برچسب: پاکستان

  • قانونی: با رفتن غنی فرصت بهتر برای افغانستان پیش آمده است

    قانونی: با رفتن غنی فرصت بهتر برای افغانستان پیش آمده است

    قانونی که هم اکنون در اسلام آباد به سر می‌برد، اظهار داشت که طالبان بدون خونریزی زیاد توانستند افغانستان را تصرف کنند و او این کار طالبان را یک قدم مثبت دیگر توصیف کرد.

    قانونی گفت: هر چند طالبان از تحول و تغییر صحبت می‌کنند، اما سپری شدن زمان و اعمال طالبان نشان خواهد داد که آیا این گروه تغییر کرده است یا خیر.

    قانونی بیان داشت که رهبران سیاسی افغانستان به دنبال ایجاد ثبات در این کشور بوده و ثبات بستگی به نوعیت و ساختار نظام آینده دارد.

    معاون سابق ریاست جمهوری افزود که اگر طالبان اشتباه قبلی شان را تکرار کنند و روی یک نظام تک قومی و تک گروهی تاکید کنند، افغانستان به سوی بی‌ثباتی بیشتر خواهد رفت.

    وی همچنین تاکید کرد تا روی کار آمدن یک حکومت جدید در افغانستان، طالبان باید جلو هر نوع خونرویزی را بگیرند.

    اظهارات قانونی در حالی بیان می شود که ذبیح الله مجاهد، سخنگوی گروه طالبان روز سه شنبه در نخستین نشست خبری اش گفت که رهبری طالبان در تلاش ایجاد یک حکومت همه شمول است تا تمام افغان ها نماینده خود را آن ببینند.

    محمد یونس قانونی در مورد اظهارات امرالله صالح، معاون اشرف غنی که خود را سرپرست ریاست جمهوری افغانستان خوانده گفت قانون اساسی این کشور در مورد سقوط نظام پیشبینی نکرده است.

    او تیم محمد اشرف غنی را یک گروه انحصار طلب و مانع اصلی روند صلح خواند و گفت اکنون با رفتن آقای غنی و تحولات اخیر، یک فرصت برای افغانستان پیش آمده است.

    محمدیونس قانونی، معاون سابق ریاست جمهوری طی سخنانی تاکید کرد که نظام تک قومی افغانستان را به سوی بی ثباتی بیشتری می برد.

    قانونی که هم اکنون در اسلام آباد به سر می‌برد، اظهار داشت که طالبان بدون خونریزی زیاد توانستند افغانستان را تصرف کنند و او این کار طالبان را یک قدم مثبت دیگر توصیف کرد.

    قانونی گفت: هر چند طالبان از تحول و تغییر صحبت می‌کنند، اما سپری شدن زمان و اعمال طالبان نشان خواهد داد که آیا این گروه تغییر کرده است یا خیر.

    قانونی بیان داشت که رهبران سیاسی افغانستان به دنبال ایجاد ثبات در این کشور بوده و ثبات بستگی به نوعیت و ساختار نظام آینده دارد.

    معاون سابق ریاست جمهوری افزود که اگر طالبان اشتباه قبلی شان را تکرار کنند و روی یک نظام تک قومی و تک گروهی تاکید کنند، افغانستان به سوی بی‌ثباتی بیشتر خواهد رفت.

    وی همچنین تاکید کرد که تا روی کار آمدن یک حکومت جدید در افغانستان، طالبان باید جلو هر نوع خونرویزی را بگیرند.

    اظهارات قانونی در حالی بیان می شود که ذبیح الله مجاهد، سخنگوی گروه طالبان روز سه شنبه در نخستین نشست خبری اش گفت که رهبری طالبان در تلاش ایجاد یک حکومت همه شمول است تا تمام افغان ها نماینده خود را آن ببینند.

    محمد یونس قانونی در مورد اظهارات امرالله صالح، معاون اشرف غنی که خود را سرپرست ریاست جمهوری افغانستان خوانده گفت که قانون اساسی این کشور در مورد سقوط نظام پیشبینی نکرده است.

    او تیم محمد اشرف غنی را یک گروه انحصار طلب و مانع اصلی روند صلح خواند و گفت که اکنون با رفتن آقای غنی و تحولات اخیر، یک فرصت برای افغانستان پیش آمده است.

  • توزیع فراگیر قدرت در جامعه چند قومی افغانستان حیاتی است

    توزیع فراگیر قدرت در جامعه چند قومی افغانستان حیاتی است

    شماری از رهبران سیاسی افغانستان روز سه‌شنبه، بیست‌وششم اسد، با عمران‌ خان، نخست‌وزیر و قمر جاوید باجوه، رییس ستاد ارتش پاکستان دیدار کردند.

    محمد محقق، محمدیونس قانونی، عبداللطیف پدرام، صلاح‌الدین ربانی، احمدضیا مسعود، محمدکریم خلیلی و خالد نور به دعوت پاکستان به اسلام‌آباد رفته‌اند. سفر این چهره‌ها به پاکستان هم‌زمان با سقوط کابل انجام شد.

    طبق اعلام دفتر نخست‌وزیر پاکستان، عمران خان در این دیدار حمایت و همبستگی قوی خود را از مردم افغانستان اعلام کرده است. به گفته او، دو ملت از طریق پیوندهای تغییر ناپذیر ایمانی، تاریخی، جغرافیایی، فرهنگی و خویشاوندی متعلق به هم هستند.

    او هم‌چنان گفته است در شرایط کنونی، مسوولیت بزرگی بر دوش رهبران افغان است تا با همکاری سازنده، افغانستان را در مسیر صلح، ثبات و توسعه پایدار هدایت کنند.

    نخست‌وزیر پاکستان بر اهمیت تلاش همه طرف‌ها برای دست‌یابی به راه حل سیاسی فراگیر تاکید کرده است.

    طبق اعلام دفتر نخست‌وزیر پاکستان، اعضای هیأت افغانستان با اشاره به ماهیت چند قومی جامعه افغانستان بر اهمیت توزیع فراگیر قدرت تأکید کرده‌اند. رهبران سیاسی افغانستان هم‌چنین گفته‌اند که مایل به تقویت روابط برادرانه میان افغانستان و پاکستان هستند.

    در همین حال، رادیو پاکستان گزارش داد قمر جاوید باجوه، رییس ستاد ارتش پاکستان در دیدار با چهره‌های سیاسی افغانستان گفته است پاکستان خواهان روابط گسترده با افغانستان است و مایل است هر کاری را که ممکن است برای کمک به افغانستان در دست‌یابی به یک حل و فصل همه‌جانبه که برای صلح و رفاه منطقه حیاتی است، انجام دهد.

    چهره‌‌های سیاسی افغانستان پیش از این با شاه‌محمود قریشی، وزیر امور خارجه پاکستان، دیدار کرده بودند. در این دیدار بر اهمیت راه حل سیاسی و تشکیل حکومت فراگیر تأکید شده بود.

  • عمران خان: افغان ها بند بردگی را شکسته اند

    عمران خان: افغان ها بند بردگی را شکسته اند

    عمران خان، نخست‌وزیر پاکستان در واکنش به پیش‌روی‌های اخیر طالبان گفته است «افغان‌ها زنجیر و بند بردگی را شکسته‌اند».

    آقای خان این سخن را در یک سخنرانی خود در مورد امپریالیسم فرهنگی، مطرح کرد. جزئیات بیشتر سخنان او منتشر نشده است.

    به گزارش بی‌بی‌سی اردو، احزاب سیاسی مذهبی پاکستان، از جمله جماعت اسلامی و جمعیت علمای اسلام «موفقیت» اخیر طالبان افغانستان را تبریک گفته و حمایت و همکاری کامل خود را با طالبان در افغانستان اعلام کرده‌اند.

    طبق این گزارش، برخی از اعضای این گروه‌های مذهبی برای جشن گرفتن ورود طالبان به کابل شیرینی نیز پخش کرده‌اند.

    طالبان روز گذشته پس از آن وارد کابل شدند که محمداشرف غنی، رییس‌جمهور پیشین از افغانستان خارج شد.

  • قریشی: از این فرصت تاریخی برای حل سیاسی استفاده کنید

    قریشی: از این فرصت تاریخی برای حل سیاسی استفاده کنید

    قریشی روز دوشنبه، بیست‌وپنجم اسد، در صفحه‌ فیس‌بوکش نوشت با رهبراین جهادی و سیاسی افغانستان دیدار کرده است.

    شاه‌محمود قریشی در این دیدار گفت این کشور برای بهبود وضعیت افغانستان تلاش می‌کند. او افزود هدف نهایی پاکستان، افغانستان صلح‌آمیز، متحد، دموکراتیک و مرفه است.

    قریشی به هیأت افغانستان گفت پاکستان امیدوار است بتواند با همکاران افغان خود، صلح و آشتی را برقرار کند. به گفته او، کشورهای منطقه و جهان به‌وضوح طرف‌دار صلح و سازش در افغانستان‌اند.

    او افزود: «رهبری افغانستان باید از این فرصت تاریخی استفاده کند تا راه را برای یک راه حل سیاسی گسترده و جامع در افغانستان هموار کند.»

    با این حال وزیر امور خارجه پاکستان معتقد است گفت‌وگوهای همه‌جانبه تنها راه برای یافتن یک راه حل سیاسی و مسالمت‌آمیز برای مشکلات افغانستان است.
    قریشی تأکید کرده است پاکستان اجازه نمی‌دهد بی‌ثباتی در افغانستان و درگیرهای داخلی این کشور بر کشورهای همسایه آن تأثیر بگذارد.

    او هم‌چنان یادآور شد: «باید متوجه عناصر ضد صلح و عناصری که تلاش دارند تا نقش آشتی‌جویانه پاکستان را اشتباه معرفی کنند، باشیم.»

    قریشی گفت پاکستان انتظار دارد تا همه رهبران افغانستان در جهت منافع ملی گسترده همکاری کنند. او از جامعه جهانی نیز خواست برای بازسازی افغانستان به کمک‌های اقتصادی‌شان ادامه دهند.

    گفتنی است روز یک‌شنبه، یک هیأت متشکل از چهره‌های سیاسی کشور، برای بهبود اوضاع به پاکستان سفر کرده است. در این هیأت کریم خلیلی، محمد محقق، صلاح‌الدین ربانی، یونس قانونی، احمدضیا مسعود، احمدولی مسعود، لطیف پدرام و خالد نور عضویت دارند.

  • هیات عالی رتبه برای مذاکره به پاکستان و دوحه می روند

    هیات عالی رتبه برای مذاکره به پاکستان و دوحه می روند

    منابع معتبر به رسانه ها می‌گویند قرار است امروز یک هیأت به منظور مذاکره و یافتن راه‌حل به پاکستان و سپس به دوحه برود.

    این منابع با رد شایعات سقوط کابل، می‌گویند تا زمان نهایی شدن توافق میان دو طرف، در کابل اتفاقی نمی‌افتد و پایتخت از خطر سقوط مصون است.

    در میان اعضای این هیأت، عبدالله عبدالله رییس شورای عالی مصالحه ملی، حامد کرزی رییس جمهور پیشین، محمدکریم خلیلی و برخی دیگر از سیاسیون حضور دارند.

    این هیأت قرار است امروز یک‌شنبه، بیست‌وچهارم اسد وارد پاکستان شود.

    در ادامه نیز شماری از اعضای این هیأت برای ادامه مذاکرات وارد دوحه، پایتخت قطر خواهند شد.

    این در حالی است که بیش‌تر کاربران صفحات اجتماعی به شایعاتی دامن می‌زنند که مردم را نگران کرده است.

  • عمران خان بین ترکیه و طالبان پا درمیانی می کند

    عمران خان بین ترکیه و طالبان پا درمیانی می کند

    منابع خبری پاکستان گزارش دادند، «عمران‌خان» که روز گذشته (چهارشنبه) در اسلام‌آباد میزبان وزیر دفاع ترکیه بود، گفت که حاضر است بین این کشور و طالبان پادرمیانی کند.

    رسانه‌های پاکستانی امروز نوشتند: ترکیه اعلام کرد که به رغم شرایط نامطلوب امنیتی در افغانستان همچنان مشتاق به تامین امنیت فرودگاه کابل است.

    نخست وزیر پاکستان پس از دیدار با وزیر دفاع ترکیه از آمادگی خود برای تسهیل گفت‌وگوها میان آنکارا و طالبان خبر داد و گفت: تلاش خواهد شد تا بحث اداره و محافظت از فرودگاه کابل پس از خروج کامل نیروهای خارجی از افغانستان، پیگیری شود.

    وی اظهار داشت: بهترین کار این است که ترکیه و طالبان گفت‌وگوی رو در رو داشته باشند تا بتوانند در مورد دلایل ایمن سازی فرودگاه کابل صحبت کنند.

    عمران‌خان گفت که ما با طالبان صحبت و از نفوذ خود بر آنها استفاده خواهیم کرد تا با ترکیه مذاکرات مستقیم داشته باشند.

    گروه طالبان با ادامه حضور نیروهای نظامی ترکیه در افغانستان مخالفت و آن را ادامه “اشغال” افغانستان عنوان کرده است.

    اردوغان رئیس جمهوری ترکیه اواخر تیرماه امسال اعلام کرد که با آمریکا برای تأمین امنیت فرودگاه کابل به توافق رسیده و پس از خروج کامل نظامیان آمریکایی این کشور مسئولیت امنیت فرودگاه کابل را برعهده خواهد گرفت.

    ترکیه ۵۰۰ نیرو در چارچوب ناتو در افغانستان دارد و گفته شده که اگر مسئولیت امنیت فرودگاه کابل را بپذیرد، ممکن است به نیروی بیشتری نیاز داشته باشد.

  • عمران خان: طالبان تا زمانیکه غنی در قدرت باشد مذاکره نمی کنند

    عمران خان: طالبان تا زمانیکه غنی در قدرت باشد مذاکره نمی کنند

    به نقل از رویترز، نخست‌وزیر پاکستان گفته‌است که گفتگوی صلح میان دولت و طالبان که غنی و دولت او را دست‌نشانده امریکا می‌دانند، ماه‌ها است که آغاز شده؛ اما هیچ پیشرفتی نداشته‌است.

    نخست‌وزیر پاکستان به خبرنگاران خارجی در اسلام‌آباد گفته‌است در حال حاضر، نمایندگان تعدادی از کشورها از جمله ایالات متحده در دوحه حضور دارند و تلاش می‌کنند در مورد تامین آتش‌بس در افغانستان با نمایندگان دولت و طالبان گفتگو کنند.

    عمران خان افزوده حل و فصل سیاسی بحران افغانستان در شرایط کنونی دشوار به نظر می‌رسد.

    به گفته او، نیروهای امریکایی همچنان از حملات هوایی خود برای حمایت از نیروهای افغان در برابر پیش‌روی‌های طالبان استفاده می‌کنند؛ اما هنوز مشخص نیست که آیا این حمایت‌ها پس از تکمیل خروج نیروهای خارجی هم ادامه پیدا می‌کند یا خیر.

    او همچنین گفته‌است که پس از خروج نیروهای امریکایی از افغانستان اجازه نمی‌دهد که امریکا در خاک پاکستان پایگاه نظامی ایجاد کند.

    عمران خان همچنین گفته‌است امریکا پاکستان را تنها در حل بحران افغانستان مفید می‌داند. به گفته او، واشنگتن بر پاکستان فشار می‌آورد تا از نفوذ خود بر طالبان برای دستیابی به یک توافق صلح اجتناب‌ناپذیر استفاده کند؛ زیرا به باور او، گفتگوی صلح میان دولت و طالبان متوقف شده خشونت‌ها در حال افزایش است.

    او افزوده‌است: «پاکستان فقط در زمینه حل و فصل این آشفتگی که پس از ۲۰ سال تلاش برای یافتن راه حل نظامی که امریکا در افغانستان در نظر داشت، مفید تلقی می‌شود.»

    او گفته‌است که جنگ افغانستان راه حل نظامی ندارد و تنها راه آن گفتگو و رسیدن به یک توافق سیاسی است.

    پیش از این هم عمران خان گفته‌بود که او بارها تاکید کرده‌است که مساله افغانستان راه حل نظامی ندارد؛ اما امریکا جنگ را تنها راه حل مشکل افغانستان دانسته و ۲۰ سال این روش را در پیش گرفت که موفقیتی به همراه نداشت.

  • هشتک پاکستان را تحریم کنید ترند فضای مجاز شد

    هشتک پاکستان را تحریم کنید ترند فضای مجاز شد

     چند روز به این سو کارزاری در شبکه‌های اجتماعی توییتر، فیس‌بوک و اینستاگرام با عنوان «پاکستان را تحریم کنید» شکل گرفته است. شماری از مقام‌های بلندپایه حکومتی از جمله امرالله صالح، معاون اول ریاست جمهوری نیز به این کمپین پیوسته است.

    کاربران با هشتگ‌گذاری « #SanctionPakistan» از سازمان ملل متحد و جامعه بین‌المللی می‌خواهند که پاکستان را تحریم کنند. آنها باور دارند، پاکستان از گروه طالبان حمایت و در امور افغانستان مداخله می‌کند و به همین علت باید تحریم‌های سازمان ملل بر این کشور وضع شود.کاربران عقیده دارند باجنگ نرم از نقاط مختلف به جنگ طالبان و حامیان آنها بروند و با همبستگی و اتحاد آنها را شکست دهند و صدای مردم افغانستان را از این طریق به گوش دنیا برسانند.

    هشتگ این کارزار در توییتر و فیس‌بوک به ترند مسلط تبدیل شده است. تا عصر روز دوشنبه حدود ۱۴۰ هزار بار در توییتر و نزدیک به ۱۰۰ هزار مرتبه در فیس‌بوک این هشتگ استفاده شده است.

    یک منبع اعلام کرد هشتگ« #SanctionPakistan» زنان افغانستان آغاز کرده و مدیریت می کنند.

    از چند ماه به این سو روابط بین افغانستان و پاکستان دچار تنش جدی شده است. مقام‌ها در کابل، پاکستان را به حمایت آشکار از طالبان متهم می‌کنند. اسلام‌آباد همواره این اتهام را رد کرده و مدعی است که حامی صلح و ثبات در افغانستان است.

    همچنین کاربران مجازی این سوال را مطرح کردند:اگر  طالبان از سوی پاکستان حمایت نمی شوند پس چرا باید در خاک این کشور دفن شوند؟

  • کارشناس مسائل سیاسی: بازگشت امارت اسلامی غیرممکن است

    کارشناس مسائل سیاسی: بازگشت امارت اسلامی غیرممکن است

    از چند ماه بدین‌سو گروه طالبان در بخش‌هایی از افغانستان در حال پیشروی است و توانسته‌اند با راه‌اندازی عملیات خونین، بیش‌ از نیمی از خاک افغانستان را اشغال کنند. اکنون پرسش اساسی این است که کدام علل و عواملی در کار است که این گروه در سال‌های اخیر و به‌ویژه در چند ماه گذشته، پیشرفت زیادی در میدان جنگ داشته‌اند.

    داکتر صمیم شمسی، آگاه امور سیاسی، در گفت و گو با خبرگزاری رها معتقد است چندین عامل مختلف باعث شده طالبان در این اواخر پیشروی‌هایی در میدان جنگ داشته باشند.

    «حکومت افغانستان به صورت درست و منسجم نخواسته است طالبان را سرکوب کند؛ چنانچه اگر اراده جدی و قطعی حکومت وجود می‌داشت این گروه تا این حد پیشروی نداشتند. مثلا در روزهای اخیر که حکومت به شدت می‌خواهد از ولایت‌ها/استان‌ها دفاع کند شما می بینید که حدود 10 ولسوالی/شهرستان را از طالبان پس گرفته و مانع پیشروی‌های این گروه شده‌ است. بنابراین، دیده می‌شود که در بدنه‌ی نظام هم قبلا اراده جدی برای سرکوب هراس‌افکنان وجود نداشته است.»

    آقای شمسی با اشاره به ضعف مدیریت جنگ در برابر طالبان، می‌افزاید: «حکومت افغانستان در پنج سال اخیر نزدیک به 3 هزار از نظامیان کارکشته، متخصص و متعهد که تجارب و شایستگی لازم را داشتند تحت عنوان پایان دوره خدمت (تقاعد/بازنشستگی) از کار برکنار کرد و امروزه جای این گونه افراد با تجربه و آب دیده در میدان جنگ و امنیت افغانستان خالی احساس می‌شود.

    «متاسفانه اشخاصی را که در بخش‌های مهم و کلیدی وزارت‌خانه‌های دفاع و داخله انتخاب کردند کسانی بودند که یک روز تجربه نظامی نداشتند و فاقد تخصص، تجربه و تعهد وطنی بودند و همین هم در امر مدیریت بحران و وضع جنگی خیلی کلیدی و تاثیرگذار به شمار می‌رود.»

    وی همچنان با انتقاد از عملکردهای پاکستان در قبال افغانستان، می‌گوید حمایت اسلام‌آباد و «پنجابی‌ها» و سایر حامیان خارجی آن (چچنی، قزاقستانی، تاجیکستانی و…) در پیشبرد ماشین جنگی و «جنایت» طالبان تاثیر داشته است.

    این تحلیلگر مسایل سیاسی افغانستان همچنان بی‌کاری و فقر مادی و فرهنگی را نیز عامل عمده جنگ کنونی افغانستان دانسته، می‌گوید: «پشتون‌ها متاسفانه همه‌ی شان به نحوی به طالبان نزدیک‌اند و حکومت مرکزی هم به شکل درست نتوانسته زمینه‌ی کار و اشتغال و امنیت مردم را تامین کند که این هم به نوبه خود باعث شده طالبان از میان بخشی از مردم و به ویژه قومیت محترم «پشتون» سربازگیری کند.

    آقای شمسی در ادامه افزود: «طالبان نمی‌توانند از راه نظامی و زور قدرت را در افغانستان به دست گیرند، زیرا این گروه نه حمایت جامعه جهانی را با خود دارد و نه هم کشورهای تاثیرگذار در جهان و منطقه، طرفدار حاکمیت این گروه هستند.»

    «طالبان به تنهایی قادر به اعمال حکومت در افغانستان نیست، این را حتی آمریکا و اتحادیه اروپا هم نمی پذیرد چون این گروه افراطی عمل می‌کند و بنیادگرا ست، فراموش نکنیم که طالبان در داخل افغانستان هم با موج مخالفت‌ها و خیزش‌های مردمی مواجه است که مانع جدی و تعیین‌کننده بر سر راه آنان خواهد بود.»

    وی بازگشت امارت اسلامی طالبان را «ناممکن» می‌داند و تاکید می‌کند: «اگر فکر کنیم طالبان همانند بیست و چند سال پیش دوباره قدرت را به دست می‌گیرند، این امکان ندارد، زیرا حمایت جهانی و منطقه‌ای از آن صورت نخواهد گرفت، چنانچه دو هفته پیش ایالات متحده و ناتو نیز روی این اصل تاکید داشتند و گفتند ما نظامی را که در افغانستان با تفنگ به قدرت برسد، به رسمیت نخواهیم شناخت.

    آقای شمسی معتقد است هم‌اکنون مرحله شدت جنگ در کشور است و انتظار می‌رود در آینده نزدیک اوضاع بهتر شود و تغییرات مثبتی در اوضاع کشور اتفاق بیفتد. به باور وی، به‌منظور خروج از وضعیت فعلی، شاید «حکومت توافقی» به وجود بیاید و با تعدیل قانون اساسی، راه برای استقرار آن هموار شود.

    با این حال، افغانستان هم‌اکنون روزهای دشوار و خونینی را تجربه می‌کند. مردم نگران در بحران و ناامنی دست و پا می‌زنند و هر کدام رویای صلح و امنیت را در سر دارند؛ رویایی که معلوم نیست چه وقت به واقعیت برسد!

  • در زمین امریکا بازی نکنید

    در زمین امریکا بازی نکنید

    حوادث تلخ این روزهای افغانستان پر است از صحنه‌های دلخراش و مصیبت باری که متاسفانه با سکوت کشورها و سازمان های مدعی دفاع از حقوق بشر، سازمان کنفرانس اسلامی و … همراه است.
    در طی سالیان گذشته مهم ترین عامل شکل دهنده به سیاست خارجی ایالات متحده نسبت به افغانستان عامل جئوپلیتیک بوده است. جئوپلیتیکی که به عنوان علم مطالعه «نفوذ و تأثیرگذاری عناصر جغرافیایی بر اقدام سیاسی تعریف می شود.» بخشی از سنت واقع گرایی در روابط بین‌الملل بوده است. افغانستان از محدود کشورهایی است که با توجه به رویکردهای مختلف به جئوپلیتیک همواره جایگاه خود را در سیستم بین المللی حفظ کرده است، بدین معنا که نه تنها در نظریه دریایی ماهان و مکیندر از موقعیت استراتژیک برخورداراست، بلکه در نظریه هارتلند انرژی جفری کمپ نیز قرار دارد و از چنین موقعیتی برخوردار است.
    با توجه به جایگاه جئوپلیتیکی افغانستان و عوامل دخیل در آن، حضور امریکا در افغانستان را می توان به دوره‌های مختلفی تقسیم کرد که آغاز آن از دوران جنگ سرد (۱۹۴۵- ۱۹۷۹) تا به امروز می باشد، در طول دوران این حضور همواره با توجه به تغییر در منافع ملی، سیاست خارجی خود نسبت به افغانستان را با آن عیار کرده و تغییر داده است. از سیاست های تهاجمی با دکترین نیو محافظه کارانه و ژست دمکراتیک گرفته تا سیاست های عدم مداخله و دفاعی در افغانستان پیاده شده است و در این میان کشورهای دیگر و کنش گران سیاسی افغانستان خواسته یا ناخواسته گرفتار در خوابی شدند که یانکی ها برای آنها دیده‌اند.
    بعد از توافق دوحه در ۲۹ فبروری ۲۰۲۰ بین ایالات متحده و طالبان که دارای زوایای پیدا و پنهان زیادی بود، طالبان در سطح بین المللی دارای یک وجهه سیاسی گردید و این فرصت را پیدا کرد تا با خروج نیروهای خارجی و تجدید قوا بخش های زیادی از خاک افغانستان را تصاحب کند که عوامل مختلفی در این پیروزی ها موثر بوده است.
    سفارت امریکا در کابل در اقدامی کاملاً جانبدارانه و در جنگ روانی از شهروندان انگشت شمار خود می‌خواهد خاک افغانستان را ترک کند و عملاً دستگاه تبلیغاتی طالبان می‌شود و از آن طرف با اشاره به اظهارات رئیس جمهور امریکا و نشر هشتگی افغانستان را «کشور قهرمانان» خوانده است و افغان ها را تشویق به کشتن یکدیگر کرده است. جو بایدن نیز، دستور حمله هواپیماهای بمب‌افکن سنگین بی-۵۲ و همچنین جنگنده «اسپکتر» را به مواضع طالبان صادر کرده است، روزنامه تایمز لندن به نقل از منابع وزارت دفاع امریکا گزارش می‌دهد که بمب‌افکن‌های بی-۵۲ بوئینگ امریکا، اصلی‌ترین سلاح قدرت هوایی راهبردی امریکا، از پایگاه هوایی العُدید در قطر به افغانستان پرواز کرده‌اند و در این عملیات، هواپیماهای تهاجمی اسپکتر لاکهید که «مرگبارترین قدرت تیرباران هوایی جهان» نامیده می‌شود، نیز وارد عمل شده است.
    سیاست خارجی کنونی امریکا در تلاش است تا از طریق حفظ توازن قدرت در نظام بین‌الملل به اهداف خود برسد، کاملا منفعت محور و بدون دخالت مستقیم در سیاست کشورها هدف های خود را تامین می کند، برای این منظور در یک تاکتیک، بنیادگرایی اسلامی را تقویت و عناصر و عوامل افراطی مانند داعش را از درون آنها بیرون کشیده و در گوشه و کنار افغانستان مستقر کند اما از آنجا که امریکا بنیادگرایی اسلامی قدرت یافته را در تقابل و مخالفت با قدرت هژمونیک خود می‌داند قطعاً ریشه آن را بعد از استفاده، رسیدن به منافع خود و تخریب وجه اسلام می خشکاند.
    این سیاست جدا از اینکه هزینه های امریکا را کاهش می دهد، به قول دیبورا لاینز، نماینده سازمان ملل در امور افغانستان، عواقب وضعیت کنونی افغانستان از مرزهای آن فراتر خواهد رفت. لذا امریکا بدون کمترین هزینه‌ای جلوی پیشروی چین را گرفته و باعث احساس نا امنی در روس ها می شود، چرا که مرزهای جئوپلتیکی خود را با مرزهای جغرافیایی روسیه مطابقت داده است. با استمرار ناامنی ها ایران را نیز در این بازی وارد کرده و با استفاده از ابزارهای موجود هژمونی خود را تقویت می کند، ایران را در تنگنا قرار داده و سلطه خود را بر خلیج فارس تحکیم می بخشد.
    این شعار که افغانستان پناهگاه تروریستان بین المللی است و امریکا به این بهانه برای نابودی آنها بعد از یازده سپتمبر به افغانستان لشکر کشی کرد در دکترین سیاست خارجی دولت کنونی امریکا و جو بایدن هیچ جایگاهی ندارد بلکه استراتژی آنها انتقال و جایگزینی این تروریست های بین المللی در خاک افغانستان است و در این بین پاکستان به عنوان شریک راهبردی و پادو سیاست های امریکا بیشترین همکاری با امریکا را در نقل و انتقال تروریست ها دارد.

    شاهد بر این مطلب گفتار رحمت الله نبیل رییس سابق امنیت ملی افغانستان است که می‌گوید: بر اساس منابع معتبر ، با وحود اختلاف نظر بین گروه افراطی مذهبی سنی جیش العدل (که علیه ایران می جنگند) و طالبان افغان؛ ISI پاکستان حدود ٦٠٠ تن از جنگجويان جیش العدل را از دالبندین، نوشکی ماشكيل و پنجگور بلوچستان ، به ولايت های نیمروز ، هرات و فراه افغانستان با تجهیزات نظامی ، به منظور کمک به طالبان افغان فرستاده است.
    در این اواخر عمران خان نخست‌وزیر پاکستان در گفت‌وگو با پی‌بی‌اس گفته بود که امریکا همه‌ چیز را در افغانستان خراب کرد، گویا پاکستان هم متوجه این مطلب شده است که فقط یک عروسک خیمه شب بازی است و تاوان و هزینه های همکاری با امریکا را در منطقه روزی خواهد پرداخت. همچنین معید یوسف مشاور امنیت ملی پاکستان از این که جو بایدن، رییس‌ جمهور امریکا تماس عمران خان را رد کرده است انتقاد کرده است، به نقل از فایننشل تایمز، او گفته است که اگر تماس تیلفونی یک امتیاز محسوب می‌شود، اسلام‌آباد گزینه‌هایی دارد.
    لذا دولت افغانستان، طالبان و کشورهایی که حامی طالب است و کسانی که آنها را جنبش اصیل منطقه‌ای می‌خوانند، باید بدانند عمداً یا سهواً در دام بازی که یانکی ها برای آنها و مردم افغانستان طراحی کرده است گرفتار نشوند و بیشتر از پیش مردم مظلوم و بی دفاع افغانستان را داغ دار نکنند، افغانستان را میدان جنگ های نیابتی و رقابت های قدرت خود قرار ندهند.

    علیرضا عبداللهی سیستانی

  • مدارس طالبانی، کانون‌های مزدورپروری

    مدارس طالبانی، کانون‌های مزدورپروری

    هنگامی که جنرال ضیاء الحق در سال ۱۹۷۷ از طریق کودتای نظامی در پاکستان به قدرت رسید، طرح بلندپروازانه‌ای را روی دست گرفت تا برای خود و ارتش آن کشور، چنان‌که دیه‌گو کوردووز در کتاب پشت پرده افغانستان نقل کرده است، امپراطوری دلخواه خویش را‌ با صبغه‌ای بنیادگرایانه پی بیفکند. بهترین برگ برنده‌ای که برای این هدف به چنگش افتاد اشغال افغانستان از سوی شوروی آن زمان بود که توانست از آن برای جلب حمایت امریکا و سعودی و بقیه به خوبی بهره‌برداری کند.

    بخشی از این طرح، و یکی از راه‌های تحقق آن، گسترش شمار مدارس دینی به سبک قدیمی در سرتاسر پاکستان بود. در شروع حاکمیت ضیا، تعداد شاگردان این مدارس در سطح پاکستان، چنان‌که در کتاب هماغوشی مرگبار آمده است، سی و پنج هزار نفر بود، اما در اثر استراتژی وی این شمار رو به فزونی نهاد، و تا به سال ۲۰۱۰، طبق آمارها، به یک و نیم ملیون نفر رسید.

    آموزش‌هایی که در این مدارس داده می‌شود شاگردان را با مدنیت و فرهنگ مترقی دشمن می‌سازد و ارزش‌های روستایی و فرهنگ بدوی را به نام دین در ذهن شان رسوب می‌دهد. بسیاری از شاگردان این مدارس از خانواده‌های محرومند و از آن رو هیزم ارزانی برای آتش جنگ‌های مذهبی می‌شوند. در آن مدارس تفکر عقل‌ستیزانه و روایت‌پرستانه حاکم است. گذشتگان در مقام خدایی قرار می‌گیرند و شب و روز از بزرگان قدیم شان که انسان‌های نامعصوم بودند با تقدیس و تبرک یاد می‌شود. جهان جدید از نظر آنان مظهر انحراف و فساد است، اما بازارهای کنیزفروشی قدیم و حرمسراها و زن‌بارگی‌های خلفا و سلاطینِ گذشته اهمیتی ندارد. روحیه فرقه‌گرایی در این مدارس به سرحد بیمارگونه‌ای حاکم است، و علاوه بر دشمنی آشتی‌ناپذیر با شیعه و معتزله و متصوفان قدیم، با گروه‌های رقیب امروزی خود با کین و نفرت بی‌پایان بر سر دشمنی‌اند و دعواهای حادی به نام مودودی‌ها، پنج‌پیری‌ها، دیوبندی‌ها، پرویزی‌ها، سلفی‌ها، اخوانی‌ها، بریلوی‌ها و غیره میان شان جریان دارد. پیامی که از دین آموخته‌اند نشانی از محبت و عشق و مهربانی را با خود ندارد و از آنان افرادی انباشته از احساسات منفی، عصبانیت و جذبات خشمگنانه می‌سازد.

    آفت ویران‌گری که امروز به نام طالبان در افغانستان می‌شناسیم محصول مستقیم بذری است که ضیا و ارتشیان پاکستان برای برپایی امپراطوری موهوم خود در آن سوی مرز کاشتند. در نقشه آن امپراطوری، زیر کنترل آوردن افغانستان اهمیت کلیدی داشت، و باید پاکستان نفوذی‌های خود را در این کشور تربیت و تقویت می‌کرد، و از میان گروه‌های مختلفی که پاکستان همراه شان کار کرد هیچ کدام بهتر از طالبان نتیجه نداد. افراد این گروه با قرار گرفتنِ طولانی‌مدت در فضاهای بسته‌ی قرون وسطایی، و بمباردمان تبلیغاتی زهرآگین در برابر افغانستان، به مزدوران رضاکاری تبدیل می‌شوند که هوس ویران کردن افغانستان در خون شان به جریان می‌افتد. از همین رو، آنان هیچ حس تعهد و تعلقی به این خاک ندارند، از آرامی و آبادانی‌اش خوشحال نمی‌شوند، و از ویرانی و بربادی‌اش رنجی نمی‌برند، بلکه به عکس، چنان‌که در فیلم‌های شان می‌بینید، با ویران کردن تاسیسات عام المنفعه به شکل جنون‌آمیزی تکبیر می‌گویند، عربده می‌کشند، و مست می‌شوند.

    از این رو، کمک مالی به مدارسی که با طالبان‌ همفکری و همدلی دارند از نظر شرعی حرام است، کسانی که از نظر اجتماعی از آن‌ها حمایت می‌کنند در ویرانی وطن شریکند، و کسانی که برای گسترش آن‌ها تلاش می‌کنند دست شان به خون بی‌گناهان آلوده است.

    به مدارس طالبانی کمک نکنید و به جان مردم خود دشمن پرورش ندهید. این خطری استراتژیک و بنیادی است، آن را باید جدی گرفت.

    استاد محمد محقق

  • فرمانده مسلح انگلستان: کشورهای همسایه افغانستان در مبارزه با تروریزم همکاری کنند

    فرمانده مسلح انگلستان: کشورهای همسایه افغانستان در مبارزه با تروریزم همکاری کنند

    کارتر، امروز(شنبه) در مقاله منتشر شده در روزنامه انگلیسی «تایمز» با بیان اینکه برخی از کشورهای همسایه افغانستان ، میلیونها پناهنده افغان را پذیرفته اند، اما اگر روند بازگرداندن ثبات به این کشور ناکام بماند ، تعداد آنها افزایش می یابد، اشاره کرد که ادامه جنگ در افغانستان به نفع کشورهای همجوار نیست.

    فرمانده نیروهای مسلح انگلستان ادامه داد که در این وضعیت رشد پدیده تروریسم امری گریز ناپذیر است زیرا تندروها از خلأهای ایجاد شده سواستفاده خواهند کرد، اما اگر با هم همکاری کنیم می توان از این امر پیش گیری کرد.

    کارتر تأکید کرد که جامعه بین الملل باید با نشان دادن اعتماد خود به افغان ها در این تلاشها نقش محوری ایفا کند .

    وی افزود:« باید به دولت افغانستان کمک کنیم تا به مقاومت خود ادامه دهند و می بایست رهبران جنبش طالبان را مورد نقد قرار داده و آنها را وادار کنیم که سر میز مذاکره بنشینند. نباید به آنها مشروعیت جعلی داد.»

  • بحران تازه مهاجرت در راه است

    بحران تازه مهاجرت در راه است

    ترکیه روز سه‌شنبه از برنامه ایالات متحده برای اسکان احتمالی افغان‌هایی که ممکن است به دلیل نزدیکی به ایالات متحده هدف خشونت طالبان باشند انتقاد کرد و گفت که این اقدام باعث ایجاد یک «بحران بزرگ مهاجرت» در منطقه می‌شود.

    وزارت خارجه آمریکا روز دوشنبه برنامه جدیدی را اعلام کرد که بر اساس آن به هزاران افغان، فرصت اسکان به‌عنوان پناهنده در ایالات متحده داده خواهد شد.

    اما افغان‌های مشمول این برنامه باید خود را به یک کشور ثالث برسانند و در آنجا ۱۲ تا ۱۴ ماه منتظر بمانند تا به درخواست آن‌ها رسیدگی شود.

    «برنامه اولویت دوم» وزارت خارجه آمریکا شامل افغان‌هایی است که واجد شرایط دریافت ویزای ویژه مهاجرت، موسوم به «اس‌آی‌وی» (SIV) از واشنگتن نیستند. ویزای اس‌آی‌وی، مترجمان و سایر افرادی که برای دولت آمریکا کار کرده‌اند و همچنین خانواده‌های آنان را شامل می‌شود.

    یک مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا با اشاره به اینکه «واشنگتن با کشورهای همسایه درباره خروج احتمالی مذاکره کرده»، افزود: «مهم است مرزهای پاکستان با افغانستان باز بماند؛ همچنین ممکن است افرادی از طریق ایران به ترکیه سفر کنند.»

    وزارت خارجه ترکیه در واکنش اعلام کرد که اشاره به این کشور به‌عنوان مسیر مهاجرت برای افغان‌ها را رد می‌کند. در بیانیه این وزارتخانه آمده است: «ترکیه که میزان اصلی پناهجویان در جهان با بیش از چهار میلیون مهاجر است، زیر بار بحران جدید مهاجرت نخواهد رفت.»

    وزارت خارجه ترکیه تاکید کرد این موضوع باعث افزایش رنج مردم افغانستان در مسیرهای مهاجرت می‌شود.

    این وزارتخانه تصریح کرد: «ما به عنوان ترکیه، تصمیم غیرمسئولانه ایالات متحده آمریکا را بدون مشورت با کشورمان نمی‌پذیریم. اگر ایالات متحده می‌خواهد این افراد را به کشور خود ببرد، می‌تواند آن‌ها را مستقیما با هواپیما به کشورش منتقل کند.»

    این نهاد افزود: «هیچ کسی نباید انتظار داشته باشد که ملت ترکیه بار بحران‌های مهاجرت ناشی از تصمیمات کشورهای ثالث در منطقه را به دوش بکشد.»

    شمار زیادی از شهروندان افغانستان در هفته‌های اخیر در پی افزایش خشونت‌ها در این کشور وارد ترکیه شده‌اند که نگرانی‌ها از هجوم تازه مهاجران را افزایش داده است.

    روابط بین آنکارا و واشنگتن بر سر مسائل گوناگونی از جمله اقدام ترکیه برای خرید تجهیزات دفاعی از روسیه تا مسائل حقوقی و اختلافات سیاسی در سوریه، لیبی و شرق مدیترانه متشنج شده است.

    آنکارا پیشنهاد کرده است که پس از خروج نیروهای ایالات متحده و ناتو از افغانستان، حراست و اداره فرودگاه بین‌المللی حامد کرزی کابل را بر عهده بگیرد، اقدامی که می‌تواند زمینه‌ای برای همکاری بین متحدان ناتو باشد.

  • نمی خواهیم اشتباه گذشته را تکرار کنیم/رهبران طالبان در پاکستان هستند

    نمی خواهیم اشتباه گذشته را تکرار کنیم/رهبران طالبان در پاکستان هستند

    زلمی خلیلزاد نماینده ویژه امریکا در امور روند صلح با اشاره به وضعیت فعلی افغانستان گفته است ایالات متحده به ترویج حل و فصل سیاسی بین طرف‌های درگیر در افغانستان متعهد است.

    وی تأکید کرده است هیچ‌یک از طرفین نمی‌تواند از راه نظامی پیروز شود.

    خلیلزاد در مصاحبه‌ای با صدای امریکا با اشاره به رخداد‌های دهه ۹۰ و پشتیبانی امریکا در جنگ علیه شوروی و سپس ترک این کشور که منجر به حادثه ۱۱ سپتمبر شد، گفت: ما نمی‌خواهیم آن اشتباه گذشته را تکرار کنیم.

    وی تأکید کرد اگر طالبان بخواهند افغانستان را به زور تسخیر کنند، آن‌ها رسمیت بین‌المللی نخواهند داشت و به یک دولت منفور مبدل خواهد شد.

    نماینده ویژه امریکا در رابطه به روند گفت‌وگوهای صلح میان‌افغانی گفته است که توافق‌نامه امریکا-طالبان زمینه را برای مذاکرات صلح میان‌افغانی فراهم کرد، اما متأسفانه جوانب از این فرصت مطابق به خواست مردم افغانستان برای صلح استفاده نکرده‌اند.

    خلیلزاد گفته است: ما همیشه به دنبال راه‌ها و ابزار تسریع مذاکرات هستیم، زیرا راه‌حل نظامی به جنگ در افغانستان نمی‌بینیم. باید حل و فصل سیاسی صورت گیرد، توافق سیاسی برای صلح پایدار و ما در کنار آن می‌مانیم.

    به گفته وی، این توافق‌نامه طالبان را متعهد به مذاکره برای تشکیل حکومت اسلامی جدید در افغانستان و آتش‌بس فراگیر کرد.

    خلیلزاد می‌گوید: و باید یک فرمول سیاسی وجود داشته باشد. ارزیابی ما این است که دولت نمی‌تواند از شر طالبان خلاص شود و طالبان نمی‌توانند افغانستان را فتح کنند و دولتی داشته باشند که از حمایت اکثریت قریب به اتفاق افغان‌ها و حمایت بین‌المللی برخوردار باشد.

    نماینده ویژه امریکا در ادامه بیان داشته است که عاقلانه‌ترین کار برای هر دو طرف این است که به گونه جدی و سریع تعامل کنند و به آرزوهای مردم افغانستان با توافق سیاسی پاسخ دهند.

    وی با ابراز نگرانی از عدم پیشرفت در مذاکرات صلح میان‌افغانی گفت که می‌داند فاصله بین دو طرف زیاد است، اما آن‌‌ها باید منافع کشور را نسبت به منافع شخصی یا جناحی خود اولویت بدهند.

    در رابطه به پاکستان، خلیلزاد خاطرنشان کرده است: بنابراین، پاکستان نقش و مسئولیت ویژه‌ای دارد، با توجه به این که بسیاری از رهبران طالبان در پاکستان مستقر هستند، (اسلام‌آباد) می‌تواند هرچه سریع‌تر برای تشویق صلح و حل و فصل سیاسی تلاش کند.

    به گفته وی، جهان پاکستان را در مورد این‌که آیا هر کاری که می‌توانست برای ترویج صلح و حل و فصل سیاسی در افغانستان انجام داد یا خیر، قضاوت خواهد کرد.

    این در حالی است که طالبان با حمله بر مراکز شهرها تا حدی توافق‌نامه دوحه را نقض کرده است.

  • نبیل خطاب به شیخ عبدالحکیم: فتوای کشتن مردم افغانستان را خودت صادر کرده ای یا جنرال باجوا؟

    نبیل خطاب به شیخ عبدالحکیم: فتوای کشتن مردم افغانستان را خودت صادر کرده ای یا جنرال باجوا؟

    رحمت‌الله نبیل رییس پیشین امنیت ملی کشور به تازگی در رشته توییتی خطاب به شیخ عبدالحکیم رییس هیئت مذاکره‌کننده طالبان از وی پرسیده‌ است فتوای کشتن مردم و تباه ساختن افغانستان را چه کسی صادر کرده است.
    نبیل نوشته است: «شیخ عبدالحکیم صاحب، خودت رییس دادگاه عالی/ دار الإفتاء طالبان هستى. به رفتن به حضور خداوند همه ما ايمان داريم. مردم افغانستان حق دارند تا بپرسند و خودت هم بايد صادقانه جواب بدهى كه فتوای کشتن افغان‌ها و تباه ساختن سرزمين افغانستان را خودت صادر كرده اى یا جنرال باجوا؟

    رییس پیشین امنیت ملی کشور می‌افزاید طالبان توان شکست دادن نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان را ندارند و یک بار دیگر از اعضای القاعده و سایر گروه‌های تروریستی درخواست کمک کرده‌اند.
    نبیل با پست کردن عکس‌هایی از اعضای گروه‌های تروریستی در ولایت بدخشان می‌گوید خطر احیای دوباره سازمان‌های تروریستی در افغانستان رو به افزایش است.

  • پاکستان: از هیچ یک از طرف های جنگ در افغانستان حمایت نمی کنیم

    پاکستان: از هیچ یک از طرف های جنگ در افغانستان حمایت نمی کنیم

    سخنگوی وزارت امور خارجه پاکستان می‌گوید، اسلام‌آباد به هیچ یک از طرف‌های درگیر در افغانستان گرایش و علاقه‌ای ندارد.

    «زاهد حفیظ چودری»؛ سخنگوی وزارت امور خارجه پاکستان با تأکید بر اینکه پاکستان به هیچ یک از طرف‌های درگیر در افغانستان گرایش و علاقه‌ای ندارد، گفت: همه طرف‌های درگیر را افغان‌هایی می دانیم که باید خودشان درباره آینده خود تصمیم بگیرند.

    وی افزود: ما به نقش سازنده خود در روند صلح افغانستان ادامه می دهیم.

    سخنگوی وزارت خارجه پاکستان تصریح کرد: متأسفانه برخی رسانه ها اظهارات اخیر «شاه محمود قریشی» وزیر امور خارجه در مورد نیاز به صلح و ثبات در افغانستان از طریق یک پروسه تحت رهبری و مالکیت افغان ها را اشتباه نقل کرده اند.

    وی گفت: وزیر امور خارجه در واقع در مورد اجماع بین المللی ، بازیگران منطقه ای و خود افغان ها در برابر تهدید تروریسم صحبت کرده است.

    به گفته چودری، اظهارات وزیر خارجه به هیچ وجه نمی تواند به عنوان طرفداری از طرف خاصی در درگیری افغانستان تلقی شود.

    وی افزود: تمام نیروها باید بر یافتن راه حل سیاسی فراگیر، گسترده و جامع برای درگیری‌های افغانستان متمرکز شوند.

  • در دو هفته گذشته نزدیک به 10 هزار مهاجر از ایران و  پاکستان به کشور بازگشته اند

    در دو هفته گذشته نزدیک به 10 هزار مهاجر از ایران و پاکستان به کشور بازگشته اند

     براساس آمار وزارت مهاجرین و عودت‌کننده‌گان، در دو هفته گذشته (۲۶ سرطان تا ۸ اسد) ۱۱ هزار و ۹۲۳ نفر از مهاجران افغانستان از ایران و پاکستان به کشور بازگشته‌اند.

    طبق معلومات بخش مرزی وزارت امور مهاجرین، ۱۱ هزار و ۸۸۲ نفر از ایران بازگشته‌اند.

    این افراد عمدتاً کسانی بوده‌اند که برای کار به ایران سفر کرده بودند و یا کسانی‌اند که به قصد سفر به کشورهای دیگر به ایران رفته بودند.

    وزارت مهاجرین تأیید کرده است که شماری از این مهاجران توسط نیروهای مرزی ایران بازگشت داده شده‌اند.

    در دو هفته گذشته ۳۱ مهاجر دیگر از طریق مرز تورخم از پاکستان به کشور برگشته‌اند.

    وزارت مهاجرین و عودت‌کننده‌گان گفته است که از میان بازگشت‌کننده‌گان پنج درصد آن نیازمند شناسایی شده‌اند و کمک‌های بشردوستانه دریافت می‌کنند.

  • پاکستان ریشه مشکلات افغانستان است

    پاکستان ریشه مشکلات افغانستان است

    زاهد حفیظ چودری سخنگوی وزارت امور خارجه پاکستان امروز دوشنبه(۱۱ اسد) به اظهارات اخیر کریس الکساندر سفیر پیشین کانادا در افغانستان واکنش نشان داد.
    کریس الکساندر وزیر اسبق امور مهاجرین و سفیر پیشین کانادا در افغانستان به تازگی در توییتی عمران خان نخست‌وزیر پاکستان را «کلاهبردار تمام عیار و دروغگوی بی‌شرم و یک شارلاتان توصیف کرد که ده‌ها سال در بین بی‌فکرترین مردم، تفکر طالبانی را» تقویت می‌کرده است.
    سخنگوی وزارت خارجه پاکستان با محکوم نمودن سخنان وی، اظهارات او را در مورد نقش پاکستان در روند صلح افغانستان گمراه‌کننده و بی‌اساس خواند.
    سفیر پیشین کانادا پیش از این نیز در اظهاراتی گفته بود پاکستان ریشه مشکلات افغانستان است و تا زمانی که این کشور تحریم نشود، صلح در افغانستان تأمین نمی‌شود.
    او به تازگی نیز عکسی را منتشر کرده که شماری از جنگجویان گروه طالبان را در کنار یک دیوار سیمی نشان می‌دهد. او با نشر این عکس گفته است که هرکس در مداخله و تجاوز پاکستان بر افغانستان شک کند، احمدق خواهد بود.

  • افغان ها در چهل سال گذشته صلح را به بازی گرفته اند

    افغان ها در چهل سال گذشته صلح را به بازی گرفته اند

    از گفت‌وگو و ضرورت آن برای صلح سخن گفتیم، نتیجه‌ی آن به جنگ ختم شد. از ضرورت آشتی ملی و سیاسی سخن گفتیم باز نتیجه‌ی آن به جنگ ختم شد. روی خروج نیروهای خارجی و پایان اشغال تأکید کردیم که اگر آن‌ها اشغال را پایان دهند، جنگ و جهاد ختم می‌شود، باز نتیجه به جنگ و افزایش خشونت ختم شد. دست همیاری و صلح به‌سوی پاکستان دراز کردیم (جرگه امن میان دو کشور برگزار کردیم) که این همسایه در این راستا به ما کمک کند، باز نتیجه به صلح ختم نشد. دست دوستی و همیاری به‌سوی کشورهای منطقه و جهان دراز کردیم باز هم صلح نیامد. انگار قرار نیست در این کشور صلح بیاید و به‌نظر می‌رسد خشونت و جنگ بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی افغان‌هاست.

    صلح در افغانستان این روزها واژه‌ی غریبی است. طرف‌های درگیر منازعه درباره‌ی اهمیت و ضرورت آن تنها مقابل تلویزیون‌ها و خبرنگاران حرف می‌زنند. گویی اشتباهی از دهان‌شان واژه‌ی صلح و اهمیت و ضرورت آن خارج می‌شود. سپس این جمله‌ی کلیشه‌ای را به‌کار می‌برند که صلح آرزوی مردم افغانستان است و زندگی صلح‌آمیز حق مردم است. جمله‌هایی حال‌به‌هم‌زن و نخ‌نما که به‌حدی تکراری شده که دیگر به‌سختی می‌توان معنایی از آن تصور کرد.  

    از صلح بیش از هر کلمه‌ای در جغرافیای افغانستان معنازدایی شده است. طوری که وقتی گروهی سیاسی یا نمایندگان بنیادگرای طالبان از صلح صحبت‌ می‌کنند، بسیاری دچار وحشت می‌شوند. برای این‌که فهم آنان از صلح با معنایی که در ذهن ماست تفاوت اساسی دارد. اکنون مردم می‌دانند این گروه عقل‌ستیز چه برداشتی از صلح و آشتی و پایان منازعه دارند. افغان‌ها بیش از هر کلمه‌ای صلح را به بازی گرفته‌اند. آن را خوار و خفیف کرده‌اند و به یک معنا این کلمه را بی‌معنا و تهی کرده‌اند. خدمت افغان‌ها به صلح، تهی‌ساختن روح و هستی این کلمه از معنای واقعی‌اش در طول بیش از چهل سال گذشته بوده است.

    طرح صلح «بنین سیوان»

    طرح صلح بنین سوان، شامل لیستی بلندبالا از اقوام و گروه‌‌های مختلف، احزاب، جریان‌‌های سیاسی و طرفداران شاه سابق می‌‌شد که این گروه‌‌‌ها پس از مذاکره و گفت‌‌وگو گروهی را از میان خود به‌عنوان نمایندگان‌شان انتخاب می‌‌کردند و وظیفه‌ی آن‌ها مشورت با گروهای مختلف اجتماعی برای دایرکردن لوی جرگه بود. وظیفه اصلی لوی جرگه، تعیین ساختاری برای حکومت انتقالی بود. طرح صلح بنین سیوان برای خلای قدرت به‌وجودآمده و پایان منازعه در مجموع یک دولت ائتلافی با نظرداشت دیدگاه‌‌های جناح‌‌‌های درگیر منازعه و مردم افغانستان بود. با توجه به این‌که جنگ افغانستان ابعاد منطقه‌ای و بین‌المللی پیدا کرده بود، طرح صلح بنین سوان نتوانست دیدگاه‌‌های مختلف را به‌خصوص در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی با خود همسو کند. همچنین حمایت‌‌های جهانی و حتا حمایت سازمان ملل را جلب کند. عوامل بیرونی نقش اساسی در ناکامی طرح بنین سوان داشت. استراتژیست‌‌های مسکو به این دلیل مخالف طرح سازمان ملل بودند که می‌‌پنداشتند طرح بنین سوان امریکایی و غربی است و زمینه‌ی نفوذ آن‌ها به حداقل می‌‌رسد. همچنین پاکستانی‌‌‌ها نیز بر این باور بودند که بیش از هر زمانی دیگری می‌‌توانند با استفاده از ابزار نظامی و ادامه سلطه بر مجاهدین آن‌ها را به قدرت برسانند و اهداف خود را دنبال کنند.

    بسیاری از صاحب‌نظران مسائل افغانستان بر این باورند که سازمان ملل نتوانست آن‌چنان که انتظار می‌‌رفت در قضایای جنگ و صلح این افغانستان نقش مؤثری داشته باشد. بیشتر تلاش‌‌های این سازمان و شورای امنیت به صدور قطعنامه و محکوم‌کردن جنگ در افغانستان محدود بوده است. توافقنامه جینوا (ژنو) میان کشورهای افغانستان، پاکستان و اتحاد جماهیر شوروی منجر به خروج ارتش سرخ از افغانستان شد. تأکید اصلی این توافقنامه بر عدم همکاری و حمایت شوروی، امریکا و کشورهای غربی از طرف‌‌های درگیر منازعه در افغانستان بود. مهم‌ترین انتقادی که بر تلاش‌‌های بنین سوان برای ختم منازعه عنوان می‌‌شود، نداشتن استراتژی بعد از خروج ارتش سرخ از افغانستان و مدیریت خلای قدرت است.

    طرح آشتی ملی داکتر نجیب‌الله

    تاریخ معاصر افغانستان پر است از عهد و پیمان برای صلح و نقض گسترده‌ی این عهد و پیمان‌ها. هنوز بسیاری از افغان‌ها خاطره سال‌های حکومت داکتر نجیب‌الله و تلاش‌های او را برای برقراری صلح به یاد دارند. هدف اصلی داکتر نجیب‌الله برای پایان‌دادن به جنگ و ختم منازعه، الگوی «طرح آشتی ملی» او بود. طرحی که در آن دولتی فراگیر با حضور همه مخالفان در ساختار قدرت و نظام سیاسی آینده پیش‌بینی شده بود. برای تحقق این مسأله حکومت او کمیسیون‌های مختلفی را برای مصالحه و آشتی در کابل و سایر ولایات ایجاد کرد. همچنین نمایندگانی را برای جلب رضایت سران جهادی تعیین کرد که با آن‌ها در این رابطه گفت‌وگو کنند. با این همه او نتوانست حمایت ملی و منطقه‌ای برای برنامه‌های صلح‌جویانه‌اش ایجاد کند. رهبران گروه‌های جهادی با اینکه می‌دانستند طرح او به نفع ثبات، آینده و امنیت افغانستان است به دلایلی از جمله احساس بدنامی سازش با دولت کمونیستی، دخالت‌های پاکستان و فروپاشی و اقتدار کمونیسم در جهان با او سر ناسازگاری را گرفتند و طرح او را رد کردند. جهاد مفهوم کلیدی مبارزان و مهم‌ترین محور مبارزه با دولت او بود. بنابراین هر نوع سازش با دولت داکتر نجیب‌الله از سوی رهبران سیاسی به معنای خودکشی سیاسی تلقی می‌شد.

    موافقت‌نامه پیشاور

    پس از ماه و روزها جنگ بر سر قدرت، سرانجام مجاهدین تصمیم گرفتند شورای قیادی ۵۱ نفره‌ای را با هدف تشکیل حکومت آینده ایجاد کنند. برنامه این طور بود که پس از کنار رفتن داکتر نجیب‌الله، قدرت میان سران جهادی تقسیم شود. «تصمیم بر این شد که شورای ایجادشده زیر نظر صبغت‌الله مجددی به داخل افغانستان بروند و قدرت را از رژیم کابل، بدون قید و شرط در طی دو ماه تحویل بگیرند. رییس این شورا در مدت دو ماه ریاست دولت را نیز بر عهده خواهد داشت. بعد از آن، این شورا به عنوان شورای موقت اسلامی تحت ریاست حضرت صبغت‌الله مجددی در کنار دولت انتقالی باقی خواهد ماند که این دوره از فعالیت شورا چهار ماه خواهد بود. همچنین تصمیم گرفته شد تا بعد از گذشت دو ماه از انتقال قدرت، آقای ربانی به‌عنوان رییس‌جمهور دولت انتقالی اسلامی افغانستان و رییس شورای قیادی برای چهار ماه کارش را رسما شروع کنند. و در پایان تأکید شده بود که دوره‌های متذکره حتا برای یک روز هم تمدید نخواهد شد.».

    با آن‌که سمت نخست‌وزیری در موافقت‌نامه برای حزب اسلامی آقای حکمتیار پیش‌بینی شده بود. اما آقای حکمتیار از امضای موافقت‌نامه سر باز زد و آن را امضا نکرد. در عوض به کابل رفت و با حمایت لوجستیکی پاکستانی‌ها خود را برای جنگ آماده کرد. چرا که مسأله تنها نخست‌وزیری نبود. حزب اسلامی و حزب جمعیت که بیشترین منابع و قدرت را در اختیار داشتند بر سر تقسیم قدرت و منابع باهم به توافق نرسیدند. با توجه به این‌که داکتر نجیب‌الله از قدرت کناره‌گیری کرده بود، عملا فضایی بی‌دولت در کشور حاکم شده بود. فضایی که در اختیار گروه‌های مختلف مجاهدین قرار داشت.

    به باور بسیاری از تحلیل‌گران، محصول نشست پیشاور، حاد‌شدن مسایل قومی و همچنان انحصار و تمامیت‌خواهی قدرت بود. این انتقاد نسبت به آقای ربانی و مسعود وجود داشت که برنامه‌ای برای شامل ساختن سایر اقوام در قدرت نداشتند. همین مسأله باعث اختلاف شدید میان آقای ربانی و مسعود و آقای حکمتیار شد. البته کارنامه آقای حکمتیار در پشت‌پا‌ زدن به توافقنامه‌های صلح و آشتی پر است. او نیمی از عمرش را در طغیان و سرکشی از توافق‌نامه‌های صلح سپری کرده است.

    موافقت‌نامه اسلام‌آباد

    در تاریخ معاصر افغانستان، توافق‌نامه اسلام‌آباد یکی از مهم‌ترین پیمان‌هایی است که گروه‌های جهادی آن را امضا کردند. براساس این موافقت‌نامه گروه‌های مجاهدین توافق کردند که حکومتی به مدت ۱۸ ماه با ریاست آقای ربانی و صدراعظمی آقای حکمتیار و یا نماینده‌شان ایجاد شود. تنظیم‌های جهادی برای پایان‌بخشیدن به خشونت و منازعه تعهد به ختم جنگ کردند.

    پس از آن‌که موافقت‌نامه پیشاور نتایج ملموسی در رابطه با صلح نداشت و احزاب جهادی همچنان مشغول بزکشی جنگی در کابل بودند به ابتکار عربستان سعودی و دولت پاکستان موافقت‌نامه مذکور شکل گرفت. از مهم‌ترین موضوعاتی که موافقت‌نامه اسلام را از موافقت‌نامه پیشاور مجزا می‌‌کند، حضور احزاب شیعی بود که در موافقت‌نامه پیشاور نادیده گرفته شده بودند. به باور بسیاری از تحلیل‌گران انحصار قدرت، فروپاشی اردوی افغانستان، پراکندگی و اختلافات مجاهدین و رقابت‌های قومی باعث شد که سرنوشت این موافقت‌ نیز با شکست مواجه شود.

    پس از امضای این موافقت‌نامه بسیاری از سران جهادی به دعوت پادشاه عربستان به این کشور سفر کردند. آن‌ها در پیشگاه خانه خدا تعهد کردند که به آتش جنگ‌های داخلی خاتمه دهند. رهبران افغان در ماه رمضان در مکه و مدینه برای آوردن صلح و آشتی سوگند یاد کردند. اما به افغانستان که بازگشتند، دوباره تفنگ‌های‌شان را مقابل یکدیگر نشانه گرفتند و راکت‌های‌شان را بر سر خانه‌های مردم انداختند. آن‌ها نماد پیمان‌های صلح و شکستن پی‌هم آن هستند. هنوز رنگ امضاهای‌شان در مکه برای صلح و آشتی خشک نشده بود که دوباره به جان هم افتادند.

    موافقت‌نامه تشکیل حکومت وحدت ملی

    اشرف‌غنی محصول دو انتخابات پرحاشیه، پر از تقلب و در مجموع محصول بحران مشروعیت نتایج انتخابات است. انتخاباتی که در نتیجه‌ی برگزاری آن بسیاری از مردم افغانستان اعتمادشان را به این نهاد از دست دادند. چرا که شفافیت و مکانیزم برگزاری آن پراز ابهام و چالش بود. در هر صورت، بن‌بست سیاسی که نتیجه‌ی انتخابات غیرشفاف بود با توافق سیاسی و تشکیل حکومت وحدت ملی پایان یافت. موافقت‌نامه وحدت ملی چندین ماده اساسی داشت که طرفین را ملزم به اجرایی‌ساختن آن می‌کردند. تعدیل قانون اساسی و برگزاری لوی‌جرگه‌ی قانون اساسی، اصلاح نظام انتخاباتی، ایجاد پست ریاست اجرایی، تفکیک کابینه و شورای وزیران از جمله مهم‌ترین موارد این توافق‌نامه بودند. پس از دو سال از شروع کار دولت وحدت ملی، اشرف‌غنی به بسیاری از موارد توافق‌نامه‌ی مذکور عمل نکرد. مهم‌ترین اقدامی که قرار بود طی دو سال ابتدایی حکومت وحدت ملی به آن عمل شود، برگزاری لوی‌جرگه تعدیل قانون اساسی و حل مسائل حقوقی ساختار سیاسی جدید بود که در زمان آن عملی نشد. با این همه، حکومت وحدت ملی با وجود حواشی مشروعیت حقوقی‌اش تا پایان به کار خود ادامه داد. روزهای پایانی حکومت وحدت ملی، مردم آن را به موتری تشبیه می‌کردند که دارای دو راننده است. دو راننده‌ای که هر کدام به مسیری می‌رود. حکومت وحدت ملی با چنان تصویری و نقض بسیاری از موارد توافق‌نامه، کشمکش‌ها و نزاع‌ها به پایان رسید. حکومتی که بستر را برای یک انتخابات پرچالش دیگر مهیا کرد.

    کلام آخر

    به لیست بالا می‌توان موافقت‌نامه‌های بسیاری از جمله گفت‌وگوهای صلح دوحه را افزود که در نهایت همه‌ی آنها به یک سرنوشت ختم می‌شود، بازی‌گرفتن صلح در طول بیش از چهل سال گذشته. افغان‌ها برای این‌که طعم صلح را بچشند، الگوهای متفاوتی از حکومت‌داری را نیز در این چهل سال تجربه کردند. جمهوری، جمهوری دموکراتیک، حکومت‌ اسلامی، امارت، دولت موقت، پادشاهی و دموکراسی. اما سرانجام هیچ‌کدام این حکومت‌ها نتوانستند این آرزوی دیرین مردم افغانستان را برآورده‌ کنند. نسلی در جنگ، آوارگی، وحشت، تنهایی و بی‌پناهی بزرگ شدند. اکنون نیز به‌نظر می‌رسد این قصه در حال تکرارشدن است.

    این تاریخ چهل ساله پر است از عهد و پیمان‌های افغان‌‌ها برای صلح، عهدشکنی و خیانت و اراده‌نداشتن برای صلح. افغان‌ها تاوان این عهدشکنی‌ها و بازی با صلح را نیز با بهای سنگینی پرداخت کرده‌اند. اما نکته اینجاست که هنوز بسیاری چشم‌های‌شان را روی واقعیت‌های تاریخی، اجتماعی، قومی و آینده افغانستان می‌بندند و به تنها چیزی که فکر می‌کنند، تمامیت‌خواهی قدرت و منافع شخصی و قومی خودشان است. به قول الیاس علوی اکنون باید از افغان‌ها پرسید؛

    «کاکا از چاه که آب می‌کشی

    چای که دم می‌کنی

    مزه‌ی خون نمی‌دهد؟»

    نویسنده: داکتر حسین علی کریمی

  • آخرین روزهای اسامه بن لادن چگونه سپری شد

    آخرین روزهای اسامه بن لادن چگونه سپری شد

    در هفته‌های اول سال ۲۰۱۱ اسامه بن لادن نگران بود. او پنج سال خودش، همسران، فرزندان و نواسه‌هایش را در حویلی‌ای در ایبت‌آباد پاکستان مخفی کرده بود اما حالا به‌نظر می‌رسید طرح به دقت ریخته‌شده‌ی مخفی‌‌شدنش از هم می‌پاشد. محافظان بن لادن از قدیم دو برادر عضو القاعده با رگ و ریشه‌ی خانوادگی در همان حوالی بودند. دو برادر تمام کارهای بن لادن را انجام می‌دادند، از خرید در بازارهای محلی تا انتقال تذکاریه‌های طولانی او به سایر رهبران القاعده.

    اما محافظان بن لادن از فرار از خطراتی که محافظت و خدمت به تحت تعقیب‌ترین مرد جهان با خود همراه آورد خسته شده بودند. بن لادن برای یکی از همسران خود اعتراف کرده بود که برادران «خسته شده‌اند» و قصد ترک دارند. اوضاع به حدی خراب شد که بن لادن در ۱۵ جنوری نامه‌ای رسمی به هردو برادر نوشت ــ به‌رغم این واقعیت که همه یک‌جا زندگی می‌کردند ــ و اذعان نمود که درک می‌کند آن‌ها چقدر از دستش عصبانی هستند. او در آن نامه از دو برادر تقاضا کرد که تا پیداشدن محافظ و مخفی‌گاه جدید به او مهلت بدهند (حویلی به نام یکی از برادران ثبت است). بن لادن کتبا با دو برادر توافق کرد که تا اواسط جولای از یکدیگر جدا شوند.

    با این‌حال بن لادن هرگز مخفی‌گاه جدید پیدا نکرد. او به همراه پسرش خالد، دو محافظش و همسران یکی از آن‌ها در حمله نیروهای امریکایی به مخفی‌گاه وی در ۲ می ۲۰۱۱ کشته شدند. این عملیات نه‌تنها جهان را از شر یک مغز متفکر تروریستی خلاص کرد، بلکه در نتیجه‌‌ی آن حدود ۴۷۰ هزار فایل کامپیوتری که روی ۱۰ هارد دیسک، پنج کامپیوتر و حدود صد یواس‌بی فلش درایو و دیسک ذخیره شده بود به‌دست آمد.

    برای شناختن مردی که حملات ۱۱ سپتامبر به نیویورک و واشنگتن را کارگردانی و مسیر سیاست خارجی دو دهه بعد امریکا را تعیین کرد، منبعی بهتر از این اسناد که شامل هزاران صفحه از نامه‌های محرمانه و تذکاریه‌های سری وی است، وجود ندارد. این اسناد از پایان سال ۲۰۱۷ به این سو به‌صورت کامل در وب‌سایت اداره اداره‌کننده اطلاعات ملی در دسترس قرار دارد.

    در میان این اسناد دفترچه‌ای دست‌نگاشته از دو دختر بن لادن است که در آن وقایع آخرین هفته‌های زندگی بن لادن ثبت شده است. رمزگشایی و خوانش متن این دفتر روزانه دشوار است و بنابراین قبلا خیلی مورد توجه روزنامه‌نگاران و پژوهش‌گران قرار نگرفته بود. اما این دفترچه همراه با سایر اسناد به‌دست‌آمده از ایبت‌آباد به حل معماهای مهم در مورد بن لادن و القاعده کمک می‌کند.

    بهار عربی، گیجی و سردرگمی

    اوایل سال ۲۰۱۱ و چند هفته قبل از حمله‌ی نیروهای امریکایی به حویلی در منطقه ایبت‌آباد، بن لادن که اواسط دهه ششم عمر خود به سر می‌برد بی‌قرار بود. به‌نظر می‌رسید تاریخ او را نادیده می‌گیرد. بهار عربی خاورمیانه را فرا می‌گرفت. وقایع مرتبط با آن به باور بن لادن مهم‌ترین وقایع خاورمیانه‌ی چند قرن پسین بودند. با این‌وجود صدها هزار معترض که جان خود را برای اعتراض در مصر و لیبیا به خطر انداختند، نه پرچم القاعده را حمل کردند و نه صدای القاعده برای جهاد خشونت‌آمیز را لبیک گفتند. آن‌ها خیلی ساده خواهان حقوق اولیه خود به عنوان بشر بودند. بن لادن نمی‌دانست چگونه واکنش نشان دهد.

    ام حمزه، همسر بزرگ بن لادن، در همان زمان به پاکستان آمده و به بن لادن ملحق شده بود. بن لادن ام حمزه را همتای فکری خود می‌دانست. او هشت سال از بن لادن بزرگ‌تر بود، دکترای روان‌شناسی کودک داشت و از دانش قرآنی عمیق برخوردار بود. ام حمزه اندکی بعد از حملات ۱۱ سپتامبر به ایران گریخته بود و یک دهه را در حبس خانگی گذرانده بود. حالا بن لادن معتقد بود که ام حمزه می‌تواند به وی در حل یک مشکل کمک کند. مشکل این بود که پشت انقلاب‌های بهار عربی عمدتا لیبرال‌ها قرار داشتند. آیا بن لادن با وجود این واقعیت می‌توانست خودش را به عنوان رهبر جنبش بهار عربی ارائه کند؟

    در هفته‌های منتهی به کشته‌شدنش، بن لادن تقریبا هر روز جلسات خانوادگی برگزار می‌کرد تا در مورد واکنشش به بهار عربی بحث و تبادل نظر کنند. این بحث‌ها با ام حمزه و سیحام، همسر بزرگ دوم بن لادن صورت می‌گرفت. سیحام شاعر، روشن‌فکر و دارای مدرک دکترای دستور زبان و ادبیات قرآنی بود و اغلب نوشته‌های بن لادن را ویرایش می‌کرد. سیحام و ام حمزه مشاوران فکری جدایی‌ناپذیر بن لادن بودند.

    دو دختر بن لادن جلسات خانوادگی را یادداشت می‌کردند؛ یادداشت‌هایی که نشان می‌دهد بن لادن، همسران بزرگش و فرزندان بزرگ‌سالش از فقدان ایده‌ها و پیروان القاعده در قیام‌های مدیترانه گیج بودند. برپایه این یادداشت، روزی یک عضو خانواده از بن لادن می‌پرسد: «چرا از القاعده هیچ نامی برده نمی‌شود؟» بن لادن به طور خلاصه و کمی با لحن دفاعی پاسخ می‌دهد: «برخی از تحلیل‌گران از القاعده نام می‌برند.»

    بن لادن نزد خانواده خود شکایت داشت که او در سال ۲۰۰۴ بیانیه‌ای را منتشر کرد و از پیروان خود خواست که«حاکمان عرب را بازخواست کنند» [اما] حالا می‌بیند نادیده گرفته شده. ام حمزه می‌گوید: «امکان دارد بیانیه شما یکی از دلایل قیام‌های بهار عربی باشد؟» اما می‌دانیم که اینطور نبود. حتا اعضای خانواده بن لادن «به طور مبهم و سربسته» از این واقعیت آگاه بودند. روزی یکی از آن‌ها با اشاره به انقلا‌ب‌‌های عمدتا مسالمت‌آمیز بهار عربی می‌پرسد: «آیا این‌که چنینی چیزی بدون جهاد اتفاق افتاد تأثیر منفی خواهد داشت؟»

    بن لادن در ۱۰ مارچ ۲۰۱۱ از دو زن بزرگ خود و دو دختر بزرگ‌سال خود می‌خواهد نظر خود را بیان کنند: «من می‌خواهم نظر شما را در مورد آنچه در اخبار بعد از ظهر مشاهده کردید بدانم.» آن‌ها توصیه می‌کنند که او باید یک سخنرانی طولانی برای انتشار آماده کند. خانواده‌اش معتقد بودند که سخنان بن لادن می‌تواند مسیر بهار عربی را تغییر دهد.

    معذرت‌خواهی از مسلمانان

    به عنوان بخشی از پیام‌رسانی عمومی خود، بن لادن به طور جدی در نظرداشت از طرف القاعده و متحدانش از مسلمانان ــ نه «امریکایی‌های منفور» ــ به نحوی عذرخواهی کند. بن لادن به خوبی می‌دانست که بعد از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ گروه‌های متحد القاعده ــ برای مثال القاعده در عراق، الشباب در سومالیا و طالبان در پاکستان ــ هزاران غیرنظامی مسلمان را کشته بودند و این رفتارها این تصور را که القاعده به نمایندگی از همه‌ی مسلمانان، یک جنگ مقدس را پیش می‌برد، از بین برده بود.

    حالا بن لادن به دنبال بازگرداندن جایگاه القاعده در جهان اسلام به عنوان سازمانی بود که خودسرانه غیرنظامیان مسلمان را نمی‌کشد. او به یکی از دستیاران ارشد خود نوشت که قصد دارد بیانیه‌ای صادر کند و در آن در مورد «شروع یک مرحله جدید برای اصلاح اشتباهات ما» بحث کند. «برند القاعده» در ذهن بن لادن به حدی خراب شده بود که او حتی درنظرداشت نام این گروه را تغییر دهد. بن لادن به دنبال القاعده‌ای مهربان‌تر و ملایم‌تر بود.

    اما هدف بن لادن از این تغییر، توقف‌ برنامه‌ریزی برای انجام حملات تروریستی بیشتر علیه اهداف متعلق به ایالات متحده نبود. در واقع با نزدیک‌شدن دهمین سالگرد حملات یازدهم سپتامبر، بن لادن مشتاق بود تا با یک حمله تماشایی دیگر این روز را یادگار نگه دارد. او به دستیاران خود گفت که «به دنبال عملیات مؤثری است که انشاالله تأثیرش از ۱۱ سپتامبر بیشتر باشد.» او توضیح داد که کشتن باراک اوباما، رییس‌جمهور وقت امریکا از اولویت اصلی‌ است اما جنرال دیوید پترائوس، فرمانده وقت نیروهای امریکایی در افغانستان، را نیز در نظر دارد. بن لادن به تیم خود گفت که خودشان را با توطئه علیه جو بایدن، معاون اوباما، به زحمت نیندازند چون از نظر بن لادن، جو بایدن برای کرسی ریاست‌جمهوری ایالات متحده «کاملا غیرآماده» بود.

    دوستان و دشمنان: پاکستان، طالبان، ایران

    مخفی‌گاه بن لادن در ایبت‌آباد از یک مدرسه نظامی پاکستانی که همتای آکادمی نظامی وست پوینت ایالات متحده دانسته می‌شود، فاصله چندانی نداشت. به همین دلیل و دلایل متعدد دیگر، بسیاری از ناظران معتقدند که بن لادن حتما از حمایت مقامات یا افسران ارتش پاکستان برخوردار بوده.

    با این وجود، هزاران صفحه سند و مدرک به‌دست‌آمده از مخفی‌گاه بن لادن حاوی چیزی نیست که این ایده را تأیید کند که بن لادن توسط مقامات پاکستانی محافظت می‌شد یا با آن‌ها در ارتباط بود. این اسناد درست برعکس این ایده را نشان می‌دهد: در این اسناد ارتش پاکستان «مرتدین» توصیف شده و از «فشار شدید پاکستان» بر بن لادن شکایت شده است. این اسناد همچنین شامل طرح‌هایی برای حمله علیه اهداف متعلق به ارتش پاکستان است.

    البته رهبران القاعده در تابستان سال ۲۰۱۰ در رابطه به مذاکره با حکومت پاکستان رایزنی کردند. نمایندگان القاعده‌ی  بن لادن با رهبران طالبان پاکستانی ــ که با سرویس استخباراتی ارتش پاکستان ارتباط خود را حفظ کرده بودند ــ تماس برقرار کردند تا ببینند که آیا القاعده می‌تواند با حکومت پاکستان بر سر آتش‌بس مذاکره کند یا خیر. اما این مذاکرات بدون آتش‌بس پایان یافت.

    از سوی دیگر، القاعده در آن‌زمان با طالبان در افغانستان همچون گذشته روابط نزدیکی داشت. تطهیرکنندگان طالبان ادعا می‌کنند که این گروه سال‌ها پیش با القاعده قطع رابطه کرده، اما این موضع‌گیری برای ازسرگیری مذاکرات صلح طالبان با ایالات متحده بود و واقعیت ندارد (ایالات متحده از طالبان خواسته بود که در ازای خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان القاعده را رد و قطع رابطه کنند).

    اسناد ایبت‌آباد نشان می‌دهد که القاعده و طالبان هیچ‌گاه قصد نداشتند روابط خود را قطع کنند. در واقع القاعده روابط دوستانه‌ای با طالبان برقرار کرده و با این گروه در تأمین مالی و اجرای عملیات‌های نظامی‌ همکاری می‌کرد. براساس این اسناد، افراد بن لادن یک دیپلمات افغانستان را در پاکستان می‌ربایند و سپس در سال ۲۰۱۰ وی را در ازای پنج میلیون دالر آزاد می‌کنند. براساس این اسناد، القاعده «مبلغ بزرگی» از این پول را به شاخه‌ای از طالبان موسوم به شبکه حقانی می‌دهد. سراج‌الدین حقانی، یکی از رهبران این شبکه اکنون رهبر شماره دو طالبان است.

    اسناد ایبت‌آباد همچنین به درک روابط تیره‌ی القاعده با حکومت ایران کمک می‌کند. برخی از رهبران القاعده و اعضای خانواده بن لادن از جمله ام حمزه، پس از ۱۱ سپتامبر به مدت یک دهه در ایران در حبس خانگی به‌سر می‌بردند. این اسناد فاقد شواهدی است که نشان دهد القاعده و ایران تا آن‌زمان برای کدام حمله‌ای همکاری کرده باشند. در عوض، این اسناد حاکی از بی‌اعتمادی شدید بن لادن به رژیم ایران است و در آن برخی اتفاقاتی که این بی‌اعتمادی را تشدید کرده بوده نیز ثبت شده است.

    برای مثال، براساس یادداشتی که یکی از اعضای القاعده به بن لادن فرستاده، نیروهای ویژه ایرانی با لباس سیاه و ماسک در ۵ مارچ ۲۰۱۰ به بازداشت‌گاه اعضای القاعده در ایران حمله می‌کنند. در این بازداشت‌گاه برخی از اعضای خانواده بن لادن و رهبران القاعده نگهداری می‌شدند. سربازان ایرانی بازداشت‌شدگان از جمله اعضای گروه بن لادن را لت‌وکوب می‌کنند. در همان زمان بن لادن به دستیار ارشد خود می‌نویسد: «نباید به ایرانیان اعتماد کرد.»

    رهبرِ بی‌خبر از شکست استراتژیک سازمان

    پس از حمله ایالات متحده به افغانستان بسیاری از رسانه‌های خبری و سرویس‌های اطلاعاتی تصور می‌کردند که بن لادن در غاری دورافتاده زندگی می‌کند و ارتباطاتش با فرماندهانی که شاخه‌های القاعده را از طرف وی اداره می‌کنند، قطع است. اما اسناد ایبت‌آباد نشان می‌دهد که رهبر القاعده حتا در آخرین هفته‌های عمر خود سازمان القاعده را خودش اداره می‌کرد.

    بن لادن در تصمیم‌گیری‌های مهم پرسنل القاعده عمیقا دخیل بود و به پیروان خود در خاورمیانه و آفریقا مشوره استراتژیک می‌داد. در سال ۲۰۱۰، القاعده در شبه‌جزیره عربستان یک روحانی امریکایی-یمنی به نام انور العولقی را به عنوان رهبر احتمالی جدید خود معرفی کرد، اما بن لادن این تصمیم را رد کرد. رهبران القاعده در یمن ایده تأسیس «دولت اسلامی» در یمن را مطرح کردند. بن لادن در تذکاریه‌ای بدون تاریخ به آن‌ها گفت که زمان این کار هنوز فرا نرسیده است. رهبران القاعده در یمن خواسته بن لادن را پذیرفتند. بن لادن در نامه‌ای که در ۷ آگست ۲۰۱۰ نوشته شده، از گروه تروریستی الشباب در سومالی می‌خواهد که به طور علنی خود را به عنوان شاخه‌ای از القاعده معرفی نکند، و این گروه نیز به این دستور عمل می‌کند.

    با همه‌ی این مدیریت ذره‌بینی، اسناد ایبت‌آباد بن لادن را به عنوان رهبری به تصویر می‌کشد که هیچ اطلاعی ندارد که شاهکارش، یعنی حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر، واکنش چشم‌گیری داشته. بن لادن مرتکب یک اشتباه رایج شد. آن این بود که به پروپاگاندای خودش باور کرده بود. او باور کرده بود که ایالات متحده «ببر کاغذی» است که پس از حملات ۱۱ سپتامبر خاورمیانه را ترک می‌کند و در پی آن رژیم‌های موردحمایت واشنگتن، مانند عربستان سعودی، دومینو وار سقوط خواهند کرد.

    اما پس از ۱۱ سپتامبر ایالات متحده در هفت کشور مسلمان ــ افغانستان، عراق، لیبیا، پاکستان، سومالیا، سوریه و یمن ــ علیه گروه‌های تروریستی جهادی عملیات‌های نظامی به راه انداخت. هرچند این پیکارها قطعا پرهزینه بوده ــ تا امروز حدود شش تریلیون دالر هزینه مالی و بیش از ۷ هزار کشته نظامی امریکایی و صدها هزار کشته غیرنظامی داشته است ــ اما به هیچ وجه «عقب‌نشینی»‌ای‌ که بن لادن انتظارش را داشت، نبوده‌اند. پس از ۱۱ سپتامبر، درحالی‌که پایگاه‌های امریکایی در منطقه گسترش یافت، القاعده ــ که معادل عربی «پایگاه» است ــ بهترین پایگاه خود را در افغانستان از دست داد.

    دو دهه از ۱۱ سپتامبر گذشته و سرانجام حالا ایالات متحده از افغانستان و تا حدی از عراق خارج می‌شود. افغانستان و عراق کشورهایی هستند که بن لادن هرگز حضور امریکا را در آن‌ها تصور نکرده بود. برعلاوه، ایالات متحده پایگاه‌های بزرگی را در کشورهایی مانند بحرین، کویت، قطر و امارات متحده عربی ایجاد و حفظ کرده است. حملات ۱۱ سپتامبر به حضور ایالات متحده در خاورمیانه پایان نداد. بلکه برعکس، به گسترش و تقویت این حضور منجر شد.

    اسامه بن لادن از جمله معدود افرادی است که می‌توان گفت مسیر تاریخ را تغییر داد، اما نتیجه تغییر چیزی نبوده که بن لادن می‌خواست. در سال ۲۰۱۱، با نزدیک‌شدن دهمین سالگرد حملات یازدهم سپتامبر، هدف اصلی بن لادن انجام یک حمله تروریستی تماشایی دیگر علیه ایالات متحده بود. اما کشته شد. درحالی‌که می‌دانست ناکام مانده.

    این مقاله بخشی از کتاب جدید آقای برگن تحت عنوان «ظهور و سقوط اسامه بن لادن» است که در ۳ آگوست منتشر خواهد شد. آقای برگن معاون اندیش‌کده «نیو امریکا»، استاد دانشگاه ایالتی آریزونا و تحلیل‌گر امنیت ملی سی‌ان‌ان است.

    منبع: وال استریت جورنال

    ترجمه: اطلاعات روز