برچسب: طالبان

  • رئیس جمهور غنی از هیات مذاکره کننده صلح حمایت قاطع می کند

    رئیس جمهور غنی از هیات مذاکره کننده صلح حمایت قاطع می کند

    رییس جمهور اشرف غنی در دیدار با اعضای هیئت گفت‌وگو کننده دولت افغانستان که قرار است تا دو روز دیگر در دور دوم مذاکرات با گروه طالبان اشتراک کنند، گفته است که از این هیئت با قاطعیت حمایت می‌کند.
    به گزارش خبرگزاری دید، رییس جمهور اشرف غنی شامگاه روز یکشنبه(۱۴جدی) با اعضای تیم مذاکره کننده دولت دیدار کرد.

    رییس جمهور غنی از دیدارهای هیئت مذاکره کنندۀ صلح با اقشار مختلف مردم و جمع‌بندی دیدگاه‌های آنان به خاطر استفاده در دور دوم مذاکرات صلح، ابراز امتنان نمود و افزود که دیدگاه‌ها و نظریات اقشار مختلف مردم افغانستان، مشوره‌های لویه جرگه مشورتی صلح و قانون اساسی، حدود صلاحیت‌ها و آجندای شما را تعیین می‌کند.
    رییس جمهور کشور خطاب به هیئت مذاکره کننده، گفت که دولت و مردم افغانستان از شما حمایت می‌نمایند و توقع دارند که در روشنایی قانون اساسی و دیدگاه‌های مردم افغانستان به مذاکره بپردازید، تا این مذاکرات به موفقیت بینجامد.

    آقای غنی ضمن اینکه از تجارب موفق بین‌المللی در مذاکرات صلح یادآوری نمود، از حمایت کامل دولت به هیئت مذاکره کنندۀ صلح اطمینان داد و برای شان در دور جدید مذاکرات صلح، آرزوی موفقیت کرد.
    قرار است دور دوم مذاکرات صلح میان هیئت دولت افغانستان و گروه طالبان به تاریج ۱۶ ماه جدی در دوحه آغاز شود.

  • دور دوم مذاکرت صلح فردا آغاز می شود

    دور دوم مذاکرت صلح فردا آغاز می شود

    دور جدید مذاکرات میان‌افغانی قرار است به زودی در دوحه پایتخت قطر از سر گرفته شود. رییس جمهور غنی در دیدار با رییس و اعضای هیئت مذاکره‌کننده صلح از حمایت کامل دولت اطمینان داد.

    هیات مذاکراه کننده صلح جمهوری اسلامی افغانستان پس از دیدار با رییس جمهور غنی قرار است امروز دوشنبه(۱۵ جدی) عازم دوحه شود.
    در اعلامیه‌ای که عصر روز گذشته از سوی ریاست جمهوری کشور به نشر رسید، آمده است: «محمد اشرف غنی رییس جمهوری اسلامی افغانستان با رییس و اعضای هیئت مذاکره کنندۀ جمهوری اسلامی افغانستان که قرار است به زودی جهت اشتراک در دور دوم مذاکرات صلح عازم دوحه پایتخت قطر شوند، دیدار کرد».
    رییس جمهور غنی با یادآوری از تجارب موفق بین‌المللی در مذاکرات صلح، از حمایت کامل دولت به هیئت مذاکره کنندۀ صلح اطمینان داد.
    غلام فاروق مجروح یکی از اعضای تیم‌ مذاکره کننده در باره دور دوم مذاکرات گفته است: «گفت‌وگوها پیچیده و زمان‌گیر خواهد بود. اما ما امیدواریم هر چه زودتر به نتیجه برسیم، چون مردم از این جنگ خونین خسته شده‌اند».
    برقراری آتش‌بس در کشور از اولویت‌های تیم مذاکره کننده صلح دولت در دور جدید می‌باشد.
    دور دوم گفت‌وگوها در حالی از سر گرفته خواهد شد که افغانستان شاهد افزایش خشونت‌ها و ترورهای هدفمند خبرنگاران، فعالان جامعه مدنی و مقامات دولتی بوده است.

  • چالش امریکا در مبارزه با تروریزم حل شدنی نیست!

    چالش امریکا در مبارزه با تروریزم حل شدنی نیست!

    جو بایدن، چهارمین رییس‌ جمهوری امریکا است که هنگام رسیدن به کاخ ریاست جمهوری، شاهد جنگ نیروهای نظامی این کشور در افغانستان است. از این‌رو، بایدن نیاز دارد، روی یک راهبرد موفق‌ نظامی کار کند تا مطابق به آن بتواند به جنگ افغانستان نقطه‌ی پایان بگذارد؛ زیرا پالیسی‌های گذشته در رابطه به پایان دادن جنگ افغانستان، موفقیت چندانی نداشتند.
    جو بایدن، نخستین روز کاری خود را در اتاق «دایره‌ای » کاخ سفید روز ۲۵ جنوری آغاز خواهد کرد. این در حالی است که هنوز ۲۵۰۰ نظامی امریکا در افغانستان حضور دارند. این پایین‌ترین آمار از حضور نظامیان امریکایی از آغاز جنگ بیست‌ساله تا کنون است. اگر جو بایدن طبق وعده‌های داده شده در کارزارهای انتخاباتی عمل کند و تصمیم کاهش نیروها را داشته باشد،‌ تمام نظامیان این کشور را از افغانستان بیرون خواهد کرد.
    امریکا و طالبان در ماه فبروری در دوحه‌ی قطر توافق کردند که روند خروج نیروهای امریکایی تا اول ماه می‌ میلادی نهایی شود، برنامه‌ای که دولت امریکا متعهد به انجام آن شد.
    بیشتر باورها بر این است که خروج نظامیان امریکایی از افغانستان بهتر است؛ زیرا امریکا سال‌ها یک راهبرد ناموفق جنگی را در افغانستان دنبال کرده است و بیست سال نبرد امریکا در افغانستان نتوانسته منجر به از بین‌ بردن پناهگاه‌های امن گروه‌های تروریستی – القاعده و طالبان – در این کشور شود. در ضمن؛ در سایه‌ این گروه‌های تروریستی، گروه‌های کوچک دیگر نیز فعالیت خود را آغاز کرده‌اند.
    چنان‌چه جو بایدن در زمان معاونت ریاست جمهوری (دوره‌ی ریاست جمهوری اوباما) با افزایش ۳۰ هزار نظامی برای مبارزه با تروریزم، به‌ویژه طالبان در افغانستان مخالفت کرده بود، اما مشورت پالیسی سازان امریکایی اکنون به رییس جمهور امریکا، حفظ نیروها نظامی در جنوب آسیا-افغانستان- است.
    جنرال «جا آلن» تخمین‌هایی زده است که برنامه حفظ نظامیان در جنوب آسیا برای چند سال، حدود ۱۰ – ۲۰ میلیارد دالر هزینه برمی‌دارد. در حالی که «پادمیرال جمیزاستیف‌رایدز» یک نظامی ارشد این کشور گفته است که کاهش نیروهای امریکایی در افغانستان، انگیزه‌ی طالبان را برای سرکشی و طغیان دو برابر می‌سازد.
    نگاه ایده‌آل برای خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، برقراری صلح است و خروج نظامیان را برای ایجاد یک راه ‌حل سیاسی صلح‌آمیز درست می‌داند؛ زیرا خروج نظامیان منجر می‌شود تا بازیگران منطقه‌ای و جهانی بالای طالبان فشار وارد کنند که به صلح بپیوندند.
    اما چشم‌انداز امریکا در رابطه به روند صلح با طالبان چندان روشن نیست، گروه طالبان در ۲۰ سال گذشته راهبرد آشتی‌پذیری و غیرنظامی شدن را در ذهن خود نداشتند. عملکرد طالبان به‌عنوان یک گروه‌ تروریستی در جهان شناخته‌شده است. نیروهای آنان زودتر از امریکا در مناطق مختلف افغانستان گسترش یافتند، در صورت خروج نیروهای امریکایی این روند هم‌چنان ادامه خواهد داشت. هرچند نیروهای امریکایی در (۲۰۰۱) طالبان را سرنگون کردند و این گروه از هم پاشید؛ اما آن‌ها توانستند دوباره خود را بازسازی کنند.
    بنابراین، اگر امریکا ۲۰ سال دیگر، هم‌چنان به حملات ویژه‌ی مبارزه با تروریزم و بمباران ادامه دهد، بازهم چالش‌ها رفع‌شدنی نیست.
    شمار زیادی از منتقدان امریکایی باور دارند که حضور نیروهای امریکایی در افغانستان نمی‌تواند به چالش‌های داخلی در این کشور پایان دهند و شواهد برای رسیدن به صلح با گروه با طالبان نیز خیلی ملموس نیست.
    آیا حضور نیروهای امریکایی در افغانستان روی گفت‌وگوهای داخلی تأثیر خواهد گذاشت؟ چه دلیلی وجود دارد که این حضور بتواند در موفقیت روند صلح افغانستان کمک کند؟
    چالش‌های قومی و … در افغانستان نزد پالیسی‌سازان امریکایی چیست؟ چه قدر زمان می‌برد تا نیروهای امریکایی با درنظرداشت بازیگران منطقه‌ای بتوانند موفقیت در صلح را تضمین کنند؟
    موفقیت صلح میان دولت افغانستان و طالبان آسان نیست و نیاز به زمان طولانی دارد. به اساس توافق امریکا و طالبان روند مذاکرات باید در ماه مارچ سال گذشته آغاز می‌شد؛ اما به بنا به دلایلی این روند هفت ماه با تأخیر آغاز شد.
    برای مدت طولانی دولت افغانستان و طالبان روی تبادل زندانی‌ها چانه‌زنی کردند، در ماه دسامبر هیئت مذاکره‌کننده‌ی طالبان و دولت افغانستان، روی چارچوب پیشبرد مذاکرات توافق کردند، اما اجرایی کردن آجندا‌ ماه‌ها زمان می‌برد تا چالش‌ها از مسیر روند گفت‌وگوهای صلح برداشته شوند.
    آیا جو بایدن هم‌چنان روی تقسیم‌اوقات خروج نیروها تأکید خواهد کرد یا حفظ نیروها را به اساس یک چشم‌انداز تأیید می‌کند؛ اگر چنین باشد، جو بایدن، باید افزایش نیروهای بیشتر، تلفات بیشتر و هدر دادن هزینه هنگفت را در نظر داشته باشد.
    مخالفان راهبرد خروج از افغانستان نگرانی دارند که با خروج کامل نظامیان امریکایی احتمال دوباره جنگ‌های داخلی در افغانستان به وجود می‌آید، زیرا تاریخ شاهد چنین روندی بوده است.
    جو بایدن یک فرصت طلایی برای پایان دادن به جنگ افغانستان دارد؛ اداره‌ی جدید بایدن نیاز دارد تا یک راهبرد جدید را تدوین کند زیرا خروج از افغانستان در کنار هزینه‌ی هنگفت، متضمن رسیدن به یک صلح پایدار در افغانستان نیز باید باشد.
    در کشوری که سرمایه‌های هنگفت مالی و انسانی هزینه شده، نیاز است تا از هدر رفتن این‌همه جلوگیری صورت گیرد و برقراری صلح تنها راه‌حل این معضل است.

    منبع: تاون هال

    برگردان: ابوبکر صدیق

  • دیدار سرور دانش با محقق و خلیلی، نشستی مهم و امیدواری به ثمربخشی آن

    دیدار سرور دانش با محقق و خلیلی، نشستی مهم و امیدواری به ثمربخشی آن

    سرور دانش معاون دوم رئیس جمهور امروز با محمد کریم خلیلی و محمد محقق از رهبران سرشناس جهادی و  دو شاخه جداگانه حزب وحدت اسلامی دیدار و گفت و گو کرد.

    این دیدار که در آن برخی دیگر از چهره های سیاسی نیز حضور داشت در یک مکان انجام شد.

    محمد سالم حسنی، مشاور رئیس جمهور و از علمای دینی، با اشاره به این نشست در فیس بوک خود نوشت:«ثمر بخشی این نشست در گروه تحقق چند امر مهم است.»

    به باور آقای حسنی نیت خیرخواهانه و دوراندیشانه جمعی که در این امر پیش‌گام شدند و قدم‌های نخست را با وجود موانع متعدد برداشتند، به خوبی درک شود و این خواست مبتنی بر واقعیت‌های موجود، در دیگر جمع‌ها نیز گسترش یابد.

    مسئولیت پذیری در برابر منافع کلان کشور، مردم و میراث گرانسنگ رهبر شهید استاد مزاری(ره) در همه طرف‌ها، بر منافع جریانی، منطقه‌ای و خانوادگی چیره شود.

    نکته سوم اینکه در کنار تداوم نشست‌های هدفمند بزرگان، همکاری و همیاری در سطوح میانی و حلقات توده‌ای نیز به وجود بیاید.

    چنانچه، تلاش‌های انسجام‌گرایانه غلط تفسیر شود، منافع کوچک جریانی در راستای منافع جمعی قربانی نشود و این نشست‌ها در سطوح مختلف و به صورت هدفمند استمرار نیابد، این نشست نیز، دنباله سریال‌های ناتمام گذشته خواهد بود و امیدی بدان نمی‌توان بست.

    این در حالی ست که هیات مذاکره کننده حکومت برای صلح قرار است فردا عازم دوحه شده دور دوم مذاکرات بین الافغانی را آغاز کند.

  • اکنون مردم افغانستان قربانی حملات طالبان می باشند

    اکنون مردم افغانستان قربانی حملات طالبان می باشند

    دواخان مینه‌پال، معاون سخن‌گوی ریاست‌جمهوری، در واکنش به اظهارات اخیر وزیر خارجه‌ی امریکا، گفت تلفات نیروهای خارجی به این دلیل صفر شده که در حال حاضر، طالبان علیه مردم و حکومت افغانستان می‌جنگند.

    آقای مینه‌پال، روز یک‌شنبه (۱۴ جدی)، در یک پیام تصویری گفت: «تلفات نیروهای خارجی به این دلیل صفر شده است که نیروهای امنیتی به تنهایی جنگ را مدیریت و رهبری می‌کنند. در حال حاضر، طالبان علیه مردم و حکومت افغانستان می‌جنگند و تلفات مردم در این جنگ بسیار بلند است.»

    مایک پومپیو، وزیر خارجه‌ی امریکا، شنبه شب (۱۳ جدی)، در برگه‌ی تویترش نوشت که از یک سال به این سو، هیچ نظامی امریکایی در افغانستان کشته نشده و این یک دست‌آورد بزرگ است.

    او افزود: «ماموریت ما در افغانستان، از بین بردن القاعده و تهدیدات به امریکا است، برای انجام این ماموریت به ۱۰ هزار نیرو نیاز نیست. برای انجام ماموریت‌ها نیروهای افغان و ناتو حضور دارند و امریکا می‌تواند از راه دور از قدرت خود کار بگیرد.»

    وزیر خارجه‌ی امریکا، در حالی این حرف را بیان کرده که دونالد ترامپ، رییس‌جمهور امریکا، ماه گذشته از کاهش نیروهای امریکایی در افغانستان خبر داده بود.

    آقای ترامپ، گفته بود که نیروهای نظامی را تا جشن کریسیمس در افغانستان به ۲۵۰۰ نفر کاهش می‌دهد؛ اقدامی که تا هنوز عملی نشده است.

    بر اساس توافق‌نامه‌ی امریکا – طالبان که در ماه فبروری سال گذشته در دوحه امضا شد، نیروهای امریکایی باید تا ماه می سال جاری میلادی به گونه‌ی کامل از افغانستان خارج شوند و طالبان به نظامیان امریکایی و بین‌المللی حمله نمی‌کنند.

  • پاکستان و نقش تعیین کننده در صلح افغانستان

    پاکستان و نقش تعیین کننده در صلح افغانستان

    هیأت‌های مذاکره‌کننده افغانستان و طالبان به تاریخ (۲۲ قوس) فیصله کردند که برای مشوره و رأی‌زنی بیش‌تر پیرامون مذاکرات صلح به مدت سه هفته به رخصتی بروند تا روی آجندای اصلی مذاکرات در سطح رهبری دو جانب بحث کنند.

    هیأت مذاکره‌کننده حکومت افغانستان به کابل آمد و درباره جریان ۹۰ روزه مذاکرات روی کارشیوه، فهم طالبان از صلح و جنگ، وجوه مشترک و تقابل میان دو طرف و مفاد آجندای اصلی در دور دوم مذاکرات به ریاست جمهوری و شورای عالی مصالحه ملی گزارش داد.

    در این ارتباط، کمیته رهبری شورای عالی مصالحه ملی چندین جلسه مشترک با حضور هیأت مذاکره‌کننده داشت و فیصله شد که ادامه مذاکرات در دوحه برگزار و هیأت به لحاظ سیاسی و تخنیکی حمایت و تقویت شود. کمیته رهبری فیصله کرد که هیأت صلاحیت لازم را برای پیشبرد مذاکره دارد و از حکومت، کمیته رهبری و مردم افغانستان نماینده‌گی می‌کند.

    هیأت طالبان هم به رهبری ملا برادر به اسلام‌آباد سفر و با عمران خان، نخست وزیر و سایر مقام‌های آن کشور دیدار کرد. این نخستین بار نیست که ملا برادر یا هیأت طالبان در مواقع حساس به پاکستان سفر می‌کند و به نهادهای اجرایی آن کشور پیرامون مذاکرات صلح گزارش می‌دهد. پاکستان عقبه سیاسی طالبان است؛ این کشور هم در میدان نبرد از طالبان حمایت مالی، تسلیحاتی و نظامی می‌کند و هم در قطر به آن‌ها خط مش و جهت تعیین می‎‌نماید. پاکستان در این روند منافع حیاتی دارد که در صورت عدم تأمین آن، اجازه نخواهد داد که روند صلح به نتیجه‌ای برسد. اسلام‌آباد حتا در زمان انزوا و فشارهای بین‌المللی موضع خود را در قبال افغانستان تغییر نداد.

    نقش پاکستان در تحولات سیاسی و امنیتی افغانستان

    پاکستان از زمان فروپاشی شوروی و سقوط حکومت داکتر نجیب تاکنون روی طالبان سرمایه‌گذاری و از این طریق منافع ملی خود را در افغانستان و منطقه پیگیری کرده است. اسلام‌آباد در طول این مدت در تحولات سیاسی – امنیتی افغانستان یکی از بازی‌گران تأثیرگذار امنیتی بوده است، هرچند گاهی میزان این تأثیرگذاری به دلیل تحولات بین‌المللی و به قول رابرت کاپلان جغرافیای نامرتبط افغانستان فراز و فرود در پی داشته است.

    نقش این کشور پس از سقوط حکومت داکتر نجیب و روی‌ کار آمدن طالبان برجسته‌تر شد. ولی با وقوع رویداد ۱۱ سپتامبر و حمله امریکا به افغانستان و اضحملال رژیم طالبان، پاکستان به حاشیه رفت و این کشور ظاهرأ سیاست همراهی با ایالات متحده را در پیش گرفت؛ ولی در موضعش هیچ تغییری نیاورد.

    پاکستان اهدافش را از طریق دیپلماسی فعال در عرصه بین‌المللی و تقویت گروه طالبان برای احیای مجددش در افغانستان دنبال کرد. دستگاه سیاست خارجی آن کشور و آی‌اس‌آی این مسیر را طی کردند تا به این مرحله رسیدند. حالا در تحولات جاری، نقش پاکستان در جنگ و صلح افغانستان غیرقابل انکار است.

    تروریسم و لانه‌های امن آن در پاکستان، همواره یکی از نقاط تنش و اختلاف در روابط اسلام‌آباد و واشنگتن بوده است. واشنگتن از تمام گزینه‌های فشار برای وادارکردن پاکستان به ترک حمایت از تروریسم، به‌ویژه طالبان بهره برد؛ اما نتیجه نداد. در زمان بارک اوباما بیش‌ترین نیرو به افغانستان اعزام شد و بعد از آن ترمپ بارها در اظهاراتش، پاکستان را متهم به حمایت و پرورش تروریسم کرده است و به همین دلیل کمک‌های نظامی امریکا به پاکستان را قطع کرد. با آن هم پاکستان به راهش ادامه داد.

    جنرالان و استراتژیست‌های پاکستانی جنگ افغانستان را به خوبی در راستای منافع ملی کشورشان مدیریت کردند و دیپلمات‌های آن کشور، جامعه بین‌المللی را فریب دادند و در برابر انزوای بین‌المللی کشورشان به دلیل حمایت از تروریسم مقاومت کردند.

    چرا باید حکومت افغانستان با پاکستان وارد مذاکره شود؟

    تردیدی وجود ندارد که گروه طالبان با خواست و استقلالیت خودشان به پای میز مذاکره نرفته است؛ بلکه مجوز اسلام‌آباد در مذاکرات امریکا با طالبان و گفت‌وگوهای مستقیم با هیأت حکومت افغانستان شرط لازم بوده است.

    پاکستان در منازعه چهل ساله افغانستان منافع ملی‌اش را جست‌وجو می‌کند؛ جایی که منافع ملی این کشور تأمین نشود و تهدید شود، از ابزارهای خشن از جمله فعالیت‌های هراس‌افگنانه کار می‌گیرد. نگرانی‌های این کشور درباره دیورند، آب‌های کابل و حضور هند با بقای پاکستان پیوند خورده است. به این دلیل نتایج مذاکرات بسته‌گی به رفع این نگرانی‌های پاکستان دارد.

    حکومت افغانستان در کنار مذاکرات دوحه برای حل و فصل منازعه باید با پاکستان وارد مذاکره شود. گفت‌وگو با اسلام‌آباد به اندازه مذاکرات دوحه برای تأمین صلح و ثبات در کشور مهم و تعیین‌کننده است. سفر داکتر عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه ملی به پاکستان درب گفت‌وگو را باز کرد. استقبال بی‌پیشینه حکومت پاکستان به لحاظ دیپلماتیک بخشی از نگرش نخبه‌گان پاکستان نسبت به افغانستان است که بسته‌گی به تحولات جاری و مبحث صلح دارد. عبدالله در سفرش دیدگاه مقام‌های پاکستانی را نسبت به روند صلح ذهن‌یابی کرده است. لازم است که نتیجه‌گیری رهبری شورای عالی مصالحه، وزارت امور خارجه و دیپلمات‌های مقیم اسلام‌آباد از این سفر به تحلیل گرفته شود و حکومت طبق آن در هماهنگی با شورای عالی مصالحه ملی گام‌های بعدی را بردارد.

    حکومت افغانستان برای ختم جنگ و حل بحران، باید با پاکستان وارد مذاکره شود. اگر پاکستان حس کند که نگرانی‌هایش در قبال افغانستان از طریق مذاکره و صلح تأمین نمی‌شود، به هیچ صورت ابزاری چون طالبان را که ۳۰ سال میلیون‌ها دالر صرف آن کرده و پیامدهای‌های بین‌المللی آن را هم بر عهده گرفته است، از دست نمی‌دهد. بحث دیورند، حضور فعال هند در افغانستان و آب‌های افغانستان با بقای پاکستان گره خورده است و از جمله منافع حیاتی پاکستان به شمار می‌رود. کشورها در ارتباط به منافع حیاتی‌شان هیچ‌گونه ملاحظه اخلاقی و انسانی ندارد. در محیط انارشیکال جنوب آسیا که فضای بدبینی و بی‌اعتمادی به شدت حاکم است، پاکستان بدون حل این موارد از موضع خود عقب نمی‌نشیند.

    جنگ افغانستان بُعد داخلی ندارد، بلکه زمینه داخلی دارد که از سوی نیروهای سرگردان بی‌کار و بی‌سواد و گروه‌های تندرو و افراطی فراهم شده است. جنگ طالبان ابزاری‌ است برای تأمین منافع سیاسی این گروه و منافع ملی حامیان‌شان، به‌ویژه پاکستان. اما مهم‌ترین عامل تداوم این جنگ، ایدیولوژی دینی است که به سربازان این گروه انگیزه خلق می‌کند و میدان‌های نبرد و مدارس دینی – آموزشی طالبان را خالی از طلاب و سرباز نمی‌گذارد.

    پیامدهای تروریسم دولتی بر اقتصاد و امنیت پاکستان

    اقتصاد و امنیت پاکستان نیز از تروریسم دولتی و رشد آن در منطقه متأثر شده است. در حال حاضر پرورش تروریسم و پناهگاه‌های امن گروه‌های تروریستی در آن کشور به یک تهدید جدی علیه منافع ملی و تمامیت ارضی پاکستان تبدیل شده است و این امکان وجود دارد که در آینده از کنترل ارتش و سازمان استخبارات آن کشور خارج شوند و پاکستان را وارد بحران امنیتی سازند. هم‌اکنون گروه‌های تروریستی در دو طرف خط دیورند مستقر هستند و در بلوچستان و وزیرستان شمالی آزادانه فعالیت دارند و هرازگاهی بر علیه پاکستان نیز تحرکاتی انجام می‌دهند.

    گروه‌های تندرو و جنبش‌های اسلامی در منطقه و کشورهای آسیای مرکزی – مانند اویغورها، القاعده و اسلام‌گراهای جهادی که در برابر غرب می‌جنگند، از پاکستان تغذیه می‌شوند. پاکستان تا چه زمانی می‌تواند این گروه‌ها را در لانه‌های‌شان بدون خطر حفظ و کنترل کند؟ یکی از دلایل وادارساختن طالبان به گفت‌وگو با حکومت افغانستان، همین نگرانی پاکستان است.

    پاکستان از سال ۲۰۱۰ تاکنون با بحران اقتصادی و تورم دست و پنجه نرم می‌کند. با آن‌که آن کشور از طریق بندر واگه و کراچی به آب‌های بین‌المللی وصل است و پتانسیل قوی برای تجارت و ترانزیت به کشورهای آسیای مرکزی و آسیای غربی را دارد و هم‌چنان به انرژی آسیای مرکزی برای رشد صنعتی و تولیدی نیازمند است؛ اما فعالیت گروه‌های تروریستی در افغانستان و منطقه این فرصت را از پاکستان گرفته و اقتصاد این کشور در میان دو قدرت اقتصادی (چین و هند) تضعیف شده است. به دلیل ‌که فعالیت گروه‌های تروریستی در افغانستان و منطقه با حمایت پاکستان فرصت‌های کلان اقتصادی را از آن کشور زدوده است.

    عمران خان پس از احراز کرسی نخست‌وزیری، تلاش کرد که با جذب کمک‌های خارجی، به‌خصوص کمک‌های عربستان و ترکیه و چین این تورم را مدیریت کند، ولی موفق نشد.

    پاکستان پلان دارد که از تجربه صنعتی و تولیدی چین بهره ببرد و برای تحقق این امر جداً به انرژی آسیای مرکزی نیاز دارد که راه آن از افغانستان می‌گذرد. پروژه تاپی و کاسا یک‌هزار در صورتی به پاکستان انتقال می‌یابد که در افغانستان ثبات بیاید و صلح تأمین شود.

    اگر انرژی آسیای مرکزی به جنوب آسیا انتقال یابد، پاکستان می‌تواند برعلاوه بازسازی اقتصادش به بازار آسیای مرکزی دست پیدا کند. اما اولویت جدی‌تر از این برای پاکستان جلوگیری از نفوذ هند در افغانستان است. پاکستان نگران است که مبادا تأمین صلح و ثبات در افغانستان این نفوذ را تقویت کند و هند از این طریق فشارها را بر اسلام‌آباد افزایش دهد.

    حکومت افغانستان از طریق شورای عالی مصالحه و وزارت امور خارجه باید با پاکستان وارد مذاکره و گفت‌وگو شود و به رفع نگرانی‌های آن کشور در قبال آینده افغانستان بپردازد تا بستر صلح فراهم شود. صلح بدون هم‌کاری صادقانه پاکستان نتیجه‌ای در پی نخواهد داشت.

    هشت صبح

  • طاهر زهیر: حذف فیزیکی خبرنگاران باید متوقف شود

    طاهر زهیر: حذف فیزیکی خبرنگاران باید متوقف شود

    سرپرست وزارت اطلاعات و فرهنگ گفت در گفت‌وگوهای صلح باید تلاش صورت بگیرد تا از حذف فیزیکی خبرنگاران جلوگیری شود.

    محمدطاهر زهیر، سرپرست وزارت اطلاعات و فرهنگ روز (شنبه، ۱۳ جدی) در یک نشست خبری در کابل گفت هیئت مذاکره‌کننده دولت باید جانب مقابل متقاعد سازد تا دست از قتل خبرنگاران بردارند.

    وی افزود، وزارت دولت در امور صلح باید به طرف مقابل تذکر دهد که چه آن‌ها مسؤلیت حمله به خبرنگاران را به عهده بگیرند یا نه، آنان مسؤل و مقصرند.

    آقای زهیر تاکید کرد باید در دور دوم گفت‌وگوهای صلح بین‌الافغانی تلاش صورت گیرد تا از حذف فیزیکی خبرنگاران جلوگیری شود.

    سرپرست وزارت اطلاعات و فرهنگ خاطرنشان ساخت این وزارت نامه دادخواهانه‌ای به اتحادیه اروپا و نمایند‌گی سازمان ملل متحد در کابل می‌فرستد تا آن‌ها بر جانب مقابل و گروه‌های تروریستی که پشت ترور خبرنگاران قرار دارند، فشار وارد کنند که آنان از قتل خبرنگاران دست بکشند.

    او بیان داشت تامین امنیت همه شهروندان کشور، به ویژه امنیت خبرنگاران از مسئولیت‌های وزارت امور داخله است و توقع می‌رود که فضای عمومی کشور امن ساخته شود.

    این در حال است که در این اواخر ترورهای هدفمند به جان خبرنگاران به شدت افزایش یافته و در دو ماه گذشته، شش خبرنگار و کارمند رسانه‌ای در کشور ترور شده‌است.

  • صالح: طالبان از نسل جدید می ترسند

    صالح: طالبان از نسل جدید می ترسند

    امرالله صالح معاون اول ریاست جمهوری می گوید ادعای طالبان مبنی بر دست نداشتن در ترورهای هدفمند که اکثر قربانی های آن غیرنظامیان و افراد «بادانش» جامعه اند مسخره و بی اساس است. آقای صالح تاکید می کند این گروه و حامیان آن از نسل جدید به خصوص آنهایی که «مغز پرکار و زبان رسا» دارند می ترسد.

    امرالله صالح امروز یک‌شنبه (۱۴جدی) گفت امونیم نایتریت، مواد انفجاری سطح نظامی و ریموت کنترل حداقل سه قلم از ترکیبات بمب های مرگبار است که طالبان از پاکستان به دست می آورند.

    صالح افزود ریاست امنیت ملی صد ها عدد ازین وسایل مرگ را از نزد تروریستان بازداشت شده به دست آورده است.

    فساد در طب عدلی

    معاون اول ریاست جمهوری در ادامه خاطرنشان کرد مجیب الرحمن یکی از مجرمین رها شده از زندان در دوران کرونا روز گذشته هنگامی که میخواست موتر خاکسار نماینده مردم تخار را سرقت کند توسط محافظین وی کشته شد.

    به گفته او پس از کشته شدن این سارق چهار نفر از شریکان جرمی او پس از درگیری کوتاه موفق به دزدی موتر این نماینده مجلس شده است.

    صالح تاکید کرد: «خبر شدم که طب عدلی بدون اجازه ریاست تحقیقات جنایی جسد مجیب الرحمن را تحویل خانواده و یا همکارانش نموده است. متاسفانه نهاد طب عدلی بنابر هر دلیلی که است و ما دقیق نمیدانیم دچار فروپاشی و فساد شده است.»
    معاون اول ریاست جمهوری اضافه کرد از صد ها قطعه مکتوب که در طب عدلی در ارتباط به تشریح جسد داده می شود به تعداد اندک آن پاسخ می دهند.

    صالح تصرح کرد: «در جوامعی که حلقات جرمی قوی می شوند طب عدلی را زیر کنترل مستقیم یا غیر مستقیم خویش قرار می دهند. من امیدوارم که طب عدلی افغانستان به آن مرحله نرسیده باشد.»

    او در خصوص ثبت موتر های بدون اسناد گفت تا اکنون بالاتر از یک هزار و پنجصد میلیون افغانی از مدرک ثبت موتر های بی اسناد به خزانه دولت افغانستان واریز شده اما تا اکنون لایحه توزیع اسناد امنیتی به موتر های دست پاکستان تکمیل نشده و تا اخر هفته تکمیل می شود.

    صالح در اخیر گزارش جلسه شش و نیم صبح افزود بعضی ها تلاش دارند امضای او را جعل کنند.

    او تاکیدکرد: «ما با استفاده از تکنالوژی به جای امضا شیوه مراوده و هماهنگی را با ادارات در کابل و ولایات ایجاد کرده ایم که موثریت امضای تقلبی را تقریبا صفر می سازد. تشویش نکنید.»

    این در حالی است که در این اواخر ترور های هدفمند در افغانستان مخصوصا کابل پایتخت افزایش یافته است.

  • غنی با امیر قطر گفت و گو کرد

    غنی با امیر قطر گفت و گو کرد

    رئیس جمهور غنی پیش از چاشت روز شنبه، سیزدهم جدی با شیخ تمیم بن حمد آل‌ثانی، امیر قطر به صورت تلفنی گفت‌وگو کرد.

    طبق اعلام ارگ، دو طرف در این تماس تلفنی ضمن بحث روی پروسه صلح افغانستان، بر آتش‌بس فوری تاکید کردند.

    ارگ ریاست جمهوری می‌گوید امیر قطر به رییس جمهور غنی وعده داده است که حکومت آن کشور به‌خاطر فراهم‌آوری زمینه برای برقراری آتش‌بس، تلاش خواهد کرد.

    هم‌چنان رییس جمهور غنی و امیر قطر در مورد تحکیم و گسترش مناسبات و همکاری‌ها به ویژه توسعه روابط تجارتی میان دو کشور نیز بحث کرده‌اند.

    این تماس تلفنی سه روز پیش از شروع مجدد مذاکرات بین‌الافغانی انجام شده است.

    قطر میزبان دور اول مذاکرات بین‌الافغانی بود و قرار است که دور دوم این مذاکرات نیز در این کشور برگزار شود.

    قرار است که نشست بین‌الافغانی در شانزدهم جدی از سر گرفته شود.

    مذاکرات بین‌الافغانی که در بیست‌ودوم سنبله دور اول آن آغاز شده بود، در بیست‌ودوم قوس پایان یافت و در حال حاضر متوقف شده است.

     این دور که سه ماه دوام کرد، با کندی به پیش‌رفت و دو طرف مدت‌ها روی تهیه کارشیوه مذاکره کردند تا سرانجام مورد توافق قرار گرفت. پس از تبادل آجندا، به توافق دو هیأت مذاکرات دچار وقفه‌ای ۲۰ روزه شد.

  • صالح: پاکستان سالانه هزاران تخت کنترل بمب به طالبان هدیه می دهد

    صالح: پاکستان سالانه هزاران تخت کنترل بمب به طالبان هدیه می دهد

    امرالله صالح، معاون اول ریاست‌جمهوری، گفت دولت پاکستان، سالانه هزاران تخت کنترل بمب به گروه طالبان هدیه می‌دهد.

    آقای صالح، روز شنبه (۱۳ جدی)، در برگه‌ی فیسبوکش نوشت: «از امنیت ملی به خاطر دریافت و خنثاسازی یک بمب در زیر پلچک در موسهی کابل سپاس‌گزاری می‌کنم. از کارمندان پرسیدم که جزییات را بدهند. آن‌ها گفتند که قرار بود این بمب توسط ریموت منفجر شود.»

    به گفته‌ی او، تخت ریموت، یک وسیله‌ی پیچیده و تخنیکی است که در افغانستان پیدا نمی‌شود و در پاکستان نیز، باید خریدار اول اجازه‌ی دولت را با خود داشته باشد.

    آقای صالح، افزود: «قرار است امنیت ملی، جزئیات این تخت را که هزاران عدد آن سالانه به طالبان از جانب پاکستان هدیه داده می‌شود به مردم در یک اعلامیه نشان بدهد.»

    پیش از این نیز، آقای صالح و سایر مقام‌های دولت افغانستان، بارها پاکستان را به حمایت مستقیم از گروه‌های تروریستی متهم کرده اند؛ ادعایی که همواره از سوی اسلام‌آباد رد شده است.

  • والی نام نهاد طالبان در فاریاب کشته شد

    والی نام نهاد طالبان در فاریاب کشته شد

    مسوولان محلی در ولایت فاریاب تأیید می‌کنند مولوی وکیل احمد، مشهور به «ملا ناظم» والی نام‌نهاد طالبان برای ولایت فاریاب در انفجار ماین خود ساختۀ این گروه کشته شده است.

    عبدالکریم یورش، سخنگوی فرماندهی پولیس ولایت فاریاب می‌گوید این عضو ارشد گروه طالبان همراه با شش تن از محافظانش حوالی ساعت ۰۲:۰۰ شب گذشته (جمعه، دوازدهم جدی) در روستای پوپل‌زی از مربوطات ولسوالی دولت‌آباد ولایت فاریاب کشته شده است.

    آقای یورش می‌افزاید که سه جنگ‌جوی دیگر طالبان در این رویداد زخم برداشته‌اند. سخنگوی والی فاریاب خاطرنشان می‌سازد این رویداد زمانی رخ داده است که دو گروهی از جنگ‌جویان طالبان محلی دچار اختلاف درونی شده‌اند.

    گروه طالبان اما تاکنون در این باره چیزی نگفته‌اند.

    قابل ذکر است که شمار زیادی از اعضای ارشد و فرماندهان گروه طالبان در جریان سه ماه گذشته در قندهار و هلمند کشته شده‌اند. بر اساس آماری که چندی پیش از سوی وزارت امور داخلۀ کشور نشر شد، دست‌کم ۷۰ فرمانده ارشد و میانۀ طالبان در جریان این سه ماه در هلمند و قندهار کشته‌اند.

  • طالبان در هرات ده ها مسافر را ربودند

    طالبان در هرات ده ها مسافر را ربودند

    مسوولان محلی در ولایت هرات می‌گویند ده‌ها سرنشین یک موتر مسافربری از سوی افراد مسلح ناشناسی در این ولایت ربوده شده‌اند.

    عتیق‌الله وثیق، معاون آمریت دفتر رسانه‌یی والی هرات گفت این مسافران بامداد امروز (شنبه، سیزدهم جدی) از مسیر جادۀ عمومی هرات – تورغندی ربوده شده‌اند. آقای وثیق افزود افراد مسلح ناشناسی این موتر مسافربری را نخست متوقف کرده ده‌ها تن از سرنشینان آن را با خود برده‌اند.

    آقای وثیق دربارۀ شمار دقیق این ربوده شدگان جزییات نداد. به گفته او، این موتر مسافربری به سمت شهر هرات در حال حرکت بوده است.

    گفتنی است هفتۀ پیش نیز طالبان شماری از باشندگان ولسوالی‌های جاغوری و قره‌باغ ولایت غزنی را در دشت قره‌باغ این ولایت ربودند.

    گزارش شده است شماری از این ربوده شدگان از چنگ طالبان فرار کرده‌اند. گروه طالبان هر از چندی مسافران را در مسیر شاهراه‌های کشور مورد بازپرس قرار می‌دهد.

  • حفیظ منصور: طالبان در دولت ادغام نمی شوند، حکومت موقت پیشنهاد خوبی ست

    حفیظ منصور: طالبان در دولت ادغام نمی شوند، حکومت موقت پیشنهاد خوبی ست

    عبدالحفیظ منصور، عضو هیأت مذاکره‌کنندۀ صلح دولت می‌گوید که بعید است طالبان مانند حزب اسلامی در چوکات دولت مدغم شوند. از همین‌رو، این عضو هیأت مذاکره‌کنندۀ دولت افغانستان پیشنهاد می‌کند برای برقراری صلح در کشور نیاز است یک حکومت موقت شکل بگیرد.

    آقای منصور امروز (شنبه، سیزدهم جدی) هنگام سخنرانی در انستیتیوت مطالعات استراتژیک افغانستان تشکیل حکومت موقت را یگانه ساختار عملی برای پایان جنگ و ادغام طالبان در بدنۀ نظام توصیف می‌کند.

    آقای منصور می‌افزاید بعید است طالبان بپذیرند که همانند حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمت‌یار در بدنۀ دولت کنونی مدغم شوند.

    این عضو هیأت مذاکره‌کنندۀ دولت افغانستان از این‌رو، شکل‌گیری حکومت موقت را ضروری می‌داند.

    او اضافه می‌کند: «ما ناگزیر هستیم با حفظ چهارچوب نظام و ارزش‌های حقوق بشری به سمت یک حکومت موقتی که طالبان نیز در آن شامل شوند، حرکت کنیم.»

    این عضو هیأت مذاکره‌کنندۀ صلح دولت خاطرنشان می‌سازد طالبان شکل‌گیری یک ساختار سیاسی را در رأس آجندای‌شان در گفت‌وگوهای صلح قرار داده‌اند و بدون گفت‌وگو روی این موضوع از بحث روی برقراری آتش‌بس در کشور خودداری خواهند کرد.

    گفتنی است دور دوم مذاکرات مستقیم صلح میان هیأت‌های مذاکراتی صلح دولت افغانستان و گروه طالبان قرار است در شانزدهم جدی در قطر آغاز شود. گفته می‌شود هیأت مذاکراتی دولت روز دوشنبه این هفته به قطر خواهد رفت.

  • معصوم استانکزی: دعوت نشدن طالبان در کنفرانس بن بزرگترین اشتباه بود

    معصوم استانکزی: دعوت نشدن طالبان در کنفرانس بن بزرگترین اشتباه بود

    معصوم استانکزی، رییس هیات مذاکره کننده حکومت گفت به دلیل «انحصار» از ۴۳ سال بدین‌سو پنج‌بار نظام‌ها در کشور عوض شده‌اند.

    آقای استانکزی روز (چهارشنبه، ۱۰ جدی) در انستیتوت مطالعات استراتژیک در کابل، مذاکرات جاری را تنها راه برای پایان جنگ در کشور خواند و گفت راه نظامی ۴۳ سال در کشور تجربه شده است. در این مدت، ۵ بار نظام‌ها عوض گردیدند. با تغییر نظام، نهادها و دست‌آوردها نیز از میان رفت. عاملان اصلی تغییر رژیم‌ها، انحصار بود.

    او همچنان گفت دعوت‌نکردن طالبان به کنفرانس بن در سال ۱۳۸۰ بزرگترین اشتباه بود. اگر طالبان در کنفرانس بن دعوت می‌گردیدند، امروز مجبور به گفت‌وگو با آنان نبودیم.

    استانکزی گفت برخلاف سال ۱۳۸۰ در کنفرانس بن، اجماع منطقه‌ای و جهانی دربارۀ گفت‌وگوهای دوحه وجود ندارد. به گفتۀ او، این مسأله نیازمند تلاش بیشتر دستگاه دیپلماسی و دولت برای ایجاد اجماع در سطح جهانی دربارۀ پروسه صلح می‌باشد.

    معصوم استانکزی دربارۀ آجندای مذاکرات صلح جمهوری با طالبان گفت: «امنیت»، «نظام سیاسی» و «حقوق شهروندان» که شامل مشارکت در قدرت، آتش‌بس، آیندۀ قوای امنیتی و نظامی افغانستان و نیروهای طالبان، حقوق شهرندان شامل حق کار، تحصیل، حقوق قربانیان جنگ، معلولان و خانواده‌های شهدا و برگشت داوطلبانۀ مهاجران، از مسایل عمده در گفت‌وگوهای پیش رو خواهد بود.

    به گفتۀ او، به منظور تأمین صلح پایدار و ختم جنگ، باید احساس مالکیت و مشارکت در همه فراهم شود.

    دور دوم مذاکرات ملی در تاریخ پنج جنوری در دوحه آغاز می‌گردد. گروه‌های مذاکراتی جمهوری و طالبان، طرح پیشنهادی‌شان را با همدیگر شریک ساخته‌اند.

  • آنچه در سال 2020 میلادی بر مردم ما گذشت

    آنچه در سال 2020 میلادی بر مردم ما گذشت

    سال 2020 میلادی با تمام حوادث نیک و بدش گذشت. برای افغانستان و مردم مظلومش اما این سال با سختی ها و چالش های زیادی همراه بود. در این سال علی رغم به جریان افتادن مذاکرات صلح در دوحه قطر جنگ و ناامنی نیز به اوج خود رسید و قربانیان جنگ افزایش یافت.

    جمعه خان محمدی، استاد دانشگاه، در فیس بوکش در مورد سال 2020 میلادی می نویسد:«جنگ، ترور، انفجار همانند سال های گذشته در افغانستان ادامه یافت. در سال گذشته بیش از 18200 حمله از سوی طالبان بالای نیروهای مردمی و دولتی صورت گرفت. طالبان در سال گذشته صدها کیلومتر سرک را در افغانستان ویران کردند.»

    به نوشته وی، در سال 2020 میلادی امریکا با طالبان قرار داد دوحه را به امضا رساند که قرار شد طالبان رابطه شان را با القاعده قطع و تضمین کند که از خاک افغانستان منافع امریکا و متحدنیش را تهدید نگردد. مذاکرات بین افغانی را همراه با اتش بس اغاز کند. مذاکرات بین افغانی به شکل صوری اغاز شد؛ اما چشم افغان ها به اتش بس روشن نشد. امریکا دوسیه افغانستان از کابل به اسلام اباد تحویل داد.

    این استاد دانشگاه نوشت طالبان در کنار خونین ترین حملات دیگرش، به کورس کوثر دانش و دانشگاه کابل، نیز دو حمله ی وحشیانه انجام دادند که فریاد بسیاری از ازادی خواهان را در سراسر جهان بلند کرد. پدر شهید که بعد از 142 بار تماس در اخر برای دخترش نوشت: جان پدر کجاهستی؟ به شعار همدلی جهانی با قربانیان دانشگاه کابل بدل شد.

    جمعه خان محمدی نوشت:«طالبان در سال گذشته، ساطور قصابی را در دست گرفتند و فقط ادم کشتند؛ تا توانستند ادم کشتند. تلاش کردند هرچه بیشتر انسان ها را در افغانستان بکشند. انان فکر می کنند؛ اگر بیشتر بشکند، بیشتر به نتیجه خواهند رسید. انان انسان های زیادی را در سال گذشته در افغانستان به قتل رساندند که خیلی ناراحت کننده بود.»

  • از سرگیری گفت‌وگوهای صلح؛ اولویت مذاکرات چیست؟

    از سرگیری گفت‌وگوهای صلح؛ اولویت مذاکرات چیست؟

    هیأت مذاکره‌کننده‌ی جمهوری اسلامی افغانستان با هیأت گروه طالبان حدود یک ماه پیش بر سر کارشیوه‌ی مذاکرات صلح به توافق رسیدند و قرار است تا کمتر از یک هفته دیگر، دور دوم مذاکرات، در دوحه پایتخت قطر از سر گرفته شود. همزمان با جدی‌شدن روند مذاکرات صلح، انتظارات جدی از گفت‌وگوهای صلح مطرح می‌شود و قطعا دلگرمی به روند مذاکرات زمانی ایجاد خواهد شد که مردم تأثیر عملی این گفت‌وگوها را در زندگی روزمره‌شان ببینند. پاسخ به نگرانی‌های مردم، اساسی‌ترین بحث مذاکرات صلح باید باشد و این نگرانی‌ها در اولویت‌های دور دوم مذاکرات صلح تبلور بیابد، زیرا هم هیأت مذاکره جمهوری اسلامی افغانستان از آدرس مردم کشور به مذاکرات صلح‌ رفته‌اند، اما گروه طالبان ادعا می‌کنند که آن‌ها از مردم کشور نمایندگی می‌کنند. با این حال، چیزی بهتر از آن نیست که هردو طرف خواست‌های مردم افغانستان را در صدر گفت‌وگوها قرار دهند. اما این نگرانی‌ها چیست و اولویت‌های دور دوم مذاکرات کدام‌ها است؟

    اولویت طرف «جمهوریت»

    جای خوش‌بینی است که هیأت جمهوری اسلامی افغانستان تاکنون به خوبی از تنوع‌، تفاوت‌ها و ارزش‌های مردم افغانستان نمایندگی کرده‌اند و اکنون نیز در هماهنگی و پیوستگی، مذاکرات صلح را به پیش می‌برند. امروز مرجع تصمیم‌گیری مذاکرات صلح یک آدرس مشخص است که همه افراد برجسته سیاسی افغانستان که در چهار دهه اخیر در متن تحولات افغانستان قرار داشتند، در این تصمیم‌گیری‌ها شریک‌اند. پیش از این در مرحله اول مذاکرات صلح، زمزمه‌هایی از چندپارچگی در مذاکرات صلح دوحه به گوش رسیده بود، اما اکنون ریاست شورای عالی مصالحه ملی با حضور چهره‌های برجسته سیاسی یک آدرس مشخص برای پیش‌برد امور صلح است و اکنون دیدگاه‌های هیأت جمهوریت پراکنده و غیرمنظم نیست. انتظاری که مردم از هیأت رهبری شورای عالی مصالحه ملی دارند این است که یکپارچگی و اتحاد آن‌ها دوامدار باشد و در روند مذاکرات صلح ارزش‌های ملی بر ارزش‌های فردی ترجیح داده شود.

    دوم، مردم خواستار پایان قتل و کشتار و آتش‌بس فوری‌اند. مذاکرات صلح برای مردم معنایی نخواهد داشت تا زمانی که خشونت‌ها متوقف یا حداقل کاهش یابد. اما در چند ماه اخیر که گفت‌وگوهای صلح جریان داشته، نه تنها خشونت‌ها کاهش نیافته، بلکه به‌صورت سرسام‌آور افزایش یافته است. نمایندگان جمهوریت نمایندگان مردم افغانستان‌اند که این خواست مهم مردم را در روند گفت‌وگوها به خوبی بازتاب دهند و دلایل خوبی برای ختم جنگ در قناعت طرف مقابل در مذاکرات پیش‌کش کنند.

    سوم، انعطاف در مذاکرات الزامی است، هر دو جناح باید ظرفیت شنیدن دیدگاه مخالف دو طرف را داشته باشند تا مذاکرات به نتایج مطلوب برسد، اما انعطاف نباید به معنای از دست‌رفتن دستاوردهای دو دهه اخیر باشد. زنان که در دو دهه گذشته حق تعلیم و تحصیل کسب کرده‌اند، نباید از این حق مسلم‌شان محروم شوند. آزادی بیان و رسانه‌ها که با خون ده‌ها خبرنگاران به‌دست آمده، نباید به دوره سکوت و سرکوب برده شوند. جوانان که امروز صاحب دیدگاهای انتقادی‌ و معتقد بر حقوق و آزادی‌های فردی‌اند نباید از این حق‌شان محروم شوند. هیأت مذاکره‌کننده باید تمامی این اصل‌ها و ارزش‌ها را در صدر مذاکرات طرح و به خوبی از آن‌ها حراست کنند.

    خواست‌ها از جناح «طالبان»

    گروه طالبان نیز برای نشان‌دادن حسن نیت‌شان به پروسه صلح و خواست‌های مردم افغانستان، اقدام‌هایی را در روند صلح روی دست گیرند. اولین و مهم‌ترین اقدام ممکن می‌تواند این باشد که آن‌ها در عمل ثابت کنند که مشکلی با مردم افغانستان ندارند و همانطوری‌که خودشان اذعان می‌کردند، مخالفت آن‌ها تنها با حضور نیروهای خارجی در خاک کشور است. این اساسی‌ترین بحث مذاکرات صلح تلقی می‌شود. گروه طالبان همیشه گفته‌اند که آن‌ها علیه نیروهای خارجی که به پندارشان افغانستان را اشغال کرده‌اند، دست به سلاح برده‌اند و هرگاهی که امریکا و ناتو از افغانستان خارج شوند، جنگ‌افزارهای‌شان را به زمین می‌گذارند. چیزی کم یکسال از تفاهم‌نامه صلح این گروه با امریکا می‌گذرد؛ بر مبنای این تفاهم‌نامه، طالبان رسما با امریکا آتش‌بس کرده‌اند و امریکا تعهد کرد که نیروهایش را از خاک افغانستان بیرون می‌کند. اکنون نیز شمار سربازان امریکایی در افغانستان کمتر از پنج هزار است و روند خروج آن‌ها مطابق تفاهم‌نامه صلح، دنبال می‌شود.

    با این حال، مرام گروه‌ طالبان محقق شده است و نیروهای خارجی قرار است تا ماه می سال ۲۰۲۱ افغانستان را ترک کنند. سوالی برجسته‌ای که مردم به دنبال پاسخ آن‌اند این است که چرا هنوز گروه‌ طالبان به حملات مسلحانه خویش ادامه می‌دهند و هنوز در جبهه‌های جنگ و در مراکز شهر از مردم قربانی می‌گیرند؟ وقتی هیچ شخص خارجی‌ای دیگر در افغانستان نیست، قربانی این جنگ طبعا هم‌میهنان آن‌هاست. پس توجیه ادامه این جنگ که منجر به قتل ده‌ها تن از دو طرف می‌شود و روزانه صدها کودک یتیم و بی‌پرست می‌شوند، آن‌هم در شرایطی که هردو طرف برای راه حل مسالمت‌آمیز گفت‌وگو می‌کند چیست؟

    دوم، مردم افغانستان انتظار دارند که رهبری طالبان اشراف‌شان را بر تمامی نیروهای‌شان که در میدان‌های نبرد هستند، در عمل ثابت کنند. در هفته‌های اخیر، قتل‌های زنجیره‌ای و هدفمند، باعث نگرانی جدی و حتا در مواردی باعث کاهش باورمندی مردم به پروسه صلح شده است. پس از هر حمله تروریستی در هفته‌ اخیر، گروه طالبان دست‌داشتن در این حملات را تکذیب می‌کنند، اما همه می‌دانند که چنین حملات هدفمند، تصادفی و کار افراد و گروه‌های بی‌تجربه نمی‌تواند باشد و طبعا پشت آن یک شبکه بزرگ استخباراتی – تروریستی قرار دارد. در افغانستان هیچ گروهی به اندازه طالبان توانایی شبکه‌سازی و راه‌اندازی چنین حملات هدفمند را ندارند. ادعای دست‌نداشتن این گروه در حملات اخیر دو احتمال را در بر دارد. یا رهبری این گروه اشراف‌شان را بر تمامی نیروهای‌شان از دست داده‌اند، و آیا آن‌ها از تحمل حضور چهره‌های فعال و کنش‌گر اجتماعی را ندارند. هردو صورت برای مردم قابل نگرانی است؛ اگر طالبان بر نیروهای‌شان اشراف ندارند، پس مذاکرات صلح برای چیست؟ یا اگر آن‌ها تاب شنیدن دیدگاه‌های مخالف را ندارند، چگونه قرار است به جامعه‌ای قدم بگذارند که ۸۰ درصد مخالف ایدئولوژی طالب است؟ جامعه کنونی افغانستان، جامعه کثرت‌گرا و مملو از دیدگاه‌های متفاوت است. مردم یاد گرفته‌اند که با این تنوع دیدگاه‌ها کنارهم زندگی کنند. نسل نو افغانستان نگرش‌شان در مورد زنان، رسانه‌ها و کنش‌گران نسبت به بیست سال گذشته به‌شدت متفاوت است و افغانستان امروز چتری است که ظرفیت پذیرش همه دیدگاه‌ها را دارد، اما هیچ دیدگاهی بر دیدگاه دیگر نمی‌تواند تحمیل شود. گروه طالبان باید این واقعیت را بپذیرند که نسل جدید افغانستان نسل کنش‌گر، منتقد و معتقد به ارزش‌های انسانی و حقوق مدنی است و حذف کردن این روایت، حتا با حذف فیزیکی افراد امکان‌پذیر نیست.

    هرگاه دو طرف به این موارد جزئی اما مهم و اساسی فکر کردند و با آن برخورد آگاهانه داشتند، کار آن‌ها مورد قناعت و پذیرش مردم کشور است و باعث افزایش امیدواری‌ها به روند صلح می‌شود. در غیر آن اما اگر مذاکرات صلح همزمان باشد با افزایش خشونت‌ها و کشتار مردم بی‌گناه، امیدواری به مذاکرات صلح معنایی ندارد و مردمی که سال‌های برای جنگ قربانی دادند، نمی‌توانند چندین سال دیگر برای صلح قربانی دهند.

    اطلاعات روز

  • طالبان و حکومت؛ دو روی یک سکه تاریخی

    طالبان و حکومت؛ دو روی یک سکه تاریخی

    نگرش غالب خشونت جاری در افغانستان را یک منازعه داخلی میان یک گروه ناراضی مسلح با دولت مرکزی می‌داند. از این زاویه، طالبان، یک گروه عمدتا پشتون پایبند به یک قرائت تندروانه و سنتی از اسلام با حکومت مرکزی که به کمک غرب به قدرت رسیده و قرائتی نسبتا میانه‌روتر از شریعت اسلامی دارد، در جنگ است.

    اما این برداشتی ساده و ناقص از منازعه افغانستان است که پیشینه تاریخی اختلافات و منازعات قومی را در نظر نمی‌گیرد و بدون در نظرداشت این پیشینه دستیابی به تصویری بهتر از جنگ در افغانستان‌ و راه‌های برون‌رفت از آن (طوری که تجربه ۴۰ ساله جنگ نشان داده) ناممکن است.

    هویت، قومیت و حاکمیت

    مفهوم هویت و حاکمیت در افغانستان هیچ‌گاه از مقوله قومیت جدا نبوده است. پس از استقلال، حاکمان افغانستان همواره سعی کرده‌اند که شکل سنتی حاکمیت را که در ارزش‌ها و عنعنات پشتون‌ها ریشه داشته، با مفهوم مدرن «دولت» آشتی دهند. بنابراین، بخشی از بستری که در آن «دولت مدرن» شکل گرفت، حاوی ارزش‌هایی بود که در تضاد با مدرنیته و تجدد قرار داشت. به عبارت دیگر، مفهوم «دولت» یا «حکومت»‌ در افغانستان همواره عاری از ویژگی «همه‌شمول» بوده و به‌جای آن این تلاش وجود داشته که از مفاهیم «حکومت‌داری مدرن» به‌عنوان ابزاری برای گسترش و تقویت همان حاکمیت سنتی‌ قوم‌محور استفاده شود.

    این مفکوره در سیاست‌ها و کارکردهای حکومت‌های گذشته افغانستان هم به روشنی نمود یافته است. مثلا پروژه «ناقلین» و برنامه‌های درازمدت برای گسترش زبان و فرهنگ پشتو به قیمت اعمال محدودیت بر دیگر زبان‌ها و فرهنگ‌ها و نیز به حاشیه‌راندن اقوام غیرپشتون از صحنه سیاسی و فرایند‌های تصمیم‌گیری به‌سادگی نشان می‌دهد که تعریف حاکمان از «دولت مدرن» به تعمیم ارزش‌های حاکمیت سنتی پشتون به همه اقوام محدود می‌شده و نه مشارکت دادن دیگر اقوام در حاکمیت.

    بدیهی است که از جمله موانع اصلی بر سر راه تعمیم این ارزش‌ها، زبان و فرهنگ‌های محلی اقوام دیگر بوده است؛ برنامه‌های مختلف حکومت، مثل تغییر نام زبان فارسی به «دری» یا برنامه تغییر نام‌های مناطق مختلف عمدتا غیرپشتون (مثل سبزوار به شیندند بوینی‌قره به شولگره، قره‌تیپه به تورغندی) دقیقا با هدف غلبه بر این موانع طراحی شده بود. نمونه‌های زیادی از این نوع سیاست‌ها را هم در حکومت‌های گذشته و هم حکومت‌های امروزی می‌توان برشمرد که از حوصله این مقاله خارج است.

    چالش هویت ملی

    حاکمان افغانستان مثل رهبران هر کشور دیگری در تلاش بوده‌اند هویتی را تعریف کنند که شامل همه باشندگان افغانستان باشد و همه اتباع/شهروندان به آن احساس تعلق داشته باشند. شواهد تاریخی نشان می‌دهد که این هویت قرار بود بر دو مولفه اصلی استوار باشد؛ یکی مدرنیزه کردن افغانستان و دیگری تبارز استقلال سیاسی.

    رد پای مدرنیته و تجددخواهی را می‌توان در برنامه‌های مختلف حکومت‌ها، به‌ویژه در دوران امان‌الله خان مشاهده کرد؛ برنامه‌هایی که گاه در تصادم با فرهنگ‌ها و عنعنات محلی، به‌خصوص در مناطق پشتون‌نشین قرار می‌گرفت. این‌که آیا حکومت‌های افغانستان روش یا راهبردی موثرتر برای مدرنیزه‌ کردن این کشور می‌توانستند بسنجند یا نه،‌ بحثی کاملا متفاوت است. اما واقعیت این است که شکل‌گیری افغانستان به‌عنوان یک کشور مدرن دارای مظاهر تجدد مثل دانشگاه، سینما، پارلمان، رسانه‌های نسبتا آزاد، احزاب سیاسی و دوره‌ای که از آن به نام «دهه دموکراسی» یاد می‌شود، مدیون ترقی‌خواهی و برنامه‌های حاکمانی مثل امان‌الله خان است.

    ولی اندیشه‌ای که در پس مولفه دوم، یعنی تبارز استقلال سیاسی، قرار داشت، نه تنها تفکری مدرن نبود، بلکه ادامه و حتا تشدید همان سیاست‌های قبیله‌گرایانه‌ حاکمان قبلی بود. به عبارتی، رهبران وقت به درستی به این نتیجه رسیده بودند که برای ساختن آینده‌ای بهتری برای شهروندان و تبدیل‌شدن به عضوی از جامعه بین‌الملل، افغانستان باید مدرن شود؛ از جمله ایجاد ساختارهای لازم برای آموزش مدرن، به‌خصوص برای دختران، و تلاش برای مدرنیزه کردن رابطه میان حکومت و مردم. و در این راستا تبارز استقلال سیاسی و تعیین حدود و ثغور وجهه و سیاست داخلی و خارجی افغانستان از الزامات مدرنیزه شدن افغانستان بود و هویت ملی مسلما یکی از ستون‌های اصلی تبارز استقلال به‌شمار می‌آمد.

    اما منش و رویکردی که رهبران وقت افغانستان به شکل‌دهی به این هویت داشتند، به‌جای آن‌که بر فهمی مشترک از مولفه‌های مدرن هویت ملی استوار باشد، بر باورهای سنتی و قبیله‌ای استوار بود. پشتون‌ها به‌طور سنتی باور داشته‌اند که حاکمیت افغانستان از آنِ این قوم است و هرچند برخی از حاکمان افغانستان (مثل ظاهرشاه) حتا با زبان پشتو آشنا نبوده‌اند، ولی به این قانون نانبشته باور داشته‌اند که در راس این کشور باید یک پشتون/پشتون‌تبار قرار داشته باشد.

    به این دلیل، تعریف این رهبران از هویت ملی با فرهنگ و هویت قومی پشتون‌ها گره خورده بود. به‌نظر می‌رسد آن‌ها حداقل دو فایده کلان برای این هویت تصور می‌کرده‌اند که به زعم‌شان از راه دیگری به‌دست نمی‌آید: اول، با توجه به این‌که ایران در همسایگی افغانستان کشوری ثروتمند و قدرتمند به‌حساب می‌آمد، برساختن هویتی با ریشه‌های پشتونی و تعمیم آن به دیگر اقوام، به‌ویژه به فارسی‌زبان‌ها، به خودی خود باعث می‌شد که اقوام مختلف بیشتر به این هویت برساخته احساس تعلق کنند تا به اشتراکات فرهنگی و زبانی‌شان با کشورهای همسایه. دوم این‌که، تعمیم هویتی که در فرهنگ و عنعنات قوم پشتون ریشه دارد، شرایط لازم برای دوام سلطه تک‌قومی بر سایر اقوام را فراهم می‌کرد.

    حکومت‌های وقت برای شکل‌دهی به این هویت و تعمیم آن به همه اقوام برنامه‌های مختلفی روی دست گرفتند؛ از آموزش اجباری زبان پشتو در ادارات گرفته تا تغییر رسمی نام زبان فارسی به «دری» در قانون اساسی ۱۹۶۴. هرچند هیچ‌کدام از این برنامه‌ها به دلایل مختلف موفقیت چندانی کسب نکرد. تا جایی که می‌دانیم مثلا، فرمان ظاهرشاه برای ترویج و احیای زبان پشتو در تاریخ ۱۲ حوت ۱۳۱۵، باعث نشد که حتا خود او، به‌عنوان شاه افغانستان، پشتو بیاموزد. بخشی از متن این فرمان که در اصل نیز به زبان فارسی است، در جریده اصلاح به این شکل ثبت شده است:‌

    «چون در مملکت عزیز ما از طرفی زبان فارسی مورد احتیاج بوده و از جانب دیگر به علت این‌که قسمت بزرگ ملت ما به لسان افغانی [پشتو] متکلم و مأمورین علی‌الاکثر به سبب ندانستن زبان پشتو دچار مشکل می‌شود، لهذا برای رفع زیان این نقیصه و تسهیل معاملات رسمی و اداری، اراده فرموده‌ایم همچنان که زبان فارسی در داخل افغانستان زبان تدریس و کتابت است در ترویج و احیای لسان افغانی هم سعی به عمل آمده و از همه اول مأمورین دولت این زبان ملی را بیاموزند.» (جریده اصلاح، تاریخ ۱۲ حوت ۱۳۱۵)

    ولی تلاش‌ها برای تغییر نام زبان پشتو به «لسان افغانی» حتا کمتر از تغییر نام زبان فارسی به «دری» نتیجه داد. تغییر نام فارسی به «دری» در قانون اساسی ۱۹۶۴ باعث شد که به تدریج بخش بزرگی از فارسی‌زبان‌ها از این واژه برای اشاره به زبان فارسی استفاده کنند، اما صرفا برخی از طراحان این سیاست‌ها، مثل محمود طرزی، از عبارت «لسان افغانی» برای اشاره به زبان پشتو اشاره می‌کردند. با این‌حال، تردیدی نیست که برنامه تغییر نام زبان پشتو هم بخشی از تلاش‌های برای شکل‌دهی به هویت ملی بوده است. وقتی نام کشور، نام هویت و نام زبان – افغانستان، افغان، افغانی – هم‌ریشه باشد، طبیعتا شانس بیشتری برای بقا و تعمیم به همه باشندگان یک کشور دارد.

    خطای بزرگ

    تحولات تاریخی اما نشان داد که طراحان این سیاست‌ها حداقل به دو دلیل روشن به خطا رفته‌اند: اول این‌که ظرفیت تاریخی فرهنگ‌ها و زبان‌های اقوام غیرپشتون را دست‌کم گرفتند. مثلا ترکمن‌های افغانستان یک اقلیت قومی نسبتا کوچک به‌حساب می‌آیند. اما با این‌حال، زبان و فرهنگ آن‌ها مقاوم‌تر از آن بوده که حکومتی بتواند آن را تغییر دهد. زبان فارسی هم پشتوانه عظیم تاریخی و ادبی دارد و جایگزینی این زبان با پشتو یا هر زبان دیگری نه‌تنها ناممکن، بلکه حتا تصور آن هم ساده‌لوحانه است. به همین‌شکل،‌ پشتو هم یکی از زبان‌های قدیمی ایرانیک (و به اصطلاح خواهر فارسی) است که هرچند به اندازه فارسی ممکن است پشتوانه مکتوب نداشته باشد، اما ریشه‌ای عمیق در جغرافیای افغانستان و مناطقی در کشورهای همسایه از جمله در هند دارد. تاریخ نشان می‌دهد که اقوام پشتون‌ قرن‌ها با حاکمان پارسی‌زبان مراودات تنگاتنگ داشته‌اند، اما این این امر باعث نشد که زبان پشتو از بین برود و پارسی جای آن را بگیرد.

    خطای دوم این بود که تعریف حاکمیت از ایده‌ی هویت ملی، در عمل «بازتعریف هویت قومی پشتون در سطح ملی» بود که لاجرم به حذف هویت‌های اقوام دیگر منجر می‌شد. به احتمال زیاد، حاکمیت آن وقت هم مثل رهبران سیاسی امروز، به خیر همه باشندگان افغانستان می‌دیدند که زیر لوای یک هویت ملی جمع شوند و تا اینجای کار، اشتباه نمی‌کردند. اما چون ساختار نظام به شکلی بود که به‌طور سنتی اقوام غیرپشتون صرفا رعایای نظام پنداشته می‌شدند و به هویت‌ها و فرهنگ‌ آن‌ها اهمیتی داده نمی‌شد، چه بسا، تعمیم هویت پشتون‌ به آن‌ها را عملی خیرخواهانه می‌پنداشته‌اند.

    متأسفانه رگه‌های چنین تفکر کاکامآبانه‌ای را هنوز هم می‌توان در اندیشه‌ و نگرش رهبران پشتون و سیاست‌های حکومت‌های امروز افغانستان هم مشاهده کرد. گاهی به‌نظر می‌رسد که سیاستمداران پشتون از مخالفت و مقاومت اقوام دیگر در مقابل طرح‌های‌شان و یا پایبندی اقوام به رسوم و سنت‌های خاص خود تعجب می‌کنند. به‌عنوان مثال، این رهبران به‌نظر نمی‌رسد درک کنند که چرا بخش بزرگی از غیرپشتون‌ها نمی‌خواهند خود را «افغان» بدانند، یا فارسی‌زبان‌ها زبان خود را «دری» بنامند و یا دوست دارند علنا به رسومی مثل تجلیل از شب یلدا یا نوروز پایبند باشند.

    راه حل رهبران پشتون برای دستیابی به یک هویت ملی و «ملت شدن» به زبان ساده این بوده که همه اقوام از هویت و فرهنگ خود دست بشویند و «افغان» شوند و ظاهرا هیچ بدیلی برای این رویکرد خود نمی‌پذیرند. دقت در گفته‌ها و اندیشه‌های چهره‌های مطرح پشتون در این زمینه‌ها این‌طور تداعی می‌کند که گویا به چشم آن‌ها هر آن‌که این رویکرد را نپذیرد، برای بیگانگان کار می‌کند: فارسی‌زبانی که نمی‌پذیرد نام زبانش «دری» و یا نام هویت ملی او «افغان» است، «مزدور و جاسوس» ایران است و یک عنصر خطرناک که به خیر عموم نیست که فرصت و فضایی برای بیان ایده‌های خود داشته باشد.

    تغییر مناسبات قومی پس از طالبان

    سقوط طالبان در نتیجه حمله امریکا به افغانستان سرآغاز تغییری تاریخی و بی‌سابقه در مناسبات قومی نیز بود. حضور جامعه بین‌المللی و مطرح‌شدن افغانستان در سطح جهان در حقیقت یک بار دیگر مسأله مدرنیته در افغانستان را، این بار به شکلی کاملا متفاوت مطرح کرد؛ متفاوت به این معنا که حاکمیت افغانستان این بار در تعیین حدود و ثغور این مدرنیته و کیفیت آن نقش چندانی نداشتند. این امر در ترکیب با دسترسی افغانستان به تکنولوژی معلوماتی مثل انترنت و موبایل بیش از پیش باعث کم‌رنگ‌شدن نقش حاکمیت در تعریف مناسبات قومی شد. برای اولین بار در تاریخ افغانستان، آینده نه در دست حاکمان سیاسی که در گرو کار و تلاش شهروندان و به‌خصوص نسل جوان بود. برای اولین بار در تاریخ افغانستان، شهروندان می‌توانستند از طریق رسانه‌های عمومی و شبکه‌های اجتماعی نظرات خود را بدون هیچ هزینه‌ای اعلام کنند و معنای سنتی «حاکمیت» و «حکومت» را به شکلی بی‌سابقه به چالش بکشند.

    مفکوره حاکمیت سنتی در افغانستان برای این تغییر شگرف آمادگی نداشت. اولین بار بود که حاکمان افغانستان می‌دیدند اتوریته دولتی و قوه قهریه در برابر اعتراض شهروند رنگ می‌بازد. روزنامه‌نگارها با سماجت و بی‌پروایی پرسش‌هایی سخت را مطرح می‌کردند که سیاستمداران چه پاسخ می‌دادند و چه نمی‌دادند، ابهت خیالی آن‌ها به چالش کشیده می‌شد و خامی اندیشه‌های‌شان آشکار می‌گردید.

    واکاوی سیاست‌های حکومت حامد کرزی و نیز اشرف غنی نشان می‌دهد که هر دو حکومت، تغییر در مناسبات چندصدساله قومی را بزرگ‌ترین چالش در برابر دوام ایده حاکمیت سنتی پشتون‌ها بر افغانستان می‌دانند و هر دو با سیاست‌ها و رویکردهای مشخصی به دنبال حفظ حداقل بخشی از مناسبات قدیمی بوده‌اند. از این زاویه است که می‌توان دلایل اصلی رویکردهای هر دو اداره در مقابل طالبان و نیز سیاست‌هایی مثل فارسی‌ستیزی عریان و حتا تقلب در انتخابات را بازشناخت.

    حامد کرزی، رییس‌جمهور پیشین افغانستان، همانند چهره‌های مطرح دیگر در سیاست افغانستان هیچ‌گاه پنهان نکرد که مایل نیست جنبش طالبان در افغانستان از راه نظامی درهم کوبیده شود. با وجود آن‌که گروه طالبان همواره دست رد به سینه کرزی زد، اما او تا پایان حکومت خود و بعد از آن نیز از تلاش برای تبرئه این گروه از دست داشتن در حملات تروریستی که هر کدام به مثابه جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت است، دست برنداشت.

    خلف او، اشرف‌غنی نیز به سیاست تبرئه طالبان، به اشکال مختلف، تا پیش از موافقتنامه صلح این گروه با امریکا ادامه داد. بهترین شاهد برای این مدعا می‌تواند اعلامیه‌های ارگ در محکومیت حملات تروریستی گروه طالبان باشد؛ ارگ تا پیش از مذاکرات طالبان و امریکایی‌ها، اداره اشرف غنی، با پیروی از سیاست حامد کرزی، حملات تروریستی این گروه در افغانستان را به «دشمنان صلح و ثبات» و «دشمنان مردم افغانستان» و عبارت گنگ مشابه نسبت می‌داد. نگارنده از طریق منابع موثق در جریان هست که به تبعیت از این سیاست دولت، به نیروهای ناتو نیز رسما توصیه شده بود که در بیانیه‌های خبری خود از ذکر نام طالبان به‌عنوان عامل حملات تروریستی خودداری کنند.

    هر دو حکومت افغانستان این سیاست تبرئه را برای نشان دادن حسن‌نیت به این‌ گروه و متقاعد کردن آن‌ها به مذاکره لازم می‌دانسته‌اند. اما ناظران زیادی معتقدند و شواهد کافی وجود دارد که نشان دهد دلیل اصلی آقایان کرزی و غنی در اعمال این سیاست این باور آن‌ها بوده که در شرایط پیچیده امروز طالبان یک جنبش قومی پشتونی است که درهم‌کوبیدن آن از طریق قوت نظامی به تضعیف داعیه حاکمیت سنتی پشتون‌ها می‌انجامد.

    سلطه تک‌قومی: نقطه اشتراک حکومت و طالبان

    طالبان، به‌عنوان گروهی که در سال ۱۹۹۶ حاکمیت رسمی متشکل از گروه‌های مجاهدین را ساقط کرد و تا پیش از حمله امریکا به افغانستان در اکتبر ۲۰۰۱ در قدرت بود، کسب قدرت دوباره را حق خود می‌داند. شعار و انگیزه این‌ گروه ایجاد یک امارت اسلامی مبتنی بر قرائت سختگیرانه از قوانین شرعی است. به عبارتی، اولویت این گروه، نه بهبود اقتصاد یا رفاه عمومی یا ارائه بهتر خدمات عمومی به مردم، بلکه حاکمیت نظام «امارت» است. با این‌حال، به این معنا نیست که طالبان در اشتراک قدرت با سایر اقوام کارنامه‌ای منصفانه‌تر و یا چشم‌اندازی بهتر دارند.

    سیاست‌های رسمی حاکمیت افغانستان و طالبان، چه در زمانی که این گروه در قدرت بود و چه حالا که همزمان با حملات تروریستی و کشتار روزانه افراد ملکی مشغول چانه‌زنی با حکومت افغانستان است، نشان می‌دهد که هر دو طرف به قاعده‌ی نانبشته حق حاکمیت پشتون‌ها متعهدند و بدیلی برای آن نمی‌پذیرند.

    به زبان ساده، رویکرد و اندیشه‌های هر دو گروه فقط نشان می‌دهد که طالبان با اتکا بر مولفه دین و مذهب و طرف دولت با توسل به ناسیونالیسم پشتون به دنبال احیا و دوام حاکمیت سنتی قوم‌محورانه هستند. شواهدی وجود ندارد که نشان دهد طالبان یا دولت به دنبال شکل دادن یک حاکمیت همه‌شمول به معنای مدرن آن هستند؛ حاکمیتی که در آن اقوام ساکن افغانستان مجبور نمی‌شوند برای آن‌که شهروند به‌حساب آیند، از ارزش‌های فرهنگی، سنتی، زبانی و یا قومی خود بگذرند و یک هویت برساخته تحمیلی دولتی را بپذیرند.

    برای طالبان نظام «امارت» صرفا یک ابزار است؛ و تجربه نشان داده این ابزار، که ارعاب و ترور و قلدری از عناصر اصلی آن است، در سرکوب شهروندان و سلب حقوق اولیه آن‌ها موثرتر از ابزارهای حکومت است. مسلما برای شهروندانی که تحت سلطه نظامی زندگی می‌کنند که پروای کرامت انسانی آن‌ها را هم ندارد، صحبت از حقوق شهروندی و مدنی، مثل حق مشارکت سیاسی و حق آزادی بیان بی‌معناست. این استیصال و ناتوانی را همه آن‌ها که زیر سلطه حاکمیت طالبان زندگی کرده‌اند، تا مغز استخوان خود حس کرده‌اند. و این ایده که طالبان در این بیست سال تغییر کرده‌اند، خودفریبی تلخی است که برخی آگاهانه و برخی خوشباورانه به آن متوسل می‌شوند.

    مذاکرات صلح و چشم‌انداز آینده

    مسلما امریکایی‌ها می‌دانستند که آغاز مذاکره با طالبان به معنای پذیرش سقوط حکومت مشروع افغانستان (هرچند در انتخاباتی پرتقلب) است. مهم‌تر از آن، ناممکن است امریکایی‌ها و سایر بازیگران بین‌المللی به این نکته آگاه نبوده باشند که آنچه با طالبان به معامله می‌گذارند، دموکراسی، حقوق بشر و حقوق اساسی شهروندان افغانستان است. با همه این‌ها، امریکایی‌ها با دور زدن مردم و حکومت افغانستان با این گروه به توافق رسیدند.

    مذاکرات فعلی بین طالبان و حکومت نیز بر سر اشتراک دادن این گروه در قدرت نیست، برعکس، مسأله اصلی این است که طالبان تا چه حد حاضرند طرف‌های دیگر (حکومت/مردم) را در قدرت شریک دهند. این نیز نکته‌ای است که هم امریکایی‌ها و هم دولت افغانستان به آن واقف بوده‌اند.

    بنابراین، اشرف غنی صرفا با پذیرش ایده گفت‌وگو با طالبان سند سقوط حکومت خود را امضا کرد. چرا که هم دولت افغانستان و هم جامعه جهانی و امریکا به خوبی به این نکته واقف بوده‌اند که ناممکن است طالبان را در مذاکرات خود قانع کنند که حکومت اشرف غنی را بپذیرند. به‌جای آن، این بازیگران خارجی و داخلی بودند که پذیرفتند حکومت مشروع افغانستان (هرچند در انتخاباتی پرتقلب) ساقط شود و جای آن را یک حکومت موقت و یا ساختار مشابهی بگیرد که طالبان آن را بپذیرند.

    بنابراین، لفاظی‌های خوشبینانه مقامات خارجی و داخلی درباره افغانستان این واقعیت را عوض نمی‌کند که برآیند مذاکره موفق با طالبان، موافق باشیم یا نه، سقوط حکومت فعلی افغانستان است. به همان ترتیب، لفاظی‌های مقامات خارجی و داخلی این حقیقت را نیز تغییر نمی‌دهد که طالبان در درازمدت به دنبال برقراری امارت اسلامی هستند؛ نظامی که بر قرائت خشک و سختگیرانه از قوانین شرعی استوار است. طالبان، به‌عنوان یک گروه شبه‌نظامی/تروریستی هیچ ایده‌ و برنامه‌ مدرنی برای افغانستان ندارند و صلح با این گروه صرفا با ذبح دموکراسی، حقوق بشر و حقوق شهروندی مردم افغانستان به دست خواهد آمد.

    با همه این‌ها، این تصور که طالبان خواهند توانست بی‌هیچ چالشی نظام ارعاب و وحشت خود را بار دیگر بر افغانستان حاکم کنند، ساده‌دلانه است.

    افغانستان امروز با سال‌های پایانی دهه‌ی نود به‌شدت متفاوت است. بخش اعظم جمعیت افغانستان را نسل جدیدی شکل می‌دهد که تجربه زندگی زیر سلطه طالبان را نداشته‌اند؛ نسل جوانی که با انترنت و دسترسی به معلومات و ارتباطات بزرگ شده‌اند. افغانستان بیش از هر زمان دیگری در تاریخ خود شهروندانی تحصیل‌کرده در داخل و خارج دارد که یک شبکه جهانی از شهروندانی را تشکیل داده‌اند که روز و شب بی‌هیچ‌واسطه‌ای با هم در تماسند. تنها راه طالبان برای حاکمیت امارتی شبیه سال‌های پایانی دهه نود، سوق دادن فیزیکی این کشور به همان دوران تاریک است؛ کشوری فاقد امکان تماس با بیرون. بدون انترنت.

    اما حتا طالبان هم حالا می‌دانند که چنان کاری ممکن نیست؛ بنابراین، به جای آن سعی خواهند کرد به اعمال محدودیت‌هایی شبیه آنچه جمهوری اسلامی ایران بر شهروندانش وضع می‌کند، رو آورند. هرچند تجربه رژیم ایران نشان داده که این نوع محدودیت‌ها تا حدی موثر است.

    مسأله دیگر، که طالبان ناچارند در محاسبه خود در نظر بگیرند وجود پایگاه‌های قومی است که پتانسیل آغاز دور دیگری از منازعات را دارد؛ اخیرا اسماعیل‌خان و عطامحمد نور هشدار داده‌اند که در صورت لزوم «وضعیت را مدیریت خواهند کرد.»

    با در نظرداشت همه این مولفه‌ها، می‌توان خوشبین بود که موفقیت مذاکرات صلح تحولی عمده در تاریخ چهل سال جنگ افغانستان ایجاد خواهد کرد و ممکن است بخش بزرگی از خشونت‌های جاری را توقف دهد. هرچند به این معنا نیز هست که راه طولانی‌تری برای دستیابی به صلح واقعی و رفاه پیش روی افغانستان است.

    با همه این‌ها، دستیابی به صلح و عدالت واقعی و پیشرفت اجتماعی و اقتصادی فقط زمانی ممکن خواهد شد که نسل جدید شهروندان تنوع قومی، فرهنگی و زبانی را غنای جامعه ببینند و از باورها و ایده‌هایی که برتری‌جویی قومی را ترویج می‌کند، فاصله‌ گیرند.

    تاریخ افغانستان نشان داده که هویت ملی از راه هژمونی و یکسان‌سازی و سلطه قومی به‌دست نمی‌آید. هویت ملی آیینه‌ای باید باشد که همه شهروندان، به‌ویژه‌ اقلیت‌های قومی و دینی در آن تصویری واقعی از خود و فرهنگ و تاریخ و ارزش‌های‌شان را ببینند.

    اطلاعات روز

  • شورای عالی مصالحه ملی: یک گروه فنی برای مشورت دهی به هیات مذاکره کننده حکومت ایجاد می شود

    شورای عالی مصالحه ملی: یک گروه فنی برای مشورت دهی به هیات مذاکره کننده حکومت ایجاد می شود

    کمیته رهبری شورای عالی مصالحه ملی تصمیم گرفته است برای مشوره به هیئت مذاکره کننده یک گروه فنی ایجاد شود.

    کمیته رهبری شورای عالی مصالحه ملی در دو روز نشست پی هم فیصله کرد برای مشوره به هیئت جمهوری اسلامی افغانستان یک گروه فنی ایجاد شود.

    شورای عالی مصالحه ملی می گوید این گروه فنی هنگامی به هیئت مذاکره کننده صلح مشوره خواهد داد که هیئت مذاکره کننده جمهوری اسلامی افغانستان در مذاکرات با بن بستی رو به رو شود.

    حکومت افغانستان اطمینان می دهد که دور دوم مذاکرات در زمان از پیش تعیین شده آن در روز پنجم ماه جنوری درقطر برگذار خواهد شد.

    دو روز رای زنی های هیئت جمهوری اسلامی افغانستان با کمتیه رهبری شورای عالی مصالحه ملی با هدف مشخص شدن موضع این هیئت در مذاکرات صلح و نیز حدود و صلاحیت های این هیئت در میز مذاکره برگذار شد.

    حکومت افغانستان می گوید آتش بس نخستین اولویت هیئت مذاکره کننده جمهوری اسلامی افغانستان است، اما طالبان می گویند آتش بس پس از توافق روی چگونگی ایجاد نظام اسلامی تامین خواهد شد، اکنون پرسشی که مطرح است این است که طالبان چگونه نظامی می خواهند؟

    غلام فاروق مجروح، عضو هیئت جمهوری اسلامی افغانستان، گفت: «به نظر ما جمهوری اسلامی، بهترین نوع نظام اسلامی است که از یک طرف احکام الهی تطبیق شود و از طرف دیگر اراده جمعی مردم مورد احترام قرار بگیرد.»

    محمد قاسم حلیمی، وزیر ارشاد، حج و اوقاف، گفت: «تعریف نظام اسلامی را به شکلی می کنیم که مراجع بلند و معتبر جهان اسلام بالای آن اعتراف داشته باشد و به شخص حق نمی دهیم که یک تعریف بکند و آن تعریف را بر ما بقبولاند.»

    ریاست جمهوری نیز می پذیرد که برای جلوگیری از تاخیر در دور دوم مذاکرات، این گفت و گو ها در دوحه از سر گرفته خواهند شد.

    دواخان مینه پال، معاون سخنگوی رییس جمهور، گفت: «به دلیل این که مذاکرات با تاخیر رو به رو نشود، رییس جمهور تایید کرده است که دور دوم مذاکرات هم در دوحه از سر گرفته شود.»

    قرار است که تا هشت روز دیگر دور دوم مذاکرات دردوحه آغاز شود.

    تا اکنون هیئت های دو طرف در سه ماه گفت و گو، روی کار شیوه آغاز مذاکرات صلح توافق کرده اند و پیشنهاد های شان را برای گنجانیده شدن در آجندای مذاکرات به یکی دیگر سپرده اند.

  • گذشته تاریک، آینده روشن!

    گذشته تاریک، آینده روشن!

    «گذشته‌های سیاه برای کسی مطلوب نیست. رسیدن برای آینده روشن هزینه و قربانی دارد. باید همه مقاومت کنیم، ایستادگی کنیم، تنها با وحدت ملی و باهمی می‌توانیم از این فضای دشوار عبور کنیم.»

    جملات بالا را مشاور ارشد رئیس جمهور غنی در محکومیت حملات اخیر بر اصحاب رسانه و فعالین جامعه مدنی ابراز داشته است.

    شاه حسین مرتضوی در فیس بوک خود به پانزده مورد در ارتباط با شرایط حال حاضر و کذشته کشور به صورت زیر اشاره کرده است:

    ۱. مردم تجربه‌های تلخی از گذشته‌های دور و نزدیک دارد. از کودتا علیه نظام شاهی و داوود خان‌ گرفته تا رویداد ششم جدی و اشغال کشور.

    ۲. کودتاهای پی در پی در کشور و جابجایی قدرت از مجرای کودتاها برای افغانستان هزینه سنگین داشت.

    ۳. پس از خروج نیروهای شوروی وقت و سقوط حکومت داکتر نجیب کابل روز‌های تلخ و خونین را سپری کرد. روز‌های تلخ و دشواری که قلم از بیان آن عاجز است.

    ۴. ظهور طالبان در اوج جنگ‌های تنظیمی ‌و بی‌نظمی‌های حاکم در کشور افغانستان را در مرحله بدتری قرار داد. دوره حاکمیت امارت طالبان دوره سیاه و تلخی در تاریخ کشور به شمار می‌رود.

    ۵ افغانستان در دوران حاکمیت طالبان روزهای دشوار تنهایی و انزوای سیاسی را سپری کرد. جهان با افغانستان وداع کرده بود. جهان افغانستان را فراموش کرده بود.

    ۶. توافق بن و پس از آن یک صفحه نو برای افغانستان باز کرد. در این فصل افغانستان از انزوای مطلق بیرون شده به حیث عضو فعال، شریک و همکار جامعه جهانی ظهور کرد.

    ۷. پس از توافق بن قانون اساسی افغانستان و نظام سیاسی کشور به حیث دست آورد مهم به شمار می‌رود. در پرتو قانون اساسی تهداب‌های اساسی و مهم در عرصه‌های مختلف گذاشته شده است.

    ۸. افغانستان در عرصه‌های مختلف از جمله حقوق بشر، حقوق زنان، انتخابات، همپذیری مذهبی، توسعه سیاسی، مشارکت و‌‌ کارهای زیر بنایی دست آورد‌های بی‌نظیر دارد.

    ۹ افغانستان طی ۱۹ سال از جزیره‌های قدرت بدل به محور واحد زیر سایه نظام سیاسی موجود شده است. تغییر نسلی فرصت را برای مدیریت نسل جدید فراهم کرده است.

    ۱۰. حفظ نظام سیاسی و قانون اساسی کشور بینهایت مهم است. مسوولیت جمعی همه حفظ نظام و حراست از قانون است.

    ۱۱. با تمام دلخوشی به صلح طرف مقابل تغییر نکرده است. آنان با غرور کاذب بعد از توافق دوحه خود را در موقعیت فاتح می‌بینند.

    ۱۲. طالبان اکنون کسانی را هدف قرار می‌دهند که صدای شان به حمایت از نظام و جمهوریت بلند است. هدف اصلی طالبان ایجاد فضای نا امنی، ترس، وحشت و نخبه کشی است. طالبان از یک طرف می‌خواهد همه را وادار به سکوت کند. از طرف دیگر در صدد تحمیل اراده خود علیه ملت است.

    ۱۳ روزانه سربازان و مدافعان وطن برای دفاع از وطن شهید می‌شوند. اما کمتر در فضای مجازی با نام و عکس تمرکز شده است. حتا اگر تعداد این شهدا به بیشتر از پنجا نفر بوده اند. اما وقتی فعالان مدنی، رسانه‌ها و فعالان حقوق بشر و… هدف قرار می‌گیرند طبیعی است که به دلیل شهرت و موقعیت بیشتر در فضای مطبوعات برجسته مطرح می‌گردد.

    ۱۴. طالبان با قوت تمام از هلمند تا غزنی، فاریاب، قندهار و… برای تصرف اراضی کوشش کردند اما موفق نشدند. اکنون برای کسب امتیاز در میز صلح و اعلام حضور هر صبح برای مردم با انفجار و جنایت پیام مرگ را برای مردم می‌ دهند.

    ۱۵. طالبان با شیوه جدید فکر می‌کنند که در سرخط خبرها قرار داشته، افکار عامه را علیه حکومت بسیج می‌کنند، شهر را از نخبه‌ها خالی می کنند، فضای شور و نشاط و شادابی را از همه سلب می‌کنند.طالبان می‌خواهند مالک نظام آینده باشند. نمی‌خواهند که جزو نظام آینده باشد. در مقابل مردم افغانستان و همه اقشار حامی جمهوریت اند. جهان یک صدا در حمایت از جمهوریت اند. همه می‌خواهند در یک پروسه شفاف طالبان جزو نظام شوند. ۹۰ روز مذاکره نشان داد که هیات افغانستان یک صدا و هماهنگ اند. در مقابل طالبان نیز با غرور کاذب و لجوجانه برحفظ اصول خود تاکید دارند.

    ۱۶‌. واقعیت این است که کسی نمی‌خواهد به عقب برگردد. کسی حاضر به پذیرش امارت طالبانی نیست. کسی نمی‌خواهد آوازش خاموش شود.

    حمله اخیر، حمله بالای تمام مردم است. دولتی و غیر دولتی همه در یک صف اند. همه قربانی داده اند و در معرض خطر و هدف اند.بنابراین همه باهم در دفاع از جمهوریت در صف واحد باشیم.با باهمی و هماهنگی می‌توانیم از فضای تاریک عبور کرده به آینده روشن دست یافت.

  • جاسوسان چینی در کابل بازداشت شدند

    جاسوسان چینی در کابل بازداشت شدند

    ریاست امنیت ملی ده شهروند چينايي را به ظن جاسوسی از منطقه ۳۱۵ خیرخانه کابل بازداشت کرده است.

    اين ده تن كه مربوط به شبكه جاسوسي چين هستند با همكاري استخبارات ISI پاكستان و ارتباط با شبكه حقاني و طالبان فعاليت هاي جاسوسي مي نمودند.

    با اينكه چين از افغانستان خواسته اين موضوع را علني نسازد اما امرالله صالح گفت چين بايد از افغانستان معذرت بخواهد در غير ان دست بِه اعمال كيفري زده خواهد شد.