی که تریاک را در مناطق تحت کنترل خود مدیریت می کند. بر اساس گزارش سال ۲۰۰۸ «واحد ارزیابی و تحقیق افغانستان، یک سازمان مستقل تحقیقی در کابل، طالبان بر هر حلقه اتصالی در زنجیره تولید مواد مخدر ده درصد مالیات وضع می کند. این زنجیره شامل دهاقین افغان که تریاک را کشت می کنند، لابراتوارهایی که تریاک را به مواد مخدر دیگر تبدیل می نمایند و سوداگرانی که محصول نهایی را از افغانستان خارج می سازند، می باشد.
    2. معادن- ۵۳۷ تا ۶۲۳ میلیون دالر امریکایی
      معادن سنگ آهن، مرمر، مس، طلا، روی و دیگر معادن کانی های نادر خاکی در مناطق کوهستانی افغانستان یک تجارت پرسود برای طالبان به حساب می آید. کمپانی های کوچک و بزرگ استخراج معدن در افغانستان برای اینکه اجازه کار پیدا کنند به طالبان باج می دهند در غیر اینصورت با خطر مرگ مواجه می شوند. براساس گفته های کمیسیون سنگ ها و معادن طالبان (د دابارو کمیسیون) این گروه سالانه مبلغ ۵۳۷ میلیون دالر استرالیایی از معادن به دست می آورد. ناتو اما پیش بینی می کند که این مبلغ بالاتر باشد در حدود ۶۲۳ میلیون دالر استرالیایی، خیلی بیشتر از ۴۷ میلیون دالر استرالیایی در سال ۲۰۱۶٫
    3. اخاذی و مالیات- ۲۱۵ میلیون دالر امریکایی
      طالبان مانند یک حکومت بر مردم و صنایع در مناطق روبه رشد تحت کنترل خود در افغانستان مالیات وضع می کند. این گروه حتی رسید رسمی دریافت مالیات صادر می نماید.
      صنایعی که ملزم به پرداخت مالیات به طالبان می باشند شامل «شرکت های استخراج معدن، شرکت های مخابراتی و پروژه های توسعه یی تمویل شده از کمک های بین المللی» می باشد.
      درایور ها بابت استفاده از بزرگ راه ها در مناطق تحت کنترل طالبان و دکان داران به خاطر کسب و کار باید به طالبان پول بدهند. طالبان همچنین از دهاقین عشر، ده درصد مالیات بر محصولات زراعی، و زکات، دو و نیم درصد مالیات بر دارایی، اخذ می کند.
      به گفته ملا یعقوب درآمدهای ناشی از مالیات- که می تواند اخاذی نیز خوانده شود- سالانه ۲۱۵ میلیون دالر استرالیایی برای طالبان عواید دارد. از آنجایی که بیشتر مالیات دهنگان پرورش دهنگان تریاک هستند نمی توان به صراحت میان درآمد ناشی از مالیات و درآمد مواد مخدر تفکیک قائل شد.
    4. کمک های خیرخواهانه- ۳۲۲ میلیون دالر امریکایی
      طالبان از کمک کننده های خصوصی و نهادهای بین المللی در سراسر دنیا به صورت پنهان کمک های مالی دریافت می کند. بسیاری از کمک های مالی به طالبان از موسسات خصوصی و سازمان های خیریه در کشورهای حوزه خلیج فارس صورت می گیرد، کشورهای عربی که از نظر ایدئولوژیکی به طالبان نزدیک هستند. براساس اعلام مرکز مطالعات سیاسی و تحقیق افغانستان هر سال این کمک ها در حدود ۲۰۰ میلیون دالر استرالیایی به ۲۶۸ میلیون دلار استرالیایی طالبان اضافه می کند. این کمک های مالی در لیست گروه های حاملی تروریزم اداره خزانه داری امریکا ثبت شده است.
      به گفته سازمان های مبارزه با تروریزم امریکا برخی شهروندان از کشورهای عربستان سعودی، پاکستان و برخی دیگر از کشورهای حوزه خلیج فارس در حمایت مالی از طالبان سالانه حدود ۸۰ میلیون دالر استرالیایی به شبکه حقانی وابسته به طالبان کمک می کنند.
    5. صادرات-۳۲۲ میلیون دالر امریکایی
      براساس اعلام شورای امنیت سازمان ملل، طالبان برای پولشویی، کالاهای اولیه مورد نیاز روزانه مردم را وارد و صادر می کند. به طور مثال «شرکت برادران نوروزی» که در زمینه واردات قطعات موتر و فروش وسایل دوباره مونتاژ شده و قطعات یدکی موتر فعالیت دارد وابسته به طالبان می باشد. درآمد خاصل طالبان از بخش صادرات سالانه ۳۲۲ میلیون دالر استرالیایی می باشد. این صادرات شامل تریکا و مواد معدنی غارت شده می باشد. تفکیک درآمد مواد مخدر و درآمد معادن در این حالت سخت است.
    1. مشاور املات-۱۰۷ میلیون دالر امریکایی
      براساس اعلام شبکه تلویزیونی پاکستانی سما و ملا یعقوب طالبان در افغانستان، پاکستان و دیگر کشورها مشاورین املاک دارند. ملایعقوب به ناتو گفت طالبان سالانه حدود ۱۰۷ میلیون دالر از بخش مشاورین املاک درآمد دارد.
    2. کشورهای خاص
      به گزارش بی بی سی، یک گزارش دسته بندی شده سی آی ای پیش بینی کرد در سال ۲۰۸۸ میلادی کمک هایی که از کشورهای خاص عمدتا کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به طالبان شده بود به ۱۴۲ میلیون دالر استرالیایی می رسید.
      بر اساس اعلام چندین منبع امریکایی و بین المللی امروزه کشورهایی مثل روسیه، ایران و پاکستان و عربستان سعودی به طالبان پول می دهند. به گفته کارشناسان تعیین میزان دقیق پول هایی که این کشورها سالانه به طالبان می دهند سخت است اما برآورد می شود به ۶۷۱ میلیون دالر استرالیایی برسد.

    3. ایجاد بودجه زمان صلح
      نزدیک به بیست سال است که طالبان روی لت و کوب، تخریب و کشتار در افغانستان هزینه می کنند. حکومت افغانستان نیز برای مبارزه با شبه نظامیان طالب هزینه سنگینی پرداخت می کند که بیشتر به قیمت خدمات اساسی عمومی و توسعه اقتصادی انجام می شود.
      توافق صلح در افغانستان به دولت این امکان را می دهد که در مسیر منابع نادر خود تغییر ایجاد کند. حکومت افغانستان همچنین می تواند از ناحیه سکتورهای قانونی به شمول معادن که اکنون تحت کنترل طالبان است درآمدهای تازه کسب کند. از سویی هم با استقرار امنیت و آرامش در افغانتسان سرمایه گذاری های خارجی افزایش یافته به حکومت کمک می کند وابستگی اش به کمک های جامعه جهانی از جمله ایالات متحده امریکا و اتحادیه اروپا را کم کند.
      چندین دلیل برای لزوم استقار صلح در کشور جنگ زده ای مثل افغانستان وجود دارد که سلامت مالی یکی از آنهاست.
  • دموکرات ها نتوانستند جلو فروش جنگنده های اف 35 به امارات را بگیرند

    دموکرات ها نتوانستند جلو فروش جنگنده های اف 35 به امارات را بگیرند

    اعضای دموکرات مجلس سنای آمریکا روز چهارشنبه در تلاش خود برای جلوگیری از فروش جنگنده های «اف -۳۵» و پهپادهای پیشرفته به امارات عربی متحده ناکام ماندند.

    اکثریت سناتورها با دو قطعنامه پیشنهادی دموکرات ها که در راستای ممانعت از معامله تسلیحاتی با ابوظبی تهیه شده بود مخالفت کردند. جمهوریخواهان هم اکنون اکثریت کرسی های مجلس سنا را در اختیار دارند.

    دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا ماه گذشته به طور رسمی با یکی از مهمترین معاملات تسلیحاتی دوران ریاست جمهوری او که شامل فروش ۵۰ فروند جنگنده «اف ـ۳۵» (F-35) و ۱۸ پهپاد «ام کیو ۹ ریپر» (MQ-9 Reaper) به امارات عربی متحده می شود موافقت کرده بود.

    تصمیم وزارت خارجه ایالات متحده در تائید این معامله ۲۳ میلیارد دلاری به دنبال امضای توافق نامه عادی سازی روابط بین امارات عربی متحده و اسرائيل اتخاذ شد. مقامات دولت دونالد ترامپ این معامله تسلیحاتی را برای راهبرد واشنگتن در راستای مهار ایران در منطقه خاورمیانه «حیاتی» توصیف کرده اند.

    در مقابل دموکرات ها بر این باور هستند که انعقاد «شتابزده» چنین قراردادی با امارات عربی متحده برای ثبات در منطقه خاورمیانه «خطرناک» است. تعدادی از سناتورهای دموکرات به طور خاص به نقش امارات عربی متحده در جنگ یمن اشاره کرده بودند.

    کاخ سفید پیش از رای گیری در مجلس سنا با انتشار بیانیه ای اعلام کرده بود که دونالد ترامپ قطعنامه های پیشنهادی دموکرات ها را در صورت تصویب وتو خواهد کرد.

    در این بیانیه آمده بود که تجهیزات نظامی جدید به عنوان عاملی «بازدارنده» به امارات عربی متحده در برابر رفتار «خصمانه» ایران در منطقه و تهدیدهایی که پس از امضای توافق عادی سازی رابطه این کشور با اسرائیل صورت گرفته است کمک خواهد کرد.

    رند پال، سناتور ایالت کنتاکی که در عرصه سیاست خارجی از خط مشی عدم مداخله آمریکا در امور جهانی دفاع می کند تنها عضو جمهوریخواهی بود که به همراه دموکرات ها علیه معامله تسلیحاتی با امارات عربی متحده رای داد. او دلیل مخالفت خود را کارنامه حقوق بشری امارات و نقش این کشور در جنگ یمن عنوان کرد.

    امارات عربی متحده طی سال‌ های گذشته همواره به دنبال خرید جنگنده های «اف ۳۵» بود اما اسرائیل با آن به دلیل «برهم زدن موازنه قدرت» در منطقه مخالفت می کرد.

  • عربستان منبع تامین مالی بسیاری از مدارس دینی/ 12 هزار مدرسه دینی در پاکستان و تزریق طلبه های خود به افغانستان

    عربستان منبع تامین مالی بسیاری از مدارس دینی/ 12 هزار مدرسه دینی در پاکستان و تزریق طلبه های خود به افغانستان

    امرالله صالح، معاون اول رئیس جمهور غنی، که چند وقتی می شود ماموریت تامین امنیت کابل را برعهده گرفته در یکی از جلسات شش و نیم صبح خود اعلام کرد تمام مدارس دینی کابل و ولسوالی های اطراف آن باید طلبه ها و اساتید خود را در بایومتریک شامل کنند.

    این اظهارات و اقدامی که احتمال آن بسیار زیاد است پس از آن صورت گرفت که طراح اصلی حمله به دانشگاه کابل بازداشت و مشخص شد دانشجوی پوهنزی شرعیات دانشگاه کابل بوده است.

    کارشناسان امر بر این باورند که بررسی رویدادهای تروریستی در کشور نشان داده است بسیاری از مدارس دینی در معرض خطر پرورش تروریزم هستند یا اصلا به مرکز پرورش تروریزم تبدیل شده اند و محصولات فکری این مدارس در یک قرائت اطرافی از اسلام و به بهانه جهاد و رسیدن به رضوان الهی حتی از منفجر کردن خود نیز دریغ نمی کنند. بنابراین نظارت دقیق حکومت از این مدارس دینی می تواند تا حد زیادی مشکل افراطی گری و به دنبال آن انتحار و انفجار را کنترل نماید.

    گزارش نامه افغانستان دو روز پیش طی مطلبی در مورد فعالیت مدارس دینی در افغانستان و پاکستان نوشت : حدود پنج هزار مدرسه دینی رسمی و نزدیک به نیم میلیون مدرسه دینی غیر رسمی در افغانستان و دوازده هزار مدرسه دینی در پاکستان فعالیت دارد.

    مطلب می افزاید: به تاز گی گزارش شده که ششصد هزار کودک و نوجوان در پنج هزار مدرسۀ دینی رسمی در داخل افغانستان درس دینی فرامی گیرند و وزارت امور حج و اوقاف از وجود نیم میلیون مدرسۀ غیر رسمی ( به اضافۀ ۵ هزارطلبه نیمه رسمی‌) در داخل افغانستان خبر داده است. منبع تأمین مالی همه ی مدارس رسمی یا نیمه مخفی، بی هیچ تردیدی، محافل عرب شامل عربستان، امارات، قطر، کویت و… می باشند؛ کشورهایی که اکنون مایل ند ساختارهای سنتی تعالیم اسلامی را درهم شکسته و در باشگاه کشورهای زنده و رو به توسعه، فضای تنفس برای خود ایجاد کنند.

    نویسنده مطلب می گوید:«من مراکزتروریست پروری را درشهرهای مختلف پاکستان از نزدیک دیده و به بی بی سی گزارش داده ام. اصلاً وقتی شما به مدرسه حقانیه دراکوره ختک پیشاور وارد می شوید، دنیا رنگ کابوس به خود می گیرد و تا یک ساعت اگر آن جا بمانید، خود به کابوس تبدیل می شوید. این تنها یک نمونه است.»

    در بخش دیگری از مطلب آمده است: «عرب ها و پاکستان برای افغانستان، همان کلبه های محقر نظریه و جهان بینی را تجویز می کنند. من در زندگی خود، اخباروهم انگیز و سرشار از اضطراب و ترس را زیاد شنیده ام؛ اما ابعاد ترس از آیندۀ افغانستان که درین خبر تک سطری نمودار است، آن چنان گسترده و نا امید کننده است که جز یک معجزه، کدام راه نجاتی برای افغانستان را نمی توانم تصور کنم. پیشاپیش برای نسل بعدی و افغانستان ده سال بعد تسلیت می گویم. چون می دانم که هرگاه انفجاری راهبردی اتفاق نیفتد، افغانستان را درهمین حالت نگه میدارند تا در زمین ما بازی خود را پیش ببرند.»

    مطلب می افزاید:«نیم میلیون نفرکه در گام اول از خط تولید و توسعه اقتصادی واجتماعی بیرون کشیده شده و از تن و بند جامعه ارتزاق می کند. ثانیاً این عدد را ضرب پنج کنید ( نظر به تعداد خانواده های آن ها)؛ چه تصوری درذهن تان جان می گیرد؟ برفرض، هرپنج سال، میلیون ها نفر از این مدارس فارغ شوند و به جمع طلبه های وارداتی از ۱۲ هزار مدارس پاکستان اضافه شوند؛ افغانستان نادار و زخمی درچی وضعیتی قرار می گیرد؟»

    مطلب در پایان می پرسد: فارغان جوان پنج هزار مدرسه رسمی و نیم میلیون مدارس خود سر درهر دوره، چگونه و در کدام بخش کاری و درکجا جذب خواهند شد؟

    در چنین وضعیتی که سال به سال بر تعداد فارغین مدارس دینی رسمی و غیررسمی در کشور اضافه می شود و طلبه های وارداتی از پاکستان نیز در حال افزایش است بدون شک زمینه سرباز گیری طالبان و برخی دیگر از گروه های تروریستی نظیر داعش و القاعده افزایش می یابد و جنگ افغانستان کماکان تا انتهایی نامعلوم ادامه می یابد.

  • دو اسرائیلی به اتهام جاسوسی در امارات بازداشت شدند

    دو اسرائیلی به اتهام جاسوسی در امارات بازداشت شدند

    یک روزنامه اسرائیلی از بازداشت دو شهروندان این کشور به دلیل تصویربرداری از یک ساختمان دولتی در دبی خبر داد.

    روزنامه اسرائیل الیوم نوشت؛ دو اسرائیلی به دلیل تصویر برداری از یک ساختمان دولتی در دبی بازداشت شده و برای تحقیقات بیشتر به نهادهای ذی ربط ارجاع داده شده‌اند.

    با وجود آنکه پولیس دبی بازداشت این افراد را تکذیب کرده است اما برخی روزنامه‌ها و پایگاه‌های خبری معتقدند که این اقدام پولیس دبی برای حفظ آبروی امارات صورت گرفته چرا که این کشور به تازگی توافقنامه عادی سازی روابط با اسرائیل را امضا کرده و نسبت به تقویت روابط میان ابوظبی و تل آویو بسیار استقبال کرده است.

    پیش از این نیز برخی نهادهای عربی نسبت به خطر جاسوسی اسرائیل از کشورهای منطقه در سایه عادی سازی روابط با امارات هشدار داده بودند.

  • روابط سودان و اسرائیل عادی می شود

    روابط سودان و اسرائیل عادی می شود

    دونالد ترامپ، رییس‌جمهور ایالات متحده‌ی امریکا، از توافق میان سودان و اسراییل برای عادی‌سازی روابط خبر داده است.

    آقای ترامپ، روز جمعه (۲ عقرب)، در تویتی، توافق عادی‌سازی روابط میان سودان و اسراییل را موفقیت‌ بزرگ برای صلح جهانی خواند. ترامپ، این خبر را پس از صحبت تلفنی با رهبران هر دو کشور، اعلام کرد.

    آقای ترامپ، گفت پس از بحرین و امارات، سودان سومین کشور عربی است که در هفته‌های گذشته، با میانجی‌گری امریکا روابط خود با اسراییل را عادی کرده است.

    در همین حال، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسراییل، گفت: «این یک دوره‌ی جدید است، دوره‌ای از صلح واقعی؛ صلحی که در میان جهان عرب، در حال گسترش است.»

    نتانیاهو، در ادامه گفت آسمان سودان برای پروازهای اسراییل باز است و به زودی، هیئت‌هایی از دو کشور برای همکارهای مشترک، دیدار خواهند کرد.

    عبدالله حمدوک، نخست وزیر سودان، از ترامب به خاطر حذف نام کشورش از فهرست «کشورهای حامی تروریسم»، قدردانی کرد و گفت دولت اش در راستای تقویت روابط بین‌المللی تلاش می‌کند.

    توافق برای عادی‌سازی روابط دیپلماتیک، سودان با اسراییل، پس از آن صورت گرفته است که دونالد ترامپ، نام سودان را از فهرست کشوهای حامی تروریسم، حذف کرد.

    برقراری روابط کشورهای عربی با اسراییل با میانجی‌گری امریکا، طی یک ماه گذشته شدت یافته است.

    بحرین، امارات و حالا سودان، از جمله کشورهایی استند که با میانجی‌گری امریکا، با اسراییل روابط دیپلماتیک برقرار می‌کنند.

  • در سفر وزیر خارجه ایران به چین، سیاست ارعاب آمریکا در قبال ایران محکوم شد

    در سفر وزیر خارجه ایران به چین، سیاست ارعاب آمریکا در قبال ایران محکوم شد

    وانگ یی، وزیر خارجه چین در جریان دیدار روز شنبه با محمد جواد ظریف، همتای ایرانی خود در در شهر تنگچونگ، خواستار ایجاد بستری «برای گفتگوی چندجانبه» با هدف کاهش تنش‌ها در منطقه خاورمیانه شد.

    بنا بر اعلام پکن، آنها در این گفتگوها بار دیگر بر حمایت دو کشور از توافق هسته‌ای امضا شده در سال ۲۰۱۵ میلادی تاکید کرده و سیاست «یکجانبه‌گرایی» و «ارعاب» آمریکا در قبال ایران را محکوم کرده‌اند.

    این گفتگو در حالی انجام شد که علاوه بر تنش‌های تهران و واشنگتن، روابط ایران و عربستان نیز به دلایل متعدد از جمله جنگ یمن، نفوذ ایران در عراق و حمایت ریاض از سیاست «حداکثر فشار» آمریکا علیه تهران بسیار تیره شده است.

    در پایان این دیدار، وانگ یی در بیانیه‌ای که توسط وزارتخانه‌اش منتشر شد اعلام کرد: «چین پیشنهاد می‌دهد با توجه به نگرانی‌های مشروع همۀ طرف‌ها در زمینه‌های امنیتی، بستری برای گفتگوهای چند جانبه و منطقه‌ای ایجاد شود… و همه ذینفعان در یک سطح برابر در این گفتگوها که با هدف بهبود درک متقابل و برای بحث درباره راه‌های سیاسی و دیپلماتیک برای حل مسائل امنیتی برگزار می‌شود، شرکت ‌کنند.»

    تنها پیش‌شرط مطرح شده از سوی وانگ یی برای شرکت در این گفتگوها، دفاع از توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ میلادی است؛ یعنی همان توافقی که ایالات متحده آمریکا از آن خارج شد و کشورهای عربستان، امارات عربی متحده، بحرین و اسرائیل نیز از این اقدام آمریکا حمایت کردند.

    محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران در پیامی توییتری «بحث‌های مفید» با همتای چینی خود در جریان این سفر را ستود و افزود که در این دیدار هر دو کشور «یکجانبه گرایی آمریکا و تلاش‌های ایالات متحده برای ایجاد جهانی تک قطبی را رد کرده‌اند.»

  • بدون پایان اشغالگری هیچ صلحی در خاورمیانه اتفاق نمی افتد

    بدون پایان اشغالگری هیچ صلحی در خاورمیانه اتفاق نمی افتد

    محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی روز سه‌شنبه با صدور بیانیه‌ای به توافق عادی‌سازی روابط میان اسرائيل و دولت‌های بحرین و امارات عربی متحده واکنش نشان داد.

    آقای عباس نوشت:‌ «بدون پایان یافتن اشغال، و رعایت کامل حقوق مردم فلسطین، صلح و امنیت و ثبات برای هیچکس در کار نخواهد بود.»

    رئیس تشکیلات خودگران فلسطینی روز سه‌شنبه همچنین هشدار داد که «تلاش برای دور زدن مردم فلسطین (با عادی‌سازی روابط) پیامدهای جدی در بر خواهد داشت که ایالات متحده و اسرائيل باید مسئولیت آن را بپذیرند.»

    محمود عباس در هفته‌های گذشته نیز مقامات امارات و بحرین را متهم کرده بود که به «اجماع اعراب» خیانت کرده‌اند زیرا حل‌وفصل منازعهٔ اسرائيل و فلسطینی‌ها را پیش‌شرط عادی‌سازی روابط خود با تل‌آویو قرار داده‌اند.

    این در حالی است که دونالد ترامپ، رئيس جمهوری ایالات متحده که روز سه‌شنبه در کاخ سفید میزبان رهبران اسرائيل، امارات و بحرین بود اعلام کرد که «به‌زودی ۵ یا ۶ کشور عربی دیگر» با اسرائيل صلح خواهند کرد و «جهان شاهد ظهور خاورمیانهٔ جدید است.»

    اسرائیل و امارات عربی متحده با میانجیگری ایالات متحده آمریکا روز ۱۳ اوت از دستیابی به یک «توافق تاریخی» خبر دادند. امارات با به‌رسمیت شناختن اسرائیل، نخستین کشور عرب حوزه خلیج فارس بود که با این کشور روابط دیپلماتیک برقرار کرد.