به نقل از واشنگتنپُست، عمران خان نخست وزیر پاکستان در مطلبی پیرامون نقش کشورش در روند صلح افغانستان و چرایی ندادن پایگاه نظامی به ایالات متحده توضیحات داده است.
نخست وزیر پاکستان با برجسته کردن خطرات در اختیار قرار دادن پایگاههای نظامی به ایالات متحده در خاکش، میگوید این کار سبب ویرانی بیشتر کشورش خواهد شد.
عمران خان: اگر پاکستان با میزبانی از پایگاههای ایالات متحده موافقت میکرد تا از آنجا افغانستان را بمباران کند و افغانستان وارد جنگ داخلی شود، پاکستان دوباره از سوی تروریستها هدف قرار میگرفت. ما نمیتوانیم به سادگی از عهده این کار برآییم. ما قبلاً هزینه سنگینی پرداخت کردهایم.
وی افزوده است که پاکستان و امریکا منافع مشترکی در افغانستان دارند مانند توافق سیاسی، ثبات، توسعه اقتصادی و انکار هرگونه پناهگاه امن برای تروریستان.
نخست وزیر پاکستان با بیان این که اسلامآباد از هیچ جناحی در افغانستان طرفداری نمیکند، روی حل و فصل درگیری در افغانستان از طریق مذاکرات و شامل کردن طالبان در هر نوع دولت در این کشور تأکید کرده است.
به گفته وی، در حالی که ایالات متحده ۲۰ میلیارد دالر به پاکستان کمک کرده است، اما زیان اقتصادی که پاکستان دیده بالغ بر بیش از ۱۵۰ میلیارد دالر میشود.
وی با یادآوری مخالفت پاکستان در پیوستن به جنگ به رهبری ایالات متحده، گفته است کشورش به عنوان همکار بودن هدف قرار میگرفت که منجر به تروریزم علیه کشورش از سوی تحریک طالبان پاکستان و سایر گروهها میشد.
عمران خان افزوده است: حملات پهپادی ایالات متحده که من علیه آن هشدار داده بودم، در جنگ پیروز نشد، اما نفرت را علیه امریکاییها به وجود آورد و صفوف گروههای تروریستی را علیه هر دو کشور افزایش داد.
بر بنیاد اظهارات نخستوزیر پاکستان در باره مخالفت این کشور با دادن پایگاه به امریکا در خاکش، وقتی ایالات متحده با قدرتمندترین ماشین نظامی تاریخ نتوانست در این جنگ پس از ۲۰ سال در افغانستان پیروز شود، چطور امریکا میتواند این کار را از پایگاههایی در پاکستان انجام دهد.
در رابطه به رویکرد اسلامآباد نسبت به گروه طالبان، عمران خان گفته است: ما میدانیم که اگر طالبان پیروزی نظامی اعلان کنند، این کار منجر به خونریزی بیپایان خواهد شد. ما امیدواریم که دولت افغانستان نیز در گفتوگوها انعطاف نشان بدهد و از مقصر دانستن پاکستان دست بکشد، چنانچه ما جدا از اقدام نظامی هر کاری که بتوانیم انجام میدهیم.
وی افزود که تمام کشورهای همسایه افغانستان و قدرتهای منطقهای خواهان صلح و ثبات در این کشور است.
برچسب: صلح
-

عمران خان: به امریکا پایگاه نمی دهیم
-

وزارت دفاع امریکا: سرعت خروج نیروهای امریکا از افغانستان ممکن است تغییر کند
سخنگوی وزارت دفاع آمریکا گفت اگر سرعت، چگونگی یا میزان خروج سربازان به تغییر نیاز داشت، ما میخواهیم که در این مورد انعطافپذیر باشیم.
جان کربی افزود طالبان به حملههای خود شدت بخشیدهاند و خشونتها به اوج خود رسیدهاست.
این اظهارات وزیر دفاع امریکا در حالی صورت می گیرد که جنگ در افغانستان به اوج خود رسیده و طالبان یکی پس از دیگری ولسوالی ها را تصرف می کنند.
حکومت اگرچه به تازگی تغییراتی در وزارت های دفاع و داخله آورده است اما به نظر می رسد در عقب راندن طالبان ناتوان است.
در چین اوضاعی فرماندهان جهادی و رهبران سیاسی با فراخوان به بسیج عمومی علی طالبان در کنار نیروهای امنیتی قرار گرفته اند.
-

قطر: مقامات هندی با طالبان دیدار کرده اند
مطلق بن ماجد القحطانی نماینده ویژه وزارت خارجه قطر در امور مبارزه با تروریزم و حل درگیری روز گذشته گفت جانب هند به این دلیل با طالبان دیدار کرده است که این گروه بخش مهمی از آینده دولت افغانستان خواهد بود.
القحطانی گفت: من میفهمم که مقامات هندی سفری برای صحبت با طالبان داشتند. چرا؟ نه به این دلیل که همه باور دارند طالبان (افغانستان) را تصرف میکند، بلکه به این خاطر که طالبان بخش مهمی از آینده افغانستان هستند یا باید باشند.
نماینده ویژه قطر افزود اگر هر نشستی صورت میگیرد، باید به این دلیل اصلی تشویق طرفها برای حل اختلافات از طرق صلحآمیز باشد.
وی بیان داشت اکنون فرصت طلایی برای تشویق تلاشها در جهت صلح در افغانستان است، در غیر این صورت، قطر هیچگروهی را که از طریق زور کنترول کشور را به دست گیرد، به رسمیت نخواهد شناخت.
نماینده ویژه قطر تأکید کرده است که افغانستان نباید به جنگ نیابتی بین کشورها تبدیل شود و افغانستان باثبات به نفع هند و پاکستان است. -

صف واحد و اجماع سیاسی برای نجات کشور ضروری ست
در ادامه نشست های مشورتی با رهبران سیاسی و جهادی کشور، صبح امروز مجلسی تحت ریاست محمد اشرف غنی رییس جمهوری اسلامی افغانستان در قصر چهارچنار دایر شد.
اعضای جلسه تاکید کردند پروسه صلح اولویت جمهوری اسلامی افغانستان بوده و تمام قدم های بعدی در این روند با تفاهم و اجماع لازمی برداشته خواهد شد.
همچنان در جلسه تاکید شد صف واحد و اجماع قوی سیاسی برای تحکیم صلح و ثبات، استحکام نظام جمهوری و حمایت از نیرو های قهرمان ملی و دفاعی کشور امر حتمی و ضروری بوده و از حمایت قوی مردمی از نظام جمهوری برای تحکیم ثبات استفاده اعظمی صورت گیرد.
در این مجلس در باره سفر متوقعه رییس جمهوری اسلامی افغانستان و هیات همراه به ایالات متحده امریکا مشوره صورت گرفته و این سفر پر اهمیت خوانده شد.
در اخیر مجلس رییس جمهوری اسلامی افغانستان تدویر همچون مجالس را برای استحکام صف واحد و تحکیم هر چه بیشتر اجماع سیاسی با اهمیت شمرده و فیصله شد تا این مجالس ادامه یابند.
-

ملابرادر: طالبان می خواهد جنگ چهل ساله را پایان دهد
ملا عبدالغنی برادر، رییس دفتر سیاسی طالبان در قطر، گفته است افغانستان به جای نظام غیرمتمرکز، به یک نظام مستحکم اسلامی نیاز دارد.
ملا برادر، روز یکشنبه -۳۰ جوزا- در یادداشتی با عنوان «چطور یک افغانستان باثبات، مستحکم و پیشرفته داشته باشیم؟»، به روند صلح، وضعیت افغانستان و نظام آینده پرداخته است.
در این یادداشت، آمده است گروه طالبان میخواهد به جنگ چهلساله و تمام عوامل آن پایان دهد و برای رسیدن به این هدف، توافقنامهی قطر امضا شد.
ملا برادر، گفته است هرچند در روند تطبیق توافقنامهی قطر، مشکلاتی به میان آمد، اما باز هم این توافقنامه، تنها راه برای آوردن صلح در افغانستان است که با آزادی متباقی زندانیان، پایان فهرستهای سیاه و نظارت و عملیشدن سایر موارد باقیمانده، زمینه برای پایان بحران افغانستان فراهم خواهد شد.
به گفتهی او، به جای نظام غیرمتمرکز و بیاختیار، افغانستان به یک نظام مستحکم اسلامی نیاز دارد.
او افزوده است: «ما آن نگرانیهایی را درک میکنیم که پس از خروج نیروهای خارجی، هم در اذهان افغانها و هم در اذهان جامعهی جهانی در مورد چگونگی نظام آینده خطور میکند. ما در پاسخ به این گونه نگرانیها باید بگوییم که این به گفتوگوهای میانالافغانی ربط دارد، ما باید پیش از وقت با گمانهزنیها فرصت گفتوگو را از دست ندهیم.»
رییس دفتر سیاسی طالبان در قطر، گفته است این گروه، به حقوق همهی شهروندان به شمول اقلیتها، آزادی بیان، آموزش، کار و غیره متعهد است.
او، به جامعهی جهانی اطمینان داده است دیپلماتها و کارمندان خارجی مؤسسات خیریه در افغانستان، مصون خواهند بود.
ملا برادر، گفته است گروه طالبان به هیچ کسی اجازه نمیدهد تا از خاک افغانستان، علیه امنیت کشور دیگری استفاده کند.
رییس دفتر سیاسی طالبان، در این یادداشت، به برخی از موضوعات دیگر نیز اشاره کرده و گفته است این گروه، میخواهد با همکاری جامعهی جهانی، با فراهمسازی اقتصاد بدیل، اقدامات لازم را برای جلوگیری از کشت و تولید مواد مخدر و درمان معتادان انجام دهد.
-

روسیه، چین و ایران در افغانستان پسا خروج امریکا
پس از تصمیم جو بایدن مبنی بر خروج نیروهای امریکایی در ۱۱ سپتمبر ۲۰۲۱ از افغانستان، فاز جدیدی از همکاری و تلاشهای منطقهای برای رسیدگی به چالش امنیتی پیش رو در این کشور، روی دست گرفته شده است.
مسؤولان از اسلامآباد، بجینگ و مسکو، تلاش دارند با رهبری طالبان و دولت افغانستان در این زمینه گفتوگو کنند. همچنان انتونی بلینکن، وزیر خارجهی امریکا، در نشست ماه مارچ با مقامات افغانستان و پاکستان در مسکو و دوشنبه، روی همین موضوعات دیدار و بحث کرده است.
این روشن است که جنگ افغانستان، بدون اجماع ملی نمیتواند به یک راه حل سیاسی در این کشور منجر شود. هنوز تلاشهای منطقهای در فرایند یک رویکرد سیاسی پیش میرود؛ چون چالش افغانستان چندجانبه است. همه قدرتهای منطقهای نفوذ و منافع قابل ملاحظهای خود در آیندهی افغانستان را دارند و روابط این قدرتها در منطقه، نقش کلیدی را در روند [صلح افغانستان] بازی میکند. به صورت ویژه، روسیه، چین و ایران، تأثیرپذیر از روند صلح افغانستان استند. در سالهای اخیر، این کشورها عملا در افغانستان دست به کار شده اند: هر دو بحث؛ ایجاد راهبردی سیاسی دولت با دولت و همچنان برنامهی حمایت از گروههای قبلی سیاسی، طرح شده است. روسیه و ایران، بازیگران مهم منطقهای در امور افغانستان پس از آَغاز مذاکرات صلح افغانستان در سال ۲۰۱۸ استند.
پیوستن چین با این بازیگران در منطقه هنگام خروج نیروهای امریکایی، باعث میشود این کشور پس از خروج نظامیان امریکا نقش بارزتری را در افغانستان بازی کنند.
روسیه و چین: دوستان و رقبای هژمونیک
از منظر قدرتهای بزرگ جهان، روسیه نفوذ قابل ملاحظهای در کشورهای آسیای میانه دارد و خروج نیروهای امریکایی، انگیزهی جابهجایی نیروهای روسی را در منطقهی افزایش داده است.
مسکو که حامی روند صلح افغانستان است و عضویت سازمان «ترویکا» با امریکا، روسیه، چین و پاکستان را دارد، افراطگرایی دینی، قاچاق مواد و تولید مواد مخدر در افغانستان، زنگ خطر جدی به این کشور تلقی میشود. نگرانی جدی روسیه و کشورهای آسیای مرکزی، امنیت خودشان است: این کشورها میخواهند اطمینان حاصل کنند که پس از خروج نظامیان امریکایی، ناامنی، بیثباتی و تروریزم از مرزهای افغانستان به این کشورها سرایت نکند. روسیه در تلاش یافتن کانال همکاری با گروه طالبان است که احتمالا به صورت «رسمی و غیررسمی» در نظام آیندهی افغانستان سهیم استند.
خروج امریکا، زمینهی اهداف ژیوپولتیکی روسیه در منطقه و افغانستان را فراهم کرد. به همین مبنا بود که روسیه روابط خود با گروههای مختلف سیاسی در افغانستان را سرعت داد. روسیه هنوز خود را به عنوان قدرتی در منطقه فرض میکند و خروج امریکا را فرصتی میداند که میتواند با ایجاد اجماع جدیدی با متحدان در منطقه به ویژه چین، نفود خود را دوباره گسترش دهد. چین منافع قابل ملاحظهی اقتصادی-امنیتی در منطقه دارد و میخواهد از افغانستان به عنوان پل ارتباطی برای انتقال پروژهی «یک راه یک کمربند» و کریدور اقتصادی پاکستان-چین استفاده کند.
افزون بر این، پس از ۲۰۰۷، چین در تلاش یافتن فرصت برای سرمایهگذاری روی منابع زیرزمینی افغانستان است که نیازمند امنیت و زیربناسازی ترابری –ترانسپورتی- است. رسیدن به هیچ یک از این اهداف، بدون تأمین ثبات در افغانستان ممکن نیست. بنا بر این، چین هنوز روی راه حل سیاسی در افغانستان پافشاری میکند؛ راه حلی که افقی آن در توافق صلح افغانستان به چشم میخورد.
به اصطلاح قدیمی که «دشمنِ دشمن من، دوست من است»، بجینگ و مسکو با این رویکرد با واشنگتن برخورد میکنند.
در حال حاضر، چین و روسیه قدرت و مشروعیت بیشتری نسبت به دههی ۱۹۵۰ دارند. این کشورها طبق اهداف استراتژیک، همبستگی خود را در چارچوب توافق دوجانبه و چندجانبه در منطقه انکشاف داده اند. به یاد داشته باشید که توافق میان قدرتهای جهان، چیزی تازهای نیست. امروز بجینگ و مسکو هر دو روی حضور در افغانستان فکر میکنند تا از بیثباتی و ناامنی جدی که از این کشور متوجهشان میشود، جلوگیری کنند.
در حالی که این کشورها خواهان ایجاد امارت اسلامی-طالبانی در افغانستان نیستند، اما در چارچوب توافق سیاسی، میخواهند با طالبان همکاری داشته باشند.
ایران: بازیگر قدرت
مانند روسیه، ایران یکی از بازیگران کلیدی در افغانستان است، این کشور همواره از منظر امنیتی به افغانستان به عنوان یک تهدید مینگرد، همچنان این کشور به افغانستان به عنوان یک فرصت تجارتی که ایران را به بازار کشورهای آسیای مرکزی متصل میکند، میبیند.
ایران خواهان حضور دوامدار امریکا در افغانستان است و به همین دلیل، از طریق قدرت نرم و سفت، در تلاش تخریب اهداف امریکا در این کشور بود. ایران مخالف توافقنامهی امنیتی امریکا با افغانستان بود و از تروریستان مخالف امریکا، حمایت کرد.
ایران منافع امنیتی قابل ملاحظهای در افغانستان دارد و با ایجاد لشکر فاطمیون که از پیروان مذهب شیعه تشکیل شده، با شاخهی خراسان داعش میجنگد. ایران همچنان تلاش میکند تا به بازار افغانستان دسترسی داشته و مذهب شیعه را تقویت کند. [ایران] نگرانی جدی از سرایت تروریزم و قاچاق مواد مخدر را دارد. از قدرت نرم، برای گسترش نفوذ خود استفاده میکند. در حالی که هر دو کشور –ایران و روسیه-، در رابطه به نظامیان امریکایی دیدگاه مشترک دارند؛ اما روسیه طرفدار یک ایران قدرتمند نیست که نفوذ خود را در منطقه گسترش بدهد.
نگرانی دیگر روسیه، نزدیکی ایران و امریکا است که میتواند به نفوذ روسیه آسیب برساند. با خروج امریکا، ایران منافع مستقیم زیادی در افغانستان مییابد و میتواند آن را با متحدسازی قدرتهای منطقه از جمله روسیه، به سادگی به دست بیاورد.
این در حالی است که توافقنامهای به ارزش ۴۰۰ بیلیون دالر میان ایران و چین به امضا رسیده است که دومین سرمایهگذاری گزاف چین با متحد منطقهای پس از روسیه است.
حینی که روابط چین و ایران در حال جوانهزدن است؛ اما بجینگ محتاطانه عمل میکند و خطر ازدستدادن قرارداد نفت با کشورهای خلیج فارس را نمیتواند قبول کند.
هرچند توافق میان قدرتهای منطقهای در آیندهی نزدیک روی افغانستان تأثیر ندارد؛ اما در درازمدت روی قدرت پویای افغانستان نیز تأثیر خود را میگذارد. به طور مثال: توافق چین-ایران مبنی بر همکاری و شریک اطلاعات نظامی-استخباراتی که به صورت جدی به مخالفت امریکا در منطقه انجامیده است.
برنامهی بعدی چیست؟
توافق دوجابنهی ایران–چین و نزدیکی چین و روسیه، زمینهی همکاری جدی را میان سه قدرت ایجاد کرده که میتواند روی امنیت منطقه خیلی تأثیر داشته باشد. چین، روسیه و ایران هیچ گاهی به افغانستان لشکرکشی نمیکنند؛ اما از این جغرافیا به عنوان میدان جنگی برای رقابت با امریکا استفاده میکنند.
افزون بر این، افغانستان در درازمدت به بیثباتی مواجه است. این کشورها نگرانی دارند که امریکا به دنبال بیثباتی و ایجاد تهدید در کشورهای منطقه است.
در چنین اوضاعی، ادامهی همکاری امریکا با افغانستان و شریکسازی اطلاعات استخباراتی، میتواند از تبدیلشدن افغانستان به میدان رقابتهای منطقهای جلوگیری کند. بهترین راهکار سیاسی، ایجاد دیپلماسی چندجانبه است، نه ترک یکجانبهی منطقه.
از سویی، کشورهایی مانند روسیه، ایران و چین، روی منافع خود در این روند گفتوگو میکنند تا روی منافعشان در این کشور چانهزنی کنند. تأمین ثبات و امنیت در افغانستان، در محور اصلی این گفتوگو شکل میگیرد. این میتواند منافع اقتصادی-امنیتی این کشور را در منطقه تأمین کند.
یادداشت: نیلوفر سخی، یکی از مسؤولان غیررسمی در اتلانتیک کانسل در جنوب آسیا و رییس پالیسی و دیپلماسی در کمپنی مک کام است.منبع: اتلانتیک کانسل
مترجم: ابوبکر صدیق
-

دیدار عبدالله و اردوغان/ ترکیه از صلح در افغانستان حمایت می کند
این دیدار روز( جمعه، ۲۸ جوزا ) انجام شد. عبدالله عبدالله و رجب طیب اردوغان، رییس جمهور ترکیه، در این دیدار در مورد روند صلح افغانستان گفتگو کرده است.
سپیدار اعلام کرد عبدالله و اردوغان روی تلاشهای صلح و آخرین تحولات سیاسی و امنیتی در افغانستان و منطقه بحث کردهاند.
رییس جمهور ترکیه از ادامه همکاریهای این کشور از روند صلح افغانستان اطمینان داده است.
اردوغان افزود ترکیه خواهان صلح و ثبات در افغانستان است و به همکاریهای خود با مردم افغانستان ادامه میدهد.
در همین حال، عبدالله از تلاشهای ترکیه در روند صلح افغانستان قدردانی کرد و خواهان ادامه این همکاریها شد.
نشست «دیپلماسی آنتالیا» در مورد موضوعات مهم بینالمللی با مشارکت سطح بالای رهبران سیاسی، وزیران امور خارجه و چهرههای سیاسی برگزار شده است.
عبدالله عبدالله رییس شورای عالی مصالحه ملی و حنیف اتمر وزیر امور خارجه کشور روز( پنجشنبه، هفته گذشته ۲۷ جوزا )برای اشتراک در این نشست به ترکیه رفتند.
-

وزیر امور خارجه قطر: مذاکرات صلح افغانستان پیشرفت ملموسی نداشته است
محمد بن عبدالرحمن، وزیر خارجه قطر گفته است کشورش در ارتباط با مذاکرات صلح افغانستان شاهد پیشرفت ملموس نیست.
به گزارش خبرگزاری رویترز، عبدالرحمن روز جمعه در یک اعلامیه گفت هدف شان آنست تا حکومت افغانستان و طالبان روی آتشبس توافق کنند و در مورد آیندۀ افغانستان به اجماع برسند.
با وصف گشایش گفتوگوهای بین افغانان در ماه سپتمبر پارسال در دوحه، هیئتهای دولت افغانستان و طالبان هنوز نتوانسته اند که بر سر آتشبس توافق کنند.
گروه تماس هیئتها برای بحث در مورد آمادگیها برای نشستهای آینده سهشنبه گذشته در دوحه دیدار کردند.
-

قریشی: پاکستان خواهان حل قضیه افغانستان از طریق گفت و گو می باشد
شاه محمود قریشی وزیر خارجه پاکستان گفته است کشورش از صلح و ثبات در افغانستان حمایت میکند.
بر اساس خبرنامه شورای عالی مصالحه ملی، قریشی در دیدار دیروز (۲۸ جوزا) با عبدالله عبدالله رئیس این شورا در حاشیۀ مجمع دپلماسی انتالیا، تاکید کرد پاکستان به هیچ صورت خواهان حل نظامی بحران افغانستان نیست و از ادامه گفتوگوها حمایت میکند.
آقای عبدالله در این دیدار و همچنان در گفتوگو با خبرگزاری اسوشیتد پرس، همکاری عملی کشورهای همسایه، منطقه و فرا منطقه را برای حل بحران افغانستان مهم دانسته: “تمامی کشورهای منطقه اکنون میگویند که تنها منافع مشترک ما، افغانستان با ثبات، داشتن ثبات در افغانستان و پایداری افغانستان است. منافع مشترک به دست می آید. کشورهای منطقه و همسایه، در دور و نزدیک این را گفته اند اما برای واقعیت ساختن این حرفها، به تشریک مساعی نیاز است.”
رئیس شورای عالی مصالحه ملی همچنان گفت که او نگرانی دارد طالبان به حل سیاسی مسئله افغانستان هیچگونه تمایلی ندارند.
اما محمد نعیم سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در دوحه در پیامی به رادیو آزادی گفت که آنها همیشه خواهان مذاکره بوده اند.
-

طالبان: مکتب ها را ویران و به جایش مدرسه دینی می سازیم
کنشگری تکروانه و عدم باور به انعطافپذیری، ماهیت تروریزم مذهبی را شکل میدهد؛ شیوهای از کنش تروریستی که در آن، هیچ نوع منطقی برای سازش و مدارا وجود ندارد. طالبانی که سه دهه پیش وارد کابل و دیگر شهرهای افغانستان شدند، همهی آن چه در افغانستان به لحاظ ساختاری و ماهیتی باقی مانده بود را، از ریشه نابود و اندیشههای تندروانه و دگمشان را بر ساختار و ماهیت اجتماعی و سیاسی جامعه تحمیل کردند.
آنان، در اولین روز ورودشان به کابل، دروازههای مکاتب دخترانه را بستند و خلاف همه اصول بینالمللی، وارد دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد (یوناما)، در کابل شده و داکتر نجیبالله، رییسجمهور سابق افغانستان را که چهار سال در مهمانخانهی سازمان ملل پناهند بود، بیرون کشیده و به شکل وحشیانهای با برادرش به دار آویختند. پس از آن، این گروه، قوانین سفت و سختی را بر زندگی در افغانستان اعمال کردند؛ از بریدن عضو تا اجرای اعدام در استدیوم ورزشی کابل در زمانی که مردم به تماشای فوتبال میرفتند، تا کشتار هدفمند هزارهها و ریشهکنکردن هر آگاهیای که باورهای بنیادگرایانهی آنان را به چالش میکشید.
سه دهه پس از آن روز، دوباره این گروه تا اطراف شهرهای افغانستان رسیده و این نگرانی را به وجود آورده است که شاید غفلت و عدم عملکرد سازماندهی شدهی دولت، ممکن آنان را دوباره وارد شهرها کرده و بر سرنوشت مردم حاکم کند؛ بر سرنوشت مردمی که سه دهه پس از اولین ورود طالبان در شهرها، به ارزشهای جدیدی از جمله مساوات جنسیتی، حقوق بشر، آزادی بیان و دیگر آزادیهای سیاسی و فرهنگی به صورت نسبی دست یافته اند؛ دستآوردهایی که خلاف اندیشه و باور کورکورانهی تروریستی است و این گروه، کمر بسته است تا آن را دوباره به نابودی بکشاند.
هر چند، طی ماههای اخیر، سخنگویان این گروه و اعضای هیئت گفتوگوکنندهی آن در قطر، حرفهایی از تغییر این گروه در رسانهها گفته اند؛ اما عملکرد سربازان و فرماندهان این گروه، هیچ شباهتی به ادعاهایی که از سوی نمایندگان یا سخنگویان آن مطرح میشود، ندارد. به تازگی، یکی از فرماندهان این گروه به نام ملا مجید در غرب افغانستان، در گفتوگو با تلویزیون «فرانسه ۲۴»، گفته است که این گروه، تمام نهادهای آموزشی و تحصیلی در افغانستان را نابود و به جای آن، نهادهای آموزشیای را خواهند ساخت که در آن، طالبان آینده پرورش بیابند.
از اظهارات این فرماندهی طالبان و عملکرد اکثریت مطلق فرماندهان و سربازان این گروه، چنین بر میآید که طالبان، به لحاظ ماهیتی، تغییرپذیر نیستند و اگر شعاری هم برای تغییر از سوی سخنگویان این گروه سر داده میشود، تلاشی است برای خشونتزدایی از این گروه در افکار عامه تا نشان بدهند که با آنان نیز میتوان زندگی کرد. گروه طالبان، طی سالها درگیری با دولت افغانستان، دهها مرکز آموزشی در افغانستان را به آتش کشیده یا انفجار داده است. تخریب و نابودی مراکز آموزشی و دیگر تأسیسات عامالمنفعه، نشان میدهد که این گره، هیچ باوری به جز تخریب ندارد و نه تنها مخالف درس و تعلیم بر اساس معیارهای جهانی است؛ بل که با ساختمانهای مدرن نیز مشکل دارد.
سربازان این گروه که همه تعلیمیافتهی کوهها و جنگلهای افغانستان و پاکستان اند، به محض دیدن امکانات رفاهی، آن را دشمن دین و ایمان خود میپندارند و تلاش میکنند، هر نشانهای از آسودگی را، به نابودی بکشانند. به تازگی، ویدیویی از در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود که انفجار ساختمان فرماندهی پلیس ولسوالی اناردره در ولایت فراه را نشان میدهد. این ویدیو که توسط بخش تخنیکی و تبلیغاتی طالبان گرفته شده، ساختمان سالمی را نشان میدهد که به یکباره منفجر شده و فرو میریزد. طالبان، شب گذشته پس از سقوط این ولسوالی، ساختمان فرماندهی امینهی این ولسوالی را ماینگذاری و منفجر میکنند. این ویدیو، بیانگر این است که طالبان حتا اگر جایی را در کنترلشان داشته باشند نیز، دشمن تأسیسات و نشانههای پیشرفت در آن اند و حکومتشان را در جایی بینان میگذارند که تبدیل به خرابه شده باشد.
امریکا و دولت افغانستان که طی چند سال اخیر، با بهانهی صلح، خسارتهای هنگفتی را متوجه مردم افغانستان کرده اند، باید ماهیت مذهبی و انعطافناپذیر طالبان را دستکم نگیرند. گفتوگوی صلح، با گروهی که تسلطی بر عملکرد افراد و فرماندهانش ندارد و یا هیچ تغییری برای پذیرش نوعیت زندگی امروز افغانستان در آن به وجود نیامده است، نه تنها به صلح نمیانجامد که همهی دستآوردهای انسانی در افغانستان را نابود خواهد کرد. این گروه، نه تنها دشمن دستآوردهای مدرن و امروزی افغانستان است که اگر فرصت برای ورودش به شهرها فراهم شود، همه کسانی را که مدعی مدنیت و آزادی استند، به شیوههای مختلف، نابود میکند تا هیچ اندیشهای، جز اندیشهی سیاه و انعطافناپذیر آنها، وجود نداشته باشد.
جهان که ظاهرا ادای نگرانی از رشد افراطیت و تروریزم در میآورد، باید عملکرد و ماهیت طالبان را تحلیل و بررسی کند. بررسی ماهیت طالبان، بیانگر خشونت فروکشنشدنی این گروه است که اگر شرایط مساعد شود و کشور مستقلی در اختیارشان قرار بگیرد، فرصتی برایشان فراهم کرده است تا دشمنانشان در داخل و خارج از آن کشور را به نابودی بکشانند.
حملهی ۲۰ سال پیش بر برجهای تجارت جهانی در امریکا، نتیجهی حاکمیت یک گروه تروریستی بر یک کشور مستقل بود؛ حاکمیتی که زمینهی همکاری گروههای مختلف تروریستی را فراهم کرده بود تا بتوانند با برنامهریزی دقیق، اهدافی را در کشورهای مختلف جهان برنامهریزی کنند. اگر بار دیگر این گروه به دلیل بیمسؤولیتی دولت و کشورهای قدرتمند جهان که در مناسبات افغانستان دخیل اند، بتواند وارد شهرهای افغانستان شده و قدرت را به دست بگیرد، بدون شک، این بار، خشنتر از گذشته عمل خواهد کرد؛ خشونتی که ممکن به تصفیهی نسلی و قومی در افغانستان بینجامد و همچنان، خطر بالقوهای در برابر جهان قد بکشد.
پس از خروج ناتو و تشدید حملات از سوی این گروه که تا دو ماه، نزدیک به ۵۰ ولسوالی را سقوط داده، نگرانی از وارد شدن این گروه در شهرها را افزایش داده است. این نگرانی، نباید از سوی دولت و کشورهای همکار که در حال ترک افغانستان استند، نادیده گرفته شود. ناتو، اگر وضعیت را همین گونه رها کند و هیچ دخالتی در جنگ افغانستان نداشته باشد، با توجه به عملکرد منفعلانهی نظامی دولت طی دو ماه اخیر، احتمال سقوط افغانستان، بیشتر است و این احتمال را، جنگ تبلیغاتی دشمن و پیشروی روزافزون آن، به واقعیت تبدیل خواهد کرد.زاهد مصطفی
-

سفر جنرال میلر به امارات/خروج امریکا از افغانستان بررسی شد
جنرال اسکات میلر فرمانده ماموریت حمایت قاطع در افغانستان روز گذشته در سفری به امارات متحده عربی با شیخ محمد بن زاید شاهزاده ابوظبی و معاون سرقوماندان قوای مسلح امارات دیدار کرد.
در این دیدار، جوانب در مورد روابط دوجانبه و همکاریهای جاری در عرصه دفاعی بین ایالات متحده و امارات متحده عربی رایزنی کرده است.
دو طرف همچنین در مورد آخرین تحولات منطقه، به ویژه خروج نیروهای امریکایی و متحدان ناتو از افغانستان تا ۱۱ سپتمبر سال جاری میلادی بحث و تبادل نظر کرده است.
سفر جنرال میلر در حالی به امارات متحده عربی صورت میگیرد که تا کنون بیش از ۵۰ درصد خروج نیروهای خارجی از افغانستان تکمیل شده و خشونتها در این کشور نیز افزایش یافته است. -

خلیلزاد با وزیر امور خارجه هند دیدار و در مورد صلح افغانستان گفت و گو کرد
آقای خلیلزاد امروز (چهارشنبه، ۲۶ جوزا) در برگۀ تویترش نوشت این دیدار دیروز در دوحه، پایتخت قطر صورت گرفته است. آقای خلیلزاد افزود دو جانب دربارۀ روند جاری صلح در افغانستان گفتوگو کردهاند.
به گفتۀ آقای خلیلزاد، هند نقش مهمی در بخش اقتصادی و پیشرفت افغانستان در جریان دو دهۀ گذشته ایفا کرده و وزیر خارجۀ این کشور تعهد کرده که این نقش هند در آینده نیز ادامه خواهد یافت.
به گفتۀ او، وزیر خارجۀ هند همچنان تعهد کرده که به حمایت جدی از روند صلح افغانستان ادامه خواهد داد. وزیر خارجۀ هند در حالی به قطر سفر کرده که پیش از این رسانههای هندی مدعی شده بودند که این کشور یک کانال ارتباطی با طالبان ایجاد کرده است.
-

ادامه حملات خشونت بار روند صلح را تضعیف می کند
در این دیدار، روی اوضاع جاری افغانستان، روند صلح، افزایش خشونتها و مسائل دیگر، بحث و تبادل نظر صورت گرفت. جان آرنولت نماینده خاص دبیر کل سازمان ملل متحد در امور افغانستان، از افزایش یافتن خشونتها در افغانستان، به ویژه حملات خشونتباری که اخیرا به گونه مشخص علیه هزارهها انجام یافته، اظهار تاسف نمود.
وی اظهار داشت برای به نتیجه رسیدن روند صلح، جلو این گونه خشونتها باید گرفته شود. همچنین، وی از حمایت سازمان ملل متحد در جهت برقراری صلح و پایان یافتن خشونتها در افغانستان، اطمینان داد.
نماینده خاص دبیر کل سازمان ملل متحد اظهار داشت این سازمان در راستای دستیابی مردم افغانستان به صلح و ثبات پایدار، تلاش مینماید.
استاد محمد کریم خلیلی رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان، از تلاشهای سازمان ملل متحد در تمام عرصهها، به ویژه در جهت کمک به صلح و ثبات در افغانستان، اظهار قدردانی نمود.رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان نیز حملات خونبار روزهای اخیر را به شدت تاسفبار و نگرانکننده دانسته و اظهار داشت: اگر جلو این خشونتهای فزاینده گرفته نشود، ممکن است این وضعیت بر گفتمان صلح تاثیر جدّی منفی بگذارد.
رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان از هدف قرار گرفتن هزارهها به عنوان یک هویت قومی، عمیقا اظهار نگرانی نموده و خواهان توجه جدّی سازمان ملل متحد و دیگر حامیان صلح جهانی، در این زمینه شد.
همچنین، وی تصریح کرد فرصت پیش آمده برای صلح نباید از دست افغانستان برود و در این راستا، نقش ملل متحد، مهم و تعیبنکننده است.
استاد خلیلی، اظهار امیدواری نمود با گماشته شدن آقای آرنولت به حیث نماینده خاص این سازمان، روند صلح شتاب و بهبودی یابد.
معاون پیشین ریاست جمهوری همچنین به نقش کشورهای منطقه در زمینه صلح افغانستان اشاره نمود و اظهار امیدواری کرد این کشورها باهمنظری و همسویی، افغانستان را یاری رسانند.
رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان، اظهار داشت صلح به نفع همه است و مردم افغانستان انتظار دارند از این گزینه به عنوان تنها راه حل معقول، حمایت همه جانبه، در تمام سطوح صورت بگیرد.
با این حال رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان خاطر نشان ساخت که صلح باید فراگیر و دربرگیرنده خواست تمام مردم افغانستان، همه اقوام، احزاب سیاسی، زنان و گروههای آسیبپذیر این کشور باشد، وگرنه به نتیجه مطلوب نمیرسد.
-

رئیس جمهور غنی با نماینده ویژه آلمان برای افغانستان و پاکستان دیدار نمود
ریاست جمهوری امروز دوشنبه(۲۴ جوزا) در خبرنامهای گفت مارکوس پوتزل نماینده ویژه آلمان برای افغانستان و پاکستان در دیدار با رییس جمهور اشرف غنی در خصوص روابط دوجانبه، مسایل منطقهای و روند صلح افغانستان تبادل نظر کرد.
ریاست جمهوری جزئیات بیشتر در مورد این دیدار نداده است.
در همین حال، وزارت امور خارجه کشور در بیانیهای میگوید محمد حنیف اتمر وزیر امور خارجه در دیدار با مارکوس پوتزل نمایندۀ آلمان برای افغانستان و پاکستان پیرامون روند صلح و همکاریهای دو کشور پس از خروج نیروهای حمایت قاطع از افغانستان گفتوگو کرده است.
وزیر امورخارجه با قدردانی از حمایت و همکاریهای آلمان، با اشاره به فصل جدید روابط میان افغانستان و جهان، بر اهمیت تداوم حمایت و همکاریهای آلمان و سایر کشورهای عضو ناتو برای تقویت روند صلح افغانستان و حفظ و تقویت دستاوردهای مشترک دو دهۀ پسین تأکید کرده است.
مارکوس پوتزل نیز از تداوم حمایت و همکاریهای کشور متبوعش از روند صلح و حفظ دستاوردهای دو دهۀ پسین افغانستان پس از خروج نیروهای حمایت قاطع، به وزیر امور خارجه اطمینان داد. -

دبیر کل ناتو: روی نحوه حمایت از افغانستان و امنیت میدان هوایی کابل بحث داریم
آقای استولتنبرگ امروز (دوشنبه، ۲۴ جوزا) پیش از آغاز رسمی نشست سران کشورهای عضو ناتو در بروکسل، همچنین گفته است که شماری از متحدان ناتو بهشمول ایالات متحدهی امریکا و ترکیه در حال گفتوگوی مستقیم دربارهی حفظ یک میدان هوایی بینالمللی در کابل هستند.
استولتنبرگ حفظ میدان هوایی بینالمللی کابل را نه تنها برای متحدان ناتو مهم خوانده، بلکه گفته است که حفظ این میدان برای تمام جامعه جهانی، حضور دیپلماتیک و در عین حال ادامهی کمکهای انکشافی به افغانستان اهمیت دارد.
از سوی هم، او گفته است که ناتو مأموریت نظامیاش را در افغانستان پایان میدهد، اما حمایتهای این سازمان از نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان ادامه مییابد.
استولتنبرگ توضیح داده است که بخشی از حمایتهای سازمان ناتو از نیروهای افغان، از طریق حضور غیرنظامی و مشورتدهی به نهادهای امنیتی و دفاعی افغانستان انجام میشود.
او افزوده است: «ما به حمایت مالی از نیروهای امنیتی افغان نیز ادامه خواهیم داد. این تعهدی است که تمام متحدان ناتو دادهاند.»
این درحالی است که سران کشورهای عضو ناتو امروز در بروکسل نشست دارند. در کنار دیگر موضوعات، مسایل مربوط به افغانستان نیز در محور بحث سران ناتو در این نشست قرار دارد.
رجب طیب اردوغان، رییسجمهور ترکیه روز گذشته پیش از آنکه استانبول را به مقصد بروکسل ترک کند، به خبرنگاران گفته بود که پس از خروج امریکا از افغانستان، ترکیه تنها کشور قابل اعتماد برای مدیریت مناسب وضعیت موجود خواهد بود.
قبل از این اظهارات اردوغان، گزارش شده بود که قرار است به دنبال خروج کامل نیروهای خارجی، ترکیه مسئولیت تأمین امنیت میدان هوایی بینالمللی حامد کرزی را در کابل بر عهده بگیرد.
طالبان اما اعلام کرده است که حضور نظامیان خارجی در افغانستان تحت هر نامی، برای این گروه قابل قبول نیست.
-

خلیلزاد از قزاقستان خواست در روند صلح افغانستان همکاری کند
زلمی خلیلزاد، فرستاده ی ویژه ی آمریکا برای صلح افغانستان در دوام سفرهایش به منطقه روز گذشته در دیدار با مقام های قراقستانی در نور سلطان پایتخت قزاقستان خواستار همکاری این کشور به روند صلح افغانستان شده است.
در ادامه این سفر ها آقای خلیلزاد اخیرا از کابل، دوحه و شماری دیگر از پایتختهای منطقه بازدید و با مقام های برخی کشور ها دیدار های داشته است.
خلیلزاد افزود: “برای دستیابی به هدف صلح و پیشرفت در افغانستان ما با کشورهای دیگر مشترکا کار میکنیم. و من اینجا ام که خصوصا در این باره بحث و گفتگو کنم که امریکا و قزاقستان برای تقویت صلح که خصوصیت قزاقستان است، چگونه میتوانند همکاری کنند و همچنین دربارۀ همکاری برای آیندۀ اقتصادی بهتر و کمک با مردم افغانستان.”
نمایندۀ خاص امریکا برای صلح افغانستان گفت که امریکا بعد از خارج کردن نیروهایش از افغانستان در کنار این کشور قرار خواهد داشت و برای صلح تلاش خواهد کرد.
-

در جلسه امروز سران ناتو روی سیاست 10 سال آینده این سازمان تصمیم گیری می شود
جلسهی امروز دوشنبه، اولین اجلاسی سران ناتو است که جو بایدن، رییسجمهور ایالات متحدهی امریکا، به عنوان رییسجمهور در آن شرکت خواهد کرد. از رییسجمهوران شرکتکنندهی دیگر در این نشست، رجب طیب اردوغان، رییسجمهور ترکیه خواهد بود. انتظار میرود که یکی از موضوعات مورد بحث در این نشست، مسئلهی جنگ و صلح افغانستان باشد.
برخی از رسانههای بینالمللی، گزارش داده اند که ناتو در این نشست در کنار تصمیمهای مهم دیگر، در مورد جایگاه افغانستان در سیاست یک دههی آیندهیاش نیز، تصمیم خواهد گرفت.
برخی از آگاهان، میگویند احتمال این هم وجود دارد که ناتو در این نشست با افغانستان خداحافظی کند. به گفتهی این آگاهان، تنها نگرانی متحدان ناتو، امنیت سفارتخانهها، مسیرهای ترانسپورتی به ویژه فرودگاهها است. آگاهان صلح و جنگ، میگویند که در نشست امروز، متحدان اروپایی و کانادایی، از جو بایدن، رییسجمهور امریکا که کشورش رهبری این خروج را به عهده دارد، خواهند پرسید که چه طرحی برای این مسئله دارد.
اریک براتبرگ، مدیر برنامهی اروپا در بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی، میگوید که در چنین شرایطی، سران ناتو رفتن را به ماندن ترجیح خواهند داد.
او، به روزنامهی صبح کابل، میگوید: «در چنین مرحلهای، انتظار میرود که سران ناتو، بخواهند به جای این که وارد یک بازی طولانیتر شوند، بیسروصدا آنجا (افغانستان) را ترک کنند و روی اهداف دیگرشان متمرکز شوند.»
از سویی هم، پیش از این، مسؤول سیاست خارجی اتحادیهی اروپا، اعلام کرده بود که بدون حضور ناتو و نیروهای خارجی، حضور دیپلماتیک کشورهای عضو ناتو در کابل، دشوار خواهد بود.
یوسپ بورل، مسؤول سیاست خارجی اتحادیهی اروپا، گفته است: «ما در حال حاضر با کشورهای عضو خود به شمول ایالات متحدهی امریکا، ناتو و سازمان ملل، در یک گفتوگوی داغ قرار داریم؛ چون دشوار است که حضور دیپلماتیک خود را ]در افغانستان[ در نبود شرایط امنیتی مناسب، ادامه دهیم.»
احتمال بستهشدن سفارتخانههای خارجی
سفارت ایالات متحدهی امریکا در کابل، به تازگی صدور ویزای خود به متقاضیانش را متوقف کرده است. اگرچند این سفارت دلیل توقف روند صدور ویزا را گسترش بیش از حد ویروس کرونا عنوان کرده؛ اما این خبر، متقاضیان ویزای ویژهی مهاجرت را نگران کرده است.
سفارت امریکا، روز یکشنبهی این هفته، در بیانیهای اعلام کرده که تعلیق نامحدود صدور ویزا در کابل، از روز یکشنبه – ۲۲ جوزا- آغاز میشود. به گزارش استارزاند استرایپس -روزنامهی امریکایی-، این تصمیم در حالی اتخاذ شده که موج سوم کشندهی ویروس کرونا در سراسر افغانستان جان یک کارگر سفارت امریکا را نیز گرفته است.
در بیانیهی سفارت امریکا، آمده است: «ما ناراحتی متقاضیان را درک میکنیم و برای آن متأسف استیم؛ ولی هدف از این تصمیم، حفاظت از سلامت کارمندان سفارت و متقاضیان است تا اطمینان حاصل کنیم که میتوانیم در آینده، روند صدور ویزا و دیگر خدمات کنسولی را ادامه دهیم.»
پیش از این، ایالات متحدهی امریکا، اعلام کرده بود که برای ادامهی حضور دیپلماتیک بینالمللی در کابل، به فرودگاهی «امن و فعال» نیاز است.
یک سخنگوی وزارت خارجهی امریکا، گفته است که در نبود فرودگاه امن، سفارتخانهها در کابل بسته خواهد شد. ایالات متحدهی امریکا این اظهارات را یک روز پس از آن مطرح میکند که سخنگوی طالبان، برنامهی پیشنهادی ترکیه را برای تأمین امنیت فرودگاه کابل، رد کرد. پیش از این، گفته شده بود که تأمین امنیت و فعالنگهداشتن فرودگاه بینالمللی کابل پس از خروج نیروهای خارجی، توسط نیروهای ترکی صورت خواهد گرفت.
ترکیه اعلام کرده بود که پس از خروج نیروهای ایالات متحده امریکا و ناتو، میخواهد در افغانستان بماند و تأمین امنیت و پیشبرد کارهای فرودگاه بینالمللی کابل را به عهده گیرد. انقره گفته است که این موضوع را با واشنگتن نیز در میان گذاشته و از آن استقبال شده است.
اما سهیل شاهین، سخنگوی طالبان، روز پنجشنبه -۲۰ جوزا-، به رویترز گفته است که ترکیه طی ۲۰ سال گذشته، به عنوان عضو ناتو در افغانستان حضور داشته است و باید به اساس توافقنامهای که میان امریکا و طالبان امضا شده، افغانستان را ترک کند.
با این حال، سخنگوی وزارت خارجهی امریکا، در واکنش به این موضع طالبان، افزوده است: «ما می فهمیم که یک فرودگاه امن و فعال برای حضور بینالمللی ضروری است. این امر همچنین به نفع مسافران افغانستانی و اقتصاد افغانستان خواهد بود.»
این سخنگو از اظهارنظر بیشتر خودداری کرده است؛ اما این اظهارات، میتواند به طالبان این پیام را بدهد که بدون داشتن فرودگاهی امن و فعال، کشورهایی که در کابل سفارتخانه دارند، ممکن است فعالیتهایشان را به تعلیق درآورند.
از زمان خروج نیروهای خارجی از افغانستان، نگرانیها در مورد حضور دیپلماتهای بینلمللی در افغانستان و ادامهی فعالیت کشورها و سازمانهای خارجی، افزایش یافته است.
پیش از این؛ آسترالیا در ماه گذشته؛ سفارت خود در کابل را به دلایل امنیتی بست؛ اما آنتونی بلیکن، وزیر خارجهی ایالات متحده در هفتهی روان میلادی، گفت که سفارتخانهی این کشور در کابل، باز خواهد ماند.نگرانی شهروندان از آیندهی کشور
نتیجهندادن گفتوگوهای صلح میان دولت افغانستان و گروه طالبان و خروج شتابزدهی نیروهای خارجی از این کشور، شهروندان افغانستان را از آیندهی این کشور به شدت نگران کرده است. از سویی هم، سقوط پیهم ولسوالیهای افغانستان به دست طالبان، روحیهی سربازان و شهروندان این کشور را بیشتر از پیش ضعیف کرده است.
در یک هفتهی گذشته، دستکم، ۱۵ ولسوالی میان گروه طالبان و نیروهای امنیتی دستبهدست شده و جنگ در بیشتر از هفتاد ولسوالی ادامه دارد.
رد ضمنی گفتوگوهای صلح از سوی طالبان و حضور فعال آنها در سنگرهای جنگ، پیام واضحی دارد که این گروه، خواستار صلح در افغانستان نیست و میخواهد قدرت را از راه جنگ به دست آورد. این طرز فکر طالبان، نشانهای از احتمال وقوع یک جنگ داخلی میان این گروه و نیروهای ضدطالبان در افغانستان است.
با این حال، جهادگران پیشین افغانستان، در صدد ایجاد جبهههای مقاومت و ضدطالبانی استند و گویا برای یک جنگ تمامعیار با طالبان، آمادگی میگیرند.
عطامحمد نور، رییس حزب جمعیت اسلامی افغانستان و از جهادگران پیشین، در مورد تحولات امنیتی در شمال افغانستان، اعلام کرد که دوست دارد با مارشال عبدالرشید دوستم و محمد محقق، طبق یک «پالیسی روشن» بدون شکلدهی حکومت «ملوکالطوایفی»، برای دفاع از افغانستان تلاش کند.
از سویی هم، به تازگی مارشال دوستم به خط نبرد در ولایتهای شمالی حضور یافته است. گفته میشود که اگر مارشال عبدالرشید دوستم و نیروهای تحث امرش در کنار نیروهای امنیتی افغانستان در برابر گروه طالبان مبارزه نکنند، سقوط بیشتر مناطق شمال و حتا مراکز شهرها به دست طالبان دور از تصور نیست.
این موضوع به بحث جدی در شبکههای اجتماعی تبدیل شده و شماری، از اقدام مارشال دوستم حمایت کرده اند. ولایتهای شمالی این روزها درگیر نبرد سنگین است.
عطامحمد نور در واکنش به این موضوع، گفته است که با مارشال دوستم مشکل ندارد؛ بل که همراه با او و محمد محقق، میخواهد طبق یک برنامهی روشن برای دفاع از کشور کار کند.
کنشهای اخیر طالبان و آمادگیهای گروههای ضدطالبانی در افغانستان، نشانگر اثرهای منفی خروج نیروهای خارجی و احتمال رفتن افغانستان به یک جنگ داخلی دیگر است. از سویی هم، سکوت حکومت در مورد روند صلح، نشان میدهد که فاتحهی این روند نیز خوانده شده است. -

اردوغان: ترکیه تنها کشوری ست که می تواند اوضاع افغانستان را مدیریت کند
رجب طیب اردوغان رییس جمهور ترکیه در آستانه دیدار با جو بایدن رییس جمهور امریکا گفته است که با بیرون شدن نیروهای امریکایی از افغانستان، ترکیه تنها کشور «معتبر» برای آوردن ثبات به افغانستان باقی میماند.
اردوغان گفته است که وی در رابطه به این موضوع با رییس جمهور بایدن در اجلاس ناتو در بروکسل به طور مستقیم صحبت خواهد کرد.
وی پیش از رفتن به بروکسل گفته است: امریکا به زودی برای ترک افغانستان آماده میشود، بدیهی است که تنها کشور قابل اعتماد برای ادامه این روند، ترکیه است.
به گفته وی، مقامات ترکیه به همتایان امریکاییاش در مورد برنامه انقره در افغانستان پس از خروج نظامیان امریکایی معلومات داده است، اما در مورد این برنامه جزئیاتی نداده است.
گفتنی است که نشست رهبران ناتو قرار است امروز با حضور جو بایدن در بروکسل برگزار شود. -

اگر طالبان تغییر کرده اند، حقوق زن در رهبری را به رسمیت بشناسند
در این مطلب که برای صفحه ناظران بی بی سی فرستاده شده، نویسنده با بررسی حقوق زنان در رهبری جامعه بنا به دیدگاههای موافق و مخالف میگوید: اگر طالبان ادعا دارد که تغییر کرده و با ارزشهای شهری کنار آمده، حق زن در رهبری جامعه را به رسمیت بشناسد. نویسنده معتقد است “طرفهای مقابل، حکومت افغانستان و جامعه جهانی، به هیچ صورت در این زمینه کوتاه نیایند.”
مردم افغانستان از جنگ خستهاند و میخواهند هر چه زودتر به صلحی فراگیر و پایدار برسند. به نظر میرسد که جامعه جهانی نیز در این زمینه با افغانها همداستان، و از تداوم جنگ خسته است و میکوشد به هر صورت راهی به پایان این جنگ پیدا شود.
اما پرسش اساسی این است که نظام پس از صلح از چه ویژگیهایی برخوردار خواهد بود و حقوق اساسی شهروندان، خصوصا زنان، چه سرنوشتی پیدا خواهد کرد.
وقتی سخن از حقوق زن به میان میآید، یکی از حقوق مهم وی مساوی بودن با مرد در عرصه سیاسی و اجتماعی است که به وی فرصت بدهد تا در رهبری جامعه، مثلا در سطح وزیر یا رئیس جمهور، ایفای وظیفه کند. همچنان که حق دارد انتخاب کند، حق داشته باشد به این مناصب انتخاب شود.
موضوع رهبری زن در سطح بلند، که در زبان فقه به آن ولایت عامه میگفتند، از دیرباز در میان مسلمانان موضوعی مناقشه برانگیز بوده و مخالفان و موافقان خود را داشته است. در گذشته، یعنی پیش از عصر مدرن، عمدهی مناقشات در چارچوب دروندینی جریان داشت و استدلال هر دو طرف به نصوصی بود که در این زمینه وجود داشت، یا استنباطاتی که از برخی نصوص در این زمینه میتوانست صورت بگیرد.
از نظر یک بخش از گروهی که خوارج خوانده میشدند رهبری زن حتی در سطح خلافت مانعی نداشت، تا جایی که پس از کشته شدن شبیبه بن یزید شیبانی مادرش غزاله را به رهبری برداشتند. خوارج با آن که در تاریخ اسلام به نظرات تندورانه شان شهرت دارند، اما در مواردی که معطوف به عدالت اجتماعی بود نظراتشان از بقیه فرقههای مسلمان پیشرفتهتر بود. شماری از پژوهشگران معتقدند که گروه خوارج در نظرات سیاسی و اجتماعی شان تحت تاثیر جنبش مزدکی قرار داشتند که در اواخر دوران ساسانی ظهور کرد، و خواهان حقوق برابر برای همه شهروندان بود. اما بیشتر فرقههای اسلامی مذکر بودن را شرطی اساسی برای خلافت میدانستند. مهمترین دلایل این عده پارهای از آیات قرآن، و احادیث منسوب به پیامبر اسلام است.
از آیات قرآنی مورد نظر این گروه یکی این آیه است: “الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض وبما أنفقوا من أموالهم” (سوره نساء، آیه ۳۴) یعنی مردان از آن جهت که خدا بعضی را بر بعضی برتری داده است، و از آن جهت که از مال خود نفقه میکنند بر زنان تسلط دارند. و دوم این آیه: “وقرن فی بیوتکن و لا تبرجن تبرج الجاهلیة الأولی” (سوره أحزاب، آیه ۳۳) یعنی در خانههای تان با سنگینی بمانید و مانند دوران جاهلیت خودنمایی نکنید. از احادیث منسوب به پیامبر اسلام که فراوان مورد استدلال قرار گرفته این روایت است: “لن یفلح قوم ولوا أمرهم امرأة” (صحیح بخاری) یعنی هرگز رستگار نخواهند شد مردمی که کارشان را به زنی بسپارند.
اما در مقابل این گروه، شماری دیگر از دانشمندان مسلمان معتقدند که رهبری زن در جامعه اسلامی مانع شرعی ندارد و دلایل گروه پیشین را مردود شمردهاند. در مورد آیه نخست که تسلط مرد را بیان کرده است، گفتهاند چنانکه سیاق آیه نشان میدهد، ناظر به شرایط خانوادگی و خرج و مصرف خانه است، و این موضوع با ریاست جمهوری و خلافت و مانند اینها تفاوت اساسی دارد و هر کدام تابع منطق خاصی است. به ویژه که آیه اشاره کرده است به نفقه کردن مرد بر زن، حال آنکه این امر پدیدهای دایمی نیست و با تغییر شرایط اجتماعی زنان میتوانند خودشان کار کنند و استقلال مالی داشته باشند و در نتیجه “قوامیت” شان مبنای خود را از دست میدهد.
در مورد آیه دوم گفتهاند که مخصوص زنان پیامبر اسلام است، و چنانکه از سیاق آیه دانسته میشود، سخن بر سر خودداری از خودنمایی و رفتارهای سبُکی است که زن را به مثابه کالای جنسی معرفی میکند و به این معنا نیست که از مسئولیتهای سیاسی و اجتماعی خود دست بکشند. از نظر این عده از اهل علم، حدیثی که در باره رستگار نشدن مردم با رهبری زن است، ناظر به وضعیت خاص امپراطوری ساسانی در دوران فروپاشی آن است نه به مثابه حکمی کلی و جهانشمول. از نظر این عده، این که زن می تواند در مقام رهبری عمومی جامعه نیز کارکردی موفق داشته باشد و سبب رستگاری مردمش بشود حکایتی است که قرآن از ملکه سبا در زمان سلیمان پیغمبر آورده و نشان میدهد که تصمیم درست یک زن در یک مقطع دشوار تاریخی چگونه سبب رستگاری و نجات کشورش از تباهی و مردمش از ذلت و خواری گردید.
علاوه بر آن، احادیث دیگری از پیامبر اسلام نشان میدهد که زنان و مردان مساوی هستند مانند: “النساء شقائق الرجال” (سنن ترمذی) یعنی زنان نیمه وجود مردان و همتراز آنان هستند.
شیخ محمد غزالی مصری، از دانشمندان معاصر که طرفدار نظریه دوم است، میگوید: “من از تبلیغاتچیهای سپردن مناصب علیا به زنان نیستم بلکه طرفدار تفسیر روایتها در پرتو واقعیتها هستم. انگلستان دوران طلایی خود را در زمان ملکه ویکتوریا تجربه کرد، و در دوران متأخر نخست وزیری مانند مارگارت تاچر داشت که اوج شکوفایی اقتصادی و ثبات سیاسی را برای آن کشور به همراه آورد، چنانکه اندیرا گاندی برای کشورش سبب پیروزی، ولی مارشال یحیی خان در پاکستان سبب ناکامی و سرافکندگی شد. در این جا کدام یک مانع رستگاری برای مردمش شده است رهبری یک زن یا یک مرد؟ اساسا بحث، بحث ذکورت و انوثت نیست، بلکه بحث اخلاق، موهبت و استعداد شخصی انسان هاست.”
اگر از رهبری زن در سطح خلافت و ریاست جمهوری بگذریم، نوبت به صدارت عظمی، وزارت و استانداری میرسد که شمار بیشتری از فقها با سپردن این مناصب به زن موافقند. (مصطفی سباعی، المرأة بین الفقه والقانون) شماری از آنان به این امر استدلال کردهاند که فقهایی مانند امام ابوحنیفه به سپردن منصب قضا که، با توجه به نقش مستقل قوه قضائیه، منصب مهمی است به زنان موافق بودهاند، و با قیاس به آن سپردن مناصبی که در اصطلاح فقه به آنها ولایت تنفیذی یا ولایت تفویضی گفته میشود، و معادل صدارت عظمی و وزارت است، به طریق اولی جواز دارد.
آنان استدلال کردهاند که در زمان خلیفه دوم، زنی به نام شفا بنت عبدالله که زنی باسواد بود، در مقام مسئولیت “حسبه” یا بازرسی عمومی قرار گرفته بود. موضع رسمی الازهر مصر، به مثابه بزرگترین نهاد مذهبی جهان اسلام، نیز بدین گونه بر زبان دکتر احمد الطیب، شیخ الازهر بیان شده است: “در کنفرانس جهانی برای تجدید اندیشه اسلامی، علما اتفاق نظر خود را بر این نشان دادند که برای زن از نظر شرعی روا است که وظایف مناسب حال خود را به عهده بگیرد از جمله وظایف بلند دولتی و وظایف قضا و فتوا. مصادره این حقوق یا مشکلتراشی در برابر آن از سوی کسانی که نشستن زن را در جایگاه برابر با خود ناخوشایند دانسته و مانعی در برابر دست یافتن وی به حقوق شرعی و قانونیاش ایجاد میکنند، گناه کبیره است و عواقب اخروی در پی دارد.” (وبسایت الیوم السابع، ۷ می ۲۰۲) این دیدگاه، به ویژه، اعتبار بیشتری پیدا میکند اگر نقش زنان موفق در این عصر را در نظر بگیریم که به خوبی از عهده رهبری جوامع خود برآمده اند مانند خانم انگلا مرکل در آلمان و خانم جاسیندا آردرن در نیوزیلند و شماری دیگر.
اگر چه رهبری زن اختصاصی به عصر حاضر ندارد و در تاریخ تمدنهای بشری زنانی بودهاند که در مقام پادشاه یا فرمانده قرار داشتهاند، و حتی در صدر اسلام نیز چنین تجربهای رخ داده است که بزرگان صحابه رهبری عایشه، همسر پیامبر اسلام، را در حادثه جمل در زمان خلیفه چهارم پذیرفتند. اما رویهم رفته تبعیض در میان مرد و زن در گذشته یک امر پارادیمی بود و موارد یاد شده از استثنائات به شمار میرود. اما عصر جدید که انسانگرایی (اومانیسم) یکی از ویژگیهای عمده به حساب میرود، حقوق برابر انسانها را فارغ از جنسیت به میان کشید و به زن حق داد که مانند مرد در نقشهای مختلف علمی، سیاسی، اجتماعی، نظامی و اقتصادی قرار بگیرد، و این وضعیت تقریبا به مدلی جهانشمول تبدیل شد. این یک تغییر پارادایمی کلان بود که به این حجم و وسعت در تاریخ بشر اتفاق نیفتاده بود. در اثر این تحول، زنان در جامعه اسلامی نیز تبعیض نهادینه بر ضد خود را به پرسش گرفتند و آن دسته از قرائتهای دینی را که مبتنی بر چنین تبعیضی است به شدت مورد انتقاد قرار دادند.
ضرورت بازنگری در سنت و در قرائتهای سنتی و بنیادگرا از دین مورد توجه قرار گرفت، به ویژه از سوی کسانی که حذف نیمی از پیکره جامعه را سبب تضعیف آن نیمه دیگر و در نتیجه سبب ناکامی و عقبماندگی تمام جامعه میدانستند. بسیاری از روشنفکران، احزاب و نهادهای مدنی، شمار وسیعی از خانوادههای شهری و حتی شماری از اندیشمندان دینی به تغییر این وضعیت فراخواندند، و امروزه نگاه تبعیضآمیز به زن، از منظر دینی، هرچند هنوز تا حد چشمگیری پابرجاست، اما اکنون با چالشهای مهمی رو به رو است، و هر چه بر میزان سواد و دانایی شهروندان افزوده میشود این چالشها عمق و گستره افزونتری پیدا میکنند.
اکنون، در چنین بستری، قرائت طالبانی از دین و به ویژه نگاه زنستیزانه این گروه به زن موجب برانگیخته شدن نگرانیهای عمیقی در برخی از لایههای اجتماعی افغانستان، و همزمان در بخش وسیعی از جهان میشود. اهمیت این موضوع وقتی بیشتر میشود که میبینیم قانون اساسی کنونی افغانستان، طبق ماده شصت و دوم، به زنان حق میدهد تا نامزد پست ریاست جمهوری شوند، و این برای کشوری مانند افغانستان دستاورد چشمگیر و بیسابقهای است.
اگر طالبان ادعا دارند که نسبت به زمان حاکمیتشان تغییر کرده و با ارزشهای شهری کنار آمده و از تفسیر متحجرانه از دین فاصله گرفتهاند، بهترین و مهمترین آزمون برای راستیآزمایی این است که حق زن در رهبری جامعه را به رسمیت بشناسند، و طرفهای مقابل، حکومت افغانستان و جامعه جهانی، به هیچ صورت در این زمینه کوتاه نیایند.
اگر طالبان به شریعت اسلامی استناد میکنند، در پاسخ به آنان میتوان گفت مخالفت با رهبری زن حکم قطعی شریعت نیست، و نظراتی از دیرباز وجود داشته است که آن را تجویز میکرده است. افزون برآن، نظراتی که با آن مخالفت داشته است محصول شرایط و مناسبات تاریخی خاصی بوده است که در دنیای امروز وجود ندارد، و برای عصر حاضر باید نظراتی از سنت فقهی را برگزید که با نیازمندیهای کنونی جوامع مسلمان همخوانی دارد و به رشد و پیشرفت این جوامع کمک میرساند، نه دیدگاههایی که سبب فلج شدن جامعه، نهادینه شدن تبعیض و پس ماندن از سیر زمان میگردد.
نظرات هیچ فقیهی مقدس نیست، و نمیتوان حقوق مسلم انسانها را قربانی دیدگاههایی کرد که با صاحبان خود دفن شده و به تاریخ پیوستهاند.
-

تمام اقوام افغانستان باید در صلح نقش داشته باشند
رسول موسوی مدیر کل آسیای حنوبی و آسیای میانه وزارت امور خارجه ایران امروز چهارشنبه(۱۸ جوزا) در توییتی گفت دیدارهای جین آرنولت از تهران تمام و موضوعات متعددی مطرح شد.
نماینده دبیرکل سازمان ملل متحد در امور افغانستان که در رأس هیئتی به منظور رایزنی در خصوص آخرین تحولات افغانستان به تهران سفر کرده بود، روز گذشته در دیدار با محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه ایران درباره آخرین تحولات افغانستان تبادل نظر کرد.
ظریف با تشریح دیدگاه جمهوری اسلامی ایران در خصوص افغانستان به ویژه صلح و امنیت در این کشور و همچنین روند صلح به رهبری و مالکیت مردم افغانستان، بر حمایت ایران از انجام گفتوگوهای میانافغانی و همچنین حفاظت از دستاوردهای مردم افغانستان طی سالهای گذشته خصوصاً در زمینه حقوق اساسی مردم این کشور تأکید کرده است.
جین آرنولت نیز با توجه به اهمیت نقش همسایگان و ذکر این موضوع که بعد از انتصاب به این پست سفر خود را به منطقه از ایران آغاز کرده، گفته است: مشکل افعانستان از طریق اقدامات دسته جمعی قابل حل است و محور تلاشهای وی یافتن راهی برای این همکاری جمعی است.
رسول موسوی مدیر کل آسیای جنوبی و آسیای میانه وزارت خارجه ایران پس از دیدار با هیئت ملل متحد گفت که موضوعات متعددی مطرح شده است.
وی افزود: در ملاقاتی به او گفتم: صلح متعلق به همه مردم و همه اقوام افغانستان است و محدود به دولت و طالبان نیست. همه باید متوجه حقوق اقلیتها باشند. مبادا تجارب تلخ جاهای دیگر در افغانستان تکرار شود.