برچسب: افغانستان

  • افغانستان از رفع تنش کشورهای عربی با قطر استقبال کرد

    افغانستان از رفع تنش کشورهای عربی با قطر استقبال کرد

    وزارت خارجهٔ افغانستان از رفع اختلافات و از سرگیری روابط دوستانه میان کشور شاهی عربستان، امارات متحدهٔ عربی، بحرین و مصر با دولت قطر استقبال کرد.

     رهبران کشورهای عضو شورای همکاری خلیج، در نشستی که روز سه‌شنبه مورخ ۱۶ جدی سال روان در شهر «العلا» کشور شاهی عربستان سعودی برگزار شده بود، با صدور اعلامیه‌یی، رفع اختلافات‌شان با دولت قطر را اعلام نمودند.

    وزارت امور خارجهٔ جمهوری اسلامی افغانستان، دولت‌ها و مردمان کشورهای عضو شورای همکاری خلیج را برادران دینی و عقیدتی دولت و مردم افغانستان دانسته، امضای این اعلامیه را گامی مهم و مثبت در راستای تنش‌زدایی و تحقق صلح و ثبات در منطقه می‌داند.

    بربنیاد اعلامیۀ وزارت خارجه، افغانستان همبستگی و اتحاد کشورهای اسلامی را برای پایان‌دادن به تنش‌ها و مبارزهٔ مشترک با تروریزم در شرایط فعلی مهم و اساسی دانسته، بر پایان‌دادن اختلافات میان کشورهای اسلامی از طریق گفتگو و روش‌های مسالمت‌آمیز، تأکید می‌کند.

    پیشتر گروه طالبان نیز با نشر اعلامیه‌یی از رفع تنش‌ها میان کشورهای عربستان، امارات، بحرین با قطر استقبال کرده بود.

    طالبان گفته‌اند که امارت اسلامی باور دارد که برای حل همه مشکلات تفاهم و مذاکرات یک وسیله بهتر می باشد. همه کشورها باید مشکلات را از طریق گفتگو و تفاهم حل نمایند.

  • دولت بایدن توافق صلح امریکا با طالبان را ادامه می دهد

    دولت بایدن توافق صلح امریکا با طالبان را ادامه می دهد

    مشاور امنیت ملی جو بایدن رییس جمهور منتخب ایالات متحده امریکا، از ادامه روند صلح افغانستان در دولت پیش روی ایالات متحده خبر داد.

    جیک سالیوان گزینه جو بایدن رئیس جمهور منتخب امریکا برای سمت مشاور امنیت ملی امریکا، در مصاحبه با سی ان ان، تلویحاً توافقنامه امریکا و طالبان را تایید کرده و گفت: «این توافقنامه باعث ایجاد تعهداتی میان امریکا و طالبان شده است.»

    به گفته او، امریکا روند صلح افغانستان را همانند گذشته ادامه خواهد داد.

    جیک سالیوان گفت: «زندگی صلح آمیز، باعث رسیدن همه طرف‌های درگیر به اهدافشان خواهد شد، روندی که باعث پایان درگیری در افغانستان شود و جو بایدن نیز دیپلماسی‌اش را در این راستا براساس استراتژی شورای امنیت ملی امریکا ادامه خواهد داد تا مطمئن شود که افغانستان دوباره تبدیل به پناهگاه تروریستهایی ‌که بخواهند به امریکا حمله کنند، نشود.»

    این اظهارات درحالی صورت می‌گیرد که پیش از این از احتمال تغییراتی در توافق نامۀ ۲۹ فبروری ۲۰۲۰ امریکا با طالبان سخن زده می‌شد.

    جوبایدن رییس جمهور منتخب امریکا تاکنون دربارۀ توافق نامۀ امریکا با طالبان ابراز نظر نکرده است.

    طرف‌های درگیر در افغانستان منتظر تحلیف بایدن و استراتژی ادارۀ جدید امریکا در قبال افغانستان هستند.

    اعضای هیأت مذاکره کننده دولت افغانستان و طالبان نیز با احتیاط مذاکرات صلح را تا شروع کار ادارۀ بایدن پیش خواهند برد.

    پیش از این جوبایدن از طولانی شدن جنگ و بحران در افغانستان به شدت انتقاد کرده است. او خواهان خروج نیروهای امریکایی از افغانستان و همچنان روابط نزدیک با پاکستان می‌باشد.

  • افزایش خشونت‌ها و ترور های هدفمند قابل قبول نیست

    افزایش خشونت‌ها و ترور های هدفمند قابل قبول نیست

    شورای عالی مصالحه اعلام کرد عبدالله عبدالله رییس این شورا در دیدار با زلمی خلیلزاد نماینده خاص آمریکا افزایش خشونت ها و ترورهای هدفمند را غیر قابل قبول  خوانده و دو طرف بر کاهش خشونت ها تاکید کرده اند.

    در خبرنامه شورای مصالحه آمده است این دیدار امروز سه‌شنبه (۱۶جدی) صورت گرفته و در جریان آن عبدالله گفت دور دوم مذاکرات بین الافغانی آغاز می شود و هیئت جمهوری اسلامی افغانستان امروز برای شروع مذاکرات با حمایت قاطع نظام به دوحه رفته است.

    عبدالله تاکید کرد جمهوری اسلامی افغانستان‌ برای دست‌یافتن به صلح متعهد است  و تلاش می‌کند از فرصت ایجاد شده برای دست‌یابی به صلح دایمی و ثبات در کشور استفاده کند.

    رییس شورای مصالحه افزایش خشونت‌ها و قتل‌های هدفمند را غیر قابل قبول خوانده و بر آتش بس‌ دایمی برای دست‌یافتن به صلح پایدار تأکید کرده است.

    خلیلزاد نیز در این دیدار از پایان موفقانه‌ی دور نخست مذاکرات، سفر دوباره‌ی هیئت مذاکره کننده به دوحه و آغاز دور دوم مذاکرات بین‌الافغانی ابراز خرسندی کرده گفته است که حمایت امریکا از روند صلح افغانستان دومدار است.

    نماینده خاص آمریکا در امور صلح افغانستان خاطرنشان کرده که دوطرف از فرصت های موجود بیش‌ترین استفاده را برای دست‌یافتن به صلح دایمی و قطع جنگ ببرند.

    او نیز بر کاهش قابل ملاحظه خشونت ها در افغانستان تاکید کرده است.

    دور تازه سفر خلیلزاد

    زلمی خلیلزاد که به تازگی دور تازه از سفر هایش به منطقه، دوحه و افغانستان را آغاز کرده امروز وارد کابل شده و تاکنون با عبدالله عبدالله و عبدالرب رسول سیاف از رهبران جهادی دیدار کرده است.

    خلیلزاد در حالی دور تازه از سفرهایش برای صلح افغانستان را آغاز کرده که تعویق سه هفته ای مذاکرات بین الافغانی به پایان رسیده است و هیئت مذاکره کننده حکومت نیز امروز به منظور از سرگیری گفتگو ها به شهر دوحه قطر رسیده اند.

    آغاز دور دوم مذاکرات بین الافغانی نیز با درخواست فراوان کاهش خشونت ها و آتش بس از سوی نهادهای بین المللی و حقوق بشری همراه شده است. کمیسیون مستقل حقوق بشر در نامه ای به رییسان هیئت های مذاکره کننده خواهان آتش، شامل سازی قربانیان جنگ در مذاکرات شده است.

    امروز هیئت معاونیت ملل متحد «یوناما» نیز در اعلامیه ای یوناما از بازگشت مذاکره کننده گان برای از سرگیری گفتگوهای صلح استقبال کرده گفته است که این مذاکرات برای کمک به پایان جنگ و ایجاد صلح پایدار «بسیار مهم» است.

    دیبرا لاینز، نماینده خاص سرمنشی سازمان ملل متحد برای افغانستان تاکید کرده: «من از هر دوطرف می خواهم که با استفاده ازین فرصت زمینه را برای کاهش خشونت ایجاد کنند تا بیشتر کشتار افغانها خاتمه یافته و یک ثبات سیاسی به میان آید که برای همه ای اقشار جامعه افغانستان قابل قبول باشد.»

    او افزوده که توقف جنگ فضای بهتری را برای گفتگو، امید برای مردم و برای کمک کننده گان بشردوستانه اجازه میدهد که مساعدت های ضروری زمستانی را در سراسر کشور به افغانها برسانند.

  • سازمان ملل: توقف جنگ فرصت بهتری برای مذاکره فراهم می کند

    سازمان ملل: توقف جنگ فرصت بهتری برای مذاکره فراهم می کند

    هیئت معاونت سازمان ملل متحد(یوناما) امروز سه‌شنبه(۱۶ جدی) در بیانیه‌ای از آغاز دور دوم مذاکرات میان‌افغانی استقبال و بر ختم جنگ در افغانستان تأکید کرد. دیبورا لاینز نماینده خاص سرمنشی سازمان ملل متحد برای افغانستان مذاکرات میان‌افغانی را برای کمک به پایان جنگ و ایجاد صلح پایدار بسیار مهم خواند و گفت: «من از هر دو طرف می‌خواهم که با استفاده از این فرصت زمینه را برای کاهش خشونت ایجاد کنند تا کشتار بیشتر افغان‌ها خاتمه یافته و ثبات سیاسی به میان آید که برای همۀ اقشار جامعه افغانستان قابل قبول باشد».

    وی افزود: «توقف جنگ فضای بهتری را برای گفت‌وگو ایجاد می‌کند، برای مردم امید می‌بخشد و برای کمک کنندگان بشردوستانه اجازه می‌دهد که مساعدت‌های ضروری زمستانی را در سراسر کشور به افغان‌ها برسانند».

    سازمان ملل متحد از آمادگی خود برای کمک به روند صلح افغانستان نیز یادآوری کرد.

    گفتنی است که هیئت مذاکره کننده دولت ساعاتی قبل به دوحه پایتخت قطر رسید.

  • صالح: طالبان با هرکسی که طالب نباشد دشمن است

    صالح: طالبان با هرکسی که طالب نباشد دشمن است

    امرالله صالح، معاون نخست ریاست جمهوری در واکنش به فهرست نشرشده در شبکه‌های اجتماعی مبنی بر اهداف احتمالی ترورهای هدفمند طالبان می‌گوید، هر کسی که طالب نباشد، طالبان با او دشمن است.

    آقای صالح امروز (سه‌شنبه، ۱۶ جدی) در برگه فیس‌بوک خود اعلام کرد در مورد درستی و نادرستی فهرست نشرشده در شبکه‌های اجتماعی که گویا طالبان می‌خواهند این افراد را ترور کنند، معلومات دقیقی در دست نیست.

    وی تاکید کرد تلاش داریم تا ریشه این جنگ روانی را پیدا کنیم، اما تاکنون چیزی از درستی و نادرستی آن در اختیار نداریم.

    به باور معاون نخست رئیس‌جمهور، طالبان با هر کسی که طالب نیست دشمن است و آن‌ها با هر ساختار و ارزشی که بر بام آن پرچم سه‌رنگ ملی در اهتزاز باشد، دشمنی دارند.

    او بیان داشت با بازداشت‌های موفقانه نیروهای امنیت ملی، بخشی از زیربنای ترور و تروریزم در کابل فروریخته است، اما به کار زیاد و جدیت بیشتر نیاز دارد.

    آقای صالح خاطرنشان ساخت قرار است در روزهای آینده فهرست تروریستان بازداشت‌شده پس از آغاز جلسات شش‌ونیم را به نشر برسانیم، به ویژه در مورد سرنوشت این تروریستان در دستگاه عدلی و قضایی کشور.

    معاون نخست رئیس‌جمهور علاوه کرد یک گروه موتر دزد را که در درون نهادها نفوذ کرده بود، از حوزه پنجم امنیتی شهر کابل بازداشت شده است و جزئیات آن پس فردا اعلام خواهد شد.

    این در حال است که یک فهرست از فعالان مدنی، رسانه‌ای و سیاسی در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود که گویا اهداف احتمالی ترورهای هدفمند طالبان در کشور هستند.

    در یک ماه گذشته بیش از ۱۰ فعال مدنی و رسانه‌ای در کشور از سوی افراد مسلح ناشناس ترور شده و مسئولیت بیشتر آن را هیچ کسی به عهده نگرفته است.

  • افزایش خشونت ها قابل قبول نیست

    افزایش خشونت ها قابل قبول نیست

    رییس شورای عالی مصالحه‌ی ملی با نماینده ویژه جمهوری خلق چین برای افغانستان دیدار کرد

    عبدالله عبدالله رییس شورای عالی مصالحه‌ ملی در دیدار با لیوجان نماینده ویژه‌ جمهوری خلق چین برای افغانستان گفت افزایش خشونت و قتل‌های هدفمند غیرقابل قبول است.

    در این دیدار که امروز (سه شنبه۱۶ جدی ۱۳۹۹) انجام شد، رییس شورای عالی مصالحه ملی گفت امروز هیأت جمهوری اسلامی افغانستان برای آغاز دور دوم مذاکرات به دوحه می‌رود. او بر عزم و اراده‌ افغانستان برای دست‌یافتن به صلح دوام‌دار و با عزت تأکید کرد.

    عبدالله عبدالله افزود افزایش خشونت و قتل‌های هدفمند در کشور در جریان مذاکرات قابل قبول نیست و باید به خشونت‌ها و قتل‌های هدفمند پایان داده شود.

    نماینده ویژه جمهوری خلق چین حمایت کشورش را از تلاش‌های صلح و دست‌یافتن به صلح دایمی و ثبات در افغانستان تکرار کرد.

     لیوجان در ادامه‌ی صحبت‌های خود از تشکیل کمیته رهبری شورای عالی مصالحه‌ی و جلسات مشترک آن با هیأت مذاکره ابراز خرسندی نمود و ابراز امیدواری کرد برگشت هيأت به دوحه و آغاز دور دوم مذاکرات صلح زمینه را برای دست‌یافتن به صلح دایمی فراهم سازد. او همچنان علاوه نمود کشورش آماده است افغانستان را در مسیر دست‌یافتن به صلح کمک نماید.

  • خلیلزاد با رئیس ستاد ارتش پاکستان دیدار کرد

    خلیلزاد با رئیس ستاد ارتش پاکستان دیدار کرد

    در آستانه آغاز مذاکرات صلح میان‌افغانی در دوحه، زلمی خلیلزاد نماینده ویژه امریکا روز گذشته با جنرال قمر جاوید باجوا رییس ستاد ارتش پاکستان دیدار کرد.
    در این دیدار، دو طرف پیرامون موضوعات مورد علاقه، وضعیت کلی امنیت منطقه و به خصوص روند صلح افغانستان گفت‌وگو کردند.
    بر بنیاد این گزارش، دو جانب همچنین بر تعهد خود نسبت به هدف مشترک صلح و ثبات در منطقه تأکید کرده و بر ادامه تعامل در سطوح مختلف توافق کردند.
    سفیر خلیلزاد در مورد دور جدید سفرش به منطقه گفته است که امیدوار است پیشرفت محسوسی در دور دوم مذاکرات میان‌افغانی به دست آید.

  • هیأت مذاکره کننده و مشکل وفاداری به غنی و عبدالله

    هیأت مذاکره کننده و مشکل وفاداری به غنی و عبدالله

    در همه دنیا،‌ تیم‌های مذاکره‌کننده در واقع دیپلماتان برجسته‌ای هستند که به نماینده‌گی از نظام سیاسی متبوع خود برای حفظ منافع شهروند، رأی‌زنی می‌کنند؛ اما تیم مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی افغانستان، در حالی راهی قطر می‌شود که انبوهی از اختلاف‌نظرها در میان نماینده‌گان حوزه «جمهوریت» بر سر نظام سیاسی آینده و حاکمیت پساصلح، آینده ناروشنی را برای این گفت‌وگوها رقم زده است.

    به صورت بسیار واضح، در میان تیم مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی افغانستان، چند دسته‌گی سیاسی دیده می‌شود و مشخص شده است که نه در درون چتر کلانی به نام جمهوریت، اجماع سیاسی وجود دارد و نه هم در میان اعضای تیم مذاکره‌کننده صلح. این دو دسته‌گی‌ها در هفته‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری به صورت واضح خودش را نشان داده است. شماری از اعضای تیم مذاکره‌کننده، وفادار به ارگ ریاست جمهوری، مشتاق تطبیق دستورالعمل‌های رییس جمهور، طرف‌دار بقای نظام سیاسی موجود و حاکمیت فعلی و شمار دیگری وفادار به سپیدار، مشتاق اِعمال دستورهای رییس شورای عالی مصالحه و ایجاد حکومت موقت‌اند.

    به صورت واضح‌تر، اعضای نزدیک به رییس جمهور تلاش دارند تا جریان مذاکرات را زیر کنترل داشته باشند و شبیه توافق صلح با حکمتیار، با طالبان نیز توافقی صورت گیرد که در آن طالبان نه تنها وارد نظام، بلکه وارد اداره حکومتی شوند. شمار دیگری از اعضای هیأت مذاکره‌کننده اما نظر متفاوتی دارند. آن‌ها کسانی‌اند که می‌گویند طرف‌دار حفظ چارچوب کلان جمهوریت‌اند؛ اما با این تفاوت که یک سلسله تعدیلات در قانون اساسی انجام شود و حاکمیت به سمت دوره گذار برود.

    با توجه به تجربه پنج سال حکومت وحدت ملی و توافق‌نامه سیاسی که میان غنی و عبدالله امضا شده است، بروز افزایش چنین اختلاف‌هایی در جریان مذاکره با طالبان دور از انتظار نیست و صاحب‌نظران زیادی از افزایش اختلاف‌نظرهایی از این دست،‌ ابراز نگرانی کرده‌اند.

    در واقع دیدگاه‌های تازه‌‌ شماری از اعضای هیأت مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی افغانستان، پرده از عمق اختلاف‌نظرها میان اعضای این تیم برداشته است. اختلاف‌نظرهایی که پیش از بازگشت هیأت مذاکره‌کننده جمهوریت،‌ کم‌تر تبارز یافته بود. عبدالحفیظ منصور می‌گوید که راهی به جز عبور به سمت حکومت موقت نیست. غلام‌فاروق مجروح، دیگر عضو هیأت گفته است که «بر اساس تصمیم فرد» مذاکره نمی‌کنیم. به احتمال قوی هدف آقای مجروح،‌ این است که رییس جمهور غنی حق اعمال دیدگاه‌های خود بر هیأت مذاکره‌کننده را ندارد. محمد ناطقی، دیگر عضو این هیأت می‌گوید که امارت برگشتنی نیست؛ اما در مورد نظام سیاسی بعدی باید بحث شود. نادر نادری می‌گوید که حفظ نظام جمهوری اسلامی افغانستان خط سرخ هیأت مذاکره‌کننده در قطر است. شماری دیگری از اعضای این هیأت علاوه بر حفظ نظام موجود، بر حفظ زعامت سیاسی موجود نیز تأکید دارند و‌ بحث شکل‌گیری حکومت موقت و هر گزینه دیگری به جز نظام سیاسی و حکومت فعلی را خواب و خیال مخالفان خود توصیف می‌کنند؛ ولی عده‌ای به صورت واضح نسخه شفابخش برای عبور از چالش‌های موجود را شکل‌گیری یک حکومت موقت و کنارزدن زعامت سیاسی موجود، عنوان می‌کنند. همه این موارد نشان می‌دهد که از حوزه جمهوریت،‌ تیم یک‌دست به قطر نرفته است.

    اختلاف دیدگاه در میان گروه‌ها و جریان‌های سیاسی یک امر طبیعی است؛ اما اختلاف‌نظر در میان تیم مذاکره‌کننده‌ای که مأموریت حل نیم‌قرن چالش در افغانستان را دارد، پذیرفتنی نیست. با وصف حضور یک‌ماهه هیأت مذاکره‌کننده صلح در کابل، مشخص است که کوچک‌ترین هم‌فکری میان اعضای این تیم صورت نگرفته است.

    اعضای وفادار به سپیدار دیدگاه متفاوتی نسبت به اعضای وفادار به ارگ در مورد چگونه‌گی نظام سیاسی آینده افغانستان و دور دوم گفت‌وگوهای صلح دارند. حوزه جمهوریت باید بداند که تهدید آسیب‌رسیدن به این حوزه جدی است. اعضای هیأت مذاکره‌کننده جمهوریت،‌ باید تعلق خاطر به رهبران سیاسی را کنار بگذارند. مردم افغانستان در مورد این تیم قضاوت خواهند کرد. اعضای این تیم باید درک کنند که هیچ گروهی به پیمانه آنان مورد قضاوت تاریخ قرار نخواهد گرفت. این تیم قرار است، بخشی از تاریخ سیاسی افغانستان را رقم زند. نسل‌های بعدی قرار است در کتاب‌ها و یادداشت‌های تاریخی،‌ روایت چگونه‌گی کار هیأتی را مطالعه کنند که مأموریت داشت افغانستان را پس از نیم‌قرن جدال نامیمون به ثبات و آرامش برساند. از زمانی که طالبان و ایالات متحده امریکا قرارداد صلح امضا کرده‌،‌ هیچ سرباز خارجی در افغانستان کشته نشده‌اند؛ اما در همین مدت ۷۰۰۰ شهروند افغانستان جان‌های خود را از دست دادند. هیأت مذاکره‌کننده حکومت به جای صرف انرژی در موارد غیر ضروری، باید برای تحمیل دیدگاه‌های حوزه جمهوریت بر طالبان تمرکز کنند. آنان باید بدانند که با چه گروهی مواجه هستند. آن‌ها باید درک کنند که گروه طالبان،‌ دیپلماتان آموزش‌یافته‌ای نیستند که به راحتی بتوانند،‌ حقایق عصر و زمان موجود را به آنان بقبولانند. آنان باید به حفظ ارزش‌های ۲۰ سال اخیر فکر کنند، به پاسبانی از نظام سیاسی که دست‌کم دو دهه است برای حفاظت از آن، خون ده‌هاهزار شهروند این کشور ریخته شده است. تردیدی نیست که تیم مذاکره‌کننده حکومت با اختلاف‌نظرهایی این‌چنینی هرگز توان عبور از نیم‌قرن چالش را نخواهد داشت. شماری از اعضای هیأت مذاکره‌کننده گفتند که ممکن روزی به کابل برگردیم و خبر از شکست مذاکرات بدهیم؛ اما هرگز امارت طالبانی را نخواهیم پذیرفت. واضح است که بازگشت امارت به افغانستان امکان‌پذیر نیست. قرار نیست که پس از ۲۰ سال قربانی‌شدن‌ها، ‌طالبان دیدگاه‌های سیاسی خود را بر سر شهروندان افغانستان بقبولانند. ‌قرار است که تیم مذاکره‌کننده دولت، ‌ارزش‌های ۲۰ ساله اخیر را به طالبان معرفی و آن‌ها را وادار به پذیرفتن این ارزش‌ها کند. در پهلوی آن، هدف اساسی و بنیادی تیم مذاکره‌کننده،‌ نزدیک‌ساختن دو طرف به یک‌دیگر است.  با این وصف،‌ تیمی که نتواند اختلاف دیدگاه‌های میان‌خودی را کنار بگذارد، چگونه می‌خواهد اختلاف دیدگاه‌های عمیق میان دو طرف متخاصم را حل کند. اعضای تیم مذاکره‌کننده نباید فراموش کنند که آن‌ها تصمیم‌گیرنده نیستند. آن‌ها تسهیل‌کننده‌اند. آن‌ها گفت‌وگو کننده‌اند و تصمیم نهایی در مورد هر اقدام فراقانونی باید در مشوره با مردم افغانستان صورت ‌گیرد. رییس جمهور غنی و عبدالله عبدالله نیز باید استقلالیت تیم مذاکره‌کننده را به رسمیت بشناسند. اصولاً تیم مذاکره‌کننده حکومت طی یک‌ماه اخیر باید با مراجعه به متن مردم و حضور در ولایت‌های مختلف، در پی جمع‌آوری دیدگاه‌های شهروندان و اعضای جامعه مدنی می‌بود. حضور پی‌هم در ارگ و سپیدار به تنهایی برای برون‌رفت از چالش‌های موجود، کافی نبود. اختلاف دیدگاه‌های عمیق در آن در مورد نظام سیاسی و یا حاکمیت آینده، برای تیم مذاکره‌کننده حکومت بسیار خطرناک است. این اختلاف‌نظرها می‌تواند به این منجر شود که طالبان دست بالاتری در مذاکرات صلح داشته باشند.

    شکی نیست که یکی از عوامل مواجه‌شدن نظام جمهوریت با نابسامانی‌های امروز، اشتباهات رهبران حوزه جمهوریت بود. رهبران حوزه جمهوریت، پنج سال تمام تحت نام ارگ و سپیدار در پی استهلاک توان و انرژی یک‌دیگر بودند. مذاکرات صلح،‌ نباید به نمایش قدرت ارگ و سپیدار بدل شود. اعضای تیم مذاکره‌کننده باید بر اساس اراده مردم افغانستان در این مذاکرات تصمیم بگیرند.

    هشت صبح

  • رئیس جمهور غنی از هیات مذاکره کننده صلح حمایت قاطع می کند

    رئیس جمهور غنی از هیات مذاکره کننده صلح حمایت قاطع می کند

    رییس جمهور اشرف غنی در دیدار با اعضای هیئت گفت‌وگو کننده دولت افغانستان که قرار است تا دو روز دیگر در دور دوم مذاکرات با گروه طالبان اشتراک کنند، گفته است که از این هیئت با قاطعیت حمایت می‌کند.
    به گزارش خبرگزاری دید، رییس جمهور اشرف غنی شامگاه روز یکشنبه(۱۴جدی) با اعضای تیم مذاکره کننده دولت دیدار کرد.

    رییس جمهور غنی از دیدارهای هیئت مذاکره کنندۀ صلح با اقشار مختلف مردم و جمع‌بندی دیدگاه‌های آنان به خاطر استفاده در دور دوم مذاکرات صلح، ابراز امتنان نمود و افزود که دیدگاه‌ها و نظریات اقشار مختلف مردم افغانستان، مشوره‌های لویه جرگه مشورتی صلح و قانون اساسی، حدود صلاحیت‌ها و آجندای شما را تعیین می‌کند.
    رییس جمهور کشور خطاب به هیئت مذاکره کننده، گفت که دولت و مردم افغانستان از شما حمایت می‌نمایند و توقع دارند که در روشنایی قانون اساسی و دیدگاه‌های مردم افغانستان به مذاکره بپردازید، تا این مذاکرات به موفقیت بینجامد.

    آقای غنی ضمن اینکه از تجارب موفق بین‌المللی در مذاکرات صلح یادآوری نمود، از حمایت کامل دولت به هیئت مذاکره کنندۀ صلح اطمینان داد و برای شان در دور جدید مذاکرات صلح، آرزوی موفقیت کرد.
    قرار است دور دوم مذاکرات صلح میان هیئت دولت افغانستان و گروه طالبان به تاریج ۱۶ ماه جدی در دوحه آغاز شود.

  • چالش امریکا در مبارزه با تروریزم حل شدنی نیست!

    چالش امریکا در مبارزه با تروریزم حل شدنی نیست!

    جو بایدن، چهارمین رییس‌ جمهوری امریکا است که هنگام رسیدن به کاخ ریاست جمهوری، شاهد جنگ نیروهای نظامی این کشور در افغانستان است. از این‌رو، بایدن نیاز دارد، روی یک راهبرد موفق‌ نظامی کار کند تا مطابق به آن بتواند به جنگ افغانستان نقطه‌ی پایان بگذارد؛ زیرا پالیسی‌های گذشته در رابطه به پایان دادن جنگ افغانستان، موفقیت چندانی نداشتند.
    جو بایدن، نخستین روز کاری خود را در اتاق «دایره‌ای » کاخ سفید روز ۲۵ جنوری آغاز خواهد کرد. این در حالی است که هنوز ۲۵۰۰ نظامی امریکا در افغانستان حضور دارند. این پایین‌ترین آمار از حضور نظامیان امریکایی از آغاز جنگ بیست‌ساله تا کنون است. اگر جو بایدن طبق وعده‌های داده شده در کارزارهای انتخاباتی عمل کند و تصمیم کاهش نیروها را داشته باشد،‌ تمام نظامیان این کشور را از افغانستان بیرون خواهد کرد.
    امریکا و طالبان در ماه فبروری در دوحه‌ی قطر توافق کردند که روند خروج نیروهای امریکایی تا اول ماه می‌ میلادی نهایی شود، برنامه‌ای که دولت امریکا متعهد به انجام آن شد.
    بیشتر باورها بر این است که خروج نظامیان امریکایی از افغانستان بهتر است؛ زیرا امریکا سال‌ها یک راهبرد ناموفق جنگی را در افغانستان دنبال کرده است و بیست سال نبرد امریکا در افغانستان نتوانسته منجر به از بین‌ بردن پناهگاه‌های امن گروه‌های تروریستی – القاعده و طالبان – در این کشور شود. در ضمن؛ در سایه‌ این گروه‌های تروریستی، گروه‌های کوچک دیگر نیز فعالیت خود را آغاز کرده‌اند.
    چنان‌چه جو بایدن در زمان معاونت ریاست جمهوری (دوره‌ی ریاست جمهوری اوباما) با افزایش ۳۰ هزار نظامی برای مبارزه با تروریزم، به‌ویژه طالبان در افغانستان مخالفت کرده بود، اما مشورت پالیسی سازان امریکایی اکنون به رییس جمهور امریکا، حفظ نیروها نظامی در جنوب آسیا-افغانستان- است.
    جنرال «جا آلن» تخمین‌هایی زده است که برنامه حفظ نظامیان در جنوب آسیا برای چند سال، حدود ۱۰ – ۲۰ میلیارد دالر هزینه برمی‌دارد. در حالی که «پادمیرال جمیزاستیف‌رایدز» یک نظامی ارشد این کشور گفته است که کاهش نیروهای امریکایی در افغانستان، انگیزه‌ی طالبان را برای سرکشی و طغیان دو برابر می‌سازد.
    نگاه ایده‌آل برای خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، برقراری صلح است و خروج نظامیان را برای ایجاد یک راه ‌حل سیاسی صلح‌آمیز درست می‌داند؛ زیرا خروج نظامیان منجر می‌شود تا بازیگران منطقه‌ای و جهانی بالای طالبان فشار وارد کنند که به صلح بپیوندند.
    اما چشم‌انداز امریکا در رابطه به روند صلح با طالبان چندان روشن نیست، گروه طالبان در ۲۰ سال گذشته راهبرد آشتی‌پذیری و غیرنظامی شدن را در ذهن خود نداشتند. عملکرد طالبان به‌عنوان یک گروه‌ تروریستی در جهان شناخته‌شده است. نیروهای آنان زودتر از امریکا در مناطق مختلف افغانستان گسترش یافتند، در صورت خروج نیروهای امریکایی این روند هم‌چنان ادامه خواهد داشت. هرچند نیروهای امریکایی در (۲۰۰۱) طالبان را سرنگون کردند و این گروه از هم پاشید؛ اما آن‌ها توانستند دوباره خود را بازسازی کنند.
    بنابراین، اگر امریکا ۲۰ سال دیگر، هم‌چنان به حملات ویژه‌ی مبارزه با تروریزم و بمباران ادامه دهد، بازهم چالش‌ها رفع‌شدنی نیست.
    شمار زیادی از منتقدان امریکایی باور دارند که حضور نیروهای امریکایی در افغانستان نمی‌تواند به چالش‌های داخلی در این کشور پایان دهند و شواهد برای رسیدن به صلح با گروه با طالبان نیز خیلی ملموس نیست.
    آیا حضور نیروهای امریکایی در افغانستان روی گفت‌وگوهای داخلی تأثیر خواهد گذاشت؟ چه دلیلی وجود دارد که این حضور بتواند در موفقیت روند صلح افغانستان کمک کند؟
    چالش‌های قومی و … در افغانستان نزد پالیسی‌سازان امریکایی چیست؟ چه قدر زمان می‌برد تا نیروهای امریکایی با درنظرداشت بازیگران منطقه‌ای بتوانند موفقیت در صلح را تضمین کنند؟
    موفقیت صلح میان دولت افغانستان و طالبان آسان نیست و نیاز به زمان طولانی دارد. به اساس توافق امریکا و طالبان روند مذاکرات باید در ماه مارچ سال گذشته آغاز می‌شد؛ اما به بنا به دلایلی این روند هفت ماه با تأخیر آغاز شد.
    برای مدت طولانی دولت افغانستان و طالبان روی تبادل زندانی‌ها چانه‌زنی کردند، در ماه دسامبر هیئت مذاکره‌کننده‌ی طالبان و دولت افغانستان، روی چارچوب پیشبرد مذاکرات توافق کردند، اما اجرایی کردن آجندا‌ ماه‌ها زمان می‌برد تا چالش‌ها از مسیر روند گفت‌وگوهای صلح برداشته شوند.
    آیا جو بایدن هم‌چنان روی تقسیم‌اوقات خروج نیروها تأکید خواهد کرد یا حفظ نیروها را به اساس یک چشم‌انداز تأیید می‌کند؛ اگر چنین باشد، جو بایدن، باید افزایش نیروهای بیشتر، تلفات بیشتر و هدر دادن هزینه هنگفت را در نظر داشته باشد.
    مخالفان راهبرد خروج از افغانستان نگرانی دارند که با خروج کامل نظامیان امریکایی احتمال دوباره جنگ‌های داخلی در افغانستان به وجود می‌آید، زیرا تاریخ شاهد چنین روندی بوده است.
    جو بایدن یک فرصت طلایی برای پایان دادن به جنگ افغانستان دارد؛ اداره‌ی جدید بایدن نیاز دارد تا یک راهبرد جدید را تدوین کند زیرا خروج از افغانستان در کنار هزینه‌ی هنگفت، متضمن رسیدن به یک صلح پایدار در افغانستان نیز باید باشد.
    در کشوری که سرمایه‌های هنگفت مالی و انسانی هزینه شده، نیاز است تا از هدر رفتن این‌همه جلوگیری صورت گیرد و برقراری صلح تنها راه‌حل این معضل است.

    منبع: تاون هال

    برگردان: ابوبکر صدیق

  • کرونای انگلیسی، تا کنون در ۳۰ کشور شناسایی شده است!

    کرونای انگلیسی، تا کنون در ۳۰ کشور شناسایی شده است!

    کرونای انگلیسی و یا کووید ۱۹ پس از کرونای چینی موج جدیدی از بیماری کشنده است که تا کنون در ۳۰ کشور شناسایی شده است اما در افغانستان تا به حال کدام مورد مثبت ثبت نشده است.

    وزارت صحت عامه کشور دو روز قبل از شهروندان کشور خواسته بود برای سه هفته به دلیل شیوع کرونای جدید به کشورهای پاکستان و هند سفر نکنند.

    جدیدترین علائم کووید-۱۹ انگلیسی شامل رنگ‌پریدگی صورت و لب، سرخی بیش‌ازاندازه لب، احساس بوی ناخوشایند، اختلالات شنوایی، اختلالات خواب، التهاب ملتحمه و سرخ شدن چشم، خشکی و راش‌های پوستی (ضایعه پوستی) سکسکه و گیجی می باشد.

    در عین حال علائم شایع‌تر کووید-۱۹ شامل سردرد، خستگی، تب و لرز، تهوع، گلودرد، سرفه، اسهال، آبریزش بینی، درد عضلانی، کاهش وزن، کاهش حس بویایی و چشایی، تنگی نفس و دشواری تنفس، رنگ‌پریدگی انگشتان و درد قفسه سینه می‌شود.

  • فرمانده‌ی لشکر طیبه در پاکستان بازداشت شد

    فرمانده‌ی لشکر طیبه در پاکستان بازداشت شد

    مقام‌های پاکستانی، از بازداشت ذکی الرحمان لکهوی، فرمانده‌ی گروه تروریستی لشکر طیبه در این کشور خبر داده اند.

    به نقل از رادیو فردا، سخن‌گوی اداره‌ی ضد تروریزم ایالت پنجاب پاکستان، روز شنبه (۱۳ جدی) گفت ذکی الرحمان لکهوی را به اتهام تامین مالی گروه‌های تروریستی بازداشت کرده است.

    این فرمانده‌‌ی لشکر طیبه، با راه‌اندازی کارزار جمع‌آوری پول برای خدمات دارویی به مردم، آن را به گروه‌های تروریستی می‌داد و یا هم در فعالیت‌های نظامی مصرف می‌کرد.

    ذکی الرحمان لکهوی در حملات مرگ‌بار بمبی ۲۰۰۸ که منجر به کشته شدن ۱۶۶ نفر شد دست داشت. شورای امنیت سازمان ملل متحد، لکهوی را به دخالت در عملیات نظامی در کشورهای افغانستان، چچن، عراق و بوسنی متهم کرده است.

    لشکر طیبه در فهرست گروه‌های تروریستی امریکا و هند قرار دارد.

    پاکستان سال گذشته حافظ سعید، بنیان‌گذار این گروه را به اتهام تامین مالی تروریزم، به ۱۱ سال زندان محکوم کرد.

    لکهوی در حالی به اتهام تامین مالی تروریزم از سوی پاکستان بازداشت شده است که این کشور در فهرست خاکستری نهاد ویژه اقدام مالی جهانی قرار دارد.

  • غنی با امیر قطر گفت و گو کرد

    غنی با امیر قطر گفت و گو کرد

    رئیس جمهور غنی پیش از چاشت روز شنبه، سیزدهم جدی با شیخ تمیم بن حمد آل‌ثانی، امیر قطر به صورت تلفنی گفت‌وگو کرد.

    طبق اعلام ارگ، دو طرف در این تماس تلفنی ضمن بحث روی پروسه صلح افغانستان، بر آتش‌بس فوری تاکید کردند.

    ارگ ریاست جمهوری می‌گوید امیر قطر به رییس جمهور غنی وعده داده است که حکومت آن کشور به‌خاطر فراهم‌آوری زمینه برای برقراری آتش‌بس، تلاش خواهد کرد.

    هم‌چنان رییس جمهور غنی و امیر قطر در مورد تحکیم و گسترش مناسبات و همکاری‌ها به ویژه توسعه روابط تجارتی میان دو کشور نیز بحث کرده‌اند.

    این تماس تلفنی سه روز پیش از شروع مجدد مذاکرات بین‌الافغانی انجام شده است.

    قطر میزبان دور اول مذاکرات بین‌الافغانی بود و قرار است که دور دوم این مذاکرات نیز در این کشور برگزار شود.

    قرار است که نشست بین‌الافغانی در شانزدهم جدی از سر گرفته شود.

    مذاکرات بین‌الافغانی که در بیست‌ودوم سنبله دور اول آن آغاز شده بود، در بیست‌ودوم قوس پایان یافت و در حال حاضر متوقف شده است.

     این دور که سه ماه دوام کرد، با کندی به پیش‌رفت و دو طرف مدت‌ها روی تهیه کارشیوه مذاکره کردند تا سرانجام مورد توافق قرار گرفت. پس از تبادل آجندا، به توافق دو هیأت مذاکرات دچار وقفه‌ای ۲۰ روزه شد.

  • راشدخان از غنی مدال می گیرد

    راشدخان از غنی مدال می گیرد

    رئیس جمهور غنی برای راشد خان، ستارهٔ کریکت افغانستان و چهره‌ شناخته‌ شده در جهان، مدال عالی دولتی اهدا می‌کند.

    گفته می‌شود محمد اشرف غنی رییس جمهوری اسلامی افغانستان به اداره امور ریاست جمهوری وظیفه سپرده پروسهٔ اهدای مدال عالی دولتی به راشد خان را تکمیل کند.

    از سویی‌هم پس از تکمیل پروسه اداری، قرار است رییس جمهور غنی طی مراسم خاصی از دست آوردها و افتخارات اخیر ستاره درخشان دنیا کریکت با مدال عالی دولتی تقدیر کند.

    راشد خان در سال جاری از سوی شورای جهانی کریکت به عنوان کریکت‌باز برازندهٔ یک دهه اخیر برگزیده شده‌است.

    وی به شورای جهانی کریکت گفته بود از به دست آوردن این جایزه به عنوان یک بازیکن افغان خیلی خرسند است.

    این ستارهٔ مشهور کریکت جهان و عضو تیم ملی کریکت افغانستان در بیستم ماه سپتمبر ۱۹۹۸ میلادی متولد شده‌است و نام وی در چاپ جدید کتاب ویسدن در سال ۲۰۱۸، به عنوان مشهورترین بازیکن کریکت درجهان ثبت شده‌است.

    کتاب ویسدن، مشهورترین کتاب در دنیا بازی کریکت است که در سال ۱۸۶۴ میلادی توسط جان ویسدن، بازیکن کریکت بریتانیایی بنیانگذاری شده‌است.

  • معصوم استانکزی: دعوت نشدن طالبان در کنفرانس بن بزرگترین اشتباه بود

    معصوم استانکزی: دعوت نشدن طالبان در کنفرانس بن بزرگترین اشتباه بود

    معصوم استانکزی، رییس هیات مذاکره کننده حکومت گفت به دلیل «انحصار» از ۴۳ سال بدین‌سو پنج‌بار نظام‌ها در کشور عوض شده‌اند.

    آقای استانکزی روز (چهارشنبه، ۱۰ جدی) در انستیتوت مطالعات استراتژیک در کابل، مذاکرات جاری را تنها راه برای پایان جنگ در کشور خواند و گفت راه نظامی ۴۳ سال در کشور تجربه شده است. در این مدت، ۵ بار نظام‌ها عوض گردیدند. با تغییر نظام، نهادها و دست‌آوردها نیز از میان رفت. عاملان اصلی تغییر رژیم‌ها، انحصار بود.

    او همچنان گفت دعوت‌نکردن طالبان به کنفرانس بن در سال ۱۳۸۰ بزرگترین اشتباه بود. اگر طالبان در کنفرانس بن دعوت می‌گردیدند، امروز مجبور به گفت‌وگو با آنان نبودیم.

    استانکزی گفت برخلاف سال ۱۳۸۰ در کنفرانس بن، اجماع منطقه‌ای و جهانی دربارۀ گفت‌وگوهای دوحه وجود ندارد. به گفتۀ او، این مسأله نیازمند تلاش بیشتر دستگاه دیپلماسی و دولت برای ایجاد اجماع در سطح جهانی دربارۀ پروسه صلح می‌باشد.

    معصوم استانکزی دربارۀ آجندای مذاکرات صلح جمهوری با طالبان گفت: «امنیت»، «نظام سیاسی» و «حقوق شهروندان» که شامل مشارکت در قدرت، آتش‌بس، آیندۀ قوای امنیتی و نظامی افغانستان و نیروهای طالبان، حقوق شهرندان شامل حق کار، تحصیل، حقوق قربانیان جنگ، معلولان و خانواده‌های شهدا و برگشت داوطلبانۀ مهاجران، از مسایل عمده در گفت‌وگوهای پیش رو خواهد بود.

    به گفتۀ او، به منظور تأمین صلح پایدار و ختم جنگ، باید احساس مالکیت و مشارکت در همه فراهم شود.

    دور دوم مذاکرات ملی در تاریخ پنج جنوری در دوحه آغاز می‌گردد. گروه‌های مذاکراتی جمهوری و طالبان، طرح پیشنهادی‌شان را با همدیگر شریک ساخته‌اند.

  • از سرگیری گفت‌وگوهای صلح؛ اولویت مذاکرات چیست؟

    از سرگیری گفت‌وگوهای صلح؛ اولویت مذاکرات چیست؟

    هیأت مذاکره‌کننده‌ی جمهوری اسلامی افغانستان با هیأت گروه طالبان حدود یک ماه پیش بر سر کارشیوه‌ی مذاکرات صلح به توافق رسیدند و قرار است تا کمتر از یک هفته دیگر، دور دوم مذاکرات، در دوحه پایتخت قطر از سر گرفته شود. همزمان با جدی‌شدن روند مذاکرات صلح، انتظارات جدی از گفت‌وگوهای صلح مطرح می‌شود و قطعا دلگرمی به روند مذاکرات زمانی ایجاد خواهد شد که مردم تأثیر عملی این گفت‌وگوها را در زندگی روزمره‌شان ببینند. پاسخ به نگرانی‌های مردم، اساسی‌ترین بحث مذاکرات صلح باید باشد و این نگرانی‌ها در اولویت‌های دور دوم مذاکرات صلح تبلور بیابد، زیرا هم هیأت مذاکره جمهوری اسلامی افغانستان از آدرس مردم کشور به مذاکرات صلح‌ رفته‌اند، اما گروه طالبان ادعا می‌کنند که آن‌ها از مردم کشور نمایندگی می‌کنند. با این حال، چیزی بهتر از آن نیست که هردو طرف خواست‌های مردم افغانستان را در صدر گفت‌وگوها قرار دهند. اما این نگرانی‌ها چیست و اولویت‌های دور دوم مذاکرات کدام‌ها است؟

    اولویت طرف «جمهوریت»

    جای خوش‌بینی است که هیأت جمهوری اسلامی افغانستان تاکنون به خوبی از تنوع‌، تفاوت‌ها و ارزش‌های مردم افغانستان نمایندگی کرده‌اند و اکنون نیز در هماهنگی و پیوستگی، مذاکرات صلح را به پیش می‌برند. امروز مرجع تصمیم‌گیری مذاکرات صلح یک آدرس مشخص است که همه افراد برجسته سیاسی افغانستان که در چهار دهه اخیر در متن تحولات افغانستان قرار داشتند، در این تصمیم‌گیری‌ها شریک‌اند. پیش از این در مرحله اول مذاکرات صلح، زمزمه‌هایی از چندپارچگی در مذاکرات صلح دوحه به گوش رسیده بود، اما اکنون ریاست شورای عالی مصالحه ملی با حضور چهره‌های برجسته سیاسی یک آدرس مشخص برای پیش‌برد امور صلح است و اکنون دیدگاه‌های هیأت جمهوریت پراکنده و غیرمنظم نیست. انتظاری که مردم از هیأت رهبری شورای عالی مصالحه ملی دارند این است که یکپارچگی و اتحاد آن‌ها دوامدار باشد و در روند مذاکرات صلح ارزش‌های ملی بر ارزش‌های فردی ترجیح داده شود.

    دوم، مردم خواستار پایان قتل و کشتار و آتش‌بس فوری‌اند. مذاکرات صلح برای مردم معنایی نخواهد داشت تا زمانی که خشونت‌ها متوقف یا حداقل کاهش یابد. اما در چند ماه اخیر که گفت‌وگوهای صلح جریان داشته، نه تنها خشونت‌ها کاهش نیافته، بلکه به‌صورت سرسام‌آور افزایش یافته است. نمایندگان جمهوریت نمایندگان مردم افغانستان‌اند که این خواست مهم مردم را در روند گفت‌وگوها به خوبی بازتاب دهند و دلایل خوبی برای ختم جنگ در قناعت طرف مقابل در مذاکرات پیش‌کش کنند.

    سوم، انعطاف در مذاکرات الزامی است، هر دو جناح باید ظرفیت شنیدن دیدگاه مخالف دو طرف را داشته باشند تا مذاکرات به نتایج مطلوب برسد، اما انعطاف نباید به معنای از دست‌رفتن دستاوردهای دو دهه اخیر باشد. زنان که در دو دهه گذشته حق تعلیم و تحصیل کسب کرده‌اند، نباید از این حق مسلم‌شان محروم شوند. آزادی بیان و رسانه‌ها که با خون ده‌ها خبرنگاران به‌دست آمده، نباید به دوره سکوت و سرکوب برده شوند. جوانان که امروز صاحب دیدگاهای انتقادی‌ و معتقد بر حقوق و آزادی‌های فردی‌اند نباید از این حق‌شان محروم شوند. هیأت مذاکره‌کننده باید تمامی این اصل‌ها و ارزش‌ها را در صدر مذاکرات طرح و به خوبی از آن‌ها حراست کنند.

    خواست‌ها از جناح «طالبان»

    گروه طالبان نیز برای نشان‌دادن حسن نیت‌شان به پروسه صلح و خواست‌های مردم افغانستان، اقدام‌هایی را در روند صلح روی دست گیرند. اولین و مهم‌ترین اقدام ممکن می‌تواند این باشد که آن‌ها در عمل ثابت کنند که مشکلی با مردم افغانستان ندارند و همانطوری‌که خودشان اذعان می‌کردند، مخالفت آن‌ها تنها با حضور نیروهای خارجی در خاک کشور است. این اساسی‌ترین بحث مذاکرات صلح تلقی می‌شود. گروه طالبان همیشه گفته‌اند که آن‌ها علیه نیروهای خارجی که به پندارشان افغانستان را اشغال کرده‌اند، دست به سلاح برده‌اند و هرگاهی که امریکا و ناتو از افغانستان خارج شوند، جنگ‌افزارهای‌شان را به زمین می‌گذارند. چیزی کم یکسال از تفاهم‌نامه صلح این گروه با امریکا می‌گذرد؛ بر مبنای این تفاهم‌نامه، طالبان رسما با امریکا آتش‌بس کرده‌اند و امریکا تعهد کرد که نیروهایش را از خاک افغانستان بیرون می‌کند. اکنون نیز شمار سربازان امریکایی در افغانستان کمتر از پنج هزار است و روند خروج آن‌ها مطابق تفاهم‌نامه صلح، دنبال می‌شود.

    با این حال، مرام گروه‌ طالبان محقق شده است و نیروهای خارجی قرار است تا ماه می سال ۲۰۲۱ افغانستان را ترک کنند. سوالی برجسته‌ای که مردم به دنبال پاسخ آن‌اند این است که چرا هنوز گروه‌ طالبان به حملات مسلحانه خویش ادامه می‌دهند و هنوز در جبهه‌های جنگ و در مراکز شهر از مردم قربانی می‌گیرند؟ وقتی هیچ شخص خارجی‌ای دیگر در افغانستان نیست، قربانی این جنگ طبعا هم‌میهنان آن‌هاست. پس توجیه ادامه این جنگ که منجر به قتل ده‌ها تن از دو طرف می‌شود و روزانه صدها کودک یتیم و بی‌پرست می‌شوند، آن‌هم در شرایطی که هردو طرف برای راه حل مسالمت‌آمیز گفت‌وگو می‌کند چیست؟

    دوم، مردم افغانستان انتظار دارند که رهبری طالبان اشراف‌شان را بر تمامی نیروهای‌شان که در میدان‌های نبرد هستند، در عمل ثابت کنند. در هفته‌های اخیر، قتل‌های زنجیره‌ای و هدفمند، باعث نگرانی جدی و حتا در مواردی باعث کاهش باورمندی مردم به پروسه صلح شده است. پس از هر حمله تروریستی در هفته‌ اخیر، گروه طالبان دست‌داشتن در این حملات را تکذیب می‌کنند، اما همه می‌دانند که چنین حملات هدفمند، تصادفی و کار افراد و گروه‌های بی‌تجربه نمی‌تواند باشد و طبعا پشت آن یک شبکه بزرگ استخباراتی – تروریستی قرار دارد. در افغانستان هیچ گروهی به اندازه طالبان توانایی شبکه‌سازی و راه‌اندازی چنین حملات هدفمند را ندارند. ادعای دست‌نداشتن این گروه در حملات اخیر دو احتمال را در بر دارد. یا رهبری این گروه اشراف‌شان را بر تمامی نیروهای‌شان از دست داده‌اند، و آیا آن‌ها از تحمل حضور چهره‌های فعال و کنش‌گر اجتماعی را ندارند. هردو صورت برای مردم قابل نگرانی است؛ اگر طالبان بر نیروهای‌شان اشراف ندارند، پس مذاکرات صلح برای چیست؟ یا اگر آن‌ها تاب شنیدن دیدگاه‌های مخالف را ندارند، چگونه قرار است به جامعه‌ای قدم بگذارند که ۸۰ درصد مخالف ایدئولوژی طالب است؟ جامعه کنونی افغانستان، جامعه کثرت‌گرا و مملو از دیدگاه‌های متفاوت است. مردم یاد گرفته‌اند که با این تنوع دیدگاه‌ها کنارهم زندگی کنند. نسل نو افغانستان نگرش‌شان در مورد زنان، رسانه‌ها و کنش‌گران نسبت به بیست سال گذشته به‌شدت متفاوت است و افغانستان امروز چتری است که ظرفیت پذیرش همه دیدگاه‌ها را دارد، اما هیچ دیدگاهی بر دیدگاه دیگر نمی‌تواند تحمیل شود. گروه طالبان باید این واقعیت را بپذیرند که نسل جدید افغانستان نسل کنش‌گر، منتقد و معتقد به ارزش‌های انسانی و حقوق مدنی است و حذف کردن این روایت، حتا با حذف فیزیکی افراد امکان‌پذیر نیست.

    هرگاه دو طرف به این موارد جزئی اما مهم و اساسی فکر کردند و با آن برخورد آگاهانه داشتند، کار آن‌ها مورد قناعت و پذیرش مردم کشور است و باعث افزایش امیدواری‌ها به روند صلح می‌شود. در غیر آن اما اگر مذاکرات صلح همزمان باشد با افزایش خشونت‌ها و کشتار مردم بی‌گناه، امیدواری به مذاکرات صلح معنایی ندارد و مردمی که سال‌های برای جنگ قربانی دادند، نمی‌توانند چندین سال دیگر برای صلح قربانی دهند.

    اطلاعات روز

  • طالبان و حکومت؛ دو روی یک سکه تاریخی

    طالبان و حکومت؛ دو روی یک سکه تاریخی

    نگرش غالب خشونت جاری در افغانستان را یک منازعه داخلی میان یک گروه ناراضی مسلح با دولت مرکزی می‌داند. از این زاویه، طالبان، یک گروه عمدتا پشتون پایبند به یک قرائت تندروانه و سنتی از اسلام با حکومت مرکزی که به کمک غرب به قدرت رسیده و قرائتی نسبتا میانه‌روتر از شریعت اسلامی دارد، در جنگ است.

    اما این برداشتی ساده و ناقص از منازعه افغانستان است که پیشینه تاریخی اختلافات و منازعات قومی را در نظر نمی‌گیرد و بدون در نظرداشت این پیشینه دستیابی به تصویری بهتر از جنگ در افغانستان‌ و راه‌های برون‌رفت از آن (طوری که تجربه ۴۰ ساله جنگ نشان داده) ناممکن است.

    هویت، قومیت و حاکمیت

    مفهوم هویت و حاکمیت در افغانستان هیچ‌گاه از مقوله قومیت جدا نبوده است. پس از استقلال، حاکمان افغانستان همواره سعی کرده‌اند که شکل سنتی حاکمیت را که در ارزش‌ها و عنعنات پشتون‌ها ریشه داشته، با مفهوم مدرن «دولت» آشتی دهند. بنابراین، بخشی از بستری که در آن «دولت مدرن» شکل گرفت، حاوی ارزش‌هایی بود که در تضاد با مدرنیته و تجدد قرار داشت. به عبارت دیگر، مفهوم «دولت» یا «حکومت»‌ در افغانستان همواره عاری از ویژگی «همه‌شمول» بوده و به‌جای آن این تلاش وجود داشته که از مفاهیم «حکومت‌داری مدرن» به‌عنوان ابزاری برای گسترش و تقویت همان حاکمیت سنتی‌ قوم‌محور استفاده شود.

    این مفکوره در سیاست‌ها و کارکردهای حکومت‌های گذشته افغانستان هم به روشنی نمود یافته است. مثلا پروژه «ناقلین» و برنامه‌های درازمدت برای گسترش زبان و فرهنگ پشتو به قیمت اعمال محدودیت بر دیگر زبان‌ها و فرهنگ‌ها و نیز به حاشیه‌راندن اقوام غیرپشتون از صحنه سیاسی و فرایند‌های تصمیم‌گیری به‌سادگی نشان می‌دهد که تعریف حاکمان از «دولت مدرن» به تعمیم ارزش‌های حاکمیت سنتی پشتون به همه اقوام محدود می‌شده و نه مشارکت دادن دیگر اقوام در حاکمیت.

    بدیهی است که از جمله موانع اصلی بر سر راه تعمیم این ارزش‌ها، زبان و فرهنگ‌های محلی اقوام دیگر بوده است؛ برنامه‌های مختلف حکومت، مثل تغییر نام زبان فارسی به «دری» یا برنامه تغییر نام‌های مناطق مختلف عمدتا غیرپشتون (مثل سبزوار به شیندند بوینی‌قره به شولگره، قره‌تیپه به تورغندی) دقیقا با هدف غلبه بر این موانع طراحی شده بود. نمونه‌های زیادی از این نوع سیاست‌ها را هم در حکومت‌های گذشته و هم حکومت‌های امروزی می‌توان برشمرد که از حوصله این مقاله خارج است.

    چالش هویت ملی

    حاکمان افغانستان مثل رهبران هر کشور دیگری در تلاش بوده‌اند هویتی را تعریف کنند که شامل همه باشندگان افغانستان باشد و همه اتباع/شهروندان به آن احساس تعلق داشته باشند. شواهد تاریخی نشان می‌دهد که این هویت قرار بود بر دو مولفه اصلی استوار باشد؛ یکی مدرنیزه کردن افغانستان و دیگری تبارز استقلال سیاسی.

    رد پای مدرنیته و تجددخواهی را می‌توان در برنامه‌های مختلف حکومت‌ها، به‌ویژه در دوران امان‌الله خان مشاهده کرد؛ برنامه‌هایی که گاه در تصادم با فرهنگ‌ها و عنعنات محلی، به‌خصوص در مناطق پشتون‌نشین قرار می‌گرفت. این‌که آیا حکومت‌های افغانستان روش یا راهبردی موثرتر برای مدرنیزه‌ کردن این کشور می‌توانستند بسنجند یا نه،‌ بحثی کاملا متفاوت است. اما واقعیت این است که شکل‌گیری افغانستان به‌عنوان یک کشور مدرن دارای مظاهر تجدد مثل دانشگاه، سینما، پارلمان، رسانه‌های نسبتا آزاد، احزاب سیاسی و دوره‌ای که از آن به نام «دهه دموکراسی» یاد می‌شود، مدیون ترقی‌خواهی و برنامه‌های حاکمانی مثل امان‌الله خان است.

    ولی اندیشه‌ای که در پس مولفه دوم، یعنی تبارز استقلال سیاسی، قرار داشت، نه تنها تفکری مدرن نبود، بلکه ادامه و حتا تشدید همان سیاست‌های قبیله‌گرایانه‌ حاکمان قبلی بود. به عبارتی، رهبران وقت به درستی به این نتیجه رسیده بودند که برای ساختن آینده‌ای بهتری برای شهروندان و تبدیل‌شدن به عضوی از جامعه بین‌الملل، افغانستان باید مدرن شود؛ از جمله ایجاد ساختارهای لازم برای آموزش مدرن، به‌خصوص برای دختران، و تلاش برای مدرنیزه کردن رابطه میان حکومت و مردم. و در این راستا تبارز استقلال سیاسی و تعیین حدود و ثغور وجهه و سیاست داخلی و خارجی افغانستان از الزامات مدرنیزه شدن افغانستان بود و هویت ملی مسلما یکی از ستون‌های اصلی تبارز استقلال به‌شمار می‌آمد.

    اما منش و رویکردی که رهبران وقت افغانستان به شکل‌دهی به این هویت داشتند، به‌جای آن‌که بر فهمی مشترک از مولفه‌های مدرن هویت ملی استوار باشد، بر باورهای سنتی و قبیله‌ای استوار بود. پشتون‌ها به‌طور سنتی باور داشته‌اند که حاکمیت افغانستان از آنِ این قوم است و هرچند برخی از حاکمان افغانستان (مثل ظاهرشاه) حتا با زبان پشتو آشنا نبوده‌اند، ولی به این قانون نانبشته باور داشته‌اند که در راس این کشور باید یک پشتون/پشتون‌تبار قرار داشته باشد.

    به این دلیل، تعریف این رهبران از هویت ملی با فرهنگ و هویت قومی پشتون‌ها گره خورده بود. به‌نظر می‌رسد آن‌ها حداقل دو فایده کلان برای این هویت تصور می‌کرده‌اند که به زعم‌شان از راه دیگری به‌دست نمی‌آید: اول، با توجه به این‌که ایران در همسایگی افغانستان کشوری ثروتمند و قدرتمند به‌حساب می‌آمد، برساختن هویتی با ریشه‌های پشتونی و تعمیم آن به دیگر اقوام، به‌ویژه به فارسی‌زبان‌ها، به خودی خود باعث می‌شد که اقوام مختلف بیشتر به این هویت برساخته احساس تعلق کنند تا به اشتراکات فرهنگی و زبانی‌شان با کشورهای همسایه. دوم این‌که، تعمیم هویتی که در فرهنگ و عنعنات قوم پشتون ریشه دارد، شرایط لازم برای دوام سلطه تک‌قومی بر سایر اقوام را فراهم می‌کرد.

    حکومت‌های وقت برای شکل‌دهی به این هویت و تعمیم آن به همه اقوام برنامه‌های مختلفی روی دست گرفتند؛ از آموزش اجباری زبان پشتو در ادارات گرفته تا تغییر رسمی نام زبان فارسی به «دری» در قانون اساسی ۱۹۶۴. هرچند هیچ‌کدام از این برنامه‌ها به دلایل مختلف موفقیت چندانی کسب نکرد. تا جایی که می‌دانیم مثلا، فرمان ظاهرشاه برای ترویج و احیای زبان پشتو در تاریخ ۱۲ حوت ۱۳۱۵، باعث نشد که حتا خود او، به‌عنوان شاه افغانستان، پشتو بیاموزد. بخشی از متن این فرمان که در اصل نیز به زبان فارسی است، در جریده اصلاح به این شکل ثبت شده است:‌

    «چون در مملکت عزیز ما از طرفی زبان فارسی مورد احتیاج بوده و از جانب دیگر به علت این‌که قسمت بزرگ ملت ما به لسان افغانی [پشتو] متکلم و مأمورین علی‌الاکثر به سبب ندانستن زبان پشتو دچار مشکل می‌شود، لهذا برای رفع زیان این نقیصه و تسهیل معاملات رسمی و اداری، اراده فرموده‌ایم همچنان که زبان فارسی در داخل افغانستان زبان تدریس و کتابت است در ترویج و احیای لسان افغانی هم سعی به عمل آمده و از همه اول مأمورین دولت این زبان ملی را بیاموزند.» (جریده اصلاح، تاریخ ۱۲ حوت ۱۳۱۵)

    ولی تلاش‌ها برای تغییر نام زبان پشتو به «لسان افغانی» حتا کمتر از تغییر نام زبان فارسی به «دری» نتیجه داد. تغییر نام فارسی به «دری» در قانون اساسی ۱۹۶۴ باعث شد که به تدریج بخش بزرگی از فارسی‌زبان‌ها از این واژه برای اشاره به زبان فارسی استفاده کنند، اما صرفا برخی از طراحان این سیاست‌ها، مثل محمود طرزی، از عبارت «لسان افغانی» برای اشاره به زبان پشتو اشاره می‌کردند. با این‌حال، تردیدی نیست که برنامه تغییر نام زبان پشتو هم بخشی از تلاش‌های برای شکل‌دهی به هویت ملی بوده است. وقتی نام کشور، نام هویت و نام زبان – افغانستان، افغان، افغانی – هم‌ریشه باشد، طبیعتا شانس بیشتری برای بقا و تعمیم به همه باشندگان یک کشور دارد.

    خطای بزرگ

    تحولات تاریخی اما نشان داد که طراحان این سیاست‌ها حداقل به دو دلیل روشن به خطا رفته‌اند: اول این‌که ظرفیت تاریخی فرهنگ‌ها و زبان‌های اقوام غیرپشتون را دست‌کم گرفتند. مثلا ترکمن‌های افغانستان یک اقلیت قومی نسبتا کوچک به‌حساب می‌آیند. اما با این‌حال، زبان و فرهنگ آن‌ها مقاوم‌تر از آن بوده که حکومتی بتواند آن را تغییر دهد. زبان فارسی هم پشتوانه عظیم تاریخی و ادبی دارد و جایگزینی این زبان با پشتو یا هر زبان دیگری نه‌تنها ناممکن، بلکه حتا تصور آن هم ساده‌لوحانه است. به همین‌شکل،‌ پشتو هم یکی از زبان‌های قدیمی ایرانیک (و به اصطلاح خواهر فارسی) است که هرچند به اندازه فارسی ممکن است پشتوانه مکتوب نداشته باشد، اما ریشه‌ای عمیق در جغرافیای افغانستان و مناطقی در کشورهای همسایه از جمله در هند دارد. تاریخ نشان می‌دهد که اقوام پشتون‌ قرن‌ها با حاکمان پارسی‌زبان مراودات تنگاتنگ داشته‌اند، اما این این امر باعث نشد که زبان پشتو از بین برود و پارسی جای آن را بگیرد.

    خطای دوم این بود که تعریف حاکمیت از ایده‌ی هویت ملی، در عمل «بازتعریف هویت قومی پشتون در سطح ملی» بود که لاجرم به حذف هویت‌های اقوام دیگر منجر می‌شد. به احتمال زیاد، حاکمیت آن وقت هم مثل رهبران سیاسی امروز، به خیر همه باشندگان افغانستان می‌دیدند که زیر لوای یک هویت ملی جمع شوند و تا اینجای کار، اشتباه نمی‌کردند. اما چون ساختار نظام به شکلی بود که به‌طور سنتی اقوام غیرپشتون صرفا رعایای نظام پنداشته می‌شدند و به هویت‌ها و فرهنگ‌ آن‌ها اهمیتی داده نمی‌شد، چه بسا، تعمیم هویت پشتون‌ به آن‌ها را عملی خیرخواهانه می‌پنداشته‌اند.

    متأسفانه رگه‌های چنین تفکر کاکامآبانه‌ای را هنوز هم می‌توان در اندیشه‌ و نگرش رهبران پشتون و سیاست‌های حکومت‌های امروز افغانستان هم مشاهده کرد. گاهی به‌نظر می‌رسد که سیاستمداران پشتون از مخالفت و مقاومت اقوام دیگر در مقابل طرح‌های‌شان و یا پایبندی اقوام به رسوم و سنت‌های خاص خود تعجب می‌کنند. به‌عنوان مثال، این رهبران به‌نظر نمی‌رسد درک کنند که چرا بخش بزرگی از غیرپشتون‌ها نمی‌خواهند خود را «افغان» بدانند، یا فارسی‌زبان‌ها زبان خود را «دری» بنامند و یا دوست دارند علنا به رسومی مثل تجلیل از شب یلدا یا نوروز پایبند باشند.

    راه حل رهبران پشتون برای دستیابی به یک هویت ملی و «ملت شدن» به زبان ساده این بوده که همه اقوام از هویت و فرهنگ خود دست بشویند و «افغان» شوند و ظاهرا هیچ بدیلی برای این رویکرد خود نمی‌پذیرند. دقت در گفته‌ها و اندیشه‌های چهره‌های مطرح پشتون در این زمینه‌ها این‌طور تداعی می‌کند که گویا به چشم آن‌ها هر آن‌که این رویکرد را نپذیرد، برای بیگانگان کار می‌کند: فارسی‌زبانی که نمی‌پذیرد نام زبانش «دری» و یا نام هویت ملی او «افغان» است، «مزدور و جاسوس» ایران است و یک عنصر خطرناک که به خیر عموم نیست که فرصت و فضایی برای بیان ایده‌های خود داشته باشد.

    تغییر مناسبات قومی پس از طالبان

    سقوط طالبان در نتیجه حمله امریکا به افغانستان سرآغاز تغییری تاریخی و بی‌سابقه در مناسبات قومی نیز بود. حضور جامعه بین‌المللی و مطرح‌شدن افغانستان در سطح جهان در حقیقت یک بار دیگر مسأله مدرنیته در افغانستان را، این بار به شکلی کاملا متفاوت مطرح کرد؛ متفاوت به این معنا که حاکمیت افغانستان این بار در تعیین حدود و ثغور این مدرنیته و کیفیت آن نقش چندانی نداشتند. این امر در ترکیب با دسترسی افغانستان به تکنولوژی معلوماتی مثل انترنت و موبایل بیش از پیش باعث کم‌رنگ‌شدن نقش حاکمیت در تعریف مناسبات قومی شد. برای اولین بار در تاریخ افغانستان، آینده نه در دست حاکمان سیاسی که در گرو کار و تلاش شهروندان و به‌خصوص نسل جوان بود. برای اولین بار در تاریخ افغانستان، شهروندان می‌توانستند از طریق رسانه‌های عمومی و شبکه‌های اجتماعی نظرات خود را بدون هیچ هزینه‌ای اعلام کنند و معنای سنتی «حاکمیت» و «حکومت» را به شکلی بی‌سابقه به چالش بکشند.

    مفکوره حاکمیت سنتی در افغانستان برای این تغییر شگرف آمادگی نداشت. اولین بار بود که حاکمان افغانستان می‌دیدند اتوریته دولتی و قوه قهریه در برابر اعتراض شهروند رنگ می‌بازد. روزنامه‌نگارها با سماجت و بی‌پروایی پرسش‌هایی سخت را مطرح می‌کردند که سیاستمداران چه پاسخ می‌دادند و چه نمی‌دادند، ابهت خیالی آن‌ها به چالش کشیده می‌شد و خامی اندیشه‌های‌شان آشکار می‌گردید.

    واکاوی سیاست‌های حکومت حامد کرزی و نیز اشرف غنی نشان می‌دهد که هر دو حکومت، تغییر در مناسبات چندصدساله قومی را بزرگ‌ترین چالش در برابر دوام ایده حاکمیت سنتی پشتون‌ها بر افغانستان می‌دانند و هر دو با سیاست‌ها و رویکردهای مشخصی به دنبال حفظ حداقل بخشی از مناسبات قدیمی بوده‌اند. از این زاویه است که می‌توان دلایل اصلی رویکردهای هر دو اداره در مقابل طالبان و نیز سیاست‌هایی مثل فارسی‌ستیزی عریان و حتا تقلب در انتخابات را بازشناخت.

    حامد کرزی، رییس‌جمهور پیشین افغانستان، همانند چهره‌های مطرح دیگر در سیاست افغانستان هیچ‌گاه پنهان نکرد که مایل نیست جنبش طالبان در افغانستان از راه نظامی درهم کوبیده شود. با وجود آن‌که گروه طالبان همواره دست رد به سینه کرزی زد، اما او تا پایان حکومت خود و بعد از آن نیز از تلاش برای تبرئه این گروه از دست داشتن در حملات تروریستی که هر کدام به مثابه جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت است، دست برنداشت.

    خلف او، اشرف‌غنی نیز به سیاست تبرئه طالبان، به اشکال مختلف، تا پیش از موافقتنامه صلح این گروه با امریکا ادامه داد. بهترین شاهد برای این مدعا می‌تواند اعلامیه‌های ارگ در محکومیت حملات تروریستی گروه طالبان باشد؛ ارگ تا پیش از مذاکرات طالبان و امریکایی‌ها، اداره اشرف غنی، با پیروی از سیاست حامد کرزی، حملات تروریستی این گروه در افغانستان را به «دشمنان صلح و ثبات» و «دشمنان مردم افغانستان» و عبارت گنگ مشابه نسبت می‌داد. نگارنده از طریق منابع موثق در جریان هست که به تبعیت از این سیاست دولت، به نیروهای ناتو نیز رسما توصیه شده بود که در بیانیه‌های خبری خود از ذکر نام طالبان به‌عنوان عامل حملات تروریستی خودداری کنند.

    هر دو حکومت افغانستان این سیاست تبرئه را برای نشان دادن حسن‌نیت به این‌ گروه و متقاعد کردن آن‌ها به مذاکره لازم می‌دانسته‌اند. اما ناظران زیادی معتقدند و شواهد کافی وجود دارد که نشان دهد دلیل اصلی آقایان کرزی و غنی در اعمال این سیاست این باور آن‌ها بوده که در شرایط پیچیده امروز طالبان یک جنبش قومی پشتونی است که درهم‌کوبیدن آن از طریق قوت نظامی به تضعیف داعیه حاکمیت سنتی پشتون‌ها می‌انجامد.

    سلطه تک‌قومی: نقطه اشتراک حکومت و طالبان

    طالبان، به‌عنوان گروهی که در سال ۱۹۹۶ حاکمیت رسمی متشکل از گروه‌های مجاهدین را ساقط کرد و تا پیش از حمله امریکا به افغانستان در اکتبر ۲۰۰۱ در قدرت بود، کسب قدرت دوباره را حق خود می‌داند. شعار و انگیزه این‌ گروه ایجاد یک امارت اسلامی مبتنی بر قرائت سختگیرانه از قوانین شرعی است. به عبارتی، اولویت این گروه، نه بهبود اقتصاد یا رفاه عمومی یا ارائه بهتر خدمات عمومی به مردم، بلکه حاکمیت نظام «امارت» است. با این‌حال، به این معنا نیست که طالبان در اشتراک قدرت با سایر اقوام کارنامه‌ای منصفانه‌تر و یا چشم‌اندازی بهتر دارند.

    سیاست‌های رسمی حاکمیت افغانستان و طالبان، چه در زمانی که این گروه در قدرت بود و چه حالا که همزمان با حملات تروریستی و کشتار روزانه افراد ملکی مشغول چانه‌زنی با حکومت افغانستان است، نشان می‌دهد که هر دو طرف به قاعده‌ی نانبشته حق حاکمیت پشتون‌ها متعهدند و بدیلی برای آن نمی‌پذیرند.

    به زبان ساده، رویکرد و اندیشه‌های هر دو گروه فقط نشان می‌دهد که طالبان با اتکا بر مولفه دین و مذهب و طرف دولت با توسل به ناسیونالیسم پشتون به دنبال احیا و دوام حاکمیت سنتی قوم‌محورانه هستند. شواهدی وجود ندارد که نشان دهد طالبان یا دولت به دنبال شکل دادن یک حاکمیت همه‌شمول به معنای مدرن آن هستند؛ حاکمیتی که در آن اقوام ساکن افغانستان مجبور نمی‌شوند برای آن‌که شهروند به‌حساب آیند، از ارزش‌های فرهنگی، سنتی، زبانی و یا قومی خود بگذرند و یک هویت برساخته تحمیلی دولتی را بپذیرند.

    برای طالبان نظام «امارت» صرفا یک ابزار است؛ و تجربه نشان داده این ابزار، که ارعاب و ترور و قلدری از عناصر اصلی آن است، در سرکوب شهروندان و سلب حقوق اولیه آن‌ها موثرتر از ابزارهای حکومت است. مسلما برای شهروندانی که تحت سلطه نظامی زندگی می‌کنند که پروای کرامت انسانی آن‌ها را هم ندارد، صحبت از حقوق شهروندی و مدنی، مثل حق مشارکت سیاسی و حق آزادی بیان بی‌معناست. این استیصال و ناتوانی را همه آن‌ها که زیر سلطه حاکمیت طالبان زندگی کرده‌اند، تا مغز استخوان خود حس کرده‌اند. و این ایده که طالبان در این بیست سال تغییر کرده‌اند، خودفریبی تلخی است که برخی آگاهانه و برخی خوشباورانه به آن متوسل می‌شوند.

    مذاکرات صلح و چشم‌انداز آینده

    مسلما امریکایی‌ها می‌دانستند که آغاز مذاکره با طالبان به معنای پذیرش سقوط حکومت مشروع افغانستان (هرچند در انتخاباتی پرتقلب) است. مهم‌تر از آن، ناممکن است امریکایی‌ها و سایر بازیگران بین‌المللی به این نکته آگاه نبوده باشند که آنچه با طالبان به معامله می‌گذارند، دموکراسی، حقوق بشر و حقوق اساسی شهروندان افغانستان است. با همه این‌ها، امریکایی‌ها با دور زدن مردم و حکومت افغانستان با این گروه به توافق رسیدند.

    مذاکرات فعلی بین طالبان و حکومت نیز بر سر اشتراک دادن این گروه در قدرت نیست، برعکس، مسأله اصلی این است که طالبان تا چه حد حاضرند طرف‌های دیگر (حکومت/مردم) را در قدرت شریک دهند. این نیز نکته‌ای است که هم امریکایی‌ها و هم دولت افغانستان به آن واقف بوده‌اند.

    بنابراین، اشرف غنی صرفا با پذیرش ایده گفت‌وگو با طالبان سند سقوط حکومت خود را امضا کرد. چرا که هم دولت افغانستان و هم جامعه جهانی و امریکا به خوبی به این نکته واقف بوده‌اند که ناممکن است طالبان را در مذاکرات خود قانع کنند که حکومت اشرف غنی را بپذیرند. به‌جای آن، این بازیگران خارجی و داخلی بودند که پذیرفتند حکومت مشروع افغانستان (هرچند در انتخاباتی پرتقلب) ساقط شود و جای آن را یک حکومت موقت و یا ساختار مشابهی بگیرد که طالبان آن را بپذیرند.

    بنابراین، لفاظی‌های خوشبینانه مقامات خارجی و داخلی درباره افغانستان این واقعیت را عوض نمی‌کند که برآیند مذاکره موفق با طالبان، موافق باشیم یا نه، سقوط حکومت فعلی افغانستان است. به همان ترتیب، لفاظی‌های مقامات خارجی و داخلی این حقیقت را نیز تغییر نمی‌دهد که طالبان در درازمدت به دنبال برقراری امارت اسلامی هستند؛ نظامی که بر قرائت خشک و سختگیرانه از قوانین شرعی استوار است. طالبان، به‌عنوان یک گروه شبه‌نظامی/تروریستی هیچ ایده‌ و برنامه‌ مدرنی برای افغانستان ندارند و صلح با این گروه صرفا با ذبح دموکراسی، حقوق بشر و حقوق شهروندی مردم افغانستان به دست خواهد آمد.

    با همه این‌ها، این تصور که طالبان خواهند توانست بی‌هیچ چالشی نظام ارعاب و وحشت خود را بار دیگر بر افغانستان حاکم کنند، ساده‌دلانه است.

    افغانستان امروز با سال‌های پایانی دهه‌ی نود به‌شدت متفاوت است. بخش اعظم جمعیت افغانستان را نسل جدیدی شکل می‌دهد که تجربه زندگی زیر سلطه طالبان را نداشته‌اند؛ نسل جوانی که با انترنت و دسترسی به معلومات و ارتباطات بزرگ شده‌اند. افغانستان بیش از هر زمان دیگری در تاریخ خود شهروندانی تحصیل‌کرده در داخل و خارج دارد که یک شبکه جهانی از شهروندانی را تشکیل داده‌اند که روز و شب بی‌هیچ‌واسطه‌ای با هم در تماسند. تنها راه طالبان برای حاکمیت امارتی شبیه سال‌های پایانی دهه نود، سوق دادن فیزیکی این کشور به همان دوران تاریک است؛ کشوری فاقد امکان تماس با بیرون. بدون انترنت.

    اما حتا طالبان هم حالا می‌دانند که چنان کاری ممکن نیست؛ بنابراین، به جای آن سعی خواهند کرد به اعمال محدودیت‌هایی شبیه آنچه جمهوری اسلامی ایران بر شهروندانش وضع می‌کند، رو آورند. هرچند تجربه رژیم ایران نشان داده که این نوع محدودیت‌ها تا حدی موثر است.

    مسأله دیگر، که طالبان ناچارند در محاسبه خود در نظر بگیرند وجود پایگاه‌های قومی است که پتانسیل آغاز دور دیگری از منازعات را دارد؛ اخیرا اسماعیل‌خان و عطامحمد نور هشدار داده‌اند که در صورت لزوم «وضعیت را مدیریت خواهند کرد.»

    با در نظرداشت همه این مولفه‌ها، می‌توان خوشبین بود که موفقیت مذاکرات صلح تحولی عمده در تاریخ چهل سال جنگ افغانستان ایجاد خواهد کرد و ممکن است بخش بزرگی از خشونت‌های جاری را توقف دهد. هرچند به این معنا نیز هست که راه طولانی‌تری برای دستیابی به صلح واقعی و رفاه پیش روی افغانستان است.

    با همه این‌ها، دستیابی به صلح و عدالت واقعی و پیشرفت اجتماعی و اقتصادی فقط زمانی ممکن خواهد شد که نسل جدید شهروندان تنوع قومی، فرهنگی و زبانی را غنای جامعه ببینند و از باورها و ایده‌هایی که برتری‌جویی قومی را ترویج می‌کند، فاصله‌ گیرند.

    تاریخ افغانستان نشان داده که هویت ملی از راه هژمونی و یکسان‌سازی و سلطه قومی به‌دست نمی‌آید. هویت ملی آیینه‌ای باید باشد که همه شهروندان، به‌ویژه‌ اقلیت‌های قومی و دینی در آن تصویری واقعی از خود و فرهنگ و تاریخ و ارزش‌های‌شان را ببینند.

    اطلاعات روز

  • رسانه ها را هدف قرار ندهید

    رسانه ها را هدف قرار ندهید

    با وجود نگرانی‌ها مبنی به افزایش ترورهای هدفمند خبرنگاران در افغانستان، راس ویلسون سرپرست سفارت آمریکا در کابل در توییتی نوشت، خبرنگاران را هدف قرار ندهید.

    ویلسون اضافه کرد، آزادی مطبوعات یکی از مهم‌ترین دست‌آوردهای 19 سال گذشته در افغانستان است که باید حفظ شود و خبرنگاران در این‌جا برای کسب اطمینان از شفافیت و پاسخ‌گویی شجاعت قابل توجهی نشان می‌دهند.

    او تاکید کرد، آمریکا خبرنگاران را در افغانستان درک می‌کند و آنها را حمایت می‌نماید و باید در مورد امنیت خبرنگاران و کمک به خبرنگاران که در حال حاضر در معرض خطر هستند بحث شود.

    از سوی دیگر، سازمان گزارشگران بدون مرز سه‌شنبه 29 دسامبر 2020 با نشر گزارش سالانه خود اعلام کرد، افغانستان، مکسیکو(مکزیک)، عراق، هند و پاکستان پنج کشور مرگ‌بار در سال 2020 برای خبرنگاران شناخته شدند.

    نگرانی از افزایش ترور خبرنگاران در افغانستان

    کمیسیون مستقل حقوق‌بشر افغانستان دوشنبه 28 دسامبر 2020 با نشر اعلامیه‌ای از افزایش ترور و تهدید علیه خبرنگاران ابراز نگرانی کرده و از دولت خواسته است، اگر به تهدیدهای خبرنگاران توجه نکنید، ممکن برخی خبرنگاران این کشور را ترک کنند.

    در این اعلامیه آمده، در چند ماه گذشته، ترورهای هدفمند خبرنگاران بر روند کار اطلاع‌رسانی در سرتاسر افغانستان اثر منفی گذاشته است. به گزارش مسئولان رسانه‌ها، شماری از زنان خبرنگار در ولایات این کشور کارشان را ترک کرده‌اند. دسترسی خبرنگاران حتا به ولسوالی‌های نزدیک به مراکز ولایات دشوار شده است. خبرنگاران در شماری از شهرها نمی‌توانند به‌سادگی گشت‌وگذار کنند. بعضی از خبرنگاران و نهادهای رسانه‌ای در ولایات این کشور با تهدید برخورده و هنگامی که به نهادهای مسئول دولتی گزارش کرده‌اند، با سهل‌انگاری این نهادها‌ مواجه شده‌اند.

    در این اعلامیه ذکر شده، جامعه‌‌ خبرنگاری افغانستان در ماه‌های اخیر، تحت فشار روانی شدید قرار داشته است. خبرنگاران نگران‌اند که ‌ساحه‌‌ کار و زندگی برای آن‌ها بیشتر از این محدود شود. دولت افغانستان هنوز از کارکرد خود در مورد جلوگیری از قتل‌های زنجیره‌ای خبرنگاران، پیگرد مظنونان و رسیدگی عدلی و قضایی به چنین قضایایی به جامعه‌‌ رسانه‌ای افغانستان اطلاعاتی قناعت‌بخش نداده است.

    براساس این اعلامیه: «آن‌ها(خبرنگاران) باور دارند ‌اگر دولت افغانستان نتواند به خبرنگاران در مورد حفاظت از جان‌شان اطمینان دهد، احتمال دارد برخی از آن‌ها ناگزیر به ترک کشور شوند. هم‌چنین افزایش حملات هدفمند سبب افزایش خودسانسوری ‌در جامعه رسانه‌ای شده است و این فضای ترس می‌تواند پیامدهای ناگواری، به‌ویژه برای خبرنگاری تحقیقی در ولایات متفاوت کشور داشته باشد».

    خواست‌های مشخص خبرنگاران

    در اعلامیه‌ای کمیسیون مستقل حقوق‌بشر افغانستان آمده، خبرنگاران افغان از جامعه جهانی خواسته اند که بر طرف‌های درگیر در این کشور فشار آورد تا آتش‌بس را بپذیرند و به ترورهای هدفمند و خشونت‌ها ‌پایان دهند.

    بر اساس این اعلامیه: «جمهوری اسلامی افغانستان جلو حملات هدفمند را بگیرد، امنیت خبرنگاران را تأمین کند و پرونده‌های کشتار، تهدید، تخویف و بدرفتاری با خبرنگاران را به‌منظور اجرای عدالت بر عاملان بررسی کند و نتایج آن‌را با مردم و خانواده رسانه‌های افغانستان در میان گذارد».

    در ادامه این اعلامیه ذکر شده: «گروه طالبان ‌در صورتی که ‌در این ترورها دست ندار‌د، ‌باید در مورد چگونگی این ترورها به مردم پاسخ ‌دهد و اسناد و اطلاعات‌ خود را در مورد عاملان ترورها به مردم گزارش کند، چه اینکه تنها نپذیرفتن مسئولیت ترورهای هدفمند نمی‌تواند مسئولیت را از دوش آن بردارد».

    در این اعلامیه تذکر یافته: «خبرنگاران همچنان شکایاتی را در مورد تبلیغات زهرآگین و خشونت‌آمیز در مورد خبرنگاران آزاد از سوی رسانه‌های مرتبط به گروه طالبان در سطح محل داشتند که رفتار خشونت‌آمیز در برابر خبرنگاران را مجاز دانسته و ترویج می‌کند».

    شایان ذکر است که افغانستان یکی از ناامن‌ترین و مرگبارترین کشورهای جهان برای خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای گفته شده است که طی کمتر از دو ماه گذشته سال جاری شش خبرنگار در این کشور کشته شدند.

  • مسوول مالی گروه داعش در ننگرهار بازداشت شد

    مسوول مالی گروه داعش در ننگرهار بازداشت شد

    دفتر رسانه‌یی والی ننگرهار امروز (چهارشنبه، دهم جدی) با نشر خبرنامه‌یی گفت این عضو ارشد گروه داعش شب گذشته از مربوطات حوزۀ چهارم امنیتی شهر جلال‌آباد بازداشت شده است. این خبرنامه می‌افزاید که در جریان این عملیات سه فرد دیگر نیز به اتهام عضویت در گروه داعش بازداشت شده‌اند.

    دفتر رسانه‌یی والی ننگرهار خاطرنشان می‌سازد که یکی از این افراد بازداشت شده که معلولیت جسمی نیز دارد، مدتی در بخش جلب‌وجذب گروه داعش نقش داشته است.

    این در حالی است که هفتۀ پیش مسوول حمله‌های انفجاری داعش در ولایت‌های کابل و ننگرهار نیز در یک عملیات نیروهای امنیتی ملی کشور از مربوطات ولایت ننگرهار بازداشت شد.

    ننگرهار در شرق کشور سال‌های پیش مهم‌ترین مرکز حضور و فعالیت جنگ‌جویان شاخۀ خراسان گروه داعش به شمار می‌رفت، اما صدها تن از جنگ‌جویان این گروه پس از تشدید حمله‌های نیروهای امنیتی کشور به دولت تسلیم شدند.

  • رأی نود درصدی

    رأی نود درصدی

    رهبران تیم ثبات و همگرایی مدعی هستند که این بار نود در صد هزاره ها به تیم ثبات و همگرایی رای داده اند. بر فرض صحت این سخن ( که درست نیست)، این ادعا وارونه کوبیدن نعل و به تعبیر عامیانه عریضه علیه خود است. معنای مدعای فوق این است که بالاترین رای را هزاره ها به تیم ثبات و همگرایی داده اند و حتی شاید بالاتر از تاجیک ها و یقینا گسترده تر از ازبک ها. حال اولین سوال این است که اگر چنین است و این نتیجه را پیشبینی هم کرده بودید، پس چرا به معاونت دومی قناعت کردید؛ هیچ دلیلی ندارد که با رای نود فیصدی و ایجاد انسجام حداکثری (طبق گفته خود شما) باز جایگاه سوم از آن ما هزاره ها باشد؛ با هیچ منطقی قابل قبول نیست که اکثریت رای از ما، ولی در مقابل کمترین امتیاز هم از ما.

    استدلال حضرات در دوره های قبل این بود که ما به معاونت دوم قانع هستیم؛ چون اولا چوکی معاونت اولی از وطن داران تاجیک است که اکثریت هستند و ثانیا هزاره ها پراکنده اند و رای کم دارند و در معادلات سیاسی بیشتر از آن محاسبه نمی شوند. اما این بار طبق گفته خود شما هر دو صورت منتفی بود، پس چرا رای هزاره را ارزان فروختید و از آن پاسداری نکردید؟ اگرچه فعلا تشکیل کابینه از سوی تیم ثبات و همگرایی منتفی است، اما هیچ تضمین وجود نداشت که در حکومت داکتر عبدالله به هزاره ها جایگاه مناسب داده می شد. واقعیت این است که داکتر صاحب عبدالله و تیم فکری وی هیچ وقت پاسدار آرای هزاره ها و قدردان اعتماد مردم ما نبوده است.

    قطع نظر از نحوه تعامل تیم فکری داکتر در حکومت مجاهدین و اجلاس بن با هزاره ها (کتاب فرستاده مطالعه شود) و کارکرد جناب داکتر در وزارت خارجه، کافی است که به دو دور انتخابات ریاست جمهوری(دور دوم کرزی و حکومت وحدت ملی) توجه شود که بیشترین رای هزاره ها مستقیما به آدرس داکتر عبدالله رفت، اما او برای هزاره ها چی کرد؟ می توان گفت هیچ. بار اول رای را در مقابل ایجاد ادارات خاص در وزارتخانه ها برای نزدیکان خود و گرفتن پول هنگفت از کرزی، فروخت (استاد خلیلی معاون دوم وقت ریاست جمهوری به خوبی آگاه است).

    اما در حکومت وحدت ملی که سهم پنجاه در صدی نیز در حکومت داشت، باز همان مسیر پیموده شد. عبدالله می توانست بادادن یک وزارت خانه کلیدی چون وزارت داخله از سهم خود به مردم ما، اعتماد هزاره ها را جلب نماید و دیوار بلند و ضخیم بی اعتمادی تاریخی را بردارد. اما وی نه تنها این کار را نکرد، بلکه در برابر پروژه توتاپ مقاومت کرد، در ارتباط با قضیه دهمزنگ سکوت کرد، مانع وزیر شدن داکتر شاران شد، نهایت تلاش کرد که ظهیر والی بامیان نشود و در اواخر کمر بست تا ایشان را برکنار نماید، حتی از استاد محقق که به قول خودش هشتاد درصد رای هزاره را برایش جمع کرده بود، پس از عزلش حمایت لازم را نکرد و در انتخابات نیز صادقانه با ایشان بازی نکرد. پر واضح است که این بار نیز رای هزاره ها دود شده و به هوا می رود. چون طبق اعلام ابتدایی نتیجه انتخابات این رای به چوکی ریاست جمهوری مبدل نمی شود و بر فرض تبدیل شدن، طبق شواهد تاریخ، هیچ اثری در جهت بهبود وضعیت هزاره ها نخواهد داشت. لذا جلوداران این حرکت باید در برابر مردم پاسخگو باشند که چرا همواره با سرنوشت مردم بازی می کنند. از منظر دیگر، اگر رای نود فیصدی بیانگر جایگاه شخص شما در میان مردم است؛ معنای شان این است که مردم به شما امید بسته اند آن هم نود فیصد مردم؛ یعنی اوج محبوبیت.

    حال سوال این است که پاسخ شما به وضعیت آشفته جامعه هزاره چیست؟ چرا کشتی به زمین نشسته هزاره را به ساحل نجات نمی رسانید. چرا از این قدرت خود، برای حل مشکلات هزاره بهره نمی جویید؟ کدام کار عام المنفعه از آدرس شما برای هزاره انجام شده است؟ چرا در پارلمان از ادرس شما وکیل نداریم؟ چرا خود را حداقل در رهبری حزب، به انتخاب مردم نمی گزاریم؟ وقتی نود فیصد مردم را با خود داریم چرا از یک نقد فیسبوکی میترسیم؟ چرا بجای تحمل و مدا از فحش و دشنام برای سرکوب منتقدان خود استفاده می کنیم؟ چرا جوانان تحصیل کرده شما دست به دامن افراد غیر هزاره می شوند تا کاری برای خود بیابند؟ این در حالی است که در موقعیت های بلند حکومتی بوده اید و هستید. پس اگر افتخار چهل سال رهبری جامعه هزاره را برای تثبیت موقعیت خود یدک می کشید، پس به من جوان هزاره هم حق دهید که از رنج های که در سال های متوالی بر این مردم تحمیل شده است، سوال کنم و علت آن را بدانم. رهبران جامعه بیش از هر کسی در این قسمت مسئولیت دارند و نمی توانند افتخارات را به خود و کاستی ها و کمبودها را به دیگران نسبت دهند و خود را از آن تبرئه نمایند. باید قبول کنیم که نتوانیستیم جامعه هزاره را بدرستی مدیریت کنیم و یا نکردیم. که هر دو صورت جای تاسف دارد. ما انتظار داشتیم که میراث رهبر شهید دچار انشقاق نمی شد تا اینکه به انسجام مقطعی آن افتخار کنیم، ما توقع داشتیم و داریم که میراث داران رهبر شهید با همدیگر متحد و در برابر خصم قوی ایستاد می شد، ولی حالا بر عکس شده است.

    اگر این واقعیت ها را قبول نکنیم باز مسیر انحرافی را خواهیم پیمود. اما واقعیت این است که رای اکثریت هزارها به تیم ثبات و همگرایی نه بخاطر دلخوشی از رهبران تیم ثبات، بلکه به نحوه نگاه ما هزاره ها به تیم حاکم بر می گردد که مختص این دوره هم نیست. انتخابات های دور اول و دوم ریاست جمهوری، بخوبی این مدعا را اثبات می کند. در آن دوران نیز بیش از سیزده در صد مردم ما به تیم کرزی رای ندادند ( بارها شخصا این مطلب را از استاد خلیلی به عنوان یک گلایه شنیدم)؛ در حالیکه در ۱۳۸۸ اکثریت رهبران هزاره به شمول استاد محقق با حامد کرزی بودند، اما تغییر بنیادی در افزایش رای پیش نیامد.

    شاید بتوان گفت جمعیت که استاد محقق در یک تظاهرات به خاطر پس گرفتن رای خود به میدان آورده بود، از میزان رای شان به کرزی بیشتر بود. مضاف بر آن انتخابات پارلمان نیز سنجه خوبی برای سنجش جایگاه واقعی افراد و جریان ها در میان مردم است که در این مجال نیازی به تشریح نیست. اما رای سی و پنج فیصدی هزاره ها در این دور به تیم حاکم بی سابقه و بیانگر یک تحول نگرشی است. رهبران تیم ثبات بجای ناراحت شدن از میزان رای هزاره ها به تیم دولت ساز و انکار واقعیت های عینی، بدنبال آن باشند که از رای ریخته شده در صندوق تیم ثبات و همگرایی به نفع مردم استفاده شوند و رای شهروندان مثل دفعات قبل دود هوا نشوند و امید مردم به یاس مبدل نشود. که در آن صورت پیش خلق و خالق مدیون هستید و هیچ جوابی نخواهید داشت.

    داکتر امان فصیحی