برچسب: وحدت ملی

  • عبدالله: با کرزی و شماری از شخصیت ها برای تحکیم وحدت ملی گفت و گو کردیم

    عبدالله: با کرزی و شماری از شخصیت ها برای تحکیم وحدت ملی گفت و گو کردیم

    داکتر عبدالله عبدالله رئیس شورای عالی مصالحه ملی پیشین می گوید که در دیدار با حامد کرزی و شماری از شخصیت های سرشناس افغانستان بر تحکیم وحدت و مشارکت ملی جهت دستیابی به صلح دایمی در کشور تاکید کرده اند.

    آقای عبدالله در حساب توییترش امروز (یکشنبه 22 حوت) نوشته است که با حامد کرزی رئیس جمهور پیشین کشور و برخی از شخصیت های افغانستان دیدار کرده و تلاش هایی برای جلب کمک به معلمین، اساتید دانشگاه و کارکنان بخش صحی نموده اند.

    وی همچنین گفته است که در این دیدار بر تحکیم وحدت و مشارکت ملی جهت رسیدن به صلح و ثبات دایمی در افغانستان تاکید کرده اند.

    این گفته ها در حالی از سوی آقای عبدالله مطرح می گردد که امارت اسلامی طالبان پس از روی کار آمدن مجدد در افغانستان، عملا وی و حامد کرزی را از هر گونه تصمیم گیری سیاسی و ایفای نقش سیاسی محروم کرده اند.

    حامد کرزی رئیس جمهور پیشین همچنین در مصاحبه اخیر خود با شبکه العالم ایران تایید کرد که او و داکتر عبدالله عبدالله از سوی امارت اسلامی ممنوع الخروج شده اند.

    به دنبال این موضوع، بسیاری از کاربران شبکه های اجتماعی با لحنی طنزگونه و کنایه آمیز گفته اند که «سقوط دولت بدترین سرنوشت را برای حامد کرزی رقم زده است، زیرا با این که میدان هوایی بین المللی کابل به نام او نامگذاری شده اما او خود اجازه استفاده از آن را ندارد.»

  • صادقی زاده نیلی: نمی توان شیعیان را در افغانستان نادیده گرفت

    صادقی زاده نیلی: نمی توان شیعیان را در افغانستان نادیده گرفت

    طالبان پس از تسلط دوباره بر افغانستان به مردم افغانستان و جهان وعده داد در حکومت آینده تمام اقشار، اقوام و مذاهب کشور جای خواهند داشت. در اول پیش‌بینی‌ها بر این بود که این گروه با درس از اشتباهات گذشته، این‌بار مصمم به تشکیل حکومت فراگیر و ملی در کشور است، اما برخی آگاهان اکنون بر این باور اند که طالبان تمایل به مشارکت سایر اقوام و مذاهب در ساختار نظام نیست و حکومت تک قومی مطلوب این گروه است.

    یک عضو پیشین پارلمان افغانستان با اشاره به نادیده گرفتن شیعیان افغانستان از سوی حکومت طالبان، گفت: «فکر می‌کنم نادیده‌گرفتن بخش عظیم از جامعه افغانستان (شیعیان) در تحولات اخیر توسط طالبان می‌تواند پیامدهای بسیار منفی بر اوضاع کشور داشته باشد.»

    نصرالله صادقی‌زاده نیلی، سیاستمدار و نماینده پیشین مردم ولایت دایکندی در پارلمان افغانستان در پاسخ به این‌که نادیده گرفته شدن شیعیان چه تبعات و پیامدهایی را برای حکومت طالبان می‌تواند به همراه داشته باشد، تصریح کرد: «شیعیان افغانستان مردمان صادق، وطندوست، متعهد، سخت‌کوش، پرتلاش و شایسته هستند که حداقل در بیست سال اخیر که فضا برای رشد و ترقی آنان تا حدی فراهم شد کارهای بسیار کلانی را در جهت پیشرفت و ترقی کشور انجام دادند و در هر بخشی از نظام که این‌ها حضور داشتند حضور شان به نفع کشور رقم خورد. وقتی چنین قشری از صحنه‌ی سیاست و نظام دور شود بدون شک به نفع کشور و نظام نخواهد بود. این‌ها ذخایر فکری افغانستان به حساب می‌آیند که می‌تواند برای کشور مفید واقع شود. فکر می‌کنم که طالبان راه اشتباه را در این جهت در پیش گرفته و از این حیث افغانستان آسیب خواهد دید و کشور از حضور و مشارکت یک بخش اثرگذار و فعال جامعه محروم خواهد شد.»

    نادیده گرفتن شیعیان برای حاکمیت زیان‌بار خواهد بود

    صادقی‌زاده در گفت و گو با شفقنا افزود: «از طرف دیگر، مشروعیت حاکمیت و یک نظام بستگی به مقبولیت ملی دارد. جامعه تشیع بخش کلانی از جامعه افغانستان است؛ بناً وقتی جامعه تشیع در سرنوشت افغانستان و در اداره کشور نادیده گرفته شوند و از دست آنان فرصت‌ها گرفته شود این در واقع مشروعیت و مقبولیت نظام را زیر سوال خواهد برد و زمینه شناسایی ملی و بین المللی آن را نیز آسیب خواهد رساند. به باور من، شیعیان صادق‌ترین مردمان این سرزمین است که همیشه در خوبی‌های کشور خود همراه بوده و در تلاش آبادانی و سربلندی کشور شان گام برداشته‌اند. بنابراین، نادیده گرفتن آن خیانت عظیم در حق کشور خواهد بود.»

    این عضو پیشین پارلمان افغانستان با اشاره به اهمیت وحدت و همسویی مردم افغانستان در شرایط کنونی، تاکید می‌کند: «اگر به بخشی از جامعه بنا به دلایلی به صورت عامدانه بی‌توجهی صورت می‌گیرد در واقع وحدت و انسجام و برادری تمام مردم افغانستان آسیب خواهد دید. آسیب رسیدن به وحدت و انسجام ملی خودش یک خطر بزرگی برای آینده کشور و جامعه خواهد بود. من فکر می‌کنم که جامعه شیعه به جایی رسیده است که نمی‌تواند کسی آن را نادیده بگیرد.»

    وی در بخش دیگر از صحبت‌های خود در خصوص قانون احوال شخصیه اهل تشیع که در دوره‌های حکومت حامد کرزی و اشرف غنی، روسای جمهور پیشین کشور رسمیت داشت، گفت: «شیعیان افغانستان قدیمی‌ترین ساکنان این سرزمین است و نیز مردمی مومن و متدین‌اند و وابسته شدید به مذهب و باورهای شان هستند. آنها سال‌های متمادی به فراموشی سپرده شده بود. آنها در گذشته حتی حق تبارز  مسایل مذهبی و دینی شان را در فضای عمومی نداشتند. با فرصت دوران جهاد و انقلاب که مردم تشیع جزو پیشگامان جهاد و انقلاب بودند، خوشبختانه فرصتی فراهم شد که آنها داعیه رسمیت مذهب خود را مطرح کنند که البته یک داعیه‌ی برحق و شایسته بود، لذا با روی کار آمدن نظام و شرایط جدید، قانون احوال شخصیه تنظیم و از طریق پارلمان تصویب و از طریق حکومت پیشین توشیح شد. این زمینه اعتماد بیشتر مردم شیعه را برای نظام افغانستان به وجود آورد.»

    شیعیان حق دارند طبق احوال شخصیه خود عمل کنند

    صادقی‌زاده همچنین گفت: «این حق شیعیان است که براساس باورها و معتقدات خود حداقل مسایل احوال شخصیه شان را حل‌وفصل کنند. طالبان متاسفانه تاهنوز در این مورد روی خوش نشان نداده و یا از این قضیه طفره رفته‌اند. من فکر می‌کنم این هم به نفع کشور نخواهد بود که بخش عظیم از جامعه افغانستان نتوانند براساس فقه و دستورات مذهبی خود عمل کنند. از سوی هم، نادیده گرفتن احوال شخصیه شیعیان، یقینا اعتمادها را نسبت به نظام کنونی از بین خواهد برد.»

    این سیاستمدار افغانستانی با بیان این‌‌که طالبان تاهنوز به وعده‌های خود در قبال شیعیان و تمام مردم افغانستان عمل نکرده‌اند، گفت: «وعده‌هایی را که طالبان برای شخصیت‌ها و چهره‌های تشیع و جامعه هزاره تاکنون داده‌اند من فکر می‌کنم اکثریت این وعده‌ها، وعده‌های کلی و به اصطلاح وعده‌های سر خرمن است که اصلا قابل اجرا به نظر نمی‌رسند. مثلا آنها گفته‌اند که ما در افغانستان یک حکومت همه‌شمول تشکیل دادیم/می‌دهیم و یا تحریک طالبان متعلق به همه مردم افغانستان است و وعده‌های دیگر از این قبیل.»

    صادقی‌زاده همچنین از نخبگان و بزرگان شیعه می‌خواهد که در تعامل با طالبان نکاتی را درنظر بگیرند: «اولا خواهش من از آنهایی که به نمایندگی از مردم شیعه با طالبان وارد تعامل و گفتگو شده‌اند و یا می‌شوند این است که در این وسط از فرصت‌های پیش‌رو به نفع شخصی و گروهی استفاده صورت نگیرد که به نفع جامعه شیعه نیست. باید در نظر بگیریم حمایت کردن از یک مجموعه‌ای که تمام فرصت‌ها را از دست ما گرفته و مردم ما اکنون بیش از اسیری برای نظام اهمیت ندارند، زیاد به نفع ما نخواهد بود. البته این را هم بگویم که ما هم طرفدار راه تعامل اصولی و منطقی هستیم، ولی این‌گونه خوشخدمتی نه به نفع جامعه تشیع است و نه هم به نفع حاکمان. گذشته از این، متاسفانه تاهنوز هرچه گفته شده حرف‌های کلی و تشریفاتی بوده و عملا هیچ قدمی برداشته نشده است.»

    به گفته وی، «اگر طالبان نتواند تغییرات مثبتی در شیوه‌ی حکومتداری شان ایجاد کند و به سبک و سیاق فعلی پیش بروند، آسیب‌های فراوانی به کشور خواهد رسید. طالبان اگر یکجانبه پیش بروند و همه را نادیده بگیرند، وضعیت خوبی برای افغانستان در آینده قابل پیش‌بینی نیست. در چنین حالتی، جهان با حکومت موجود تعامل نخواهند داشت و کشور را در حالت انزوا و تجرید قرار خواهند داد. این درحالی‌ست که تاهنوز در سطح مردم افغانستان نیز هنوز حاکمیت فعلی مقبولیت لازم را به دست نیاورده است، چون اداره فعلی حتی این فرصت را فراهم نکرده که یک اجماعی صورت بگیرد تا آن مقبولیت اجتماعی خود را حداقل به دست بیاورد.»

    صادقی‌زاده در آخر گفت: «با گرفتن سلاح، کاربرد خشونت و حذف دیگران که نمی‌توان تا آخر حکومت کرد. طالبان نیاز دارند که در مسیر منطق و اصول خود را برابر کنند، تا در چوکات قانون و اصول یک کشور اداره شود. جواب مردم را با خشونت و زور دادن و خواست‌های مردم را نادیده گرفتن، چاره‌ی کار نیست، بلکه به‌معنای تجرید کردن حاکمیت از جامعه است. در کل، اگر طالبان در سطح ملی و بین المللی در برابر خواست‌های معقول مردم افغانستان و جهان تمکین نکنند متاسفانه آینده افغانستان بسیار تاریک خواهد بود و احتمال یک فروپاشی دیگر هم بعید نیست.»

  • برای وحدت ملی بیایید کرسی ها دولتی را میان تمام اقوام تقسیم کنیم

    برای وحدت ملی بیایید کرسی ها دولتی را میان تمام اقوام تقسیم کنیم

    سرور دانش، معاون ریاست‌جمهوری، خواستار تقسیم‌بندی قومی کرسی‌های دولتی به ویژه ریاست‌جمهوری و نخست‌وزیری شده است.

    دانش در دومین نقد بر مسودۀ طرح شورای مصالحه نوشت: اگر همه ما بخواهیم که ثبات و وحدت ملی و حقوق شهروندی و برابری به معنای واقعی آن تأمین گردد، بیایید فیصله کنید که نه رییس جمهور و نه صدر اعظم، از اقوامی که ادعای اقتدار و اکثریت بودن را دارند انتخاب نشوند، بلکه از اقلیت‌های دیگر کشور انتخاب شوند، از هزاره و اوزبیک و ترکمن و بلوچ و قزلباش و قرغیز و مانند آن‌ها و یا به تناوب و دوره‌یی از میان همه اقوام انتخاب شوند و یا شورای ریاست جمهوری ایجاد شود، نه این‌که شعار مشارکت همه اقوام را سر دهیم ولی در عمل بازهم اقوام به درجات متفاوت تقسیم کنیم.»

    سرور دانش مسودۀ طرح شورای مصالحه را دیدگاه یک حزب خواند و گفت که این طرح نباید در نشست استانبول ارایه شود.

    او گفت نظام پارلمانی و ایجاد صدارت خواست یک جریان مشخص است.

    اما یونس قانونی در واکنش به اظهارات دانش گفت طرح شورای مصالحه ملی، مربوط به ۳۵ حزب و جریان سیاسی است که از سوی آنان توحید گردیده است.

    او گفت سرور دانش طرح را مطالعه نکرده است. همچنان، عطا محمد نور رییس جمعیت اسلامی گفت وظیفۀ آن تهیۀ طرحی که در آن معاون ریاست جمهوری ابقا شود، نبوده است.

    طرح تقسیم کرسی‌ها براساس قوم و مذهب، تجربۀ لبنان است. بر اساس توافقی‌که در سال ۱۹۴۳ میلادی میان رهبران لبنانی حاصل شد، نخست‎وزیر از جامعه سنی مذهب لبنان انتخاب می‌شود. رییس جمهور لبنان از مسیحیان مارونی و رییس پارلمان شیعه مذهب است.

  • ظرفیت سیاسی و پتانسیل اجتماعی هزاره ها/چرا هزاره ها باید خود را جدی بگیرند؟

    ظرفیت سیاسی و پتانسیل اجتماعی هزاره ها/چرا هزاره ها باید خود را جدی بگیرند؟

    اگر هزاره ها بر تشتت داخلی خود فائق ایند، توان تغییر هندسه قدرت را در سطح سیاسی به صورت جدی دارند. هزاره های شیعه، سنی و اسماعیلی باید از گذشته بیاموزند و خود، محور نیرومند تشکیل دهند. من شدیدا مخالف نگاه ابزاری دیگران به هزاره ها و پیروی کنشگران هزاره از محوریت دیگران هستم؛ به عنوان نمونه سه بار هزاره ها بر محور دکتر عبدالله مبارزه سیاسی خود را سامان دادند ولی پس از دست یابی عبدالله به قدرت، سهم هزاره ها فراموش شد.این در حالی است که جغرافیای فرهنگی هزاره ها و پایگاه اجتماعی ما به مراتب نیرومندتر از عبدالله است؛ پس چرا کنشگران هزاره، خود محور قوی سیاسی را تشکیل نمی دهند؟ وضعیت و جایگاه هزاره ها در اردوگاه جمهوریت نیز مطلوب نمی باشد، هرچند در مقایسه با عبدالله به مراتب بهتر است.

    البته با این تفاوت که هزاره ها در انتخابات، اردوگاه جمهوریت را همراهی نکردند. بنابراین طرح من این است که هزاره ها زین پس باید یکی از اضلاع اصلی قدرت قرار گیرند و با مطالبات تاریخی و خواست سیاسی مشخص، یک محور ثابت و قوی تشکیل دهند. ائتلاف و اتحاد هزاره ها با دیگران صرفا باید مبتنی بر مصالح کلان مردم ما باشد. هزاره ها از همین اکنون باید برای سناریوهای مختلف سیاسی و احیانا نظامی آمادگی بگیرند. ما باید قدرت نرم و سخت خود را به درستی شناسایی کنیم و در مواجهه با دیگران، مورد بهره برداری قرار دهیم.

    پتانسیل اجتماعی و ظرفیت داخلی ما به مراتب از دیگران بیشتر است، کافی است همت کنیم و از مواجهه نهراسیم. مبنای سیاست ما بر تعامل و دوری از تقابل باید استوار باشد، اما در صورت نیاز و پی گیری سیاست حذف از سوی انحصارگرایان، ما نیز از ظرفیت بالفعل و بالقوه خود مدد بگیریم.در نهایت این که در صورت اتخاذ استراتژی دقیق، علمی و ‌واقع گرایانه از سوی کنشگران هزاره، هیچ نیروی داخلی و خارجی نمی تواند مردم ما را از معادله قدرت( چه جنگ و چه صلح) حذف نماید.سال هاست برادران هزاره اهل سنت، برای رفع محرومیت تاریخی و استقرار عدالت اجتماعی، مبارزه می کنند و صاحب شورای سراسری نسبتا دموکراتیک هستند.

    بدان امید که به زودی شاهد تشکیل منظم و منسجم شورای هزاره های اسماعیلی نیز باشیم. هزاره های شیعه در حمایت از هزاره های سنی و اسماعیلی باید نقش تاریخی خود را ایفا کنند؛ زیرا این حمایت، از یک سو به رفع محرومیت تاریخی برادران ما که سال ها در انزوا و حاشیه بوده اند، کمک می کند و از سوی دیگر، جایگاه هزاره های شیعه را نیز در مناسبات قدرت ارتقا می بخشد. به این ترتیب، در نهایت جامعه هزاره و شیعه یکی از بازیگران اصلی و طراز اول قدرت خواهد بود. زیرا به هر میزان که جایگاه هزاره شیعه تقویت شود، به همان سطح هم هزاره های سنی و اسماعیلی نیرومند می گردد و هم جایگاه خانواده تشیع در توازن قدرت، از قوت و قوام بیشتری برخوردار می گردد.

    داکتر عبدالطیف نظری

  • گفت و گوهای صلح، فرصت و خطر

    گفت و گوهای صلح، فرصت و خطر

    گفت‌وگوهای صلح در دوحه در فضای بیم‌ و امید شروع شد. آغاز این نشست با استقبال و خوشبینی‌های زیادی همراه بود. برای اولین‌بار هیأت حکومت و طالبان روبه‌روی هم نشستند و تصمیم گرفتند تا روی اساسی‌ترین موضوع کشور صحبت کنند.

    پیام حکومت افغانستان و هم‌کاران بین‌المللی در روز نخست نشست واضح بود. حمایت از جمهوریت و ارزش‌های آن در همه صحبت‌ها به صورت روشن بیان شد.

    این پیام‌ها برای هیأت حکومت افغانستان نیز یک قوت مهم در آغاز گفت‌وگوها به شمار می‌رفت. حداقل به خوبی روشن شد که طالبان نزد جامعه جهانی از مشروعیت سیاسی برخوردار نیستند. اما حکومت افغانستان به حیث آدرس رسمی سیاسی شریک و هم‌کار کشورهای جهان در این نشست تبارز یافت.

    بن‌بست در طرزالعمل

    طالبان برای نخستین‌بار در بخش گفت‌وگوهای صلح با یک ترکیب مهم وارد شده‌اند. رییس هیأت طالبان قاضی‌القضات این گروه است؛ کسی که مسوولیت تمام رویدادها را به عهده گرفته است. هم‌چنان در ترکیب هیأت طالبان حداقل ۱۳ تن از اعضای شورای کویته حضور دارند.

    این ترکیب نشان می‌دهد که طالبان برای یک بحث مهم، جدی و سرنوشت‌ساز همراه با تصامیم سخت و دشوار آماده شده‌اند.

    انتظار می‌رفت که با تلاش‌های صورت گرفته، بحث‌ها از مسایل نرم و آسان شروع شود. اما چنین نشد. در حالی که طرزالعمل برای گفت‌وگوها یک موضوع ساده به شمار می‌رفت؛ اما طالبان با طرح برخی موضوعات فضا را دشوار و به مرحله بن‌بست قرار دادند. بن‌بست‌های ۴۵ روزه و هفتاد روزه، همه‌گی به هدف آزمایش‌کردن صبر و شکیبایی سیاسی هیأت افغانستان بود. اما هیأت افغانستان و هم‌چنان حکومت با حوصله‌مندی، متانت، تمرکز لازم و دقت وضعیت را مدیریت کردند. شاید طالبان تصور می‌کردند که چنین شکیبایی و حوصله سیاسی در هیأت حکومت وجود ندارد. به همین دلیل بود که آنان حداقل چهل روز یا بیش‌تر روی کلمه یا کلمات تمرکز کردند و یا اصلاً پیام روشنی ارایه نمی‌کردند.

    وحدت مذهبی با پیام وحدت ملی

    طالبان در بحث طرزالعمل، موضوع فقهی و مسایل مذهبی را طرح کردند. هرچند این طرح در آغاز به سرخط خبرها به حیث یک نگرانی جدی بدل شد، اما با موقف روشن حکومت و هیأت افغانستان این موضوع به نقطه قوت در کشور بدل گردید. به شمول حکومت، همه اقشار سیاسی با زیرکی تمام به این طرح فتنه و اختلاف‌برانگیز پیام‌های قوی دادند. طالبان تصور داشتند که با طرح موضوع فقهی و مذهبی اختلاف‌ها را در صفوف حکومت و هیأت می‌توانند دامن بزنند. اما در دوحه تمام اعضای هیأت یک‌صدا از قانون اساسی و ارزش مهم جمهوریت دفاع کردند. در افغانستان نیز این طرح طالبان به یک‌صدایی میان اقشار مختلف بدل شد. همه اقشار علیه این طرح طالبان موقف گرفتند و در حمایت از حقوق اساسی شهروندان بیانیه دادند.

    اعضای هیأت در دوحه، موضوع مذهب شیعه را به حیث یک موضوع ملی جدی گرفتند و به جای اعضای شیعه مذهب، سایر اعضا با قدرت و قاطعیت تمام در برابر هیأت طالبان استدلال کردند. مشکل اصلی طالبان بیگانه‌گی با واقعیت‌های افغانستان نوین است. امروز افغانستان در وحدت مذهبی و هم‌پذیری مذهبی در سطح جهان اسلام نمونه است. در هیچ کشور اسلامی به پیمانه افغانستان روحیه هم‌پذیری مذهبی وجود ندارد. این همه محصول نظام سیاسی، قانون اساسی، نگاه حکومت به حقوق شهروندی و بصیرت مردم کشور است. طالبان اگر از واقعیت‌های عینی کشور آگاهی دقیق می‌داشتند، قطعاً مسایل فقهی و مذهبی را در بحث طرزالعمل مطرح نمی‌کردند.

    اجماع سیاسی در افغانستان

    به رغم تفاوت دیدگاه در داخل کشور؛ اما اکنون یک نفع جمعی در محور قانون اساسی و اصل نظام سیاسی شکل گرفته است. در شروع به کار کمیته رهبری صلح، تمامی جریان‌های موثر سیاسی حضور داشتند. افغانستان در این مقطع خاص تنها می‌تواند با اجماع سیاسی در محوریت نظام و قانون اساسی از دشواری‌ها عبور کند.

    در کنار مشروعیت بین‌المللی و حمایت قوی و گسترده جهان که در نشست ژنو به خوبی تبلور یافت، اجماع سیاسی داخلی نیز از اهمیت فوق‌العاده برای تحکیم موقف حکومت برخوردار است. افغانستان طی بیش از ۴۲ سال شاهد رویدادهای تلخ بوده است. انقطاع نظام در کشور بحران‌های عظیمی را به همراه داشته است. افغانستان آماده‌گی برای شانس دوم را ندارد. هرنوع تصمیمی که منجر به انقطاع نظام و عقب‌گرد شود، خطرناک است. دست‌آوردهای بیست سال اخیر در کشور به رغم مشکلات، بی‌نظیر است. حفظ و توسعه آن برای همه مهم است. جهان نیز شانه به شانه با افغان‌ها در تهداب‌های فرصت‌های جدید کار کرده است. قطعاً جهان هم نمی‌خواهد که مالکیت نظام آینده سیاسی افغانستان از آن طالبان شود. یا این‌که افغانستان به عقب برگردد. کوشش جمعی جهان برای این است که چگونه از طریق گفت‌وگوهای صلح طالبان جزو نظام شوند، تا به سال‌ها جنگ در افغانستان خاتمه داده شود. حالا گزینه فعال و آماده، قانون اساسی و نظام موجود است. حفظ این دست‌آورد مهم برای همه حیاتی است. طرح‌های طالبان برای بدیل وضعیت موجود یک چیز مجهول و مبهم است. اصلاً ضرورت نیست تا ما از یک مسیر روشن و معلوم در فضای مجهول حرکت کنیم.

    بنابراین مسوولیت ملی همه کسانی که زیر چتر نظام‌اند، حمایت از این ارزش‌های جمهوریت و قانون اساسی است.

    آواز رسای زنان در پروسه صلح

    زنان نقش برازنده در پروسه صلح دارند. نقش چهار تن از خانم‌ها در ترکیب هیأت نیز برجسته بود. در داخل کشور نشست‌های متعدد زنان در کابل و تمامی ولایات برگزار شد. نشست بزرگ زنان در خیمه لویه‌جرگه با پیام‌های روشنی همراه بود. رفتار طالبان نسبت به زنان، اقلیت‌های مذهبی و آزادی بیان سبب شده است تا یک بستر مشترک در کشور برای دفاع از حقوق اساسی شکل گیرد.

    امروز همه زنان کشور بدون در نظرداشت تعلقات مذهبی، قومی، سیاسی و زبانی در یک مسیر مشترک برای حراست از جایگاه و حقوق اساسی خود مبارزه می‌کنند. در تاریخ کشور به این پیمانه هم‌صدایی و نقش فعال و برجسته از آدرس زنان شکل نگرفته است.

    سایر گروه‌ها و اقشار نیز به شمول علمای کرام در حمایت از حقوق زنان موقف روشن دارند. هم‌چنان در بحث حقوق بشر و آزادی‌های مدنی نیز در افغانستان نوین هم‌نظری قوی شکل گرفته است.

    طالبان تغییر نکرده‌اند

    به رغم شروع گفت‌وگوهای صلح، تغییری در رفتار طالبان دیده نشده است. آنان در میدان جنگ خشونت‌ها را تشدید کرده‌اند. در کابل و برخی ولایت‌ها دست به جنایت‌های بزرگی زدند. از ختم قرآن کریم گرفته تا کودکان خرد سال را هدف قرار دادند. طالبان پس از امضای موافقت‌نامه دوحه دچار غرور کاذب شده‌اند. آنان خود را فاتح میدان فکر می‌کنند. طالبان به این تصور اند که پس از فتح میدان جنگ، گام بعدی‌شان اقامه نظامی است که مطلوب برای این گروه باشد. نظام مطلوب طالبان، همان بدیل امارت، اما با محتوای امارت خواهد بود. این روحیه زمانی شکل گرفته است که برخی از کشورها روی‌کرد نظامی را فعلاً در برابر این گروه متوقف کرده‌اند.

    این غرور سبب شده است تا طالبان در میز گفت‌وگو نیز با نگاه لجوجانه در صدد تحمیل اراده خود باشند.

    اما در میدان جنگ به رغم تلاش‌های طالبان، این گروه قدرت تصرف و حفظ اراضی را از دست داده‌ است. فعلاً تمرکز اصلی طالبان به جنگ روانی با استفاده از شیوه‌های جدید جنگی مانند استفاده از ماین‌های مقناطیسی است.

    اعضای هیأت طالبان هرچند فعلاً مشخصاً از احیای امارت اسلامی سخن نمی‌گویند؛ اما نوع نظامی را که طالبان مطرح می‌کردند با امارت تفاوتی نخواهد داشت.

     در وضعیت تغییرناپذیری طالبان، مسیر گفت‌وگوها با دشواری‌های فراوان همراه خواهد بود. حالا دیده شود که برای دور دوم گفت‌وگوها این گروه تا چه میزانی از خود انعطاف نشان می‌دهد.

    دلیل اصلی در تغییرناپذیری این گروه، پیروی از ایدیولوژی سخت‌گیرانه است. پیروان طالبان نیز به آسانی تن به صلح نخواهند داد. به همین دلیل برای هیأت طالبان تصمیم‌گیری دشوار است. طالبان اکنون ترس دارند که با شروع گفت‌وگوها دچار تجزیه شوند. چون برخی گروه‌های طالبان، حیات خود را در جنگ می‌بینند و از منافع سرشار اقتصاد جرمی سود می‌برند. هم‌چنان مواد مخدر و قاچاق منابع طبیعی از دیگر منابع برای این گروه به شمار می‌رود.

    سایه سنگین کشورهای منطقه در جنگ و صلح

    کشورهای منطقه طی ۴۲ سال در جنگ و صلح افغانستان به نحوی دخیل بوده‌اند. طی سال‌های اخیر، رییس جمهور غنی سیاست خارجی خود را در پنج حلقه مشخص تعریف کرد. در این سیاست، نقش برجسته و مهم برای کشورهای منطقه داده شده است. هدف اساسی این است که روابط دولت‌محور شود. هم‌چنان نباید جنگ و صلح افغانستان به رقابت منطقه‌ای بدل شود. ثبات کشورهای منطقه و جهان در ثبات افغانستان باثبات است. به همین دلیل آقای غنی سعی دارد تا با احیای جایگاه افغانستان در تجارت و ترانزیت، منافع جمعی را در محور اقتصاد گره بزند.

    انتظار فعلی از کشورهای منطقه همین خواهد بود که تا همه روی‌کرد شان در قضیه افغانستان مثبت باشد.

    آدرس واحد تصمیم‌گیری

    نهادهای متعدد تصمیم‌گیری و پالیسی‌سازی هرچند نشان از ظرفیت‌های موجود در کشور است؛ اما به هر پیمانه در رابطه به صلح آدرس‌ها منسجم باشد، به همان میزان تصمیم‌گیری و موثریت بهتر می‌شود.

    آدرس و مرجع واحد تصمیم‌گیری و عقبه منسجم و هماهنگ برای هیأت مذاکره‌کننده نیز مهم است. هیأت حکومت افغانستان حداقل این دور درایت سیاسی خود را نشان داد و به خوبی نماینده‌گی جامع از کشور را تمثیل کرد. از همین جهت هیأت نباید از مراجع و آدرس‌های مختلف تحت فشار و یا مشورهای متضاد و مختلف باشد.

    رییس جمهور مانع صلح نیست

    برخی جریان‌های سیاسی گفته‌اند که آقای غنی مانع صلح است. آقای غنی با تلاش‌های که انجام داد صلح را بدل به گفتمان ملی کرد. برای اولین‌بار در نشست کابل و بعد در نشست ژنو نقشه راه صلح توسط رییس جمهور غنی ارایه شد. نشست‌های متعدد در کابل خصوصاً جرگه‌های مشورتی صلح سبب شد تا همه اقشار در متن پروسه قرار بگیرند ودر نقش تصمیم‌گیران اصلی صلح باشند.

     برخی‌ها با این فکر اند که نشست دوحه احتمالاً به کنار رفتن آقای غنی منجر خواهد شد. آنان گاهی با همین تصور خواب حکومت موقت را می‌بینند. این نوع فکر بی‌نهایت سطحی است. ما باید به عمق نشست دوحه، طرح‌های طالبان و نیت واقعی این گروه پی‌ببریم، آنان تغییر نکرده‌اند. آنان روحیه تمامیت‌خواهی دارند. طالبان نمی‌خواهند جزو نظام شوند. آنان می‌خواهند مالک نظام شوند. بنابراین خطر طالبان برای یک فرد نیست؛ بلکه برای افغانستان، نظام، قانون اساسی و حقوق اساسی همه شهروندان است.

    موقف آقای غنی در حمایت از جمهوریت و حقوق اساسی شجاعانه و شفاف است. همه چهره‌های سیاسی در این مرحله دشوار باید چنین شجاعت را به خرج دهند. در غیر آن همه بازنده میدان خواهند بود و آخرین فرصت و شانس را برای همیشه از دست خواهیم داد.

    ما نباید اسیر توطیه طالبان شویم تا به‌نام مذهب، قوم، جنسیت، سمت و… هرکدام را جدا جدا قربانی کنند. با وحدت ملی همه با هم از نظام، قانون اساسی و ارزش‌های جمهوریت حراست کنیم. اکنون که هیأت به کابل آمده است، بهتر خواهد بود تا چشم‌دید‌ها و تصویر واقعی طالبان را با اقشار مختلف شریک کند. مردم باید بدانند که طالبان به آسانی تغییر نمی‌کنند. خطر و فرصت‌های صلح را همه باید مشترکاً درک و مشترکاً برای حراست از جمهوریت کار کنیم.

    شاه حسین مرتضوی

    مشاور ارشد رئیس جمهور غنی

  • حکومت و طالبان برای ختم جنگ آتش بس کنند

    حکومت و طالبان برای ختم جنگ آتش بس کنند

    کمپین زنان افغان با نام «صدای زنان افغان برای دفاع از نظام جمهوری اسلامی افغانستان» در ۳۴ ولایت کشور پایان یافت.

    به مناسبت پایان این کمپین، نشستی با نام «صدای زنان افغان برای دفاع از نظام جمهوری اسلامی افغانستان» امروز (یک‌شنبه، ۲۰ میزان) در خیمه‌ی لویه‌جرگه در کابل برگزار شد.

    زنان افغان در این نشست یک قطع‌نامه‌ی نُه ماده‌ای را صادر کردند. در این قطع‌نامه دیدگاه‌های حدود ۱۵ هزار و ۷۰۰ زن از سراسر کشور گرفته شده است.

    زنان افغان در ماده‌ی اول این قطع‌نامه از هیأت‌های مذاکره‌کننده‌ی جمهوری اسلامی افغانستان و گروه طالبان خواسته است که روی آتش‌بس به توافق برسند و به جنگ و خون‌ریزی مردم بی‌گناه پایان بدهند.

    در این قطع‌نامه همچنان از عالمان دین خواسته شده است که به‌خاطر ترویج فرهنگ صلح‌پروری و حفظ ارزش‌ها و هویت دینی و ملی برای تقویت وحدت ملی، هم‌دیگر پذیری و حل منازعات از منبرها و مساجد، تلاش کنند.

    در ماده‌ی سوم این قطع‌نامه آمده است: «ما زنان افغان به‌عنوان مدافعین نظام جمهوری اسلامی افغانستان خواهان حقوق شهروندی، دست‌آوردهای دو دهه‌ی اخیر همه شهروندان به ویژه زنان و حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور می‌باشیم و به آن ارج می‌گذاریم.»

    زنان افغان همچنان در این قطع‌نامه گفته‌اند که برای تضمین حقوق مدنی و سیاسی‌شان، حفظ قانون اساسی را در مذاکرات صلح منحیث وثیقه‌ی ملی الزامی می‌دانند.

    آنان همچنان گفته‌اند که از حرکت‌های مردمی و اقدامات دولت جمهوری اسلامی افغانستان به‌خاطر رسیدن به صلح پایدار و باعزت حمایت کرده و خواهان ادامه‌ی این گونه حرکات هستند.

    در ماده‌ی ششم این قطع‌نامه آمده است: «ما زنان افغان خواهان حمایت از خانواده‌های آسیب‌دیده از جنگ و شهدای نهادهای امنیتی و ملکی هستیم.»

    در ماده‌ی هفتم این قطع‌نامه بر حفظ، پایداری و تقویت نیروهای امنیتی کشور تأکید شده است.

    در ماده‌ی هشتم نیز از کشورهای همسایه‌ی افغانستان و کشورهای منطقه خواسته شده است که از روند صلح در افغانستان حمایت کنند. از جامعه جهانی نیز خواسته شده است که استقرار صلح پایدار و همکاری لازم به‌خاطر تقویت نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان را تضمین کنند.

    در ماده‌ی نهم و پایانی این قطع‌نامه آمده است: «ما زنان افغان منحیث شهروندان مسئول، خواهان زندگی مسالمت‌آمیز توام با هم‌دیگرپذیری زبانی، قومی، دینی و مذهبی می‌باشیم، زیرا زیبایی ما در تنوع قومی، مذهبی، دینی و وحدت ملی است.»

  • دانش: حرکت های قومی، وحدت و امنیت ملی را به خطر انداخته است

    دانش: حرکت های قومی، وحدت و امنیت ملی را به خطر انداخته است

    وی با اشاره به نفوذ گرایش های قومی در سطوح مختلف جامعه و ادارات دولتی گفت که نفرت پراکنی های قومی و زبانی، وحدت ملی و امنیت ملی ما را به خطر انداخته است.

    استاد دانش از موضع رئیس جمهور غنی و موقف وی مبنی بر معرفی یک تن از کارمندان اداره امور ریاست جمهوری به دلیل یک حرکت قوم گرایانه به لوی سارنوالی، استقبال کرده از مردم و مسئولین ادارات دولتی خواست که هیأت رهبری حکومت وحدت ملی را در زدودن پدیده های منفی از درون ادارات دولتی یاری رسانند.

    استاد دانش ضمن تأکید به مبارزه مؤثر در ریشه کن کردن حرکت های قوم گرایانه از لایه های مختلف ادارات دولتی، گفت: قوم گرایی را هرگز نمی پذیریم و در برابر گرایش ها و حرکت های قومی همه باید بایستیم.

    معاون رئیس جمهور گفت با مبارزه در برابر حرکت های قومی و خود برتر بینی های سمتی، تا آنجا باید به پیش برویم که قوم گرایی در ادارات دولتی جرم انگاری شود و از استخدام افرادی که حرکت های قومی را در داخل ادارات سازماندهی می کنند، جلوگیری شود.

    استاد دانش در بخشی دیگری از سخنانش گفت که علی رغم مشکلات فراوان و پیچیده که فرا روی دولت افغانستان قرا دارد، حکومت وحدت ملی در جامعه بین المللی از جایگاه شایسته و بهتراز قبل بر خوردار است به گونه ای که سفر اخیر رئیس جمهور غنی به مقر سازمان ملل متحد، دیدار با رهبران کشورهای متعدد و موقف مثبت جامعه بین المللی و در رأس ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا در قبال افغانستان و حمایت آنان از موقف ما، حقانیت دولت و ملت افغانستان را در مبارزه با تروریزم نشان می دهد.

    معاون رئیس جمهور همچنین گفت که حکومت وحدت ملی در بخش داخلی نیز در عرصه های مختلف با موفقیت گام برمی دارد. به گفته استاد دانش، افغانستان تا دو سال پیش فاقد یک پالیسی و استراتژی منسجم دولتداری بود و اکنون در زمینه های مختلف و از آن جمله در زمینه روابط و مناسبات بین المللی و منطقه ای، تقویت قابلیت دفاعی و امنیتی کشور، تجهیز قوای نظامی و سایر برنامه های زیربنایی از یک نقشه راه روشن برخوردار می باشد.

    استاد دانش گفت که یکی از دستاوردهای قابل قبول حکومت، خدماتی است که در طول یک و نیم دهه اخیر از طریق وزارت احیا و انکشاف دهات انجام شده است. وزارت انکشاف دهات همواره یک اداره مهمی بوده که در تغییر چهره روستاهای کشور و در اشتغال زایی و کاهش فقر نقش بسیار برجسته داشته است.

    معاون رئیس جمهور ، ارائه خدمات در عرصه های مختلف به شهروندان کشور، توجه به عدالت اجتماعی، انکشاف متوازن و مبارزه با پدیده فساد اداری در ادارات دولتی را برای حکومت وحدت ملی و مسؤلان ادارات دولتی از جمله وزارت احیا و انکشاف دهات یک اولویت جدی خواند.

    ایشان در رابطه به مکلفیت های وزارت احیا و انکشاف دهات گفت که برای پاسخگویی به اولویت های اساسی و بازنگری چارچوب حقوقی این وزارت، نیاز است که اسناد تقنینی آن، مورد بازبینی قرار گیرد.

    به گفته معاون رئیس جمهور، یکی از اثرات جانبی اما بی نهایت مفید برنامه های وزارت احیا و انکشاف دهات، تشکیل شورا های انکشافی قریه ها بوده که در کنار انجام وظایف اصلی خود در باره تطبیق و نظارت از پروژه های انکشافی، تأثیرات بسیار مثبت اجتماعی و فرهنگی دیگر نیز داشته است.

    وی گفت این شوراها باعث شده که زمینه خوبی برای حکومتداری محلی فراهم شود و در میان مردمان یک قریه و ولسوالی، روحیه همبستگی و همکاری ایجاد گردیده میزان آگاهی اجتماعی مردم افزایش یابد.

    استاد دانش تأکید کرد که امروز این شوراها یک الگوی خوب همکاری و همبستگی اجتماعی است و روحیه مدارا، تحمل و احترام به آرای دیگران و منش دموکراتیک هم پذیری را در میان مردمان ما در روستاها تقویت کرده است.

    دراین برنامه، نصیر احمد درانی وزیر پیشین احیا و انکشاف دهات و مجیب الرحمان کریمی نامزد وزیر و سرپرست جدید این وزارت نیز سخنرانی کردند. آقای کریمی متعهد شد که مسؤلیت خویش را در وزارت احیا و انکشاف دهات به گونه درست ادا خواهد کرد.

    مجیب الرحمن کریمی نامزد وزیر و سرپرست وزارت احیا و انکشاف دهات قبل از ظهر امروز یک شنبه ۲ میزان ۱۳۹۶، توسط استاد سرور دانش معاون دوم ریاست جمهوری اسلامی افغانستان به مسئولین و کار مندان آن وزارت معرفی شد.

     

  • دانش: در مورد مسایل مهم کشور برای ایجاد یک اجماع ملی همه مکلفیت داریم

    دانش: در مورد مسایل مهم کشور برای ایجاد یک اجماع ملی همه مکلفیت داریم

    آقای دانش گفت که اما تجربه تاریخی نشان داده است این ملت با هوشیاری همه ی توطئه ها را خنثی کرده و از سرزمین، تاریخ، فرهنگ وسر نوشت مشترک خود با قوت تمام دفاع کرده اند.

    وی گفت: ما مکلف هستیم که بیش از هر زمان دیگر در مورد مسایل مهم کشور برای ایجاد یک اجماع ملی تلاش کرده و در جهت تحکیم وحدت ملی از هیچ کوشش دریغ نکنیم.

    آقای دانش علاوه کرد که حکومت وحدت ملی برای انجام تعهدات خود با اراده قاطع و با تأکید بر ادامه جنگ و مقاومت علیه گروه های تروریستی و حامیان شان، برنامه هایش را در عرصه های مختلف با جدیت تمام به پیش می برد.

    در این محفل همچنین، معاون رییس جمهور ضمن ابراز تسلیت به مناسبت پانزدهمین سالروز شهادت احمدشاه مسعود، هفته شهید را نیز گرامی داشت.

    او تمام شهدای افغانستان -برهان الدین ربانی شهید صلح، استاد عبدالعلی مزاری شهید وحدت ملی و سایر شهدایی که به گفته وی در راه پاسداری از حریم عزت کشور جان باخته اند به خصوص شهدای حوادث اخیر چون شهدای میدان شهدای دهمزنگ و حوادث، شهدای حمله تروریستی به پوهنتون امریکایی، شهدای دو روز پیش در کابل و شهدای نیروهای امنیتی- به نیکی یاد کرده و خاطره آنان را گرامی داشت.

    معاون رییس جمهوری گفت: شهدای ما از دو ویژه گی برخوردار اند، یکی اینکه همگی در راه مقدس به شهادت رسیده اند که عبارت است از استقلال، تمامیت ارضی، حاکمیت ملی، مبارزه با دشمان خارجی، استبداد، ستم و بی عدالتی و دوم، شهدای ما نماد وحدت ملی اند و در انحصار هیچ گروه قومی و سیاسی نیستند.

    وی گفت: شهدای ما در راه اهدافی شهید شده اند که به همه ملت افغانستان تعلق دارد. شهدای ما شهدای راه عزت و سربلندی افغانستان اند و از این رو شهید و راه شهید راه وحدت، وفاق و همدلی مردم افغانستان است نه راه تفرقه و اختلاف.

    معاون رییس جمهور تأکید کرد که هریک از شهدای ما حامل بخش مهم از میراث گران سنگ سیاسی و تاریخی ما است. بنابراین مردم افغانستان از همه اقوام و زبان ها باید به ارزش های مشترک، شخصیت ها و افتخارات همدیگر که ارزش های مشترک همه مردمان این سرزمن است، احترام گذاشته و این ارزش ها را در سطح ملی تعمیم دهند.

    دانش افزود، در صورتی می توانیم از هفته شهید و مقام شهدا تجلیل کنیم که این ویژگی ها را سرلوحه رفتارها و برنامه های سیاسی–اجتماعی خویش قرار دهیم و مثل آنان از حریم استقلال و عزت کشور دفاع کرده و وحدت ملی و برادری را پاس بداریم.

    وی همچنین افزود که ما در دو زمینۀ تمامیت ارضی و وحدت و هملی مردم با توطئه های گسترده ای مواجهیم. درعرصه اول با یک جنگ تحمیلی و اعلام نشده ای مواجه هستیم که دشمنان مردم در میدان جنگ مأیوس شده وبه این دلیل حملات تروریستی را در شهر ها و مناطق مسکونی سازماندهی می کنند که بدون شک این به معنی شکست دشمن در میان جنگ است.

    به گفته معاون رییس جمهور، دشمنان داخلی خارجی مردم تلاش می کنند که برنامه های اصلاحی حکومت را در آستانه برگزاری کنفرانس بروکسل تحت شعاع قرار دهند اما این تلاش ها نه بر روحیه نظامی تأثیر دارد و نه مانع پیشرفت برنامه های دولت است.

    وی گفت: همه ما مکلف هستیم که علی رغم این چالش ها با تمام وجود و با حمایت از نیروهای امنیتی علیه این موج خشونت مقابله کرده از طرح مباحثی که موجب ضعف نیروهای دفاعی کشور گردد خود داری کنیم.

     

  • دانش: پروژه های انکشافی رابطه مستقیمی با تحکیم صلح، ثبات و وحدت اجتماعی در کشور دارند

    دانش: پروژه های انکشافی رابطه مستقیمی با تحکیم صلح، ثبات و وحدت اجتماعی در کشور دارند

    خبرنامه ای که از سوی دفتر دانش منتشر شده است آمده، آقای دانش امروز یکشنبه در این نشست ضمن اظهار قدردانی از کشور جاپان گفته که اجرای پروژه های انکشافی مؤثر، یکی از راه های تقویت صلح و وحدت ملی در کشور است.

    این نشست در حالی صورت می گیرد که کشور جاپان یکی از کشور هایی است که هزینه انتقال برق 500 کیلو ولت ترکمنستان را پرداخت می کند.

    هر چند ممکن است آقای دانش به صورت مستقیم در مورد پروژه انتقال برق 500 کیلو ولت سخنی به میان نیاورده است اما تاکید وی بر انکشاف به صورت تلویحی پروژه انتقال برق 500 کیلو ولت است.

    در خبرنامه ذکر شده است که وی تاکید کرد که جاپان بر حمایت و تمویل از پروژه هایی علاقمند است که مورد توافق همه افغان ها باشد.

    این در حالی است که بر سر انتقال برق ترکمنستان اعتراضاتی گسترده ای در ولایات و پایتخت کشور برپا شده است و این اعتراضات ادامه دار خواهد بود.

    شارژدافیر سفارت جاپان در افغانستان نیز گفته که که جاپان به تمویل پروژه های متعهد است که قابلیت اجرا داشته باشد و بتوان با اجرای آن به بازسازی و تحکیم ثبات و صلح در افغانستان کمک نمود.

    پروژه انتقال برق 500 کیلو ولت در صورتی که از مسیر سالنگ عبور کند نه تنها باعث تحکیم ثبات نخواهد شد، بلکه ممکن است اعتراضات مدنی گسترده تر شود.

    محمد محقق، معاونت ریاست اجرایی چندی پیش در سخنرانی گفته بود که در صورتی برق از مسیر سالنگ بگذرد، همکاریش را با حکومت قطع خواهد کرد.

    علیرضا احمدی-کابل