برچسب: اتحاد جماهیر شوروی سابق

  • گذشته تاریک، آینده روشن!

    گذشته تاریک، آینده روشن!

    «گذشته‌های سیاه برای کسی مطلوب نیست. رسیدن برای آینده روشن هزینه و قربانی دارد. باید همه مقاومت کنیم، ایستادگی کنیم، تنها با وحدت ملی و باهمی می‌توانیم از این فضای دشوار عبور کنیم.»

    جملات بالا را مشاور ارشد رئیس جمهور غنی در محکومیت حملات اخیر بر اصحاب رسانه و فعالین جامعه مدنی ابراز داشته است.

    شاه حسین مرتضوی در فیس بوک خود به پانزده مورد در ارتباط با شرایط حال حاضر و کذشته کشور به صورت زیر اشاره کرده است:

    ۱. مردم تجربه‌های تلخی از گذشته‌های دور و نزدیک دارد. از کودتا علیه نظام شاهی و داوود خان‌ گرفته تا رویداد ششم جدی و اشغال کشور.

    ۲. کودتاهای پی در پی در کشور و جابجایی قدرت از مجرای کودتاها برای افغانستان هزینه سنگین داشت.

    ۳. پس از خروج نیروهای شوروی وقت و سقوط حکومت داکتر نجیب کابل روز‌های تلخ و خونین را سپری کرد. روز‌های تلخ و دشواری که قلم از بیان آن عاجز است.

    ۴. ظهور طالبان در اوج جنگ‌های تنظیمی ‌و بی‌نظمی‌های حاکم در کشور افغانستان را در مرحله بدتری قرار داد. دوره حاکمیت امارت طالبان دوره سیاه و تلخی در تاریخ کشور به شمار می‌رود.

    ۵ افغانستان در دوران حاکمیت طالبان روزهای دشوار تنهایی و انزوای سیاسی را سپری کرد. جهان با افغانستان وداع کرده بود. جهان افغانستان را فراموش کرده بود.

    ۶. توافق بن و پس از آن یک صفحه نو برای افغانستان باز کرد. در این فصل افغانستان از انزوای مطلق بیرون شده به حیث عضو فعال، شریک و همکار جامعه جهانی ظهور کرد.

    ۷. پس از توافق بن قانون اساسی افغانستان و نظام سیاسی کشور به حیث دست آورد مهم به شمار می‌رود. در پرتو قانون اساسی تهداب‌های اساسی و مهم در عرصه‌های مختلف گذاشته شده است.

    ۸. افغانستان در عرصه‌های مختلف از جمله حقوق بشر، حقوق زنان، انتخابات، همپذیری مذهبی، توسعه سیاسی، مشارکت و‌‌ کارهای زیر بنایی دست آورد‌های بی‌نظیر دارد.

    ۹ افغانستان طی ۱۹ سال از جزیره‌های قدرت بدل به محور واحد زیر سایه نظام سیاسی موجود شده است. تغییر نسلی فرصت را برای مدیریت نسل جدید فراهم کرده است.

    ۱۰. حفظ نظام سیاسی و قانون اساسی کشور بینهایت مهم است. مسوولیت جمعی همه حفظ نظام و حراست از قانون است.

    ۱۱. با تمام دلخوشی به صلح طرف مقابل تغییر نکرده است. آنان با غرور کاذب بعد از توافق دوحه خود را در موقعیت فاتح می‌بینند.

    ۱۲. طالبان اکنون کسانی را هدف قرار می‌دهند که صدای شان به حمایت از نظام و جمهوریت بلند است. هدف اصلی طالبان ایجاد فضای نا امنی، ترس، وحشت و نخبه کشی است. طالبان از یک طرف می‌خواهد همه را وادار به سکوت کند. از طرف دیگر در صدد تحمیل اراده خود علیه ملت است.

    ۱۳ روزانه سربازان و مدافعان وطن برای دفاع از وطن شهید می‌شوند. اما کمتر در فضای مجازی با نام و عکس تمرکز شده است. حتا اگر تعداد این شهدا به بیشتر از پنجا نفر بوده اند. اما وقتی فعالان مدنی، رسانه‌ها و فعالان حقوق بشر و… هدف قرار می‌گیرند طبیعی است که به دلیل شهرت و موقعیت بیشتر در فضای مطبوعات برجسته مطرح می‌گردد.

    ۱۴. طالبان با قوت تمام از هلمند تا غزنی، فاریاب، قندهار و… برای تصرف اراضی کوشش کردند اما موفق نشدند. اکنون برای کسب امتیاز در میز صلح و اعلام حضور هر صبح برای مردم با انفجار و جنایت پیام مرگ را برای مردم می‌ دهند.

    ۱۵. طالبان با شیوه جدید فکر می‌کنند که در سرخط خبرها قرار داشته، افکار عامه را علیه حکومت بسیج می‌کنند، شهر را از نخبه‌ها خالی می کنند، فضای شور و نشاط و شادابی را از همه سلب می‌کنند.طالبان می‌خواهند مالک نظام آینده باشند. نمی‌خواهند که جزو نظام آینده باشد. در مقابل مردم افغانستان و همه اقشار حامی جمهوریت اند. جهان یک صدا در حمایت از جمهوریت اند. همه می‌خواهند در یک پروسه شفاف طالبان جزو نظام شوند. ۹۰ روز مذاکره نشان داد که هیات افغانستان یک صدا و هماهنگ اند. در مقابل طالبان نیز با غرور کاذب و لجوجانه برحفظ اصول خود تاکید دارند.

    ۱۶‌. واقعیت این است که کسی نمی‌خواهد به عقب برگردد. کسی حاضر به پذیرش امارت طالبانی نیست. کسی نمی‌خواهد آوازش خاموش شود.

    حمله اخیر، حمله بالای تمام مردم است. دولتی و غیر دولتی همه در یک صف اند. همه قربانی داده اند و در معرض خطر و هدف اند.بنابراین همه باهم در دفاع از جمهوریت در صف واحد باشیم.با باهمی و هماهنگی می‌توانیم از فضای تاریک عبور کرده به آینده روشن دست یافت.

  • اولین جنرال زن افغانستان درگذشت

    اولین جنرال زن افغانستان درگذشت

    وزارت صحت عامه تایید کرد داکتر سهیلا صدیق، اولین جنرال زن و وزیر صحت عامه پیشین افغانستان امروز جمعه، چهارم دسامبر در بیمارستان محمدداوود خان شهرکابل درگذشته است.

    وی به دلیل بیماری که داشت از شش سال به این سو تحت مراقبت بود. او در سال‌های پایانی عمرش به بیماری آلزایمر مبتلا شده بود و کسی را به خاطر نمی‌آورد.

    خانم صدیق هنگام مرگ ۷۲ سال سن داشت.

    جنرال صدیق در ۲۰ حوت ۱۳۲۷ هجری خورشیدی در شهر کابل متولد شده بود.

    وی پس از فارغ‌التحصیلی از دانشکده پزشکی در کابل، تا مقطع دکترا در اتحاد جماهیر شوروی سابق تحصیل کرد و در بخش هوازی گوارشی متخصص شد.

    وی پس از ختم تحصیلات به افغانستان برگشت و در دوره زمامداری محمدداوود خان در شفاخانه‌ ۴۰۰ بستر اکادمی علوم طبی کارش را آغاز کرد. او پس از آن به عنوان پزشک بخش جراحی شفاخانه مرکزی ارتش افغانستان، مسئول بخش جراحی شفاخانه محمدداوودخان و همچنین به عنوان فرمانده اکادمی علوم پزشکی افغانستان کار کرد.

    خانم صدیق داکتر موفق نظامی بود که از خود تعهد و شایستگی فراوان نشان داد و در سال ۱۳۸۱ به عنوان وزیر صحت عامه عضو کابینه‌ کشور شد و چهار سال در این سمت کار کرد.

    او به خاطر فعالیت‌هایش رتبه نظامی جنرالی را نیز به دست آورده بود.

    وی به خاطر شغل‌اش تا پایان عمر ازدواج نکرد.

    سهیلا صدیق، در زمان رژیم طالبان در افغانستان بود و یک همکار او پیش از این به بی‌بی‌سی گفته بود که او در آن زمان با پوشیدن لباس مردانه به کارش ادامه می‌داد.

    افغانستان، ژنران سهیلا صدیق، وزارت بهداشت

    درگذشت خانم صدیق با واکنش‌های زیادی همراه شده است.

    ارگ ریاست جمهوری هم با نشر اعلامیه‌ای گفت سهیلا صدیق از داکتران و جراحان مجرب و نامدار و از نخستین جنرالان زن در کشور بود که سال‌های زیادی از عمرش را در شفاخانه محمدداوود خان و در دشوارترین شرایط برای درمان بیماران سپری کرد.

    ارگ گفت او هنگام کارش به عنوان وزیر صحت عامه، در راستای تقویت نظام صحی کشور نیز خدمات شایان را انجام داد و وفات او یک ضایعۀ بزرگ در عرصه طبابت کشور است.

    عبدالله عبدالله، رئیس شورای عالی مصالحه ملی هم به خاطر درگذشت او ابراز تاسف کرده است. شورای عالی مصالحه ملی با نشر خبرنامه‌ای گفت کارنامه‌ درخشان وی در بخش پزشکی، نظامی، حضور و تثبیت جایگاه زنان در جامعه، ستایش‌انگیز و انکارناپذیر است.

    وزارت صحت نیز با نشر خبرنامه‌ای نسبت به فوت او ابراز تاسف کرد و گفت وی حدود ۴۰ سال از عمرش را در خدمت به مردم افغانستان گذراند.

    این وزارت مرگ او را “یک ضایعه جبران‌ناپذیر” خوانده است.

    رهبری وزرات دفاع نیز نسبت به درگذشت او ابراز تاسف کرده است.

    هنوز مشخص نشده که مراسم تشیع جنازه او قرار است چه زمانی و در کجا برگزار شود.

    افغانستان، ژنران سهیلا صدیق، وزارت بهداشت

    بی بی سی

  • ایران و طالبان، از دشمنی دیروز تا دوستی امروز

    ایران و طالبان، از دشمنی دیروز تا دوستی امروز

    سفارت ایران در قطر تصویری از دیدار اعضای ارشد دفتر سیاسی طالبان و اعضای هیأت مذاکره‌کنندۀ این گروه با حمیدرضا دهقانی، سفیر جدید ایران در قطر را نشر کرده و نوشته است که اعضای دفتر سیاسی طالبان گماشته شدن سفیر جدید این کشور در قطر را «خیرمقدم» گفته‌اند. سفارت ایران در قطر همچنان نوشته است که طالبان ترور محسن فخری‌زاده، دانش‌مند هسته‌یی ایران را محکوم کرده و این ضایعه را برای شهروندان ایران تسلیت گفته‌اند.

    ایران رویکرد چند وجهی، پیچیده و محتاطانه نسبت به طالبان دارد و دیدار اعضای طالبان با سفیر این کشور در قطر بیان‌گر رابطۀ پیچیدۀ این گروه با ایران است. اما پرسش اساسی این است که ایران از طالبان چه می‌خواهد؟ و چه گونه این دشمنان دیروز به دوستان امروزی بدل شده‌اند؟

    طالبان هنگامی که قلمرو افغانستان را فراچنگ گرفتند، اعضای نماینده‌گی سفارت ایران در مزارشریف را به صورت بی‌رحمانه به رگبار بستند و حتا نزدیک بود ایران به افغانستان حملۀ نظامی کند. هرچند گفته می‌شود که این کشتار توسط طالبان پاکستانی صورت گرفته است، اما دیپلمات‌های ایرانی در قلمرو افغانستان سلاخی شده بودند؛ قلمروی که طالبان بر آن فرمان می‌راندند. از سوی دیگر، آزار و اذیت شیعیان افغانستان توسط طالبان بر عمق اختلاف‌های طالبان و ایران افزوده بود و در مدت سطلۀ طالبان بر افغانستان رابطۀ ایران و طالبان محدود بود. از سوی دیگر، ایران از جبهۀ ‌شمال حمایت می‌کرد تا بساط این گروه خشونت‌گستر را بردارند. بعدها هنگامی که امریکا رژیم طالبان را در افغانستان سقوط داد و بالای این کشور حملۀ نظامی کرد، ایران نیز با امریکایی‌ها کمک کرد.

    رابطۀ ایران و طالبان اما زمانی از سر گرفته شد که تنش میان ایران و امریکا در منطقه افزایش یافت و ایران نیز متوسل به سیاستی شد که امریکایی‌ها چند دهۀ پیش برای زمین‌گیر کردن روس‌ها اتخاذ کرده بودند. از سوی دیگر، اوج‌گیری داعش در منطقه و رسیدن پای این گروه سیاه‌پرچم به افغانستان، ایران را واداشته است که با طالبان رابطۀ خود را مستحکم بسازد و بعدها فرماند‌هان و رهبران این گروه از ایران بازدید کردند و با فرماند‌هان سپاه پاسداران ایران نیز گفت‌وگوها را آغاز کردند. ایران با نزدیک شدن به طالبان چندین هدف اساسی را دنبال می‌کند. مقام‌های ایرانی این را به خوبی درک می‌کنند که طالبان به عنوان یک گروه جنگی در آیندۀ افغانستان نقش خواهند داشت و در حال حاضر نیز دست‌کم بخشی از خاک افغانستان را در سلطۀ دارند.

    در نخست عمده‌ترین خواست ایران از طالبان زمین‌گیر کردن امریکایی‌ها و بیرون راندن نظامیان ایالات متحدۀ امریکا از افغانستان است. در سطح سیاست بین‌الملل ایران با حمایت سیاسی و نظامی از گروه طالبان، درنظر دارد که پای امریکایی‌ها را از باتلاق افغانستان بیرون بکشد. درست همان سیاستی که امریکایی‌ها چند دهۀ پیش با حمایت از اسلام‌گرایان ضد شوروی سابق توانست جماهیر شوروی را متقاعد به عقب‌نشینی بسازد و رژیم وابسته به این کشور را سقوط دهد. از یک‌سو ایران از سلطۀ دوبارۀ طالبان هراس دارد و از سوی دیگر با حمایت از این گروه درنظر دارد که امریکایی‌ها را با شکست در خاک افغانستان تحقیر کند. این دقیقاً همان رویکرد جنگ سرد نسبت به درگیری‌های خاور میانه است.

    در سطح داخلی، ایران دو هدف عمده‌یی از برقراری و استحکام رابطۀ دوستانه با طالبان دارد. نخست ایران برای حفاظت از مرزهایش از خطر نفوذ داعش با طالبان رابطه برقرار کرده است و می‌خواهد با استفاده از طالبان در برابر این گروه در افغانستان مبارزه کند. از همین‌رو، رسانه‌های امریکایی گزارش داده‌اند که ایران به طالبان کمک‌های نظامی فراهم می‌سازد. این کمک‌ها از یک‌سو برای مبارزه با داعش است و از سوی دیگر به منظور افزایش فشار نظامی بر امریکا و برچیدن حضور نظامیان ایالات متحده صورت می‌گیرد. دو سال پیش، والی فراه گفته بود که ایران به طالبان جنگ‌افزار کمک می‌کند و شماری از اعضای سپاه پاسداران به طالبان آموزش‌های نظامی می‌دهند.

    دوم، ایران با درک این ‌که طالبان در آیندۀ سیاسی افغانستان نقش خواهند داشت و یکی از جناح‌های سیاسی می‌باشند، برای حفظ منافع ملی و حمایت از شیعیان افغانستان تلاش می‌ورزد که رابطۀ خود را با طالبان مستحکم بسازد. با این وجود، ایران درنظر دارد که از طالبان استفادۀ ابزاری کند و نفوذ خود را در منطقه و افغانستان گسترش دهد. گسترش نفوذ ایران در منطقه ویران‌گر و خطرآفرین است و ممکن است باعث گسترش خشونت‌ها و تنش‌های مذهبی در افغانستان شود. از این لحاظ، طالبان باید بدانند که نزدیکی بسیار با ایران می‌تواند نه ‌تنها از دامنۀ ناامنی چیزی بکاهد؛ بلکه می‌تواند زمینه‌های خشونت را بیشتر از پیش فراهم بسازد و تنش‌ها را در کشور افزایش دهد. با توجه به آموزه‌های تاریخی و خرد جمعی، متحد شدن دشمنان قدیمی برای مقابله با یک دشمن قدرت‌مند در درازمدت می‌تواند شکننده و محکوم به فروپاشی باشد.

    منبع: خبرگزاری نشانه

  • صلحی که در آن جنایات طالبان بخشیده شود، صلح نیست!

    صلحی که در آن جنایات طالبان بخشیده شود، صلح نیست!

    وقتی انتخاب بین امنیت و آزادی باشد، مردم همیشه امنیت را انتخاب می‌کنند. به همین دلیل است که بسیاری دیکتاتورها و عوام‌فریبان با به وجود آوردن احساس کاذب تهدید و سپس معرفی خود به عنوان ناجی، به بقای خود تداوم می‌بخشند.
    وقتی همین منطق انتخاب بین امنیت و عدالت به مردم داده شود، آن‌ها امنیت را بر عدالت ترجیح می‌دهند. در مورد افغانستان، این امر چرخۀ خشونت مداوم را طی چند دهۀ گذشته تغذیه کرده است.
    عدم عواقب قانونی برای خشونت و جنایات جنگی باعث جسارت بیشتر گروه‌های مسلح شده است. آزادی جنگجویان طالبان به عنوان بخشی از توافق‌نامه ایالات متحده و طالبان و ادامه مذاکرات بین این گروه مسلح و دولت افغانستان منجر به صلح نخواهد شد. فقط یک فرایند کامل عدالت انتقالی این مهم را ممکن خواهد ساخت.


    تکرار تاریخ
    تصمیم برای به حاشیه بردن عدالت جهت حفظ امنیت و صلح در تاریخ افغانستان بی‌سابقه نیست.
    در زمان اشغال افغانستان از سوی شوروی (۱۹۷۹-۱۹۸۹)، بیش از ۸۰۰ هزار نفر جان داد. ایالات متحده و چندین کشور مسلمان از جنگ مجاهدین علیه نیروهای شوروی حمایت کردند. در طول این درگیری‌ها، هر دو طرف به طور مکرر مرتکب نقض جدی حقوق بشر و قوانین بین‌المللی بشردوستانه شدند. در حالی که از جنایات انجام‌شده توسط نیروهای شوروی به طور گسترده گزارش می‌شد، جنایات جنگی که از سوی مجاهدین در همان دوره انجام شد، تا حد زیادی غیرمستند بود.
    پس از خروج نیروهای شوروی، درگیری بین گروه‌های مختلف مجاهدین آغاز شد که منجر به ارتکاب جنایات جنگی بیشتر شد. در فبروری سال ۱۹۹۳ به طور مثال، درگیری بین جناح‌های مجاهدین منجر به قتل عام افشار شد که در آن ۱ هزار مرد و زن و کودک به گونه وحشیانه به قتل رسیدند. نبردها بین مجاهدین از ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۴ به طول انجامید که ۵۰ هزار غیرنظامی جان خود را از دست داد. همین خشونت و آشوب منجر به ظهور طالبان شد که در سال ۱۹۹۶ کابل را تصرف کرده و «امارت اسلامی» تأسیس کردند. در اگست ۱۹۹۸، طالبان بین ۲ تا ۵ هزار غیرنظامی را از قوم هزاره در شهر مزار شریف قتل عام کردند.
    حملات ۱۱ سپتمبر بر ایالات متحده شرایط را به سود همان مجاهدین تغییر داد، چنانچه ائتلاف به رهبری امریکا که افغانستان را در اکتبر سال ۲۰۰۱ اشغال کرد، با آن‌ها علیه طالبان متحد شد. در سال ۲۰۰۷، پس از نصب حکومت تحت حمایت امریكا در كابل، رهبران مجاهدین درگیر در جنگ‌های داخلی دهۀ ۱۹۹۰ قانونی را در پارلمان تصویب كردند كه آن‌ها را به خاطر ارتکاب جنایات جنگی عفو می‌كرد. توجیهی که برای این قوانین ارائه کردند بسیار ساده بود: اگر جامعه جهانی و حکومت افغانستان سعی در محاکمه آن‌ها کنند، جنگجویان سابق هرج و مرج و ناامنی بیشتر را دامن زده و تحریک خواهند کرد.
    بنابر این، هیچ اقدامی برای عدالت انتقالی انجام نشد. در نتیجه، مسئولیت‌پذیری و حساب‌دهی قربانی حفظ صلح واهی پسا-۲۰۰۱ شد. مردم افغانستان که قربانی اصلی جنایت‌های جنگی بودند، دو دهه رنج را به حان خریدند و به امید امنیت، عدالت را رها کردند.
    عدم وجود روند عدالت انتقالی علیه تنظیم‌ها باعث جسارت طالبان و اطمینان خاطر اعضای آن شد؛ به این دلیل که اقدامات آن‌ها هیچ عواقبی در پی نخواهد داشت و آن‌ها همچنان به خشونت و وحشی‌گری بیشتر علیه مردم افغانستان ادامه می‌دهند. به عبارت دیگر، عفوی که تنظیم‌ها از آن بهره بردند، صلح واقعی برای افغانستان به ارمغان نیاورد.
    این رویکرد نسبت به اخلاق جنگ، مشکل‌ساز است؛ نه تنها به این دلیل که عدالت برای قربانیان جنایات طالبان تأمین نمی‌شود، بلکه ظرفیت طالبان را برای ادامه جنگ به هدف دستیابی به حکومت دینی نیز تقویت می‌کند.


    عدالت انتقالی در افغانستان
    آزادی هزاران جنگجوی طالبان پس از انعقاد توافق‌نامه از سوی این گروه با ایالات متحده به تاریخ ۲۹ فبروری سال جاری میلادی، امر لازمی برای شروع گفت‌وگوهای صلح توجیه شده است. با این حال، فرصت‌ها و احتمالات علیه هر گونه صلح دایمی در این کشور است.
    طالبان از خشونت دست بر نمی‌دارند، چون می‌دانند این تنها وسیلۀ برای داشتن هر گونه قدرت سیاسی است. بر بنیاد نظرسنجی سال ۲۰۱۵، دولت افغانستان حتی با داشتن رسوایی‌های بزرگ فساد و سابقه خشونت علیه غیرنظامیان، هنوز توسط ۹۲ درصد مردم افغانستان ترجیح داده می‌شود. هرگونه مصئونیت از مجازات که طالبان از آن بهره‌مند خواهند شد، گروه‌های دیگر را نیز برای ادامه جنایت علیه مردم افغانستان ترغیب می‌کند.

    به خاطر همین دلیل، تقاضاها برای محاکمه شدن رهبران طالبان در دادگاه بین‌المللی کیفری رو به افزایش است. با این وجود، بعید است رهبران طالبان به این زودی‌ها به دادگاه بروند. در صورت توافق برای برقراری صلح، نه تنها دولت افغانستان و حامیان بین‌المللی آن از عفو اعضای گروه طالبان خوشحال خواهند شد، بلکه ایالات متحده خود نیز مایل نیست به دادگاه بین‌المللی کیفری اجازه دهد جنایاتی را که گفته می‌شود سربازان آن در این کشور مرتکب شده‌اند، بررسی کند.
    علاوه بر این، تحقیقات دادگاه بین‌المللی کیفری (ICC) در این مرحلۀ حیاتی خطر تضعیف گفت‌وگوهای صلح دوحه را در پی دارد، زیرا ممکن است طالبان را از توافق برای صلح منصرف کند. اما روش‌هایی برای عدالت انتقالی بدون پافشاری روی تحقیقات دادگاه بین‌المللی کیفری وجود دارد.
    جنایات جنگی که طی چهار دهۀ گذشته توسط همه طرف‌ها در افغانستان انجام شده است، می‌توان/باید به طور رسمی مستند کرد. این امر می‌تواند به تلاش‌های گسترده برای مسکه‌مالی نمودن تاریخ نقطه پایان بگذارد و تا حدودی عاملین این جنایات را مجبور به پاسخگویی می‌کند. پس از مستند نمودن این جنایات، همه احزاب سیاسی، از جمله کمونیست‌ها، جناح‌های مجاهدین و طالبان، باید رسماً‌ از مردم افغانستان به طور کلی و به ویژه از قربانیان خشونت عذرخواهی کنند و به گونه رسمی جنایات گذشتۀ خود را تصدیق و رضایت مردم را جلب کنند.
    عذرخواهی علنی از سوی رهبران درگیر در جنایات جنگی در افغانستان سابقه دارد. عبدالرشید دوستم معاون رییس جمهور غنی در جریان کمپاین‌های انتخابات سال ۲۰۱۳، از نقش داشتن در جنگ‌های داخلی دهۀ ۱۹۹۰ عذرخواهی کرد. عذرخواهی دوستم و تعهد برای عدم تکرار اشتباهات گذشته‌اش مورد استقبال بسیاری مردم افغانستان قرار گرفت.
    اکنون، بار دیگر از مردم افغانستان خواسته شده است تا بین عدالت و امنیت، یکی را انتخاب کنند. گرچه تأیید و تصدیق جنایات جنگی و وعده عاملین این جنایات برای عدم تکرار آن،‌ نمی‌تواند مرهمی برای قربانیان این جنایات باشد، اما می‌تواند گام مهم برای بهبودی افغانستان باشد. اگر این مراحل با تعهد جامعه جهانی برای جلوگیری از نقض بیشتر حقوق بشر در این کشور همراه باشد، افغانستان می‌تواند سرانجام گذشتۀ دردناک خود را پشت سر گذاشته و چهره خود را به سمت آینده بچرخاند.

    هرگونه مصئونیت از مجازات که طالبان از آن بهره‌مند خواهند شد، گروه‌های دیگر را نیز برای ادامه جنایت علیه مردم افغانستان ترغیب می‌کند. به خاطر همین دلیل، تقاضاها برای محاکمه شدن رهبران طالبان در دادگاه بین‌المللی کیفری رو به افزایش است.

    منبع: الجزیره

    مترجم: سید طاهر مجاب

  • گورباچف: رئیس جمهور آینده امریکا باید با پوتین دیدار کند

    گورباچف: رئیس جمهور آینده امریکا باید با پوتین دیدار کند

    نخستین رئیس جمهوری اتحاد جماهیر شوروی سابق ابراز نگرانی کرد: آنچه اکنون در حال اتفاق افتادن است، احیا کننده نظریه آمادگی برای یک جنگ جهانی جدید است.

    میخائیل گورباچف، نخستین رئیس جمهوری اتحاد جماهیر شوروی سابق در مصاحبه با Times اظهار داشت برنده انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحده، هر کس که باشد، باید فوراً با “ولادیمیر پوتین” رهبر روسیه دیدار کند.

    رهبر شوروی سابق  با ابراز نگرانی ازاینکه رقابت تسلیحاتی هسته ای می تواند از کنترل خارج شود به رهبر آینده آمریکا توصیه نموده که مذاکرات با رئیس جمهور روسیه برای یافتن راه خروج از سردی کنونی روابط، آغاز شود.

    به گفته وی، در حال حاضر وضعیت بسیار نگران کننده‌ای در جهان ایجاد شده و خطر یک مسابقه تسلیحاتی جدید بسیار زیاد است.

    گورباچف افزود: «اوضاع بسیار نگران کننده است. نتیجه انتخابات در آمریکا هر چه باشد، ما باید گفت‌وگوهای دوجانبه را از سر بگیریم تا از وضعیت منجمد کنونی خارج شویم. ما به انگیزه‌ای جدی از روسای جمهوری هر دو کشور نیاز داریم.»

    گورباچف ​​ با اشاره به دیدار خود با “رونالد ریگان” در سال 1986 که در نتیجه آن پیمان مربوط به نابودی موشک‌های دارای برد متوسط و کوتاه‌تر (که آمریکا در سال 2019 از آن خارج شد)، منعقد گردید، ابراز اطمینان کرد که مقامات مسکو و واشنگتن باید بار دیگر چنین دیدار تاریخی را تکرار کنند.

    این سیاستمدار با تجربه با اشاره به اینکه در دهه 80 روابط روسیه و آمریکا از حال حاضر هم بدتر بود، ولی به لطف اعتماد و تفاهم، یافتن راهی برای خروج از آن وضعیت امکان پذیر شد، نسبت به امکان آغاز یک مسابقه تسلیحات هسته‌ای بین روسیه و آمریکا، به  توجه به برنامه‌های ایالات متحده برای تولید سلاح‌های هسته‌ای جدیدی که آستانه استفاده از آنها را کاهش می‌دهد، هشدار داد.