مولوی قلمالدین وزیر امر به
معروف و نهی از منکر دوران طالبان میگوید که توافق نهایی بر سر خروج نیروهای امریکایی جز پیش شرط اصلی
طالبان برای ادامه گفتگو با امریکا است.
به
گفته او، پیشرفت در مذاکرات صلح میان دولت افغانستان و گروه طالبان بستگی به همین
توافق دارد؛ هرچند توافق ابتدایی صورت گرفته؛ اما هیچ سندی در مورد امضا نشده است.
این
در حالی است که سه کشور امریکا، چین و روسیه روز گذشته در پایان نشست مسکو بر خروج
مسوولانه نیروهای خارجی از افغانستان تاکید کردند و از طالبان خواستند تا با حکومت
افغانستان گفتگو کنند.
مولوی
قلم الدین نیز در خصوص این نشست در مصاحبه با خبرگزاری جمهور گفت: «نشست (سه جانبه)
مسکو خوب بود، اعلامیه این کشورها این طور بود که صلح حق مردم افغانستان است و یک
اجماع ملی باید به میان آید که حکومت افغانستان جز آن باشد؛ طالبان هم قبول دارند
که حکومت جز اجماع ملی باشد و با آن گفتگو میکند.»
این
عضو طالبان در حالی امضای توافقنامه خروج نیروهای امریکایی را پیش شرط طالبان میخواند
که زلمی خلیلزاد نماینده ویژه امریکا برای صلح افغانستان بارها تاکید کرده که هدف
او آغاز مذاکرات مستقیم صلح میان طالبان و حکومت افغانستان و برقراری آتش بس است و
در غیر آن، هیچ توافقی در کار نیست.
از
سوی هم، شماری از اعضای مجلس نمایندگان از توافق امریکا، روسیه و چین بر سر مساله
افغانستان ابراز امیدواری میکنند.
غلام
فاروق مجروح عضو مجلس نمایندگان نیز گفت که نشست سه جانبه مسکو روزنهای خوبی را
برای مردم افغانستان به وجود آوردهاست؛ زیرا این کشورها تا اکنون در مورد
افغانستان هماهنگ نبودند.
آقای
مجروح گفت: «اکنون منافع مشترک این کشورها ایجاب میکند تا از گفتگوهای به مالکیت
افغانها حمایت کرده و طالبان را به صلح متقاعد سازند.»
به
گفته او، امریکا، روسیه و چین در برابر دشمن مشترک (احتمال حضور داعش در
افغانستان) هماهنگ شدهاند.
او
خاطرنشان کرد، به خاطر رفع تهدیدهای آینده، سه قدرت بزرگ تلاش دارند تا مشکل
افغانستان حل شود و طالبان به حیث یک دشمن در برابر دولت افغانستان نجنگند و اگر
طالبان صلح کنند، دیگر جای برای فعالیت گروه داعش در کشور باقی نمیماند.
وی
از موثریت فشار قدرتهای بزرگ بر طالبان یاد کرد و افزود، اگر این قدرتها از
ادامه جنگ طالبان در افغانستان حمایت نکنند، این گروه ناگزیر خواهد شد با دولت
افغانستان مذاکره کند.
هرچند
گفتههای وجود دارد که روسیه از طالبان حمایت اکمالاتی میکند؛ اما مسکو این ادعا
را رد کرده ولی ارتباطش را با طالبان تایید کرده است.
برچسب: پروسه صلح افغانستان
-

عضو پیشین طالبان: خروج نظامیان امریکا از افغانستان میتواند سبب موفقیت پروسه صلح شود
-

لویه جرگه مشورتی به پروسه صلح آسیب میزند
شماری از فعالان سیاسی و مدنی، امروز شنبه (7 ثور) در یک نشست اعتراضی در کابل، جرگه مشورتی صلح را یک جرگه کمپاینی و فرمایشی توسط حکومت خواندند.
آنان جرگه مشورتی صلح را همایشی کمپاینی رئیس جمهور غنی خوانده تاکید کردند که این جرگه به هیچ عنوان افغانستان شمول نبوده، به خواست حکومت برگزار میشود تا منافع تیم انتخاباتی ارگ را تامین کند.
سید معروف جاهد هاشمی فعال سیاسی گفت: « اشتراک کنندگان جرگه به اصطلاح مشورتی صلح بلی گویان حکومت میباشند و نمیتوانند سودی بر تامین صلح در کشور داشته باشند.»
وی با بیان اینکه برگزاری چنین جرگهای جز قربانی مردم نتیجه دیگری ندارد گفت: « مردم افغانستان همواره قربانی خواستههای یک تیم مشخص شدهاند که شهر را شهر وحشت و نظامی ساخته و همچنان چرخه اقتصاد مردم را فلج کرده است.»
آقای هاشمی به خبرگزاری جمهور گفت: « مردم افغانستان خوهان صلح اند اما برآیند این جرگه خواست مردم در راستای رسیدن به صلح نیست بلکه خواست یک تیم مشخص است که نمایندگی از مردم کرده نمیتواند.»
صفیالله سطانی، فعال مدنی نیز گفت: «برگزاری جرگه فرمایشی حکومت پروسه صلح را بطی ساخته و روند صلح را با موانع مواجه میسازد.»
آقای سطانی گفت: «عدم شفافیت در انتخاب نمایندگان واقعی مردم و همچنان دخالت آشکار نمایندگان حکومت در انتخاب نمایندگان مردم به گونه مستقیم وغیرمستقیم بیانگرعدم حضور نمایندگان واقعی مردم در جرگه صلح است.»
وی بیان داشت: « ما از تمامی کشورهای ذیدخیل در پروسه صلح و مردم افغانستان میخواهیم تا با صدای عدالت خواهی احزاب سیاسی، تکتهای انتخاباتی و جامعه مدنی به منظور تحریم جرگه مشورتی نمایشی یکجا شده و این جرگه نمایشی و انتخاباتی را تحریم نمایند.»
قرار است که جرگه مشورتی صلح از تاریخ 9 ثور برای سه روز در کابل برگزار شود اما این جرگه از سوی احزاب بزرگ سیاسی و تکتهای انتخاباتی تحریم شده است.
تیمهای انتخاباتی، صلح و اعتدال به رهبری حنیف اتمر، ثبات و همگرایی به رهبری داکتر عبدالله عبدالله، وفاق ملی به رهبری احمدولی مسعود و شماری از نامزدان دیگر از جمله رحمت الله نبیل، نورالحق علومی، فرامز تمنا و عبدالطیف پدرام لویه جرگه مشورتی صلح را بیفایده خواندهاند.
این سیاسیون و تیمهای انتخاباتی تاکید کردهاند این جرگه تنها جنبه کمپاین انتخاباتی دارد.
تیم صلح و اعتدال به رهبری حنیف اتمر گفته است که روند فعلی زير نام جرگه مشورتی صلح را چيزی جز وقت تلفی از جانب حكومت در روند صلح و تلاشی برای كمپاين غير قانونی انتخاباتی نمیداند.
اعلامیه این تیم افزوده: «ما اعلام میداريم كه هيچ كسی به نمايندگی ازتيم صلح و اعتدال و يا احزاب و جريان های عضو آن در اين لويه جرگه سفارشی اشتراك نخواهد كرد.»
عبدالله عبدالله رئیس اجرایی حکومت وحدت نیز جرگه مشورتی صلح را راه حلی برای رفع مشکلات موجود در افغانستان ندانسته و آن را تحریم کرده است.
دراعلامیه تیم ثبات و همگرایی، به رهبر داکترعبدالله عبدالله آمده است: « ما نه درسطح احزاب و شخصیتهای شامل این تیم و نه درسطح حکومت، تا این مرحله طرف مشورت برای برگزاری چنین نشستی نبودهایم و درعین حال، دلایل مقنعی برای این نشست نیز سراغ نداریم.»
اعلامیه این تیم افزوده که لویه جرگه پیشبینی شده در قانون اساسی مرجع عالی تصمیمگیری و سایر جرگههای مشورتی، راهکار موثر برای گرفتن دیدگاههای مردم میباشد. -

نشست آمریکا، روسیه و چین در مورد صلح افغانستان فردا در مسکو برگزار میشود
در خبرنامه این سفارت که به رسانهها فرستاده شده، آمده این نشست در مسکو برگزار میشود و اشتراک کنندگان آن در سطح نمایندههای خاص میباشد.
این نشست پیش از ششمین نشست مستقیم نمایندگان طالبان و آمریکا در دوحه قطر برگزار میشود.
سفارت روسیه گفته در نشست سه جانبه فردا، در مورد نشست آمریکا و طالبان و روند صلح در افغانستان بحث خواهد شد.
گفته شده در پایان این نشست یک اعلامیه مشترک منتشر خواهد شد.
-

دور هفتم سفرهای زنجیرهای خلیلزاد برای صلح افغانستان آغاز شد
وزارت خارجۀ ایالات متحده میگوید که آقای خلیلزاد، از روز بیست ویکم ماه اپریل تا یازده هم ماه می از افغانستان، هند، پاکستان، قطر، سوریه و بریتانیا دیدار میکند.
وزارت خارجۀ امریکا افزود خلیلزاد در جریان این سفرش، برای زمینهسازی به ختم جنگ در افغانستان تلاش خواهد کرد.
وزارت خارجه امریکا تأکید کرد آقای خلیلزاد در کابل با رهبران حکومت افغانستان و دیگر شخصیتهای افغانی مشورت خواهد کرد تا تمامی طرفها را برای کار روی آغاز گفتوگوهای صلح تشویق کند.
به گفته وزارت خارجه امریکا خلیلزاد در لند، مسکو، اسلامآباد و دهلینو برای جلب پشتیبانی جهانی به روند صلح افغانستان و کمک برای اطمینان یافتن از اینکه هرگونه توافق صلح پایدار خواهد بود، تلاش خواهد کرد.
زلمی خلیل زاد نماینده ویژه وزارت خارجه امریکا نیز روز گذشته در تویتی پیرامون آغاز هفتمین دور سفرش به افغانستان و دیگر کشورهای منطقه و فرا منطقه گفت هیچ مانعی در راه صلح افغانستان، سبب کندی این روند نخواهد شد.
آقای خلیلزاد افزود در این سفر خود، جهت کسب حمایت بینالمللی برای مذاکرات صلح افغانستان بیشتر تمرکز کرده و همه افغانها را برای گفتوگو و مذاکره، تشویق خواهد کرد. -

نشست قطر از برنامهریزی برای شروع تا دلایل لغو
لغو نشست قطر با پرسشها و انتقادهای زیادی مواجه شده است. هرچند طرفین تاکنون بهصورت رسمی دلایل خود در این مورد را ارایه کردهاند، اما به نظر میرسد عواملی فراتر از آنچه در اعلامیههای مطبوعاتی بازتاب یافته است، باعث شده تا نشست قطر لغو شود.
سه روز پس از لغو نشست قطر، وزارت امور خارجه امریکا خواهان برگزاری فوری این نشست بین دولت افغانستان و طالبان شده است. مایک پمپئو، وزیر خارجه امریکا در گفتوگوی تلفنی با رییسجمهور اشرف غنی از لغو نشست قطر ابراز تأسف کرده و گفته است که دو طرف با استفاده از فرصت پیش آمده، روی فهرست اشتراک کنندگان توافق کنند تا هرچه سریعتر نشست دوحه میان افغانها برگزار شود.
همزمان با این عبدالله عبدالله، رییس اجرایی حکومت افغانستان روز دوشنبه (۲ ثور) در جلسهی شورای وزیران گفته است که گفتوگوی بینالافغانی که قرار بود در دوحه برگزار شود، به دلیل سوءمدیریت لغو شده است.
نشست دوحه قرار بود برای دو روز از ۲۰ تا ۲۱ اپریل با حضور یک هیأت ۲۵۰ نفری دولت افغانستان و هیأتی از گروه طالبان برگزار شود، اما یک روز مانده به زمان برگزاری این نشست، حکومت افغانستان از لغو این نشست خبر داد. روز جمعهی هفتهی گذشته (۳۰ حمل/ ۱۹ اپریل) ریاست جمهوری افغانستان با نشر خبرنامهای گفت که حکومت قطر نشست دوحه را لغو کرده است.
لغو نشست قطر با پرسشها و انتقادهای زیادی مواجه شده است. هرچند طرفین تاکنون بهصورت رسمی دلایل خود در این مورد را ارایه کردهاند، اما به نظر میرسد عواملی فراتر از آنچه در اعلامیههای مطبوعاتی بازتاب یافته است، باعث شده تا نشست قطر لغو شود.
نشست دوحه چگونه آغاز شد؟
حدود دو ماه پیش مطلق بن ماجد القحطانی، فرستادهی ویژهی وزیر امور خارجه قطر در امر مبارزه با تروریزم و میانجیگری برای حل منازعات به کابل آمد و با رییسجمهور اشرف غنی دیدار کرد. او در این نشست اعلام کرد که قطر کنفرانسی را در مورد صلح افغانستان برگزار میکند که در آن نمایندگانی از افغانستان و گروه طالبان شرکت داشته باشند.القحطانی در آن جلسه فهرستی را به آقای غنی ارایه کرد که در آن نام شرکت کنندگان این نشست درج شده بود. این فهرست از سوی آقای غنی رد شد. چند روز بعد زلمی خلیلزاد، نمایندهی ویژهی وزارت خارجه امریکا برای صلح افغانستان به کابل آمد و بار دیگر این موضوع را با رییسجمهور غنی مطرح کرد.
آقای غنی گفته بود که اگر فهرست شرکتکنندگان و آجندای نشست از سوی افغانستان تهیه و نهایی شود، حکومت افغانستان با آن موافق است در غیر آن نه.
منابعی در ریاست جمهوری افغانستان میگویند که آقای خلیلزاد پس از آن پیشنهاد دیگری را به رییسجمهور ارایه کرد که در آن برخی شرایط ذکر شده بود. در پیشنهاد آقای خلیلزاد آمده است که امریکا با قطر صحبت میکند تا کنفرانس یاد شده مذاکره نه بلکه گفتمان در مورد صلح باشد و فهرست اشتراککنندگان نیز در داخل افغانستان تهیه شود. در این فهرست باید نمایندگان تمام اقشار بهشمول حکومت افغانستان شامل باشند.
«عدم مداخلهی حکومت قطر در فهرست اشتراککنندگان»، «عدم وجود کنفرانس جایگزین برای مذاکرات صلح» و «تشریح افغانستان پس از یازده سپتامبر از سوی شرکتکنندگان به طالبان» از دیگر شرطهای پیشنهادی آقای خلیلزاد به رییسجمهور غنی بوده است.
حکومت افغانستان پس از آن رایزنیها با رهبران سیاسی را آغاز کرد. حاصل این مشورهها تشکیل شورای رهبری مصالحه بود که در آن شماری از رهبران سیاسی افغان حضور داشتند. این شورا فهرست شرکتکنندگان نشست دوحه را نیز تهیه کرد.
نشست دوحه در واقع ادامهی نشست مسکو است که در ماه دلو سال گذشته برگزار شد. در این نشست شماری از رهبران سیاسی افغانستان با نمایندگان طالبان در غیاب حکومت افغانستان دیدار کردند. در آن زمان دو طرف توافق کرده بودند تا نشست بعدی در قطر برگزار شود.
براساس اسنادی که اطلاعات روز به آن دست یافته است، قرار بود در حدود ۲۰۰ نفر از افغانستان در نشست قطر شرکت کنند. نسخهی ابتدایی فهرست نشان میداد که افرادی از گروههای سیاسی که در نشست مسکو اشتراک نداشتند، فعالان سیاسی، فعالان جامعه مدنی، زنان، نمایندگان اتحادیههای مهاجران در ایران و پاکستان، فعالان رسانهای و تحلیلگران سیاسی خارج از افغانستان و گروه طالبان برای نشست قطر دعوت شدهاند.
هدف از این نشست تقویت گفتوگو میان یک جمع وسیع از زنان و مردان افغانستان که متعهد به ختم جنگ اند و تلاش برای درک بهتر از تاثیرات گفتوگوهای سال ۲۰۱۹ میان امریکا و طالبان در دوحه بر سر مسایل امنیتی و انکشافی افغانستان در آینده، خوانده شده بود.
حکومت افغانستان در آن زمان با ترکیب هیأت اعلام شده از سوی قطر مخالفت کرد. سپس ارگ در ۲۷ حمل فهرست ۲۵۰ نفری هیأت دولت افغانستان برای گفتوگوهای صلح با طالبان در نشست قطر را ارایه کرد. در این فهرست نمایندگانی از احزاب سیاسی، شخصیتهای سیاسی، رهبران جهادی، خانوادههای قربانیان، شورای عالی صلح، علما، شورای ملی، جامعهی مدنی، زنان، جوانان، خبرنگاران، مقامهای حکومتی و بزرگان و متفذین قومی حضور داشتند، اما اعلام این هیأت نشست قطر را با بنبست مواجه کرد و واکنشهای گستردهای را خلق کرد.
اختلاف بر سر اشتراککنندگان
ریاست جمهوری افغانستان میگوید حکومت قطر نشست دوحه را لغو کرده است. استدلال حکومت این است که پس از معرفی فهرست ۲۵۰ نفری هیأت دولت افغانستان، قطر یک فهرست دیگر را ارایه کرد که باید در نشست دوحه شرکت کنند.حکومت افغانستان این اقدام قطر را بیاحترامی به ارادهی مردم خواند و گفت که در فهرست جدید که از سوی قطر ارایه شده، «شمولیت متوازن مردم افغانستان مراعات نشده است.»
یک روز پیش از پرواز هیأت دولت افغانستان به قطر، مقامهای قطری به حکومت افغانستان طی تماس تلفنی از پذیرش هیأت ۲۵۰ نفری خودداری کرده و فهرست جدید ۱۵۰ نفری را به حکومت افغانستان ارایه کرد. منابعی در ریاست جمهوری افغانستان میگویند که مقامهای قطری گفتند که اگر فهرست ۱۵۰ نفری قبول نشود، نشست دوحه لغو میشود.
سلطان برکت، رییس مرکز مطالعات نزاعها و مطالعات بشری که میزبان نشست بود، اما میگوید که اختلاف بر سر آجندای نشست میان طرفین وجود ندارد ولی روی اشتراککنندگان نشست اجماع وجود ندارد.
او در چند تویت پیهم نوشته است که «هیچ طرف بر سر آجندا اختلاف نظر ندارند، تعهد همهی طرفها به آمدن صلح قابل پرسش نیست، اما بر سر اشتراککنندگانی که از همهی جوانب نمایندگی خوبی کند و کنفرانس را موفق بسازد هنوز توافق صورت نگرفته است.»
پس از آن زلمی خلیلزاد نیز از لغو نشست قطر ابراز تأسف کرد و گفت که طرفین نشست از فرصت استفاده کرده و با کنار گذاشتن همه چیز، روی فهرست اشتراککنندگانی به توافق برسند که از تمام افغانها نمایندگی کنند.
گروه طالبان نیز مدعی است که ارایهی فهرست ۲۵۰ نفری از سوی ریاست جمهوری افغانستان در نشست قطر بینظمی ایجاد کرد. این گروه با نشر اعلامیهای گفته است که نشر این فهرست در کنار این که با شرایط و محل برگزاری نشست دوحه تناسب نداشت، امکان پذیرش آن نیز وجود نداشت.
طالبان در واکنش به این فهرست گفتند که نشست قطر تنظیم شده است نه «عروسی یا مهمانی» و اعلام فهرست ۲۵۰ نفری هیأت گفتوگوکننده یک گام «ضد صلح» بود که حکومت افغانستان تلاش کرد تا از طریق آن نشست دوحه را به تعویق بیاندازد.
کارشکنی غنی؟
شورای رهبری مصالحه هفتهی گذشته «خطوط سرخ افغانستان» برای نشست دوحه را مشخص کرد. حفظ نظام جمهوری اسلامی افغانستان، برگزاری انتخابات و حفظ قانون اساسی بهعنوان خطوط سرخ در مذاکرات با طالبان مشخص شده بود.پس از آنکه نشست قطر لغو شد، طالبان بهصورت مشخص تقصیر را به گردن حکومت افغانستان انداختند و تشکیل شورای رهبری مصالحه، تهیهی فهرست ۲۵۰ نفری هیأت گفتوگوکننده و تعیین خطوط سرخ را «حرکات مرموز» خواندند.
در کنار این، طالبان هیأت گفتوگوکنندهی دولت افغانستان را هیأت حکومتی تلقی کردند. برخی از رهبران سیاسی افغانستان نیز به این باورند که این هیأت بیشتر حکومتی است تا هیأتی به نمایندگی از مردم.
با تمام این اما و اگرها، برخیها به این باورند که حکومت افغانستان بهصورت آگاهانه تلاش کرد تا نشست قطر برگزار نشود و با ارایهی فهرست طولانی از افراد روند را به چالش کشید.
احمد ادریس رحمانی، پژوهشگر افغان مقیم امریکا استدلال میکند، دولت افغانستان قرار نبود به روند قطر پاسخ مثبت بدهد و در جریان روند با دقت لازم کار نکرد و در تهیهی فهرست ۲۵۰ نیز برخورد جدی نداشت.
وی گفت دولت افغانستان در روند قطر کنترل میز مذاکره را از دست داد و زمانی که تقریباً کنارآمدن امریکاییها با طالبان در روند قطر نهایی شد، چانهزنی برای دولت افغانستان با طالبان دشوار شد.
ادریس رحمانی استدلال میکند که دولت افغانستان فرصت پیش آمده را از دست داد و ممکن است در مواجهه با امریکا و طالبان با وضعیت ناچاری روبهرو شود: «احتمال اغلب این است که شاید امریکاییها با طالبان کنار بیایند و دولت در انزوا قرار بگیرد و از روند بهصورت کامل خارج شده و دولت جدید روی کار بیاید.»
عباس فراسو، نامزد دکترا در دانشگاه دیکین در استرالیا اختلاف میان حکومت افغانستان و طالبان را در جای دیگر میبیند. او استدلال میکند که هر دو فهرست (فهرست حکومت و طالبان) مشکلات جدی تخنیکی-تشریفاتی داشت و دلیل آن «اختلافات چند لایهی سیاسی و عدم نهادهای با تجربه در این موارد است.»
وی گفت: «از نظر سیاسی، طالبان و قطر در لیستشان نمایندههای حکومت را حذف کردند و بیشتر کسانی را شامل ساختند که یا افکار سنتی و محلی داشتند یا افکار نزدیک به طالبان. این نشان میدهد که طالبان با واقعیتهای جدید جامعهی افغانستان و تکثر فرهنگی و اجتماعی مملکت بیگانهاند. بنابراین، اختلاف بر سر طولانی بودن لیست نبود، بلکه ریشه در بنیادینترین نزاعهای سیاسی و ایدیولوژیک داشت.»
اما حکومت افغانستان دیدگاه دیگری دارد. شاه حسین مرتضوی، معاون سخنگوی ریاست جمهوری استدلال میکند که تاکید حکومت همواره این بوده است که اگر ملاحظهی مردم افغانستان در هر گفتمانی پذیرفته شود، حکومت آمادگی دارد، اما در نشست قطر ملاحظات مردم نادیده گرفته شده بود.
وی گفت که توافق شده بود که یک فهرست جامع از افغانستان در کنفرانس شرکت کند، اما حکومت این فهرست را تهیه نکرد، بلکه در تهیهی آن یک کمیته نقش داشت.
نشست قطر درحالی لغو شد که قرار است تا یک هفتهی دیگر لویهجرگهی مشورتی صلح برگزار شود؛ لویهجرگهای که به شمول رییس اجرایی حکومت افغانستان، نامزدان انتخابات ریاست جمهوری و شماری از رهبران سیاسی نیز آن را تحریم کردهاند. چه حکومت افغانستان و چه امریکا بهعنوان بزرگترین حامی دولت افغانستان توافق دارند که نشست قطر فرصتی برای شروع گفتوگوهای بینالافغانی و رسیدن به صلح با طالبان بود. اکنون که این فرصت از دست رفته است، پرسش اساسی این است که آیا دوباره نشست قطر برگزار خواهد شد؟ اگر این روند متوقف شود، سرنوشت توافق ابتدایی امریکا با طالبان چه میشود؟ چه کسانی از لغو نشست قطر سود بردند/ میبرند؟
الیاس نواندیش
-

حکومت در پروسه صلح نمیتواند از همان زبانی استفاده کند که طالبان استفاده میکند
نشست قطر با موضوع صلح افغانستان که قرار بود از نوزده تا بیستویک ماه میلادی جاری(اپریل) در دوحه پایتخت قطر برگزار شود تا تاریخ نامشخصی به تعویق افتاد.
به باور کارشناسان امر، نشست قطر به عنوان یک گفتوگوی بینالافغانی میتوانست نقش مهمی در پیشبرد پروسهی صلح افغانستان و در نتیجه تحقق آرزوی دیرینه شهروندان افغانستان در استقرار یک صلح پایدار در کشورشان ایفا کند.
رئیس جمهور غنی برای اثبات حسن نیت و ارادهی حکومت در برقراری صلح و ثبات در کشور، چندی پیش با دعوت از چهرههای سرشناس سیاسی، رهبران احزاب، فعالین مدنی و نمایندگان مردم در ارگ ریاست جمهوری در مورد پروسه صلح با آنان مشورت نمود و در ادامه شورای عالی مصالحه را تشکیل داد.
شورای عالی مصالحه وظیفه یافت خطوط سرخ گفتوگوی مردم و حکومت افغانستان با نمایندگان طالبان در نشست قطر را مشخص کند و در این راستا هیأتی ملی متشکل از چهرههای سیاسی بیرون از حکومت، فعالین مدنی و نمایندگان حکومت برای شرکت در نشست قطر را تعیین کند.
رئیس جمهور غنی در نشستی که هفته قبل با اعضای هیأت مذاکره کننده شرکت کننده در نشست قطر در ارگ ریاست جمهوری داشت به صراحت از آنان خواست زیر چتر واحد نظام جمهوری اسلامی افغانستان با طالبان تبادل نظر کنند.
با تشکیل هیأت مذاکره کننده برای شرکت در نشست قطر، امیدها به موفقیت در پروسه صلح افغانستان نیز بیشتر گردید چراکه این برای اولین بار بود که یک هیأت منسجم، ملی و منظم با یک مکانیزم مشخص قرار بود با طالبان در دوحه قطر گفتوگو کند.
در این میان و درست زمانیکه همگان در اماواگرهای برگزاری نشست قطر غرق بودند، دولت قطر اعلام کرد که نشست دوحه به تعویق افتادهاست.
براساس شواهد موجود، دولت قطر ظاهرا با تعداد اعضای هیأت مذاکره کنندهی حکومت افغانستان مشکل داشته و نتوانسته مکان و امکانات لازم برای حضور این تعداد کلان را در نشست دوحه فراهم کند.
طالبان نیز با نشر اعلامیهای، دولت افغانستان را مقصر اصلی لغو نشست قطر عنوان کردند؛ این گروه روز گذشته تأکید کردند حکومت افغانستان با اعلام این لیست کلان در حقیقت قصد داشته نشست قطر را لغو کند.این گروه افزودند قطر به عنوان میزبان این نشست توانایی فراهم کردن مکان و امکانات لازم برای این تعداد را نداشت و به همین دلیل نشست دوحه را لغو کرد.
با استناد به شواهد موجود و نظر کارشناسان امر، دلیلی که دولت قطر برای لغو نشست بینالافغانی دوحه به حکومت افغانستان ارائه کرده، هرگز نمیتواند دلیل محکمه پسندی باشد: اینکه میزبان نشست صلح قطر توانایی مالی پذیرایی از تنها صد نفر بیشتر در ترکیب هیأت مذاکره کننده را نداشته باشد از سوی افکار عمومی قابل باور نیست.
حکومت قطر نهتنها نشست صلح دوحه را به بهانه بزرگ بودن هیأت مذاکره کنندهی اعزامی افغانستان لغو کرد که در اقدامی غیردیپلماتیک، از حکومت افغانستان خواست لیست تازهای را برای شرکت در نشست قطر تهیه کند.
به اعتقاد کارشناسان امر و مقامات حکومت افغانستان، این عمل خارج از عرف سیاسی قطر میتواند مداخله در پروسه صلح افغانستان قلمداد شود.
فاضل فضلی، مشاور ارشد رئیس جمهور غنی، در مصاحبه با «رادیو بیبیسی انگلیس» در این مورد میگوید: «دولت قطر لیست هیأت مذاکره کنندهای که برای شرکت در نشست دوحه به آنها ارسال شده بود را برگشت زد و خواستار تهیه لیستی تازهای شدند که خودشان بدون مشورت با حکومت افغانستان تهیه کرده بودند.»
مشاور ارشد رئیس جمهور غنی تأکید میکند دولت قطر در تهیه لیست تازه، با طالبان و میزبان نشست قطر مشورت کردهاست.
آقای فضلی در پاسخ به این سؤال که آیا وی دولت قطر را مقصر اصلی لغو نشست دوحه میداند افزود: «کسی را سرزنش نمیکنم اما معتقدم که دولت قطر درحالی در تهیه لیست تازه با طالبان و میزبان نشست مشورت کردهاست که مکانیزم انتخاب نامهای کنجانده شده در لیست هرگز مشخص نیست و سه طرف بدون مشورت این لیست را تهیه کردهاند.»
مشاور ارشد رئیس جمهور در بخش دیگری از سخنان خود این اتهام طالبان که گفتهاند: رئیس جمهور غنی با قرار دادن چهرههای حکومتی نزدیک به خود در ترکیب هیأت مذاکره کننده به نحوی خواسته پروسه صلح را سبوتاژ کند، را رد کرد.
آقای فضلی گفت: «هیأت مذاکره کننده شرکت کننده در نشست قطر از جمهوری اسلامی افغانستان نمایندگی میکرد و هرگز نماینده صرف دولت نبود.»
وی افزود رئیس جمهور غنی نیز هرگز تلاش نکرد در تعیین هیأت مذاکره کننده افراد نزدیک به خود را در لیست قرار دهد.
مشاور ارشد رئیس جمهور تأکید کرد تلاشها برای برگزاری نشستی مشابه به نشست دوحه از سوی حکومت ادامه دارد.
آقای فضلی افزود: «اگر شرایطی که دولت افغانستان پیش از این مطرح کرده مورد پذیرش واقع شود، کنفرانس صلح میتواند در دوحه قطر برگزار شود و در غیراینصورت مکان دیگری میتواند مدنظر قرار گیرد.»
مشاور ارشد رئیس جمهور در بخش دیگری از مصاحبه خود و در پاسخ به این سؤال که طالبان کارتهای اصلی برگزاری نشستهای صلح افغانستان را در دست دارند، گفت: « به عنوان یک دولت مسؤول، حکومت افغانستان نمیتواند گفتوگوها را رد کند در عین حالیکه نمیتواند از همان زبانی استفاده کند که طالبان استفاده میکنند.»
آقای فضلی افزود: « حکومت افغانستان باید صلح را دنبال کند و اگر گفتوگوی مستقیم طالبان با حکومت افغانستان اتفاق بیفتد، به یک هدف عالی رسیدهایم.»
مشاور ارشد رئیس جمهور غنی تأکید کرد گفتوگوی مستقیم امریکا با طالبان که از مدتی طولانی بدینسو ادامه دارد، در نهایت به مذاکره مستقیم طالبان با دولت افغانستان منجر خواهد شد.
این در حالی ست که به باور کارشناسان امر، نپذیرفتن هیأت مذاکره کننده حکومت افغانستان از سوی قطر و همسویی طالبان با مقامات قطری نشان میدهد که مشکل اصلی به کمیت هیأت مذاکره کننده حکومت افغانستان مربوط نمیشود بلکه در نحوهی گزینش اعضای این هیأت ریشه دارد.
مخالفت طالبان و برخی از شخصیتهای کلان سیاسی افغان با هیأت مذاکره کننده حکومت به نظر میرسد که در تصمیم قطر در لغو این نشست نقش داشته باشد.به نظر میرسد حکومت قطر در مشورت با نمایندگان طالبان و شاید برخی از سیاسیون بیرون از حکومت در افغانستان که اینک در صف مخالفان غنی قرار گرفتهاند این فهرست را کوتاهتر کرده باشد، اگرچه در این مورد هنوز نمیتوان به طور مستند صبحت نمود اما یک چیز را باید به صورت واضح پذیرفت و آن دخالت قطر در امور صلح افغانستان میباشد و رد هیأت مذاکره کننده حکومت و نیز درخواست تهیه یک لیست تازه برای گفتوگو با طالبان نیز در همین راستا قابل توجیه است.
شاید نهاد قطری برگزارکنندهی نشست دوحه، ظرفیت لازم برای پذیرایی از ۲۵۰ مهمانی که قرار بود از کابل برسد را نداشت اما نباید فراموش کرد که خاندان حکمران قطر با استفاده از این مشکل تخنیکی تلاش کرد تا به صورت نامتعارف در روند تهیهی فهرست شرکتکنندگان نشست دوحه اعمال نفوذ کند.
حکومت قطر شاید در هماهنگی با نمایندگان طالبان و شماری از سیاستمدارانی که در کابل با دوحه همسو هستند، فهرست جدیدی ترتیب داده است. قطر خودش را رقیب عربستان میداند. این امیرنشین کوچک که در سالهای اخیر میزبان نمایندگان طالبان بودهاست، حتماً با شماری از سیاستمداران افغانستان هم روابط ایجاد کرده است. برخی از سیاستمداران کابلنشین با طالبان در تماساند و روشن است که اگر مذاکرهی محرمانهای بین نمایندگان طالبان و برخی از سیاستمداران افغان صورت گرفته باشد، حکومت قطر از آن بیخبر نبوده است. -

رحمتالله نبیل: طرح حکومت موقت برخلاف منافع ملی افغانستان است
در اصلاحیه تیم عدالت و امنیت آمدهاست در نشست مشترک نامزدان انتخابات ریاست جمهوری آینده، بحثی در مورد حکومت موقت صورت نگرفتهاست.
در بخش دیگری از اصلاحیه تیم عدالت و امنیت تأکید شده در اعلامیه مشترک نامزدان انتخابات ریاست جمهوری آینده، تنها در مورد پایان کار حکومت وحدت ملی پس از اول جوزای سال جاری هجری خورشیدی براساس بند دوم ماده شصت ویک قانونی اساسی تذکر داده شده و یادآوری گردیده است طرح بدیل حکومت وحدت ملی به زودی از سوی نامزدان اعلام خواهد شد.
باید گفت پروسه صلح و انتخابات ریاست جمهوری دو موضوع مهم این روزهای سیاسیون افغانستان است.
براساس شواهد موجود، رئیس جمهور غنی و حلقه اطرافش در تلاش است انتخابات ریاست جمهوری آینده افغانستان در تاریخ اعلام شده برگزار شود، غنی سعی میکند پروسه صلح را به گونهای به پیش ببرد که به دوام حکومتش آسیبی نرسد.
از سوی دیگر اما نامزدان انتخابات ریاست جمهوری تلاش میکنند با دفاع از طرح تشکیل حکومت موقت زمینه مشارکت خود در قدرت سیاسی را فراهم کنند و انتخابات ریاست جمهوری آینده با مدیریت حکومت موقت برگزار شود تا غنی نتواند مانند انتخابات ولسی جرگه اخیر، در انتخابات ریاست جمهوری آینده نیز به نفع خود دخالت کند.
-

ردپای دخالتهای خارجی و همسویی برخی سیاسیون داخلی با خارجیها در تهیه لیست آشکار به نظر میرسد
اعتراض قطر به لیست 250 نفری هیأت مذاکره کننده حکومت افغانستان سبب شد نشست قطر که نوعی گفتوگوی بینالافغانی به حساب میآمد کنسل شود.
این درحالیست که حکومت افغانستان پس از جنجالهای زیاد یک لیست 250 نفری متشکل از سیاستمداران برجسته، نمایندگان حکومت و فعالان جامعه مدنی برای گفتوگو با طالبان در دوحه قطر را اعلام کرده بود.
لیست مذاکره کننده حکومت با اعتراضات مختلفی از سوی سیاسیون بیرون از حکومت از جمله حامد کرزی، رئیس جمهور پیشین افغانستان، روبرو شده بود.
حامد کرزی معتقد بود تعداد اعضای هیأت مذاکره کننده باید کمتر از ۲۵۰ نفر باشد. در آغاز هم برخی از رسانهها گزارش داده بودند تعداد اعضای هیأت مذاکره کننده حکومت از ۱۵۰ نفر تجاوز نخواهد کرد.
قرار است از امروز گفتوگوهای سیاسی برای تشکیل یک هیأت مذاکره کننده جدید آغاز گردد.
حبیبه سرابی، عضو شورای عالی صلح، به هشت صبح گفته بود، نهادی که در قطر این نشست را میزبانی میکند، چون تنها دویست نفر را برای شرکت در نشست دوحه دعوت کرده بود، فهرست ۲۵۰ نفری را نپذیرفت.
طالبان نیز اعلام کردند که مخالف فهرست ۲۵۰ نفری هستند. آنان تأکید کردند تعداد شرکتکنندگان بیش از حد زیاد است و حکومت افغانستان افراد مورد نظر خودش را در هیأت گنجانیده است.
در کابل هم برخی از سیاستمداران از جمله دستهی انتخاباتی آقای اتمر اعلام کرده بود فهرست ۲۵۰ نفری هنوز هم نهایی نیست. آقای محمدیونس قانونی، معاون اول تکت انتخاباتی حنیف اتمر، گفته بود باید از حوزهی مقاومت ضد طالبان حدود ۲۰ نفر در فهرست باشند.
آقای قانونی در جلسهی روز پنجشنبهی ارگ هم حضور نداشت. این تفاوت نظرها هم در لغو نشست قطر بیتأثیر نبود. به نظر میرسد که دستهی انتخاباتی حنیف اتمر به این باور رسیده بود که داکتر غنی و داکتر عبدالله تلاش کردهاند تا در فهرست کسانی که به قطر خواهند رفت، حامیان انتخاباتی خودشان را جا دهند. دستهی انتخاباتی اتمر تصورش این بود که هم غنی و هم عبدالله در تهیهی فهرست به سود دستههای انتخاباتی خود اعمال نفوذ کردهاند. این تفاوت نظر و بیاعتمادی سیاسی هیچگاه به پایان نرسید.
به نظر میرسد بین داکتر خلیلزاد، اشرف غنی، داکتر عبدالله و دیگر سیاستمداران توافق شده بود که یک هیأت همهشمول که در آن نمایندگان سیاستمداران، فعالان جامعهی مدنی و مقامهای حکومتی حضور داشته باشند، تشکیل شود تا در قطر با نمایندگان طالبان تبادل نظر کنند و هرگروه، پالسی خود را در مورد آیندهی سیاسی افغانستان توضیح بدهد و در پایان کار همه بر ضرورت پایان جنگ تأکید کنند.
توافق بر این بود که همهی اعضای هیأتی که به قطر میروند، خودشان را بخشی از نظام سیاسی کنونی معرفی کنند و زیر پرچم افغانستان قرار بگیرند و به نظر میرسد دولت قطر هم این موضوع را پذیرفته بود. ولی ناگهان دولت قطر یک فهرست دیگری را برای دولت افغانستان ارسال کرد.
به نظر میرسد حکومت قطر در مشورت با نمایندگان طالبان فهرست را کوتاهتر کرده باشد اگرچه تا هنوز روشن نیست که آیا حکومت قطر در کابل هم با شماری از سیاستمداران بیرون از حکومت افغانستان در مورد کوتاهترکردن فهرست مشورت کرده بود یا نه، ولی چیزی که روشن است، این است که حکومت قطر تلاش کرده تا در این روند اعمال نفوذ کند.
شاید نهاد قطری برگزارکنندهی نشست دوحه، ظرفیت لازم را برای پذیرایی از ۲۵۰ مهمان از کابل نداشت، اما خاندان حکمران قطر با استفاده از این مشکل تخنیکی تلاش کرد تا به صورت نامتعارف در روند تهیهی فهرست شرکتکنندگان نشست دوحه اعمال نفوذ کند.
حکومت قطر شاید در هماهنگی با نمایندگان طالبان و شماری از سیاستمدارانی که در کابل با دوحه همسو هستند، فهرست جدیدی ترتیب داده است. قطر خودش را رقیب عربستان میداند. این امیرنشین کوچک که در سالهای اخیر میزبان نمایندگان طالبان بودهاست، حتماً با شماری از سیاستمداران افغانستان هم روابط ایجاد کرده است. برخی از سیاستمداران کابلنشین با طالبان در تماساند و روشن است که اگر مذاکرهی محرمانهای بین نمایندگان طالبان و برخی از سیاستمداران افغان صورت گرفته باشد، حکومت قطر از آن بیخبر نبوده است.
راه ایجاد نفوذ نامتعارف در مناسبات قدرت و سیاست افغانستان هم بسیار ساده است. بسیاری از کشورها با پرداخت پول توانستهاند در روابط قدرت و سیاست افغانستان نفوذ کنند. بعید نیست که دوحه هم به همین روش متوسل شده باشد. شاید به همین دلیل است که دوحه بدون مشورت با حکومت و مراعات اصول دیپلماتیک، خودش دست به تهیهی فهرست زده است.
در جنگهای کابل، رهبران حکومتی، تنظیمی و شبهنظامی در مکه و شهرهای دیگر عربستان به وساطت خاندان حاکم بر ریاض مذاکره میکردند. یکبار رهبران تنظیمی در کابل جمع شدند و سوگند یاد کردند که جنگ را متوقف میکنند و به مذاکره روی میآورند، اما به آن عمل نکردند.
در دههی هشتاد میلادی هم عربستان مثل ایالات متحده از تنظیمهای ضد شوروی که علیه حکومت حزب دموکراتیک خلق و ارتش سرخ میجنگیدند، حمایت مالی میکرد. عربستان در آن زمان تلاش میکرد که کمکهای مالیاش به تنظیمها کمتر از واشنگتن نباشد. به همین دلیل نفوذ عربستان در افغانستان بسیار گسترده شد. حال قطر هم حتماً به این فکر افتاده است که نفس همسویی با برخی از سیاستمداران افغان و نمایندگان طالبان، نفوذ گستردهای در افغانستان برایش ایجاد کرده است و میتواند حتی به صورت نامتعارف در مسایل مرتبط به افغانستان دخیل باشد. همین قطریها در سال ۲۰۱۳ هم به خود اجازه دادند تا طالبان لوحه و پرچم امارت اسلامی خود را بر دیوار دفتر این گروه در دوحه نصب کنند. این رفتار سبب شد که کل تلاشهای حکومت اوباما برای مذاکره با طالبان نقش بر آب شود. در آن زمان کرزی هم به این امر اعتراض کرد و در ادامه، از رسمی شدن دفتر طالبان در دوحه جلوگیری شد.
با شروع دوباره گفتوگوها میان سیاستمداران درون و بیرون حکومت افغانستان درباره تهیه فهرست جدید هیأت مذاکره کننده با طالبان، پیشبینی میشود دستگاه دیپلماسی ایالات متحده هم فعالتر شود تا هماهنگی بیشتری با قطریها و طالبان ایجاد شود. بعید نیست که آقای خلیلزاد بار دیگر به کابل بیاید و بین بازیگران مختلف وساطت کند. آقای خلیلزاد در توییتر خودش هم نوشته بود آماده است تا در تهیهی فهرست جدید وساطت کند.
-

اسماعیل خان: لویه جرگه مشورتی برای صلح، کمپاین انتخاباتی تیم غنیست و مشکلی را حل نمیکند
در روزهای اخیر که تلاشهای حکومت افغانستان و امریکا برای ختم جنگ در افغانستان به داغترین مراحل خود رسیده، طالبان یکبار دیگر با بیمیلی خود به مذاکره تمام امیدها به موفقیت پروسه صلح افغانستان را به یأس مبدل ساختهاست و علیرغم اقدامات صورت گرفته، صلح در افغانسان هنوز یک رؤیای دست نیافتنی به نظر میرسد. اعلام عملیات بهاره طالبان با نام الفتح، برگزاری نشست قطر که نوعی گفتوگوی بینالافغانی به نظر میرسد و قرار است از نوزده تا بیستویک ماه جاری میلادی در دوحه برگزار شود را تحتالشعاع خود قرار دادهاست.
از سویی هم جنجالها بر سر تعیین هیأت مذاکره کننده حکومت برای شرکت در نشست قطر و برگزاری لویه جرگه مشورتی برای صلح، مشکل آفرین شدهاست: بسیاری از چهرههای برجسته سیاسی به شمول نامزدان انتخابات ریاست جمهوری آینده و همتیمیهای سرشناس آنها، شرکت در لویه جرگه مشورتی را تحریم کردهاند. تحریم کنندگان لویه جرگه مشورتی، آن را چیزی جز کمپاین انتخاباتی برای تیم غنی نمیدانند و معتقدند که لویه جرگه هیچ مشکلی را حل نمیکند.
منتقدان رئیس جمهور غنی، وی را به انحصارگرایی در پروسه صلح وانتخابات متهم میکنند: به باور مخالفان سیاسی غنی، رئیس جمهور قصد دارد مذاکره با طالبان را بدون توجه به خواست واقعی مردم و شخصیتهای کلان سیاسی به پیش ببرد. برای غنی، منافع شخصیاش مهمتر از رسیدن به صلح است. مخالفان سیاسی غنی تأکید میکنند، صلح برای غنی زمانی اهمیت دارد که دوام قدرت او را تهدید نکند.
منتقدان و مخالفان غنی میافزایند اینکه غنی بر برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آینده افغانستان تأکید میکند، نشان میدهد که وی و حلقه اطرافش از قبل این انتخابات را هم مانند انتخابات پارلمانی اخیر مهندسی کردهاند.
پروسه صلح و انتخابات ریاست جمهوری و اماو اگرهای دخالت و انحصارگرایی غنی در آنها، دو موضوع مهمی است که شهروندان افغانستان را دچار سردرگمی بزرگی ساختهاست.
محمد اسماعیل خان از اعضای ارشد حزب جمعیت اسلامی و کسیکه در پستهای کلان حکومتی ایفای وظیفه کرده در مصاحبه با یکی از رسانهها به بسیاری از سؤالات مربوط به این موضوع مهم پاسخ دادهاست.
اسماعیل خان در پاسخ به سؤالِ «ارزیابی اراده حکومت در پروسه صلح» میگوید: «امیدوار بودیم در نشستهایی که با رئیس جمهور غنی داشتیم، وی را به نیت خیر شخصیتهای سیاسی کشور در پیشبرد پروسه صلح واقف ساخته و حمایتش را جلب کنیم اما غنی و حلقه اطرافش از دست شرکتکنندگان در گفتوگوی مسکو بسیار عصبانی هستند. تلاشهایی صورت گرفت تا از طریق حامد کرزی، رئیس جمهور پیشین افغانستان، سوء برداشتهای ایجاد شده اصلاح و فاصله ایجاد شده میان حکومت و شخصیتهای برجسته سیاسی خارج از حکومت کم شود. در جلسات ابتدایی با رئیس جمهور غنی، ارادهی وی درحمایت از پروسه صلح احساس شد اما در جلسات بعدی که بحث تشکیل هیأت مذاکره کننده برای شرکت در نشست قطر مطرح شد، هیچ علاقهای از سوی تیم رئیس جمهور مشاهده نگردید، شورای عالی مصالحه روی «تعداد اعضای هیأت مذاکره کننده، انتخاب اعضای آن از میان شخصیتهای مختلف کشور و هماهنگی میان اعضای حکومتی شامل در لیست و دیگر سیاسیون بیرون از حکومت» به اختلاف خورد و بدون نتیجه به پایان رسید. به نظر میرسد برنامههای سیاسیون بیرون از حکومت به شمول رهبران احزاب، نامزدان انتخابات ریاست جمهوری آینده و دیگر شخصیتهای تأثیر گذار سیاسی در مورد صلح، برای رئیس جمهور اهمیتی ندارد و رئیس جمهور غنی حاضر نیست آنها را بپذیرد.
محمد اسماعیل خان در بخش دیگری از مصاحبه خود به لویه جرگه مشورتی برای صلح اشاره و میگوید لویه جرگه مشورتی برای صلح که از سوی حکومت روی دست گرفتهشده هرگز به نفع ملت افغانستان نیست چون شهروندان افغانستان نگرانند غنی و همتیمیهایش از این لویه جرگه سوء استفاده کرده و مشروعیت لازم برای دوام حکومت خود را به دست آورند درحالیکه نامزدان انتخابات ریاست جمهوری ادامهی این حکومت بعد از 22 ماه می (اول جوزا) سال جاری میلادی را قانونی نمیدانند. مخالفان سیاسی غنی بعد از اول جوزا و در صورت پافشاری غنی به دوام حکومتش، ممکن است دست به اقداماتی بزنند که سبب ایجاد نگرانیهای کلان و بیثباتی بیشتر در افغانستان گردد. با درنظرداشت چنین فضایی، رئیس جمهور بهتر است که برگزاری لویه جرگه را متوقف کند.
اسماعیلخان میافزاید حکومت و طالبان علیه همدیگر اعلام جنگ کردهاند در حالیکه انتظار داشتیم رئیس جمهور غنی اهمیت پروسه صلح را ملاحضه کند تا ما به یک آتشبس برای پیشبرد پروسه صلح برسیم.
این همه در حالیست که سفر هیأت مذاکره کننده حکومت برای شرکت در نشست قطر تا زمان نامعینی به تأخیر افتاده و طالبان با لحنی تمسخر آمیز تعداد زیاد اعضای هیأت مذاکره کننده را نامناسب دانستهاند.
-

به دلیل اختلافات در ترکیب، سفر هیأت 250 نفری حکومت برای نشست قطر به تأخیر افتاد
این هیأت که فهرست آن دو روز پیش از سوی حکومت اعلام شده بود قرار بود امروز راهی دوحه قطر شوند.
منابع میگویند سفر هیأت کلان مذاکره کننده حکومت به قطر تا تاریخ نامعلومی به تأخیر افتادهاست اما سخنگویان رسمی حکومت تاکنون این موضوع را تایید نکردهاند.
بیشتر افرادی که در ترکیب این هیات قرار گرفتهاند از نزدیکان رییس جمهور، رییس اجرایی و حامد کرزی، رئیس جمهور پیشین افغانستان، میباشند.
یک روز پس از اعلام این فهرست، طالبان با نشر خبرنامهای به نحوی این فهرست طولانی و پر تعداد حکومت را به تمسخر گرفته گفتند حکومت افغانستان فکر میکند به عروسی دعوت شدهاست.
ذبیح الله مجاهد، سخنگوی طالبان، گفت: « تهیهکنندگان این فهرست باید درک کنند که این یک نشست منظم و پلان شده در یک کشور دوردست خلیجی است، نه مراسم عروسی و یا مهمانی در کدام هوتل در کابل.»
در خبرنامهی طالبان آمده است: « از ترتیب و نشر اینگونه فهرستها معلوم میشود که ادارهی کابل از چنین نشستها و از پیشرفت در راستای صلح هراس دارد و با اینگونه حرکات خود در پی تخریب آن است.»
طالبان تاکید کرده اند حضور تمامی ۲۴۹ نفر در نشست قطر پذیرفتنی نیست و تنها شماری از شخصیتهای محدود سیاسی و بزرگان قومی در این نشست حضور خواهند داشت.
از سویی هم، رییس جمهور غنی روز گذشته با اعضای هیات اشتراک کننده نشست قطر در ارگ دیدار کرد و به آنها گفت، طالبان را قانع کنند که بدون مذاکره مستقیم با دولت دیگر راهی برای ختم جنگ در کشور ندارند و نگذارند که بیشتر از این بیرونیها در مورد سرنوشت افغانستان تصمیم بگیرند.
آقای غنی این نشست را فرصت خوبی برای ختم جنگ ۴۰ ساله در افغانستان خواند و تاکید کرد صلح بینالافغانی بازنده و برندهای ندارند و طالبان این مساله را باید درک کنند که تنها از راه منطق سیاسی میتوانند به یک موافق صلح با دولت دست یابند.
وی از اعضای هیات خواست با منطق واضح با طالبان صحبت کنند و از دردها، مجبوریتها و خواستهای طالبان آگاه شوند.
قرار است نشست قطر میان هیات افغانی و طالبان در تاریخ ۱۹-۲۱ اپریل در قطر برگزار شود.
حکومت افغانستان برگزاری این نشست را برای پیشرفت پروسهی صلح حیاتی خوانده است.
-

عطا محمد نور هیأت مذاکره کننده حکومت برای نشست قطر را رد کرد
آقای نور در فیسبوک خود در این مورد نوشتهاست: «فهرست فرمايشىای كه از طرف حكومت براى نشست قريبالوقوع قطر تهیه شده است را کاملا رد نموده و آن را یک فهرست حکومتی میخوانیم.»
وی افزودهاست: «متاسفانه برخلاف توقعات و بدون درنظر گرفتن واقعیتهای موجود سیاسی و اجتماعی در کشور، اکثریت کسانیکه در این فهرست گنجانده شدهاند از میان مسوولان حکومتی و افرادی انتخاب شدهاند که از هیچ قشر جامعه و پایگاههای مردمی نمیتوانند نمایندگی کنند.»
به باور عطا محمد نور حضور پررنگ حوزه جهاد و مقاومت بهعنوان یکی از طرفهای مهم معادلات سیاسی در کشور در این لیست کاملا نادیده گرفته شده است.
آقای نور تأکید میکند: «این حرکت حکومت یک عمل قصدی برای بهچالش کشیدن و سبوتاژ پروسه صلح است.»عطا محمد نور در عین حال از پروسه صلح و تلاشهای داکتر زلمی خلیلزاد و اجماع جامعه جهانی برای آوردن صلح حمایت میکند و از ادامهی تلاشهایش برای تحقق صلح در کشور خبر میدهد.
قابل ذکر است نشست قطر با هدف تلاش برای صلح افغانستان قرار است از نوزده تا بیست و یک ماه اپریل جاری در دوحه پایتخت قطر برگزار شود.به گفته مقامات حکومتی و طالبان، نشست قطر بیش از آنکه مذاکره رسمی صلح میان طالبان و حکومت باشد، کنفرانسی برای تبادل نظرات در مورد صلح به شمار میرود.
-

طالبان در میدان صلح، با امریکا، حکومت افغانستان و کشورهای منطقه بازی میکنند!
در این روزها که تنور پروسه صلح افغانستان گرم شده گفتمان غالب روی موضوعاتی چون «سازوکار حکومت افغانستان در مورد صلح، خواستهای امریکا در پروسه صلح و موضع اپوزیسیون حکومت در قبال صلح» تمرکز یافته و در این میان کمتر به صلح از دیدگاه طالبان پرداختهشدهاست.
این درحالیست که خواست، اهداف، روش مذاکره و سازوکارهای سیاسی-نظامی طالبان در مذاکرات صلح از اهمیت خاصی برخوردار است، اینکه طالبان از صلح چه میخواهند؛ آیا صلح برای طالبان یک هدف است یا این گروه با استفاده ابزاری از صلح به دنبال اهداف سیاسی و نظامی دیگر میباشند؟
طالبان در میدان صلح، بازی سهگانهای را دنبال میکنند: « بازی با امریکا، بازی با منطقه و بازی با حکومت و سیاسیون افغان.»
روایت طالبان در بازی با امریکا و متحدانش با روایت طالبان در بازی با منطقه و حکومت افغانستان تفاوتهای فاحشی دارد. طالبان به امریکا و متحدانش اطمینان میدهند که دیگر با القاعده و دیگر گروهکهای تروریستی همپیمان نیستند و تنها یک جنبش داخلی با اجندای داخلیاند و هیچ وقت نخواهند گذاشت که تحت حاکمیتشان تهدیدی از خاک افغانستان متوجه امریکا و متحدان امریکا شود. روایتشان به کشورهای منطقه این است که طالبان تهدیدی برای کشورهای منطقه به حساب نمیآید؛ طالبان گروههای تروریستی که امنیت کشورهای منطقه را تهدید میکنند، را در افغانستان جای نمیدهند.
طالبان در تلاشند به کشورهای منطقه بقبولانند که در همکاری با آنها، امریکا و نیروهای ناتو را که تهدیدی بالقوه برای پاکستان، ایران، چین، روسیه و آسیای مرکزی است را از خاک افغانستان بیرون خواهند راند.
طالبان در نشستهای صلح با حکومت افغانستان و جریانهای سیاسی در این کشور سیاست «تفرقه بیانداز و حکومت کن» را دنبال میکنند. طالبان از مذاکرات «دولتمحور» میهراسند و روی همین محاسبه است که میخواهند از انتخابات ریاست جمهوری به عنوان یک بهانه استفاده کنند و حکومت افغانستان را تا سطح یک گروه سیاسی که نمیتواند از کلیت نظام به خاطر انتخابات و کاندیداتوری رییس جمهور غنی نمایندگی کند تقلیل جایگاه دهند. این منطق اشتباه و خلط نمودن نظام با کاروزار انتخاباتی است. از سوی دیگر حکومت افغانستان هم به دلیل نداشتن یک تیم سیاسی قوی نتوانسته از خود درایت، کفایت و فراست سیاسی نشان دهد تا بتواند تمامی طرفهای سیاسی افغانستان را دور خود جمع کند و با رویکرد دولت-محور بودن صلح با طالبان مذاکره کند.
با تمام این ترفندها طالبان یک استراتژی پیچیده سیاسی- نظامی سه لایهای را دنبال میکنند: در قدم اول طالبان به دنبال کسب مشروعیت سیاسی ملی و بینالمللی هستند. باورشان این است که با دنبال نمودن بازی صلح، میتوانند خودشان را به عنوان یک حکومت بدیل با مشروعیت ملی، منطقهای و بینالمللی برای جهانیان معرفی کنند. این به معنای بدل شدن خشونت در میدانهای جنگ به مشروعیت در میز مذاکرات صلح میباشد.
در قدم دوم طالبان به دنبال مذاکرات با ایالات متحده امریکا برای سه خواست عمده (دریافات تقسیم اوقات زمانبندی شده برای خروج نیروهای امریکایی، رهایی زندانیان طالب و کسب مشروعیت بینالمللی) است و در قدم سوم طالبان کنار زدن و به حاشیه کشانیدن حکومت افغانستان و تقلیل آن به یک گروه سیاسی میباشد. بناً طالبان بازی صلح را تکمیلکننده میدان جنگ میدانند و از آن به خاطر مشروعیتزدایی حکومت افغانستان، کسب شناخت بینالمللی و ارایه بدیل استفاده میکنند.
صلح برای طالبان یک تاکتیک سیاسی بوده و استراتژی نیست. صلح ابزار است و نه هدف و از این ابزار برای تداوم استراتژی جنگی خویش استفاده میکنند. تا کنون هیچ اراده جدی از جانب طالبان برای صلحخواهی دیده نشده است، آنچه مسلم و قابل لمس بوده تشدید جنگ در میادین جنگی است. روایتهای طالبان را میتوان از چهار منبع: حسابهای شبکههای اجتماعی مرتبط به طالبان، سخنان و موقفگیریهای اراکین پیشین طالبان در داخل و بیرون افغانستان، متحدان منطقهای طالبان و سیاسیون نزدیک به طالبان به دست آورد وقتی که اینها را کنار هم میگذاریم، به وضوح دیده میشود که طالبان تا هنوز بر این باورند که میتوانند جنگ جاری در افغانستان را از طریق خشونت به پیش ببرند و امریکاییها هم دیر و یا زود از جنگ افغانستان خسته شده افغانستان را ترک خواهند کرد. در چنین وضعیتی طالبان جنگ را شدت بخشیده و صبر سیاسی برای کسب مشروعیت ملی و بینالمللی و ارائه حکومت بدیل را در پیش گرفتهاند.
منطق طالبان و حامیان منطقهایشان روی سه شاخص اساسی جنگمحور « انارشی و نفاق سیاسی در تیاتر سیاسی کابل، خستهسازی مفرط امریکا از جنگ افغانستان و تشدید رقابتهای منطقهای برای خروج امریکا از منطقه، مخصوصاً در محوریت ایران و روسیه» استوار است.
اما چیزی که طالبان از آن غافلاند گروههای مختلف سیاسی- نظامی جهادی و غیرجهادی افغان است که تا هنوز نجنگیدهاند. این گروهها تا حال جزئی از حکومت بودهاند و در صورت شکست و فروپاشی نظام دوباره مسلح گردیده و به جنگ خواهند پرداخت. از جانب دیگر نسل جدید پسایازدهم سپتامبر است که فعلاً به یک کتله عظیم بدل شده و در صورت اجبار میتوانند به یک نیروی نظامی بزرگ در برابر طالبان به خاطر دفاع و حفاظت از آزادیهایشان قرار بگیرند. این گروه ظرفیت بالقوه نظامی دارد و میتواند به یک نیروی قوی نظامی – سیاسی تبدیل شوند.
پس هدف طالبان از نشستهای مختلف صلح در نشستهای مختلف کسب مشروعیت، قباحتزدایی از خود و ارایه یک حکومت بدیل بوده و هیچ ارادهای برای ختم خشونتها و کاهش جنگ ندارند. محاسبه رهبری سیاسی – نظامی طالبان و مشاوران خارجیشان این است که پروسهی صلح را میتواند طولانی ساخته و حوصله امریکا و متحدانش به شمول ناتو را بیازمایند و در نهایت بازی صلح را به نفع جنگ تمام کنند و با تمامیتخواهی این جنگ را در میدان سیاست و جنگ برنده شوند.
پس با این حساب طالبان اهداف جنگی را در زیر چتر صلح دنبال میکنند و منطقشان این است که با به درازا کشانیدن مذاکرات صلح و شدت بخشیدن فشار ماشین جنگیشان در جبهات جنگ امتیازات بیشتری را سر میز مذاکره به دست آورده و بالاخره امریکا و متحدانشان را مجبور به خروج اجباری از افغانستان خواهند کرد.
با این روش و استراتژی، مذاکره طالبان بر این فرض استوار است که زلمی خلیلزاد، نماینده خاص وزارت خارجه امریکا برای صلح افغانستان، تحت فشار زمانی کار میکند و اگر نتواند در مدت زمان معین نتایج ملموسی را به اداره ترامپ پیشکش کند، مجبور به کنارهگیری شده و در این صورت کسانی به جای زلمی خلیلزاد مأموریت حل مشکل افغانستان را برعهده خواهند گرفت که بحث خروج نیروهای خارجی از افغانستان را جدیتر مطرح خواهند کرد و در نهایت امریکا مجبور خواهد شد افغانستان را ترک کند.
تمیم عاصی
-

لیست ابتدایی 250 نفری حکومت برای شرکت در نشست صلح قطر اعلام شد/حنیف اتمر هم در لیست هست!
حکومت یک لیست 250 نفری را برای شرکت در نشست دوحه قطر با موضوع صلح افغانستان اعلام کردهاست.
در این فهرست، ۹۰ تن از سوی جریانهای سیاسی بیرون از حکومت و ۱۵۰ تن دیگر از سوی حکومت به چشم میخورد.
در این فهرست ۵۲ زن نیز دیده میشود.
در فهرست نامهایی که از سوی حکومت تهیه شده است، نامهای مقامهای حکومتی، فعالان جامعه مدنی، عالمان دین، فعالان سیاسی و خبرنگاران قرار گرفتهاست.
هرچند نامهای چهرههایی چون محمد اسماعیل خان، عطا محمد نور و محمد یونس قانونی و افراد نزدیک به حامد کرزی، رئیس جمهور پیشین افغانستان، و گلبدین حکمتیار در این لیست دیده میشود دیده میشود اما نامهای خود آنان در این فهرست جا نگرفتهاست.
از میان هجده نامزد انتخابات ریاست جمهوری آینده، تنها نام حنیف اتمر در این فهرست دیده میشود.
-

گلبدین حکمتیار: در شرایط کنونی جنگ در افغانستان به نفع پاکستان نیست
حکمتیار در مصاحبه روز گذشته(14 اپریل) خود با «رادیو آزادی» در کابل گفت: «پاکستان در امور سیاسی افغانستان، منافع خاص خود را دارد و در این راستا بدون شک از طالبان حمایت میکند.»
به گفتهی حکمتیار، جنگ در افغانستان در شرایط کنونی بیش از آنکه به نفع پاکستان باشد، به ضرر این کشور است چراکه بحرانهای اقتصادی پاکستان افزایش یافته و اسلامآباد تحت فشارهای بینالمللی برای قطع حمایت از طالبان قرار گرفتهاست.
حکمتیار شصتونه ساله در بخش دیگری از مصاحبه خود ابراز امیدواری کرد شورای عالی مصالحه بتواند شکاف بین نخبگان سیاسی افغانستان در مورد مذاکره با طالبان را پر کند.
وی در عین حال اخطار داد حکومت نباید چهرههای قوی اپوزیسیون را در پروسه صلح به حاشیه براند.
رهبر حزب اسلامی گفت: «مردم نباید به انحصار گرفته شوند. صلح یک پروسه ملیست و میطلبد که همه ما صادقانه و بدون هیچ شرطی در آن وارد شویم.»
حکمتیار، رهبر حزب اسلامی، که در سال 2016 با دولت وحدت ملی توافقنامه صلح امضا کرد در عین حال ابراز امیدواری میکند نشست قطر با موضوع صلح بین حکومت افغانستان و گروه طالبان که قرار است در هفته جاری برگزار شود، به گامی مثبت در ختم جنگ در افغانستان منجر شود.
باید گفت نشست قطر که نوعی گفتمان بینالافغانی پنداشته میشود قرار است از نوزده تا بیستویک ماه میلادی جاری در دوحه برگزار شود.
-

نشست قطر بیشتر تشریفاتی خواهد بود تا گامی مثبت برای صلح افغانستان!
یکی از موضوعاتی که روند پیشرفت در مذاکرات صلح افغانستان با گروه طالبان را تا این لحظه با کندی روبرو ساخته عدم اجماع ملی در افغانستان است. زلمی خلیلزاد، نماینده خاص امریکا در امور صلح افغانستان، در ششمین سفر کاریش به افغانستان و منطقه از سران دولت وحدت ملی خواست برای ایجاد اجماع ملی برای مذاکره با طالبان تمام تلاش خود را انجام دهد.
رئیس جمهور غنی در این راستا، شورای عالی مصالحه را تشکیل داد و این شورای در اولین جلسه خود که در ارگ برگزار شده بود یک هیأت بیستودو نفره مذاکره کننده حکومت برای گفتوگو با طالبان را تعیین کرد.
تعیین خطوط سرخ افغانستان به شمول «حفظ نظام جمهوری اسلامی افغانستان»، «برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آینده» و «حفظ قانون اساسی افغانستان» از دیگر وظایف شورای عالی مصالحه میباشد.
شورای عالی مصاحله شامل سیوهفت عضو متشکل از چهرههای برجسته سیاسی خارج از حکومت و نمایندگان حکومت میباشد.
براساس اعلام مقامات حکومت افغانستان، نشست قطر بیشتر حالت تبادل نظر دارد و مذاکره رسمی صلح بین دولت و طالبان به حساب نمیآید.
طالبان نیز تأکید کردهاند به نمایندگان حکومت افغانستان که در ترکیب هیأت مذاکره کننده در نشست قطر حاضر میشوند به چشم یک فرد صاحب نظر نگاه میکنند تا نماینده رسمی حکومت کابل. به گفته طالبان نمایندگان حکومت تنها میتوانند نظرات شخصی خود را بیان کنند و موضع حکومتی آنها مورد قبول طالبان نیست.
براین اساس باید گفت که نشست قطر بیشتر حالت یک گفتوگوی بینالافغانی را دارد تا یک مذاکره رسمی بین حکومت افغانستان و طالبان.
شورای عالی مصاحله علیرغم برگزاری اولین جلسه خود در دومین جلسه با اختلافاتی روبرو گردید و جلسه سوم آن که قرار بود دو روز پیش برگزار شود، کنسل شد.
در کنار اماواگرهای مربوط به نحوه تشکیل شورای عالی مصاحله و ترکیب هیأت مذاکره کننده، موضوع دیگری که امیدها به نشست صلح قطر را به یأس مبدل میسازد شروط حکومت افغانستان و طالبان برای شرکت در این نشست میباشد؛ دولت افغانستان برخلاف دورههای قبلی که بدون هیچ شرطی حاضر به مذاکره با طالبان بود اینک برای حضور در نشست قطر شرایطی وضع کردهاست و طالبان نیز بر شرایط پیشین خود اصرار میکنند.
رئیس جمهور غنی میخواهد هیأت حکومتی به شرطى با طالبان در قطر مذاکره کنند که مسأله حکومت موقت و به تعویق انداختن انتخابات ریاست جمهوری را مطرح نکنند و بر حفظ قانون اساسی افغانستان و نظام موجود تأکید کنند.
پرروشن است زمانیکه هیأت حکومتی با شروط وارد مذاکره شود و طالبان نیز حاضر نباشند از شروط قبلی خود پا پس بکشند، نشست قطر حالت تشریفاتی به خود میگیرد و کارایی خود در کمک به برقراری صلح را از دست میدهد.
در چنین وضعیتی جنگ و کشتار مردم بیگناه ادامه خواهد یافت و سربازان و افسران قوای مسلح کشور به دلیل عدم سیاست محکم دولت در جنگ با طالبان در یک دلسردی مرگبار هیچ ارادهای برای جنگ نخواهند داشت و این خود میتواند به جسارت بیشتر طالبان برای افزایش شدت جنگ کمک کند.
-

داکتر عبدالله در لویه جرگه مشورتی صلح شرکت نمیکند
آقای عبدالله با نشر اعلامیهٔ گفته است که از چندی به اینسو برای برگزاری نشست مشورتی با عنوان جرگه مشورتی صلح تصمیم گرفته شده و با توظیف تعدادی، بخشهایی از مراحل تطبیقی آن را نیز پیش بردهاند.
وی افزوده است: «ما در تیم ثبات و همگرایی، نه در سطح احزاب و شخصیتهای شامل این تیم و نه در سطح حکومت، تا این مرحله طرف مشورت برای برگزاری چنین نشستی نبودهایم و در عین حال، دلایل قانع کنندهای برای این نشست به تیم ثبات و همگرایی ارائه نشدهاست.»
رهبر تیم ثبات و همگرایی همچنان افزوده است: «تیم ثبات و همگرایی به رهبری داکتر عبدالله عبدالله اعلام مینماید که در نشست زیر نام «جرگه مشورتی صلح» اشتراک نخواهد کرد و این نشست را ممد به حل مشکلات موجود در افغانستان نمیداند.»
این در حالی است که آمادگی ها برای برگزاری جرگه مشورتی صلح ادامه دارد.
جرگه مشورتی صلح به روز نهم ماه ثور، با حضور حدود ۲۵۰۰ تن از نمایندهگان مردم از سراسر افغانستان در کابل برگزار خواهد شد.
-

طالبان خواهان ادامه جنگ نامشروع در افغانستان میباشند
ارگ ریاست جمهوری در واکنش به عملیات بهاره طالبان میافزاید عملیات طالبان در حالی اعلام می شود که به ابتکار و اصرار حکومت افغانستان تلاش ها برای پایان بخشیدن به جنگ تحمیلی در افغانستان به شدت ادامه داشته و این گروه با هیات مذاکره کننده ایالات متحده امریکا مستقیماً وارد مذاکرات صلح میباشد.
براساس اعلام حکومت افغانستان، اصرار طالبان بر تداوم جنگ و فساد در افغانستان در حالی صورت می گیرد که علمای جید کشور و جهان اسلام، ادامه جنگ طالبان علیه مردم افغانستان را جهاد نه بلکه فتنه دانسته و خواهان توقف آن شده اند. علمای افغانستان و جهان اسلام به گونه ی واضح گفته اند که جنگ طالبان علیه مردم افغانستان فاقد هر نوع مشروعیت دینی بوده و برای ادامه ی آن هیچ گونه توجیه شرعی وجود ندارد.
ادعای طالبان مبنی بر این که این اعلان جنگ در پاسخ به اعلان حکومت افغانستان صورت گرفته، نادرست است. حکومت افغانستان نه تنها این که اعلانی در مورد آغاز عملیات جنگی نکرده است، بلکه تمام موانعی را که در مقابل صلح وجود داشت از میان برداشته و تداوم جنگ را به نفع هیچ طرفی نمیداند.
حکومت افغانستان تأکید میکند: «مردم افغانستان شاهد هستند که طالبان طی عملیات های گذشته شان نه تنها این که مردم بیگناه ما را در سراسر افغانستان، به اشاره ی بیگانه گان، آماج حملات تروریستی قرار داده اند، بلکه خلاف ارزش های اسلامی و عنعنات افغانی به گونه ی مکرر وارد حریم خصوصی مردم متدین ما شده، زنان و اطفال بیگناه را گروگان گرفته، از آنها به عنوان سپر و از خانه های شان به حیث سنگر استفاده کرده اند.»
در بخش دیگری از اعلامیه ارگ آمدهاست: «مردم و حکومت افغانستان از جوانان افغان که در صفوف جنگی طالبان هستند و وسیلهی اهداف قدرت طلبانهی رهبری این گروه و حامیان منطقه یی شان شده اند، می خواهد تا فریب آنها را نخورده و دیگر وسیله ی بیگانه گان برای ایجاد رعب و وحشت میان خواهران و برادران مسلمان خود نگردند.»
مردم و حکومت افغانستان از آن عده رهبران و اعضای گروه طالبان که با این اعلان جنگ علیه مردم افغانستان مخالفند میخواهند تا در صف مردم مسلمان خود قرار گرفته و علیه این اقدام نامشروع صدای خود را بلند کنند.
حکومت تأکید میکند به نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان هدایت واضح داده شده است تا در مطابقت با اصل دفاع از تمامیت ارضی و نوامیس ملی و اسلامی کشور و در دفاع از مردم متدین افغانستان تمام تدابیر لازم را اتخاذ نموده و از سنگرهای خود با قوت دفاع کنند.
حکومت افغانستان در حالیکه آماده است از وجب وجب خاک و فرد فرد کشور دفاع کند، یک بار دیگر از رهبری گروه طالبان می خواهد تا از ادامه ی این جنگ نامشروع و تحمیلی دست کشیده و به دعوت بلا قید و شرط دولت و مردم افغانستان برای مذاکرات صلح لبیک بگویند.
-

عملیات بهاری طالبان آغاز شد/ پاکسازی افغانستان از اشغال و فساد از اهداف عملیات الفتح طالبان عنوان شدهاست
طالبان در حالی از آغاز عملیات بهاری خود خبر میدهند که درست یک هفتۀ دیگر به آغاز دوبارۀ گفتوگوهای صلح افغانستان میان نمایندگان آمریکا و این گروه در قطر باقی مانده است، اما در اعلامیۀ گروه طالبان به گفتوگوهای صلح هیچ اشارهیی نشده است.
حدود یک هفته پیش محمدعمر داوودزی، رئیس دبیرخانۀ شورای عالی صلح، گفت که به گونۀ رسمی از طالبان دعوت میکنند تا در لویه جرگۀ مشورتی صلح شرکت کنند.
اما این گروه دو روز پیش با نشر خبرنامهیی گفت که در لویه جرگه مشورتی صلح اشتراک نمیکند.
گفتنیست که رئیس جمهور اشرف غنی، حدود ده روز پیش پلان امنیتی و عملیاتی خالد برای سال روان خورشیدی را به هدف بهبود وضعیت امنیتی در سراسر کشور و سرکوب دشمن تصویب کرد.
-

شورای عالی مصالحه همهشمول نیست
این نامزدان صلح را یک پروسه ملی و همهشمول میدانند و بدین باور اند که هیچ نهاد یا گروهی صلاحیت انحصاری تصمیمگیری در مورد این مسأله ملی را ندارد. این کاندیدان «شورای عالی مصالحه» را که اخیراً از جانب حکومت افغانستان تشکیل گردیده است، همهشمول نمیدانند و ترکیب فعلی آن را نمیپذیرند.
نامزدان معترض تأکید میکنند از آنجایی که کاندیداهای انتخابات ریاستجمهوری با حمایت ملی و فراگیری که دارند، از شخصیتهای تأثیرگذار بر فرایندهای سیاسی کشور اند، به تمامی مسایل کلان ملی، به خصوص به مسایل مرتبط با صلح میبایست مشورت پیوسته با آنها صورت گیرد. در غیر آن هیچ تصمیم یکجانبه نمیتواند همهپذیر باشد و منافع ملی کشور را تأمین نماید.
کاندیدان ریاستجمهوری با اذعان به اینکه هیچگونه مشورتی با آنها در مورد شورای عالی مصالحه و تعیین اعضای آن صورت نگرفته است، متفقاً بر این باور اند که این شورا باید دارای ترکیب ملی و همهشمول باشد و نمایندهگان واقعی مردم افغانستان از اقشار مختلف شامل آن باشند. بدین لحاظ ترکیب شورای عالی مصالحه باید در زودترین فرصت ممکن تغییر کند و در مشورت با کاندیداهای ریاستجمهوری، شورای عالی مصالحه جدیدی که هم ملی باشد و هم توان و ظرفیت پیشبرد صلح به عنوان یک مسأله ملی را داشته باشد، تشکیل شود.
کاندیدان ریاستجمهوری این را مسوولیت خویش میدانند که در کنار نمایندهگان واقعی احزاب، جریانهای سیاسی، جامعه مدنی، زنان و متنفذین، شورای عالی مصالحه در چارچوب جمهوری اسلامی افغانستان مجدداً شکل بگیرد که علاوه بر شمولیتِ ملی نمایندهگان حکومت نیز در ترکیب آن موجود باشد تا در مورد تصامیمِ کلان ملی حسِ مشارکتِ فراگیر تأمین گردد و الا تصامیم شورای مصالحه ملی کنونی را قابل قبول ندانسته مطابق به منافع ملی نمیدانیم.
شورای جدید که شمولیتِ ملی داشته مکلف است در راستای اهداف و منافع علیای کشور، چهارچوب صلح را تعیین و اهداف آن را ترسیم نماید. این شورا اعضای هیات مذاکره کننده را نیز با رعایت اصل همه شمولی و فراگیر انتخاب خواهد کرد. همچنین شورای عالی مصالحه جدید به عنوان عالیترین مرجع تصمیمگیری در بارۀ صلح، در باره لویه جرگه مشورتی صلح و ضرورت یا عدم ضرورت برگزاری آن در شرایط حساس کنونی تصمیم خواهد گرفت. این امر بدین سبب است که هیچ جناحی نتواند از پروسه صلح و لویه جرگه به عنوان یک مکانیسم ملی، به نفع شخصی و تیمی خود سوءاستفاده نماید و این ساز و کار ملی را به کمپاین انتخاباتی مبدل نماید.
۱-احمدولی مسعود
۲- ابراهیم الکوزی
۳- حکیم تورسن
۴-رحمتالله نبیل
۵-شهاب حکیمی
۶-شیدا محمد ابدالی
۷-عنایتالله حفیظ
۸- غلام فاروق نجرابی
۹-فرامرز تمنا
۱۰-محمد حنیف اتمر
۱۱- نورالرحمن لیوال
۱۲-نورالحق علومی
-

دموکراسی، تضمین کننده صلح و ثبات دائمی در افغانستان
پس از کنفرانس بن، افغانستان گام بلندی در تاریخ خود برداشت و دموکراسی را به عنوان راه مشروع رسیدن به قدرت پذیرفت و از این سال به بعد اگرچه دموکراسی جوان افغانستان با چالشهای زیادی همراه بودهاست اما باید پذیرفت که بدون دموکراسی جنگ در افغانستان به پایان نمیرسد.
پایبندی به اصول دموکراسی ایجاب میکند رهبران حکومت و سران احزاب و شخصیتهای کلان سیاسی کشور با جمع شدن در زیر چتر اجماع ملی خطوط کلی مذاکره صلح با طالبان را روشن سازند و در این راستا امروز قرار است شورای عالی مصالحه دومین جلسه خود را در ارگ ریاست جمهوری برگزار کند. در این جلسه نیروهای سیاسی و جامعه افغانستان مشخص خواهند کرد در مذاکره با طالبان در چه زمینههایی باید انعطاف پذیر باشند و در کدام عرصهها انعطاف نشان ندهند.
اگر همهی نیروهای سیاسی به دموکراسی تن ندهند و قواعد بازی دموکراتیک را نپذیرند و بر اساس آن عمل نکنند، جنگ ادامه مییابد. اگر دموکراسی نداشته باشیم، یک گروه یا ایتلافی از چند گروه شاید بخواهند که حکومت تشکیل دهند و تا ابد در قدرت بمانند. اگر چنین چیزی واقع شد، گروههای دیگر هم دست به تفنگ میبرند و جنگ ادامه مییابد. این امر در کشورهای همسایهی ما هم پذیرفته شده است. ایران یک حکومت مذهبی دارد که رهبری آن مشروعیتش را از ایدیولوژی تشیع سیاسی میگیرد، اما همین حکومت نهادهای انتخابی هم دارد و مشروعیت مذهبی و انتخاباتی هر دو را پذیرفته است. در آنجا گروههای سیاسی با هم رقابت میکنند و این امر به ثبات نسبی در آن کشور کمک کرده است. تردیدی نیست که نهادهای ایرانیای که توسط افراد غیر منتخب اداره میشوند، مسوول و پاسخگو نیستند، در خارج از ایران عملکردهای خودسرانه و نامشروع دارند و از سوی قدرتهای بزرگ در فهرستهای سیاه تروریستی قرار داده میشوند. اما این هم یک واقعیت است که برخی از نهادها در ایران انتخابی اند و شهروندان آن کشور در انتخاباتها شرکت میکنند.
در پاکستان هم همین طوری است. ارتش نهاد قدرتمند در پاکستان است و این نهاد بارها دموکراسی را در این کشور تعطیل کرده است. ولی با آن هم انتخابات در این کشور برگزار میشود، احزاب سیاسی رقابت میکنند و حکومتهای منتخب روی کار میآید و یکی از عواملی که ایالتهای پاکستان و جمعیت ناهمگون آن کشور در صلح به سر میبرند، همین مشروعیت انتخاباتی و فضای آزاد برای رقابت سیاسی است. روشن است که برخی از گروهها از سوی ارتش و استخبارات آن کشور از جریان اصلی سیاست بیرون کشیده میشوند، ولی باز هم احزاب سیاسی این کشور در رقابتهای سیاسی شرکت میکنند و نوعی سیاست رقابتی را به نمایش میگذارند. هند که دموکراسی بزرگ دنیا است و عامل عمدهی موفقیت آن کشور، همین دموکراسی است. رهبران استقلال هند تنها چیز با ارزشی که برای نسل کنونی آن کشور به میراث گذاشتند، دموکراسی بود. همین دموکراسی است که هند را در مسیر موفقیت قرار داده است.
اگر ما در آینده یک دموکراسی نمایندگی نداشته باشیم و مشروعیت سیاسی از ناحیهی دموکراسی و انتخابات نیاید، نه کشوری موفق خواهیم بود و نه از منازعه بیرون خواهیم شد. نسل کنونی سیاست افغانستان در گروه و جریانی که حضور دارد، تنها چیز باارزشی که میتواند از خودش به نسلهای آینده به میراث بگذارد، همین دموکراسی و نهادی به نام انتخابات و مشروعیت انتخاباتی است. اگر دموکراسی نباشد، صلحی در کار نیست و جنگ دایمی میشود. راه جلوگیری از جنگ دایمی، تعریف معیارهای مشروعیت سیاسی بر اساس معیارهای دموکراتیک است. باید به این اصل همهی گروهها گردن نهند که حکومتی مشروع است که منبعث از انتخابات و رأی مردم باشد. حکومتی که منبعث از رأی مردم نباشد، نه دوام میکند و نه برای کشور ثبات به ارمغان میآورد. این امر باید خط سرخ همهی کسانی باشد که به نمایندهگی از جمهوری مذاکره میکنند.