برچسب: صهیونیزم

  • انتقام صهیونیست ها و تکفیری ها از شیعیان افغانستان

    انتقام صهیونیست ها و تکفیری ها از شیعیان افغانستان

    ساعت چهار و نیم عصر روز گذشته تروریست های تکفیری وابسته به صهیونیستها در غرب کابل با سه انفجار پی در پی در شهرک اتفاق جلو مدرسه سیدالشهدا (ع) بیش از پنجاه دانش اموز دختر شیعه را مظلومانه به شهادت رسانده و نزدیک به یک صد تن دیگر را مجروح کردند.

    خدا می داند مادران، پدران و خانواده های این قربانی های بیگناه، فرشته های زمینی، سپندارمذهای اهورایی و عاشوراییان زینب نشان، دیشب چه حالی داشتند!

    شاید همه فریاد می کشیدند که خدایا ! بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ!

    و اینک نیز فریادشان بلند است که:

    یا علی امروز تنها مانده ایم

    در هجوم اهرمن ها مانده ایم

    یا علی شام غریبان را ببین

    مردم سر در گریبان را ببین

    کشتن دستجمعی و دومینو وار جوانان و کودکان پسر و دختر هزاره و شیعه چند سال است که در غرب کابل جریان دارد. دلیل این نسل کشی از هر جهت برهمگان روشن است اما کشتار این بار دختران دانش اموز شیعه دلیل خاص تری دارد و آن انتقام صهیونیستها توسط عمال شان از شیعیان بی پناه و اسیب پذیر افغانستان بخاطر شکست های اخیرشان از محور مقاومت در کردستان عراق و سرزمین های اشغالی است.

    نیروهای مقاومت ضد صهیونیستی در هفته های گذشته دومینوار کارخانه موشک سازی و صنایع دفاعی، نیروگاه اتمی و مراسم صهیونیستی جشن «لگ باعومر» را به آتش کشیده و چند شهر صهیونیستی از جمله حیفا و اورشلیم را موشک باران کردند. آنها که انتقام شان را در حال حاضر در خاورمیانه گرفته نتوانستند، نامردانه شیعیان افغانستان را در تبانی با داعش و تکفیری ها هدف قرار دادند، بخصوص که حوثی ها نیز ضربات سنگینی بر ال سعود وارد کرده بودند.

    اما درد اور آن است که صهیونیسم بین الملل موفق شده است عمال خود را در درون جامعه هزاره ایجاد و سازمان داده و زمانی که شیعیان و هزاره ها را در غرب کابل توسط مزدوران خود قتل عام می کنند، عمال دست پرورده هزاره خود را نیز به خط می کنند تا علیه ایران و تشیع و مجموعه مقاومت اسلامی و ضد صهیونیستی در شبکه های اجتماعی فعالیت کنند. هم اینک عناصر منحرف، مرتد و نا آگاه هزاره بجای محکوم کردن دشمنان اصلی شیعیان هزاره مانند تکفیری ها، صهیونیستها و حامیان آنها – غربی ها و شیوخ خلیج فارس – بجان خود شیعه افتاده اند. بطور نمونه یکی از این دوستان هزاره چنین نوشته است:

    «هزاره‌های افغانستان و آوارگان بی‌تاریخ، بجای شُعار‌های پوچ، علیه اسرائیل باید برای دفاع از خون و ناموس خود از یهود الگو بگیرند..»

    چه کسی بخواهد ، چه نخواهد، چه بفهمد چه نفهمد شیعه در کلیت خود پیشتاز مقاومت ضد استبدادی و استکباری مسلمانان است و در طول تاریخ انواع مظلومیت را در این راه تحمل کرده و حالا هم با افتخار تحمل می کند.

    خداوند انشا الله انتقام شهدای مظلوم غرب کابل را از تروریست‌های وحشی خواهد گرفت.

    انجینر بافر مصباح زاده

  • صهیونیزم در فلسطین

    صهیونیزم در فلسطین

    از آنجایی که بریتانیا، قصد سیطره و چنگ‌اندازی بر منطقه عربی اطراف کانال سوئز را داشت، مصر را اشغال و یهودیان را ترغیب کرد تا ادعای بی‌‏اساس خود را مبنی بر داشتن حق بازگشت، به کوه کذایی «صهیون» در قدس و برپایی دولت در فلسطین، مجدداً مطرح کنند دولتی که حامی منافع بریتانیا در منطقه بوده و از کمک‌های همه‌جانبه این کشور برخوردار باشد.

    بریتانیا در همین زمینه، مشوق تئودور هرتسل (خبرنگار یهودی‌‏تبار اتریشی) در امر دعوت از یهودیان جهان، برای تأسیس دولت صهیونیستی در فلسطین بود و عملًا نخستین کنگره صهیونیستی در شهر پازل سوئیس در سال ۱۸۹۷ میلادی با حضور صدها تن از شخصیت‌های یهودی سراسر جهان برگزار شد.

    در این اجلاس شرکت کنندگان موافقت کردند برای بازگرداندن یهودیان جهان به فلسطین و برپایی دولت صهیونیستی، علیه ملت و صاحبان راستین آن، تلاش کنند و در همین راستا مؤسسات مالی چندی، برای تحقق این هدف شوم دایر کردند.

    هرتسل(هرتزل) هم به نوبه خود کوشید سلطان عثمانی (عبدالحمید دوم)، در مقابل پرداخت چند میلیون سکه طلا، با تسلیم فلسطین به یهودیان موافقت کند.

    سلطان عبدالحمید این پیشنهاد را رد کرد و تأکید نمود که سرزمین فلسطین، متعلق به مسلمانان بوده و حتی با پول همه یهودیان آن را نخواهد فروخت. بدین جهت یهودیان وی را در سال ۱۹۰۸ میلادی سرنگون ساختند.

    هرتسل که از این نیرنگ طرفی نبسته بود، راهی آلمان، ایتالیا و روسیه شد تا آنها، یهودیان را در اشغال فلسطین یاری رساند امّا آنها از این کار سر باز زدند زیرا فلسطین سرزمینی است که مردم خودش را داشته و تحت حاکمیت امپراتوری عثمانی بود.

    او که دست خالی از این کشورها بازگشته بود، به مشوق اصلی و مروّج ایده صهیونیستی (بریتانیا) روی آورد و این کشور تعهد داد از طرح تشکیل رژیم صهیونیستی حمایت کند.

    به دنبال شروع جنگ اول جهانی، بریتانیا در سال ۱۹۱۷ میلادی با موافقت فرانسه، آمریکا و دیگر کشورهای غربی، بیانیه‌ای را صادر کرد و به وسیله بالفور (وزیر خارجه وقت این کشور) به روچیلد (سرمایه‌دار یهودی) قول داد: ” وطن قومی برای یهودیان در فلسطین ایجاد خواهد!” این وعده به «بیانیه بالفور» موسوم شد.

    در سال ۱۹۱۸ میلادی (هم‌زمان با شکست ترکیه و اشغال فلسطین بوسیلهٔ بریتانیا)، کشورهای یادشده تلاش کردند زمینه برپایی دولت یهودی را در فلسطین مهیا سازند.

    در همین رابطه جامعهٔ ملل با قیمومیت بریتانیا بر فلسطین، به منظور برپایی دولت یهودی در آن موافقت کرد.

    بریتانیا نیز نماینده‌ای یهودی تبار (هربرت صاموئیل) را در سال ۱۹۲۰ میلادی به فلسطین گسیل داشت تا مقدمات کوچ یهودیان سراسر جهان را به آنجا فراهم آورد.

    روباه مکار انگلیس که به استعار پیر نیز شهره بود به موازات این اقدام، به تجهیز و آموزش نظامی یهودیان پرداخت و زمین‌های وسیعی را در اختیار آنان قرار داد تا شهرک‌هایی را احداث کنند که امروزه تعداد آن به هزاران شهرک رسیده و تمام سرزمین فلسطین را در بر گرفته است.

    سیدعلی موسوی چکاوک