برچسب: افغانستان

  • سرنوشت نامعلوم نشست استانبول و صلح افغانستان

    سرنوشت نامعلوم نشست استانبول و صلح افغانستان

    کنفرانس صلح افغانستان در شهر استانبول در ترکیه دو بار به تعویق افتاد. قرار بود این اجلاس در تاریخ ۲۴ اپریل برگزار شود، اما ترکیه در ماه رمضان اعلام کرد این نشست پس از عید دایر می گردد. پیش از به تعویق افتادن این گردهم‌آیی، طالبان اعلام کردند تا زمانی که همه نیروهای خارجی افغانستان را ترک نکنند، در هیچ جلسه ای درباره سرنوشت افغانستان شرکت نخواهند کرد.

    کدام جناح مشکل دارد، طالبان یا حکومت افغانستان؟

    منابع نزدیک به حکومت افغانستان می گویند که حکومت و سیاستمداران این کشور، در تلاش اند تا شورای عالی دولت را ایجاد کنند. سید قریب الله سادات، یکی از اعضای شورای ولایتی لوگر، به دویچه وله گفت که انتظار می‌رفت که یک شورای عالی دولت تشکیل شود، زیرا گروه طالبان خواستار موجودیت یک آدرس واحد برای انجام گفتگوها شده است.

    گروه طالبان گفته است که “ما نمی توانیم با همه جداگانه صحبت کنیم. حکومت و سیاستمداران باید در یک موضع واحد جمع شوند تا بتوانیم با آنها صحبت کنیم.”

    آقای سادات که از نزدیک روند صلح افغانستان را ارزیابی می کند، افزود که تمرکز فعلی در حکومت بر چگونگی ترکیب اعضای شورای عالی دولت است.

    محمد اشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان در هفته های اخیر در سطح رهبران سیاسی در داخل و خارج حکومت مشورت را آغاز کرده است.

    گفته شده است که حامد کرزی رئیس جمهور پیشین و گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی نیز با هم دیدار کرده اند. هرچند جزئیات این جلسات به بیرون درز نمی کند، اما گمان می رود که حکومت تلاش می کند تا در اجلاس ترکیه با طالبان از یک آدرس واحد وارد گفتگو شود.

    گفته می شود که احتمالاً طالبان به زودی در مورد اشتراک شان در کنفرانس ترکیه، اظهار نظر کند. طاهر خان روزنامه نگار مستقر در اسلام آباد به دویچه وله گفت: «این احتمال وجود دارد که طالبان به زودی از مشارکت خود در اجلاس ترکیه خبر دهند. همچنین گزارش هایی وجود دارد که گفتگوهای موثر بین الافغانی به زودی آغاز می شود.»

    این روزنامه نگار پاکستانی به نقل از منابع که از آن ها نام نبرد گفت که جزئیات نشست استانبول با طالبان در میان گذاشته شده است. 

    شرایط احتمالی طالبان برای کنفرانس استانبول

    اگرچه ظاهراً طالبان دلیل اصلی عدم شرکت شان در اجلاس ترکیه را خروج نیروهای خارجی عنوان کرده اند، اما گفته می شود که طالبان ممکن است برای شرکت در این نشست آزادی ۷ هزار زندانی شان و حذف رهبران آنها از لیست سیاه را به عنوان شرط اساسی مطرح کنند.

    اما سایر ناظران حدس می زنند که احتمالا طالبان از نشست ترکیه ترس دارند. سمیع یوسفزی، روزنامه نگار افغان در لندن به دویچه وله گفت: «به نظر می رسد طالبان اهداف این کنفرانس را درک کرده اند. گفته می شود که در این کنفرانس در مورد یک حکومت بی طرف تصمیم گرفته خواهد شد که طالبان نیز در آن سهیم باشند، اما به نظر می رسد که طالبان نمی خواهند در یک کنفرانس شرکت کنند که تصمیمات بالای آنها تحمیل شوند.»

    آقای یوسفزی افزود که تلاش هایی هم صورت می گیرد که در این نشست هم مانند نشست های دیگر، فقط ابراز نظر گردد، اما ایالات متحده و متحدانش خواهان اتخاذ تصمیمات قاطع هستند که این موضوع  به عنوان یکی از دلایل اصلی تأخیر در اجلاس ترکیه عنوان شده است.

    این اظهارات در حالی صورت می گیرد که زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه ایالات متحده امریکا برای صلح در افغانستان به کمیته امنیت ملی ایالات متحده گفته است که تلاش ها برای تشکیل کنفرانس استانبول در جریان است و انتظار می رود که حکومت و طالبان در آن شرکت کنند.

  • افغانستان، سرزمین دردهای بی درمان!

    افغانستان، سرزمین دردهای بی درمان!

    افغانستان معروف به قلب آسیا سالهای سال است که قلبش از جنگ های داخلی و خارجی پاره پاره است و ساکنانش صلح و آرامش را حتی در خواب های شبانه خود ولو برای دقایقی نمی بینند. قدرت طلبان شوم سال هاست که بر این سرزمین سایه انداخته اند و قربانی جنگ و بازی های خطرناک آنان مردم بی گناه به ویژه زنان و کودکان می باشد.

    در تازه ترین مورد چند روز پیش ده ها کودک محصل این سرزمین طی چند انفجار خونین در مکتی سیدالشهدا در غرب کابل به خاک و خون کشیده شدند. دختران نوجوانی که برای فرار از شرایط سخت و طاقت فرسای کنونی راه چاره را در ساخت آینده شان از طریق تحصیل و درس می دانستند طعمه آتش جنگ و نفرت شدند.

    باور کنید این همه جنایت و فتل و کشت و کشتار در هر سرزمینی اتفاق می افتاد مردمش از بی لیاقتی سردمدارانش برای همیشه به دیاری دیگر کوچ می کردند اما حیف و دو صد حیف که حتی امکان فرار نیز برای کودکان و زنان ما فراهم نیست و انگار این مردم برای قربانی شدن خلق شده اند!

    شرح درد های پنهان مردم مظلوم و سینه پر درد افغانستان را در بازخوانی ترانه «سرزمین من» از سوی یک هنرمند نوجوان ایرانی تماشا کنید.

    ترانه سرزمین من اولین بار توسط هنرمند توانا و محبوب کشور داود سرخوش اجرا شد.

  • جنرال پترائوس: طالبان تمایلی به ختم جنگ از راه های دیپلماتیک ندارند

    جنرال پترائوس: طالبان تمایلی به ختم جنگ از راه های دیپلماتیک ندارند

    دیوید پترائوس فرمانده پیشین نیروهای ایتلاف در افغانستان روز گذشته گفته است که طالبان هر آنچه را می‌خواستند از مذاکرات صلح به دست آوردند و دیگر تمایلی به حل جنگ در افغانستان ندارند.
    وی گفته است که گروه طالبان تمایل به توافق معنی‌دار، قابل تایید و پایداری که منجر به نوعی تقسیم قدرت و حل دیپلماتیک شود، ندارند.
    این جنرال چهار ستاره امریکایی که سابقه خدمت به عنوان رییس سی‌آی‌ای را نیز دارد، افزوده است طالبان هر آنچه را که می‌خواستند از مذاکرات به دست آوردند؛ آزادی رهبران و جنگجویان‌شان از زندان‌های افغانستان و اکنون خروج نیروهای خارجی.
    وی با اشاره به اوضاع افغانستان از بروز جنگ داخلی هشدار داده است.
    پترائوس در رابطه به نیروهای امنیتی افغانستان گفته است: نیروهای افغان نیازی به مشوره شرکای قدیمی خود ندارند…در مورد اینکه نیروهای افغان برای کشورشان می‌جنگند و جان می‌دهند هیچ سوالی وجود ندارد. اما من واقعیت عینی را می‌دانم، من می‌دانم که وظیفه نیروهای امنیتی افغانستان این است که آن‌ها باید از همه چیز محافظت کنند، یا حداقل از همه زیربناهای مهم، مراکز والسوالی‌ها و مراکز ولایات، خطوط ارتباطی، جمعیت شهرها و غیره، اما طالبان فقط به تعداد مشخصی از این اماکن نیاز دارند.
    وی همچنین نسبت به توانایی امریکا برای نظارت کامل از اوضاع افغانستان پس از خروج نیروهای خارجی ابراز نگرانی کرده است.

    دیوید پترائوس فرمانده پیشین نیروهای ایتلاف در افغانستان روز گذشته گفته است که طالبان هر آنچه را می‌خواستند از مذاکرات صلح به دست آوردند و دیگر تمایلی به حل جنگ در افغانستان ندارند.
    وی گفته است که گروه طالبان تمایل به توافق معنی‌دار، قابل تایید و پایداری که منجر به نوعی تقسیم قدرت و حل دیپلماتیک شود، ندارند.
    این جنرال چهار ستاره امریکایی که سابقه خدمت به عنوان رییس سی‌آی‌ای را نیز دارد، افزوده است طالبان هر آنچه را که می‌خواستند از مذاکرات به دست آوردند؛ آزادی رهبران و جنگجویان‌شان از زندان‌های افغانستان و اکنون خروج نیروهای خارجی.
    وی با اشاره به اوضاع افغانستان از بروز جنگ داخلی هشدار داده است.
    پترائوس در رابطه به نیروهای امنیتی افغانستان گفته است: نیروهای افغان نیازی به مشوره شرکای قدیمی خود ندارند…در مورد اینکه نیروهای افغان برای کشورشان می‌جنگند و جان می‌دهند هیچ سوالی وجود ندارد. اما من واقعیت عینی را می‌دانم، من می‌دانم که وظیفه نیروهای امنیتی افغانستان این است که آن‌ها باید از همه چیز محافظت کنند، یا حداقل از همه زیربناهای مهم، مراکز والسوالی‌ها و مراکز ولایات، خطوط ارتباطی، جمعیت شهرها و غیره، اما طالبان فقط به تعداد مشخصی از این اماکن نیاز دارند.
    وی همچنین نسبت به توانایی امریکا برای نظارت کامل از اوضاع افغانستان پس از خروج نیروهای خارجی ابراز نگرانی کرده است.

  • پاکستان هم از جنگ در افغانستان سودی نبرده است!

    پاکستان هم از جنگ در افغانستان سودی نبرده است!

    افغانستان به گورستان امپراطوری های بزرگ معروف است و این دلیل خوبی ست که بگوییم بدون شک ایالات متحده امریکا اولین قدرت بزرگ جهانی ست که در افغانستان در هرج و مرج و خشونت گیر کرد. مباحث جدی سیاسی در مورد اینکه چه کسی جنگ در افغانستان را باخت مدت ها نقل محافل خواهد بود.  البته بررسی تاریخ سیاسی و درس های فراگرفته شده نیازمند تلاش های جدی تر می باشد. تمام طرف های جنگ و کشورهای دخیل می بایست به از نگاهی کلی جنگ را تجزیه و تحلیل کنند و از دید کشور مربوطه به جنگ نگاه نمایند تا نتایج به دست آمده برای استفاده های آکادمیک مناسب باشد. بودجه جنگ و هزینه های استراتژیک باید با حضور چند دهه ای قبل از خروج از افغانستان سنجیده شود تا مشخص گردد ارزش داشته است یا خیر. 

    پس از حمله تروریستی یازده سپتامبر سال 2001 میلادی، ایالات متحده امریکا برای تحمیل دموکراسی یا رفاه اقتصادی در افغانستان و عراق عملیات آزادی پایدار را انجام نداد. هدف امریکا از حمله به افغانستان در مقایسه با تلاش های اساسی که علیه عراق صورت گرفت، یک حمله فرعی و کمکی بود. امریکا برای نابودی القاعده و لانه پرورش تروریزم به افغانستان حمله کرد. هدف اصلی امریکا از حمله به عراق رفع تمام تهدیدات علیه اسرائیل بود که به نوعی ایالت پنجاه و سوم امریکا محسوب می شود. حمله به عراق به معنای تضعیف قدرت نظامی و اقتصادی دنیای عرب به شمار می رفت و این مطلوب اسرائیل بود.

    تصور غالب نشان می دهد ایالات متحده امریکا از آنجایی که نتوانست در نهایت صلح و ثبات را در افغانستان برقرار کند، در رسیدن به اهداف سیاسی خود پس از  یکی از طولانی ترین جنگ های تاریخ نظامی گری ناکام بوده است. اما سوالی که پاسخ نداده باقی می ماند این است که آیا امریکا واقعا از این جنگ به دنبال ثبات و آرامش در افغانستان بود؟ این سوال همچنان در کتاب های تاریخ نظامی گری همچنان بی پاسخ خواهد ماند. در مقایسه با دیگر کشورهای متخاصم در هر دو طرف جنگ، امریکا در جنگ افغانستان اما کمترین تلفات را متحمل شد: در جنگ افغانستان از سال 2001 میلادی به بعد 2400 سرباز امریکایی کشته و  بیش از 20 هزار دیگر زخمی شدند. در جنگ امریکا علیه تروریزم پاکستان به تنهایی متحمل هشت هزار کشته نظامی و بیست و پنچ هزار تلفات ملکی شده است: بیشتر افراد ملکی در حملات تروریستی داخل این کشور کشته شدند. می توان گفت همین تعداد شهروند پاکستانی به عنوان جنگجویان گروه های مختلف طالبان کشته شده اند. افغانستان اما در این میان کشوری ست که بیشترین قربانی را داده است. متضررترین کشور و ملت در جنگ امریکا علیه تروریزم افغانستان است. رهبران امریکا که مدعی بازسازی، مدرن سازی و متمدن سازی جامعه افغانستانی پس از یک جنگ طولانی بودند سخت احمقانه فکر می کردند.

    سوال اساسی اینجاست که آیا این جنگ طولانی ارزش هزینه های سنگین را داشت؟ نگاهی به برچست هزینه های جنگ و فقدان یک منطق استراتژیک مناسب و سازگار نشان می دهد امریکا طرح استراتژیک مهمی برای توجیه دو دهه جنگ و هدر دادن دارایی ها و منابع مالی در افغانستان را ندارد. 

    برای درک اینکه طالبان یک نیروی مقاوم و دمدمی مزاج هستند و قادرند مخالفان خود را تعقیب نموده وادار به تغییر مسیر نمایند و سپس از میدان جنگ ناپدید شوند، لازم نیست حتما به این گفته کلیشه ای که افغانستان گورستان امپراطوری های بزرگ است، استناد شود. مساله اینجاست که چرا باید تصور شود امریکا در جائیکه کمونیست ها شکست خورده بودند، پیروز شود؟ مساله دیگر چگونگی شکل گیری منافع استراتژیک آینده امریکا در منطقه افغانستان-پاکستان می باشد. هدف از جنگ ایجاد تغییر در محیطی بود که به تندروها فرصت ظهور و رشد و قدرت داد و تروریزم را خلق کرد، تروریزمی که احتمال دارد از این محیط به کل دنیا سرایت کند.

    نباید فراموش کرد افغانستان امروز دیگر آن کشور دهه 1990 میلادی نیست. طالبان ممکن است کابل را تصرف کنند اما اینکه این گروه انتظار داشته باشد از طریق مذاکرات صلح کنترل کامل بر افغانستان داشته باشد تقریبا غیر ممکن است. در توجیه این گفته هم باید به دامنه انشعابات، سطح تاثیر و مواضعی که نیروهای ضد طالبان و عناصر وابسته به آنها به تدریج به دوباره به دست می آورند، اشاره کرد. این همه در حالی ست که جناح های مختلف دیگر نظیر داعش شاخه خراسان که پس از نابودی در خاورمیانه در افغانستان جابه جا و رشد کرده است را نباید فراموش کرد. داعش شاخه خراسان یک گروه مزدور است که برای دیگران در افغانستان می جنگد.

    آیا پاکستان جنگ در افغانستان را برده است؟

    نگاهی به چالش هایی مانند «تجزیه جمعیتی و فرقه ای، مشکلات مالی و فساد» در پاکستان در دو دهه اخیر نشان می دهد که اسلام آباد هم از جنگ افغانستان سودی نبرده است. از سویی هم اسلام آباد همانند واشنگتن در پروسه صلح افغانستان دخیل بوده است. دور تازه مذاکرات بین الافغانی یک بار دیگر پاکستان را در «کتاب خوب» امریکا قرار داده است و این به معنای منافع اقتصادی از طریق صندوق بین المللی پول و کمک های ویژه مالی امریکا به پاکستان است. پاکستان پس از حمله تروریستی یازده سپتامبر در امریکا به دلیل برخی انگیزه های سیاسی و استراتژیک به جمع ائتلاف بین المللی به رهبری امریکا برای مبارزه با تروریزم پیوست. درک همراهی پاکستان با جامعه بین الملل و امریکا و چرایی این اقدام پاکستان نیازمند بررسی های ویژه روابط بین الملل می باشد.

    موقعیت استراتژیک پاکستان در منطقه به گونه ای ست که شکننده می باشد و نباید تمام تخم مرغ هایش را در سبد طالبان بگذارد. در غیر اینصورت در طولانی مدت پاکستان می تواند بر جنگ داخلی در افغانستان تاثیر منفی بگذارد.

    با این وجود یک درس واضح و روشنی که از خروج  مورد انتظار امریکا از افغانستان می توان گرفت تنوع فکری ست، چیزی که اخیرا به عنوان یک دستور اخلاقی و شیوه عدالت نژادی ارائه شده است. تنوع فکری به عنوان یک ضرورت عملی می تواند از مشکلات مخرب بین المللی در آینده جلوگیری کند.

    اسکندر مقدونی بزرگ می گوید:«ما با مردها و ارواح در جنگ ها می جنگیم. وقتی به میادین جنگی شیطانی و مرموز می رسیم، افغانستان در صدر قرار می گیرد.»

    منبع: دیلی تایمز

    مترجم: آروین نوری  

  • ستاره کریکت افغانستان: رهبران جهان باید صلح را در منطقه تامین کنند

    ستاره کریکت افغانستان: رهبران جهان باید صلح را در منطقه تامین کنند

    راشد خان، ستاره‌ی کرکت افغانستان، از رهبران جهان خواسته است صلح را در منطقه تأمین ‏کنند‎.‎

    او در برگه‌ی تویترش نوشت: «من سیاست‌مدار نیستم، اما از رهبران جهان می‌خواهم که صلح را در ‏منطقه تأمین کنند. من در جنگ بزرگ شدم و ترس و وحشتی که بر کودکان می‌گذرد را درک ‏می‌کنم و بیش‌ از این، دیگر نمی‌توانم این وضعیت را تماشا کنم.»‏

    راشد خان، افزوده است هر روز کودکان در افغانستان و فلسطین کشته می‌شوند: «بله، ما باید ‏برای آن‌چه که درست است، بایستیم.»‏

    راشد خان، در حالی خواهان تأمین صلح در منطقه شده که کشورهای جهان، در چند ماه گذشته ‏تلاش‌های فراروانی را برای برقراری صلح در افغانستان انجام داده اند؛ تلاش‌هایی که تا اکنون ‏موفق به کاهش خشونت‌ها در این کشور نشده است‎.‎

    خشونت‌های اخیر در افغانستان و فلسطین، در کنار این که از طرف‌های جنگ قربانی گرفته، به ‏غیرنظامیان به ویژه کودکان و زنان نیز تلفات سنگینی وارد کرده است‎.‎

    در افغانستان، کودکان و زنان همه‌روزه در جریان درگیری‌ها به ویژه انفجار ماین‌های کنارجاده‌ای ‏کشته و زخمی می‌شوند‎.‎

    در فلسطین اما؛ در نتیجه‌ی حملات اسراییل، ۲۴۸ نفر به شمول ۶۶ کودک و نوجوان کشته و یک ‏هزار ۹۴۸ نفر به شمول کودکان زخمی شده است‎.‎

  • اگر تنها بخشی از توجهات جلب شده به غزه به افغانستان صورت می گرفت، جنگ نیابتی در این کشور  به پایان می رسید

    اگر تنها بخشی از توجهات جلب شده به غزه به افغانستان صورت می گرفت، جنگ نیابتی در این کشور به پایان می رسید

    سفیر پیشین کانادا در کابل، بار دیگر پاکستان را متهم به جنگ نیابتی در افغانستان کرد

    کریس الکساندر می‌گوید اسراییل در حال پایان دادن به حملات خود در غزه است؛ اما هنوز معلوم نیست اردوی پاکستان چه زمانی جنگ نیابتی خود در افغانستان را پایان می‌دهد.

    سفیر پیشین کانادا می‌گوید اگر هزاران غیرنظامی کشته شده توسط بمب‌ها و ترورها از ننگرهار تا هرات، تنها بخشی از توجه صدها قربانی غزه را به خود جلب می‌کرد، جنگ نیابتی پاکستان در افغانستان مدت‌ها قبل به پایان رسیده‌بود.

  • پاکستان: صلح در افغانستان وظیفه تمام جناح ها ست

    پاکستان: صلح در افغانستان وظیفه تمام جناح ها ست

     شاه محمود قریشی وزیر امور خارجه پاکستان امروز شنبه(۱ جوزا) در رشته توییتی گفت در مورد نقش کلیدی پاکستان برای تسهیل راه‌حل صلح‌آمیز در افغانستان با رهبری کمیته فرعی مجلس نمایندگان امریکا بحث و تبادل نظر کرده است.
    قریشی در حاشیه نشست عمومی سازمان ملل متحد در مورد فلسطین، روز گذشته با سناتوران امریکایی، از جمله لندسی گراهام در رابطه به تقویت همکاری‌های اقتصادی امریکا-پاکستان و روند صلح افغانستان رایزنی کرد.
    وزیر خارجه پاکستان گفته است که امیدوار است تلاش‌ها برای صلح منجر به آتش‌بس جامع و خروج منظم و مسئولانه نیروهای خارجی از افغانستان شود.
    وی تأکید کرده است که صلح در افغانستان مسئولیت مشترک تمام جناح‌ها در این کشور و ذینفعان بین‌المللی است.
    در همین حال، عمران خان نخست‌وزیر پاکستان که روز گذشته در مراسمی در اسلام‌آباد سخنرانی می‌کرد، بر اهمیت افزایش تلاش‌ها برای برقراری صلح بین جناح‌ها در افغانستان پافشاری کرد.
    وی با بیان این که جنگ در افغانستان راه‌حل نظامی ندارد، ابراز امیدواری نموده که خشونت‌ها در این کشور کاهش یابد.
    این در حالی است که به تازگی وزیر خارجه پاکستان با انتقاد از مقامات افغانستان گفته بود، رهبران افغانستان واضح بگویند که از پاکستان چه می‌خواهند.

  • وزیر خارجه اندونیزیا با زلمی خلیلزاد در مورد صلح افغانستان گفت و گو کرد

    وزیر خارجه اندونیزیا با زلمی خلیلزاد در مورد صلح افغانستان گفت و گو کرد

    خانم نگری امروز (شنبه، اول جوزا) در برگۀ تویترش نوشت این گفت‌وگو شب گذشته در واشنگتن صورت گرفته است.

    وزیر خارجۀ اندونیزیا جزییاتی دربارۀ محتوای این گفت‌وگو ارایه نکرده، اما می‌افزاید روند صلح افغانستان محور این گفت‌وگو بوده است.

    خانم نگری در این پیام تویتری خاطرنشان می‌سازد که اندونیزیا به تعهدات خود در حمایت از روند صلح افغانستان پایبند خواهد بود.

    اندونیزیا از نخستین کشورهایی است که همزمان با جدی شدن روند صلح افغانستان به حمایت از این روند شتافت و یکی از نخستین نشست‌های عالمان دین را به حمایت از این پروسه برگزار کرد.

  • دبیرکل ناتو: به حمایت خود از افغانستان ادامه می دهیم

    دبیرکل ناتو: به حمایت خود از افغانستان ادامه می دهیم

    ینس استولتنبرگ، دبیرکل پیمان اتلانتیک شمالی، ناتو در نشست خبری در پاریس در مورد برنامه‌های این سازمان برای کمک به افغانستان پس از خروج نیروهای ناتو از این کشور صحبت کرد.

    آقای استولتنبرگ گفت ناتو به کمک مالی و نظامی خود به نیروهای امنیتی افغانستان ادامه می‌دهد و در فعال نگهداشتن فرودگاه کابل نیز به دولت افغانستان کمک خواهد کرد.

    در بیانیه‌ای که از سوی ناتو منتشر شده، آمده است که ینس استولتنبرگ، در دیدار با امانوئل مکرون، رئیس جمهوری فرانسه همچنین “در مورد مبارزه با تروریسم در عراق، منطقه ساحل آفریقا و افغانستان بحث و تبادل نظر کردند.”

    دبیرکل سازمان ناتو گفت:«پس از پایان مأموریت نظامی در افغانستان، فصل جدیدی را باز خواهیم کرد.»

    او گفت:« در آینده پشتیبانی ناتو از افغانستان دارای سه رکن اصلی خواهد بود: اول اینکه ما به نیروهای امنیتی افغانستان در زمینه ظرفیت‌سازی کمک خواهیم کرد، دوم به پشتیبانی مالی از نیروهای امنیتی افغانستان ادامه خواهیم داد و سوم به فراهم‌آوری زمینه‌های آموزش نیروهای امنیتی افغانستان در خارج از این کشور نیز کمک می‌کنیم.»

    آقای استولتنبرگ گفت این برنامه به همه متحدان ناتو و جامعه جهانی این زمینه را فراهم می‌کند تا به افغان‌ها کمک کنند و در تلاش‌های صلح این کشور نیز مشارکت داشته باشند.

    مقامات ناتو و آمریکا اخیراً گفته‌اند ارتش افغانستان قادر است مسئولیت‌های خود را به درستی انجام دهد.

    جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا ماه گذشته اعلام کرد همه نیروهای آمریکایی را تا یازدهم سپتامبر امسال از افغانستان خارج می‌کند.

    با این تصمیم ایالات متحده، ناتو نیز از خروج همزمان نیروهای خود تا همین تاریخ خبر داد.

    دبیرکل ناتو، پیشتر گفته بود که کشورهای عضو این سازمان با هم به افغانستان رفتند و یکجا این کشور را ترک خواهند کرد.

  • زورآزمایی غنی و دوستم در میدان فاریاب

    زورآزمایی غنی و دوستم در میدان فاریاب

    چند هفته پیش والی قبلی ولایت فاریاب نقیب الله فایق پس از چند سال از مقامش به‌عنوان والی فاریاب برکنار و به‌جای او داوود لغمانی به‌عنوان والی تازه این ولایت، به این مقام معرفی شد. در همان روزهایی که آقای فایق در حال ترک وظیفه‌ و آمادگی برای آغاز کار در مجلس سنای افغانستان بود، زمزمه‌هایی از مخالفت مردمی در فاریاب به گوش می‌رسید که به این تغییرات اعتراض داشتند. در روز خداحافظی والی سابق، تعداد زیادی از مردم در مرکز ولایت جمع شده و برای آقای فایق ابراز احساسات کردند. کم‌کم مخالفت‌ها با تعیین والی جدید آغاز گشت. تظاهرات مردم هرروز گسترده‌تر شده و در مواردی صدها فرد مسلح مخالفت خود را با تعیین والی جدید با شرکت در گردهمایی‌ای ابراز کردند.

    ظاهراً تظاهرات کاملاً خودجوش و مردمی است. اما نباید فراموش کرد که ولایت فاریاب و جوزجان به‌طور سنتی از ولایت‌هایی است که جنبش ملی افغانستان به رهبری مارشال دوستم در آن نفوذ زیادی داشته و به‌نوعی این مناطق حوزه تحت سیطره این مارشال کشور محسوب می‌شود. ازاین‌رو این جنبش باوجودی به‌طور رسمی به نقش خود درراه اندازی این تظاهرات در فاریاب اشاره‌ای ندارد، اما حمایت این حزب از این حرکت و نام بردن از آن به‌عنوان حق مشروع مردم آشکار است. البته که تقریباً واضح است که اصل هماهنگی و تحریک مردم برای تظاهرات هم از سوی جنبش ملی طراحی و اجراشده است،‌ چون نقیب الله فایق از نزدیکان مارشال دوستم به شمار می‌رود. اما سخنگویان جنبش و شخص دوستم، به خاطر هزینه‌های احتمالی سیاسی آن،  هیچ‌گاه به این نقش اشاره‌ای نخواهند کرد و این گردهمایی و اعتراض کماکان از آدرس مردم انجام خواهد شد.

    اما دولت مرکزی تا هنوز از این تصمیم خود کوتاه نیامده است. داوود لغمانی چندی قبل با حمایت ارتش و در پایگاه نظامی به‌عنوان والی جدید فاریاب معرفی شد. تا هنوز او به ساختمان ولایت فاریاب منتقل نشده است و اوضاع در این شهر همچنان متشنج است. حضور صدها نفر مسلح در شهر احتمال هرگونه برخوردی را در پی خواهد داشت. ازاین‌رو اگر این مشکل به از طریق مذاکره و گفتگوهای سیاسی حل نشود، بعید است که آغاز کار داوود لغمانی به‌عنوان والی فاریاب به‌راحتی انجام پذیرد.

    فراز و نشیب‌های زندگی سیاسی دوستم در دوران پسا طالبان

    مارشال دوستم هم در دوران کرزی و هم در دوران غنی روابط شکننده و اغلب پرتنشی با حلقه قدرت در ارگ داشته است. ارگ نشینان به‌هیچ‌عنوان تحمل وجود فرماندهان و افرادی که پایگاه وسیع مردمی و درعین‌حال پتانسیل مخالفت و مقاومت علیه دولت را داشته باشند، نخواهد داشت. البته این رویکرد درستی است و باید چنین سیاستی از سوی هر دولت مرکزی پیگیری شده و جزیره‌های قدرت برچیده شوند. اما تا هنوز به نظر می‌رسد دولت مرکزی در اجرای این سیاست صادق نبوده و حداقل، تاکنون نتوانسته است اعتماد مردم را به خود جلب کند. مردم شمال کشور به طور عموم نسبت به سیاست‌های دولت مرکزی نظر مساعدی  ندارند.

    در دوران کرزی تلاش شد تا با حمایت از نام اکبر بای علیه دوستم و ایجاد درگیری بین این دو نفر، دوستم به حاشیه رانده شود. اما این غایله با حمایت حداکثری مردم از دوستم و اقبال کم مردم ازبک به اکبر بای؛ به‌زودی خاتمه یافت. اگرچند دوستم در این مورد دچار مشکلاتی شد، اما به‌زودی غایله فرونشست و بنا به بدبینی‌ای که از سوی فرماندهان جهادی به کرزی وجود داشت، آن‌ها هم در این مورد با کرزی همکاری لازم را نکردند.

     غنی در انتخابات به طور غیر قابل انتظاری دوستم رابه عنوان معاون اول خود برگزید. انتخاب دوستم به‌عنوان معاون اول توسط اشرف غنی، بسیار هوشیارانه و مؤثر بود. آقای غنی می‌دانست که توانایی جمع‌کردن رأی از مناطق پشتون نشین را نخواهد داشت. ازاین‌رو او به‌ناچار به دوستم روی آورد. این انتخاب، واکنش منفی بسیاری را در میان پشتون‌ها به دنبال داشت. اما غنی روی رأی طرفداران دوستم حساب ویژه‌ای بازکرده بود و اتفاقاً تیر آقای غنی به هدف هم خورد. نفوذ دوستم در میان ازبک‌ها رأی بسیاری را برای غنی به ارمغان آورد. اما این انتخاب، انتقادات بسیاری را در میان مردم پشتون به وجود آورد. مشخص بود که آقای غنی از معاونت آقای دوستم معذب است و چشم دیدن معاون اول خود را ندارد. دوستم در زمان معاونت خود عملا در میدان جنگ حضور داشت و بانفوذ طالبان و داعش در شمال کشور مقابله می‌کرد. این موضوع خود فشار زیادی را بر غنی و طرفدارانش وارد می‌کرد. ازنظر قانونی غنی نمی‌توانست معاونش را عزل کند؛ ازاین‌رو، غنی به دنبال فرصتی می‌گشت تا به‌طور خودکار این اتفاق روی دهد. طولی نکشید که این فرصت بسیار استثنایی برای اشرف غنی به وجود آمد. احمد ایشچی مدعی ربوده‌ شدن توسط دوستم و آزار و اذیت جنسی از سوی او شد. رویدادی که بازتاب وسیعی در کشور و جهان داشت.

    رسوایی ایشچی ضربه بزرگی به آبروی دوستم زد. تا آنجا که او نتوانست باوجودی که معاون اول رئیس‌جمهور هم بود، این قضیه را به‌راحتی جمع کند. دوستم ناچار شد به تبعید خودخواسته به ترکیه برود. ستاره اقبال دوستم رو به افول بود. با حمایت کشور‌های جهان و خصوصاً اتحادیه اروپا از حکومت مرکزی در بررسی این پرونده، عملا دوستم در وضعیت بدی قرارگرفته بود. اما بازهم ناتوانی آقای غنی در به سرانجام رسانیدن این پرونده و از همه مهم‌تر، نبود الترناتیو مناسب برای دوستم در جامعه ازبک‌تباران، و وجود‌ بی‌اعتمادی به حکومت مرکزی، باعث شد که اشرف غنی این فرصت ارزشمند را برای حذف دوستم از صحنه سیاست کشور از دست بدهد. اما بازهم، این قضیه برای مدتی دوستم را به‌کلی به حاشیه راند و چه‌بسا که احتمال حذف همیشگی او صحنه سیاسی کشور وجود داشت. در دوره نخست ریاست جمهوری غنی، معاون اول ریاست جمهوری عملا خلع و در تبعید به سر می‌برد.

    اما طولی نکشید که ورق برگشت. این بار دولت مرکزی با اشتباه‌ تاریخی و نمایش توحش خود در دستگیری یکی از فرماندهان دوستم به نام نظام‌الدین قیصاری، تمام مردم افغانستان و به‌خصوص جامعه ازبک‌ها را تکان داد. سربازان ویژه ارتش ملی با استفاده از خشونت بی‌مورد و بی‌احترامی به افراد دستگیرشده، موجی از واکنش را در میان مردم افغانستان و به‌خصوص ازبک‌ها به وجود آورد. گویا این موضوع باعث شد که آن‌ها بیشتر به دولت مرکزی ظنین شده و جای خالی دوستم را بیشتر از پیش حس کنند. طولی نکشید که این ماجرا به اعتراضات گسترده در شمال کشور منجر شده و به‌زودی درخواست‌های مردم به‌سوی برگشت دوستم به کشور سوق پیدا کند. این حرکت ناشیانه آقای غنی، بهترین فرصت برای دوستم بود و او این بار به‌عنوان ناجی و قهرمان مردم شمال کشور وارد کشور شد. این اشتباه تاریخی غنی، تمامی تلاش‌های  او را برای حذف همیشگی دوستم از صحنه سیاسی کشور ناکام کرد.

    در دوره دوم انتخابات دوستم تمام‌قد از عبدالله حمایت کرد. ژنرال دوستم عنوان سومین مارشال در کل تاریخ کشور را باوجود اکراه غنی از امضای آن به دست آورد. این موضوع جایگاه اجتماعی دوستم را بیش‌ازپیش در میان مردم استحکام بخشید.

    در این اواخر اشرف غنی تلاش کرد تا با انتصاب باتور دوستم به‌عنوان یکی از اعضای هیئت صلح افغانستان در دوحه و انتصاب راحله دوستم، در مجلس سنا، روابط خود با مارشال را بهبود بخشد. اما گویا این تلاش‌ها تاکنون نتیجه‌ای دلخواه برای حکومت غنی نداشته و نتوانسته دیوار بلند بی‌اعتمادی دوستم به غنی را فروریزد. بعید به نظر می‌رسد که این دو چهره سیاسی کشور دوباره در کنار هم قرار گیرند.

    اما این نکته را نباید فراموش کرد که موقعیت دوستم و غنی ازهرجهت با سالهای گذشته تفاوت زیادی کرده است. دوستم در حال حاضر قدرتمند‌تر از گذشته و غنی در بدترین موقعیت سیاسی در سالهای اخیر قرار دارد.  بعید است که کشورهای غربی در این جنجال جانب غنی را بگیرند. آن‌ها دوست ندارند تا در این زمینه دخالت کنند. از سوی دیگر می‌توان به حمایت ترکیه و ازبکستان به خاطر تعلقات تاریخی و تباری با دوستم و هوادارانش حساب کرد.

    جنجال اخیر در فاریاب هم برای غنی و هم برای دوستم، مسئله بسیار حساسی است. هردو طرف تلاش بسیاری خواهند کرد تا این قضیه را به نفع خود ختم کنند. دوستم مردم را دارد و اشرف غنی، قدرت و صلاحیت قانونی برای انتصاب افراد موردنظر خود به‌عنوان والی. اگر غنی نتواند والی موردنظر خود را در فاریاب جابجا کند، پرستیژ او به‌عنوان رئیس‌جمهور کشور زیر سؤال رفته و موقعیت سیاسی‌اش ضعیف‌تر از گذشته خواهد شد. از سوی دیگر، این رویداد به‌عنوان یک الگو در سراسر کشور مورد پیروی قرار خواهد گرفت. در طرف مقابل، اگر مردم موفق شوند تا از آغاز کار والی جدید جلوگیری کنند، آقای دوستم بیشتر تثبیت موقعیت خواهد کرد. اما اگر قضیه برعکس شود، دوستم در ولایت‌هایی که به‌طور سنتی از نفوذ بسیار برخوردار است، آسیب‌پذیر خواهد شد. هر چه باشد، نتیجه این دوئل برای دوستم و غنی بسیار مهم و حیاتی خواهد بود. تا اینجای کار، به نظر می‌رسد که هیچ کدام از طرفین در این مورد کوتاه نخواهند آمد.

    ازاین‌رو این جدال غنی و دوستم؛ تاثیر بسیاری در معادلات قدرت در شمال کشور خواهد داشت.

  • ظهور طالبان جدید در پاکستان تحت مدیریت آی اس آی

    ظهور طالبان جدید در پاکستان تحت مدیریت آی اس آی

    گروه مسلح تحریک طالبان پاکستان (TTP) که از درون در هم دریده شده بود، و در اثر مرگ پی در پی رهبرانش ناتوان و از دژ مستحکم خود رانده شده بود، به عنوان یک نیروی خسته و از پا درآمده دیده می‌شد.

    اما تی تی پی، که به عنوان طالبان پاکستان نیز شناخته شده‌است، طی یک سال گذشته دوباره پدیدار شده‌است، جناح‌های درگیر را پیوند داده و یک سری حملات مرگبار را در کمربند قبیله‌ای این کشور به راه انداخته است.

    تحریک طالبان پاکستان، ماه گذشته برای تأکید بر بازخیزش خود، بمب‌گذاری مرگباری را در یک موتر، خارج از یک هتل لوکس که محافظت سنگینی هم داشت، در شهر کویته در جنوب غربی پاکستان، فراتر از سنگر خود در شمال غربی انجام داد.

    اما تی تی پی دیگر همان ملیشه‌ای نیست که از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۴ که یک حمله بزرگ ارتشی این گروه را از مرز پرنفوذ به افغانستان سوق داد، ویرانی عظیمی در پاکستان ایجاد کرد.

    تحریک طالبان پاکستان تحت رهبری نور ولی محسود که یک شخصیت مذهبی است تا یک مبارز، و از سال ۲۰۱۸ مسئولیت آن را بر عهده دارد، روابط نزدیک خود را با القاعده، شبکه تروریست معرفی شده توسط ایالات متحده حفظ کرده‌است.گروه تحریک طالبان پاکستان مدعی یک بمب گذاری مرگبار در موتر ور تاریخ ۲۱ اپریل، بیرون یک هتل لوکس با محافظت سنگین در شهر کویته پاکستان شد.

    گروه تحریک طالبان پاکستان مدعی یک بمب گذاری مرگبار در موتر در تاریخ ۲۱ اپریل، بیرون یک هتل لوکس با محافظت سنگین در شهر کویته پاکستان شد.

    ناظران می‌گویند، این گروه به لحاظ سازمانی نیز غیرمتمرکز شده و حملات بی رویه خود را علیه غیرنظامیان کاهش داده‌است.

    عبدالباسط، یک کارشناس ضد تروریسم و ​​امنیت اهل پاکستانی، در اشاره به هدف قرار دادن غیرنظامیان می‌گوید: “گروه تحریک طالبان پاکستان (TTP) بیشتر نهادهای امنیتی پاکستان و مقامات آنها را هدف قرار می‌دهد و به ندرت به اهداف نرم حمله می‌کند. بدیهی است که تحریک طالبان پاکستان از یک روایت جهانی جهادی به یک روایت محلی بدل شده‌است.”

    نشانه‌هایی نیز وجود دارد که تی تی پی جبهه جدیدی را علیه منافع چین در پاکستان گشوده‌است، جایی که پکن از نفوذ سیاسی قابل ملاحظه‌ای برخوردار است و میلیاردها دالر برای پروژه‌های زیربنایی هزینه می‌کند.

    جبهه جدید، علیه چین

    ناظران می‌گویند، حمله تحریک طالبان پاکستان به هتل سرنا در کویته، مرکز ولایت ناآرام بلوچستان، نشانی از قدرت عملیاتی رو به رشد این گروه ملیشه  دارد.

    طی چند سال گذشته، این اولین حمله در پاکستان بوده‌است که در آن از یک موتر پر از مواد منفجره یا آنچه کارشناسان نظامی آن را “یک موتر انفجاری دست ساز قابل حمل و نقل” (SVBIED) می نامند، استفاده شده‌است.

    این همچنین، اولین حمله گروه تحریک طالبان پاکستان (TTP) در یک مرکز بزرگ شهری از زمان اتحاد مجدد آن بود.

    باسط می‌گوید: “این اقدام نشان می‌دهد که تی تی پی توانایی سر هم کردن حمله موتر بمب و حمله به اهداف برجسته‌ای را که به شدت محافظت شده‌اند دوباره به دست آورده‌است.”

    اما موتر بمب‌گذاری‌ شده که منجر به کشته شدن پنج تن و زخمی‌شدن ده تن دیگر شد نیز قابل توجه بود چرا که در بلوچستان رخ داد.

    بلوچستان، نه تنها از سنگر قدیمی تی تی پی یا تحریک طالبان پاکستان خارج است، بلکه منطقه‌ای وسیع و غنی از منابع است که در سال‌های اخیر اهمیت زیادی پیدا کرده‌است.

    این ولایت، جایگاه یک بندر جدیدِ‌ آب‌های عمیق در شهر گوادر است که یک سرمایه‌گذاری اصلی چین در دالان ۶۵ میلیارد دالری اقتصادی چین و پاکستان (CPEC) محسوب می‌شود. این پروژه – که شامل بندر، فرودگاه، شاهراه و شفاخانه است – قرار است ولایت سین کیانگ چین را با دریای عرب پیوند بدهد.

    تجزیه‌طلبان قومی بلوچ به طور مکرر ساخت و سازهای چین را در بلوچستان مورد هدف قرار داده‌اند، صحنه یک شورش تجزیه طلبانه و سرکوب وحشیانه دولت که از سال ۲۰۰۴ موجب مرگ هزاران تن شده‌است. خشمِ گسترده‌ای میان مردم بلوچ وجود دارد، که شکایت دارند ولایت‌شان توسط دولت مورد سو استفاده قرار گرفته‌است.

    ناظران می‌گویند حمله تحریک طالبان پاکستان به هتل سرینا، جایی که سفیر چین در پاکستان در آن اقامت داشت اما در آن زمان حضور نداشت، نشان می‌دهد که این گروه ملیشه به جنگ محلی علیه منافع چین پیوسته است.

    پس از این حمله، تی تی پی طی بیانیه‌ای گفت که “محلی‌ها و خارجی‌ها” هدف این حمله بودند. و بعد در حرکتی عجیب و غیرمعمول، آن بیانیه را تکذیب و بیانیه دیگری صادر کرد که در آن کلمه “خارجی‌ها” حذف شده‌ بود.

    کارشناسان می‌گویند این می‌تواند بخشی از سیاست جدید تی تی پی باشد که آشکارا قدرت‌های بزرگ را به چالش نکشد، بر خلاف روندی که در گذشته داشته است.

    یک محقق محلی در منطقه قبیله‌ای وزیرستان جنوبی که اجازه بازدید از اردوگاه‌های آموزشی تحریک طالبان پاکستان را داشت، به شرط ناشناس ماندن نامش به رادیو آزادی گفت، این گروه ملیشه به گروه‌های جدایی طلب بلوچ پیوسته است.

    این منبع که از ترس مجازات تمایلی به فاش کردن نام خود نداشت، می‌گوید تحریک طالبان پاکستان آموزش‌های نظامی را به مبارزان بلوچ ارائه می‌دهد. و جدایی طلبان بلوچ در مقابل، تدارکات تی تی پی را در بلوچستان تامین می‌کنند.

    این اتحاد با افزایش شدید حملات علیه نیروهای امنیتی پاکستان در بلوچستان طی ماه‌های اخیر همزمان بوده‌است.

    کارشناسان می‌گویند تجزیه طلبان بلوچ، که بسیاری از آنها سکولار هستند، در گذشته وارد اشکال تاکتیکی و مبادله‌ای همکاری با گروه‌های اسلامگرای افراطی شده‌اند.

    این گروه‌ها شامل متحد اصلی تی تی پی، القاعده نیز می‌شود اما در عین حال گروه افراطی دولت اسلامی (داعش) و لشکر جهنگوی (یک گروه ملیشه مسلمان سنی متعصب در بلوچستان که به مسلمانان شیعه از جامعه هزاره کویته حمله کرده‌اند) را نیز شامل است.

    بلوچستان، که همسایه افغانستان، ایران و کمربند قبیله‌ای پرآشوب پاکستان است، خانه مجموعه‌ای از گروه‌های متعصب،‌ جدایی طلب و ملیشه‌های خارجی، از جمله طالبان افغانستان است.

    عایشه صدیقه  نویسنده و کارشناس امنیتی پاکستانی می‌گوید: “داعش و القاعده‌ استراتژی دستیابی به جنبش‌های محلی و موضوعات محلی را داشته اند.”

    وی می‌افزاید: “گروه‌های بلوچ با گروه‌هایی همکاری کرده‌اند که از نظر ایدئولوژیکی با آنها مخالف هستند.”

    “برادرانِ” اویغور

    گروه تحریک طالبان پاکستان (TTP) و متحدان آن نیز اخیراً صحبت‌های ضد چین خود را افزایش داده‌اند.

    مفتی ابوذر البرمی، یک ایدئولوگ با نفوذ که با گروه‌های ملیشه سنی از جمله تی تی پی متحد است، در یک بیانیه صوتی منتشر شده در ماه مارچ، چین را به دلیل سرکوب اقلیت مسلمان آن کشور محکوم کرد.

    مطابق با برآوردهای سازمان ملل، دست کم ۱ میلیون اویغور و سایر اقلیت‌های بومی مسلمان به اردوگاه‌های اجباری در منطقه شمال غربی سین کیانگ فرستاده شده‌اند.

    پکن اصرار دارد که این تسهیلات “مراکز آموزش حرفه‌ای” است که هدف آن کمک به دور کردن تروریسم از مردم است و اجازه می‌دهد تا آنها دوباره در جامعه ادغام شوند.

    برمی، تبعه پاکستان از نژاد روهینگیا، چین را به “اشغال” این منطقه متهم و ادعا کرد که نیروهای امنیتی چین در حال تجاوز به زنان مسلمان در منطقه بوده‌اند.

    برمی در این بیانیه گفت: “کشورهای مسلمان خاموش می‌مانند. من از مجاهدین و طالبان می‌خواهم که برای آن مسلمانان و آن خواهران کاری انجام دهند.” منظور از مجاهدین مسلمانانی است که مشغول جهاد یا جنگ مقدس هستند.

    در سال ۲۰۱۲، تحریک طالبان پاکستان مسئولیت قتل یک جهانگرد چینی در شهر پیشاور در شمال غربی پاکستان را بر عهده گرفت و گفت این اقدام، انتقام “از دولت چین است که برادران مسلمان ما را در ولایت سین کیانگ خود می‌کشد.”

    به گفته کارشناسان، تحریک طالبان پاکستان روابط نزدیکی را با جنبش اسلامی ترکستان شرقی (ETIM)، یک گروه ملیشه متشکل از اویغورها، حفظ کرده‌است.

    تی تی پی قبل از اینکه توسط حمله بزرگ نظامی پاکستان در سال ۲۰۱۴ خلع ید شود، میزبان ملیشه‌های ای تی آی ام در منطقه قبیله‌ای وزیرستان جنوبی بود، جایی که این گروه چینی اردوگاه‌های آموزشی خود را در آن برگزار می‌کرد.

    ملیشه‌های جنش اسلامی ترکستان شرقی بعد از آنکه در سال ۲۰۱۴ با حمله نظامی از مناطق قبیله‌ای پاکستان رانده شدند، به شمال شرقی افغانستان پناه بردند. بسیاری از جنگجویان ای تی آی ام به سوریه رفتند و در آنجا در کنار گروه‌های وابسته به القاعده جنگیدند. اما منابع محلی می‌گویند که بیشتر آنها به افغانستان برگشته‌اند.

    ای تی آی ام با طالبان افغانستان ارتباط دارد. در سال ۲۰۱۸، نیروهای آمریکایی در افغانستان گفتند که حملات هوایی، اردوگاه‌های آموزشی طالبان را در ولایت بدخشان که از ای تی آی ام پشتیبانی می‌کردند، نابود کرده‌است.

    در آن زمان، جیمز بی. هکر، فرمانده فرماندهی نیروی هوایی ناتو در افغانستان، گفت که “ای تی آی ام از حمایت طالبان در کوه‌های بدخشان برخوردار است.”

    ایالات متحده تخمین می‌زند که حدود ۱۰۰ جنگجوی ای تی آی ام در افغانستان وجود دارد. سازمان ملل در جولای سال ۲۰۲۰ گزارش داد که “حدود ۵۰۰” ملیشه مرتبط با این گروه در بدخشان فعالیت می‌کنند.

    “بهبود تصویر تحریک طالبان پاکستان (TTP)”

    چندین منبع محلی می‌گویند که تی تی پی از ولسوالی برمل در ولایت شرقی پکتیکا در شرق افغانستان، که در مجاورت منطقه قبیله‌ای وزیرستان جنوبی پاکستان، سنگر سابق تی تی پی، است در حال فعالیت است. سابق بر این، مقر این گروه در ولایت‌های شرقی کنر و نورستان افغانستان بود.

    هرچند غالب این مرزهای ۲۶۴۰ کیلومتری در سال‌های اخیر توسط پاکستان حصارکشی شده‌اند، اما ملیشه‌های تی تی پی با تخریب بخش‌هایی از این مانع، موفق به عبور از مرز کوهستانی شده‌اند.یک سرباز در امتداد حصار مرزی، بیرون از پاسگاه کیتون در مرز با افغانستان در وزیرستان شمالی نگهبانی می دهد.

    یک سرباز در امتداد حصار مرزی، بیرون از پاسگاه کیتون در مرز با افغانستان در وزیرستان شمالی نگهبانی می دهد.

    کارشناسانی که تی تی پی را مطالعه می‌کنند می‌گویند که این گروه منابع مالی خود را از طریق زورگیری، قاچاق و مالیات بستن برای افراد محلی و تجارت در مناطقی که فعالیت دارد، افزایش داده‌است.

    گروه تحریک طالبان پاکستان،‌ تحت رهبری جدید، به طور فزاینده‌ای غیرمتمرکز شده و اختیارات زیادی به فرماندهان محلی سپرده شده‌است. هر فرماندهی واحدی را که حدود ۲۵ تا ۳۰ جنگجو دارد، اداره می‌کند. این روند،‌ در تضاد با رهبران قبلی است که فرماندهان را برای مناطق خاصی تعیین می‌کردند.

    یک گزارش توسط تیم نظارت سازمان ملل که در جولای سال ۲۰۲۰ منتشر شد، ارزیابی کرد که در افغانستان بالغ بر ۶۵۰۰ ملیشه پاکستانی وجود دارد که بیشتر آنها اعضای تی تی پی هستند.

    مطابق با گزارش‌ها، این گروه ملیشه حملات بی رویه خود را علیه غیرنظامیان کاهش داده است.

    یک محقق متمرکز بر تحریک طالبان پاکستان به شرط ناشناس ماندن از ترس مجازات، می‌گوید: “سیاست جدید مشابه استراتژی طالبان افغان است. این به معنای سوء استفاده از ضعف دولت و نارضایتی مردم به منظور بهبود تصویر تی تی پی است.”

    در پاکستان این نگرانی و هراس وجود دارد که در صورت عدم رسیدن به توافقنامه صلح، افغانستان بعد از خروج نظامی بین المللی در ماه سپتامبر، وارد جنگ داخلی شود.

    چنین وضعیتی می‌تواند تی تی پی را تقویت کند و به آن جسارت ببخشد، و سبب شود پناهگاه‌های خود را افزایش دهد و حملات خود را در خاک پاکستان بیشتر کند.

    رهبران تحریک طالبان پاکستان (TTP) و القاعده با ملا هبت الله آخوندزاده رهبر طالبان افغانستان بیعت کرده‌اند. هر دو گروه دارای روابط ایدئولوژیک و ارتباطات نزدیک با متحد افغان خود هستند.

    برخی از کارشناسان می‌گویند که تی تی پی تهدیدی برای افغانستان هم است، جایی که هنوز در آن سابقه حمله ندارد.

    صدیقه می‌گوید: ” مقامات پاکستانی پیش بینی می‌کنند که بعد از خروج، تحریک طالبان پاکستان به حمایت از طالبان افغانستان ادامه دهد و شمول بیشتری در افغانستان داشته باشد. در آنجا چیزهای بیشتری برای تخریب و جنگیدن در مقایسه با پاکستان وجود دارد.”

  • عبدالله: صلح در افغانستان نیازمند تطبیق برنامه های بزرگ منطقه ای ست

    عبدالله: صلح در افغانستان نیازمند تطبیق برنامه های بزرگ منطقه ای ست

    او این سخنان را پیش از چاشت روز چهارشنبه، بیست‌ونهم ثور، در سیمناری که به میزبانی سفارت چین، مرکز مطالعات جهانی معاصر چین و انجمن دوستی افغانستان و چین برگزار شده بود، مطرح کرد.

    این سیمنار زیر عنوان «بحث در مورد صدسال گذشته و حمایت مشترک از صلح در افغانستان» برای بزرگ‌داشت از صدمین سالروز تأسیس حزب کمونیست چین و یک ‌صدودومین سال استقلال افغانستان برگزار شده بود.

    عبدالله عبدالله در سخنرانی خود در این سیمنار بر همکاری مشترک میان دو کشور تأکید کرد و گفت که برای استفاده از فرصت‌ها و مقابله‌ها با چالش‌ها باید به صورت جدی کار کرد.

    رییس شورای عالی مصالحه ملی افزود که به رغم چالش‌های موجود، افغانستان امروز تغییر کرده است و این کشور سرمایه‌های معنوی و مادی فراوانی برای همکاری با چین و منطقه دارد.

    به گفته او، نیاز است که برای دست یافتن به صلح و ثبات به صورت مشترک کار و تلاش شود، اما صلح به صورت یک‌طرفه به دست نمی‌آید و نیازمند تعهد و کار مشترک دو طرف قضیه است.

    عبدالله عبدالله در پایان صحبت‌هایش بر گسترش روابط مردمی، روابط احزاب با حزب کمونیست چین و اعطای بورسیه‌های تحصیلی برای دانشجویان افغانستان تاکید کرد.

    این سمینار با اشتراک رهبران، بزرگان، مسوولان حکومتی، استادان دانشگاه و پژوهشگران برگزار شد.

    سانگ تاو، وزیر روابط بین‌المللی کمیته مرکزی حزب کمونیست چین نیز در این سیمنار بر تحکیم و گسترش روابط میان دو کشور تاکید کرد و حمایت چین را برای برقراری صلح اعلام کرد.

  • کرونا در افغانستان/ 10 فوتی و 453 ابتلای تازه در بیست و چهار ساعت گذشته

    کرونا در افغانستان/ 10 فوتی و 453 ابتلای تازه در بیست و چهار ساعت گذشته

    وزارت صحت عامه اعلام کرد۱۰ بیمار کرونایی در کشور جان باخته‌اند.

    طبق اعلام این وزارت، از آزمایش سه هزار و ۶۲ نمونه مشکوک به کرونا، ابتلای ۴۵۳ تن به این ویروس تأیید شده است.

    هم‌چنان در یک شبانه‌روز گذشته ۴۱۱ بیمار کرونایی صحت‌یاب شده‌اند.

    با ثبت ارقام جدید، شمار کل مبتلایان به کرونا در کشور به ۶۴ هزار و ۵۷۵ تن رسیده است.

    از این میان، دو هزار و ۷۷۲ تن جان باخته و ۵۵ هزار و ۵۲۹ تن صحت‌یاب شده‌اند.

  • بازی باخت باخت ایالات متحده امریکا در افغانستان

    بازی باخت باخت ایالات متحده امریکا در افغانستان

    سرانجام پس از کش‌وقوس‌های فراوان، دولت بایدن اعلام داشت که از تاریخ اول ماه مه در توافق با طالبان، خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان آغاز شده و ۱۱ سپتامبر به پایان خواهد رسید. حضور طولانی‌مدت آمریکا در افغانستان پس از حدود دو دهه، انتقادات فراوانی در جامعه آمریکا و نخبگان سیاسی این کشور پدید آورده است. شعار «پایان جنگ‌های بی‌پایان» معطوف به افغانستان و عراق، در کمپین‌های تبلیغاتی اوباما و ترامپ، برآمده از همین خواست عمومی بود. اکنون که گویا دولت آمریکا اراده نموده تا به حضور نظامی در افغانستان پایان بخشد، این پرسش مطرح است که پس از دو دهه حضور نظامی، چه اهدافی از این تصمیم دارد و این اقدام چه تبعاتی در سطح منطقه برای افغانستان و همسایگانش در پی خواهد داشت؟

    هرچند پاسخ به همه این پرسش ها در این نوشتار نمی گنجد اما این خروج را می توان«محوری تاریخی در سیاست خارجی آمریکا پس از جنگ سرد» دانست که به کاهش میلیتاریسم در سیاست‌های مرتبط با امنیت ملی آمریکا می‌انجامد. به نظر می رسداین خروج باید آغاز و نه پایان یک حرکت باشد که حضور طولانی‌مدت نیروهای نظامی گسترده را با «عملیات‌های پنهان، پیمان‌کاران خصوصی و هواپیماهای بدون سرنشین» جایگزین می کند. هرچند دلیل این جابجایی از اول مه به یازده سپتامبر، «مسائل لجستیکی» یا عدم امکان فنی و تهیه تجهیزات لازم برای خروج ذکر شده است، اما در عین حال به نظر می‌رسد انتخاب این تاریخ، یک اقدام نمادین به معنای پایان نبردی است که به بهانه حادثه یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱، موجی از کشتار و ویرانی و جنگ طولانی را برای افغانستان به ارمغان آورد.

    دولت ایالات متحده در یک بازی باخت‌باخت در افغانستان گرفتار آمده است. اگر بماند، مجبور است هزینه‌های نبرد با گروه‌های شبه‌نظامی بویژه طالبان را تحمل کند و اگر برود، عملاً به شکست دو دهه نظامی گری اقرار کرده است. به همین سبب منتقدان این تصمیم که آن را به «جناح چپ حزب دموکرات، انزواگرایان و راست‌گرایان» نسبت می‌دهند، معنقدند این اقدام، پایمال‌شدن خون بیش از ۳۵۰۰ نظامی کشته‌شده در افغانستان خواهد بود. ولی این منتقدان، گزارش‌های جامعه اطلاعاتی آمریکا را مد نظر قرار نمی‌دهند که طبق آن، تهدید آمریکا از سوی القاعده و داعش از مبدأ افغانستان، به دلیل تسلط طالبان بر این محدوده، بسیار کم‌احتمال ارزیابی شده است. علاوه بر اینکه عملیات‌های کم‌تعداد ضد تروریسم و فعالیت‌های اطلاعاتی آمریکا در افغانستان تداوم خواهد داشت. بایدن معتقد است حضور نظامی آمریکا در افغانستان پس از ۲۰۱۱ به دلیل دفع خطر احتمالی القاعده، غیرضروری بوده است. حال آن‌که تداوم حضور نظامیان آمریکایی در افغانستان، جز هزینه‌های انسانی و مادی، دستاوردی برای دولت ایالات متحده ندارد. در عین حال که زمان طولانی و فرسایشی آن، دیگر پشتوانه‌ای برای حمایت از آن در افکار عمومی آمریکا باقی نگذاشته است. علاوه بر اینکه ایالات متحده نیازمند آن است که با خروج نظامی از افغانستان و غرب آسیا، منابع مادی و انرژی سیاسی و اجتماعی دولت را برای مهار رشد روزافزون چین به کار بگیرد.

  • اتمر: دادگاه جزایی بین المللی جرایم جنگی در افغانستان را ثبت می کند

    اتمر: دادگاه جزایی بین المللی جرایم جنگی در افغانستان را ثبت می کند

    محمد حنیف اتمر، وزیر خارجۀ کشور می‌گوید دادگاه جزایی بین‌المللی تعهد کرده تا جرایم جنگی و بین‌المللی در افغانستان را ثبت و بررسی کند.

    وزارت خارجۀ کشور امروز (چهارشنبه، ۲۹ ثور) در خبرنامه‌یی نوشت آقای اتمر این موضوع را در دیدار با الیس بلیک، سفیر بریتانیا در کابل مطرح کرده است.

    به نقل از این خبرنامه، آقای اتمر می‌گوید گام‌های مهمی در راستای ختم فرهنگ معافیت مجرمان جنگی از مجازات برداشته شده است.

    بر اساس خبرنامۀ وزارت خارجه، سفیر بریتانیا در کابل نیز تعهد کرد کشورش روی راهکار ثبت و بررسی جرایم جنگی در افغانستان با کابل و محکمۀ جزایی بین‌المللی همکاری خواهد کرد.

    این در حالی است که اخیراً یک هیأت بلندرتبۀ دولت افغانستان به شهر لاهه، پایتخت کشور هالند سفر کرد و خواستار ثبت و بررسی جرایم جنگی از سوی دادگاه جزایی بین‌المللی شد. دادگاه لاهه به این خواست دولت افغانستان پاسخ مثبت داده است.

  • سنتکام: روند خروج نیروهای امریکایی از افغانستان تا بیست درصد تکمیل شده است

    سنتکام: روند خروج نیروهای امریکایی از افغانستان تا بیست درصد تکمیل شده است

    سنتکام از ماه اپریل که رئیس جمهو جو بایدن دستور خروج نیروهای امریکایی از افغانستان را صادر کرد مواد و تجهیزات معادل ۱۱۵ طیارۀ (C-17) کاملاً بار گیری و از افغانستان خارج شده و بیش از ۵۰۰۰ قطعات تجهیزات برای تخریب به پنتاگون تحویل داده شده است.

    وزارت دفاع امریکا (پنتاگون) مجبور است ۲،۵۰۰ نظامی و حدود ۱۶ هزار قراردادی ملکی خود را تا ۱۱ سپتمبر از افغانستان خارج کند.

    خروج نیروهای امریکایی از افغانستان حمله‌های طالبان بر اهداف نظامی و ملکی دولت افغانستان را متوقف نکرده است.

  • ده روز پس از شنبه سیاه، کابل در استانه خروج غیر مسوولانه امریکا/چه سناریویی در انتظار افغانستان است؟

    ده روز پس از شنبه سیاه، کابل در استانه خروج غیر مسوولانه امریکا/چه سناریویی در انتظار افغانستان است؟

    افغانستان بار دیگر در آتش توطئه و کینۀ دشمنان خرد و ترقی، سوخت و این بار جان دختران دانش‌آموز روزه دار مکتبی در غر‌ب کابل، دستخوش این «کینه مداوم» شد.

    به عبارت دیگر، از شنبه سیاه کابل و شهادت مظلومانۀ دختران دانش‌آموز روزه دار، ده روز گذشت و طی این مدت، بسیاری از قلب‌ها در داغ این عزیزان گداخت و جمع زیادی از زنان، مردان، خواهران و برادران ما همچنان از ناله و درد درون و‌اندوه فراوان، به خود می‌پیچند. این مصیبت بزرگ و واقعه هولناک، به اندازه ای درد آور و سوزناک است، که حتی با گذر ایام نیز التیام بخش داغدیدگان نخواهد بود.

    از بعد احساسی قضیه اگر صرف نظر کنیم، مهم ترین پرسش از بعد سیاسی اما این است که این گونه حوادث، چه پیامدی در سطح کلان برای افغانستان به همراه دارد؟

    واقعیت این است که هنوز کم نیستند حلقه های مشکوک و پر ابهام در داخل و خارج از کشورکه هم اکنون برای نا امن ‌سازی افغانستان، به قدر کافی برنامه و انگیزه دارند؛ طی روزهای اخیر، مقامات کاخ سفید ادعا کرده بودند با رفتن نیروهای آمریکایی از افغانستان، جنگ دوباره به این کشور بر می‌گردد. نوام چامسکی نیز اخیرا در مقاله ای از ماندن امریکا در افغانستان سخن گفته است. بنابراین، به نظر می رسد که حلقه های معین و مجموعه ای افراطی، به دستور و با چراغ سبز استخبارات خارجی، شنبه سیاه را در کابل رقم زدند تا این پیام مخابره شود که «افغانستان امن نیست پس آمریکا نباید از آن خارج شود»!

    انفجار‌های مشکوک در برهه کنونی نشان می‌دهد که خروج امریکا با تنش‌های گسترده‌ای همراه شده است. پرتنش‌سازی افغانستان با خروج امریکایی‌ها نشانگر این است که تلاش می‌شود اینگونه وانمود شود که در نبود امریکایی‌ها، افغانستان رنگ آرامش به خود نخواهد دید. امریکایی‌ها هرچند در ظاهر به دنبال خروج از افغانستان هستند، اما در اصل مقدمات بازگشت دوباره خود به افغانستان را چیده‌اند. یعنی همان کاری که در عراق نیز دنبال کردند و سه سال پس از خروج از این کشور با سرازیر شدن تروریست‌های داعش، راه بازگشت مجدد به عراق را باز کردند و در افغانستان نیز این سناریو ممکن است اتفاق بیفتد. همچنان که، پس از هشدار طالبان مبنی بر اینکه با تأخیر در خروج از افغانستان، این گروه حمله به نیرو‌های خارجی را برای خود محفوظ می‌داند، جنرال اسکات میلر فرمانده نیرو‌های امریکایی و ناتو روز یک شنبه تأکید کرد که این نیرو‌ها ابزار نظامی لازم برای پاسخگویی به هرگونه حمله را دارد.

    در امریکا نیز تصمیم بایدن برای خروج نه تنها در میان جمهوریخواهان بلکه حتی از جانب دموکرات‌ها هم با انتقاد‌هایی مواجه شده است. هیلاری کلینتون و کاندو لیزا رایس، وزرای خارجه دولت‌های باراک اوباما و جرج بوش رؤسای جمهور اسبق امریکا در جریان نشست مجازی روز چهار شنبه گذشته با اعضای کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان امریکا به این موضوع پرداختند. یکی از اعضای این کمیته به آکسیوس گفت: «رایس و کلینتون در جلسه صحبت کردند. اندکی اختلاف درباره افغانستان وجود دارد، اما هر دوی آن‌ها موافق بودند که ما باید به نوعی یک مأموریت مبارزه با تروریسم را در خارج از آن کشور ادامه دهیم. حرف کاندولیزا رایس این بود که شاید ما مجبور شویم به آنجا بازگردیم، خصوصاً در بحبوحه افزایش بالقوه تروریسم.»

    به این ترتیب، افزایش خشونت‌ در قالب انفجار، انتحار و نبرد روانی و میدانی، همان‌طور که برخی گمانه‌زنی‌ها در مورد آن آغاز شده، در نهایت می‌تواند بهانه خوبی برای بازنگری خروج امریکا و متحدانش از افغانستان شود.

    و نکته آخر اینکه، ادامه حملات سیستماتیک و هدفمند علیه هزاره ها و شیعیان که معمولاً گروه داعش مسئولیت آن را به عهده می گیرد، اما در پشت پرده آن، دست‌های پنهانی بسیاری از داخل گرفته تا خارج وجود دارد، زنگ خطر را در مورد ادامه این‌گونه حملات حتی با وجود صلح و تغییر ماهیت و نوعیت جنگ به صدا درآورده است.

    در نتیجه آنچه امروز در افغانستان رخ می‌دهد، در ادامه سیاست‌های کلان قدرت هژمون در منطقه و احتمالاً طرح جدیدی برای فرداست.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • سرپرست وزارت صحت عامه معاون برد اجرایی سازمان صحی جهان شد

    سرپرست وزارت صحت عامه معاون برد اجرایی سازمان صحی جهان شد

    وزارت صحت عامه( سه‌ شنبه، ۲۸ ثور) با اعلام این خبر گفت مجروح از سوی سازمان صحی جهان به عنوان معاون بورد اجرایی این سازمان برای سه سال (۲۰۲۴-۲۰۲۱) به نماینده‌گی از افغانستان و کشورهای حوزه مدیترانه شرقی انتخاب شده است.

    طبق اعلام وزارت صحت عامه معاون اجرایی بورد سازمان صحی جهان ضمن ارایه مشورت‌ های لازم به سازمان صحی جهان در جهت جلب و جذب منابع بیشتر در کشورهای حوزه مدیترانه شرقی نقش موثری ایفا خواهد کرد.

    سرپرست وزارت صحت عامه از اعتماد رهبری سازمان صحی جهان منبی بر انتخاب او در این سمت تشکری کرده و گفته است برای بهبود عرضه خدمات صحی در کشورهای عضو این سازمان تلاش خواهد کرد.

    در بورد اجرایی سازمان صحی جهان وزیران صحت عامه عامه ۳۴ کشور عضویت دارند.

  • غنی: هیچ جغرافیایی در افغانستان در تسلط طالبان نیست

    غنی: هیچ جغرافیایی در افغانستان در تسلط طالبان نیست

    رییس‌جمهور غنی، حضور جنگ‌جویان طالب در مناطق مختلف افغانستان را می‌پذیرد؛ اما می‌گوید که این گروه، جغرافیایی را در تسلط خود ندارد.

    آقای غنی، به تازگی در گفت‌وگو با شبکه‌ی (PBSO) گفته است: «طالبان حمله‌ی تهاجمی نمی‌کنند؛ بلکه حملات شان بیشتر پراکنده است. طالبان یک گروه شکننده است که هیچ جغرافیایی را در تسلط خود ندارد. ارغنداب تنها یک ولسوالی بود که آن‌ها برای گرفتن آن تلاش داشتند؛ اما موفق نشدند. در حال حاضر مردم نسبت به طالبان حس نفرت دارند.»

    رییس‌جمهور، هم‌چنان در پاسخ به این پرسش که احتمال افزایش خشونت‌ها پس از خروج نیروهای امریکایی و ناتو از افغانستان وجود دارد و یا خیر، گفته است: «این قابل درک می‌باشد که شرایط جنگی نگران‌کننده است، ما آماده ایم و این آمادگی، از ماه‌ها پیش جریان داشت.»

    او هم‌چنان گفته است که با خروج نیروهای امریکایی و ناتو از افغانستان، دیگر هیچ بهانه‌ای برای ادامه‌ی جنگ از سوی گروه طالبان باقی نمانده است.

    آقای غنی، با اشاره به این که کشورهای منطقه از تصمیم خروج ایالات متحده و ناتو از افغانستان، استقبال کرده اند، گفته است که در حال حاضر، نیاز است تا کشورهای منطقه و افغانستان، روی یک راهبرد امنیتی جمعی با یک‌دیگر کار کنند.

    او هم‌چنان بار دیگر به انتخاب رهبری حکومت توسط برگزاری انتخابات تأکید کرده و گفته است: «بحث سیاسی کلیدی این است که طالبان، نظام سیاسی آینده‌ی افغانستان را به اساس انتخابات بپذیرند. سایر موارد مورد بحث است؛ اما اگر ضمانت برای انتخابات که یک گزینه‌ی بنیادی است وجود نداشته باشد، تمام دست‌آوردهای ۲۰ سال گذشته به ویژه حقوق زنان، اقلیت‌ها و جوانان با خطر مواجه خواهد شد.»

    روند خروج سربازان امریکایی و ناتو از افغانستان، در اول می آغاز شد و قرار است تا یازدهم سپتمبر تکمیل شود.

    پیش از این، کارشناسان سیاسی و نظامی افغانستان و خارجی، نسبت به عواقب خروج ‌‏عجولانه‌ی سربازان امریکایی و ناتو، هشدار داده بودند؛ اما رییس‌جمهور غنی، بارها گفته است که نیروهای ‌‏دفاعی و امنیتی افغانستان، توانایی دفاع از خاک و شهروندان این کشور را دارند‎.

  • وزارت زراعت: در هفته زراعت بیش از ۱۰ هزار پروژه جدید زراعتی به بهره برداری رسید

    وزارت زراعت: در هفته زراعت بیش از ۱۰ هزار پروژه جدید زراعتی به بهره برداری رسید

    این وزارت بانشر خبرنامه‌ای امروز (سه‌شنبه، ۲۸ ثور) گفته است که توزیع صدها دستگاه آفتابی برای خشک کردن میوه‌جات و سبزیجات تازه نیز شامل این پروژه‌ها می‌شود.

    اکبر رستمی، سخنگوی وزارت زراعت، آبیاری و مالداری می‌گوید این پروژه‌ها از طریق برنامه مدیریت محصولات زراعتی با هزینه بیش از پنج میلیارد و ۶۱۵ میلیون افغانی از بودجه این وزارت در ۳۴ ولایت کشور تطبیق شده است.

    به گفته آقای رستمی، ۹۰ درصد از هزینه این پروژه‌ها توسط وزارت زراعت و ۱۰ درصد دیگر آن از سوی دهقانان تامین شده است.

    وی علاوه کرده که با راه‌اندازی این پروژه‌ها، علاوه بر کاهش واردات، سبب افزایش صادارت، پروسس بهتر محصولات زراعتی و جلوگیری از فاسد شدن تولیدات نیز می‌شود.

    سخنگوی وزارت زراعت و مالداری خاطرنشان ساخته است که با بهره‌برداری از این پروژه‌ها، ۲۵۰ هزار فرصت کاری جدید نیز ایجاد شده است.