برچسب: مکتب سیدالشهدا

  • تجمع شماری از زنان و متعلمان در کابل در اعتراض به بسته ماندن مکاتب دخترانه

    تجمع شماری از زنان و متعلمان در کابل در اعتراض به بسته ماندن مکاتب دخترانه

    شماری از متعلمان و فعالان مدنی زن که خود را عضو «جنبش زنان افغانستان برای عدالت و آزادی» می نامند مقابل مکتب دخترانه سیدالشهدا در غرب شهر کابل جمع شدند و نسبت به بسته ماندن مکاتب دخترانه به روی دختران بالاتر از صنف ششم اعتراض کردند.

    مکتب دخترانه سیدالشهدا در غرب کابل در 18 ماه ثور سال گذشته خورشیدی شاهد یک رویداد مرگبار تروریستی بود که در آن دست کم 90 تن جان خود را از دست دادند و بیش از 200 تن دیگر زخمی شدند.

    این زنان با تجمع مقابل این مکتب که به گفته آنها یادآور کسانی است که در راه و علم و دانش آموزی جان خود را از دست دادند، نسبت به تصمیم امارت اسلامی طالبان برای بسته نگه داشتن مکاتب دخترانه اعتراض کردند.

    وزارت معارف امارت اسلامی طالبان علیرغم وعده های پیشین خود در اولین ساعات شروع سال تحصیلی در سوم حمل، با صدور اطلاعیه ای فوری مجددا دختران بالاتر از صنف ششم را از ادامه تحصیل منع کرد و تحصیل آنها را منوط به دستور رهبری طالبان پس از طراحی لباسی مناسب با رسم و رواج افغانی عنوان نمود.

    این تصمیم طالبان واکنش گسترده داخلی و جهانی را در پی داشت.

    این زنان پس از تجمع در مقابل مکتب دخترانه سیدالشهدا، قطعنامه ای نیز صادر کردند که متن کامل آن به شرح زیر می باشد.

    بسمه تعالی

    قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: طَلَبُ اَلْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ؛

    پیامبر گرامی اسلام (ص) فرموده است: طلب علم بر هر مرد و زن مسلمان فرض است.

    طوریکه می دانید طالبان، دختران را از ابتدایی ترین حقوق شان محروم کرده و به بهانه‌ های مختلف، دروازه‌های مکاتب را بروی شان بسته و حقوق اساسی نیمی از پیکره جامعه را زیر پا کرده‌اند؛ لذا ما ضمن محکوم کردن محرومیت دختران از تحصیل موارد زیر را یادآور می‌شویم:

    1- در دنیای امروز در هیچ کشورِ مسلمان دختران را از آموزش منع نمی‌کند؛ بلکه در صدد برقراری توازن در تحصیل بین دختر و پسر هستند. در میان کشورهای کاملا اسلامی، تونس، امارات متحده عربی و اندونیزیا دارای بالاترین میزان سواد زنان هستند که 96 درصد زنان در تونس، 92 درصد در اندونیزیا و 96 درصد در امارات باسواد هستند.

    2- در تمام کشورها از تعلیم و تحصیل دختران در همه سطوح به شمول تحصیلات عالی حمایت می‌کنند. در حقیقت، درصد زنانی که در رشته‌های ساینس، تکنولوژی، انجنیری و ریاضی تحصیل می‌کنند، در خاورمیانه نسبت به غرب بالاتر است. بطور مثال: در امارات ۷۰ درصد فارغان دانشگاه ها زنان هستند و همچنین ۵۶ درصد فارغان رشته‌های ساینس، تکنولوژی، انجینیری و ریاضی در این کشور را نیز زنان تشکیل می‌دهند. در انستیتوت معتبر ساینس و تکنولوژی در شهر ابوظبی، ۶۰ درصد از فارغان را دختران تشکیل می‌دهند.

    3- مصر نیز یکی از کشورهایی است که تعداد دختران نسبت به پسران در رشته‌های مختلف تحصیلی بیش‌تر است. مثلا درصد دختران در رشته های تعلیم و تربیه ۷۲ درصد‌، علوم انسانی ۷۲ درصد، هنرها ۷۳ درصد، ساینس ۵۴ درصد و طب ۵۷ درصد است. در دانشگاه الازهر مصر که امروزه یکی از مهم ترین مراکز آموزشی اسلامی است، دختران از سال ۱۹۶۱ میلادی به این ‌طرف در رشته‌های مختلف علوم اسلامی و همچنین رشته های طب و انجنیری تحصیل کرده‌اند.

    4- ما از حکومت سرپرست طالبان با جدیت می‌خواهیم که دروازه‌های مکاتب را بر روی دختران باز کنند و مانع تحصیل دختران نشوند، زیرا این عمل طالبان با هیچ منطقی سازگار نیست که دختران را از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی‌شان محروم نمایند.

    5- از عموم مردم افغانستان می‌خواهیم که از تحصیل دختران و بازگشایی مکاتب دخترانه حمایت و بر طالبان فشار وارد نمایند تا دروازه های مکاتب هرچه سریع‌تر بر روی دختران بازگشایی شود.

    6- از جامعه جهانی و نهادهای حقوق بشری انتظار داریم که دختران مظلوم و تحت ستم افغانستان را تنها نگذارند و از آن‌ها در راستای مبارزه برای احقاق حقوق شان، حمایت و طالبان را وادار نمایند که به زودترین فرصت ممکن، مکاتب دخترانه را بازگشایی نمایند.

    7- ما دختران و زنان افغانستان، هرگز این ظلم آشکار را تحمل نخواهیم کرد و با تمام توان خود برای بازگشایی مکاتب دخترانه و حق تحصیل مان، مبارزه خواهیم کرد. طالبان نیز باید بدانند که دیگر با زور شلاق و سرکوب و زندانی کردن ما نمی توانند، صدای ما را خاموش نمایند و چاره ای جز تن دادن به مطالبات برحق و عدالت‌خواهانه ما نخواهند داشت.

    جنبش زنان افغانستان برای عدالت و آزادی

    تاریخ ۱۴۰۱/۱/۱۱

  • رئیس جمهور غنی: عاملان حملات تروریستی محاکمه می شوند

    رئیس جمهور غنی: عاملان حملات تروریستی محاکمه می شوند

    رییس‌جمهور غنی تاکید می کند: «از این پس جنایات بشری و حملات تروریستی بالای مردم بدون تعقیب نخواهند ماند.»

    غنی می افزاید حکومت افغانستان با همکاری محکمه‌ی جرایم بین المللی، جنایات بشری را محاکمه می کند.

    رئیس جمهور می گوید مواردی همچون رویدادهای تروریستی پل علم لوگر و لیسه سیدالشهدای برچی، بی پاسخ نمانده و عاملان آن محاکمه خواهند شد.

  • ده روز پس از شنبه سیاه، کابل در استانه خروج غیر مسوولانه امریکا/چه سناریویی در انتظار افغانستان است؟

    ده روز پس از شنبه سیاه، کابل در استانه خروج غیر مسوولانه امریکا/چه سناریویی در انتظار افغانستان است؟

    افغانستان بار دیگر در آتش توطئه و کینۀ دشمنان خرد و ترقی، سوخت و این بار جان دختران دانش‌آموز روزه دار مکتبی در غر‌ب کابل، دستخوش این «کینه مداوم» شد.

    به عبارت دیگر، از شنبه سیاه کابل و شهادت مظلومانۀ دختران دانش‌آموز روزه دار، ده روز گذشت و طی این مدت، بسیاری از قلب‌ها در داغ این عزیزان گداخت و جمع زیادی از زنان، مردان، خواهران و برادران ما همچنان از ناله و درد درون و‌اندوه فراوان، به خود می‌پیچند. این مصیبت بزرگ و واقعه هولناک، به اندازه ای درد آور و سوزناک است، که حتی با گذر ایام نیز التیام بخش داغدیدگان نخواهد بود.

    از بعد احساسی قضیه اگر صرف نظر کنیم، مهم ترین پرسش از بعد سیاسی اما این است که این گونه حوادث، چه پیامدی در سطح کلان برای افغانستان به همراه دارد؟

    واقعیت این است که هنوز کم نیستند حلقه های مشکوک و پر ابهام در داخل و خارج از کشورکه هم اکنون برای نا امن ‌سازی افغانستان، به قدر کافی برنامه و انگیزه دارند؛ طی روزهای اخیر، مقامات کاخ سفید ادعا کرده بودند با رفتن نیروهای آمریکایی از افغانستان، جنگ دوباره به این کشور بر می‌گردد. نوام چامسکی نیز اخیرا در مقاله ای از ماندن امریکا در افغانستان سخن گفته است. بنابراین، به نظر می رسد که حلقه های معین و مجموعه ای افراطی، به دستور و با چراغ سبز استخبارات خارجی، شنبه سیاه را در کابل رقم زدند تا این پیام مخابره شود که «افغانستان امن نیست پس آمریکا نباید از آن خارج شود»!

    انفجار‌های مشکوک در برهه کنونی نشان می‌دهد که خروج امریکا با تنش‌های گسترده‌ای همراه شده است. پرتنش‌سازی افغانستان با خروج امریکایی‌ها نشانگر این است که تلاش می‌شود اینگونه وانمود شود که در نبود امریکایی‌ها، افغانستان رنگ آرامش به خود نخواهد دید. امریکایی‌ها هرچند در ظاهر به دنبال خروج از افغانستان هستند، اما در اصل مقدمات بازگشت دوباره خود به افغانستان را چیده‌اند. یعنی همان کاری که در عراق نیز دنبال کردند و سه سال پس از خروج از این کشور با سرازیر شدن تروریست‌های داعش، راه بازگشت مجدد به عراق را باز کردند و در افغانستان نیز این سناریو ممکن است اتفاق بیفتد. همچنان که، پس از هشدار طالبان مبنی بر اینکه با تأخیر در خروج از افغانستان، این گروه حمله به نیرو‌های خارجی را برای خود محفوظ می‌داند، جنرال اسکات میلر فرمانده نیرو‌های امریکایی و ناتو روز یک شنبه تأکید کرد که این نیرو‌ها ابزار نظامی لازم برای پاسخگویی به هرگونه حمله را دارد.

    در امریکا نیز تصمیم بایدن برای خروج نه تنها در میان جمهوریخواهان بلکه حتی از جانب دموکرات‌ها هم با انتقاد‌هایی مواجه شده است. هیلاری کلینتون و کاندو لیزا رایس، وزرای خارجه دولت‌های باراک اوباما و جرج بوش رؤسای جمهور اسبق امریکا در جریان نشست مجازی روز چهار شنبه گذشته با اعضای کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان امریکا به این موضوع پرداختند. یکی از اعضای این کمیته به آکسیوس گفت: «رایس و کلینتون در جلسه صحبت کردند. اندکی اختلاف درباره افغانستان وجود دارد، اما هر دوی آن‌ها موافق بودند که ما باید به نوعی یک مأموریت مبارزه با تروریسم را در خارج از آن کشور ادامه دهیم. حرف کاندولیزا رایس این بود که شاید ما مجبور شویم به آنجا بازگردیم، خصوصاً در بحبوحه افزایش بالقوه تروریسم.»

    به این ترتیب، افزایش خشونت‌ در قالب انفجار، انتحار و نبرد روانی و میدانی، همان‌طور که برخی گمانه‌زنی‌ها در مورد آن آغاز شده، در نهایت می‌تواند بهانه خوبی برای بازنگری خروج امریکا و متحدانش از افغانستان شود.

    و نکته آخر اینکه، ادامه حملات سیستماتیک و هدفمند علیه هزاره ها و شیعیان که معمولاً گروه داعش مسئولیت آن را به عهده می گیرد، اما در پشت پرده آن، دست‌های پنهانی بسیاری از داخل گرفته تا خارج وجود دارد، زنگ خطر را در مورد ادامه این‌گونه حملات حتی با وجود صلح و تغییر ماهیت و نوعیت جنگ به صدا درآورده است.

    در نتیجه آنچه امروز در افغانستان رخ می‌دهد، در ادامه سیاست‌های کلان قدرت هژمون در منطقه و احتمالاً طرح جدیدی برای فرداست.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • چرا مردم امروز با سنگ از محقق استقبال می کنند ؟

    چرا مردم امروز با سنگ از محقق استقبال می کنند ؟

    حاج محمد محقق رهبر حزب وحدت مردم افغانستان و مشاور ارشد رئیس جمهور غنی در امور امنیتی هنگام بازدید از مکتب سید الشهداء در غرب کابل از سوی مردم خشمگین با سنگ و چوب استقبال شد.

    این واکنش مردم نسبت به رهبر سیاسی شان با واکنش های متعددی در فضای مجازی روبرو شده است.

    حسن علی عدالت، یکی از کاربران فیس بوکی، طی مطلبی در این مورد می نویسد:«چرا مردمی که زمانی موتر محقق را روی شانه های خود حمل می کردند امروز با پرتاب سنگ از او استقبال می کنند؟»

    وی می نویسد بعد از شهادت مزاری آقای محقق یکی از رهبران اثر گذار هزاره ها بود ، محبوبیت و نقش محقق در میان هزاره ها اگر بالاتر از آقای خلیلی نبود کمتر هم نبود ، بسیاری هزاره ها محقق را میراث دار مزاری می دانستند و سخت به چشم احترام به سوی ایشان نگاه می کردند .

    در زمان حامد کرزی وقت که جنجال محقق با حامد کرزی بلند گرفت و از کابینه بیرون شد و سخت زیر فشار حامد کرزی قرار گرفت مردم در کنار محقق قرار گرفت و تا جایی که مردم در دشت برچی ماشین محقق را بالای شانه های خود بلند کردند و هزاران نفر در هر محفل محقق را بدرقه می کردند و امید داشتند که روزی محقق جای مزاری را بگیرد اما چه شد که همان‌هایی که ماشین نامبرده را بالای شانه های خود انتقال می دادند امروز سنگ پرتاب می کنند .

    واقعیت این است که آقای محقق در دوران اشرف غنی احمدزی بسیار در دنیای سیاست بدبازی کرد و همواره خود را سپهر اشرف غنی احمدزی در مقابل مردم و منافع مردم خود قرار داد .

    چه در جنبش رستاخیز و چه در جنبش روشنایی پشت با مردم و رو با ارگ کرد با آنهم اشرف غنی احمدزی از ایشان راضی نگردید و بعد از این که از ایشان سو استفاده کرد بخش عمده رهبران جنبش روشنایی و بدنه آن را از طریق شورای امنیت و امنیت ملی خریداری و به پیش مرگه های فیسبوکی تبدیل کردند دیگر نیازی به محقق نداشت و در آخرین روز های حکومت وحدت ملی محقق را ماقوف و خانه نشین کرد .

    محقق در زمانی خانه نشین گردید که اکثر رهبران و صفوف جنبش روشنایی دیگر خبرچین های شورای امنیت و امنیت ملی بودند و به منافع و آرمان هزاران نفر اعضا و هواداران جنبش روشنایی در داخل و خارج کشور پشت کرده بودند و همکار و همگام شاه حسین مرتضوی و شیخ سالم حسنی شده بودند ، در چنین وضعیت کم کم بازهم بخش از هزاره ها دوباره به محقق رجوع کردند چون از ارزان فروشی سران جنبش روشنایی خود را شرمسار حس می کردند و خلای رهبری در میان هزاره ها دیده می شد ، در چنین وضعیت ارگی ها بازهم در پی شکار محقق برآمدند و محقق را هم شکار کردند و بازهم محقق در حادثه نسل کشی هزاره ها در مکتب سیدالشهدا جانب ارگ را گرفت و ناکامی ارگی ها را در تامین امنیت مردم توجیه کرد و از همین سبب هنگام بازدید از مکتب سیدالشهدا مردم بالای موتر ایشان سنگ پرتاب کردند .

    محقق نباید در آخرین روز های جمهوری قومی سه نفره که بی پایه و بی ریشه در میان مردم هستند بازهم خود را سپهر ارگی ها میکرد و بازهم رنگ و انگ ارگی ها را بر پیشانی خود می مالید ، محقق باید در چنین شرایط حساس میان ارگ و مردم صادقانه در کنار مردم خود می بود و نقش مثبت را در کنار دیگر رهبران و متنفذین هزاره برای نقش هزاره ها در زمان تحول ، مذاکره و انتقال قدرت بازی میکرد .

    اشتباه محقق در این است که فکر می کند که از طریق اشرف غنی احمدزی به خود و هزاره ها مفید واقع می شود اینگونه محاسبه از ریشه و بنیاد غلط است اشرف غنی احمدزی اپوزیسیون هزاره ها است و اگر میخواست کمک کند از آدرس سرور دانش کمک می کرد ، آقای دانش کاملاً بیکار است و فقط جلسه بی نتیجه دایر می کند و اعضای مشاورانی وابسته به دانش مصروف سرک دشت برچی و دره صوف هستند که کدام وقت یک ماشین قیر و یا جغل در گوشه آن سرک ها انداخته می شود تا فیسبوک های آنها فعال گردد .

    اشرف غنی احمدزی نه تنها ها محقق بلکه بسیاری ها را فقط رنگ آمیزی کرده است و کار را حمد الله محب و حاجی فضلی می کنند و دیگران بیگانه اند و تا جایی که من معلومات دارم فعلا اشرف غنی احمدزی کوچکترین توجه به آقای محقق ندارد و از آقای محقق فقط یک نام و عنوان بدون صلاحیت در فیسبوک ها و خبرگزاری ها ذکر میشود و در غیر آن در درون ارگ کاملاً بیگانه است .

    اکنون هزاره ها به رهبر مزاری گونه ضرورت دارند که منافع مردم را بر منافع شخصی خود ترجیح دهد ، غرور و سربلندی هزاره ها را به معامله نگیرد ، دیده شود که چنین رهبر در میان هزاره ها ظهور می کند و یا نمی کند و رهبران فعلی هزاره ها به مردم رجوع می کنند و یا نمی کنند ، متاسفانه خلای رهبری قاطع هزاره ها را از بازی در سیاست به وسیله بازی تبدیل کرده است .

    چرا آقایان خلیلی ، محقق و دانش در قبال نسل کشی دختر بچه های هزاره که در حدود ۲۵۰ نفر کشته و زخمی به جا گذاشته است سکوت اختیار کرده اند و چرا اینها در قبال گم شدن و دزدیده شدن شکریه آرام نشسته اند ؟ این ها برای چه زندگی می کنند و زندگی این‌ها چه به درد می خورد ؟

    این ها بیایند برای مردم واضح سخن بگویند و اگر چیزی نمی توانند هم برای مردم از ناتوانی خود بگویند .

  • شکریه کجاست؟

    شکریه کجاست؟

    یکی از نکات تلخ حادثه تروریستی مکتب سید الشهدا در منطقه برچی مفقود شدن یکی از زخمی های این رویداد  به نام شکریه است.

    پس از گذشت چند روز هنوز از شکریه خبری نیست.

    یکی از کاربران فیس بوک به نام آسیه علیزاده با نشر متنی از استاد محمد نسیم جعفری در این مورد می نویسد:«هم‌صنفان شکریه می‌گویند شکریه چند دقیقه قبل از انفجار از مکتب خارج شده بود. هم صنفان شکریه، شکریه را زخمی دیده بودند. شکریه را زخمی به کلینک مظفری انتقال داده بودند. مسؤولان کلینک گفته‌اند. شکریه را یک رنجر پولیس جهت انتقال به شفاخانه برد.»

    طبق گزارش امیر آصف طیبی، شکریه در شفاخانه وطن و اتاترک در کما بوده و یک زن و مرد که خودشان را والدین شکریه معرفی نموده او را با خود برده‌اند؛ ولی خانواده اصلی شکریه می‌گویند از اینکه شکریه زنده است یا مرده خبری ندارند.

    اگر این قضیه حقیقت داشته باشد، فاجعه در فاجعه است، نهادهای امنیتی، به‌ویژه دفتر معاونت دوم و مشاور امنیتی رئیس‌جمهور، به‌جای عکس‌گرفتن با زخمی‌ها، این قضیه را جدی پیگیری نمایند، واقعا دردآور است که زخمی‌های ما به‌جای تداوی، از شفاخانه‌ها ربوده و مفقود شوند.

    دوستانی که هر لحظه از خانواده‌های شهدا گزارش تهیه کرده و نشر می‌کنند، قضیه‌ی شکریه را پیگیری نمایند که داستان از چه قرار است.