برچسب: احمد شاه مسعود

  • واکنش احمد ولی مسعود به اظهارات خلیلزاد و مقامات پیشین دولت؛ کسی در جمهوریت فاسد بی گناه نیست

    واکنش احمد ولی مسعود به اظهارات خلیلزاد و مقامات پیشین دولت؛ کسی در جمهوریت فاسد بی گناه نیست

    احمد ولی مسعود رئیس بنیاد احمد شاه مسعود در واکنش به اظهارات اخیر زلمی خلیلزاد نماینده ویژه پیشین امریکا در امور صلح افغانستان و مقامات اسبق حکومت پیشین می گوید هیچ کسی از جمهوریت فاسد بی گناه نیست.

    احمدولی مسعود که یکی از فرماندهان فعلی مقاومت برضد طالبان به شمار می رود می افزاید مقامات پیشین جمهوری فاسد باید از مردم معذرت خواهی کنند.  

    وی در صفحه فیسبوکش نوشته است: «هیچ‌‌کسی از جمهوریت فاسد بی‌گناه نیست، همه باید از ملت معذرت بخواهند.»

    باید گفت چندی پیش زلمی خلیلزاد در مصاحبه با یک رسانه خارجی گفته بود لج بازی های غنی برای ماندن در قدرت سبب فروپاشی حکومت وی شد.

    از سوی دیگر امرالله صالح معاون اول پیشین رئیس جمهور فراری افغانستان در پاسخ به اظهارات خلیلزاد گفته بود فایل های صوتی گفت و گوی غنی با خلیلزاد و دیگر دیپلمات های خارجی در مورد صلح افغانستان باید منتشر شود.

  • تبصره ای پیرامون جوان بودن و بی تجربگی احمد مسعود

    تبصره ای پیرامون جوان بودن و بی تجربگی احمد مسعود

    بعد از سقوط فاجعه بار حکومت اشرف غنی و اعلام تشکیل «جبهه مقاومت ملی» به رهبری احمد مسعود که نسبت به رهبران سنتی و سیاسی أفغانستان جوانتر به نظر می رسد، برخی از کهنه کاران بازار سیاست أفغانستان، از دور دست ها بر احمد مسعود خرده گرفتند که جوان است و تجربه ندارد. این گفته ایشان تلویحا به معنای اذعان به عدم شایستگی وی برای رهبری مقاومت دانسته می شود. از نظر ایشان هواداران مقاومت باید دور کسانی حلقه بزنند که سابقه طولانی در جهاد و مقاومت و تجربه کافی در زد و بندهای سیاسی و معاملات سودآور دارند. برای بیان درستی و نادرستی این گفته ایشان می خواهم ابتدا مختصرا احمد مسعود را به معرفی بگیرم و سپس به سراغ تاریخ بروم.

    احمد مسعود در 10 جولای 1989 در ولسوالی ورسج ولایت تخار به دنیا آمده و بزرگترین فرزند و تنها پسر احمد شاه مسعود، قهرمان ملی أفغانستان می باشد. در 9 سپتامبر سال 2001 احمد مسعود هنوز دوازده سال داشت که پدر خود را از دست داد و بعد از آن با خانواده خود جهت ادامه تحصیل و زندگی به ایران رفت و با إتمام تعلیمات ابتدایی و ثانوی، برای ادامهٔ تحصیل عازم بریتانیا شد و یک دورهٔ نظامی یکساله را در آکادمی نظامی سلطنتی بریتانیا «سندهرست» گذراند. وی در سال 2015 لیسانس خود را در مطالعات جنگ از کینگز کالج لندن و در سال 2016 ماستری خود را در سیاست بین‌المللی از دانشگاه لندن سیتی بدست آورد. وی ازدواج کرده و فعلا 32 سال عمر دارد.

    احمد مسعود بعد از بازگشت به أفغانستان و با احساس مسئولیت در برابر أوضاع بد سیاسی و امنیتی کشور تصمیم گرفت وارد عرصه سیاست شود و از این طریق برای کشور و مردم خود مصدر خدمت گردد.

    احمد مسعود علاوه بر مطالعات دانشگاهی، مطالعات شخصی در عرصه دین، سیاست، ادبیات، تاریخ و جامعه شناسی دارد و در کنار آن از فهم و قدرت تحلیل بالایی برخوردار می باشد که توانسته از خلال چند مصاحبه و مقاله خود را معرفی کند.

    رهبران و فرماندهان جوان در تاریخ:

    تاریخ جهان از قدیم تا امروز شاهد ظهور رهبران و زعمایی بوده که در سنین جوانی زمام أمور دولت و سپاه را به عهده گرفته اند، اما صِغر سن ایشان هیچ تأثیری در دستاوردهای آنها نداشته و مانع پیروزی های درخشان ایشان نشده است. این جوانان که پادشاهان و حاکمان و فرماندهان نظامی و سیاست مداران بزرگ بودند، بخش بزرگ تاریخ بشر مدیون کارنامه آنهاست. این واقعیت چه در شرق و غرب و چه پیش از اسلام و بعد از اسلام یکسان وجود داشته است، مثلا در غرب مشهورترین و بزرگترین فرمانده و جهان گشای تاریخ اسکندر مقدونی است که در سن 20 سالگی جانشین پدر خود شد و در 30 سالگی بزرگترین و پهناور ترین امپراتوری دنیای قدیم را تأسیس کرد و در 32 سالگی پدرود حیات گفت.

    همچنان ناپلئون بوناپارت، زمانی که سپاه ایتالیا را در راه رسیدن به امپراتوری فرانسه رهبری می کرد، 26 عمر داشت و بعد از برگشت از مصر در 30 سالگی قنسل اول شد و در 35 سالگی امپراتوری فرانسه را تأسیس کرد.

    در بریتانیا ولیام بیت، که جوانترین صدر اعظم آن کشور به حساب می آید، 24 سال عمر داشت.

    به همین ترتیب ملکه الیزابت دوم در 26 سالگی رییس اتحادیه کشورهای همسود و ملکه سلطنتی هفت کشور مستقل مشترک المنافع (بریتانیا، کانادا، استرالیا، نیوزیلند، افریقای جنوبی، پاکستان و سیلان) شد. حالا که 95 سال عمر دارد، تقریبا هفتاد سال سلطنت کرده است که در تاریخ بریتانیا طولانی دوره سلطنت به حساب می آید.

    اما در تاریخ اسلام خلفا، سلاطین و فرماندهان نظامی زیادی هستند که در سنین جوانی زمام أمور دولت و لشکر را به عهده گرفته و کارنامه های درخشانی از خود بجا گذاشته اند که در ذیل من باب نمونه به برخی از این شخصیت ها در تاریخ اسلام اشاره می کنم که توانسته اند کامیابی های بزرگ بدست آورند و در ردیف شخصیت های بزرگ و تاریخ ساز جهان قرار گیرند.

    1 ـ اسامه بن زید جوان 18 ساله ایکه رسول خدا رهبری سپاه بزرگی را جهت مقابله با سپاه روم به وی سپرد که در آن همه بزرگان صحابه به شمول ابوبکر و عمر و علی رضی الله عنهم قرار داشتند.

    2 ـ ابوالعباس السفاح در 28 سالگی دولت اموی را شکست داد و خلافت عباسی را تأسیس نمود.

    3 ـ هارون الرشید در 21 سالگی زمام خلافت پهناور عباسی را به عهده گرفت و خلافت عباسی در عصر او به اوج قدرت و عظمت خود رسید.

    4 ـ المعز لدین الله، خلیفه فاطمی در 21 سالگی حکومت فاطمیان را در افریقا تأسیس کرد.

    5 ـ محمد بن قاسم ثقفی، فاتح معروف سند در 18 سالگی سپاه اموی را به سند رهبری کرد.

    6 ـ ابومسلم، سرلشکر کم نظیر خراسانی که در تأسیس خلافت عباسی سهم به سزا داشت، و در هنگام رهبری لشکر خراسان برای بر اندازی دولت اموی 34 سال عمر داشت.

    7 ـ عبد الرحمن الداخل، معروف به “صقر قریش” که بعد از سقوط دولت اموی در سال 132 از دمشق فرار کرد و به تنهایی وارد افریقا شد و سپس بدون سپاه و لشکر به اندلس رفت و دولت اسلامی اندلس را احیا کرد که فقط 24 سال عمر داشت.

    8 ـ عبد الرحمن الناصر، خلیفه اموی اندلس که عصر او دوره طلایی حکومت اسلامی در اندلس شمرده می شود، در حالیکه 21 سال عمر داشت، خواست تمام بنی امیه را که خواهان تسلیم دادن دولت بودند، رد کرده و با اعتماد به خداوند و با سربلندی همه شورش ها علیه حکومت خود را سرکوب نمود و نهضت علمی بی نظیری را در اندلس ایجاد کرد که دولت اندلس در زمان او نیرومند ترین دولت زمان خود به حساب می آمد و رهبران اروپا در برای کسب دوستی او در مسابقه بودند.

    9 ـ محمد فاتح، سلطان عثمانی که عمر زمنی اش 22 سال و عمر عقلی آن بیش از صد سال بود که با وجود صِغر سن خود قسطنطنیه، پایتخت دولت روم شرقی بیزانس را فتح کرد، کاری که بزرگترین فرماندهان مسلمان قبل از وی نتوانسته بودند بدان موفق شوند.

    10 ـ در تاریخ معاصر افغانستان احمد شاه درانی که در ۲۵ سالگی به حیث پادشاه انتخاب شد و ۲۵ سال با قوت و درایت حکومت کرد و امپراتوری پهناوری را تاسیس نمود که قلمرو آن از ایران تا هندوستان امتداد داشت.

    و بالآخره احمد شاه مسعود که در 22 سالگی رهبری کودتای سال 54 پنجشیر را به عهده داشت و در 26 سالگی آمر جهاد پنجشیر تعیین شد. وی با وجود سن و سال کمی که داشت، از عقلانیت و استعداد و توانایی فوق العاده در عرصه های نظامی و سیاسی و اجتماعی برخوردار بود و پیروزی های بزرگ نظامی توسط وی ثبت تاریخ افغانستان شده است.

    اینها همه شخصیت های تاریخی هستند که اکثر ایشان حداقل ده سال کمتر از احمد مسعود عمر داشتند، اما کارنامه های بزرگ آنها ثبت تاریخ بشری است.

    لطفا در قضاوت تان روی اشخاص، مقدار گذشت زمان و پختگی سن را معیار قرار ندهید، بلکه به علم و دانش و پختگی عقل آنها توجه کنید که از محاسن سفید کرده به خردمندی رهبران بیشتر نیاز است.

    نویسنده: خلیل حنانی

  • احمد مسعود: تا رسیدن به حکومت همه شمول دست از مبارزه بر نمی داریم

    احمد مسعود: تا رسیدن به حکومت همه شمول دست از مبارزه بر نمی داریم

    رهبر جبهه‌ مقاومت ملی با بیان این‌که طالبان در افغانستان مرتکب جرایم جنگی شده‌اند، افزود: دست از مبارزه برنخواهیم داشت.
    احمدمسعود، رهبر جبهه‌ مقاومت ملی افغانستان در تازه‌ترین پیام خود نگاشته است: «تا هنگام رسیدن به اهداف مشروع و برحق مردم، آزادی‌های فکری و تا ساختن یک‌دولت همه‌شمول؛ از مبارزه و مقاومت دست برنخواهیم داشت.»
    آقای مسعود افزود طالبان مرتکب جرایم جنگی، بشری، کشتار مردم ملکی و منسوبین نظام پیشین شده‌اند.
    وی افزوده است «صدای عدالت‌خواهی زنان و دختران در برابر ظلم، تبعیض و استبداد؛ جغرافیایی مقاومت را به سرتاسری جهان رساند و در نتیجه‌ اعتراضات، جهان از به رسمیت‌ شناختن طالبان امتناع نمود.»
    رهبر جبهه مقاومت ملی تاکید می‌کند «تا رسیدن به اهداف مشروع و برحق مردم» دست از مبارزه برنخواهد داشت.

  • پارلمان فرانسه از جبهه مقاومت پنجشیر حمایت می کند

    پارلمان فرانسه از جبهه مقاومت پنجشیر حمایت می کند

    سخنگوی جبهه مقاومت پنجشیر اعلام کرد نشست ویژه ای در مورد افغانستان در پارلمان فرانسه برگزار شده است.

    علی میثم نظری افزود معاون پارلمان و پانزده نماینده در این نشست حضور داشتند.

    به نقل از ایران انترنشنال معاون رئیس پارلمان فرانسه وعده داد از جبهه مقاومت پنجشیر به رهبری احمد مسعود حمایت کند.

    در دهه 1980 میلادی و در زمان تجاوز ارتش سرخ به افغانستان، فرانسه از احمد شاه مسعود حمایت می کرد.

    فرانسه حتی خیابانی را در به نام احمد شاه معسود در کشور خود نامگذاری کرده است.

    حمایت فرانسه از جبهه مقاومت در حالی صورت می گیرد که تاکنون هیچ کشور اروپایی حکومت طالبان را به رسمیت نشناخته است.

  • پرسش هایی که آقایان امرالله صالح، بسم الله محمدی و ضیاء سراج باید پاسخ دهند!

    پرسش هایی که آقایان امرالله صالح، بسم الله محمدی و ضیاء سراج باید پاسخ دهند!

    تسلط کامل طالبان بر افغانستان آن هم در یک بازه زمانی کم سبب تعجب بسیاری از شهروندان افغان و مردم جهان شد.

    بسیاری از کارشناسان و آگاهان امور در زمان غنی از عقب نشیتی تاکتیکی نیروهای امنیتی و دفاعی که به دستور ارگ انجام می شد گلایه داشتند اما کسی آن را جدی نمی گرفت.

    رزاق مامون، کارشناس مسائل سیاسی، در مطلبی منتشر شده در فیس بوک خود می گوید آقایان امرالله صالح، معاون اول رئیس جمهور پیشین، بسم الله محمدی، وزیر دفاع پیشین دولت غنی، و ضیاء سراج، رئیس عمومی امنیت ملی، باید به برخی پرسش ها پاسخ دهد.

    وی می نویسد:«شما ها که همیشه داد از مجاهدت و رهرو بودن قهرمان ملی شهید احمدشاه مسعود(رح) می زنید، لطفا به پرسش های ذیل پاسخ ارایه نمایید:

    ۱- چرا زمانیکه ولسوالی ها و ولایات یکی پی دیگر توسط غنی و محیب سقوط داده می‌شد شما ها سکوت اختیار کردید که گویایی هیچ گپی نیست.اگر خبر داشتید چرا سکوت کردید؟ پس اگر خبر نداشتید چرا ؟ چون شما یکی تان مغز متفکر اطلاعات کشور خود را قلمداد میکنید، دیگر تان مجاهد کبیر که بارها بخاطر دفاع از خون سربازان میهن قسم یاد کردید و دیگر تان هم مسوول ع خاد کشور بودید چه شده بود شما ها را که شاهد ریختن خون هزاران سرباز میهن و تسلیمی کندک ها، ولایات و قول اردوها کشور بودید؛ اما لب تر نکردید، چرا ؟

    ۲- اگر می‌گوید ما از همه چیز خبر داشتیم؛ اما کاری از دست ما پوره نبود، پس چرا منحیث رهرو قهرمان ملی کشور مردانه وار استعفا ندادید ؟چون در قاموس رهروان قهرمان ملی بی همتی، رعب و مادی پرستی جای ندارد.

    ۳- خوب گیریم تا اینجایی کار شما ها بی گناه بودید، زمانیکه اشرف غنی احمدزی خاین با دار و دسته مفسد اش از ارگ فرار کردند، چرا شما ها حالت اضطراری اعلان و نظر به قانون اساسی سرپرستی ریاست جمهوری را تصاحب نکردید و یا ساده‌تر چرا حکومت نظامی را به رهبری بسم الله خان اعلان نکردید ؟جالب این است که طالب نا رسیده به دروازه های کابل یکی تان با موتر شخصی به پنجشیر فرار کردید، دیگر تان به دوبی و دیگر تان هم در کابل پنهان شدید چرا ؟ حتما زیر کاسه نیم کاسه ای است، در غیر آن جواب ملت را دهید.

  • پیشینه کشاکش تاجیکستان با طالبان

    پیشینه کشاکش تاجیکستان با طالبان

    شنبۀ گذشته ۱۱ سپتامبر وزارت دفاع روسیه ارسال تجهیزات نظامی به تاجیکستان را تأیید کرد. وبگاه رادیوی ما، «ار اف ای فارسی»، با انتشار این خبر نوشت: به دنبال تغییر رژیم افغانستان، روسیه نگرانِ نفوذ طالبان و دیگر گروه‌های اسلامیِ تندرو به تاجیکستان و کشورهای آسیای میانه است.

    تاجیکستان با افغانستان نزدیک به ۱۳۵٠ کیلومتر مرز مشترک دارد. کنترل بخشی از منطقۀ مرزی میان دو کشور به سبب کوهستانی بودن آن بسیار دشوار است. گفته می‌شود در جنگ اخیر میان طالبان و نیروهای مقاومت در پنجشیر، تاجیکستان اسلحه و مهمات در اختیار مبارزان پنجشیر گذاشت و دولت آن کشور به شماری از رهبران «جبهۀ مقاومت ملی» افغانستان پناه داده است.

    روابط تاجیکستان با طالبان هیچ‌گاه دوستانه نبوده است. پیش از سقوط طالبان در نوامبر ۲۰۰۱ دولت تاجیکستان از نیروهای ائتلاف شمال به رهبری احمدشاه مسعود که در حال جنگ با طالبان بودند حمایت می‌کرد و از هیچ‌گونه کمکی به آن‌ها دریغ نمی‌کرد. دوشنبه، پایتخت تاجیکستان، در عمل تبدیل به پشت جبهۀ ائتلاف شمال شده بود. مسعود خانواده‌اش را در آن شهر سکونت داده بود.

    بعضی از فرماندهان اصلی ائتلاف شمال نیز در دوشنبه ساکن شده بودند؛ مانند امرالله صالح، رئیس بعدی «ادارۀ امنیت ملی» افغانستان در زمان حامد کَرزَی و وزیر کشور در زمان اشرف غنی، یا محمدقسیم فهیم معروف به «مارشال فهیم» که از نوامبر ۲۰۰۹ تا مارس ۲۰۱۴ معاون اول رئیس جمهوری اسلامی افغانستان بود.

    مارشال فهیم در سال ۲۰۱۴ بر اثر حملۀ قلبی درگذشت. اما پیش از آن چندین بار از سوءقصد طالبان جان به در برد. امرالله صالح نیز بارها هدف ترور قرار گرفت. او پس از فرار اشرف غنی از کشور و بازگشت طالبان به قدرت به پنجشیر رفت و در پی تشکیل «جبهۀ مقاومت ملی» خود را رئیس جمهور موقت «جمهوری اسلامی افغانستان» اعلام کرد.

    به رغم وعده‌های مکرر طالبان به همزیستی مسالمت‌آمیز با همسایگانشان، دولت تاجیکستان اعتمادی به آنان ندارد. در پنجم اوت گذشته در گرماگرم نبرد میان نیروهای طالبان و ارتش افغانستان نیروهای ویژۀ تاجیکستان در کنار نیروهای ویژۀ روسیه و ازبکستان رزمایش مشترکی به مدت پنج روز برگزار کردند. هدف اعلام شدۀ آن رزمایش جلوگیری از «رخنه گری‌ها» اعلام شد بی‌آنکه نامی از گروهی یا نیرویی برده شود. در ماه اوت وزیر دفاع روسیه از زرادخانۀ عظیمی خبر داد که قرار است در مرزهای مشترک آن دو کشور با افغانستان مستقر شود.

    بی‌اعتمادی دولت تاجیکستان به طالبان و سرآسیمگی «امامعلی رحمان»، رئیس جمهور آن کشور، در ماه‌های اخیر به این سبب است که وقتی طالبان در ژوئن گذشته شهر مرزی «شیرخان بندر» را تصرف کردند، مراقبت از آن را به عهدۀ مبارزان اسلام‌گرای تاجیک گذاشتند. این مبارزان وابسته به گروه «جماعت انصارالله» اند که تاجیک‌های تاجیکستان آن را تشکیل داده‌اند. جماعت انصارالله دشمن آشتی ناپذیر رئیس جمهور و رژیم کنونی تاجیکستان‌اند. درواقع، دولت تاجیکستان از رخنۀ این گروه به هراس افتاده است که بیشترین اعضای آن را تاجیک‌های تاجیکستان تشکیل می‌دهند. البته هنوز معلوم نیست طالبان تا چه اندزه مهار این گروه را در افغنستان در دست دارند.

    در شمال افغانستان در حدود ۵ میلیون تاجیک زندگی می‌کنند. گروه‌های بزرگی از آنان تاجیک‌های تاجیکستان‌اند که در زمان جنگ داخلی دهۀ نود میلادی به افغانستان پناهنده شدند. در نتیجه، خطری که با بازگشت طالبان به قدرت، تاجیکستان را تهدید می‌کند، در درجۀ نخست، خطر فعال شدن تاجیک‌های پناهنده است. فراموش نکنیم که در جنگ داخلی تاجیکستان از ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۷ ده‌ها هزار نفر کشته و بیش از یک میلیون نفر آواره شدند. زخم‌های آن جنگ هنوز التیام نیافته است. پس از جنگ امامعلی رحمان همۀ مخالفانش را تار و مار کرد. او تاجیکستان را یگانه دژ استوارِ منطقه در برابر اسلام‌گرایی می‌داند.

    به همۀ این‌ها باید وابستگی اقتصادی تاجیکستان را به قاچاقِ تریاک و هروئین نیز اضافه کنیم که به گفتۀ «ادوارد لِمون»، کارشناس مسائل امنیتی آسیای میانه، یک سوم اقتصاد آن کشور را تشکیل می‌دهد. این قاچاق از طریق مناطق مرزی صورت می‌گیرد.

    برای پیشگیری از بحران احتمالی که در پی بازگشت طالبان به قدرت، دولت تاجیکستان را سرآسیمه کرده، امامعلی رحمان به هر دری می‌زند. او از سویی دست به دامن آمریکا می‌شود (چنان که در اوایل ژوئیۀ گذشته وزیر امور خارجه‌اش را برای دیدار و گفت و گو با آنتونی بلینکن به آمریکا فرستاد) و از سوی دیگر، به «سازمان پیمان امنیت جمعی» به رهبری روسیه متوسل می‌شود که هدف عمده‌اش محدود کردنِ دامنۀ نفوذ «ناتو» و آمریکا در کشورهای آسیای میانه و قفقاز است.

    اما رهبران تاجیکستان از این نیز هراس دارند که نیروهای روسی کنترل مرزهای کشورشان را در دست بگیرند و استقلال تاجیکستان را از میان ببرند.

    نویسنده: علیرضا مناف‌زاده

  • طالبان انترنت را در مناطق مختلف کابل قطع کرد

    طالبان انترنت را در مناطق مختلف کابل قطع کرد

    به دنبال فرخوان عمومی احمد مسعود رهبر جبهه مقاومت ملی در پنجشیر علیه طالبان، بسیاری از نقاط کشور به شمول کابل، مزارشریف، هرات، پروان و تخار و بدخشان شاهد تظاهرات گاها گسترده مردمی بوده است.

    افراد طالبان که به گفته ی ذبیح الله مجاهد تجربه برخورد با تظاهرات را ندارند، با این تظاهرات با لت و کوب و خشونت برخورد کرده که تاکنون گفته می شود 2 نفر کشته شده و شمار زیادی دیگر زخمی شده اند.

    همچنین افراد طالبان روز گذشته چندین خبرنگار «روزنامه اطلاعات روز» را حین تهیه گزارش از تظاهرات در منطقه کارته 4 شهر کابل بازداشت کرده و پس از لت و کوب آنها را آزاد کردند.

    امروز (18 سنبله) اما همزمان با تجلیل از سالروز شهادت قهرمان ملی احمد شاه مسعود، طالبان خدمات انترنت را در بسیاری از نقاط شهر کابل به شمول «دشت برچی»، «قصبه»، «تایمنی» و «خواجه بغرا» قطع کرده تا اخباری از تظاهرات به بیرون درز نکند.   

    براساس گزارش ها، مسئولین استخباراتی طالبان بخاطر ترس از همگانی شدن تصاویر تظاهرات و یا بسیج مردمی دستور به قطع خدمات انترنت را داده اند.

    ذبیح الله مجاهد سخنگوی طالبان روز گذشته (چهارشنبه) در یک نشست خبری گفت افراد طالبان تجربه برخورد با تظاهرات را ندارد و تا زمان تشریح قانون در این خصوص، هیچ کس حق برگزاری تظاهرات ندارد.

    طالبان دولت جدید خود را روز سه شنبه (16 سنبله) اعلام کرد و اعضای کابینه آن را نیز معرفی نمود که در آن ملا محمد حسن آخوند به حیث رئیس الوزرا تعیین شده است.

  • مشاور مسعود: احمد مسعود در نظر دارد به طالبان تسلیم شود

    مشاور مسعود: احمد مسعود در نظر دارد به طالبان تسلیم شود

    تلگراف در این گزارش به نقل از یکی از مشاوران احمد مسعود نوشته است از آنجایی که جبهه مقاومت مهمات کافی برای مقابله با نیروهای طالبان ندارد و از طرفی هیچ کمکی نیز از سوی جامعه جهانی دریافت نکرده است، احمد مسعود در نظر دارد مذاکرات با طالبان برای تسلیم دهی ولایت پنجشیر را آغاز کند.

    وی گفته است “مردم افغانستان خسته از 20 سال جنگ هستند و هیچ کس تمایل به ارسال مهمات به جبهه مقاومت ندارد. پنجشیر با طالبان نمی تواند مقابله کند، آنها هم اکنون قدرت برتر را دارند. دیگر دهه هشتاد و نود میلادی نیست و طالبان هم اکنون جنگجوهای با تجربه ای دارد. همه چیز بر علیه پنجشیر است.”

    مشاوره مسعود افزوده که “احمد مسعود در نظر دارد تسلیم گردد اما از طرفی احترام و آبروی او نیز باید حفظ گردد. با توجه به شهرتی که پدر او احمد شاه مسعود دارد، این تسلیم شدن می تواند پیرزوی چشمگیری برای طالبان باشد.”

    لازم به ذکر است که ذبیح الله مجاهد سخنگوی طالبان گفته بود که برای کنترل ولایت پنجشیر مذاکرات در اولویت اول گروه طالبان است اما در همین حال، گفته که صد ها تن از نیروهای طالبان به همراه تجهیزات از سه جناح ولایت پنجشیر را محاصره کرده اند.

    در همین حال احمد مسعود گفته بود که برای تشکیل دولتی فراگیر و همه شمول علاقمند به مذاکرات با طالبان است اما با زور سلاح هرگز تسلیم نخواهد شد.   

  • احمد مسعود: آماده تشکیل دولت فراگیر با طالبان هستیم/صلح را می پذیریم اما زور اسلحه را خیر!

    احمد مسعود: آماده تشکیل دولت فراگیر با طالبان هستیم/صلح را می پذیریم اما زور اسلحه را خیر!

    پسر قهرمان ملی افغانستان از آمادگی خود برای تشکیل دولت فراگیر با جنبش طالبان و همچنین گذشت از خون پدرش در راه برقراری صلح، امنیت و ثبات در این کشور خبر داد.

    «احمد مسعود»، تنها پسر «احمدشاه مسعود»، قهرمان ملی و چهره نمادین مقاومت افغانستان در مصاحبه اختصاصی با روزنامه الشرق الاوسط چاپ لندن که در شماره امروز (یک شنبه) آن منتشر شده، تاکید کرده آماده است در صورت ایجاد شرایط برقراری صلح و امنیت در کشورش، از خون پدرش که دو روز پیش از حملات ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۱۱ میلادی ترور شد، گذشت کند.

    مسعود که در دره «پنجشیر» در شمال شرق افغانستان به عنوان منطقه اصلی خارج از کنترل جنبش طالبان نفوذ زیادی دارد، در این مصاحبه توضیح داد: ما آماده گفت و گو با طالبان هستیم و با این جنبش ارتباط داریم؛ حتی پدرم نیز با طالبان صحبت کرد، در سال ۱۹۹۶ برای صحبت با رهبران جنبش، بدون سلاح و محافظت به خارج از کابل رفت و به آنها گفت که شما چه می خواهید؟ اجرای دین اسلام؟ ما نیز مسلمان هستیم و همچنین صلح می خواهیم، بنا بر این اجازه دهید با یکدیگر کار کنیم.

    پسر قهرمان ملی افغانستان که طی سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۱ میلادی در آکادمی نظامی سلطنتی «سندهرست» بریتانیا تحصیل کرده و مدارک کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را نیز به ترتیب در رشته های مطالعات جنگی و سیاست بین الملل از دانشگاه های «کینگز لندن» و «لندن سیتی» این کشور گرفته، در این باره افزود: با این وجود، جنبش (طالبان) می خواهد همه چیز را با سلاح تحمیل کند و این همان چیزی است که ما قبول نخواهیم کرد؛ اگر آنها خواهان صلح باشند و با ما صحبت و همکاری کردند، ما همه افغان هستیم و صلح برقرار خواهد شد.

    مسعود در ادامه نیز تصریح کرد: در دوران پدرم، طالبان نتوانست بر شمال (افغانستان) تسلط پیدا کند، سپس سازمان القاعده وی را (در ۹ سپتامبر ۲۰۰۱) کشت، با این حال تمایل دارم و آماده هستم از خون پدرم در راه برقراری صلح، امنیت و ثبات در کشور گذشت کنم.

    پسر احمدشاه مسعود همچنین عنوان کرد: ما برای تشکیل یک دولت فراگیر با طالبان از طریق مذاکرات سیاسی آماده هستیم با این حال آن چه قابل قبول نیست، تشکیل یک دولت افغان افراط گرا است که می تواند تهدید خطرناکی نه تنها برای افغانستان، بلکه برای منطقه و همه جهان به شمار آید.

    مسعود ضمن تاکید بر اهمیت تمرکززدایی در افغانستان، توضیح داد: ما در عمل با آنها صحبت می کنیم و نسبت به دستیابی به راه برون رفت و پایان هر گونه جنگ و درگیری امیدواریم جایی که آنها می گویند مخالف تروریسم بین المللی هستند با این حال باید این را به صورت عملی ببینیم و امیدواریم که آنها در واقع چنین چیزی را بخواهند.

    پسر چهره نمادین مقاومت افغانستان در پایان نیز خاطر نشان ساخت: ما خواهان جنگ نیستیم با این وجود، اگر وارد پنجشیر شوند، آماده جنگ هستیم؛ درست است که آنها می توانند با خیال راحت بدون سلاح وارد شوند اما در صورتی که با تفنگ وارد شدند، ما آماده دفاع تا آخرین مرد هستیم با این حال باید به صلح فرصت داده شود حتی اگر این صلح با طالبان هم باشد.

  • طالبان تنها مشکل مردم افغانستان نیست/افغانستان به پایگاه دهشت افکنی اسلام افراطی تبدیل می شود

    طالبان تنها مشکل مردم افغانستان نیست/افغانستان به پایگاه دهشت افکنی اسلام افراطی تبدیل می شود

    احمد مسعود، فرزند احمدشاه مسعود، یکی از رهبران پیشین مقاومت مردمی مقابل گروه طالبان، از آغاز «مقاومت» علیه گروه طالبان خبر داد و گفت طی روزهای گذشته سربازان اردوی ملی و اعضای پیشین نیروهای ویژه افغانستان که از تسلیم شدن فرماندهان خود خشمگین هستند به جبهه مقاومت پیوسته‌اند.

    او در مقاله‌ای که در «واشینگتن‌پست»، به نشر رسیده با بیان این که طالبان تنها مشکل مردم افغانستان نیست، افزوده است تسلط گروه طالبان در افغانستان سبب خواهد شد که این کشور به «پایگاه اصلی دهشت افگنی اسلام افراطی» مبدل شده و حمله به دموکراسی‌های جهان از افغانستان برنامه‌ریزی شود.

    احمد مسعود با اشاره به دسترسی دختران به تعلیم و تحصیل، آزادی بیان و نهادینه شدن نظام دموکراسی در این کشور علاوه کرده است که شهروندان افغانستان برای رسیدن به یک «جامعه‌ باز»، مبارزه‌ای طولانی داشته‌اند که در آن رسانه‌ها به‌گونه‌ای آزاد فعالیت داشتند و جوانان می‌توانستند به موسیقی گوش دهند و پایکوبی کنند.

    به گفته‌ او برای مبارزه مقابل طالبان، سلاح و تجهیزات در ولایت «پنج‌شیر» وجود دارد که از دوران پدرش در این ولایت ذخیره شده است. چرا که وی انتظار فرا رسیدن چنین روزی را داشته است و پنج‌شیر آخرین پایگاه مبارزه مقابل طالبان خواهد بود که او و همراهانش از آن دفاع خواهند کرد.

    احمد شاه مسعود، پدر وی در سال‌های 1996 تا 2001 میلادی در برابر گروه طالبان جنگیده است. با این همه، احمد مسعود خواستار حمایت کشورهای غربی از آنچه که مقاومت علیه طالبان خوانده، شده است.

    اکنون از 34 ولایت افغانستان، 33 ولایت آن در دست گروه طالبان است و تنها ولایت پنج‌شیر که او و همراهانش در آنجا به‌سر می‌برند هنوز به تصرف طالبان در نیامده است. گفته‌هایی وجود دارد که امرلله صالح، معاون اول ریاست جمهوری اشرف غنی نیز در این ولایت به‌سر می‌برد.

    احمد مسعود در حالی از آغاز مقاومت در برابر طالبان سخن می‌گوید که به نظر می‌رسد تلاش‌ها در کابل و اسلام آباد برای شکل گیری حکومت جدید به رهبری طالبان در افغانستان جریان دارد. برخی از مقامات بلند پایه طالبان طی روزهای گذشته وارد کشور شده‌اند.

    در همین حال عبدالله عبدالله، رئیس شورای مصالحه ملی افغانستان، امروز پنج‌شنبه 18 اوت، (27 اسد)، در فیس‌بوک نوشته است که با منصور احمدخان، سفیر پاکستان در کابل دیدار کرده است.

    در این دیدار حامد کرزی، رئیس‌جمهوری سابق افغانستان نیز حضور داشته است. عبدالله نوشته است: «در این دیدار اوضاع جاری کشور و روند کلی سیاسی به منظور مشروعیت ملی و بین‌المللی بحث و تبادل نظر صورت گرفت.»

    عبدالله عبدالله و حامد کرزی، که این روزها در کابل به‌‌سر می‌برند شب گذشته نیز با خلیل رحمان حقانی، یکی از اعضای کلیدی شبکه «حقانی» و هئیت همراه وی در کابل دیدار کرده‌اند. در این دیدار فضل هادی مسلیمار، رئیس مجلس سنا نیز حضور داشته، دو طرف بر تامین امنیت، حفظ جان، مال، آبرو و عزت شهروندان افغانستانی بحث و تبادل نظر کرده و تاکید شده است که این موضوع باید در اولویت قرار داده شود.

    از سوی دیگر محمد محقق، یکی از رهبران سیاسی در افغانستان و مشاور اشرف غنی، شب گذشته در فیس‌بوک خود نوشته است: «مذاکرات هیئت افغانی که به مقصد رای‌زنی برای یافتن یک راه حل مسالمت و همه شمول در اسلام آباد دوام داشت به پایان رسید و تهداب یک دیالوگ (‌گفت‌وگو) گسترده در سطح ملی و منطقه برای تشکیل یک ساختار دولتی متعادل و همه شمول گذاشته شد.»

    همزمان با سقوط کابل به‌دست طالبان، یک هئیت بلند پایه از کابل به اسلام آباد سفر کرد، صلاح الدین ربانی، رئیس حزب جمعیت اسلامی و وزیر خارجه سابق افغانستان، که عضو این هئیت است با نشر یک بیانیه، بحران موجود در این کشور را نتیجه‌ بی‌کفایتی، نبود تعهد ملی در سطح رهبری حکومت غنی، انحصار قدرت و فساد گسترده سیاسی و اداری عنوان کرده است.

    او در این بیانیه نوشته است: «در تاریخ معاصر خود بارها شاهد بوده‌ایم که هر گونه تسلط نظامی و تلاش برای سرکوب یا نا دیده گرفتن سایر اقوام، احزاب، مذاهب و دیدگاه‌ها، خیلی زود منجر به شروع فصل جدید از خشونت‌ها و مقاومت‌های مسلحانه می‌شود.»

    این در حالی است که محمد اشرف غنی، شب گذشته گفته است که طالبان قصد ترور و کشتن وی را داشت، به همین سبب او مجبور به فرار از کشور شده است.

  • فرزند احمد شاه مسعود: در پنجشیر و کنار مردم هستم

    فرزند احمد شاه مسعود: در پنجشیر و کنار مردم هستم

    احمد مسعود، فرزند احمد شاه مسعود فقید با انتشار ویدئویی در صفحه فیسبوک خود به شایعات فرار وی از پنجشیر پایان داد.

    وی در گفتگویی کوتاه گفت در پنجشیر و در کنار مردم حضور خواهد داشت و مردم نباید شایعات فضای مجازی و فیسبوک را باور کنند.

    گفتنی است که پیش از این برخی کاربران شبکه های اجتماعی اعلام کرده بودند که احمد مسعود پنجشیر را ترک کرده است.

    قابل ذکر است که هم اکنون فقط پنجشیر خارج از تسلط گروه طالبان است. طالبان روز یکشنبه هفته جاری (۲۴ اسد) کابل را محاصره کردند. نیروهای طالبان پس از اینکه اشرف غنی افغانستان را ترک کرد وارد کابل شدند و کنترل ارگ ریاست جمهوری را به دست گرفتند.

  • فرزند احمد شاه مسعود: دولت از خیزش مردمی علیه طالبان حمایت کند

    فرزند احمد شاه مسعود: دولت از خیزش مردمی علیه طالبان حمایت کند

    آقای مسعود که در جریان یک نشست خبری سخنرانی می‌کرد گفت، وضعیت برحال افغانستان اسفناک است و بخش زیادی از آن به دلیل سوء مدیریت دولت و نبود برنامه مشخص برای بهبود وضعیت امنیتی است.

    وی در ادامه تاکید کرد اگر مردم دست به جنگ افزار نمی‌بردند و از مناطق خود دفاع نمی‌کردند شاید وضعیت امنیتی در کشور بدتر می‌شد.

    او همچنین خاطر نشان ساخت دولت افغانستان باید مقاومت مردمی و ملی را مورد حمایت جنگ افزاری و تجهیزاتی قرار بدهد چرا که مقاومت آن‌ها در برابر  پیکارجویان طالب موثر است.

    فرزند قهرمان ملی افغانستان در انتهای گفته‌های خود نسبت به چند دستگی نیروهای امنیتی انتقاد کرده و از نهادهای مسوول خواست تا میان نیروهای امنیتی و دفاعی توازن برقرار کنند.

    به باور وی، دولت باید برای مدیریت وضعیت کشور از افسران با تجربه و اقوام متنوع جامعه استفاده کند.

  • همسویی کنشگران هزاره با نسل جدید حوزه مقاومت و تقویت گفتمان عدالت

    همسویی کنشگران هزاره با نسل جدید حوزه مقاومت و تقویت گفتمان عدالت

    چندی پیش احمد ولی مسعود، رئیس بنیاد احمد شاه مسعود، به دعوت پاکستان به اسلام آباد سفر کرد و با مقامات پاکستانی در مورد موضوعات مختلف از جمله صلح صحبت  نمود.

    در ادامه چند روز پیش احمد مسعود، فرزند احمد شاه معسود، نیز برای شرکت در مراسم پرده برداری از لوح یادبود شهید مسعود به فرانسه رفت و با امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه دیدار نمود.

    اظهار نظرات متعددی در سفر احمد ولی مسعود و احمد معسود به پاکستان و فرانسه صورت گرفته است.

    داکتر عبداللطیف نظری در مطلی در فیس بوک خود در این مورد می نویسد:«این روزها با ورود خانواده بزرگ شهید احمدشاه مسعود به فضای کنشگری سیاسی در سطح داخلی، منطقه ای و بین المللی، امیدهای جدی و نو در حوزه مقاومت باز تولید شده است. استقبال بی پیشینه و گسترده از جناب احمد ولی مسعود برادر خوشنام و خوش فکر شهید احمدشاه مسعود در سفر به پاکستان و حضور برادر گرامی، جناب احمد مسعود فرزند قهرمان ملی در فرانسه در مراسم پرده برداری از لوح یادبود شهید مسعود، نشانه ای تغییر در سیاست ورزی حوزه مقاومت است.»

    واقعیت این است که حوزه مقاومت از کنشگران معامله گر و فرصت سوز این حوزه به شدت خسته و مستاصل است؛ بنابراین از ورود برادر شهید مسعود و فرزند ایشان به عرصه سیاست، مخلصانه و گسترده استقبال خواهد کرد.

    از آنجایی که عرصه سیاست ورزی، حوزه تعامل و ارتباطات است، همسویی کنشگران هزاره و جامعه تشیع با نسل جدید حوزه مقاومت، می تواند باعث تولید و تقویت گفتمان عدالت محور در سطح کشور شود که عمده ترین پیامد مثبت ان، فراگیر شدن اندیشه ی نظام غیر متمرکز در افکار عمومی است.

    به باور داکتر نظری برونداد و آورده ی نظام متمرکز، استبداد و انسداد سیاسی، تقسیم مکانیکی قدرت، گسست هویتی و گسل اجتماعی است. توسعه ی هیچ یک از این مفاهیم، در نگاه بلند مدت و راهبردی، به نفع کشور و مصلحت مردم نیست. به این ترتیب، تمرکز زدایی و شالوده شکنی قدرت متمرکز، روند مردم سالاری را در کشور بیش از پیش تقویت خواهد کرد. باشد که بیندیشیم.

  • ماجرای تانک ها و طیاره های افغانستان که به دست پاکستان افتاد

    ماجرای تانک ها و طیاره های افغانستان که به دست پاکستان افتاد

    اینکه افغانستان در زمان حکومت کمونیستی داکتر نجیب الله دارای یک ارتش قوی مجهز به تانک و توپ و طیاره های جنگی پیشرفته بود را بسیاری تصدیق می کنند. سوال اساسی اما سرنوشت این تجهیزات جنگی ست: براساس شواهد موجود تعداد زیادی از تانک و طیاره های این ارتش قوی افغانستان پس از سقوط حکومت نجیب به دست مجاهدین به پاکستان منتقل شد.

    یکی از کابران فیس بوکی به نامه «فتاح دورانی» طی مطلبی در این مورد نوشته است:«پاکستان در مراسمی که تحت عنوان روز پاکستان تعدادی از تانک های روسی را به نمایش گذاشت. این تانک ها پس از سقوط دولت نجیب توسط برهان الدین ربانی و احمد شاه مسعود به عنوان تحفه به ارتش پاکستان داده شده بود.»

    محمد اکرام اندیشمند یکی دیگر از کاربران فیس بوکی در واکنش به این اظهار نظر فتاح دورانی در فیس بوک خود نوشته است:«حزب دموکراتیک خلق خودش را از داخل فروپاشند. همان هایی که طیاره ها را به پاکستان بردند، پیلوت هایش اعضای این حزب بودند. جنرال شهنواز تنی، قادر اکا، نیاز محمد مومند و دیگرانی که پس از ناکامی کودتا به پاکستان با طیاره رفتند از بلند پایگان و رهبران نظامی این حزب بودند. این حزب هر دو جناح خلق و پرچمش در خط قومی و قبیله ای و زبانی ترکه و تقسیم شدند و ارتش حزبی خود که با کمک های هنگفت، مفت و سخاوتمندانۀ کشور انتر ناسیونالیست کبیر شورا ها ساخته شده بود را همینگونه تقسیم و ترکه کرده متلاشی کردند. جنرال حمزه شیندند را با هواپیماها به حکمتیار داد، جنرالان مستقر در بگرام به احمدشاه مسعود، مزار و شبرغان به دوستم. فرقه ها را نیز همینگونه تقسیم و ترکه کردند.»

    به گفته آقای اندیشمند در تمام جنگ های پس از سقوط حکومت خود سران کمونیست نقش اصلی را ایفا کردند. پیلوت هایی که کابل، مزار، شبرغان، هرات و پروان را در این جنگ ها بمباران می کردند اعضای این حزب بودند. اروگان، لونا و انواع سلاح پیشرفته را اعضای این حزب در این جنگ ها به کار می انداختند.

    در این ترکه و تقسیم و این خیانتی که این حزب با خودش کرد و در این خیانتی که در خوست و گردیز و ننگرهار مردم و مجاهدان حقانی و غیر حقانی، طیاره، تانک و توپ های قول ارود و فرقه ها را اره کردند و به عنوان آهن پاره به پاکستان بردند و فروختند، نقش و گناه احمدشاه مسعود و استاد ربانی چیست؟

    اکرام اندیشمند تاکید می کند پاکستان از همان آغاز بهار ۱۳۷۱ با مسعود و استاد ربانی سر خصومت و جنگ را در پیش گرفت و تا آخر به این جنگ ادامه داد. حالا چگونه آنها می توانستند این تانک ها را از کابل به پاکستان هدیه بدهند؟ کدام عقل سلیم و کدام وجدان پاک آدمی می تواند این را بپذیرد و این چنین دروغ بزرگی را عنوان کند؟

    آقای اندیشمند این اظهارات را بی انصافی بی حد و دروغ بی حد می داند!

    وی می نویسد آن تانک های روسی را امریکایی ها در جنگ ۱۹۹۱ از ارتش صدام در کویت گرفتند و به پاکستان دادند تا به مجاهدین بدهند که حکومت داکتر نجیب را سقوط دهند. شماری از این تانک ها را پاکستان به لشکر ایثار حزب اسلامی حکمتیار به فرماندهی ابوبکر در لوگر داد. قسمت زیادش را پاکستانی ها برای خود نگهداشتند.

    استادربانی و احمدشاه مسعود هیچ تانک و طیاره ای را به پاکستان ندادند.

    آقای اندیشمند خطاب به فتاح دورانی می گوید:«لطفا با انصاف باشید، حتی در برابر دشمن ترین دشمن های تان عدالت و انصاف را فراموش نکنید.»

  • عبدالله در دیدار با وزیر خارجه فرانسه در مورد صلح گفت و گو کرد

    عبدالله در دیدار با وزیر خارجه فرانسه در مورد صلح گفت و گو کرد

    عبدالله عبدالله رییس شورای عالی مصالحه‌ ملی به دعوت شهردار پاریس برای اشتراک در مراسم نام‌گذاری جاده‌ای به نام قهرمان ملی (احمدشاه مسعود) روز گذشته به فرانسه رفت و در دیدار با ژان ایو لودریان وزير امورخارجه این کشور در باره روند صلح گفت‌وگو کرد.
    در این دیدار، دو طرف در باره‌ تلاش‌های صلح، کنفرانس ترکیه، روابط فرانسه و افغانستان، حمایت جهانی و منطقه‌ای از تلاش‌های صلح رایزنی کردند.
    عبدالله همچنین از جمهوری فرانسه به خاطر اعزاز قهرمان ملی و حمایت دوام‌دار این کشور از افغانستان و تلاش‌های صلح قدردانی نمود.
    روز گذشته داکتر عبدالله در صفحه فیسبوکش نوشته بود برای اشتراک در نامگذاری جاده‌ای به نام احمد شاه مسعود به فرانسه سفر می‌کند.

  • احمد ولی مسعود: پاکستان و افغانستان نمی توانند همدیگر را حذف کنند

    احمد ولی مسعود: پاکستان و افغانستان نمی توانند همدیگر را حذف کنند

    او که در این نشست خبری از موضوعات مطرح شده در سفر آخیر به کشورپاکستان، سخن می‌گفت، تاکید کرد که با مقامات پاکستانی در مورد صلح، مهاجرین، مسایل تجاری، روابط آیندۀ دو کشور گفتگو کرده است.

    مسعود هم‌چنان اظهار داشت «به مقامات پاکستانی گفتیم، مشکل کلان شما این است که، شما در بین اقوام افغانستان فرق قایل می‌شوید و یک قوم را به قوم دیگر ترجیح می‌دهید و این سیاست خوبی نبوده است و حتا باعث جنگ‌ها در افغانستان شده است».

    رییس بنیاد شهید مسعود افزود: این سفر به دلایل فراوانی برای ما با اهمیت بوده است. نخستین دلیل این بوده می‌تواند که قهرمان ملی کشور می‌گفت «هر زمانی که استراتیزی پاکستان تغییر کند ما به صلح می رسیم» حالا این فرصت رسیده است و پاکستان آماده همکاری برای صلح در افغانستان است.

    اوهم چنان نقش پاکستان را در صلح افغانستان با اهمیت خواند و گفت که پاکستان یک ضلع اساسی صلح افغانستان است و ما بیش از دوهزار کیلو متر مرزمشترک با این کشور داریم، پیوندها و مشترکات زیادی از قبیل پیوندهای فرهنکی، اقتصادی و امنیتی داریم، بنا بر این تفاهم با پاکستان برای ما اهمیت دارد.

    او تصریح کرد: خواستیم گفتمانی میان دو دولت و مردم دو کشور به وجود بیاید که هر طرف روی موضوعات و مشکلات شان، گفتگو کنند تا مناسبات سیاسی تعریف ناشده در یک سند استراتیژیک باید تعریف شود.

    مسعود تاکید کرد که اگر ما بتوانیم معمای قدرت را در کشور حل کنیم، مطمین که صلح در کشور حاکم می‌شود و هیچ کشوری نمی‌تواند در امور افغانستان مداخله کند.

    احمدولی مسعود هم‌چنان در این نشست به غیر متمرکزسازی قدرت تاکید کرد و گفت که نظر به بافت‌های اجتماعی افغانستان ساختار نامترکز بهترین گزینه می‌تواند باشد تا اقوام افغانستان بتوانند با ارزش‌های خود در هر جایی که هستند زنده‌گی کنند.

    احمدولی مسعود به تاریخ ۲۹ دلو ۱۳۹۹، در یک سفر سه روزه بنابر دعوت رسمی پاکستان، عازم اسلام‌آباد گردیده بود.

    او گفت که در پروسه صلح باید همه طرف ها سهیم باشند، با توافق حکومت و طالبان نمی‌توانیم به صلح برسیم، به خاطر این که با توافق دوتا گروپ افراطی، نمی تواند به صلح رسید.

    مسعود تاکید داشت که صلح افغانستان نه از میله تفنگ طالب به دست میاید و نه از دل حکومت نامشروع موجود. بنا براین ما نیازمند یک میکانیزم جدید هستیم، نسخه جدید هستیم.

    او گفت طرح ما این است که، وقتی جامعه جهانی می‌خواهد در افغانستان صلح بیاید، وقتی مردم افغانستان تشنه صلح هستند، وقتی همه اراده داریم، باید کسی بخاطر امتیاز گیری ایستاد نشود و باید چهره‌های جدیدی را که هم اعتبار مردمی دارند و هم برای کشورهای دیگر قابل قبول هستند در قالب نظام، معرفی کنیم تا همه طرف ها به آن اعتماد کنند و پروسه صلح نیز از مسیرش به بی راه نرود.

    مسعود هم چنان افزود که ما در مرکز این چهار زون امنیتی( زون امنیتی جنوب آسیا، آسیای میانه، خاورمیانه و زون امنیتی چین) قرار داریم و مجبور هستیم که تعادل در روابط میان این کشورها را بر قرار کنیم.

    او افزود که در این سفر، عمران خان صدر اعظم پاکستان از احمد شاه مسعود به عنوان قهرمان ملی افغانستان و قهرمان جهان اسلام یاد کرد و او را رهبر افسانوی و رهبر مقاومت و ایستادگی خواند.

  • داکتر عصمت الهی: طالبان دنباله رو اهداف امریکاست

    داکتر عصمت الهی: طالبان دنباله رو اهداف امریکاست

     یکی از استادان دانشگاه کابل گفت: «اگر نشانه‌های درون متنی طالبان را مورد برسی قرار دهیم خواهیم دید که طالبان وابسته به آمریکا است و اهداف آنها را دنبال می‌کند.»

    داکتر محمد هاشم عصمت الهی روز پنجشنبه در نشست مجازی با موضوع «بررسی تحولات و تحلیل وضعیت حال و آینده افغانستان» که با همکاری پژوهشکده امام رضا (ع) در ولایت خراسان رضوی در ایران برگزار شد افزود: باید بازی جدید آمریکا با موضوع صلح طالبان را بشناسیم و بدانیم که در طول ۴۰ سال گذشته، آمریکا به هیچ یک از وعده‌های خود در قبال کشور افغانستان عمل نکرده است.

    وی ادامه داد: آمریکا اکنون ماموریت جدیدی در دوحه قطر با عنوان میانجیگری بین دولت افغانستان و رهبران طالبان که به مذاکرات بین‌ الافغانی معروف است، آغاز کرده و تاکنون ۱۱ نشست آن برگزار شده است.

    این استاد دانشگاه گفت: از زمان ظهور طالبان تاکنون ۲۶ سال می‌گذرد و این جریان یکی از پُر چالش‌ترین جریان‌ها در مناسبات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی افغانستان است.  

    وی افزود: در طول مذاکرات قطر توافقات پنهانی بین طالبان و آمریکا صورت گرفته که اطلاعات دقیقی از آن در دسترس نیست تا اهداف پنهانی این مذاکرات شفاف شود ولی تاکنون آزادی بیش از پنج هزار زندانی طالبان با فشار آمریکا بر دولت افغانستان تحمیل شده است.

    عصمت الهی ادامه داد: همچنین موضوع خروج آمریکا از افغانستان با محوریت ایجاد حکومت عبوری و موقتی نیز در دستور کار این مذاکرات قرار دارد که بنا به شواهد موجود اراده‌ای برای خروج آمریکا از افغانستان در آن دیده نمی‌شود.

    وی با اشاره به حکومت پنج ساله طالبان بر افغانستان گفت: عملکرد طالبان در آن زمان جز خشونت و تحجر بر اقوام کشور افغانستان دستاوردی نداشت زیرا هیچ یک از مولفه‌های یک حکومت مانند، نظم، امنیت، ثبات سیاسی، توسعه و سازندگی را نداشت.

    استاد دانشگاه کابل افزود: ترامپ در یکی از سخنرانی های خود، طالبان را قاتلان حرفه‌ای و اجاره‌ای که از کشتن لذت می‌برند معرفی کرد و گفت البته قرار نیست آنها آمریکایی‌ها را بکشند بلکه با دولت و مردم خود سرو کار دارند.  

    وی ادامه داد: استعمار همیشه با استفاده از عالمان دینی بدون بصیرت در این منطقه به دنبال اهداف خود بوده است و اکنون که بواسطه شکست داعش، سلطه آمریکا در منطقه رو به افول است می‌خواهد با حمایت از طالبان به عنوان یک گروه دینی بی بصیرت به خواسته‌های خود برسد و بر همین اساس می‌توان گفت که طالبان تهدید بزرگی برای این منطقه است.

    عصمت الهی گفت: عالمان دینی با ایفای نقش پیامبرگونه خود برای جامعه، همیشه نقش هدایتگری و رهبری را دارند و استعمارگران نیز به دنبال این هستند که در میان عالمان دینی نفوذ کرده و امیال خود را از طریق آنها پیگیری کنند ولی در ایران این توطئه‌ها توسط امام خمینی (ره) با استراتژی نه شرقی و نه غربی پایان گرفت.

    وی افزود: بیشتر مردم کشور افغانستان اهل سنت و حنفی مذهب هستند و با سَلفی و وهابیت مخالفت دارند و جریان القاعده سَلفی است که با اعتقادات و مذهب مردم افغانستان سازگاری ندارد.

    این استاد دانشگاه ادامه داد: شکل گیری جریان طالبان با محوریت ملّاعمر دارای انگیزه‌های بیرونی و بر اساس اراده برخی کشورها مانند آمریکا، پاکستان و عربستان بود.  

    وی گفت: آمریکا به دنبال انتقال نفت و گاز ترکمنستان و آسیای‌میانه به سوی پاکستان و ایجاد یک مسیر ترانزیتی با حمایت شرکت‌های آمریکایی و عربستانی بود.

    عصمت الهی افزود: آنها به دنبال روی کار آمدن دولت موقت و عبوری در خارج از افغانستان و از مسیر طالبان بودند ولی حضور احمد شاه مسعود و مخالفت او را پیش‌بینی نمی‌کردند.  

    وی با بیان اینکه طالبان تعدادی طلبه علوم دینی بودند که نحوه استفاده از ابزار نظامی را نمی‌دانستند ادامه داد: نیروهای سازمان اطلاعات نظامی پاکستان (آی.‌اس.‌آی) در پوشش طلاب علوم دینی به افغانستان وارد شده و به حمایت از ملّاعمر در داخل افغانستان به مبارزه پرداختند.

    طالبان در سال ۱۳۷۳ در شهر قندهار با رهبری ملاّعمر شکل گرفت و سپس شورای علما در قندهار او را به عنوان امیرالمومنین برای جهانیان معرفی کرد. وی با اعلام جهاد با دولت مستقر در کابل به مبارزه پرداخت و سپس با تسخیر سایر ولایات در افغانستان اعلام حکومت کرد.

  • حکمتیار، مرد دروغ های شاخدار!

    حکمتیار، مرد دروغ های شاخدار!

    گلبدین حکمتیار در طول حیات خود همواره با دروغ های خود تنش آفریده است و این بار در برابر گفته‌های سرور دانش، باز به شیوه دروغ متوسل شده است. لازم است یکی از دروغ های شاخدار حکمتیار را ذکر کنیم: باری، یکسال پیش او در باره ایران ظاهراً در برنامه کاکتوس گفته بود: سخت‌ترین تجربه زندگی من این است که در سال ۱۳۷۷ همراه استاد ربانی به تاجیکستان رفتم و دولت تاجیکستان به من دستور داد که هرچه زودتر تاجیکستان را ترک کنم و ایرانی‌ها مرا اغوا کردند تا به آن کشور بروم و من به ایران رفتم، اما حکم یک زندانی را داشتم. این بزرگترین اشتباه و تلخ‌ترین مقطع از مقاطع زندگی من بود.
    با این که رابطه نگارنده با حکومت ایران مطلوب نیست، اما در این مطلب حکمتیار دروغ بزرگ و آشکاری گفته است که لا اقل برای کسانی که بالای ۳۰ سال عمر دارند، بسیار واضح و آشکار است. حقیقت این است که در ۵ میزان/مهر سال ۱۳۷۵ در روز سقوط کابل به دست طالبان که حکمتیار همراه با شهید استاد ربانی به جبل السراج آمد و نگارنده نیز همراه آنان بودم، حکمتیار، از ترس شهید احمدشاه مسعود رنگ از رخش پریده و به شدت ترسیده بود. راستی اگر حکمتیار، مسعود را در چنین شرایطی به دست می‌آورد از صد جان مسعود یکی هم نجات پیدا نمی‌کرد اما مسعود بزرگی به خرج داد که نه تنها مزاحم حکمتیار نگردید، بل او را احترام نموده همراه سایر رهبران به تخار فرستاد و حکمتیار از تخار به کندز رفت و نخست در کندز و سپس در کارخانه قند بغلان مرکز گرفت. در زمستان همان سال- در ماه دلو- که مصادف به ماه رمضان بود که دولت جمهوری اسلامی ایران استاد ربانی را با عدّه‌ای دعوت نمود که حکمتیار، بنده و سید منصور نادری نیز عضو هیئت بودیم، چون جلسات با مسئولین ایرانی ختم گردید، حکمتیار خود تقاضای سکونت در ایران را نمود و دولت ایران هم او را پناه داد و بهترین قصر را در شمال تهران در اختیار او قرار داد و محافظ و بادیگارد در اختیار او گذاشت. حکمتیار با فرا خواندن عائله خود، به مدت دو سال در شمال تهران زندگی شاهانه داشت.
    استاد ربانی پایتخت حکومت خود را در تابستان ۱۳۷۶ به طور موقت در شهر مزار شریف ایجاد کرد. تا این که حکمتیار از طرف آقای محقق در زمستان ۱۳۷۶ به افغانستان دعوت شد و حکمتیار آمدن خود را مشروط به پرداخت ۴۰۰۰ قبضه اسلحه سبک و سنگین از طرف ایران نمود. حکمتیار می‌گفت: چنانچه این سلاح در اختیار من قرار گیرد، کمتر از یک ماه ولایات بغلان و کندز را از دست طالبان خارج خواهم ساخت و ایرانیان شرط او را قبول کردند و حکمتیار در اواخر زمستان ۱۳۷۶ با طمطراق وارد مزار شد و چند روز بعد در ولسوالی بلخ مقر گرفت. ایرانی‌ها طی پروازهای پی هم، چهار هزار قبضه سلاح را به مزار منتقل نموده و در اختیار حکمتیار قرار دادند که موجب ناراحتی جنرال دوستم و عطا محمد نور و احزاب شیعه گردید در آن زمان، نگارنده نیز در شهر مزار بودم. اما حکمتیار نه تنها به قول خود عمل نکرد و ولایات بغلان و کندز را آزاد نکرد، بل سلاح‌های مذکور را به اعضای حزب اسلامی در داخل شهر مزار، ولسولی بلخ، چهاربولک، چمتال و دولت‌آباد که همگی همکار طالبان بودند، توزیع نمود. زمانی که در تابستان سال ۱۳۷۷ طالبان حرکت خود را از ولایت بادغیس شروع کردند و به سرعت خود را به ولایت بلخ رسانیدند، تمام اعضای حزب اسلامی که سلاح‌های ایرانی را گرفته بودند، با طالبان همراه شده بالای شهر مزارشریف حمله کردند و اعضای حزب اسلامی در داخل شهر نیز قیام نموده شهر مزار را متصرف شدند.
    حکمتیار دو سه روز پیش از سقوط شهر مزار، نزد استاد ربانی به مزار آمد و باز احمد شاه مسعود بزرگی به خرج داده هلیکوپتر فرستاد و استاد ربانی و حکمتیار را به بدخشان منتقل نمود و پس از چند روزی استاد ربانی و حکمتیار به تاجیکستان رفتند و حکمتیار از آنجا به خانه و عائله خود که در ایران زندگی شاهانه داشتند، رهسپار گردید و تا سنبله ۱۳۸۰ در همان قصر خود در شمال تهران زندگی می‌کرد و بعد از حمله القاعده به برج‌های تجارت جهانی در نیویارک و حمله امریکا بر افغانستان، حکمتیار از ایران ناپدید شد و به احتمال نود در صد که به پاکستان نقل مکان نمود. همانگونه که ذکر کردیم، حکمتیار در زمستان ۱۳۷۵ مهمان عزیز ایرانی‌ها شد و در سال ۱۳۷۷ به تاجیکستان و سپس به منزل خود در ایران رفت. با این همه محبت و مهمان‌نوازی ایرانی‌ها از حکمتیار، باز هم او بدترین مقطع زندگی خود را در ایران بازگو می‌کند و می‌گوید در آنجا اسیر بودم. کسی که چنین آشکارا دروغ بگوید، می‌تواند سخنان دانش را تکذیب کند؟

    اگر کسی از حکمتیار بپرسد: تو که خود را مجاهد راه اسلام و مدعی تأسیس حکومت اسلامی می‌دانی، آیا حکومت سدوزایی‌ها چون: تیمور شاه فرزند احمدشاه ابدالی، زمان شاه فرزند تیمور شاه و شاه شجاع درانی که نیم افغانستان را به «رنجیت سنگ» پادشاه پنجاب هند داد، قبول داری؟ آیا حاکمیت آنها را افتخار تاریخ این کشور می‌دانی یا ننگ تاریخ؟ و همچنین حکومت سیاه و آدمکش عبدالرحمن خان را افتخار می‌دانی یا ننگ؟ حکمتیار در شعار خود همه حکومت‌های ظالم گذشته را خائن می‌دانست پس حالا چه شده است که آنان را افتخار تاریخ کشور می‌داند؟ علاوه بر آن، باید از گلبدین پرسیده شود که اگر حکومت‌های سدوزایی و محمدزایی افتخار تاریخ افغانستان است، چرا با کم آزارترین پادشاه محمدزایی؛ یعنی محمد ظاهرشاه مخالف بودی و همچنین در برابر حاکمیت سردار داوود خان که وطن دوست‌ترین حاکم افغانستان از قوم محمدزایی بود به مبارزه برخاستی؟ مگر نه این است که جناب شما یک چیز را به رسمیت می‌شناسید و آن رسیدن شما به قدرت است که تاکنون نرسیده‌ای و هیچگاه نخواهی رسید.
    سرور دانش تابعیت ایران را ندارد. اول: این که احتمالاً خودش تقاضای تابعیت نکرده و ثانیاً: اخذ تابعیت ایران سخت‌تر از گذشتن از هفت خوان رستم و اسفندیار است مخصوصاً اخذ تابعیت برای افغانی‌ها هرچند ممکن ولی نزدیک به محال است.
    غلط دیگری که حکمتیار مرتکب شده در باره ۱۲ امام شیعه و موروثی دانستن حکومت توسط آن‌ها و انکار امام مهدی امام دوازدهم شیعیان است که بحث در این مورد ادله بسیار می‌طلبد که در این وجیزه مجال ذکر آن نیست و اگر حکمتیار حاضر باشد، اینجانب با ایشان در یکی از رسانه‌ها رو در رو بحث خواهم کرد. مسئله دیگری که جهل مطلق حکمتیار را نشان می‌دهد، همانا موروثی دانستن اجتهاد در بین فقهای اهل تشیع است. بطلان این مطلب چنان آشکار است که نیاز به بحث ندارد، حکمتیار لطف کند و نشان دهد از کدام مجتهد شیعه، اجتهاد به فرزندش منتقل شده و مقلدان پدرش از وی تقلید کرده‌اند. دروغ بسیار بد است.
    سید محمدعلی جاوید

    خبرگزاری دید

  • عبدالله: دشمنی با طالبان باید پایان یابد

    عبدالله: دشمنی با طالبان باید پایان یابد

    عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحۀ ملی می‌گوید هیأت‌های مذاکراتی دولت افغانستان و گروه طالبان در روزهای نزدیک باهم دیدار خواهند کرد.

    او می‌افزاید چهره‌های سیاسی در داخل کشور خواهان گشودن صفحۀ جدید سیاسی با طالبان هستند که منجر به پایان جنگ شود.

    آقای عبدالله امروز (سه‌شنبه، هجدهم سنبله) در مراسم یادبود از نوزدهمین سال‌یاد ترور احمد شاه مسعود، قهرمان ملی کشور در کابل از آغاز گفت‌و‌گوهای مستقیم صلح بین دولت افغانستان و گروه طالبان در روزهای نزدیک خبر داد. عبدالله می‌گوید هیأت مذاکره‌کنندۀ دولت افغانستان با هیأت طالبان در روزهای نزدیک در یکی از کشورهای بیرونی دیدار و گفت‌وگوهای مستقیم را آغاز خواهند کرد.

    نخستین دور گفت‌وگوهای مستقیم میان دولت افغانستان و گروه طالبان قرار است در شهر دوحه، پایتخت قطر انجام شود. هردو طرف پس از اعزام هفت زندانی طالبان به قطر روی آغاز مذاکرات مستقیم اعلام آماد‌گی کرده‌اند. تاکنون اما تاریخ دقیق این مذاکرات روشن نیست.

    رییس شورای عالی مصالحۀ ملی همچنان در رابطه به اجماع ملی در کشور می‌گوید: «ما بین خود تفاوت نظرهایی داریم، گاهی این تفاوت نظر‌ها به نقطه‌های حساسی هم کشیده می‌شود، اما ما مردم افغانستان در خانۀ خود با کسی دشمنی نداریم و می‌خواهیم صفحۀ دشمنی با طالبان نیز بسته شود.»

    در مراسم مراسم یادبود از نوزدهمین سال‌یاد ترور احمد شاه مسعود، قهرمان ملی کشور شمار زیادی از چهره‌های سیاسی شرکت داشتند. محمد کریم خلیلی، رییس پیشین شورای صلح کشور در پیوند به آغاز مذاکرات مستقیم صلح می‌گوید هیچ مانعی نباید برای آغاز این روند ایجاد شود. آقای خلیلی خاطرنشان می‌سازد که همۀ شهروندان کشور طرف‌دار تأمین صلح با عزت هستند، اما صلح به معنای بازگشت به دورۀ تاریک گذشته نیست.

    این در حالی است که همه‌ساله از سال‌یاد ترور قهرمان ملی و شماری از چهره‌های جهادی کشور تجلیل می‌شود. دولت نیز از هجدهم تا بیست‌وپنجم سنبله را به نام هفتۀ یادبود از شهدای جهاد و مقاومت در کشور نام‌گذاری کرده است. از همین رو، امروز (سه‌شنبه، هجدهم سنبله) در سراسر کشور رخصتی عمومی اعلام شده است.

  • آخرین روزهای زندگی احمد شاه مسعود به روایت نزدیکانش

    آخرین روزهای زندگی احمد شاه مسعود به روایت نزدیکانش

    کشته شدن احمد شاه مسعود، فرمانده ‘جبهه مقاومت علیه طالبان ‘ برای طرفداران و مخالفانش خبرسازترین مرگ سال‌های اخیر افغانستان بود. مرگ احمدشاه مسعود که در ۱۸ سنبله ۱۳۸۰ در حمله انتحاری دو مهاجم عرب اتفاق افتاد، برای نزدیکانش غیرقابل باور بود.

    امرالله صالح، معاون اول رئیس جمهوری افغانستان که در آن زمان از نزدیکان آقای مسعود بود، در کتابش به نام “پس از مسعود” نوشته: «حوالی ساعت یک بعد از ظهر ۱۸ سنبله به محلی اعزام شدم که جسد مسعود در آن، جابجا شده بود. یکی دوتا فرمانده محلی و دو سه تا مامور ارشد لوژیستکی عقب جبهه و محافظان و خدمه (حاضرباش‌های) مسعود جمع بودند.»

    او نوشته:« کسی مدیریت حالت و آن صحنه را به دست نداشت و فکر می‌شد دنیای ما پایان یافته است، گاهی با خود حرف می‌زدیم و گاهی با همدیگر.»

    آقای صالح نوشته است بعد از نیم ساعت یا شاید بیشتر، صالح محمد ریگستانی، از افراد نزدیک به احمدشاه مسعود و کاردار نظامی سفارت افغانستان در دوشنبه تاجیکستان، مدیریت صحنه را به عهده گرفت. “روایتی از حضرت عمر را بیان داشت که به سوگواران رحلت پیامبر گفته بود، هر کس محمد را می‌پرستد او مسلمان نیست و هرکس مسلمان است و خدا را می‌پرستد، هم خدا هست و هم راه پیامبر. ریگستانی گفته بود که “احمد شاه مسعود نیست، اما هدف پا برجاست؛ دشمن هنوز است با این حالت حتما تحرکات بیشتر را آغاز می‌کنند، بیایید این موضوع را درست مدیریت کرده، جمعش کنیم.”

    آقای ریگستانی در نوشته‌اش به نام “مسعود شناسی” گفته “من در زمان حادثه شهادت مسعود در تاجیکستان بودم و تقدیر چنان بود که یک ساعت بعد از حادثه بر سر پیکر خسته و خونین او رسیدم و این آخرین دیدار ما بود.” او توضیح بیشتر درباره حادثه نداده است.

    تصمیم یاران مسعود بعد از مرگ او

    آقای صالح درباره آن روز نوشته، بعد از پیوستن سه نفر که یکی مارشال محمد قسیم فهیم، معاون پیشین رئیس جمهوری افغانستان بود، تصمیم چنین شد که از افشای مرگ احمد شاه مسعود ابا ورزیده و به اعلام زخمی شدنش اکتفا شود. تصمیم گرفته شد که “فهیم خان” به محل مرکزی سوق و اداره برگردد و فرماندهان را از زخمی شدن مسعود خبر سازد و آمادگی در برابر تهاجم طالبان گرفته شود.

    به گفته آقای صالح، خودش در سطح رای‌دهی نبود، ولی تصمیم به این شد که “فهیم خان” برای فعلا سرپرست باشد.

    آقای صالح نوشته که در آن زمان دو مسئولیت به او داده شد. اول اینکه آمریکا را از مرگ مسعود با خبر کند و دیگر حفاظت از جسد مسعود در یک درمانگاه خاص. او نوشته،”به آمریکایی‌ها اطلاع رساندم که مسعود در یک حمله انتحاری کشته و جسدش را در یک جای محفوظ و سرد حفظ کرده‌ایم، در نبود مسعود ما واقعا به کمک شما نیاز داریم.”

    او درباره حفاظت از جسد مسعود نوشته که آنرا با چرخبالی به خلبانی/پیلوتی واسع خان به شفاخانه انتقال داده است. او چند ساعتی در کنار جسد مسعود نگذرانده بود که به او دستور داده شد، به شهر دوشنبه، تاجیکستان رفته و به آقای ریگستانی، مسئول دفتر نظامی سفارت افغانستان در دوشنبه یاری رساند. “هدف مدیریت رسانه‌ها و تکرار داستان زخمی شدن احمد شاه مسعود و موضوعات دیگر.”

    زلمی خلیلزاد، سفیر پیشین آمریکا در افغانستان نیز در کتابش “فرستاده” نوشته که عبدالله عبدالله روز نهم سپتامبر ۲۰۰۱ به او زنگ زده و او بیدرنگ فهیمده که مسعود کشته شده است. او می‌گوید که صدای عبدالله می‌لرزید که بیانگر تغییر در آرامش معمولی او بود. به نوشته خلیلزاد، عبدالله گفت که مسعود به شدت زخمی شده، اما زنده است. پس از مدت کوتاهی دوباره زنگ زد و تایید کرد که مسعود کشته شده است.

    آقای صالح می‌گوید که آمریکایی‌ها خبر کشته شدن مسعود را افشا کردند و برای نزدیکان مسعود، پنهان نگهداشتن موضوع دشوارتر شد.

    چرا مرگ مسعود نباید اعلام می‌شد؟

    احمد رشید، نویسنده پاکستانی در کتاب “سقوط در هرج و مرج” نوشته مسعود به قتل رسیده بود، اما شایعاتی که او همچنان زنده است، چندین روز بر سر زبان‌ها بود. به خاطر حفظ روحیه جنگجویان اتحاد شمال، که از حمله مشترک طالبان و القاعده “هراسان” شده بودند.

    او می‌گوید که عبدالله عبدالله بعد از یازدهم سپتامبر هنگامی که روی صندلی مسعود نشسته بود و در تمام طول مصاحبه‌اش اشک می‌ریخت، به من گفت: “در روزهای پس از مرگ مسعود ما به پایان خط و شکست کامل رسیده بودیم؛ زیرا روحیه افراد از بین رفته بود و ما فاقد فرمانده بودیم. همه می‌دانستند که مسعود زنده نیست.”

    آقای رشید درباره آخرین ملاقاتش که قبل از مرگ مسعود با او داشته، درباره آرزوها و برنامه‌های او نوشته “مسعود می‌خواست از این لحظه تاریخی استفاده کند تا از یک فرمانده محلی که اغلب ناشکیبا و خشن جلوه می‌کرد، به یک رهبر مهم ملی تبدیل شود. او به اختلافاتش با رهبران هزاره و ازبک پایان داد و با رهبران پشتون که پیشتر به آنان اعتماد نمی‌کرد، ملاقات کرد. همچنین، او با ظاهرشاه (پادشاه سابق افغانستان) که در تمام دوران زندگی‌اش از او به بدی یاد می‌کرد، از در آشتی درآمد.”

    صدیقه مسعود یا پری، همسر احمدشاه مسعود، در کتاب خاطراتش که براساس مصاحبه با او تدوین شده، گفته که در آن روزها مرگ مسعود حتی از او نیز پنهان نگهداشته شده بود، اطرافیانش با علم اینکه طالبان می‌خواهند بر تمام کشور سیطره یابند این تصمیم را گرفته بودند تا به این طریق به مقاومت فرصت ساماندهی دهند.

    خانواده مسعود چه زمان از مرگش مطلع شد؟

    خانم مسعود گفته قبل از حادثه یکی از محافظان مسعود به او خبرداده بود که “آمر صاحب” برای ناهار به منزل خواهد آمد. “در این زمان طالبان مرتب به دشت شمالی حمله می‌کردند و بسم الله خان (وزیر دفاع پیشین افغانستان) فرمانده شمالی از شوهرم خواسته بود که به دیدنش برود.”

    از او نقل قول شده، زمانی که مسعود شهر دوشنبه، پایتخت تاجیکستان را ترک می‌کند، در راه به او خبر می‌دهند طالبان از دشت شمالی عقب‌نشینی کرده‌اند. او یکباره تصمیم می‌گیرد به پایگاهش در خواجه بهاالدین برگردد و سفرش را به پنجشیر دو روز به تعویق اندازد.

    پری گفته در حین انجام کارهای خانه بوده که راشدین، برادرش رسیده و به او گفته: “پری بلند شو باید برویم. گفت تو را به دوشنبه می‌برم. دره درگیری است. در نهایت گفت که این را آمر صاحب از تو خواسته است.”

    وی افزوده وقتی به طرف هلی‌کوپتر رفته به دلیل آتش گرفتن موتورش، قادر به پرواز نشده؛ مجبور شده دوباره به خانه برگردد. شب مادرش به او گفته:”پری! برای آمر صاحب اتفاقی افتاده است. دنیا سرم خراب شد.” مادرش از دو نفر عرب که خود را خبرنگار جا زده بودند و اینکه بمبی را به شکم خود بسته بودند و خود را روی احمدشاه مسعود منفجر می‌کنند، سخن گفته بود.

    او نوشته “به ما گفته بودند که شوهرم به بیمارستان شهر فرخار منتقل شده‌است. وقتی به فرودگاه فرخار رسیدیم، امیرجان، مسئول فرودگاه را دیدیم، لبخند به لب پیش آمد و گفت شما یک روز دیر رسیدید…. امروز آمر صاحب را برای معالجه به فرانسه بردند.”

    او می‌گوید که از فرخار به دوشنبه رفته و شاهد بوده که در هلی‌کوپتر همه گریه می‌کردند. “دریافتم که جراحات شوهرم بسیار شدید است. هیج کس نبود به من بگوید که آیا او به هوش آمده، سراغ مرا گرفته و یا به کمک من نیاز دارد؟”

    در دوشنبه “به برادرم راشدین گفتم که دیگر تحمل آنرا ندارم. چه مرده و چه زنده می‌خواهم او را ببینم. برادرم به دیدن داکتر عبدالله رفت. وقتی برگشت گفت که داکتر عبدالله گفته آمر صاحب مجروح است اما این مهم است که او را ببینی، فردا با هلی‌کوپتر در کُلاب به او ملحق خواهی شد.”

    “در کُلاب آنها او را از سردخانه بیرون آورده بودند تا قبل از رسیدن من آماده باشد. مرد مقتدر و محبوب، اکنون تبدیل به جسدی رنگ پریده و سفت و سخت شده بود. موهای زیبایش… تماما سوخته بود و جسمش پر از جراحت بود. از گردن تا پایین پایش سوراخ سوراخ شده بود. روی قلبش جراحتی عمیق، فراخ سینه‌اش را دریده بود.”

    وضعیت جسمی مسعود در آخرین روزهای زندگی

    روایت پری از شوهرش قبل از آخرین رفتنش از خانه چنین است. “به من گفت دلش می‌خواهد روی یک تشک پشمی و سفت تر بخوابد، زیرا همیشه صبح‌ها هنگام برخواستن از خواب، کمر درد داشت. با خود عهد کردم که وقتی برگشت او را وادار کنم پیش داکتر برود و کاملا جدی خود را معالجه کند.”

    او گفته که برنامه‌ریزی کرده بود تا برگشت مسعود از سفر، تشک را آماده کند “اگر آمر صاحب بخواهد استراحت کند، با دیدن آن کاملا غافلگیر شود.” او هرگز برنگشت و بر آن تشک نخوابید.

    احمد رشید نوشته که مسعود را چند ماه قبل از ترورش دیده که به طور مشهودی مسن‌تر شده بود. “او حتی در شهر دوشنبه، تاجیکستان ژاکتی را به تن داشت که در جنگ می‌پوشید؛ کلاه همیشگی‌اش بر سر و موزه نظامی در پایش بود. ریشش مایل به سفیدی بود و مانند قبل چابک به نظر نمی‌رسید.”

    صالح محمد ریگستانی از افراد نزدیک به او نوشته‌، مسعود در یکی دوسال اخیر زندگی خویش کمی خسته به نظر می‌رسید. درد کمر گاهی او را به سختی می‌آزرد، تا جایی که به مشکل می‌توانست قامت خود را راست کند.

    او گفته مسعود سری پر غوغا داشت، اما جسم او در مرز پنجاه سالگی تحمل این همه بار را نداشت و به درد می‌آمد. گاهی کمر درد و زمانی هم دندان درد. دکتران هم استراحت را برایش تجویز می‌کردند، اما او فرصت کمی برای استراحت داشت.

    بی بی سی