برچسب: طولانی ترین جنگ

  • آیا طولانی ترین جنگ امریکا به پایان می رسد؟

    آیا طولانی ترین جنگ امریکا به پایان می رسد؟

    سرانجام، به نظر می‌رسد که امریکایی‌ها به بازگشت به خانه تمایل دارند. آیا آن‌ها در آن‌جا می‌مانند؟

    رییس جمهور جو بایدن چهارشنبه گذشته اعلام کرد که تا ۱۱ سپتامبر – بیستمین سال‌گرد دودهه جنگ – همه نیروهای زمینی امریکا را از افغانستان خارج خواهد کرد. سپس وی از گورستان ملی آرلینگتون دیدار کرد. خبرنگاری از وی پرسید که آیا تصمیم‌گیری او برای خروج دشوار بوده است؟ بایدن پاسخ داد: «نه، این‌طور نبود. برای من کاملاً واضح بود.»

    سهل بودن تصمیم‌گیری برای بایدن از دلایلی که وی برای ختم ماموریت در افغانستان بیان کرد، روشن شد. بایدن با انتقاد از اهداف بزرگ و نامشخصی که توسط پیشینیان وی دنبال می‌شد، از دستور دادن سربازان امریکایی برای انجام هرگونه مأموریتی بدون دست‌آورد، امتناع ورزید. وی اذعان می‌کند که جنگ میان افغان‌ها احتمالاً ادامه خواهد یافت؛ اما تصمیم گرفت که امریکایی‌ها را از جنگ بیرون کند. این‌که تصمیم رییس جمهور بایدن عملی می‌شود یا نه، در ماه‌های آینده روشن خواهد شد. پیش از این، بایدن حاضر به تکمیل عقب‌نشینی در مهلت اول ماه می که از دولت قبلی به ارث برده بود، نشد.

    مهلت عقب‌نشینی اول ماه می مصادف با آغاز فصل کارزار خشونت تابستان در افغانستان است. اکنون طالبان آماده هدف قرار دادن امریکایی‌های در شرف خروج هستند. چه این اتفاق بیفتد و چه نیفتد، یک چیز مسلم است: کسانی که ایالات متحده را وارد جنگ‌های ابدی کردند، برای جلوگیری از خروج نیروها تمام تلاش خود را به خرج خواهند داد. به محض اعلام خروج بایدن، یک گروه هم‌صدا شد و حملات نقدآمیز خود را علیه وی به نمایش گذاشت. جمهوری‌خواهان این اقدام بایدن را به خطر انداختن امنیت ملی ایالات متحده دانستند و از آن به شدت انتقاد کردند.

    میچ مک کانل، رهبر جمهوری‌خواه سنا، ابراز داشت که حضور نیروهای امریکایی برای «کنترل تروریسم رادیکال اسلامی» در آن‌جا لازم بود. هرچند وی توضیح نداد که چرا تهدیدات در افغانستان بیش از تهدید در جاهای دیگر است. همکار وی، لیندزی گراهام تصور این‌که عقب‌نشینی نیروهای امریکایی سبب توطئه دیگر همانند یازدهم سپتامبر از خاک افغانستان خواهد شد را برانگیخته است. برخی دیگر احساساتی شدند و تصمیم بایدن را خیانت به شرکا و ارزش‌های امریکا دانستند.

    مکس بوت، کارشناس مسایل سیاسی در روزنامه واشنگتن‌پست، ابراز داشته است که در صورت خروج نیروهای امریکایی، کابل به دست طالبان سقوط می‌کند؛ درست همانند سقوط سایگون به دست ویتنام شمالی.

    برید جنرال مک ماستر که به عنوان مشاور امنیت ملی دونالد ترمپ خدمت کرده، اعلام عقب‌نشینی را با شرایطی که ممکن است یک قرن پیش از یک دفتر استعماری صادر شده باشد، تشبیه کرد. وی در توییتر خود نوشت: «ما افغان‌های شجاع را در مرز بین بربریت و تمدن رها می‌کنیم». چنین بحث‌هایی از زمان آغاز جنگ به اندازه کافی صورت گرفته است.

    مهم‌ترین این بحث‌ها، گزارش مبالغه‌آمیز از جزئیات جنگ است، بدون این‌که پرسیده شود که این اهداف قابل تعریف و یا واقعاً قابل تحقق است، مورد تحسین قرار گرفت. اما برای اولین بار یک رییس جمهور امریکا الزامیتی که این استدلال‌ها به صورت مشترک دارد را مشخص و رد کرده است: آن‌ها به دلیل عدم از بین رفتن کامل تروریست‌ها و طالبان در افغانستان جنگ دایمی را پیش‌بینی می‌کنند و هم‌چنین ارتش امریکا نمی‌تواند بنا به مفاهیم «تمدن» مک ماستر، کشور را بازسازی کند.

    پس از کشته شدن ۲۴۴۸ عضو خدمات و هزینه کردن ۲ میلیارد دالر، انتخاب، ادامه جنگ بود؛ اما بایدن تصمیم گرفت که همین حالا نیروها را بیرون کند. با وجود این‌که بایدن خود را متقاعد کرده است که باید جنگ پایان یابد، با این حال، نمایش حوادث موجود در زمین توسط حامیان ادامه جنگ‌های ابدی در واشنگتن، می‌تواند به امید جلوگیری از بلاهای قریب‌الوقوع، روند وی را کُند یا معکوس کند.

    با آغاز روند خروج ۳۵۰۰ سرباز امریکایی در ماه می از افغانستان، طالبان احتمالاً خود را پیروز اعلام می‌کنند و برای تصرف مناطق جدید حمله خواهند کرد. نیروهای آن‌ها آماده حمله و تصرف مناطق روستایی و حتا مراکز ولایات هستند.

    در سال ۲۰۱۵، هنگامی که باراک اوباما، رییس جمهور امریکا تلاش کرد یک مأموریت گسترده ضدشورش را به یک «مأموریت آموزشی» به رهبری ناتو تبدیل کند؛ طالبان، کندز، شهری با حدود ۲۵۰۰۰۰ نفر جمعیت را تصرف کردند و آن را برای مدت دو هفته در دست داشتند. دولت افغانستان برای بازپس‌گیری کنترل مناطق به نیروی‌های ضربتی هوایی امریکا احتیاج داشت. ممکن است تابستان امسال نیز شهرهای بزرگ در معرض حملات قرار بگیرد و سناریوهای مشابه رخ دهد. وقتی دولت افغانستان از امریکا درخواست حمایت مستقیم نظامی کند و اعضای کنگره با این خواست موافقت کنند، بایدن باید نه بگوید.

    طالبان موجب نقض حقوق بشر می‌شوند که مطمئناً به صورت گسترده از تلویزیون‌های امریکا پخش خواهد شد. نمونه بارز آن مناطقی است که قبلاً در دست طالبان بود. در ولسوالی سنگین ولایت هلمند، طالبان تقریباً همه جنبه‌های زنده‌گی روزمره را کنترل می‌کنند. آن‌ها مدارس غیردینی را بسته‌اند. آن‌ها تصمیم می‌گیرند که آیا افغان‌ها می‌توانند تلفن همراه داشته باشند یا خیر؟

    برای امریکایی‌ها، تماشای بازگشت حکومت طالبان بسیار آزاردهنده خواهد بود. برخی ممکن است از اقدامات نظامی ایالات متحده  برای جلوگیری از ضایع شدن دست‌آوردهایی که به سختی به دست آمده است، حمایت کنند.

    بایدن باید با منطق سخت‌گیرانه‌ای که هفته گذشته به کار گرفته است، سریع بایستد و عواقب طولانی‌مدت را نسبت به ترس فوری در اولویت قرار دهد. دفاع از یک شهر افغانستان برای مدت یک ماه تمام، متضمن دفاع از آن برای مدت نامحدود است. طوری که بایدن به مردم گفت، مبارزات نظامی ایالات متحده «هرگز موثر واقع نشد – نه زمانی که ۹۸۰۰۰ سرباز در افغانستان داشتیم و نه زمانی که به چند هزار نفر رسیده بودیم.»

    اگر خشونت در افغانستان ادامه یابد، به این دلیل است که تعهدات بسیار محکم امریکا در تحمیل صلح ناتوان بوده است. حتا آن‌ها ممکن است مانع دست‌یابی افغان‌ها به ثبات شده باشند. بایدن این اصل را به خوبی بیان کرد: «فقط افغان‌ها حق و مسوولیت دارند که کشور خود را رهبری کنند.» بنابراین، نیروهای امریکایی باید آن‌جا را ترک کنند.

    سرانجام، این بار، به نظر می‌رسد که امریکایی‌ها مایل به آوردن نیروها به خانه هستند. همان‌طوری که بایدن از این امر  بدون شک قدردانی می‌کند، وی‌ در مورد عقب‌نشینی حمایت گسترده‌ مردم را نیز با خود دارد. طبق نظرسنجی بنیاد اوراسیا گروپ، بیش از ۶۰ درصد امریکایی‌ها از توافق‌نامه خروج با طالبان حمایت کردند؛ در حالی که تنها ۸ درصد با آن مخالف بودند. حتا کهنه سربازان پس از یازده سپتامبر که در جنگ‌های عراق و افغانستان شرکت کرده‌اند، از ادامه جنگ حمایت نمی‌کنند. هم‌چنین نسل‌های جدید رای‌دهنده‌گان علاقه‌ای به از سرگیری جنگ برای همیشه ندارند.

    یک بررسی انجام شده توسط مرکز پیش‌رفت‌ امریکا نشان می‌دهد که نسل آینده بیش‌تر از بزرگان خود جنگ در افغانستان ‌را اتلاف منابع و بدون منفعت برای امنیت ملی دانسته‌ است و آن را رد می‌کند. رهبران امریکایی متوجه آن شده‌اند. اگرچه مخالفت‌های سیاسی هم‌چنان به قوت خود باقی است؛ اما از اعلامیه بایدن استقبال خوبی صورت گرفت.

    اکثر دموکرات‌ها، مانند سناتور برنی سندرز و باربارا لی که مدت‌ها است خواستار پایان جنگ‌های بی‌پایان بودند، از این اقدام تحسین می‌کنند. چاک شومر، رهبر اکثریت سنا، با وجود مخالفت با برکناری رییس جمهور ترمپ، از اقدام بایدن استقبال کرد. شومر اظهار داشت: «من جنگ‌های بی‌پایان نمی‌خواهم و مردم امریکا نیز نمی‌خواهند.» جمهوری‌خواهان، نیز به نوبه خود دیگر از آن حمایت نمی‌کنند. در حالی که بزرگان حزب اعتراض کردند، تصمیم بایدن با استقبال سناتورها، از جمله تد کروز، جاش هالی و مایک لی روبه‌رو شد.

    به نظر می‌رسد که مدعیان بعدی ریاست جمهوری حزب جمهوری‌خواه، بایدن را به دلیل عقب‌نشینی خیلی زود انتقاد کنند. با تشدید خشونت در افغانستان، این ستایش‌ها ممکن است کم‌رنگ‌تر شود. سروصدای منتقدان بایدن بلندتر خواهد شد. اما اگر افغان‌ها بخواهند سرنوشت سیاسی خود را تعیین کنند، بزرگ‌ترین و طولانی‌ترین جنگ امریکا برای همیشه باید پایان یابد. امسال ایالات متحده می‌تواند از یازده سپتامبر در فضای صلح همراه با کشوری که حملات از آن‌جا برنامه‌ریزی شده بود، یاد بود به عمل آورد.

    منبع: گاردین

    ترجمه: سید جمال اخگر

  • پیروزی در جنگ افغانستان هرگز هدف نبود!

    پیروزی در جنگ افغانستان هرگز هدف نبود!

    در نشست خبری ۲۵ مارچ در فضای کاملا حساس، جو بایدن با پرسش‌های زیادی در رابط به خارج شدن از افغانستان مواجه شد: «آیا در اول ماه می سال روان از افغانستان بیرون می‌شویم؟»
    او به این پرشس‌ها پاسخ‌های دوپهلو داد. «راهبرد نظامی تقاضا نمی‌کند که برای مدت طولانی در افغانستان بمانیم، ما حتما بیرون می‌شویم. پرسش این است؛ چه زمانی بیرون می‌شویم.»
    این در حالی است؛ سه مردی که تا هنوز به کاخ ریاست‌جمهوری امریکا رسیده است، برنامه‌‌ای برای پیروز شدن در افغانستان نداشته است و بایدن، امروز این برنامه‌ی ناکام را تکرار می‌کند.
    دلیل این ‌که ما به جنگ می‌رویم چیست؟ جنگ تباه‌کننده است و هزینه‌ی چند ملیارد دالری از منافع عامه‌ی امریکا صرف آن می‌شود. این هزینه‌ها به دلیل این ‌که ما در افغانستان برنده می‌شویم، صرف شد و حدود ۲۰ سال، ما در افغانستان درگیر جنگ شدیم. در این جنگ بیش از ۲.۷ میلیارد دالر هزینه شد، ۲۳۰۰ نظامی کشته و نزدیک به ۱۷۰۰ تن از پیمان‌‌کاران امریکایی در افغانستان کشته و ۲۰هزار تن دیگر زخمی شدند.
    نبود اهداف مشخص: من از چهار مرکز آموزشی و دو کالج فرماندهی نظامی امریکا مدرک فراغت دارم و در این دانشگاه‌ها تدریس کرده‌ام. پس از بازنشستگی از ارتش، به صورت داوطلبانه به دو تور نظامی به عراق و افغانستان رفتم. من می‌توانم بگویم که هیچ راهبرد تعین‌شده و هیچ عملیات هدف‌مندی برای پایان دادن به وضعیت، روی دست نبود؛ «چه زمانی به اهداف نظامی می‌رسیم»؟ ما برنامه‌ی‌ منسجم و مختصری که وضعیت را پیش‌بینی کند، فضای جنگی را تغییر و مداخله‌ی نظامی را کاهش دهد، نداشتیم.
    ابتکار عملیات نظامی به افغانستان، توانست مراکز القاعده را نابود کند و دست‌رسی طالبان و سایر طرف‌ها را از تریاک -که یکی از منابع مهم درآمد برای این گروه در جهان است- را محدود کند تا حملاتی مانند ۱۱ سپتامبر را علیه امریکا و متحدانش راه‌اندازی نکنند.
    این اهداف به صورت آنی طبق دستور جورج بوش –رییس‌جمهور پیشین امریکا– عملی شد و با عملی شدن این اهداف در ۲۰۰۱، می‌توانستیم همه نیروهای خود را از افغانستان بیرون کنیم که نکردیم. به عوض آن، تلاش کردیم که نظامی به اساس ارزش‌های غربی در کابل ایجاد شود تا تمثیل‌کننده‌ی حکومت دموکراسی به اساس ارزش‌های غربی باشد. این ارزش‌ها با فرهنگ، جامعه و تاریخ افغانستان وجه مشترک نداشت. این دیدگاه از نظر من قابل هضم نبود و این اهداف به دست نیامد. من برای زمانی طولان از نزدیک با افغانستانی‌ها کار کردم؛ به همین دلیل، نسبت به موفقیت راهبردی غرب در افغانستان اعتقاد کمی دارم.
    فرهنگ یکه‌تازی امریکا، حقیقت را نابود کرد
    در جریان خدمت و مشاوریت در عراق و افغانستان، یک موضوع برایم خیلی روشن شد؛ این ملت‌ها در مدت طولانی از نگاه تاریخی، با نیروهای بیرونی درگیر بوده‌اند و توسط شیخ و تفنگ‌سالارها رهبری شده‌اند. حکومت مرکزی در هردو کشور افغانستان و عراق شکننده‌ است؛ کسانی که حکومت را در دست دارند، مورد پذیرش مردم نیستند. این وضعیت در عراق تجربه شد و مهم‌تر از آن، جزیره‌های قدرتی در داخل نظام وجود دارند که بیشتر درگیر فریب شهروندان استند.
    دموکراسی با ارزش‌های غربی تنها تا زمانی که نیروهای خارجی در آن کشور باقی می‌ماند، وجود دارد؛ به محض بیرون شدن نیروها، دموکراسی از بین رفته است. البته این وضعیت اعصاب‌خردکن در عراق تجربه شده و در افغانستان قابل پیش‌‌بینی است.
    من به عنوان رییس پالیسی روند همکاری‌ نیروهای ائتلاف و سفارت امریکا در عراق که برای حمایت از نیروهای چندملیتی عراق در تابستان ۲۰۰۴ ایجاد شده بود، جزئیات کامل یک همه‌پرسی را به خاطر دارم؛ یک بررسی همه‌جانبه در جمهوری عراق، نشان می‌دهد که شهروندان عراق به توسعه امیدوار استند.
    در یک پرشس از شهروندان عراق پرسیده شده بود؛ آیا حکومت دموکراتیک فعلی را نسبت به نظام صدام حسین ارجحیت می‌دهید؟ ۸۴ درصد اشترک‌کنند‌گان گفته بودند که با یک نظام دکتاتوری بیشتر راحت استند. مشابه این داستان را در صحبت با شماری از افغانستانی‌ها نیز شنیدم؛ زمانی که در یک گشت‌ هم‌راه با نیروهای امریکایی و نظامیان خاص افغانستان در ۲۰۰۷ مصروف بودیم،‌ یکی از فرماندهان ارتش گفت که آن‌ها با حکومت محلی -فدرالی، نیمه‌ریاستی- که تفاوت کمتری با حکومت مرکزی کابل داشته باشد، راحت استند. او به من گفت: این چیزی است که به صورت واقعی به دست نیامده است. یک دلیل این است که؛ اگر کسانی در محله‌ی‌ خودشان هم‌سویی خود را با حکومت مرکزی نشان می‌دهند، با مخالفت طالبان روبه‌رو می‌شوند و از طرف طالبان آن‌ها و خانواده‌ی شان کشته می‌شوند، باغ و زمین و مغازه‌ی شان ویران می‌شود و یک زندگی ساده رو به نابودی می‌رود.

    هزینه‌کردن پول برای جنگ
    همان‌گونه که رییس‌جمهور دوایت دیوید آیزنهاور، در ۱۹۶۱ هشدار داده بود: «در شورای حکومت، ما باید محافظت خود را در برابر تهاجم و نفوذ که احتمال دارد که از طرف مجتمع‌ سرمایه‌‌گذاران نظامی که به عنوان قدرت در سایه محسوب می‌شود و احتمال شورش را دارند، مستحکم کنیم.»
    یکی از دلایل ابتدایی که ممکن است جنگ در افغانستان ادامه پیدا کند، شکنندگی نظام آینده است. پذیرش این شکنندگی به امریکا که میلیاردها دالر را به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم در افغانستان هزینه کرده است، دشوار است.
    هزینه‌های اختصاص‌یافته توسط پیمان‌کارانی مصرف شده است که با بخشی از سیتاست‌مداران ارتباط دارند و در ادامه‌ی جنگ دخیل استند. شمار زیادی از افسران ارتش نیز رابطه‌ی نزدیکی با همین پیمان‌کاران داشته‌اند و در زمان بازنشستگی به کرسی‌های بلند‌تری دست یافته‌اند. آن‌ها نیز می‌توانند در بخشی از جنگ سهیم باشند.
    نظامی‌‌گری خود نماد ادامه‌ی جنگ است
    در میان سایر موضوعات، ادامه‌ی جنگ امری خیلی مهم است؛ زیرا زمینه‌ها‌ی پرداختن به صنعت ابزار دفاعی را فراهم می‌کند.
    راهبرد مبارزه با تروریزم جهانی که به دنبال حمله‌ی ۱۱ سپتامبر آغاز شد، تا هنوز ادامه دارد. این راهبرد پس از ۲۰۰۱ آغاز شد و همین اکنون نیز جریان دارد که بیش از ۲ تریلیون دالر هزینه برداشته است.
    البته از ابتدا روشن بود؛ در همه یادداشت‌ها و امضاهای به‌جامانده از افسران، انعطاف‌پذیری شدیدی دیده می‌شود. نوشته‌ی جنرالان و افسران به کانگره‌ی امریکا و کاخ سفید این تعامل را نشان می‌دهد که نسل بعدی نظامی، نمی‌خواهد وقت خود را صرف جنگ کند.
    جنگ ویتنام شباهت‌های زیادی با جنگ افغانستان دارد؛ بیشتر راهبردهای نوشته‌شده در جنگ افغانستان، چیزی است که در جنگ ویتنام بود و در نهایت به شکست منجر شد. به ‌خاطر داشته باشیم که از نگاه زمانی، جنگ ویتنام دومین جنگ تاریخ امریکا است و امروز ما در افغانستان در طولانی‌ترین جنگ قرار داریم. به اساس دیدگا‌ها و نوشته‌های زیاد و تحقیقات موجود، جنگ ویتنام در شرایط خفن و جغرافیایی ناآشنا بود. این یک اصطلاح خیلی مشهور است که در زمان جنگ در ۱۹۶۰، کسی از یک افسر نظامی می‌پرسد: در رابطه به گفت‌وگوهای صلح چه فکر می‌کنید تا این روند – جنگ – متوقف شود؟ او در پاسخ می‌گوید: «گ….گفت‌وگوی صلح! این زمانی است که تنها باید جنگ کنیم.»
    با همه‌ی این و دلایل شخصی، باورهای کمتری وجود دارد که سیاسی‌ها با همه‌ی مشکلات و خطرهای موجود، به عدالت اجتماعی باور کنند و هزینه‌ی نظام را کاهش دهند تا جنگ افغانستان پایان یابد. برای کسانی که در کرسی‌های کاخ سفید لم داده و یا در کانکرس امریکا نشسته و کسانی که در پنتاگون استند، پایان دادن به جنگ افغانستان خیلی ساده و زودرس است.
    یادداشت: بیل وینجر، فرمانده‌ی بازنشسته، استاد دانشگاه، عضو نیروهای هوایی و عضو گروه رنجر نیروهای امریکایی بود که مدت طولانی‌ای را در عراق و افغانستان خدمت کرده است. او چهار مدرک ماستری دارد و استراتژی ملی را تدریس کرده است.

    منبع: تون هال

    مترجم: ابوبکر صدیق