زاهد حفیظ چودری سخنگوی وزارت امور خارجه پاکستان امروز دوشنبه(۱۱ اسد) به اظهارات اخیر کریس الکساندر سفیر پیشین کانادا در افغانستان واکنش نشان داد.
کریس الکساندر وزیر اسبق امور مهاجرین و سفیر پیشین کانادا در افغانستان به تازگی در توییتی عمران خان نخستوزیر پاکستان را «کلاهبردار تمام عیار و دروغگوی بیشرم و یک شارلاتان توصیف کرد که دهها سال در بین بیفکرترین مردم، تفکر طالبانی را» تقویت میکرده است.
سخنگوی وزارت خارجه پاکستان با محکوم نمودن سخنان وی، اظهارات او را در مورد نقش پاکستان در روند صلح افغانستان گمراهکننده و بیاساس خواند.
سفیر پیشین کانادا پیش از این نیز در اظهاراتی گفته بود پاکستان ریشه مشکلات افغانستان است و تا زمانی که این کشور تحریم نشود، صلح در افغانستان تأمین نمیشود.
او به تازگی نیز عکسی را منتشر کرده که شماری از جنگجویان گروه طالبان را در کنار یک دیوار سیمی نشان میدهد. او با نشر این عکس گفته است که هرکس در مداخله و تجاوز پاکستان بر افغانستان شک کند، احمدق خواهد بود.
برچسب: افغانستان
-

پاکستان ریشه مشکلات افغانستان است
-

میراث جهان برای افغانستان!!
امریکا و ناتو به هدف کمک و همکاری بامردم افغانستان و مبارزه علیه تروریستان وارد کشور شدند. اکنون که ماموریت آنان در حال ختم است افغانستان سخت ترین روز ها را سپری می کند. هجوم تروریستان از شبکه های مختلف با حمایت تروریسم دولتی وضعیت را برای مردم دشوار کرده است.
تروریستان با یک سوق و اداره منظم روزانه بیشتر از صد حمله را بالای مردم انجام می دهند. هجوم تروریستان به افغانستان ختم نخواهد شد. این هجوم زنگ خطر برای کشور های منطقه و تمام جهان است.
جهان در برابر این هجوم نباید بی تفاوت باشند. کشورهای حامی تروریسم باید در سطح جهان معرفی و محدودیت های سخت بالای آنان اعمال شود. دفتر طالبان در قطر و رفت و آمد های رهبران طالبان باید محدود گردد. جهان نباید وحشت و جنگ را از خود برای افغانستان به میراث بماند.
شاه حسین مرتضوی
-

افغان ها در چهل سال گذشته صلح را به بازی گرفته اند
از گفتوگو و ضرورت آن برای صلح سخن گفتیم، نتیجهی آن به جنگ ختم شد. از ضرورت آشتی ملی و سیاسی سخن گفتیم باز نتیجهی آن به جنگ ختم شد. روی خروج نیروهای خارجی و پایان اشغال تأکید کردیم که اگر آنها اشغال را پایان دهند، جنگ و جهاد ختم میشود، باز نتیجه به جنگ و افزایش خشونت ختم شد. دست همیاری و صلح بهسوی پاکستان دراز کردیم (جرگه امن میان دو کشور برگزار کردیم) که این همسایه در این راستا به ما کمک کند، باز نتیجه به صلح ختم نشد. دست دوستی و همیاری بهسوی کشورهای منطقه و جهان دراز کردیم باز هم صلح نیامد. انگار قرار نیست در این کشور صلح بیاید و بهنظر میرسد خشونت و جنگ بخشی جداییناپذیر از زندگی افغانهاست.
صلح در افغانستان این روزها واژهی غریبی است. طرفهای درگیر منازعه دربارهی اهمیت و ضرورت آن تنها مقابل تلویزیونها و خبرنگاران حرف میزنند. گویی اشتباهی از دهانشان واژهی صلح و اهمیت و ضرورت آن خارج میشود. سپس این جملهی کلیشهای را بهکار میبرند که صلح آرزوی مردم افغانستان است و زندگی صلحآمیز حق مردم است. جملههایی حالبههمزن و نخنما که بهحدی تکراری شده که دیگر بهسختی میتوان معنایی از آن تصور کرد.
از صلح بیش از هر کلمهای در جغرافیای افغانستان معنازدایی شده است. طوری که وقتی گروهی سیاسی یا نمایندگان بنیادگرای طالبان از صلح صحبت میکنند، بسیاری دچار وحشت میشوند. برای اینکه فهم آنان از صلح با معنایی که در ذهن ماست تفاوت اساسی دارد. اکنون مردم میدانند این گروه عقلستیز چه برداشتی از صلح و آشتی و پایان منازعه دارند. افغانها بیش از هر کلمهای صلح را به بازی گرفتهاند. آن را خوار و خفیف کردهاند و به یک معنا این کلمه را بیمعنا و تهی کردهاند. خدمت افغانها به صلح، تهیساختن روح و هستی این کلمه از معنای واقعیاش در طول بیش از چهل سال گذشته بوده است.
طرح صلح «بنین سیوان»
طرح صلح بنین سوان، شامل لیستی بلندبالا از اقوام و گروههای مختلف، احزاب، جریانهای سیاسی و طرفداران شاه سابق میشد که این گروهها پس از مذاکره و گفتوگو گروهی را از میان خود بهعنوان نمایندگانشان انتخاب میکردند و وظیفهی آنها مشورت با گروهای مختلف اجتماعی برای دایرکردن لوی جرگه بود. وظیفه اصلی لوی جرگه، تعیین ساختاری برای حکومت انتقالی بود. طرح صلح بنین سیوان برای خلای قدرت بهوجودآمده و پایان منازعه در مجموع یک دولت ائتلافی با نظرداشت دیدگاههای جناحهای درگیر منازعه و مردم افغانستان بود. با توجه به اینکه جنگ افغانستان ابعاد منطقهای و بینالمللی پیدا کرده بود، طرح صلح بنین سوان نتوانست دیدگاههای مختلف را بهخصوص در سطح منطقهای و بینالمللی با خود همسو کند. همچنین حمایتهای جهانی و حتا حمایت سازمان ملل را جلب کند. عوامل بیرونی نقش اساسی در ناکامی طرح بنین سوان داشت. استراتژیستهای مسکو به این دلیل مخالف طرح سازمان ملل بودند که میپنداشتند طرح بنین سوان امریکایی و غربی است و زمینهی نفوذ آنها به حداقل میرسد. همچنین پاکستانیها نیز بر این باور بودند که بیش از هر زمانی دیگری میتوانند با استفاده از ابزار نظامی و ادامه سلطه بر مجاهدین آنها را به قدرت برسانند و اهداف خود را دنبال کنند.
بسیاری از صاحبنظران مسائل افغانستان بر این باورند که سازمان ملل نتوانست آنچنان که انتظار میرفت در قضایای جنگ و صلح این افغانستان نقش مؤثری داشته باشد. بیشتر تلاشهای این سازمان و شورای امنیت به صدور قطعنامه و محکومکردن جنگ در افغانستان محدود بوده است. توافقنامه جینوا (ژنو) میان کشورهای افغانستان، پاکستان و اتحاد جماهیر شوروی منجر به خروج ارتش سرخ از افغانستان شد. تأکید اصلی این توافقنامه بر عدم همکاری و حمایت شوروی، امریکا و کشورهای غربی از طرفهای درگیر منازعه در افغانستان بود. مهمترین انتقادی که بر تلاشهای بنین سوان برای ختم منازعه عنوان میشود، نداشتن استراتژی بعد از خروج ارتش سرخ از افغانستان و مدیریت خلای قدرت است.
طرح آشتی ملی داکتر نجیبالله
تاریخ معاصر افغانستان پر است از عهد و پیمان برای صلح و نقض گستردهی این عهد و پیمانها. هنوز بسیاری از افغانها خاطره سالهای حکومت داکتر نجیبالله و تلاشهای او را برای برقراری صلح به یاد دارند. هدف اصلی داکتر نجیبالله برای پایاندادن به جنگ و ختم منازعه، الگوی «طرح آشتی ملی» او بود. طرحی که در آن دولتی فراگیر با حضور همه مخالفان در ساختار قدرت و نظام سیاسی آینده پیشبینی شده بود. برای تحقق این مسأله حکومت او کمیسیونهای مختلفی را برای مصالحه و آشتی در کابل و سایر ولایات ایجاد کرد. همچنین نمایندگانی را برای جلب رضایت سران جهادی تعیین کرد که با آنها در این رابطه گفتوگو کنند. با این همه او نتوانست حمایت ملی و منطقهای برای برنامههای صلحجویانهاش ایجاد کند. رهبران گروههای جهادی با اینکه میدانستند طرح او به نفع ثبات، آینده و امنیت افغانستان است به دلایلی از جمله احساس بدنامی سازش با دولت کمونیستی، دخالتهای پاکستان و فروپاشی و اقتدار کمونیسم در جهان با او سر ناسازگاری را گرفتند و طرح او را رد کردند. جهاد مفهوم کلیدی مبارزان و مهمترین محور مبارزه با دولت او بود. بنابراین هر نوع سازش با دولت داکتر نجیبالله از سوی رهبران سیاسی به معنای خودکشی سیاسی تلقی میشد.
موافقتنامه پیشاور
پس از ماه و روزها جنگ بر سر قدرت، سرانجام مجاهدین تصمیم گرفتند شورای قیادی ۵۱ نفرهای را با هدف تشکیل حکومت آینده ایجاد کنند. برنامه این طور بود که پس از کنار رفتن داکتر نجیبالله، قدرت میان سران جهادی تقسیم شود. «تصمیم بر این شد که شورای ایجادشده زیر نظر صبغتالله مجددی به داخل افغانستان بروند و قدرت را از رژیم کابل، بدون قید و شرط در طی دو ماه تحویل بگیرند. رییس این شورا در مدت دو ماه ریاست دولت را نیز بر عهده خواهد داشت. بعد از آن، این شورا به عنوان شورای موقت اسلامی تحت ریاست حضرت صبغتالله مجددی در کنار دولت انتقالی باقی خواهد ماند که این دوره از فعالیت شورا چهار ماه خواهد بود. همچنین تصمیم گرفته شد تا بعد از گذشت دو ماه از انتقال قدرت، آقای ربانی بهعنوان رییسجمهور دولت انتقالی اسلامی افغانستان و رییس شورای قیادی برای چهار ماه کارش را رسما شروع کنند. و در پایان تأکید شده بود که دورههای متذکره حتا برای یک روز هم تمدید نخواهد شد.».
با آنکه سمت نخستوزیری در موافقتنامه برای حزب اسلامی آقای حکمتیار پیشبینی شده بود. اما آقای حکمتیار از امضای موافقتنامه سر باز زد و آن را امضا نکرد. در عوض به کابل رفت و با حمایت لوجستیکی پاکستانیها خود را برای جنگ آماده کرد. چرا که مسأله تنها نخستوزیری نبود. حزب اسلامی و حزب جمعیت که بیشترین منابع و قدرت را در اختیار داشتند بر سر تقسیم قدرت و منابع باهم به توافق نرسیدند. با توجه به اینکه داکتر نجیبالله از قدرت کنارهگیری کرده بود، عملا فضایی بیدولت در کشور حاکم شده بود. فضایی که در اختیار گروههای مختلف مجاهدین قرار داشت.
به باور بسیاری از تحلیلگران، محصول نشست پیشاور، حادشدن مسایل قومی و همچنان انحصار و تمامیتخواهی قدرت بود. این انتقاد نسبت به آقای ربانی و مسعود وجود داشت که برنامهای برای شامل ساختن سایر اقوام در قدرت نداشتند. همین مسأله باعث اختلاف شدید میان آقای ربانی و مسعود و آقای حکمتیار شد. البته کارنامه آقای حکمتیار در پشتپا زدن به توافقنامههای صلح و آشتی پر است. او نیمی از عمرش را در طغیان و سرکشی از توافقنامههای صلح سپری کرده است.
موافقتنامه اسلامآباد
در تاریخ معاصر افغانستان، توافقنامه اسلامآباد یکی از مهمترین پیمانهایی است که گروههای جهادی آن را امضا کردند. براساس این موافقتنامه گروههای مجاهدین توافق کردند که حکومتی به مدت ۱۸ ماه با ریاست آقای ربانی و صدراعظمی آقای حکمتیار و یا نمایندهشان ایجاد شود. تنظیمهای جهادی برای پایانبخشیدن به خشونت و منازعه تعهد به ختم جنگ کردند.
پس از آنکه موافقتنامه پیشاور نتایج ملموسی در رابطه با صلح نداشت و احزاب جهادی همچنان مشغول بزکشی جنگی در کابل بودند به ابتکار عربستان سعودی و دولت پاکستان موافقتنامه مذکور شکل گرفت. از مهمترین موضوعاتی که موافقتنامه اسلام را از موافقتنامه پیشاور مجزا میکند، حضور احزاب شیعی بود که در موافقتنامه پیشاور نادیده گرفته شده بودند. به باور بسیاری از تحلیلگران انحصار قدرت، فروپاشی اردوی افغانستان، پراکندگی و اختلافات مجاهدین و رقابتهای قومی باعث شد که سرنوشت این موافقت نیز با شکست مواجه شود.
پس از امضای این موافقتنامه بسیاری از سران جهادی به دعوت پادشاه عربستان به این کشور سفر کردند. آنها در پیشگاه خانه خدا تعهد کردند که به آتش جنگهای داخلی خاتمه دهند. رهبران افغان در ماه رمضان در مکه و مدینه برای آوردن صلح و آشتی سوگند یاد کردند. اما به افغانستان که بازگشتند، دوباره تفنگهایشان را مقابل یکدیگر نشانه گرفتند و راکتهایشان را بر سر خانههای مردم انداختند. آنها نماد پیمانهای صلح و شکستن پیهم آن هستند. هنوز رنگ امضاهایشان در مکه برای صلح و آشتی خشک نشده بود که دوباره به جان هم افتادند.
موافقتنامه تشکیل حکومت وحدت ملی
اشرفغنی محصول دو انتخابات پرحاشیه، پر از تقلب و در مجموع محصول بحران مشروعیت نتایج انتخابات است. انتخاباتی که در نتیجهی برگزاری آن بسیاری از مردم افغانستان اعتمادشان را به این نهاد از دست دادند. چرا که شفافیت و مکانیزم برگزاری آن پراز ابهام و چالش بود. در هر صورت، بنبست سیاسی که نتیجهی انتخابات غیرشفاف بود با توافق سیاسی و تشکیل حکومت وحدت ملی پایان یافت. موافقتنامه وحدت ملی چندین ماده اساسی داشت که طرفین را ملزم به اجراییساختن آن میکردند. تعدیل قانون اساسی و برگزاری لویجرگهی قانون اساسی، اصلاح نظام انتخاباتی، ایجاد پست ریاست اجرایی، تفکیک کابینه و شورای وزیران از جمله مهمترین موارد این توافقنامه بودند. پس از دو سال از شروع کار دولت وحدت ملی، اشرفغنی به بسیاری از موارد توافقنامهی مذکور عمل نکرد. مهمترین اقدامی که قرار بود طی دو سال ابتدایی حکومت وحدت ملی به آن عمل شود، برگزاری لویجرگه تعدیل قانون اساسی و حل مسائل حقوقی ساختار سیاسی جدید بود که در زمان آن عملی نشد. با این همه، حکومت وحدت ملی با وجود حواشی مشروعیت حقوقیاش تا پایان به کار خود ادامه داد. روزهای پایانی حکومت وحدت ملی، مردم آن را به موتری تشبیه میکردند که دارای دو راننده است. دو رانندهای که هر کدام به مسیری میرود. حکومت وحدت ملی با چنان تصویری و نقض بسیاری از موارد توافقنامه، کشمکشها و نزاعها به پایان رسید. حکومتی که بستر را برای یک انتخابات پرچالش دیگر مهیا کرد.
کلام آخر
به لیست بالا میتوان موافقتنامههای بسیاری از جمله گفتوگوهای صلح دوحه را افزود که در نهایت همهی آنها به یک سرنوشت ختم میشود، بازیگرفتن صلح در طول بیش از چهل سال گذشته. افغانها برای اینکه طعم صلح را بچشند، الگوهای متفاوتی از حکومتداری را نیز در این چهل سال تجربه کردند. جمهوری، جمهوری دموکراتیک، حکومت اسلامی، امارت، دولت موقت، پادشاهی و دموکراسی. اما سرانجام هیچکدام این حکومتها نتوانستند این آرزوی دیرین مردم افغانستان را برآورده کنند. نسلی در جنگ، آوارگی، وحشت، تنهایی و بیپناهی بزرگ شدند. اکنون نیز بهنظر میرسد این قصه در حال تکرارشدن است.
این تاریخ چهل ساله پر است از عهد و پیمانهای افغانها برای صلح، عهدشکنی و خیانت و ارادهنداشتن برای صلح. افغانها تاوان این عهدشکنیها و بازی با صلح را نیز با بهای سنگینی پرداخت کردهاند. اما نکته اینجاست که هنوز بسیاری چشمهایشان را روی واقعیتهای تاریخی، اجتماعی، قومی و آینده افغانستان میبندند و به تنها چیزی که فکر میکنند، تمامیتخواهی قدرت و منافع شخصی و قومی خودشان است. به قول الیاس علوی اکنون باید از افغانها پرسید؛
«کاکا از چاه که آب میکشی
چای که دم میکنی
مزهی خون نمیدهد؟»
نویسنده: داکتر حسین علی کریمی
-

پاکستان: استفاده از خاک افغانستان علیه پاکستان باید متوقف شود
موید یوسف مشاور امنیت ملی پاکستان روز گذشته در یک کنفرانس خبری در واشنگتن پیرامون روابط دوجانبه اسلامآباد-واشنگتن، روند صلح افغانستان و وضعیت پسا-خروج نیروهای امریکایی از منطقه توضیحات داد.
مشاور امنیت ملی پاکستان با اشاره به همکاری نزدیک ایالات متحده و پاکستان پس از خروج نظامیان امریکایی از افغانستان، گفت: «هیچ کشور دیگری به جز پاکستان و امریکا نمیتواند روی تهدیدهای مشترک، مانند بیثباتی در افغانستان کار کند. با این حال، از خاک افغانستان علیه پاکستان استفاده شده/ میشود که نگرانکننده است و باید متوقف شود.»
وی افزود: «در رابطه به همکاری بین ایالات متحده و پاکستان واکنش مثبتی وجود دارد. مصالحه سیاسی در مسئله افغانستان گام مهمی است که باید برداشته شود و میتواند به کاهش فشار کمک کند.»
در باره روند صلح افغانستان، مشاور امنیت ملی پاکستان بیان داشت پاکستان هرچه در توان داشته باشد انجام خواهد داد، اما جناحهای افغانستان باید در مورد آینده خود تصمیم بگیرند.
به گفته وی، روی هرچیزی که از سوی افغانستان تصمیم گرفته میشود، تصمیم آنها است و هر حرکتی یا رویدادی هیچ ربطی به پاکستان ندارد.
موید یوسف گفت: ما میخواهیم در زمینه منافع متقابل با امریکا شریک باقی بمانیم چنانچه هر دو طرف به ادامه همکاریها توافق کردند.
وی در باره پناهجویان افغانستان در پاکستان گفته است که آنها باید به کشورشان برگردند.
گفتنی است مشاور امنیت ملی پاکستان و جنرال فیض حمید رییس آیاسآی چند روز پیش برای گفتوگو با مقامات امریکایی به واشنگتن سفر کردهاند. -

بدن خبرنگار هندی رویترز توسط طالبان قطعه قطعه شده بود
به نقل از تایمز آف اندیا، مقامات صحی افغانستان و هند تأیید کردهاند بدن دانش صدیقی عکاس خبری رویترز و برنده جایزه «پولیتزر» هنگام پوشش درگیری بین نیروهای امنیتی و طالبان در ولسوالی اسپین بودلدک ولایت قندهار به گونه فجیعی قطعه قطعه شده و آثار تایر موتر بر روی جسد وی مشاهده میشود.
مقامات صحی افغانستان و هند پس از بررسی عکسهای گرفتهشده گفتهاند بدن وی قطعه قطعه شده است. یکی از این مقامات گفته است دهها مرمی بر بدن وی اصابت کرده و آثار تایر موتر بر سینه و صورت دانش صدیقی مشاهده شده است.
بر بنیاد گزارشها، در جریان درگیری بین نیروهای امنیتی و طالبان در اسپین بولدک دانش صدیقی زخمی میشود و همراه چند تن دیگر به داخل یک مسجد پناه میبرد، اما اعضای طالبان با حمله بر این مسجد او را زنده دستگیر میکنند و پس از شناسایی هویتش، او را شکنجه کرده و به قتل میرسانند.
دانش صدیقی ۳۸ ساله در تاریخ ۱۶ جولای در درگیری بین نیروهای امنیتی و طالبان در اسپین بولدک کشته شد.وی سپس به شفاخانهای در ولایت قندهار منتقل و از آنجا به هند فرستاده شده و دفن میشود.
-

نبیل: مردم افغانستان هزینه سنگین صلح نیابتی خلیلزاد را می پردازند
رحمتالله نبیل رییس پیشین امنیت ملی و یکی از نامزدان انتخابات ریاست جمهوری گذشته با اشاره به وضعیت فعلی کشور، در توییترش نوشته پیامد معامله دوحه زلمی خلیلزاد را مردم افغانستان می دهند.
او نوشته است «متاسفانه افغانها هزینه سنگینی برای صلح نیابتی داكتر خليلزاد میپردازند».
این اظهارات او در حالی مطرح می شود که اخیراً جنگ در بسیاری از نقاط کشور به شدت افزایش یافته است.
در ماه های اخیر جنگجویان طالبان، موفق شدند که بیش از صد ولسوالی را به کنترول شان درآورند. این گروه همچنین در یک ماه اخیر حملاتی را بر مراکز ولایت ها نیز راه اندازی کرده است.
در حال حاضر، قندهار، غزنی، هرات، هلمند، تخار و برخی از ولایت های دیگر شاهد افزایش حملات طالبان بر مراکز شهرها هستند. -

صالح: جوانان وطن بهای خودسری های فیس بوکی را می دهند
امرالله صالح، معاون نخست ریاستجمهوری، گفته است محرمیت و امنیت عملیاتی، یکی از اصلهای اساسی جنگ است.
آقای صالح، روز یکشنبه -۱۰ اسد-، در برگهی فیسبوکش، نوشته است: «استفاده از فیسبوک در مسائل جنگ و امنیت، به یکی از ضعفهای بزرگ دولت افغانستان تبدیل شده است. دسترسی شخصیتها به شبکههای اجتماعی، محرمیت و امنیت عملیاتها را به شدت تحت شعاع قرار داده و بهای این بیپروایی و خودسری را، جوانان شجاع در جبهه متقبل میشوند.»
به گفتهی او، ظاهرگرایی و شهرتسازی، از معنویت و صلابت فعالیتها میکاهد.
آقای صالح، ابراز امیدواری کرده افراد با تجربه و نوکار، به محرمیت و امنیت عملیاتی ارج گذاشته و آن را رعایت کنند.
-

وزرای دفاع افغانستان و ترکیه در مورد امنیت میدان هوایی کابل گفت و گو کردند
به گفته مقامات ترکیه روز جمعه طی یک تماس تلفنی، وزیران دفاع ترکیه و افغانستان در مورد امنیت میدان هوایی بین المللی حامد کرزی بحث و تبادل نظر کردند.
وزارت دفاع ملی ترکیه طی بیانیهای اعلام کرد حلوسی آکار و همتای افغان وی بسم الله خان محمدی درباره امنیت منطقهای و روابط دوجانبه نیز صحبت کردند.
در این تماس تلفنی، آکار اظهار داشت ترکیه و افغانستان در برابر مشکلاتی که هر دو کشور در طول تاریخ با آن روبرو بودهاند، همبستگی خود را نشان دادهاند. وی افزود ترکیه مدتهاست برای صلح و رفاه برادران افغان خود فعالیت میکند.
در این بیانیه آمدهاست که ترکیه تا زمانی که مردم افغانستان بخواهند در کنار آنها خواهد ماند و مهم است که روند صلح در افغانستان زنده بماند.
در همین حال، منابع امنیتی روز جمعه اعلام کردند که اگر سربازان ترکیه پس از خروج نیروهای ناتو به رهبری ایالات متحده در افغانستان مستقر شوند، امنیت میدان هوایی بین المللی حامد کرزی کابل تنها وظیفه آنها خواهد بود. آنکارا موضع روشنی دارد مبنی بر اینکه سربازان ترکیه ماموریت جنگی در افغانستان ندارد و طرف درگیری نخواهند بود.
پس از تصمیم آمریکا برای خروج از افغانستان، تداوم وظیفه ترکیه برای اداره میدان هوایی کابل، که تحت نظر ناتو حفظ خواهد کرد، در دستور کار قرار گرفت.
منابع امنیتی ترکیه نیز اعلام کردند که هنوز هیچ تصمیمی در مورد جزئیات و محدوده ماموریتی که ترکیه به طور بالقوه در تأمین امنیت و اداره میدان هوایی بین المللی حامد کرزی کابل در پایتخت افغانستان بر عهده خواهد گرفت، اتخاذ نشدهاست اما پیش بینی میشود که مذاکرات در ماه آگست نهایی شود.
ترکیه که نیروهای آن در افغانستان همیشه متشکل از نیروهای غیر جنگجو بوده است، پیشنهاد محافظت از میدان هوایی را مطرح کردهاست چرا که همچنان سوالاتی در مورد نحوه تامین امنیت مسیرهای اصلی حمل و نقل و میدان هوایی، که دروازه اصلی پایتخت است، باقی مانده است. امنیت میدان هوایی برای عملکرد نمایندگیهای دیپلماتیک در افغانستان با خروج نیروهای غربی بسیار مهم است. این میدان هوایی در موقعیتی استراتژیک نزدیک به کاخ ریاست جمهوری افغانستان و نمایندگیهای دیپلماتیک خارجی در کابل قرار دارد و تنها مسیر خروج دیپلماتها در شرایط اضطراری است.
وزارت خارجه ترکیه خواستار تقسیم عادلانه این وظیفه شدهاست زیرا “عملکرد بی وقفه و ایمن میدان هوایی برای ادامه حضور نمایندگیهای دیپلماتیک در افغانستان ضرورت دارد.” با این حال، طالبان با پیشنهاد آنکارا مخالفت کرده و گفتهاند که ترکیه نیز باید نیروهای خود را در راستای توافق ۲۰۲۰ از کشور خارج کند.
-

کاهش فوروی خشونت ها و حل بحران افغانستان از راه مذاکره مورد بحث قرار گرفت
موید یوسف مشاور امنیت ملی پاکستان در سفرش به واشنگتن به تازگی با جیک سالیوان مشاور امنیت ملی امریکا در باره افغانستان، امنیت منطقه و موضوعات مورد علاقه رایزنی کرده است.
جیک سالیوان روز گذشته در توییتی در مورد دیدارش با موید یوسف نوشته است: من امروز با مشاور امنیت ملی پاکستان ملاقات کردم تا در باره اتصال و امنیت منطقه و سایر عرصههای همکاری مشترک رایزنی کنم.
وی افزود دو طرف در مورد کاهش فوری خشونتها در افغانستان و حل و فصل سیاسی درگیری از طریق مذاکرات گفتوگو کرده است.
موید یوسف مشاور امنیت ملی پاکستان نیز در مورد این دیدار گفته است که پیرامون مسایل مشترک دوجانبه، منطقهای و جهانی با همتای امریکاییاش گفتوگو کرده است.
دو طرف همچنین توافق کردهاند که شتاب در همکاریهای دوجانبه پاکستان و امریکا را حفظ کنند. -

مردم تاوان اشتباهات دولت را می دهند
ادراهی بازرس ویژهی امریکا در امور افغانستان، در گزارش تازه اش، نسبت به سقوط دولت هشدار داده و وضعیت نظامی دولت را نگرانکننده توصیف کرده است. در گزارشی که روز چهارشنبه -۸ اسد- از سوی این اداره نشر شده، آمده است: «روند کلی به وضوح برای دولت افغانستان نامساعد است و در صورتی که به این وضع، رسیدگی نشود و اوضاع به حال قبل بازنگردد، بیم آن میرود که دولت آن کشور با بحران موجودیت روبهرو شود.»
از آغاز اعلام خروج سربازان ناتو تا اکنون، چندین مقام امریکایی از سقوط دولت هشدار داده و در آخرین مورد، سیگار که یک نهاد معتبر تحقیقاتی امریکا در افغانستان است، این هشدار را تکرار کرده است. این هشدارها، خبر از برداشت بدی میدهد که اگر بر اساس واقعیتهای پشت پرده تحلیل شده باشد، قابل نگرانی است. مقامات و ادارههای امریکایی، به اطلاعات دست اول دسترسی دارند و چنین هشدارهایی از این مرجع، بیشتر از هر مرجعی نگرانی مردم را افزایش میدهد؛ چون باور مردم به مؤثقبودن اطلاعات امریکایی، باعث میشود که بیباوری عمومی نسبت به دولت افزایش یافته و زمینه برای سقوط بیشتر فراهم شود.
هرچند مشخص نیست که امریکا، در فصل جدید افغانستان، به دنبال چیست؛ اما نشر این اطلاعات از سوی منابع وابسته به امریکا، این را نشان میدهد که عملا سیاستی در امریکا، به دنبال خلق نگرانی در افغانستان است. افزایش کمک مالی به افغانستان در بخش نظامی و ملکی، همزمان با چنین ابرازنظرهایی، در تضاد قرار دارد. اگر امریکا از توان دولت افغانستان و طالبان آگاه است و میداند که طالبان دولت را سقوط میدهند، پس کمکها و وعدههایی که به مردم و دولت میدهد، چیست؟
آن چه که شاید امریکا در پیشروی نظامی طالب و ضعف دولت نمیتواند ببیند، زمینهسازی دولت برای طالبان است. دولت، اگر طی دو ماه اخیر، به گونهی عمدی میدان را برای طالبان خالی نمیکرد، طالبان توان و نیروی نظامی آن را نداشتند که در فاصلهی دو ماه، بیشتر از صد ولسوالی را سقوط داده و چندین شهر را به محاصره بکشانند. این سیاست دوگانهی دولت بود که توانست از این مجرا، از یک سو توجه کشورهای کمککننده را جلب کند و از سویی، امکان شکلگیری گروههای خودمختار قومی را خنثا کند که دولت دچار توهم شکلگیری آن شده بود.
دولت، باید بداند که تا این حد استفادهی ابزاری از ارزشها و جلوه دادن به طالب، قاعدهی بازی را از دستش بیرون میکند. تا کنون نیز موقعیت طالبان به حد کافی برجسته شده است. اگر طالبان بتوانند در مناطقی که به دست آورده اند، همچنان حاکمیت داشته باشند و بندرهای تجارتی به دست شان باشد، در صورت آتشبس و شکلگیری حکومت عبوری، پافشاری بیشتری بر خواستهای شان خواهند کرد و به سهم بیشتری، خواهند رسید. وضعیت بینتیجهی نظامی طی هفتههای اخیر، این احتمال را به وجود آورده که هر دو طرف؛ دولت از نبود اراده و طالب از نبود نیرو و امکانات، به بنبست نظامی خورده است. این بنبست، گزینهی حکومت عبوری را افزایش داده و این احتمال را به وجود آورده است که هر دو سمت، باقی چانهزنیهای شان را در زمان حکومت عبوری خواهند کرد.
خطری که در صورت بهواقعیترسیدن این سناریو متوجه دولت میشود، تندادن به خواستهای طالبان است. اگر دولت جغرافیای طالبان را محدود نکند و این گروه بتواند با فشار، حکومت عبوریای را به وجود بیاورد، به شیوههای ممکن، میتوانند خواستهای شان را بر دولت به وجود آمده اعمال کنند؛ چون دولتی که به اثر فشار این گروه مشروعیت یافته و به وجود آمده است، مبنای قانونی ندارد و نمیتواند برای دفاع از ارزش مشخصی، چانهزنی یا طرفداری کند. این سناریو، دولت عبوری را بیصلاحیت و بازیچهی دست طالب خواهد کرد.
دولت، در صورتی میتواند خودش را از این سناریو نجات بدهد که وضعیت نظامی را بر طالبان دشوار کند. طالبان، با حملههای بیباکانه بر شهرها، تلفات سنگینی داده و به قدر کافی آسیب نظامی دیده اند. این، فرصتی است برای دولت تا نیروهای باقیماندهی طالبان را سرکوب و موقعیت نظامی و سیاسی اش را بازآفرینی کند.
-

دلایل علاقمندی حضور نظامی ترکیه در افغانستان چیست؟
ترکیه اخیراً در بسیاری از مسائل بینالمللی نقش فعالی داشته است و بعد از امریکا، بیشترین حضور نظامی در جهان را دارد. این کشور در سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا در 13 کشورحضور نظامی دارد. حضور نظامی ترکیه در بخش ترکنشین قبرس، سوریه، عراق، لیبیا، افغانستان، لبنان، کوزوو، بوسنی، آلبانی، سومالی، قطر، پاکستان و جمهوری آذربایجان، حکایت از نقش فعال و نظامی این کشور در سطح جهان دارد.
بعد از اعلام جدول خروج نیروهای ناتو تا 11 سپتامبر 2021 و مطرح شدن بحث تأمین امنیت میدان هوایی بینالمللی کابل برای ادامه کمکهای غیرنظامی اعضای این پیمان، ترکیه علاقهمندی خود را برای پیشبرد این مأموریت ابراز داشته است. در تازهترین مورد، رجب طیب اردوغان، رییس جمهور ترکیه گفته که این کشور تنها گزینه مناسب برای مدیریت اوضاع افغانستان است. اینکه چرا ترکیه بعد از خروج نیروهای سایر اعضای ناتو، علاقهمند است در افغانستان حضور نظامی داشته باشد و ثبات در این کشور را حفظ کند، دلایل متعددی دارد. محوریت جهان اسلام، همسویی و اشتراک منافع با امریکا، اتحاد جهان ترک، نزدیکی به کشورهای بلوک شرق، سیاست نوعثمانیگری، مسائل تاریخی و فرهنگی و نظامیگری، از عمدهترین دلایل حضور این کشور در افغانستان محسوب میشود.
1 – محوریت جهان اسلام :
ترکیه در سالهای اخیر به شدت تلاش دارد تا نقش محوری در جهان اسلام داشته باشد. این کشور تلاش میکند، رقبای سنتیاش در جهان اسلام مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی، مصر، ایران و قطر را کنار بزند و نقش محوری در جهان اسلام داشته باشد. روابط ترکیه با عربستان سعودی که از رقبای سنتیاش در میان کشورهای اسلامی است، در سالهای اخیر به سردی گراییده است. ترکیه تلاش دارد در میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس که رهبری آن در دست عربستان سعودی است، نفوذ کند و روابط خود را با قطر گسترش دهد. حتا این کشور در مسأله تحریم قطر توسط اعضای شورای همکاری خلیج فارس، از قطر حمایت و یک پایگاه نظامی در این کشور ایجاد کرد. همچنان روابط این کشور با مصر بر سر مسأله بهار عربی به تیرهگی گراییده است. ترکیه از گروه اخوانالمسلمین در بهار عربی حمایت میکرد که با ساقط شدن حکومت محمد مرسی و اخوانالمسلمین توسط ارتش مصر و به قدرت رسیدن عبدالفتاح السیسی، روابط این کشور با ترکیه دچار تنش است. برعلاوه، در مسأله مداخله نظامی ترکیه در لیبیا هم این کشور در تقابل با مصر، امارات متحده عربی و عربستان سعودی قرار گرفته است.
ترکیه در مسأله افغانستان هم کوشش میکند، نقش محوری خود در جهان اسلام را ایفا کند. این کشور در این اواخر تلاش کرد تا ابتکار عمل گفتوگوهای صلح میان دولت افغانستان و گروه طالبان را برعهده بگیرد و از مذاکرات صلح میان دو طرف میزبانی کند. اگرچه این کشور تاهنوز موفق به برگزاری این کنفراس نشده است؛ اما تلاشهایش برای برگزاری این کنفرانس حکایت از این دارد که انقره میخواهد یک محوریت را در جهان اسلام ایجاد کند تا یک میانجی مناسب برای حلوفصل مشکلات و تنشها میان کشورهای اسلامی باشد. همچنان علاقهمندی ترکیه به حضور نظامی در افغانستان، نیز ناشی از همین امر است که این کشور میخواهد بعد از خروج نیروهای ناتو ثبات را در افغانستان حفظ و از یک جنگ داخلی تمامعیار جلوگیری کند. این کشور هم با دولت افغانستان و هم با احزاب سیاسی این کشور روابط خوب دارد و با طالبان به صورت مستقیم وارد درگیری نظامی نشده است. بنابراین، ترکیه میتواند اوضاع را در افغانستان پس از خروج نیروهای خارجی، مدیریت کند.
2 – همسویی و اشتراک منافع با امریکا :
انقره میخواهد از طریق حضور در افغانستان، خود را با ایالات متحده امریکا همسو کند و با این کشور قدرتمند عضو ناتو، اشتراک منافع به وجود آورد. حمایت ایالات متحده از کردهای سوریه و خرید سیستم دفاع موشکی اس 400 توسط ترکیه از روسیه، از جمله موضوعات اختلافبرانگیزی است که روابط دو کشور همپیمان در ناتو را دچار تنش کرده و اقتصاد ترکیه از سوی امریکا تحت تحریم قرار گرفته است. ترکیه برای اینکه بتواند یک منافع مشترک با ایالات متحده پیدا کند، میخواهد بعد از خروج امریکا و ناتو، در افغانستان حضور نظامی داشته باشد تا از یکسو بتواند اوضاع افغانستان را مدیریت کند و از جانب دیگر یک همسویی با واشنگتن در مسائل بینالمللی به وجود آورد. این همسویی باعث میشود، اختلافات واشنگتن و انقره در مسائل جهانی تا حدودی کاهش یابد.
3 – اتحاد جهان ترک :
ترکیه میخواهد از طریق حضور در افغانستان با کشورهای ترکزبان آسیای میانه مانند اوزبیکستان، ترکمنستان، قزاقستان و قرقیزستان ارتباط بیشتر برقرار کند و یک اتحاد مشترک میان کشورهای ترکزبان به وجود آورد. این اتحاد از یکطرف جنبه هویتی و فرهنگی و از جانب دیگر هدف تجارتی – ترانزیتی دارد. با اتحاد کشورهای ترکزبان، یک هویت مستقل تباری و فرهنگی برای این کشورها تعریف میشود که این امر برای ترکیه که رهبری این حوزه فرهنگی را دارد، منفعت سیاسی کلان در پی خواهد داشت. همچنان، اتحاد کشورهای ترکزبان منجر به افزایش تجارت و ترانزیت منطقهای خواهد شد که برای تمام کشورهای این حوزه منفعت اقتصادی در پی دارد.
4 – نزدیکی با کشورهای بلوک شرق (چین و روسیه) :
ترکیه در سیاست خارجی خود در سالهای اخیر بیشتر چندجانبهگرایی را دنبال کرده است. این کشور در تلاش است با کشورهای قدرتمند بلوک شرق مانند روسیه و چین روابط خود را گسترش دهد. گسترش روابط با بلوک شرق ناشی از دو دلیل است. نخست، از دید ملیگرایان و محافظهکاران ترکیه، این امر ریشه در جهان اسلام و آسیا دارد، بنابراین، در سیاست خارجی خود میخواهند اولویت نخست را به آسیا بدهند. دوم، گرایش ترکیه به شرق ناشی از برخورد سرد امریکا و اروپا با این کشور است. به طور مثال، ترکیه در چند سال گذشته به صورت مکرر تلاش کرده است تا عضویت اتحادیه اروپا را به دست آورد؛ اما از سوی این اتحادیه پاسخ منفی دریافت کرده است. همچنین ایالات متحده از کردهای سوریه حمایت به دریغ کرده است که در تضاد با منافع انقره قرار دارد.
5 – سیاست نو عثمانیگری :
ترکیه بعد از سال 2002 و به دست گرفتن قدرت از سوی حزب عدالت و توسعه، بیشتر سیاست نوعثمانیگری را تعقیب میکند. نوعثمانیگری، تغییر عمده سیاست خارجی سنتی ترکیه کمالیسم است که بیشتر گرایش به غرب دارد؛ اما این سیاست حامی همکاری بیشتر در درون امپراتوری سابق عثمانی است. به عبارت دیگر، عثمانیسم نو سعی دارد جای پای ترکیه بین همسایهگانش را بدون از دست دادن تصویر بزرگتر، محکم کند.
امپراتوری عثمانی در اوج قدرت خود، بالکان، خاورمیانه کنونی، شمال آفریقا و قفقاز را در کنترل داشت. سیاست نوعثمانیگری درگیر شدن ترکیه در این مناطق را تشویق میکند.
حضور نظامی ترکیه در افغانستان نیز در راستایی همین سیاست است. ترکيه با حضور در افغانستان از یکطرف میخواهد دسترسی بیشتر به کشورهای آسیایی میانه و قفقاز داشته باشد و از جانب دیگر سعی دارد با حضور در این کشور آسیای جنوبی، نفوذ خود را در دو کشور رقیب پاکستان و هند افزایش دهد.
6 – مسائل تاریخی و فرهنگی :
ترکیه روابط تاریخی با افغانستان داشته است. روابط این کشور به صورت رسمی در زمان امانالله خان با افغانستان ایجاد شده است. امانالله خان بیشتر تمایل به غرب داشت، سفرهایی به ترکیه داشت و میخواست از مصطفی کمال ” اتاترک “، بانی ترکیه امروزی، الگوگیری کند. بعد از امانالله خان، ظاهر شاه به دلیل حساسیتی که مردم نسبت به تجددخواهی و گرایش به فرهنگ غربی داشتند، به گسترش روابط با ترکیه علاقهمند نبود. داوود خان، نخستین رییس جمهور افغانستان به دلیل حمایت حزب دموکراتیک خلق افغانستان از کودتای او، بیشتر علاقهمند به روابط با مسکو بود. در زمان جهاد افغانستان، ترکیه از مجاهدین حمایت کرد و بعد از حادثه 11 سپتامبر، این کشور در چارچوب ناتو به افغانستان نیروی نظامی فرستاد و تلاش کرد تا میان افغانستان و پاکستان به حیث میانجی عمل کند.
برعلاوه، ترکیه با قوم اوزبیک افغانستان اشترکات فرهنگی دارد و بورسیههای تحصیلی زیادی را سالانه برای آنان فراهم میکند. همچنان از لحاظ روابط سیاسی، مقامات این کشور با مارشال عبدالرشید دوستم، رهبر حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان روابط بسیار مستحکمی دارد و در بسیاری از تنشهایی که بین دولت مرکزی افغانستان و مارشال دوستم پیش آمده، میانجیگری کرده است.
ترکیه در حال حاضر با بسیاری از جریانهای سیاسی افغانستان روابط خوبی دارد و در تلاش است تا به یک بازیگر مهم در قضایای سیاسی این کشور مبدل شود.
7 – نظامیگری :
ترکیه در این اواخر در سیاست خارجیاش به قدرت سخت روی آورده است. این کشور میخواهد برای دستیابی به منافع ملیاش از گزینه نظامی استفاده کند. هماکنون این کشور از لحاظ قدرت نظامی رتبه نهم را در جهان دارد و بعد از امریکا در پیمان ناتو بیشترین پرسونل نظامی را دارد. همچنان این کشور در سه قاره اروپا، آسیا و آفریقا – 13 کشور جهان- حضور نظامی دارد. مداخله نظامی ترکیه در لیبیا و حمایتش از دولت وفاق ملی آن کشور به رهبری فائز سراج، مداخله نظامی این کشور در شمال سوریه برعلیه کردها و ارتش سوریه، ایجاد پایگاههای نظامی در قبرس شمالی، حضور نظامی در سومالی و افغانستان، حمایت تسلیحاتی و نظامی از آذربایجان در جنگ قرهباغ، همه از استفاده از گزینه نظامی در سیاست خارجی این کشور حکایت دارد.
ترکیه با حضور نظامی و قدرت سخت در افغانستان، میخواهد از یکطرف اوضاع این کشور بعد از خروج نیروهای خارجی را مدیریت کند و از جانب دیگر به سایر اهدافش دست یابد.
-

عمران خان: پاکستان سخنگوی طالبان نیست
عمران خان، نخستوزیر پاکستان میگوید پاکستان در قبال اقدامات طالبان پس از خروج نیروهای خارجی از افغانستان مسئول نیست.
عمران خان امروز (پنجشنبه، ۷ اسد) در نشستی با خبرنگاران افغان گفت کارهایی که طالبان انجام میدهند یا نمیدهند، به پاکستان هیچ ربطی ندارد. به نقل از روزنامه «دان»، او گفته است: «ما مسوولیتی نداریم و سخنگوی طالبان نیستیم.»
نخستوزیر پاکستان به خبرنگاران افغان گفت مردم افغانستان یک راه برای انتخاب دارند. او تشریح کرده است شهروندان افغانستان یا راه حل نظامی مورد حمایت امریکا را دنبال کنند و یا اینکه در این کشور یک دولت فراگیر و توافق سیاسی را دنبال کنند. به گفته او راه دوم تنها راه حل قضایای افغانستان است.
او بار دیگر تأکید کرد شروع جنگ داخلی در افغانستان به نفع پاکستان نیست و این کشور علاقهای به حمایت از شخصی برای تصرف افغانستان ندارد.
عمران خان گفته است که هیچ یکی از طرفهای درگیر جنگ افغانستان، به تنهایی قادر به تصرف این کشور نیست. به گفته او، دولت پاکستان به این باور رسیده است که افغانستان هرگز از خارج قابل کنترل نیست.
او افزود پاکستان با هر دولتی مردم افغانستان انتخاب کنند، روابط خوبی برقرار خواهد کرد.
نخستوزیر پاکستان همچنان از امریکا انتقاد کرد و گفت این کشور زمانی که ۱۵۰ هزار نیروی ناتو در افغانستان حضور داشتند، باید از راه قدرت با طالبان صحبت میکرد. به گفته او اکنون که چند هزار سرباز باقی مانده، چگونه انتظار دارد که طالبان مصالحه کنند؟ پیشتر نیز عمران خان گفته بود با خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، طالبان خود را فاتح میدان میدانند و بعید است که تن به مصالحه دهند.
این گفتهها در حالی ابراز شده که طالبان با خروج نیروهای خارجی از افغانستان، حملاتشان را تشدید کردهاند. طبق معلومات وزارت دفاع امریکا، طالبان در جریان دو ماه اخیر بیش از ۲۱۰ ولسوالی را تصرف کردهاند.
از سویی خبرگزاری نشانه به نقل از روزنامه «دان» پاکستان که شام روز چهارشنبه (۶ اسد) مینویسد: در گزارشی آمده است که فؤاد حسین چودهری وزیر اطلاعات پاکستان در نشستی در اسلامآباد میگوید که برای اتصال این کشور به آسیای مرکزی و اروپا تأمین ثبات در افغانستان حیاتی است.
وی میافزاید که اسلامآباد در پی ایجاد یک خط آهن میان بندر گوادر و شهر تاشکند است تا پاکستان را از طریق افغانستان به اوزبیکستان و آسیای مرکزی وصل سازد که برای تطبیق این برنامۀ مهم، تأمین ثبات در افغانستان حیاتی است. به بیان او، پاکستان در چوکات این برنامۀ بزرگ منطقهای تلاش دارد اقتصاد خود را توسعه دهد.
نقشۀ راه احداث خط آهن میان پاکستان و اوزبیکستان از راه افغانستان سال گذشته بین سه کشور توافق شده است، اما به باور رییسجمهور غنی با افزایش خشونتها در کشور این برنامۀ بیش از پیش با چالش روبهرو شده است.
-

کارشناس مسائل دینی: طالبان به دنبال تغییر ساختار جمعیتی و تداوم حکومت یک قوم خاص در افغانستان هستند
طالبان در اوضاع کنونی افغانستان با دو حربه جنگ و صلح به طور همزمان به پیش می روند. در میدان جنگ توانسته اند برخی مناطق و ولسوالی ها را در ولایات مختلف تصرف کنند و این در حالی ست که مذاکرات بین الافغانی میان دولت افغانستان و طالبان در دوحه قطر علی رغم افت و خیزهایی که شاهد بوده هفته گذشته با سفر هیات عالی رتبه حکومت افغانستان به رهبری داکتر عبدالله عبدالله رئیس شورای عالی مصالحه ملی وارد فاز جدی تری شد. نگاهی به این رویه طالبان پیش بینی آینده افغانستان و نوع نظامی سیاسی در این کشور را سخت و پیچیده کرده است و مشخص نیست اگر مذاکرات نتیجه ندهد و طالبان از طریق زور یک بار دیگر در افغانستان به قدرت برسند در برخورد با موضوعاتی چون «حقوق زنان، حقوق بشر، آزادی بیان، کار زنان و حقوق اقلیت های دینی» چگونه برخورد خواهند کرد.
حجت الاسلام و المسلمین سلطان حسین فهیمی بزرگمهر، کارشناس مسائل دینی، در مصاحبه با خبرگزاری رها و در بررسی روش و منش گذشته و امروز طالبان و به طور کلی جریان شناسی پرشتاب طالبان می گوید طالبان در یک خلأ قدرت در افغانستان با سیاست خطرناک و هدف از پیش تعین شده در خانه ای به نام پاکستان از مادری به نام عربستان از پدری به نام شطیان بزرگ با قابله ای به نام انگلیس روباه پیر متولد شد.
استاد بزرگمهر به عنوان سند این ادعا به اظهارات مرحومه مغفوره بی نظیر بوتو، نخست وزیر اسبق پاکستان که در یک مصاحبه رسمی بیان شده بود اشاره می کند. بی نظیر بوتو به دلیل این اظهارات تاوان سختی داد و جانش را هم به عنوان تاوان از دست داد.
به گفته آقای بزرگمهر طالبان بر اساس دو سیاست « اختلاف بینداز و حکومت کن و ایجاد بحران و مدیریت بحران» از همان ابتدا ایجاد شد و هم اکنون به پیش می رود. این گروه مجری جنگ نیابتی دیگران در افغانستان است. این سیاست تزویرآلود و معاویه ای به دلیل جلوگیری از پروژه به اتمام رساندن غدیرو سیاست عدالت خواهی علی علیه السلام طراحی وپایه ریزی شده است. هر جریان ضد عدالت، خشونت و تکفیر و تحجر را در ذات خود دارد.
این مدرس حوزه و دانشگاه افزود:«جریان پرشتاب طالبان، شتابش هم ازجزم گرایی شان نشات میگیرد. طالبان نه در ساختار و نه در عقیده تغیر نکرده است فقط در روش چگونه به قدرت رسیدن تغیرکرده، حرف زدن دیپلماتیک را یاد گرفته از دروغ گفتن سیاسی خوب کارمی گیرند در حالیکه از نظرعمل کرد، خشونت، کشتار، وحشت افگنی، بی رحمی، ظلم، زورگویی، تکفیر، امارت اسلامی از نوع برداشت خود، جزم گرایی هیج فرقی نکرده اند.
طالبان همان ادامه حاکمیت یک قوم خاص در 280 ساله است که تا به حال یک حاکم عادل که نسبت به مردمش محبت داشته باشد در افغانستان به قدرت نرسد. طالبان از یک قوم اقلیت است که احتمالا 40 درصد در مقابل فارسی زبانان 60 درصد قراردارد، حاکمیت یک قوم اقلیت بر یک اکثریت ظلم آشکاراست. این قضیه را طالبان فهمیده و خطر به قدرت رسیدن بقیه اقوام فارسی زبان را خوب درک کرده اند، لذا اگرامارتی ها بر افغانستان مسلط شوند سیاست تغیر جمیتی را پیاده خواهند کرد. درمناطق غیرپشتون ازحدود 45 میلیون جمعیت پشتون وزیرستان پاکستان حدود 10 یا 15 میلیون نفر را جابه جا خواهند کرد تا تبدیل به یک قوم اکثریت شوند و به حکومت دایمی و همیشگی در افغانستان تبدیل شوند.
رئیس حوزه علمیه حیدریه بلخاب در ادامه به غدیر اشاره کرد و آن را «عیدالله الاکبر» خواند.
وی افزود غدیر، یک پروژه و تکمیل یک اتمام است که در مقابلش نقص و نقض قراردارد
بعد از قصه پرغصه غدیر، 2 سیاست طی 20 سال شکل گرفت: یکی، سیاست عدالت محور که درراس آن علی علیه السلام وخدای علی است و دیگر سیاست تزویر و معاویه محور که در مقابل عدالت خواهی قرار دارد و در راس آن معاویه وعمرو عاص قرار دارد.
این دو سیاست در تقابل هم قرارگرفتند: تقابل عدالت و ظلم. در طول 5 سال، جریان فتنه به وجود آمد، از بقایای جمل، نهروان، صفین به نام خوارج که قرائت جدید از اسلام بود متاسفانه شکل گرفت. این فتنه ها در اثر فاصله گرفتن از غدیر بود که قرار بود یک پروژه الهی به اتمام برسد که صد متاسفانه ناقص ماند لذ اقرائت ها و برداشت های ناقص از اسلام آغازشد.
-

راه های آوردن ثبات در افغانستان بررسی شد
دفتر مشاوریت امنیت ملی هند در بیانیهای در مورد دیدار یک ساعته وزیر خارجه امریکا و اجیت دوول گفته است: نشست با گرمی و همگرایی همراه بود و وزیر خارجه بلینکن دیدگاه خود را در مورد افغانستان و تخاصم چین در دریای جنوب چین و هند – پاسفیک شریک کرد. مشاور امنیت ملی، از طرف خود، دیدگاه امنیتی هند را در منطقه افغانستان-پاکستان، حملات تهاجمی طالبان در افغانستان و وضعیت در لداخ شرقی شریک ساخت.
دو طرف همچنین در رابطه به سناریوی امنیتی در منطقه و راههای آوردن ثبات به افغانستان تبادل نظر کردند.
اهمیت موضوعات استراتژیک در عرصه امنیتی، دفاعی، اقتصادی و تکنالوجی از جمله مسایل دیگر دیدار دو طرف بوده است.
مشاور امنیت ملی هند و وزیر خارجه امریکا همچنین در مورد اجلاس آینده گروه موسوم به کواد در ایالات متحده گفتوگو کردند.
از سویی هم، اس. جیشنکر وزیر خارجه هند در توییتی گفت که امروز دیدار «پربار» با همتای امریکاییاش پیرامون موضوعات مختلف داشته است.
وی در مورد این دیدار گفت: همگرایی قوی دیدگاهها در مورد بسیاری از نگرانیهای منطقهای وجود داشت. توافق کردیم در زمینه مسایل چندجانبه و جهانی از نزدیک کار کنیم.
گفتنی است که آنتونی بلینکن قرار است تا ساعات دیگر با نارندرا مودی نخست هند نیز ملاقات کند. -

داعش در حال ورود به افغانستان از کشورهای مختلف می باشد
سرگئی شویگو گفت: تروریستهای عضو داعش از لیبی، سوریه و دیگر کشورهای جهان درحال ورود به خاک افغانستان هستند. این درحالی است که نیروهای نظامی آمریکا تا چند هفته دیگر خاک افغانستان را به طور کامل تخلیه خواهند کرد و این کشور اکنون صحنه درگیری نیروهای دولتی با طالبان است.
شویگو تاکید کرد روسیه با همسایه افغانستان- تاجیکستان- برای اطمینان یافتن از وضعیت امنیتی در مرز دو کشور همکاری خواهد کرد.
پیشتر اشرفغنی؛ رییس جمهوری گفته بود که افغانستان با هجوم تروریزم بینالمللی مواجه است.
همچنین چندی پیش، شورای امنیت سازمان ملل گفته بود داعش در حال تقویت در ولایات اطراف کابل هستند.
در همین حال به تازگی نمایندگی سازمان ملل در افغانستان موسوم به یوناما در گزارشی گفته است که حملات عمدی فرقهگرایانه علیه شیعیان هزاره که عامل آن داعش است، از سرگرفته شده است.
به گفته یوناما، این حملات شامل یک رشته حملات توسط مواد تعبیهشده انفجاری و حملات راکتی است. از جمله، حداقل تنها استفاده از هشت مورد مواد تعبیهشده انفجاری در ماه می و جون است که بسها یا وسایل نقلیه مشابه حامل اعضای جامعه هزاره را هدف قرار دادهاست.
این نهاد، در مجموع، بین ۱ جنوری و ۳۰ جون ۲۰۲۱، یوناما ۲۰ حادثه را که مردم شیعه را هدف قرار داده است و منجر به تلفات ۵۰۰ فرد ملکی (۱۴۳ کشته و ۳۵۷ زخمی) شده را ثبت کردهاست.
به گفته این نهاد، تقریباً مسئولیت همه حملات علیه هزارهها را شاخه خراسان داعش به عهده گرفتهاست.
-

جنرال پترئوس: خروج امریکا از افغانستان ممکن است سبب بروز جنگ داخلی شود
به گفته آقای پتریوس، ادامه جنگ به شیوه امروز و خروج نیروهای خارجی از افغانستان میتواند باعث ایجاد جنگ داخلی در این کشور شود.
وی در ادامه از حکومتداری نامناسب، فساد گسترده و نبود اتحاد سیاسی در افغانستان انتقاد و تاکید ورزید اصرار آمریکا برای خروج به وضعیت برحال در این کشور ختم شده است.
به باور این مقام پیشین آمریکایی، عوامل متعددی در بدتر شدن وضعیت افغانستان نقش دارند.
آقای پتریوس اذعان کرد گامهای اشتباهی در میدان نبرد افغانستان برداشته شده که بخش بزرگی از آن در نبود حکومت داری مناسب است که از سطح محلی تا سطح ملی گسترش دارد.
شایان ذکر است رییس پیشین سازمان سیا تصریح کرده است که پناهگاههای پیکارجویان طالب در پاکستان چالش دیگری است که افغانستان با آن درگیر است.
-

هیات 9 نفره طالبان به ریاست ملا برادر به چین رفت
محمدنعیم، سخنگوی دفتر سیاسی گروه طالبان در قطر میگوید هیأت نُه نفره این گروه به رهبری ملا برادر به چین رفته است.
محمدنعیم با نشر سلسله توییتی گفته است این هیأت روز سهشنبه، پنجم اسد، به دعوت رسمی چین، به این کشور سفر کرده است.
او تصریح کرد این هیأت با وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، معاون وزیر خارجه و نماینده ویژه این کشور در امور افغانستان دیدار کرده است.
به گفته محمدنعیم در این دیدارها پیرامون صلح، مسائل سیاسی، اقتصادی و امنیتی گفتوگو شده است.
سخنگوی دفتر سیاسی گروه طالبان گفته است این گروه به چین اطمینان داده است از خاک افغانستان علیه امنیت هیچ کشوری استفاده نخواهد شد.
او تأکید کرده است چین نیز به همکاری خود با مردم افغانستان ادامه میدهد. همینطور محمد نعیم افزوده است کشور چین اطمینان داده است به امور داخلی افغانستان مداخله نمیکند.
این هیأت در حالی به چین سفر کرده است که طالبان حملاتشان را بر نقاط مختلف افغانستان از جمله ولایت بدخشان هم مرز با چین افزایش دادهاند. جنگجویان گروه طالبان در جریان ماههای اخیر بیش از ۱۰۰ ولسوالی را تصرف کردهاند.
-

دوست داشتن علی(ع) بها می خواهد
در آستانه عید غدیر خم که قرار بود سرنوشت مسلمانان به عدالت رقم بخورد که متاسفانه نشد.
دوست داشتن علی بها می خواهد در کشوری که پیروی و دوستی علی جرم است، دوست داشتن و افتخار کردن از این دوستی مجرمانه جرمش سنگین ترهم می شود،
ای علی جان! ما جرم این دوستی را به دادن خون و سر و ناموس دادیم. ای علی جان مردم هزاره افغانستان به جرم شیعه بودن و پیروی از تو دسته جمعی قتل عام شدند. ای علی جان به جرم دوستی شما در بیماستان زنانه بچههای تازه به دنیا آمده منفجر و تکه تکه شدند. به جرم دوستی با شما در مدرسه سیدالشهدا جوی خون راه افتاد. درمسیرراه کابل بامیان مسافرین شیعه هزاره، زنده زنده پوست شدند.
ای علی جان به ما رافضی گفتند، توهین کردند، تحقیرکردند، حق ما را خوردند. علی جان به بدترین شکل کشته شدیم به بدترین شکل مورد تبعیض قومی نژادی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی قرارگرفتیم، دیگرظلمی نمانده که در درازای تاریخ افغانستان بر ما روا داشته نشده باشد.
حتی ازدوستان و شیعیان دیگراقوام سخت مورد بی مهری و بی توجهی قرار گرفتیم.
استاد سلطان حسین فهیمی بزرگمهر
-

دبیر کل ناتو: وضعیت در افغانستان همچنان چالش برانگیز است
ینس استولتنبرگ، دبیر کل ناتو، گفت وضعیت امنیتی در افغانستان، چالش برانگیز است و نیاز به گفتوگو و توافق دارد.
دبیر کل ناتو، روز سهشنبه -۵ اسد-، پس از تماس تلفنی با رییسجمهور غنی، در برگهی تویترش نوشت: «وضعیت امنیتی در افغانستان همچنان چالش برانگیز است و نیاز به توافق با گفتوگو دارد.»
به گفتهی او، ناتو به حمایت از افغانستان ادامه خواهد داد؛ از جمله با بودجه، حضور غیرنظامی و آموزش نیروهای امنیتی افغانستان در خارج از این کشور.
این در حالی است که همزمان با آغاز روند خروج سربازان امریکایی و ناتو از افغانستان در اول می سال روان میلادی، دامنهی جنگ در افغانستان گسترش یافت و تنها در دو ماه گذشته، نزدیک به دوصد ولسوالی به دست جنگجویان طالب سقوط کرد.
-

صلیب سرخ انتقال اجساد طالبان از افغانستان به پاکستان را رد کرد
کمیتهی صلیب سرخ، انتقال جسدهای جنگجویان طالب از افغانستان به پاکستان را رد کرد.
این کمیته، روز دوشنبه -۴ اسد-، در تویتی نوشت از پاکستان و افغانستان برای انتقال جسد پاکستانیهایی که در افغانستان کشته شده اند، درخواستی دریافت نکرده و در هیچ انتقالی نیز دست نداشته است.
این در حالی است که ضیاالحق امرخیل، والی ننگرهار، روز دوشنبه -۴ اسد-، گفته بود که در جریان سه هفتهی گذشته، جسد ۳۹ شهروند پاکستانی که در جریان درگیری با نیروهای دفاعی و امنیتی کشته شده بودند، توسط هلال احمر به پاکستان منتقل شده است.
پیش از این، شیخرشید احمد، وزیر داخلهی پاکستان نیز گفته بود که جسدها و زخمیهای جنگجویان طالب، از افغانستان به پاکستان منتقل میشود.
امرالله صالح، معاون اول ریاستجمهوری نیز اخیرا، بارها گفته است که جسدهای طالبان پاکستانی، توسط نهادهای خیریه و هلال احمر، به پاکستان منتقل میشود.