برچسب: صلح افغانستان

  • اتمر با رئیس بانک انکشاف اسلامی دیدار کرد

    اتمر با رئیس بانک انکشاف اسلامی دیدار کرد

    آقای اتمر دیروز در یک سفر سه روزه به عربستان سعودی رفت.

    گران هیواد سخنگوی وزارت خارجه افغانستان دیروز در مورد این سفر گفت: «هدف از این سفر گسترش روابط دو جانبه تجارتی، اقتصادی و قدردانی از عربستان سعودی برای حمایت از روند صلح افغانستان است.»

    عربستان سعودی پیش از این چندین بار گفته از روند صلح به رهبری افغانها حمایت می‌کند.

  • اتمر به عربستان می رود

    اتمر به عربستان می رود

    وزارت خارجۀ اعلام کرد محمد حنیف اتمر، وزیر امور خارجۀ کشور در روزهای نزدیک به عربستان سفر خواهد کرد.

    این وزارت امروز (چهارشنبه ۲۴ جدی) با نشر خبرنامه‌یی گفت آقای اتمر پیش از چاشت امروز با جاسم الخالدی، سفیر عربستان سعودی در کابل دیدار و دربارۀ سفر زودهنگامش به عربستان سعودی صحبت کرد.

    در خبرنامۀ وزارت خارجۀ کشور آمد روند صلح و تقویت همکاری‌های دو جانبه میان کابل و ریاض از موضوع‌های دیگری مورد بحث در این دیدار بوده است. بر اساس این خبرنامه، آقای اتمر در جریان سفر زودهنگام تلاش خواهد کرد در چوکات کارزار دیپلماتیک دولت افغانستان برای موفقیت روند صلح حمایت بیشتر ریاض را از این روند به دست بیاورد.

    گفتنی است دولت افغانستان به ابتکار وزارت خارجه به تازگی کارزاری را برای موفقیت روند صلح آغاز کرده است. گفت‌وگو با نمایندگان ارشد دیپلماتیک کشورهای منطقه و جهان که در روند صلح دخیل هستند، محور اساسی این کارزار را شکل می‌دهد.

    این کارزار در حالی به راه انداخته شده است که به تاز‌گی گمانه‌زنی‌ها از برقراری حکومت موفقت در کشور بر اساس توافق صلح دوحه میان هیأت‌های مذاکراتی دولت افغانستان و گروه طالبان شدت گرفته است. با این حال، سرپرست سفارت امریکا در کابل می‌گوید کشورش طرف‌دار برقراری حکومت موقت در افغانسان نیست.

  • خلیلزاد به کابل آمد

    خلیلزاد به کابل آمد

    در آستانۀ شروع دور دوم مذاکرات بین‌الافغانی در دوحه، زلمی خلیلزاد فرستادۀ ویژۀ امریکا برای صلح افغانستان به کابل آمده است.

    منابع می‌گویند آقای خلیلزاد امروز با رهبران سیاسی کشور دربارۀ دور دوم مذاکرات صلح دیدار می‌کند.

    خلیل‌زاد پیش از سفر به منطقه در رشته‌تویت‌هایی گفته بود انتظار دارد این دور مذاکرات نتیجه قابل ملموس داشته باشد.

    او افزود به دیگر کشورهای منطقه نیز خواهد رفت.

    خلیل‌زاد در تویترش نگاشت هردو طرف مذاکره کننده با مصالحه واقعی و توافق روی یک راه حل سیاسی در آینده نزدیک باید در راستای منافع مردم افغانستان عمل کنند.

    او هم‌چنین خواستار کاهش قابل توجه خشونت‌ها در افغانستان شد.

    آقای خلیل‌زاد تاکید کرد میزان کنونی خشونت در افغانستان‌، به‌شمول قتل‌های هدفمند، قابل پذیرش نیست و عاملان افزایش خشونت‌ها در تلاش زیر تاثیر بردن تلاش‌های صلح و آینده افغانستان هستند.

    مذاکرات صلح میان هیات جمهوری اسلامی افغانستان و طالبان به مدت سه هفته متوقف شده بود هفته جاری ازسر گرفته می‌شوند.

    شورای عالی مصالحه ملی دیروز رهنمود مذاکرات صلح را به هیأت مذاکره کننده تسلیم کرد.

    در جلسۀ مشترک رهبری شورای مصالحه و هیأت مذاکره کننده بر عزم قاطع برای آوردن صلح در کشور تأکید شده است.

  • خلیلزاد به دوحه و منطقه سفر کرده است

    خلیلزاد به دوحه و منطقه سفر کرده است

    زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه آمریکا در امور صلح افغانستان در رشته‌توییتی نوشت به دوحه و منطقه با این انتظار برگشته که پیشرفت قابل ملاحظه‌ای در دور دوم مذاکرات صلح افغانستان با طالبان به میان بیاید.

    آقای خلیلزاد همچنین خواستار آتش بس یا کاهش قابل ملاحظه خشونت شده است.

    همزمان شورای عالی مصالحه ملی افغانستان از برگزاری سومین نشست کمیته‌ رهبری این شورا با اشتراک هیأت مذاکره‌کننده افغانستان در قصر سپیدار خبر داد.

    در خبر نامه این نهاد آمده عبدالله عبدالله، رئیس شورای عالی مصالحه ملی از کارکرد این هیأت ستایش کرده و گفته است: «هیأت مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی افغانستان از حمایت قاطع دولت و ملت افغانستان برخوردار است و با کمال اطمینان به دور دوم مذکرات که قرار است در دوحه پایخت قطر برگزار شود، می‌روند.»

    آقای عبدالله تاکید کرده است پس از شروع دور دوم مذاکرات کمیته‌ رهبری و تیم‌های فنی جلسات مرتب خواهند داشت تا در صورت نیاز برای هیأت مذاکره‌کننده مشورت‌های سازنده و حمایتی ارایه کنند.

    در خبرنامه آمده است طرح رهنمودی حمایتی از سوی محمد یونس قانونی، عضو کمیته رهبری شورای عالی مصالحه ارائه شد.

    همچنین معصوم استانکزی رئیس هیأت مذاکره‌کننده‌ حکومت گفت: «اکنون می‌دانیم که اولویت‌های ما در دور دوم مذاکرات چیست. ما با اطمینان کامل و اراده‌ واقعی برای تأمین صلح به دور دوم مذاکرات می‌رویم. حمایت قاطع و گسترده‌ دولت و ملت افغانستان برای ما حیاتی است.»

    از جانب دیگر آقای خلیلزاد گفته است هر دو طرف باید به “سازش واقعی” تن بدهند و هر چه عاجل روی یک ساختار سیاسی مورد توافق دو طرف مذاکره کنند.

    او نوشته است میزان کنونی خشونت از جمله قتل‌های هدفمند قابل قبول نیست و به روند صلح و آینده افغانستان آسیب می‌زند.

  • صلح یا تسلیم شدن؟

    صلح یا تسلیم شدن؟

    پس از نزدیک به سه‌ ماه گفت‌وگو میان هیئت دولت افغانستان و هیئت گروه طالبان در قطر، شماری از عضوهای هیئت گفت‌وگو کننده‌ی افغانستان به این نتیجه رسیده‌اند که گروه طالبان به هیچ‌وجه آماده‌ی پذیرش دست‌آوردهای دو دهه‌ی گذشته؛ مثل آزادی‌های مدنی-سیاسی شهروندان نیست.
    فوزیه کوفی، عضو هیئت گفت‌وگو کننده‌ی دولت افغانستان که روز جمعه (۱۲ جدی) در نشستی زیر نام «چشم‌انداز صلح» در کابل حرف می‌زد، گفت که در گفت‌وگو با گروه طالبان در سه ماه گذشته، به این باور رسیده است که این گروه به کثرت‌گرایی، تنوع قومی، اجتماعی، سیاسی و آزادی بیان باور ندارد و این مفهوم‌ها و ارزش‌ها برایشان قابل درک نیست.
    گفته‌های خانم کوفی در حالی بیان می‌شود که شمار زیادی از شهروندان از این پیش نیز به این باور رسیده بودند که گروه طالبان، گروهی نیست که دنبال صلح با شهروندان افغانستان باشد؛ بلکه گروه نظامی‌ به‌دنبال قدرت است؛ گروهی که برای رسیدن به قدرت می‌جنگد و اگر پای میز صلح هم می‌نشیند، هدفش برای رسیدن به امتیازهایی است که در میدان جنگ نمی‌تواند آن را به دست بیاورد.
    گروه طالبان اگر خواهان صلح با دولت و شهروندان افغانستان باشد، در حینی که پای گفت‌وگو با هیئت دولت افغانستان نشسته است، حمله‌های تروریستی‌اش بر شهروندان را افزایش نمی‌دهد.
    این گروه به بهانه‌ی صلح، دولت افغانستان را در دفاع فعال نگه‌داشته و خود به افزایش حمله‌های سازمان‌دهی شده و ترورهای هدفمندشان در شهرها و روستاهای کشور ادامه می‌دهد.
    از سوی دیگر، زمانی که عضوی از هیئت گفت‌وگو کننده، به این باور رسیده است که گروه طالبان آماده‌ی پذیرش «افغانستان پس از ۲۰۰۱» نیست و به آزادی‌های انسانی ارزش نمی‌گذارد، به این معنا است که صلح با طالبان به معنای گذشتن از این ارزش‌ها است؛ زیرا طالبان از خواست‌‌های انحصارطلبانه‌شان دست برنمی‌دارند و با پوشش اسلام می‌خواهند به این هدف برسند؛ با این تفاوت که دین را نیز به سود سیاسی گروه خود تفسیر می‌کند.
    همین‌گونه، عبدالحفیظ منصور، عضو دیگر هیئت گفت‌وگو کننده‌ی دولت افغانستان، گفته است: «از دید من طالبان یک حرکت دینی نیستند، فقط تظاهر به دین می‌کنند؛ شوق حکمروایی دارند؛ ولی برنامه برای حکومت‌داری ندارند.»
    این برداشت آقای منصور در کنار شناختی از که گروه طالبان دارد، بیشتر در جریان سه ماه گفت‌وگو با هیئت این گروه در قطر به دست آمده است.
    این نشان می‌دهد که گروه طالبان، به هر شکل ممکن می‌خواهد با روپوش دین، قدرت را در افغانستان به دست بیاورد. این‌که آقای منصور مدعی می‌شود که گروه طالبان در کنار خواستن قدرت، برنامه‌ای برای حکومت‌داری ندارد، روشن‌تر از نور خورشید است؛ زیرا در زمان حاکمیت پنج‌ساله‌ی این گروه در افغانستان، این موضوع برای بیشتر شهروندان افغانستان آشکار بود.
    بزرگ‌ترین برنامه‌ی حکومت‌داری طالبان، پرورش تروریزم و پناه دادن به گروه‌های تروریستی‌ای مثل القاعده بود که درنهایت پای امریکا را به این‌جا کشاند.
    آقای منصور مدعی است که طالبان نه‌تنها که تغییر نکرده، بلکه مغرورتر از گذشته شده‌اند. ناگفته نباید ماند که این غرور طالبان زاده‌ی امتیازدهی‌های یک‌سویه‌ی دولت افغانستان و امریکا است، تا این‌که دلیل درون‌گروهی و یا هر دلیل دیگری داشته باشد.
    دولت افغانستان در زمان حاکمیت حامد کرزی، جای این‌که به نابودی گروه طالبان تلاش کند، آن‌ها را برادران ناراضی‌اش خواند و از سویی هم بارها مانع استفاده از سلاح سنگین در حمله بر گروه طالبان شده و مانع انجام حمله‌های هوایی بر پایگاه‌های این گروه در افغانستان شد؛ چیزی که باعث تقویت روحیه‌ی جنگی و قدرت‌خواهی گروه طالبان شد.
    گروه طالبان در زمان حاکمیت کرزی، به‌ویژه در دور اول ریاست‌جمهوری‌اش، ضعیف‌تر از آن بود که بتواند یک سال دیگر را در افغانستان دوام بیاورد؛ اما دولت افغانستان و همکار استراتژیک اش –امریکا- هیچ‌کدام در تلاش نابودی گروه طالبان نشدند.
    امریکا برای این تلاش زیادی به نابودی گروه طالبان نکرد؛ چون می‌خواست بهانه‌ی ماندن در افغانستان را از دست ندهد؛ چیزی که برای آن میلیاردها دالر هزینه کرده است.
    دولت افغانستان اما به دلیل انفعال سیاسی و نداشتن برنامه‌های توسعه‌ای و آینده‌محور نیز، در کام راهبرد امریکا با طالبان فرو رفت؛ اما در این میان، این حقوق بشری شهروندان بود که پیوسته پامال شد؛ هم از سوی گروه طالبان و هم به گونه‌ی غیرمستقیم از سوی دولت افغانستان و امریکا.
    اشتباهی را که کرزی انجام داد، در حکومت آقای غنی نیز تکرار می‌شود؛ درآمدن به حالت دفاع فعال در برابر گروهی که حتا به نوزادان و مادران در حال زاییدن شلیک می‌کند؛ تا حمله برپاسگاه‌های امنیتی، خود بدترین امتیاز جنگی است که دولت به طالبان داده است.
    همین‌گونه آقای منصور گفته است که؛ گروه طالبان آن‌هایی را که در کابل زندگی می‌کنند را نوکر امریکا می‌داند؛ از دید طالبان همه‌ی آن‌ها یک‌سان مقصر هستند؛ زنان و بچه‌هایی که درس می‌خوانند، همه مجرم هستند.
    زمانی که گروه طالبان دید این‌چنینی به زندگی و به حقوق بشر دارند، به‌سختی می‌توان از در منطق با این گروه پیش آمد؛ زیرا تنها منطقی که گروه طالبان می‌شناسد، جنگ و درنهایت خشونت است.
    همین‌گونه محمدامین احمدی، عضو دیگر هیئت گفت‌وگو‌کننده‌ی دولت افغانستان می‌گوید که آماده نبودن دو طرف گفت‌وگو برای برقراری صلح با عدالت، از مهم‌ترین موانع توافق صلح میان دولت افغانستان و طالبان است. «نظامی که طالبان می‌خواهند، متفاوت‌تر از نظامی است که دولت روی آن توافق دارد.»
    حرف آقای احمدی روشن می‌کند که طالبان صلحی که در آن عدالت تأمین شود را نمی‌خواهد. از سویی هم هرچند آقای احمدی روشن نمی‌کند که نظامی که طالبان می‌خواهد کدام است و نظامی که دولت افغانستان؛ اما این روشن است که طالبان دنبال امارت اسلامی خود هستند؛ حالا مهم نیست که زیر چه نامی؛ اما ماهیت نظامی را که طالبان می‌خواهند، نمونه‌ی آن را افغانستان از ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۰ تجربه کرده است.
    با توجه به گفته‌های این سه عضو هیئت گفت‌وگو کننده‌ی دولت افغانستان و شناختی که از گروه طالبان و فلسفه‌ی ایجادی آن وجود دارد، به‌سادگی می‌تواند به این نتیجه رسید که این گروه، به هیچ رو دنبال برقراری صلح و یا نظامی نیست که در آن حقوق بشری شهروندان؛ مانند حق آزادی بیان، حق آموزش‌وپرورش –به‌ویژه زنان-، حق کار –به‌ویژه زنان- تأمین شود.
    طالبان دنبال ایجاد نظامی هستند که در آن، بتوانند به‌راحتی خوی سلطه‌گری و قدرت خواهی خود را ارضا کنند و از سویی هم خطری برای نابودی نظام موردنظرشان نیز وجود نداشته؛ از این روز در نظامی که طالبان می‌خواهند و یا نظامی که طالبان در آن سهم بیشتری داشته باشند، بدون شک به نظامی با ماهیت «شهروندسانسوری» خواهیم رسید.
    روی این دلیل در دور دوم گفت‌وگوها که بحث اصلی روی تقسیم قدرت است، دولت افغانستان باید روی نظامی با گروه طالبان به توافق برسد که قدرت در نظام پساصلح به سود طالبان تقسیم نشود؛ هرچند رسیدن به صلح با این گروه یک خوش‌بینی سیاسی است تا واقعیت امکان‌پذیر.

    صبح کابل

    روسله یاسینزی عثمانی

  • پاکستان و نقش تعیین کننده در صلح افغانستان

    پاکستان و نقش تعیین کننده در صلح افغانستان

    هیأت‌های مذاکره‌کننده افغانستان و طالبان به تاریخ (۲۲ قوس) فیصله کردند که برای مشوره و رأی‌زنی بیش‌تر پیرامون مذاکرات صلح به مدت سه هفته به رخصتی بروند تا روی آجندای اصلی مذاکرات در سطح رهبری دو جانب بحث کنند.

    هیأت مذاکره‌کننده حکومت افغانستان به کابل آمد و درباره جریان ۹۰ روزه مذاکرات روی کارشیوه، فهم طالبان از صلح و جنگ، وجوه مشترک و تقابل میان دو طرف و مفاد آجندای اصلی در دور دوم مذاکرات به ریاست جمهوری و شورای عالی مصالحه ملی گزارش داد.

    در این ارتباط، کمیته رهبری شورای عالی مصالحه ملی چندین جلسه مشترک با حضور هیأت مذاکره‌کننده داشت و فیصله شد که ادامه مذاکرات در دوحه برگزار و هیأت به لحاظ سیاسی و تخنیکی حمایت و تقویت شود. کمیته رهبری فیصله کرد که هیأت صلاحیت لازم را برای پیشبرد مذاکره دارد و از حکومت، کمیته رهبری و مردم افغانستان نماینده‌گی می‌کند.

    هیأت طالبان هم به رهبری ملا برادر به اسلام‌آباد سفر و با عمران خان، نخست وزیر و سایر مقام‌های آن کشور دیدار کرد. این نخستین بار نیست که ملا برادر یا هیأت طالبان در مواقع حساس به پاکستان سفر می‌کند و به نهادهای اجرایی آن کشور پیرامون مذاکرات صلح گزارش می‌دهد. پاکستان عقبه سیاسی طالبان است؛ این کشور هم در میدان نبرد از طالبان حمایت مالی، تسلیحاتی و نظامی می‌کند و هم در قطر به آن‌ها خط مش و جهت تعیین می‎‌نماید. پاکستان در این روند منافع حیاتی دارد که در صورت عدم تأمین آن، اجازه نخواهد داد که روند صلح به نتیجه‌ای برسد. اسلام‌آباد حتا در زمان انزوا و فشارهای بین‌المللی موضع خود را در قبال افغانستان تغییر نداد.

    نقش پاکستان در تحولات سیاسی و امنیتی افغانستان

    پاکستان از زمان فروپاشی شوروی و سقوط حکومت داکتر نجیب تاکنون روی طالبان سرمایه‌گذاری و از این طریق منافع ملی خود را در افغانستان و منطقه پیگیری کرده است. اسلام‌آباد در طول این مدت در تحولات سیاسی – امنیتی افغانستان یکی از بازی‌گران تأثیرگذار امنیتی بوده است، هرچند گاهی میزان این تأثیرگذاری به دلیل تحولات بین‌المللی و به قول رابرت کاپلان جغرافیای نامرتبط افغانستان فراز و فرود در پی داشته است.

    نقش این کشور پس از سقوط حکومت داکتر نجیب و روی‌ کار آمدن طالبان برجسته‌تر شد. ولی با وقوع رویداد ۱۱ سپتامبر و حمله امریکا به افغانستان و اضحملال رژیم طالبان، پاکستان به حاشیه رفت و این کشور ظاهرأ سیاست همراهی با ایالات متحده را در پیش گرفت؛ ولی در موضعش هیچ تغییری نیاورد.

    پاکستان اهدافش را از طریق دیپلماسی فعال در عرصه بین‌المللی و تقویت گروه طالبان برای احیای مجددش در افغانستان دنبال کرد. دستگاه سیاست خارجی آن کشور و آی‌اس‌آی این مسیر را طی کردند تا به این مرحله رسیدند. حالا در تحولات جاری، نقش پاکستان در جنگ و صلح افغانستان غیرقابل انکار است.

    تروریسم و لانه‌های امن آن در پاکستان، همواره یکی از نقاط تنش و اختلاف در روابط اسلام‌آباد و واشنگتن بوده است. واشنگتن از تمام گزینه‌های فشار برای وادارکردن پاکستان به ترک حمایت از تروریسم، به‌ویژه طالبان بهره برد؛ اما نتیجه نداد. در زمان بارک اوباما بیش‌ترین نیرو به افغانستان اعزام شد و بعد از آن ترمپ بارها در اظهاراتش، پاکستان را متهم به حمایت و پرورش تروریسم کرده است و به همین دلیل کمک‌های نظامی امریکا به پاکستان را قطع کرد. با آن هم پاکستان به راهش ادامه داد.

    جنرالان و استراتژیست‌های پاکستانی جنگ افغانستان را به خوبی در راستای منافع ملی کشورشان مدیریت کردند و دیپلمات‌های آن کشور، جامعه بین‌المللی را فریب دادند و در برابر انزوای بین‌المللی کشورشان به دلیل حمایت از تروریسم مقاومت کردند.

    چرا باید حکومت افغانستان با پاکستان وارد مذاکره شود؟

    تردیدی وجود ندارد که گروه طالبان با خواست و استقلالیت خودشان به پای میز مذاکره نرفته است؛ بلکه مجوز اسلام‌آباد در مذاکرات امریکا با طالبان و گفت‌وگوهای مستقیم با هیأت حکومت افغانستان شرط لازم بوده است.

    پاکستان در منازعه چهل ساله افغانستان منافع ملی‌اش را جست‌وجو می‌کند؛ جایی که منافع ملی این کشور تأمین نشود و تهدید شود، از ابزارهای خشن از جمله فعالیت‌های هراس‌افگنانه کار می‌گیرد. نگرانی‌های این کشور درباره دیورند، آب‌های کابل و حضور هند با بقای پاکستان پیوند خورده است. به این دلیل نتایج مذاکرات بسته‌گی به رفع این نگرانی‌های پاکستان دارد.

    حکومت افغانستان در کنار مذاکرات دوحه برای حل و فصل منازعه باید با پاکستان وارد مذاکره شود. گفت‌وگو با اسلام‌آباد به اندازه مذاکرات دوحه برای تأمین صلح و ثبات در کشور مهم و تعیین‌کننده است. سفر داکتر عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه ملی به پاکستان درب گفت‌وگو را باز کرد. استقبال بی‌پیشینه حکومت پاکستان به لحاظ دیپلماتیک بخشی از نگرش نخبه‌گان پاکستان نسبت به افغانستان است که بسته‌گی به تحولات جاری و مبحث صلح دارد. عبدالله در سفرش دیدگاه مقام‌های پاکستانی را نسبت به روند صلح ذهن‌یابی کرده است. لازم است که نتیجه‌گیری رهبری شورای عالی مصالحه، وزارت امور خارجه و دیپلمات‌های مقیم اسلام‌آباد از این سفر به تحلیل گرفته شود و حکومت طبق آن در هماهنگی با شورای عالی مصالحه ملی گام‌های بعدی را بردارد.

    حکومت افغانستان برای ختم جنگ و حل بحران، باید با پاکستان وارد مذاکره شود. اگر پاکستان حس کند که نگرانی‌هایش در قبال افغانستان از طریق مذاکره و صلح تأمین نمی‌شود، به هیچ صورت ابزاری چون طالبان را که ۳۰ سال میلیون‌ها دالر صرف آن کرده و پیامدهای‌های بین‌المللی آن را هم بر عهده گرفته است، از دست نمی‌دهد. بحث دیورند، حضور فعال هند در افغانستان و آب‌های افغانستان با بقای پاکستان گره خورده است و از جمله منافع حیاتی پاکستان به شمار می‌رود. کشورها در ارتباط به منافع حیاتی‌شان هیچ‌گونه ملاحظه اخلاقی و انسانی ندارد. در محیط انارشیکال جنوب آسیا که فضای بدبینی و بی‌اعتمادی به شدت حاکم است، پاکستان بدون حل این موارد از موضع خود عقب نمی‌نشیند.

    جنگ افغانستان بُعد داخلی ندارد، بلکه زمینه داخلی دارد که از سوی نیروهای سرگردان بی‌کار و بی‌سواد و گروه‌های تندرو و افراطی فراهم شده است. جنگ طالبان ابزاری‌ است برای تأمین منافع سیاسی این گروه و منافع ملی حامیان‌شان، به‌ویژه پاکستان. اما مهم‌ترین عامل تداوم این جنگ، ایدیولوژی دینی است که به سربازان این گروه انگیزه خلق می‌کند و میدان‌های نبرد و مدارس دینی – آموزشی طالبان را خالی از طلاب و سرباز نمی‌گذارد.

    پیامدهای تروریسم دولتی بر اقتصاد و امنیت پاکستان

    اقتصاد و امنیت پاکستان نیز از تروریسم دولتی و رشد آن در منطقه متأثر شده است. در حال حاضر پرورش تروریسم و پناهگاه‌های امن گروه‌های تروریستی در آن کشور به یک تهدید جدی علیه منافع ملی و تمامیت ارضی پاکستان تبدیل شده است و این امکان وجود دارد که در آینده از کنترل ارتش و سازمان استخبارات آن کشور خارج شوند و پاکستان را وارد بحران امنیتی سازند. هم‌اکنون گروه‌های تروریستی در دو طرف خط دیورند مستقر هستند و در بلوچستان و وزیرستان شمالی آزادانه فعالیت دارند و هرازگاهی بر علیه پاکستان نیز تحرکاتی انجام می‌دهند.

    گروه‌های تندرو و جنبش‌های اسلامی در منطقه و کشورهای آسیای مرکزی – مانند اویغورها، القاعده و اسلام‌گراهای جهادی که در برابر غرب می‌جنگند، از پاکستان تغذیه می‌شوند. پاکستان تا چه زمانی می‌تواند این گروه‌ها را در لانه‌های‌شان بدون خطر حفظ و کنترل کند؟ یکی از دلایل وادارساختن طالبان به گفت‌وگو با حکومت افغانستان، همین نگرانی پاکستان است.

    پاکستان از سال ۲۰۱۰ تاکنون با بحران اقتصادی و تورم دست و پنجه نرم می‌کند. با آن‌که آن کشور از طریق بندر واگه و کراچی به آب‌های بین‌المللی وصل است و پتانسیل قوی برای تجارت و ترانزیت به کشورهای آسیای مرکزی و آسیای غربی را دارد و هم‌چنان به انرژی آسیای مرکزی برای رشد صنعتی و تولیدی نیازمند است؛ اما فعالیت گروه‌های تروریستی در افغانستان و منطقه این فرصت را از پاکستان گرفته و اقتصاد این کشور در میان دو قدرت اقتصادی (چین و هند) تضعیف شده است. به دلیل ‌که فعالیت گروه‌های تروریستی در افغانستان و منطقه با حمایت پاکستان فرصت‌های کلان اقتصادی را از آن کشور زدوده است.

    عمران خان پس از احراز کرسی نخست‌وزیری، تلاش کرد که با جذب کمک‌های خارجی، به‌خصوص کمک‌های عربستان و ترکیه و چین این تورم را مدیریت کند، ولی موفق نشد.

    پاکستان پلان دارد که از تجربه صنعتی و تولیدی چین بهره ببرد و برای تحقق این امر جداً به انرژی آسیای مرکزی نیاز دارد که راه آن از افغانستان می‌گذرد. پروژه تاپی و کاسا یک‌هزار در صورتی به پاکستان انتقال می‌یابد که در افغانستان ثبات بیاید و صلح تأمین شود.

    اگر انرژی آسیای مرکزی به جنوب آسیا انتقال یابد، پاکستان می‌تواند برعلاوه بازسازی اقتصادش به بازار آسیای مرکزی دست پیدا کند. اما اولویت جدی‌تر از این برای پاکستان جلوگیری از نفوذ هند در افغانستان است. پاکستان نگران است که مبادا تأمین صلح و ثبات در افغانستان این نفوذ را تقویت کند و هند از این طریق فشارها را بر اسلام‌آباد افزایش دهد.

    حکومت افغانستان از طریق شورای عالی مصالحه و وزارت امور خارجه باید با پاکستان وارد مذاکره و گفت‌وگو شود و به رفع نگرانی‌های آن کشور در قبال آینده افغانستان بپردازد تا بستر صلح فراهم شود. صلح بدون هم‌کاری صادقانه پاکستان نتیجه‌ای در پی نخواهد داشت.

    هشت صبح

  • گفت و گوهای صلح، فرصت و خطر

    گفت و گوهای صلح، فرصت و خطر

    گفت‌وگوهای صلح در دوحه در فضای بیم‌ و امید شروع شد. آغاز این نشست با استقبال و خوشبینی‌های زیادی همراه بود. برای اولین‌بار هیأت حکومت و طالبان روبه‌روی هم نشستند و تصمیم گرفتند تا روی اساسی‌ترین موضوع کشور صحبت کنند.

    پیام حکومت افغانستان و هم‌کاران بین‌المللی در روز نخست نشست واضح بود. حمایت از جمهوریت و ارزش‌های آن در همه صحبت‌ها به صورت روشن بیان شد.

    این پیام‌ها برای هیأت حکومت افغانستان نیز یک قوت مهم در آغاز گفت‌وگوها به شمار می‌رفت. حداقل به خوبی روشن شد که طالبان نزد جامعه جهانی از مشروعیت سیاسی برخوردار نیستند. اما حکومت افغانستان به حیث آدرس رسمی سیاسی شریک و هم‌کار کشورهای جهان در این نشست تبارز یافت.

    بن‌بست در طرزالعمل

    طالبان برای نخستین‌بار در بخش گفت‌وگوهای صلح با یک ترکیب مهم وارد شده‌اند. رییس هیأت طالبان قاضی‌القضات این گروه است؛ کسی که مسوولیت تمام رویدادها را به عهده گرفته است. هم‌چنان در ترکیب هیأت طالبان حداقل ۱۳ تن از اعضای شورای کویته حضور دارند.

    این ترکیب نشان می‌دهد که طالبان برای یک بحث مهم، جدی و سرنوشت‌ساز همراه با تصامیم سخت و دشوار آماده شده‌اند.

    انتظار می‌رفت که با تلاش‌های صورت گرفته، بحث‌ها از مسایل نرم و آسان شروع شود. اما چنین نشد. در حالی که طرزالعمل برای گفت‌وگوها یک موضوع ساده به شمار می‌رفت؛ اما طالبان با طرح برخی موضوعات فضا را دشوار و به مرحله بن‌بست قرار دادند. بن‌بست‌های ۴۵ روزه و هفتاد روزه، همه‌گی به هدف آزمایش‌کردن صبر و شکیبایی سیاسی هیأت افغانستان بود. اما هیأت افغانستان و هم‌چنان حکومت با حوصله‌مندی، متانت، تمرکز لازم و دقت وضعیت را مدیریت کردند. شاید طالبان تصور می‌کردند که چنین شکیبایی و حوصله سیاسی در هیأت حکومت وجود ندارد. به همین دلیل بود که آنان حداقل چهل روز یا بیش‌تر روی کلمه یا کلمات تمرکز کردند و یا اصلاً پیام روشنی ارایه نمی‌کردند.

    وحدت مذهبی با پیام وحدت ملی

    طالبان در بحث طرزالعمل، موضوع فقهی و مسایل مذهبی را طرح کردند. هرچند این طرح در آغاز به سرخط خبرها به حیث یک نگرانی جدی بدل شد، اما با موقف روشن حکومت و هیأت افغانستان این موضوع به نقطه قوت در کشور بدل گردید. به شمول حکومت، همه اقشار سیاسی با زیرکی تمام به این طرح فتنه و اختلاف‌برانگیز پیام‌های قوی دادند. طالبان تصور داشتند که با طرح موضوع فقهی و مذهبی اختلاف‌ها را در صفوف حکومت و هیأت می‌توانند دامن بزنند. اما در دوحه تمام اعضای هیأت یک‌صدا از قانون اساسی و ارزش مهم جمهوریت دفاع کردند. در افغانستان نیز این طرح طالبان به یک‌صدایی میان اقشار مختلف بدل شد. همه اقشار علیه این طرح طالبان موقف گرفتند و در حمایت از حقوق اساسی شهروندان بیانیه دادند.

    اعضای هیأت در دوحه، موضوع مذهب شیعه را به حیث یک موضوع ملی جدی گرفتند و به جای اعضای شیعه مذهب، سایر اعضا با قدرت و قاطعیت تمام در برابر هیأت طالبان استدلال کردند. مشکل اصلی طالبان بیگانه‌گی با واقعیت‌های افغانستان نوین است. امروز افغانستان در وحدت مذهبی و هم‌پذیری مذهبی در سطح جهان اسلام نمونه است. در هیچ کشور اسلامی به پیمانه افغانستان روحیه هم‌پذیری مذهبی وجود ندارد. این همه محصول نظام سیاسی، قانون اساسی، نگاه حکومت به حقوق شهروندی و بصیرت مردم کشور است. طالبان اگر از واقعیت‌های عینی کشور آگاهی دقیق می‌داشتند، قطعاً مسایل فقهی و مذهبی را در بحث طرزالعمل مطرح نمی‌کردند.

    اجماع سیاسی در افغانستان

    به رغم تفاوت دیدگاه در داخل کشور؛ اما اکنون یک نفع جمعی در محور قانون اساسی و اصل نظام سیاسی شکل گرفته است. در شروع به کار کمیته رهبری صلح، تمامی جریان‌های موثر سیاسی حضور داشتند. افغانستان در این مقطع خاص تنها می‌تواند با اجماع سیاسی در محوریت نظام و قانون اساسی از دشواری‌ها عبور کند.

    در کنار مشروعیت بین‌المللی و حمایت قوی و گسترده جهان که در نشست ژنو به خوبی تبلور یافت، اجماع سیاسی داخلی نیز از اهمیت فوق‌العاده برای تحکیم موقف حکومت برخوردار است. افغانستان طی بیش از ۴۲ سال شاهد رویدادهای تلخ بوده است. انقطاع نظام در کشور بحران‌های عظیمی را به همراه داشته است. افغانستان آماده‌گی برای شانس دوم را ندارد. هرنوع تصمیمی که منجر به انقطاع نظام و عقب‌گرد شود، خطرناک است. دست‌آوردهای بیست سال اخیر در کشور به رغم مشکلات، بی‌نظیر است. حفظ و توسعه آن برای همه مهم است. جهان نیز شانه به شانه با افغان‌ها در تهداب‌های فرصت‌های جدید کار کرده است. قطعاً جهان هم نمی‌خواهد که مالکیت نظام آینده سیاسی افغانستان از آن طالبان شود. یا این‌که افغانستان به عقب برگردد. کوشش جمعی جهان برای این است که چگونه از طریق گفت‌وگوهای صلح طالبان جزو نظام شوند، تا به سال‌ها جنگ در افغانستان خاتمه داده شود. حالا گزینه فعال و آماده، قانون اساسی و نظام موجود است. حفظ این دست‌آورد مهم برای همه حیاتی است. طرح‌های طالبان برای بدیل وضعیت موجود یک چیز مجهول و مبهم است. اصلاً ضرورت نیست تا ما از یک مسیر روشن و معلوم در فضای مجهول حرکت کنیم.

    بنابراین مسوولیت ملی همه کسانی که زیر چتر نظام‌اند، حمایت از این ارزش‌های جمهوریت و قانون اساسی است.

    آواز رسای زنان در پروسه صلح

    زنان نقش برازنده در پروسه صلح دارند. نقش چهار تن از خانم‌ها در ترکیب هیأت نیز برجسته بود. در داخل کشور نشست‌های متعدد زنان در کابل و تمامی ولایات برگزار شد. نشست بزرگ زنان در خیمه لویه‌جرگه با پیام‌های روشنی همراه بود. رفتار طالبان نسبت به زنان، اقلیت‌های مذهبی و آزادی بیان سبب شده است تا یک بستر مشترک در کشور برای دفاع از حقوق اساسی شکل گیرد.

    امروز همه زنان کشور بدون در نظرداشت تعلقات مذهبی، قومی، سیاسی و زبانی در یک مسیر مشترک برای حراست از جایگاه و حقوق اساسی خود مبارزه می‌کنند. در تاریخ کشور به این پیمانه هم‌صدایی و نقش فعال و برجسته از آدرس زنان شکل نگرفته است.

    سایر گروه‌ها و اقشار نیز به شمول علمای کرام در حمایت از حقوق زنان موقف روشن دارند. هم‌چنان در بحث حقوق بشر و آزادی‌های مدنی نیز در افغانستان نوین هم‌نظری قوی شکل گرفته است.

    طالبان تغییر نکرده‌اند

    به رغم شروع گفت‌وگوهای صلح، تغییری در رفتار طالبان دیده نشده است. آنان در میدان جنگ خشونت‌ها را تشدید کرده‌اند. در کابل و برخی ولایت‌ها دست به جنایت‌های بزرگی زدند. از ختم قرآن کریم گرفته تا کودکان خرد سال را هدف قرار دادند. طالبان پس از امضای موافقت‌نامه دوحه دچار غرور کاذب شده‌اند. آنان خود را فاتح میدان فکر می‌کنند. طالبان به این تصور اند که پس از فتح میدان جنگ، گام بعدی‌شان اقامه نظامی است که مطلوب برای این گروه باشد. نظام مطلوب طالبان، همان بدیل امارت، اما با محتوای امارت خواهد بود. این روحیه زمانی شکل گرفته است که برخی از کشورها روی‌کرد نظامی را فعلاً در برابر این گروه متوقف کرده‌اند.

    این غرور سبب شده است تا طالبان در میز گفت‌وگو نیز با نگاه لجوجانه در صدد تحمیل اراده خود باشند.

    اما در میدان جنگ به رغم تلاش‌های طالبان، این گروه قدرت تصرف و حفظ اراضی را از دست داده‌ است. فعلاً تمرکز اصلی طالبان به جنگ روانی با استفاده از شیوه‌های جدید جنگی مانند استفاده از ماین‌های مقناطیسی است.

    اعضای هیأت طالبان هرچند فعلاً مشخصاً از احیای امارت اسلامی سخن نمی‌گویند؛ اما نوع نظامی را که طالبان مطرح می‌کردند با امارت تفاوتی نخواهد داشت.

     در وضعیت تغییرناپذیری طالبان، مسیر گفت‌وگوها با دشواری‌های فراوان همراه خواهد بود. حالا دیده شود که برای دور دوم گفت‌وگوها این گروه تا چه میزانی از خود انعطاف نشان می‌دهد.

    دلیل اصلی در تغییرناپذیری این گروه، پیروی از ایدیولوژی سخت‌گیرانه است. پیروان طالبان نیز به آسانی تن به صلح نخواهند داد. به همین دلیل برای هیأت طالبان تصمیم‌گیری دشوار است. طالبان اکنون ترس دارند که با شروع گفت‌وگوها دچار تجزیه شوند. چون برخی گروه‌های طالبان، حیات خود را در جنگ می‌بینند و از منافع سرشار اقتصاد جرمی سود می‌برند. هم‌چنان مواد مخدر و قاچاق منابع طبیعی از دیگر منابع برای این گروه به شمار می‌رود.

    سایه سنگین کشورهای منطقه در جنگ و صلح

    کشورهای منطقه طی ۴۲ سال در جنگ و صلح افغانستان به نحوی دخیل بوده‌اند. طی سال‌های اخیر، رییس جمهور غنی سیاست خارجی خود را در پنج حلقه مشخص تعریف کرد. در این سیاست، نقش برجسته و مهم برای کشورهای منطقه داده شده است. هدف اساسی این است که روابط دولت‌محور شود. هم‌چنان نباید جنگ و صلح افغانستان به رقابت منطقه‌ای بدل شود. ثبات کشورهای منطقه و جهان در ثبات افغانستان باثبات است. به همین دلیل آقای غنی سعی دارد تا با احیای جایگاه افغانستان در تجارت و ترانزیت، منافع جمعی را در محور اقتصاد گره بزند.

    انتظار فعلی از کشورهای منطقه همین خواهد بود که تا همه روی‌کرد شان در قضیه افغانستان مثبت باشد.

    آدرس واحد تصمیم‌گیری

    نهادهای متعدد تصمیم‌گیری و پالیسی‌سازی هرچند نشان از ظرفیت‌های موجود در کشور است؛ اما به هر پیمانه در رابطه به صلح آدرس‌ها منسجم باشد، به همان میزان تصمیم‌گیری و موثریت بهتر می‌شود.

    آدرس و مرجع واحد تصمیم‌گیری و عقبه منسجم و هماهنگ برای هیأت مذاکره‌کننده نیز مهم است. هیأت حکومت افغانستان حداقل این دور درایت سیاسی خود را نشان داد و به خوبی نماینده‌گی جامع از کشور را تمثیل کرد. از همین جهت هیأت نباید از مراجع و آدرس‌های مختلف تحت فشار و یا مشورهای متضاد و مختلف باشد.

    رییس جمهور مانع صلح نیست

    برخی جریان‌های سیاسی گفته‌اند که آقای غنی مانع صلح است. آقای غنی با تلاش‌های که انجام داد صلح را بدل به گفتمان ملی کرد. برای اولین‌بار در نشست کابل و بعد در نشست ژنو نقشه راه صلح توسط رییس جمهور غنی ارایه شد. نشست‌های متعدد در کابل خصوصاً جرگه‌های مشورتی صلح سبب شد تا همه اقشار در متن پروسه قرار بگیرند ودر نقش تصمیم‌گیران اصلی صلح باشند.

     برخی‌ها با این فکر اند که نشست دوحه احتمالاً به کنار رفتن آقای غنی منجر خواهد شد. آنان گاهی با همین تصور خواب حکومت موقت را می‌بینند. این نوع فکر بی‌نهایت سطحی است. ما باید به عمق نشست دوحه، طرح‌های طالبان و نیت واقعی این گروه پی‌ببریم، آنان تغییر نکرده‌اند. آنان روحیه تمامیت‌خواهی دارند. طالبان نمی‌خواهند جزو نظام شوند. آنان می‌خواهند مالک نظام شوند. بنابراین خطر طالبان برای یک فرد نیست؛ بلکه برای افغانستان، نظام، قانون اساسی و حقوق اساسی همه شهروندان است.

    موقف آقای غنی در حمایت از جمهوریت و حقوق اساسی شجاعانه و شفاف است. همه چهره‌های سیاسی در این مرحله دشوار باید چنین شجاعت را به خرج دهند. در غیر آن همه بازنده میدان خواهند بود و آخرین فرصت و شانس را برای همیشه از دست خواهیم داد.

    ما نباید اسیر توطیه طالبان شویم تا به‌نام مذهب، قوم، جنسیت، سمت و… هرکدام را جدا جدا قربانی کنند. با وحدت ملی همه با هم از نظام، قانون اساسی و ارزش‌های جمهوریت حراست کنیم. اکنون که هیأت به کابل آمده است، بهتر خواهد بود تا چشم‌دید‌ها و تصویر واقعی طالبان را با اقشار مختلف شریک کند. مردم باید بدانند که طالبان به آسانی تغییر نمی‌کنند. خطر و فرصت‌های صلح را همه باید مشترکاً درک و مشترکاً برای حراست از جمهوریت کار کنیم.

    شاه حسین مرتضوی

    مشاور ارشد رئیس جمهور غنی

  • نماینده قطر در سازمان ملل: مذاکرات صلح دوحه در حل اختلافات افغانستان مهم است

    نماینده قطر در سازمان ملل: مذاکرات صلح دوحه در حل اختلافات افغانستان مهم است

    نماینده دائم قطر در سازمان ملل در سخنانی مذاکرات صلح افغانستان در دوحه را گامی مهم در مسیر حل و فصل اختلافات در این کشور خواند.

    به گزارش خبرگزاری قطر، احمد بن یوسف آل ثانی، نماینده دائم قطر در سازمان ملل در سخنانی در جریان نشست مجمع عمومی این سازمان به نقش کشورش در مذاکرات صلح افغانستان اشاره کرد.

    وی در این باره گفت: تلاش‌های قطر برای حمایت از برقراری دوباره امنیت، صلح و شکوفایی در افغانستان بیانگر سیاست خارجه استوار آن است که بر اهمیت حل و فصل اختلافات به شکل مسالمت‌آمیز و با میانجیگری تأکید دارد. ما با میانجیگری و با همکاری شریکان بین‌المللی‌مان موفق به تحقق دستاوردهای مهمی شدیم.

    احمد بن یوسف در ادامه تصریح کرد: میزبانی قطر از مذاکرات صلح افغانستان در سپتامبر دستاورد مهمی در راستای حل و فصل سیاسی همه جانبه مشکل افغانستان و پایان دادن به خشونت و مشکلات انسانی در این کشور بود.

    وی ادامه داد: علی‌رغم تدابیر پیشگیرانه برای مقابله با شیوع کرونا، اما قطر به میانجیگری میان طرف‌های افغانی ادامه داد و در تابستان گذشته موفق به دستیابی به آتش‌بس در دو عید فطر و قربان و همچنین عملیات تبادل اسری میان دولت افغانستان و طالبان شد.

  • خلیلزاد با ملا برادر دیدار کرد

    خلیلزاد با ملا برادر دیدار کرد

     نعیم وردک سخنگوی گروه طالبان امروز یکشنبه(۱۶ قوس) در خبرنامه‌ای گفت ملا برادر معاون سیاسی و مولوی عبدالحکیم رییس تیم مذاکراتی این گروه شب گذشته با زلمی خلیلزاد نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان نشستی داشتند.
    به گفته وی، در این نشست، روی اهمیت توافق‌نامه ۲۹ فبروری، رهایی زندانیان باقی مانده گروه طالبان، حذف نمودن اسامی اعضای این گروه از لیست سیاه، مذاکرات میان‌افغانی، ازجمله پیشرفت اخیر و دیگر مسایل مرتبط بحث و تبادل نظر شد.
    گفتنی است که آقای خلیلزاد در سفرش به دوحه گفته است که پیشرفت‌های اخیر در روند صلح مثبت و امیدبخش است.

  • امریکا از برگزاری نخستین نشست شورای عالی مصالحه‌ی ملی استقبال کرد

    امریکا از برگزاری نخستین نشست شورای عالی مصالحه‌ی ملی استقبال کرد

    وزارت خارجه‌ی امریکا، از برگزاری نخستین نشست شورای عالی مصالحه‌ی ملی، استقبال کرده است.

    در خبرنامه‌ای که ناوقت شب گذشته، (شنبه، ۱۵ قوس)، از سوی وزارت خارجه‌ی امریکا به نشر رسیده، آمده است که رهبران و احزاب سیاسی افغانستان برای تصمیم‌گیری وحمایت از صلح عادلانه و پایدار متحد شده اند.

    در خبرنامه آمده است که شورای عالی مصالحه‌ی ملی به عنوان یک نهاد معتبر می‌تواند در قسمت مشوره‌دهی به هیئت گفت‌وگوکننده‌ی دولت افغانستان، تسهیلات لازم را فراهم سازد.

    مایک‌ پومپئو، وزیر خارجه‌ی امریکا نیز، گفته است که برگزاری نخستین نشست کمیته‌ی رهبری این شورا، یک گام مثبت برای رفتن به جلو است.

    در همین حال، زلمی خلیل‌زاد، نماینده‌ی ویژه‌ی وزارت خارجه‌ی امریکا برای صلح افغانستان نیز برگزاری این نشست را یک گام مهم خوانده است.

    آقای خلیل‌زاد، بامداد روز یک‌شنبه (۱۶ قوس)، در برگه‌ی تویترش نوشته است: «در جریان مذاکرات بر شرایط توافق صلح، تقسیم قدرت، و آتش‌بس دایمی و همه‌جانبه با طالبان، این کمیته یک نهاد با صلاحیت برای جمهوری اسلامی افغانستان خواهد بود.»

    او تاکید کرده است که با تکمیل‌شدن اصول و طرزالعمل‌ها، هیئت گفت‌وگوکننده‌ی دولت و طالبان در مرحله‌ی بعدی گفت‌وگوها قرار دارند، و نخستین نشست شان را در مورد اجندا در دوحه آغاز کردند.

    زلمی خلیل‌زاد گفته است: «افغان‌ها دور هم می‌آیند و به سوی صلح گام بر می‌دارند. مردم افغانستان آرزومند صلح اند. اقدامات روزهای اخیر، مثبت و امیدبخش اند. من از هردو طرف تقاضا می‌کنم که تلاش‌های شان برای صلح را تسریع بخشند و جنگ طولانی در کشور را پایان بدهند.»

    گفتنی است که نخستین نشست شورای عالی مصالحه‌ی ملی، روز شنبه (۱۵ قوس)، با حضور رییس‌جمهور غنی، عبدالله عبدالله، حامدکرزی و شماری از رهبران سیاسی و احزاب جهادی در ارگ ریاست‌جمهوری برگزار شد.

  • خلیلزاد اتفاقات تازه در زمینه صلح را امیدوار کننده خواند

    خلیلزاد اتفاقات تازه در زمینه صلح را امیدوار کننده خواند

    زلمی خلیلزاد نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان از برگزاری نخستین نشست کمیته رهبری شورای عالی مصالحه ملی استقبال کرده و می‌گوید بحث روی آجندا در دوحه آغاز شده است.
    زلمی خلیلزاد نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان امروز یکشنبه(۱۶ قوس) در چند رشته توییت گفته است که اجماع رهبران طیف‌های سیاسی افغانستان یک گام مهم است.

    آقای خلیلزاد در مورد برگزاری نشست کمیته رهبری شورای عالی مصالحه ملی گفته است: «در جریان مذاکرات بر شرایط توافق صلح، تقسیم قدرت و آتش‌بس دایمی و همه جانبه با طالبان، این کمیته یک نهاد با صلاحیت برای جمهوری اسلامی افغانستان خواهد بود».
    وی افزوده است که با تکمیل نمودن اصول و کارشیوه مذاکرات میان‌افغانی، تیم‌های جمهوری اسلامی افغانستان و طالبان حالا در مرحله بعدی مذاکرات هستند و نخستین جلسۀ شان را در مورد آجندا در دوحه آغاز کردند.
    سفیر خلیلزاد با بیان اینکه اقدامات روزهای اخیر مثبت و امیدبخش است، تأکید کرده است: «من از هر دو طرف تقاضا می‌کنم که تلاش های‌شان را برای صلح تسریع نمایند و جنگ طولانی در کشور را پایان بخشند».
    آقای خلیلزاد که دور جدیدی از سفرهایش را به منطقه آغاز کرده، پس از دیدار با مقامات ترکیه و بحث در مورد صلح روز گذشته به دوحه رفت.

  • چرا هشتاد روز؟ نگاهی کوتاه به دشواری مذاکره و صلح افغانستان

    چرا هشتاد روز؟ نگاهی کوتاه به دشواری مذاکره و صلح افغانستان

    هشتاد روز به درازا کشید تا بر طرزالعمل مذاکرات میان هیأت جمهوری اسلامی افغانستان و طالبان توافق به وجود آید و نهایی گردد. طبیعی است اولین پرسشی که به ذهن خواهد آمد این است که چرا این مرحله از مذاکرات که روی مسئله نه چندان دشوار که طرزالعمل مذاکرات است این همه جر و بحث و حواشی به وجود آمد؟ علت چیست؟ شاید علت العلل، ریشه در تفاوت عمیق و پر چالش دو روایت جمهوریت و امارت، داشته باشد.

    این دو روایت، از اهمیت زیاد برخوردارند و این واقعیت را تجربه هشتاد روز سخت و دشوار آشکار ساخت. در واقع، دو سوی مذاکره کننده هرکدام هویت و مشروعیت خود را در یکی از آن دو می‌بینند و بر اساس آن‌ها به احتمال زیاد هرکدام، هدف نهایی (end state) خود را تعیین کرده‌اند. به همین دلیل ذره‌ای عقب نشینی از روایت و گفتمان خویش را به مثابه از دست دادن مشروعیت و هویت خویش تلقی می‌کنند.

    مواد طرزالعمل که پیش نویس آن از سوی هیئت جمهوری ارایه شده بود، ساده و فارغ از مباحث ماهوی و محتوایی بود، دامنه بحث را به این مسایل نمی‌کشانید، لکن برای طالبان که سالها شعار داده بود، امارت اسلامی است و دارد به عنوان دولت مشروع یک کشور، با اشغال و تجاوز خارجی می‌جنگد، و وجود دولت جمهوری اسلامی افغانستان را قبول نداشت و به همین دلیل مخالف هرگونه مذاکره با دولت بود، بسیار دشوار بود که با هیئت رسمی دولت جمهوری اسلامی افغانستان و تحت همین عنوان مذاکره کند.

    لذا برای بیرون رفت از این مخمصه و توجیه موضع خود برای حامیانش، موافقتنامه دوحه را به عنوان اساس مذاکرات مطرح کرد. در اینجا لازم است به دو سوال پاسخ داده شود. نخست این‌که چرا برای طالبان مذاکره رسمی با دولت مشکل بود؟ دوم این‌که مبنا قرار گرفتن موافقتنامه دوحه چگونه به باور آنان این مشکل را حل می‌کرد؟در پاسخ به سوال اول ، همان‌گونه که خاطر نشان شد، باید گفت اقرار و اعتراف به وجود دولت در افغانستان پایه‌های مشروعیت جنگ طالبان را به لحاظ دینی نابود می‌کند، چون به باور خود طالبان که خود را پیرو مذهب حنفی می‌داند، جنگ علیه دولت مسلمان و لو فاسق جایز نیست. لذا طالبان برای فرار از این مشکل همیشه تصویر یک کشور تحت تجاوز و اشغال از افغانستان به دست می‌دهد و دولت افغانستان را در حد اجیر و دستگاه تحت امر کفار اشغالگر تقلیل می‌دهند و آن را بخشی از نیرو و دستگاه اشغالگر معرفی می‌کنند و معتقداند که جنگ شان جهاد است و مشمول هیچ آیه‌ای از قرآن که به صلح فرمان می‌دهد و از کشتار مسلمانان نهی می‌کند، قرار نمی‌گیرد.

    لذا تا وقتی که به اهداف مورد نظر خود نرسند، کوشش می‌کنند کاری نکنند که به معنای تضعیف این روایت و عقب نشینی از آن به حساب آید، دقیقا به همین دلیل طی مذاکرات کوشیدند که طرف خود را به مجموعه‌ای از جهت‌های افغانی کاهش دهند و به عنوان دولت به رسمیت نشناسند. اما این‌که موافقتنامه دوحه چگونه، به زعم آنان، می‌توانست مشکل یادشده طالبان را حل کند، این بود که در این موافقتنامه دولت در حد یک جهت افغانی تقلیل داده شده است و به طور ضمنی قبول شده است که در نتیجه صلح می‌تواند یک حکومت اسلامی جدید به وجود آید. به این ترتیب طالبان از طریق اینکه تنها دوحه مبنا قرار می‌گرفت، روایت خود را عملا تثبیت و تحمیل می‌کرد.

    اما استراتیژی جانب هیئت جمهوری اسلامی افغانستان این بود که طالبان نتواند روایت خود را تحمیل و مشروعیت نظام و دولت را به دست هیئت جمهوری اسلامی، مخدوش کند. در عین حال برای پرهیز از ایجاد انسداد در مذاکره طالبان را ملزم نمیدانست که دولت و نظام را پیشاپیش به رسمیت شناخته و مشروعیت آن را قبول کند. به همین دلیل در تمامی پیشنهادات و مذاکرات طولانی خود در پی ایجاد توازن بود. در این راستا بیش از ده پیشنهاد را برای جانب مقابل به دست داده است. و نشستهای متعدد گوناگون در سطوح مختلف با حانب مقایل برگزار کرد، اما طالبان به منظور تحمیل روایت خود سرسختانه هم در میز مذاکره و هم در جبهات جنگ جنگیدند. جهان نیز فشار لازم را مطابق قطعنامه 2513 شورای امنیت بر طالبان وارد نکردند و این گروه بر خلاف موافقتنامه خود با امریکا که متعهد شده بود با شروع مذاکرات خشونتها را کاهش دهد، به افزایش آن پرداختند و بر شهر ها دامنه حمله خود را گسترش دادند، لشکرگاه، قندهار، غزنی، قلات و تخار را مورد حمله قرار دادند.

    لکن سر انجام پای دیپلماسی و وساطت میزبان و گروه کشورهای حامی صلح به میان کشیده شد، این مرحله نیز با نشستهای دو جانبه و سه جانبه متعدد همراه بود و چندین هفته به درازا کشید و پیشنهادهای گوناگون مبادله شد، سر انجام بعد از مباحثات طولانی روی متن‌های گوناگون بر متنی توافق اولیه به عمل آمد که در نگاه نخست برای جانب طالبان از جذابیت بیشتر بر خوردار بود، چون در این متن پیش از سه اصل دیگر، موافقتنامه دوحه به عنوان یکی از چهار اساس مذاکره‌، البته با این تعبیر مذاکره‌ای که قبلا شروع شده بود قبول می‌شد، اما سه اصل دیگر به گونه‌ای بیان می‌شد که بر حسب ظاهر در قبول دولت جمهوری اسلامی به عنوان طرف اصلی و قطعنامه 2513 شورای امنیت صریح نبود.

    اما برای هیئت جمهوری اسلامی حد اقل خواست آنان را که حفظ اعتبار دولت و نظام بود، به شرحی که توصیح داده خواهد شد، تأمین می‌کرد و در عین حال راه را به سوی مذاکرات اصلی باز می‌کرد، چون از یکسو سیاق عبارت به گونه‌ای بود که مشخص میکرد یکی از دو طرف مذاکره، دولت جمهوری اسلامی است که در 12 سپتامبر مذاکرات صلح افغانستان را یکجا با جانب طالبان و جامعه جهانی آغاز کردند. و این مذاکرات فقط دو جانب دارد که یک جانب دولت است که در تاریخ یادشده این مذاکرات را افتتاح کرده است و مبنای تعهد آن به لحاظ حقوقی متفاوت از موافقتنامه دوحه است چون در این متن آمده بود تعهد طرفین به صلح پایدار. پس جانب دولت جمهوری اسلامی افغانستان به عنوان طرف اصلی مذاکرات قبول می‌شد. همچنین خواست مردم افغانستان و ملل متحد مبنی بر صلح پایدار نیز به عنوان مبنای مذاکرات پذیرفته شده بودند. خواست مردم افغانستان در قطعنامه 2513 شورای امنیت و اخیرا در اعلامیه جینیوا نیز آمده است و جانب دولت، لویه‌جرگه‌های 98 و 99 را مصداق واضح آن میدانستند، چون این دو مجلس، متشکل از نمایندگان منتخب مردم (مجلس شورای ملی و اعضای شوراهای ولایتی) و نمایندگان جامعه مدنی از گروه‌های گوناگون اجتماعی بوده است.

    هم‌چنین این عنوان بر هرگونه دادخواهی و نظرخواهی که از طرق معتبر به دست آیند و حاکی از خواست و نظر هر قشر اجتماعی از قبیل زنان و گروه‌های قومی و مذهبی در جهت تأمین صلح پایدار باشد، نیز قابل اطلاق است. خواست مکرر ملل متحد مبنی بر قراری صلح پایدار به طور واضح شامل قطع‌نامه 2513 شورای امنیت می‌گردد که در آن از جمهوری حمایت و امارت نفی شده است. ضمنا مفهوم صلح پایدار که به لحاظ محتوا معادل اعمار صلح/ صلح حداکثری (peace building) است، هدف غایی مذاکره را روشن میکند که بدون یک صلح همه شمول و عادلانه که در آن علاوه بر قطع خشونت فیزیکی، خشونت و تبعیض ساختاری و فرهنگی را نیز از میان باید برد، به وجود نمی.آید.

    هدفی که در چارچوب گفتمان طالبان قابل تحقق نمی‌باشد و برای تحقق آن حتی نیاز است که گفتمان جمهوریت را از آنچه اکنون وجود دارد، تقویت کرده و توسعه باید داد تا بهتر از گذشته بتواند وفاق و اجماع ایجاد کند.این توافق در نگاه نخست از نگاه رهبری دولت برخوردار از وضاحت کافی دانسته نمی‌شد و لذا لازم بود در مورد این توافق، اجماع و رضایت همه شمول در جبهه جمهوری، مخصوصا در سطح رهبری دولت به وجود آید، پس لازم بود نگرانی‌های رهبری دولت به شکل مناسب رفع گردد. میکانیزم رسمی ایجاد این اجماع که شورای عالی مصالحه ملی بود، هنوز به وجود نیامده بود. به همین دلیل ظاهرا نیاز افتاد ایجاب که رهبری هیئت، رهبری دولت را از نزدیک در جریان امور قرار دهد.

    بعد از دیدار با رهبری دولت، هیئت در جلسات عمومی خود توانست راهکار مناسب را برای ایجاد وضاحت در مورد متن مورد توافق، بیابد و این راه‌کار را به اطلاع شورای عالی مصالحه و رهبری دولت رسانید و داشت این اجماع در داخل به وجود می‌آمد و نگرانی‌ها در حال رفع بود که طالبان بر خلاف تعهد دو جانبه، توافق ابتدایی را به صورت یکجانبه، بدون اینکه در جلسه عمومی مشترک نهایی شده باشد اعلان کردند که خود می‌توانست مشکل آفرین باشد، لذا هیئت از یک سو تدبیر لازم را جهت مدیریت واکنشها و جلوگیری از سوء تفاهم بیشتر، اتخاذ کرد و از سوی دیگر به تلاش خود جهت رفع هرگونه ابهام از مقدمه (چهار اصل یاد شده) سرعت داد و یک نامه توضیحی رسما به جانب طالبان فرستاد و در آن تفسیر خود را از چهار اصل به اطلاع آنان رساند و نامه مشابه را به کشورهای حامی صلح و ملل متحد که در آن علاوه بر ارایه تفسیر از چهار اصل به تعهد کشورها در حمایت از نظام جمهوری اسلامی و خواست مردم افغانستان مبنی بر ایجاد صلح پایدار، مطابق قطع‌نامه‌های ملل متحد و اعلامیه جینیوا، تذکر داده شد و این کشورها به شمول ملل متحد در جوابیه‌های شان ضمن تأیید تفسیر جانب جمهوری بر حمایت شان از نظام دموکراتیک، حقوق بشر و حقوق همه مردم افغانستان و از هدف نهایی (end state) تأکید کردند. به این ترتیب توضیحات لازم به طرف دوم و سوم داده شد و این توضیحات، نزد جانب سوم ثبت گردید.و در نتیجه نگرانی‌های رهبری دولت رفع و در جبهه جمهوری اجماع و وفاق لازم به وجود آمد، واکنشها مدیریت شد و در این خلال، تدابیر لازم اتخاذ شد که جانب مقابل و شرکای بین المللی افعانستان به اراده هیئت و صلاحیت و اقتدار آن در آوردن صلح دچار شک و تردید نشود.

    در نتیجه زمینه برای اعلام نهایی این توافق و ورود به فاز جدید مذاکره فراهم گردید. به نظر می‌آید اگر به اجزای گوناگون این گزارش تحلیلی دقت به عمل آید، روشن خواهد شد که هر جزء آن یک مشکل بوده است که با تدبیر و ایجاد اجماع باید حل می‌شد. جا دارد که خاطر نشان کنیم که در در رفع نگرانی‌ها علاوه بر ارایه توضیحات یادشده، مشروعیت بین المللی دولت جمهوری اسلامی افغانستان و قطعنامه‌های گوناگون ملل متحد، مخصوصا حمایت قاطع جهان از مواضع نظام جمهوری اسلامی افغانستان در اعلامیه جینیوا ، بسیار موثر بوده است، چون وقتی چهار اصل یادشده از جمله موافقتنامه دوحه را در متن و زمینه‌ای قطعنامه‌های شورای امنیت که فارغ از اینکه کسی آنرا قبول کند و یا نکند، و اعلامیه‌های جامعه جهانی قرار می‌دهیم، چیزی جز چهار اصل مهم که هرکدام می‌تواند پایه‌ای اساسی مذاکرات باشند به دست نمی‌آید. موافقتنامه دوحه نیز در این چارچوب عملا مقید به قطعنامه 2513 شورای امنیت ملل متحد است.یادداشت: مسئله مذهب هم مهم بود، فعلا طالبان به دلایل گوناگون از جمله به جهت کسب امتیاز نسبی در مسئله موافقت نامه دوحه از تاکید بر آن دست کشید ببینیم آینده چه می‌شود.

    داکتر امین احمدی

  • پمپئو: مذاکره در کنار کاهش خشونت جواب می دهد

    پمپئو: مذاکره در کنار کاهش خشونت جواب می دهد

    پمپئو در که در نشست آن لاین انستیتوت مطالعات راهبردی در منامه پایتخت بحرین سخن می گفت نسبت به خشونت ها در افغانستان ابراز نگرانی کرد.

    وی گفت طرف های مذاکره کننده در دوحه باید برای توقف جنگ به مذاکرات خود ادامه دهند.

    وزیر امور خارجه قطر نیز در این نشست آن لاین ابراز امیدواری نمود تا پایان سال میلادی جاری گفت و گو ها به نتیجه خوب برسد و افغان ها سال خوبی را پشت سر بگذرانند.

    وی تاکید کرد هدف از میزبانی مذاکرات صلح تسهیل روند صلح است تا افغان ها بتوانند ثبات را در کشورشان برقرار نمایند.

    این در حالی ست که گفته می شود پس از نردیک به سه ماه تیم های مذاکره کننده حکومت و طالبان در دوحه روز طرزالعمل مذاکرات به توافق رسیده اند.

  • رئیس پیشین آی اس آی پاکستان: ما  فقط می توانیم طالبان را به مذاکره تشویق کنیم

    رئیس پیشین آی اس آی پاکستان: ما فقط می توانیم طالبان را به مذاکره تشویق کنیم

     اسد درانی رئیس سابق سازمان اطلاعات ارتش پاکستان (آی‌اس‌آی) اظهار داشت اسلام‌آباد قادر است مجاهدین افغان و گروه طالبان را به مذاکره ترغیب کند.

    درانی گفت: «پاکستان می‌تواند از نفوذ خود بر مجاهدین و طالبان استفاده کند و به آنان بگوید که با یکدیگر گفت‌وگو کنند و اطمینان دهد هر تصمیمی که دو طرف بگیرند برای پاکستان پذیرفتنی است اما اسلام‎‌آباد بیش از این نمی‌تواند کاری انجام دهد.»

    وی همچنین تأکید کرد «پاکستان همیشه با مجاهدین در ارتباط بوده و به آنها کمک کرده است؛ زیرا آنها در مقابل نیروهای خارجی می‌جنگیدند، همین کار را با طالبان نیز کرده است، با وجود همه فشارها، پاکستان نفوذ و رابطه خود را با آنها حفظ کرده است».

    «پاکستان تودی» نیز پیش از این نوشته بود نفوذ اسلام‌آباد بر طالبان با گذر زمان کاهش یافته است و میزبانی قطر از گفت‌وگوهای صلح و نیز ایجاد روابط طالبان با دیگر کشورها نشان‌دهنده این موضوع مهم است.

    این رسانه پاکستانی گفته بود: «نفوذ اسلام‌آباد بر طالبان با گذر زمان کاهش یافته است و این موضوع نه‌تنها با تغییر محل مذاکرات آمریکا و طالبان به قطر بلکه با اعتماد به نفس این گروه برای ایجاد روابط مستقل با دیگر کشورها مشهود است.»

    درانی پیش از این گفته بود که اشرف غنی، رئیس‌جمهور کنونی افغانستان پس از توافق صلح هیچ نقشی در آینده افغانستان نخواهد داشت و وی را تحمیل‌شده خواند. 

  • وحید عمر: دولت امتیازات کلانی به طالبان برای صلح داده است

    وحید عمر: دولت امتیازات کلانی به طالبان برای صلح داده است

    وحید عمر، مشاور ارشد ریاست جمهوری افغانستان در اظهاراتی گفت دولت نه تنها روند مذاکرات را مختل نکرده بلکه گام‌های تاریخی برداشته است.

    آقای عمر می‌گوید، دولت برای باز شدن مسیر از بن بست چنان امتیازاتی به این گروه که حتی دولت را به رسمیت نمی‌شناسد داده که در جهان بی‌بدیل است.

    وی با تاکید بر اینکه هیچ حکومتی در جهان حاضر به پرداخت چنین امتیازاتی نیست افزود این گروه با توسل به کشتار غیرنظامیان خواب امتیازات سنگینی را می‌بیند و فکر می‌کند سیاست خشونت و ترور به نفع آن‌هاست.

    این در حالی است که پیشتر روزنامه نیویورک تایمز گزارش داده بود اشرف غنی، رییس جمهور افغانستان در روند صلح سنگ‌اندازی کرده و با وجود توافق روی اصول اولیه اجازه پیشرفت را به هیئت دولت نمی‌دهد.

  • دست غنی از پروسه صلح کوتاه می شود

    دست غنی از پروسه صلح کوتاه می شود

    چندی ست خبرهای ضد و نقیض از دوحه در مورد پروسه به گوش می رسد: داکتر نعیم سخنگوی طالبان می گوید که هیات های مذاکره کننده حکومت و طالبان روی تعیین کار شیوه مذاکرات صلح به توافق رسیده اند و سند آماده امضاء می باشد. از سویی دیگر اما سخنگوی رئیس جمهور غنی هرگونه پیشرفت در گفت و گوی دوحه را رد کرده است.

    همچنین رئیس جمهور غنی به تازگی رئیس هیات مذاکره کننده حکومت و عبدالسلام رحیمی وزیر دولت در امور صلح را در حالت فوری به کابل فراخوانده و نارضایتی خود از خواسته های طالبان را ابراز داشت.

    در چنین وضعیتی جامعه جهانی اما بر پیشرفت هرچه سریع تر مذاکرات صلح تاکید کرده و حتی یکی از شروط عمده کشورهای کمک کننده به افغانستان در کنفرانس جنوا نیز موفقیت پروسه صلح عنوان شد.

    برخی از کارشناسان و شهروندان کشور اما بر این باورند که جامعه جهانی در فکر کوتاه کردن دستان رئیس جمهور غنی از پروسه صلح می باشد.

    هارون معترف در این مورد می گوید اشرف غنی تمام توان خود را به کار بسته است که از پیش‌رفت در مذاکرات دوحه جلوگیری کند. کشورهای دخیل در روند صلح افغانستان از ماجرا در دوحه و سنگ‌اندازی غنی در کابل آگاهی یافته‌اند. آنان متوجه شده‌اند که غنی مخالف پیش‌رفت در روند صلح و دستیابی به یک راه‌حل سیاسی برای پایان جنگ است.

    وی در فیس بوک خود نوشت:« استراتژی غنی این است که هر طور شده، پنج سال دوره‌ی ریاست جمهوری‌اش را تکمیل کند. او به خوبی می‌داند که توافق صلح با طالبان منوط به تشکیل حکومت انتقالی و یا موقت در افغانستان خواهد بود. حالا، فشار جهانی برای کوتاه‌کردن دست غنی از روند صلح آغاز شده است.»

  • در تماس تلفنی اتمر و ظریف عنوان شد/ایران از پروسه صلح افغانستان حمایت می کند

    در تماس تلفنی اتمر و ظریف عنوان شد/ایران از پروسه صلح افغانستان حمایت می کند

     محمد حنیف اتمر وزیر امور خارجه کشور طی تماس تلفنی با محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران تسلیت و همدردی خود و دولت افغانستان را در مورد ترور محسن فخری‌زاده دانشـــمند هسته‌ای ایران، ابراز داشت و آن را محکوم کرد.
    همچنان آقای اتمر از اشتراک وسهمگیری فعالانه ایران در کنفرانس افغانستان ۲۰۲۰ که هفتۀ گذشته در جنوا برگزار شد، ابراز امتنان کرده، در مورد حمایت ایران از روند صلح افغانستان و همچنان، تلاش‌های آقای ظریف در مورد تأمین وتقویت اجماع منطقه‌ای در حمایت از مذاکرات صلح قدردانی کرد.
    در همین حال، محمد جواد ظریف ضمن تقبیح کردن حملات اخیر و سطح بلند خشونت‌ها در افغانستان، خواهان قطع جنگ و برقراری آتش‌بس و صلح پایدار در افغانستان گردید و از حمایت دولت ایران از دولت، مردم و فرآیند صلح افغانستان، به آقای اتمر، اطمینان داد.
    گفتنی است هردوطرف توافق نمودند که بادرنظرداشت اهمیت همکاری دوجانبه، به خصوص در مورد پنج کمیته کاری با هم مشترکاً کار نمایند.

  • امریکا حملات روز گذشته در زابل و غزنی را محکوم کرد

    امریکا حملات روز گذشته در زابل و غزنی را محکوم کرد


    وزارت خارجه آمریکا ضمن ابراز همدردی با خانواده‌های قربانیان حملات انتحاری در افغانستان گفت:«ما این حملات انتحاری وحشتناک روز گذشته را در افغانستان محکوم می‌‌کنیم.»
     همچنین این وزارت خانه در ادامه با بیان اینکه امریکا در کنار مردم افغانستان و متحدانش برای پایان دادن به این جنگ طولانی می‌ایستد، تاکید کرد:‌«این حملات وحشیانه مانع صلح نخواهد شد.»
    گفتنی است که روز گذشته در دو حمله انتحاری در ولایت‌های زابل و غزنی نزدیک به ۴۰ تن جان باختند و ده‌ها تن دیگر نیز مجروح گردیدند.

  • تمام کشورهای اسلامی باید جنگ افغانستان را تحریم کنند

    تمام کشورهای اسلامی باید جنگ افغانستان را تحریم کنند

     وزارت امور خارجه کشور امروز یکشنبه(۹ قوس) در بیانیه‌ای با استقبال از حمایت سازمان همکاری‌های اسلامی و کشورهای عضو گفت جهان اسلام در جریان ۴۷مین نشست شورای وزرای خارجه این سازمان پشتیبانی قاطع خود را از مردم و دولت افغانستان اعلان کرد.
    در بیانیه آمده است: «سازمان همکاری اسلامی با اصدار قطع نامه‌های متعدد به شمول قطع نامه ۴/۴۷ در مورد وضعیت افغانستان، قطع‌نامه ۴۴/۴۷ در مورد جنایات داعش و قطع‌نامه ۵/۴۷ در مورد ابتکارات منطقه‌ای در حمایت از افغانستان که در جریان ۴۷مین نشست شورای وزرای خارجه سازمان همکاری اسلامی به تاریخ ۷ و ۸ قوس سال جاری در شهر نیامی کشور نایجیریا برگردیده بود، حمایت قاطعش را از مردم و دولت افغانستان اعلام نمود».
    سازمان همکاری اسلامی از علما و نهادهای مذهبی در سرتاسر کشورهای عضو این سازمان خواست تا جنگ در افغانستان را تحریم و در حمایت از مذاکرات صلح موضعگیری نمایند.
    این سازمان ضمن محکوم کردن حملات تروریستی اخیر در افغانستان، به خصوص مورد هدف قرار دادن افراد ملکی مانند حمله در بامیان، حمله بالای دانشگاه کابل، حمله بالای مرکز آموزشی کوثر و حمله بالای زایشگاه در دشت برچی، از طالبان خواست تا خشونت‌ها را کاهش داده و به تأمین عاجل آتش‌بس توافق نمایند.
    بر بنیاد این بیانیه، سازمان همکاری‌های اسلامی از کشورهای عضو این سازمان خواسته تا از روند صلح همه شمول افغانستان حمایت کند، تا به یک راه حل سیاسی منتج شود که مبنای آن قطع خشونت، قطع رابطه با گروه های تروریست، حفاظت و تقویت دستاوردهای دموکراتیک و پیشرفت ها در عرصه دموکراتیک، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ۱۹ سال گذشته و رعایت قانون اساسی-مفید برای تمام مردم افغانستان، باشد.
    حکومت افغانستان از صدور قطع‌نامه‌های سازمان همکاری اسلامی قدردانی کرده و گفته علاقمند است تا با سازمان همکاری‌های اسلامی از نزدیک در مورد محتوا و تطبیق این قطع‌نامه‌ها کار کند.
    گفتنی است که حنیف اتمر وزیر امور خارجه کشور پس از اشتراک در کنفرانس جنوا در رأس هیئتی برای شرکت در نشست وزرای خارجه سازمان همکاری‌های اسلامی به نایجیریا سفر کرده بود.

  • اتمر و قریشی روی کاهش خشونت‌ها و راهیابی به آتش‌بس گفت‌وگو کردند

    اتمر و قریشی روی کاهش خشونت‌ها و راهیابی به آتش‌بس گفت‌وگو کردند

    وزیران خارجه افغانستان و پاکستان روی کاهش خشونت‌ها و راهیابی به آتش‌بس تاکید کردند.

    محمد حنیف اتمر و شاه محمود قریشی امروز (۷ قوس) در حاشیه اجلاس وزیران خارجۀ سازمان همکاری‌های اسلامی با هم دیدار کردند.

    وزارت خارجه پاکستان در یک خبرنامه به نقل از قریشی نوشته که گفته است، در جریان سفر صدراعظم عمران خان به کابل، دیدگاه مشترک به میان آمده که برای رسیدن به صلح کمک می‌کند.

    در کابل حامد تهذیب معاون سخنگوی وزارت خارجه امروز در پیامی به رسانه‌ها گفت محمد حنیف اتمر برای جلب حمایت از نظام جمهوریت و پشتیبانی کشور‌های اسلامی از دستاورد‌های حدود دو دهه گذشته در اجلاس وزیران خارجه سازمان همکاری اسلامی حضور می‌یابد.

    وی افزود: پیام ما در این کنفرانس واضح است، همین که جنگ در افغانستان از نظر شرعی ناروا است و جامعه کشور‌های اسلامی ضمن ناروا دانستن جنگ در افغانستان، از صلح و نظام حمایت کنند که در آن دستاورد‌های ۱۸ سال گذشته به شمول حقوق مدنی شهروندان و نظام جمهوریت تضمین شود.»

    ۴۷مین اجلاس شورای وزیران خارجه سازمان همکاری اسلامی امروز و فردا در نیامی پایتخت نایجر برگزار می‌شود.