برچسب: القاعده

  • وزیر امور خارجه عربستان: با طالبان ارتباط نداریم/بازگشت القاعده و داعش یک نگرانی واقعی ست

    وزیر امور خارجه عربستان: با طالبان ارتباط نداریم/بازگشت القاعده و داعش یک نگرانی واقعی ست

     وزیر خارجه عربستان سعودی در گفتگو با یک رسانه هندی گفته است کشورش با حکومت جدید طالبان در افغانستان ارتباطی ندارد.

    شهزاده فیصل بن فرحان آل سعود؛ وزیر امور خارجه عربستان سعودی، روز دوشنبه، بیست‌ونهم سنبله به «اندیا تودی» گفته است بازگشت و احیای القاعده، داعش و طالبان در افغانستان، یک نگرانی واقعی است.

    وزیر امور خارجه عربستان سعودی افزود کشورش قبل از به رسمیت شناختن رژیم جدید در افغانستان، هم‌چنان منتظر خواهد ماند.

    او خاطرنشان کرده است، با آن‌که طالبان گفته‌اند خاک افغانستان علیه کسی استفاده نخواهد شد؛ اما«تروریسم یک نگرانی فراملی است».

    بن فرحان تصریح کرده است که کشورش و هند خواستار تشکیل دولتی فراگیر و صلح و ثبات در افغانستان است و در این مورد با جی شنکر، وزیر امور خارجه هند، به توافق نیز رسیده‌اند.

    وزیر امور خارجه عربستان سعودی، در یک سفر سه‌روزه عصر یک‌شنبه وارد دهلی نو، پایتخت هند، شده است.

    این اظهارات وزیر امور خارجه عربستان در حالی مطرح می‌شود که این کشور یکی از سه کشوری بود که حاکمیت طالبان را در دهه ۱۹۹۰ به رسمیت شناخته بود.

  • معاون سیا: القاعده طی دو سال می تواند به یک تهدید برای امریکا تبدیل شود

    معاون سیا: القاعده طی دو سال می تواند به یک تهدید برای امریکا تبدیل شود

     معاون سازمان اطلاعاتی آمریکا (سیا) از احتمال تقویت القاعده در افغانستان و تبدیل آن به تهدیدی برای آمریکا ظرف یک تا دو سال آینده خبر داد.

    مقامات حاضر در نشست ۲۰۲۱ سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا در واشنگتن مدعی شدند القاعده طی چند سال آتی دوباره در افغانستان تقویت خواهد شد.

    دیوید کوهن، معاون سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در این رابطه اظهار داشت: در حال حاضر شاهد نشانه‌هایی از برخی اقدامات احتمالی القاعده در افغانستان هستیم. فعلا خیلی زود است، اما از نزدیک این روند را زیر نظر خواهیم داشت.

    وی درباره احتمال تقویت مجدد القاعده در افغانستان، گفت: چه زمانی القاعده یا حتی داعش-خراسان به ظرفیت تهدیدی برای ایالات متحده می‌رسد؟ احتمال بازه زمانی ۱-۲ ساله می‌رود.

    کوهن همچنین افزود ظرفیت‌های اطلاعاتی در داخل افغانستان در سطح قبلی نیست.

    اسکات بریر، رئیس آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا نیز مدعی شد القاعده می‌تواند به سرعت قدرت خود را در افغانستان طی یک الی دو سال افزایش دهد و سپس به تهدیدی برای ایالات متحده را تبدیل شود.

  • فرمانده القاعده در اندونزی دستگیر شد

    فرمانده القاعده در اندونزی دستگیر شد

    پلیس اندونزی می‌گوید یگان ویژه ضد تروریزم اندونزی فردی مظنون به سرکردگی گروه تروریستی القاعده و متهم به انفجارهای گذشته در این کشور را دستگیر کرده است.

    احمد رمضان، سخنگوی پلیس اندونزی گفت «ابو روسدان» همراه ۳ تن از اعضای مظنون دستگیر شده است.

    مقامات اندونزی معتقدند فرد دستگیر شده سرکرده اصلی القاعده در اندونزی است. این گروه مستقر در جنوب شرقی آسیا به طورگسترده مسئول حملات در فیلیپین و اندونزی است، از جمله بمب‌گذاری سال ۲۰۰۲ در جزیره تفریحی «بالی» که به کشته شدن ۲۰۲ نفر از جمله شماری از گردشگرخارجی منجر شد.

    این مقام پلیس اندونزی این موج  دستگیری‌ها را بخشی از سرکوب گسترده تر در سراسر کشورعلیه القاعده  توصیف کرد و افزود پلیس همچنان در جستجوی سایر اعضای مشکوک است اندونزی دنبال کرد.

  • طالبان ادعای پناه دادن به ایمن الظواهری را رد کرد

    طالبان ادعای پناه دادن به ایمن الظواهری را رد کرد

    محمد نعیم، سخنگوی گروه طالبان ادعاها درخصوص این که این گروه شبه نظامی به ایمن الظواهری، رهبر القاعده از سال ۲۰۱۱ تا کنون پناه داده را تکذیب کرد.

    اخیرا مایکل مورل، مدیر سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا سیا گفت الظواهری در افغانستان زندگی می کند و طالبان به او پناه داده است.

    محمد نعیم در گفتگو با اسپوتنیک گفت: این یک دروغ است و این ادعا نسبتی با واقعیت ندارد.

  • رهبر القاعده زنده و در کنار طالبان هست

    رهبر القاعده زنده و در کنار طالبان هست

    در پی انتشار فیلمی در فضای مجازی این گمانه زنی به وجود آمده است که سرکرده القاعده ممکن است زنده باشد.

    فیلمی همزمان با سالگرد یازده سپتامبر منتشر شده است که ایمن الظواهری در آن دیده می‌شود. پایان سال گذشته این خبر منتشر شد که ایمن الظواهری جانشین اسامه بن لادن در سال ۲۰۲۰ در یک عملیات نظامی کشته شده است. اخیرا خبری منتشر شده است مبنی بر اینکه او زنده است و در پناهگاه امن نزد طالبان در افغانستان به سر می‌برد.

    طبق گزارش سایت اینتلیجنس گروپ الظواهری در فیلم ویدئویی که شنبه منتشر شد دیده شده است. این سایت فعالیت آنلاین گروه‌های تندروی اسلامگرا را رهگیری می‌کند. البته تردید‌هایی درباره اینکه این فیلم شصت دقیقه‌ای واقعی است وجود دارد. ریتا کاتس مدیر سایت مذکور می‌گوید در این فیلم به پیروزی طالبان در افغانستان اشاره نشده است.

  • افغانستان تحت حاکمیت طالبان و احتمال بازسازی القاعده

    افغانستان تحت حاکمیت طالبان و احتمال بازسازی القاعده

     بیست سال قبل، صبح روز سه شنبه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، عناصر القاعده چهار هواپیمای مسافربری را ربودند و آن‌ها را تبدیل به جنگ‌افزار‌های مرگبار حملات انتحاری کردند. هواپیماربایان، نخست دو فروند از هواپیماها را با مسافرانشان به برج‌های دوقلوی مرکز تجارت جهانی در نیویورک کوبیدند. این برج‌ها دو ساعت پس از برخورد هواپیماها، به گونه وحشت‌ناک فروریختند.

    هواپیماربایان، هواپیمای سوم را به پنتاگون- مقر وزارت دفاع امریکا در آرلینگتون ویرجینیا کوبیدند. اما هواپیمای چهارم، هنگامی که کارکنان هواپیما و بعضی از مسافران کوشیدند کنترل آن را از دست هواپیماربایان بگیرند، در نزدیکی «شَنکْسْویل» در ایالت پنسیلوانیا سقوط کرد. هواپیماربایان هواپیمای چهارمی را به سوی واشنگتن دی سی هدایت می‌کردند.

    حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ مرگبارترین حملات تروریستی در تاریخ تروریسم دانسته می‌شود. در این حملات براساس آمارهای رسمی در مجموع ۲۹۷۷ کشته و ۶۲۹۱ زخمی به جا گذاشت. حمله به برج‌های دوقلو به تنهایی سبب‌ کشته شدن ۲۷۵۳ نفر شد که ۳۴۳ تن از آنان مأموران آتش نشانی و ۶۰ تن مأموران پولیس بودند.

    امریکا و متحدان غربی‌اش کمتر از دو ماه پس از حملات ۱۱ سپتامبر، پس از آن که طالبان از تسلیم اسامه بن‌ لادن؛ رهبر القاعده به امریکا سر باز زد، به افغانستان حمله کردند و در پی این حمله، رژیم طالبان سرنگون شد و مردم افغانستان و به‌ویژه زنان از زیر یوغ حاکمیت سخت‌گیرانه طالبان آزاد شدند.

    امریکا و غرب طی دو دهه در افغانستان، نظام مردم‌سالار سبک غربی و ارتش بنا نهادند و در این زمینه صدها میلیارد دالر سرمایه‌گذاری کردند.

    پس از بیست سال اما، در پی خروج شتاب‌زده نظامیان خارجی از افغانستان، طالبان طی کمتر از دو هفته دوباره به قدرت رسیدند و به این ترتیب، سرمایه‌گذاری صدها میلیارددالری امریکا و غرب روی نظام سیاسی و ارتش افغانستان نقش برآب شد.

    با این حال، منتقدان حکومت امریکا، حضور ۲۰ ساله این کشور در افغانستان را بی‌ثمر می‌دانند؛  آن‌هم در وضعیتی که افغانستان نه دولت مدرن دارد و نه هم تهدیدات تروریستی از این کشور رفع شده‌است.

    به تازگی لوید آستین؛ وزیر دفاع امریکا گفته است که احتمال احیای القاعده در افغانستان وجود دارد. این در حالی است که طالبان در توافقی که با امریکا امضا کرده، تعهد کرده‌اند که با القاعده قطع رابطه کنند و مانع حمله علیه غرب از خاک افغانستان شوند.

    به تازگی رییس سازمان امنیت و اطلاعات داخلی بریتانیا هم، قدرت گرفتن طالبان در افغانستان را یک «تقویت روحیه» برای گروه‌های افراطی جهت انجام حملات تروریستی در کشورهای دیگر خوانده و در مورد خطر حمله دیگری مشابه حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به ایالات متحده، هشدار داده است.

    با این حال، از دید کارشناسان وضعیت فعلی هیچ تفاوتی با شرایط قبل از یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ ندارد؛ مگر اینکه طالبان به تعهد خود عمل کنند و اجازه ندهند افغانستان باردیگر به پناهگاه تروریسم تبدیل شود. به نظر می‌رسد، امریکا نیز روی این وعده حساب باز کرده‌است.

  • پولیتیکو: همکاری طالبان با القاعده در افغانستان تقویت شده است

    پولیتیکو: همکاری طالبان با القاعده در افغانستان تقویت شده است

    القاعده از سیطره طالبان بر افغانستان خوشحال است و از پیروزی این گروه برای نشر تبلیغات با هدف انگیزه‌بخشی به گروه‌های وابسته و حامیان خودش در سراسر جهان استفاده می‌کند. آمریکایی‌ها به‌خوبی آگاهند که نشانه‌هایی از تقویت اتحاد بین القاعده و طالبان مشاهده می‌شود.

    پولیتیکو نوشت: اما این‌بار این اتحاد به آن معنا نیست که طالبان از لحاظ تاکتیکی به القاعده برای حمله به غرب کمک خواهد کرد، بلکه این دو با یکدیگر متحد می‌شوند تا تلاش‌های یکدیگر در مسیر رسیدن به قدرت، مبارزه با دشمنان مشترک جهادگرایان و یاری به پاکستان برای ایجاد بی‌ثباتی در جنوب آسیا را تقویت کنند.
    فاز جدید روابط این دو گروه بازتابی است از مسئولیت‌های تازه طالبان به عنوان یک ماهیت حاکمیتی، نه یک نیروی شوروشی و همچنین بیانگر گسترش سایر گروه‌های تروریستی، به ویژه دولت اسلامی خراسان، است که که هم القاعده و هم طالبان با آن به شدت مخالف هستند.
    این واقعیت تازه برای آمریکا هم نویدبخش و هم نگران‌کننده است. خبر خوب این است که القاعده‌ی تازه احتمالا به آن دسته از حملات تروریستی‌ که آمریکا را در وهله نخست وارد جنگ کرد، روی نخواهد آورد.
    اما خبر بد این است که تلاش‌های ضدتروریستی آمریکا علیه داعش و وابستگانش به طور غیرمستقیم به طالبان – و در نتیجه القاعده و سایر شبه‌نظامیان اسلام‌گرا در منطقه- کمک خواهد کرد تا رقبایشان را از میان بردارند و قدرتشان را تحکیم کنند.
    هدف نهایی القاعده این نیست که از طالبان پناهگاهی امن برای طراحی حمله‌ای دیگر به غرب درخواست کند. القاعده ظاهرا دیگر روی این هدف پافشار نمی‌کند و به‌خوبی می‌داند که طالبان هرگز بار دیگر حاکمیتش بر افغانستان را به خطر نخواهد انداخت. بلکه هدف القاعده استخدام رزمندگان تازه برای تقویت صفوف خود و گسترش حضور منطقه‌ای‌اش است.

    با ظهور داعش، القاعده به طور جدی تهدید شد. اما این گروه با هوشیاری بسیار از تلاش بیش از حد برای مقابله با رقیب جهادی جدیدش خوداری کرد و در عوض، به تقویت ریشه های خود در سطوح محلی ادامه داد، در حالی که داعش حملات فراملیتی علیه اهدافی در غرب را انجام می داد (و اکثریت قریب به اتفاق پاسخ نظامی غربی را به خود اختصاص بود).
    طالبان هم سال‌ها پس از سردی روابط با القاعده اکنون به نظر می‌رسد که اشتیاق بیشتری برای گسترش روابط دوجانبه در ماه‌های آینده داشته باشد. دلیل این اشتیاق حضور گروه دولت اسلامی خراسان است. طالبان با دولت اسلامی خراسان مخالف است اما مطمئن نیست که بتواند از فعالیت این گروه در شرق افغانستان پیشگیری کند، بنابراین ممکن است دست یاری به سوی القاعده دراز کند.
    به دلیل عدم برخورداری از ظرفیت پلیسی، طالبان در آنچه احتمالا به یک منازعه درون‌جهادی طولانی تبدیل خواهد شد به کمک القاعده تکیه خواهد کرد. در منازعه اخیر پنجشیر، القاعده مبارزانش را به کمک طالبان فرستاد.
    شبه‌نظامیان القاعده، به رغم اندک بودن تعدادشان، به عنوان نیرویی فزاینده برای طالبان عمل کرده‌اند و در فاز بعدی این منازعه یک دارایی بسیار با ارزش‌تر به شمار خواهند رفت.
    در ماه‌های اخیر، رویدادهایی مانند فرار جهادگرایان از زندان‌های افغانستان باعث شده است که گروه‌های جهادی صفوفشان در سراسر این کشور را گسترش بدهند. با توجه به حضور بیش از ۱۰ هزار رزمنده از سین کیانگ، قفقاز، آسیای میانه و پاکستان در افغانستان، اتحاد طالبان و القاعده می‌تواند بخش‌های وسیعی از منطقه را بی‌ثبات کند.
    در این مرحله ممکن است القاعده از گرایش محلی خود نه به سوی حمله علیه غرب بلکه به سوی راهبردی منطقه‌ای‌تر حرکت کند – یعنی همکاری با طالبان برای ایفای نقشی مهم‌تر در آسیای میانه و جنوب آسیا.

    این احتمال وجود دارد که طالبان و القاعده با همکاری هم وارد پرخطرترین رقابت منطقه‌ای یعنی رقابت بین پاکستان و هند شوند. چه‌بسا پاکستان که از تحولات اخیر افغانستان جسارت گرفته است از نفوذ چشمگیرش روی طالبان استفاده و آنها را وادار کند تا به مجموعه سازمان‌های تروریستی‌ بزرگی بپیوندند که اسلام‌آباد از آنها به عنوان راهی برای تهدید هند حمایت می‌کند.
    طالبان و حامیانش در اسلام‌آباد حتی می‌توانند القاعده را تحت فشار بگذارند تا از هرگونه برنامه طولانی مدت حملات تروریستی فراملی اجتناب کند و در عوض منابع خود را به اولویت اصلی پاکستان برای مقابله با هند اختصاص دهد.
    این با تمرکز اخیر القاعده بر افزایش قدرت خود در حیاط خلوتش سازگار است. با توجه به پیشینه دیرین پاکستان در استفاده از گروه‌های تروریستی برای حمله به هند، افزودن القاعده به فهرست نیروهای نیابتی یک نقطه قوت بزرگ برای اسلام‌آباد خواهد بود.
    این‌بار اتحاد بین دو گروه مشابه رابطه‌ی میان یک ولی‌نعمت و زیردستش نیست، بلکه ارتباط دو متحد دیرین است که منافعشان به شکل خطرناکی دو طرف را تقویت می‌کند. به جای تلاش برای حمله به غرب – وظیفه‌ای که به داعش محول شده است – القاعده احتمالا روی منابعش متمرکز خواهد شد تا نفوذش در سراسر جنوب آسیا را تثبیت کند و در این روند هم به طالبان و هم به پاکستان یاری برساند.
    نکته مثبت این ارتباط برای ایالات متحده این است که شاهد حمله‌ای مشابه حملات ۱۱ سپتامبر، دستکم از سوی القاعده، نخواهد بود. اما شرایط هنوز هشداردهنده است. طالبان و پاکستان ممکن است بار دیگر همکاری نزدیک با یکدیگر را شروع کنند و القاعده را نیز به عنوان نیروی نیابتی پیشین به خدمت بگیرند. ایالات متحده نمی‌تواند القاعده‌ای را نادیده بگیرد که مدیون آژانس‌های اطلاعاتی سرکشی مانند سازمان اطلاعات نظامی پاکستان است یا نگاهش را به هند دوخته است. بی‌ثباتی در شبه‌قاره هند که از تسلیحات هسته‌ای برخوردار است لزوما به همان منطقه محدود نخواهد شد.

  • وزیر دفاع امریکا: نگران بازگشت القاعده به افغانستان هستیم

    وزیر دفاع امریکا: نگران بازگشت القاعده به افغانستان هستیم

     وزیر دفاع آمریکا هشدار داد شاید القاعده بار دیگر گروه خود را تشکیل دهد و بازگشتی به افغانستان داشته باشد.

    لوید آستین، وزیر دفاع آمریکا در اظهاراتش برای خبرنگاران در کویت و در جریان سفر چهار روزه خود به این کشور حوزه خلیج فارس اعلام کرد ایالات متحده نگران بازگشت گروه تروریستی القاعده و تهدیدهای آن در افغانستان است و هر کاری لازم باشد برای اجتناب از این اقدام انجام می‌دهد.

    وی ادامه داد: جامعه بین‌الملل در حال رویت آن چیزی است که اتفاق می‌افتد و اینکه آیا القاعده قادر است تا در افغانستان بار دیگر حضور یابد و قدرت بگیرد یا خیر.

    وزیر دفاع آمریکا افزود: ماهیت القاعده و داعش خراسان این است که آنها همیشه تلاش می‌کنند تا فضایی را برای رشد و ظهور مجدد و قدرت گیری بیابند، خواه می‌خواهد افغانستان باشد یا در سومالی یا هر جای دیگری که دولتی وجود ندارد. فکر می‌کنم که این ماهیت سازمان آنهاست.

    ژنرال آستین همچنین درباره توانایی القاعده به منظور استفاده از خاک افغانستان به عنوان پایگاهی برای حمله به آمریکا نیز گفت: واشنگتن به طالبان اطلاع داده است که انتظار دارد آنها اجازه چنین کاری را به القاعده ندهند.

  • گروه القاعده به طالبان تبریک گفت

    گروه القاعده به طالبان تبریک گفت

    گروه تروریستی القاعده روز گذشته (سه شنبه) پس از خروج کامل نظامیان آمریکایی از افغانستان و اعلام طالبان مبنی بر اینکه افغانستان دیگر یک کشور «آزاد» است، در بیانیه ای ضمن تبریک به طالبان گفت دیگر سرزمین های مسلمانان نیز مانند کشمیر، شام، سومالیا و یمن باید از چنگال دشمنان اسلام آزاد گردد.

    این گروه همچنین در پیامش گفته: “ای خدا! همه مسلمانان زندانی در سراسر جهان را آزاد کن.”

    گروه القاعده در حالی به طالبان تبریک می گوید که چندی پیش در تصاویری ویدیویی که در صفحات اجتماعی منتشر گردیده بود دیده می شود که «امین الحق» یک فرمانده پیشین گروه القاعده با استقبال فراوانی از سوی برخی افراد طالبان وارد ولایت ننگرهار می گردد.

    گرچه ذبیح الله مجاهد اینطور بیان کرده که او را نمی شناسد پس نمی تواند تایید کند که او وارد افغانستان شده است.   

    پیش از بیانیه تبریک گروه تروریستی القاعده به طالبان، تحریک طالبانی پاکستان نیز با انتشار بیانیه ای تصرف افغانستان به دست طالبان را تبریک گفت و اعلام کرد که نیروهای تحریک طالبانی پاکستان آماده هر گونه فداکاری برای طالبان افغانستان می باشد.

    آمریکا و جامعه جهانی همواره از طالبان بخصوص در مذاکرات قطر خواسته اند که کلیه ارتباطات خود با گروه های تروریستی را باید قطع کند.

  • مشاور امنیت ملی امریکا: تهدید داعش در افغانستان را جدی می گیریم

    مشاور امنیت ملی امریکا: تهدید داعش در افغانستان را جدی می گیریم

     مشاور امنیت ملی دولت آمریکا گفت، کشورش تهدیدات مربوط به حمله بالقوه داعش در افغانستان را “شدیدا و مطلقا جدی” می‌گیرد

    جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی آمریکا در مصاحبه با بریانا کیلار، مجری شبکه سی.ان.ان گفت: این مساله چیزی است که متوقف ساختنش یا مختل کردنش برای ما اولویت فوق‌العاده‌ای داشته و ما تا زمانی که در عرصه میدانی حضور داریم هر آنچه بتوانیم برای جلوگیری از رخ دادنش انجام می‌دهیم. اما ما آن را شدیدا و مطلقا جدی تلقی می‌کنیم.

    سالیوان در پاسخ به این سوال که تهدید وقوع یک حمله از سوی داعش چقدر واقعی است، گفت که این تهدید “واقعی، شدید، مداوم و چیزی است که ما با هر ابزار موجود در زرادخانه خود بر آن متمرکز هستیم.”

    او اضافه کرد: فرماندهان ما در عرصه میدانی مجموعه وسیعی از قابلیتها را دارند که از آنها برای دفاع از فرودگاه کابل علیه یک حمله تروریستی بالقوه استفاده می‌کنند. ما به سختی مشغول کار با جامعه اطلاعاتی خود هستیم تا به جداسازی و تعیین جایی که از آن ممکن است حمله‌ای رخ دهد، بپردازیم.

    این اظهارات سالیوان بعد از آن مطرح شد که چند رسانه خبری گزارش کردند ارتش آمریکا به خاطر تهدیدات علیه شهروندان آمریکایی و همپیمانان افغان از سمت شاخه داعش در افغانستان مجبور به تعیین مسیرهای جایگزین برای فرودگاه بین‌المللی حامد کرزای در شهر کابل شده است.

    یک مقام دفاعی به سی.ان.ان گفت: امکان قوی وجود دارد که گروه داعش شاخه خراسان (شاخه داعش در افغانستان) تلاش برای اجرای حمله‌ای علیه فرودگاه کند.

    همچنین یک دیپلمات ارشد در پایتخت افغانستان به سی.ان.ان گفت، آنها از وجود تهدیدات معتبر اما غیرفوری از سمت داعش علیه فرودگاه مطلع هستند.

    به گزارش پایگاه هیل، خروج پرآشوب نیروهای آمریکایی از افغانستان و تلاش متعاقب آن برای محافظت از غیرنظامیان یاری دهنده به تلاش جنگی آمریکا در این کشور موجی از نگرانی را در میان همپیمانان آمریکا که روی این کشور برای محافظت نظامی اتکا دارند، موجب شده است.

    پنتاگون هزاران سرباز را در کره جنوبی، ژاپن، آلمان و جاهای دیگر جهان مستقر دارد. در روزهای اخیر همپیمانان آسیایی آمریکا به طور خاص نگرانی‌هایی را از بابت اینکه آیا خروج نظامی سریع آمریکا از افغانستان ممکن است یک روز در کشورهای آنها اتفاق بیفتد نشان داده‌اند.

    این نگرانی‌ها در جاهایی همچون تایوان بدتر شده است: در آنجا نه تنها تهدید قریب الوقوع اقدام نظامی چین مطرح است، اما همچنین اکنون برخی اظهار نگرانی می‌کنند که پکن ممکن است از بابت رخدادهای افغانستان جسور شده باشد.

    اخیرا جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی آمریکا در رخدادی که چگونگی بروز نگرانی را نشان می‌دهد، با پرسشهایی درباره اینکه خروج از افغانستان چه معنی برای اسرائیل، کره جنوبی و تایوان دارد، مواجه شد. خبرنگاران همچنین مقامهای وزارت خارجه آمریکا را درباره تبعات بالقوه این وضعیت برای همپیمانان آمریکا و افول احتمالی اعتبار این کشور مورد پرسش قرار دادند.

    جو بایدن و مقامهای ارشدش در پاسخ به پرسشهای خبرنگاران درباره این که آیا منافع ملی و سیاسی آمریکا بر ثبات و شراکتهای امنیتی با همپیمانان خارجی برتری پیدا کرده، مجبور به دفاع از خود و تاکید بر پایبندی آمریکا به تعهداتش به همپیمانان شده‌اند.

    جو بایدن در کنفرانسی مطبوعاتی روز جمعه گفت: من شاهد نبودم که اعتبار ما از سوی همپیمانانمان در جهان زیر سوال برود.

    سالیوان در جلسه‌ای با خبرنگاران اخیرا استدلال کرد که تعهد ۲۰ ساله آمریکا به افغانستان که به قیمت جان هزاران آمریکایی و میلیاردها دلار پول تمام شده، میل آمریکا به پایبند بودن به همپیمانانش را مورد تاکید قرار می‌دهد اما زمان آن رسیده بود که مردم افغانستان “برای خودشان ایستادگی کنند”.

    سالیوان اظهار کرد: ما معتقدیم تعهداتمان به همپیمانان و شرکایمان مقدس هستند و همواره این گونه بوده‌اند. ما معتقدیم تعهدمان به تایوان و اسرائیل همچون همیشه قدرتمند باقی مانده است.

  • اسامه بن لادن در زمان حیاتش دستور داده بود به جو بایدن آسیبی نرسد

    اسامه بن لادن در زمان حیاتش دستور داده بود به جو بایدن آسیبی نرسد

    براساس نامه ای که نیویورک پست آن را منتشر کرده اسامه بن لادن بنیانگذار گروه القاعده در زمان حیاتش به اعضای این گروه دستور داده بود تا به جو بایدن هیچ آسیبی نرسانند تا در صورتی که بایدن رهبری آمریکا را به عهده گیرد، کشور را به سوی بحران هدایت خواهد کرد.

    براساس نامه منتشر شده که از منزل بن لادن در ابت آباد پاکستان هنگام کشته شدنش کشف شده، او از جو بایدن که در آن زمان معاون باراک اوباما بود به عنوان «اردک لنگان» نام برده؛ اصطلاحی در ادبیات سیاسی برای شخصی که مقام یا پستی را تحویل می گیرد اما توانایی تصمیم گیری و انجام امور را ندارد.

    بن لادن در نامه اش به اعضای القاعده توصیه کرده بود به دنبال کشتن باراک اوباما و جنرال دیوید پترئوس رئیس وقت سازمان سیا باشند، تا در صورت کشته شدن اوباما، براساس قوانین بایدن قدرت را به دست گرفته و آمریکا را به سوی بحران خواهد کشاند.  

    این گزارش در حالی مطرح می گردد که محبوبیت جو بایدن میان آمریکایی ها که چند ماهی از ریاست جمهوری اش بیشتر نمی گذرد به شدت کاهش یافته است.

    براساس یک نظر سنجی در آمریکا، بسیاری از شهروندان آن کشور معتقدند که در دولت بایدن دیگران تصمیم گیرنده هستند و جو بایدن از نگاه جسمی و روانی مناسب ریاست جمهوری نیست.  

    جو بایدن به دلیل سیاست هایش در قبال افغانستان این روزها بشدت هدف انتقادهای گسترده قرار گرفته است، گرچه او خودش این انتقادها را قبول ندارد.

  • امریکا هیچ اهرم فشاری بر طالبان ندارد

    امریکا هیچ اهرم فشاری بر طالبان ندارد

    در شرایط کنونی که طالبان افغانستان را تصرف کرده اند رفتار گذشته این گروه و حوادث آینده مرتبط با حکمرانی طالبان شهروندان افغانستان را به شدت نگران ساخته است. طالبان دو هفته زودتر از موعد خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان و پایان جنگ بیست ساله در این کشور موفق شدند افغانستان را اشغال کنند. نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان که توسط امریکا و متحدینش آموزش دیده و تجهیز شده بودند در برابر حملات برق آسا و سریع طالبان تاب نیاوردند و شکست خوردند.  

    به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری رها، وب سایت خبری «WBEZ» طی مطلی در هفده آگوست ضمن مرور آنچه در گذشته در افغانستان اتفاق افتاد و آنچه قرار است در آینده روی دهد به نگرانی های بزرگ مردم افغانستان اشاره کرده می نویسد در توافق نامه صلح دوحه که سال گذشته میلادی بین امریکا و طالبان امضا شد، طالبان متعهد شده اند ارتباط خود با القاعده را قطع کنند. اکنون باید مشخض شود طالبان تا چه حد به این تعهد پایبند هستند.

    در افغانستان چه می گذرد؟

    طالبان که در دهه 1990 میلادی بر افغانستان حکمرانی می کردند یک بار دیگر افغانستان را به تصرف خود درآورده اند. .

    حمله امریکا به افغانستان در سال 2001 میلادی و همکاری ائتلاف شمال، طالبان را از قدرت خلا نمود اما این گروه هرگز کار را رها نکرد. طالبان این روزها در پایتخت و دیگر ولایات افغانستان مشغول گشت زنی هستند و دولتی که بیست سال تمام با حمایت امریکا بر افغانستان حکومت نمود اکنون ساقط شده است. شهروندان افغانستان با ترسی که از آینده دارند به میدان هوایی کابل که تنها راه باقی مانده برای آنها جهت خروج از افغانستان می باشد هجوم آورده اند.

    چرا مردم از کشور می گریزند؟

    شهروندان افغانستان نگران هستند که کشور یک بار دیگر در هرج و مرج فرو رود یا طالبان از کسانی که با امریکایی ها و دولت مورد حمایت این کشور کار کرده اند انتقام بگیرد. عده ای دیگر از تطبیق شریعت اسلامی سخت گیرانه طالبان که این گروه در زمان قدرت خود از سال 1996 تا 2001 در افغانستان اجرا می کرد در هراسند. در آن زمان زنان از رفتن به مدرسه و کار در بیرون از خانه منع شده بودند. زنان هرجا که می خواستند بروند می بایست برقعه بلند که سرتا پای آنها را پوشش می داد می پوشیدند و همراه یک محرم مرد از خانه خارج می شدند. این گروه موسیقی را ممنوع کرده بودند، دست دزدان را قطع می کردند و زناکاران را سنگ سار می نمودند.

    طالبان اما اکنون تلاش می کنند خود را نیروی معتدل تری نسبت به گذشته نشان دهند و به مردم اطمینان بقبولانند که از کسی انتقام نمی گیرند. مردم افغانستان اما به سختی می توانند این وعده های طالبان را باور کنند.

    در میدان هوایی کابل چه اتفاقی افتاد؟

    هزاران شهروند افغانستان به میدان هوایی کابل هجوم آوردند تا از کشور بگریزند زیرا از قوانین طالبانی ترسیده بودند. برخی از آنها به شدت بیچاره شده بودند و خود را به بدنه هواپیمای نظامی چسپانده بودند و تعدادی چرخ های هواپیما را محکم گرفته بودند. با بلند شدن هواپیما آنها سقوط کردند و جان های خود را از دست دادند. نیروهای امریکایی برای متفرق کردن مردم از هلی کوپترهای نظامی که در ارتفاع کم پرواز می کرد استفاده نمودند و شلیک های هوایی  انجام دادند. به گفته مقامات امریکایی در این تشنج و نابسامانی هفت نفر کشته شدند.

    چرا طالبان موفق به تصرف کامل افغانستان شدند؟

    دلیل اصلی اش شاید خروج نیروهای امریکایی از افغانستان باشد. امریکا قرار است تا آخر ماه جاری میلادی به طور کامل افغانستان را ترک نماید. امریکا سال هاست که برای خروج از طولانی ترین جنگ خود در افغانستان تلاش می کند. امریکا در سال 2001 میلادی و برای انتقام از القاعده که مسئول حمله تروریستی یازده سپتامبر تلقی می شد به افغانستان حمله کردند و طالبان که به القاعده پناه داده بود را نابود کردند. امریکا اما در امر ملت سازی در کشوری که به واسطه جنگ های متعدد پارچه پارچه شده بود کار بسیار سختی در پیش روی داشت. همزمان با حمله امریکا به عراق طالبان شروع به عضو گیری و سازماندهی مجدد کردند و طی چند سال مناطق دورافتاده زیادی در افغانستان را تصرف نمودند. سال گذشته رئیس جمهور دونالد ترامپ اعلام کرد نیروهای امریکایی را از افغانستان خارج می سازد. امریکا در زمان ترامپ یک توافق نامه صلح با طالبان امضا نمود. براساس این توافق امریکا برای حمله نظامی علیه طالبان با محدودیت هایی روبرو می شد. رئیس جمهور بایدن در ادامه اعلام کرد آخرین سربازان امریکایی در پایان ماه آگوست افغانستان را ترک می کنند. هرچه زمان خروج کامل امریکا نزدیک تر می شد طالبان نیز به حملات خود شدت می بخشیدند و شهرها را یکی پس از دیگری  تصرف می کردند.

    چرا نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان شکست خورد؟

    جواب کوتاه «فساد» است. امریکا و ناتو طی بیش از دو دهه میلیاردها دلار برای آموزش و تجهیز نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان هزینه کرد اما دولت مورد حمایت غرب در کابل در فساد غرق بود. سربازان در میادین جنگ از کمبود مهمات، غذا و تجهیزات رنج می بردند در حالیکه فرماندهان برای جلب توجه و رضایت کمک کننده های خارجی اغراق می نمودند و در مورد تعداد نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان بزرگ نمایی  می کردند. با اعلام خروج امریکا از افغانستان روحیه سربازان افغان به شدت  افت کرد. با پیشروی طالبان واحد های نظامی ارتش افغانستان تنها پس از یک نبرد کوچک محاصره شدند و کابل و برخی از ولایات اطراف کابل بدون جنگ محاصره و در نهایت سقوط کردند.

    برای رئیس جمهور افغانستان چه اتفاقی افتاد؟

    او گریخت. رئیس جمهور همزمان با پیشروی طالبان اظهارات زیادی برای مردم افغانستان نداشت و در نهایت روز یک شنبه زمانیکه طالبان به کابل رسیدند، غنی از افغانستان گریخت. غنی پس از فرار اظهار داشت برای جلوگیری از خونریزی بیشتر از افغانستان خارج شده است. مشخص نیست غنی به کدام کشور رفته است.

    بایدن چه گفته است؟

    جو بایدن اوضاع در افغانستان را ناگوار خواند اما همچنان از تصمیم خود برای خروج از افغانستان دفاع کرد و اتهامات در خلق این وضعیت در افغانستان را نپذیرفت. بایدن اگرچه سقوط دولت کابل را سریع تر از آنچه  انتظار می رفت دانست اما گفت همچنان از تصمیم خود برای خروج نیروهای امریکایی از افغانستان دفاع می کند.

    چرا سقوط افغانستان به سایگون تشبیه می شود؟

    سقوط سایگون به دست نیروهای ویتنام شمالی در سال 1975 پایان جنگ ویتنام را رقم زد. سایگون سمبل شکست قلمداد شد پس از اینکه هزاران امریکایی و همکاران ویتنامی شان با هلی کوپتر مجبور شدند از این کشور خارج شوند. آنتونی بلینکن وزیر امور خارجه امریکا مقایسه افغانستان با سایگون را نمی پذیرد و می گوید افغانستان یقینا سایگون نیست.

    در آینده چه اتفاقی می افتد؟

    مشخص نیست. طالبان اعلام کرده اند می خواهند با مشارکت دیگر احزاب و طرف ها یک دولت اسلامی همه شمول تاسیس کنند. طالبان مذاکره با سیاسیون سرشناس به شمول رهبران حاضر در دولت پیشین افغانستان را آغاز کرده اند. طالبان اما گفته اند قوانین اسلامی را تطبیق می کنند اما همزنان زنان را تشویق کرده اند به دولت بپیوندند. این گروه مدعی ست پس از چندین دهه جنگ محیط امن و آرام برای زندگی برای افغان ها فراهم می کنند.

    اما بسیاری از افغان ها به طالبان اعتماد ندارند و می ترسند که قوانین طالبان خشونت بار و خشن باشد. یکی از نشانه هایی که نگرانی مردم را نشان می دهد این است که طالبان می خواهند نام افغانستان را به امارت اسلامی افغانستان تغییر دهند، نامی که این گروه در زمان قدرت خود در گذشته انتخاب کرده بودند.

    کنترل دوباره افغانستان برای زنان افغان چه معنایی دارد؟

    برای بسیاری از زنان افغان بازگشت طالبان به معنای نابودی دستاوردها و نادیده گرفتن حقوق آنان می باشد. زنان افغان طی سال های گذشته و پس از سقوط طالبان در سال 2001 دستاوردهای خوبی داشته اند. زنان نگرانند یک بار دیگر توسط طالبان در خانه هایشان حبس شوند. طالبان اگرچه مدعی شده اند مانع تحصیل و کار زنان نمی شوند اما چون سیاست روشنی در قبال حقوق زنان ندارند نمی توان این وعده آنها را باور کرد. تحت حکومت طالبان افغانستان به ویژه در مناطق خارج از پایتخت همچنان یک محیط محافظه کار باقی خواهد ماند و وضعیت زنان ناگوارتر خواهد شد.

    آیا طالبان یک بار دیگر به القاعده پناه می دهد؟

    این حدسی ست که همگان دارند و مقامات نظامی امریکا نیز نگران این مساله می باشند. در توافق نامه صلح امریکا با طالبان این گروه متعهد شد با تروریزم مبارزه کند و اجازه ندهد افغانستان یک بار دیگر به پایگاهی برای تروریستان برای تهدید و  حمله علیه دیگر کشورها تبدیل شود. امریکا برای وادار کردن طالبان به عمل به این تعهدشان اما هیچ اهرم فشاری ندارد.

    پیشرفت های تکنولوژیکی در بیست سال گذشته به امریکا این  اجازه را می داد تا بتواند تروریستان مشکوک را در کشورهایی مثل یمن و سومالی هدف قرار دهد کشورهایی که امریکا در آن نیروی نظامی ثابت ندارد. طالبان بابت نقش شان در حملات تروریستی یازده سپتامبر بهای سنگینی پرداختند و احتمال دارد از تکرار آن خودداری کنند و قوانین خود را اصلاح نمایند. 

    اوایل سال جاری میلادی، رهبران ارشد پنتاگون گفتند گروه تروریستی القاعده ممکن است دوباره در افغانستان احیا شود. این مقامات نگران هستند القاعده بسیار سریع تر از حد انتظار در افغانستان احیا گردد.

    از سویی هم افغانستان خانه گروه تروریستی داعش شده است، گروهی که حملات مرگباری را علیه اقلیت مذهبی شیعه انجام داده است. اگرچه طالبان انجام اینگونه حملات را رد کرده است و برای تصاحب مناطق با داعش در نبرد بوده است اما باید منتظر بود و دید حکومت طالبان می توانند داعش را شکست دهد یا اصلا طالبان نیت مبارزه با داعش را دارد.

  • در حملات ارتش در هلمند 30 جنگجوی القاعده کشته شدند

    در حملات ارتش در هلمند 30 جنگجوی القاعده کشته شدند

    در حمله‌ی هوایی نیروهای ارتش در ولسوالی مارجه‌ی ولایت هلمند، ۳۰ تن از جنگ‌جویان شبکه‌ی القاعده کشته شده است.

    قول اردوی ۲۱۵ میوند، در اعلامیه‌ای گفت پس از چاشت روز جمعه -۱۵ اسد-، تجمع بزرگ تروریستان در ساحه‌ی سیستانی ولسوالی مارجه‌ی ولایت هلمند، هدف حمله‌ی هوایی قرار گرفته است.

    بر اساس اعلامیه، در این حمله‌ی هوایی، ۳۰ تن از اعضای شبکه‌ی القاعده برای شبه‌قاره‌ی هند که همه شهروندان پاکستانی بودند، کشته شده اند.

    ولایت هلمند در جنوب افغانستان، از ولایت‌های ناامن است و در روزهای اخیر، دامنه‌ی جنگ به شهر لشکرگاه، مرکز این ولایت رسیده است. در حال حاضر، نبردهای سنگین در شهر و ولسوالی‌های این ولایت ادامه دارد و به گفته‌ی مسؤولان ارتش، تلفات سنگینی به جنگ‌جویان طالب وارد شده است.

  • نبیل خطاب به شیخ عبدالحکیم: فتوای کشتن مردم افغانستان را خودت صادر کرده ای یا جنرال باجوا؟

    نبیل خطاب به شیخ عبدالحکیم: فتوای کشتن مردم افغانستان را خودت صادر کرده ای یا جنرال باجوا؟

    رحمت‌الله نبیل رییس پیشین امنیت ملی کشور به تازگی در رشته توییتی خطاب به شیخ عبدالحکیم رییس هیئت مذاکره‌کننده طالبان از وی پرسیده‌ است فتوای کشتن مردم و تباه ساختن افغانستان را چه کسی صادر کرده است.
    نبیل نوشته است: «شیخ عبدالحکیم صاحب، خودت رییس دادگاه عالی/ دار الإفتاء طالبان هستى. به رفتن به حضور خداوند همه ما ايمان داريم. مردم افغانستان حق دارند تا بپرسند و خودت هم بايد صادقانه جواب بدهى كه فتوای کشتن افغان‌ها و تباه ساختن سرزمين افغانستان را خودت صادر كرده اى یا جنرال باجوا؟

    رییس پیشین امنیت ملی کشور می‌افزاید طالبان توان شکست دادن نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان را ندارند و یک بار دیگر از اعضای القاعده و سایر گروه‌های تروریستی درخواست کمک کرده‌اند.
    نبیل با پست کردن عکس‌هایی از اعضای گروه‌های تروریستی در ولایت بدخشان می‌گوید خطر احیای دوباره سازمان‌های تروریستی در افغانستان رو به افزایش است.

  • آخرین روزهای اسامه بن لادن چگونه سپری شد

    آخرین روزهای اسامه بن لادن چگونه سپری شد

    در هفته‌های اول سال ۲۰۱۱ اسامه بن لادن نگران بود. او پنج سال خودش، همسران، فرزندان و نواسه‌هایش را در حویلی‌ای در ایبت‌آباد پاکستان مخفی کرده بود اما حالا به‌نظر می‌رسید طرح به دقت ریخته‌شده‌ی مخفی‌‌شدنش از هم می‌پاشد. محافظان بن لادن از قدیم دو برادر عضو القاعده با رگ و ریشه‌ی خانوادگی در همان حوالی بودند. دو برادر تمام کارهای بن لادن را انجام می‌دادند، از خرید در بازارهای محلی تا انتقال تذکاریه‌های طولانی او به سایر رهبران القاعده.

    اما محافظان بن لادن از فرار از خطراتی که محافظت و خدمت به تحت تعقیب‌ترین مرد جهان با خود همراه آورد خسته شده بودند. بن لادن برای یکی از همسران خود اعتراف کرده بود که برادران «خسته شده‌اند» و قصد ترک دارند. اوضاع به حدی خراب شد که بن لادن در ۱۵ جنوری نامه‌ای رسمی به هردو برادر نوشت ــ به‌رغم این واقعیت که همه یک‌جا زندگی می‌کردند ــ و اذعان نمود که درک می‌کند آن‌ها چقدر از دستش عصبانی هستند. او در آن نامه از دو برادر تقاضا کرد که تا پیداشدن محافظ و مخفی‌گاه جدید به او مهلت بدهند (حویلی به نام یکی از برادران ثبت است). بن لادن کتبا با دو برادر توافق کرد که تا اواسط جولای از یکدیگر جدا شوند.

    با این‌حال بن لادن هرگز مخفی‌گاه جدید پیدا نکرد. او به همراه پسرش خالد، دو محافظش و همسران یکی از آن‌ها در حمله نیروهای امریکایی به مخفی‌گاه وی در ۲ می ۲۰۱۱ کشته شدند. این عملیات نه‌تنها جهان را از شر یک مغز متفکر تروریستی خلاص کرد، بلکه در نتیجه‌‌ی آن حدود ۴۷۰ هزار فایل کامپیوتری که روی ۱۰ هارد دیسک، پنج کامپیوتر و حدود صد یواس‌بی فلش درایو و دیسک ذخیره شده بود به‌دست آمد.

    برای شناختن مردی که حملات ۱۱ سپتامبر به نیویورک و واشنگتن را کارگردانی و مسیر سیاست خارجی دو دهه بعد امریکا را تعیین کرد، منبعی بهتر از این اسناد که شامل هزاران صفحه از نامه‌های محرمانه و تذکاریه‌های سری وی است، وجود ندارد. این اسناد از پایان سال ۲۰۱۷ به این سو به‌صورت کامل در وب‌سایت اداره اداره‌کننده اطلاعات ملی در دسترس قرار دارد.

    در میان این اسناد دفترچه‌ای دست‌نگاشته از دو دختر بن لادن است که در آن وقایع آخرین هفته‌های زندگی بن لادن ثبت شده است. رمزگشایی و خوانش متن این دفتر روزانه دشوار است و بنابراین قبلا خیلی مورد توجه روزنامه‌نگاران و پژوهش‌گران قرار نگرفته بود. اما این دفترچه همراه با سایر اسناد به‌دست‌آمده از ایبت‌آباد به حل معماهای مهم در مورد بن لادن و القاعده کمک می‌کند.

    بهار عربی، گیجی و سردرگمی

    اوایل سال ۲۰۱۱ و چند هفته قبل از حمله‌ی نیروهای امریکایی به حویلی در منطقه ایبت‌آباد، بن لادن که اواسط دهه ششم عمر خود به سر می‌برد بی‌قرار بود. به‌نظر می‌رسید تاریخ او را نادیده می‌گیرد. بهار عربی خاورمیانه را فرا می‌گرفت. وقایع مرتبط با آن به باور بن لادن مهم‌ترین وقایع خاورمیانه‌ی چند قرن پسین بودند. با این‌وجود صدها هزار معترض که جان خود را برای اعتراض در مصر و لیبیا به خطر انداختند، نه پرچم القاعده را حمل کردند و نه صدای القاعده برای جهاد خشونت‌آمیز را لبیک گفتند. آن‌ها خیلی ساده خواهان حقوق اولیه خود به عنوان بشر بودند. بن لادن نمی‌دانست چگونه واکنش نشان دهد.

    ام حمزه، همسر بزرگ بن لادن، در همان زمان به پاکستان آمده و به بن لادن ملحق شده بود. بن لادن ام حمزه را همتای فکری خود می‌دانست. او هشت سال از بن لادن بزرگ‌تر بود، دکترای روان‌شناسی کودک داشت و از دانش قرآنی عمیق برخوردار بود. ام حمزه اندکی بعد از حملات ۱۱ سپتامبر به ایران گریخته بود و یک دهه را در حبس خانگی گذرانده بود. حالا بن لادن معتقد بود که ام حمزه می‌تواند به وی در حل یک مشکل کمک کند. مشکل این بود که پشت انقلاب‌های بهار عربی عمدتا لیبرال‌ها قرار داشتند. آیا بن لادن با وجود این واقعیت می‌توانست خودش را به عنوان رهبر جنبش بهار عربی ارائه کند؟

    در هفته‌های منتهی به کشته‌شدنش، بن لادن تقریبا هر روز جلسات خانوادگی برگزار می‌کرد تا در مورد واکنشش به بهار عربی بحث و تبادل نظر کنند. این بحث‌ها با ام حمزه و سیحام، همسر بزرگ دوم بن لادن صورت می‌گرفت. سیحام شاعر، روشن‌فکر و دارای مدرک دکترای دستور زبان و ادبیات قرآنی بود و اغلب نوشته‌های بن لادن را ویرایش می‌کرد. سیحام و ام حمزه مشاوران فکری جدایی‌ناپذیر بن لادن بودند.

    دو دختر بن لادن جلسات خانوادگی را یادداشت می‌کردند؛ یادداشت‌هایی که نشان می‌دهد بن لادن، همسران بزرگش و فرزندان بزرگ‌سالش از فقدان ایده‌ها و پیروان القاعده در قیام‌های مدیترانه گیج بودند. برپایه این یادداشت، روزی یک عضو خانواده از بن لادن می‌پرسد: «چرا از القاعده هیچ نامی برده نمی‌شود؟» بن لادن به طور خلاصه و کمی با لحن دفاعی پاسخ می‌دهد: «برخی از تحلیل‌گران از القاعده نام می‌برند.»

    بن لادن نزد خانواده خود شکایت داشت که او در سال ۲۰۰۴ بیانیه‌ای را منتشر کرد و از پیروان خود خواست که«حاکمان عرب را بازخواست کنند» [اما] حالا می‌بیند نادیده گرفته شده. ام حمزه می‌گوید: «امکان دارد بیانیه شما یکی از دلایل قیام‌های بهار عربی باشد؟» اما می‌دانیم که اینطور نبود. حتا اعضای خانواده بن لادن «به طور مبهم و سربسته» از این واقعیت آگاه بودند. روزی یکی از آن‌ها با اشاره به انقلا‌ب‌‌های عمدتا مسالمت‌آمیز بهار عربی می‌پرسد: «آیا این‌که چنینی چیزی بدون جهاد اتفاق افتاد تأثیر منفی خواهد داشت؟»

    بن لادن در ۱۰ مارچ ۲۰۱۱ از دو زن بزرگ خود و دو دختر بزرگ‌سال خود می‌خواهد نظر خود را بیان کنند: «من می‌خواهم نظر شما را در مورد آنچه در اخبار بعد از ظهر مشاهده کردید بدانم.» آن‌ها توصیه می‌کنند که او باید یک سخنرانی طولانی برای انتشار آماده کند. خانواده‌اش معتقد بودند که سخنان بن لادن می‌تواند مسیر بهار عربی را تغییر دهد.

    معذرت‌خواهی از مسلمانان

    به عنوان بخشی از پیام‌رسانی عمومی خود، بن لادن به طور جدی در نظرداشت از طرف القاعده و متحدانش از مسلمانان ــ نه «امریکایی‌های منفور» ــ به نحوی عذرخواهی کند. بن لادن به خوبی می‌دانست که بعد از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ گروه‌های متحد القاعده ــ برای مثال القاعده در عراق، الشباب در سومالیا و طالبان در پاکستان ــ هزاران غیرنظامی مسلمان را کشته بودند و این رفتارها این تصور را که القاعده به نمایندگی از همه‌ی مسلمانان، یک جنگ مقدس را پیش می‌برد، از بین برده بود.

    حالا بن لادن به دنبال بازگرداندن جایگاه القاعده در جهان اسلام به عنوان سازمانی بود که خودسرانه غیرنظامیان مسلمان را نمی‌کشد. او به یکی از دستیاران ارشد خود نوشت که قصد دارد بیانیه‌ای صادر کند و در آن در مورد «شروع یک مرحله جدید برای اصلاح اشتباهات ما» بحث کند. «برند القاعده» در ذهن بن لادن به حدی خراب شده بود که او حتی درنظرداشت نام این گروه را تغییر دهد. بن لادن به دنبال القاعده‌ای مهربان‌تر و ملایم‌تر بود.

    اما هدف بن لادن از این تغییر، توقف‌ برنامه‌ریزی برای انجام حملات تروریستی بیشتر علیه اهداف متعلق به ایالات متحده نبود. در واقع با نزدیک‌شدن دهمین سالگرد حملات یازدهم سپتامبر، بن لادن مشتاق بود تا با یک حمله تماشایی دیگر این روز را یادگار نگه دارد. او به دستیاران خود گفت که «به دنبال عملیات مؤثری است که انشاالله تأثیرش از ۱۱ سپتامبر بیشتر باشد.» او توضیح داد که کشتن باراک اوباما، رییس‌جمهور وقت امریکا از اولویت اصلی‌ است اما جنرال دیوید پترائوس، فرمانده وقت نیروهای امریکایی در افغانستان، را نیز در نظر دارد. بن لادن به تیم خود گفت که خودشان را با توطئه علیه جو بایدن، معاون اوباما، به زحمت نیندازند چون از نظر بن لادن، جو بایدن برای کرسی ریاست‌جمهوری ایالات متحده «کاملا غیرآماده» بود.

    دوستان و دشمنان: پاکستان، طالبان، ایران

    مخفی‌گاه بن لادن در ایبت‌آباد از یک مدرسه نظامی پاکستانی که همتای آکادمی نظامی وست پوینت ایالات متحده دانسته می‌شود، فاصله چندانی نداشت. به همین دلیل و دلایل متعدد دیگر، بسیاری از ناظران معتقدند که بن لادن حتما از حمایت مقامات یا افسران ارتش پاکستان برخوردار بوده.

    با این وجود، هزاران صفحه سند و مدرک به‌دست‌آمده از مخفی‌گاه بن لادن حاوی چیزی نیست که این ایده را تأیید کند که بن لادن توسط مقامات پاکستانی محافظت می‌شد یا با آن‌ها در ارتباط بود. این اسناد درست برعکس این ایده را نشان می‌دهد: در این اسناد ارتش پاکستان «مرتدین» توصیف شده و از «فشار شدید پاکستان» بر بن لادن شکایت شده است. این اسناد همچنین شامل طرح‌هایی برای حمله علیه اهداف متعلق به ارتش پاکستان است.

    البته رهبران القاعده در تابستان سال ۲۰۱۰ در رابطه به مذاکره با حکومت پاکستان رایزنی کردند. نمایندگان القاعده‌ی  بن لادن با رهبران طالبان پاکستانی ــ که با سرویس استخباراتی ارتش پاکستان ارتباط خود را حفظ کرده بودند ــ تماس برقرار کردند تا ببینند که آیا القاعده می‌تواند با حکومت پاکستان بر سر آتش‌بس مذاکره کند یا خیر. اما این مذاکرات بدون آتش‌بس پایان یافت.

    از سوی دیگر، القاعده در آن‌زمان با طالبان در افغانستان همچون گذشته روابط نزدیکی داشت. تطهیرکنندگان طالبان ادعا می‌کنند که این گروه سال‌ها پیش با القاعده قطع رابطه کرده، اما این موضع‌گیری برای ازسرگیری مذاکرات صلح طالبان با ایالات متحده بود و واقعیت ندارد (ایالات متحده از طالبان خواسته بود که در ازای خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان القاعده را رد و قطع رابطه کنند).

    اسناد ایبت‌آباد نشان می‌دهد که القاعده و طالبان هیچ‌گاه قصد نداشتند روابط خود را قطع کنند. در واقع القاعده روابط دوستانه‌ای با طالبان برقرار کرده و با این گروه در تأمین مالی و اجرای عملیات‌های نظامی‌ همکاری می‌کرد. براساس این اسناد، افراد بن لادن یک دیپلمات افغانستان را در پاکستان می‌ربایند و سپس در سال ۲۰۱۰ وی را در ازای پنج میلیون دالر آزاد می‌کنند. براساس این اسناد، القاعده «مبلغ بزرگی» از این پول را به شاخه‌ای از طالبان موسوم به شبکه حقانی می‌دهد. سراج‌الدین حقانی، یکی از رهبران این شبکه اکنون رهبر شماره دو طالبان است.

    اسناد ایبت‌آباد همچنین به درک روابط تیره‌ی القاعده با حکومت ایران کمک می‌کند. برخی از رهبران القاعده و اعضای خانواده بن لادن از جمله ام حمزه، پس از ۱۱ سپتامبر به مدت یک دهه در ایران در حبس خانگی به‌سر می‌بردند. این اسناد فاقد شواهدی است که نشان دهد القاعده و ایران تا آن‌زمان برای کدام حمله‌ای همکاری کرده باشند. در عوض، این اسناد حاکی از بی‌اعتمادی شدید بن لادن به رژیم ایران است و در آن برخی اتفاقاتی که این بی‌اعتمادی را تشدید کرده بوده نیز ثبت شده است.

    برای مثال، براساس یادداشتی که یکی از اعضای القاعده به بن لادن فرستاده، نیروهای ویژه ایرانی با لباس سیاه و ماسک در ۵ مارچ ۲۰۱۰ به بازداشت‌گاه اعضای القاعده در ایران حمله می‌کنند. در این بازداشت‌گاه برخی از اعضای خانواده بن لادن و رهبران القاعده نگهداری می‌شدند. سربازان ایرانی بازداشت‌شدگان از جمله اعضای گروه بن لادن را لت‌وکوب می‌کنند. در همان زمان بن لادن به دستیار ارشد خود می‌نویسد: «نباید به ایرانیان اعتماد کرد.»

    رهبرِ بی‌خبر از شکست استراتژیک سازمان

    پس از حمله ایالات متحده به افغانستان بسیاری از رسانه‌های خبری و سرویس‌های اطلاعاتی تصور می‌کردند که بن لادن در غاری دورافتاده زندگی می‌کند و ارتباطاتش با فرماندهانی که شاخه‌های القاعده را از طرف وی اداره می‌کنند، قطع است. اما اسناد ایبت‌آباد نشان می‌دهد که رهبر القاعده حتا در آخرین هفته‌های عمر خود سازمان القاعده را خودش اداره می‌کرد.

    بن لادن در تصمیم‌گیری‌های مهم پرسنل القاعده عمیقا دخیل بود و به پیروان خود در خاورمیانه و آفریقا مشوره استراتژیک می‌داد. در سال ۲۰۱۰، القاعده در شبه‌جزیره عربستان یک روحانی امریکایی-یمنی به نام انور العولقی را به عنوان رهبر احتمالی جدید خود معرفی کرد، اما بن لادن این تصمیم را رد کرد. رهبران القاعده در یمن ایده تأسیس «دولت اسلامی» در یمن را مطرح کردند. بن لادن در تذکاریه‌ای بدون تاریخ به آن‌ها گفت که زمان این کار هنوز فرا نرسیده است. رهبران القاعده در یمن خواسته بن لادن را پذیرفتند. بن لادن در نامه‌ای که در ۷ آگست ۲۰۱۰ نوشته شده، از گروه تروریستی الشباب در سومالی می‌خواهد که به طور علنی خود را به عنوان شاخه‌ای از القاعده معرفی نکند، و این گروه نیز به این دستور عمل می‌کند.

    با همه‌ی این مدیریت ذره‌بینی، اسناد ایبت‌آباد بن لادن را به عنوان رهبری به تصویر می‌کشد که هیچ اطلاعی ندارد که شاهکارش، یعنی حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر، واکنش چشم‌گیری داشته. بن لادن مرتکب یک اشتباه رایج شد. آن این بود که به پروپاگاندای خودش باور کرده بود. او باور کرده بود که ایالات متحده «ببر کاغذی» است که پس از حملات ۱۱ سپتامبر خاورمیانه را ترک می‌کند و در پی آن رژیم‌های موردحمایت واشنگتن، مانند عربستان سعودی، دومینو وار سقوط خواهند کرد.

    اما پس از ۱۱ سپتامبر ایالات متحده در هفت کشور مسلمان ــ افغانستان، عراق، لیبیا، پاکستان، سومالیا، سوریه و یمن ــ علیه گروه‌های تروریستی جهادی عملیات‌های نظامی به راه انداخت. هرچند این پیکارها قطعا پرهزینه بوده ــ تا امروز حدود شش تریلیون دالر هزینه مالی و بیش از ۷ هزار کشته نظامی امریکایی و صدها هزار کشته غیرنظامی داشته است ــ اما به هیچ وجه «عقب‌نشینی»‌ای‌ که بن لادن انتظارش را داشت، نبوده‌اند. پس از ۱۱ سپتامبر، درحالی‌که پایگاه‌های امریکایی در منطقه گسترش یافت، القاعده ــ که معادل عربی «پایگاه» است ــ بهترین پایگاه خود را در افغانستان از دست داد.

    دو دهه از ۱۱ سپتامبر گذشته و سرانجام حالا ایالات متحده از افغانستان و تا حدی از عراق خارج می‌شود. افغانستان و عراق کشورهایی هستند که بن لادن هرگز حضور امریکا را در آن‌ها تصور نکرده بود. برعلاوه، ایالات متحده پایگاه‌های بزرگی را در کشورهایی مانند بحرین، کویت، قطر و امارات متحده عربی ایجاد و حفظ کرده است. حملات ۱۱ سپتامبر به حضور ایالات متحده در خاورمیانه پایان نداد. بلکه برعکس، به گسترش و تقویت این حضور منجر شد.

    اسامه بن لادن از جمله معدود افرادی است که می‌توان گفت مسیر تاریخ را تغییر داد، اما نتیجه تغییر چیزی نبوده که بن لادن می‌خواست. در سال ۲۰۱۱، با نزدیک‌شدن دهمین سالگرد حملات یازدهم سپتامبر، هدف اصلی بن لادن انجام یک حمله تروریستی تماشایی دیگر علیه ایالات متحده بود. اما کشته شد. درحالی‌که می‌دانست ناکام مانده.

    این مقاله بخشی از کتاب جدید آقای برگن تحت عنوان «ظهور و سقوط اسامه بن لادن» است که در ۳ آگوست منتشر خواهد شد. آقای برگن معاون اندیش‌کده «نیو امریکا»، استاد دانشگاه ایالتی آریزونا و تحلیل‌گر امنیت ملی سی‌ان‌ان است.

    منبع: وال استریت جورنال

    ترجمه: اطلاعات روز

  • سناتور اخلاقی: مردم از عقبه طالب در هراسند/ طالبان امروز خطرناک تر از دیروز است

    سناتور اخلاقی: مردم از عقبه طالب در هراسند/ طالبان امروز خطرناک تر از دیروز است

    اوضاع کنونی افغانستان متاثر از دو عامل «مذاکرات صلح دوحه و جنگ شدید در میدان» می باشد. هیات طالبان در مذاکرات بین الافغانی دوحه هنوز بر پیش شرط های قبلی خود برای آتش بس تاکید می کنند و در تازه ترین مورد آزادی هفت هزار زندانی خود از زندان های افغانستان و خروج نام رهبرانشان از لیست سیاه سازمان ملل» را خواستار شده اند.

    در میدان جنگ هم این گروه حملات تهاجمی شان را افزایش داده و مناطق و ولسوالی های زیادی را به تصرف خود درآورده اند.

    زور آزمایی حکومت و طالبان در میدان جنگ و میز مذاکره همچنان ادامه دارد و پیش بینی آینده در افغانستان در هاله ای از ابهام قرار گرفته است.

    غلام عباس اخلاقی، نماینده ولایت بلخ در مجلس سنا، در این ارتباط به خبرگزاری رها می گوید یکی از عوامل تقویت کننده طالبان توافق نامه صلح امریکا با طالبان در دوحه قطر در زمان ترامپ بود. امریکا در این توافق نامه صلح که پشت درهای بسته و بدون حضور دولت افغانستان صورت گرفت به طالبان وعده سپرده بود زندانیان این گروه را از زندان های افغانستان آزاد می کند. در این راستا و تحت فشار امریکا پنج هزار زندانی طالبان که از خطرناک ترین جنگجویان طالبان بودند از زندان آزاد شدند. این زندانیان آزاد شده نه تنها خود به صفوف جنگ با نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان بازگشتند که در جلب و جذب نیرو برای این گروه نیز نقش مهمی ایفا نمودند. 

    به گفته آقای اخلاقی آزادی پنج هزار زندانی طالبان از لحاظ نیروی انسانی این گروه را در جنگ قوی تر ساخت.

    شمال و شمال شرق برای طالبان اهمیت زیادی دارد

    پیشروی های این روزهای طالبان در مقایسه با دیگر ولایات بیشتر در ولایات شمال و شمال شرق افغانستان صورت می گیرد و این گروه تمرکز ویژه ای به  تصرف ولایات شمالی دارند. 

    نماینده ولایت بلخ در مجلس سنا در این مورد می گوید ولایات شمالی همواره در سقوط حکومت ها نقش داشته است: جهاد افغانستان در شمال پیروز شد، حکومت نجیب به واسطه نیروهای جهادی عمدتا از شمال سقوط کرد در زمان امارت اسلامی که طالبان نزدیک به نود درصد از خاک افغانستان را تصرف کرده بودند، این نیروهای ائتلاف شمال و ولایات شمالی بود که در مقابل طالبان مقاومت کردند. 

    خروج امریکا به طالبان اعتماد به نفس داد

    تشدید جنگ از سوی طالبان و تصرف مناطق متعدد از سوی این گروه درست همزمان با خروج نیروهای امریکا از افغانستان شروع شد.

    نماینده ولایت بلخ در مجلس سنا می گوید خروج امریکا همان طور که بسیاری از مقامات خود امریکا نیز اعلام کرده اند از آنجایی که به یک باره و شتابزده صورت گرفت به طالبان اعتماد به نفس و روحیه کاذب داد. امریکا بیش از حد طالبان را بزرگ نمایی نمود. طالبان برخلاف مفاد توافق نامه صلح با امریکا نه تنها ارتباط خود با القاعده و دیگر گروه های تروریستی را قطع نکرده که ارتباط تنگاتنگی با آنها دارد: طالبان در شمال و شمال شرق و حتی سراسر افغانستان با القاعده مناسبات نزدیک دارد و در جنگ در کنار یکدیگر هستند.

    پایگاه های داعش و القاعده در سرپل و بدخشان

    حضور و فعالیت گروه های تروریستی در افغانستان در حال حاضر در مقایسه با گذشته افزایش یافته است و علاوه بر طالبان، داعش و القاعده نیز در افغانستان حضور و فعالیت دارند.

    عضو مجلس سنای افغانستان در این مورد می گوید داعش و القاعده در دو ولایت سرپل و بدخشان پایگاه دارند: داعش در این دو ولایت صدها نیروی خود از کودک هشت ساله گرفته تا بزرگ سال را آموزش می دهد، روی عقاید آنها برای انجام حملات انتحاری و انفجاری کار می کند، نیروهای خود آموزش نظامی می دهد و از تسلیحات پیشرفته ای برخوردار است. داعش از کودکان برای حملات انتحاری و از کهن سالان برای تبلیغ و جذب نیرو استفاده می کند.

    طالبان امروز خطرناک تر از دیروز

    طالبان در کنار تشدید جنگ برای تصرف ولسوالی ها و مناطق بیشتر در بخش تبلیغات نیز بسیار فعال عمل می کنند. فرماندهان این گروه مدعی ند بسیاری از مناطق را بدون جنگ و از طریق مذاکره با ریش سفیدان و بزرگان محلی تصرف کرده اند. این گروه سعی می کند این طور القا کند که نسبت به گذشته تغییر کرده اند.

    به گفته عضو مجلس سنای افغانستان عامل اصلی که سبب بسیج عمومی مردم علیه طالبان شده وجود داعش پشت سر طالب می باشد.

    نماینده ولایت بلخ در مجلس سنا اما در این مورد می گوید طالبان امروز به مراتب خطرناک تر از طالبان دهه هفتاد هستند: در دهه هفتاد تاثیر القاعده بر طالبان بسیار ناچیز بود اما امروز داعش و القاعده تاثیر زیادی بر طالبان دارند. عملکرد و رفتار طالبان در مناطق تحت کنترل شان در افغانستان نشان می دهد که از داعش تقلید می کنند. اینکه طالب دختران جوان و زنان بیوه را شناسایی و به عقد فرماندهان و نیروهای خود در می آورد در همین راستا قابل توجیح است. طالبان در اعلامیه شان به مردم گفته اند که زنان بدون محارم از خانه خارج نشوند و حتی دکان داران به زنان بدون محارم حتی مایحتاج خانه را نفروشند. این گروه حتی به آزادی بیان آن طور که اسلام ناب محمدی گفته عمل نمی کنند و ترور ده ها خبرنگار از سوی این گروه موید خلق و خوی وحشیانه طالبان در برخورد با آزادی بیان نشان می دهد که تغییری در اندیشه این گروه رخ نداده است.

    آقای اخلاقی تاکید می کند طالبان تنها شعارهای خود را تغییر داده اند نه روش و برخورد خود را. طالبان از گذشته بدتر شده اند و اگر بر افغانستان مسلط شوند، فجایع به مراتب خطرناک تر از گذشته انجام خواهند داد.

    پاکستان، همچنان حامی طالبان

    به گفته داکتر محب الله محب مشاور امنیت ملی افغانستان قرار است پانزده هزار نیروی تازه از مدارس دینی پاکستان به صفوف جنگ در افغانستان ملحق شوند.

    نماینده ولایت بلخ در مجلس سنا در این مورد نیز می گوید در گذشته نیز براساس اسناد موجود نزدیک به ده هزار طالب از مدارس پاکستان به میادین جنگ طالبان در افغانستان پیوسته بود. کشته ها، زخمی ها و دستگیر شدگان طالبان در میادین جنگ به خوبی حضور پاکستانی ها در بین طالبان را تایید می کند.

    به گفته آقای اخلاقی پاکستان چندی پیش از انجام عملیات هواپیماهای قوای هوایی افغانستان در بندر سپین بولدک جلوگیری کردند، زخمی های طالبان در پاکستان تداوی می شوند و تقویت طالبان توسط طلبه های مدارس دینی پاکستان در آینده نیز ادامه خواهد یافت.

    این عضو مجلس سنا تاکید می کند تسلط طالبان بر بنادر، معادن و شاهراه های افغانستان که در شرایط کنونی بیشتر شده بیش از پیش این گروه را قوی می سازد. تصرف بزرگراه جوزجان-بلخ که به بندر آقینه منتهی می شود، حضور طالبان در چشمه شیر ولایت بغلان که سمنگان و نه ولایت دیگر را به یکدیگر متصل می کند و در نهایت به بندر حیرتان منتهی می شود، تسلط طالبان بر معادن زغال سنگ دره صوف و کنترل معادن ولایت بدخشان، تصرف گمرک اسلام قلعه و سپین بولدک همه و همه عواید مالی طالبان را افزایش می دهد.

    به گفته آقای اخلاقی در صورتیکه جامعه جهانی، همسایه های افغانستان و کشورهای منطقه برای جلوگیری از به قدرت رسیدن دوباره طالبان در افغانستان اقدامات لازم را انجام ندهند، در آینده متحمل زیان های بزرگی خواهند شد.

  • ملل متحد تداوم رابطه طالبان با القاعده را تایید کرد

    ملل متحد تداوم رابطه طالبان با القاعده را تایید کرد

    در گزارش تیم نظارت سازمان ملل متحد آمده است که گروه تروریستی القاعده حد اقل در ۱۵ ولایت شرقی، جنوبی و جنوب‌شرقی افغانستان تحت حفاظت طالبان حضور دارد و همچنان گروه القاعده شبه‌قارۀ هند در ساحات تحت تسلط طالبان در قندهار، هلمند و نیمروز فعالیت است.
    گزارش همچنان می‌افزاید طالبان در حملات اخیر خویش در شمال افغانستان، اعضای گروه‌های تروریستی آسیای مرکزی از جمله گروه جهاد اسلامی را نیز با خود همراه ساخته‌اند. جنبش اسلامی ترکستان شرقی که با القاعده همسویی دارد و علیه دولت چین می‌رزمد نیز در بدخشان حضور و فعالیت دارند.
    دولت افغانستان با تاکید بر قطع روابط طالبان با سایر گروه‌های تروریستی از مستندسازی تداوم روابط طالبان با سایر گروه‌های تروریستی منطقه‌‌ای و بین‌المللی در افغانستان توسط شورای امنیت سازمان ملل قدردانی کرده و فعالیت این گروه‌ها را در تبانی با طالبان، تهدیدی جدی برای منطقه و جهان می‌داند.
    وزارت خارجه کشور نیز با برگزاری نشست فوق‌العادۀ شورای عالی حقوق بشر و اعزام هیئت حقیقت‌یاب سازمان ملل به منظور بررسی و پیگیری تخطی‌ها و جنایات ضدبشری طالبان تأکید کرده است.

  • محب: بیش از 15 هزار جنگجوی تازه طالبان قرار است از مدارس پاکستان وارد افغانستان شوند

    محب: بیش از 15 هزار جنگجوی تازه طالبان قرار است از مدارس پاکستان وارد افغانستان شوند

    مشاور شورای امنیت ملی بیان داشت: «امسال دستکم ۱۰ هزار نفر از مدرسه‌های پاکستان برای جنگ وارد خاک افغانستان شده اند. گزارش‌های اطلاعاتی نشان می‌دهند که قرار است بیش از ۱۵هزار جنگجوی تازه به افغانستان بیایند.»

    محب ارتش پاکستان را به پشتیبانی نظامی، مالی و عاطفی از طالبان متهم کرد و تاکید کرد که طالبان هیچگاه راهشان را از گروه‌های هراس افکن جدا نکرده اند.

    وی گفت: «تحریک اسلامی ازبکستان همکار طالبان است، در حالی که با داعش بیعت کرده است. این سه گروه با هم در بی ثبات کردن افغانستان همکاری می‌کنند. ما نمی‌توانیم این گروه‌ها را از هم مجزا بدانیم. عدم قطع رابطه طالبان با گروه‌های هراس افکن چندین بار از سوی حکومت افغانستان با بازداشت کردن اعضای گروه القاعده در ساحات زیر حاکمیت طالبان، اثبات شده است.»

    مشاور شورای امنیت ملی افزود: «ما شاهد مذاکرات جدی از سوی طالبان نبوده ایم. آن‌ها می‌خواهند از این مذاکرات به عنوان پیشبرد آجندای نظامی و همچون لابی برای اهداف نظامی خود استفاده کنند.»

    گفتنی است که طالبان حملات خود را در ماه‌های گذشته شدت بخشیده و ده‌ها ولسوالی تحت اداره این گروه درآمده است.

  • آمریکا برای فرار از مسئولیت های پسا دو دهه جنگ افغانستان را ترک کرد

    آمریکا برای فرار از مسئولیت های پسا دو دهه جنگ افغانستان را ترک کرد

    آمریکا کشوری است که در تاریخ خود به هر سرزمینی که هجوم برده است، پایبند به قوانین آن سرزمین نبوده و به عنوان یک کشور تجاوزگر بوده است.

    امریکا در افغانستان طی دو دهه جنگ ناکام بوده، در هیچ عرصه موفق نبوده، در دهه دوم شکست را پذیرفته، دست به خرابکاری هایی زده و شرایط را برای خروج از باتلاقی که خود برای سربازانش ساخته بودند را آماده کرده است.

    امریکا در دهه دوم حضور خود در افغانستان به حمایت از گروه داعش در افغانستان پرداختند که ناموفق بودند و پس از آن با گروه طالبان به نام پروسه صلح بازی کردند، طالبان را رشد دادند و در آخر زمینه را برای گروه سومی آماده کردند که شامل القاعده، طالبان و داعش می باشند. معلوم نیست پرچم و نام آنها چه می باشد.

    آمریکا باور به افغانستان آزاد و آرام ندارد چون افغانستان را باتلاقی برای جنگ نیابتی خود، عربستان و اسرائیل می داند. این کشور ها در سوریه در مقابله با ایران و روسیه شکست خوردند و این شکست را می خواهند در افغانستان جبران کنند. در افغانستان با این گروه های افراطی که معلوم نیست نامش را چه میگذارند می خواهند شکست خود را جبران کند. این گروه ها که شامل جنگجویان آسیای میانه، اویغور های چینی و اعرابی که در سوریه و عراق و یمن عضو گروه داعش بودند، می شود. امریکا با استفاده از این گروه ها می خواهند کشور های آسیای میانه که تحت نظر و حمایت روسیه هستند و مخصوصا ایران را تحت فشار امنیتی قرار بدهد.

    نعیم حیدری

  • پایان طولانی ترین جنگ امریکا در افغانستان/آیا ارزشش را داشت؟

    پایان طولانی ترین جنگ امریکا در افغانستان/آیا ارزشش را داشت؟

    «جنگ ابدی» امریکا در افغانستان از آغازش در اول ‏این قرن تا حال، با مرگ سه فرمانده رو به پایان است. این ‏هفته اما؛ جو بایدن، قرار است رییس‌جمهوری باشد که ‏نقش ایالات متحده در این درگیری خونین و غیر قابل ‏گشایش را به پایان می‌رساند.‏

    بیست سال پس از حمله‌های یازده‌ی سپتمبر -که توسط ‏القاعده از خاک افغانستان نقشه کشیده شده بود و ‏ایالات متحده را به گورستانی از امپراتوری‌های شکست‌خورده کشاند- چندین منبع نظامی، به سی‌ان‌ان، گفتند ‏که خروج امریکا طی چند روز به پایان خواهد رسید. حدود ‏‏۱۰۰۰ سرباز، می‌توانند برای محافظت از سفارت امریکا ‏در کابل و  فرودگاه، باقی بمانند. این نقطه‌ی عطفی‌ست برای حکومت شکننده و نیروهای مسلحش که بر آنند ‏تا جنگ دایمی -که قبل از ورود امریکا آغاز شد و بعد ‏از خروجش هم ادامه خواهد داشت- را پیش ببرند.‏

    عملیات امریکایی اما که توسط رییس‌جمهور جورج ‏دبلیو بوش هنگام ویران‌شدن برج‌های دوگانه‌ی نیویورک ‏و پنتاگون آغاز شد، عملا به پایان رسیده است.‏

    از دید فراخ‌تر استراتژیک، خروج نیروها بیان‌‏کننده‌ی کم‌رنگ‌شدن پدیده‌ی جنگ در برابر تروریزم به عنوان ‏یک اولویت غالب است که به باور ایالات متحده و ‏رهبران متحدش، قرار بود اصل سازمان‌دهنده‌ی روابط بین‌‏الملل در دهه‌های آینده باشد. سال‌ها جنگ در خارج از ‏کشور، سلطه‌ی امریکا را کاهش داد و به شعله‌ورشدن ‏اختلافات داخلی دامن زد که باعث شد جای پای ‏جهانی ایالات متحده به لرزه بیفتد. دوره‌ی جدیدی که از رقابت ‏قدرت‌های بزرگ، با ظهور چین و خصومت روسیه قابل ‏تشخیص است، اکنون بیش‌تر از همه چیز واشنگتن را نگران ‏می‌کند.‏

    همه‌گیری کوید-۱۹، صدها هزار امریکایی را بیش‌تر ‏از تروریزم کشته است.‏

    پس از سال‌ها در تنگناقراردادن کامل هراس‌افگنان، ‏نبردهای تلخ زمینی، اعمار ملت، بی‌توجهی ایالات متحده و ‏سپس عزم راسخش، حملات ضدشورشی، مذاکره با طالبان و ‏سهل‌گرفتن [مذاکرات]، ایالات متحده بیرون خواهد شد ‏و بسیاری از شهرواندان، تعجب می‌کنند که چرا ‏امریکایی‌ها هنوز در افغانستان بوده ‌اند.‏

    تا زمانی که اوضاع در کابل واقعا بدتر نشود، هیچ ‏صحنه‌ای شبیه به آن چه در سایگون پس از جنگ ویتنام ‏-که چرخ‌بال‌هایی از سقف سفارت امریکا بلند شدند-، دیده ‏نخواهد شد. این درگیری به حدی ادامه یافت که ‏تعدادی از سربازان امریکایی، فرزندان خود را به ‏همان میدان نبردی اعزام کردند که خودشان رفته ‏بودند. از دید بیش‌تر شهروندان امریکا، این جنگ عمدتا پایان ‏می‌یابد؛ اما درست مثل جنگ درازمدت قبلی، هیچ ‏رژه‌ی پیروزی دیده نمی‌شود، فقط فرسودگی است، ‏مجموعه‌ای از تهاجم‌ها و برنامه‌های شکست‌خورده‌ی ایالات ‏متحده و میلی شدید سیاسی برای تسلیم‌شدن. ‏

    بوش در اکتبر ۲۰۰۱ گفت: «این مأموریت خواست ما ‏نبود؛ اما ما آن را به سر خواهیم رساند.»‏

    بعد از دو دهه، بسیاری با این پرسش رو‌به‌رو اند ‏که؛ آیا ایالات متحده به قولش عمل کرد؟ این که پاسخ‌دادن به این پرسش چرا این اندازه دشوار است، نشان می‌دهد ‏که جنگ برای آن‌ها که می‌جنگیدند و جنگ را رهبری ‏می‌کردند تا چه میزان تجربه‌ی دلهره‌آوری بوده.‏

    این عزیمت بدون سروصدا، فاقد آن نمایش مهیجی‌ است که ‏بوش را به حمله علیه طالبان و القاعده واداشت. با ‏این وجود اما، اکنون لحظه‌ی مهمی در تاریخ امریکا ‏است. بیش‌تر از ۳۵۰۰ کشته از جنگ امریکا و متحدانش، ‏بسیاری دیگر که از نظر جسمی و روحی معلول اند و ‏ده‌ها هزار نیروی امنیتی افغانستان و غیرنظامی که از ‏بین رفتند، مستحق پس‌گرفتن حساب ‌اند‎.‎

    فصل جدید ایالات متحده

    خروج امریکا پس از حملات ۱۱ سپتمبر، آخرین پیوندها ‏با سال‌های پرفرازونشیب جنگ‌های امریکا در خارج ‏از کشور را قطع خواهد کرد؛ دوره‌ای که احساس امنیت ‏کشور در قاره‌ی خود را فروپاشاند، اعتبار جهانی آن ‏را متزلزل کرده و قانون اساسی را به چالش کشید‎.‎

    بایدن به عنوان رییس‌جمهوری که «طولانی‌ترین جنگ» ‏امریکا را پایان می‌دهد، برای این پاسخ‌ها و ‏اتفاقات بعدی مسؤول خواهد بود. جنگ افغانستان به ‏حدی از اذهان عمومی محو شده است که تقاضاهای زیادی ‏برای ترک وجود ندارد؛ اما پایان جنگ‌های خارجی از ‏اعتقاداتی بوده است که ترقی‌خواهان و رأی‌دهندگان ‏دونالد ترامپ را، به هم پیوند داده است.‏

    رییس‌جمهوری که به این‌ها پایان خواهد داد، سزاوار ‏ستایش خواهد بود. این امتیاز اما این پرسش را با ‏خود به هم‌راه می‌آورد که بایدن با اهداف سیاسی پیش ‏خواهد رفت، یا اهداف استراتژیک. سپس این پرسش نیز سبز می‌شود که؛ آیا ایالات ‏متحده در قبال میلیون‌ها افغانستانی تحت حمایت که در ‏آرمان دموکراسی خود پروراند و اکنون در آستانه‌ی ‏روبه‌روشدن با دوره‌ی تاریکی تازه‌ای زیر سلطه‌ی طالبان ‏فیودال روبه‌رو استند، مسئولیت دارد؛ طالبانی که در ‏میان مصیب‌های دیگر، دختران را از رفتن به مکتب باز می‌‏دارند. در واقع، حالا واشنگتن در تلاش شتاب‌زده‌ای ‏برای خروج مترجم‌ها و افغانستانی‌های دیگری که به نیروهای ‏امریکایی کمک کردنده اند، قرار دارد. ‏

    ‏ در داخل افغانستان، طالبان در حال پیش‌روی و به‌دست‌گرفتن مناطق در سراسر کشور استند. ترس محسوسی ‏از شکست دولت وجود دارد که می‌تواند ضربه‌ی مهلکی به ‏حیثیت امریکا بزند. در حالی که انتظار می‌رود ‏نیروهای امریکایی عملیات ضدهراس‌افگنانه‌ی خود را از ‏پایگاه‌های خارج از کشور، ادامه بدهند، برخی از ‏کارشناسان نظامی، نگران استند که چنین حملاتی به ‏اندازه‌ی حضور در میدان، مؤثر نباشد. عملیات ‏استخبارتی ایالات متحده نیاز به بازسازی خواهد ‏داشت.‏

    با این وجود، همه جنگ‌های خارجی، به رضایت افراد در ‏داخل کشور بستگی دارد. برداشت منطقی از دخالت ‏ایالات متحده –در اصطلاح معروف دوران بوش «مبارزه با ‏تروریست‌ها در آن سو به ‌جای این سو»- برای نسل جدید ‏سخت است‎.‎

    بایدن، که در مقام معاون رییس‌جمهور یکی از ‏مبارزان کم‌اشتیاق در جنگ علیه تروریزم در خارج از ‏کشور بود، او این قطع ارتباط را هنگام اعلام خروج ‏نیروهای امریکا در اپریل مجراسازی کرد. ‏

    بایدن، در اتاق معاهده‌ی کاخ سفید، جایی که بوش ۲۰ سال ‏قبل عملیات جنگی را از همان نقطه آغاز کرد، به ملت ‏گفت: «ما به دلیل حمله‌ی وحشت‌ناکی که ۲۰ سال پیش رخ ‏داده بود، به افغانستان رفتیم. این اما نمی‌تواند ‏توضیحی برای باقی‌ماندن در سال ۲۰۲۱ داشته باشد.»‏

    آیا ارزشش را داشت؟

    ‏ ‏این پرسش که آیا جنگ ارزشش را داشت، از نمای بخش ‏شصتم قبرستان ملی آرلینگتون -که صفوف کشته‌شدگان ‏جنگ‌های پس از یازدهم سپتامبر را در سینه خود جا ‏داده-، با آن چه در اتاق فکر بال غربی -ویست وینگ- ‏یا واشنگتن استريال تفاوت دارد.‏

    آن امریکایی‌های شجاعی که در اوایل جنگ از بین ‏رفتند، بیهوده نمردند.‏

    برای شروع، جنگ موفقیت‌آمیز بود. طی چند هفته، ‏القاعده به درک واصل شد. رویاهای دموکراسی پس از ‏نابودی طالبان توسط نیروهای ایالات متحده و اتحاد ‏شمالی برانگیخته شد. هرچند اسامه بن لادن یک دهه‌ی ‏دیگر هم زنده ماند تا این که آخرسر ایالات متحده ‏انتقام خود را از او در مخفی‌گاه پاکستان گرفت و ‏حملات هراس‌افگنانه‌ی گسترده‌ای که ترس رهبران ایالات ‏متحده را بر انگیخت، هرگز عملی نشد.‏

    اما هنگامی که دولت بوش توجه خود را به عراق متمرکز کرد، مبارزه کم‌رنگ شد و طالبان دوباره مجال تشکیل ‏گروه را یافتند. از آن به بعد، حملات و برنامه‌های ‏جدید امریکا برای ساختن نیروهای افغانستانی آشکار شد که ‏هیچ‌کدام موفقیت چشم‌گیری به دست نیاورد.‏

    اسناد محرمانه‌ی منتشرشده توسط واشنگتن‌پست در سال ،‏‏۲۰۱۹ نشان می‌دهد که مقامات ارشد امریکایی، ‏نتوانسته ‌اند در مورد جنگ با خود امریکایی‌ها واضح ‏باشند. آن‌ها دست به ارزیابی‌های خوش‌بینانه‌ای می‌زدند که ‏خود می‌دانستند نادرست است.‏

    به گزارش این روزنامه: «مقامات امریکایی تصدیق ‏کردند که استراتژی‌های جنگی آن‌ها بسیار ناقص است و ‏واشنگتن مبالغ هنگفتی روی تلاش برای بازسازی ‏افغانستان به یک کشور مدرن هدر داد.”»

    برای سال‌ها، افغانستان جنگی بود که ایالات متحده ‏توانایی پرداخت مالی آن را نداشت؛ اما آن چه فکر می ‌کرد این بود که توانایی مالی ترک آن را ندارد. ‏بایدن اما تصمیم برگشت‌ناپذیر خود برای پیش‌برد ‏مسؤولیت ترک‌کردن کشور که ترامپ آغازش کرده بود را ‏ادامه داد.‏

    بایدن در اپریل پرسیده بود: «زمان مناسب ترک‌کردن ‏کی خواهد؟ یک سال بعد؟ دو سال بعد؟ ده سال بعد؟ ده، ‏بیست، سی میلیارد دالر بیش‌تر بر میلیاردها دالری ‏که تا همین حالا مصرف شده، بیفزاییم؟”»

    بیشترین تردید‌هایی که رییس‌جمهورها با آن روبه‌رو ‏می‌شوند، تصامیم بد استند.‏

    اگر دولت کابل سقوط کند و مردم سلاخی شوند، این‌ها ‏همه زیر انظار بایدن خواهد بود. اگر دیپلمات‌های ‏ایالات متحده در یک قتل سیاسی که پلیس‌های تضعیف‌شده ‏مقصر آن دانسته می‌شوند، بمیرند، او با فاجعه‌ای ‏انسانی و سیاسی روبه‌رو خواهد شد.‏

    خطر لانه‌کرده در افغانستان پساایالات متحده، خطر ‏جدی‌ای است. جنرال آستین میلر، فرمانده ارشد امریکا ‏در افغانستان، روز سه‌شنبه به نیویورک‌تایمز، گفت ‏که جنگ داخلی می‌تواند [محتمل] باشد و این «باید ‏برای جهانیان نگران‌ننده باشد.» ‏

    پس از دهه‌ی ۱۹۸۰، هنگامی که ایالات متحده به ‏افغانستان پشت کرد و پس از مسلح‌کردن نیروهای ‏مجاهدین برای شکست‌دادن نیروهای شوروی، زمینه‌ی ظهور ‏پناه‌گاه هراس‌افگنانه‌ی هرج‌ومرج طلب را فراهم کرد، ‏کارشناسان خطر غافل‌شدن از کشور را هشدار می‌دهند. ‏نیروهای شاهین –هاوک- امنیت ملی به عقب‌نشینی بارک ‏اوباما از عراق و متعاقبا ظهور داعش به عنوان یکی ‏از داستان‌های هشداردهنده، اشاره می‌کند.‏

    جنرال متقاعد، دیوید پتریوس، رییس سابق سی‌آی‌ای ‏که فرماندهی نیروهای امریکایی در افغانستان و عراق ‏را به عهده داشت، گفت که او اکنون تهدیدی برای وطن ‏نمی‌بیند. هرچند، او در روز دوشنبه در به واشنگتن‌پست گفت که این گروه «هیچ نشانه‌ای از قطع رابطه با ‏القاعده» را بروز نداده ‌است.‏

    آنتونی بلینکن، وزیر خارجه‌ی امریکا، روز سه‌شنبه در ‏مصاحبه‌ای با ‏RAI TG1‎‏ گفت: «القاعده در افغانستان ‏در حال حاضر تهدیدی واقعی برای ایالات متحده، ‏ایتالیا، یا هیچ کشوری دیگری حساب نمی‌شود.»‏

    این استدلال که ایالات متحده برای جلوگیری از ظهور  ‏یک پناه‌گاه تروریستی جدید باید در کشور بماند، این ‏واقعیت را زیر سایه‌ی خود قرار می‌دهد که افراط‌گرایان از بسیاری از کشورهای شکست‌خورده در سراسر ‏جهان فعالیت می کنند و بدون پادگان‌های عظیم نظامی ‏از ایالات متحده هدف قرار می‌گیرند.‏

    چنین منطقی به بایدن کمک کرد تا در سخن‌رانی اپریل ‏خود، نتیجه بگیرد که پامریکا از زمان مرگ بن لادن و ‏انحطاط القاعده، به اهداف مشخص خود رسیده است، قبل ‏از این که اضافه کند: «حالا زمان پایان‌دادن به جنگ ‏ابدی است.»‏

    سی ان ان

    ترجمه: صبح کابل